چاپ کردن این صفحه

ممنوعیت قانونی نظام آموزشی بر عدم ترک کلاس درس برای تدریس و ماجرای توبیخ معلمی که در محیط خارج از کلاس به تدریس جغرافیا مشغول بوده است !

بررسی برخی از عوامل مؤثر در کُشتن خلاقیت کودکان ( خانه و مدرسه ) - 3

مینو امامی/ همکار صدای معلم

عوامل مؤثر در کُشتن خلاقیت کودکان

در دو بخش قبلی به یاد آوردیم که خلاقیت پدیده ای ساده ، مفید و تأثیر گذار در فرآیند زندگی ماست. خلاقیت مراحل انجام کارها را به حداقل مصرف زمان و انرژی می رساند و لذت یافتن و پیدا کردن بهترین روش برای انجام هر نوع فعالیتی را ممکن می سازد. حال به بررسی چند عامل دیگر کُشندۀ دنیای خلاقیت در بخش پایانی می پردازم. علاقه مندان می تواند با مراجعه به منبع اصلی مابقی عوامل را مطالعه نمایند.



بررسی برخی دیگر از عوامل کُشندۀ خلاقیت کودکان :

16) آموزش های تکراری : تازگی یا نو و بدیع بودن هر نوع عملی ، به کسب تجارب جدیدی منجر می شود لذا کودک در برخورد با موقعیت های جدید و تجربه نشده امکان به کارگیری مهارت ها و توانایی های درونی خود را برای ایجاد هماهنگی یا سازگاری بیشتر با آن به دست می آورد. آموزش های تکراری ، به نظرم بیشترین اثر کُشندگی خلاقیت را دارند. کودکان با آموزش های تکراری ذهن و روح شان خسته و حتی فعالیت مغزی آنان قفل می گردد. حتی اگر این آموزش بر اساس علاقه و استعداد و میل باطنی خود کودک در جهت انتخاب فردی هم صورت بگیرد باز کانون نگرش و بینش او را محدود می سازد و اگر علیرغم میل خود او باشد باعث ایجاد نفرت و بیزاری از آن می گردد. در هر دو حال احتمال نوجویی و یا تفکر برای خلاقیت از سوی کودک از بین می رود.

عوامل مؤثر در کُشتن خلاقیت کودکان

17) طبیعت نرفتن : محیط زندگی کودک فقط خانه و مدرسه یا مسیر بین آن دو نیست. کودک می بایست با محیط زیست یا طبیعت و نوع برخورد انسانی با آن در جهت حفظ و نگهداری آن و حتی احترام به طبیعت را یاد بگیرد. آنانی که به حریم جنگل ها و محیط زیست و یا حیوانات موجود در آن تعدی و تجاوز می کنند و شکار غیر مجاز دارند یا با اهمال کاری خود جنگل را به آتش می کشانند همان کودکانی هستند که با ضرورت وجود و بقای محیط زیست یا طبیعت آشنا نشده اند . ( کشته شدن 4 تن از جنگل بانان اخیر مریوان در پنجم شهریور 97 مصداقی ناگوار بر این گفتار است ) و یا ممنوعیت قانونی نظام آموزشی بر عدم ترک کلاس درس برای تدریس و ماجرای توبیخ معلمی که در محیط خارج از کلاس به تدریس جغرافیا مشغول بوده است. در حالی که بهترین روش یادگیری حداقل برای دو درس جغرافیای عمومی و زیست شناسی گیاهی یا جانوری همان طبیعت است که منجر به یادگیری عمیق تر توأم با هیجان و خلاقیت بیشتر در بین کودکان می گردد. اساس خلاقیت خطا و آزمایش و تجربه کردن موقعیت های جدید است. دور نگه داشتن کودکان از طبیعت آنان را از این نعمت محروم و بی نصیب می سازد. کودکان را می بایست با انس به طبیعت رشد داد تا حافظان شایسته ای برای دوام حیات آن باشند.

18) کشتن چراهای کودک : سن رشد عقلی کودکان سرآغازی برای چراهای اوست. همزمانی شروع صحبت کردن کودک با این چراها غوغایی است که فقط پدر ان و مادران از آن باخبرند. آنقدر سئوال می پرسد که حد و اندازه ندارد فقط کاش والدین حتی اگر حوصله یا توان پاسخگوئی به این سئوالات را ندارند یا صدای آنان را حین طرح این پرسش ها ضبط کنند و یا آنها را یادداشت نمایند. حقیقتا دنیای سِحر انگیزی دارد. اگر والدین خصوصا مادران و یا معلمین نتوانند و یا نخواهند به این چراها پاسخ دهند کودک پلۀ اول برای برای رسیدن به پلۀ دوم دانایی را پا نخواهد گذاشت، لذا چنین کودکانی همانند علف هرزی می مانند که رشد نکرده باید هرس شوند. یعنی عدم تجربۀ شرایط جدید و عدم رشد خلاقیت در او. بدون تعارف بسیاری از این چراها دشوارند اما کودکان چون حافظه بلند مدت ندارند ما نمی توانیم پاسخگوئی را به بعد مطالعه یا مشاوره گیری خود موکول کنیم . لذا اگر مقدور باشد حداقل با مراجعه سریع به کتب موجود در منزل و یا کوتاه ترین طریق با مراجعه به دنیای اینترنت و فضای مجازی هم سئوال او را پاسخ دهیم و هم فرهنگ رفرانس دادن را به او آموزش دهیم. بدین طریق توان کنجکاوی و خلاقیت او را نیز صیقل می بخشیم.

عوامل مؤثر در کُشتن خلاقیت کودکان

19) کتاب نخواندن : داستان تلخ بیگانگی ما ایرانی ها از کتاب نخواندن به فرزندانمان نیز منتقل می شود. با کمال احترام به علاقه مندان مطالعۀ روزمره ، والدین بسیاری هستند که حتی یک کتاب نیز در منزل برای مطالعه خود ندارند و یا هیچ کتابی را برای کودک خود نمی خرند. دنیای کتاب یعنی گشایش دریچه ای به سوی انسان برای دانستن بیشتر یا پاسخ دهی به سئوالات ذهنی و یا افزایش تعداد سئوالات برای بیشتر دانستن. زمانی که برای کودک مدرسه رُوی خود کتاب نمی خوانیم او با این دنیا بیگانه می ماند و عادت مثبت مطالعه در او ایجاد نمی شود. زندگی کردن فقط بر اساس گفته های محدود شفاهی افراد خانواده یا تأثیر پذیرفته از رادیو و تلویزیون ، برای کودک کافی نیست. او به آشنایی با دنیای تجربه های ندیده و نشنیده نیز نیازمند است. اگر والدین بتوانند در طی هفته حداقل یک بار هنگام بیرون رفتن با همراهی خود او کتابی متناسب سن او تهیه نمایند و سپس در منزل برای او بخوانند یا اگر مدرسه می رود خودش به تنهایی یا به همراهی در زمان مطالعۀ والدین ، کتاب بخواند عادت مطالعه کردن نیز در او ایجاد می شود. یا می توان با کتب کودکان همسن و سال همسایه یا فامیل معاوضه نمود تا مجبور به خرید بیشتر و صرف هزینه نگردند. هر چند که برخی با دانلود کردن کتابی در کامپیوتر امکان مطالعه را برای کودکان خود فراهم می آورند تا کمترین مبلغ را هزینه کنند اما ایراد این روش آنست که :
الف - او با کتاب آشنا نمی شود و عادت به مطالعه به عنوان یک رفتار خوشایند برای پر کردن اوقات فراغت را به دست نمی آورد.

ب - آشنایی با فضای مجازی برای او زود است و می تواند تبدیل به عادت بد گردد.

ج - لطمات استفاده از وسایلی چون کامپیوتر ، موبایل و تبلت بر سلامتی جسمی او تأثیر سوئی می گذارد. د - قدرت انتخاب یا اختیار کودک در برگزیدن موضوع کتاب از کف او بیرون می رود. در دنیای مجازی این کار آماده و به سرعت برای او فراهم می شود لذا قدرت تفکر از کودک سلب می شود. بهتر است والدین با مطالعه خودشان بدون هر نوع زور و اجبار ، کودکان را به سوی کتاب و مطالعه جذب نمایند.
معلمان نیز با معرفی یک کتاب متناسب سن کودکان در آخر زنگ ، می توانند آنان را به این کار تشویق نمایند منتهی دقت نمائید که تمرکز کودک در آخر زنگ کمتر می گردد لذا با ابتکار خویش فضای شاد و هیجان انگیزی برای این کار بوجود آورید. طرح عنوان کتاب در اول زنگ موجب حواس پرتی او می شود و دقت لازم برای یادگیری نخواهد داشت.
و یا آموزش و پرورش می تواند زنگ جست و جو در کتابخانۀ مدرسه ( اگر داشته باشند ) را برای کودکان پیش دبستانی و یا ابتدائی در نظر بگیرد تا آشنایی با دنیای کتاب برای آنها آسان شود و یا ساعت مطالعه کتاب دلخواه را برای کودکان در نظر بگیرد تا ذوق و شوقی برای این زنگ در آنان ایجاد شود و حتی در این ساعت از آنان بخواهیم تا خلاصه کتاب خوانده شده را برای دوستانشان تعریف نمایند تا همه از تجربه کتاب خوانی یکدیگر استفاده کنند . بدین طریق خلاقیت ذهنی آنان رشد می نماید و فن بیان یا گفتار را نیز فرا می گیرند و فن سکوت هنگام گفتار دیگران را تجربه می کنند یعنی یادگیری همان فرهنگ گفت و گو . سنت نیکوی کتابخوانی را نسل به نسل منتقل سازیم تا روزنه های دانایی روشنایی خود را از دست ندهد. کودکان ترویج دهندگان این خردمندی اند.

20 - تکالیف زیاد منزل : در سیستم آموزشی ما معنای تکالیف منزل ، عبارتست از ادامه یادگیری های دروس کلاسی یا تمرین بیشتر برای یادگیری و یا توانمندسازی کودکان برای انجام کارهای خارج از حد توان خود و یا سیستم آدم سازی ! که متأسفانه اگر معلم هم در این خصوص منطقی برخورد کند و تکالیف متعارف به کودکان بدهد ،برخی از والدین خصوصا مادران وارد عمل شده و برای کودک خود تکالیف زیاد و حتی سختی را با نیت پیشی جستن از مابقی همکلاسان تعیین می سازند که می تواند حال و آینده کودک را بر باد بدهد.
یک کودک به تناسب سن و قوای فیزیکی خود، از توانایی های محدودی برخوردار است. نیک می دانید که نوزاد انسانی طولانی ترین مدت نگه داری و مراقبت را نسبت به سایر موجودات نیازمند است. پس تصور این که او با پشت سرگذاشتن 7 یا 9 سال از عمر خود به قول معروف یک مرد شده است تعارفی بیش نیست. کودک برای انجام حجم زیاد تکلیف نه توان لازم را دارد و نه میل کافی را. زیاد بودن تکالیف منزل نه تنها باعث یادگیری کودک نمی شود بلکه باعث بیزاری و نفرت او از کلاس و درس و گاه حتی معلم می گردد. او به خلاف هایی چون مجبور کردن والدین یا خواهر و برادر خود برای انجام تکلیف و یا تقلب در نوشتن و یا شتاب در نوشتن که دقت و درستی آن را به مخاطره می اندازد روی می آورد. او مجالی برای بازی و استراحت نمی یابد و هر روز خسته تر و رنجورتر از دیروز در مدرسه حاضر می شود که قدر مسلم لذت آموزش و یادگیری و خلاقیت در آموزش ، قربانی می شود. اگر به خاطر داشته باشید برای وجود همۀ این دلایل منفی ، آمریکایی ها و یقین دیگر کشورهای برتر آموزشی ، تکالیفی برای کودک در منزل نگه نمی داشتند.

21 - تأکید بیش از حد به نمره : این تأکید هم از سوی معلمان هست و هم والدین که کودک در وسط یک منگنه با دو بازوی فشار، آسیب های جدی روحی و روانی می بیند. دروغگویی یا پنهان کاری از ساده ترین لطمات این تأکید یا فشار هست. ما باید تابعیت محض و کورکورانه خود را از داده های نظام آموزشی پاک و محو سازیم. هر دو نقش وظیفه دارند گوشزد کنند که هدف یادگیری است ، نمره خوب گرفتن را هیجان یا روزنه تلاش خود کودک قرار دهید تا از آموزش برای نیل به موفقیت لذت ببرد نه این که شکنجه شود. آزاد گذاشتن کودک در این جریان منجر به یادگیری بیشتر و احتمال شکوفایی خلاقیت در حین تحصیل می گردد. او یاد می گیرد که هدف نمره نیست یادگیری است لذا تمامی حواس خود را نسبت به این مسأله متمرکز می سازد. خلاقیت و شکوفایی استعداد با آزاد گذاشتن او در انجام کارهایش ممکن می گردد نه با اِعمال فشار یا تحمیل نظر ما.

22 - نادیده گرفتن هیجانات : کودکان هیجانات خود را نمی توانند کنترل کنند. خیلی از هیجانات آنان نسبت به واکنش های محیطی و یا اجتماعی ، تجربه اول شمرده می شود و اگر ما نسبت به آنها بی تفاوت و یا تحدید کننده باشیم ، می توانیم سلامتی روحی - روانی کودک را به خطر بیندازیم. به طور مثال گفته می شود که کودکی که تازه سخن می گوید با گوش ندادن یا بی اعتنایی و تمسخر ما می تواند به لکنت زبان مبتلا شود. پس به او فرصت اِبراز وجود بدهیم. بروز هیجاناتی مثل خشم و ترس ، عشق و محبت ، تنفر ، امیدواری و ناامیدی ، نگرانی و اضطراب،‌احساس حقارت ، غرور ، غم و اندوه ، شادی ، تعجب ، شرم ، پشیمانی ، دلسوزی و ... موجب همبستگی بیشتر ما با دیگران می شود و یا موجب تولید بیشتر و یا هدر رفت انرژی و زمان می گردد. ما باید به کودکان خود مهارت کنترل هیجانات را آموزش دهیم که در این خصوص نیاز به مطالعه داریم.

23 - تک فرزند بودن و شاغل بودن مادران : از یک سو واقعیت های اجتماعی - اقتصادی خانواده ها را به تک فرزند داشتن ترغیب می نماید و از سوی دیگر توقعات و انتظارات کودک امروز با دیروز تفاوت های ماهوی پیدا کرده و نگه داری آنان هم دشوارتر و هم پرهزینه تر شده است . کودکان دیروز ساده و کودکان امروز در تطابق با تکنولوژی و سرعت تغییرات علمی ، پیچیده ترند. لذا از پس آنان آمدن واقعا سخت است. اما تک فرزند بودن یعنی تنهایی کودک. یعنی افزایش عدم درک و احساس واقعی او توسط والدین. اصولا والدین خود را در سن کودکی قرار نمی دهند و انتظارات و توقعات آنان مطابق با سن خودشان است که با نیازها یا دنیای کودکان در تناقض است. لذا او همبازی ندارد ، هم کلام ندارد ، کسی دیگر برای فوران و یا خاموش کردن هیجانات خود ندارد. تک فرزندی یعنی آتش زیر خاکستر. بنا به مقتضای سن همه پتانسیل ها فراهم هست اما جرقه ای برای شعله ور ساختن آتش نیست. در این شرایط امکان خلق تفکر و یا طرحی نو برای کودک محدود می گردد چون مجالی برای خودنمایی نمی یابد. در این میان شاغل بودن مادر نیز فاکتوری فزاینده برای تنهایی و خاموشی هیجانات مفید کودکان است. هنگامی که مادر و یا پدر به منزل می آیند او خسته و کلافه هست و می خواهد بخوابد لذا فرصت برقراری ارتباط او با والدین به کمترین مدت تقلیل می یابد. حال این کودک مهد کودک رو باشد یا مدرسه رو، هیچ فرقی نمی کند او سرزنده و پرانرژی نیست.

مواردی که منجر به از بین رفتن خلاقیت می شوند در منبع مورد نظر 130 عامل است که به بررسی فقط 26 مورد ( گاه ترکیبی ) پرداخته ام . امید که علاقه مندان با مراجعه به منبع اصلی این موارد را مطالعه و مد نظر داشته باشند. امید باغبانانی شایسته برای کودکان خود و سرزمین مان باشیم.

1) کودکان طلایی - 130 روش برای کشتن خلاقیت در کودکان ، 6 شهریور 1397 .

بخش اول

بخش دوم


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

یکشنبه, 25 شهریور 1397 20:42 خوانده شده: 1336 دفعه

در همین زمینه بخوانید: