صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

روز جهانی سواد و سواد کارکردی و توسعه اقتصادی  سواد کارکردی و توسعه اقتصادی
پیشینه مطالعاتی متنوع و میان رشته ای که در حوزه سواد شکل گرفته، به خوبی نشان می دهد که مطالعات سواد مسیر نسبتا پر و پیچ و خمی را پشت سر گذاشته است، و دست کم علی رغم تمامی تعاریفی که از آن در طول تاریخ نسبتا کوتاهش (در مقایسه با هزاران سال تاریخ شفاهی موجود) ارائه شده است، به لحاظ کارکردی، کم و بیش دست نخورده باقی مانده است.

سواد کارکردی به مثابه مهارت اکتسابی، جهان شمول و فنی و غیر وابسته به هم بافت تعریف غالبی است که در طی این سال ها و علی رغم معرفی رویکرد ها و مدل های جدید و متنوع، همچنان محوریت اکثر رویکرد های بین¬المللی و جهانی را در تمامی مدارس و مراکز آموزشی در حوزه های مختلف شکل داده است. تعریفی به ظاهر «بی طرفانه» و قائم به ذات که هدف اصلی آن پرورش نیروی کار ماهر برای توسعه اقتصادی و پیشرفت است.
این مفهوم که به شکل گسترده ای در اکثر اسناد یونسکو به کار گرفته شده است، برای اولین بار در سال 1942 در خلال جنگ جهانی دوم مورد توجه قرار گرفت. در آن زمان ارتش آمریکا 433 هزار نفر پرسنل خود را به دلیل عدم توانایی خواندن و نوشتن و درک انواع مختلف دستور العمل های کتبی تسلیحاتی و نظامی تعدیل کرد. ارتش آمریکا به همین دلیل، بعدها، اعلام کرد افرادی با کمتر از 5 سال سابقه مدرسه از نظر کارکردی بی سواد تلقی شده و در ارتش استخدام نمی شوند. بر همین مبنا، لایحه آموزش بزرگسالان در سال 1966، دوره آموزش عمومی را (مشتمل بر آموزش مهارت های خواندن و نوشتن) 12 سال اعلام و تصویب کرد. بر طبق این لایحه فرد باسواد فردی بود که می توانست دستورالعمل های کتبی را خوانده و درک کند، و نیز قادر به پر کردن انواع فرم های مورد نیاز متناسب با شغل و حرفه خود باشد.

به عبارت دیگر، فرد با سواد فردی قلمداد می شود که بتواند یک سری مهارت های کد سازی و کد شکنی زبان را به شکلی فعالانه به کار گیرد.
گری (1965) به نقل از پاپن، سواد کارکردی را این گونه تعریف می کند: «فرد با سواد فردی است که مهارت های حیاتی دانش وی را قادر سازد که در تمامی فعالیت هایی که سواد کارکردی موثر در اجتماع ایفا می کند، مشارکت کرده، با تکیه بر توانایی خود در خواندن، نوشتن و ریاضیات بتواند در راه توسعه اجتماعش نقش آفرینی کند».

در همین تعریف است که سواد به مثابه مهارت بیش از پیش به ملاحظات اقتصادی مرتبط می شود. در این دیدگاه سواد با مهارت هایی شناخته و سنجیده می شود که به هم بافت اقتصادی و تولید و توسعه ارتباط پیدا می کند.

در واقع، متفکران بسیاری در حوزه سواد بر اهمیت این ارتباط تاکید کرده اند، برای مثال بینهام سواد کارکردی را سازه ای قدرتمند در قالب اهداف اجتماعی می بیند، و یا رسول (1999) آن را در اشتغال و برآورده ساختن نیازهای اقتصادی مهم و حیاتی می دانسته و وجه قابل سنجش بودن آن را مهم تلقی می  کند. ارتباط مهارت های فردی و کارکرد غایی یک فرد در اجتماع در قالب مدرنیزاسیون و تولید اقتصادی توجه را به مهارت های پایه ای جلب می کند که ارزش اقتصادی بالایی داشته و به عنوان شاخص بسیار مهمی از توسعه اجتماعی و اقتصادی تلقی می شود.سواد کارکردی سواد بقاء و یا کاهشی هم نامیده می شود به دلیل تاکید بر حداقل سطح توانایی و آماده سازی کارگران برای کار در خدمت توسعه کشورها. برمبنای این تعریف،«توانایی خواندن و نوشتن»، مهارتی بی طرفانه، و فنی که در تمام هم بافت ها و در تمامی جوامع بشری به شکلی یکسان و جهانشمول فراگرفته شده و پیامدهای یکسانی برای همه افراد در بر خواهد داشت با کمترین تاثیرپذیری از عنصر اجتماعی هم در فرآیند یادگیری مورد تاکید است. این دیدگاه فعالیت های موقعیت مندی را که یادگیری همواره در آن اتفاق می افتد نادیده می انگارد.


در عین حال، جهانی سازی و فناوری دیجیتال رو به رشد شیوه های خواندن و نوشتن افراد را به شدت دگرگون کرده است و ایجاد سطح جدیدی از مهارت های مورد نیاز برای بقاء و یا ورود به بازار کار و عدم هماهنگی آن با مهارت های کنونی آموزشی نیازمند بازبینی مجدد تمامی سطوح آموزش از سیاست گذاری، اقدامات سیاستی، مدیریت، نظارت و ارزیابی است. سند مفهومی سواد برنامه های بین المللی اشتغالی را نام می برد که در آن خلاء میان مهارت های دیجیتال و سواد به آستانه هشدار رسیده و این مسئله حتی در کشورهای توسعه یافته هم قابل مشاهده است.

روز جهانی سواد و سواد کارکردی و توسعه اقتصادی

حال این پرسش مطرح می شود که دلیل چنین خلاء عظیمی میان برنامه های سوادآموزی بین المللی و آمارهای سنجش چیست؟

برایان استریت سال ها پیش به این پرسش پاسخ داده است، وی در گزارش های مختلفی که برای یونسکو منتشر کرده و مطالعات مردم نگاری متعددی که انجام داده، نشان داده که این دیدگاه از منظر جهانی به نظام جهانی جدیدی منجر شده که در آن مدل های غربی کشورهای توسعه یافته در جوامع کمتر توسعه یافته تقلید و عینا به کار گرفته می شوند.

وی به تجربه های متعدد کمپین های بین المللی سواد در سرتا سر دنیا اشاره می کند و نشان می دهد که مفهوم رایج سواد ریشه در تفکر و نگاه غربی به این مفهوم دارد، و در این ساده انگاری تنها به صورت توانایی ذهنی مورد نیاز برای فعالیت های روزمره یعنی خواندن و نوشتن متون، جدای از آنچه که سواد در هم بافت آنی فرد معنا شده و کارکرد دارد توجه می کند، و شبکه در هم تنیده هم بافت فرهنگی اجتماعی تاثیر گذار بر فرآیند یادگیری و نظام های بومی دانش را نادیده می انگارد.


استریت در روایت خود از پروژه های بین المللی، پروژه تانزانیا را به عنوان یک کمپین سواد مبتنی بر کار بود و بر پایه اصول گسترده «سواد کارکردی» مثال می زند. ام. ویسکوسی، روزنامه نگار آمریکایی در ابتدای گزارش خود از پروژه تانزانیا که مجری آن بود می نویسد:


«من با ذهنی پر از نظریه هایی که در ارتباط با کارکرد واقعی سواد مبتنی بر کار خوانده بودم، به آنجا رفتم، با دفترچه یادداشتی پر از پرسش هایی که باید می پرسیدم. اما در آن چند لحظه که هواپیما در حال نشستن به زمین بود، من ناخودآگاه یک پرسش کلی را در ذهنم شکل دادم: چگونه امکان دارد که بتوان دنیایی را که آرام حرکت می کند که کشاورزان در درون کلبه های کاهگلی زندگی می کنند و ماهیگیران در آن قایق های شکننده و آسیب پذیر، به دنیایی ربط داد که در آن هواپیماها در بالای سر غرش می کنند؟» (همان).


ویسکوسی می نویسد سوادی که به کشاورزان محلی ارائه شد، درواقع، به «کار روزانه آن ها ارتباطی نداشت»؛ و بنابراین به سرعت ضعیف شد و پرسنل پروژه برای حفظ آن باید برای سواد یک «محیط مصنوعی» ایجاد می کردند. این ایده که «ماهیگیری و کشاورزی آینده» باید متاثر از سطوح سواد باشد نیز توهم غربی در بافتی متکی به توسعه اقتصادی و پیشرفت بود که برای پیشبرد خود به عواملی مثل بازارهای شهری و مکانیسم های قیمت گذاری، تعیین ‌کننده [میزان] سود دهی نیازمند بود. همین دلیلی بود بر این ادعا که مفاهیم و قالب های سواد عموما در «مدل های توسعه غربی» و به دنبال «راه حل هایی تقلیل یافته بدون مشاوره با [افراد بومی]» (یونسکو، 1975، 3.2.5) بوده است و به کشورهای غیر غربی تحمیل شده است.


پروژه تانزانیا نشان داد که چگونه ارتباط میان مهارت های «شناختی» سواد کارکردی، که ما در بالا دیدیم توسط محققان غربی ایجاد شده، و توسط طرفداران توسعه به کار گرفته می شود. کارول و لارس برگرن (1975) معتقدند مفاهیم یونسکو مثل سوادآموزی کارکردی را با استثمار اقتصادی مرتبط بوده و ایدئال‌ گرایی یونسکو را پوششی بر منابع چند ملیتی می ‌دانند. این در حالیست که کسب سواد فرآیندی است مرتبط با شرایط، نهادها، و هم بافت های فرهنگی/اجتماعی بوده و میان اتوریته/قدرت و خلاقیت/مقاومت فردی، موقعیت مند شده است و نه تنها جنبه ای از فرهنگ محسوب می شود که بنا به گفته استریت به عنوان ساختار قدرت مطرح است.

سند مفهومی سواد (2018) با این توضیح پایان می پذیرد که سیاست گذاران و جامعه جهانی ملزم هستند تا رویکردهای منسجم را به کار گیرند، و مهم است که نشان دهیم که این رویکردها پاسخگوی تقاضاهای متعدد بوده و به پرورش نیروهای کار ماهرتر و پیامدهای اجتماعی بهتر برای افراد شده و به طور کلی در امتداد اهداف توسعه جهانی پایدار فعالیت می کند.

 

پرسش های کلیدی سند مفهومی:
1. کشورها چه دانش و تجربیاتی را می توانند با سایر کشورها به اشتراک بگذارند در خصوص موفقیت و یا شکست ارتقاء رویکردهای منسجم؟ چه سیاست ها و راهبردهای خاصی کارآمدتر هستند؟ عوامل تعیین کننده موفقیت چه هستند؟
2. تاثیر رویکردهای منسجم بر افراد و جوامع آنها چه نمودهایی دارد؟ توانایی های بالقوه آن ها برای انگیزه بخشی به دانش-آموزان در مشارکت در یادگیری چیست؟
3. چگونه جامعه جهانی می تواند از رویکردهای منسجم بیشتر حمایت کند با نگاهی به کسب اهداف SDGs

پیامدهای مورد انتظار سند مفهومی:
• بازبینی روندهای جهانی در ترکیب سواد و مهارت ها و انتشار آن ها به عنوان پیامد جشن روز بین المللی سواد 2018
• تجمیع دانش و تجربیات رویکردهای منسجم برای تفکر بیشتر در آینده
• ارتقاء جامعه ای از فعالیت ها و رشد مهارت ها

 منابع: 

functional Literacy. Concise Oxford Companion to the English Language.. Encyclopedia.com. 20 Sep. 2018. Retrieved from http://www.encyclopedia.com.
Papen, U. (2005). Adult Literacy as Social Practice: More than Skills. London: Routlege.
Street, B. (1995). Literacy: Theory to practice. Cambridge: Cambridge.
Verhoeven, L. (1997). Functional Literacy , in Edwards and D. Corson (eds), Encyclopedia of Language and Education, Volume 2: Literacy, 127-132. Kluwer Academic Publishers.
Street, B. (2016). Literacy and Development: Ethnographic Perspectives.

منتشرشده در یادداشت

درآمدی بر رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

خلاصه از قبل :

در طول تاریخ ،این نادرشاه بودکه توانست روس‌ها را وادار به خروج نیروهای خود از گیلان و قفقاز کند. او حتی تلاش کرد با استفاده از مستشار نظامی انگلیسی به نام جان اِلتون، نیروی دریایی در دریای خزر ایجاد کند اما با مرگ او آرزوی این چنینی هم به خاطره‌ها سپرده شد.(7)

در فصل پنجم عهدنامه گلستان آمده است:

... احدی از دولت‌های دیگر سوای دولت روس ، کشتی‌های جنگی در دریای خزر نداشته باشد.(7)

یکی از مفاد قرارداد ترکمانچای اجازه عبور و مرور آزاد به کشتی‌های تجاری روسی در دریای خزر و انحصار عبور و مرور کشتی‌های جنگی به روسیه بود. به این ترتیب ایران حق کشتی‌رانی در دریای خزر را از دست داد و ملزم به پرداخت ۱۰ کرور تومان به عنوان غرامت به روسیه شد.(7)

معمول ترين ، آسان ترين ، قديمي ترين و نخستين روش حل و فصل مسالمت آميز اختلافات بين المللي " آئين مذاکرات ديپلماتيک " است .

ماده 30 کنوانسيون چار چوب حفاظت از محيط زيست درياي خزر تصريح مي کند :( 9 )

" درصورت بروز اختلافات بين طرف هاي متعهد در ارتباط با اجرا يا تفسير کنوانسيون يا پروتکل هاي آن ، طرف هاي کميسيون از طريق مذاکره يا ساير روش هاي مسالمت آميز به انتخاب خود براي رفع اختلافات اقدام خواهند کرد . "( 9 )

 

قسمت چهارم :

پرسش کننده :

علاوه بر تقسیم دریا بر اساس میزان نوار ساحلی هر کشور، فرمول های دیگری نیز در حقوق بین الملل وجود دارد .

درست است که ایران کمترین سهم  خط ساحلي را در خزر دارد ولی ایران و شوروی در سال های 1921 و 1940، معاهداتی داشته اند که طبق  آنها مالکیت ايران در  خزر بيش از 10 الي 11 درصد بوده است .

 

پاسخ دهنده : (8)

به متن این دو معاهده مراجعه مي کنيم : در هیچ بندی از این دو معاهده، کوچکترین اشاره ای به درصد مالکیت ( 50 درصدی ) بين دو کشور نشده است.فقط به  حق کشتی رانی آزادبالسویه اشاره شده است .

 در معاهده 1921 حق کشتیرانی ایران در خزر به رسمیت شناخته شده است؛ بر اساس معاهده ترکمانچای ایران از حق کشتیرانی در خزر ممنوع شده بود که دولت اتحاد جماهير شوروی در آن دوران، با معاهده 1921 این حق را به ایران برگرداند. مواد دیگر این معاهده و معاهده 1940 درباره بهره برداری از شیلات، عوارض بندری، نحوه حمل و نقل مسافر و بار و نظایر این ها سخن می گوید.

 

پرسش کننده :

در فصل يازدهم معاهده 1921 آمده است :

نظر به اینکه مطابق اصول بیان شده در فصل هشتم این عهدنامه منعقده در دهم فورال ۱۸۲۸ مابین ایران و روسیه در ترکمان چای نیز که فصل هشتم آن حق داشتن بحریه را در بحر خزر از ایران سلب نموده بود از درجه اعتبار ساقط است لهذا طرفین معظمتین متعاهدتین رضایت می دهند که از زمان امضاء این معاهده هر دو بالسویه حق کشتی رانی آزاد در زیر بیرق های خود در بحر خزر داشته باشند.

 

پاسخ دهنده :

مباحث حقوق بين الملل و رژيم حقوقي درياي خزر در سال هاي اخير که منابع سرشاري در بستر اين دريا و زير بستر آن کشف شده است با يکصد سال گذشته که فقط حق کشتي راني  مطرح بود، بسيار پيچده تر است ! 

 

پرسش کننده :

کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها

 ( United Nations Convention on the Law of the Sea) در اين رابطه چه مي گويد ؟

 

پاسخ دهنده : (10)

این قرارداد بین‌المللی منبع اصلی حقوق دریاها است و به «قانون اساسی دریاها» معروف است و قواعد آن به طور گسترده‌ای حقوق بین‌الملل عرفی در مورد حقوق دریاها را بیان می‌کنند.

این کنوانسیون محصول ۹ سال مذاکره توان‌فرسای کشورهای عضو سازمان ملل متحد از ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۲ بود .

در سپتامبر ۲۰۱۶ ،  ۱۶۸ کشور از جمله تمام اعضای شورای اروپا به آن پیوسته‌اند.

این کنوانسیون درباره :

 * آب‌های سرزمینی :۱۲ مایل دریایی یا ۲۲ کیلومتر از ساحل

* منطقه مجاور دریای سرزمینی: ۱۲مایل دریایی یا ۲۲ کیلومتر بعد از آب‌های سرزمینی

*  منطقه انحصاری اقتصادی: ۲۰۰مایل دریایی یا ۳۶۰ کیلومتر از ساحل

* تعریف تنگه‌های بین‌المللی و صلاحیت دولت‌های ساحلی در تنگه‌های بین‌المللی

 * به رسمیت شناختن اصل آزادی دریاها

 سخن مي گويد !

 

پرسش کننده :

پس با مراجعه به کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها ،تنظيم رژيم حقوقي درياي خزر نبايد بيش از دو دهه طول مي کشيد !

 

پاسخ دهنده :

برخي از تحليل گران اعتقاد دارند که بايد خدا را شکر کرد که  درياي خزر ، يک درياچه است . اگر دريا بود ، سهم ايران طبق کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها کمتر هم مي شد!

درآمدی بر رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

پرسش کننده :

از نظر حقوق بين الملل خزر دريا مي باشد ؟ يا درياچه است ؟

 

پاسخ دهنده : (11)

اولین چیزی كه در تحلیل وضعیت دریاچه خزر نقش دارد، فهمیدن این مطلب است كه آیا «خزر» دریای بسته یا نیمه بسته به حساب می آید یا اینكه دریاچه است؟  نتیجه بحث آن است كه اگر «خزر» دریای بسته یا نیمه بسته محسوب شود، در تحدید حدود، تابع مقررات كنوانسیون حقوق دریاها خواهد بود و اگر دریاچه باشد، كنوانسیون حقوق دریاها در مورد آن جاری نیست و روش دیگری برای تعیین رژیم حقوقی آن باید اتخاذ شود.

اینكه خزر ، مطابق تقسیمات زمین شناسی در چه گروهی از آبها قرار مي گیرد، تأثیری در بحث ما نخواهد داشت و باید سعی در مقایسه وضعیت دریاچه خزر با مقررات كنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها شود، زیرا تحلیل علمی آن ربطی به آنچه عملاً توسط دولتها جهت ایجاد نوعی توافق و اراده مشترك برای ساماندهی حقوق مربوط به دریاچه خزر اتخاد شده، نخواهد داشت.

 همانطور كه گفته شد، مطابق ماده ۱۲۲ كنوانسیون حقوق دریاها، اگر دریایی میان چند كشور محاط باشد، در صورتی مشمول ضوابط كنوانسیون حقوق دریاها خواهد شد كه دارای یك آبراه طبیعی، حتّی یك رودخانه، به دریای آزاد یا اقیانوس باشد. یكی از موارد اختلاف در مورد دریاچه خزر همین آبراه است. هر چند كه در واقع چنین آبراهی وجود دارد، ولی گروهی معتقدند اتصال دریاچه خزر از طریق كانالهای رودخانه ولگا به آبهای آزاد، مجرایی طبیعی به شمار نمی رود، بلكه ساخته دست روسهاست.

همچنین گفتیم كه بررسی اسناد تلخیص شده سومین اجلاس كنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها، نشان می دهد كه مواد ۱۲۲ و ۱۲۳ به عنوان كوششی در محدود نمودن كاربرد كنوانسیون به دریاهای معین نبوده، بلكه، به منظور شناسایی اشكال مشخص دریاها بوده است. پس می توان نتیجه گرفت كه خزر دریای بسته یا نیمه بسته نیست، بلكه دریاچه است، بنابراین، كنوانسیون حقوق دریاها در مورد آن قابل اعمال نخواهد بود. نكته دیگر این كه كشورهای ساحلی در اجلاس آلماتی صریحاً اعلام كردند كه خزر دریا نیست بلكه دریاچه است.

 

پرسش کننده :

حقوق بين الملل براي تقسيم سهم درياچه هاي محصور بين چند کشور چه مي گويد ؟

 

پاسخ دهنده : (11 )

بر اساس اصول كلی حقوق بین الملل، رویه كشورها و نوشته های حقوقدانان برجسته، دریاچه هایی كه با بیش از یك كشور هم مرز هستند، می بایست توسط توافقنامه ای میان كشورهای ساحلی تقسیم شوند.

 

پرسش کننده :

توافقنامه های كشورهای ساحلی به چه نکاتي بايد توجه کند ؟

 

پاسخ دهنده : (11 )

لازم است به این نكته اشاره شود كه رژیم حقوقی دریای خزر باید شامل این موارد باشد:

مرزهای آبی، حقوق مربوط به كشتی رانی، محیط زیست، شیوه حضور كشتی های جنگی و دیگر فعالیتهای نظامی، نحوه تقسیم منابع سطح و بستر دریا و.…

تدوین یك رژیم حقوقی جامع، خواهد توانست اختلافات مربوط به حضور دول ساحلی و بیگانه در این دریا را حل نموده و مشكلات ناشی از استفاده سودجویانه از این دریا را رفع نماید.

 

پرسش کننده :

معاهدات مربوط به دریاچة خزر از قرن 18 تا کنون ، کدامند ؟

 

پاسخ دهنده : (11 )
همانطور که قبلأ اشاره شد ، نخستین قراردادها و عهدنامه های مربوط به دریاچة خزر به اوایل قرن هجدهم میلادی باز می گردد. در آن زمان امپراطوری روسیه با سوءاستفاده از ضعف حكومت مركزی ایران و به بهانه سركوب شورشیان در صدد بود تا تمامی خطوط ساحلی دریای خزر را در قلمرو حاكمیت خویش قرار دهد كه این امر منجر به امضای قراردادی میان شاه طهماسب دوم و پطر كبیر در تاریخ ۱۲ سپتامبر ۱۷۲۳ در سن پترزبورگ شد. با بازگشت دوباره اقتدار به حكومت مركزی ایران در عهد نادرشاه و با رو به ضعف نهادن قدرت امپراطوری روسیه اوضاع به نفع ایران شد و دو فقره قرارداد، یكی در رشت به سال ۱۷۳۲ و دیگر در گنجه در سال ۱۷۳۵ امضا شد و بدین ترتیب لشگریان روسیه مناطق تحت تصرف خود در سواحل جنوبی دریای خزر را تخلیه كردند.

تا قبل از امضای عهدنامه گلستان، طرفین هیچ سند حقوقی دیگری كه حاوی نكاتی در مورد نحوه استفاده از دریا باشد، امضا نكرده بودند؛ لذا عهدنامه گلستان را می توان آغاز تاریخچه حقوقی دریای خزر دانست. این عهدنامه در سال ۱۸۱۳ به امضای طرفین رسید و پس از آن نیز در سال ۱۸۲۸ عهدنامه تركمانچای، بر آن مهر تأیید زد. این دو عهدنامه، ایران را از حضور نظامی در پهنه آب دریای خزر منع نمود و بدین ترتیب حق استفاده از كشتی جنگی در دریای خزر از ایران سلب شد. البتّه این قرارداد علاوه بر محدودیتهای حضور نظامی ایران، موارد دیگری را نیز شامل می شد.
وضعیت حقوقی دریای خزر تا پایان حكومت تزارها مطابق با شرایط مندرج در فصل هشتم عهدنامه تركمانچای بود. انقلاب اكتبر ۱۹۱۷ و روی كار آمدن بلشویكها در روسیه برای ایران ثمرات زیادی داشت. آنها به منظور تحكیم پایه های حكومت نوپای سوسیالیستی خود، به لغو قراردادهای استعماری گذشته پرداختند و حقوق حقه ایران در دریای خزر را باز گردانیدند. به موجب عهدنامه دولتی منعقده میان ایران و شوروی مورخ ۲۶ فوریه ۱۹۲۱ روسیه متعهد شد كه دیگر سیاستهای توسعه طلبانه و تجاوزكارانه روسیه تزاری را دنبال نكند. 
هرچند عهدنامه ۱۹۲۱حق كشتیرانی را به طور مساوی به دو كشور داده و بر پایه دو اصل انصاف و تساوی حقوق مبتنی بود، امّا این امتیازات جهت ترغیب ایران برای خودداری از واگذاری امكانات و راههای دستیابی دشمن به منطقه، در جنگ جهانی دوم بود.

همچنین نوعی حقوق یك جانبه به سود دولت شوروی در فصول پنجم تا هفتم معاهده گنجانیده شده بود كه از جمله آنها می توان به حق مداخله نظامی شوروی در خاك ایران در صورت حضور بیگانگان اشاره كرد.


قرارداد بعدی، قرارداد اقامت، تجارت و بحرپیمایی بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی بود كه در سال ۱۹۳۱ منعقد شد. در این قرارداد تأكید شده بود كه ایران و شوروی باید با كشتی های بازرگانی همانند كشتی های خود رفتار كنند. اگر چه این معاهده برای سه سال منعقد شده بود، ولی در سال ۱۹۳۵ معاهده دیگری با همین نام انعقاد یافت؛ با این تفاوت كه به مدت سه سال برای دو كشور حق فسخ گذاشته بود كه به علّت عدم فسخ توسط طرفین، این معاهده به قوت خود باقی ماند. به موجب ماده ۱۶ معاهده ۱۹۳۱ و ماده ۴ معاهده ۱۹۳۵ در تمام آبهای دریای مازندران، فقط كشتی های متعلّق (و یا تحت پرچم) ایران و شوروی حق عبور و مرور دارند و حتّی مستخدمین كشتی ها نیز باید از اتباع دول متبوع باشند.
در این معاهده، معاهدات قبلی و معاهدات پس از آن، هیچ اشاره ای به خط مرزی دریای خزر نشده، هر چند كه برخی معتقدند خط تقسیم حاصل از اتصال دو بندر آستارا و حسینقلی، مرز آبی ایران و شوروی را تشكیل می داده است. امّا در مقابل، ایران نیز آن را خط موهوم خوانده است.

بند ۴ ماده ۱۵ قرارداد ۱۹۳۵ و بند ۴ ماده ۱۷ قرارداد ۱۹۳۱، ناظر بر حق اختصاصی ماهیگیری در محدوده ده مایلی برای هر كشور بود. لازم به ذكر است كه در فصل ۱۴ عهدنامه دوستی ۱۹۲۱ آمده بود كه ایران می تواند امتیاز شیلات شمال را به دولت شوروی واگذار كند كه ایران نیز به موجب قراردادی امتیاز شیلات شمال را برای مدت ۲۵ سال به شركت مختلط تجاری و صنعتی ایران و روس واگذار كرد.
عهدنامه دیگر در این زمینه، قراردادی بود كه در ۲۵ مارس ۱۹۴۰ منعقد شد. در این عهدنامه به موارد بازرگانی، بحرپیمایی و ماهیگیری پرداخته شده و بر طبق آن طرفین بر عرض ۱۰ مایلی از سواحل به عنوان منطقه انحصاری ماهیگیری توافق داشتند. در این عهدنامه نیز مطابق اصل تساوی حقوق، بقیه مناطق دریای خزر برای طرفین آزاد شمرده شده است. مطابق ماده ۱۴ این عهدنامه، كلیه اسناد مربوط به كشتیرانی مثل تصدیق نامه ها و اسناد فنی كشتی ها كه توسط مقامات ذی صلاح دولت صاحب پرچم صادر شده، متقابلاً توسط دولت دیگر مورد شناسایی قرار خواهد گرفت و نیازی به صدور مجدد آنها نیست.
نظر به اهمّیت ویژه ذخایر آبزی این دریا و ضرورت حفظ محیط زیست آن، در سال ۱۹۶۳ توافقنامه ای در مورد همكاری اقتصادی و فنی ایران و شوروی به امضای طرفین رسید كه برنامه های آن احداث ساختمان و تأسیسات پرورش ماهی استروژن در ایران بود و اوّلین اجلاس گروه كاری آن هم در سال ۱۹۷۴ در تهران برگزار شد. هدف از این اجلاس ترسیم خطوط كلی همكاری علمی و فنی در زمینه مبارزه با آلودگی محیط زیست دریای خزر بود.


در سال ۱۹۹۱ یعنی پس از فروپاشی دولت شوروی، موافقتنامه دومین اجلاس كاری این گروه به امضا رسید كه هدف از آن تبادل اطلاعات مربوط به تحقیقات اكولوژی و زیست محیطی آلودگی های آبهای جاری متصل به دریای خزر و نیز تأسیسات و منابع آلوده كننده در ساحل بود.
اجلاسهای دیگری نیز پس از فروپاشی شوروی برگزار شد كه رسیدن به توافق همگانی بر سر رژیم حقوقی دریای خزر از مهمترین اهداف آن بود. مثل اجلاس آلماتی كه توافقهایی در مورد غیرنظامی كردن دریا و استفاده صلح آمیز از آن، در پی داشت.
برخی از كشورهای ساحلی نیز به صورت دوجانبه یا چندجانبه دست به انعقاد قراردادهایی زده اند، مثلاً روسیه و قزاقستان در سال ۱۹۹۸ قراردادی را با هدف تقسیم اعماق آب دریای خزر میان خود به امضا رساندند.


عهدنامه های مربوط به دریای خزر محدود به موارد فوق نبوده و هم اكنون نیز نشست هایی برای بررسی بهتر و بیشتر وضعیت حقوقی این دریاچه در حال برگزاری است. هر یك از كشورها در این نشست ها پیشنهاداتی ارائه داده اند.

 

پرسش کننده :

 علل ناكارآمد شدن معاهدات سابق چيست ؟

 

پاسخ دهنده : (11 )
هر چند كه كشورهای ساحلی بر موافقتنامه هایی در مورد رژیم حقوقی این دریا دست یافته بودند، امّا پس از گذشت چند سال، عواملی به وجود آمد كه باعث شد این موافقتنامه ها توانایی قبلی برای ایجاد یك رژیم حقوقی در دریای خزر را نداشته باشند.


از آنجا كه كشورهای امضا كننده قراردادهای ۱۹۲۱، ۱۹۴۰ و... تصور نمی كردند كه روزی دریای خزر بتواند برای آنها نفت نیز به ارمغان داشته باشد، لذا هیچ تدبیری در مورد آن نیاندیشیده بودند. رشد تكنولوژی و پیشرفت سریع فناوری باعث شد كه کشور هاي ساحلي درياي خزر ، بتوانند به اعماق آب نیز نفوذ كنند و از منابع بستر و زیربستر دریا بهره جویند. ولی هیچ قانونی بر این نوع بهره برداریها حكومت نمی كرد و فعالیت های فراوانی نیز در این زمینه صورت گرفت كه سبب آلودگی محیط زیست این دریا و وارد آمدن آسیب های جدی به آبزیان آن شد. علاوه بر منابع طبیعی و محیط زیست، عدم تفكیك میان نحوه تردد و وضعیت كشتیهای جنگی و تجاری، مضرّات زیادی به همراه داشت كه لازم بود بازنگری و اصلاح شود. از دیگر عوامل ناكارآمدی معاهدات قبلی، فروپاشی شوروی و اثرات ناشی از آن مي باشد .

 

پرسش کننده :

نقش ِ فروپاشی شوروی و جانشینی دولتهای تازه استقلال یافته در رژيم حقوقي درياي خزر چيست ؟

 

پاسخ دهنده : (11 )
با متلاشی شدن دولت پهناور شوروی، دولتهای تازه استقلال یافته زیادی از آن سر برآوردند كه هر كدام در گوشه ای به نواختن ساز خود مشغول شدند. ظهور ۱۵ دولت جدید در عرصه بین المللی بر اهمّیّت خزر افزود، زیرا خزر از معدود منابع مالی این كشورها بود كه بزرگترین دریاچه جهان، متصل كننده شرق و غرب، حاوی ذخایر عظیم نفتی و محل رشد لذیذترین خاویارهای دریایی به شمار می آمد. تا قبل از فروپاشی، شوروی یك دولت واحد بود كه شریك ایران محسوب می شد و مسأله تقسیم حاكمیت دریای خزر، بین جمهوری های ساحلی آن تا حد زیادی نادیده گرفته شده بود. هر چند كه به طور رسمی، جمهوریهایی كه اتحاد جماهیر شوروی را تشكیل می دادند از غنائم خزر بر طبق اصل تقسیم از وسط بهره برداری می كردند و این عمل نیز از دهه هفتاد انجام می گرفت، امّا مرز آبی دقیقی بین آنها تعیین نشده بود. فروپاشی شوروی این مسأله حل نشده را به موضوعی قابل بحث تبدیل كرد. جمهوریها بلافاصله پس از استقلال، شروع به تقسیم دوفاكتور دریا نمودند و غربیها نیز كه منتظر چنین فرصتی بودند به سمت دریای خزر حمله ور شدند.


سؤال اصلی این است كه آیا چهار دولت جدیدی كه در سواحل خزر پدیدار شدند، جانشین دولت شوروی محسوب می شدند یا نه. به بیان دیگر آیا حقوق بین الملل، جمهوریهای تازه استقلال یافته را ملزم به پایبندی به معاهدات سابق ایران و شوروی می داند یا خیر. پاسخ این سؤال محل اختلافات زیادی میان علمای حقوق بین الملل است. قاعده كلی این است كه وقتی دولت جدیدی در عرصه بین المللی ظهور می كند، بر اساس اصل «جانشینی دولتها» متعهد به مفاد معاهداتی كه دولت سلف خود منعقد كرده نمی باشد، زیرا دولت جدید طرف معامله نبوده و دلیلی هم بر الزام او بر این كار وجود ندارد.این اصل را «اصل عدم انتقال» یا «دكترین لوح پاك» می نامند كه هم در مورد دولتهای تازه استقلال یافته و هم در مورد دولتهایی كه در اثر تجزیه یا تركیب پدید می آیند صادق است.

همانند نامیبیا كه به استقلال رسید، آلمان كه از تركیب آلمان غربی و شرقی ایجاد شد و یا كشورهای مستقل مشترك المنافعی كه حاصل تجزیه شوروی بودند.
البتّه كنوانسیونی تحت عنوان «كنوانسیون وین راجع به جانشینی دولتها در رابطه با معاهدات» در سال ۱۹۷۸ به تصویب رسید كه بین دولتهای جدیدالاستقلال و دولتهای حاصل از تجزیه و تركیب تفاوت نهاده بود. این كنوانسیون به دلیل عملكرد معكوس دولتها و به وجود آمدن رویه ای بر خلاف آن، قوت خود را از دست داد و هم اكنون چه در مورد دولتهای حاصل از تجزیه یا تركیب و چه دولتهای تازه استقلال یافته یك قاعده یعنی عدم تعهد دولت به تعهدات دولت سلف خود اعمال می شود.
لازم به ذكر است كه بر اصل عدم انتقال یا دكترین لوح پاك، استثنائات متعددی وارد شده كه از آن جمله، معاهدات راجع به حقوق ترانزیت، دریانوردی، تسهیلات بندری، تعیین مرز، سواحل رودخانه، راههای آبی، راه آهن، خطوط تلگراف و تلفن و حقوق ارتفاقی در سرزمین دولت دیگر است.
امّا در مورد كشورهای تازه استقلال یافته، به طور خلاصه باید گفت: 
۱ـ به عنوان اصلی كلی و بر اساس اصل عدم انتقال یا دكترین لوح پاك، دولتهای جدید متعهد به عهدنامه های سابق نیستند. 
۲ـ از آنجا كه معاهدات میان ایران و شوروی، به لحاظ ماهیت، در مورد كشتیرانی، دریانوردی و تسهیلات بندری نیز است، از محدوده قاعده فوق خارج شده و تعهدات دولتها در این زمینه باقی است.
۳ـ مطابق كنوانسیون وین راجع به جانشینی دولتها در رابطه با معاهدات، علی الاصول می بایست كه دولتهای جدیدالاستقلال از ایفای تعهدات دولت سلف خود معاف بوده، ولی دولتهای حاصل از تجزیه یا تركیب ملزم به آنها باشند، ولی همانطور كه قبلاً نیز گفته شد، این كنوانسیون با رویه معكوس دولتها (یعنی عدم تفكیك میان دول) قابلیت اجرای خود را از دست داده است.
۴ـ البتّه دولتهای جدید می توانند با توسل به دكترین تغییر اوضاع و احوال، اعلام دارند كه به علّت ایجاد وضعیتی متفاوت، متعهد به تعهدات دولت قبلی نیستند.
۵ـ از آنجا كه «در عمل» هیچكدام از دولتها، پایبندی خود را به معاهدات سابق نشان نداده و بلكه آن را نفی كرده اند، خود دال بر تفاسخ معاهدات قبلی نیز می تواند باشد.

ج - موضع كشورهای ساحلی دریاچة خزر پیرامون رژیم حقوقی آن

 

پرسش کننده :

موضع جمهوري اسلامي ايران چيست ؟

 

( گفت و گو ادامه دارد )

 بخش سوم

منابع :

  1. خبر گزارية دانشجويان ايران " ايسنا "

اطلاعات بیشتر در مورد دریای خزر و قرارداد جدید

(2 ) جام جم آنلاين چهار شنبه 4 ارديبهشت 1381

( 3 ) خبرگزاري دانشجويان ايران "ايسنا " سه شنبه 24 مهر 1381

( 4 ) نشست باکو ، چشم انداز

( 5 ) اجلاس چهارم و دورنمای رژیم حقوقی خزر  احمد کاظمی، مدیر پژوهش‌های کاربردی معاونت برون‌مرزی صدا و سیما

یکشنبه 6 مهر 1393

( 6 ) شبکه العالم

اولین گام در تدوین رژیم حقوقی دریای خزر

يکشنبه 21 مرداد 1397 - 13:17

 ( 7 ) چمدان

ایران و آنچه بر سهمش از دریای خزر گذشت | از جنگ‌های ایران و روس تا عهدنامه گلستان و ترکمانچای

( 8) سايت تحليلي خبري عصر ايران

بدون احساسات و حب و بغض؛ سهم ایران از خزر چقدر است؟

(9) بررسی چالشها و راهکارهای تعیین رژیم حقوقی دریای خزر ، محمدرضا حکاک زاده و آرزو بزرگ دعاگو

( 10 ) ويکي پديا

( 11 ) سايت حقوقي و امور مجلس

رژیم حقوقی دریای خزر و موضع كشورهای ساحلی


درآمدی بر رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

منتشرشده در یادداشت

سهم آموزش و دانش آموز از سرانه تولید ناخالص داخلی و افزایش تعداد دانش‌آموزان مدارس غیردولتی

وضعیت کلی آموزش و پرورش از نظر تعداد دانش‌آموز، سرانه‌ی فضای آموزشی، نسبت دانش‌آموزان غیردولتی و دولتی چگونه است؟

آیا آموزش پایه‌ی کشور دارد به سمت خصوصی شدن پیش می‌رود؟ دولت نسبت به گذشته برای آموزش هر دانش‌آموز چه قدر هزینه می‌کند؟

برای پاسخ به این سوالات، نکات زیر را دنبال کنید:

1-  آن‌طور که وزیر آموزش و پرورش می‌گوید امسال با افزایشی نزدیک به ۸۰۰ هزار نفری، ۱۴ میلیون دانش‌آموز به مدرسه رفته‌اند که از این میان تقریبا ۱۱.۵ درصد آنها، راهی مدارس غیردولتی شده‌اند. تعداد دختران و پسران دانش‌آموز، سال به سال، بیشتر به هم نزدیک می‌شود؛ به طوری که در آخرین آمار موجود در مرکز آمار ایران که مربوط به ۱۳۹۵ است، این فاصله به ۳۰۰ هزار نفر رسیده است؛ فاصله‌ای که ده سال پیش از آن، نزدیک به ۶۰۰ هزار نفر بود. میانگین جهانی هزینه‌های دولت‌ها برای هر دانش‌آموز، نزدیک به ۱۶.۷ درصد از سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی است

2- در هر مدرسه‌ی دولتی، به طور میانگین، ۱۱۵ دانش‌آموز و در هر مدرسه‌ی غیردولتی ۱۰۹ دانش‌آموز به تحصیل می‌پردازند. به گفته‌ی وزیر آموزش و پرورش، سرانه‌ی فضای آموزشی کشور، ۵ متر مربع به ازای هر دانش‌آموز و در برخی استان‌ها ۳ متر مربع است؛ حال آنکه میزان مطلوب جهانی ۸ مترمربع است.

3- اگر به آمار بانک جهانی از دانش‌آموزان مدارس غیردولتی کشور نگاهی بیندازیم، به نکته‌های جالبی پی می‌بریم. نکته‌هایی که می‌توان چکیده‌شان را این‌گونه بیان کرد:

از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۴، نسبت دانش‌آموزان مدارس غیردولتی به کل دانش‌آموزان، تقریبا ۱۰۰ برابر شده‌ است. در سال ۱۳۷۰، از هر ۱۰۰۰ دانش‌آموز، تقریبا ۱ نفر در مدرسه‌ی غیردولتی درس می‌خواند؛ مقداری که در سال ۱۳۹۴ به ۱۰۴ نفر و تا سال پیش (بنا بر آمار سازمان برنامه و بودجه کشور) به ۱۱۵ نفر رسیده است. این آمار، گرایش شدید آموزش و پرورش به واگذاری بخشی از وظایف خود به مدارس غیردولتی را نشان می‌دهد که با توجه به روند یادشده، امروز هم دنبال می‌شود.

این گرایش به خصوصی‌سازی آموزش پایه در برخی کشورهای جهان اول همچون آلمان و کانادا هم دیده می‌شود اما با سرعتی بسیار کمتر از کشور ما. برای نمونه در کشورهای کانادا و آلمان، در همان مدت مشابه، نسبت دانش‌آموزان مدارس غیردولتی، تقریبا ۲ و ۳ برابر شده است (مقایسه کنید با ۱۰۰ برابر شدن آن در ایران).

سهم آموزش و دانش آموز از سرانه تولید ناخالص داخلی و افزایش تعداد دانش‌آموزان مدارس غیردولتی

4-  هم‌پای این مسئله، ما نظاره‌گر کاهش هزینه‌کرد دولت به ازای هر دانش‌آموز (بر حسب درصد از سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی) هستیم. این کاهش را به ویژه در فاصله‌ی میان سال‌های ۱۳۸۶ تا اکنون می‌بینیم که از ۱۶ درصد به ۷.۶ درصد رسیده است؛ حال آن‌که پیش از ۱۳۸۶، این هزینه، روندی افزایشی داشته است.

این کاهش هزینه‌کرد دولت به ازای هر دانش‌آموز، نمود دیگری از حرکت دولت به سوی واگذاری بخشی از آموزش پایه به مدارس خصوصی است.

بد نیست که نگاهی به هزینه‌کرد دیگر دولت‌ها و میانگین جهانی آن هم داشته باشیم.

میانگین جهانی هزینه‌های دولت‌ها برای هر دانش‌آموز، نزدیک به ۱۶.۷ درصد از سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی است و برای نمونه، کشورهایی همچون آلمان و فرانسه، ۱۷.۸ و ۱۸ درصد سرانه را به هر دانش‌آموز اختصاص می‌دهند. با وجود آنکه افزایش دانش‌آموزان مدارس غیردولتی در این کشورها ممکن است ما را به این نتیجه‌گیری برساند که هزینه‌کرد دولت برای دانش‌آموزان در این کشورها کاهش یافته است اما به عکس؛ در هر دوی این کشورها، هزینه برای هر دانش‌آموز، روندی رو به رشد داشته است.

حال می‌توانیم تصویر کلی آموزش و پرورش کشور در آیینه‌ی آمار و ارقام را این‌گونه خلاصه کنیم:‌

هر سال تعداد کل دانش‌آموزان افزایش می‌یابد؛ تعداد دانش‌آموزان دختر و پسر به هم نزدیک‌ و نزدیک‌تر می‌شود؛ نسبت دانش‌آموزانِ مدرسه‌های غیردولتی، هر سال بیشتر می‌شود یا به بیان دیگر، آموزش و پرورش هر سال، بخش بیشتری از وظیفه‌های خود را به مدرسه‌های غیردولتی می‌سپارد و هزینه‌های دولت به ازای هر دانش‌آموز بر حسب نسبت از سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی، از میانگین جهانی آن فاصله‌ی درخور توجهی دارد و  هر سال هم بیشتر کاهش می‌یابد.( ایسنا )

تصویر پیوست:

میزان هزینه‌کرد دولت برای هر دانش‌آموز بر حسب درصد از سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی (منبع: بانک جهانی)

سهم آموزش و دانش آموز از سرانه تولید ناخالص داخلی و افزایش تعداد دانش‌آموزان مدارس غیردولتی


سهم آموزش و دانش آموز از سرانه تولید ناخالص داخلی و افزایش تعداد دانش‌آموزان مدارس غیردولتی

منتشرشده در پژوهش

رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

خلاصه از قبل :

پنجمین نشست سران حوزه دریای خزر در شهر آکتائو قزاقستان برگزار شد . اهمیت این نشست به خاطر امضای پیش نویس رژیم حقوقی جدید دریای خزر پس از 25 سال  مذاکره و گفت و گو است. در 25 سال گذشته بیش از پنجاه نشست کارشناسی و پنج نشست سران برگزار شده است. در نشست قبلي سران پنج کشور حوزه دریای خزر در مهر ماه ۱۳۹۳ در آستاراخان روسیه ، یک سند مشترک ۱۹ ماده‌ای حاوی اصول کلی برای تدوین کنوانسیون رژیم حقوقی این دریا ، امضا شد.

در طول تاریخ ، این نادرشاه بود که توانست روس‌ها را وادار به خروج نیروهای خود از گیلان و قفقاز کند. او حتی تلاش کرد با استفاده از مستشار نظامی انگلیسی به نام جان اِلتون، نیروی دریایی در دریای خزر ایجاد کند اما با مرگ او آرزوی اینچنینی هم به خاطره‌ها سپرده شد. (7)

 

در فصل پنجم عهدنامه گلستان آمده است:

... احدی از دولت‌های دیگر سوای دولت روس ، کشتی‌های جنگی در دریای خزر نداشته باشد. (7)

یکی از مفاد قرارداد ترکمانچای اجازه عبور و مرور آزاد به کشتی‌های تجاری روسی در دریای خزر و انحصار عبور و مرور کشتی‌های جنگی به روسیه بود. به این ترتیب ایران حق کشتی‌رانی در دریای خزر را از دست داد و ملزم به پرداخت ۱۰ کرور تومان به عنوان غرامت به روسیه شد. (7)

 

رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

قسمت سوم :

پرسش کننده :

در حقوق بين الملل براي تقسيم دريا ، به جز قائده نوار ساحلي ، چه فرمول ديگري وجود دارد ؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )
براي  تقسییم دریا خزر، روشها گوناگوني مطرح است که عمده آن ها چهار روش معروف است: عدم تسريع در رسيدن به توافقي در رژيم حقوقی خزر مي تواند محيط زيست خزر را با چالشي اساسي روبه رو سازد

1 .روش مشاع یا حاکميت مشترک ( کندومينيوم )

2 .روش تقسییم ( شیوه افراز)

3 .روش تسری قواعد و نظام حقوقي درياها به درياي خزر

4 .روش تلفیقي .

  • اگر دو سر مرزها زمیني  ایران در کناره دریا خزر را به هم وصل نماییم ، خطي پديد مي آيد که به نام  خط آستارا- حسينقلي معروف است. آب هاي زير اين خط 11 درصد از کل آبهای خزر است. این خط هیچ گاه در زمان اتحاد شوروي  براي فعالیت هاي ایران در خزر مطرح نبوده است. بلکه در فعالیت ها مربوط به پرواز هواپيما بر فراز خزر دو نقطعه انتقال و نگهداري هواپيما از فررودگاه ها ایران به اتحاد شوروي بر روي این خط قرار داشتند. همچنین در نقشه ها داخلي اتحاد شوروي از تقسیم بندي دریا خزر برا ي فعالیت ها نفت و گاز در میان  جمهوري ها داخل اتحاد شوروي نیز از این خط استفاده مي شد. این نقشه ها اکنون مورد استفاده آذربایجان براي تقسییم دریا خزر است.

  • روش دیگر برای تقسییم دریای خزر استفاده از خط میانه با فواصل متساوي از ساحل است. در این صورت هر کشوري که داراي ساحل محدب با خزر است، سهم بیشتري را از آن خود کرده و کشورها با ساحل مقعر سهم کمتري را  خواهد برد. قزاقستان و آذربایايجان با ساحل محدب خود به ترتیب  4 / 28  درصد و 1 / 21 درصد را خواهند داشت. روسیه 19 درصد، ترکمنستان 18 درصد و ایران 6 / 13 درصد از آبها خزر را خواهند داشت

  • شیوه تلفیقي ؛ تقسیم دریای خزر به دو منطقه ملي و بین دولتی (مشاع) : تحدید حدود دریا از ساحل تا امتداد 24 مایل در داخل دریا به عنوان منطقه ملي که در این 24 مایل هر کشور ساحلي صلاحیت تام در مورد بهره برداري از فضا، سطح روي آب و زیر بستر دریا را خواهد داشت؛ تعيين ادامه 24 مایل از ساحل کشورهاي پنج گانه به عنوان منطقه مشترک بین دولت هاي ساحلي ، منطقه مشترک تابع قوانین و مقررات مورد توافق همه کشورهاي ساحلي خواهد بود. اصولأ منطقه مشترک بین دولت ها را مي توان به طور مساوي مورد بهره برداري  قرار داد ؛ چنان که بهره برداری از ذخایر زیر بستر آن و موجودات زنده را مي توان د ر اختیار کنسرسيوم يا شرکت سهامي که هر پنج کشور با سهام مساوي تأسیس مي کنند ، قرار داد این کنسرسيوم یا شرکت سهامي مشترک ، با آراي مساوي ، سرمايه گذاري مساوي تأسیس و درآمد آن نیز به طور مساوي مي تواند تقسیم شود. نظریه استفاده مشاع در میان صاحبنظران ، طرفداران بیشتري دارد و شاید دولت ها نیز در نهایت با تغییر و تحولاتي در آن موافقت کنند ، به ویژه نظریه تقسیم دریاي خزر به دو منطقه ملي و بين الدولي ( مشاع) که طرفدار تقسیم دریاچه به منطقه ملي 24 مایل و منطقعه بین الدولي است به عرف و منطق و رویه بین المللي نزدیك تر است .

پرسش کننده :

در دو دهه گذشته ، پنج کشور ساحلي چه روندي را دنبال کرده اند ؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

پس از دو دهه مناقشه و بحث ، برخي از کشورهاي حوزه خزر به انعقاد توافق نامه هاي دو جانبه غير جامع درون منطقه اي يا برون محوطه اي روي آورده و عملأ از ابداع يک نظام حقوقي جامع موثر و کار آمد فاصله گرفته اند که اين خود روند پيشرفت دستيابي به رژيم حقوقي مشترک مورد قبول تمامي ممالک ساحلي را بسيار کند و حتي نا اميد کننده ساخته است .

 

پرسش کننده :

راهکار مناسب چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

بدون ترديد در پرتو حاکميت يک رژيم حقوقي مطمئن ، مستمر و همراه با تراضي طرفين مي توان به استقرار يک امنيت پايدار همه جانبه منطقه اي و حتي جهاني اميدوار بود و سرمايه گذاري هاي بين المللي را جذب کرد و توسعه اقتصادي را به همراه دريايي سالم و به دور از تنش هاي زيست محيطي ، امنيتي و حقوقي براي ملت هاي خود به ارمغان آوررند .

 

پرسش کننده :

آيا تعيين رژيم حقوقي درياي خزر يک امر صرفأ حقوقي است ؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

چشم پوشي از درآمدهاي ناشي از اکتشاف نفت و گاز از درياي خزر براي کشور هاي تازه استقلال يافته دشوار است ؛ بنابراين هر راه حلي در اين زمينه ، صرف نظر از ابعاد حقوقي ، با مسائل ژئوپوليتيکي منطقه و شرايط داخلي کشور هاي نوظهور ارتباط مستقيمي دارد.

 

پرسش کننده :

ورود نظامي کشور ِثالث در درياي خزر ، چه عواقبي دارد؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

چالش اساسي ديگر، باز شدن ِ پاي کشور هاي ثالث به عرصه درياي خزر است از اين رو همکاري سه کشور ايران ، روسيه و ترکمنستان در جهت غير نظامي کردن منطقه خزر و جلو گيري از ورود نظامي کشور ِثالث در خزر ضروري مي باشد.

 

پرسش کننده :

بهره برداري خود سرانه از منابع درياي خزر بدون روشن بودن حدود هريک از کشور هاي ساحلي چه عواقبي دارد؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

بهره برداري خود سرانه از منابع درياي خزر بدون روشن بودن حدود هريک از کشور هاي ساحلي منجر به ايجاد بي اعتمادية و عملکردهاي تلافي جويانه در بين کشور هاي ساحلي شده است .

اين بهره برداري بدون توجه به مشکلاتي که از منظر زيست محيطي براي خزر در پي دارد؛  آلاينده هاي شيمايي و ورود نفت ،آلودگي ناشي از حفاري در دريا ، آلودگي ناشي از تخليه مواد زائد و سمي ، نوسان سطح آب دريا و... بيشترين نقش را در آلودگي اين دريا دارد  لذا عدم تسريع در رسيدن به توافقي در رژيم حقوقی خزر مي تواند محيط زيست خزر را با چالشي اساسي روبه رو سازد .

 

پرسش کننده :

اهداف اقتصادي و تجاري آمريکا در درياي خزر چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

با توجه به ويژگي هاي ژئوپليتيک ، ژئواستراتژيک و ژئواکونوميک ، منطقه خزر قدرت هاي بزرگ در اين منطقه به عنوان بازيگران مخل ثبات و عامل بي ثباتي شناخته مي شوند . قدرت هاي بزرگ با جذب همکاري دولت هاي منطقه منافع خود را تعقيب مي کنند و همچنين هريک از دولت هاي منطقه اي براي تقويت منافع خود ممکن است همکاري و اتحاد با يکي از قدرت هاي بزرگ را بر همکاري با ديگر قدرت هاي منطقه را ترجيح بدهد و به گسترش روابط با آن کشور غير ساحلي بپردازد.( منافع کشور هاي ساحلي با منافع کشور هاي قدرتمند ِ غير ساحلي پيوند مي خورد   . )

اکتشاف و استحصال منابع انرژي نظير نفت و گاز طي سال هاي اخير در درياي خزر ، اين حوزه انرژي را به بازار هاي بين المللي پيوند زده است .

پس از پروژه ناباکو ، آمريکا و برخي از کشورهاي اروپايي پيشنهاد تأسيس خط لوله گاز طبيعي از بستر خزر را ارائه کرده اند تا اروپا بيشتر از پيش از منابع گازي روسيه بي نياز شود .بازار بزرگ اين منطقه و نيروي کار ارزان نيز مد نظر آمريکا مي باشد .

 

پرسش کننده :

نقش  ترکيه در اجراي اهداف آمريکا در درياي خزر چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

ترکيه در راستاي تأمين منافع آمريکا در منطقه درياي خزر و رقابت با جمهوري اسلامي ايران از حمايت آمريکا برخوردار مي شود . ترکيه رقيبي براي جمهوري اسلامي ايران و روسيه در منطقه درياي خزر است .از اين رو ، در سال هاي پس از فرو پاشي و استقلال جمهوري هاي قفقاز و آسياي مرکزي با کمک آمريکا توانست نقش و حضور روسيه و جمهوري اسلامي ايران را در منطقه کمرنگ سازد. ترکيه در اين ميان به دليل عبور لوله هاي گاز و نفت از منطقه درياي خزر و آسياي مرکزي به عنوان دروازه ورود انرژي به اروپا محسوب مي شود .

اقدامات ترکيه عبارتند از :

الف : لغو سهم جمهوري اسلامي ايران در کنسرسيوم نفت درياي خزر در سال 1995

ب : تغيير مسير خطوط لوله از جنوب و شمال به سوي غرب

ج : تشويق کشورهاي منطقه به عضويت در ناتو و ديگر ساختار هاي اروپايي- آمريکايي

د : کمک به سرکوبي نيروهاي ملي – مذهبي و ...

 

پرسش کننده :

اهميت مذاکرات در درياي خزر چيست؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

معمول ترين ، آسان ترين ، قديمي ترين و نخستين روش حل و فصل مسالمت آميز اختلافات بين المللي " آئين مذاکرات ديپلماتيک " است .

ماده 30 کنوانسيون چار چوب حفاظت از محيط زيست درياي خزر تصريح مي کند :

" در صورت بروز اختلافات بين طرف هاي متعهد در ارتباط با اجرا يا تفسير کنوانسيون يا پروتکل هاي آن ، طرف هاي کميسيون از طريق مذاکره يا ساير روش هاي مسالمت آميز به انتخاب خود براي رفع اختلافات اقدام خواهند کرد . "

همانطور که قبلأ اشاره شد اين کشور ها بارها بر عدم حضور کشور ثالث در اين پهنه آبي به صورت کتبي ( بيانيه 25 ماده اي تهران ) و شفاهي ( سخنراني هاي مقامات ) مورد تأکيد قرار گرفته است .

از سوي ديگر ، رويه قضايي ثابتي وجود دارد که پيش از آنکه هر اختلافي در دستور مراجعه به دادگستري قرار گيرد ، شايسته است که موضوع آن از طريق گفت و گوي ديپلماتيک به وضوح تعريف و تحديد شود . اتفاق مي افتد که در وراي اين تکليف مبتني بر عقل سليم ، مذاکره مقدمه اي براي مراجعه به ارکان داوري يا قضايي باشد .

 

پرسش کننده :

ترفندِ کشوري که با بحران هاي داخلي و خارجي موقت ، مواجه است ، براي عبور از بحران چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

پيشنهاد برگزاري مذاکره تنها متضمن وجود تمایل در طرف هاي درگیر برا ي حل اختلاف في ما بین نیست، بلکه این حرکت سیاسي ممکن است زمان لازم را فراهم یا توجه طرف مقابل را براي مدتي منحرف کند تا در این مدت، طرف پيشنهاد دهنده بتواند قدرت ملي خود را تقویت و شرایط لازم را براي مقاومتی بلندمدت فرارهم کند. دولت پيشنهاد دهنده ممکن است برا ي مدتي  از انتقاد کردن علیه کشور مقابل خودداري کند و در عين حا ل به جلب حمایت سیاسي در داخل و خارج از مرزها ي سیاسي خود بپردازد و بدین ترتیب با موضعي قوي تر در مذاکرات شرکت کند.

 

پرسش کننده :

علاوه بر تقسیم دریا بر اساس میزان نوار ساحلی هر کشور، فرمول های دیگری نیز در حقوق بین الملل وجود دارد .

درست است که ایران کمترین سهم  خط ساحلي را در خزر دارد ولی ایران و شوروی در سال های 1921 و 1940، معاهداتی داشته اند که طبق  آنها مالکیت ايران در  خزر بيش از 10 الي 11 درصد بوده است .

بخش اول

بخش دوم

گفت و گو ادامه دارد.

 

منابع :

  1. خبر گزارية دانشجويان ايران " ايسنا "

اطلاعات بیشتر در مورد دریای خزر و قرارداد جدید

(2 ) جام جم آنلاين چهار شنبه 4 ارديبهشت 1381

( 3 ) خبرگزاري دانشجويان ايران "ايسنا " سه شنبه 24 مهر 1381

( 4 ) نشست باکو ، چشم انداز( 5 )

اجلاس چهارم و دورنمای رژیم حقوقی خزر

احمد کاظمی، مدیر پژوهش‌های کاربردی معاونت برون‌مرزی صدا و سیما

یکشنبه 6 مهر 1393

http://www.tisri.org/default-1661.aspx

( 6 ) شبکه العالم

اولین گام در تدوین رژیم حقوقی دریای خزر

يکشنبه 21 مرداد 1397 - 13:17

( 7 ) چمدان

ایران و آنچه بر سهمش از دریای خزر گذشت | از جنگ‌های ایران و روس تا عهدنامه گلستان و ترکمانچای

( 8) سايت تحليلي خبري عصر ايران

بدون احساسات و حب و بغض؛ سهم ایران از خزر چقدر است؟

(9) بررسی چالش ها و راهکارهای تعیین رژیم حقوقی دریای خزر ، محمدرضا حکاک زاده و آرزو بزرگ دعاگو


رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

منتشرشده در یادداشت

روز جهانی سواد و نگاهی به سند مفهومی سواد در قرن جدید   سازمان فرهنگی آموزشی یونسکو به منظور تاکید بر نقش و اهمیت روز افزون سواد در رشد فردی و اجتماعی افراد در سراسر دنیا، در چهاردهمین نشست عمومی یونسکو در 26 اکتبر 1966، روز هشتم سپتامبر را «روز جهانی سواد» نامگذاری کرده است. از آن تاریخ تا به امروز، هر ساله مراسمی در این روز برگزار شده و به بهترین فعالیت های سوادآموزی همگام با مفاهیم و سیاست های بین  المللی یونسکو جوایزی اهدا می  شود. جوایز روز بین المللی سواد امسال به کشورهای متعددی از جمله اسپانیا، نیجریه و افغانستان در زیر مجموعه های مختلف سواد اهدا شده اند.

سازمان نهضت سواد آموزی ایران نیز در بخش «سواد آموزی و توسعه مهارت ها» این جایزه را برای آموزش اصول رایانه به زنان در راستای توانمندی و بهبود شرایط شان در حوزه فناوری ‌های ارتباطات و اطلاعات کسب کرد.
یونسکو هر ساله به مناسبت این روز سند مفهومی را در خصوص سواد منتشر می کند که حاوی دیدگاه ها و تعاریف این سازمان است. سند مفهومی سواد ضمن مروری بر فعالیت های انجام شده، چالش ها و مسائل موجود، پرسش های کلیدی و پیامد های احتمالی سواد؛ خط مشی کلی این موسسه را در طول یک سال آتی معرفی می کند.

در این یادداشت با مروری مختصر بر مضامین و مفاهیم این سند تلاش خواهم کرد تا دیدگاه های تاثیرگذار بر این مفهوم را در منظر جهانی را منجمله سواد کارکردی، سواد و توسعه اقتصادی و پیامدهای آن ارائه داده و یادداشت را با پرسش های کلیدی سند مفهومی سواد به پایان ببرم.


مضمون اصلی سواد (2018)عبارتست از سواد و رشد مهارت ها با نگاهی به یادگیری مادام العمر و ارتباط موثر سواد و مهارت ها و طبق این تعریف، سواد عبارت است از دانش، مهارت ها و ظرفیت های مورد نیاز برای اشتغال، به ویژه مهارت های فنی و حرفه ای، مهارت های قابل انتقال و مهارت های دیجیتال.
سند از سه بخش کلی تشکیل شده است: بخش اول، معرفی مفهوم کلی سواد و طبقه بندی آن ذیل «سواد کارکردی»؛ بخش دوم ارائه گزارشی آماری از فعالیت ها و نتایج کمپین های بین المللی سواد آموزی و نرخ اشتغال و میزان موفقیت یا عدم موفقیت آن ها، و  در بخش نهایی پرسش های کلیدی و پیامد های مورد انتظار یونسکو را در سال آتی ارائه می دهد.


در این تعریف از سواد با چند کلید واژه مختلف رو به رو هستیم:

سواد، مهارت (یا سواد به مثابه مهارت)، یادگیری مادام العمر، اشتغال، و مهارت های دیجیتال که درک عمومی ما را از مفهوم سواد در معنای عام و آشنای ما به چالش می کشند.

سواد، در معنای عام یعنی «توانایی خواندن و نوشتن» که همه ما با این مفهوم کلیشه ای در تمامی تجربه های سواد آموزی مدرسه ای خود آشنا بوده ایم. این مفهوم ظاهرا معصومانه و بی طرفانه، در سرتاسر دنیا آن چنان در چارچوب فعالیت های آموزش نهادینه، در قالب برنامه ریزی و تولید مطالب درسی تقریبا یکسان با تمرکز بر مهارت های به اصطلاح جهانشمول و تکیه بر توانایی شناختی خواندن و نوشتن به مثابه مهارت اکتسابی و فنی درونی شده است، که  سواد و کسب دانش تنها در قالب فرآیندهای مدرسه ای شناخته می شود.

دیدگاه سواد که در قالب سواد کارکردی، یا سواد به مثابه مهارت منعکس است،  با تمرکز بر الگوهای یادگیری که بیشتر از مکاتب و دیدگاه غربی نسبت به خواندن و نوشتن شکل گرفته اند، تمامی دیگر انواع دانش و روش های انتقال آن دانش را در گستره وسیع قومی، فرهنگی و اجتماعی در میان اقوام مختلف- که بواسطه کنش های اجتماعی تاریخی کسب شده اند، نادیده می انگارد.

این نکته خصوصا درباره مفهوم سواد که در سند یونسکو منتشر شده، بسیار حائز اهمیت است؛ چرا که چنین تعریفی به شکلی عملی تمامی انواع دانش بشری، ماهیت، و صورت¬های اجتماعی آن را یکسان و تمایز میان این فرآیندها را با شعار توسعه اقتصادی یکسان می انگارد.

روز جهانی سواد و نگاهی به سند مفهومی سواد در قرن جدید

در بخش دوم این یادداشت، به این مفهوم بیشتر خواهیم پرداخت. 
یادگیری مادام العمر (lifelong learning) مفهوم دیگری است که به کسب دانش به شکل خود جوش، دنباله دار و داوطلبانه برای اهداف شخصی و اهداف حرفه ای اشاره دارد که شمول اجتماعی، مشارکت فعالانه مدنی، و توسعه فردی و نیز پایداری فردی را علاوه بر اشتغال ارتقاء می دهد. به همین دلیل، مفهوم یادگیری مادام العمر در مباحث مرتبط با سواد و آموزش در راستای اهداف غایی آموزش از جایگاه بسیار مهمی برخوردار است.

با این حال، بر خلاف تعریف اولیه از یادگیری مادام العمر که در آن رشد فردی عبارت است از یادگیری فردی با هدف رشد آگاهی، رشد تفکر انتقادی و مشارکت فعالانه و انتقادی در جامعه انسانی، یادگیری خلاقانه، تجربه فرآیند نایادگیری (unlearning)؛ یادگیری مادام العمر در هم بافت این گزارش و با تمرکز به موضوع اشتغال، سواد و توسعه نه به معنای عمیق تر  که بیشتر در معنای کسب مادام العمر مهارت های مورد نیاز برای ورود به بازار کار و ارتقاء اشتغال و رشد و پایداری توسعه اقتصادی اشاره دارد.

مادام العمر بودن یادگیری به زعم من، در این دیدگاه توسعه اقتصادی روز افزون و پایدار را به عنوان هدف غایی خود پیش بینی می کند. اشتغال، توسعه و مهارت های فنی و حرفه ای در این تعریف بسیار حائز اهمیت بوده و به روشنی تعاریف اولیه خواندن و نوشتن را به خودی خود تغییر داده و تمرکز و هدف سواد آموزی را در محلی دیگر از اعراب قرار می دهد. 
مهارت های دیجیتال در این سند جزو مهارت های سواد مرتبط با اشتغال طبقه بندی شده اند طبق تعریف عبارتند از توانایی فردی برای یافتن، ارزیابی، تولید و به اشتراک گذاری اطلاعات شفاف از طریق نوشتن و دیگر فرم های ارتباطات در بسیاری از ابزار های دیجیتال و مهارت ها و دانش دستوری، کامپیوتری، نوشتار و  تایپی در تمامی ابزارهای رسانه جمعی. 
اما آنچه که در این سند اهمیت پیدا می کند، ارتباط سواد، (سوادکارکردی) با اشتغال و توسعه است. بدین معنی که سواد به خودی خود و به ذات خود، برای ایجاد و یا ارتقاء آگاهی انسان، آگاهی انتقادی، رشد مدنی و فعالانه جامعه اهمیت ندارد، و صرفا اهمیت آن در ارتقاء توانایی افراد در شغل یابی و بالابردن فرصت های اشتغال، ارتقاء نرخ توسعه اقتصادی و پیشرفت اقتصادی است. 
بدین معنا سواد پیش تر از آنکه به عنوان یک مفهوم اجتماعی و خاص فرهنگی مطرح باشد، مهارتی وابسته به هم بافت اقتصادی بوده و به عنوان متغیر و عاملی در جهت دست یابی به اشتغال و توسعه پایدار عمل می کند.

این دیدگاه در بخش دوم سند تبیین می شود که گزارش های آماری کمپین های بین المللی به شکاف میان نرخ سواد، نرخ اشتغال و نرخ بی سوادی در کشورهای در حال توسعه و یا توسعه نیافته اشاره کرده و چالش اصلی اقدامات بین المللی سواد را پایداری این شکاف می دانند. طبق سند حاضر، گفته می شود که خلاء بین دانش سواد، شیوه های سواد آموزی و کارکرد واقعی آن ها در هم بافت های مختلف، چالش اصلی برنامه های سواد آموزی یونسکو است.

همان طورکه در بخشی از این سند می خوانیم «سواد به عنوان ابزار در بسیاری حوزه های دیگر مثل اشتغال، کشاورزی و بهداشت به کار گرفته شده و در تمامی این برنامه ها مهارتهای فنی و حرفه ای، مهارت های شغلی، مهارت های فنی و کارآفرینی مورد تاکید بوده اند».

گزارش ها حاکی از آن است که با این حال، طبق همین آمارها هنوز هم در دنیا در حدود 750 میلیون نفر بی سواد تخمین زده می شود که عمدتا در سنین 15-24 سال و در کشورهای در حال توسعه و فاقد مهارت های اصلی سواد یعنی خواندن و نوشتن و ریاضیات هستند و حتی این مهارت ها را نیز کسب نمی کنند. این آمارها نشان گر موقعیت نگران کننده خلاء میان مهارت های سواد و مهارت های دیجیتال در میان جمعیت های بزرگی از افراد در کشورهای خاورمیانه (کشورهای در حال توسعه) است. 
در بخش دیگر بیشتر به تاریخچه شکل گیری مفهوم سواد کارکردی، و ارتباط آن با مفهوم توسعه و مثالی از کمپین های بین المللی خواهیم پرداخت.

ادامه دارد

انسان شناسی و فرهنگ

روز جهانی سواد و نگاهی به سند مفهومی سواد در قرن جدید

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

" روسا ، مقامات و البته نمایندگان مجلس " عاشق سفرهای خارجی هستند .

" روزی که عباس گودرزی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در نشست علنی پارلمان در تذکر شفاهی خود خطاب به هیئت رئیسه مجلس گفت: «تقاضا دارم هیئت رئیسه سفرهای خارجی نمایندگان که اخیراً به کثرت انجام می‌شود را کنترل کند.» مشخص بود که آش آنقدر شور شده که حتی کسانی از دل همین جماعت به ستوه آمده‌اند تا جایی که دست استمداد به سمت هیئت رئیسه دراز می‌کنند و خواستار جلوگیری از تداوم این روند هستند. تذکر آن روز گودرزی اما در میان خبرهای تلخ و شیرین داخل و خارج به چشم نیامد.از همین رو در جست و جوی این که جریان آن تذکر و اتفاقات مجلس پیرامون سفرهای خارجه چه بوده که گودرزی را وادار به واکنش کرده، به سراغ او می‌رویم.وی درگفت‌وگو با آفتاب یزد با بیان اینکه کثرت سفرهای خارجی نمایندگان آن قدر بود که تذکر و دفاع از بیت المال ضروری بود، گفت : احساس می‌کنم بسیاری از سفرهای نمایندگان نه تنها بر اساس ضرورت نیست بلکه هیچ دستاوردی هم برای مردم ندارد...

وی درباره اینکه چه مصداق‌هایی باعث این تذکر شده است، اظهارداشت : افزایش این سفرهای خارجی طی چندماهه اخیر، کاملا مشهود است تا جایی که من احساس می‌کنم در مجلس این موضوع به رقابت بین نمایندگان تبدیل شده است، در حالی که گفته می‌شود در جامعه نباید مسابقه اشرافی گری برگزارشود؛ چراکه این مسئله یک تهدید برای نظام است.حالا ظاهرا در مجلس چنین اتفاقی افتاده و این یک آسیب برای مجلس است.گودرزی گفت : گاهی عده‌ای در باره نقد من می‌گویند که سفرها جای تجربه است که در پاسخ به آن‌ها باید بگویم، نماینده در هنگام کاندیداتوری‌اش فریاد می‌زند که تجربه دارد و می‌تواند مشکلات را حل کند. هیچ نماینده‌ای در شعارهای انتخاباتی‌اش نگفته است که به من رای دهید تا با رفتن به خارج از کشور تجربه کسب کنم.وی ادامه داد : سفرهای خارجه امروز نمایندگان جزو تشریفات و تجملات محسوب می‌شود." ( این جا )

در تازه ترین مورد شرکت هیاتی از وزارت آموزش و پرورش با حضور معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی و دبیر کل کمیسیون ملی آیسسکو در ایران در مجمع عمومی آیسسکو بوده است بدون آن که دستاورد خاص و یا قابل توجهی برای " آموزش و پرورش ورشکسته و معلمان ناامید " ما داشته باشد . ( این جا )

یادداشت زیر توسط یکی از فرهنگیان برای صدای معلم ارسال گردیده است .

این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

گروه گزارش/

هیات جمهوری اسلامی ایران  جهت شرکت در مجمع عمومی آیسسکو که 9 اکتبر در مراکش برگزار گردید عازم این کشور گردید .

علی الهیار ترکمن رئیس هیات اعزامی به مجمع عمومی آیسسکو در حضور وزرای 54 کشور اسلامی به ایراد سخنرانی پرداخت و گزارشی از عملکرد ایران در راستای برنامه عمل سه سال گذشته ارائه نمود .

غلامرضا کریمی دبیر کل کمیسیون ملی آیسسکو در ایران که هم زمان قائم مقام وزیر آموزش و پرورش در امور بین الملل و متولی مدارس خارج از کشور نیز می باشد در این سفر معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش را همراهی می کرد .

علی رغم فراسازمانی بودن این بخش اما غلامرضا کریمی در مورد " روز جهانی معلم " سکوت اختیار کرد .

این در حالی است که ایشان سی ام سپتامبر به مناسبت "  روز ناشنوایان "  پیامی صادر کرده بود . ( این جا )

« شیرزاد عبداللهی » مطلبی در این مورد نوشته است .

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

قسمت دوم

4 .چهارمين نشست  سران کشور هاي ساحلي  خزر ، 1393 در آستارا خان روسيه

 

پرسش کننده :

در چهارمين نشست  سران کشور هاي ساحلي  خزر چه گذشت ؟

 

پاسخ دهنده : ( 5 )
در اجلاس آستاراخان روسیه ، موافقت‌هایی در زمینه پیشگیری و واکنش به شرایط اضطراری در دریای خزر، آب‌شناسی و هواشناسی و همچنین بیانیه مشترک امضا شد؛ اما مهم‌ترین موافقتنامه اجلاس چهارم سران، امضای موافقتنامه حفاظت و بهره‌برداری بهینه از منابع زنده آبی دریای خزر است؛ زیرا در دو دهه گذشته، گسیل شرکت‌های غربی به خزر برای استخراج نفت به‌ویژه در بخش جمهوری آذربایجان و قزاقستان و عدم رعایت استانداردهای زیست‌محیطی، منابع ارزشمند آبزیان دریای خزر به‌ویژه ماهیان خاویاری و کیلکا را با خطر جدی مواجه ساخته است و این منابع که طلای سفید دریای خزر هستند، قربانی طلای سیاه خزر (نفت) و سودجویی کمپانی بزرگ نفتی و برخی از کشورهای ساحلی شده‌اند.

برخی از قرائن تکان‌دهنده زیست‌محیطی نظیر حرکت لکه‌های بزرگ و عمیق نفتی در خزر در اسفند 1390 از دکل‌های فرسوده جمهوری آذربایجان به‌سمت سواحل ایران (تنها کشور ساحلی خزر که در حال‌حاضر استخراج نفت از خزر ندارد) نشان می‌دهد صدماتی که شرکت‌های نفتی غربی به‌خصوص بی‌پی ( شرکت نفت و گاز بريتانيايي و چند مليتي )  بر محیط زیست خزر زده‌اند و می‌زنند، با توجه به شرایط جغرافیایی بسته دریای خزر، به‌مراتب بیشتر از فاجعه آلودگی نفتی‌ای باشد که همین شرکت در فروردین 1389 در خلیج مکزیک به‌بار آورد؛ ازاین‌رو، از سویی انتظار می‌رود کشورهای ساحلی خزر، کنوانسیون محیط زیست دریای خزر موسوم به کنوانسیون تهران که ناظر بر سه پروتکل مقابله با حوادث ناشی از آلودگی نفتی، حفاظت از دریای خزر در مقابل آلودگی‌های ناشی از فعالیت‌های مستقر در خشکی، و حفاظت از تنوع زیست‌محیطی خزر است را به‌طور جدی اجرا و رعایت کنند. ( 5 )

از سوی دیگر، با امضای موافقتنامه حفاظت و بهره‌برداری بهینه از منابع زنده آبی دریای خزر، این انتظار می‌رود که برخلاف رویه گذشته، پیش‌بینی و اجرای طرح‌های مربوط به حفظ ذخایر ماهیان خاویاری محدود به ایران نشود، بلکه دیگر کشورهای ساحلی دریای خزر نیز ضمن مقابله جدی با صید قاچاق ماهیان خاویاری، به پرورش و توسعه ذخایر این ماهیان اقدام کنند.  ( 5 )


در این میان، دستور کار اجلاس سران دریای خزر، بار دیگر نشان داد که علی‌رغم پیشرفت‌های قابل توجهی که در مسائل زیست‌محیطی‌اش، شیلات، کشتیرانی، همکاری‌های انتظامی و تحقیقات علمی در خزر ایجاد شده است و علی‌رغم اینکه از سال 1996 تاکنون 38 نشست گروه کاری خزر در سطح معاونان وزیران امور خارجه برگزار شده، اما به تکمیل رژیم حقوقی این دریا راه زیادی باقی است. علت اصلی این موضوع را می‌توان در یک‌جانبه‌گرایی برخی از کشورهای ساحلی دریای خزر به‌ویژه جمهوری آذربایجان و نیز ترجیح منافع کوتاه‌مدت اقتصادی بر منافع بلندمدت جست و جو کرد. ( 5 )


واقعیت این است که عدم رعایت استانداردهای زیست‌محیطی در استخراج نفت در دریای خزر (برای نمونه، نشت تُن‌ها نفت به دریا در هنگام استخراج و یا آتش‌سوزی یک‌ماهه در یکی از چاه‌های نفت جمهوری آذربایجان در شهریور 1392)، عدم نظارت بر فعالیت شرکت‌های غربی به‌ویژه بی‌پی و اگزون موبیل، ( يک شرکت نفت و گازِ آمریکايي ، دومین شرکت بزرگ نفتی جهان است که دفتر مرکزی آن در شهر ایروینگ تگزاس قرار دارد.  این شرکت از نظر درآمد سالیانه هم اکنون سومین شرکت بزرگ جهان شناخته می شود.  )

تعریف بخش‌های به‌اصطلاح ملی در خزر، کشانیدن پای بیگانگان در دریای خزر (نظیر چند رزمایش جمهوری آذربایجان و آمریکا ازجمله در سال 2001)، صید بی‌رویه ماهیان خاویاری، و تمسک به قوانین داخلی شوروی در مباحث رژیم حقوقی دریای خزر، مشکلاتی جدی در مسیر تعیین رژیم حقوقی این پهنه آبی ایجاد کرده است. این در شرایطی است که با توجه به زیست ده‌ها میلیون انسان در سواحل خزر، به هم ریختن اکوسیستم دریای خزر و همچنین با عنایت به اهمیت ژئوپلیتیک دریای خزر، هرگونه واگرایی سیاسی، به زیان همه کشورهای ساحلی دریای خزر تمام می‌شود. 
طی سال‌های گذشته، آمریکا با زیاده‌خواهی کوشیده است با ایفای به‌نوعی نقش کشور ششم در خزر، از هرگونه هم‌گرایی در دریای خزر جلوگیری کند تا بتواند ضمن حضور نظامی در خزر، بر منابع انرژی آن نیز تسلط پیدا کند. در این خصوص، دو موضوع در دستور کار واشنگتن قرار دارد:

اول امکان احیای طرح ترانس خزر (پروژه خط لوله گاز «ترانس خزر»  قرار است بخشی از گاز ترکمنستان و کشورهای آسیای مرکزی را از بستر دریای خزر به اروپا منتقل کند. )  یا طرح‌های مشابه نظیر ناباکو (خط لوله نابوکو (Nabucco) خط لوله‌ای است که قرار است گاز طبیعی را از منابع دریای خزر به اروپا از طریق آذربایجان، گرجستان، ترکیه، بلغارستان، رومانی، مجارستان و اتریش  منتقل کند.) مبنی بر احداث یک خط لوله از بستر دریای خزر با هدف انتقال گاز آسیای مرکزی به اروپا؛ به‌ویژه با توجه به تحولات اوکراین و با هدف کاهش وابستگی گازی اروپا به روسیه.

دوم اینکه آمریکا به‌دنبال ایجاد کریدور حمل‌ونقل هوایی مطمئنی از افغانستان، آسیای مرکزی به قفقاز و اروپاست. طبیعتاً نوع رژیم حقوقی دریای خزر و اجماع کشورهای ساحلی می‌تواند این کریدور حیاتی را قطع یا دچار مشکل سازد؛ ازاین‌رو، قابل پیش‌بینی است که در آینده تحرکات آمریکا برای ایجاد تنش و واگرایی در دریای خزر افزایش خواهد یافت؛ اما مشخص است که اراده‌ای جدی در کشورهای تأثیرگذار در دریای خزر برای حفظ این پهنه آبی به‌عنوان دریای صلح و دوستی وجود دارد. در این راستا، تأکید کشورهای ساحلی دریای خزر به‌خصوص ایران و روسیه بر مخالفت با حضور نظامی کشورهای ثالث در دریای خزر، مخالفت بر احداث خط لوله از بستر دریای خزر به‌علت زلزله‌خیز بودن این دریا و تبعات زیست‌محیطی آن و نیز موافقت ایران و روسیه با استفاده مشاع از سطح آب مرکز دریای خزر هم‌زمان با تعریف محدود حاکمیت ملی برای کشورها دارای پیام‌های روشنی است.  ( 5 )
در این روند ایران ضمن موافقت با استفاده مشاع از سطح مرکزی دریای خزر (حاکمیت مشترک در مرکز دریا)، براساس حقوق بین‌الملل سهم خود را از تقسیم بستر دریای خزر، 20 درصد می‌داند و خود را به صیانت از حق حاکمیت ملی خود در این محدوده مکلف می‌داند که استقرار سکوی نفتی امیرکبیر در این محدود بیانگر آن است. ( 5 )

 

5. پنجمین نشست سران حوزه دریای خزر در شهر آکتائو قزاقستان مرداد 1397

پرسش کننده :

از پنجمین نشست سران حوزه دریای خزر در شهر آکتائو قزاقستان چه مي دانيد ؟

 

پاسخ دهنده :( 6 )

پنجمین نشست سران حوزه دریای خزر در شهر آکتائو قزاقستان برگزار شد . اهمیت این نشست به خاطر امضای پیش نویس رژیم حقوقی جدید دریای خزر پس از 25 سال  مذاکره و گفت و گو است. در 25 سال گذشته بیش از پنجاه نشست کارشناسی و پنج نشست سران برگزار شده است.

 

پرسش کننده :

چرا مذاکرات بيش از دو دهه هنوز ادامه دارد؟

 

پاسخ دهنده : ( 6 )

اختلاف نظر کشورها در تدوین پیش نویس رژیم حقوقی جدیدی برای دریای خزر باعث شد که مذاکرات 25 سال به طول بکشد. کشورها درباره سهم هر کشور از دریای خزر و چگونگی تقسیم و بهره برداری از  دریای خزر اختلاف نظر داشتند. برخی از کشورها به صورت  دو یا سه جانبه قراردادهایی برای بهره برداری از آبزیان و منابع زیر بستر دریای خزر قراردادهایی امضاء کرده و شروع به استخراج کردند. این مسئله اختلافات برای رژیم حقوقی جدید را سخت تر و در عین حال ضرورت رسیدن به یک رژیم حقوقی جدید را بیشتر کرد.  کشورهای حوزه دریای خزر در اجلاس سران در آستاراخان توافق کردند که گام به گام برای تعریف رژیم حقوقی جدیدی جلو بروند. ( 6 )

 

پرسش کننده :

نظر ايران براي نشست قزاقستان چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 6 )

محمد جواد ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در نشست وزرای خارجه پنج کشور ساحلی دریای خزر ، یک روز پیش از نشست سران با تاکید بر اینکه امضای این کنوانسیون پایان همه مذاکرات و اقدامات در خزر نیست گفت؛ این تصمیمات در واقع نقطه عطف و آغازین برای اجرای تفاهمات، نظارت بر اجرا و همچنین شروع مذاکرات برای امضای موافقتنامه‌های جدید و ضروری به شمار می رود. ( 6 )

 

پرسش کننده :

ايران کنوانسيون رژيم حقوقي درياي خزر را امضا کرده است در اين مورد توضيح دهيد .

 

پاسخ دهنده :

در رابطه با اين مهم بعدأ ، بيشتر توضيح خواهم داد .

 

ب-  نگاهي تاريخي به جدال ها و توافقات ِ درياي خزر

پرسش کننده :

از چه زماني نام روس ها با درياي خزر يا کاسپين گره مي خورد ؟

 

پاسخ دهنده : (7)

سال ۱۵۵۱ میلادی (۹۳۰ خورشیدی)، ایوان واسیلیویچ  معروف به «ایوان مخوف»، حکمران مسکو، با پیروزی بر خان قازان، خان‌نشین مزبور را برانداخت و دو سال بعد، بندر آستاراگان (آستاراخان، هشترخان) را گشود. در نتیجه برای نخستین بار، پای روسیان به دریای مازندران باز شد. (7)

اما پیش از ظهور «پتر» در صحنه سیاسی روسیه (۱۷۵۲-۱۶۸۲ میلادی / ۱۱۰۴۱- ۱۰۴۱ خورشیدی) همیشه دریای مازندران، یک دریای ایرانی بود. پتر در ماه مه ۱۷۲۳ میلادی (اردیبهشت ماه ۱۱۰۲)، فرمان تهاجم به سوی سرزمین‌های ایران را صادر کرد. بدین‌سان، برای اولین بار کشور ایران از سوی دریای مازندران مورد تهدید و هجوم قرار گرفت و در نتیجه، حاکمیت بی‌معارض ایران در این دریا به مخاطره افتاد. (7)

 

پرسش کننده :

اين تعرض پتر ، از سوي ايران بي پاسخ ماند؟

 

پاسخ دهنده : (7)

پس از آن در طول تاریخ ، این نادرشاه بود که توانست روس‌ها را وادار به خروج نیروهای خود از گیلان و قفقاز کند. او حتی تلاش کرد با استفاده از مستشار نظامی انگلیسی به نام جان اِلتون، نیروی دریایی در دریای خزر ایجاد کند اما با مرگ او آرزوی این چنینی هم به خاطره‌ها سپرده شد. (7)

 

پرسش کننده :

انحصار ِحضور کشتي هاي جنگي روسي در درياي خزر چگونه پديدار شد ؟

 

پاسخ دهنده : (7)

عهدنامه گلستان در تاریخ ۳ آبان ۱۱۹۲ خورشیدی مطابق با ۲۵ اکتبر ۱۸۱۳ میلادی در پی جنگ‌های ایران و روسیه در دوره قاجار بین این دو کشور امضاء شد. (7)

در فصل پنجم عهدنامه گلستان آمده است:

... احدی از دولت‌های دیگر سوای دولت روس ، کشتی‌های جنگی در دریای خزر نداشته باشد. (7)

 

پرسش کننده :

حق کشتيراني ايرانيان در درياي خزر ، از چه زماني سلب شد؟

 

پاسخ دهنده : (7 )

قراداد ترکمان چای در تاریخ اول اسفند ۱۲۰۶ خورشیدی مطابق با ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ میلادی در پی جنگ‌های ایران و روسیه در دوره فتحعلی شاه قاجار بین این دو کشور در روستای ترکمانچای امضا شد. (7)

یکی از مفاد قرارداد ترکمانچای اجازه عبور و مرور آزاد به کشتی‌های تجاری روسی در دریای خزر و انحصار عبور و مرور کشتی‌های جنگی به روسیه بود. به این ترتیب ایران حق کشتی‌رانی در دریای خزر را از دست داد و ملزم به پرداخت ۱۰ کرور تومان به عنوان غرامت به روسیه شد. (7)

لهذا همین حق مخصوص کما فی السابق امروز به اطمینان به ایشان وارد می شود، به نحوی که غیر از دولت روسیه هیچ دولت دیگر نمی تواند در بحر خزر کشتی جنگی داشته باشد. (7)

 

پرسش کننده :

خط ساحلي درياي خزر براي شوروي  چقدر بوده اين خط ساحلي براي ايران چقدر است ؟

 

پاسخ دهنده : ( 8)

واقعیت جغرافیا که مقابل چشمان ما قرار دارد چنين است : خزر، 6500 کیلومتر ساحل دارد؛ از این میزان، 5843 کیلومتر متعلق به شوروی بود و تنها 657 کیلومتر آن برای ایران است.  ( 8)

 

کمترین میزان ساحل در خزر متعلق به ایران است:

قزاقستان 1900، ترکمنستان 1768، روسیه 1355، آذربایجان 820 و ایران 657 کیلومتر.


با نگاه به نقشه دریای خزر اعداد و ارقام به صورت کيفي نمايان مي شود . ( 8)

رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

پرسش کننده :

در حقوق بين الملل براي تقسيم دريا ، به جزء قائده نوار ساحلي ، چه فرمول ديگري وجود دارد .

 

پاسخ دهنده :

گفت و گو ادامه دارد.

بخش اول

 

منابع :

  1. خبر گزارية دانشجويان ايران " ايسنا "

اطلاعات بیشتر در مورد دریای خزر و قرارداد جدید

(2 ) جام جم آنلاين چهار شنبه 4 ارديبهشت 1381

( 3 ) خبرگزاري دانشجويان ايران "ايسنا " سه شنبه 24 مهر 1381

( 4 ) نشست باکو ، چشم انداز

( 5 ) اجلاس چهارم و دورنمای رژیم حقوقی خزر

احمد کاظمی، مدیر پژوهش‌های کاربردی معاونت برون‌مرزی صدا و سیما

یکشنبه 6 مهر 1393

( 6 )شبکه العالم

اولین گام در تدوین رژیم حقوقی دریای خزر

http://fa.alalam.ir/news/3719256/--%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AF%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B2%D8%B1

يکشنبه 21 مرداد 1397 - 13:17

( 7 ) چمدان

ایران و آنچه بر سهمش از دریای خزر گذشت | از جنگ‌های ایران و روس تا عهدنامه گلستان و ترکمانچای

( 8) سايت تحليلي خبري عصر ايران

بدون احساسات و حب و بغض؛ سهم ایران از خزر چقدر است؟

http://www.asriran.com/fa/news/626411/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%AD%D8%A8-%D9%88-%D8%A8%D8%BA%D8%B6-%D8%B3%D9%87%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B2%D8%B1-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ مجله تایم گزارشی را از زندگی معلمان آمریکایی در مورد حقوق شان با عنوان :

 13Stories of Life on a Teacher's Salary

منتشر نموده است .

در این بخش زندگی آقای « گرانت رابی » را می خوانید.

گزارش صدای معلم در مورد مجله تایم و زندگی معلمان آمریکایی

Grant Ruby, 40
Math teacher at Lincoln High School in Tacoma, Washington

گرانت رابی ، 40 ساله

معلم ریاضی در دبیرستان لینکلن در  تاکومای واشینگتن

 

سال تحصیلی امسال که به پایان برسد من روی 63000 دلار حساب کرده ام و این پنجمین سال است که به کلاس درس می روم .

پارسال حدود 500 دلار وام دانشجویی گرفتم که شامل خدمات رفاهی  ،  پرداخت های اعتباری و 180 دلار صرف هزینه های اتومیبل شد .

وقتی همه آن ها گفته و انجام می شود من هر ماه کمی بیش از 100 دلار دارم ، و البته آن بودجه برای سرگرمی های قابل توجه  نمی تواند باشد و یا پس اندازی نخواهد شد .

در عالم واقعیت ، آن مساله روی تمام بخش های زندگی من تاثیرگذار است .

من مجبورم که تصمیم بگیرم ، که یا غذای ارزان تری تهیه کنم و یا در کمال تعجب می توانم برای این هفته پول بنزینم را پرداخت کنم ؟

این که بتوانم امشب به همراه دوست دخترم برای شام بیرون برویم و این که چطور با مشقت خواهم توانست پول کرایه را برای هفته بعد جور کنم ؟

آن تصمیمات برای هر فردی در زندگی مقادیر زیادی استرس تولید می کنند .

من همچنین باید در نقش فردی باشم که با افسردگی زیادی رو به روست و همچنین باید فشارهای بیشتر و طاقت فرساتری را متحمل شوم تا بتوانم خیلی ساده تر 10000 تا 15000 دلار همان طور که همکاران من در نواحی مجاور هستند درآمد داشته باشم .

امید ما بیشتر برای حقوق های رقابتی است .

اگر " تاکوما " قصد دارد که یک سیستم مدرسه آموزش عمومی با کلاس جهانی داشته باشد ما واقعا نیاز داریم که بتوانیم معلمان جدیدی را جذب کنیم و معلمان با تجربه را در این سیستم نگه داریم .

خیلی رک و پوست کنده بگویم ، اگر من فقط 10 دقیقه  بیشتر رانندگی کنم ( به منظور یافتن جایی بهتر ) می توانم 10000 دلار درآمد داشته باشم که البته آن تصمیم ساده تری برای من است که انجام دهم !

 

منبع : تایم

ویراستار : دکتر شکرالله مسیح پور

منتشرشده در یادداشت

روز جهانی معلم و گفت و گوی تمدن ها

 5 اکتبر ( روز جهانی معلم ) موقع مناسبی و در روزهای آغاز سال تحصیلی واقع شده است . اما روز معلم در تقویم خودمان در اواخر سال تحصیلی و درست در پایان کار معلمان است. البته زمان آن نیز می تواند فرصتی برای تقدیر واقعی از یک سال تلاش  معلمان باشد که متاسفانه چنین نیست و معمولا در حد ایراد حرف و اعطای لوح تقدیر و یک کادوی معمولی مانده است.

خوشبختانه ایران یکی از حاضرین در جلسه  تصویب روز جهانی معلم ( سال 1966) بوده است. جلسه ای که اتفاقا در آن نماینده امریکا حضور نداشت و لذا این روز قاعدتا نباید صبغه و سابقه استکباری داشته باشد.

با این همه هنوز دست اندرکاران امر، هر ساله در آستانه ی این روز سکوت معنی داری پیشه می کنند. اگرچه اجازه ثبت و ضبط آن در تقویم رسمی داده شده  اما هر سال از کوچک ترین اشاره و نشانه ای در باب گرامی داشت آن تغافل می شود. این همه اما در حالیست که همه چیز در دنیا به سرعت برق و باد ، در حال تغییر است و تن دادن به فرایند جهانی شدن، تنها گزینه ناگزیر ماست.

روز جهانی معلم و گفت و گوی تمدن ها

باور کنیم که حضور در دهکده ی جهانی ، به دعوت استکبار جهانی نیست که بشود در باره ی آن توهم توطئه داشت .

روز جهانی معلم، فرصت خوبی برای تمرین مدارا و گفت و گوی تمدن هاست که دست برقضا ، مبدع و منادی آن کشور ایران بوده است.
در دنیا بیش از پنجاه میلیون معلم وجود دارد. برای استفاده ی شایسته و بایسته از این نیروی انسانی عظیم، باید تدابیری اساسی اندیشید.شواهدی وجود دارد که در بسیاری کشورها، حقوق معلمان از حقوق مشاغل مشابه معلمی، کمتر است.

پیامد این وضع، افت کیفی معلمان، فقدان معلمان ماهر به دلیل جذب شدن در سایر مشاغل و بی علاقگی عمومی در خلاقیت ورزی معلمان است ، به طوری که چند شغلی بودن و ترویج تدریس خصوصی، عادت معمول معلمان در بسیاری کشورها گردیده است.شعار امسال روز جهانی معلم، مثل همیشه تامل برانگیز است؛

« حق آموزش به معنی حق داشتن  یک معلم شایسته است.»

روز جهانی معلم و گفت و گوی تمدن ها

پاشنه آشیل معلمی نیز همین شایستگی است . این که معلم بودن كارساده اي نيست و كار همه كس هم نيست. چراکه معلمی، مثل  هیچ یک از حرفه هایی که می شناسیم نیست. معلمانی هوشیار و بیدار که سخنگویان فکری و فرهنگی جامعه خویش اند

معلمی، فعالیت در جبهه ی روابط انسانی است. فضایی که در آن به آسانی سوء تفاهم پیش می آید. افراد خیلی سریع ناراحت می شوند یا او را ناراحت می سازند .

معلم ،ضمن اداره ی کلاس باید از فراگیران ارزشیابی بگیرد ، سر  وصدای بچه ها را تحمل کند ، آنها را دعوت به سکوت کند ، به همه مهر بورزد ، با یکی می خندد ، به دیگری اخم کند ، به پرسش های بی موقع پاسخ گوید ، از یادگیری تک تک بچه ها اطمینان حاصل کند، در دعوای بچه ها فورا حضور پیدا کند و آن ها را آشتی دهد ، تنبیه کند ، تشویق کند ، اندرز دهد و البته در همه  این احوال ، مواظب رفتار ، گفتار و ظاهر خود باشد .

درد سرهای یک معلم به چهار دیواری کلاس درس و یک زمان خاص محدود نمی شود . یک معلم باید مترصد روبه رو شدن با ارزیابی های گاه و بی گاه مسئولین اداری و همین طور مواظب سلوک و ظاهر خود در بیرون مدرسه باشد که نکند نقش الگویی اش خدشه دار شود.اما تمام این شایستگی  هم به یمن سعی معلم حاصل نمی شود. زمینه شایسته بودنش نیز باید فراهم شود.

روز جهانی معلم و گفت و گوی تمدن ها

به این منظور باید شایستگان بر سر امور بایستند. به جای «مهره » ها، «مدیر » ها باید معلمان را مدیریت کنند و با پرهیز از زیاد حرف زدن و نگاه سیاسی و ایدئولوژیک داشتن  ، به نفس آموزش  بیندیشند و در پی تشویق معلمان فعال و بی ریایی بگردند که برای معرفی کردن خود، مستند سازی و مدون سازی مدارک موجود را بلد نیستند.

معلمانی هوشیار و بیدار که سخنگویان فکری و فرهنگی جامعه خویش اند. معلمانی که جهانی بیندیشند و منطقه ای عمل کنند. معلمانی که نه فقط آزاد، که آزاده باشند. معلمانی که غم نان، امانشان را نگیرد و تکرار اعتراض ها و پیگیری های صنفی، آرامش شان را بر هم نزند.

معلمانی که زیادی نباشند حتی اگر که خیلی زیاد باشند. معلمانی که به تیر و طعنه ی چپ و راست، رانده نشوند.

معلمانی که از اصول گرایی یا اصلاح طلبی خویش به ستوه نیایند. معلمانی که اجازه ندهند يكي ديگر در درونشان بنشيند و بينديشد.

معلمانی که از شوق آموزش ، دردمند باشند اما نه نیازمند باشند و نه دربند و ...

نقطه، سرخط!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت
صفحه1 از29

نظرسنجی

آیا با طرح " معلم تمام وقت " وزارت آموزش و پرورش موافقید؟

پربازدیدترین

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور