صدای معلم

حاق سيزليق و مطالبه گری در کودکان و دانش آموزان ترکیه ای

یکی از فامیلهای بسیار نزدیکم که از فارغ التحصیلان رشته زبان انگلیسی است و تجربه بسیار خوبی در آموزش و استادی زبان دارد و تمامی مراحل علمی و آموزش رفتاری برای تبدیل شدن به یک استاد بسیار خوب زبان را دارا می باشد، به دلیل انباشت نیروی بیکار و ناتوانی دولت در ایجاد ظرفیت های اشتغال در سه بخش دولتی-  تعاونی و خصوصی جلای وطن کرده و به یکی از مدارس حرفه ای آموزش زبان به کودکان سه سال به بالا در کشور ترکیه پیوسته است.

در دیدار اخیرم در ارومیه که ایشان هم بعد از ۴۰ روز کاری بنا به ضرورت به مرخصی آمده بود، یکی از تجربه های فرهنگی- اجتماعی این عمر چهل روزه را که بسیار آموختنی است؛ بدین گونه نقل می کرد. قدرت فشار افکار عمومی مهمترین ابزار فشار ملت بر دولت و دولتمردان برای اصلاح امور است

در مدرسه ای که به کودکان آموزش زبان می دهند. در طی روز علاوه بر وعده های رسمی صبحانه و نهار از کودکان به صورت میان وعده نیز پذیرایی می شود و یکی از میان وعده های پذیرایی ماست است و مربی جوانی که پذیرایی را انجام می داد به دلیل آلرژی و حساسیت خاص یکی از بچه های ۴ ساله به ماست برای آن بچه یک عدد سیب روی سینی ایشان قرار می دهد.
سایر کودکان با دیدن سیب برای یکی از بچه ها و ماست برای بقیه به این رفتار به ظاهر تبعیض آمیز اعتراض می کنند و با کوبیدن قاشق هایشان بر بشقاب ها یک صدا و آرام می گفتند :

حاق سزلخ ( ناحقی) حاق سزلخ......!
در قبال این اعتراض منظم و یک صدای کودکان، مربی جوان دستپاچه شده بود و در برابر خواسته ی به حق و اتحاد قدرتمندانه و رفتار به دور از خشونت کودکان با احساس شرم و تسلیم برای تک تک کودکان یک سیب روی میزشان گذاشت و بحران ناشی از تبعیض خیرخواهانه را خاموش و از کودکان حاضر در سالن پذیرایی عذر خواهی کرد.

سه درس مهم این موضوع می توان گرفت:
۱- کودکان را از سنین پایین به حقوق خود و روش مطالبه آن آشنا کنیم.
۲-حق گرفتنی است و باید برای گرفتن حق حرکت و اقدامی کرد.
۳- مدیران و صاحبان قدرت ملزم به پاسخگویی به مطالبات مردم هستند.

فرهنگ نقد و اعتراض یک ضرورت اساسی برای تعالی هر جامعه و سازمانی است و همین فرهنگ تضمین گر تحقق آزادی های سیاسی - اجتماعی-فرهنگی- اقتصادی و مدیریتی است و همچنین ضامن سلامت و بهبود امور و اصلاح کجی ها و نا راستی ها است.

قدرت فشار افکار عمومی مهمترین ابزار فشار ملت بر دولت و دولتمردان برای اصلاح امور است. اگر ملت از قدرت واقعی خود بر اساس حق حاکمیت مردم از طریق انتخابات ها و حق حاکمیت خود از طریق انتقادها- مطالبات و استیضاح منتخبین و بر کناری آنها با تکیه بر کار صحیح سیاسی و با حفظ اقتدار کشور و نظام ، استفاده کنند. ایران اسلامی خواهد توانست به بالاترین سطح بلوغ سیاسی برای تحقق عدالت اجتماعی و شفافیت اقتصادی دست پیدا کند.
 یکی از مهمترین کارکرد احزاب در تحقق کارسیاسی به جای سیاسی کاری موجب احیای فرهنگ نقد و اعتراض می شود. همچنین آحاد جامعه هم در قالب احزاب می توانند نقد و اعتراض خود را با هدف اصلاح امور و بهبود اوضاع و اعمال قدرت بر دولت مردان به منصه ی ظهور برسانند.
فرهنگ مبتنی بر انتقاد-اعتراض و مطالبه از طریق احزاب که با مجوز قانونی و به عنوان سازمان های مردم نهاد سیاسی برای سیستماتیک کردن نقد- انتقادات- اعتراضات - اظهار نظر و مطالبات مردمی تاسیس شده است؛ راه جامعه را به سوی توسعه و کمال باز می کند و فرهنگ مبتنی بر نق و سرزنش و تند خویی راه تعالی انسان و جامعه را سد و سرکوب می کند. به همین دلیل بازگشت به کار سیاسی از طریق نهادهای رسمی  مردمی(احزاب) و حضور افراد فعال جامعه با سلیقه های متفاوت در احزاب با رویکردها و الویت های متناسب با مردم راهگشای اصلی مدیریت قدرت است.

کانال رسمی حزب تدبیر و توسعه ایران اسلامی

منتشرشده در یادداشت

رتبه جهانی ایران در شاد بودن

بر اساس شاخص‌های بین‌المللی، مردم ایران در ردیف صد و هفدهم « شادترین مردمان جهان » قرار گرفتند.
ایران در سال ۲۰۱۸، یازده پله در جدول «شادترین مردمان جهان» سقوط کرده است اما در سال ۲۰۱۷، دو پله در این جدول صعود کرده بود.
این رتبه‌بندی بر اساس شاخص‌های «تولید ناخالص ملی»، «امید به زندگی»، «آزادی»، «سخاوت»، «حمایت اجتماعی» و «فساد در دولت‌ها و شرکت‌ها» تهیه شده است.
فنلاند، دانمارک و نروژ ، به ترتیب رتبه‌های اول تا سوم «شادترین مردمان جهان» را کسب کرده‌اند.
ایران نیز پس از کشورهای اسرائیل، امارات، عربستان، قطر، ترکیه، لبنان و فلسطین، در رتبه‌ی ۱۱۷ جهانی قرار گرفته است.
منظور از شادی در این بررسی میزان رضایت از زندگی است.
ایرانیان در خوشگذرانی و بذله گویی در جهان شاخص هستند ولی از نظر حکمرانی رتبه پایینی دارند که منجر به کاهش رضایت از زندگی شده است.

رتبه جهانی ایران در شاد بودن

کانال سواد زندگی

منتشرشده در یادداشت

کودکان و زنان زباله گرد و محیط زیست در ایران

زباله گردی در جامعه ما تبدیل به فرهنگی رایج گردیده است. ما به کرّات در شهر و محل زندگی خود ، شاهد صحنه هایی زشت و آزاردهنده ای بوده ایم و متأسفانه همچنان هستیم . زباله گردی تبدیل به یک حرفۀ خانوادگی جهت کسب درآمد و گذران زندگی گردیده است. این معضل ، متولّی بازدارنده ای برای خود ندارد. شهرداری ، وزارت بهداشت ، بهزیستی ، نیروی انتظامی ، قوۀ قضائیه ، شوراهای شهر و مجلس ، هیچ کدام درگیر موضوع تا حد جلوگیری از جریان و تسرّی زباله گردی در جامعه با وضع قوانین بازدارنده ، نیستند. ما هم همچون یک پدیدۀ طبیعی بدان خو گرفته ایم و جزوی از فرهنگ جامعه شهری گردیده است . قباحت آن از بین رفته و حتی خیلی از اوقات تا حد بی حسی رسیده است چون آن قدر درگیر زندگی خود و روزمرگی هستیم که نیازی به نگریستن و آه برآوردن هم نمی بینیم . دیگر کسی نگران سلامتی و رعایت بهداشت آنان نیست. یک روز از ساعت هفت صبح و شاید زودتر جمع آوری زباله آغاز می شود و تا آخر شب ادامه دارد. گاه به تنهایی فقط پدر خانواده و گاه با همراهی پسر و یا پسران . به نظر شما هنگام برگشت به منزل ، امکان استحمام برای همۀ این افراد وجود دارد ؟ روابط خانوادگی چنین اشخاصی با ثبات و گرم و صمیمی است و یا زشتی و کثافت زباله بر روح و خُلق آنان اثر می گذارد ؟

از سویی دیگر خستگی کاری که نیاز به پیمودن مسیری بی انتها در طی روز دارد ، بر رفتار آنها چه تأثیر اتی می تواند بگذارد؟ یعنی باید به مخاطره افتادن روابط خانوادگی چنین افرادی را نادیده بگیریم ؟ چون مهم نیستند و یا ارزش دیده شدن ندارند ؟ شغل کاذبی که هر چند ایجاد درآمد می کند اما برشی از واقعیت تأمین ناصحیح زندگی تعدادی از افراد است که نیازی به تحصیل و کسب مهارت و تخصص هم ندارند. یعنی شغلی با مشقت ، اما بدون نیاز به گزینش و تبعیت از شرایط و ضوابط استخدام .

قبل از انقلاب چنین صحنه هایی یا نبود و یا تا این حد سازمان یافته نبود. فقر و نابرابری اجتماعی و از سویی موجه ندیدن دزدی و گدایی ، آنان را به این مسیر هدایت نموده است. هم زمان با گسترش بی رویه شهرها به دلیل افزایش دو برابری جمعیت از دهه 60 به بعد ، مهاجرت به شهرها نیز افزایش یافت. حاشیه شهرها بیشتر و بیشتر شد و ناهمگنی آن با زندگی شهری ، اوج گرفت. تضاد فرهنگی و ناهمخوانی نوع و سبک زندگی ، بر ابعاد نابرابری و تضاد اقتصادی – اجتماعی ، دامن زد . شهرها به طور غیراصولی توسعه یافتند و تعدّد نیازها ، عده ای را ناتوان در برآورد سازی آنها ساخت . لذا به سوی زباله گردی آن هم با درگیر کردن کودکان و امروزه زنان رفتند. کودکان برای جمعیت روستایی و عشایری و در حاشیه شهرها ، همیشه به مثابۀ نیروی کار ارزان برای کسب درآمد بوده و هستند. آنان از بازی کودکانه و آموزش و تحصیل ، در سایۀ بی اعتنایی ما باز می مانند و روزیِ خود و خانوادۀ خود را با فرو رفتن در داخل سطل آشغال های شهرداری در همه جای شهر ، خصوصا در مناطق مرفه نشین ، به دلیل خاص و فراوان بودن زباله های به درد بخور ، می یابند. آنان تا کمر برای برداشتن زباله های خشک داخل سطل آشغال ها فرو می روند.
ارزش زباله و زباله گردی تا حدی است که به "طلای کثیف" معروف گردیده است. بازیافت زباله در تمامی کشورها هم از حجم آزاردهندۀ آن مردم و مسئولان را می رهاند و هم تبدیل به ثروتی ملی می گردد . ایجاد اشتغال و تولیدات جانبی از آن ، مهمترین نتایج بازیافت زباله است.

کودکان و زنان زباله گرد و محیط زیست در ایران

تعریف زباله
" زباله به مجموعه مواد ناشی از فعالیت‌های انسان و حیوان که معمولاً جامد بوده و به صورت ناخواسته یا غیرقابل استفاده دور ریخته می‌شوند اطلاق می‌گردد. این تعریف به صورت کلی در برگیرنده همه منابع ، انواع طبقه ‌بندی‌ها ، ترکیب و خصوصیات مواد زاید بوده و به چهار دسته کلی زباله‌های شهری ، زباله‌های صنعتی و زباله‌های خطرناک و زباله‌های بیمارستانی تقسیم می‌ گردند. ما اجازه می دهیم تا چهرۀ کریه و زشت آسیب های اجتماعی در جامعه رواج یابد و بعد برای حل و فصل آن می نشینیم و تمهیداتی چون اجبار فیزیکی و کنترل اجتماعی به کار می بندیم . آن هم باز برای خودخواهی خود ، نه برای نجات آنان



دار و دسته کتفی‌ها و درآمد ۴ میلیاردی از زباله گردی
"به آنان زباله گردهای کتفی گفته می شود چون با کتف زباله‌ها را حمل می‌کنند. گونی بر روی کتف می‌اندازند که کل ابزارشان گونی 5 هزار تومانی است و هنگامی که توسط شهرداری نیز متوقف شوند گونی دیگری را خریداری و به کار خود ادامه می‌دهند. کتفی‌ها اکثرا ، افغان هستند. آنها با یک گونی ۵ هزار تومانی ، روزانه ۱۳۰۰ تن زباله در تهران جمع آوری می کنند. هر کیلو زباله با توجه به افزایش نرخ ارز ۳ تا ۴
هزار تومان به فروش می ‌رسد و سردسته این گروه ها روزانه میلیاردها تومان به جیب می زنند. میانگین محتوای هر گونی 50 هزار تومان ارزش ریالی دارد. سازمان پسماند با همراهی مناطق و نواحی باید وظایف ‌شان را به درستی انجام دهند و در کنار آنها شهروندان ، نیروی انتظامی ، بهزیستی و قوه قضائیه کمک کنند تا کتفی‌ها را سر و سامان دهیم. این افراد صد درصد غیرمجاز هستند و گرنه یک کارگر 16 و 17 ساله افغانی چطور وارد ایران شده است ؟! "(1)

افزایش قیمت زباله خشک از عمده دلایل افزایش افراد زباله گرد است و مانند بسیاری از مشاغل خودرو ، در کنار زباله گردها ، اخیرا در محله خود شاهد هستم که رفتگران شهرداری به جای تمرکز بر تمیز کردن کوی و برزن ، به دلیل دسترسی زودهنگام به زباله ها ، زباله های خشک را تفکیک و با برخی از وانت باران به توافق می رسند و برای دسترسی حتمی به مجموع زباله های مورد نظر ، به آنها تحویل و حقی از این خوش خدمتی از آنان دریافت می کنند. یعنی رفتگران از انجام وظایف اصلی خود ، باز می مانند.

کودکان و زنان زباله گرد و محیط زیست در ایران

فواید بازیافت زباله
" بازیافت زباله یعنی استفاده از مواد مصرف شده برای تولید کالا یا کالاهای دیگر ، مثلا تولید کاغذ از کاغذهای باطله و غیرقابل استفاده. یکی از بیشترین فواید بازیافت صرفه جویی در منابع طبیعی ماست. یعنی برای تولید کاغذ دیگر لازم نیست تعداد زیادی درخت که از مهمترین منابع طبیعی زیست محیطی ما محسوب می شوند ، قطع گردند. بلکه می توانیم به راحتی با استفاده از کاغذ ، مقوا یا روزنامه های باطله ، کاغذ مورد نیاز خود را تولید کنیم . از فواید دیگر بازیافت زباله می توانیم به صرفه جویی در تولید انرژی اشاره کنیم . با وجود این که برای بازیافت مواد هم انرژی مصرف می شود اما این انرژی خیلی کمتر از تولید مستقیم مواد مورد نیاز ماست. مثلا برای تولید آلومینیوم از آلومینیوم های بازیافت شده ، تا ۹۰ درصد انرژی کمتری نسبت به تهیه آن از معادن مصرف می شود. فایده دیگر بازیافت ، کاهش محل دفن زباله ها در سطح زمین است.
طبق آخرین آمار ، ایرانی ها سالانه بیست میلیون تن زباله تولید می کنند و متأسفانه این آمار نشان می دهد که ما خیلی بیشتر از سایر مردم دنیا زباله تولید می کنیم . چون بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت ، متوسط تولید زباله در جهان ۳۰۰ گرم و بر اساس آمارهای ارائه شده از وزارت کشور ، متوسط تولید زبالۀ ما در سطح کشور ۷۰۰ گرم ، یعنی چیزی بیشتر از دو برابر استاندارد جهانی است !
اهمیت این آمار زمانی بیشتر می شود که بدانیم بخش عمده ای از این تولید زباله شامل مواد غذایی است. به گزارش سازمان ملل روزانه هر نفر ۱۳۴ کیلوکالری غذا به هدر می دهد و قدر مسلم باز سهم ایرانی ها در این مورد نیز بیشتر است چون با فرهنگ اسراف مواد غذایی آشنایی دیرین داریم و ماجرا وقتی دردناک تر می شود که بدانیم ۳۵ درصد این مواد غذایی ، محصولات کشاورزی هستند که برای تولید آنها، میلیون ها لیتر آب مصرف شده است.

کودکان و زنان زباله گرد و محیط زیست در ایران

دفن زباله در زمین نیز آسیب های زیادی بر زمین و محیط زیست وارد می سازد ، اما ظاهرا برای ما حائز اهمیت نیست. هر چند که مدت هاست که پرونده ی دفن زباله ها در زمین بسته شده و کشورهای پیشرفته دنیا ، بخش زیادی از زباله ها را به چرخه مصرف برمی گردانند. به گزارش سازمان بهداشت جهانی ، آلمان هشتاد درصد از زباله های تولیدی خودش را بازیافت می کند و به چرخه مصرف برمی گرداند. این آمار شگفت انگیز است خصوصا اگر بدانیم این رقم در کشور ما با وجود بیش از ۶۰ کارخانۀ بازیافت در سطح کشور ، تنها هفت درصد از کل زباله ها را شامل می شود !

به طورکلی بازیافت مواد به سه دسته تقسیم می شود:
دسته اول : بازیافت موادی که بدون هیچ گونه فرایندی و فقط با شستشو ، ضدعفونی و رعایت مسایل بهداشتی قابل استفاده مجدد هستنند، مثل بطری های شیشه ای سالم.
دسته دوم: بازیافت موادی که پس از طی فرایندی به مواد جدید تبدیل می شوند. مثل شیشه خرده ، فلزات ، مواد پلاستیکی ، کاغذ و ......
دسته سوم : بازیافت مواد زاید ارگانیک مثل تبدیل مواد فسادپذیر به کود کمپوست و یا بازیافت انرژی ، مثل تجزیه بی هوازی مواد زاید فسادپذیر و تولید گاز مِتان.

آیا ممکن است بازیافت زباله، احساس کاذبی از امنیت را به ما القا کند؟!
بله . باید بدانیم که مسأله اصلی تخریب محیط زیست، انبوه زباله های تولید شده است و بازیافت این حس را به ما القا می کند که همچنان می توانیم با خیال راحت زباله تولید کنیم ، چرا که زباله ها بازیافت می شوند و مورد استفاده مجدد قرار می گیرند . بازیافت همین طور می تواند نگرش مصرف گرایی را در مردم فعال کند.

کودکان و زنان زباله گرد و محیط زیست در ایران

نحوۀ بازیافت زباله در 5 کشور جهان
سوئیس :
بهترین کشـور جهان از نظر تفکیک زباله و بازیافت زباله سوئیس است. در این کشور ، مردم و دولت با همکارى یکدیگر، بهترین سیستم بازیافت پسماندها رو اجرا مى کنند که زبانزد بسیارى از کشورهاى جهان است. در این کشور ، حتى روغن هاى مصرفى مردم هم بازیافت مى شود و در همه فروشگاه هاى کوچک و بزرگ این کشور ، سطل هاى زباله مجزایى براى پسماندهاى خشک و تر وجود دارد. ریختن زباله بر زمین در این کشور جرم محسوب مى شود و هر فردى که چنین کند ، جریمه می شود . همچنین در این کشور ، قیمت هر کیسه زباله به بیش از یک یورو مى رسد که در نتیجه افراد ترغیب مى شوند زباله هاى کمترى تولید کنند.

دانمارک :
در کشــور دانمارک هم الگویى کم نظیر از صنعت بازیافت زباله وجود دارد . در این کشور ، دولت از صنایعى که کمترین میزان زباله را تولید کنند، حمایت مى کند و گفته مى شود در این کشور سبز و پاک ، فقط قدری بیش از یک درصد از مردم در کار صنعت بازیافت و تفکیک زباله فعالیت مى کنند.

ژاپن :
در کشور ژاپن ، بازیافت زباله به طور شگفت انگیزی رو به پیشرفت است . مردم این کشور بسیار دلسوزانه و مسئول ، تمام مراحل تفکیک را انجام می دهند و ظاهر شهر و کشور و همین طور سلامت محیط زیست ، برای آنها از اهمیت بالایی برخوردار است. رفتگرها در این کشور تقریبا بیکار هستند . سطل زباله های آنها اصلا شبیه به سطل های ما نیست ، چرا که همه جای شهر پر از سطل زباله های رنگی برای تفکیک زباله است!

کودکان و زنان زباله گرد و محیط زیست در ایران

آلمان :
کشور آلمان هم در زمینه بازیافت زباله ، دست کمى از سوئیس و دانمارک ندارد . مردم این کشور براى هر نوع زباله، ظرف جداگانه اى تعبیه کرده اند و در واقع ، تنها به جداسازى زباله هاى خشک و تر از هم ، بسنده نمی کنند. همچنین تعداد زیادی نیروگاه تولید برق از زباله در آلمان وجود دارد که به دلیل چرخۀ کامل بازیافت در این کشور ، خیلی از مواقع مجبور می شوند که از کشورهای همسایه زباله وارد کنند.

سنگال:
شاید باورتان نشود که کشور سنگال هم یکى از کشورهاى پیشرو در صنعت بازیافت زباله است که روز به روز هم بر قدرت این صنعت در سنگال افزوده مى شود. البته این کشور براى بازیافت بهتر زباله ها از سایر کشورهاى اروپایى هم کمک می گیرد. " (2)

کودکان و زنان زباله گرد و محیط زیست در ایران

ما هنوز توانمندی و فرهنگ "جداسازی زباله در مبدأ " را در تمامی شهرها و در سطح کلی کشور ، به فرهنگی رایج تبدیل نساخته ایم و مجبوریم در مقصد به این تفکیک بپردازیم که کلی وقت و انرژی هدر می دهیم . این اصل برای جریان بازیافت زباله ، حیاتی است چون ضعف مدیریت ما در این حیطه ، به افزایش جمعیت زباله گرد در تمامی شهرها منجر می شود.
در ضمن چرا ما برای چیزهای ناخوشایند ، رتبه اول را در جهان داریم ؟ کجا رفته است غیرت و فرهنگ غنی ایرانیان ؟ ما چه بلایی سر خود
آورده ایم که در تولید زباله خصوصا در اسراف مواد غذایی ، رتبۀ اول جهان را داریم ؟ اما در کنترل و حذف زباله گردها و یا بازیافت آن ، نمرۀ منفی دریافت می کنیم ؟ شاید بی عدالتی اقتصادی و اجتماعی ، قشر خاصی از جمعیت را لایق پستی و زندگی حیوانی می بیند و برای همین با این معضل بد به عنوان یک برچسب فرهنگی ، مبارزه ای جدّی صورت نمی گیرد وبرای همین داستان کودکانی که در آغوش زباله ها یا طلای کثیف ، بزرگ می شوند ادامه می یابد و حتی زنان نیز زباله گرد می شوند!!

زنان زباله گرد محصولی جدید از آسیب های تهران
با خود می اندیشیدم با این اوصاف ، چرا جای زنان در این آشفته بازار کسب درآمد از بطن زباله ها خالی است که به منبعی در این خصوص برخوردم . امروز تهران و صد البته فردا در سایر استانها و شهرستانها و شهرها ، زنان نیز زباله گرد خواهند شد! چون آسیب های اجتماعی شدیدا مسری هستند. راستی کودکی که پدر و یا مادرش زباله گرد است تا چه میزان از تضمین سلامتی و تکمیل شخصیت فردی برای اجتماع بزرگتر برخوردار خواهد بود؟ او سنگینی بار این برچسب اجتماعی را که زائیده فقر و نابرابری اجتماعی است چگونه بر دوش کودکانه خود تحمل خواهد کرد؟
" فرشته، زنی 50 ساله است که چند سال بيشتر از شهلا در کار زباله ‌جمع‌ کنی بوده است. او حدود 15 سال پيش از همسرش جدا شده و از دو فرزندش هم خبری ندارد. او می گوید:
" بعد از طلاقم معتاد شدم . اول حشيش و بعد هروئين اما الان ديگه يک سالی ميشه پاکم. به‌ خاطر خرجي ام کار می ‌کنم. زن‌های اين منطقه را حتی برای کار در خانه‌ها هم قبول نمی ‌کنند و آنها مجبورند برای تأمين مخارجشان کارهای مختلفی مانند زباله‌ جمع‌ کنی انجام دهند. از او درباره تنوع آدم‌هايی که زباله جمع می ‌کنند، می ‌پرسم ، می ‌گويد: همه جوره‌اش هست. بچه ، زن و مرد. اوايل تعداد زن‌هايی که اين کار رو انجام می ‌دادن کمتر بود. بعدش بيشتر شدن. خيلی کار سختيه. همه دوام نميارن. بعضيا خونوادگی کار می کنن . يعنی شوهر معتاده به‌ خاطر همين زن و بچه‌ شو مياره توی کار... فرشته درباره اين که چطور شد زباله‌ جمع‌ کنی را به‌ عنوان منبع درآمدش انتخاب کرد ، می ‌گويد: شناسنامه‌ ام را دزديدن ، گفتم هر جا بخوام برم دنبال کار بگردم بايد مدرک شناسايی داشته باشم . پول که نداشتم . يکی از دوستام تو خوابگاه گفت بيا زباله جمع کن. فرشته سراغ سطل زباله ‌ای که آن‌ طرف خيابان است ، می رود و در حين زير و رو کردن زباله‌ها رو به ما می ‌گويد: محرّم که بياد، ظرفای آلومينيومی رو خوب ميخرن. مچاله‌ شون می ‌کنم توی اين کيسه‌ها. اين جوری زياد زباله جمع می ‌کنم . آن‌ قدر بريز و بپاش ميشه که نگو و نپرس. بالاخره خدا روزی ‌رسونه. فقط تو رو خدا به مردم بگين قاطی آشغالا شيشه‌ خورده نريزن . بچه‌ها دستکش ندارن ."(3)

هر یک از ما مشغول دغدغه های روزانۀ زندگی خود هستیم و هر روز خیلی از ماها بی تفاوت و گاه حتی با پُز و افاده از کنار این افراد عبور
می کنیم . شاید فرمایش مولای متقیان بهترین مَرهَم برای کوچک دیدن و شمردن دردها و رنج های خودمان باشد. ایشان می گویند درد و مصیبت و سختی در زندگی شما هر چقدر بزرگ باشد ، یقین داشته باشید بسیاری از افراد دردی خیلی بیشتر و بزرگتر از شما دارند. تصور نکنیم
که این یک مسیر انتخاب شده به اختیار و ارادۀ خود آنهاست. شرایطی است که هر یک از ما می توانیم در پیدایی آن سهم داشته باشیم.

به این جمله ایمان داشته و دارم : ما اجازه می دهیم تا چهرۀ کریه و زشت آسیب های اجتماعی در جامعه رواج یابد و بعد برای حل و فصل آن می نشینیم و تمهیداتی چون اجبار فیزیکی و کنترل اجتماعی به کار می بندیم . آن هم باز برای خودخواهی خود ، نه برای نجات آنان . چون جریان زندگی ما را کریه المنظر می سازند. جمع کردن معتادان ، دستفروش ها ، زباله گردها ، کودکان کار و....... فقط برای حفظ امنیت و زیباسازی شهرها انجام می شود. اگر قبل پیدایی و رشد قارچی همۀ آسیب های اجتماعی ، سازمانها دست در دست هم و با تمام قوا وارد عمل شوند ، پدیده های زشت در جامعه جوانه نمی زند ، رشد نمی کند و به درختی تنومند تبدیل نمی گردد. اگر قانون در خصوص زباله گردها ، هدایت گر و دلسوز بود ، آنان نیز به اندازۀ درختان شناسنامه دار شهرها ، از قانونی سخت برخوردار می شدند تا پسران پدران دیگر ، شغل دائمی خود را زباله گردی نسازند. اهمال قانون و ندید گرفتن کسب درآمد از این ناحیه توسط هر سه قوا ، عدم مدیریت دولتی در این بخش ، باعث رشد قارچی زباله گردها در شهرها گردیده است. اول پدران رفتند و دیدند منع قانونی نیست ، بعد پسران و امروز زنان و لابد فردا دختران !! یادمان باشد وقتی یکی از اعضای خانواده زباله گرد است به دلیل دسترسی به درآمد ، خیلی زود سایر اعضا با میل و یا با اجبار و زور ، این کاره خواهند شد.

وزرای محترم ، نمایندگان بزرگوار و رؤسای هر سه قوه ،
ما نیازمند قوانینی مدون و لازم الاجرائیم تا جمع آوری زباله های خشک برای بازیافت با خفت و خواری جمعیت حاشیه شهرها صورت نگیرد. همان هایی که بیشترشان مهاجرت کرده اند یعنی زارع و کشاورزی که دیروز بر روی زمین تولید می کرد امروز لابد کار شما را در جمع آوری
زباله ها راحت و کم خرج می سازد که آنان همچنان هستند و روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود. پس عدم کنترل مهاجرت یک معضل است. محل سکونت آنها در حاشیه شهرها ، عدم دسترسی آنان به آموزش و بهداشت ، تضاد فرهنگی شدید که شهرها را به دو بخش بالا و پائین بسیار متناقضی تبدیل می سازد. ناهمگنی جمعیت ، فرهنگ ، سواد و..... خود بزرگ ترین معضل شهرهای بزرگ ، خصوصا تهران پایتخت است. چند درصد تهران را جمعیت تهرانی تشکیل می دهد ؟!

من و شما به عنوان یک شهروند ، همچنان که وظیفه داریم در مصرف منابع انرژی و آب صرفه جویی کنیم ، می بایست در نحوۀ خرید و مصرف خود نیز حواس مان جمع باشد. همۀ این موارد یعنی فرهنگ ، آموزش و محتوای کتب درسی ، معلمان ، رسانه ها و خبرنگاران و همۀ مسئولان شهری اعم از استاندار و شهردار و اعضای شورای شهر و بهزیستی و ... در راکد گذاشتن فرهنگ و عدم باروری و اعتلای آن مقصرند.
فرهنگ سازی مقوله ای است که از یک کوچه و محله ، آن را می توان آغاز کرد و آثار آن را در سایر محلات شهر ، سرایت داد . نمونۀ آن تقدیم می گردد:
"به گزارش مشرق نیوز ، زن ایرانی که 60 سال زباله ای تولید نکرد بانوی محیط زیست ایران است که متولد ۱۲۹۷ است. چهره آرام و مهربانی دارد و تاکنون اقدامات زیادی برای ارتقاء محیط زیست کشور انجام داده است. بهترین " شخصیت میراث طبیعی " ، "دوستدار محیط زیست "
از جمله عناوینی است که در کارنامه " مه لقا ملاح " ثبت شده است.
مه لقا ملاح می گوید : مردم می‌توانند با زباله هایشان کود درست کنند!
آمار و ارقام تولید زباله در پایتخت بسیار بالاست و خانم ملاح بسیار از این بابت متأسف است. « هر فردی سهمی در کاهش تولید زباله دارد که باید در این زمینه اقدام کند. یکی از راحت‌ترین و در دسترس‌ترین اقدامات تبدیل زباله‌های‌ تر به کمپوست است که یکی از عالی ترین کود‌ها برای مصرف گل ، گیاه و درختان محسوب می‌شود. حتی می‌توان ورمی کمپوست (به کمک کرم خاکی) که سبک و بی بو است ، درست کرد.»

کودکان و زنان زباله گرد و محیط زیست در ایران

او ادامه می‌دهد: « این کار فقط مختص خانه‌های حیاط دار نیست بلکه حتی آنهایی که آپارتمان نشین هستند و حیاط ندارند ، می‌توانند در خانه خود بدون مزاحمتی برای دیگران در این زمینه اقدام کنند. کاری که تعدادی از اعضای جمعیت زنان مبارزه با آلودگی هوا در بالکن آپارتمانی که زندگی می‌کنند انجام داده‌اند و نتیجه گرفته اند. حتی بالکن ، بوی بد هم نگرفته است. چون آنها همه خوب می دانند با استفاده از کمی خاک اره آن بو از بین می رود. برای این کار کافی است یک سطل در دار داشت و قسمت زیرین آن را از چند بخش سوراخ کرد. بعد زباله‌هایی نظیر پوست میوه ، تفاله چای و را داخل آن ‌ریخت. زیر سطل هم یک بشقابی که نیاز ندارید بگذارید تا شیرابه از زیر آن خارج و وارد ظرف دیگری شود. زباله هم کود می‌شود. آن کود برای انواع گیاهان مفید و قابل استفاده است. " (4) ( علاقه مندان لطفا با مراجعه به منبع ذکر شده با این خانم افتخارآفرین ، بیشتر آشنا شوند ) .چرا ما برای چیزهای ناخوشایند ، رتبه اول را در جهان داریم ؟
چند نفر از ما ایرانیان ، امانت دار دلسوزی برای حفظ منابع طبیعی و عدم تخریب محیط زیست خود هستیم؟! وقت آموزش فرهنگ به کودکان و یادآوری آن به خودمان است . همه چیز را از مسئولان انتظار نداشته باشیم .
در پایان دست هموطنان دوستدار محیط زیست را می بوسم که با همّت و اراده ای وصف ناپذیر کیسه ای به دست گرفته و زباله های ماندگار مضرّ به محیط زیست را از دل کوهها و دشت ها و ساحل دریاها و بستر رودخانه ها جمع آوری می کنند. من و شما تا به امروز چقدر زباله به زمین ریخته ایم و چند دانه زباله از زمین برداشته ایم ؟!!


1) خبرگزاری تسنیم . http://tn.ai/1833778 . شهريور ۱۳۹۷ .
2) تیم تحریریه پاکزی . 24 شهریور 1397 . بازیافت زباله چیست و چه موادی قابلیت بازیافت دارد ؟
3) کد خبر: ۵۸۰۷۴۳۸ . ۴ مهر ۱۳۹۵ . باشگاه خبرنگاران جوان . منبع روزنامه وقایع اتفاقیه .
4) مشرق نیوز . زن ایرانی که 60 سال زباله ای تولید نکرد. کد خبر394517 - ۱۲ اسفند ۱۳۹۳ .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

محققان همچنین دریافتند که دانش آموزان در کشورهایی که به معلمانشان پول بیشتری برای مهارت های آنان پرداخت می شود در سطوح بالاتری قرار دارند .

منتشرشده در پژوهش

گروه اخبار/

آزار جنسی یک معلم افغان

وزارت آموزش و پرورش افغانستان اعلام کرده وظیفه مدیر مکتب/مدرسه‌ای را که متهم به آزار جنسی یک معلم است، به تعلیق درآمده است.

از چند روز به این سو ویدئویی از آزار جنسی یک معلم توسط مدیر مکتب در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود. در این ویدئو مدیر در مقابل خواست معلم برای قبول یک روز رخصتی برای او، به بدن او دست می‌زند.

این ویدئوی ۲۸ ثانیه‌ای به گونه‌ای فیلمبرداری شده که چهره استاد و مدیر در آن دیده نمی‌شود.

وزارت معارف افغانستان اعلام کرده که پس از نشر این ویدئو فورا قضیه را بررسی کرده و وظیفه مدیر مکتب مذکور را به حالت تعلیق درآورده است.

در خبرنامه وزارت معارف آمده که اداره تفیتش/بررسی موظف شده زوایای این قضیه را روشن کند و اقدامات لازم را روی دست گیرد.

وزارت آموزش و پرورش افغانستان تاکید کرده که "هرگونه بدرفتاری، خشونت، آزار و اذیت جنسی طبق قوانین پیگرد دارد و عوامل آن بایست در مطابقت با دساتیر قانون پاسخگو باشند."

نشر این ویدئو واکنش‌های زیادی در شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشت. شماری مدیر مکتب را به شدت سرزنش کرده و شماری معلم را نیز در این رویداد مقصر دانسته‌اند که چرا در مقابل مدیر از خود واکنش تند نشان نداده و گویا از این عمل راضی بوده است.

شبکه زنان افغان نیز اعلامیه‌ای را در مورد این ویدئو منتشر کرده و خواهان بررسی جدی این قضیه شده است.

این نهاد به رعایت اصول اخلاقی به خصوص در محیط‌های آکادمیک تاکید کرده و خواسته برای جلوگیری از تکرار همچو واقعات، برنامه‌های آگاهی دهی برای معلمان و کارمندان معارف از قانون منع آزار و اذیت زنان و اطفال دایر گردد.

به اساس این قانون کسانی که مرتکب آزار و اذیت زنان و کودکان در محل کار، مراکز صحی/بهداشتی و مراکز تعلیمی و تحصیلی شوند به جریمه نقدی ده هزار تا بیست هزار افغانی (حدود ۱۵۰ تا ۲۵۰ دلار) محکوم خواهند شد.

در قانون آمده که آزار و اذیت زنان و کودکان در حالاتی که جرم مکررا صورت گیرد، مجرم استاد، مربی، دکتر یا آمر (رئیس) شخص باشد یا جرم منجر به صدمه جسمی و روانی شخص گردد، حالت مشدده را به خود گرفته و مجازات به سه ماه تا شش ماه حبس تبدیل می‌شود.

بی بی سی

گروه اخبار/

طرح حفاظت از خبرنگاران در کشورهای عضو اتحادیه اروپا

کمیسیون اتحادیه اروپا اعلام کرد که در زمینه پیش نویس طرح «حفاظت سطح بالا از خبرنگاران در کشورهای عضو» این اتحادیه، با پارلمان اروپا و شورای اتحادیه اروپا به توافق رسیده است.

بر این اساس، خبرنگارانی که در خصوص موضوعاتی مانند فرار مالیاتی، فساد مالی، امنیت بهداشت و سلامت عمومی گزارش تهیه می‌کنند، حفاظت خواهند شد.

همچنین کانال‌های امن برای افرادی که اطلاعات مربوط به فساد در شرکت‌ها را فاش می‌کنند، نیز ایجاد خواهد شد.

در این راستا، اجازه اخراج خبرنگار یا ایجاد مانع در سر راه وی داده نخواهد شد. شهروندان اتحادیه اروپا از حقوق و وظایف خبرنگاران مطلع خواهند شد.

برای قانونی شدن این اصلاحات باید این طرح در شورای اتحادیه اروپا و پارلمان اروپا به تصویب برسد.

طرح حفاظت از خبرنگاران در کشورهای عضو اتحادیه اروپا

انتهای پیام

 خبرگزاری آناتولی ( ایسنا/بین الملل )

آموزش و پرورش رایگان و کالایی شدن آموزش در ایران و تفسیر باژگونه از سیاست های نئولیبرالی

خصوصی سازی های گسترده سالهای اخیر که گواهی روشن بر ادعای پیاده سازی سیاست های نئولیبرالی در طی سه دهه اخیر در کشور است با گستراندن دایره شمول خود آموزش و پرورش را نیز به زیر یوغ خود کشیده است.
آموزش همگانی و رایگان و مسئله تعلیم و تربیت که وظیفه جامعه پذیر کردن کودکان و نوجوانان و تربیت آنان را برای آینده بر عهده دارد یکی از وظایف و رسالتهای اصلی دولت و حاکمیت بوده و اصل ۳۰ قانون اساسی کشورمان نیز ناظر به این مهم می باشد چرا که آموزش رایگان با فراهم آوردن فرصت های برابر برای کودکان و نوجوانان در زمره اساسی ترین و  زیربنایی ترین محورهای توسعه اجتماعی قرار گرفته و زمینه را برای تحرک طبقات پایین جامعه فراهم می آورد. موضوعی که حتی نئولیبرالترین دولتها نیز با واقف بودن به این امر به کالایی شدن آموزش به دیده تردید نگریسته اند.

آموزش و پرورش رایگان و کالایی شدن آموزش در ایران و تفسیر باژگونه از سیاست های نئولیبرالی

عینی ترین مثال کشور آمریکاست که با حاکمیت لیبرال دموکراسی و پیشرو بودن در پیاده سازی سیاست های نئولیبرالی و کالایی کردن همه چیز و با داشتن جمعیتی ۴ برابر ایران تنها ۲ برابر کشور ما مدارس غیر دولتی دارد و جالب اینکه اکثریت این مدارس نیز در اختیار نهادهای دینی و مذهبی قرار دارند و برای سودآوری شکل نگرفته اند. موارد مذکور کاملا عامدانه و آگاهانه و باهدف تضعیف جایگاه مدارس دولتی باعث شده تا رغبت افراد لایق و قابل برای شغل معلمی در مدارس دولتی کاهش یافته و با افول کیفیت آموزشی مدارس دولتی، ترجیح خانواده ها برای فرستادن فرزندان خود به مدارس غیر دولتی و پولی افزایش یابد

مع الوصف با وجود اهمیت اساسی آموزش رایگان برای همه، سیاستهای نئولیبرالی در کشور با بی رحمی تمام آموزش و پرورش را قربانی خود ساخته و دولتهای اخیر نیز با فراهم آوردن موارد زیر زمینه را برای نابودی و ناکارآمدی آموزش رایگان و مدارس دولتی فراهم آورده اند:
۱- کاهش ۳۵درصدی اعتبارات ایمن سازی مدارس در بودجه سال ۱۳۹۷
۲- نامناسب بودن جایگاه آموزش و پرورش در برنامه ششم توسعه کشور
۳- مشکلات و مسائل معیشتی معلمان و فرهنگیان و افول ارزش و جایگاه اجتماعی معلمان در طی دهه های اخیر
۴- جذب خیل عظیم نیروهای ناکارآمد سهمیه ای در آموزش و پرورش
۵- تلاش برای برچیدن مدارس نمونه دولتی و استعدادهای درخشان
۶- توجه ویژه وزارت آموزش و پرورش دولتهای اخیر به مدارس غیر  دولتی و تلاش برای توسعه آنها
۷- اختصاص بودجه های میلیاردی به مدارس غیردولتی

آموزش و پرورش رایگان و کالایی شدن آموزش در ایران و تفسیر باژگونه از سیاست های نئولیبرالی

موارد مذکور کاملا عامدانه و آگاهانه و باهدف تضعیف جایگاه مدارس دولتی باعث شده تا رغبت افراد لایق و قابل برای شغل معلمی در مدارس دولتی کاهش یافته و با افول کیفیت آموزشی مدارس دولتی، ترجیح خانواده ها برای فرستادن فرزندان خود به مدارس غیر دولتی و پولی افزایش یابد.

این موارد هیچ سنخیتی با توسعه و عدالت اجتماعی که همواره شعار اصلی نظام جمهوری اسلامی بود و هست نداشته و کالایی شدن آموزش ضربه ای مهلک بر پیکره عدالت اجتماعی وارد آورده است؛ به طوری که برابری آموزش برای تمامی طبقات و اقشار جامعه تبدیل به تبعیض آموزشی به نفع طبقات پردرآمد و بالای جامعه شده و طبقات محروم و پایین که پیش از این تنها‌ راه و امید آنها برای تحرک اجتماعی قبولی در دانشگاهها و رشته های برتر  کشور و کسب مشاغل خوب بود با سختی های بسیاری همراه شود.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

تهی شدن مدرسه از فلسفه وجودی خویش و تبدیل آن به دکانی برای کاسبان آموزشی و جولان آن ها موجب شده است تا در سایه فقدان تعلیم مهارت های شهروندی و آموزش انسان بودن ، اجتماع و مناسبات آن به فضایی خفه و آلوده و آکنده از سندرم " بی شعوری " آدم ها تبدیل شده و فضای زیست به مرز انفجار و غیرقابل تحمل برسد که خود موجد آسیب های اجتماعی فراوان در حد " بحران " گردیده است.

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

در مدت تدریسی که داشته ام خیلی کم دیده ام که کلاسی تمیز و بدون زباله باشد .

گویا نه خانواده و نه مدرسه علاقه و یا تعصبی برای آموزش دانش آموزان در مورد احترام به " محیط زیست " ندارند .

با وجود آن که در کلاس ها و همین طور در حیاط مدرسه معمولا سطل زباله تعبیه شده است اما برخی اوقات دیدن کلاس ها و حیاط پر از آشغال روح و خاطر انسان را آزرده و مکدر می سازد .

گویا محیط زیست و احترام به آن در نظام آموزشی ما موضوعی مهجور بوده و اصلا در اولویت نیست .

در 4 اردبهشت ماه سال جاری ، صدای معلم مطلبی را با عنوان :

" در مدارس ژاپن ، پست خدمتگزار وجود ندارد "

زنگ آشوجی در مدارس استان کردستان به صدا درآمد ! " منتشر کرد . ( این جا )

در ابتدای گزارش آمده بود :

« صدای معلم » پیش تر در گزارشی چنین نوشت : ( این جا )

موضوع " نظافت و پاکیزگی در مدارس " یکی از بحث های مهم و البته در حاشیه نظام آموزشی ما است که کم تر به آن پرداخته شده است .

آموزش هایی که در مدارس و نیز خانواده ها ارائه می شود شاکله رفتاری آنان را در سنین بزرگ سالی تشکیل می دهد .

بیش از 50000 نیرو در وزارت آموزش و پرورش در پست خدمتگزار و سرایدار مشغول به کارند و این در حالی است که بر اساس شواهد و نیز گزارش ها وضعیت بسیاری از مدارس از این نظر مطلوب نیست .

در زنگ نظافت همه دانش آموزان ، محیط کلاس و مدرسه را تمیز می کنند . دانش آموزان پس از پایان کلاس های درس ، مدرسه را کاملا تمیز می کنند. آشوجی یا همان تمیزکردن مدرسه ، شامل جارو کردن کلاس ها و راهروها، تمیز کردن سطل های زباله ، تمیز کردن تخته ها و دیگر قسمت های مدرسه است.

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

در مدارس ژاپن ، پست خدمتگزار وجود ندارد.

در طرحی ابتکاری  و قابل تقدیر رئیس اداره آموزش و پرورش شهرستان کامیاران از اجرای موفقیت آمیز طرح مدرسه بدون خدمتگزار در این شهرستان خبر داده است .

هادی الله ویسی  رئیس اداره آموزش و پرورش شهرستان کامیاران گفته بود :  اجرای طرح مدرسه بدون خدمتگزار برای اولین بار در استان کردستان و در دو مدرسه شهرستان کامیاران با استقبال خوب دانش آموزان انجام شد.

در این طرح که امسال در دو مدرسه شهرستان به طور موفقیت آموز اجرا شد وظیفه نظافت و نگهداری از اموال مدرسه بر عهده دانش آموزان است.

خوشبختانه این طرح با استقبال دانش آموزان و خانواده آنها روبه رو شد چرا که در این طرح حس مسئولیت پذیری و انجام کارجمعی در دانش آموز تقویت می شود.

در جریان برگزاری این طرح دانش آموز علاوه بر تقویت حس احترام برای خدمتگزاران و پاکبانان جامعه، در محیط مدرسه و بیرون مدرسه نیز متعهد و مسئول در قبال پاکیزگی و حفاظت از محیط زیست و محیط زندگی خود خواهد بود.

آموزش مهارت های زندگی اجتماعی و افزایش مشارکت دانش آموزان در امور مدرسه خصوصا توجه به اموال و تجهیزات مدرسه و دقت در نگهداری و حفظ آن ها، حفظ نظم و آراستگی در  بخشهای مختلف آموزشگاه و همچنین رعایت نظم و بهداشت فردی و محیطی و مشارکت گروهی دانش آموزان در نظافت آموزشگاه از دیگر دستاوردهای اجرایی کردن این طرح به شمار می رود . "

هم زمان " کانال صنفی معلمان ایران " که توسط مسئولان این تشکل اداره می شود ضمن درج بخشی از این خبر نوشت :

" حذف پست سازمانی ابتکار نیست .

ناتوانی در جذب نیروهای خدماتی مورد نیاز ابتکار نیست. "

این نگاه یک تشکل معلمی نسبت به موضوع " محیط زیست " است که البته سعی کرده و می کند در تحصن ها و اعتصابات معلمان  حضور دانش آموزان را هم در آن پر رنگ نشان دهد .

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

یک بار سر کلاس از دانش آموزی که زیر پایش زباله بود دلیل آن را پرسیدم .

در پاسخ خیلی راحت گفت که وظیفه خدمتگزار در مدرسه چیست ؟!

خیلی کم دیده ام که مدرسه ای به موضوع " محیط زیست " علاقه و یا وسواس نشان دهد .

خیلی کم دیده ام کلاسی را که در آن محیط زیست ، نشانه های طبیعت و علایم آن رد پایی داشته باشد .

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

یک بار سر کلاس بودم .

یکی از دانش آموزان با علاقه و هیجان در مورد " اختلاس " پرسید .

خطاب به او و دوستانش گفتم :

" زیر پای خود را که زباله و آشغال موج می زند را نگاه کنید !

از همین جا بگیرید و بروید بالا ! "

پاسخی جز سکوت و انداختن سرها به زیر نداشتند ...

در حال حاضر محیط زیست در جهان به یک موضوع مهم تبدیل شده است .

در ایران که از سوء مدیریت و بحران مدیران ناکارآمد همواره در رنج است بحران محیط زیست یکی از ابربحران ها می باشد اما تحرک خاصی حداقل در نظام آموزشی مشاهده نمی شود .

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی  تنها چیزی که در این موضوع در نظام آموزشی و محتوای آن قابل مشاهده است کتاب «انسان و محیط زیست» در پایه یازدهم است .

مشخص نیست دانش آموز در سال های پایانی تحصیل که الگوهای رفتاری اش تقریبا تثبیت شده است از این کتاب چه بهره ای خواهد برد ضمن آن که همین درس معمولا نیز توسط افراد و یا معلمان " متخصص " آموزش داده نمی شود و اصطلاحا یک " درس نخودی " در  میان سایر دروس است و برای پر کردن سایر ساعات خالی دبیران مورد استفاده قرار می گیرد .

گفتنی است در تابستان 96 تعدادی از فارغ التحصیلان رشته محیط زیست نسبت به بکارگیری فارغ‌التحصیلان رشته جغرافیا و زیست شناسی برای تدریس کتاب انسان و محیط زیست اعتراض کردند .

( این جا )

کیومرث کلانتری مدیر کل دفتر آموزش سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه تا این لحظه در این باره که چه کسانی برای تدریس کتاب انسان و محیط زیست به کار گرفته شوند؛ تصمیمی اعلام نشده است، اظهار کرده بود: تعیین دبیران برای تدریس این کتاب برعهده وزارت آموزش و پرورش است و سازمان حفاظت محیط زیست در این باره هیچ اختیاری ندارد. اگرچه تا این لحظه مصوبه‌ای در این مورد اعلام نشده است .

می توان ادعا کرد نه خانواده و نه مدرسه در این زمینه حرفی برای گفتن ندارند و دست شان خالی است .

رسانه ها هم عموما با این گونه مسائل کاری ندارند و اولویت ها چیزهای مهم تر و مهیج تری هستند !

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

در 2 روز گذشته خبر اعتراضات دانش آموزی در سراسر جهان علیه پدیده تغییرات اقلیمی تیتر بسیاری از رسانه های جهان بوده است .

در اخبار آمده است :

" از استرالیا تا هند، از اروپا تا آمریکای شمالی، ده‌ها هزار دانش‌آموز در دست‌ کم دو هزار شهر در ۱۳۰ کشور دنیا ۲۴ اسفند (۱۵ مارس) به خیابان‌ها آمده‌اند تا از دولت‌هایشان بخواهند «اقدامی قاطع و سریع برای مهار گرمایش زمین و تغییر اقلیم» صورت دهند.

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

رهبر جنبش دانش‌آموزی «بچه‌ها برای مهار تغییر اقلیم» یک دانش‌آموز ۱۶ ساله سوئدی است، گرتا تونبرگ که یک روز پیش از راهپیمایی ۲۴ اسفندماه (۱۵ مارس) نامزد جایزه صلح نوبل شد.

او اولین دانش‌آموزی است که در اوت ۲۰۱۸ سر کلاس درس نرفت و پلاکارد در دست به اعتصاب نشست و در کمتر از چند ماه، صدایش به سراسر اروپا رسید. سپس صدها، بعد هزارها و حالا ده‌ها هزار دانش‌آموز دست به اقدامی مشابه زده‌اند .

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

با وجود آن که شماری از وزرا در کشورهای مختلف نگرانی خود را از تعطیلی مدارس توسط دانش آموزان ابراز کرده‌اند اما در ایران و تاکنون مورد خاصی مشاهده نشده است .

وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان محیط زیست در این مورد سکوت کرده اند .

تشکل های دانش آموزی مانند سازمان دانش آموزی ، مجلس دانش آموزی ، اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان و... انگار این اخبار و رویدادها را مشاهده نمی کنند .

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

لابد مانند قضیه زباله کلاس و وظایف خدمتگزار منتظرند تا سایرین در این مورد واکنش نشان دهند .

« دولت »  و « روحیه دولت محوری » بر همه ارکان و روح جامعه سایه افکنده ، جامعه را از فلسفه خویش تهی کرده و نوع مزمنی از " کوتوله گی " را بر قامت اندیشگی و روابط میان فردی حاکم کرده است .

در کشور ما دانش آموزان معمولا به خاطر سخت بودن سوالات امتحانی تجمع و یا اعتصاب می کنند و برخی اوقات کتاب ها را هم آتش می زنند و یا این که در امتداد اعتصاب معلمان از تعطیلی کلاس ها و مدرسه اظهار خرسندی می کنند .

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

دانش آموزان ما حتی به خاطر لو رفتن سوالات امتحانی هم اعتراض نمی کنند و در عوض سعی می کنند تا از قافله عقب نمانند .

در مجموع  فرآیند نظام آموزشی و سیطره حافظه محوری و رقابت و  عریان شدن آن از عنصر " تفکر " و " بازاندیشی " موجب شده است تا دانش آموزان نیز همچون سایر ارکان نظام آموزشی و جامعه ما به "منفعت طلبی " گرایش پیدا کرده و روحیه حق طلبی و عدالت طلبی در آن ها رشد و نمو نیابد .

به نظر می رسد با این تفاسیر فلسفه نظام آموزشی و استمرار آن  با این توصیفات به شدت مورد پرسش قرار گرفته است و تحرکی هم برای خروج از این بن بست مشاهده نمی شود .

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

اعتراضات جهانی دانش آموزان برای گرمایش زمین و انفعال دانش آموزان و معلمان و مسئولان ایرانی

منتشرشده در دانش آموز

گروه دانش آموزی/

رهبر جنبش دانش‌آموزی «بچه‌ها برای مهار تغییر اقلیم» یک دانش‌آموز ۱۶ ساله سوئدی است، گرتا تونبرگ که یک روز پیش از راهپیمایی ۲۴ اسفندماه (۱۵ مارس) نامزد جایزه صلح نوبل شد.

منتشرشده در دانش آموز

گروه اخبار/

 این تظاهرات به ابتکار بخش آموزش و پژوهش فدراسیون سندیکاهای کارگری هلند (FNV) و سندیکای عمومی آموزش (AOB) برگزار شد .

نظرسنجی

آیا با تصاحب صندوق ذخیره فرهنگیان توسط دولت ( هر دولتی ) موافق هستید ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور