صدای معلم

امین جباری

ما استبداد زده ایم،چون استبدادخو ایم

همهمه و بحث که بالا گرفت، مجری را در شمایلی یافتم که وظیفه خویش را فراموش کرده است و گوی سخن را از همه ربوده است/ تریبون دست او بود/ از هیبت نحس این آفت و عادت واره ی فرهنگی و اجتماعی، یک آن، تاریخ در ذهنم پیچید/ با اینکه ملتی بوده ایم که همیشه قربانی استبداد شده ایم -(و لذا باید از آن منزجر باشیم و تبری جویم/ دوری گزینیم)-، اما در عین حال، در درون خویش، روح مستبدی بالقوه ای داشته ایم که هر کجا امکان فعلیت یافته است، خود را بروز داده است. چه در قامت یک راننده ی تاکسی، چه در چهره ی یک فرد سیاسی، و چه در شمایل یک مجری! چه در نقش یک پدر،چه در غیرت یک برادر، چه در قدرت یک شوهر! چه در رابطه ی یک عروس -مادر / استبداد بیرون، نشانگانی از استبداد درون ماست/ من قول می دهم که بزرگ نشوم و کوچک بمانم، به شرطی که شما نیز قول بدهید از بزرگی خود زیاد سوء استفاده نکنید

استبداد زدگی در جامعه ایران و ریشه ها

چندی پیش، علارغم میل باطنی ام، به اصرار دوستی، همراه او، در محفلی حضور یافتم که بنا بود در آن بحثی پیرامون هنر صورت گیرد.
 مجری، با بی هنری تمام، جلسه را اداره می کرد و طبق وظیفه ای که بر او محول شده بود، قرار بود زمان را به گونه ای بین حضار تقسیم کند، تا هر کس بتواند، اگر دیدگاهی داشت، به ارائه ی آن بپردازد. فرصت اندک بود و آدمیان و دیدگاه ها بسیار.
 همهمه و بحث که بالا گرفت، مجری را در شمایلی یافتم که وظیفه خویش را فراموش کرده است و گوی سخن را از همه ربوده است!
تریبون دست او بود، و همین گویا او را، به سان عموم منبریان، به زعم خویش، محق می کرد که خطابه کند و دیگران را مکلف داند بی آنکه دمی برآرند، پای وعظ او نشینند و به تحلیل های عموما خطا و بیراه او گوش دهند.

طبیعتا،نیاز ندیدم این وضع اسف ناک را تاب آورم و از این رو به این روال معیوب معترض شدم و به ایشان یادآوری کردم که حضرتشان اساسا مسئول تقسیم بندی زمان اند و از این رو بایست بیش از آنکه سخن رانی کنند، مجال سخن گفتن به دیگران را بدهند.

پاسخ ایشان عجیب اما منشعب از یک تلقی خطا و نهادینه شده و رایج بود که اکثریت ما در تجربه ی زیسته ی خود در اجتماع و خویشان خود، به کرات با آن برخورد داشته ایم.

فرمود که چون ایشان در آن محفل، علاوه بر اینکه مسئول است، از همه مسن تر نیز هست، لذا ریش سفیدی و بزرگ سالی اش بدو اجازه می دهد که بیشتر از سایرین حرف بزند!

از هیبت نحس این آفت و عادت واره ی فرهنگی و اجتماعی، یک آن، تاریخ در ذهنم پیچید!

به یاد آوردم که ما، با اینکه ملتی بوده ایم که همیشه قربانی استبداد شده ایم -(و لذا باید از آن منزجر باشیم و تبری جویم/دوری گزینیم)-، اما در عین حال، در درون خویش، روح مستبدی بالقوه ای داشته ایم که هر کجا امکان فعلیت یافته است، خود را بروز داده است. چه در قامت یک راننده ی تاکسی، چه در چهره ی یک فرد سیاسی، و چه در شمایل یک مجری! چه در نقش یک پدر،چه در غیرت یک برادر، چه در قدرت یک شوهر! چه در رابطه ی یک عروس/مادر.
ما استبداد زده بوده ایم/هستیم، چون استبداد خو ایم! و از آنجایی که آدمی را از خود گریز و گزیر و فراری نیست، همواره دچار خود شده ایم: یعنی دچار استبداد!
استبداد بیرون، نشانگانی از استبداد درون ماست.
از مرور این سرشت و سرنوشت تلخ که به خود باز آمدم، در پاسخ بدو گفتم: شما از لحاظ سنی بزرگید، درست. اما این حرفتان مرا یاد سخنی انداخت که شخصی گویا در چنین موقعیت مشابهی زده است که:

"من قول می دهم که بزرگ نشوم و کوچک بمانم، به شرطی که شما نیز قول بدهید از بزرگی خود زیاد سوء استفاده نکنید!"

کانال تفکر انتقادی

شنبه, 30 بهمن 1395 16:03 خوانده شده: 694 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +3 0 --
معلم ناامید 1395/12/01 - 07:38
جالب بود قابل تامل تدبر و تذکر
پاسخ + +6 0 --
مهرپور 1395/12/02 - 07:26
به راستی همین طور هست.هر کس به اندک قدرت و موقعیت برتری رسیده یک حکومت استبدادی برای خود و اطرافیان راه انداخته است.و ما به وضوح این را در جامعه می بینیم.استبداد مدیران مدارس،معاونین پرورشی،مادر شوهرها و خواهرشوهرها،نامادری ها که در طول تاریخ کشورمان نه تنها کاهش نیافته بلکه روز به روز بیش تر و حل ناشدنی گشته است.
پاسخ + +1 0 --
شوهر 1396/01/01 - 18:34
دوست گرامی شما انگار اندکی از زمان عقب هستید
با این مهریه ها و قوانین من درآوردی جدید که قسمتی از آن را در سند ازدواج خود میتوانید مشاهده فرمایید و همه در حمایت از زن و در راستای تضعیف قدرت و جایگاه مرد بوده است ...
با گسترش و استفاده بیحساب و کتاب از رسانه های جمعی که هیچکدام هدف گیری علمی و حساب شده ای در جهت نظم بخشیدن به جامعه ندارند ...
اکنون دوران قدرت طلبی و استبداد زنها و فرزندان در درون خانواده فرا رسیده است تا بدانجا که بسیاری از جوانان رغبت به ازدواج را از دست داده و تا جایی که ناچار نشوند تن به آن نمیدهند و این فقط ریشه در مسائل اقتصادی ندارد.

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

سند تحول بنیادین در نسخه فعلی تا چه میزان در حل چالش های آموزش و پرورش ایران موثر است ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور