صدای معلم

مقایسه سیستم آموزشی ژاپن با آموزش و پرورش ایران

مقدمه
من نیز چون هر انسانی وطنم را دوست دارم و شاید برای همین دلیل سعی در پیدا کردن روزنه ای برای رهایی از تمامی شداید روزگار که از سوی خودمان زخم هایی مزمن بر پیکر نظام آموزشی وارد شده است ، هستم. از حقارت ایران و ایرانی کدام عقل سلیم لذت می برد؟! برتری درهر حیطه ای و توفق هر فرد و جمعی در یک جامعه ، از ایده آل های بشری است . من نیز از تمامی اختیارات ، آن پسندم که یار پسندد. اما واقعیت های اجتماعی ، غلافی سخت و غیرقابل تغییری بر قدرت اختیار و ارادۀ ایرانی ها تعبیه ساخته است که درهم شکستن آن تبدیل به واقعیتی غیرممکن و نشدنی شده است. به تعبیری دیگر ، ما مسیر اعتلای آموزشی را در کشور خود ، درست طی نکرده ایم و برای همین روزنه ها و امیدهای برگشت از انحرافات دیدگاه آموزشی را نیز از دست داده ایم. نومیدی حاکم در بین معلمان و دبیران و شاید مسئولان نظام آموزشی کشور ما در همین جولانگاه بی ارادگی و بی توجهی ، زائیده شده و رشد یافته و تبدیل به کلاف سردرگمی گردیده است. یک جریان دور باطلی که از نظر جامعه شناسی ، مناسب ترین امکان برای سرآغاز تغییر و تحول در آن ناپدید گردیده است.
پس امر قیاس به دو جهت صورت می گیرد : اول آن که شاید وجدان فردی در این جامعه بیدار گردد و بخواهد یاد بگیرد و درست عمل نماید و دوم آن که من و شمای معلم بجای نالیدن از شرایط اسفبار حاکم از هر حیث در نظام آموزشی ، توفیق دریافت کوچک ترین جرقه ها برای تغییر مسیر غلط و یا اصلاح شرایط موجود به وضعیت مطلوب و ایده آل جهت رسیدن به امیدواری و آگاهی را داشته باشیم.
" مدارس ژاپن سرایدار ندارند و خود دانش‌آموزان ساختمان مدرسه را تمیز می کنند و زمان خاصی به این امر اختصاص داده شده است. در زمان این فعالیت موسیقی نواخته می‌شود تا احساس خوبی در دانش‌آموزان ایجاد شود. این روش تجربه خوبی برای آموختن مسئولیت در کودکان ایجاد خواهد کرد."


دیدگاه ژاپنی ها و ایرانی ها به امر یادگیری کودکان
دیدگاه هر جامعه ای نسبت به هر امری ، مسیر حرکت و سیاست های دولت و مردم آن جامعه را تشکیل می دهد. باور روش و اُسلوب خاص یعنی همان چیزی که بدان ایمان دارید و آن را در مسیر حرکت خود به کار می گیرید. این باور هم برای افراد و هم برای جامعه ، با میل و اراده و یا ناخواسته ، منطق و روش حرکت قلمداد می شود و نهایت به جایی می رسید که دیروز الفبای آن را خود ترسیم ساخته اید.
" به نظر ژاپنی‌ها همه کودکان توانایی یادگیری مطالب را دارند و تلاش ، پشتکار و انضباط شخصی ، موفقیت تحصیلی را تعیین می ‌کند نه توانایی علمی ، در واقع به عقیدۀ آنان مطالعات و عادت‌های رفتاری خود، آموزش هستند."
و در کشور ما برچسب های تنبل ، ضعیف ، بی انضباط و.... بر روی دانش آموزان و جدایی سازی آنان در 18 نوع مدرسه ، خود به خود این تلقی را قوّت می بخشد که او قدرت یادگیری ندارد و از چرخۀ سالم تحصیل و اشتغال باز می ماند. ژاپنی ها برخلاف تصور حاکم در جامعه ما ، که معتقدیم مدرک تحصیلی و بالا بودن درجۀ آن بیانگر توان علمی یک فرد است و در انتصاب ها و انتخاب های خود به این مهم خیلی اهمیت می دهیم ، به تلاش و پشتکار و مطالعه و عادات رفتاری ، اهمیت می دهند ، آنان همۀ این موارد را " آموزش " می نامند.

در جامعه ما حتی عده ای بر مَرکب کردانیسم سوار و با حقّه و نیرنگ خود را دارای مدارک تحصیلی ناکرده ، خطاب می کنند و سطحی نگری در جامعه ما تا حدی است که آن را باور کرده و حتی به دنبال حقیقی و غیرحقیقی بودن آن مدرک نمی رویم و اصلا بدان شک نمی کنیم. موقعیت ممتاز و برجستۀ او ما را مجذوب خویش می سازد. از نظر آنان مطالعه و عادت های رفتاری ، آموزش نامیده می شود و از نظر ما توانایی دانش آموز در حفظ دروس و نمرۀ 20 او بیانگر برتری یادگیری و توانمندی اوست.

مقایسه سیستم آموزشی ژاپن با آموزش و پرورش ایراناگر دقت کنید ارجحیت یک باور و یا دیدگاه ، به همین سادگی به مرور زمان به فرهنگ عمومی تبدیل می شود و ارزش های یک جامعه را جهت رسیدن به رشد و توسعه تشکیل می دهد. ما از انتخاب و بکارگیری همین دیدگاه درست و منطقی غافلیم . دیدگاهی که نتایج بلندمدت آن فرهنگ و اقتصاد و آموزش یک کشور را به برتری می رساند و مقبولیت جهانی بدان می بخشد. ما از درد اکنون زدگی و زود و تند نتیجه گیری از فعالیت های فردی و اجتماعی خود نیز رنج می بریم . ما به خود نتیجه می اندیشیم و مسیر انتخاب شده را تجزیه و تحلیل نمی کنیم و یا به صحّت و سلامت مسیر بی اعتنائیم و فقط روی هدف پرمنفعت خود می اندیشیم. اما ژاپنی ها برای رسیدن به هدف تعیین شده نیز ابزار سالم و لازم را انتخاب می کنند. آنان معناگرا و اخلاق گرایند و ما هدف گرا . آنان دنبال منافع فردی نیستند بلکه از تأمین منافع جمع لذت می برند و ما برعکس.

راز موفقیت کودکان ژاپنی
" هر چند انتقادات زیادی به سیستم آموزشی ژاپن وارد شده است ، اما برخی از کشورهای اروپایی نیز از این سیستم پیروی می‌کنند . اما چرا کودکان ژاپنی موفق هستند؟ اصلی ‌ترین عامل در این مورد وابستگی مادر و فرزند از بدو تولد است و چگونگی پرورش و آموزش کودکان ژاپنی توسط مادر تا ورود به مقطع تحصیلی است.

در تحقیقات صورت گرفته مشخص شده بسیاری از کودکان در سن مدرسه بسیار دلیر ، کنجکاو و خودکفا بوده و مهارت‌های غیرشناختی در آنان ارتقا یافته است ، در نتیجه این خصوصیات اخلاقی به اجتماعی شدن کودکان کمک کرده و از یأس و ناامیدی پیشگیری می کند. از دیگر ویژگی‌های برجسته سیستم آموزشی ژاپن کاهش استرس دانش‌آموزان و افزایش احساس شادی در آنان است.
افزایش مهارت‌های غیرشناختی مانند پشتکار ، خودکنترلی ، کنجکاوی ، دیانت و اعتماد به نفس نیز موجب می‌شود کودک ژاپنی بیش از 10 ساعت در هفته تمرین ریاضی داشته باشد و از تکالیف خود خسته نشود و احساس نارضایتی نکند. پس دلایل موفقیت به IQ بالا ربطی ندارد و مهارت‌های غیرشناختی راز موفقیت است. در کشور ژاپن اتوبوسی در مدرسه وجود ندارد و دانش‌آموزان مسیر منزل تا مدرسه را با پیاده ‌روی و دوچرخه‌ سواری طی می ‌کنند
از دیگر موارد سیستم آموزشی ژاپن "هویت گروهی" است. یعنی شما با کلاس خود همراه هستید و با کلاس خود فارغ‌التحصیل می‌شوید و هیچ تبعیضی بین دانش‌آموزان وجود ندارد. طی سال‌های تحصیلی از مهدکودک تا دانشگاه ژاپنی ها خوشحال و سالم هستتند."
توجه به نحوۀ تربیت مادران در ژاپن ! حداقل این نکته را ثابت می کند که قبل از نتایج عملکردی معلمان برای جامعه پذیری کودکان ، نقشی کلیدی و حسّاسی وجود دارد که خمیرمایۀ توانایی های کودک را شکل می دهد. بهشت زیر پای مادران است شاید تعبیری درست برای تربیت کودکان یک جامعه است. این بهشت فقط به بهانۀ زائیدن و مراقبت و نگه داری و بزرگ کردن کودکان به مادران هدیه نمی شود بلکه بر چگونگی و نحوۀ تربیت و آماده سازی او برای جامعه ، نیز تعلّق می گیرد.

نتیجۀ تحقیقات در ژاپن نشان داده است که بسیاری از کودکان در سن مدرسه بسیار دلیر ، کنجکاو و خودکفا بوده و مهارت‌های غیرشناختی در آنان ارتقا یافته است ، در نتیجه این خصوصیات اخلاقی به اجتماعی شدن کودکان کمک کرده و از یأس و ناامیدی پیشگیری می کند و کودکان ما در سن مدرسه و روزهای آغازین مدرسه روی ، گریان و ترسان هستند . آنان از آغوش گرم مادر و مهربانی های او که امکان لوس شدن را به او می داد جدا شده و در بِستر اجتماعی بیگانه که محل یادگیری و انضباط خشک است قرار گرفته است. این عدم تناسب ، خاطرۀ تلخ روز اول مدرسه را تا آخر عمر برای او زنده نگه می دارد. کودکان ما از همان دورۀ ابتدایی ، غمگین ، افسرده ، دلگیر و پژمرده اند . کودکان ما مهارت‌های غیرشناختی مانند پشتکار ، خودکنترلی ، کنجکاوی ، دیانت و اعتماد به نفس را از تربیت مادران خود فرا نمی گیرند و از بطن نظام آموزشی و تلاش معلمان نیز بسیار کم یاد می گیرند. کودکان ما به حال خود رهایند و آنان می بایست با ویژگی های فردی و تلاش و همّت خودشان ، خودی نشان دهند و یا متمایز باشند. اما در ژاپن برای این کار ، بِستر مناسب قبلا در خانواده آماده می شود.
ژاپنی ها به دور از استرس و نگرانی و شاد و بدون هر نوع تبعیضی تحصیل می کنند و ایرانی ها در متن استرس و به دور از نشاط و شادی و در اوج تبعیض ، تحصیل می کنند. شرایط متفاوت برای دو ملت از همین مدرسه از زمین تا آسمان هویداست. داده های ما برای نظام آموزشی با ملتی که در هر زمینه ممتاز است ، اصلا همخوانی ندارد و تضاد بین ما و ژاپنی ها از همین جا مشهود است.

مقایسه سیستم آموزشی ژاپن با آموزش و پرورش ایران

واقعیت‌های جالب در مورد سیستم آموزشی ژاپن
" سیستم آموزشی ژاپن از موفق‌ ترین سیستم‌های آموزشی دنیا است به‌ طوری که هیچ فرد بی‌سوادی در این کشور وجود ندارد. دانش‌آموزان دبیرستانی ملزم به پوشیدن لباس فرم هستند. ناهار در مدارس ابتدایی و دبیرستان عمومی در منوی استانداردی تهیه شده و در کلاس درس صرف می‌شود. به این ترتیب ، دانش آموزان و معلمان می‌توانند روابط بهتری در هنگام غذا خوردن با یکدیگر داشته باشند. دانش آموزان در ژاپن در کلاس‌های خود به موقع حاضر شده و غیبت ندارند. آنها احساس تعلّق خاطر به مدرسه دارند و هرگز احساس ناخوشایند و دوست نداشتن ندارند. بر اساس آمار 85 درصد دانش‌آموزان در ژاپن در مدرسه احساس خوشحالی دارند و حدود 91 درصد از دانش‌آموزان ژاپنی گزارش دادند که هرگز سخنان آموزگاران را در طول زندگی خود نادیده نگرفته ‌اند."

نداشتن فردی بیسواد در جامعه برای رهایی از جهل و تاریکی ، حقی است که تک تک افراد یک جامعه برای سعادتمندی خود و دیگری بدان نیاز دارند. ما علیرغم داشتن دو پل رابط برای این منظور یعنی سپاهی دانش قبل از انقلاب و نهضت سوادآموزی بعد از انقلاب ، بعد حدود نیم قرن ، هنوز بدین هدف نائل نشده ایم و از سوی دیگر با کمال تأسف نسبت به قداست حرّیت بشر ، بنا به دلایلی چون فقر ، اشتغال زودهنگام ، ازدواج زودرس و فروش دختران جوان برای پیرمردانی که به توان مالی خود مغرورند و..... هر روز بر تعداد بیسوادان زیر 18 سال جامعه افزوده می شود. آنان پدر و مادر فرزندان فردای جامعه ای می شوند که سرنوشتی مشابه یکدیگر دارند. فعلا هیچ تفکر و توانی ، نتوانسته است برای این عظمت دردمندی، درمان باشد. خیلی از مسایل موجود جامعۀ ما از همین مسیل بیسوادی زائیده می شود ، رشد می کند و معضل اجتماعی لقب می گیرد. مسایلی لاینحل ، به حال خود رها شده و سازگار با زندگی مردم آن جامعه تداوم دارند.
پوشیدن فرم مخصوص در مدارس ژاپن و بسیاری از کشورهای دیگر از جمله ایران که بیشتر برای دختران اختصاص می یابد و بهتر است پسران نیز از آن تبعیت کنند ، یعنی همرنگی و یگرنگی و انسجام اجتماعی و حذف فاصلۀ طبقاتی . خصوصا در کشور ما که تضاد طبقاتی غوغا می کند این مهم برای هر دو جنس ، حائز اهمیتی ویژه است.
در کشور ژاپن که از دوران کودکی به با هم بودن توجه جدّی دارند ، ناهارشان را با معلم مربوطه در کلاس درس با منویی استاندارد که برای سلامتی کودک لازم و خوشایند اوست ، میل می کنند. یک رفتاری ساده اما با نتایج عاطفی بنیادی و بسیار.
در مقابل حس تعلّق خاطر به مدرسه با احساس خوشایند نسبت به آن و ذوق و شادی کودکان ژاپنی ، ثانیه شماری همۀ دانش آموزان و عده ای کثیر از معلمان برای فرار از زندان و زندان بانان مدارس خود را به یاد آوریم که هیچ نوع جذابیتی برای حتی دقایقی اضافه ماندن در مدرسه برای آنها وجود ندارد. نوعی بیگاری رفتن و شکنجه شدن و تحقیر و اسارت که روح نشاط و شادی و هیجان را در خود خفه می سازد. یک فاصلۀ نجومی برای کارکرد مناسب مدارس بین دو کشور کاملا مشهود است. برعکس در کشور ما 85 درصد دانش آموزان از مدرسه بیزارند و شاید 91 درصد آنان اصلا به حرف های معلم و دبیر خود در طول تحصیل جامۀ عمل نپوشانده اند و آنها را مد توجه قرار نداده اند.
جای تأمل دارد چرا همه چیز در کشور ما با ژاپن معکوس است ؟! بررسی آن نیاز به تحلیل و مطالعۀ بسیاری نیازمند است اما دلایل واقعیت جاری ، حداقل برای ما معلمان و دبیران کاملا مشهود است و به دلیل و استناد نیاز ندارد.

حاکمیت سادگی و آرامش در مدارس ژاپن
" در کشور ژاپن اتوبوسی در مدرسه وجود ندارد و دانش‌آموزان مسیر منزل تا مدرسه را با پیاده ‌روی و دوچرخه‌ سواری طی می ‌کنند. هر دانش‌آموز در مدرسه دارای قفسه ‌ای برای کفش در ورودی مدرسه است و کتاب‌ها و دیگر لوازم دانش‌آموز در کلاس همراه وی است. علاوه بر کفش‌های معمولی دانش‌آموزان در مدرسه به یک جفت کفش ورزشی نیز نیاز دارند. دانش‌آموز قبل از ورود به مدرسه به دلیل طولانی بودن زمان مدرسه ( هشت ساعت) باید کفش‌های خود را هنگام ورود با یک جفت کفش راحتی تعویض کند. "

سرویس مدارس در جامعه ما همانند بسیاری از تب های پُزعالی ، مرضی مزمن است که عمده دلیل آن تبدیل مدرسه از یک شکل واحد به 18 نوع متفاوت و متضاد ساختاری از یکدیگر است که برجستگان جامعه ترجیح می دهند تحصیل فرزندشان در آن مدارس پراکنده در جهات جغرافیایی مختلف شهرها با طی مسافت زیاد از منزل تا مدرسه ، باشد. اگر چنین تناقضی در شکل مدارس ما نبود ، دانش آموزان درمحل سکونت خود به تحصیل می پرداختند همانند ما که هر سه دورۀ تحصیلی را با پای پیاده در مدرسه ای نزدیک منزل خود به اتمام رسانده ایم. پس سرویس مدارس فقط زائیده دستاورد مسئولان نظام آموزشی ماست و بزرگ شدن شهرها دخالتی در آن ندارد چون همۀ کشورها از جمله ژاپن شهرهایش با افزایش جمعیت توسعه یافته است.

مقایسه سیستم آموزشی ژاپن با آموزش و پرورش ایران

" مدارس ژاپن سرایدار ندارند و خود دانش‌آموزان ساختمان مدرسه را تمیز می کنند و زمان خاصی به این امر اختصاص داده شده است. در زمان این فعالیت موسیقی نواخته می‌شود تا احساس خوبی در دانش‌آموزان ایجاد شود. این روش تجربه خوبی برای آموختن مسئولیت در کودکان ایجاد خواهد کرد."
استفاده از موسیقی به هنگام تمیز کردن مدرسه ، به دانش آموزان حس خوبی می دهد که ما از همراهی موسیقی با هر چیز در مدرسه مخالفیم. همراهی موسیقی در لابه لای مدت زمان آموزش در مدارس یعنی به وجد آوردن انرژی نهفتۀ کودکان. آه و افسوس که به خاطر دارم وقتی به تقلید برخی از کشورها ، ما را به تمیز کردن فقط کلاس درس نه کل فضای مدرسه خصوصا سرویس بهداشتی ، تشویق می کردند ، همگی با هم می گفتیم : مگر مدرسه مستخدم و سرایدار ندارد ؟ کسرشأن همۀ ما بود. ما را چه به یادگیری مفاهیم ضمنی یک فعالیت و یا برنامۀ پنهان یک تصمیم. ما همگی خانزاده بودیم که فقط برای آموزش آمده بودیم !! همان تعهد و دلبستگی و انضباطی که امروز از مردم ژاپن ، مصداق می آوریم در سایۀ چنین رفتارهایی بسیار ساده اما با اثرگذاری عمیق تا آخر عمر ، ممکن گردیده است. ما همان بهتر در خانزادگی خود مغرور بمانیم و به دیگران از بالای بینی خود نگاه کنیم .

" مدارس ژاپن دو جشنواره اصلی طی سال تحصیلی دارند که شامل جشنواره ورزشی و جشنواره فرهنگی است. جشنواره ورزشی در اواخر تابستان برگزار می‌شود و یک روزه و یا دو روزه است. این مسابقات شامل دو استقامت ، پرش و سایر رویدادهای دیگر و فرصتی عالی برای رقابت و پیوستگی گروهی است. جشنواره فرهنگی نیز رویدادی با هدف استفاده از نتایج یادگیری روزانه برای افزایش انگیزه است. همچنین با نام نمایشگاه زندگی روزانه ، نمایشگاه یادگیری و جشنواره مدرسه شناخته می‌شود. تقریبا تمام مدارس ، دارای سیستم دسترسی به متخصصان بهداشت هستند. همچنین تقریبا 90 درصد مجموعه ورزشی و 75 درصد آنها دارای استخر شنا هستند.
تجهیزات گرمایی و سرمایشی مدارس ژاپن با دیگر کشورها متفاوت است. واحدهای گرمایش و خنک‌ کننده در اتاق معلمان شاید وجود داشته باشد البته به معنای خاص بودن آسایش نیست. مدارس به طور کلی اجازه استفاده از* AC را تا اول ژوئیه ندارند.این شرایط از سال 2005 برای کاهش میزان مصرف برق در ژاپن در تابستان اجرا شده است.استفاده از وسیله گرمایشی نیز در هر کلاس درس به شکل چراغ نفتی است و نیازمند باز کردن پنجره‌هاست وهدف از این پنجره باز کاهش عوامل بیماری ‌زا، میکروب‌های سرماخوردگی و آنفلوانزای خوکی است" .

در هر سال تحصیلی وجود دو جشنوارۀ ورزشی – فرهنگی ، به دانش آموزان ژاپنی شور و هیجان و همکاری را به آنان آموزش می دهد. آنان با شرکت خود در این جشنواره ها تمرینی برای زندگی کردن می نمایند. اما مسابقات فرهنگی – مذهبی ما ، دانش آموزان را به تلاش های فردی که موجب برتری و کسب رتبه اول می شود ، هدایت می کند. در این فعالیت ها ما باز از امر حفظیات متون تعیین شده برای شرکت در مسابقات پیروی می کنیم و ارزشی ممتاز یا فرهنگ ساز ، خلق نمی کنیم. اگر مدارس ما با چراغ نفتی گرم شود ، آمار آتش سوزی غوغا می کند، صدای اعتراض بلند می شود و.....

همچنان که قبلا نیز اشاره کردم ، آنچه که در مدارس ژاپن کاملا مشهود است دانش آموزان به آسیب " رهاشدگی به حال خود " ، مبتلا نیستند. آنان با جامعه پذیری مساعد و مناسب جهت پیشرفت یک جامعه برنامه هایی بسیار ساده اجرا می کنند. نتایج کاشت هنگام برداشت محصول دراشتغال کودکان دیروز ، کانون توجه جهانیان می شود. در میدان تولید دانش و صنعت و خرد و شعور و توانمندی در تمامی ابعاد از هنر و سنت و فرهنگ گرفته تا ورزش و روابط سیاسی . در هر ورزشی شاهد انسجام گروهی و رفتاری تحسین برانگیز از آنان هستیم. تحسین یک ملت پسندیده است یا فقط 30– 40 نخبه ؟! آنان کجای مدار انسانیت برای بشر خدمت می کنند و ما کجا ؟ در این مقال مشاهده کردید نه حرفی از مذهب زده شد و نه سیاست. چون هر دو در جایگاه اصلی خود قرار دارند و مدرسه صرفا محلی برای یادگیری و تعلیم و تربیت و جامعه پذیری است.

در مدارس ژاپن اخلاقیات موج می زند و در مدارس ما علیرغم حاکمیت مذهب دریغ از اخلاق مداری ! ذهن کودکان ما از تربیت مذهبی خسته است. این خستگی و افسردگی و دلمردگی را همۀ شما معلمان تجربه می کنید و شما نیز با قرار گرفتن در چنین فضایی ، دلمرده و نومید و خسته اید. مدارس ما به هوایی تازه برای تنفس نیازمندند. پس اجازه دهید مدارس به تکلیف ملی و جهانی خود بپردازند ، یعنی آموزش و پرورش .

ادامه دارد

مطالب داخل گیومه از این منبع استفاده شده است : کد خبر 96063118141 - جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۶ - عوامل موفقیت سیستم آموزشی ژاپن.
AC* تولید جریان برق با یک ژنراتور الکتریکی مخصوص است که به تولید جریان برق متناوب اختصاص دارد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">

منتشرشده در پژوهش

درآمدی بر رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

به دليل ارائه لايحه بودجه 1398 و تنظيم گفت و گويي شش قسمتي جهت بررسي لايحه بودجه 1398  ، انتشار ِ قسمت هشتم ( قسمت پاياني ) گفت و گوي بررسي رژيم حقوقي درياي خزر با وقفه مواجه شد .

بدين وسيله بابت ِ تأخير پيش آمده از خوانندگان عزيز و گرامي پوزش مي خواهم .

در ذيل ادامه ي گفت و گو جهت بررسي رژيم حقوقي درياي خزر را دنبال مي کنيم :

خلاصه از قبل :

در طول تاریخ ، این نادرشاه بود که توانست روس‌ها را وادار به خروج نیروهای خود از گیلان و قفقاز کند. او حتی تلاش کرد با استفاده از مستشار نظامی انگلیسی به نام جان اِلتون، نیروی دریایی در دریای خزر ایجاد کند اما با مرگ او آرزوی اینچنینی هم به خاطره‌ها سپرده شد. (7)

درآمدی بر رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

در فصل پنجم عهدنامه گلستان آمده است:

... احدی از دولت‌های دیگر سوای دولت روس ، کشتی‌های جنگی در دریای خزر نداشته باشد. (7)

یکی از مفاد قرارداد ترکمانچای اجازه عبور و مرور آزاد به کشتی‌های تجاری روسی در دریای خزر و انحصار عبور و مرور کشتی‌های جنگی به روسیه بود. به این ترتیب ایران حق کشتی‌رانی در دریای خزر را از دست داد و ملزم به پرداخت ۱۰ کرور تومان به عنوان غرامت به روسیه شد. (7)

معمول ترين ، آسان ترين ، قديمي ترين و نخستين روش حل و فصل مسالمت آميز اختلافات بين المللي " آئين مذاکرات ديپلماتيک " است .

ماده30 کنوانسيون چار چوب حفاظت از محيط زيست درياي خزر تصريح مي کند : ( 9 )

" درصورت بروز اختلافات بين طرف هاي متعهد در ارتباط با اجرا يا تفسير کنوانسيون يا پروتکل هاي آن ، طرف هاي کميسيون از طريق مذاکره يا ساير روش هاي مسالمت آميز به انتخاب خود براي رفع اختلافات اقدام خواهند کرد . " ( 9 )

بر اساس اصول كلی حقوق بین الملل، رویه كشورها و نوشته های حقوقدانان برجسته، دریاچه هایی كه با بیش از یك كشور هم مرز هستند، می بایست توسط توافقنامه ای میان كشورهای ساحلی تقسیم شوند.

تدوین یك رژیم حقوقی جامع، خواهد توانست اختلافات مربوط به حضور دول ساحلی و بیگانه در این دریا را حل نموده و مشكلات ناشی از استفاده سودجویانه از این دریا را رفع نماید.

از آنجا كه كشورهای امضا كننده قراردادهای ۱۹۲۱، ۱۹۴۰ و... تصور نمی كردند كه روزی دریای خزر بتواند برای آنها نفت نیز به ارمغان داشته باشد، لذا هیچ تدبیری در مورد آن نیاندیشیده بودند. رشد تكنولوژی و پیشرفت سریع فناوری باعث شد كه کشور هاي ساحلي درياي خزر ، بتوانند به اعماق آب نیز نفوذ كنند و از منابع بستر و زیربستر دریا بهره جویند. ولی هیچ قانونی بر این نوع بهره برداری ها حكومت نمی كرد و فعالیت های فراوانی نیز در این زمینه صورت گرفت كه سبب آلودگی محیط زیست این دریا و وارد آمدن آسیب های جدی به آبزیان آن شد. علاوه بر منابع طبیعی و محیط زیست، عدم تفكیك میان نحوه تردد و وضعیت كشتی های جنگی و تجاری، مضرّات زیادی به همراه داشت كه لازم بود بازنگری و اصلاح شود. از دیگر عوامل ناكارآمدی معاهدات قبلی، فروپاشی شوروی و اثرات ناشی از آن مي باشد .

قاعده كلی این است كه وقتی دولت جدیدی در عرصه بین المللی ظهور می كند، بر اساس اصل «جانشینی دولت ها» متعهد به مفاد معاهداتی كه دولت سلف خود منعقد كرده نمی باشد، زیرا دولت جدید طرف معامله نبوده و دلیلی هم بر الزام او بر این كار وجود ندارد. این اصل را «اصل عدم انتقال» یا «دكترین لوح پاك» می نامند كه هم در مورد دولت های تازه استقلال یافته و هم در مورد دولت هایی كه در اثر تجزیه یا تركیب پدید می آیند صادق است.

گفته شد كه نظر رسمی ایران در سال ۱۹۹۶ داشتن مالكیت دسته جمعی بر دریای خزر بود، ولی بعدها نظر ایران به تقسیم مساوی تغییر یافت.  ایران همچنین گام هایی در جهت كانونی كردن فعالیت های دول ساحلی دریای خزر برداشته است .

تحقیقات مختلف نشان داده است تغییر در محل زندگی جانداران دریایی در نتیجه احداث جزایر مصنوعی، عبور بافه ها و خطوط لوله از بستر دریاها، ایجاد سکوهای نفتی و مواردی مانند آن می تواند باعث تغییرات عمده در حیات و زیست آنها شود که این امر به ویژه در رابطه با جمعیت فُک های خزر و ماهیان خاویاری که عمدتاً در سواحل عمیق ایران حضور دارند، از اهمیت دو چندانی برخوردار است.

خوشبختانه در کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر به موضوع آثار زیست محیطی طرح های خطوط لوله توجه شده است و بند ٢ ماده ١٤ اشعار می دارد که «طرف ‌ها می ‌توانند نسبت به تعبیه خطوط لوله سراسری زیر دریایی بر روی بستر دریای خزر اقدام کنند، مشروط برآن که پروژه‌ های آنها با استانداردهای زیست ‌محیطی و الزامات مندرج در موافقتنامه‌ های بین ‌المللی که طرف‌ ها عضو آن هستند از جمله کنوانسیون چارچوب حفاظت از محیط ‌زیست دریایی دریای خزر و پروتکل‌ های مربوطه آن مطابقت داشته باشد».

موضوع بسیار مهم بند ١٣ ماده ٣ کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر است که بر «مسئولیت طرف آلوده کننده در قبال خسارت وارده به سامانه بوم‌ زیستی دریای خزر» تاکید می کند که ساز و کارهای اجرایی و حقوقی جبران خسارت های احتمالی زیست محیطی از سوی کشورهای ذی نفع در طرح ترانس خزر (قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان) می تواند در چهارچوب توافقنامه مستقل مورد اشاره به روشنی مشخص و تعریف شود.    

نوآوری های موجود در مفاد ِ کنوانسیون  نشانه از عزم ِ طرف ها براي دستيابي به  رژیم حقوقی حداقلی برای تعیین روابط سیاسی، اقتصادی و حقوقی کشورهای حاشیه دریای خزر دارد .  

اگر چه ممکن است مفاد اين کنوانسيون نواقصی داشته باشد اما بدون شک می تواند در شکل یک قانون مناسب چه به لحاظ شکلی و چه ماهوی به آن تکیه کرد و قیل و قال های سیاسی در این خصوص را نمی توان چندان علمی دانست به ویژه که تعیین موارد مهمی مانند تعیین خط مبدا و نحوه استفاده از بستر وزیر بستر به جلسات بعدی موکول شده است.

قسمت هشتم ( قسمت پاياني ) :

پرسش کننده :

رابطه بين ِ پذيرش ِ کنوانسيون و سند چشم انداز چيست ؟

در روز نامه شرق : مقاله ِ مصالحه با شمالي‌ها به مصلحت است . به قلم عباس ملکي-دانشيار سياست‌گذاري انرژي دانشگاه شريف ( 19 ) آمده است :

 

پاسخ دهنده : (19)

واقعيت آن است که ايران براي رسيدن به اهداف مندرج در سند چشم‌انداز، بايد اقدام به توسعه همکاري‌هاي خود با همسايگان کند. وضعيت روابط ايران با کشورهاي ديگر در صحنه روابط بين‌الملل آن طوري نيست که دست ايران براي به‌حداکثر‌ رساندن منافع خود حتي به بهاي کم‌کردن دوستان خود باز باشد. روابط متشنج يا رابطه‌ نداشتن ايران با برخي از کشورهاي خليج فارس و وضعيت تقابل با ايالات متحده آمريکا، ايران را به مصلحت‌انديشي واداشته تا با کشورهاي همسايه در شمال روابط بهتري داشته باشد. اين به‌معناي آن است که اگر در آکتائو ، ايران امتيازاتي را به نفع رسيدن به يک مصالحه بدهد، در مجموع، به مصلحت کشور است. وضعيت در خليج فارس، به دليل تعدد بازيگران و موضوعات، پيچيده است؛ درحالي‌که در درياي خزر تعداد بازيگران کمتر است و کشورها عموما با ايران و تمدن ايراني سر سازش دارند. نظر شخصي من (عباس ملکي ) آن است که با ديگر کشورها مراعات کنيم و آنچه با منافع ملي ايران به‌صورت حداقلي هم‌جهت است، بپذيريم و روابط خود را با کشورهاي ديگر توسعه دهيم. نبايد فراموش کرد که در نوشته‌هاي برخي از استراتژيست‌هاي آمريکايي آمده است که از معدود نقاطي که آمريکا کمتر نفوذي در آن دارد، درياي خزر است.


پرسش کننده :

شما مي خواهيد تحت عنوان مصلحت انديشي ، اگرچه به قلم عباس ملکي از حقوق حقه مردم ايران در درياي خزر چشم پوشي کنيد ؟

 

پاسخ دهنده :

خير ، حقير ( نگارنده ) تلاش نمودم تا خوانندگان فهيم و فرهيخته تقريبأ با همه نظرات و گرايش هاي مطرح شده  در باره " رژيم حقوقي درياي خزر " آشنا شوند ! تا خودشان آگاهانه در اين مهم قضاوت کنند !

 

نتيجه گيري و پيشنهادات  :

پرسش کننده :

نظر ِ خود شما چيست ؟

 

پاسخ دهنده :

بايد به نظر ِکارشناسان تکيه کنيم .

 

پرسش کننده :

جمع بندي شما از نظر ِ کارشناسان در اين زمينه چيست ؟

 

پاسخ دهنده :

به نکته بسيار بسيار مهمي اشاره کرديد .

به اعتقاد حقير ( نگارنده ) به عنوان يک شهروند :

  1. دانستن حق مردم است ! وظيفه رسانه ، به عنوان رکن چهارم دموکراسي ، پرتو افشاني به زواياي پنهان و آشکار وقايع مي باشد تا مردم اسير شايعات نشوند؛  رسالتِ رسانه ،آگاهي آفريني در مورد موضاعات به ويژه موضوعات مهم و ملي مي باشد .

  1. رسانه ها ازجمله رسانه ملي به اين مهم پرداخته اند ولي التهابات در فضاي مجازي حتي در رسانه ملي ، نشان مي دهد که پردازش ِ رسانه ها به اين مهم ، کافي نبوده است .

همه رسانه ها به ويژه رسانه ملي موظف هستند آن قدر ديدگاه متفاوت حتي متضاد در باره ي اين مهم را به اطلاع مردم برسانند که هم نسل  حاضر و هم نسل هاي آينده با آگاهي کامل و پرهيز از شايعات در اين رابطه ، به درستي قضاوت کنند .

 

  1. در دوازده پاسخ وزارت خارجه آمده است :

شش سند دیگر که همراه کنوانسیون رژیم حقوقی به امضاء می‌رسد عبارتند از :

موافقتنامه‌های حمل و نقل و ترانزیت، تجاری و اقتصادی، مبارزه با تروریسم، مبارزه با جرایم سازمان یافته، تعامل و همکاری‌های مرزبانی و پیشگیری از درگیری‌های نظامی خواهند بود.

وزارت خارجه ، در پاسخ به 12 پرسش  مطرح شده ، به پروتکلي که ادعا مي شود ،  يک هفته قبل از امضاي کنوانسيون به امضاء رسيده است ،  هيچ اشاره اي نمي کند !

مشخص شدن ِ صحت و سقم انعقاد اين پروتکل ضرورتي اجتناب ناپدير است.

اگر چنين پروتکلي امضاء شده است ؛ نقد و تحليل همه جانبه و موشکافانه آن پروتکل که ظاهرأ يک هفته قبل از امضاي کنوانيسون به امضاء رسيده است الزامي است .

مسئولين بايد ، صحت و سقم و مفاد اين پروتکل و نيز محتويات شش سند فوق الذکر را براي همه آحاد ملت شريف ايران مشخص نمايند .

  1. هم گامي و حمايت مردم آگاه ( داخل يا خارج کشور ، درون حاکميت يا بيرون حاکميت ) در مورد چالش هاي ملي مانند خليج فارس ايران يا رژيم حقوقي درياي خزر ، پشتيبان و حامي خوبي براي مسئولين مي باشد تا در مذاکرات ، باقدرت ِ بيشتر ظاهر شده توان چانه زني آنان افزايش يابد . 

همگرايي و هماهنگي  بين همه آحاد ملت جهت ِ ايجاد عزم ملي به منظور ِ افزايش سهم ايران از درياي خزر و رعايت اصول زيست محيطي ، در مذاکرات آتي ضرورتي اجتناب ناپذير است .

  1. "کشورهاي حاشیه دریا خزر باید تمام تلاش خود را برا ي ایجاد محیطي مناسب به منظور مذاکره و تدوین نظام حقوقی جامع، پایدار و مبتنی و بر اصول و موازین حقوق بین الملل با رعایت اصل انصاف به کار گیرند." ( 9 )

رژيم حقوقي درياچه ها به دو روش قابل بررسي است:

الف  روش اول «اصل تفاهم» است؛ يعني طرفين تفاهم مي‌کنند که چگونه از اين درياچه استفاده کنند.

ب روش دوم «اصل انصاف» يا «اصل نصفت» است؛ آنهايي که به تفاهم نمي‌رسند به ديوان بين‌المللي دادگستري مراجعه مي‌کنند.

هر چند در ماده 21 کنوانسيون ، بر رايزني و مذاکره جهت حل و فصل اختلافات و مناقشات بين پنج کشور تأکيده شده است ؛

"رجوع به دیوان بین المللي دادگستري نیز مي تواند به عنوان راه کار مناسب براي تعیین رژیم حقوقی دریای خزر در نظر گرفته شود؛ زیرا دیوان در موارد مشابه همچون دعوي خلیج فونسکا ( خلیج فُنسکا ) بین سه کشور السالوادور، نيکاراگوئه و هندوراس توانست مشکل رژیم حقوقی این خلیج را حل کند.

خليج «فونسکا» بين «هندوراس»، «السالوادور» و «نيکاراگوئه» در کنار اقيانوس آرام در آمريکاي مرکزي قرار دارد. هندوراس در يک گوشه قرار دارد و دو کشور ديگر به دليل اينکه جزايري داخل درياچه دارند، مي گفتند آب‌هاي سرزميني‌مان بيشتر است.

پس از مراجعه به ديوان دادگستري ، آن دو کشور رأي ديوان دادگستري را قبول کردند و آب بيشتري به هندوراس براي دسترسي دادند. (19 )

موقعيت ِ جغرافيايي خليج فُنسکا

بنابراین، رجوع به دیوان بین المللي دادگستري به عنوان مرجعي حقوقی که رأ ي آن براي  تمامي طرفین الزام آور خواهد بود، مي تواند براي حل و فصل مسائل دریا ي خزر نیز گزینه مناسب باشد." ( 9 )

درآمدی بر رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

  1. با توجه به امضاي کنوانسين  در آکتائو و پذيرش عبور بافه ها و خطوط لوله از بستر دریا که عمده ترين خطرات زيست محيطي آن ، سواحل ايران را تهديد مي کند و با توجه به این که ؛

" ایران به دلیل قرارگرفتن در عمیق ترین و شورترین بخش دریای خزر بیش از سایر کشورهای ساحلی در معرض آسیب های زیست محیطی طرح ترانس خزر قرار دارد که با توجه به مفاد کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر و نیز کنوانسیون حفاظت از محیط زیست خزر، سه کشور قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان ملزم به رعایت ملاحظات و نگرانی های زیست محیطی ایران هستند. در این راستا، انعقاد موافقتنامه زیست محیطی مستقل در رابطه با طرح ترانس خزر بین ایران و کشورهای ساحلی خزر و پیش بینی یک مکانیسم دائمی نظارتی با ضمانت اجرایی قوی و کارآمد از جمله اقدامات ضروری است که در راستای حفظ منافع و مصالح کشورمان در دریای خزر می تواند در دستور کار نهادهای مسئول در این حوزه قرار گیرد. " (17) 

برگزاري سمينارهاي بين المللي و جلب نظر ِ کارشناسان داخلي و خارجي به منظور کاهش ِ خطرات زيست محيطي لازم و ضروري است .

فراهم کردن ِ شرايط نقد کارشناسي در رابطه با عواقب ِ زيست محيطي ضرورتي اجتناب ناپذير است تا در آينده ، انعقاد موافقتنامه زیست محیطی مستقل بین ایران و کشورهای ساحلی خزر و پیش بینی یک مکانیسم دائمی نظارتی با ضمانت اجرایی قوی و کارآمد تأمين شود .

  1. بايد نظر ِ عباس ملکي (دانشيار سياست‌گذاري انرژي دانشگاه شريف ) که می گوید :

"واقعيت آن است که ايران براي رسيدن به اهداف مندرج در سند چشم‌انداز، بايد اقدام به توسعه همکاري‌هاي خود با همسايگان کند. وضعيت روابط ايران با کشورهاي ديگر در صحنه روابط بين‌الملل آن طوري نيست که دست ايران براي به‌حداکثر‌رساندن منافع خود حتي به بهاي کم‌کردن دوستان خود باز باشد. "  (19)را تعميم داد .

به باور نگارنده  ؛واقعيت آن است که ايران براي رسيدن به اهداف مندرج در سند چشم‌انداز، بايد اقدام به توسعه همکاري‌هاي خود با ديگر کشور ها نمايد . وضعيت روابط ايران با کشورهاي ديگر در صحنه روابط بين‌الملل آن طوري نيست که دست ايران براي به‌حداکثر‌ رساندن منافع خود حتي به بهاي کم‌کردن دوستان خود باز باشد.

  1. ايران بايد در روابط خود با ديگر کشور ها ( حوزه خزر يا حوزه خليج فارس ، خاور ميانه ، اروپا و يا حتي آمريکا )  ، براي تامين منافع ملي ، همزيستي مسالمت آميز را پيشه کند ؛ شيوه مصالحه با کشور هاي حوزه خزر بايد به ديگر کشور ها نيز گسترش يابد و آنچه با منافع ملي ايران به‌صورت حداقلي هم‌جهت است را بپذيريم و روابط خود با ديگرکشورها را توسعه دهيم .

  1. منافع ملي قابل مصالحه نيست ؛  تعامل با همه کشور ها ( حوزه درياي خزر ، حوزه خليج فارس ، خاور ميانه ، خاور دور ، خاور نزديک ،اروپا و حتي با ايالات متحده آمريکا و ... ) براي حفظ منافع ملي  لازم است ولي سازش با دوستان و هم پيمانان خارج از تأمين منافع ملي ، به هيچ وجه جايز نمي باشد .

 

پاسخ دهنده :

تمايل دارم پس اين گفت و گوي طولاني ، ذائقه خوانندگان فرهيخته را با شعري از کريم فکور ، شيرين کنم و هم زبان با شما شهروند فرهيخته ، هم نوا شوم  :

من که فرزند اين سرزمينم

در پي توشه اي خوشه چينم

شادم از پيشه ي خوشه چيني

رمز شادي بخوان از جبينم

قلب ما، بود مملو از شادي بي پايان

سعي ما، بود بهر آبادي اين سامان

خوشه چين، کجا اشک محنت به دامن ريزد

خوشه چين، کجا دست حسرت زند بر دامان

اي خوشا، پس از لحظه اي چند، آرميدن، همره دلبران خوشه چيدن

از شعف، گهي همچو بلبل، نغمه خواندن، گه از اين سو به آنسو پريدن

قلب ما، بود مملو از شادي بي پايان

سعي ما، بود بهر آبادي اين سامان

برپا بود جشن انگور، اي افسونگر نغمه پرداز

در کشور سبزه و گل، با شور و شعف نغمه کن ساز

قلب ما، بود مملو از شادي بي پايان

سعي ما، بود بهر آبادي اين سامان

 بخش پیشین

منابع :

  1. خبرگزاري دانشجويان ايران " ايسنا "

اطلاعات بیشتر در مورد دریای خزر و قرارداد جدید

(2 ) جام جم آنلاين چهار شنبه 4 ارديبهشت 1381

( 3 ) خبرگزاري دانشجويان ايران "ايسنا " سه شنبه 24 مهر 1381

( 4 ) نشست باکو ، چشم انداز

( 5 ) اجلاس چهارم و دورنمای رژیم حقوقی خزر ؛ احمد کاظمی، مدیر پژوهش‌های کاربردی معاونت برون‌مرزی صدا و سیما ؛ یکشنبه 6 مهر 1393 ؛ احمد کاظمی، مدیر پژوهش‌های کاربردی معاونت برون‌مرزی صدا و سیما ؛ یکشنبه 6 مهر 1393

( 6 ) شبکه العالم ؛ اولین گام در تدوین رژیم حقوقی دریای خزر

( 7 ) چمدان

ایران و آنچه بر سهمش از دریای خزر گذشت | از جنگ‌های ایران و روس تا عهدنامه گلستان و ترکمانچای

( 8) سايت تحليلي خبري عصر ايران

بدون احساسات و حب و بغض؛ سهم ایران از خزر چقدر است؟

(9) بررسی چالش ها و راهکارهای تعیین رژیم حقوقی دریای خزر ، محمدرضا حکاک زاده و آرزو بزرگ دعاگو

( 10 ) ويکي پديا

( 11 ) سايت حقوقي و امور مجلس ؛ رژیم حقوقی دریای خزر و موضع كشورهای ساحلی

( 12 ) خبر آنلاين ، پنجشنبه 20 آبان 1389

مشروح مناظره مجتهدزاده و باوند درباره رژیم حقوقی دریای خزر در کافه خبر

(13) متن کامل کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر

(14 ) حق شرط بر معاهدات بين المللى (فرق بين اعلاميه تفسيرى و حق شرط ) مرتضى الياسي

(15 ) اعلامیه تفسیری ایران درباره کنوانسیون رژیم حقوقی دریای‌خزر

(16 ) روزنامه اطلاعات پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۷ : کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر؛ تبلور منطق چندجانبه گرایی

(17) دورنمای طرح ترانس خزر ( خطوط انتقال انرژی آسیای مرکزی ) پس از امضای کنوانسیون رژیم حقوقی

( 18 ) سخن معلم " ارگان رسمي سازمان معلمان ايران " ،  مقاله نوآوری های حقوقی کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر به قلم دکتر مصطفايي

(19 ) روزنامه شرق : مقاله ي مصالحه با شمالي‌ها به مصلحت است به قلم عباس ملکي-دانشيار سياست‌گذاري انرژي دانشگاه شريف

منتشرشده در یادداشت

در نصابهای آموزشی پیش رفته و معیاری جهان معاصر اولویت اصلی این است که چگونه به پرورش نیروهای ذهنی شاگردان کمک کنند تا نارسایی های فرهنگی و اجتماعی را تشخیص دهند و از آن راه به بهبود شرایط خود و دیگران کمک برساند.

در نظام تعلیمی افغانستان علاوه بر نادیده گرفتن این موضوع، گویا چنین اولویتی به رسمیت شناخته نمی شود. اساسا، انتخاب بسیاری از مضامین و محتوای درسی ناظر به ضرورت‌ها و نیازمندی‌های فکری دانش‌آموزان نیست، و آنچه به خورد ایشان داده می‌شود مجموعه ای ازدانشهای کهنه یا ناکارآمدی است که سود آن‌ها اندک و زیان آن‌ها بسیار است.

یکی از نیازمندی‌های مهم فرهنگی در افغانستان پایان دادن به تبعیض نهادینه میان زن و مرد است. نصاب آموزشی وظیفه دارد موضوع خطیری مانند تبعیض میان دو بخش جامعه انسانی را جدی گرفته و تغییر آن را در صدر اهداف خود قرار بدهد.

زن ستیزی در نظام آموزشی افغانستان و تحلیل محتوای کتاب های درسی

نصاب کنونی معارف کشور نه تنها بر پایه چنین باوری شکل نگرفته بلکه به نظر می‌رسد کسانی که دست اندر کار تدوین آن بوده‌اند به تداوم سیستماتیک این تبعیض باور داشته و ترسیخ آن را در ذهن و روان شاگردان دنبال می‌کرده‌اند. موضوع بی عدالتی میان مرد و زن و تبعیض نهادینه در این فرهنگ، خود را به صورت آشکار در آموزش دینی مکاتب نشان می‌دهد. این موضوع یکی از اسباب و علل وجود چنین بحران فرهنگی است که گریبانگیر زنان است. دراین جامعه معمولا به ایراد سخنان کلیشه ای و تکراری درباره حقوق و وظایف زنان اکتفا می‌شود و فجایع و ظلم‌هایی بسیار را که در حق زنان می‌رود مسکوت می‌گذارد. با توجه به تاثیر آموزش‌های دینی بر روی اندیشه و سلوک نوجوانان، در کشوری که یکی از بزرگترین معضلاتش خشونت پروری و زن ستیزی است، باید به سراغ کتاب‌های معارف رفت و دید چه چیزی در این زمینه به ایشان آموزش داده می‌شود.

برای نمونه کتاب تعلیم و تربیه اسلامی صنف یازده معارف را می‌توانیم در نظر بگیریم که موضوعات انتخاب شده با چه رویکردی و با چه پیش‌فرض‌هایی به عنوان موضوعات قابل توجه که باید نوجوانان بیاموزند انتخاب شده است. آن‌گاه می‌توان دانست که معضلات فرهنگی جامعه ما در کجا ریشه دارد.

موارد زیادی را می توان یافت که به این معضل دامن میزند. در صفحه ۱۳۶ این کتاب در مبحث ؟ آیه ۳۴ سوره نساء با این مضمون انتخاب شده است: "و زنانی را که از نافرمانی آنان بیم دارید نخست پندشان دهید و بعد در خوابگاه‌ها از ایشان دوری کنید و اگر تاثیر نکرد و دراخیر بزنید ایشان را بسیار به نرمی اگر مفید بود. پس اگر شما را اطاعت کردند دیگر بر آن‌ها هیچ راهی برای سرزنش مجویید که خدا والای بزرگ است." درست است که این آیه‌ای از قرآن مجید است، اما انتخاب آیات برای شاگردان باید بر اساس نیازمندی‌ها و مشکلاتی باشد که یک جامعه از آن‌ها رنج می‌برد. بگذریم از این‌که هر آیه از خود شأن نزول و مناسبتی دارد و مفهوم کامل خود را در آن سیاق خاص افاده می‌کند. هنگامی که یک آیه را جدا از سیاق تاریخی و اجتماعی در سیاق متفاوتی به کار بگیریم نتیجه‌ای معکوس به دنبال دارد. شاگردی که هیچ دانشی از علم تفسیر و هیچ درکی از پیچیدگی‌های تأویل نصوص ندارد، با خواندن این آیه مشروعیت لت و کوب را از آن برداشت می‌کند. در هنگامی که پدیده لت و کوب و شکنجه زنان در جامعه به حیث یک معضل اجتماعی قربانیان بی‌شماری می‌گیرد، مضمون این درس نه تنها کمکی به حل این معضل نمی‌کند، بلکه آن را مشروعیت نیز می‌بخشد و تغییر آن را ناممکن می‌گرداند.

در جایی دیگر زن به عنوان عامل فتنه و معصیت معرفی شده و حضور زن در اجتماع به عنوان عملی ناشایست مطرح گردیده است. در صفحه ۱۲۶ این کتاب این روایت را می‌خوانیم: "زن عورت است او را نشاید که خود را بر مردان بیگانه نمایش دهد هر گاه از خانه بیرون می‌شود شیطان از او استقبال می‌کند فاسقان و افراد هرزه به او نگاه می‌کنند و چشم طمع می‌دوزند و می‌خواهند به او ضرر برسانند. و خداوند بیش از هر وقت دیگر زمانی از او راضی است که او در پناه خانه باشد." (مسند البزار) چنان‌که دیده می‌شود محض خروج زن از خانه عملی شناخته شده است که مورد استقبال شیطان قرار گرفته و سبب به طمع افتادن مردان هرزه معرفی گردیده است. کسی نبوده است از نویسنده بپرسد که چرا زنان پیامبر و صحابه از حضور شبانه در نمازهای تهجد در مساجد گرفته تا میدان‌های جنگ حضور داشتند. اساسا چگونه ممکن است جامعه‌ای فعالیت طبیعی و رو به پیش‌رفت داشته باشد بدون اینکه امکان بیرون شدن از خانه و تلاش برای تحصیل و حضور در سطح اجتماع را پیدا کند.

در رابطه‌ای که مرد و زن را به هم پیوند شرعی می‌دهد و آنان را در قالب یک خانواده در کنار هم می‌آورد، در دید نویسندگان این کتاب جایگاه برتر از آن مرد است و زن باید او را در حد خدایی بالا برده و به سطح پرستش برساند. در صفحه ۱۳۵ همین کتاب این روایت ذکر شده است: "اگر سجده جز در مقابل الله بر کسی دیگر جایز می بود، به زنان امر می شد که در مقابل شوهرانشان سجده کنند." (سنن ابی داود) این روایت جدا از اینکه از روایات ظنی الثبوت است، معلوم نیست به چه مناسبتی گفته شده است، و معلوم نیست در جامعه‌ای مردسالار که زن عملا موجود درجه دوم است آوردن چنین روایتی جز توجیه وضعیت موجود و تعمیق آن چه هدفی را دنبال می‌کند و به چه نتیجه‌ای جز این ممکن است بینجامد. آیا در این صورت امکان دارد افراطگرایی در جامعه ما رشد نکند، و حقوق زنان تامین شود و تبعیض و بی‌عدالتی از میان برداشته شود؟

زن ستیزی در نظام آموزشی افغانستان و تحلیل محتوای کتاب های درسی

مثال‌هایی که آورده شد نشان می‌دهد که نصاب آموزشی کشور نیاز به بازنگری جدی دارد، به ویژه از حیث بهبود بخشیدن به وضعیت زنان و پایان داد به خشونت و تبعیض نهادینه در برابر آنان.

اگر پیامدهای روانی این گونه درس‌ها را برای دانش اموزان دختر در نظر بگیریم و برداشت آنان را از محتویات چنین درس‌هایی بسنجیم خواهیم دید که نتیجه‌ای جز ابهام و سردرگمی و بحران هویت نیست. من با ده سال سابقه تدریس درمضامین دینی معارف بارها شاهد پرسش‌های دخترانی بودم که با خواندن این دست از مطالب در کتاب‌های دینی شان در زمینه هویت جنسیتی خود گرفتار تزلزل شده‌اند. آنان هنگامی که می‌بینند از منظر دین جنس دوم تلقی می‌شوند بسیاری از انگیزه‌های شان برای پیشرفت و ترقی را از دست می‌دهند.

اما در مقابل، تاثیر این مطالب بر روی دانش‌آموزان پسر معکوس است و آنان را گرفتار خودشیفتگی کاذب در مقابل جنس مخالف می‌گرداند. آنان از آغاز به نابرابری باور کرده و تبعیض و ستم را امری طبیعی و مشروع پنداشته و این ذهنیت را با خود به خانه انتقال می‌دهند. در آن‌جا، نخست خواهران شان مورد رفتارهای تبعیض‌آلود قرار می‌گیرند و در مراحل بعدی همسران شان. این طرز تلقی از جایگاه مرد و زن به خشونت‌های گفتاری و رفتاری می‌انجامد و فضای خانه را به جای این‌که فضای محبت و احترام باشد و سبب آرامش و آسایش گردد فضای پرخاش و تشنج می‌گرداند.

اگر جامعه دینی ما بخواهد این وضعیت را اصلاح کند باید به قرایتی متفاوت و سازگارتر با حقوق زنان زنان بیندیشد. تاکید بر پیامهای اخلاقی دین به جای تاکید بر احکام فقهی و حقوقی یکی از گام‌هایی است که می‌تواند در این زمینه موثر باشد. پر رنگ ساختن مفاهیم انسانی و اخلاقی به نفع همه است، اما به طور خاص می‌تواند به بهبود وضعیت زنان یاری برساند. طرح این نگرانی‌ها می‌تواند صاحبان اندیشه را به چاره جویی وادارد. با وجودی که از حکومت طالبانی زمان زیادی گذشته است، اما در زمینه تغییر وضعیت زنان و تغییر ذهنیت جامعه در این زمینه تحول محسوسی به چشم نمی‌خورد.

نصاب تعلیمی یک کشور یکی از مهم‌ترین عوامل شکل دادن به هویت و ذهنیت نسل آینده آن است. نصاب تعلیمی افغانستان باید اصلاح نارسایی‌هایی فرهنگی و اجتماعی را از اهداف اساسی خود بداند. تبعیض میان زن و مرد یکی از بدترین نا رسایی‌های فرهنگی و اجتماعی ماست. باید نصاب تعلیمی در صدد از میان برداشتن این معضل بزرگ باشد و نه نهادینه‌سازی آن. محتویات درسی‌ای که اشاره شد دقیقا در خدمت تبعیض و بی‌عدالتی است. باید نصاب تعلیمی و کتاب‌های درسی از محتویات ویرانگری مانند این‌ها کاملا پاکسازی شوند و جای آن‌ها را محتویاتی بگیرند که برابری مرد و زن و چگونگی تامین مساویانه حقوق هر دو را به نسل جدید آموزش دهند.

bbc

منتشرشده در یادداشت

چالش های سازمان های رادیو و تلویزیون داخلی و بین المللی

مقدمه

در عصر حاضر بهره‌گیری از رادیو و تلویزیون به عنوان دو رسانه ارتباطی سریع و در دسترس، یک ضرورت اجتماعی و بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی نوین محسوب می‌شود و خارج ماندن افراد از گردونه رسانه‌های ارتباط جمعی، به معنای حذف شدن آنان از حیات اجتماعی است.

تحولات سیاسی و اجتماعی سال‌های اخیر در نقاط مختلف جهان، حاکی از ظهور و تشدید جنگ رسانه‌ای بر سر تسخیر افکار عمومی و ایجاد تغییرهای دلخواه در فرهنگ و سبک زندگی مخاطبان هدف و به طور خاص ملت‌های خاورمیانه است.

حضور موثر و فعالانه سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در میدان این نبرد رسانه‌ای، مستلزم برنامه‌ریزی و مدیریت هوشمندانه‌ای است که عبور از موانع، بهره‌گیری مطلوب از فرصت‌ها و نیل به اهداف سازمانی را تسهیل کند.

رادیو و تلویزیون در ایران به صورت دولتی اداره می شود در حالی که در کشورهای پیشرفته رادیو و تلویزیون بیشتر به وسیله بخش خصوصی راه اندازی و اداره می شوند ولی تابع قوانین و مقررات رسانه ای آن کشور هستند.

دو رسانه رادیو و تلویزیون به لحاظ جاذبه‌های خاص خود وحضور گسترده‌ای که در زندگی مخاطبان دارند، به تناسب محتوا و پیام هایی که منتشر می‌سازند، می‌توانند ساختار شخصیتی، عقیدتی، رفتاری ودر آخر بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه را تحت تأثیر قرار دهند.

تلویزیون و رادیو همچنان پرمخاطب ترین و محبوبترین پلتفرم برای اطلاع رسانی به شمار می روند. اگرچه به علت سرعت گرفتن روند پیشرفت تکنولوژی و افزایش علاقه نسل جدید به فضای مجازی در آینده ای نه چندان دور شاهد کمتر شدن تاثیر این گونه رسانه ها خواهیم بود اما در حال حاضر قدرت این دو رسانه از سایر رسانه ها کمتر نیست.

تلویزیون به علت برخورداری از ویژگی هایی همچون صدا، تصویر و حرکت و امکان تلفیق این موارد با هم به عنوان یک رسانه بسیار پرقدرت و خلاق در نظر گرفته می شود. در تلویزیون هدف باید جلب توجه و نگهداری بیننده باشد به همین سبب خلاقیت و تمایز در این گونه رسانه ها بسیار اهمیت دارد. از دیگر مزایای این رسانه گسترده بودن پوشش آن است که می تواند ریچ و فرکانس بالایی در مخاطبان پدید آورد و به علت انعطاف پذیری در حق انتخاب محبوبیت بیشتری به نسبت سایر رسانه ها دارد.

رادیو به علت عدم برخورداری از تصویر نسبت به تلویزیون تفاوت اساسی دارد و شاید در ظاهر از اثربخشی کمتری برخوردار باشد اما نکته حائز اهمیت این است که این رسانه بسیار راحت تر از سایر رسانه ها در دسترس بوده و از لحاظ جغرافیایی، وسعت بیشتری را پوشش می دهد ضمن اینکه این رسانه کم هزینه، نیاز چندانی به برق، اینترنت، ابزاری مثل تلویزیون یا کامپیوتر ندارد و به همین سبب مخاطبان بیشتر و متنوع تری را تحت پوشش قرار می دهد.

جوانان برنامه ها و عملکردهای صدا و سیما را قابل قبول نمی دانند

طرح مساله

موسساتی که داراي مطبوعات و رسانه هاي قدرتمند و معتبر در سطح جهان هستند، داراي یک تشـکیلات و سـاختار نظام یافته در قالب موسسه اي ارتباطی و اقتصادي هستند و با استفاده از قـوانین و مقـررات، تئـوري هـاي مـدیریتی و اقتصادي و ارتباطی و شرایط موجود جامعه خود به ایجاد یک رسانه قدرتمند اقـدام نمـوده انـد و در حفـظ، توسـعه و رشـد اقتصادي جامعه گام هایی موفقی برداشته اند. این ساختار در هر کشور و در هر نظام رسانه اي داراي قواعد یکسان است امـا در نحوه اجراي مدیریت و چرخه اقتصادي متفاوت می باشد و این سوال پیش می آید که:  موسسات ارتباطی معتبر در جهان که داراي رسانه معتبر هستند، با چه چالش هایی مواجهند؟ از چه نوع روش مـدیریتی اسـتفاده مـی کننـد؟ فعالیت هاي اقتصادي خود را چگونه سامان داده اند؟ و... بنابراین هدف از تهیه این مقاله، بررسی چالش هایی است که سازمان های رادیو و تلویزیون با آنها مواجه هستند. به نظر می‌رسد مشکل اصلی به مدیریت سیما برمی‌گردد. مدیریتی که انگار گرفتار نوعی سکون و بی تحرکی شده است که نه تنها عاجز از پاسخگویی مناسب به وقایع و اتفاقات روزمره است. از دلایل دیگر، عدم بهره‌گیری از صاحبنظران و کارشناسان حوزه رسانه و ارتباطات است

 

رادیو و تلویزیون پس از انقلاب اسلامی

این سازمان که پیش از انقلاب ۱۳۵۷ سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران نامیده می‌شد، آن‌زمان هم به شکل حکومتی اداره می‌شد. تعداد کارکنان این سازمان در سراسر کشور تا اواخر سال ۱۳۹۵ در حدود 48۰۰۰ نفر تخمین زده شده‌است.

از بسیاری جنبه‌ها، صدا و سیما قدرتمندترین، فراگیرترین و پرنفوذترین رسانه و نهاد آموزشی–فرهنگی در ایران به‌شمار می‌رود. این سازمان علاوه بر تملک و کنترل رادیو و تلویزیون، مالک شرکت فیلم‌سازی سیما فیلم نیز می باشد، جشنواره‌های فیلم، موسیقی و هنری برگزار می‌کند، کتاب، روزنامه و مجله منتشر می‌کند و از دانشگاه صدا و سیما به عنوان یک بازوی آموزشی بهره می‌گیرد.

فعالیت‌های صدا و سیما به مرزهای ایران محدود نیست و در کشورهای مختلف جهان دارای تشکیلات است.

بودجه سازمان صدا و سیما در لایحه بودجه سال ۱۳۹7 حدود 1500 میلیارد تومان پیش بینی شده، این در حالی است که بنا به گفته دکتر علی عسکری، رئیس این سازمان، فقط بودجه شبکه ای مانند بی‌بی‌سی به بیش از ۶۰۰۰ میلیارد تومان می‌رسد و سازمان برای اداره ۶۲ شبکه تلویزیونی و ۸۳ شبکه رادیویی با مشکلات عدیده ای روبه رو است.

 

منابع مالی صدا و سیما در ایران

نیمی از کل هزینه سالانه سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هر سال در قانون بودجه مشخص می‌شود و نیمی دیگر از راه‌هایی دیگر ازجمله راه‌های زیر گفته تأمین می‌شود:

  • فروش زمان پخش رادیو و تلویزیونی به تبلیغات بازرگانی

  • دریافت هزینه آبونمان از تمام مشترکان برق در ایران

  • دریافت مبلغی با عنوان عوارض توسعه شبکه صدا و سیما از فروش هر دستگاه تلویزیون

  • دریافت مبلغ از تیم‌های ورزشی مورد نمایش در اوقات خاص

  • درآمد حاصل از انتشارات سروش

  • درآمد حاصل از انتشار مجلات

  • درآمد حاصل از روزنامه جام جم

  • درآمد حاصل از شرکت صنعتی سیما چوب

  • درآمد حاصل از شرکت صوتی و تصویری سروش

  • بودجه مصوب که هرساله در مجلس تصویب و سپس از خزانه دولت دریافت می‌کند.

  • تولید برنامه مشارکتی که با مشارکت مالی ارگان‌ها، موسسات، شرکت‌ها و … دولتی و غیردولتی انجام می‌شود.

آمار تماشای روزانه برنامه های سیما

مرتضی میرباقری معاون سیمای رسانه ملی در نشست عوامل اجرایی جشنواره جام جم(در تاریخ   13 / 10 / 1396 ) گفت:«از مقبولیت ۸۳ درصدی شبکه‌های تلویزیونی و تماشای روزانه ۳.۵ ساعت از برنامه های سیما توسط مردم بوده، البته با توجه به سن، جنس و محل سکونت این میزان ساعت متغییر است.

۴۰۰۰ ساعت تولید و بیش از ۱ میلیون ساعت پخش برنامه تلویزیونی سیمای جمهوری اسلامی است و مراکز آماری معتبر با توجه به میزان جمعیت مردم در سراسر کشور از مقبولیت ۸۳ درصدی شبکه‌های سیما خبر می‌دهند».

علی عسکری رئیس صدا و سیما (31 / 3 / 96 )در مراسم تجلیل از برترین‌های مراکز استان‌ها در جشنواره‌های بین‌المللی و انتخابات می گوید: «اقبال عمومی و مخاطب پذیری صدا و سیما در فضای تلویزیون در سطح ملی 1 / 83  درصد و در سطح تهران 8 / 83  درصد است. این رقم در رادیو در سطح ملی 5 / 29  درصد و در سطح تهران 5 / 30  درصد است که رقم قابل توجهی است.

علی عسکری افزود: «در فضای انتخابات رجوع مخاطبان به رسانه ملی ۷۸ درصد بود و این میزان اعتبار‌پذیری در حالی به چشم می‌آید که می‌بینیم در آن زمان اعتبار بقیه رسانه‌ها و فضای مجازی در مجموع ۲۰ درصد بوده است و این افتخاری برای ما و نظام اسلامی است»(سینماپرس13 دیماه 1396).

 

انواع رادیو و تلویزیون

اصولاً وضعیت حقوقی و ماهیت رادیو و تلویزیون ها در جهان سه نوع است:

1-رادیو و تلویزیون  دولتی؛ که کل درآمد و اعتبارات آنها را حکومت پرداخت می کند و از نظر سیاست کار، خط مشـی و محتواي برنامه ها، وابسته به دولت هستند و سلسله مراتب آنها را حکومت مشخص می کند.

2- رادیو و تلویزیون هاي عمومی یا نیمه دولتی؛ کـه ضـمن دریافـت کمـک هـاي حکـومتی و دولتـی، هزینـه هـاي خـود را از محـل پرداخت هاي عمومی و حق اشتراك مردمی تأمین می کنند و دولت در حد نظارت با آنها ارتباط دارد.

3- سازمان هاي رادیو تلویزیونی خصوصی و تجارتی؛ که ضمن تبعیت از مقررات عمومی، در برابر عملکرد خود مسئولند و هزینه هاي آنها، صرفاً از محل درآمدهاي اختصاصی (اشتراك کابلی و کارتی، آگهی هاي بازرگـانی و حمایـت تجارتی و فروش محصولات) تأمین می شود که وضعیت حقوقی آنها نیز تابع مقررات بازرگانی و قوانین تجارتی مربوطه است.

 

تاثیر رادیو و تلویزیون بر سبک زندگي و رفتار افراد

رادیو و تلویزیون يك صنعت روبه رشد و در حال تحول هستند كه تامين كننده اشتغال، توليد كننده كالا و خدمات و تغذيه كننده ساير صنايع مرتبط هستند. رادیو و تلویزیون يكي از منابع قدرت بوده يعني ابزاري هستند براي كنترل مديريت و نوآوري در جامعه. اغلب جايگاه به روز تحول در فرهنگ اند چه به معني هنر و اشكال نمادين و چه در معناي مدها، خلق و خوها، شيوه هاي زندگي و هنجارها.

ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه فرآيندهاي سياسي و حكومتي آن بر اساس اين تاثير قرار دارد كه ما برآنچه مي گذرد آگاهيم زيرا از مطبوعات و تلويزيون و راديو خبر مي گيريم.كمتر كسي را مي توان يافت كه سرچشمه اطلاعات و عقايد اش را نتوان در رسانه ها پيدا كرد.اين همه پول و تلاش صرف آن مي شود كه رسانه ها در جهتي هدايت شوند، كه تاثير دلخواه و مورد نظر حکومت تحقق يابد.

رسانه ها هر جا كه رشد مي كنند داراي قدرت قابل ملاحظه اي براي شكل دادن به عقايد و باورها، دگرگون كردن عادات زندگي و ترويج رفتارهايي كمابيش مطابق ميل كنترل كنندگان رسانه ها و محتواي آنها هستند. اين ديدگاه نه بر اساس كاوش هاي علمي بلكه در اثر مشاهده محبوبيت بسيار زياد رادیو و تلویزیون و رسانه هاي جديدي و نفوذ آنها در ابعاد مختلف زندگي فردي و اجتماعي به وجود آمده اند.

رادیو و تلویزیون در همه ابعاد زندگي افراد تاثير گذار هستند اما نشان داده شده كه هر رسانه اي در قالب ساختار موجود روابط اجتماعي، شرايط فرهنگي و اجتماعي معين عمل مي كند. اين عوامل اجتماعي و فرهنگي در شكل دادن به عقايد، نگرش ها و رفتار مورد مطالعه نقش درجه اول دارند و انتخاب، توجه و پاسخگويي به رسانه از سوي مخاطبان را تعيين مي كنند.

تاثير رسانه بر روي زندگي افراد با پيدايش تلويزيون به عنوان رسانه اي نوين كه جذابيتي بيش از اسلاف خود داشته و بر روي زندگي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي تاثيرات مهمي داشته است.

بنابراين امروزه هر چه رسانه ها قدرتمندتر مي شوند تاثير مستقيم تري بر روي زندگي افراد مي گذارند و رسانه ها موقعيت يك نهاد اجتماعي مهم را كسب كرده اند و روز به روز بيشتر مسائل زندگي عموم در عرصه رسانه ها متجلي مي شود چه در سطح ملي و چه در سطح بين المللي.

چالش های سازمان های رادیو و تلویزیون داخلی و بین المللی

سیاست گذاري رسانه اي

سیاست گذاري رسانه اي را برنامه ریزي، طرح ریزي و اتخاذ تصمیماتی در جهت پیشبرد اهداف سازمان هاي رسانه اي با توجه به تشکیلات و محیط و نیروي انسانی تعریف نموده اند. تصمیم گیري در رسانه ها در دو سطح انجام می گیرد:

1- سطوح بالاي سازمان که به اتخاذ تصمیمات ارزشی می پردازند و طی آن خط مشی هاي کلی و استراتژي ها تعیـین مـی گردد. 2- تصمیم گیری هاي مربوط به امور اجرایی که از درجه اهمیت کمتري برخور دارند در سـطح پـایین اتخـاذ مـی  شوند.

بنابراین انواع مدل هاي تصیم گیري عبارتند از:

1 - مدل عقلایی 2- مدل رضایت بخش 3- مدل فزاینده 4- مدل بینش فوق ا لعاده 5- مدل مختلط تصمیم گیری

 

مهمترین دلایل مردم برای رجوع به شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان

1- برنامه های متنوع، جذاب و سرگرم کننده

2- اخبار و تحلیل های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی همراه با آمار و مستندات و واقعیت ها

3- پخش فیلم و سریال بدون سانسور

4-  آشنایی با ملل و فرهنگ های دیگر

5- آگاهی از اخبار و تحلیل رویدادها 

6- جریانات اپوزیسیون و قوم گرایانه

7- آگاهی از آن سوی خطوط قرمز

8- طرح برخی مسائل مهم که در فضای عرف جامعه نمی گنجد

9- طرح و بحث درباره مضامین خاص دینی

10- پخش برنامه های مبتذل به ویژه با موضوعات جنسی

شبکه برنامه های ماهواره ای، حقیقت انکارناشدنی جامعه ما و دیگر جوامعی است که می خواهند آزادانه بیندیشند و رفتار کنند. در فرآیند جنگ نرم رسانه ای برنامه های ماهواره ای به جهت گروه گسترده مخاطب و امکانات گسترده در انتقال پیام از جایگاه مهمی برخوردارند، اما نباید این حقیقت را صرفا به عنوان یک تهدید مورد توجه قرار دهیم. سیستم شبکه ماهواره ای می تواند برای جامعه ما به عنوان یک فرصت استثنایی در انتقال مفاهیم بلند اسلامی و ایرانی و نیز روشنگری و گسترش اندیشه ناب انقلاب اسلامی در سطح منطقه و جهان محسوب شود. لازمه این امر، شناخت دقیق ماهیت این پدیده و استفاده آگاهانه و دقیق از فرصت پیش رو، همراه با برنامه ریزی دراز مدت است(رضا سیف پور، کارشناس رسانه، 1390).

چالش های سازمان های رادیو و تلویزیون داخلی و بین المللی

دلیل ناکامی صدا و سیما چیست؟

صدا و سیمای جمهوری اسلامی رسالت عظیم و سنگینی را عهده دار است. اما عملکرد آن خصوصاً در سال های اخیر به گونه ای بوده که موجب افزایش انگیزه های مردم به تماشای شبکه های ماهواره ای شده است.

تداوم رشد مخاطبان ایرانی کانال های ماهواره ای، واقعیتی گریز ناپذیر است که به مثابه تهدیدی برای فرهنگ کشور محسوب می شود. آنچه مهم است اینکه صدا و سیما باید قدرت نرم افزاری و سخت افزاری خود را تقویت نماید، تا بتواند ضمن اقناع مخاطب و انتقال ارزش های ایرانی، به مرجع مورد اطمینان مردم در زمینه کسب اخبار، افزایش آگاهی و … تبدیل گردد. در این میان جای خالی هنرمندانی که مردم با علاقه وافر پیگیر هنرآفرینی هایشان بودند، بیش از هرچیز دیگری رخ می‌نمایاند(آفتاب‌‌نیوز23 آذر 1393) .

 

رسالت صدا و سیما چیست؟

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل یکصد و هفتاد و پنجم درباره صدا و سیما آمده است که صدا و سیمای‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏، باید آزادی‏ بیان و نشر افکار با رعایت‏ موازین‏ اسلامی‏ و مصالح‏ کشور را تامین نماید. بودجه سازمان صدا و سیما در لایحه بودجه سال ۱۳۹7 حدود 1500 میلیارد تومان پیش بینی شده، این در حالی است که بنا به گفته دکتر علی عسکری، رئیس این سازمان، فقط بودجه شبکه ای مانند بی‌بی‌سی به بیش از ۶۰۰۰ میلیارد تومان می‌رسد و سازمان برای اداره ۶۲ شبکه تلویزیونی و ۸۳ شبکه رادیویی با مشکلات عدیده ای روبه رو است

 

برخی از اصول برنامه های سازمان صدا و سیما که مرتبط با نحوه مدیریت صداوسیما هستند در ادامه می آیند:

ماده ۵ – صدا و سیما باید به مثابه یک دانشگاه عمومی به گسترش آگاهی و رشد جامعه در زمینه‌های گوناگون مکتبی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ‌اقتصادی و نظامی کمک نماید.

ماده ۷ – صدا و سیمای جمهوری اسلامی متعلق به تمامی ملت است و باید منعکس‌کننده زندگی و احوال تمامی اقوام و اقشار مختلف کشور باشد.

با اندک درنگی در دو ماده ی فوق الذکر، نخستین سوالی که به ذهن می رسد این است که رسانه ی ملی تا چه اندازه در تحقق رسالت خود موفق بوده است؟

آمارها و گزارشات منتشره حاکی است که تقریباً عملکرد سیمای ملی به لحاظ سخت افزاری مثبت بوده است. رشد کمی شبکه های داخلی و خارجی به موازات راه اندازی شبکه های تخصصی، مطلوب است. اما شواهد موجود نشان می دهند که به طور کلی صدا و سیما به لحاظ تولید محتوا، جذب و اقناع مخاطب و جذب حداکثری مخاطبان خود به همراه رضایت با مشکلات جدی دست و پنجه نرم می کند و در دستیابی به اهداف عالی مورد نظر نظام تا حدودی زیادی ناکام مانده است و از این رو، مردم به دیدن شبکه های ماهواره ای روی آورده اند و اقبالی به رسانه ملی ندارند.

‌ماده ۱۶ – صدا و سیما با حضور دائمی خود در جامعه باید همواره منعکس‌کننده صدیق وقایع و رویدادهای مهم اجتماعی باشد و واقعیت ها را به‌اطلاع مردم برساند.

ماده ۱۸ – صدا و سیما موظف است آخرین اخبار و اطلاعات صحیح و مهم کشور و جهان را که مفید و مورد نظر اکثریت مردم باشد، به صورتی‌کوتاه و گویا منتشر نماید.

این دو ماده نیز مبین آن است که اساسنامه این سازمان، مدیران رسانه ملی را توصیه به بحث و گفت وگوی آزاد، داشتن نگاه جامع، دلسوزانه و سازنده امر نموده است. اما آنچه از اهمیت مضاعف برخوردار است این است که این نگاه تا چه اندازه بر رسانه ملی حاکم است؟(آفتاب‌‌نیوز23 آذر 1393) .

 

دلایل کاهش مخاطبان صدا و سیما

پژوهش هایی که در این باره انجام شده است، نشان دهنده ضعف تلویزیون به لحاظ جذب مخاطب است و جای تردید نیست که عملکرد رسانه ملی در ادوار گذشته باعث شده تا جامعه به سمت شبکه های فارسی زبان برون مرزی سوق داده شود.

 

برخی از این آمار و پژوهش ها:

  1. نظرسنجی ها در خصوص عملکرد صدا و سیما نشان می دهد که مخاطبان ماهواره در تهران، افزایش معناداری پیدا کرده اند. براساس این آمارها ظرف سه سال پیش بالغ بر 4 / 45  درصد از مردم تهران بیننده ماهواره بودند که نسبت به سال قبل از آن ۱۰ درصد رشد پیدا کرده است. از این مقدار 9 / 40  درصد بیننده شبکه های فارسی زبان بوده اند و ۱۴ درصد فقط شبکه های خارجی را تماشا می کردند. با این وجود 6 / 50  درصد از پرسش شوندگان گفته بودند که ماهواره با فرهنگ ما سازگاری ندارد و 8 / 34  درصد مخالفت کردند و معتقد بودند که ماهواره منطبق با فرهنگ جامعه است( پایگاه اطلاع رسانی اداره کل روابط عمومی صدا و سیما).

  2. در مورد اقبال جوانان به رسانه های داخلی یا ماهواره، نتایج تحقیقی که توسط سازمان ملی جوانان انجام شده است، نشان داد که در مجموع جوانان برنامه ها و عملکردهای صدا و سیما را قابل قبول نمی دانند. نیمی از جوانان معتقدند که افزایش شبکه های تلویزیونی در برآورده کردن انتظارات جوانان موثر بوده است، اما ۶۷ درصد آنان معتقدند که این تغییرات نتوانسته است گرایش جوانان به ماهواره را کاهش دهد. مشکل دیگر این است که ۶۵ درصد جوانان معتقدند تصویری که صدا و سیما از زندگی مردم ارائه می دهد، واقعی نیست. ۷۳ درصد آنها گله مند از فقدان تنوع لازم در برنامه های رادیو و تلویزیون در ایران هستند و ۶۴ درصد آنان می گویند که صدا و سیما در انعکاس مسائل و مشکلات جامعه عملکرد مناسبی نداشته است. کمی بیش از نیمی از جوانان بر این باورند که صدا و سیما در پخش اخبار موجب گرایش های مردم به رسانه های بیگانه شده است. ۶۰ درصد جوانان می گویند که اگر امکان استفاده از ماهواره را داشته باشند، ترجیح می دهند برنامه های تلویزیونی سایر کشورها را تماشا کنند. ۵۳ درصد آنان معتقدند که صدا و سیما در مقابله با تهاجم فرهنگی غرب عملکرد قابل قبولی نداشته است و نکته دیگر آنکه ۵۷ درصد جوانان برنامه های صدا و سیما را شادی بخش و نشاط آفرین نمی دانند(هیئت نظارت و ارزیابی فرهنگی و علمی شورای عالی انقلاب فرهنگی).

  3. پژوهش دیگری که با جامعه آماری ۴۰۰ نفر از شهروندان ۱۵ سال به بالای ساکن در مناطق مختلف تهران که مخاطب تلویزیون های ماهواره ای فارسی زبان بوده اند، به عمل آمده است نشان می دهد که نارضایتی از رسانه ملی و کسب اطلاعات سیاسی( بالاتر از عواملی چون انگیزه های آموزشی، فرار از واقعیات زندگی روزمره و الگو گرفتن برای سبک زندگی) از دلایل اقبال به سمت ماهواره و شبکه های فارسی زبان برون مرزی بوده است.

معیار نارضایتی از تلویزیون

شامل عدم جذابیت برنامه های صدا و سیما، عدم انطباق برنامه ها با نیازهای روحی و اقتضائات سنی، تکراری و غمگین بودن برنامه ها و عدم بهره گیری از چهره های محبوب مردم… می شد در حالی که کسب اطلاعات سیاسی مشتمل بر اطلاع از اخبار بدون سانسور، آگاهی از نظرات کشورهای دیگر راجع به اتفاقات جامعه ایران، مطلع شدن از آخرین اخبار سیاسی و … بوده است.

 

 چالش های سازمان های رادیو و تلویزیون

رادیو و تلویزیون  به عنوان مرجعی مهم براي مخاطبان، وظایف مهمی در مسیر اقناع آموزشی، فرهنگی، سیاسی و همچنین سرگرم سازي جامعه بر عهده دارد.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، سازمانی است که با بهره گیري از بودجه دولتی و دیگر درآمدهاي قانونی که براي آن پیش بینی شده، موظف به ساخت برنامه هاي پر محتوا و قدرتمند است تا بتواند پاسخگوي نیاز مخاطبان ایرانی در گوشه و کنار دنیا باشد. با وجود آن که وظایف صدا و سیما در قبال جامعه تعریف شده و مشخص است، به نظر می رسد این سازمان در مسیر اجراي وظایف خود در برابر شهروندان ایرانی تا حدي کاهلی به خرج می دهد. به اعتقاد کارشناسان، برنامه سازي هاي ضعیف و به تازگی پخش حجم بالا و بی سابقه آگهی هاي بازرگانی در لا به لاي برنامه هاي مختلف، نمود برجسته یی از عملکرد نه چندان رضایت بخش صدا و سیما طی سال هاي گذشته است.

کارشناسان بر این باورند که دلایل مختلفی براي پیدایش این رویه در عملکرد صدا و سیما وجود دارد؛ رویه یی که باعث نارضایتی گسترده مخاطبان برنامه هاي مختلف تلویزیونی و رادیویی در سال هاي گذشته و جذب این مخاطبان به شبکه هاي مختلف ماهواره یی شده است. ضعف عملکرد در سطوح مدیریتی، هدر رفتن بودجه، اجراي سیاست هاي بسته و مشخص و وجود خط قرمزهاي فراوان در مسیر فعالیت و برنامه سازي ها در سازمان در صدا وسیما، از جمله دلایلی است که به ارایه عملکردي قابل نقد از طرف سازمان صدا و سیما منجر شده است.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران حالا نه تنها بزرگترین سازمان رسانه‌ای ایران است، بلکه در سطح جهانی هم به لحاظ نیروی انسانی یکی از بزرگترین سازمان‌های رسانه‌ای است.

رشد حیرت‌انگیز نیروهای انسانی سازمان صدا و سیما که در دوره عزت‌الله ضرغامی (چهارمین رییس سازمان پس از پیروزی انقلاب) رقم خورد باعث شده تا امروز تعداد کارمندان رسمی، فراردادی و پیمانی صدا و سیما به ۴۸ تا ۵۰ هزار تن برسد، رقمی که در مقایسه با تعداد نیروهای انسانی تلویزیون‌های مختلف در گوشه و کنار جهان چشمگیر و قابل توجه است.

پیش از دوره‌ ضرغامی امورات صدا و سیمای ایران را حدود ۲۲ هزار نیروی انسانی رتق و فتق می‌کردند. این تعداد نیروی انسانی در کنار پست‌های مدیریتی که در این سازمان وجود داشت باعث می‌شود که حدد ۸۰ الی ۸۵ درصد بودجه صدا و سیما(در این برهه از زمان بودجه صدا وسیما بیش از ۲ هزار میلیارد تومان بود) صرف حقوق و دستمزد نیروهای انسانی‌اش شود و تنها ۱۵ الی ۲۰ درصد بودجه برای تولیدات تلویزیونی در حوزه‌های مختلف باقی بماند(محمدرضا رستمی ـ فرزاد مظفری).  صدا و سیما به لحاظ تولید محتوا، جذب و اقناع مخاطب و جذب حداکثری مخاطبان خود به همراه رضایت با مشکلات جدی دست و پنجه نرم می کند و در دستیابی به اهداف عالی مورد نظر نظام تا حدودی زیادی ناکام مانده است و از این رو، مردم به دیدن شبکه های ماهواره ای روی آورده اند و اقبالی به رسانه ملی ندارند.

 

پیامد ضعف صدا و سیما

ضعف عملکرد صدا و سیما، از دلایل اصلی جذب مردم به سمت کانال‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای است. نتیجه این روند سبب می‌شود که سبک زندگی و افکار نسل جوان بر اساس ارزش‌های منتشر شده از ماهواره شکل بگیرد و این امر ضربه بزرگی را به نحوه جامعه پذیری افراد وارد می‌کند و موجب دوری آنها از هویت واقعی‌شان می‌شود. پرسش که در این میان مطرح می‌شود اینکه ضعف صدا و سیما از کجا نشات می‌گیرد؟ آیا رسانه ملی می‌تواند با ترفندهایی برای افزایش مخاطبان خود باعث بی رونق کردن کانال‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای شود؟

به نظر می‌رسد مشکل اصلی به مدیریت سیما برمی‌گردد. مدیریتی که انگار گرفتار نوعی سکون و بی تحرکی شده است که نه تنها عاجز از پاسخگویی مناسب به وقایع و اتفاقات روزمره است. از دلایل دیگر، عدم بهره‌گیری از صاحبنظران و کارشناسان حوزه رسانه و ارتباطات است. در جامعه ما نخبگان علمی و فرهنگی کم نیستند اما مهم این است که تا چه حدی از این نیروها استفاده می‌شود.

نکته دیگر این است که برنامه‌های سازمان صداوسیما به ابلاغ و ترویج پیام‌های آموزشی، تربیتی و اعتقادی به صورت ظریف و نامحسوس کمتر توجه نشان داده‌اند. در این بین نگاهی به عملکرد بی بی سی فارسی می‌تواند برای ما راهگشا باشد که البته این نکته به معنای تقلید و کپی‌برداری صرف یا تایید این شبکه نیست. این رسانه با برخورداری از شناخت کافی نسبت به حساسیت‌ها و مشخصات اقلیم جغرافیایی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه ایرانی تجدید نظری اساسی در محتوا و سبک برنامه‌های خود کرده‌است و همین مسئله موجب شده است تا تاثیرات تبلیغی آن در مقایسه با رسانه‌های مشابه دیگر پیچیده تر، خزنده تر، عمیق تر و طولانی تر باشد. هرچند حضور و وجود برنامه‌هایی موفق مانند پارک ملت و ماه عسل که با استقبال گسترده‌ای از سوی مخاطبان روبه رو شده‌است نشان دهنده این است که رسانه ملی قابلیت دارد که باعث جذب قشرهای مختلف مردم به رسانه ملی شود، به شرط آن که مدیران این رسانه از رویکرد محافظه کارانه و تنگ نظرانه دوری کنند، از سلائق و نظرات مختلف استفاده کنند، دغدغه جدی نقد وضع موجود برای نیل به وضع مطلوب را داشته باشند و به تقویت تولیدات رسانه‌ای خود باور داشته باشند.صدا و سیمای جمهوری اسلامی رسالت سنگینی را عهده دار است. اما عملکرد آن به‌خصوص در سال‌های اخیر طوری است که موجب افزایش انگیزه‌های مردم به شبکه‌های ماهواره‌ای، بوده است. تداوم رشد استفاده از کانال‌های ماهواره‌ای توسط مردم، واقعیتی گریز ناپذیر است که به مثابه تهدیدی برای فرهنگ کشور محسوب می‌شود.آنچه مهم است اینکه صدا و سیما باید قدرت نرم افزاری خود را تقویت کند تا بتواند ضمن اقناع مخاطب و انتقال ارزش‌های دینی، به مرجع مورد اطمینان مردم در زمینه کسب خبر و افزایش آگاهی تبدیل شود(روزنامه ابتکار).

صدا و سیما به لحاظ تولید محتوا، جذب و اقناع مخاطب و جذب حداکثری مخاطبان خود به همراه رضایت با مشکلات جدی دست و پنجه نرم می کند و در دستیابی به اهداف عالی مورد نظر نظام تا حدودی زیادی ناکام مانده است و از این رو، مردم به دیدن شبکه های ماهواره ای روی آورده اند و اقبالی به رسانه ملی ندارند.

رادیو و تلویزیون‌ها در سایر کشورها:

آیا در سایر کشورها، رادیو و تلویزیون‌ها، شبکه‌های خبری و حتی خبرگزاری‌های مهم و تاثیرگذار بین‌المللی هم از چنین بدنه‌ فربه‌ای برخوردارند؟ پاسخ بین پرسش با نگاهی به تعداد نیروهای تلویزیون‌ها و خبرگزاری‌های مهم جهان مشخص می‌شود، خبرگزاری‌هایی که نبض اخبار جهان را در دست دارند. 

ساختار حاکم بر فضای رسانه‌ای ایران البته چندان قابل قیاس با کشورهای دیگر نیست، ایران یکی از معدود کشورهایی است که رسانه‌های دیداری و شنیداری آن تحت حاکمیت سازمان صدا و سیماست و بخش خصوصی امکان ورود به این حوزه را ندارد. 

نزدیک‌ترین تلویزیون به تلویزیون ایران شاید تلویزیون CCTV چین باشد که این تلویزیون هم با تمام گستردگی و تولید برنامه‌هایش تنها ۱۰ هزار کارمند در بخش‌های مختلف دارد.

این وضعیت در مقایسه با سایر تلویزیون‌ها هم حکم‌فرماست. BBC به عنوان یکی از بزرگترین بنگاه‌های خبری جهان که شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی مختلفی دارد و به زبان‌های گوناگون برنامه تولید می‌کند، ۲۰ هزار و ۹۵۱ کارمند دارد. 

تلویزیون بی بی سی جدا از تولید برنامه‌های خبری و دیداری و شنیداری، به سریال‌سازی، تولید مستند، فیلم و … هم دست می‌زند. 

تلویزیون NHK ژاپن هم به عنوان یکی از تلویزیون‌های مهم آسیا و سطح جهان تنها ۱۰ هزار و ۲۴۲ کارمند دارد. SKY که از آن به عنوان یکی از بزرگترین تلویزیون‌های سطح جهان نام برده می‌شود، کانال‌های زیر مجموعه‌اش تقریبا همه‌ی حوزه‌ها را با زبان‌های گوناگون پوشش می‌دهد و ۳۰ هزار نیرو دارد. 

این اتفاق در حالی رخ داده و صدا و سیما به فربه‌ترین سازمان رسانه‌ای تبدیل شده که میزان تاثیرگذاری این رسانه در سطح منطقه و در سطح جهان قابل مقایسه با تلویزیون‌ها و خبرگزاری‌ها و شبکه‌های خبری مثل BBC, فاکس نیوز، رویترز، خبرگزاری فرانسه، آسوشیتدپرس، الجزیره و ... نیست. 

بحران نیروی انسانی و فربه شدن بدنه‌ سازمان که به یکی از باتلاق‌های فراروی مدیر پیشین و بعدی این رسانه بوده و همچنان یکی از چالش‌های پیش روی مدیریت جدید این سازمان است. 

رادیو و تلویزیون‌ها و شبکه‌های خبری

نام رسانه 

تعداد کارمندان 

توضیحات 

BBC

۲۰۹۵۱                     

 

NHK

۱۰۲۴۲

 

SKY 

۳۰۰۰۰

 

RTVE

۶۵۰۰

رادیو تلویزیون اسپانیا 

CCTV

۱۰۰۰۰

تلویزیون چین

FoxNEWS

۱۳۰۰ 

این شبکه زیرمجموعه‌ی کمپانی فاکس قرن بیست ویکم است. 

CNN

۴۰۰۰

این شبکه زیرمجموعه‌ی شرکت تایم وارنر است. 

صداوسیمای ایران 

۴۸۰۰۰

 

رادیو اینترنتی

اینترنت دوران طلایی رادیو را احیا کرد. دستگاه های همراه باعث شده اند دسترسی به رادیو و تعامل مخاطبان با آن افزایش چشمگیری داشته باشد.

براساس مطالعات مرکز Edison Research و تحقیقاتی که در آمریکا انجام شده، در بازه زمانی ماهیانه، ۴۵درصد از کاربران اینترنت به رادیو گوش می دهند. یعنی ۱۲۰ میلیون شنونده، این آمار به نسبت سال ۲۰۱۲ رشد ۵ درصد و از سال ۲۰۰۳ تاکنون چیزی حدود ۲۸ درصد رشد داشته است.

رادیو اینترنتی یک رسانه است در دنیای مجازی که همانند دیگر شبکه های رادیویی برنامه پخش می کند، با این تفاوت که این برنامه ها فقط در اینترنت قابل استفاده و شنیدن است.

رادیوی اینترنتی همچنین معروف به رادیوی وبی، رادیوی Streaming و رادیوی الکترونیکی webcasting  یک سرویس صوتی می باشد که اطلاعات خود را از طریق اینترنت برای کاربران ارسال می نماید.

در حال حاضر بسیاری از رادیوهای اینترنتی با ایستگاهای سنتی رادیو همکاری می نمایند و برنامه های مشترکی را به پخش می رسانند. سرویس های رادیویی که تنها به طور اینترنتی ارایه می گردند معمولا به طور مستقل و جدا از ایستگاهای رادیویی کار می کنند.

سرویس های رادیویی اینترنتی معمولا از تمامی نقاط دنیا در دسترس هستند، برای مثال یک فرد ساکن اروپا می تواند به اخبار رادیویی استرالیایی از طریق کامپیوترش گوش دهد.

رادیوهای اینترنتی در بین افراد مقیم خارج از کشور و همچنین شنوندگان و علاقه مندان به موسیقی محبوبیت بالایی را کسب نموده است، زیرا این سرویس ها معمولا امکانات و برنامه هایی را ارایه می کنند که معمولا از ایستگاهای رادیویی محلی پخش نمی شود ( مانند سبک های مختلف موسیقی و برنامه های زنده کمدی). این سرویس ها همچنین برنامه های دیگری از قبیل اخبار، ورزش، گفتگو و جلسات رادیویی و تمامی برنامه هایی که در ایستگاهای رادیوی محلی پخش می شود را ارایه می نمایند.

با اختراع رادیو در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، انسان وارد عصر الکترونی شد که بر ارتباطات راه دور تکیه داشت و حس غالب حس شنوایی بود. با اختراع دستگاه ارتباط بی سیم و رادیویی، توسط گوگلیلموما رکنی ایتالیایی در سال 1895 اخبار و اطلاعات با سرعت شگفت آوری تا نقاط دور دست منتشر شدند.

در مرحله بعد، سینما متولد شد. این وسیله ارتباطی که هدفش سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت بود، کمتر جنبه خبری داشت و حتی از نظر انتشار نیز با دیگر وسایل ارتباطی تفاوت اساسی داشت، از جمله پیشرفت های چشمگیر علمی پس از جنگ جهانی دوم بود، زیرا در سال های آخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، با کوشش های که برای تکمیل فن عکاسی و فیلمبرداری صورت گرفت، وسایل نوینی چون سینما وتلویزیون در اختیار انسان گذاشته شد.

ظهور تلویزیون موجب گردید که رویدادها آن چنان که اتفاق افتاده اند، به جهان نشان داده شوند. گسترش تلویزیون پس از جنگ جهانی دوم و فراگیر شدنش، آن را به یک رسانه همگانی تبدیل کرد. این وسیله جدید که می توانست، پیام مشابهی را برای میلیون ها نفر به طور همزمان پخش کند، موجب همگون سازی مخاطبان و ایجاد مخاطبان یکسان شد و اغلب توسط دولت ها اداره می شد. رواج تلویزیون درسه دهه پس از جنگ جهانی دوم، به قول مک لوهان دنیای جدیدی از ارتباطات را موجب شد (کاستلز به نقل از مک لوهان، 1380، 102).

ادامه دارد


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در پژوهش
دوشنبه, 03 دی 1397 11:14

چرا ایران، ژاپن نشد؟

مقایسه ایران و ژاپن و نسبت با دبستان و آموزش  زمانی یکی از مسوولان ارشد کشور گفته بود که ما باید ژاپن اسلامی شویم!

ظاهرا این فانتزی، فقط خواسته دوران ما نیست. بیش از صد سال است که ما ایرانی‌ها خود را با ژاپن مقایسه می‌کنیم .

حدود ۱۱۰ سال پیش، ناصرالملک، که در دوران قاجار چند سالی هم نایب‌السلطنه بود، جایی گفته: راه سعادت ملت این است که ما هم همان راهی را برویم که امپراتور ژاپن رفت و امروز برای سرمشق مللِ غافل و خواب‌آلوده هیچ نمونه ای بهتر از ژاپن نیست. اما چه شد که ژاپن، ژاپن شد و ایران، ایران ماند!؟

باید اعتراف کرد که نمی شود، به این مساله به سادگی پاسخ داد. یکی از روش ها توجه به تفاوت هاست.  تفاوت های رفتاری، تفاوت های جغرافیایی و یا تفاوت های نهادی. در این فرصت کوتاه فقط به سه تفاوت اشاره می کنم و شما را به تامل فرامی خوانم.

مقایسه ایران و ژاپن و نسبت با دبستان و آموزش

۱. ژاپنی ها خیلی شیک و مجلسی حاضرخوابند!
معروف است که ژاپنی‌ها اصلاً نمی‌خوابند. خودشان هم خیلی به این مساله اعتقاد دارند. ولی اگر چند وقتی را در ژاپن بگذرانید، مداوماً با آدم‌هایی روبه‌رو می‌شوید که در ایستگاه مترو، روی نیمکت‌های خیابان و ... خیلی شیک و مجلسی خوابیده‌اند. یکی از اساتید مطالعات ژاپن می گوید:

ژاپنی ها حاضرخوابی می کنند! (خواب در حضور دیگران).
ژاپنی ها بعد از جنگ، روزانه بیش از چهارده ساعت کار می کردند، تا کشورشان را از نو بسارند. متوسط ساعات کار ژاپنی ها در سال ۱۹۸۳ از تمامى کشورها بیش‏تر گزارش شده است؛ یعنى ۲۱۵۲ ساعت که نسبت به کشور بعدى؛ یعنى آمریکا، ۲۵۴ ساعت بیش‏تر است.

از خودمان صادقانه بپرسیم ما در روز چند ساعت کار مفید می کنیم؟

مقایسه ایران و ژاپن و نسبت با دبستان و آموزش


۲. ژاپنی ها از اویاتوئی گائی‌کوکوجین استفاده کردند!
یکی از اقدامات فوق العاده ژاپنی ها، استفاده از مشاوران بین المللی بود. آمار این مشاوران حیرت‌انگیز است: بین ۱۸۶۸ تا ۱۸۸۹ ، ۲۶۹۰ مشاور بین المللی (یا به قول ژاپنی‌ها اویاتوئی گائی‌کوکوجین) در همۀ زمینه‌ها از هنر و موسیقی گرفته تا امور نظامی و اقتصادی از کشورهای مختلف دنیا دعوت شدند:  می توانیم به تفاوت ها بنگریم و بیاموزیم برای توسعه نیازمند آنیم که تفاوت هشت و هشت یک دقیقه را بفهمیم، ضمن استفاده از تمام پتانسیل های داخلی، هیچ ابایی برای به کارگیری زبده ترین مدیران و مشاوران بین المللی نداشته باشیم و کار کنیم؛ منضبط، خستگی ناپذیر و با وجدان

۱۱۲۷ بریتانیایی، ۴۱۴ آمریکایی، ۳۳۳ فرانسوی، ۲۵۰ چینی، ۲۱۵ آلمانی و ۹۹ هلندی.

ایده مدیریت کیفیت جامع متعلق به یک آمریکایی بود اما در ژاپن به ثمر نشست و خود را در کیفیت بی نظیر سونی و تویوتا نشان داد. هنوز که هنوز است، بهره کشی (عمدا کلمه بهره کشی را استفاده کرده ام) ژاپن از خارجی ها ادامه دارد، نه تنها در کسوت مشاور که بسیاری از مدیران ارشد شرکت های معروف ژاپنی، خارجی بودند و یا هستند: یک فرانسوی، رییس نیسان است، مزدا از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۳ مدیران عامل غیر ژاپنی داشته است. آلبرت کریچمن مدیر عامل گروه میتسوبیشی فوسو است و ....
برای اینکه اهمیت این نکته را بیشتر درک کنیم باید توجه کنیم که ژاپن در همه این صنایع، در جهان پیش رو است مانند اینکه ما برویم برای صنعت فرش از چین، برای کشت و فرآوری زعفران از اسپانیا و برای تولید پسته از کانادا مدیر بیاوریم!


 ۳. ژاپنی ها تفاوت هشت و هشت یک دقیقه را می فهمند!
در اين کشور هيچ بهانه اي براي تاخير پذيرفته نيست. نه تنها انسان ها که تمام سسیستم ها نیز به وقت حساسند. مثلا قطارهاي متروي توکيو در روزهاي عادي هر دو دقيقه يک بار راه مي افتند. نکته جالب اينجاست که اگر هر روز در ساعت خاصي سوار مترو شويد، مسافران تقريبا همان ها هستند که هر روز مي بينيد!
جالب اینجاست بدانید متروی ژاپن در صورت تاخیر برگه ای به مسافران می دهد تا رییس شان بداند که عذرشان موجه است. در این کاغذ، نام قطار و مدت زمان تأخیر به دقت نوشته شده. مقایسه کنید با قرارهای کاری ما؛ ساعت ۳ قرار می گذاریم، ۳:۱۵ اعضا حاضر می شوند. تا ۳:۲۵ راجع به حواشی صحبت می کنیم. ۳:۳۰ دنبال دستور کار می گردیم، ۳:۴۰ یک نفر به خاطر جواب دادن به تلفن همراه جلسه را ترک می کند و ۳:۴۵ جلسه را ادامه می دهیم و جلسه با ۴۰ دقیقه تاخیر به پایان می رسد و کار بعدی ما ۴۵ دقیقه دیرتر آغاز می شود.

مقایسه ایران و ژاپن و نسبت با دبستان و آموزش

تجویز راهبردی:
ایران قرار نیست ژاپن شود، هر کشوری مختصات یگانه خود را دارد، تاریخ، جغرافیا، باورها و ارزش ها و عادت ها. بنابراین کپی برداری یک اشتباه استراتژیک است، اما الهام گرفتن و یادگیری فعالانه توصیه شدنی است.

اشتباه بزرگی است که بخواهیم همان راهی را برویم که ژاپن رفت، اما می توانیم به تفاوت ها بنگریم و بیاموزیم برای توسعه نیازمند آنیم که تفاوت هشت و هشت یک دقیقه را بفهمیم، ضمن استفاده از تمام پتانسیل های داخلی، هیچ ابایی برای به کارگیری زبده ترین مدیران و مشاوران بین المللی نداشته باشیم و کار کنیم؛ منضبط، خستگی ناپذیر و با وجدان.

اولی و سومی را باید از دبستان آغاز کرد و دومی را مدیران شجاع و چارچوب شکن باید ترویج کنند.

شبکه استراتژیست


مقایسه ایران و ژاپن و نسبت با دبستان و آموزش

منتشرشده در یادداشت

رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران

خلاصه از قبل :

در طول تاریخ ، این نادرشاه بود که توانست روس‌ها را وادار به خروج نیروهای خود از گیلان و قفقاز کند. او حتی تلاش کرد با استفاده از مستشار نظامی انگلیسی به نام جان اِلتون، نیروی دریایی در دریای خزر ایجاد کند اما با مرگ او آرزوی این چنینی هم به خاطره‌ها سپرده شد. (7)

در فصل پنجم عهدنامه گلستان آمده است:

... احدی از دولت‌های دیگر سوای دولت روس ، کشتی‌های جنگی در دریای خزر نداشته باشد. (7)

یکی از مفاد قرارداد ترکمانچای اجازه عبور و مرور آزاد به کشتی‌های تجاری روسی در دریای خزر و انحصار عبور و مرور کشتی‌های جنگی به روسیه بود. به این ترتیب ایران حق کشتی‌رانی در دریای خزر را از دست داد و ملزم به پرداخت ۱۰ کرور تومان به عنوان غرامت به روسیه شد. (7)

معمول ترين ، آسان ترين ، قديمي ترين و نخستين روش حل و فصل مسالمت آميز اختلافات بين المللي " آئين مذاکرات ديپلماتيک " است .

ماده 30 کنوانسيون چار چوب حفاظت از محيط زيست درياي خزر تصريح مي کند : ( 9 )

" درصورت بروز اختلافات بين طرف هاي متعهد در ارتباط با اجرا يا تفسير کنوانسيون يا پروتکل هاي آن ، طرف هاي کميسيون از طريق مذاکره يا ساير روش هاي مسالمت آميز به انتخاب خود براي رفع اختلافات اقدام خواهند کرد . " ( 9 )

بر اساس اصول كلی حقوق بین الملل، رویه كشورها و نوشته های حقوقدانان برجسته، دریاچه هایی كه با بیش از یك كشور هم مرز هستند، می بایست توسط توافقنامه ای میان كشورهای ساحلی تقسیم شوند.

تدوین یك رژیم حقوقی جامع، خواهد توانست اختلافات مربوط به حضور دول ساحلی و بیگانه در این دریا را حل نموده و مشكلات ناشی از استفاده سودجویانه از این دریا را رفع نماید.

از آنجا كه كشورهای امضا كننده قراردادهای ۱۹۲۱، ۱۹۴۰ و... تصور نمی كردند كه روزی دریای خزر بتواند برای آنها نفت نیز به ارمغان داشته باشد، لذا هیچ تدبیری در مورد آن نیاندیشیده بودند. رشد تكنولوژی و پیشرفت سریع فناوری باعث شد كه کشور هاي ساحلي درياي خزر ، بتوانند به اعماق آب نیز نفوذ كنند و از منابع بستر و زیربستر دریا بهره جویند. ولی هیچ قانونی بر این نوع بهره برداری ها حكومت نمی كرد و فعالیت های فراوانی نیز در این زمینه صورت گرفت كه سبب آلودگی محیط زیست این دریا و وارد آمدن آسیب های جدی به آبزیان آن شد. علاوه بر منابع طبیعی و محیط زیست، عدم تفكیك میان نحوه تردد و وضعیت كشتی های جنگی و تجاری، مضرّات زیادی به همراه داشت كه لازم بود بازنگری و اصلاح شود. از دیگر عوامل ناكارآمدی معاهدات قبلی، فروپاشی شوروی و اثرات ناشی از آن مي باشد .

قاعده كلی این است كه وقتی دولت جدیدی در عرصه بین المللی ظهور می كند، بر اساس اصل «جانشینی دولت ها» متعهد به مفاد معاهداتی كه دولت سلف خود منعقد كرده نمی باشد، زیرا دولت جدید طرف معامله نبوده و دلیلی هم بر الزام او بر این كار وجود ندارد. این اصل را «اصل عدم انتقال» یا «دكترین لوح پاك» می نامند كه هم در مورد دولت های تازه استقلال یافته و هم در مورد دولت هایی كه در اثر تجزیه یا تركیب پدید می آیند صادق است.

گفته شد كه نظر رسمی ایران در سال ۱۹۹۶ داشتن مالكیت دسته جمعی بر دریای خزر بود، ولی بعدها نظر ایران به تقسیم مساوی تغییر یافت.  ایران همچنین گام هایی در جهت كانونی كردن فعالیت های دول ساحلی دریای خزر برداشته است .

تحقیقات مختلف نشان داده است تغییر در محل زندگی جانداران دریایی در نتیجه احداث جزایر مصنوعی، عبور بافه ها و خطوط لوله از بستر دریاها، ایجاد سکوهای نفتی و مواردی مانند آن می تواند باعث تغییرات عمده در حیات و زیست آنها شود که این امر به ویژه در رابطه با جمعیت فُک های خزر و ماهیان خاویاری که عمدتاً در سواحل عمیق ایران حضور دارند، از اهمیت دو چندانی برخوردار است.

خوشبختانه در کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر به موضوع آثار زیست محیطی طرح های خطوط لوله توجه شده است و بند ٢ ماده ١٤ اشعار می دارد که «طرف ‌ها می ‌توانند نسبت به تعبیه خطوط لوله سراسری زیر دریایی بر روی بستر دریای خزر اقدام کنند، مشروط برآن که پروژه‌ های آنها با استانداردهای زیست ‌محیطی و الزامات مندرج در موافقتنامه‌ های بین ‌المللی که طرف‌ ها عضو آن هستند از جمله کنوانسیون چارچوب حفاظت از محیط ‌زیست دریایی دریای خزر و پروتکل‌ های مربوطه آن مطابقت داشته باشد».

موضوع بسیار مهم بند ١٣ ماده ٣ کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر است که بر «مسئولیت طرف آلوده کننده در قبال خسارت وارده به سامانه بوم‌ زیستی دریای خزر» تاکید می کند که ساز و کارهای اجرایی و حقوقی جبران خسارت های احتمالی زیست محیطی از سوی کشورهای ذی نفع در طرح ترانس خزر (قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان) می تواند در چهارچوب توافقنامه مستقل مورد اشاره به روشنی مشخص و تعریف شود.

رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران

قسمت هفتم:

پرسش کننده :

رابطه طرح ترانس با ايران و روسيه  چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )

در بند ٣ ماده ١٤  به این نکته اشاره شده است که «مسیرهای بافه‌ها و خطوط لوله زیردریایی بر اساس توافق با طرفی که بافه یا خط لوله از بخش بستر آن عبور می‌کند، تعیین خواهد شد» و در ادامه در بند ٤ همین ماده آمده است که «مختصات جغرافیایی نواحی در امتداد مسیرهای عبور بافه‌ها و خطوط لوله‌های زیر دریایی، در جاهایی که لنگراندازی، صید ماهی با ادوات صید نزدیک بستر، عملیات زیر آب و لایروبی و دریانوردی با لنگر لایروبی مجاز نمی‌باشد، باید توسط دولت ساحلی که این بافه‌ها و خطوط از بخش آن کشور عبور کرده‌اند به اطلاع تمام طرف‌ها برسد». بنابراین، عبور بافه و لوله ها کاملاً منوط به نظر کشورهایی است که آن بافه و لوله از بستر آن ها عبور می کند (ترکمنستان، قزاقستان و جمهوری آذربایجان) و لذا عملاً  ترانس خزر به جز آثار زیست محیطی آن ارتباطی به ایران و روسیه پیدا نمی کند.

با توجه به ملاحظات زیست محیطی تصریح شده در کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر، این حق و مطالبه برای ایران وجود دارد که در جریان نتایج و تصمیمات مربوط به نحوه اجرایی شدن طرح ترانس خزر قرار گیرد.  

 

پرسش کننده :

متن کامل کنوانسيون  منتشر شده است ( تعيين سهم به آينده موکول شده است ) و حتي وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران هم در رابطه با بند سوم از بخش مربوط به تعریف خطوط مبداء مستقیم اعلامه تفسيري منتشر کرده است .  پس نگراني برخي از صاحب نظران  بابت چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )

ظاهراً در این زمینه پروتکلی یک هفته قبل از امضای کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر به امضا رسیده است که البته متن آن هنوز منتشر نشده است و در آن بر کسب رضایت از کشورهای دیگر مثل ایران و روسیه برای احداث خطوط لوله از بستر دریا به جهت تایید عدم آثار مخرب زیست محیطی آن تاکید شده است.

ورود کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر در مواد ١١، ١٢ و ١٤ به موضوع ساخت خطوط لوله‌های زیر دریایی عملاً موجب به رسمیت شناخته شدن سیاسی و حقوقی این موضوع به شمار می رود. به همین دلیل، کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر با استقبال کشورهای ذی نفع در طرح ترانس خزر یعنی ترکمنستان، قزاقستان، جمهوری آذربایجان، ترکیه و نیز اتحادیه اروپا مواجه شده است.

 

پرسش کننده :

در رابطه با موضع فدراسیون روسیه در قبال طرح ترانس خزر، قابل ذکر  است که با توجه به بیش از دو دهه همسویی این کشور با ایران در مخالفت با اجرای این طرح بسیار شایان توجه است. به ویژه آن که روس ها همواره زلزله خیز بودن دریای خزر و آثار و پیامدهای زیست محیطی را در مخالفت با طرح ترانس خزر مطرح می کردند.

علت چرخش روسيه و  پذيرش ِ طرح ترانس چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )

"نخست، رویکرد عمل گرایانه و تعاملی روسیه در همراهی با کشورهای قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان و درک  و پذیرش این واقعیت است که این سه کشور به دلیل منافع کلان اقتصادی حاصل از صادرات نفت و گاز حاضر به چشم پوشی از طرح ترانس خزر نیستند و در صورتی که در کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر به این موضوع توجه نشود و این امر به رسمیت شناخته نشود، عملاً امکان تفاهم و مصالحه در رابطه با دست یابی به مکانیسمی برای تعیین تکلیف رژیم حقوقی دریای خزر وجود نخواهد داشت. این ملاحظه را می توان به نوعی برای ایران نیز متصور بود." (17)

  " مورد دوم، ... مشارکت احتمالی شرکت های بزرگ نفت و گاز روسیه به ویژه گازپروم در چنین طرح هایی و به عبارتی سهیم شدن روسیه در منافع اقتصادی این طرح می تواند به عنوان یکی از دلایل پذیرش و کنارآمدن روس ها با طرح ترانس خزر مورد توجه قرار گیرد. " ( 17 )

" سياست خارجي روسيه تا حد زيادي با مسائل اقتصادي به‌ويژه منافع شركت هاي بزرگ پيوند خورده است و یکی از اهداف روسیه در خصوص مسائل انرژی منطقه تشویق کمپانی های نفت و گاز روسیه برای کسب حداکثر مشارکت ممکن در پروژه های قابل دسترس است." (17)

به عنوان مثال :

" در ماجرای قرارداد کنسرسیوم غربی و مخالفت روسیه در سال ۱۳۷۳ نیز پس از واگذاری ده درصد سهام کنسرسیوم به شرکت گازپروم، روسیه دست از اعتراض برداشت." (17)

" در این ماجرا جمهوری آذربایجان به همراه شرکتهای نفتی غربی کنسرسیومی تشکیل داد که روسیه نیز توانست در آن سهمی به دست آورد. ۵ درصد از سهم ۲۰ درصدی آذربایجان نیز برای ایران در نظر گرفته شده بود که به دليل مخالفت آمریکا و انگلیس به ایران واگذار نشد. بنابراین، مشابه چنین رویکردی را از طرف روس ها، می توان در قبال طرح ترانس خزر نیز متصور بود و در عمل مشاهده نمود که شرکت های بزرگ نفت و گاز روسیه تا چه میزان در این طرح ایفای نقش می کنند.
    اما مورد سوم و بسیار مهم ،  مشارکت روسیه در سایر طرح های انتقال انرژی از بستر دریا در سال های اخیر،  نشان مي دهد که ادعای روس ها ، در زمینه ملاحظات زیست محیطی دریای خزر عملاً به حاشیه رفته است. نخستین مورد، طرح انتقال گاز روسیه از بستر دریای سیاه موسوم به «خط لوله گازی ترک استریم» است که منابع گازی روسیه را از منطقه کراسنودار از طریق خط لوله ای که از بستر دریای سیاه عبور می کند به غرب ترکیه و از آنجا به یونان منتقل می کند.

 

پرسش کننده :

به طور خلاصه  از نظر ِ " عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) "  در رابطه با کنوانسيون رژيم حقوقي درياي خزر چه مي توان گفت ؟

 

پاسخ دهنده  : ( 17 )

با امضای کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر، موضوع طرح ترانس خزر پس از نزدیک به دو دهه ابهام و اختلاف کشورهای ساحلی دریای خزر به مرحله اجرا بسیار نزدیک شده است. منافع اقتصادی ترکمنستان و قزاقستان در تنوع بخشی به مسیرهای انتقال انرژی (مسیر شمالیِ روسیه، مسیر شرقیِ چین و مسیر جنوبیِ افغانستان و پاکستان و مسیر غربیِ خزر و قفقاز)، منافع جمهوری آذربایجان، گرجستان و ترکیه در کریدور جنوبی انتقال انرژی به اروپا، منافع اتحادیه اروپا در تنوع بخشی به منابع انرژی و کاهش وابستگی به گاز وارداتی از روسیه، منافع روسیه در رابطه با مشارکت شرکت های بزرگ نفت و گاز روسی در طرح ترانس خزر و نیز پیشبرد طرح های مشابه در دریای سیاه و بالتیک بدون ملاحظات و فشارهای زیست محیطی، در مجموع شرایطی را فراهم آورده است که زمینه عملیاتی شدن این طرح انتقال انرژی را از بستر دریای خزر فراهم نموده است.

در چنین شرایطی، ایران به دلیل قرارگرفتن در عمیق ترین و شورترین بخش دریای خزر بیش از سایر کشورهای ساحلی در معرض آسیب های زیست محیطی طرح ترانس خزر قرار دارد که با توجه به مفاد کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر و نیز کنوانسیون حفاظت از محیط زیست خزر، سه کشور قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان ملزم به رعایت ملاحظات و نگرانی های زیست محیطی ایران هستند. در این راستا، انعقاد موافقتنامه زیست محیطی مستقل در رابطه با طرح ترانس خزر بین ایران و کشورهای ساحلی خزر و پیش بینی یک مکانیسم دائمی نظارتی با ضمانت اجرایی قوی و کارآمد از جمله اقدامات ضروری است که در راستای حفظ منافع و مصالح کشورمان در دریای خزر می تواند در دستور کار نهادهای مسئول در این حوزه قرار گیرد.  

 

ب -نکات مثبت ِ کنوانسيون :

سخن معلم " ارگان رسمي سازمان معلمان ايران " در مقاله نو آوری های حقوقی کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر به قلم دکتر مصطفايي ( 18 ) آورده است :


پرسش کننده :

آيا تصويب کنوانسيون با پنج کشور ساحلي درياي خزر قابل تقدير است ؟

 

پاسخ دهنده : (18)

می توان گفت اقدام به پیشنهاد و امضا و نهایتا تصویب کنوانسیون یا معاهده ای- با دولت های جانشین شوری سابق ... امری شایسته تقدیر و ارزشمند است که بعد از تقریبا سه دهه موجبات قانونمند نمودن چارچوب های سیاسی، اقتصادی و حقوقی را فراهم نموده است.

 

پرسش کننده :

منطقه انحصاري صيد در کنواسيون چگونه مشخص مي شود ؟ تغييرات آن نسبت به گذشته چيست ؟

 

پاسخ دهنده : (18)

در گذشته منطقه انحصاری صید تنها 10 مایل بود که الان 25 مایل دریایی را شامل می شود. اما لازم به ذکر است وقتی صحبت از 25 مایل می کنیم محاسبه آن از خط مبدا است و در حال حاضر چون خط مبدا نداریم طبیعی است تعیین محدوده این مناطق به روش ترسیم خط مبدا موکول خواهد شد که در معاهده جداگانه مشخص می شود.

 

پرسش کننده :

آيا کنوانسيون به توسعه پايدار منطقه توجه دارد؟

 

پاسخ دهنده : (18)

گسترش روابط مبتنی بر حسن همجواری بین طرف‌ها، با در نظر گرفتن این واقعیت که دریای خزر برای طرف‌ها دارای اهمیت حیاتی می‌باشد و این که فقط آنها از حقوق حاکمه نسبت به دریای خزر و منابع آن برخوردار هستند، با تأکید بر اینکه حل مسائل مربوط به دریای خزر در صلاحیت انحصاری طرف‌هاست، با شناسایی اهمیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دریای خزر، با آگاهی از مسئولیت خود در قبال نسل حاضر و نسل‌‌های آینده برای حفظ دریای خزر و توسعه پایدار منطقه، متقاعد از اینکه این کنوانسیون توسعه و تقویت همکاری بین طرف‌ها را تسهیل خواهد کرد .

 

پرسش کننده :

آيا در متن کنوانسيون  ، به تمامیت ارضی، استقلال و برابری حاکمیت دولت‌ها، عدم توسل به زور یا تهدید به زور، احترام متقابل، همکاری و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگرو... توجه شده است ؟

 

پاسخ دهنده : (18)

در بند های 1 و 2 ماده 3 کنوانسیون مزبور، احترام به اصل حاکميت کشورهای حوزه دریای خزر مورد توجه و تاکید قرار گرفته است؛ در این ماده چنین آمده است که «طرف‌ها فعالیت‌های خود را در دریای خزر طبق اصول زیر انجام خواهند داد:

  1. احترام به حاکمیت، تمامیت ارضی، استقلال و برابری حاکمیت دولت‌ها، عدم توسل به زور یا تهدید به زور، احترام متقابل، همکاری و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر؛

  2. استفاده از دریای خزر برای مقاصد صلح‌آمیز، تبدیل آن به منطقه صلح، حسن همجواری، دوستی و همکاری و حل کلیه مسائل مرتبط با دریای خزر از طرق مسالمت‌آمیز؛…»

در بند 4 ماده 8 تاکید شده است که «اعمال حقوق حاکمه دولت ساحلی به موجب بند 1 این ماده :

نباید به نقض حقوق و آزادی‌های سایر طرف‌ها مصرح در این کنوانسیون یا ایجاد اختلال‌ ِ ناروا  برای تحقق آنها منجر شود».

 

پرسش کننده :

آيا به امنيت وثبات ، موازنه پايدار تسليحات  و عدم حضور نظامي کشور هاي غير عضو توجه شده است ؟

 

پاسخ دهنده : (18)

در بند های 3 تا 7 ماده 3 کنوانسیون مربوطه، به مقوله مهم امنیت و چارچوب های فعالیت های نظامی کشورهای عضو و نیز ممنوعیت کشورهای عضو اشاره شده است :

– تضمین امنیت و ثبات در منطقه دریای خزر

– تضمین موازنه پایدار تسلیحات طرف‌ها در دریای خزر، بدون لطمه به امنیت یکدیگر

– رعایت تدابیر اعتمادساز توافق شده در زمینه نظامی ، از جمله طبق معاهدات بین‌المللی منعقده بین کلیه طرف‌ها

– عدم حضور نیروهای مسلحی که به طرف‌ها تعلق ندارند

– در اختیار قرار ندادن قلمرو خود توسط هریک از طرف‌ها به سایر دولت‌ها برای ارتکاب تجاوز و انجام سایر اقدامات نظامی علیه هرطرف‌

رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران

پرسش کننده :

آيا طرف ها ، حق دسترسی آزاد از دریای خزر به سایر دریاها و اقیانوس جهانی‌ و بالعکس را دارند ؟

 

پاسخ دهنده : (18)

در بند 10 ماده 3 آمده است :

«حق دسترسی آزاد از دریای خزر به سایر دریاها و اقیانوس جهانی‌ و بالعکس، بر اساس اصول و موازین عموما شناخته شده حقوق بین‌الملل و توافقات بین طرف‌های ذیربط »

 

پرسش کننده :

آيا نسل سوم حقوق بشر که جزو نسل های جدید و هزاره سوم است در قالب مصادیقی نظیر توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست، مورد توجه پیشنهاد دهندگان حقوقی کنوانسیون مربوطه قرار گرفته است ؟

 

پاسخ دهنده : (18)

در بندهای 12 و 13 این کنوانسیون آمده است که:

– طرف آلوده کننده در قبال خسارت وارده به سامانه بوم‌ زیستی دریای خزر مسئولیت دارد .

– حمایت از محیط‌زیست دریای خزر، موضوعی که در معاهدات پیشین به هیچ عنوان مورد توجه قرار نگرفته بود.

 

پرسش کننده :

آيا طرف ها به دنبال رژیم حقوقی  برای تعیین روابط سیاسی، اقتصادی و حقوقی کشورهای حاشیه دریای خزر هستند ؟  

 

پاسخ دهنده : (18)

نوآوری های موجود در مفاد ِ کنوانسیون  نشانه از عزم ِ طرف ها براي دستيابي به  رژیم حقوقی حداقلی برای تعیین روابط سیاسی، اقتصادی و حقوقی کشورهای حاشیه دریای خزر دارد .  

اگر چه ممکن است مفاد اين کنوانسيون نواقصی داشته باشد اما بدون شک می تواند در شکل یک قانون مناسب چه به لحاظ شکلی و چه ماهوی به آن تکیه کرد و قیل و قال های سیاسی در این خصوص را نمی توان چندان علمی دانست به ویژه که تعیین موارد مهمی مانند تعیین خط مبدا و نحوه استفاده از بستر وزیر بستر به جلسات بعدی موکول شده است.

 

پرسش کننده :

رابطه بين ِ پذيرش ِ کنوانسيون و سند چشم انداز چيست ؟

 

گفت و گو ادامه دارد

بخش ششم

منابع :

  1. خبر گزاري دانشجويان ايران " ايسنا "

اطلاعات بیشتر در مورد دریای خزر و قرارداد جدید

(2 ) جام جم آنلاين چهار شنبه 4 ارديبهشت 1381

( 3 ) خبرگزاري دانشجويان ايران "ايسنا " سه شنبه 24 مهر 1381

( 4 ) نشست باکو ، چشم انداز

( 5 ) اجلاس چهارم و دورنمای رژیم حقوقی خزر - احمد کاظمی، مدیر پژوهش‌های کاربردی معاونت برون‌مرزی صدا و سیما - احمد کاظمی، مدیر پژوهش‌های کاربردی معاونت برون‌مرزی صدا و سیما

یکشنبه 6 مهر 1393

( 6 ) شبکه العالم

اولین گام در تدوین رژیم حقوقی دریای خزر

يکشنبه 21 مرداد 1397 – 13:17

( 7 ) چمدان

ایران و آنچه بر سهمش از دریای خزر گذشت | از جنگ‌های ایران و روس تا عهدنامه گلستان و ترکمانچای

( 8) سايت تحليلي خبري عصر ايران

بدون احساسات و حب و بغض؛ سهم ایران از خزر چقدر است؟

(9) بررسی چالش ها و راهکارهای تعیین رژیم حقوقی دریای خزر ، محمدرضا حکاک زاده و آرزو بزرگ دعاگو

( 10 ) ويکي پديا

( 11 ) سايت حقوقي و امور مجلس - رژیم حقوقی دریای خزر و موضع كشورهای ساحلی

( 12 ) خبر آنلاين ، پنجشنبه 20 آبان 1389

مشروح مناظره مجتهدزاده و باوند درباره رژیم حقوقی دریای خزر در کافه خبر

(13) متن کامل کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر

(14 ) حق شرط بر معاهدات بين المللى (فرق بين اعلاميه تفسيرى و حق شرط ) مرتضى الياسي

(15 ) اعلامیه تفسیری ایران درباره کنوانسیون رژیم حقوقی دریای‌خزر

(16 ) روزنامه اطلاعات پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۷ : کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر؛ تبلور منطق چندجانبه گرایی

(17) دورنمای طرح ترانس خزر ( خطوط انتقال انرژی آسیای مرکزی ) پس از امضای کنوانسیون رژیم حقوقی

( 18 ) سخن معلم " ارگان رسمي سازمان معلمان ايران " ،  مقاله نو آوری های حقوقی کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر به قلم دکتر مصطفايي

(19 ) روزنامه شرق : مقاله ي مصالحه با شمالي‌ها به مصلحت است به قلم عباس ملکي-دانشيار سياست‌گذاري انرژي دانشگاه شريف


رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/

نامه ی زیر  توسط یکی از اولیاء دانش آموزان برای صدای معلم ارسال گردیده است .

این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .

گروه اخبار/

یک دانش آموز ده ساله عراقی در اثر ضربه تنبیهی یکی از معلمان مدرسه‌ای در منطقه الکمالیه بغداد، کشته شد.

کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت

چکیده ای از گفته های وزیر آموزش و پرورش در همایش تکریم خیّرین مدرسه ساز در مشهد مقدس :
" امروز فضای آموزشی در آموزش و پرورش نوین صرفا مشتی خاک و آجر نیست. تأثیری که فضای آموزشی ایجاد می کند بسیار فراتر از آن چیزی است که تصور می شود، لذا امروز فضای آموزشی بخشی از تکنولوژی آموزشی است....فضای آموزشی معلمی است که دانش آموزان را در یادگیری کمک می کند... پژوهش های پیشرفته نشان می دهد که حتی چه نوع گیاهانی در فضای سبز مدرسه باید استفاده شود تا یادگیری را ساده تر کند، امروز محوطه های مدرسه اهمیت بسیار زیادی دارند .
در فناوری های معماری مدارس پیشرفته به سمتی می رود که کلاس درس بدون دیوار باشد و از این طریق بچه ها را وادار می کنند در فضای پر سروصدا مهارت تمرکز کردن را فرا بگیرند .کلاس های نیم دایره ای در معماری آموزش و پروش در حال شکل گیری است ، این مدارس فاقد نیمکت است و دانش آموزان باید روی زمین بنشنند و مهارت زندگی را تمرین کنند. چیدمان کلاس و رنگ و تصاویر مورد استفاده در فضاهای آموزشی نیز مورد توجه متخصصان آموزش و پرورش است .

کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت

مدرسه امروز مرور یک سری دانش و حفظ فرمول های ریاضی نیست . امروز مدرسه به عنوان کانون فرهنگی تغییر رویکرد می دهد و باید تصمیمات خود را در این بخش تغییر دهیم......نظام تعلیم و تربیت امروز ، فریاد زدن ، صحبت کردن ، مذاکره کردن ، تمرین اخلاق و مداراکردن و حرف زدن را برای دانش آموزان باید آماده کند..... مدرسه یک کارگاه برای زندگی کردن است و دانش آموزان باید در مدرسه این موضوع را تمرین کنند.(1)

کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت

موضوعات آموزش و پرورش با عنصر انسانی در ارتباط است و چون انسان بر محیط و عوامل طبیعی و غیرطبیعی موجود در آن مسلط است و سازنده و تولید کنندۀ هر کالا و خدمتی است لذا از چنان درهم تنیدگی برخوردار است که پرداختن به یک موضوع ، لزوم توجه به سایر جوانب را پدید می آورد. سالیان متمادی است که مدارس ایران ساختار سنتی خود را حفظ نموده است.

کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت

هر مدرسه به تناسب جمعیت دانش آموزی ، دارای کلاس هایی با مساحت مشابه و صندلی هایی همشکل و کریدورهایی به موازات تعداد کلاس ها و طبقات دارد. تخته سبزی که تخته سیاه نامیده می شود و میز و صندلی کارکرده و فلزی معلم در گوشۀ نزدیک پنجره با یک صندلی لَنگ گاه در سطحی صاف همتراز با صندلی دانش آموزان و گاه در سکویی بالاتر برای راحت دیده شدن و مشاهده کردن. مسایل و مشکلات عمدی و غیرعمدی و یا خواسته و ناخواسته آن قدر در طول سالهای متمادی توسط مسئولان ریز و درشت زائیده و رشد یافته اند که نکات و ظرایف آموزش و مسایل یادگیری از دیدگان آموزش و پرورشی ها به دور مانده است. دغدغۀ اوضاع معیشتی معلمان از یکسو و گرانی و تورم خزنده از سوی دیگر ، باعث گردیده است معلمان و دانش آموزان و اولیا و مسئولان و حتی کارشناسان علوم تربیتی ، مسایل فراتر از آن را نبینند و یا بدان نیندیشند، در واقع افق دید و یا بصیرت همگان محدود و مسدود باقی مانده است. در این میان همۀ ظلم و قصورات یک سو ، ظلم بی نهایت به دانش آموزان که ضایع کنندۀ حق و حقوق کودکی آنان بوده است. حتی من و شمای بازنشستۀ امروز نیز در گذشتۀ دور حاصل این ظلم و غفلت هستیم . واقعیت مطلب آن که اگر توانایی های فردی افراد در رشد و تعالی او مؤثر نمی افتاد آخر و عاقبت همه ما تهی و پوچ می بود. به دلیل عدم وجود روحیۀ خلاقیت و بدعت در بین وزرای کشور و مدیران کل و مدیران آموزش و پرورش و شبیه سازی و مقلّد بودن آنان ، ما در تمامی ابعاد در جا می زنیم و تغییرات جزئی را امری کافی و لازم برای تحولات اساسی نمی دانیم

وزیر آموزش و پرورش 

حال تحت تأثیر کدام سفر خارجی خود یا همکارانش ، به حقایق تلخی اشاره کرده اند که گواه ظلم به آموزش و پرورش است. فضای سبز مدارس حداقل اثر هنری – بهداشتی توسط سازمان محیط زیست و شهرداری ها ، که از دانش آموزان این سرزمین ربوده شده است. همان شعار زیبایی و نیاز که همه بلدند و اما کمتر کسی بدان عامل هست یعنی جملۀ : بیایید فرزندان خود را با مفهوم مراقبت و نگه داری محیط زیست و فضای سبز آشنا سازیم! و مسئولان هر یک در این بین ، دیگری را متهم می سازند که فلان سازمان در نابودی محیط زیست و یا فضای سبز نقش داشته است و چون احساس مسئولیت پذیری نیست چه ساده است اتهام زنی و خیال خود آسوده ساختن.

جناب وزیر

اگر روابط بین سازمانی شما با دیگر نهادها بی نظیر بود نیازی به گواهی عملکرد خارجیان نبود ، ما سنت نیکوی درختکاری را داریم . شما و معاونان و مدیران کل تان می توانید به جای استقبال باشکوه مستتر به ترس مدیران در جای جای ایران ، آنان را تشویق کنید تا هزینۀ پذیرایی و گل و سنبل و بَنر مراسم را برای فضای سبز مدارس خود هزینه کنند.

 کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت اگر این مهم را بخشنامه کنید کلی در هزینه های مدیران و مدارس صرفه جویی می شود. فقط یک بخشنامۀ وزارتی می تواند این خواب را به واقعیت تبدیل کند نه بودجه لازم است و نه سوخت و ساز انرژی و خلاقیت. خرید دو گلدان برای گوشۀ کریدور مدرسه ای ، فوقش می شود صد هزار تومان ، اما یک بَنر بیش از یک میلیون تومان هزینه می شود، مخارج گل و دیگر موارد بماند. حال فضای مدارس مان سرسبز شد، بماند نوع خاص گیاهان که بر مغز و انرژی مثبت دانش آموزان و میزان یادگیری آنان مؤثر باشد ! البته برخی از گیاهان اکسیژن بیشتری به فضا تقدیم می کنند چون گیاه سانسوریا ، شاید از این لحاظ در یادگیری مؤثرند و یا نشاطی که به فضای آموزشی می دهد و گر نه طور دیگر نمی دانم چگونه بر یادگیری دانش آموزان مؤثر است ؟

سال 75 – 71 در شهرستان بستان آباد استان آذربایجان شرقی مدیر آموزش و پرورش منطقه که بعدها نماینده مردم شهرستان مرند در مجلس شورای اسلامی شدند در روزهای معلم حتما گلدانی به بلندای قد خویش با دستان خود تقدیم مدارس می کردند، سنت نیکویی که کاش همه گیر شود.

کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت

اما مدارس ما خشت و آجر که سهل است ، گِل و خاک هم هست .فوت مهر ماه همین سال دنیا ویسی دانش آموز کلاس اول روستای گرماش ، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سنندج را به خاطر دارید که زیرآوار ماند و قربانی بی اعتنایی مسئولینی گردید که به اخطارهای بازسازی ساختمان پاسخی به جا و به موقع نداده بودند. و یا دانش آموزان شین آبادی را . نمی توان با حال و هوای فقر و بدبختی ، اروپایی اندیشید و یا عمل کرد حتی به صورت آرمانی نی ز، تصور آن ناممکن است. امروز مدارس غیردولتی ما نیز در شرایط نامطلوب استانداردهای لازم برای آموزش به سر می برند ، مدارس دولتی و روستایی و.... جای خود دارد. ترکیب تنوع مدارس ما از هر حیث آن قدر ناهمگن است که تصورات آرمانی شما ، آدمی را با حسرت به خنده وا می دارد.

" طراحان مدرسه " بدون کلاس درس" سوئد با ایجاد یک محیط باز که باعث رشد انگیزه ، خلاقیت و کنجکاوی فکری می‌شود، خواسته‌اند تا با رها ساختن دانش آموزان در یک محیط زیبا، راحت، امن، آزمایشگاهی، تفریحی و ... آنها را تشویق به یادگیری و آموزش کنند. برای این کار نه تنها از هنر طراحی مدرن و دیجیتالی استفاده کرده‌اند، بلکه از رسانه‌های دیجیتالی چون لپ تاپ، تلویزیون‌های لمسی، بازی‌های ویدیویی و... نیز در سالن‌های زیبا با طراحی مدرن و فضای کافی برای مطالعه بهره کامل برده‌اند.
در این مدرسه بدون کلاس که نام آن " ویتارا " و به عنوان "مکتب ویتارا " نیز معروف شده است، اساس کار تحریک کنجکاوی و ایجاد اعتماد به نفس در کودکان با گذاردن آنها در یک فضا و محیطی که دارای طراحی‌های انتزاعی ، توپوگرافی‌ها و نوعی کلاسیک خاص دارد، است." (2)


کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت

مرا متهم به نقد غیرمنطقی و یا فردی نومید و بدبین نکنید اما ما کجا و ایده های آزاد و رهای سوئدی ها کجا ؟! فقط در تهران بزرگ 40 درصد مدارس فرسوده است ، پس تو خود حدیث مفصل بخوان از این مُجمَل . فاصله نجومی خرد، اندیشه ، باور، برداشت و انگاره هایی که تضاد بسیار دارند. آنان از دانش آموزان برای آینده چه چیز می سازند و ما ...... !
نشستن بر روی زمین ! ظاهرا قصد صرفه جویی در هزینه ها را دارید اما نشستن بر روی زمین ، کف مناسب با پوششی مناسب تر برای جلوگیری از رطوبت و سرمای زمین را دارد. پس هزینه ها کم که نشده بیشتر هم خواهد شد .دانش آموزان کدام کشور بر روی زمین می نشینند که ما مقلّد آنان باشیم و چرا سیر قهقرایی ! بین مسجد و مدرسه فرق نیست ؟ هر چند دیگر در مساجد نیز بر روی زمین نمی نشینند.
اگر خبر زیر را مطالعه نمائید شاهد غیرمتعارف بودن نشستن بر روی زمین در کلاس درس خواهید شد، چون در جست و جوی خود به جز مثالی از کشور خودم ، هیچ نمونه ای دیگر نیافتم:
"به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ، منطقه کهگیلویه و بویراحمد این شهر به علت داشتن آب و هوای مطبوع، پایتخت طبیعت ایران ، مهاجرت پذیری و افزایش جمعیت دانش آموزی با کمبود و مشکلات آموزشی زیادی مواجه است به طوری که در مدرسه پسرانه شهید افتخاری یاسوج که به صورت دو شیفت با مدرسه دخترانه یاسوج فعالیت دارد، دانش آموزان آن به علت کمبود امکانات و تجهیزات بر روی زمین مشغول تحصیل هستند.جالب اینجاست معلم این دانش آموزان که به آنها تعلیم و تربیت می آموزد و باید با آرامش خاطر رسالت خود را انجام دهد اما از میز و صندلی مطلوبی نیز بهره مند نیست." (3)

از رنگ آمیزی مدارس سخن نگوئید که اکثرا بوی کهنگی و رطوبت آن تا آستانۀ محوطۀ مدرسه، مَشام آدمی را می آزارد و دیوارها رنگ دلمردگی دارند. مگر سرانۀ مدارس مرتب و مکفی به مدارس داده می شود که انتظار رنگ آمیزی ، آن هم بر اساس استانداردهای تأثیر رنگ در یادگیری را دارید! یا قرار است خیّرین مدرسه ساز آستین بالا زنند!

کلاس ها چرا نیم دایره ای معماری خواهند شد ؟ باز در جست و جوی خود مصداقی نیافتم . ظاهرا آموزش و پرورش منبع درآمد جدیدی به دست آورده است که قرار است چنین تحولات شگفت انگیزی در آن ایجاد کند. اجازه دهید ثروت خیّرین مدرسه ساز در مناطق و محلات مستضعف و محروم کشور اعم از شهر و روستا هزینه شود نه برای مدارس خاص که ثروت اولیا از آنها حمایت تنگاتنگ دارد. ترویج کلاس های نیم دایره ای بدون نیمکت برای اولین بار در ایران !

جناب وزیر

ساختار نظام آموزشی کشور ترسیدن ، زبان در دهان غلاف کردن ، خودرأیی و خودخواهی ، اخلاق ستیزی و بی تفاوتی نسبت به محیط پیرامون و مسایل آن را آموزش می دهد و از مهارت زندگی کردن خبری نیست. نمونۀ آن افراد، دور و بر همۀ ما هست ، با نام همکار و یا مدیر و مافوق و...
این که بسیاری از مشکلات رفتاری و یا عملکردی دانش آموزان دیروز و بالغان و مسئولان امروز در سایۀ همین ردیفی نشستن در کلاس درس ها به وجود آمده است ، اصلی انکار ناپذیر است. لذا در ادامه بحث به طور واقع بینانه ، تلاش می کنم تا بدون صرف هزینه و با امکانات موجود به تحلیل معایب ردیفی نشستن دانش آموزان در کلاس درس بپردازم. به هنگام ساخت مدارس جدید می توان ، تغییرات نویی به وجود آورد که موجب هدر رفت سرمایه ها نگردد اما این که مدارس را درهم بکوبیم که ساختار نظام آموزشی متحول گردد برای اقتصاد کشور ما افزایندۀ ضربان سرمایه هاست که بر سلامتی نظام اقتصادی اثرات زیانباری خواهد داشت.

معایب و تأثیرات سوء ردیفی نشستن در کلاس درس بر افراد و زندگی اجتماعی آنان
1- به شکل ردیفی نشستن ، امکان ایجاد پیوند و یادگیری از یکدیگر را برای دانش آموزان سلب می‌کند.
2- وقتی ردیف وجود داشته باشد، سلسله مراتب توجه هم ایجاد می‌شود، چرا که دانش‌آموزان با توجه بیشتر صندلی‌های جلوتر را انتخاب می‌کنند و مابقی عقب می نشینند. حال به دلیل بلندی قد یا دور ماندن از چشم معلم برای شیطنت و صحبت کردن.
3- ما به جای آن که در کنار هم و با هم باشیم ، پشت به هم ، سرد و خاموش و بی اعتنا نسبت به یکدیگر در کلاس درس زندگی می کنیم.
4- بیشتر خود را می بینیم و روح جمعی برای انجام کارها را نداریم .
5 - کمتر اهل مشورت و همفکری با افراد زُبده و متخصص هستیم.
6 - دانسته های خود را بهتر و بیشتر از هر کس دیگر می دانیم و به دانایی و توانایی خود ایمان داریم .
7 - توانایی حل مشکلات و معضلات فردی و اجتماعی را به نسبت مسئولیت خود نداریم .
8 - برای کسب موفقیت های تحصیلی و شغلی به جای استفاده کردن از توانایی های جمع ، با قابلیت های فردی خود زور اضافه می زنیم و آنها را ناقص و یا غیرخلاقانه انجام می دهیم.
9 - فردگرا و خودخواهیم .
10 - انتقاد پذیر نیستیم.
11 - در حالت ردیفی نشستن ، یک عده همیشه پنهان شدن پشت واقعیت ها را یاد خواهند گرفت و جسارت ابراز وجود را از دست خواهند داد و یا از پنهان شدن در پشت دیگران جهت دیده نشدن ، احساس رضایت خواهند کرد و به موجودی بی تفاوت تبدیل خواهند شد. من معلم می توانم آرمانگرا باشم و ایده آل ها را مطرح سازم تا شاید کسی به فکر الگوسازی بیفتد اما شمای وزیر خیر

اما به جای ساخت کلاس های نیم دایره ای و هزینه کرد بیهوده ، می توان از میز گرد استفاده کرد که در زیر به مزایای استفاده از میز گرد یا میزهای مخصوص جلسات اداری در کلاس درس اشاره می کنم :
1 - تعامل اجتماعی چهره به چهره یا مستقیم است. دانش آموزان در کنار هم و معلم خود قرار می گیرند. بدین طریق دیگر نیازی به برچسب های بی رحمانه غیرواقعی برای لُژنشین های کلاس هم نخواهد بود. هیچ دانش آموزی نسبت به صندلی که بر روی آن نشسته است، احساس کِهتری و یا مِهتری نخواهد کرد. اما در شکل ردیفی این احساس بیشتر اوقات ایجاد و تقویت می شود.

2 - بر سر میز گرد و یا..... امکان دیدن همۀ افراد وجود دارد. نظارت و تسلط معلم بر کلاس و دانش آموز هم بیشتر است و هم دانش آموزان معلم را در گوشۀ راست تخته سبز کلاس عنصری منفک از خود و دست نیازیدنی نمی بینند.

3 - از بین رفتن فاصله های کذایی بین معلم و دانش آموزان در کلاس درس ، موجب تقویت ارتباط و تعامل هر دو می گردد.

4 - آموزش دور میزگرد یا میزهای مخصوص جلسات اداری ، به صورت گروهی انجام می شود تا با کارِ گروهی آشنا شوند و برای اجتماع بزرگتر یعنی فردای اشتغال خود ، جهت انجام وظایف شغلی ، همفکری و مشورت کردن را فرا بگیرند.

5 - انرژی و زمان کمتری برای ساکت نگه داشتن کلاس صَرف می شود. در واقع کنش و واکنش های غیرضروری حذف خواهد شد و یا کنتاکت های غیر مفید از بین می رود و شخصیت افراد آسیب نمی بیند.

6 - چون میزهای مخصوص جلسات اداری مورد استفاده قرار می گیرد نوعی اعتماد به نفس و یا بزرگسالی و احساس مسئولیت در دانش آموزان بوجود می آید.

7 - صندلی های دور میز گرد و یا.... به نسبت صندلی های چوبی و یا نیمکت های فعلی ، برای دانش آموزان راحت تر و قابل تحمل تر خواهد بود.

8 - میز گرد سرو ته ندارد و همۀ افراد اطراف دور آن مساوی هستند. میز گرد به افراد قدرت موجودیت داده و بیشتر حس می ‌کنند که شنیده می‌شوند.

البته برای جلوگیری از تحمیل بار هزینه ای این روش و عدم پیگیری موقعیت فعلی ، می توان صندلی‌های موجود را به شکل نعل اسبی در کلاس در آورد و حداقل معایب ردیفی نشستن را از بین برد. در ضمن هر مدرسۀ جدیدی که احداث می شود به جای سفارش برای ساخت شکل سنتی صندلی و نیمکت جدید برای آن ، به فکر تجهیز مدارس با همین میزهای های گرد با صندلی های استاندارد که راحت هست ، باشند تا به تدریج عمومیت یابد. این شکل آموزش فقط برای مدارس خاص و یا شهرهای بزرگ نیست. در یک کلاس کوچک روستایی نیز می توان با چینش نعلی شکل صندلی ها ، فرهنگ سازی و عادت به موقعیت جدید را بوجود آورد. ایجاد بهترین موقعیت و استفاده از حداقل امکانات برای یادگیری مطلوب تر و به نحو احسن در کلاس درس یعنی توانمندی و خلاقیت معلمان.

قدرمسلم برای رسیدن به این شرایط که مطلوبیت هایی در پی خواهد داشت و بر کمیت و کیفیت آموزش اثر مثبت خواهد گذاشت ابتدا باید احساس ضرورتی از سوی مدیران و مسئولان احساس شود و سپس به تدریج اقدامات لازم بعمل آید.

وقتی سخن از تحول می کنیم انتظار شق القمر نداریم. تحولات اساسی به تدریج و با تغییرات جزئی نیز می تواند آغاز شود. به دلیل عدم وجود روحیۀ خلاقیت و بدعت در بین وزرای کشور و مدیران کل و مدیران آموزش و پرورش و شبیه سازی و مقلّد بودن آنان ، ما در تمامی ابعاد در جا می زنیم و تغییرات جزئی را امری کافی و لازم برای تحولات اساسی نمی دانیم. آنان از معلمان و دانش آموزان خُرده می گیرند که خلّاق و منتقد نیستند و خودشان را تافته ای جدا از همین نظام آموزشی تصور می کنند. ما برای متحول شدن نیازمند ایجاد تغییراتی ساده و کوچک اما بسیار اثر گذاریم. قدری از امر تقلید به دور مانیم و خلاقیت های ذهنی خود و دیگران را به فعلیت درآوریم . چرا باید همیشه ما از دیگر کشورها برای آموزش و پرورش خود الگوی مناسب انتخاب کنیم که با ساختارهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ما در تناقضند. چرا خودمان نمی اندیشیم ؟!

کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت

جناب وزیر،
اگر بتوانیم ملموس تر ببینیم و واقعی تر تصمیم بگیریم بسیاری از مشکلات در هم تنیده شده همچون یک دومینوی جادویی ، حل و فصل می گردد. اما تصور مدینۀ فاضله و ترویج آرمان گرایی، ما را از ریشۀ واقعیت ها برکَنده و در ناتوانی و بلاتکلیفی گرفتار خواهد کرد. معلوم است که در حال مطالعۀ آموزش و پرورش کشورهای جهان هستید، اما یک دفعه نمی توان همانند سوئد و یا فنلاند عمل کرد ، ابتدا بسترهای فرهنگی را مناسب سازی نمائید و طی دوره های آموزشی برای معلمان و دانش آموزان از افق های جدید خلاقیت بشری در مدارس سخن بگوئید تا گوش و چشم همگان با آنها سازگار و آشنا شود و سپس با توجه به شرایط موجود، بهینه سازی آموزش و فضای آموزشی را تحقق بخشید.

من معلم می توانم آرمانگرا باشم و ایده آل ها را مطرح سازم تا شاید کسی به فکر الگوسازی بیفتد اما شمای وزیر خیر.

شما می بایست تصمیماتی اتخاذ نمائید که قابلیت اجرایی داشته باشد. حتی اگر دو مدرسه در کل کشور نیم دایره ساخته شود بار سنگین دردسرهای موجود بر زمین باقی خواهد ماند. سند تحول بنیادین قادر نیست کشتی طوفان زدۀ آموزش و پرورش کشور را از تلاطم تخریب های بی امان رهایی بخشد، باور اندیشیدن و توانستن از وزیر تا دانش آموز ، عامل خلاقیت و نوآوری و تحولات اساسی است. بیایید همگی با هم این اصل را باور کنیم که ایرانی شهامت و توانایی لازم برای ایجاد اصلاحات را دارد، به شرط آن که جسارت این رفرم در بالادستی ها باشد.

1) کد مطلب : 738344 - اول آذر ماه 1397.
2) کد خبر : 213263 - همشهری‌آنلاین - 21 اردیبهشت1392.
3) کد خبر: 948-286-5 - 6 آبان 1394.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت

منتشرشده در یادداشت

رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

خلاصه از قبل :

در طول تاریخ ، این نادرشاه بود که توانست روس‌ها را وادار به خروج نیروهای خود از گیلان و قفقاز کند. او حتی تلاش کرد با استفاده از مستشار نظامی انگلیسی به نام جان اِلتون، نیروی دریایی در دریای خزر ایجاد کند اما با مرگ او آرزوی اینچنینی هم به خاطره‌ها سپرده شد. (7)

در فصل پنجم عهدنامه گلستان آمده است:

... احدی از دولت‌های دیگر سوای دولت روس ، کشتی‌های جنگی در دریای خزر نداشته باشد. (7)

یکی از مفاد قرارداد ترکمانچای اجازه عبور و مرور آزاد به کشتی‌های تجاری روسی در دریای خزر و انحصار عبور و مرور کشتی‌های جنگی به روسیه بود. به این ترتیب ایران حق کشتی‌رانی در دریای خزر را از دست داد و ملزم به پرداخت ۱۰ کرور تومان به عنوان غرامت به روسیه شد. (7)

معمول ترين ، آسان ترين ، قديمي ترين و نخستين روش حل و فصل مسالمت آميز اختلافات بين المللي " آئين مذاکرات ديپلماتيک " است .

ماده30 کنوانسيون چار چوب حفاظت از محيط زيست درياي خزر تصريح مي کند : ( 9 )

" درصورت بروز اختلافات بين طرف هاي متعهد در ارتباط با اجرا ياتفسير کنوانسيون يا پروتکل هاي آن ، طرف هاي کميسيون از طريق مذاکره يا ساير روش هاي مسالمت آميز به انتخاب خود براي رفع اختلافات اقدام خواهند کرد . " ( 9 )

بر اساس اصول كلی حقوق بین الملل، رویه كشورها و نوشته های حقوقدانان برجسته، دریاچه هایی كه با بیش از یك كشور هم مرز هستند، می بایست توسط توافقنامه ای میان كشورهای ساحلی تقسیم شوند.

تدوین یك رژیم حقوقی جامع، خواهد توانست اختلافات مربوط به حضور دول ساحلی و بیگانه در این دریا را حل نموده و مشكلات ناشی از استفاده سودجویانه از این دریا را رفع نماید.

از آنجا كه كشورهای امضا كننده قراردادهای ۱۹۲۱، ۱۹۴۰ و... تصور نمی كردند كه روزی دریای خزر بتواند برای آنها نفت نیز به ارمغان داشته باشد، لذا هیچ تدبیری در مورد آن نیاندیشیده بودند. رشد تكنولوژی و پیشرفت سریع فناوری باعث شد كه کشور هاي ساحلي درياي خزر ، بتوانند به اعماق آب نیز نفوذ كنند و از منابع بستر و زیربستر دریا بهره جویند. ولی هیچ قانونی بر این نوع بهره برداری ها حكومت نمی كرد و فعالیت های فراوانی نیز در این زمینه صورت گرفت كه سبب آلودگی محیط زیست این دریا و وارد آمدن آسیب های جدی به آبزیان آن شد. علاوه بر منابع طبیعی و محیط زیست، عدم تفكیك میان نحوه تردد و وضعیت كشتی های جنگی و تجاری، مضرّات زیادی به همراه داشت كه لازم بود بازنگری و اصلاح شود. از دیگر عوامل ناكارآمدی معاهدات قبلی، فروپاشی شوروی و اثرات ناشی از آن مي باشد .

قاعده كلی این است كه وقتی دولت جدیدی در عرصه بین المللی ظهور می كند، بر اساس اصل «جانشینی دولت ها» متعهد به مفاد معاهداتی كه دولت سلف خود منعقد كرده نمی باشد، زیرا دولت جدید طرف معامله نبوده و دلیلی هم بر الزام او بر این كار وجود ندارد. این اصل را «اصل عدم انتقال» یا «دكترین لوح پاك» می نامند كه هم در مورد دولت های تازه استقلال یافته و هم در مورد دولت هایی كه در اثر تجزیه یا تركیب پدید می آیند صادق است.

گفته شد كه نظر رسمی ایران در سال ۱۹۹۶ داشتن مالكیت دسته جمعی بر دریای خزر بود، ولی بعدها نظر ایران به تقسیم مساوی تغییر یافت.  ایران همچنین گام هایی در جهت كانونی كردن فعالیت های دول ساحلی دریای خزر برداشته است .

 

قسمت ششم :

ﻫ : بررسي مختصر  کنوانسيون

 

پرسش کننده :

متن کنوانسيون داراي چند ماده است ؟ و به چه موضوعاتي اشاره دارد؟

 

پاسخ دهنده : (استخراج از متن کامل کنوانسيون منبع  13 توسط نگارنده)

اين کنوانسيون داراي 24 ماده است .

در ماده 1 شامل تعاريف و اصطلاحات مي باشد.

در اين ماده به صراحت اعلام شده است :

روش تعیین خطوط مبدأ مستقیم باید در موافقتنامه جداگانه‌ای بین همه طرف‌ها تعیین شود.

چنانچه شکل ساحل، یک کشور ساحلی را در تعیین آب‌های داخلی‌اش آشکارا در وضعیت نامساعدی قرار دهد، این وضعیت هنگام ایجاد روش فوق به منظور دستیابی به تفاهم میان تمامی طرف‌ها مدنظر قرار خواهد گرفت.

قابل ذکر است که  اعلاميه تفسيري وزارت خارجه کشورمان هم در تفسير آن ، همزمان با انتشار اين کنوانسيون منتشر شده است .

در ماده 2 به حاکميت ، حقوق حاکمه و انحصاري ها اشاره مي کند .

در ماده 3 و 4 اصول و نحوه فعاليت طرف ها از جمله عدم حضور نیروهای مسلح خارج از منطقه را تعيين مي کند .

در ماده 5 و 6و 7 و 9 تقسيم بندي منطقه آبي را عهدار مي باشد .

در ماده 8 به مبحث جنجالي ِ تعيين حدود بستر و زير بستر اشاره مي کند .

در ماده 10و 11 به کشتيراني مي پردازد .

در ماده 12  ضمن اشاره به حقوق کشتيراني به حق بستر، به صورت جدي تر مي پردازد .

در ماده 13 به تحقيقات علمي دريايي اشاره مي شود .

در ماده 14 به بحث مناقشه آميز حق ِ تعبيه بافه ( ساختار ) و خطوط لوله زير دريايي در بستر دريا دقيق ترمي پردازد.

در ماده 15 سامانه بوم زيستي مطرح مي شود .

در ماده 16 به همکاري طرف ها با اشخاص حقيقي و حقوقي دولت هاي غير عضو اشاره مي شود .

در ماده 17 مبارزه با تروريسم ، قاچاق  و قاچاق ِ مهاجران ، مطرح مي شود .

در ماده 18 الحاقيه ها و اصلاحيه ها را جزء کنوانسون تلقي مي کند و راه هاي اصلاح و تکميل مفاد را مشخص مي کند  .

در ماده 19 رايزني پنج جانبه منظم ( حداقل سالي يکبار ) در سطح عالي را توصيه مي کند .

در ماده 20 تصريح مي شود که اين کنواسيون ، بر ديگر  معاهدات بين المللي طرف ها اثر ندارد .

در ماده 21 تأکيد بر رايزني و مذاکره جهت حل و فصل اختلافات ومناقشات دارد.(  راجع به تفسیر و اجرای اين کنوانسيون )

در ماده 22 و 23 و 24  به زمان لازم اجراء شدن کنوانسيون ، اصلاحيه ها و الحاقيه ها مي پردازد .

 

پرسش کننده :

اعلاميه تفسيري چيست ؟ و اعلاميه تفسيري در مورد کنوانسيون رژيم حقوقي در ياي خزر به چه موضوع يا موضوعاتي اشاره مي کند ؟

 

پاسخ دهنده : (  نگارنده با استفاده از منابع 13 ، 14 و 15  به اين پرسش پاسخ مي دهد . )

اولا ؛ مرتضي الياسي در تعريف اعلاميه تفسيري مي گوید :

"كشورها ضمن پذيرش معاهده اى (به هنگام امضا، تصويب، الحاق، تأييد يا پذيرش) برداشت و استنباط خود را از بعضى مواد به صورت اعلاميه اى اعلام مى كنند كه به اين نوع اعلاميه، «اعلاميه تفسيرى» مى گويند. هدف اصلى از صدور اين اعلاميه، احتراز از تفسيرهاى احتمالى موادى است كه مغاير با روح و مقصود اصلى و مواضع قبلى و يا ناهماهنگ با قوانين و مقرّرات ملّى داخلى آن كشور هستند. "( 14  مرتضي الياسي )

در اين زمينه، كميسيون حقوق بين الملل نيز نظر خود را اعلام داشته است. اين كميسيون در گزارش خود به مجمع عمومى سازمان ملل متحد در سال 1966، چنين اعلام مى دارد: «كشورها غالباً به هنگام امضا، تصويب، پذيرش، تأييد يا الحاق خود نسبت به معاهده، اعلاميه اى صادر مى كنند و در آن، درك خود را از بعضى موضوعات معاهده، كه از نظر آن ها مهم است، بيان داشته يا ماده خاصى را تفسير مى كنند. اگر اين اعلاميه ماده معاهده را مستثنا كند يا تغيير دهد، همان «حق شرط» است، وگرنه فقط موضع كشور صادركننده اعلاميه در قبال معاهده را روشن مى كند.» " (14  مرتضي الياسي )

ثانيأ در اعلامیه تفسیری ایران درباره کنوانسیون رژیم حقوقی دریای‌خزر که همزمان با انتشار متن کنوانسيون منتشر شده است آمده است (15 )

"بند سوم از بخش مربوط به تعریف خطوط مبداء مستقیم در ماده یک کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر ، به وضعیت ساحل جمهوری اسلامی ایران در دریای خزر اشاره دارد و هدف از نگارش این بند، مدنظر قرار دادن و توجه به وضعیت ویژه ایران بوده است."

"به علاوه، همان گونه که در کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر تصریح شده است، روش تعیین (ترسیم) خطوط مبداء مستقیم بایستی در یک موافقتنامه جداگانه میان همه طرف‌های ذیربطِ کنوانسیون معین گردد."

 

و : تفاوت نقد کارشناسانه با پروپاگاند و تبليغات جناحي و عوام فريبي

پرسش کننده :

پس اين همه پروپاگاند در رابطه با کنوانسيون ، طیفی از دلواپسی‌ها به خاطر سرنوشت تقسیم این دریا به راه افتاد که محور اساسی آن انگاره بی‌اطلاعی مردم و نمایندگان آنان در بهارستان از مفاد «توافقات پشت پرده» و انعقاد «ترکمانچای» دیگر بود. همزمان با مذاکرات «آکتائو» و پس از انتشار مفاد کنوانسیون حقوقی، سمت و سوی دلواپسی‌ها ( حکم وادادگی دولت در برابر خواست همسایگان شمالی به خصوص روسیه ) از چه ناشي مي شود ؟

 

پاسخ دهنده :(16)

در روزنامه اطلاعات پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۷ ، کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر؛ تبلور منطق چندجانبه گرایی ، آمده است :

"در شرایطی که دولت‌های پیشین به دلیل پیچیدگی و دشواری‌های پرونده مذاکرات خزر و انتظارات موجود در این زمینه کوشیدند تا حد امکان از هزینه‌های آن رهایی یابند، کنوانسیون حقوقی به عنوان شالوده مذاکرات دو و چندجانبه آتی میان پنج کشور مجاور خزر و استخوان بندی رژیم حقوقی این دریا به امضای رئیس دولت دوازدهم رسید. پس از امضای این توافق بود که موجی از انتقادات علیه دولت به راه افتاد تا جایی که کنوانسیون حقوقی دریای خزر به «فروش کشور» و «نقض تمامیت سرزمینی» تعبیر شد. به موازات انتشار گسترده پیام‌ها و تصاویر انتقادآمیز و کنایه بار در شبکه‌های اجتماعی و همچنین تحلیل‌های تند و تیز، در افواه عمومی هم گزاره تاراج و حراج کشور به راه افتاد تا در فضای تهییج عمومی، کارآمدی، صداقت و اهلیت دستگاه دیپلماسی و دولت هدف خردکننده ترین ضربات قرار گیرد؛ روندی که البته مجموعه حاکمیت هم از آن برکنار نماند." (16 )

 

پرسش کننده :

يعني بر مفاد ِ کنوانسيون درياي خزر هيچ نقدي وارد نيست ؟

 

پاسخ دهنده ( نگارنده ) :

قطعأ اين کنوانسيون حاوي نکات مثبت و منفي است . نديدن نکات مثبت آن بي انصافي است . چشم پوشي از نکات منفي آن خوش خيالي است .

قطعأ نقد " کار شناسي "  وارد است!

حتمأ نقد " کار شناسي "  لازم است !

قطعأ نکات مثبت در اين کنوانسيون مطرح است !

حتمأ ذکر ِ اين نکات مثبت ، لازم است !

 

الف - نکات منفي  ِ مفاد کنوانسيون

رسانه ها از جمله رسانه ملي بايد به اين مهم بپردازند !

ولي  پروپاگاند يا نقد هاي غير " کار شناسي "  با مسايل ملي به نفع يک نفر يا يک جناح و گروه خاص ، خطا مي باشد .

 

پرسش کننده :

بيشتر توضيح دهيد .

 

پاسخ دهنده :

اگر حقير (نگارنده ) بيان کنم :

ايران  با امضاي اين کنوانسيون ، از يک سو به ديگر کشور هاي ساحلي و حتي اروپا و ...، امتياز هاي ويژه داده است! از سويي ديگر ، ريسک بالاي خطرات زيست محيطي را پذيرفته است ؛ شما بايد از من مستندات اين تحليل را بخواهيد ! زيرا  بدون اشاره به مواد و بندهاي اين کنوانسيون يا بدون ارائه نظريات کارشناسان ، بيان ِ حقير ، يک نقد ِ غير " کار شناسي "   مي باشد .

 

پرسش کننده :

ساليان متوالي ايران به دليل مشکلات زيست محيطي ، با طرح آمريکاي ترانس ( انتقال نفت قزاقستان و گاز ترکمنستان از بستر دريا به آذربايجان و از آنجا به اروپا ) مخالفت مي کرد.

نقد ِ" کارشناسي "    مواد 11، 12و 14 چيست ؟

 

پاسخ دهنده :

به نکته بسيار خوبي اشاره نموديد که در بسياري از رسانه ها و نقد ها  در هياهوي پروپاگاند ِ فروش خزر ، ترکمنچاي ديگر ، «فروش کشور» و «نقض تمامیت سرزمینی» و ... به فراموشي سپرده شده است .

 

پرسش کننده :

نقد ِ" کار شناسي " مواد 11، 12و 14 چيست ؟

 

پاسخ دهنده : (17 )

عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در مقاله دورنمای طرح ترانس خزر  ( خطوط انتقال انرژی آسیای مرکزی  )پس از امضای کنوانسیون رژیم حقوقی به موارد مهمي اشاره مي کند . ( 17 )

 

پرسش کننده :

مفاد ِ اين کنوانسيون در رابطه با ساخت خطوط لوله  زير دريا چه موضعي دارد ؟

 

پاسخ دهنده : (17 )

کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر در مواد ١١، ١٢ و ١٤ به موضوع ساخت خطوط لوله‌های زیر دریا ورود پیدا کرده است و بدین ترتیب به نظر می رسد طرح ترانس خزر پس از نزدیک به دو دهه ابهام و اختلافِ نظرِ کشورهای ساحلی خزر؛ به مرحله اجرایی بسیار نزدیک شده است.

 

پرسش کننده :

موضع روسيه در اين رابطه چيست ؟

 

پاسخ دهنده : (17 )

فدراسیون روسیه به دلیل مشارکت در دو طرح انتقال خط گاز از بستر دریای سیاه (خط لوله گازی ترک استریم) و بستر دریای آدریاتیک (جریان شمالي ) دیگر نمی تواند همانند گذشته و همسو با ایران، رعایت ملاحظات زیست محیطی را در مخالفت با طرح ترانس خزر مطرح نماید.

 

پرسش کننده :

ظرفيت انتقال  نفت و گاز در اين خطوط چقدر است ؟ و هزينه هاي ساخت اين خطوط چقدر ارزيابي شده است ؟

 

پاسخ دهنده : (17 )

مطالعات اولیه حاکی از آن است که هزینه احداث مسیر نفتی ترانس خزر با ظرفیت انتقال بیش از ٤٠٠ هزار بشکه در روز، حدود ٤ میلیارد دلار خواهد بود و ساخت مسیر گازی ترانس خزر نیز با ظرفیت انتقال بیش از ٣٠ میلیارد متر مکعب گاز در سال، هزینه ای ٥ میلیارد دلاری را به دنبال خواهد داشت.

 

پرسش کننده :

مسير ِ اين خط انتقال چگونه است ؟

 

پاسخ دهنده : (17 )

"طرح « خط لوله ترانس خزر» که از آن تحت عنوان «خط لوله ماورای خزر» نیز یاد می شود، اساساً شامل دو مسیر نفتی و گازی است.

نفت ِ قزاقستان  و گاز ِ ترکمنستان را از بستر دریای خزر به باکو در جمهوری آذربایجان منتقل مي کند .

رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

مسیرهای نفتی و گازی طرح ترانس خزر از ترکمنستان و قزاقستان به جمهوری آذربایجان

 

پرسش کننده :

طرح ترانس خزر پيشنهاد کدام کشور است ؟

 

پاسخ دهنده : (17 )

طرح ترانس خزر نخستین بار در سال 1996 ( سال 1375 شمسي ، پنج سال پس از فروپاشي شوروي )  از سوی ایالات متحده آمریکا مطرح شد؛ یعنی مقطعی که با اکتشافات جدید نفت و گاز در حوزه خزر، توجهات فراوانی به آن صورت گرفت و حتی با بزرگنمایی از منابع دریای خزر به عنوان جایگزینی برای منابع نفت و گاز خاورمیانه و خلیج فارس نام برده شد و در این راستا شرکت های بزرگ چند ملیتی وارد حوزه اکتشاف، بهره برداری و انتقال انرژی خزر شدند.

 

پرسش کننده :

کدام کشورها موافق يا مخالف ِ اجراي اين طرح بودند ؟

 

پاسخ دهنده : (17 )

چهار کشور ترکمنستان، جمهوری آذربایجان، گرجستان و ترکیه یک رشته از توافقاتی را برای اجرایی شدن طرح انتقال گاز از بستر دریای خزر را به امضا رساندند. با وجود این، مخالفت ایران و روسیه با اجرای این طرح به دلایل زیست محیطی و نامشخص بودن رژیم حقوقی دریای خزر موجب شد طرح انتقال گاز از بستر دریای خزر جنبه اجرایی پیدا نکند.

فدراسیون روسیه و ایران به عنوان جدی ترین مخالفان طرح ترانس خزر علیه اجرای انتقال گاز ترکمنستان از بستر دریای خزر موضع گرفتند. تهران و مسکو اجرای طرح ترانس خزر را از بعد سیاسی در چهارچوب سیاست خطوط لوله مورد حمایت دولت آمریکا برای حذف ایران و روسیه از مسیرهای انتقال انرژی منطقه ارزیابی می کردند، از نظر حقوقی آن را در شرایطی که کشورهای ساحلی دریای خزر به توافقی در رابطه با رژیم حقوقی دریای خزر دست نیافته اند، نادرست می دانستند و از نظر زیست محیطی نیز انتقال خط لوله از بستر دریای خزر را موجب تشدید آلودگی این پهنه آبی تلقی می کردند. 

 

پرسش کننده :

تصوير بزرگتر از  خطوط انتقال ترانس خزر نمايانگر ِ چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )

شورای وزیران خارجه اتحادیه اروپا در 12 سپتامبر 2011 کمیسیون اروپا را مامور مذاکراتی با دولت های ترکمنستان و آذربایجان برای اجرای طرح انتقال گاز ترانس خزر نمود.

در همین مقطع در منطقه قفقاز به موازات طراحی و اجرای خطوط انتقال انرژی نظیر نابوکو، خط لوله قفقاز جنوبی (باکو- تفلیس- ارزروم)،  احداث خط لوله گازی ترانس آناتولی (تاناپ) نیز در سومین اجلاس «مجمع اقتصادی و انرژی دریای سیاه» در استانبول در ١٧ نوامبر ٢٠١١ میلادی مطرح شد. متعاقب آن، توافقنامه احداث خط لوله تاناپ توسط رجب طیب اردوغان، نخست وزیر وقت ترکیه و الهام علیاف، رئیس جمهور آذربایجان در ٢٦ دسامبر ٢٠١١ میلادی به امضا رسید که با احداث خط لوله دیگری به نام خط لوله ترانس آدریاتیک (تاپ) روند انتقال منابع گازی جمهوری آذربایجان را از طریق گرجستان و ترکیه به اروپا را تکمیل می نمود.

از اتصال سه خط لوله قفقاز جنوبی، تاناپ و تاپ، یک خط سراسری ایجاد می شود که به عنوان کریدور جنوبی انتقال انرژی اروپا شناخته می شود. نقشه زیر گویای وضعیت این سه خط لوله انتقال انرژی است.

رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

کریدور جنوبی انتقال انرژی اروپا با اتصال سه خط لوله قفقاز جنوبی، تاناپ و تاپ

پرسش کننده :

رابطه  طرح احداث اين خطوط با الحاق شبه جزيره کريمه به روسيه چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )

پس از بحران اوکراین و الحاق شبه جزیره کریمه به روسیه در مارس 2014 میلادی که افزایش بی سابقه تنش سیاسی، نظامی و اقتصادی جهان غرب با فدراسیون روسیه را به دنبال داشت، کوشش اتحادیه اروپا برای کاهش میزان وابستگی اروپا به گاز وارداتی از روسیه و پایان بخشیدن به سلطه و انحصار گازی شرکت گاز پروم وارد مرحله جدیدی شد و در این راستا، منابع گازی آسیای مرکزی، خزر و قفقاز به عنوان یکی از منابع مهم جایگزین (آلترناتیو) گاز روسیه مورد توجه اتحادیه اروپا قرار گرفت و این امر در پیش نویس دو سند استراتژی اتحادیه اروپا برای آسیای مرکزی و قفقاز برای سال های 2020 تا 2030 میلادی نیز مورد تاکید قرار گرفته است. در چنین شرایطی، طرح قدیمی ترانس خزر در سطحی به مراتب جدی تر از گذشته مجددا مطرح شد و موافقتنامه ای بین شرکت دولتی ترکمن گاز ترکمنستان و شرکت خصوصی آتاگاز ترکیه برای خرید و فروش گاز ترکمنستان به خط لوله تاناپ در حضور رجب طیب اردوغان و قربانقلی بردی محمد اف، روسای جمهور ترکیه و ترکمنستان در ٧ نوامبر ٢٠١٤ میلادی به امضاء رسید.

 

پرسش کننده :

نقش ِ کنوانسيون تعيين رژيم حقوقي درياي خزر در رابطه با اجرايي شدن طرح ترانس چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )

تمامی فعل و انفعالات  کشورهاي منطقه و اتحاديه اروپا  ، در عمل با موانع جدی از جمله عدم تعیین تکلیف رژیم حقوقی دریای خزر و مخالفت های ایران و روسیه مواجه شده بود.  و لذا با وجود توافقات و مذاکرات متعدد بین ترکمنستان، آذربایجان، ترکیه و اتحادیه اروپا، تغییر محسوس و عملیاتی در روند احداث خط لوله گازی ترانس خزر ایجاد نشد. اما با امضای کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر ، به نظر می رسد پس از دو دهه بسترهای سیاسی و حقوقی اجرای طرح ترانس خزر فراهم شده است. در چند بند از کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر به موضوع خطوط لوله پرداخته شده است.

 

پرسش کننده :

کدام مواد ِ کنوانسيون گوياي نظر ِ شما مي باشد ؟ به عبارت ديگر مستندات اين تحليل چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )

در بند ١ ماده ١٤ صراحتاً به این موضوع اشاره شده است که «طرفها می‌توانند نسبت به تعبیه بافه‌ها (ساختارها) و خطوط لوله زیر دریایی در بستر دریای خزر اقدام کنند». در بند ٢ ماده ١٢ نیز آمده است که «هر طرف در بخش خود بر جزایر مصنوعی، تاسیسات، سازه‌ها، بافه‌ها و خطوط لوله زیردریایی خود، اعمال صلاحیت خواهد کرد». واژه شایان توجه در بندهای اشاره شده، کلمه «بخش» است که البته در پیش نویس اولیه کنوانسیون به عنوان «منطقه» ترجمه شده بود. در ماده 1 کنوانسیون، «بخش» این گونه تعریف شده است: «بخش- قسمت ‌هایی از بستر و زیربستر است که به منظور بهره ‌برداری از منابع زیر بستر و سایر فعالیت‌ های اقتصادی مشروع مرتبط با توسعه منابع بستر و زیر بستر بین طرف‌ ها تعیین حدود شده است».

 در بند 8 ماده 11 کنوانسیون نیز اشاره شده است که «هر طرف می‌تواند طبق مفاد این کنوانسیون و سایر موازین حقوق بین‌الملل، قوانین و مقرراتی را درباره عبور از آب‌های سرزمینی از جمله در خصوص کلیه یا هر یک از موارد زیر وضع کند» که «حفاظت از بافه‌ها و خطوط لوله» به عنوان یکی از این موارد معرفی شده است.

 

پرسش کننده :

نقش ِ پنج کشور ساحلي در خطوط انتقال طرح ترانس چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )

طبق بند 8 از  ماده 11 و تعریفی که از آب های سرزمینی در ماده 1 (آب‌های سرزمینی، باریکه‌ای از دریا است که حاکمیت کشور ساحلی بر آن تسری می‌یابد) و بند 1 ماده 7 (هر طرف باید عرض آب‌های سرزمینی خود را تا محدوده‌ای تعیین کند که از 15 مایل دریایی از خطوط مبدأ تعیین شده که طبق این کنوانسیون معین می‌شود، تجاوز نکند) کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر شده است، موضوع حفاظت از بافه‌ها و خطوط لوله در آب های سرزمینی و فاصله 15 مایلی از خطوط مبدا قرار می گیرد. اما از آنجا که در بند 3 ماده 7 اشاره شده است که «تعیین حدود آب‌های داخلی و سرزمینی بین کشورهای دارای سواحل مجاور با توافق بین آن دولت‌ها  با در نظر گرفتن اصول و موازین حقوق بین‌الملل انجام خواهد شد»، در رابطه با خط لوله گازی ترانس خزر، عملاً پنج کشور ساحلی دریای خزر درگیر هستند. ایران با دو کشور ترکمنستان و جمهوری آذربایجان طرف است که دارای مرز مجاور و مقابل با این دو کشور است، جمهوری آذربایجان نیز با روسیه (کشور همجوار) و ترکمنستان ( کشور مقابل) و قزاقستان نیز با ترکمنستان (کشور همجوار) طرف است. بنابراین صرف نظر از نقطه آغاز خطوط مبدا، وضعیت جغرافیایی دریای خزر به گونه ای است که در رابطه با تعیین حدود آب‌های سرزمینی و محدوده ای که طبق کنوانیسون دولت های آذربایجان و ترکمنستان حفاظت از خط لوله گازی ترانس خزر را برعهده می گیرند، عملاً همه پنج کشور ساحلی خزر  درگیر هستند. 

پرسش کننده :

ويژگي جغرافياي ايران با طرح ترانس چه رابطه اي دارد؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )
وضعیت ایران نسبت به قزاقستان و روسیه در رابطه خط لوله گازی ترانس خزر از جنبه های مختلف بسیار متفاوت است. از نظر جغرافیایی، روسیه و قزاقستان در «خزر شمالی» و آذربایجان و ترکمنستان در «خزر میانی» واقع شده اند، در حالی که ایران در «خزر جنوبی» است که ضمن برخورداری از ساحلی محدب (در مقابل نوار ساحلی صاف سایر کشورها) و نیز وضعیت شیب جغرافیایی بستر دریای خزر که به  سمت سواحل ایران است، عمیق ترین و شورترین بخش دریای خزر  (یک هزار و 25 متر در بیش ترین عمق و متوسط 325 متر) را داراست و همین امر میزان آسیب پذیری زیست محیطی ایران از ناحیه طرح انتقال گاز خزر را به مراتب بیشتر از کشورهایی مانند قزاقستان و روسیه می سازد. به ویژه آن که جهت گردش آب خزر به سمت جنوب شرقی خزر و سواحل استان گلستان است و هر آلودگی ایجاد شده در مناطق میانی خزر در نتیجه ساخت جزایر مصنوعی، احداث خطوط انتقال انرژی از بستر دریا و یا سکوهای نفتی، نهایتاً به جنوب شرق دریای خزر منتقل خواهد شد و وضعیت شکننده زیست محیطی حاکم بر سواحل استان گلستان را با مشکلات مضاعفی مواجه می کند. موضوع زیست بوم و اکو سیستم نیز موضوع بسیار مهمی است؛ چرا که تحقیقات مختلف نشان داده است تغییر در محل زندگی جانداران دریایی در نتیجه احداث جزایر مصنوعی، عبور بافه ها و خطوط لوله از بستر دریاها، ایجاد سکوهای نفتی و مواردی مانند آن می تواند باعث تغییرات عمده در حیات و زیست آنها شود که این امر به ویژه در رابطه با جمعیت فُک های خزر و ماهیان خاویاری که عمدتاً در سواحل عمیق ایران حضور دارند، از اهمیت دو چندانی برخوردار است.


پرسش کننده :

در مفاد کنواسيون ، ملاحظات زيست محيطي لحاظ نشده است ؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )

خوشبختانه در کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر به موضوع آثار زیست محیطی طرح های خطوط لوله توجه شده است و بند ٢ ماده ١٤ اشعار می دارد که «طرف ‌ها می ‌توانند نسبت به تعبیه خطوط لوله سراسری زیر دریایی بر روی بستر دریای خزر اقدام کنند، مشروط برآن که پروژه‌ های آنها با استانداردهای زیست ‌محیطی و الزامات مندرج در موافقتنامه‌ های بین ‌المللی که طرف‌ ها عضو آن هستند از جمله کنوانسیون چارچوب حفاظت از محیط ‌زیست دریایی دریای خزر و پروتکل‌ های مربوطه آن مطابقت داشته باشد».

 

پرسش کننده :

بند 2 از ماده 14 ، آيا نگراني زيست محيطي ايران را بر طرف مي کند ؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )

هرچند صراحت ِ  بند 2 از ماده ١٤ و نیز تاکید مجدد ماده ١٥ کنوانسیون در رابطه با رعایت ملاحظات زیست محیطی بسیار ارزشمند و شایان توجه است، اما آسیب پذیری بالای زیست محیطی در سواحل عمیق و شور ایران ایجاب می کند که در صورت فراهم شدن مقدمات عملیاتی شدن طرح ترانس خزر، توافقنامه مستقل زیست محیطی بین ایران و کشورهای ساحلی دریای خزر با برخورداری از یک مکانیسم اجرایی و نظارتی دائمی منعقد شود تا آسیب های زیست محیطی این طرح برای کشورمان به حداقل برسد. در این زمینه موضوع بسیار مهم بند ١٣ ماده ٣ کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر است که بر «مسئولیت طرف آلوده کننده در قبال خسارت وارده به سامانه بوم‌ زیستی دریای خزر» تاکید می کند که ساز و کارهای اجرایی و حقوقی جبران خسارت های احتمالی زیست محیطی از سوی کشورهای ذی نفع در طرح ترانس خزر (قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان) می تواند در چهارچوب توافقنامه مستقل مورد اشاره به روشنی مشخص و تعریف شود.      
               

پرسش کننده :

رابطه طرح ترانس با ايران و روسيه  چيست ؟ (به جزء مشکلات زيست محيطي )

گفت و گو ادامه دارد .

بخش پنجم

منابع :

  1. خبر گزارية دانشجويان ايران " ايسنا "

اطلاعات بیشتر در مورد دریای خزر و قرارداد جدید

(2 ) جام جم آنلاين چهار شنبه 4 ارديبهشت 1381

( 3 ) خبرگزاري دانشجويان ايران "ايسنا " سه شنبه 24 مهر 1381

( 4 ) نشست باکو ، چشم انداز

( 5 ) اجلاس چهارم و دورنمای رژیم حقوقی خزر احمد کاظمی، مدیر پژوهش‌های کاربردی معاونت برون‌مرزی صدا و سیما احمد کاظمی، مدیر پژوهش‌های کاربردی معاونت برون‌مرزی صدا و سیما

یکشنبه 6 مهر 1393

( 6 ) شبکه العالم

اولین گام در تدوین رژیم حقوقی دریای خزر

يکشنبه 21 مرداد 1397 – 13:17

( 7 ) چمدان

ایران و آنچه بر سهمش از دریای خزر گذشت | از جنگ‌های ایران و روس تا عهدنامه گلستان و ترکمانچای

( 8) سايت تحليلي خبري عصر ايران

بدون احساسات و حب و بغض؛ سهم ایران از خزر چقدر است؟

(9) بررسی چالش ها و راهکارهای تعیین رژیم حقوقی دریای خزر ، محمدرضا حکاک زاده و آرزو بزرگ دعاگو

( 10 ) ويکي پدي

( 11 ) سايت حقوقي و امور مجلس

رژیم حقوقی دریای خزر و موضع كشورهای ساحلی

( 12 ) خبر آنلاين ، پنجشنبه 20 آبان 1389

مشروح مناظره مجتهدزاده و باوند درباره رژیم حقوقی دریای خزر در کافه خبر

(13) متن کامل کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر

(14 ) حق شرط بر معاهدات بين المللى (فرق بين اعلاميه تفسيرى و حق شرط ) مرتضى الياسي

(15 ) اعلامیه تفسیری ایران درباره کنوانسیون رژیم حقوقی دریای‌خزر

(16 ) روزنامه اطلاعات پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۷ : کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر؛ تبلور منطق چندجانبه گرایی

(17) دورنمای طرح ترانس خزر ( خطوط انتقال انرژی آسیای مرکزی ) پس از امضای کنوانسیون رژیم حقوقی


رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

آیا با تصاحب صندوق ذخیره فرهنگیان توسط دولت ( هر دولتی ) موافق هستید ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور