صدای معلم

مدارس توسعه محور و معنای مدرسه ی ایده آل از نظر دانش آموزان ابتدایی

یکی از مسائل کلیدی که در امتداد زندگی شاید حداقل یک بار هم که شده به فکر هر فردی خطور کرده و در مورد آن اندیشیده، این است که مدرسۀ ایده آل، چگونه مدرسه ای است؟ یا اگر در یک مدرسه چه امکانات و شرایطی وجود داشته باشد و معلم ها و کادر اجرایی چگونه باشند، ما آن مدرسه را محیط ایده آلی برای دانش آموزان خواهیم دانست؟

در مواجهه با این مسئله اولین راهی که ممکن است به ذهن هر مخاطبی برسد رجوع به آراء و دیدگاه های نظریه پردازان و متخصصان تعلیم و تربیت، جست و جوی نتایج پژوهش های ملی و بین المللی و یا بررسی و استفاده از تجارب دیگر کشورها است.با این وجود؛ مسیر علمی دیگری نیز و نیز وجود دارد. این که خود دانش آموزان مدرسۀ ایده آل را تعریف کنند و شاخص هایش را شناسایی نمایند. در این چشم انداز، دانش آموزان به مثابه افرادی در نظر گرفته می شوند که از نزدیکترین منظر با مدرسه مواجه شده و کمیت و کیفیت آن را با گوشت و پوست و استخوان خویش چشیده و دیده اند. در این سطح، تجربیات و روایت های دانش آموزان حاصل تعاملات چند لایه با کارگزاران آموزشی، کتابهای درسی، فضا و امکانات، روش های تدریس، و کلیۀ رفتارهای آشکار و پنهان موجود در میدان مدرسه است. بنابراین در این سطح، دانش آموزان بر اساس رویدادهای تربیتی تلخ و شیرین و برداشتها و قضاوت های منتج از جهان کودکانه، و نه تفسیرها و معیارهای بزرگسالانه، به تعریف و ترسیم مدرسه می پردازند.
از این رو، هدف نوشتار حاضر این است که با نگاهی پدیدارشناختی، به جهان دانش آموزان ورود پیدا کند، و تعریف مدرسۀ ایده آل را از پَس نگاه و تجارب ایشان کاویده و مورد بازنمایی قرار دهد. برای تحقق این هدف، سراغ دانش آموزان پسر ششم ابتدایی، در یکی از مدارس سطح استان اصفهان رفته ایم و در یک فضای خودمانی از آنها خواسته ایم نظراتشان پیرامون مدرسۀ ایده آل را بگویند و بنویسند. بنابراین در ادامه بخش هایی از نظرات و دیدگاه های دانش آموزان ارائه می گردد. مدرسۀ خوب مدرسه ای است که در آن معاون و ناظم پیگر حق و حقوق بچه ها باشند، نه این که فقط از والدین یا بچه ها پول بگیرند و هر روز به آنها دستور بدهند زودتر بروید سرکلاس، یا در زنگ های تفریح دنبال هم نکنید یا بازی نکنید. یک مدیر خوب باید دانش آموزان خوب و درس خوان را سر صف تشویق کند و جایزه بدهد و با بچه هایی که دعوایی هستند برخورد جدی کند .


تجربۀ رضا:

" مدرسۀ خوب مدرسه ای است که در درجه ی اول ساختمان مدرسه زیبا نقاشی شده باشد تا روحیۀ دانش آموزان را شاد و خوشحال کند. مدرسه طوری باشد که بچه ها تکالیف را در مدرسه انجام دهند و  این کیف های سنگین را روی کول و دوش خود نکشند و هی هر روز آن را به خانه بیاورند و دوباره به مدرسه  ببرد. بلکه کیف و کتاب در همان مدرسه بماند و تکالیف در همان مدرسه انجام گیرد ".


نظر ایلیا :

" مدرسۀ خوب مدرسه ای است که در آن معلم به موی بچه ها و لباس فرم آنها گیر ندهد و در عوض مطالب درسی را خوب توضیح دهد تا بچه ها یاد بگیرند. معلم بهتر است با دانش آموزان شوخی کند،علاقه های آنها را در درس دادن در نظر بگیرد و معلم چیزهایی که خودش دوست دارد را برای دانش آموزان اجبار نکند. بلکه آنها را آزاد بگذارد و اجازه بدهد تا دانش آموزان سر کلاس راحت تر باشند ".
روایت پرهام:

" مدرسۀ خوب مدرسه ای است که بتوانیم هر چقدر که می خواهیم بازی کنیم، با لپ تاپ کار کنیم و فیلم ببینیم. مدرسۀ خوب مدرسه ای است که زنگ های ورزش در آن زیاد باشد. همچنین زنگ هنر و نقاشی هم زیاد باشد. سر کلاس برای دانش آموزان آهنگ و فیلم و کارتون پخش شود و هر هفته دانش  آموزان به اردو و شهربازی بروند و مسابقات سیب خوری و دیگر مسابقات وجود داشته باشد ".

مدارس توسعه محور و معنای مدرسه ی ایده آل از نظر دانش آموزان ابتدایی

نظر علی:

" بچه ها به شرطی مدرسۀ خود را دوست خواهند داشت که محیط مدرسه زیبا رنگ آمیزی شده و پر از گل و درخت باشد و دارای امکانات مدرن باشد تا یادگیری را برای ما آسان تر کند. بیشتر بچه ها به  مدرسه علاقه ندارند چون بیرون از مدرسه چیزهای سرگرم کننده تری نسبت به درون مدرسه وجود دارد. اگر ما امکانات بهتری داشته باشیم و محیط شادتری داشته باشیم و یک سری سرگرمی میان درس ها داشته باشیم،  آن وقت عالقۀ ما به مدرسه بیشتر می شود).


برداشت ابوالفضل:

" مدرسۀ خوب مدرسه ای است که زمین چمن و حیاط بزرگ داشته باشد، حتی  پارکینگ داشته باشد تا ماشینهای معلم و مدیر مزاحم بازی بچه ها نشود. در مدرسه باید آزمایشگاه و کارگاه های پیشرفته وجود داشته باشد تا بشود آزمایشهای علوم را انجام داد. مدرسه باید یک پارک بزرگ پر از وسیله  داشته باشد تا دانش آموزان آنجا بازی کنند. در مدرسۀ خوب معلم ورزش وجود دارد، چون معلم ها داوری را خوب انجام نمی دهند و بازی بلد نیستند و همیشه بین بچه ها دعوا می شود، مدرسه باید جعبۀ کمک های اولیه و امکانات بهداشتی و سلامتی مناسب داشته باشد تا دانش آموزان شاد باشند).

مدارس توسعه محور و معنای مدرسه ی ایده آل از نظر دانش آموزان ابتدایی

دیدگاه محمد:

" مدرسۀ خوب مدرسه ای است که امکانات خیلی خوب: مثل دستشویی خوب، میز و نیمکت خوب، تابلوی خوب، کامپیوتر خوب داشته باشد و در حیاط امکانات داشته باشد. مدرسه خوب باید تمیز  باشد و ایمن ساخته شده باشد و دستشویی هایش تمیز باشد و آب خوری هایش مزه بد ندهد و کارگاه  کامپیوتر داشته باشد ".


روایت آرش:

" مدرسۀ خوب جایی است که مدیر و معاون مهربان و خوش اخالق داشته باشد، و هر وقت که قول می دهد سر قولش باشد. آنها باید بیشتر به فکر دانش آموزان باشند و در مدرسه به نیازها و استعدادهای  دانش آموزان توجه کنند ".


و در نهایت بهراد می گوید:  مدرسۀ خوب مدرسه ای است که در آن معاون و ناظم پیگر حق و حقوق بچه ها باشند، نه این که فقط از والدین یا بچه ها پول بگیرند و هر روز به آنها دستور بدهند زودتر بروید سرکلاس، یا در زنگ های تفریح دنبال هم نکنید یا بازی نکنید. یک مدیر خوب باید دانش آموزان خوب و درس خوان را سر صف تشویق کند و جایزه بدهد و با بچه هایی که دعوایی هستند برخورد جدی کند).

کانلی و کالندینین (1990) به عنوان دو صاحب نظر برجستۀ تعلیم و تربیت باور دارند که مجموعه آگاهی های  ما از جریان تعلیم و تربیت به واسطۀ گفت و گوها، داستانها و تجارب معلمان و دانشآموزان حاصل شده است.  نکته ای که ویلیام آیرز، دیگر صاحب نظر تربیت نیز بر آن معترف شده است. آیرز نیز به درک و فهم موقعیت ها و پدیده های تربیتی از درون تاکید نموده و باور دارد این مهم در اغلب پژوهشها مغفول و فراموش شده است.
بر همین اساس آیرز برای جبران این غفلت و از قلم افتادگی پیشنهاد می کند به منظور انعکاس و عرضۀ دنیای  دانش آموزان به همان سان که هست و ترسیم دنیا به همان فوریت و آنی بودنی که آنها می بینند و خلق  پژوهش هایی معنادار که دانش آموزان در آن مشارکت داشته باشند، پژوهشگران می بایست با خود دانش آموزان  کار کنند (فتحی واجارگاه، 1392). بنابراین  با توجه به این تاکید و توجه، دغدغۀ نوشتار حاضر نیز ترسیم مفهوم مدرسۀ ایده آل بر اساس نگاه درونی، یعنی نظرات دانش آموزان بود. چراکه تعریف و معنای مدرسه، الزاماً آنچه معلمان می گویند یا آنچه متخصصان می نویسند، نیست، بلکه معنای حقیقی مدرسه آن چیزی است که دانش آموزان با آن مواجه می شوند، تجربه می کنند، به یاد می سپارند و با آن بزرگ می شوند تا در زمان و مکانی دیگر آنها را به زبان بیاورند و روایت کنند.

در تبیین و بررسی نظرات فوق، می توان اذعان داشت که دانش آموزان باور دارند مدرسۀ ایده آل، مدرسه ای است که فضای اجتماعی و روانشناختی آن آکنده از همدلی، همراهی، احساس امنیت، احساس حمایت، احساس درک متقابل و صمیمیت بین دانش آموزان و همۀ عوامل مدرسه است. در عین حال این احساسات و عواطف در بستر امکانات و تجهیزاتی قابل تجربه است که به کنجکاوی های دانش آموزان پاسخ دهد و استعدادهای آنها را بشکُفاند، مواردی چون: وجود کارگاه و آزمایشگاه، زمین های ورزش، پخش موسیقی و فیلم های آموزشی و غیره.

مدارس توسعه محور و معنای مدرسه ی ایده آل از نظر دانش آموزان ابتدایی

در عین حال، دانش آموزان مدرسۀ ایده آل را به مثابه بستری تعریف کرده اند که در کلاسهای آن میزها و صندلی های نو وجود داشته باشد، در و دیوارهای کلاس و مدرسه رنگی باشد، درخت، گل و فضای سبز در آن وجود داشته باشد و به سرویس های بهداشتی و آبخوری مناسب تجهیز باشد. افزون  براین، در مدرسۀ ایده آل، راه برای تجربۀ شادی و بازی باز است. چنان که در ترازوی برنامه های درسی از بارِ دروس خُشک و انتزاعی کاسته شود و هر لحظه سایۀ معلم و مدیر و ناظم بر سر دانش آموزان سنگینی نکند. بنابراین دقیقاً در همین "تعریف" و "معنای مدرسه" است که "فرایند آموزش" با "توسعه" و "سطح توسعه یافتگی کشورها" پیوند می خورد.

در همین راستا، زمانی و نصراصفهانی (1386) بر مبنای مصاحبه با دانش آموزان و والدین و بررسی اسناد کشورهای آمریکا، کانادا، استرالیا و انگلستان به این نتیجه رسیدند که در این کشورها، فضاهای باز و وسیع برای بازی و جنب و جوش کودکان در نظر گرفته شده است. دانش آموزان در مدرسه از طبیعت و جامعه پیرامونش جدا نیستند. طراوت و سرسبزی محیط اطراف، شور زنده بودن و نشاط دوران کودکی را در آنها زنده نگه می دارد و محیط آموزشی را برای آنها جذاب و دلپذیر می کند. استفاده از فضاهای آموزشی جامعه برای آموزش و استفادۀ متقابل جامعه از فضاهای مدرسه، یکی دیگر از ویژگی های خاص این کشورهاست. همچنین در این مدارس، همه یا قسمتی از کف کلاس با موکت پوشیده شده است. برای  برخی از دروس، دانش آموزان روی موکت دور هم می نشینند و بعضی از فعالیتهای کلاسی را انجام می دهند.
در جلوی در کلاس نیز محلی برای بیرون آوردن کفش دانش آموزان قرار دارد.کلاس ها خیلی بزرگ و میزها به شکل مربع- مستطیل است.

نکتۀ قابل توجه دیگر این است که، همۀ مواد، وسایل آموزشی و حتی کتاب و دفترچه های دانش آموزان در کلاس درس نگهداری می شود، بر خلاف مدارس ایران که بچه ها هر روز مجبورند مقدار زیادی کتاب و دفتر به مدرسه ببرند و بیاورند. در این کشورها، نیاز بچه ها در ابتدای سال از طریق مدرسه به طور مجانی تهیه می شود. همچنین در اغلب مدارس این کشورها، میز کامپیوتر، شبکه های رایانه ای، صندلی با چیدمان دایره ای، درختکاری ها و فضاهای سبز و بزرگی وجود دارند که مورد استفادۀ عموم مردم قرار می گیرند، همچنین امکانات کمک آموزشی شامل: انواع مواد، مدل ها، ماکت ها، کتاب ها، مجلات و وسایل آزمایشگاهی و کارگاهی که در قفسه های مستقر در کلاس چیده شده اند.

افزون بر این، یافته های مربوط به جو و فضای فرهنگی این پژوهش، نشان می دهد که شش عامل شامل: حس همدلی و همدردی، تعهد و مسئولیت شناسی، احترام، جو اعتماد، علاقه و انگیزه، و جوشادی و نشاط بر مدرسه حاکم است که همۀ این عوامل محصول مجموعۀ امکانات آموزشی مناسب و متناسب، برنامه های درسی و روابط والدینی حاکم در مدارس تحت  مطالعه بوده است (زمانی و نصراصفهانی، 1386 ).
این در حالی است که در اغلب مدارس ایران، دانش آموزان، مدارس را غیر صمیمی، خشک و با یک نگاه  حاکم و محکوم که محتوای زیاد و غیر کاربردی را به صورت صرفاً مکانیکی آموزش می دهد، معرفی می کنند. برای همین غالب مدارس امروزی محلی برای دور نگه داشتن شاگرد از واقعیت های خارج از کلاس درس است، در حقیقت مدرسۀ امروزی چیزی بیش از یک زندان تصنعی برای ذهن و جسم فراگیر نیست که فرد خود را فقط به منزله ی یک شیء یا همچون عنصری آماری و بر اساس موفقیت یا شکست تعریف می کند و بیگانگی و تنفر از مدرسه و کلاس محصول این چنین فضایی است (بینش و همکاران، 1393 :82 )

بنابراین، از آنجا که دوران مدرسه، با دوران تکوین و شکل گیری شخصیت دانش آموزان همراه است، در "کشورهای توسعه یافته" و "مدارس توسعه محور" سعی می شود بسترهایی فراهم گردد تا دانش آموزان در دل برنامه های درسی، رویدادهایی تجربه کنند که داستانهای برآمده از آنها مَحمِلِ مفاهیم توسعه باشد. فراگیرانی که امید، اعتماد، شادی، احترام، عشق، همدردی، همزبانی، گذشت، ایثار، یکدلی، صداقت، تفکر انتقادی، مسئولیت پذیری، انصاف، نوع دوستی، امانت، کار گروهی، اعتدال و نظم را می آموزند، زندگی خویش را نیز حول همین مفاهیم معنا می کنند و آیندۀ خویش را نیز بر اساس همین مفاهیم می آفرینند. اما در مدرسه ای که زیست تحصیلی فراگیران با آزمون های پی در پی، رقابت، مشق شب، فقر امکانات آموزشی، حافظه محوری، رتبۀ  برتر شدن، کتاب های تست، تلقین، تحمیل، تحکم، نگاه بالا به پایین و سلطۀ معلم عجین است، دانش آموزان زندگی را صحنۀ بی رحمانه ای تصور می کنند که برای بقای خویش باید به هر بهانه ای از دیگران پیشی بگیرند فقط به فکر خویش باشند. برای این دانش آموزان مدرسه به مثابه محیطی است که در آن باید برای زندگی  آینده تجهیز شوند، زندگی ای که از آن 'انسان زدایی' شده است. این طیف از دانش آموزان مدرسه را اغلب به عنوان محیطی تعریف و ترسیم می کنند که با اجبار وارد آن می شوند و با اکراه موضوعات درسی را یاد می گیرند، محیطی خشک که پیرامون آن را دیوارهای بلند احاطه کرده است و میان آن و خانه و جامعه راهی یک طرفه وجود دارد.
بر همین اساس برای این که توسعه بتواند مانند موادغذایی به جسم و جان دانش آموزان راه یابد، انتظار می رود بستر مدارس فعلی روز به روز به تعریف مدرسۀ ایده آل، چنان که دانش آموزان بر آن باور دارند، نزدیک شود.

در پایان سه نمونۀ دیگر از تعاریف و روایت های دانش آموزان پیرامون مدرسۀ ایده آل پیوست می گردد، به این امید که در سال های آتی شاهد رسیدن به معنای مدرسۀ ایده آل باشیم.

مدارس توسعه محور و معنای مدرسه ی ایده آل از نظر دانش آموزان ابتدایی

مدارس توسعه محور و معنای مدرسه ی ایده آل از نظر دانش آموزان ابتدایی

مدارس توسعه محور و معنای مدرسه ی ایده آل از نظر دانش آموزان ابتدایی

فهرست منابع :
بینش، مرتضی، کشتی آرای، نرگس، یوسفی، علیرضا و یارمحمدیان محمدحسین (1393 ). تجربه زیسته ی دانش آموزان از مدرسه: راهنمای عمل برنامه درسی. مجلۀ پژوهش های برنامه ی درسی .  4. (1(.  84-61.
فتحی واجارگاه، کورش (1392 ). برنامهدرسی به سوی هویتهای جدید: شرحی بر نظریات معاصر برنامه-درسی. تهران: انتشارات آییژ .
زمانی بی بی عشرت و نصراصفهانی احمدرضا (1386( ویژگی های فیزیکی و فرهنگی فضاهای آموزشی
Clandinin, D. J, & Connelly, F. M. (1990). Narrative, experience and the study of curriculum. Cambridge journal of education, 20(3), 241-253.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مدارس توسعه محور و معنای مدرسه ی ایده آل از نظر دانش آموزان ابتدایی

منتشرشده در پژوهش

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر آمد ( این جا ) ؛ یکشنبه 13 مرداد 1398 سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در سلسله نشست های " بزم اندیشه " میزبان دکتر عادل پیغامی استاد دانشگاه امام جعفر صادق ( ع ) با موضوع " کالبد شکافی سند 2030 " بود .

این استاد دانشگاه با 15 دقیقه تاخیر در نشست حضور پیدا کرد و بابت تاخیر خویش از حاضران عذرخواهی نکرد .

کارشناس علمی نشست دکتر سوزنچی ایشان را چنین معرفی کرد :

" دکتر عادل پیغامی چند سالی است که در حوزه اقتصاد با این جا همکاری دارند .آقای دکتر پیغامی دکترای علوم اقتصادی دارند ، عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق هستند ، عضو برخی انجمن های بین المللی از جمله انجمن بین المللی مدرسان اقتصاد گیت ، انجمن بین المللی اقتصاددانان هترودوکس ، ایشان مدتی معاون آموزشی دانشکده اقتصاد امام صادق بودند الان هم معاون پژوهش آن دانشگاه هستند ، در زمینه های بین المللی فعالیت های بین المللی دارند .گفتند : نگویید این ها را اما من می گویم تا دوستان بدانند که ممکن است بپرسند ایشان که رشته اقتصاد هستند چه ربطی به سند 2030 دارد .از جمله کارهای ایشان برگزاری یک دوره بین المللی چندجانبه با مشارکت بانک توسعه اسلامی ، دانشگاه دافتروی لندن ،  موسسه علمی آموزشی مارک فیلد لندن و دانشگاه بین المللی اسلام آباد و دانشگاه امام صادق است و آثار متفاوتی هم در زمینه های اقتصاد اسلامی ، هم در زمینه های اقتصاد مقاومتی ، هم در زمینه های مرتبط از جمله اقتصاد سیاسی جهانی ترجمه کتاب اقتصاد رسانه دارند .در عرصه های فرهنگی هم حضور جدی و فعالی دارند و رشته اقتصاد را کاملا اقتصاد محض نمی بینند .

عادل پیغامی در این نشست 50 دقیقه سخنرانی کرد .
پس از سخنرانی معاون پژوهشی دانشگاه امام صادق ( ع ) و در بخش پرسش و پاسخ ، آقای باقری از کارمندان سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی مانع از طرح پرسش توسط مدیر صدای معلم گردید .

با این حال هنگام طرح پرسش توسط مدیر صدای معلم علی رغم آن که محتوای سوالات از متن سخنرانی انتخاب شده بود ؛ دکتر عادل پیغامی به کرات سخنان علی پورسلیمان را قطع کرد .

این استاد دانشگاه در ابتدای سخنرانی خویش گفته بود :

" طبیعتا عرایض بنده خیلی اطلاعات نمی خواهد به شما منتقل کند ، بیشتر همان بخش اندیشه و سوالات است که دوست دارم بزرگواران ذهنشان درگیر سوال بشود .

پیغامی تاکید کرده بود : " در عرض 45 دقیقه باید آن را بگویم و بیشتر دوست دارم گفت و گو و سوال و جواب باشد و با همدیگر گفت و گو کنیم و با هم بیندیشیم."

بخش پایانی سخنان عادل پیغامی به صورت مشروح در صدای معلم منتشر می گردد .

سند 2030 و انتقاد از کتاب های درسی و نقش اصول گرایان در تدوین سند 2030

این سند 2030 در پانزده ساله دوم هم اجرا شد و هشت بند اول هم اجرایی شد. در این اجرائیات هم دولت های ما گزارش دادند به مجامع بین المللی تقریبا همه آن چه را که در این هشت محور در همه دنیا ارائه می شد اجرا  شد .

این ها گایدلاین هستند ، پیشنهاد است ظاهرا اجباری در آن نیست. اجبارهایش نرم است و از هر اجبار سختی به نظر من پرنفوذتر و نافذتر . حتی در بعضی از زمینه هایش که ما مشارکت داشتیم مثلا از آن هشت محور در ام دی جی یک محورش فقرزدایی بود. الآن هم در هفده محور یک محورش فقرزدایی است. فقر زدایی را به یونسکو دادند . یونسکو هم به کشورهای اسلامی آیسسکو داد . آیسسکو غیر علنی اش شد آقای دکتر عباس صدری در ایران. دکتر عباس صدری برای فقرزدایی کشورها بنده را فرستاد.

بنده دقیقا در این مسیر به عنوان نماینده بین المللی انتخاب شدم رفتم به بنگلادش برای یازده کشور. برنامه های فقرزدایی آنها را گرفتم گفتم چه اقداماتی کردید ، بیایید نشان بدهید. برنامه های فقرزدایی خودمان را برایشان عرضه کردیم. بعد توصیه ها را به ایشان کردیم ، کاملا علمی کاملا نرم و رفتند کشورهایشان که برنامه هایشان را تغییر بدهند.

 دومین کشوری که من را فرستادند آذربایجان بود . دوباره همه کشورهای آسیای میانه و افغانستان و آن یازده کشور همه جمع شدند با خود آذربایجان و سه روز برنامه هایشان را دیدیم و خود بنده برنامه فقرزدایی ام دی جی در آیسسکو نفر ناظر بودم . کارشناس جهانی شان بودم  که بروم و به آنها پیشنهاد بدهم. در ای دی جی هم دقیقا 17 محور کلید خورده است. در برخی محورها  ماخیلی عقبیم و در خیلی محورها ما خیلی جلو هستیم.

یک نموداری است به نام نمودار عنکبوتی ؛ حالا اگر بعدها دوستان خواستند من به سازمان پیشنهاد داده ام که این جلسات ادامه پیدا بکند من می خواهم روایت را بشنوید نه این که روی پاورپوینت ببینید می رویم به سمت دیدن اینها . نمودار عنکبوتی دارند دقیقا برای کشورهای مختلف می کشند که در چه مرحله ای هستیم در بخشی مراحل کارمان جلو است ولی در برخی نه. این دستورالعمل هایی که آنجا نوشته می شود هفده محور به چند تا هدف میانی تقسیم می شود ، هر کدام از این هفت هشت تا محور اهداف عملیاتی و پرفشینال تبدیل می شود و پرفشینال و عملیاتی برایشان فهرستی از گایدلاین نوشته می شود ؛ این می شود سند . برای هر کدامشان گاهی اوقات با اسناد 200 تا 300 صفحه ای مواجه هستیم . این به عنوان پیشنهاد آمده است.

 در کشور ما متاسفانه به دلیل بی سوادی و به دلیل بهت زدگی و غرب زدگی مقابل  همسایه ، مقابل مدرنیته ، مقابل کشورهای پیشرفته که هر چه آنها می گویند احتمالا  خیلی چیز خوبی است ؛ این اسناد را می گیریم ترجمه فارسی می کنیم در یک فرایند بسیار محدودی از بومی سازی یک تغییراتی در آن می دهیم ؛ اول و آخرش یک آیه می چسبانیم ، با سیاست های کلی مقام معظم رهبری را هم تناسب اش را نشان می دهیم چون ظاهر اینها همین طور است . بسیاری از متونی که می خوانیم خیلی حرف های خوبی است ، هر چقدر می رود پایین تر و به گایدلاین ها می رسد تفاوت های ارزشی و بومی و محلی و فرهنگی خودش را نشان می دهد و کشورها جیغ شان در می آید ولی در اهداف بسیار خوبند. با سیاست های کلی اینها را ممزوج می کنیم به عنوان سند ملی ابلاغ می کنیم.

دستگاه فکری که باید بنشیند سند بنویسد مثلا همین سند تحول بنیادین بنده در مسیر نگارش اش بودم . من پنج سال عضو کمیسیون تعلیم و تربیت شورای انقلاب فرهنگی بودم . آنجا خدمت دوستان بودم ، در سند تحول بنیادین حضور جدی داشتم. بالغ بر دویست و چهل نفر از کارشناسان ما نظر دادند موافق و مخالف . خیلی نشست داشتند . آقای مهندس نوید یادم می آید که می گفت ویرایش سیزدهم ویرایش چهاردهم ... واقعا خیلی گفت و گوهای زیادی شده بود. ولی وقتی سند بین المللی می آید کافی است ترجمه کنید ، چهار کارشناس هم دور هم ظاهرش را بومی سازی کنند. کار خیلی راحت است و ما الآن با این مواجه هستیم که فهرستی از این گاین لاین ها در قالب نه سیاست کلی که این ها کار مجمع است ، در قالب انواع دستورالعمل ها و بخشنامه های دولتی به کشور می آید و سریان پیدا می کند. این هفده بند دارد در کشور کنتور می اندازد.

مسئولین ما هم از دو دولت قبلی تا دولت فعلی فرق نمی کند دقیقا در کنوانسیون ها رفت و آمد می کنند ، شرکت می کنند و گزارش می دهند و گزارش می گیرند ،  کاملا مسیر دارد اتفاق می افتد.

 یکی از اینها مسیری را طی کرد که کمی تیز بود. خیلی هم قرص بود. معاون اول رئیس جمهور آمدند و بخشنامه ملی کردند . آن تکه ای که بند هفدهم مربوط به آموزش و پرورش بود به شکل تیزی در کشور ابلاغ شد. مقدماتی طی شده بود و آن مقدمات تحقق پیدا نکرد و نتیجه اش این شد که بالاترین مقام سیاسی کشور رهبری، رهبر معظم انقلاب صدایشان در آمد والا بقیه آن هفده تا هم همان مسیر را طی کردند. به دو سه دلیل این جیغ درآورد و تبدیل به یک مسئله سیاسی در کشور درآمد. یکی این که ما سند تحول بنیادین داشتیم. کارشناسان زیادی در کشور در این سند حضور داشتند ، عرقی به آن پیدا کرده بودند خوب یا بد. من خودم جزء منتقدان سند بودم که قوت های خوب یا بد دارد. ولی بالاخره همان سند خوب ابلاغ نشد ، خوب اجرایی نشد ، بودجه ای که به آن داده بودند مدام پس می گرفتند . اینها هستند ، من دور از شما نیستم. بارها با آقای نعیمی صحبت کردیم در مورد این که مشکلات اجرایی سند تحول چیست و چرا در اجرا حمایت نمی شود. برعکس این سند آمد حسابی اجرایی بشود ، بدنه کارشناسی جیغ اش در آمد به دستگاه های مختلف ارجاع شد. مقام معظم رهبری هم انتقاد کرد .این شد سند 2030 کشور. ولی 2030 فقط این نیست این یک هفدهم 2030 است . خوب یا بد ! دقت کنید من قضاوتم را باید وارد مورد بشوم.کیس به کیس قضاوت کنید .عرض کردم 70 تا 80  درصد این حرف ها عالی است. مثلا یکی از این هفده مورد  موضع عدالت جنسیتی است. ما مشکلات فراوانی در کشور داریم که واقعا عدالت جنسیتی در کشور ما رعایت نمی شود. فهرست بلند بالایی دارم از زنان مخصوصا زنان خانه دارد ،ختران. واقعا رعایت نمی شود . ما مشکلات زیادی داریم. و حتما باید جریانی راه بیفتد و عدالت جنسیتی را برایش کاری بکنیم. من در این زمینه مفصل حرف دارم. ولی وقتی سند 2030 می گوید یک مورد فقط یک هفدهم عدالت جنسیتی است بعد می نشیند اهداف می نویسد و گاید لاین هایش را می نویسد. آن گایدلاین ها بررسی می شود همین خرداد ماه شاخص های عدالت جنسیتی ابلاغ شد. دولت ابلاغ کرد. از کجا درآمد ؟ چرا درآمد ؟ کدام بدنه کارشناسی کشور در این عرصه حضور داشت ؟

سند 2030 و انتقاد از کتاب های درسی و نقش اصول گرایان در تدوین سند 2030

 بنده حداقل در دانشگاه الزهرا دو رساله  دکترا مشاوره و راهنمایی کردم در مورد مقوله عدالت جنسیتی حوزه اقتصادی زنان خانه دار. برای تشخص پیدا کردن بیمه ای و حقوقی کار خانگی زنان. برای بازنشستگی زنان خانه دار نه زنانی که اشتغال دارند چون آنها بازنشستگی دارند.  زنان خانه دار بیچاره هستند. خوب بنده و آن رساله دکتری و آن تیم علمی در دانشگاه الزهرا کجا مورد مشورت قرار گرفته ؟ هیچی. یعنی بعد درون زای علمی نداشت.

بنده کاملا موافقم و خیلی جاها به ما می گویند شما همیشه از اسناد بین المللی انتقاد دارید ... بله مقام معظم رهبری فرمودند ، عقل اقتضا می کند ، شاگردی می کنیم ، حرف خوب داشته باشند یاد می گیریم. خیلی چیزها باید یاد بگیریم. ولی این که چشم بسته برویم و اسناد آنها را بگیریم و ترجمه کنیم ؛ نه خیر با غیرت آدم نمی خواند ، با عقل آدم هم نمی خواند  و در اجرا هم ما را دچار مشکل می کند. این کشور بالاخره ارزش هایی دارد. این کشور جامعه شناسی دارد ، تاریخ دارد. روان شناسی اجتماعی دارد. فرهنگ دارد ، ارزش هایی دارد. به هم می ریزد کشور.

خوب ابلاغ شد. یک هفدهم  این سند در مورد استفاده از آبزیان است و استفاده از آبزیان را توصیه می کند به شرکت های در مقیاس بزرگ صنعتی به دلایل اقتصادی. خوب دوره گذارش را تعریف نمی کند باید کشور عقل داشته باشد تا تعریف کند. می گویم مگر مشکل از غرب و خارجی ها نیست آن گایدلاین هایشان خودشان می فهمند که شما باید در حدی دوره گذار را خودت تعریف کنید. درست است که یک جاهایی ارزش و اصول هایی می گذارد و شما را به لحاظ علمی محکوم می کند، به لحاظ نقد ولی اجازه هم می دهد که دوره گذار تعریف کنید. مثلا در مورد شیلات چند وقت پیش بحثش بود که چند شرکت چینی آمده اند و دارند ماهی خلیج فارس را می روبند ، در واقع جارو می کنند. این اجرای سند 2030 است منتها این بدترین شیوه آن است. مسئول مملکتی ما رفته و دارد آخرین خانه را اجرا می کند. آخرین خانه ای که خیلی باید مقدمات نهادی را طی بکند.حوزه شیلات ما در جنوب ایران و اقتصاد مردم جنوب ایران مبتنی بر ماهیگیری است. خانواده صبح به دریا می رود ، صد کیلو ماهی می گیرد می رود به بندر عمان و می فروشد . بنده با آنها زندگی کرده ام ولی سوار قایشان نشده ام  .می خواستم از نزدیک آنها را ببینم. زندگی شان را می کنند و حالا به آنها می گویند تو خانواده اجازه نداری ماهیگیری کنید باید با مجوز فلان شرکت و فلان پیمانکار بروید و نمی توانید بروید چون استانداردهای لازم را از نظر شیلات برای کشتی ندارید  پس کشور خارجی می آید و به آن مناقصه می دهید. مزایده می دهید. دقیقا سند 2030 در اینجا اتفاق افتاده است. منتها به نحو بسیار احمقانه ای اجرا شد. سند 2030 هفده محور دارد. فقط محور آموزش و پرورش نیست. متاسفانه وقتی در کشور می گویند 2030 فقط شامل آموزش و پرورش می شود. این یک اشتباه است.

نکته دوم، شما به عنوان سازمان پژوهش با همه این 17 محور سر و کار دارید ، باید داشته باشید. اگر نخواندید ، اگر در کتاب های درسی تان نسبن به این برنامه های هفده گانه ، تفاوت ها را اجرا نکردید از دنیا عقبید. محیط بین الملل ، محیط جهانی دارد عوض می شود ما اینجا تغییر نکرده باشیم. خوب می آیند و مانند سیل از روی ما رد می شود.

سوم، این هفده محور در بدنه های دولتی ما متاسفانه یا خوشبختانه البته بیشتر متاسفانه است دارد تبدیل می شود به برنامه های کشوری ،باز ما در این سازمان پژوهش بی خبر هستیم که چه تفاوت هایی باید در کتاب های درسی مان اتفاق بیفتد. و سومی که حرکت جهادی و انقلابی است و شماها را می طلبد که شما عاشقانه بیایید برای آینده این کشور ، آینده این نظام فکر بکنید آنجایی است که چگونه باید به فرزندانمان سواد تعاملات جهانی بدهیم . الآن سواد تعاملات جهانی در کدام بند از کتاب های درسی ما وجود دارد ؟

 این بدبختی هایی که من می گویم که فلان مسئول بی توجهی می کند و احمقانه دارد اجرا می کند این مسئول زمانی دانش آموز بوده است . در کتاب های درسی سواد تعاملات جهانی به او نگفته اند . اینها هنوز به سواد تعامل جهانی نرسیده اند. روایت تغییرات جهانی نکرده اند و متوجه نیستند که کشورشان در این کشتی ، در این اقیانوس پرتلاطم جهانی چگونه باید حفظ بکند ، موفق بکند و تازه ارزش هایش را در خودش حفظ بکند.

بعد ما نسبت به این سندها که ابلاغ می شود باید موضع داشته باشیم . شما پیشرو هستید یا پس رو.

به نظر من جنس معلم ، جنس فرهنگی باید پیشرو باشد. شما باید بگویید کجای سند 2030 درست است یا نادرست ؟

 حتی در کتاب های درسی تان باید اینها را به بچه ها ابلاغ بکنید. فرهنگ سازی کنید. اگر الآن مسئول اجرایی با امضای سیاسی و امضای اجرای اش، اجرایی می کند شاید بیست سال دیگر که بچه های ما بزرگ شدند دیگر این اجرایی نشود ؛ آنی اجرایی بشود که به نفع کشور باشد. آن اجرایی بشود که با ارزش های با نظام دینی ما سازگار است ، با نظام انقلابی ما سازگار است. این را شما باید خطش را بکشید.

اگر احساس کنید شما در بند شیلات و استفاده از آبزیان و منابع دریایی و منابع زمینی در آن هفده بند شما هیچ کاره هستید و شما صرفا مسئول حوزه تعلیم و تربیتش هستید این اشتباه است !

 اینجاست که بنده عرض می کنم باید گروه های درسی نسبت به تک تک این هفده محور خودشان را سازمان دهی کنند ، هفده محور را بخوانند  ،نقدش بکنند ، با سیاست های کلی کشور مقایسه بکنند ، گپ ها را پیدا بکنند و بعد آن چه که مطلوب است با یک نظام فکری ؛ چون سازمان پژوهش به تنهایی نمی تواند ، پژوهشگاه دارد پژوهشگاه باید در این زمینه بیاید.

 آقا فرموده اند سازمان پژوهش قلب سیستم است، پژوهشگاه مغز سیستم است. بنده کسی بودم که جرات کردم در تلویزیون آمدم مخالفت کردم ، بعضی ها یادشان است. آقای حاجی بابایی هم خیلی ناراحت شد. گفتند اگر پیغامی آمد به سازمان صدا و سیما راهش ندهید !

 چرا ؟ چون من روی خط آمده بودم  چون حضوری قبول نکردند. گفته بودند اگر پیغامی به برنامه حضوری بیاید می گویم ، نیاید. من آمدم روی خط ، رفقایی در صدا و سیما داشتیم من را آوردند روی خط گفتند آقا پژوهشگاه را نباید با سازمان ادغام کرد. قلب را که با مغز ادغام نمی کنند.

 بله من خبردارم نه این که بی خبرم. بلاخره من دارم راه را می گویم. مغز باید اینجا کار بکند. ارتباط خوبی با دانشگاه ها بگیرد ، با نهادهای ارزشی و انقلابی در فکر بگیرد چون حوزه های سکولار فراوانند ولی چیزی تحویل شما نمی دهند. ترجمه می کنند تحویل تان می دهند. گول می زنند. با حوزه های انقلابی باید ارتباط بگیرید و شما باید تعریف بکنید که نظام جهانی کجا می رود ؟ انقلاب اسلامی چه می خواهد ؟ این باید در برنامه های درسی و گروه های درسی منعکس بشود و بچه هایمان را برای آینده بسازیم.

آخرین جمله از حضرت علی (ع) که فرمودند: عدل اولادکم به غیر آداب زمانه .و ما بچه هایمان را باید برای دنیای بیست سال بعد بسازیم. بیست سال بعد تکنولوژی کجاست. فن آوری های اجتماعی کجاست. نظام حکمرانی جهانی کجاست. از الآن برای آن موقع باید فکر کنید.  اگر کتاب ها  بچه ها را برای 30 سال بعد آماده بکند بیست سال بعد کلاهمان پس معرکه است و این نیازمند یک حرکت عاشقانه است از سوی شما و اندیشمندانه از سوی شما .

سند 2030 و انتقاد از کتاب های درسی و نقش اصول گرایان در تدوین سند 2030

به این سوالات بیاندیشید . حکمرانی افقی جهانی دارد می آید . سند 2030 هم به این شکل می آید . سند می آید می گذرد. یک بخش از آن می آید و می گذرد. این سند هم می آید و می گذرد .

15  سال بعدی ، 2045 . همین الآن کنوانسیون هایش دارد برگزار می شود. مجموعه های مختلف و دستگاه های اجرایی ما در مالیاتش ،  در محیط زیستش ، در مسائل و مد لباسش دارند شرکت می کنند. لابی هایی که باید بکنید . دیپلماسی که باید داشته باشید فعالیت در این زمینه. اصلا تاکید است. بعد سند نوشته می شود  ؛غیر مستقیم ابلاغ می شود آن موقع ما فریاد در می آوریم که وا اسلاما. از الآن باید به فکرش باشیم. آن موقع که آقای x  ( این جا اسم نبریم ) از سفر برگشت و گفت بله نشستیم در کمیسیون مربوطه نسبت به مسائل جنسیتی در آموزش و پرورش صحبت های خوبی در این قسمت کردیم  ؛ آن موقع نمی دانستید چه اتفاقی می افتد ؟ الآن معترض است. آن موقع که سند 2030 سر و صدا شد بنده گفتم اگر مقصری در این زمینه باشد اصول گرایان هستند چون در دوران آنها داشت لابی می شد ، و گفت و گو می شد  و هیچ کسی مقصرتر از آن یکی نیست. عین همیم. همه به هم می آییم. منتها یک بدنه عاقله ای در این میان می تواند این جریان را متفاوت بکند.

 این روایت من از 2030 بود و اتفاقی که دارد می افتد و دستورالعمل کاری است که سازمان پژوهش باید در پیش بگیرد.

ادامه دارد

پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی

بخش نخست

بخش دوم


سند 2030 و انتقاد از کتاب های درسی و نقش اصول گرایان در تدوین سند 2030

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

مقایسه پیشرفت برنامه درسی در ایران و ترکیه و مقایسه آتاتورک و رضاخان

آتاتورک و رضاخان در ملی گرایی و اقتدارگرایی بسیار شبیه هم اند. آتاتورک و رضاخان هر دو  93 سال قبل به عنوان رئیس جمهور و شاهنشاه انتخاب شدند. اما آتاتورک فلسفه و جامعه شناسی خوانده بود و با دورکیم، گوستاو لی بون، بوشر، هاگسلی و پیتارد آشنا بود(هانیوغلو، 2011) و رضاخان در تاریخ همیشه متهم به بی سوادی است، هرچند برخی گفته اند نامه ها را می توانست امضا کند. ناگفته نماند که رضا شاه نیز مانند آتاتورک نظام تعلیم و تربیت مدرن را در ایران با تاسیس وزارت معارف البته با تقلید از آتاتورک بنا نهاد. اما این دو  شخصیت تفاوت اساسی در سیاستگذاری های آموزش و پرورش مدرن داشته اند. سیاست گذاری برنامه های درسی با کپی و تدریس کتاب های درسی خارجی در ایران، بدون فلسفه تربیتی، بدون فلسفه فرهنگی و اجتماعی و بدون رهیافت علمی و تخصصی پی گرفته شد و ما امروز می بینیم که چقدر نظام برنامه ریزی درسی ایران از تخصص و دانش بین المللی خالی است

در سال 1924 کمال آتاتورک درست یک سال بعد از انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور ترکیه از جان دیویی فیلسوف مشهور تعلیم و تربیت آمریکا دعوت کرد که به ترکیه بیاید و نسخه جدیدی برای نظام برنامه درسی ترکیه جدید پیشنهاد کند.

جان دیویی دعوت آتاتورک را پذیرفت و در جولای 1924  به ترکیه آمد و به مدت چهار ماه در ترکیه ماند و در پایان گزارش مفصلی برای وزیر آموزش و پرورش ملی ترکیه نوشته (آتا، 2001) که رهنمودها و توصیه های وی عبرت آموز است.

مقایسه پیشرفت برنامه درسی در ایران و ترکیه و مقایسه آتاتورک و رضاخان

تاکید اصلی دیویی در این توصیه نامه بر سه چیز استوار است:

تمرکز زدایی از برنامه های درسی و مشارکت مدیران محلی در تدوین برنامه های درسی، طراحی برنامه های درسی مبتنی بر مسایل جامعه و تحول در برنامه درسی تربیت معلم (دیویی، 1939). 

آتاتورک به اعتقاد مربیان جدید ترک توانست بیش از پنجاه درصد از توصیه های دیویی را توسط مدیران آموزش و پرورش وقت، اجرا کند، به ویژه توانست نظام برنامه درسی دوره ابتدایی و نظام تربیت معلم کشور ترکیه را متحول سازد( اویگون، 2008). در این میان هنوز نظام آموزش و پرورش ترکیه خود را وام دار دیویی می داند.

از نظر متخصصان برنامه درسی در ترکیه، آتاتورک به خاطر تعلقات شدید ناسیونالیستی نتوانست پنجاه درصد از رهنمودهای دیویی را به ویژه در زمینه تمرکز زدایی و مشارکت مدیران و متخصصان محلی در تدوین برنامه درسی اجرا کند و این بخش از رهنمودها همچنان سرگردان و ناتمام رها شده اند(توران، 2000). هنوز کلید مهم ترین مسائل برنامه درسی ترکیه و شاید در معنایی وسیع تر کلید ناتوانی ترکیه در پیوستن به اتحادیه اروپا و حل بحران های ملی، بازگشت به رهنمودهای دیویی در سال 1924 باشد.
تفاوتی که در عملکرد و بینش این دو زمامدار می بینیم اولی مبتنی بر تخصص گرایی، درک حساسیت آموزش و پرورش، احترام به اندیشه های علمی و بین المللی و  در مقابل خودشیفتگی، ساده انگاری، عدم درک حساسیت آموزش و پرورش، بی توجهی به اندیشه های علمی و بین المللی است.

سیاست گذاری برنامه های درسی با کپی و تدریس کتاب های درسی خارجی در ایران، بدون فلسفه تربیتی، بدون فلسفه فرهنگی و اجتماعی و بدون رهیافت علمی و تخصصی پی گرفته شد و ما امروز می بینیم که چقدر نظام برنامه ریزی درسی ایران از تخصص و دانش بین المللی خالی است. و چقدر تفاوت هست بین زمامدارانی که میراث فکری جهان را می خوانند و عمل می کنند و آنانی که خودشان بدون عنایت به میراث فکری تعلیم و تربیت و بدون  مشارکت با دیگران فلسفه می بافند.
خالی از فایده نیست که مدیران آموزش و پرورش و اساتید دانشگاه ها گزارش بازدید دیویی از نظام برنامه ریزی درسی ترکیه را یکبار به عنوان یک سند علمی -تاریخی مرور کنند.

کانال نوفهم گرایی در مطالعات برنامه درسی


مقایسه پیشرفت برنامه درسی در ایران و ترکیه و مقایسه آتاتورک و رضاخان

منتشرشده در آموزش نوین

طبق آمار وزارت آموزش آمریکا، در سال ۲۰۱۲، حدود ۱.۸ میلیون کودک آمریکایی در خانه آموزش می‌دیدند، این تعداد در مقایسه با سال ۱۹۹۹، که اولین‌بار چنین گزارشی تهیه شد، بیش از دوبرابر شده است. رابینسون پیش‌بینی می‌کند که محبوبیت این روش در کنار روش‌هایی مانند «آموزشِ بدون مدرسه»، همچنان افزایش خواهد یافت. روش بدون مدرسه نوعی روش آموزش بی‌ساختار است که علایق کودک را مبنا قرار می‌دهد. به اعتقاد رابینسون، اگر کودک شما مدرسه را دوست ندارد، دیگر به خلاق‌بودن علاقه‌ای نشان نمی‌دهد، یا هیچ‌وقت خوشحال و هیجان‌زده از مدرسه برنمی‌گردد، همه این نشانه‌ها ممکن است حاکی از این باشد که روش‌های دیگر آموزشی احتمالاً برای او مناسب‌ترند

منتشرشده در دانش آموز

گروه گزارش/

از آغاز ظهور طالبان تاکنون 25 سال می گذرد .

در این مدت این شبه نظامیان روحانی تندروی اسلام گرا بارها به مدارس و دانش آموزان در افغانستان و پاکستان حمله کرده اند .

شاید نخستین بار است که چنین حملاتی توسط بالاترین مقام در وزارت آموزش و پرورش ایران محکوم می شود .

ملاله یوسف‌زی در سال ۲۰۱۲ به دلیل مخالفت با ممنوعیت آموزش دختران از ناحیه سر هدف تیراندازی طالبان قرار گرفت.

البته این انفعال و سکوت در برابر وقایع و رویدادهای کشورهای دیگر مختص به مقامات نمی شود و در اکثر موارد شامل سایر سطوح  مانند معلمان ، دانش آموزان و تشکل ها و رسانه های آنان نیز می گردد .

در تابستان 1395 و هم زمان با اخراج و تعلیق ده ها هزار معلم و دانشگاهی بعد از کودتای ناکام ترکیه ، صدای معلم در گزارشی نوشت : ( این جا ) و ( این جا )

" اخراج و تعلیق ده ها هزار معلم و دانشگاهی بعد از کودتای ناکام ترکیه برای معلمان ایرانی اقدامی شگفت انگیز و غیرقابل انتظار بود.

پرسش این است که چه رابطه ای بین کودتای نظامیان و اخراج معلمان وجود دارد؟

 بسیاری بر این باور بودند که ترکیه کشوری است که می تواند از نظر « توسعه و دموکراسی » الگوی سایر کشورهای منطقه قرار گیرد . اما حوادث اخیر به خصوص  اخراج معلمان و به عبارتی " پاک سازی " فرهنگیان و دانشگاهیان و تعرض به حقوق شهروندان ،شک و تردید فراوان در این باور ایجاد کرد .

بر اساس آن چه آموزش بین الملل گفته است : "تاکنون  15200نفر از معلمان از کار تعلیق شده و به بیش از 1500 رئیس دانشکده گفته شده است تا استعفا دهند و گواهی اشتغال به کار 21000 معلم مدارس خصوصی لغو شده است . "

پرسش ما این است که گناه این معلمان در کدام دادگاه اثبات شده است؟ 

آیا مجازات افراد بدون طی روند قضایی با دموکراسی و حقوق شهروندی که دولت ترکیه خود را مدافع آن می داند سازگار است؟

آیا این تعداد عظیم معلمان خطری برای حکومت ترکیه بوده اند ؟

به نظر می رسد اهداف دیگری پشت این پاک سازی ها نهفته است و این معلمان به خاطر عقاید متفاوت با ایدئولوژی رسمی دولت مجازات شده اند و لیست اسامی آنها از قبل تهیه شده بود.

انتظار این است که جامعه مدنی ایران ، احزاب ، گروه ها و تشکل های صنفی و شخصیت های مستقل فرهنگی این اقدام دولت ترکیه را محکوم و از سرکوب جامعه مدنی ترکیه انتقاد کنند.

« صدای معلم » از جناب آقای دکتر فانی وزیر محترم آموزش و پرورش نیز انتظار دارد که در تماس با وزیر آموزش ترکیه مراتب نگرانی خود و فرهنگیان ایرانی را از این اقدامات ابراز نماید و خواستار بازگشت به کار هزاران معلمی شود که به بهانه سرکوب کودتا مشمول اخراج و تعلیق شده اند. "

در زمان وزارت بطحایی نیز واکنشی در مورد اعتراض و اعتصاب دانش آموزان بیش از 130 کشور جهان نسبت به تغییرات اقلیمی  و گرمایش زمین مشاهده نشد .

واکنش سرپرست وزارت آموزش و پرورش به حملات غیرانسانی طالبان قابل تقدیر است .

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

گروه اخبار/

انتقادها به انتشار عکس وزیر آموزش کبک با ملاله یوسف‌زی

انتشار عکسی از سوی وزیر آموزش استان کبک در کانادا به همراه ملاله یوسف زی، دختر پاکستانی برنده صلح نوبل با انتقاداتی همراه شده است.

خانم یوسف‌زی که روسری به سر دارد، نمی‌تواند براساس قوانینی که این استان درمورد پوشاندن سر دارد، در این استان آموزش دهد.

کبک اخیرا قانونی جنجالی را به تصویب رساند که براساس آن برخی از کارکنان دولتی از جمله معلم‌ها نمی‌توانند سمبل‌های مذهبی خود مثل کیپا (کلاهی که یهودیان بر سر می گذرانند)، دستار و یا حجاب را در سر کار بپوشند.

این قانون شامل معلمان، نیروهای پلیس، قضات و برخی از کارکنان بخش خدمات عمومی می‌شود.

تصویب این لایحه اعتراضات زیادی را در این استان به همراه داشته است.

ژان فرانسوا روبرژ، وزیر آموزش استان کبک، گفته که او درباره دسترسی به آموزش و پیشرفت‌های بین‌المللی در این زمینه با ملاله یوسف‌زی گفت و گو کرده است.

برخی در شبکه‌های اجتماعی وزیر آموزش را به دلیل این عکس "ریاکار" خوانده‌اند.

خانم یوسف‌زی که حالا در لندن زندگی می‌کند در سال ۲۰۱۲ به دلیل مخالفت با ممنوعیت آموزش دختران از ناحیه سر هدف تیراندازی طالبان قرار گرفت.

او که اکنون ۲۱ ساله است در ۱۵ سالگی در منطقه سوات، زادگاهش در پاکستان که زمانی پایگاه پیکارجویان طالبان بود در حالی که سوار بر اتوبوس مدرسه بود، هدف حمله قرار گرفت.

ملاله یوسف‌زی در ۱۱ سالگی در وبلاگی بدون نام یادداشت‌هایی را برای بخش اردو بی بی سی درمورد زندگی تحت حکومت طالبان می‌نوشت.

اودر این وبلاگ مورد حق آموزش دختران در این دوران صحبت می‌کرد.

بی بی سی

انتقادها به انتشار عکس وزیر آموزش کبک با ملاله یوسف‌زی

نتایج موسسه گالوپ در مورد راز موفقیت و شادابی در مدرسه

موسسه نظرسنجی گالوپ، یک بنیاد بین المللی در حوزه پیماش و نظرسنجی اجتماعی است که در سال ۱۹۳۵ و توسط جرج گالوپ تاسیس شده است. اکنون بنیاد گالوپ دارای ۳۰ دفتر در ۲۰ کشور دنیاست. نظرسنجی در ساحت تربیت و مدرسه، یکی از اقدامات نسبتا جدید گالوپ است که از سال ۲۰۰۹ به اجرا درآمده و تاکنون بیش از ۵ میلیون دانش آموز در این نظرسنجی شرکت کردند.

نظرسنجی گالوپ از دانش آموزان (Gallup Student poll) یک ابزار پرسشنامه ای برای سنجش میزان سه ویژگی حیاتی در میان دانش آموزان ۱۱ تا ۱۸ سال است (پایه ۵ تا ۱۲). این ویژگی ها عبارتند از: امیدواری؛ مشارکت؛ سلامت.

در واقع، هدف این نظرسنجی دانش آموزی، شنیده شدن صدای اعتراض نوجوانان مدرسه ای در مقابل معضل پافشاری بر آزمون و فشار روانی قبل از اتمام مدرسه است. و به تبع آن، هدف این مطالعه کمک به ایجاد فضای آرام و خلق فرهنگ مثبت اندیشی در مدارس است.در حقیقت، نظرسنجی دانش آموزی گالوپ آشکار ساخته که حداقل ۵۰% شانس موفقیت شخصی و شغلی دانش آموزان در آینده، ناشی از قابلیت ها و مهارت های غیردرسی است. این مهارت ها را قابلیت های اجتماعی-هیجانی (Social-emotional Qualities) نامیده که شامل: امیدواری، کنجکاوی، پشتکار، مشارکت و همکاری، و سلامت روان است.

نتایج موسسه گالوپ در مورد راز موفقیت و شادابی در مدرسه

درنهایت، مجموعه این قابلیت ها را در ۳ شاخص خلاصه کرده است: امیدواری؛ مشارکت؛ سلامت.

امیدواری (Hope):
مجموع باورها و آرزوهای شیرین و انرژی های مثبت شخص راجع به آینده خودش است. امید، مشوق حضور منظم در مدرسه و کلاس درس؛ مشوق تلاش برای گرفتن نمرات بهتر؛ و مانعِ تکرار پایه و ترک تحصیل است.

مشارکت (Engagement):
 به معنای درگیری فعال و مشتاقانه در فعالیت های مدرسه است. بالابودن حس مشارکت و همکاری در میان دانش آموزان، پیشرفت و موفقیت مدرسه را رقم می زند.

سلامت روان (Well-being):
یعنی راجع به زندگی خویش چگونه بیاندیشیم و نسبت به زندگی چه احساسی داشته باشیم. در واقع، سلامت روان داشتن به شکل احساس آرامش و خوشی، خود را نشان می دهد.

یافته های نظرسنجی گالوپ:
دانش آموزانی که سطح امیدواری بالا دارند؛ صاحب آرمان ها و ایده های متعدد و جذاب هستند و نسبت به آینده خود بسیار خوش بین اند. آنها می توانند بر مسایل و مشکلات پیش روی خود فایق بیایند و به اهداف و آرزوهای خود برسند.

دانش آموزانی که سطح مشارکت بالا دارند؛ اشتیاق بیشتری در مدرسه نشان می دهند و میزان پشتکار و پایداری آنها بسیار زیاد است. نتایج مطالعه نشان داده که تشویق و توجه به دانش آموز از جانب معلم، عامل اصلی بیدارسازی و فعالسازی حس مشارکت و همکاری در دانش آموزان است.

 دانش آموزانی که سطح سلامت روان بالایی دارند؛ نوجوانان سرحال و شاداب هستند و اغلب لبخند بر لب دارند. آنها خوش بین بوده و آرامش دارند. نبود سلامت روان موجب پژمردگی نهفته در میان نوجوانان می شود.

نتایج پایانی پژوهش گالوپ اشاره به این واقعیت نادیده گرفته شده در ایران دارد که موفق بودن در آزمون قابلیت های اجتماعی-هیجانی, بهتر و با اطمینان بیشتر از آزمون های درسی و نمرات تحصیلی، موفقیت شخصی و شغلی (بویژه کارآفرینی) در آینده را پیش بینی می کند.

 مؤسسه گالوپ

کانال دکتر سعید صفایی موحد

نتایج موسسه گالوپ در مورد راز موفقیت و شادابی در مدرسه

منتشرشده در پژوهش

گروه دانش آموزی/

 اعتراض و تظاهرات دانش آموزان برای تغییرات اقلیمی

امروز 22 ژوئن دانش آموزان و کودکان در سراسر جهان در اعتراض به تغییرات اقلیمی باز هم به خیابان ها آمدند .

رهبر جنبش دانش‌آموزی «بچه‌ها برای مهار تغییر اقلیم» یک دانش‌آموز ۱۶ ساله سوئدی است، گرتا تونبرگ که یک روز پیش از راهپیمایی ۲۴ اسفندماه (۱۵ مارس) نامزد جایزه صلح نوبل شد.

او اولین دانش‌آموزی است که در اوت ۲۰۱۸ سر کلاس درس نرفت و پلاکارد در دست به اعتصاب نشست و در کمتر از چند ماه، صدایش به سراسر اروپا رسید. سپس صدها، بعد هزارها و حالا ده‌ها هزار دانش‌آموز دست به اقدامی مشابه زده‌اند.

دومین اعتصاب جهانی دانش آموزان جمعه 3 خرداد برگزار گردید . ( این جا )

به گزارش دویچه له همه سیاستمداران روی خوشی به این اعتراضات نشان نمی‌دهند. برخورد فیزیکی یک وزیر بریتانیایی با یک فعال معترض اقلیمی به برکناری او انجامید.

با این حال آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان از جمله سیاست مدارانی است که از تجمعات زیست محیطی دانش آموزان حمایت و تمجید کرده است .

خانم مرکل در پیام ویدئویی هفتگی‌اش از کنشگران نوجوان پشتیبانی کرد و گفت: «از دانش‌آموزانی که برای حفظ اقلیم به خیابان می‌آیند و برای این امر می‌کوشند، به طور جدی حمایت می‌کنم.» او  اقدام دانش‌آموزان را "ابتکار بسیار خوب" خواند و افزود: «اهداف زیست محیطی تنها زمانی محقق می‌شوند که پشتوانه اجتماعی داشته باشند.»

مرکل گفت که از خواست دانش‌آموزان مبنی بر کنار گذاشتن ذغال سنگ از چرخه مصرف آگاه است اما یادآوری کرد که برای دستیابی به اهداف زیست محیطی، باید جنبه‌های اقتصادی و اشتغالی را نیز در نظر گرفت.

صدراعظم آلمان دو سال قبل هم در کنفرانس تغییرات اقلیمی در بن گفته بود که میزان مصرف ذغال سنگ و به ویژه ذغال سنگ قهوه‌ای، جایی ویژه در اهداف اقلیمی آلمان دارند اما جزئیات مربوط به حذف ذغال سنگ، از جمله در نظر گرفتن بهای مناسب برای سوخت‌‌های جایگزین، باید به دقت بررسی شوند.

« صدای معلم » در گزارشی نوشت : ( این جا )

" در حال حاضر محیط زیست در جهان به یک موضوع مهم تبدیل شده است .

در ایران که از سوء مدیریت و بحران مدیران ناکارآمد همواره در رنج است ، بحران محیط زیست یکی از ابربحران ها می باشد اما تحرک خاصی حداقل در نظام آموزشی مشاهده نمی شود .

رسانه ها هم عموما با این گونه مسائل کاری ندارند و اولویت ها چیزهای مهم تر و مهیج تری هستند !

در 2 روز گذشته خبر اعتراضات دانش آموزی در سراسر جهان علیه پدیده تغییرات اقلیمی تیتر بسیاری از رسانه های جهان بوده است .

با وجود آن که شماری از وزرا در کشورهای مختلف نگرانی خود را از تعطیلی مدارس توسط دانش آموزان ابراز کرده‌اند اما در ایران و تاکنون مورد خاصی مشاهده نشده است .

وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان محیط زیست در این مورد سکوت کرده اند .

تشکل های دانش آموزی مانند سازمان دانش آموزی ، مجلس دانش آموزی ، اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان و... انگار این اخبار و رویدادها را مشاهده نمی کنند .

در نظام آموزشی ایران دانش آموزان غالبا و زمانی که سطح سوالات امتحانی سخت باشد برای اعتراض به خیابان ها می آیند !

پایان گزارش/

اعتراض و تظاهرات دانش آموزان برای تغییرات اقلیمی

منتشرشده در دانش آموز

گروه دانش آموزی/

25 اسفند 97 صدای معلم در خبری نوشت : ( این جا )

" اعتصاب یک دانش‌آموز حالا اعتصاب ده‌ها هزار معترض نوجوان است

از استرالیا تا هند، از اروپا تا آمریکای شمالی، ده‌ها هزار دانش‌آموز در دست‌کم دو هزار شهر در ۱۳۰ کشور دنیا ۲۴ اسفند (۱۵ مارس) به خیابان‌ها آمده‌اند تا از دولت‌هایشان بخواهند «اقدامی قاطع و سریع برای مهار گرمایش زمین و تغییر اقلیم» صورت دهند.

رهبر جنبش دانش‌آموزی «بچه‌ها برای مهار تغییر اقلیم» یک دانش‌آموز ۱۶ ساله سوئدی است، گرتا تونبرگ که یک روز پیش از راهپیمایی ۲۴ اسفندماه (۱۵ مارس) نامزد جایزه صلح نوبل شد.

او اولین دانش‌آموزی است که در اوت ۲۰۱۸ سر کلاس درس نرفت و پلاکارد در دست به اعتصاب نشست و در کمتر از چند ماه، صدایش به سراسر اروپا رسید. سپس صدها، بعد هزارها و حالا ده‌ها هزار دانش‌آموز دست به اقدامی مشابه زده‌اند.

دانش‌آموزان چه می‌گویند؟

بنابر تازه‌ترین برآوردهای دفتر تغییر اقلیم سازمان ملل متحد، تا دهه ۲۰۳۰، یعنی کمتر از ۱۲ سال دیگر، فعالیت صنعتی بشر باعث می‌شود تا زمین از آستانه ۱/۵ درجه سانتی‌گراد عبور کند. این آستانه‌ای امن است که تا پیش از آن، کاهش سرعت گرمایش زمین و معکوس کردن روند آن، با استفاده از فناوری‌های موجود، امکان‌پذیر است.

پس از آن، زمین همچنان به گرم‌تر شدنش ادامه خواهد داد.

این دانش‌آموزها می‌گویند تلاش‌های چند دهه گذشته سیاستمدارها برای مهار تغییر اقلیم به نتیجه نرسیده است و آینده‌ آن‌ها در خطر است.

چون وقتی دوره تحصیل شان در مدرسه و دانشگاه تمام شود و بخواهند دنبال کار و زندگی بروند، زمین دیگر مانند امروز نخواهد بود.

آن هم در حالی‌که می‌دانند شرایط زندگی هر سال سخت‌تر از گذشته می‌شود."

« صدای معلم » در مطلبی دیگر  و همزمان با بحران سیل در ایران نوشت : ( این جا )

" در حال حاضر محیط زیست در جهان به یک موضوع مهم تبدیل شده است .

در ایران که از سوء مدیریت و بحران مدیران ناکارآمد همواره در رنج است بحران محیط زیست یکی از ابربحران ها می باشد اما تحرک خاصی حداقل در نظام آموزشی مشاهده نمی شود .

رسانه ها هم عموما با این گونه مسائل کاری ندارند و اولویت ها چیزهای مهم تر و مهیج تری هستند !

در 2 روز گذشته خبر اعتراضات دانش آموزی در سراسر جهان علیه پدیده تغییرات اقلیمی تیتر بسیاری از رسانه های جهان بوده است .

با وجود آن که شماری از وزرا در کشورهای مختلف نگرانی خود را از تعطیلی مدارس توسط دانش آموزان ابراز کرده‌اند اما در ایران و تاکنون مورد خاصی مشاهده نشده است .

وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان محیط زیست در این مورد سکوت کرده اند .

تشکل های دانش آموزی مانند سازمان دانش آموزی ، مجلس دانش آموزی ، اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان و... انگار این اخبار و رویدادها را مشاهده نمی کنند .

دو ماه پس از این اعتراض ؛ دانش آموزان امروز نیز به خیابان ها آمدند تا بار دیگر « صدای خود » را دولتمردان و سیاست گذاران برسانند .

منتشرشده در دانش آموز

گروه اخبار/

اعتصاب معلمان در افغانستان و مطالبات فرهنگیان

معلمین بیش از ۲۰ مکتب صبح روز شنبه ( 18 می ) در شهر فیروز کوه مرکز ولایت غور به دلیل پائین بودن معاش‌های شان، دست به اعتصاب کاری زدند.

شماری از این معلمین می‌گویند که مقامات حکومتی در مرکز کشور همواره وعده افزایش حقوق ماهوار شان را داده‌اند، اما تا هنوز در عمل هیچ کاری نکرده‌است.

به گفته این معلمین، تا زمانی به اعتصاب شان ادامه می‌دهند که حکومت مرکزی به خواست‌های آن‌ها پاسخ مثبت و قناعت کننده دهد.

پنچگل نوری و میر احمد ابراهیمی دو تن از معلمین غور می‌گویند:

"ما به این خاطر جمع شدیم که حکومت افغانستان معاش معلمین را بلند ببرد تا معلمین با روحیه آرام وارد صنف‌ها شوند، شما ببینید که اطراف پُر از شاگرد است معلمین اعتصاب کاری کرده‌اند و به داخل صنف نمی‌روند."

" و امتیاز معلم را زیاد کنند و توجه خاص را به خاطر معلمین به راه بیندازند و معلمین را بسیار سال‌ها می‌شود که وعده و نوید می‌دهند اما هیچ عمل نمی‌کنند."

اعتصاب معلمان در افغانستان و مطالبات فرهنگیان

از سوی هم عبدالحی خطیبی، سخنگوی والی غور اعتصاب معلمین این ولایت را به جا خوانده می‌گوید:

"معلمینِ جزِ از کارمندان دولت هستند و مستحق حقوق بیشتر اند. این‌ها با مشکلاتی که از نگاه سرپناه و معاش کم که دارند نمی‌توانند اولاد وطن را درست آموزش دهند."

با این حال فضل الحق نجات، آمر تدریسی و سرپرست ریاست معارف غور می‌گوید که آنان خواست‌های معلمین مکاتب این ولایت را با مقامات مرکزی در میان می‌گذارند.

آقای نجات از تمام معلمین مکاتب این ولایت می‌خواهد الی برآورده شدن خواست‌های شان به تدریس ادامه دهند تا در روند آموزش سکتگی وارد نگردد:

"اینکه ما توانسته باشیم معلمین را قانع بسازیم که به صنف برگردد این نیازمند یک مقدار کار است تنها به ریاست معارف نمی‌شود، بلکه مقام ولایت، شورای ولایتی و رسانه‌ها باید خواست معلمین را به مقامات بلند پایه دولتی برسانند و امیدوار به این هستیم که وزارت معارف متوجه احوال شود و جریان را به ریاست جمهوری و وزرات مالیه برساند."

معلمین مکاتب غور در حالی دست به اعتصاب کاری زده‌اند که چندی پیش نیز معلمین مکاتب در ولایت هرات اعتصاب کاری کرده و خواهان افزایش معاشات شان شده بودند.

منبع

صفحه1 از33

نظرسنجی

نظر شما در مورد تقسیم بندی دانش آموزان به مدارس عادی و تیزهوشان چیست؟

موافقم ؛ این امر عادلانه بوده و برای رشد نخبگان در جامعه ضروری است - 23.5%
مخالفم ؛ این تقسیم بندی نادرست بوده و موجب قشربندی ناعادلانه اجتماعی می شود - 76.3%

مجموع آرا: 637

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور