چاپ کردن این صفحه

سعید شهسوار زاده/ عضو شورای نویسندگان صدای معلم

دوران رسم نقش مار ( بگم ! بگم ! ، مبارزه با اشرافيت ، مبارزه با فساد ، گسترش عدالت در سراسر جهان... ) گذشت ... مردم دیگر فریب شعارهای پوپولیستی را نمی خورند !

وام‌گرایی خواست مردم را عین حق و اخلاق می‌داند و بر آن است که می‌باید میان مردم و حکومت رابطه ي مستقیم وجود داشته باشد/ " اگر شما با یک سری افراد بی سواد رو به رو شوید با کشیدن شکل مار منظور خود را منتقل می کنید اما در مقابل افراد با سواد با نوشتن کلمه «مار» منظور خود را منتقل می کنید. این مثال در واقع می خواهد بگوید رفتاری که در کشیدن  نقش مار و نفی مفهوم آن از طریق نوشتار وجود دارد، یک رفتار عوام گرایانه و پوپولیستی است."/ پوپوليست ها با رسم ˏ نقشˏ مار هر آنچه نخبگان با نمودار و تحليل ارائه مي دهند را منکر مي شوند / بحثي که پوپوليست ها مطرح مي کنند ، نخبگان نمي توانند با تحليل ، آمار و نمودار پاسخ گو باشند ! زيرا مردم کمتر حوصله دارند که به آمار، ارقام نمودارها و تحليل ها توجه کنند و بيشتر به آرزو ها و اميال خود توجه دارند/ سياست مداران پوپوليست با طرح شعار هاي غير واقعي و برانگيختن احساسات توده ها ( بدون برنامه ) از مردم رأي مي گيرند/ در مدل پوپوليستي زير ساخت هاي اقتصادي و برنامه ريزي براي دستيابي پلکاني و مرحله اي معني ندارد/ در اين مدل مردم نبايد در تشکل هاي مدني متشکل شوند بلکه به صورت توده هاي بدون ارتباط با تشکل مدني در خيل جمعيت با نامه و عريضه مشکلات خود ( که ممکن است در تضاد با يکديگر يا در تضاد با اهداف کلان جامعه باشد ) را  با مسئولين در ميان مي گذارند ! يعني هر دردمندي بايد به تنهايي ناقوس دادخواهي را به صدا در آورد/ لازمه افزايش توليد ناخالص ملي توجه به زير ساخت هاي توليد و اشتغال ( مبارزه عملي بابيکاري ) مي باشد/ اگر سال 1384 ، آخرين سال ارائه لايحه بودجه ي دولت اصلاحات را  که درصد بودجه عمراني نسبت به کل بودجه برابر 26.23%  مي باشد را مبنا قرار دهيم ، تا عملکرد 8 ساله دولت مهرورز  را نقد کنيم ، ( که همواره همه دولت هاي قبل از خود نقد مي کرد ) با  درصد رشد منفي ، تقريبأ طي 8 سال مواجه مي شويم و به نمودار شماره دو مي رسيم/ به جز سال 1387 که هزينه عمراني نسبت به سال مرجع 1384 رشد مثبت داشته است در بقيه هفت سال ديگر همواره با رشد منفي همراه بوده است به خصوص در دو سال آخر ( 1391 و 1392 که هزينه هاي جاري به صورت چشمگير افزايش داشته است ) عقب گرد دولت دهم هم چشم گير تر مي باشد/ با توجه به تقريبأ ثابت ماندن هزينه هاي عمراني و افزايش چشمگير هزينه هاي جاري ، آيا کشور با درآمد نجومي 800 ميليارد دلار در دولت هاي نهم و دهم به اهداف سند چشم انداز نزديک شده يا يا از اهداف آن دور شده ايم ....

 

تحلیل وضعیت اقتصاد در دوران احمدی نژاد و توسعه پایدار و شعارهای پوپولیستی و رسم نقش مار   در قسمت نخست اين ياداشت  به جمع اضداد (شکستن روزه سکوت و درحين حال ادامه روزه سکوت ) اشاره مي کنم .

براي روشن شدن موضوع و پرداختن به عوام فريبي هاي گزارش تصويري احمدي نژاد  ( شکستن روزه سکوت ودر حين حال ادامه روزه سکوت ) به يک مصاحبه فرضي مي پردازم .

خبرنگار :

لطفأ پوپوليسم را تعريف کنيد .

مصاحبه شونده :

در ویکی‌پدیا، دانشنامه ي آزاد آمده است :

عَوام‌گرایی یا پوپولیسم (به فرانسوی: Populisme) آموزه و روشی سیاسی است در طرفداری کردن یا طرفداری نشان دادن از حقوق و علایق مردم عامه در برابر گروه نخبه.[۱] در قرن بیستم بیشتر جنبش‌های «عامه‌گرا» با جنبش‌های آمریکای لاتین و هند شناخته می‌شد اما از دهه ۱۹۸۰ به بعد این جنبش‌ها در کشورهای کانادا، ایتالیا، هلند، اسکاندیناوی و ایالات متحده نیز درجاتی از موفقیت را به‌دست آورده است.

مفهوم

بزرگداشت مفهوم مردم (یا توده) تا حد مفهومی مقدس، و باور به اینکه هدف‌های سیاسی را می‌باید به خواست و نیروی مردم جدا از حزب‌ها و نهادهای موجود پیش برد.

عوام‌گرایی خواست مردم را عین حق و اخلاق می‌داند و بر آن است که می‌باید میان مردم و حکومت رابطه ي مستقیم وجود داشته باشد. هم چنین با ایمانی ساده فضایل مردم را در برابر منش فاسد طبقه ي حاکم یا هر گروهی که موقعیت سیاسی و منزلت اجتماعی برتر داشته باشد قرارمی‌دهد و می‌ستاید.

 

خبرنگار:

عباس عبدي در سايت تحليلي خبري عصر ايران مي گويد :

" اگر شما با یک سری افراد بی سواد رو به رو شوید با کشیدن شکل مار منظور خود را منتقل می کنید اما در مقابل افراد با سواد با نوشتن کلمه «مار» منظور خود را منتقل می کنید. این مثال در واقع می خواهد بگوید رفتاری که در کشیدن  نقش مار و نفی مفهوم آن از طریق نوشتار وجود دارد، یک رفتار عوام گرایانه و پوپولیستی است."

نظر شما چيست؟

 

مصاحبه شونده :

به موضوع بسيار مهمي اشاره نموديد . مبارزه نخبگان سياسي و اجتماعي ، اقتصادي و... با پوپوليسم در همه جاي دنيا بسيار سخت است . زيرا پوپوليست ها با رسم ˏ نقشˏ مار هر آنچه نخبگان با نمودار و تحليل ارائه مي دهند را منکر مي شوند !

يا به عبارت ديگر بحثي که پوپوليست ها مطرح مي کنند ، نخبگان نمي توانند با تحليل ، آمار و نمودار پاسخ گو باشند ! زيرا مردم کمتر حوصله دارند که به آمار، ارقام نمودارها و تحليل ها توجه کنند و بيشتر به آرزوها و اميال خود توجه دارند !

 

خبرنگار:

مگر سياست مدران نبايد آميال و آرزو هاي مردم را محقق کنند ؟

 

مصاحبه شونده :

چرا ! هدف سياست مدران نخبه گرا و واقع بين ، برنامه ريزي براي  توسعه پايدار مي باشد که در سايه آن  اميال و آرزوهاي توده هاي مردم يا بخشي از اميال و آرزوها مردم محقق مي شود . ولي سياست مداران پوپوليست با طرح شعار هاي غير واقعي و برانگيختن احساسات توده ها ( بدون برنامه ) از مردم رأي مي گيرند !

 

خبرنگار:

تفاوت برنامه ريزي براي توسعه پايدار با طرح شعار هاي غير واقعي در چيست ؟ من متوجه اين تفاوت نمي شوم . لطفأ بيشتر توضيح دهيد .

 

مصاحبه شونده :

« توسعه پايدار » پيش شرط هایي دارد که بايد تضمين شود . در غير اين صورت توسعه شکننده مي باشد و به سرعت مي تواند عقب گرد داشته باشد . مثلأ در ترکيه شاهد توسعه بوديم ولي چون اين توسعه بر پايه هاي دموکراسي ، حفظ محيط زيست و ... استوار نبود ، به سرعت در سايه يک حرکت اشتباه دولتمردان به يکباره تمام سازه هاي توسعه ، فرومي ريزد و جامعه به قهقرا فرو مي رود .

در مدل توسعه پايدار ، توجه به زير ساخت هاي اقتصادي در کنار ̗ اهميت به محيط زيست ، اتاق فکر ( کارگروه تخصصي ) نهاد هاي مدني به عنوان حلقه واسط بين مردم و مسئولين فعال بوده ايده هاي کارشناسي شده و هم راستا با برنامه هاي کلان را مطرح مي کنند ، رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي ، گروه هاي کارشناسي و نهادهاي برنامه ريزي در مرکز ، شعبات آن در شهرستان ها و ...فعال مي باشند .

به عبارت ديگر تمامي ارکان توسعه پايدار با توجه به برنامه هاي کلان مراجع قانوني و برنامه ريز ،  هريک همسو با هم ، آهنگي موزون مي نوازند .

در مدل پوپوليستي زير ساخت هاي اقتصادي و برنامه ريزي براي دستيابي پلکاني و مرحله اي معني ندارد . دولتمردان با حذف نهادهاي تخصصي يا بي توجهي به نظر کارشناسان و حتي نهادهاي قانون گذار راه خود را مي روند . در اين مدل مردم نبايد در تشکل هاي مدني متشکل شوند بلکه به صورت توده هاي بدون ارتباط با تشکل مدني در خيل جمعيت با نامه و عريضه مشکلات خود ( که ممکن است در تضاد با يکديگر يا در تضاد با اهداف کلان جامعه باشد ) را  با مسئولين در ميان مي گذارند ! يعني هر دردمندي بايد به تنهايي ناقوس دادخواهي را به صدا در آورد .

جالب تر آنکه  براي در دسترس بودن ناقوس ، آن را در سرتاسر کشور از استاني به استان ديگر از شهري به شهر ديگر تا دهات و قصبه هاي دور دست منتقل مي کنند تا  نامه هاي دادخواهي ، درگوني ها متعدد به مراکز پيگيري منتقل شوند . ( هرچه تعداد گوني هاي نامه هاي دادخواهي بيشتر باشد عدالت گسترده تر مي شود . ) در حالي که گروه هاي کارشناسي و متخصصان که بايد راه حل مشکلات را ارائه دهند همچون نهادهاي مدني تعطيل شده و متخصصان خانه نشين مي شوند.

 

خبرنگار:

به نظر شما افشاگري و مبارزه با اشرافيت و ارتباط مستقيم با توده هاي ميليوني و آوردن پول نفت بر سر سفره مردم جرم است ؟

 

مصاحبه شونده :

اولأ هرگونه شعار گسترش  عدالت ، بدون توسعه پايدار،  دروغ بزرگ است !

 

خبرنگار:

اجازه بدهيد ! شما خيلي اغراق مي کنيد . با توجه به تعريف خودتان از توسعه پايدار  :

توجه به زير ساخت هاي اقتصادي در کنار ̗ اهميت به محيط زيست ، اتاق فکر ( کارگروه تخصصي ) نهادهاي مدني به عنوان حلقه واسط بين مردم و مسئولين فعال بوده ، ايده هاي کارشناسي شده و هم راستا با برنامه هاي کلان را مطرح مي کنند ، رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي ، گروه هاي کارشناسي و نهادهاي برنامه ريزي در مرکز ، شعبات آن در شهرستان ها و ...فعال مي باشند .

به عبارت ديگر تمامي ارکان توسعه پايدار با توجه به برنامه هاي کلان مراجع قانوني و برنامه ريز ،  هريک همسو با هم ، آهنگي موزون مي نوازند .

آيا در اين آهنگ موزون ، صدایي از  مبارزه با فساد و گسترش عدالت يا آوردن پول نفت بر سر سفره مردم وجود ندارد ؟ پس توسعه پايدار شما به درد اشراف مي خورد نه توده هاي زحمتکش !

 

مصاحبه شونده :

متأسفانه شما پيش داوري کرديد و اجازه نداديد عرايض بنده منعقد شوند ! ضمن پوزش از محضر شما ، بايد بگويم اعتراض شما يک عمل پوپوليستي است .

 

خبرنگار:

لطفأ هم مطلب خود را توضيح دهيد و هم بفرماييد به چه دليل اعتراض من و حمايتم از توده هاي زحمتکش يک اقدام پوپوليستي است؟

 

مصاحبه شونده :

اولأ هرگونه شعار ̗گسترش̗  عدالت ، بدون توسعه پايدار،  دروغ بزرگ است ! زيرا تا توسعه پايدار نداشته باشيم و نتوانيم ثروت توليد کنيم ، اگر توزيع عادلانه داشته باشيم ؛ فقر و نکبت را عادلانه توزيع کرده ايم . نگاهي به مردم ونزوئلا نشان مي دهد که تورم سه رقمي همه ملت را فقير کرده است . خوشبخت ترين مردم ونزوئلا آناني هستند که با عبور از رودخانه و گل و لاي به کشور مجاور مي روند و آذوقه اي اندک براي خانواده خود مي آورند.

 

خبرنگار:

براي کشور نفت خيزي چون ايران ،  آيا آوردن پول نفت بر سرسفره مردم عدالت نمي باشد ؟

 

مصاحبه شونده :

جواب شما هم بلي است و هم خير ،  يعني آوردن پول نفت بر سرسفره مردم مي تواند عدالت باشد و همو مي تواند ظلم باشد !

 

خبرنگار:

اگر اصلاح طلبان پول نفت بر سرسفره مردم بيآورند حتمأ عدالت است ! اگر اصولگران پول نفت بر سرسفره مردم بياورند آنگاه ظلم مي باشد !

 

مصاحبه شونده :

متأسفانه شما بازهم  پيش داوري کرديد و اجازه نداديد عرايض بنده منعقد شوند ! بازهم با پوزش از محضر شما بايد بگويم اعتراض شما يک عمل پوپوليستي است .

 

خبرنگار:

لطفأ هم مطلب خود را توضيح دهيد و هم بفرماييد به چه دليل اعتراض من و حمايتم از توده هاي زحمتکش يک اقدام پوپوليستي است. شايد شما مي خواهيد از اشرافيت حمايت کنيد ؟

 

مصاحبه شونده :

اگر شما اجازه بدهيد، پاسخ مي دهم . وقتي سخن من تمام  شد . شما مي توانيد هم سئوال کنيد و هم نظر خود را بيان کنيد .مفهوم ديالوگ همين است . در غير اين صورت من مونولوگ داشته ام که خود يکي از مظاهر پوپوليسم است .

 

عرض مي کردم :

  1. اگر توليد ناخالص ملي در کشوري افزايش نيابد و کشور ثروتمند نشود ؛ در سايه گسترش عدالت ، فقط و فقط فقر ونکبت توزيع مي شود . لازمه افزايش توليد ناخالص ملي توجه به زير ساخت هاي توليد و اشتغال ( مبارزه عملي بابيکاري ) مي باشد .
  2.  وقتي کشور ما داراي سرمايه  نجومي ̗  800 ميليارد دلار درآمد ارزي در دولت مهرورز شد که اين سرمايه که متعلق به نسل هاي آينده هم بوده  ، 800 ميليارد دلار به گونه اي خرج  شد که  هزينه هاي جاري ( مربوط به نسل کنوني ) بيشتر از هزينه هاي عمراني بود ! نه تنها به نسل کنوني لطف پايدار نکرده بلکه نسل کنوني و نسل هاي آينده خيانت کرده  است ؛ زيرا  با کاهش درآمد ارزي ، (در سايه تحريم يا هر علت ديگري ) دولت مردان نمي تواند ماننده گذشته حاتم بخشي کند .
  3. از همه مهمتر اگر سرمايه نسل هاي آينده ، در هزينه هاي عمراني خرج شود هم نسل کنوني و هم  نسل هاي آينده  از آن بهره مند مي شوند !  در غير اين صورت به دليل ̗خوب خرج نکردن ̗امروز ، به آيندگان ظلم کرده ايم !

اگر  اصلاح طلب ، اصولگرا  ، معتدل ، مستقل و ... از جيب عموم مردم در نسل کنوني و نسل هاي آينده حاتم بخشي کنند ، اقدامي پوپوليست و ظالمانه انجام داده اند!

در ذيل جدول شماره يک ،  مقايسه بين هزينه جاري و هزينه عمراني سال هاي 1385 الي 1392 را که لايحه  بودجه آن سال ها توسط دولت هاي نهم و دهم تقديم مجلس شوراي اسلامي شده است ، ارائه مي گردد.

تحلیل وضعیت اقتصاد در دوران احمدی نژاد و توسعه پایدار و شعارهای پوپولیستی و رسم نقش مار

جدول شماره يک ،  مقايسه بين هزينه جاري و هزينه عمراني سال هاي 1385 الي 1392 را که لايحه  بودجه آن سال ها، توسط دولت هاي نهم و دهم تقديم مجلس شوراي اسلامي شده است .

در نمودار شماره يک ، مقايسه بين هزينه جاري و هزينه عمراني سال هاي 1385 الي 1392 را که لايحه  بودجه آن سال ها، توسط دولت هاي نهم و دهم تقديم مجلس شوراي اسلامي شده است گوياي مطلب مي باشد .

تحلیل وضعیت اقتصاد در دوران احمدی نژاد و توسعه پایدار و شعارهای پوپولیستی و رسم نقش مار

نمودارشماره يک ،  مقايسه بين هزينه جاري و هزينه عمراني سال هاي 1385 الي 1392 را که لايحه  بودجه آن سال ها، توسط دولت هاي نهم و دهم تقديم مجلس شوراي اسلامي شده است .

در نمودار شماره دو ، مشخص است که هزينه هاي عمراني  سال هاي 1385 الي 1392 تقريبأ ثابت است ولي هزينه هاي جاري به شدت افزايش يافته است .

اگر سال 1384 ، آخرين سال ارائه لايحه بودجه ي دولت اصلاحات را  که درصد بودجه عمراني نسبت به کل بودجه برابر 26.23%  مي باشد را مبنا قرار دهيم ، تا عملکرد 8 ساله دولت مهرورز  را نقد کنيم ، ( که همواره همه دولت هاي قبل از خود نقد مي کرد ) با  درصد رشد منفي ، تقريبأ طي 8 سال مواجه مي شويم و به نمودار شماره دو مي رسيم.

تحلیل وضعیت اقتصاد در دوران احمدی نژاد و توسعه پایدار و شعارهای پوپولیستی و رسم نقش مار

نمودار شماره دو مقايسه درصد هزينه هاي عمراني نسبت به کل هزينه هاي دولت در سال هاي 1385 الي 1392 بر مبناي درصد هزينه عمراني به کل هزينه ي سال 1384 آخرين لايحه بودجه اي که دولت اصلاحات به مجلس ارائه نموده است .

نمودار شماره دو ، نشان مي دهد که به جز سال 1387 که هزينه عمراني نسبت به سال مرجع 1384 رشد مثبت داشته است در بقيه هفت سال ديگر همواره با رشد منفي همراه بوده است به خصوص در دو سال آخر ( 1391 و 1392 که هزينه هاي جاري به صورت چشمگير افزايش داشته است ) عقب گرد دولت دهم هم چشم گير تر مي باشد!

قضاوت با شما و خوانندگان فرهيخته مي باشد که با توجه به تقريبأ ثابت ماندن هزينه هاي عمراني و افزايش چشمگير هزينه هاي جاري ، آيا کشور با درآمد نجومي 800 ميليارد دلار در دولت هاي نهم و دهم به اهداف سند چشم انداز نزديک شده يا يا از اهداف آن دور شده ايم ؟

 

خبرنگار:

با توجه به توضيحات شما من نتيجه مي گيرم :

  1. با توجه به اينکه پول نفت متعلق به همه نسل هاي آينده مي باشد . مسلم است که بهتر بود بخش قابل توجهي از 800 ميليارد دلار درآمد نجومي در دولت هاي نهم و دهم صرف زير ساخت هاي توليد مي شد تا هم نسل کنوني و هم نسل هاي آينده از آن بهره ببرند . آوردن پول نفت بر سر سفره اين نسل با افزايش هزينه هاي جاري ظلم به نسل آينده است و عدالت براي نسل کنوني مي باشد .
  2. حالا متوجه مي شوم که اگر مسئولين به دنبال توسعه پايدار نباشند و بخواهند از سرمايه نسل هاي آينده حاتم بخشي نمايند ، اقدامي پوپوليستي انجام داده اند که فقط به ضرر نسل هاي آينده مي باشد .
  3.  از اين به بعد به شعارهاي :

 بگم ! بگم ! ، مبارزه با اشرافيت ، مبارزه با فساد ، گسترش عدالت در سراسر جهان و... رأي نمي دهم !

 بلکه به برنامه ها یي که :

  1. متکي بر کار̗ کارشناسي  که به زير ساخت هاي اقتصادي  توجه مي کنند . با کنترل کمرگ و جلوگيري از قاچاق از توليد و اشتغال داخلي در عمل حمايت مي کند .
  2.  پرداخت نقدي يارانه به همه ملت را به هدف مندي يارانه تبديل مي کند و فقط سه دهک کم درآمد جامعه  را  مورد پوشش قرار مي دهد و الباقي درآمد ناشي از هدف مند کردن يارانه ها را صرف بهداشت عمومي يا بخش هاي توليدي و عمراني مي کند .
  3.  سياست چند نرخي بودنˏ ارز را که فساد آور است را حذف و براي تک نرخي بودن آن تلاش مي کند .
  4.  جهت ساماندهي بدهي 700 هزار ميليارد توماني دولت به پيمانکاران ، بيمه ها و بانک ها با انتشار اوراق بدهي اقدام مي کند .
  5.  اصلاح ساختار بانکي ، پذيرش قوانين بين المللي بانکداري  را براي دستيابي به رشد اقتصادي را پيشه مي کند .
  6.   خصوصي سازي را جايگزين خصولتي سازي مي کند .
  7. براي  مقوله ي بهداشت ، درمان ، بيمه سلامت و گسترش بيمه ها را برنامه ي مدون و بلند مدت  دارند .
  8.  ضمن حمايت از صندوق هاي بازنشستگي ، استقلال اين صندوق ها  را لازمه حيات پايدار اين صندوق ها مي داند .
  9.  در کنار ̗ اهميت به محيط زيست ، نهادهاي مدني را به عنوان حلقه واسط بين مردم و مسئولين به رسميت مي شناسند  ، جهت فعال شدن اتاق فکر ( کارگروه تخصصي ) و ارائه راهکار هاي کارشناسي شده و هم راستا با برنامه هاي کلان تقويت و فعال سازي گروه هاي تخصصي را جايگزين ̗ انحلال آن ها و خانه نشين کردن متخصصين مي کنند .
  10.  رسانه ها را به عنوان رکن چهارم دموکراسي مي پذيرند .
  11.  به جاي سفرهاي استاني و ... به نظرات گروه هاي کارشناسي و نهادهاي برنامه ريزي در مرکز ، شعبات آن در شهرستان ها توجه مي کنند ؛ به تقويت نهادهایي چون سازمان مديريت و برنامه ريزي ، مرکز پژوهش هاي مجلس ، اتاق هاي بازرگاني و ... مي پردازند تا اقتصاد کشور در راستاي اهداف سند چشم انداز پيش برود .
  12.  در زماني که ديگر هم ولايتي هايم در اقصی نقاط  دهکده کوچک جهاني با انواع روش هاي پوپوليستي مبارزه مي کند در کنار افرادي مي ايستم که با برنامه ريزي و تکيه به خرد جمعي توسعه پايدار را هدف قرار داده اند .

زيرا توسعه پايدار پيش شرط هاي دارد که بايد تضمين شود ؛ در غير اين صورت توسعه شکننده با کمترين لغزشي به سرعت عقبگرد مي کند .

 

مصاحبه شونده:

نتيجه گيري شما درست مي باشد ! فقط در مورد قسمت اول و دوم نتيجه گيري شما؛

 فعلأ ، فقط عرض مي کنم که تاراج 800 ميليارد دلار درآمد نجومي ( حاتم بخشي از سرمايه هاي نسل آينده و کنوني )  و بي توجهي به توسعه پايدار ،  علاوه بر ظلم به نسل هاي آينده موجبات گرفتاري نسل کنوني را هم فراهم آورده است.

بدتر آن که ، پرداخت نقدي يارانه ها و تاراج سرمايه ملي در دولت تدبير و اميد هم کم و بيش ادامه دارد.

مثلأ ، با آ نکه سال 1394 (سخت ترين سال اقتصادي پس از انقلاب ) را دولت روحاني به نسبت خوب پشت سرگذاشته است ولي متاسفانه با وجود19,630 ميليارد تومان کسر بودجه ( طبق گزارش خبرگزاري تسنيم ) براساس قانون بودجه سال 1394 میزان درآمد هدف مندسازی یارانه ها از  42,000 به 39,000 میلیارد تومان برای توزیع نقدی کاهش یافته و این در حالی است که حدود 76 میلیون متقاضی یارانه نقدی در کشور وجود دارد.

اين موضوعات را  در بخش های بعدي خدمت شما و خوانندگان فهيم شما ، توضيح خواهم داد.

پنج شنبه, 24 فروردين 1396 12:46 خوانده شده: 1159 دفعه

در همین زمینه بخوانید: