صدای معلم

علی پورسلیمان/ مدیر گروه صدای معلم

معلمان ، مدیران و سواد رسانه ای

سواد رسانه ای در دنیای امروز به دنبال نقد کارکردهای رسانه ها است که هدف آنها تامین هژمونی فرهنگی، تعمیم فلسفه سیاسی و حفظ قدرت هایی است که خود این رسانه ها محصول آنها هستند/ ر حال حاضر ، نه مدیران وزارت آموزش و پرورش و به تبع آن معلمان شناخت چندان و یا درستی از " رسانه " ندارند/ گاه غالب مدیران وزارت آموزش و پرورش در همه سطوح به رسانه به مثابه " روابط عمومی " است/ انتظار نهایی او از صدای معلم ، پاک کردن صورت مساله بود/ هر چه به سطوح بالای آموزش و پرورش می رویم ، وضعیت پیچیده تر و چندبعدی می شود/ این مدیران حتی جرات و یا شهامت مکتوب کردن نظرات شفاهی خود را نیز ندارند / این نوع نگاه مدیران به رسانه به طور طبیعی تاثیر خود را بر روی برنامه ها و سیاست گذاری ها نیز می گذارد/ از زمانی که بحث سواد رسانه ای مطرح شده است ؛ چه میزان از آموزش های ضمن خدمت معلمان به این موضوع اختصاص داشته است / وزارت آموزش و پرورش برای ارتقای سواد رسانه ای معلمان چه تدابیری اندیشیده است / مسئولان وزارت آموزش و پرورش در محتوای آموزش های ضمن خدمت تا چه حد به " تفکر انتقادی " و " فرهنگ گفت و گو " پرداخته اند / تا چه زمانی باید محتوای آموزش های ضمن خدمت معلمان باید عناوین تکراری ، غیرمرتبط و بعضا ایدئولوژیک باشد/ رفتار و کنش  برخی از معلمان در نظرات آیینه تمام نمایی از عملکرد و کارنامه مسئولان است/ معلمی که با ادبیات غیرفرهنگی توام با خشونت و بعضا برخاسته از فرهنگ لمپنیسم و فحاشی و... اقدام به ارائه نظر خود می کند ، مسئولان را باید به تفکر وادارد که چرا چنین است/ مسئول و یا مدیری که خود فهم درست ، به روز و جهانی از سواد رسانه ای ، ماهیت رسانه و سایر کارکردهای آن  ندارد چگونه می تواند به معلمان روش تعامل با رسانه را آموزش دهد/ مدیری که از رسانه گریزان است و ترجیح می دهد در یک جاده صاف و قابل پیش بینی راه برود و کسی به او نگوید بالای چشمش ابروست .... ؛ چگونه می تواند مفاهیم دنیای جدید را در عصر رسانه به معلمان نشان دهد / این همان فضای نظارتی یک رسانه است که انسان متوجه خطای خود می شود/ مشکل از ماست ؛ چون که ما تعاملی با رسانه ها نداریم و دچار ترس از رسانه هستیم/ گر معلمان به قدرت و کارکرد رسانه آگاهی یابند و بتوانند از ظرفیت های رسانه  به صورت منطقی و مستمر در جهت بهینه سازی سیستم و تصحیح عملکرد استفاده کنند شاید دیگر آن مدیرانی که بر اساس شایسته سالاری ( meritrocracy ) در آن جایگاه قرار نگرفته اند با چالش های جدی مواجه شده و خود را ناگزیر به پاسخ گویی در حوزه مسئولیت ها و اختیارات بدانند و یا ناچار باشند که جای خود را به افراد کاردان و مسئولیت پذیر بسپارند

تفکر و سواد رسانه ای و آسیب شناسی رسانه و روابط عمومی در آموزش و پرورش

سال ها سواد در خواندن و نوشتن خلاصه می شد اما در حال حاضر سواد جنبه ها و ابعاد مختلفی پیدا کرده است .
یکی از این انواع سواد ،«  سواد رسانه ای » است .
" رسانه " در دنیای امروز نقش مهم و راهبردی در روابط و معادلات ایفا می کند .
امروزه رسانه ها بسیار متنوع شده اند .
بسیاری از اطلاعات و داده ها از طریق روزنامه ها ، اینترنت ، تلویزیون ، رادیو ، مجلات ، کتاب ها و... به ما می رسد .
ما باید بتوانیم این داده ها و اطلاعات را دریافت ، آنالیز و ارزیابی کرده و سرانجام خود بتوانیم یک" رسانه " شویم .
به این فرآیند " سواد  رسانه ای " گفته می شود .
" سواد رسانه ای " درکشورهای توسعه یافته در مدارس به دانش آموزان و فراگیران به صورت یک " مهارت " آموزش داده می شود .
" آموزش سوادرسانه ای از سال 1929 در انگلیس آغازشد و دولت از معلمان خواست تا مهارت خاص تحلیل و ارزش گذاری فیلم ها را به دانش آموزان بیاموزند، در ژاپن از سال 1992 و در آمریکا و کانادا از سال 1990 به معلمان آموزش رسانه ای داده می شود تا به دانش آموزان منتقل کنند.
انجمن ملی آموزش سواد رسانه ای آمریکا (AMLA) هدف آموزش سواد رسانه ای را کمک به اشخاص در تمامی گروه های سنی جهت توسعه وضعیت های تحقیق و مهارت های مواجه با رسانه ها می داند و معتقد است افراد نیاز دارند در دنیای امروز متفکرانی منتقد،ارتباط گرانی موثر و شهروندانی فعال باشند.
سواد رسانه ای در دنیای امروز به دنبال نقد کارکردهای رسانه ها است که هدف آنها تامین هژمونی فرهنگی، تعمیم فلسفه سیاسی و حفظ قدرت هایی است که خود این رسانه ها محصول آنها هستند. " ( این جا )


برای نخستین بار قرار است تا درس " تفکر و سواد رسانه ای " از سال تحصیلی جاری در پایه دهم تدریس شود .
همان گونه که قبلا نیز صدای معلم مطرح کرد ( این جا ) ؛ آموزش این درس باید توسط کسانی صورت گیرد که رسانه ؛ ماهیت و کارکرد آن را بشناسند .
در حال حاضر ، نه مدیران وزارت آموزش و پرورش و به تبع آن معلمان شناخت چندان و یا درستی از " رسانه " ندارند .
نگاه غالب مدیران وزارت آموزش و پرورش در همه سطوح به رسانه به مثابه " روابط عمومی " است .
انتظار آن ها از یک " رسانه " این است که پرینتر یا چاپگر ایده ها و اقدامات آنان باشند .
در واقع ،" رسانه خوب " از نظر آن ها با تعریف واقعی آن تفاوهای بسیاری دارد .
می توان گفت برآیند سواد رسانه ای ، تفکر انتقادی و واگراست .
می شود این گونه استنتاج کرد که یکی از دلایل مهم فقدان تفکر نقاد در مدیران نتیجه فقدان فهم و درک درست و منطقی از رسانه و کارکرد واقعی آن است .
چندی پیش ، در صدای معلم مطلبی با عنوان "اعتراض به دستکاری لیست نمرات و شکایتی که بی پاسخ ماند ! " منتشر شد . ( این جا )
این همکار به دستکاری نمرات خود توسط مدیر مدرسه اعتراض کرده بود .
مطابق معمول ، چون مکانیسم های نظارتی در آموزش و پرورش ضعیف بوده و به روز نیستند و بوروکراسی حجیم و زاید آن فرصت خلاقیت و دریافت بازخورد موثر و مثبت را از آن سلب کرده است ، این معلم مشکل خود را در « صدای معلم » مطرح کرد .
در فاصله کوتاهی و پس از رسانه ای شدن موضوع ،  مدیر این واحد آموزشی با صدای معلم تماس گرفت .
پرسش نخست این مدیر مدرسه این بود که چرا برای انتشار این مطلب با ایشان هماهنگ نشده است !
زمانی که برای این مدیر توضیح داده شد که اگر نیازی به ارائه توضیحات و تنویر افکار عمومی وجود دارد برای این رسانه پاسخ بنویسد و ارسال کند جواب ایشان این بود که او اجازه این کار را ندارد !
حتی به او گفته شد که جوابیه اش را برای اداره متبوع ارسال کند تا با طی مسیر اداری به رسانه برسد باز ایشان از این پیشنهاد امتناع کرد !
انتظار نهایی او از صدای معلم ، پاک کردن صورت مساله بود !
در واقع ، این نگاه یک مدیر از بی شمار مدیران مدارس نسبت به ماهیت و کارکرد رسانه است .
هر چه به سطوح بالای آموزش و پرورش می رویم ، وضعیت پیچیده تر و چندبعدی می شود .
انتظار مدیران میانی و فوقانی از رسانه مانند " بوق " است .
این که فقط به ارائه یک سویه اطلاعات بپردازد و اصولا کاری به دریافت بازخورد آن ندارند .
 
در نمونه دیگر ؛ صدای معلم ماه هاست که درخواست نشست با آقای فانی را داشته است . حتی در این راستا ، نامه ای رسمی برای ایشان نوشته و ثبت نموده است . ( این جا )
با این حال و گذشت بیش از دو هفته ، تاکنون هیچ گونه پاسخی برای صدای معلم ارسال نگردیده است .
یکی از دوستان می گفت که مدیر کل دفتر وزارتی گفته است که مگر قرار است وزیر با هر سایتی جلسه بگذارد !
جالب است که این مدیران حتی جرات و یا شهامت مکتوب کردن نظرات شفاهی خود را نیز ندارند !
این نوع نگاه مدیران به رسانه به طور طبیعی تاثیر خود را بر روی برنامه ها و سیاست گذاری ها نیز می گذارد .
به عنوان مثال ؛ از زمانی که بحث سواد رسانه ای مطرح شده است ؛ چه میزان از آموزش های ضمن خدمت معلمان به این موضوع اختصاص داشته است ؟
وزارت آموزش و پرورش برای ارتقای سواد رسانه ای معلمان چه تدابیری اندیشیده است ؟
مسئولان وزارت آموزش و پرورش در محتوای آموزش های ضمن خدمت تا چه حد به " تفکر انتقادی " و " فرهنگ گفت و گو " پرداخته اند ؟
تا چه زمانی محتوای آموزش های ضمن خدمت معلمان باید عناوین تکراری ، غیرمرتبط و بعضا ایدئولوژیک باشد ؟
بسیار اتفاق افتاده است که برخی از مدیران وزارت آموزش و پرورش در صحبت های چهره به چهره از بارگذاری برخی کامنت ها ( نظرات ) همکاران و معلمان انتقاد و یا گلایه کرده اند .
اما باید به این نکته توجه داشت که رفتار و کنش  برخی از معلمان در نظرات آیینه تمام نمایی از عملکرد و کارنامه مسئولان است .
معلمی که با ادبیات غیرفرهنگی توام با خشونت و بعضا برخاسته از فرهنگ لمپنیسم و فحاشی و... اقدام به ارائه نظر خود می کند ، مسئولان را باید به تفکر وادارد که چرا چنین است ؟
آیا مسئولان و برنامه ریزان نگاهی به خود و مسئولیت ها و اختیارات شان انداخته اند ؟
آیا با عدم انتشار نظر و ... مشکل حل می شود ؟
زمانی که فیلترینگ ها و اعمال نظرها برداشته می شود ؛ این " فرهنگ فحاشی " در ابعاد وسیع تر و جهانی خود را به طرز فاجعه بار و عریانی نشان داده است و بخشی از این مساله به آموزش و پرورش و ماموریت آن برمی گردد ...
مسئول و یا مدیری که خود فهم درست ، به روز و جهانی از سواد رسانه ای ، ماهیت رسانه و سایر کارکردهای آن  ندارد چگونه می تواند به معلمان روش تعامل با رسانه را آموزش دهد ؟!
مدیری که از رسانه گریزان است و ترجیح می دهد در یک جاده صاف و قابل پیش بینی راه برود و کسی به او نگوید بالای چشمش ابروست .... ؛ چگونه می تواند مفاهیم دنیای جدید را در عصر رسانه به معلمان نشان دهد ؟
صدای معلم قبلا گفت و گویی را با مدیر آموزش و پرورش منطقه 9 تهران انجام داد . ( این جا )

به این جملات توجه کنید :
" تمام رسانه هایی که حضور دارند ،باید به آن ها احترام گذاشت و پاسخ گوی آن ها بود .دولت تدبیر و امید هم به رسانه ها و پاسخگو بودن اهمیت و ارزش قائل است .
سایت صدای  معلم را هم می بینم . همه نظراتی که در این سایت گذاشته می شود ، محترم است . همه کسانی که نظر می دهند ، محترمند .افرادی که این مطالب را می خوانند و نظر می دهند و دلسوزی دارند با آن هایی که بی تفاوت هستند ، فرق دارند !
البته آن ها ممکن است فرصت نداشته باشند ، اما این هایی که می نویسند باید مورد توجه قرار گیرند .اما چیزی که من در زندگی شغلی ، تحصیلی و خانوادگی خود رعایت کرده ام و البته آقای پورسلیمان هم خیلی مراقبت کرده است تا به این سو برود این است ( البته برخی جاها کارهای ژورنالیستی و تکنیک های هیجانی است و البته خوب است ، این که این قدر جذابیت داشته باشد تا افراد بیایند و حرف خود را بزنند ) که جهل جاهل نقد بشود .علم عالم تشویق شود .صحبت کردن روی افراد به طور مجزا ، نقد علمی نیست .این که عملکرد یک فرد نقد بشود ، این کاری علمی و منطقی است و افراد هم می پذیرند .کل شخصیت افراد را مورد تخطئه قرار نمی دهند .
افراد حق دارند مطلب بنویسند ،نقد کنند و فضای گرمی باشد .
نقد پذیری تلخ است .نقد اول و آخرش تلخ است .ولی این را باید تمرین کرد . عادت کنیم که چیزی مثل " دنیا روی سر خراب شدن " نباشد .
این همان فضای نظارتی یک رسانه است که انسان متوجه خطای خود می شود .
من تاکید کردم که فضای سازمانی آموزش و پرورش اقناع کردن است ، دستور دادن نیست ، نگاه بالا به پایین و تحکم و... از هیچ کس پذیرفته نیست .همه باید با ادب با یکدیگر حرف بزنند .آدم ها فطرت خدایی دارند و بر جان و دل آن ها می نشیند .
حرف زور و تحکم را هم کسی بر نمی تابد .ممکن است در ظاهر چشم بگویند ، اما در خفا ، کار خود را می کنند .
به میزانی که فضا باشد و مدیر و معلم ما حرفش را بزند ، ما کم تر به خطا می رویم .کم تر اشتباه می کنیم .به میزانی که جهل جاهل و علم عالم مورد بررسی و نقد قرار بگیرد ، این را همه قبول می کنند .
اگر فضای نقد حاکم باشد ، صمیمیت ها هم بیشتر می شود .صمیمیت بدون نقد ، پوشالی و توخالی است . حالت نمایشی دارد و دروغی بیش نیست !
صمیمیت اگر از مسیر نقد بگذرد ، ماندگار است ، برای این که به هم دروغ نگفتیم ، برای هم نمایش بازی نکردیم .


مدیر آموزش و پرورش منطقه 19 تهران نیز عبارات قابل تاملی در این زمینه دارد ( این جا ) :
" مشکل از ماست ؛ چون که ما تعاملی با رسانه ها نداریم و دچار ترس از رسانه هستیم.
ارتباط با رسانه آگاهی می خواهد ، ما سعی می کنیم کمتر با رسانه ها سرو کار داشته باشیم. رسانه ها می توانند کمک و حمایت گر مسایل آموزش و پرورش باشند. در قدم اول رسانه ها مساله ی منزلت اجتماعی معلمان را مطرح نمایند. رسانه ها در حل مسایل آموزش و پرورش به آموزش و پرورش کمک کنند. "

به نظر می رسد سیاست های کلی در وزارت آموزش و پرورش بر این است تا معلمان شناخت درست و واقع بینانه ای از رسانه نداشته و تعاملی با آن نداشته باشند .
نوع نگاه مسئولان در برخورد با گنجاندن درس مهمی به نام " تفکر و سواد رسانه ای " ( همان که قبلا آمد – این جا ) موید این مدعاست ...
اگر معلمان به قدرت و کارکرد رسانه آگاهی یابند و بتوانند از ظرفیت های رسانه  به صورت منطقی و مستمر در جهت بهینه سازی سیستم و تصحیح عملکرد استفاده کنند شاید دیگر آن مدیرانی که بر اساس شایسته سالاری ( meritrocracy ) در آن جایگاه قرار نگرفته اند با چالش های جدی مواجه شده و خود را ناگزیر به پاسخ گویی در حوزه مسئولیت ها و اختیارات بدانند و یا ناچار باشند که جای خود را به افراد کاردان و مسئولیت پذیر بسپارند .

شنبه, 20 شهریور 1395 13:58 خوانده شده: 4274 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +5 0 --
دبیر 1395/06/20 - 15:30
با سلام و تشکر از جناب پور سلیمان
"مدیری که از رسانه گریزان است..." و چاره سازی رسانه در بدام انداختن مدیران و مسوولان گریزان چیست؟؟؟ ایا صرف گزارش فرار مدیران و مسولین از پاسخ گویی به مطالبات فرهنگی، آموزشی، اجتماعی...رسالت رسانه پایان می پذیرد؟؟ ایا سواد رسانه ای باز ابزاریست در دست مدیران تحمیلی و نالایق که سکان نظام آ.پ کشور به آنها سپرده شده و نقش پاسبانان وظیفه شناسی را بازی میکنند که اجازه هیچ گونه انعطاف و پویایی را به این سیستم حیاتی نمیدهند؟؟؟؟رسانه کجاست؟؟؟ رسالتش کجاست؟؟؟ بهره برداری از نام رسانه"سواد و تفکر رسانه ای" بعنوان ابزاریست در دست مدیران و مسولین خاطی تا همه چیز را عالی و بروز جلوه دهند!!! ایا در این میان رسانه نیز مقصر نیست؟؟؟
پاسخ + +5 0 --
علی پورسلیمان 1395/06/20 - 15:38
سلام
دوست عزیز

رسالت رسانه آگاه سازی افکار عمومی و تنویر آن است .

وظیفه رسانه نقادی و ایجاد اتاق شیشه ای جهت بازبینی اقدامات است .

اما وظیفه آن مچ گیری نیست !

بدون تردید ؛ برخی از رسانه ها با تعریف اصلی خود فاصله دارند و ما نیز منتقد عملکرد آن ها هستیم .

پایدار باشید .
پاسخ + +7 0 --
معلم زحمتکش 1395/06/20 - 18:10
پسته بی مغز چون لب واکند رسوا شود این است دلیل ترس مدیران ا پ از روبرو شدن بارسانه
پاسخ + +2 0 --
حسینی 1395/06/21 - 01:28
باسلام وتشکر از نوشتار ارزشمندتان
اگر به این باور برسیم که سواد رسانه ای میتواند وباید که به مخاطبان بیاموزد که از حالت مصرفی وانفعالی خارج شده و از سر آگاهی واطمینان به معادلات فعالانه ومتقابلی وا رد شوند که درنهایت میتواند به نفع خودشان باشد ،توانسته ایم مفهوم وابزار دستیابی به یک مطالبه عمومی یعنی " عدالت اجتماعی"را بشناسیم .(چرا که سواد رسانه ای از طرف صاحبان فن یک درک متکی بر مهارت تعریف شده است .)
پاسخ + +1 0 --
حسینی 1395/06/21 - 01:29
ادامه
اگر همه اینها رابیاموزیم نا خودآگاه سواد تجزیه وتحلیل سیاسی ،اجتماعی ،اقتصادی وهمچنین سواد مطالعه و تجزیه وتحلیل خود را ارتقا داده ایم ودیگر به راحتی ابزار دست و ومجری اهداف دست اندر کاران ومالکان رسانه ای ( از هرنوعش که باشد خواه روابط عمومی ها ویا مطبوعات و...)نخواهیم بود. اگر یکی از بهترین دست آوردهای سواد رسانه ای را افرایش مهارت مطالعه ویا تماشای انتقادی بدانیم :به این نتیجه میرسیم که داشتن چنین مهارتی نا خود آگاه جرعت وجسارت بیان شجاعانه ،استدلال و توانایی نو اندیشی را در ما افزایش میدهد .واین همان قطعه گمشده از پازل زندگی بسیاری از ما ایرانیان و بخصوص معلمان است !
پاسخ + +1 -2 --
احمد 1395/06/21 - 09:30
جناب پور سلیمان باید عرض کنم که این نوشته های جنابعالی و
نوشته هایی از این دست نعل وارونه کوفتن است!
در جامعه ای که هنوز افراد جستجوگر کنشگر تربیت نشده چگونه
سواد رسانه ای یا حتی خود رسانه می تواند مهم باشد.
آمارها نشان می دهد که دستگاه هایی مانند گوشی های هوشمند
تبلت، pc ها و... که در اختیار مردم ماست از برخی تولید
کنندگان این دستگاه ها و نیز کشورهای توسعه یافته بیشتر و
مدل آنها به روزترست!
هنوز هم که هنوز است هزینه نقد و ارائه گفتمان های نو در
جامعه ما بالاست و بازار تهمت و افترا گرم!
پاسخ + 0 0 --
علی پورسلیمان 1395/06/21 - 13:49
سلام
دوست عزیز
آقای احمد

متوجه ارتباط " نعل وارونه " با محتوای این یادداشت نشدم .

قبلا هم گفتم برآیند تفکر و سواد رسانه ای جست و جو گری ، تفکر انتقادی و پرسش گری است .

این دو در عرض هم نیستند .

در یادداشت برخی رسانه ها معرفی شده اند .

گوشی های هوشمند ، تبلت و... هم رسانه هستند .

اما این رسانه ها مانند کارخانه پرت ها و فضولاتی دارند .

سواد رسانه ای به ما آموزش می دهد که کدام یک از این اطلاعات را بپذیریم و بر اساس آن عمل کنیم .

ما باید بتوانیم نسبت به این داده ها و اطلاعات تحلیل داشته باشیم .

پایدار باشید .
پاسخ + 0 -3 --
بازنشسته فریب خورده 1395/06/21 - 11:01
سلام،به نظر میاد شما هم حق ندارید دیگه از پاداش بازنشستگان سالهای 93 و 94چیزی را منتشر کنید
پاسخ + 0 0 --
علی پورسلیمان 1395/06/21 - 11:09
سلام
دوست عزیز بازنشسته

موضوع مورد نظر شما چه ارتباطی به محتوای این یادداشت دارد ؟

اگر مشکلی برای طرح دارید به بخش نامه های دریافتی مراجعه کنید .

پایدار باشید .
پاسخ + +4 0 --
جنوب اصفهان 1395/06/21 - 12:32
بسیار منطقی نوشته اید. ممنون از زحماتتان . مدیران نه تنها با رسانه آشنایی لازم را ندارند بلکه اگر موردی را به اطلاعشان برسانیم که مثلا منبعش صدای معلم باشد با خنده تمسخرآمیزی میگویند منبع موثق نیست. یا چه کسی این مطالب را میخواند.وقتی بنده و امثال بنده بارها و بارها در منطقه خود به اقدامی اعتراض میکنیم که بشکل کاملا غیرقانونی صورت میگیرد و نه مدیراداره گوش شنوا دارد نه سایر مسئولین و حتی مدیر اداره اگر هم با ان اقدام مخالف باشد قدرت کارکنان اداره بیشتر از مدیر است پس به دنیای مجازی و چنین رسانه ای که مسلما بهتر و راحت تر میتوانیم حرفمان را بزنیم روی می اوریم. امیدوارم اینجا حداقل کسی پیگیر مشکلاتمان باشد و دست کم انها را بخواند.آقای پورسلیمان از این که حرفهایمان را بی کم و کاست و با برجسته کردن نکات مهم منتشر میکنید سپاسگزاریم. خدا اجرتان را بدهد.
پاسخ + 0 0 --
علی پورسلیمان 1395/06/21 - 13:54
سلام
دوست عزیز
آقا / خانم جنوب اصفهان

برخی از افراد جامعه هر چیزی را که نفهمند و یا با منافع آن ها تضاد داشته باشد مورد تمسخر قرار می دهند و یا خود را به " نشنیدن " می زنند !

ما به راه خود باور داریم و این خنده ها و تمسخر ها نه تنها تاثیری ندارد که ما را در ادامه مسیر راسخ تر و محکم تر می کند .

پایدار باشید .
پاسخ + +3 0 --
حسین 1395/06/21 - 15:01
مگر مدیران مدرسه هم جز جامعه معلمین هستند

مدیران خود را تافته جدا بافته می دانند

فقط کارشان اهانت به همکاران زحمت کش مدرسه است

فقط فکر حفظ صندلی خود هستند

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

سند تحول بنیادین در نسخه فعلی تا چه میزان در حل چالش های آموزش و پرورش ایران موثر است ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور