صدای معلم

کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت

چکیده ای از گفته های وزیر آموزش و پرورش در همایش تکریم خیّرین مدرسه ساز در مشهد مقدس :
" امروز فضای آموزشی در آموزش و پرورش نوین صرفا مشتی خاک و آجر نیست. تأثیری که فضای آموزشی ایجاد می کند بسیار فراتر از آن چیزی است که تصور می شود، لذا امروز فضای آموزشی بخشی از تکنولوژی آموزشی است....فضای آموزشی معلمی است که دانش آموزان را در یادگیری کمک می کند... پژوهش های پیشرفته نشان می دهد که حتی چه نوع گیاهانی در فضای سبز مدرسه باید استفاده شود تا یادگیری را ساده تر کند، امروز محوطه های مدرسه اهمیت بسیار زیادی دارند .
در فناوری های معماری مدارس پیشرفته به سمتی می رود که کلاس درس بدون دیوار باشد و از این طریق بچه ها را وادار می کنند در فضای پر سروصدا مهارت تمرکز کردن را فرا بگیرند .کلاس های نیم دایره ای در معماری آموزش و پروش در حال شکل گیری است ، این مدارس فاقد نیمکت است و دانش آموزان باید روی زمین بنشنند و مهارت زندگی را تمرین کنند. چیدمان کلاس و رنگ و تصاویر مورد استفاده در فضاهای آموزشی نیز مورد توجه متخصصان آموزش و پرورش است .

کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت

مدرسه امروز مرور یک سری دانش و حفظ فرمول های ریاضی نیست . امروز مدرسه به عنوان کانون فرهنگی تغییر رویکرد می دهد و باید تصمیمات خود را در این بخش تغییر دهیم......نظام تعلیم و تربیت امروز ، فریاد زدن ، صحبت کردن ، مذاکره کردن ، تمرین اخلاق و مداراکردن و حرف زدن را برای دانش آموزان باید آماده کند..... مدرسه یک کارگاه برای زندگی کردن است و دانش آموزان باید در مدرسه این موضوع را تمرین کنند.(1)

کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت

موضوعات آموزش و پرورش با عنصر انسانی در ارتباط است و چون انسان بر محیط و عوامل طبیعی و غیرطبیعی موجود در آن مسلط است و سازنده و تولید کنندۀ هر کالا و خدمتی است لذا از چنان درهم تنیدگی برخوردار است که پرداختن به یک موضوع ، لزوم توجه به سایر جوانب را پدید می آورد. سالیان متمادی است که مدارس ایران ساختار سنتی خود را حفظ نموده است.

کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت

هر مدرسه به تناسب جمعیت دانش آموزی ، دارای کلاس هایی با مساحت مشابه و صندلی هایی همشکل و کریدورهایی به موازات تعداد کلاس ها و طبقات دارد. تخته سبزی که تخته سیاه نامیده می شود و میز و صندلی کارکرده و فلزی معلم در گوشۀ نزدیک پنجره با یک صندلی لَنگ گاه در سطحی صاف همتراز با صندلی دانش آموزان و گاه در سکویی بالاتر برای راحت دیده شدن و مشاهده کردن. مسایل و مشکلات عمدی و غیرعمدی و یا خواسته و ناخواسته آن قدر در طول سالهای متمادی توسط مسئولان ریز و درشت زائیده و رشد یافته اند که نکات و ظرایف آموزش و مسایل یادگیری از دیدگان آموزش و پرورشی ها به دور مانده است. دغدغۀ اوضاع معیشتی معلمان از یکسو و گرانی و تورم خزنده از سوی دیگر ، باعث گردیده است معلمان و دانش آموزان و اولیا و مسئولان و حتی کارشناسان علوم تربیتی ، مسایل فراتر از آن را نبینند و یا بدان نیندیشند، در واقع افق دید و یا بصیرت همگان محدود و مسدود باقی مانده است. در این میان همۀ ظلم و قصورات یک سو ، ظلم بی نهایت به دانش آموزان که ضایع کنندۀ حق و حقوق کودکی آنان بوده است. حتی من و شمای بازنشستۀ امروز نیز در گذشتۀ دور حاصل این ظلم و غفلت هستیم . واقعیت مطلب آن که اگر توانایی های فردی افراد در رشد و تعالی او مؤثر نمی افتاد آخر و عاقبت همه ما تهی و پوچ می بود. به دلیل عدم وجود روحیۀ خلاقیت و بدعت در بین وزرای کشور و مدیران کل و مدیران آموزش و پرورش و شبیه سازی و مقلّد بودن آنان ، ما در تمامی ابعاد در جا می زنیم و تغییرات جزئی را امری کافی و لازم برای تحولات اساسی نمی دانیم

وزیر آموزش و پرورش 

حال تحت تأثیر کدام سفر خارجی خود یا همکارانش ، به حقایق تلخی اشاره کرده اند که گواه ظلم به آموزش و پرورش است. فضای سبز مدارس حداقل اثر هنری – بهداشتی توسط سازمان محیط زیست و شهرداری ها ، که از دانش آموزان این سرزمین ربوده شده است. همان شعار زیبایی و نیاز که همه بلدند و اما کمتر کسی بدان عامل هست یعنی جملۀ : بیایید فرزندان خود را با مفهوم مراقبت و نگه داری محیط زیست و فضای سبز آشنا سازیم! و مسئولان هر یک در این بین ، دیگری را متهم می سازند که فلان سازمان در نابودی محیط زیست و یا فضای سبز نقش داشته است و چون احساس مسئولیت پذیری نیست چه ساده است اتهام زنی و خیال خود آسوده ساختن.

جناب وزیر

اگر روابط بین سازمانی شما با دیگر نهادها بی نظیر بود نیازی به گواهی عملکرد خارجیان نبود ، ما سنت نیکوی درختکاری را داریم . شما و معاونان و مدیران کل تان می توانید به جای استقبال باشکوه مستتر به ترس مدیران در جای جای ایران ، آنان را تشویق کنید تا هزینۀ پذیرایی و گل و سنبل و بَنر مراسم را برای فضای سبز مدارس خود هزینه کنند.

 کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت اگر این مهم را بخشنامه کنید کلی در هزینه های مدیران و مدارس صرفه جویی می شود. فقط یک بخشنامۀ وزارتی می تواند این خواب را به واقعیت تبدیل کند نه بودجه لازم است و نه سوخت و ساز انرژی و خلاقیت. خرید دو گلدان برای گوشۀ کریدور مدرسه ای ، فوقش می شود صد هزار تومان ، اما یک بَنر بیش از یک میلیون تومان هزینه می شود، مخارج گل و دیگر موارد بماند. حال فضای مدارس مان سرسبز شد، بماند نوع خاص گیاهان که بر مغز و انرژی مثبت دانش آموزان و میزان یادگیری آنان مؤثر باشد ! البته برخی از گیاهان اکسیژن بیشتری به فضا تقدیم می کنند چون گیاه سانسوریا ، شاید از این لحاظ در یادگیری مؤثرند و یا نشاطی که به فضای آموزشی می دهد و گر نه طور دیگر نمی دانم چگونه بر یادگیری دانش آموزان مؤثر است ؟

سال 75 – 71 در شهرستان بستان آباد استان آذربایجان شرقی مدیر آموزش و پرورش منطقه که بعدها نماینده مردم شهرستان مرند در مجلس شورای اسلامی شدند در روزهای معلم حتما گلدانی به بلندای قد خویش با دستان خود تقدیم مدارس می کردند، سنت نیکویی که کاش همه گیر شود.

کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت

اما مدارس ما خشت و آجر که سهل است ، گِل و خاک هم هست .فوت مهر ماه همین سال دنیا ویسی دانش آموز کلاس اول روستای گرماش ، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سنندج را به خاطر دارید که زیرآوار ماند و قربانی بی اعتنایی مسئولینی گردید که به اخطارهای بازسازی ساختمان پاسخی به جا و به موقع نداده بودند. و یا دانش آموزان شین آبادی را . نمی توان با حال و هوای فقر و بدبختی ، اروپایی اندیشید و یا عمل کرد حتی به صورت آرمانی نی ز، تصور آن ناممکن است. امروز مدارس غیردولتی ما نیز در شرایط نامطلوب استانداردهای لازم برای آموزش به سر می برند ، مدارس دولتی و روستایی و.... جای خود دارد. ترکیب تنوع مدارس ما از هر حیث آن قدر ناهمگن است که تصورات آرمانی شما ، آدمی را با حسرت به خنده وا می دارد.

" طراحان مدرسه " بدون کلاس درس" سوئد با ایجاد یک محیط باز که باعث رشد انگیزه ، خلاقیت و کنجکاوی فکری می‌شود، خواسته‌اند تا با رها ساختن دانش آموزان در یک محیط زیبا، راحت، امن، آزمایشگاهی، تفریحی و ... آنها را تشویق به یادگیری و آموزش کنند. برای این کار نه تنها از هنر طراحی مدرن و دیجیتالی استفاده کرده‌اند، بلکه از رسانه‌های دیجیتالی چون لپ تاپ، تلویزیون‌های لمسی، بازی‌های ویدیویی و... نیز در سالن‌های زیبا با طراحی مدرن و فضای کافی برای مطالعه بهره کامل برده‌اند.
در این مدرسه بدون کلاس که نام آن " ویتارا " و به عنوان "مکتب ویتارا " نیز معروف شده است، اساس کار تحریک کنجکاوی و ایجاد اعتماد به نفس در کودکان با گذاردن آنها در یک فضا و محیطی که دارای طراحی‌های انتزاعی ، توپوگرافی‌ها و نوعی کلاسیک خاص دارد، است." (2)


کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت

مرا متهم به نقد غیرمنطقی و یا فردی نومید و بدبین نکنید اما ما کجا و ایده های آزاد و رهای سوئدی ها کجا ؟! فقط در تهران بزرگ 40 درصد مدارس فرسوده است ، پس تو خود حدیث مفصل بخوان از این مُجمَل . فاصله نجومی خرد، اندیشه ، باور، برداشت و انگاره هایی که تضاد بسیار دارند. آنان از دانش آموزان برای آینده چه چیز می سازند و ما ...... !
نشستن بر روی زمین ! ظاهرا قصد صرفه جویی در هزینه ها را دارید اما نشستن بر روی زمین ، کف مناسب با پوششی مناسب تر برای جلوگیری از رطوبت و سرمای زمین را دارد. پس هزینه ها کم که نشده بیشتر هم خواهد شد .دانش آموزان کدام کشور بر روی زمین می نشینند که ما مقلّد آنان باشیم و چرا سیر قهقرایی ! بین مسجد و مدرسه فرق نیست ؟ هر چند دیگر در مساجد نیز بر روی زمین نمی نشینند.
اگر خبر زیر را مطالعه نمائید شاهد غیرمتعارف بودن نشستن بر روی زمین در کلاس درس خواهید شد، چون در جست و جوی خود به جز مثالی از کشور خودم ، هیچ نمونه ای دیگر نیافتم:
"به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ، منطقه کهگیلویه و بویراحمد این شهر به علت داشتن آب و هوای مطبوع، پایتخت طبیعت ایران ، مهاجرت پذیری و افزایش جمعیت دانش آموزی با کمبود و مشکلات آموزشی زیادی مواجه است به طوری که در مدرسه پسرانه شهید افتخاری یاسوج که به صورت دو شیفت با مدرسه دخترانه یاسوج فعالیت دارد، دانش آموزان آن به علت کمبود امکانات و تجهیزات بر روی زمین مشغول تحصیل هستند.جالب اینجاست معلم این دانش آموزان که به آنها تعلیم و تربیت می آموزد و باید با آرامش خاطر رسالت خود را انجام دهد اما از میز و صندلی مطلوبی نیز بهره مند نیست." (3)

از رنگ آمیزی مدارس سخن نگوئید که اکثرا بوی کهنگی و رطوبت آن تا آستانۀ محوطۀ مدرسه، مَشام آدمی را می آزارد و دیوارها رنگ دلمردگی دارند. مگر سرانۀ مدارس مرتب و مکفی به مدارس داده می شود که انتظار رنگ آمیزی ، آن هم بر اساس استانداردهای تأثیر رنگ در یادگیری را دارید! یا قرار است خیّرین مدرسه ساز آستین بالا زنند!

کلاس ها چرا نیم دایره ای معماری خواهند شد ؟ باز در جست و جوی خود مصداقی نیافتم . ظاهرا آموزش و پرورش منبع درآمد جدیدی به دست آورده است که قرار است چنین تحولات شگفت انگیزی در آن ایجاد کند. اجازه دهید ثروت خیّرین مدرسه ساز در مناطق و محلات مستضعف و محروم کشور اعم از شهر و روستا هزینه شود نه برای مدارس خاص که ثروت اولیا از آنها حمایت تنگاتنگ دارد. ترویج کلاس های نیم دایره ای بدون نیمکت برای اولین بار در ایران !

جناب وزیر

ساختار نظام آموزشی کشور ترسیدن ، زبان در دهان غلاف کردن ، خودرأیی و خودخواهی ، اخلاق ستیزی و بی تفاوتی نسبت به محیط پیرامون و مسایل آن را آموزش می دهد و از مهارت زندگی کردن خبری نیست. نمونۀ آن افراد، دور و بر همۀ ما هست ، با نام همکار و یا مدیر و مافوق و...
این که بسیاری از مشکلات رفتاری و یا عملکردی دانش آموزان دیروز و بالغان و مسئولان امروز در سایۀ همین ردیفی نشستن در کلاس درس ها به وجود آمده است ، اصلی انکار ناپذیر است. لذا در ادامه بحث به طور واقع بینانه ، تلاش می کنم تا بدون صرف هزینه و با امکانات موجود به تحلیل معایب ردیفی نشستن دانش آموزان در کلاس درس بپردازم. به هنگام ساخت مدارس جدید می توان ، تغییرات نویی به وجود آورد که موجب هدر رفت سرمایه ها نگردد اما این که مدارس را درهم بکوبیم که ساختار نظام آموزشی متحول گردد برای اقتصاد کشور ما افزایندۀ ضربان سرمایه هاست که بر سلامتی نظام اقتصادی اثرات زیانباری خواهد داشت.

معایب و تأثیرات سوء ردیفی نشستن در کلاس درس بر افراد و زندگی اجتماعی آنان
1- به شکل ردیفی نشستن ، امکان ایجاد پیوند و یادگیری از یکدیگر را برای دانش آموزان سلب می‌کند.
2- وقتی ردیف وجود داشته باشد، سلسله مراتب توجه هم ایجاد می‌شود، چرا که دانش‌آموزان با توجه بیشتر صندلی‌های جلوتر را انتخاب می‌کنند و مابقی عقب می نشینند. حال به دلیل بلندی قد یا دور ماندن از چشم معلم برای شیطنت و صحبت کردن.
3- ما به جای آن که در کنار هم و با هم باشیم ، پشت به هم ، سرد و خاموش و بی اعتنا نسبت به یکدیگر در کلاس درس زندگی می کنیم.
4- بیشتر خود را می بینیم و روح جمعی برای انجام کارها را نداریم .
5 - کمتر اهل مشورت و همفکری با افراد زُبده و متخصص هستیم.
6 - دانسته های خود را بهتر و بیشتر از هر کس دیگر می دانیم و به دانایی و توانایی خود ایمان داریم .
7 - توانایی حل مشکلات و معضلات فردی و اجتماعی را به نسبت مسئولیت خود نداریم .
8 - برای کسب موفقیت های تحصیلی و شغلی به جای استفاده کردن از توانایی های جمع ، با قابلیت های فردی خود زور اضافه می زنیم و آنها را ناقص و یا غیرخلاقانه انجام می دهیم.
9 - فردگرا و خودخواهیم .
10 - انتقاد پذیر نیستیم.
11 - در حالت ردیفی نشستن ، یک عده همیشه پنهان شدن پشت واقعیت ها را یاد خواهند گرفت و جسارت ابراز وجود را از دست خواهند داد و یا از پنهان شدن در پشت دیگران جهت دیده نشدن ، احساس رضایت خواهند کرد و به موجودی بی تفاوت تبدیل خواهند شد. من معلم می توانم آرمانگرا باشم و ایده آل ها را مطرح سازم تا شاید کسی به فکر الگوسازی بیفتد اما شمای وزیر خیر

اما به جای ساخت کلاس های نیم دایره ای و هزینه کرد بیهوده ، می توان از میز گرد استفاده کرد که در زیر به مزایای استفاده از میز گرد یا میزهای مخصوص جلسات اداری در کلاس درس اشاره می کنم :
1 - تعامل اجتماعی چهره به چهره یا مستقیم است. دانش آموزان در کنار هم و معلم خود قرار می گیرند. بدین طریق دیگر نیازی به برچسب های بی رحمانه غیرواقعی برای لُژنشین های کلاس هم نخواهد بود. هیچ دانش آموزی نسبت به صندلی که بر روی آن نشسته است، احساس کِهتری و یا مِهتری نخواهد کرد. اما در شکل ردیفی این احساس بیشتر اوقات ایجاد و تقویت می شود.

2 - بر سر میز گرد و یا..... امکان دیدن همۀ افراد وجود دارد. نظارت و تسلط معلم بر کلاس و دانش آموز هم بیشتر است و هم دانش آموزان معلم را در گوشۀ راست تخته سبز کلاس عنصری منفک از خود و دست نیازیدنی نمی بینند.

3 - از بین رفتن فاصله های کذایی بین معلم و دانش آموزان در کلاس درس ، موجب تقویت ارتباط و تعامل هر دو می گردد.

4 - آموزش دور میزگرد یا میزهای مخصوص جلسات اداری ، به صورت گروهی انجام می شود تا با کارِ گروهی آشنا شوند و برای اجتماع بزرگتر یعنی فردای اشتغال خود ، جهت انجام وظایف شغلی ، همفکری و مشورت کردن را فرا بگیرند.

5 - انرژی و زمان کمتری برای ساکت نگه داشتن کلاس صَرف می شود. در واقع کنش و واکنش های غیرضروری حذف خواهد شد و یا کنتاکت های غیر مفید از بین می رود و شخصیت افراد آسیب نمی بیند.

6 - چون میزهای مخصوص جلسات اداری مورد استفاده قرار می گیرد نوعی اعتماد به نفس و یا بزرگسالی و احساس مسئولیت در دانش آموزان بوجود می آید.

7 - صندلی های دور میز گرد و یا.... به نسبت صندلی های چوبی و یا نیمکت های فعلی ، برای دانش آموزان راحت تر و قابل تحمل تر خواهد بود.

8 - میز گرد سرو ته ندارد و همۀ افراد اطراف دور آن مساوی هستند. میز گرد به افراد قدرت موجودیت داده و بیشتر حس می ‌کنند که شنیده می‌شوند.

البته برای جلوگیری از تحمیل بار هزینه ای این روش و عدم پیگیری موقعیت فعلی ، می توان صندلی‌های موجود را به شکل نعل اسبی در کلاس در آورد و حداقل معایب ردیفی نشستن را از بین برد. در ضمن هر مدرسۀ جدیدی که احداث می شود به جای سفارش برای ساخت شکل سنتی صندلی و نیمکت جدید برای آن ، به فکر تجهیز مدارس با همین میزهای های گرد با صندلی های استاندارد که راحت هست ، باشند تا به تدریج عمومیت یابد. این شکل آموزش فقط برای مدارس خاص و یا شهرهای بزرگ نیست. در یک کلاس کوچک روستایی نیز می توان با چینش نعلی شکل صندلی ها ، فرهنگ سازی و عادت به موقعیت جدید را بوجود آورد. ایجاد بهترین موقعیت و استفاده از حداقل امکانات برای یادگیری مطلوب تر و به نحو احسن در کلاس درس یعنی توانمندی و خلاقیت معلمان.

قدرمسلم برای رسیدن به این شرایط که مطلوبیت هایی در پی خواهد داشت و بر کمیت و کیفیت آموزش اثر مثبت خواهد گذاشت ابتدا باید احساس ضرورتی از سوی مدیران و مسئولان احساس شود و سپس به تدریج اقدامات لازم بعمل آید.

وقتی سخن از تحول می کنیم انتظار شق القمر نداریم. تحولات اساسی به تدریج و با تغییرات جزئی نیز می تواند آغاز شود. به دلیل عدم وجود روحیۀ خلاقیت و بدعت در بین وزرای کشور و مدیران کل و مدیران آموزش و پرورش و شبیه سازی و مقلّد بودن آنان ، ما در تمامی ابعاد در جا می زنیم و تغییرات جزئی را امری کافی و لازم برای تحولات اساسی نمی دانیم. آنان از معلمان و دانش آموزان خُرده می گیرند که خلّاق و منتقد نیستند و خودشان را تافته ای جدا از همین نظام آموزشی تصور می کنند. ما برای متحول شدن نیازمند ایجاد تغییراتی ساده و کوچک اما بسیار اثر گذاریم. قدری از امر تقلید به دور مانیم و خلاقیت های ذهنی خود و دیگران را به فعلیت درآوریم . چرا باید همیشه ما از دیگر کشورها برای آموزش و پرورش خود الگوی مناسب انتخاب کنیم که با ساختارهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ما در تناقضند. چرا خودمان نمی اندیشیم ؟!

کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت

جناب وزیر،
اگر بتوانیم ملموس تر ببینیم و واقعی تر تصمیم بگیریم بسیاری از مشکلات در هم تنیده شده همچون یک دومینوی جادویی ، حل و فصل می گردد. اما تصور مدینۀ فاضله و ترویج آرمان گرایی، ما را از ریشۀ واقعیت ها برکَنده و در ناتوانی و بلاتکلیفی گرفتار خواهد کرد. معلوم است که در حال مطالعۀ آموزش و پرورش کشورهای جهان هستید، اما یک دفعه نمی توان همانند سوئد و یا فنلاند عمل کرد ، ابتدا بسترهای فرهنگی را مناسب سازی نمائید و طی دوره های آموزشی برای معلمان و دانش آموزان از افق های جدید خلاقیت بشری در مدارس سخن بگوئید تا گوش و چشم همگان با آنها سازگار و آشنا شود و سپس با توجه به شرایط موجود، بهینه سازی آموزش و فضای آموزشی را تحقق بخشید.

من معلم می توانم آرمانگرا باشم و ایده آل ها را مطرح سازم تا شاید کسی به فکر الگوسازی بیفتد اما شمای وزیر خیر.

شما می بایست تصمیماتی اتخاذ نمائید که قابلیت اجرایی داشته باشد. حتی اگر دو مدرسه در کل کشور نیم دایره ساخته شود بار سنگین دردسرهای موجود بر زمین باقی خواهد ماند. سند تحول بنیادین قادر نیست کشتی طوفان زدۀ آموزش و پرورش کشور را از تلاطم تخریب های بی امان رهایی بخشد، باور اندیشیدن و توانستن از وزیر تا دانش آموز ، عامل خلاقیت و نوآوری و تحولات اساسی است. بیایید همگی با هم این اصل را باور کنیم که ایرانی شهامت و توانایی لازم برای ایجاد اصلاحات را دارد، به شرط آن که جسارت این رفرم در بالادستی ها باشد.

1) کد مطلب : 738344 - اول آذر ماه 1397.
2) کد خبر : 213263 - همشهری‌آنلاین - 21 اردیبهشت1392.
3) کد خبر: 948-286-5 - 6 آبان 1394.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کلاس های نیم دایره ای و وزیر آموزش و پرورش بی شهامت

منتشرشده در یادداشت

رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

خلاصه از قبل :

در طول تاریخ ، این نادرشاه بود که توانست روس‌ها را وادار به خروج نیروهای خود از گیلان و قفقاز کند. او حتی تلاش کرد با استفاده از مستشار نظامی انگلیسی به نام جان اِلتون، نیروی دریایی در دریای خزر ایجاد کند اما با مرگ او آرزوی اینچنینی هم به خاطره‌ها سپرده شد. (7)

در فصل پنجم عهدنامه گلستان آمده است:

... احدی از دولت‌های دیگر سوای دولت روس ، کشتی‌های جنگی در دریای خزر نداشته باشد. (7)

یکی از مفاد قرارداد ترکمانچای اجازه عبور و مرور آزاد به کشتی‌های تجاری روسی در دریای خزر و انحصار عبور و مرور کشتی‌های جنگی به روسیه بود. به این ترتیب ایران حق کشتی‌رانی در دریای خزر را از دست داد و ملزم به پرداخت ۱۰ کرور تومان به عنوان غرامت به روسیه شد. (7)

معمول ترين ، آسان ترين ، قديمي ترين و نخستين روش حل و فصل مسالمت آميز اختلافات بين المللي " آئين مذاکرات ديپلماتيک " است .

ماده30 کنوانسيون چار چوب حفاظت از محيط زيست درياي خزر تصريح مي کند : ( 9 )

" درصورت بروز اختلافات بين طرف هاي متعهد در ارتباط با اجرا ياتفسير کنوانسيون يا پروتکل هاي آن ، طرف هاي کميسيون از طريق مذاکره يا ساير روش هاي مسالمت آميز به انتخاب خود براي رفع اختلافات اقدام خواهند کرد . " ( 9 )

بر اساس اصول كلی حقوق بین الملل، رویه كشورها و نوشته های حقوقدانان برجسته، دریاچه هایی كه با بیش از یك كشور هم مرز هستند، می بایست توسط توافقنامه ای میان كشورهای ساحلی تقسیم شوند.

تدوین یك رژیم حقوقی جامع، خواهد توانست اختلافات مربوط به حضور دول ساحلی و بیگانه در این دریا را حل نموده و مشكلات ناشی از استفاده سودجویانه از این دریا را رفع نماید.

از آنجا كه كشورهای امضا كننده قراردادهای ۱۹۲۱، ۱۹۴۰ و... تصور نمی كردند كه روزی دریای خزر بتواند برای آنها نفت نیز به ارمغان داشته باشد، لذا هیچ تدبیری در مورد آن نیاندیشیده بودند. رشد تكنولوژی و پیشرفت سریع فناوری باعث شد كه کشور هاي ساحلي درياي خزر ، بتوانند به اعماق آب نیز نفوذ كنند و از منابع بستر و زیربستر دریا بهره جویند. ولی هیچ قانونی بر این نوع بهره برداری ها حكومت نمی كرد و فعالیت های فراوانی نیز در این زمینه صورت گرفت كه سبب آلودگی محیط زیست این دریا و وارد آمدن آسیب های جدی به آبزیان آن شد. علاوه بر منابع طبیعی و محیط زیست، عدم تفكیك میان نحوه تردد و وضعیت كشتی های جنگی و تجاری، مضرّات زیادی به همراه داشت كه لازم بود بازنگری و اصلاح شود. از دیگر عوامل ناكارآمدی معاهدات قبلی، فروپاشی شوروی و اثرات ناشی از آن مي باشد .

قاعده كلی این است كه وقتی دولت جدیدی در عرصه بین المللی ظهور می كند، بر اساس اصل «جانشینی دولت ها» متعهد به مفاد معاهداتی كه دولت سلف خود منعقد كرده نمی باشد، زیرا دولت جدید طرف معامله نبوده و دلیلی هم بر الزام او بر این كار وجود ندارد. این اصل را «اصل عدم انتقال» یا «دكترین لوح پاك» می نامند كه هم در مورد دولت های تازه استقلال یافته و هم در مورد دولت هایی كه در اثر تجزیه یا تركیب پدید می آیند صادق است.

گفته شد كه نظر رسمی ایران در سال ۱۹۹۶ داشتن مالكیت دسته جمعی بر دریای خزر بود، ولی بعدها نظر ایران به تقسیم مساوی تغییر یافت.  ایران همچنین گام هایی در جهت كانونی كردن فعالیت های دول ساحلی دریای خزر برداشته است .

 

قسمت ششم :

ﻫ : بررسي مختصر  کنوانسيون

 

پرسش کننده :

متن کنوانسيون داراي چند ماده است ؟ و به چه موضوعاتي اشاره دارد؟

 

پاسخ دهنده : (استخراج از متن کامل کنوانسيون منبع  13 توسط نگارنده)

اين کنوانسيون داراي 24 ماده است .

در ماده 1 شامل تعاريف و اصطلاحات مي باشد.

در اين ماده به صراحت اعلام شده است :

روش تعیین خطوط مبدأ مستقیم باید در موافقتنامه جداگانه‌ای بین همه طرف‌ها تعیین شود.

چنانچه شکل ساحل، یک کشور ساحلی را در تعیین آب‌های داخلی‌اش آشکارا در وضعیت نامساعدی قرار دهد، این وضعیت هنگام ایجاد روش فوق به منظور دستیابی به تفاهم میان تمامی طرف‌ها مدنظر قرار خواهد گرفت.

قابل ذکر است که  اعلاميه تفسيري وزارت خارجه کشورمان هم در تفسير آن ، همزمان با انتشار اين کنوانسيون منتشر شده است .

در ماده 2 به حاکميت ، حقوق حاکمه و انحصاري ها اشاره مي کند .

در ماده 3 و 4 اصول و نحوه فعاليت طرف ها از جمله عدم حضور نیروهای مسلح خارج از منطقه را تعيين مي کند .

در ماده 5 و 6و 7 و 9 تقسيم بندي منطقه آبي را عهدار مي باشد .

در ماده 8 به مبحث جنجالي ِ تعيين حدود بستر و زير بستر اشاره مي کند .

در ماده 10و 11 به کشتيراني مي پردازد .

در ماده 12  ضمن اشاره به حقوق کشتيراني به حق بستر، به صورت جدي تر مي پردازد .

در ماده 13 به تحقيقات علمي دريايي اشاره مي شود .

در ماده 14 به بحث مناقشه آميز حق ِ تعبيه بافه ( ساختار ) و خطوط لوله زير دريايي در بستر دريا دقيق ترمي پردازد.

در ماده 15 سامانه بوم زيستي مطرح مي شود .

در ماده 16 به همکاري طرف ها با اشخاص حقيقي و حقوقي دولت هاي غير عضو اشاره مي شود .

در ماده 17 مبارزه با تروريسم ، قاچاق  و قاچاق ِ مهاجران ، مطرح مي شود .

در ماده 18 الحاقيه ها و اصلاحيه ها را جزء کنوانسون تلقي مي کند و راه هاي اصلاح و تکميل مفاد را مشخص مي کند  .

در ماده 19 رايزني پنج جانبه منظم ( حداقل سالي يکبار ) در سطح عالي را توصيه مي کند .

در ماده 20 تصريح مي شود که اين کنواسيون ، بر ديگر  معاهدات بين المللي طرف ها اثر ندارد .

در ماده 21 تأکيد بر رايزني و مذاکره جهت حل و فصل اختلافات ومناقشات دارد.(  راجع به تفسیر و اجرای اين کنوانسيون )

در ماده 22 و 23 و 24  به زمان لازم اجراء شدن کنوانسيون ، اصلاحيه ها و الحاقيه ها مي پردازد .

 

پرسش کننده :

اعلاميه تفسيري چيست ؟ و اعلاميه تفسيري در مورد کنوانسيون رژيم حقوقي در ياي خزر به چه موضوع يا موضوعاتي اشاره مي کند ؟

 

پاسخ دهنده : (  نگارنده با استفاده از منابع 13 ، 14 و 15  به اين پرسش پاسخ مي دهد . )

اولا ؛ مرتضي الياسي در تعريف اعلاميه تفسيري مي گوید :

"كشورها ضمن پذيرش معاهده اى (به هنگام امضا، تصويب، الحاق، تأييد يا پذيرش) برداشت و استنباط خود را از بعضى مواد به صورت اعلاميه اى اعلام مى كنند كه به اين نوع اعلاميه، «اعلاميه تفسيرى» مى گويند. هدف اصلى از صدور اين اعلاميه، احتراز از تفسيرهاى احتمالى موادى است كه مغاير با روح و مقصود اصلى و مواضع قبلى و يا ناهماهنگ با قوانين و مقرّرات ملّى داخلى آن كشور هستند. "( 14  مرتضي الياسي )

در اين زمينه، كميسيون حقوق بين الملل نيز نظر خود را اعلام داشته است. اين كميسيون در گزارش خود به مجمع عمومى سازمان ملل متحد در سال 1966، چنين اعلام مى دارد: «كشورها غالباً به هنگام امضا، تصويب، پذيرش، تأييد يا الحاق خود نسبت به معاهده، اعلاميه اى صادر مى كنند و در آن، درك خود را از بعضى موضوعات معاهده، كه از نظر آن ها مهم است، بيان داشته يا ماده خاصى را تفسير مى كنند. اگر اين اعلاميه ماده معاهده را مستثنا كند يا تغيير دهد، همان «حق شرط» است، وگرنه فقط موضع كشور صادركننده اعلاميه در قبال معاهده را روشن مى كند.» " (14  مرتضي الياسي )

ثانيأ در اعلامیه تفسیری ایران درباره کنوانسیون رژیم حقوقی دریای‌خزر که همزمان با انتشار متن کنوانسيون منتشر شده است آمده است (15 )

"بند سوم از بخش مربوط به تعریف خطوط مبداء مستقیم در ماده یک کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر ، به وضعیت ساحل جمهوری اسلامی ایران در دریای خزر اشاره دارد و هدف از نگارش این بند، مدنظر قرار دادن و توجه به وضعیت ویژه ایران بوده است."

"به علاوه، همان گونه که در کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر تصریح شده است، روش تعیین (ترسیم) خطوط مبداء مستقیم بایستی در یک موافقتنامه جداگانه میان همه طرف‌های ذیربطِ کنوانسیون معین گردد."

 

و : تفاوت نقد کارشناسانه با پروپاگاند و تبليغات جناحي و عوام فريبي

پرسش کننده :

پس اين همه پروپاگاند در رابطه با کنوانسيون ، طیفی از دلواپسی‌ها به خاطر سرنوشت تقسیم این دریا به راه افتاد که محور اساسی آن انگاره بی‌اطلاعی مردم و نمایندگان آنان در بهارستان از مفاد «توافقات پشت پرده» و انعقاد «ترکمانچای» دیگر بود. همزمان با مذاکرات «آکتائو» و پس از انتشار مفاد کنوانسیون حقوقی، سمت و سوی دلواپسی‌ها ( حکم وادادگی دولت در برابر خواست همسایگان شمالی به خصوص روسیه ) از چه ناشي مي شود ؟

 

پاسخ دهنده :(16)

در روزنامه اطلاعات پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۷ ، کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر؛ تبلور منطق چندجانبه گرایی ، آمده است :

"در شرایطی که دولت‌های پیشین به دلیل پیچیدگی و دشواری‌های پرونده مذاکرات خزر و انتظارات موجود در این زمینه کوشیدند تا حد امکان از هزینه‌های آن رهایی یابند، کنوانسیون حقوقی به عنوان شالوده مذاکرات دو و چندجانبه آتی میان پنج کشور مجاور خزر و استخوان بندی رژیم حقوقی این دریا به امضای رئیس دولت دوازدهم رسید. پس از امضای این توافق بود که موجی از انتقادات علیه دولت به راه افتاد تا جایی که کنوانسیون حقوقی دریای خزر به «فروش کشور» و «نقض تمامیت سرزمینی» تعبیر شد. به موازات انتشار گسترده پیام‌ها و تصاویر انتقادآمیز و کنایه بار در شبکه‌های اجتماعی و همچنین تحلیل‌های تند و تیز، در افواه عمومی هم گزاره تاراج و حراج کشور به راه افتاد تا در فضای تهییج عمومی، کارآمدی، صداقت و اهلیت دستگاه دیپلماسی و دولت هدف خردکننده ترین ضربات قرار گیرد؛ روندی که البته مجموعه حاکمیت هم از آن برکنار نماند." (16 )

 

پرسش کننده :

يعني بر مفاد ِ کنوانسيون درياي خزر هيچ نقدي وارد نيست ؟

 

پاسخ دهنده ( نگارنده ) :

قطعأ اين کنوانسيون حاوي نکات مثبت و منفي است . نديدن نکات مثبت آن بي انصافي است . چشم پوشي از نکات منفي آن خوش خيالي است .

قطعأ نقد " کار شناسي "  وارد است!

حتمأ نقد " کار شناسي "  لازم است !

قطعأ نکات مثبت در اين کنوانسيون مطرح است !

حتمأ ذکر ِ اين نکات مثبت ، لازم است !

 

الف - نکات منفي  ِ مفاد کنوانسيون

رسانه ها از جمله رسانه ملي بايد به اين مهم بپردازند !

ولي  پروپاگاند يا نقد هاي غير " کار شناسي "  با مسايل ملي به نفع يک نفر يا يک جناح و گروه خاص ، خطا مي باشد .

 

پرسش کننده :

بيشتر توضيح دهيد .

 

پاسخ دهنده :

اگر حقير (نگارنده ) بيان کنم :

ايران  با امضاي اين کنوانسيون ، از يک سو به ديگر کشور هاي ساحلي و حتي اروپا و ...، امتياز هاي ويژه داده است! از سويي ديگر ، ريسک بالاي خطرات زيست محيطي را پذيرفته است ؛ شما بايد از من مستندات اين تحليل را بخواهيد ! زيرا  بدون اشاره به مواد و بندهاي اين کنوانسيون يا بدون ارائه نظريات کارشناسان ، بيان ِ حقير ، يک نقد ِ غير " کار شناسي "   مي باشد .

 

پرسش کننده :

ساليان متوالي ايران به دليل مشکلات زيست محيطي ، با طرح آمريکاي ترانس ( انتقال نفت قزاقستان و گاز ترکمنستان از بستر دريا به آذربايجان و از آنجا به اروپا ) مخالفت مي کرد.

نقد ِ" کارشناسي "    مواد 11، 12و 14 چيست ؟

 

پاسخ دهنده :

به نکته بسيار خوبي اشاره نموديد که در بسياري از رسانه ها و نقد ها  در هياهوي پروپاگاند ِ فروش خزر ، ترکمنچاي ديگر ، «فروش کشور» و «نقض تمامیت سرزمینی» و ... به فراموشي سپرده شده است .

 

پرسش کننده :

نقد ِ" کار شناسي " مواد 11، 12و 14 چيست ؟

 

پاسخ دهنده : (17 )

عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در مقاله دورنمای طرح ترانس خزر  ( خطوط انتقال انرژی آسیای مرکزی  )پس از امضای کنوانسیون رژیم حقوقی به موارد مهمي اشاره مي کند . ( 17 )

 

پرسش کننده :

مفاد ِ اين کنوانسيون در رابطه با ساخت خطوط لوله  زير دريا چه موضعي دارد ؟

 

پاسخ دهنده : (17 )

کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر در مواد ١١، ١٢ و ١٤ به موضوع ساخت خطوط لوله‌های زیر دریا ورود پیدا کرده است و بدین ترتیب به نظر می رسد طرح ترانس خزر پس از نزدیک به دو دهه ابهام و اختلافِ نظرِ کشورهای ساحلی خزر؛ به مرحله اجرایی بسیار نزدیک شده است.

 

پرسش کننده :

موضع روسيه در اين رابطه چيست ؟

 

پاسخ دهنده : (17 )

فدراسیون روسیه به دلیل مشارکت در دو طرح انتقال خط گاز از بستر دریای سیاه (خط لوله گازی ترک استریم) و بستر دریای آدریاتیک (جریان شمالي ) دیگر نمی تواند همانند گذشته و همسو با ایران، رعایت ملاحظات زیست محیطی را در مخالفت با طرح ترانس خزر مطرح نماید.

 

پرسش کننده :

ظرفيت انتقال  نفت و گاز در اين خطوط چقدر است ؟ و هزينه هاي ساخت اين خطوط چقدر ارزيابي شده است ؟

 

پاسخ دهنده : (17 )

مطالعات اولیه حاکی از آن است که هزینه احداث مسیر نفتی ترانس خزر با ظرفیت انتقال بیش از ٤٠٠ هزار بشکه در روز، حدود ٤ میلیارد دلار خواهد بود و ساخت مسیر گازی ترانس خزر نیز با ظرفیت انتقال بیش از ٣٠ میلیارد متر مکعب گاز در سال، هزینه ای ٥ میلیارد دلاری را به دنبال خواهد داشت.

 

پرسش کننده :

مسير ِ اين خط انتقال چگونه است ؟

 

پاسخ دهنده : (17 )

"طرح « خط لوله ترانس خزر» که از آن تحت عنوان «خط لوله ماورای خزر» نیز یاد می شود، اساساً شامل دو مسیر نفتی و گازی است.

نفت ِ قزاقستان  و گاز ِ ترکمنستان را از بستر دریای خزر به باکو در جمهوری آذربایجان منتقل مي کند .

رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

مسیرهای نفتی و گازی طرح ترانس خزر از ترکمنستان و قزاقستان به جمهوری آذربایجان

 

پرسش کننده :

طرح ترانس خزر پيشنهاد کدام کشور است ؟

 

پاسخ دهنده : (17 )

طرح ترانس خزر نخستین بار در سال 1996 ( سال 1375 شمسي ، پنج سال پس از فروپاشي شوروي )  از سوی ایالات متحده آمریکا مطرح شد؛ یعنی مقطعی که با اکتشافات جدید نفت و گاز در حوزه خزر، توجهات فراوانی به آن صورت گرفت و حتی با بزرگنمایی از منابع دریای خزر به عنوان جایگزینی برای منابع نفت و گاز خاورمیانه و خلیج فارس نام برده شد و در این راستا شرکت های بزرگ چند ملیتی وارد حوزه اکتشاف، بهره برداری و انتقال انرژی خزر شدند.

 

پرسش کننده :

کدام کشورها موافق يا مخالف ِ اجراي اين طرح بودند ؟

 

پاسخ دهنده : (17 )

چهار کشور ترکمنستان، جمهوری آذربایجان، گرجستان و ترکیه یک رشته از توافقاتی را برای اجرایی شدن طرح انتقال گاز از بستر دریای خزر را به امضا رساندند. با وجود این، مخالفت ایران و روسیه با اجرای این طرح به دلایل زیست محیطی و نامشخص بودن رژیم حقوقی دریای خزر موجب شد طرح انتقال گاز از بستر دریای خزر جنبه اجرایی پیدا نکند.

فدراسیون روسیه و ایران به عنوان جدی ترین مخالفان طرح ترانس خزر علیه اجرای انتقال گاز ترکمنستان از بستر دریای خزر موضع گرفتند. تهران و مسکو اجرای طرح ترانس خزر را از بعد سیاسی در چهارچوب سیاست خطوط لوله مورد حمایت دولت آمریکا برای حذف ایران و روسیه از مسیرهای انتقال انرژی منطقه ارزیابی می کردند، از نظر حقوقی آن را در شرایطی که کشورهای ساحلی دریای خزر به توافقی در رابطه با رژیم حقوقی دریای خزر دست نیافته اند، نادرست می دانستند و از نظر زیست محیطی نیز انتقال خط لوله از بستر دریای خزر را موجب تشدید آلودگی این پهنه آبی تلقی می کردند. 

 

پرسش کننده :

تصوير بزرگتر از  خطوط انتقال ترانس خزر نمايانگر ِ چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )

شورای وزیران خارجه اتحادیه اروپا در 12 سپتامبر 2011 کمیسیون اروپا را مامور مذاکراتی با دولت های ترکمنستان و آذربایجان برای اجرای طرح انتقال گاز ترانس خزر نمود.

در همین مقطع در منطقه قفقاز به موازات طراحی و اجرای خطوط انتقال انرژی نظیر نابوکو، خط لوله قفقاز جنوبی (باکو- تفلیس- ارزروم)،  احداث خط لوله گازی ترانس آناتولی (تاناپ) نیز در سومین اجلاس «مجمع اقتصادی و انرژی دریای سیاه» در استانبول در ١٧ نوامبر ٢٠١١ میلادی مطرح شد. متعاقب آن، توافقنامه احداث خط لوله تاناپ توسط رجب طیب اردوغان، نخست وزیر وقت ترکیه و الهام علیاف، رئیس جمهور آذربایجان در ٢٦ دسامبر ٢٠١١ میلادی به امضا رسید که با احداث خط لوله دیگری به نام خط لوله ترانس آدریاتیک (تاپ) روند انتقال منابع گازی جمهوری آذربایجان را از طریق گرجستان و ترکیه به اروپا را تکمیل می نمود.

از اتصال سه خط لوله قفقاز جنوبی، تاناپ و تاپ، یک خط سراسری ایجاد می شود که به عنوان کریدور جنوبی انتقال انرژی اروپا شناخته می شود. نقشه زیر گویای وضعیت این سه خط لوله انتقال انرژی است.

رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

کریدور جنوبی انتقال انرژی اروپا با اتصال سه خط لوله قفقاز جنوبی، تاناپ و تاپ

پرسش کننده :

رابطه  طرح احداث اين خطوط با الحاق شبه جزيره کريمه به روسيه چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )

پس از بحران اوکراین و الحاق شبه جزیره کریمه به روسیه در مارس 2014 میلادی که افزایش بی سابقه تنش سیاسی، نظامی و اقتصادی جهان غرب با فدراسیون روسیه را به دنبال داشت، کوشش اتحادیه اروپا برای کاهش میزان وابستگی اروپا به گاز وارداتی از روسیه و پایان بخشیدن به سلطه و انحصار گازی شرکت گاز پروم وارد مرحله جدیدی شد و در این راستا، منابع گازی آسیای مرکزی، خزر و قفقاز به عنوان یکی از منابع مهم جایگزین (آلترناتیو) گاز روسیه مورد توجه اتحادیه اروپا قرار گرفت و این امر در پیش نویس دو سند استراتژی اتحادیه اروپا برای آسیای مرکزی و قفقاز برای سال های 2020 تا 2030 میلادی نیز مورد تاکید قرار گرفته است. در چنین شرایطی، طرح قدیمی ترانس خزر در سطحی به مراتب جدی تر از گذشته مجددا مطرح شد و موافقتنامه ای بین شرکت دولتی ترکمن گاز ترکمنستان و شرکت خصوصی آتاگاز ترکیه برای خرید و فروش گاز ترکمنستان به خط لوله تاناپ در حضور رجب طیب اردوغان و قربانقلی بردی محمد اف، روسای جمهور ترکیه و ترکمنستان در ٧ نوامبر ٢٠١٤ میلادی به امضاء رسید.

 

پرسش کننده :

نقش ِ کنوانسيون تعيين رژيم حقوقي درياي خزر در رابطه با اجرايي شدن طرح ترانس چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )

تمامی فعل و انفعالات  کشورهاي منطقه و اتحاديه اروپا  ، در عمل با موانع جدی از جمله عدم تعیین تکلیف رژیم حقوقی دریای خزر و مخالفت های ایران و روسیه مواجه شده بود.  و لذا با وجود توافقات و مذاکرات متعدد بین ترکمنستان، آذربایجان، ترکیه و اتحادیه اروپا، تغییر محسوس و عملیاتی در روند احداث خط لوله گازی ترانس خزر ایجاد نشد. اما با امضای کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر ، به نظر می رسد پس از دو دهه بسترهای سیاسی و حقوقی اجرای طرح ترانس خزر فراهم شده است. در چند بند از کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر به موضوع خطوط لوله پرداخته شده است.

 

پرسش کننده :

کدام مواد ِ کنوانسيون گوياي نظر ِ شما مي باشد ؟ به عبارت ديگر مستندات اين تحليل چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )

در بند ١ ماده ١٤ صراحتاً به این موضوع اشاره شده است که «طرفها می‌توانند نسبت به تعبیه بافه‌ها (ساختارها) و خطوط لوله زیر دریایی در بستر دریای خزر اقدام کنند». در بند ٢ ماده ١٢ نیز آمده است که «هر طرف در بخش خود بر جزایر مصنوعی، تاسیسات، سازه‌ها، بافه‌ها و خطوط لوله زیردریایی خود، اعمال صلاحیت خواهد کرد». واژه شایان توجه در بندهای اشاره شده، کلمه «بخش» است که البته در پیش نویس اولیه کنوانسیون به عنوان «منطقه» ترجمه شده بود. در ماده 1 کنوانسیون، «بخش» این گونه تعریف شده است: «بخش- قسمت ‌هایی از بستر و زیربستر است که به منظور بهره ‌برداری از منابع زیر بستر و سایر فعالیت‌ های اقتصادی مشروع مرتبط با توسعه منابع بستر و زیر بستر بین طرف‌ ها تعیین حدود شده است».

 در بند 8 ماده 11 کنوانسیون نیز اشاره شده است که «هر طرف می‌تواند طبق مفاد این کنوانسیون و سایر موازین حقوق بین‌الملل، قوانین و مقرراتی را درباره عبور از آب‌های سرزمینی از جمله در خصوص کلیه یا هر یک از موارد زیر وضع کند» که «حفاظت از بافه‌ها و خطوط لوله» به عنوان یکی از این موارد معرفی شده است.

 

پرسش کننده :

نقش ِ پنج کشور ساحلي در خطوط انتقال طرح ترانس چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )

طبق بند 8 از  ماده 11 و تعریفی که از آب های سرزمینی در ماده 1 (آب‌های سرزمینی، باریکه‌ای از دریا است که حاکمیت کشور ساحلی بر آن تسری می‌یابد) و بند 1 ماده 7 (هر طرف باید عرض آب‌های سرزمینی خود را تا محدوده‌ای تعیین کند که از 15 مایل دریایی از خطوط مبدأ تعیین شده که طبق این کنوانسیون معین می‌شود، تجاوز نکند) کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر شده است، موضوع حفاظت از بافه‌ها و خطوط لوله در آب های سرزمینی و فاصله 15 مایلی از خطوط مبدا قرار می گیرد. اما از آنجا که در بند 3 ماده 7 اشاره شده است که «تعیین حدود آب‌های داخلی و سرزمینی بین کشورهای دارای سواحل مجاور با توافق بین آن دولت‌ها  با در نظر گرفتن اصول و موازین حقوق بین‌الملل انجام خواهد شد»، در رابطه با خط لوله گازی ترانس خزر، عملاً پنج کشور ساحلی دریای خزر درگیر هستند. ایران با دو کشور ترکمنستان و جمهوری آذربایجان طرف است که دارای مرز مجاور و مقابل با این دو کشور است، جمهوری آذربایجان نیز با روسیه (کشور همجوار) و ترکمنستان ( کشور مقابل) و قزاقستان نیز با ترکمنستان (کشور همجوار) طرف است. بنابراین صرف نظر از نقطه آغاز خطوط مبدا، وضعیت جغرافیایی دریای خزر به گونه ای است که در رابطه با تعیین حدود آب‌های سرزمینی و محدوده ای که طبق کنوانیسون دولت های آذربایجان و ترکمنستان حفاظت از خط لوله گازی ترانس خزر را برعهده می گیرند، عملاً همه پنج کشور ساحلی خزر  درگیر هستند. 

پرسش کننده :

ويژگي جغرافياي ايران با طرح ترانس چه رابطه اي دارد؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )
وضعیت ایران نسبت به قزاقستان و روسیه در رابطه خط لوله گازی ترانس خزر از جنبه های مختلف بسیار متفاوت است. از نظر جغرافیایی، روسیه و قزاقستان در «خزر شمالی» و آذربایجان و ترکمنستان در «خزر میانی» واقع شده اند، در حالی که ایران در «خزر جنوبی» است که ضمن برخورداری از ساحلی محدب (در مقابل نوار ساحلی صاف سایر کشورها) و نیز وضعیت شیب جغرافیایی بستر دریای خزر که به  سمت سواحل ایران است، عمیق ترین و شورترین بخش دریای خزر  (یک هزار و 25 متر در بیش ترین عمق و متوسط 325 متر) را داراست و همین امر میزان آسیب پذیری زیست محیطی ایران از ناحیه طرح انتقال گاز خزر را به مراتب بیشتر از کشورهایی مانند قزاقستان و روسیه می سازد. به ویژه آن که جهت گردش آب خزر به سمت جنوب شرقی خزر و سواحل استان گلستان است و هر آلودگی ایجاد شده در مناطق میانی خزر در نتیجه ساخت جزایر مصنوعی، احداث خطوط انتقال انرژی از بستر دریا و یا سکوهای نفتی، نهایتاً به جنوب شرق دریای خزر منتقل خواهد شد و وضعیت شکننده زیست محیطی حاکم بر سواحل استان گلستان را با مشکلات مضاعفی مواجه می کند. موضوع زیست بوم و اکو سیستم نیز موضوع بسیار مهمی است؛ چرا که تحقیقات مختلف نشان داده است تغییر در محل زندگی جانداران دریایی در نتیجه احداث جزایر مصنوعی، عبور بافه ها و خطوط لوله از بستر دریاها، ایجاد سکوهای نفتی و مواردی مانند آن می تواند باعث تغییرات عمده در حیات و زیست آنها شود که این امر به ویژه در رابطه با جمعیت فُک های خزر و ماهیان خاویاری که عمدتاً در سواحل عمیق ایران حضور دارند، از اهمیت دو چندانی برخوردار است.


پرسش کننده :

در مفاد کنواسيون ، ملاحظات زيست محيطي لحاظ نشده است ؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )

خوشبختانه در کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر به موضوع آثار زیست محیطی طرح های خطوط لوله توجه شده است و بند ٢ ماده ١٤ اشعار می دارد که «طرف ‌ها می ‌توانند نسبت به تعبیه خطوط لوله سراسری زیر دریایی بر روی بستر دریای خزر اقدام کنند، مشروط برآن که پروژه‌ های آنها با استانداردهای زیست ‌محیطی و الزامات مندرج در موافقتنامه‌ های بین ‌المللی که طرف‌ ها عضو آن هستند از جمله کنوانسیون چارچوب حفاظت از محیط ‌زیست دریایی دریای خزر و پروتکل‌ های مربوطه آن مطابقت داشته باشد».

 

پرسش کننده :

بند 2 از ماده 14 ، آيا نگراني زيست محيطي ايران را بر طرف مي کند ؟

 

پاسخ دهنده : ( 17 )

هرچند صراحت ِ  بند 2 از ماده ١٤ و نیز تاکید مجدد ماده ١٥ کنوانسیون در رابطه با رعایت ملاحظات زیست محیطی بسیار ارزشمند و شایان توجه است، اما آسیب پذیری بالای زیست محیطی در سواحل عمیق و شور ایران ایجاب می کند که در صورت فراهم شدن مقدمات عملیاتی شدن طرح ترانس خزر، توافقنامه مستقل زیست محیطی بین ایران و کشورهای ساحلی دریای خزر با برخورداری از یک مکانیسم اجرایی و نظارتی دائمی منعقد شود تا آسیب های زیست محیطی این طرح برای کشورمان به حداقل برسد. در این زمینه موضوع بسیار مهم بند ١٣ ماده ٣ کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر است که بر «مسئولیت طرف آلوده کننده در قبال خسارت وارده به سامانه بوم‌ زیستی دریای خزر» تاکید می کند که ساز و کارهای اجرایی و حقوقی جبران خسارت های احتمالی زیست محیطی از سوی کشورهای ذی نفع در طرح ترانس خزر (قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان) می تواند در چهارچوب توافقنامه مستقل مورد اشاره به روشنی مشخص و تعریف شود.      
               

پرسش کننده :

رابطه طرح ترانس با ايران و روسيه  چيست ؟ (به جزء مشکلات زيست محيطي )

گفت و گو ادامه دارد .

بخش پنجم

منابع :

  1. خبر گزارية دانشجويان ايران " ايسنا "

اطلاعات بیشتر در مورد دریای خزر و قرارداد جدید

(2 ) جام جم آنلاين چهار شنبه 4 ارديبهشت 1381

( 3 ) خبرگزاري دانشجويان ايران "ايسنا " سه شنبه 24 مهر 1381

( 4 ) نشست باکو ، چشم انداز

( 5 ) اجلاس چهارم و دورنمای رژیم حقوقی خزر احمد کاظمی، مدیر پژوهش‌های کاربردی معاونت برون‌مرزی صدا و سیما احمد کاظمی، مدیر پژوهش‌های کاربردی معاونت برون‌مرزی صدا و سیما

یکشنبه 6 مهر 1393

( 6 ) شبکه العالم

اولین گام در تدوین رژیم حقوقی دریای خزر

يکشنبه 21 مرداد 1397 – 13:17

( 7 ) چمدان

ایران و آنچه بر سهمش از دریای خزر گذشت | از جنگ‌های ایران و روس تا عهدنامه گلستان و ترکمانچای

( 8) سايت تحليلي خبري عصر ايران

بدون احساسات و حب و بغض؛ سهم ایران از خزر چقدر است؟

(9) بررسی چالش ها و راهکارهای تعیین رژیم حقوقی دریای خزر ، محمدرضا حکاک زاده و آرزو بزرگ دعاگو

( 10 ) ويکي پدي

( 11 ) سايت حقوقي و امور مجلس

رژیم حقوقی دریای خزر و موضع كشورهای ساحلی

( 12 ) خبر آنلاين ، پنجشنبه 20 آبان 1389

مشروح مناظره مجتهدزاده و باوند درباره رژیم حقوقی دریای خزر در کافه خبر

(13) متن کامل کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر

(14 ) حق شرط بر معاهدات بين المللى (فرق بين اعلاميه تفسيرى و حق شرط ) مرتضى الياسي

(15 ) اعلامیه تفسیری ایران درباره کنوانسیون رژیم حقوقی دریای‌خزر

(16 ) روزنامه اطلاعات پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۷ : کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر؛ تبلور منطق چندجانبه گرایی

(17) دورنمای طرح ترانس خزر ( خطوط انتقال انرژی آسیای مرکزی ) پس از امضای کنوانسیون رژیم حقوقی


رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

منتشرشده در یادداشت

درآمدی بر رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

خلاصه از قبل :

 

در طول تاریخ ، این نادرشاه بود که توانست روس‌ها را وادار به خروج نیروهای خود از گیلان و قفقاز کند. او حتی تلاش کرد با استفاده از مستشار نظامی انگلیسی به نام جان اِلتون، نیروی دریایی در دریای خزر ایجاد کند اما با مرگ او آرزوی اینچنینی هم به خاطره‌ها سپرده شد. (7)

در فصل پنجم عهدنامه گلستان آمده است:

... احدی از دولت‌های دیگر سوای دولت روس ، کشتی‌های جنگی در دریای خزر نداشته باشد. (7)

یکی از مفاد قرارداد ترکمانچای اجازه عبور و مرور آزاد به کشتی‌های تجاری روسی در دریای خزر و انحصار عبور و مرور کشتی‌های جنگی به روسیه بود. به این ترتیب ایران حق کشتی‌رانی در دریای خزر را از دست داد و ملزم به پرداخت ۱۰ کرور تومان به عنوان غرامت به روسیه شد. (7)

معمول ترين ، آسان ترين ، قديمي ترين و نخستين روش حل و فصل مسالمت آميز اختلافات بين المللي " آئين مذاکرات ديپلماتيک " است .

ماده 30 کنوانسيون چار چوب حفاظت از محيط زيست درياي خزر تصريح مي کند : ( 9 )

" در صورت بروز اختلافات بين طرف هاي متعهد در ارتباط با اجرا يا تفسير کنوانسيون يا پروتکل هاي آن ، طرف هاي کميسيون از طريق مذاکره يا ساير روش هاي مسالمت آميز به انتخاب خود براي رفع اختلافات اقدام خواهند کرد . " ( 9 )

بر اساس اصول كلی حقوق بین الملل، رویه كشورها و نوشته های حقوقدانان برجسته، دریاچه هایی كه با بیش از یك كشور هم مرز هستند، می بایست توسط توافقنامه ای میان كشورهای ساحلی تقسیم شوند.

تدوین یك رژیم حقوقی جامع، خواهد توانست اختلافات مربوط به حضور دول ساحلی و بیگانه در این دریا را حل نموده و مشكلات ناشی از استفاده سودجویانه از این دریا را رفع نماید.

 

از آنجا كه كشورهای امضا كننده قراردادهای ۱۹۲۱، ۱۹۴۰ و... تصور نمی كردند كه روزی دریای خزر بتواند برای آنها نفت نیز به ارمغان داشته باشد، لذا هیچ تدبیری در مورد آن نیاندیشیده بودند. رشد تكنولوژی و پیشرفت سریع فناوری باعث شد كه کشورهاي ساحلي درياي خزر ، بتوانند به اعماق آب نیز نفوذ كنند و از منابع بستر و زیربستر دریا بهره جویند. ولی هیچ قانونی بر این نوع بهره برداری ها حكومت نمی كرد و فعالیت های فراوانی نیز در این زمینه صورت گرفت كه سبب آلودگی محیط زیست این دریا و وارد آمدن آسیب های جدی به آبزیان آن شد. علاوه بر منابع طبیعی و محیط زیست، عدم تفكیك میان نحوه تردد و وضعیت كشتی های جنگی و تجاری، مضرّات زیادی به همراه داشت كه لازم بود بازنگری و اصلاح شود. از دیگر عوامل ناكارآمدی معاهدات قبلی، فروپاشی شوروی و اثرات ناشی از آن مي باشد .

قاعده كلی این است كه وقتی دولت جدیدی در عرصه بین المللی ظهور می كند، بر اساس اصل «جانشینی دولت ها» متعهد به مفاد معاهداتی كه دولت سلف خود منعقد كرده نمی باشد، زیرا دولت جدید طرف معامله نبوده و دلیلی هم بر الزام او بر این كار وجود ندارد. این اصل را «اصل عدم انتقال» یا «دكترین لوح پاك» می نامند كه هم در مورد دولت های تازه استقلال یافته و هم در مورد دولت هایی كه در اثر تجزیه یا تركیب پدید می آیند صادق است.

 

قسمت پنجم :

ج- موضع كشورهای ساحلی دریاچة خزر پیرامون رژیم حقوقی آن

 

پرسش کننده :

موضع جمهوري اسلامي ايران چيست ؟

 

پاسخ دهنده : (11)
جمهوری اسلامی ایران
آنچه كه اكنون برای ایران غنیمت شمرده می شود فسخ معاهده گلستان و تركمانچای، فروپاشی شوروی و وجود دوستی و اشتراك فرهنگی و دینی میان ایران و دیگر كشورهای حوزه دریای خزر است. اكنون برای ایران فرصتی فراهم آمده تا در مورد حق كشتیرانی، ماهیگیری و تولید خاویار، استفاده از منابع بستر دریا و بهره برداری از منابع نفتی تلاش لازم را به كار بندد تا از دیگر كشورها عقب نماند.
بر اساس برخی از سیاستگذاری های ملی، ایران از ابتدای فروپاشی شوروی، به رژیم حقوقی مشاع یا استفاده مشترك از دریای خزر گرایش نشان می داد. در این راستا، حداكثر تلاش ایران، قبولاندن لفظی و عملی مفاد عهدنامه های گذشته اتحاد جماهیر شوروی بود و با اقدامات یكجانبه در اكتشاف منابع دریایی مخالفت داشت و بر یك كاندومینیوم ( روش مشاع با حاکميت مشترک ) تأكید می ورزید. همچنین ایده های رژیم حقوقی دوگانه را شدیداً رد می كرد.
در جریان تغییرات دولت در ایران و تغییر نگرش های مربوط به خزر، نهایتاً به تقسیم مساوی رضایت داد. البتّه در صورت تقسیم دریای خزر، سه حالت قابل فرض است:

فرض اوّل اینكه سهم ایران با خط مرزی آستار ـ حسینقلی جدا شود. این خط در روابط گذشته ایران و شوروی هرگز مطرح نبوده و فقط مربوط به انتقالِ نگهداری هواپیما از فراز دریا بوده است. هر چند كه ایران هیچ گاه از این خط فراتر نرفت (كه این خود بهانه ای برای كشورهایی مثل آذربایجان شد) امّا نباید از نظر دور داشت كه در معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ دریای خزر با نام دریای ایران و شوروی خوانده شده است و این خود دلیلی بر اراده طرفین بر مشاع بودن آن است. در صورت انجام این نوع تقسیم، سهم ایران فقط ۱۱% از آبهای خزر خواهد بود. 
فرض دوّم این است كه دریای خزر را با خطوط میانه و با فاصله متساوی از ساحل تقسیم كنند. در این حالت سهم آذربایجان و قزاقستان به ترتیب ۲۱% و 4 / 28 % بوده و ایران، تركمنستان و روسیه هر كدام 6 / 13%، ۱۸% و ۱۹% سهم خواهند برد.

نهایتاً فرض سوم این است كه مطابق پیشنهاد ایران، تقسیم به صورت مساوی صورت گیرد كه در این حالت سهم هر كشور ۲۰% می شود و همچنین نقطه كانونی و استراتژیك میرزاكوچك خان هم به محدوده آب های ایران وارد می شود. طبیعی است كه قزاقستان و آذربایجان با این تقسیم مخالف باشند.
گفته شد كه نظر رسمی ایران در سال ۱۹۹۶ داشتن مالكیت دسته جمعی بر دریای خزر بود، ولی بعدها نظر ایران به تقسیم مساوی تغییر یافت.  ایران همچنین گام هایی در جهت كانونی كردن فعالیت های دول ساحلی دریای خزر برداشته است كه برای اوّلین بار در سال ۱۹۹۲ و در جریان برگزاری اجلاس اكو، به ابتكار ایران نخستین اجلاس سران كشورهای حاشیه دریای خزر در تهران تشكیل و پیشنهاد ایجاد سازمان همكاری كشورهای ساحلی داده شد و مورد استقبال سران اجلاس قرار گرفت. از دستاوردهای دیگر این اجلاس، می توان به توافق در مورد تشكیل كمیته های پنج گانه،برای بررسی نوسانات سطح آب، محیط زیست، حفظ منابع زیستی، موقعیت حقوقی و كشتیرانی و بنادر اشاره كرد. تشكیل اولین اجلاس مدیران كل حقوقی وزارت خارجه دولت های ساحلی در سال ۱۹۹۵ در تهران نیز از اقدامات دیگر ایران است.

 

پرسش کننده : ما در نهایت هیجان با این مساله برخورد کردیم. حتی توجه نکردیم که زمانی که امریکا به این منطقه می آید و سرمایه های بزرگی را در منطقه پیاده می کند چه هدفی دارد

موضع روسيه چيست ؟

 

پاسخ دهنده : (11 )

جمهوری روسیه
موضع گیری فدراسیون روسیه به عنوان جانشین شوروی سابق این بود كه دولت های جدیدالاستقلال حاشیه دریای خزر باید تا تعیین رژیم حقوقی جدید، پایبند مفاد عهدنامه های ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ باشند. روسیه با تقسیم بستر دریای خزر مخالف بود و هر گونه اقدام یك طرفه در بهره برداری از منابع زیربستر دریای خزر را غیرقانونی قلمداد می كرد. روسیه در این خصوص طرح پروتكلی را در مورد تشكیل كمیته بستر دریای خزر به صورت نیمه رسمی به طرف ایرانی ارائه كرده بود كه در آن، بستر دریای خزر ثروتی عمومی و متعلّق به همه كشورهای ساحلی حاشیه دریای خزر دانسته شده بود و فعالیت در آن، می بایست با رعایت مصالح كلیه كشورهای ساحلی و بر اساس مقررات كمیته بستر دریا انجام گیرد. البتّه اساس طرح كمیته بستر دریا، نظریّه ای است كه در فصل ۱۱ كنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها تحت عنوان میراث مشترك بشریت آمده است. حُسن این طرح، اوّلاً جلوگیری از ورود بی رویه شركت های غربی به دریای خزر و ثانیاً الزام كشورهای ساحلی به تعیین رژیم حقوقی دریای خزر است. عیب مهم آن هم این است كه به دلیل نقش برتر دانش و تكنولوژی روسیه، در این طرح برتری از آن روسیه خواهد بود.
روسیه همچنین پیشنهاد كرده است كه نوار ۱۰ مایلی برای حاكمیت انحصاری كشورهای همجوار خزر در سواحل دریا مدنظر قرار گیرد. 
روسیه و ایران از بدو تحولات جاری در منطقه، در جهت ارائه مواضع اصولی و هماهنگ در مورد دریای خزر، همواره تلاش كرده و به تفاهماتی در زمینه اصل اشتراك منافع خزر رسیده اند. این مطلب در سند ارائه شده از جانب روسیه به دبیرخانه سازمان ملل متحد نیز تصریح شده، در این سند آمده است كه دریای خزر به دلیل عدم ارتباط طبیعی به دریاهای آزاد، منطقه ای محصور شده قلمداد می شود و لذا قوانین مربوط به دریای آزاد در مورد آن قابل اعمال نیست.
البتّه مواضع روسیه همواره ثابت نبوده و سیاست وی بیشتر بر صبر و مدارا استوار بوده است. مواضع متناقض این كشور نیز همواره مشهود بوده است، مثلاً در حالی كه وزیر امور خارجه روسیه از تئوری دریاچه حمایت می كند، بزرگترین كمپانی های نفتی ملی روسیه از تقسیم دریای خزر حمایت می كنند و در عین حال از حمایت بالای روسیه برخوردارند. در حال حاضر روسیه، بستر دریای خزر را طی معاهداتی دوجانبه، با همسایگان خود تقسیم كرده است. لازم به ذكر است كه روسیه در اجلاس آلماتی حضور نیافت تا شاید بتواند با فراهم نمودن زمینه های سیاسی دلخواه خود، بایدها و نبایدهای مورد نظرش را به جمهوری های تازه استقلال یافته بقبولاند.
رئیس كمیته بین المللی شورای فدراسیون روسیه، ضمن تشریح مواضع كشورش در قبال تجزیه ناپذیر بودن دریای خزر، ادّعا كرده است كه تنها مرز موجود در خزر، مرز دریایی ایران و شوروی بوده است. البتّه صحّت این نكته پنهانی هنوز آشكار نشده و ایران هم با عدم حضور خود در تمامی پهنه دریای خزر، به مقابله عملی با این ادّعای روس ها نپرداخته است.
به طور خلاصه باید گفت كه روسیه تا زمان تعیین شدن رژیم حقوقی دریای خزر، معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ را معتبر می داند و همچنین معتقد است كه در عین حال می توان بستر دریای خزر و منابع موجود در آن را میان كشورهای ساحلی تقسیم نمود. رژیم حقوقی سطح آب می تواند مشاع باقی بماند. منظور از رژیم حقوقی سطح آب، امور مربوط به ماهیگیری، حمل و نقل، محیط زیست، فضای ماورا و امثال آن است.

درآمدی بر رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

پرسش کننده :

موضع جمهوري قزاقستان  چيست ؟

 

پاسخ دهنده : (11 )

جمهوری قزاقستان
این كشور در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۷۶، موافقتنامه ای درباره تعیین حدود مرزهای آبی با روسیه امضا كرد. همچنین در آخرین بیانیه رهبران روسیه و قزاقستان در ۱۸ مهر ۱۳۷۹، دو كشور بر مبنا بودن توافقات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ تا تعیین رژیم حقوقی جدید موافقت نمودند. قزاقستان از نظریّه تحدید حدود بستر و زیربستر دریا طرفداری می كند، لیكن مبنا و اساس تفكرات این دولت، مفاد كنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها می باشد و قائل به تسری مقررات كنوانسیون مذكور به دریای خزر است. به همین علّت معقتد است كه هر كشور باید محدوده آبی انحصاری داشته باشد و شاید دلیل این ادّعای قزاقستان این است كه می خواهد در مناطق غنی نفتی مجاور ساحل، حاكمیت انحصاری خود را اعمال نماید. مواضع قزاقستان با آذربایجان كاملاً مشابه است، ولی بر حسب دكترین و رویه موجود از ضعف علمی بیشتری برخوردار است. قزاقستان معتقد است كه دریای خزر نباید بر اساس مفهوم دریاچه مرزی یا دریای آزاد بررسی شود، بلكه باید به مناطق اقتصادی انحصاری و بر طبق خط مركزی تقسیم شود تا حقوق هر دولت در منطقه خودش تأمین شود.

 

پرسش کننده :

موضع ترکمنستان چيست ؟

 

پاسخ دهنده : (11 )
جمهوری تركمنستان
تركمنستان بیشتر مایل است كه كنوانسیون حقوق دریاها در مورد دریای خزر اعمال شود، لذا حد حاكمیت انحصاری ۴۵ مایل را پیشنهاد داده است. تا این اواخر تركمنستان از مواضع ایران و روسیه در مورد نحوه تقسیم دریای خزر حمایت می كرد.
در سال ۱۹۹۷ وزیر امور خارجه تركمنستان اعلام كرد كه روسیه و تركمنستان در مورد حد ۴۵ مایلی كه در چارچوب آن حقوق انحصاری در مورد نفت یا گاز را خواهند داشت، موافقت كرده اند و مناطق باقی مانده در وسط دریای خزر نیز سرزمین مشترك خواهد بود.
همچنین این كشور در سال ۱۹۹۷ قراردادی برای تقسیم دریا بر اساس خط میانه با آذربایجان امضا كرد، امّا در عمل و به خصوص در مورد حوزه نفتی كاپاز با آذربایجان دچار اختلاف شدند.

 

پرسش کننده :

موضع جمهوري آذربايجان چيست ؟ مواضع روسیه همواره ثابت نبوده و سیاست وی بیشتر بر صبر و مدارا استوار بوده است. مواضع متناقض این كشور نیز همواره مشهود بوده است

 

پاسخ دهنده : (11 )

جمهوری آذربایجان
در مقایسه با دیگر كشورها، آذربایجان در فرو ریختن نظم دریای خزر از دیگران پیشی گرفت و با انكار صریح اعتبار رژیم حقوقی این دریا و با استناد به تغییر فاحش شرایط و اوضاع و احوال، مسأله تقسیم دریای خزر را مطرح ساخت و بدون انتظار هیچ جوابی به انعقاد قراردادهای نفتی پرداخت. طبق ادّعای آذربایجان، اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۷۰ منطقه بالای خط فرضی آستارا ـ حسینقلی را بین جمهوری های حاشیه دریای خزر تقسیم كرده بود.
اصل ۱۲ قانون اساسی جدید آذربایجان، دریای خزر را متعلّق به جمهوری آذربایجان دانسته و حتّی قلمرو هوایی آن را نیز از اجزاء تشكیل دهنده و لاینفك آذربایجان می داند.
آذربایجان قائل به تقسیم كلی دریاست و معتقد است كه دریای خزر باید به مناطق ملی تقسیم شود و در هر منطقه ملی، دولت ها بدون هیچ قید و شرطی می توانند حاكمیت خود را اعمال نمایند. بدین ترتیب آذربایجان خواهد توانست در مناطق غنی مجاور ساحلش، حقوق حاكمیت انحصاری را اعمال نماید. بر طبق مفهومی كه آذربایجان از دریاچه مطرح كرده است، هر كشور ساحلی سهم خودش از دریای خزر را از یك منطقه امتداد ساحلی تا خط مركزی (خطی كه فاصله برابری از هر ساحل دارد) به دست خواهد آورد.

د - بررسي  نگاه هاي متفاوت و حتي متضاد  در مورد رژيم حقوقي درياي خزر

سهم ايران از درياي خزر چقدر است ؟

 

پرسش کننده :

به نظر مردم ، سهم ايران از درياي خزر 50% است ؟ يا 11% مي باشد؟

 

پاسخ دهنده :

بيش از دو دهه ، در اين زمينه ديدگاه هاي مختلف و ضد و نقيض وجود داشته است  .

 

پرسش کننده :

پس مطالب ِ مطرح شده در فضاي مجازي امسال و حتي در رسانه ملي ( آقاي رشيد پور با ظريف ) از گذشته ادامه دارد ؟

 

پاسخ دهنده :

بله .

 

پرسش کننده :

لطفأ يک مثال بزنيد .

 

پاسخ دهنده : ( 12 )

در تارنماي خبر آنلاين روز پنجشنبه 20 آبان 1389 آقایان باوند و مجتهدزاده با دو دیدگاه متضاد در مناظره ای در کافه خبر به مساله ملاک تعیین حقوق حقه ایران در خزر پرداختند.

این دو استاد دانشگاه بر این باورند که نوعی از تفاهم میان چهار کشور شمالی خزر بر سر تعیین سواحل و آب های سرزمینی شان انجام شده اما ایران از این توافقات خارج است.

 

پرسش کننده :

از نظر اين دو استاد دانشگاه ، بحث رژیم حقوقی درياي خزر ، چه  ماهیتي دارد؟

 

پاسخ دهنده : ( 12 )

باوند: نام بحث رژیم حقوقی خزر است و طبیعتا ماهیت حقوقی دارد اما هر مساله حقوقی در جهان امروز پوشش سیاسی دارد و منافع اقتصادی سرمایه گذاران می طلبد که تضمین جدی برای سرمایه گذاری وجود داشته باشند. لذا موضع گیری هایی که صورت گرفته در جهتی بوده که بار سیاسی داشته و مسائل اقتصادی مستتر در آن بوده است.

به لحاظ موفقیت دیپلماتیک چنانچه بیست درصد مد نظر جمهوری اسلامی ایران است- که البته حداقل حقوق است- می بایست فراتر از آن مطرح می شد تا سهم بیست درصد حاصل شود. به طور معمول در سازش ها ممکن است حد وسطی حاصل شود و لذا از بعد تاکتیکی شاید دچار قصور شده ایم.

بر این باورم که اگر به داوری دیوان بین المللی دادگستری ارجاع شود - البته منوط به رضایت طرف های دیگر- می توان مشکل را حل کرد. بعید می دانم چهار کشور ساحلی خزر بپذیرند که مساله به داوری دیوان تن دهند اما در هر حال کشوری که خواستار ارجاع است می تواند از نظر روانی در رابطه با حفظ حداقل حقوق حقه خود موضع مستحکم تر داشته باشد.

مجتهدزاده: بحث در مورد تقسیم آب و خاک در هر جای دنیا حقوقی است اما کار عملی آن با جغرافیا سر و کار دارد. پس از انجام بحث های حقوقی نتایج به روی نقشه جغرافیایی باید پیاده شود.  پس از پیاده سازی به روی نقشه، بروی زمین در عمل کار آغاز می شود که باز هم در عمل با مهندسی جغرافیا سرو کار داریم.

تنها بحث رژیم حقوقی خزر جنبه حقوقی دارد. در بحث هایی که پیرامون خزر آغاز شد متاسفانه تنها چیزی که مورد غفلت قرار گرفت این بود که در خصوص یک منطقه جغرافیایی بحث می شود. این کوتاهی کار ما است.

توجه نشد که شوروی سابق یک فدراسیون متشکل از 15 کشور بود، کشورهای همسایه ایران در خزر پیش از فروپاشی شوروی به آذربایجان شوروی، روسیه شوروی، ترکمنستان شوروی و ... مشهور بودند. شوروی از بین رفت اما کشورها از بین نرفتند.  گفته شد که در قراردادها آمده دریای خزر متعلق به ایران و شوروی است و با از بین رفتن شوروی، نصف دریا متعلق به ایران است. من استدلال کردم که اگر با کسی شریک باشیم و آن کس بمیرد و وارثی نداشته باشد، همه اموال او برای ماست. در  خزر هم با فرض اینکه شوروی از میان رفته و جایگزینی ندارد پس بهتر است ما به جای صحبت از 50 درصد صحبت از 100 درصد کنیم.

کشورهای شوروی از قبل وجود داشتند و در زمان استالین بود که مرزهای میان آنها تعیین شد. در دریا البته هیچ مرزی تعیین نشد و مجموعه چهار کشور با ایران طرف بودند. ما در نهایت هیجان با این مساله برخورد کردیم. حتی توجه نکردیم که زمانی که امریکا به این منطقه می آید و سرمایه های بزرگی را در منطقه پیاده می کند چه هدفی دارد.

ما فکر نکردیم که امریکا با طرح وجود 200 میلیارد بشکه نفت در خزر که دروغی محض است، برای ایران برنامه دارد. این یک برنامه ژئوپلوتیکی و ژئواستراتژیک است. امریکا به درستی فهمیده که برای پر کردن خلاء ناشی از فروپاشی شوروی باید یک توجیه ژئوپلوتیک برای خود فراهم کند. امریکا در این مسیر بسیار پیش رفت و حتی ناتو را به منطقه کشید.

مقصود امریکا از تئوری هایی که در رابطه با نفت خزر ارائه می داد این بود که ایران را منزوی کند. داستان انتقال نفت خزر نه از طریق ایران بلکه از مسیرهای دیگر در همین راستا انجام شد.

 

ﻫ : بررسي متن کنوانسيون

پرسش کننده :

متن کنوانسيون داراي چند ماده است ؟ و به چه موضعاتي اشاره دارد؟

 

گفت و گو ادامه دارد .

 

منابع :

  1. خبر گزارية دانشجويان ايران " ايسنا "

اطلاعات بیشتر در مورد دریای خزر و قرارداد جدید

(2 ) جام جم آنلاين چهار شنبه 4 ارديبهشت 1381

( 3 ) خبرگزاري دانشجويان ايران "ايسنا " سه شنبه 24 مهر 1381

( 4 ) نشست باکو ، چشم انداز

( 5 )

اجلاس چهارم و دورنمای رژیم حقوقی خزر

احمد کاظمی، مدیر پژوهش‌های کاربردی معاونت برون‌مرزی صدا و سیما

یکشنبه 6 مهر 1393

( 6 ) شبکه العالم

اولین گام در تدوین رژیم حقوقی دریای خزر

يکشنبه 21 مرداد 1397 – 13:17

( 7 ) چمدان

ایران و آنچه بر سهمش از دریای خزر گذشت | از جنگ‌های ایران و روس تا عهدنامه گلستان و ترکمانچای

( 8) سايت تحليلي خبري عصر ايران

بدون احساسات و حب و بغض؛ سهم ایران از خزر چقدر است؟

(9) بررسی چالش ها و راهکارهای تعیین رژیم حقوقی دریای خزر ، محمدرضا حکاک زاده و آرزو بزرگ دعاگو

( 10 ) ويکي پديا

( 11 ) سايت حقوقي و امور مجلس

رژیم حقوقی دریای خزر و موضع كشورهای ساحلی

( 12 ) خبر آنلاين ، پنجشنبه 20 آبان 1389

مشروح مناظره مجتهدزاده و باوند درباره رژیم حقوقی دریای خزر در کافه خبر

بخش چهارم


درآمدی بر رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

منتشرشده در یادداشت

فرضیه های تافلرها و ماموریت آموزش و پرورش ایران

دنیایی که ما انسان ها از دهه ی پنجاه تا کنون به آن ورود پیدا کرده ایم دنیایی پیچیده است که مهمترین شاخص آن سرعت ، دقت و کیفیت است.
الوین تافلر و همسر دانشمند ایشان  هایدی تافلر از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰ سه کتاب را منتشر کردند.
این کتاب ها درسراسر جهان و درمدت کوتاهی میلیون ها جلد از آن ها، در آمریکا و ژاپن و کشورهای اروپایی منتشرو به فروش رفت.
این سه کتاب اگرچه مطالب شان به نوعی مستقل از هم هستند اما مطالبی که در این سه کتاب مطرح می شود حول محور دوره های تاریخی و تحولات تکنولوژی و دیجیتالی در دنیای سنتی ، صنعتی و فراصنعتی است.

فرضیه های تافلرها و ماموریت آموزش و پرورش ایران

کتاب های  شوک آینده، موج سوم و  جابه جایی قدرت یا جا به جایی در قدرت، حاصل تلاش های این دونظریه پرداز ممتاز و دانشمند پرتلاش است که توانسته اند افق های پرگستره ای رو به روی مردم به ویژه دولتمردان باز کنند. آیا آموزش و پرورش سیاست آلود نظام جمهوری اسلامی ما، فرصتی برای بازتعریف ماموریت خود در برابر هجوم تازه های تمدن جدید دارد!؟
بدون تعارف و خیلی بی رحمانه عرض می شود، هر دولتمردی که این کتاب هارا و این افق ها را نخوانده و ندیده است هرچه سریع تر و هرچه مشتاق تر تلاش کند این کتاب ها را مطالعه بفرماید زیرا بسیاری از چیزها کم خواهد داشت!
مسایلی که دراین کتاب ها مطرح شده است مسایل مربوط به یک مکتب خاص ، جغرافیایی خاص، ایدیولوژی خاص و... نیست.
آن چه که تافلرها به آن رسیده اند نه پیشگویی آینده به تعبیر خودشان نوعی  آینده شناختی و  آینده پژوهی است.


فرضیه های تافلرها و ماموریت آموزش و پرورش ایران  تافلرها باوردارند که اگر در دنیای گذشته ما وظیفه داشتیم که میراث گذشته را به آینده منتقل کنیم یا گذشته را برای زمان حال مطالعه می کردیم امروز ما ناگزیریم که کامل، توجه خود را معطوف به آینده کنیم و قدرت ریسک پذیری انسان دربرابر پدیده های مخوف و ترسناک آینده را بالا ببریم.


تافلرها معتقدند که آینده و تغییرات آن بسیار ترسناک و شگفت انگیز است و باعث شوک آینده در انسان هایی می شود که قدرت محدودی در برابر تغییرها دارند اما ما ناگزیریم آبنده را پیش بینی کنیم و قدرت انطباق انسان را بالا ببریم.
آنچه در این میان برجسته به نظر می رسد این است که برای تبیین و روشن شدن مسایل پیش روی انسان آینده، وظیفه ی سنگینی روی دوش دستگاه آموزش و پرورش است.
با توجه به تحولات جهان و تحولاتی که در حال وقوع است و هیچ کشوری از پس لرزه های آن درامان نخواهد ماند، بسیاری از دولت ها با درک این واقع بینی توانسته اند ماموریت دستگاه آموزش و پرورش خود را باز تعریف کنند.


هر کشوری که در برابر این موج دانایی و هجوم عناصرتازه ی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و...مقاومت کند و یا کورکورانه همه چیز را بپذیرد بی برو برگرد محکوم به فنا و نابودی است.
در برابر موج های این تمدن جدید به تعبیر تافلرها راهی جز  تدابیرخلاق ،  انتخاب های دوراندیشانه و کنترل هوشمندانه نیست.


تافلر مدیریت این برخورد منطقی و درست را وظیفه ی دستگاه آموزش و پرورش می دانند!
 راستی آیا آموزش و پرورش سیاست آلود نظام جمهوری اسلامی ما، فرصتی برای بازتعریف ماموریت خود در برابر هجوم تازه های تمدن جدید دارد!؟

فرضیه های تافلرها و ماموریت آموزش و پرورش ایران

به نظر شما نمایندگانی که گوش فلک از فریادهای وطن دوستی و مردم خواهی و خداپرستی و ولایت مداری شان پرشده است،  برای نسل های آینده ی ما که درهجوم طوفان های تازه ی این تمدن جدید، بی کس و کار در میدان رها شده اند دلشان می سوزد!؟
آیا با این بی توجهی ها که به حقوق معلمان و منزلت آنان می شود و با اختصاص درصد ناچیزی از سرانه ی ملی به آموزش و پرورش و حدود ۲ درصد از بودجه ی این دستگاه به کیفیت بخشی،  ما می توانیم ادعا کنیم که آموزش و پرورش مان منطبق با آخربن داده های تازه ی جهان و منطبق با دنیای دانایی محوراست!؟
پاسخ این پرسش ها هرچه هست چیزی نیست که ما بتوانیم بی خیال همه چیز به تعبیر خواجه ی سخن شیراز، "سر درجیب مراقبت فرو ببریم و در بحر مکاشفت مستغرق گردیم"!!

ادامه دارد


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فرضیه های تافلرها و ماموریت آموزش و پرورش ایران

منتشرشده در یادداشت

نگاهی به دلایل تجمع و اعتصاب معلمان و جنس مطالبات در سایر کشورها

یکی از خوبی های جمع شدن معلمان در یک مکان مشخص مثل سایت صدای معلم ، این است که معلم متوجه می شود بعضی از مشکلات و کم و کاستی هایی که قبلا فکر می کرده است فقط در مدرسه او یا در اداره محل خدمت او وجود داشته و دارد ، مشکل مدارس دیگر و ادارات دیگر آموزش و پرورش هم هست و لذا راحت تر می تواند مشکلات خود را عنوان و پی گیری نماید و بی شک این امر به افزایش اعتماد به نفس او در کار نیز کمک می نماید.درست مثل این که وقتی معلمان یک کلاس درباره مشکلات کلاس خود حرفی نمی زنند، هر کدام فکر می کنند این مشکل مختص او است اما وقتی تعداد بیشتری از معلمان درباره مشکلات آن کلاس صحبت می کنند معلوم می شود آن مشکل واقعا وجود دارد و لذا باید هر چه سریع تر در جست و جوی راه حل بر طرف کردن آن برآمد.

به همین ترتیب، آگاهی از دلایل تجمعات معلمان دیگر کشورها و خواسته های آنان و اطلاع از نقاط مشترک موجود در مطالبات معلمان ما و آنها می تواند به همدلی بهتر معلمان و انسجام در پی گیری مطالبات شان و نیز تقابل آن ها با تصمیمات نادرست مسئولین- برای برطرف کردن کوتاه مدت یک مشکل در ازای وارد نمودن ضربات مهلک به پیکره آموزش و پرورش کمک نماید.
این نوشته قصد بر آن دارد با مرور و نگاهی به خواسته های مطرح شده در تجمعات معلمان دیگر کشورها و واکنش دولت ها به این تجمعات ، نشان دهد که چگونه معلمان سایر کشورها با دیدن و شنیدن سیاست های اشتباه - آگاهانه یا ناآگاهانه- دولت ها و مقامات درباره نظام آموزشی ، آموزش و پرورش، معلمان و دانش آموزان به این امر واکنش نشان داده و ضمن دفاع از حقوق خود ، دانش آموزان و نظام آموزشی، سعی کرده اند سایر اقشار جامعه را نیز نسبت به پیامدهای اجرای آن سیاست های غلط حساس و آگاه نمایند. معلمان معترض همچنین از بازیکنان تیم ملی شیلی خواستند تا از آنها حمایت کنند و شعار «با لاروخا (لقب تیم ملی فوتبال شیلی) در قلب‌تان، الکسیس (سانچس) از معلمان حمایت می‌کند»، سر دادند


مطالعه این موارد یادآور می شود هیچ تصمیمی و توسط هر مقامی خالی از اشتباه نیست ،حتی گاهی این اشتباهات می تواند آگاهانه و بر اثر فشار یک جریان سیاسی خاص برای پیش برد مقاصد خود باشد و بر نظام آموزشی آن کشور تحمیل شود که در این صورت هوشیاری ، اتحاد و همدلی جامعه معلمان، دانش آموزان و خانواده های ایشان باید از انجام آن امر جلوگیری نماید.


1) در واکنش به افزایش نابرابری‌های اجتماعی، هزاران معلم در ایالت کنتاکی آمریکا با برپایی تظاهرات به وضع نظام آموزشی در این کشور اعتراض کردند. به گزارش گروه بین‌الملل باشگاه خبرنگاران جوان، خیابان‌های شهر فرانکفورت مرکز ایالت کنتاکی آمریکا شاهد تظاهرات گسترده مردم بود. با وجود سرمای هوا در این شهر شرکت کنندگان در این ایالت از معلمان آمریکایی بودند که در مقابل ساختمان کنگره ایالتی تجمع کردند. تظاهر کنندگان به کاهش بودجه بخش آموزش در این ایالت اعتراض داشتند. آن‌ها شعار می‌دادند "جنگ با تحصیل دولتی را متوقف کنید". آن‌ها نوشته‌هایی در دست داشتند که روی آن نوشته شده بود "دیگر بس کنید! "
یکی از معلمان شرکت کننده در این تظاهرات گفت: «این جا جمع شده ایم تا اعتراض خود را بیان کنیم و به اعضای کنگره ایالتی نشان بدهیم که ما به وضع مدارس مان توجه داریم و این که ما عاشق فرزندان مان هستیم. ما می‌خواهیم دانش آموزان اولین اولویت مسئولان ما باشند.»
یکی دیگر از معلمان معترض گفت: «تظاهرات امروز نشان می‌دهد که همه ما بر هدف واحدی تمرکز کرده ایم که عبارت است از حمایت از نظام آموزشی دولتی و تامین منابع مالی لازم برای آن. مدارس دولتی برای همه است.»

نگاهی به دلایل تجمع و اعتصاب معلمان و جنس مطالبات در سایر کشورها

2) ده‌ها هزار آموزگار کانادايي در اعتراض به لايحه جنجال‌برانگيز دولت که آنان را از حقوق خود محروم مي‌کند ، اعتصاب کرده‌اند.حدود ۳۵ هزار آموزگار کانادايي که حدود نيمي از آنان معلم مدارس ابتدايي بودند، روز سه‌شنبه (۱۸ دسامبر، ۲۸ آذر) در ايالت اونتاريو در اعتراض به «لايحه ۱۱۵» دولت اعتصاب يک‌روزه برپا کردند.
معلمان در مجارستان باید هفته ای ۲۶ موضوع درسی را تدریس کنند. علاوه بر نظام بوروکراتیک پیچیده، مدارس حق تصمیم گیری درباره محتوا و چگونگی آموزش مواد درسی را ندارند  بر اساس لايحه ۱۱۵ دولت کانادا که قرار است از اول ژانويه ۲۰۱۳ ميلادي اجرا شود، محدوديت‌هايي در قالب شروط در قرارداد کاري معلمان ديکته خواهد شد، درآمد آموزگاران کانادا تا مدت ۲ سال افزايش نخواهد يافت، مزاياي حقوق آنان کاهش خواهد يافت و حقوق شهروندی آنان براي برپايي اعتصاب محدود خواهد شد.
در پي اعتصاب روز سه‌شنبه معلمان در ايالت اونتاريو کانادا که بزرگ‌ترين اعتصاب يک روزه معلمان مدارس مختلف از زمان آغاز اين گونه اعتصابات در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۲ تاکنون به شمار مي آيد، حدود ۴۰۰ هزار دانش‌آموز از رفتن به مدارس بازماندند.
يکي از آموزگاران در انتقاد از اين لايحه گفت: «اين موضوع به همه کانادايي‌ها ضربه مي‌زند. ما اين کار را براي همه کانادايي‌ها انجام داده‌ايم. اين (لايحه) با منشور حقوق ما مغايرت دارد، بنا بر اين ، اين يک ايستادگي کوچک است که ما داريم انجام مي‌دهيم. يک روز است، اما براي ما مهم است.»
اتحاديه‌ها و اصناف معلمان و آموزگاران در کانادا مي‌گويند، اين لايحه حق آنان را در چانه‌زني جمعي نقض مي‌کند و تلاش براي توافق‌نامه‌هاي عادلانه با اعضاي هيئت مديره مدارس را محدود کرده است.
اين درحالي است که مقامات کانادا بر اجراي اين لايحه به عنوان يک ضرورت مالي تاکيد دارند.
در صورتي که تا قبل از ضرب‌الاجل ۳۱ دسامبر، هيچ توافقي براي حل اين موضوع حاصل نشود، قراردادي اجرا خواهد شد که بر مبناي آن حقوق بسياري از معلمان ثابت خواهد ماند و مزاياي آنان کاهش خواهد يافت.
سام هاموند، رئيس «فدراسيون معلمان ابتدايي اونتاريو» (ETFO) هشدار داده است، آموزگاران در صورتي که اين قرارداد بر آنان تحميل شود، در آغاز سال نو (ميلادي) «اعتراض سياسي» يک روزه برپا خواهند کرد.

3) معلمان ایتالیایی در اعتراض به سیاست های ریاضت اقتصادی دولت و کاهش بودجه آموزشی تظاهرات کردند.
به گزارش واحد مرکزی خبر از رم ، هزاران آموزگار مدارس ایتالیا با راهپیمایی در خیابان های مرکزی رم و انتقاد از طرح بازنگری هزینه های دولت و ادامه کاهش بودجه بخش مدارس ، آن را لطمه بزرگی به آموزش و پرورش این کشور دانستند.
یکی از این آموزگاران گفت:« در اعتراض به کاهش هزینه های آموزشی در این تظاهرات شرکت کرده ایم. مدارس و دانشگاه های دولتی در ایتالیا به علت کاهش شدید هزینه های آموزشی، از جمله بخش هایی هستند که بیشترین ضربه را از تدابیر سخت گیرانه اقتصادی دولت متحمل شده اند.»
در طرح بازنگری هزینه های دولت ایتالیا، بودجه بخش آموزش برای سال جاری میلادی به میزان 500 میلیون یورو دیگر کاهش یافته است.مارکو ریتسو، دبیر کل حزب کمونیست ایتالیا نیز گفت: دولت مونتی، دولتی است که ایتالیا را مستعمره کرده، دولتی است که در خدمت امپریالیسم اروپا و ناتو است و بیانگر احساسات واقعی مردم ایتالیا نیست. انتقاد و اعتراض به نظام آموزش دولتی در مجارستان افزایش یافته و در این خصوص معلمان و دانش آموزان با هم همراه شده اند.دوشنبه در مجارستان روز اعتراض والدین و دانش آموزان نام داشت و معلمان از اینکه شاهد حمایت آنان هستند ابراز خوشحالی می کنند.


4) حدود ۱۰۰ معلم شاغل در هامبورگ آلمان با ارسال نامه‌ای سرگشاده خطاب به حزب راستگرای افراطی « آلترناتیو برای آلمان»، این حزب را به تلاش برای نقض قانون بی‌طرفی مدارس متهم کردند.
معلمان مدرسه «ماکس بروئر» شهر هامبورگ در این نامه نوشته‌اند که حزب «آلترناتیو برای آلمان»با «بدفهمی مفهوم بی‌طرفی مدارس» تلاش می‌کند معلمین را مرعوب کند.برگزاری کارزار موسوم به «مدارس بی‌طرف» از سوی این حزب افراطی در ماه گذشته در شهرهای برلین و هامبورگ، موجی از محکومیت‌ها را توسط مقامات دولتی و اتحادیه معلمان آلمان در پی داشت.این کارزار شامل یک صفحه اینترنتی بود که در آن از دانش‌آموزان خواسته می‌شد به طور ناشناس معلمان «جهت‌دار سیاسی» را گزارش کنند.

کاترینا بارلی، وزیر دادگستری آلمان این کارزار را «ابزاری برای دیکتاتوری» خوانده بود.آنجا کارلیسک، وزیر آموزش دولت آنگلا مرکل، روز جمعه گفت معلمان باید به شکلی واضح مفهوم پوپولیسم را در مدارس توضیح دهند.


5) صدها تن از مدیران مدارس، مسئولان آموزشی و آموزگاران انگلیس در اقدامی بی سابقه در اعتراض به سیاست های دولت ترزا می و کاهش بودجه آموزشی در این کشور پس از تجمع در مقابل پارلمان انگلیس در لندن به سمت دفتر نخست وزیری تظاهرات کردند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر،سرانه بودجه آموزش دانش آموزان 8 درصد کاهش یافته است.
به گزارش گروه بین الملل باشگاه خبرنگاران جوان، صد‌ها معلم و مدیر مدارس انگلیس در اعتراض به کمبود بودجه و مشکلات ناشی از آن در مدارس مرکز لندنتظاهرات کردند.
معترضان به ادامه سیاست ریاضت اقتصادی، نخست در برابر پارلمان انگلیس تجمع کردند و سپس به سوی دفتر نخست وزیری انگلیس حرکت کردند.
معترضان برخی خواسته‌های خود را در پلاکارد‌هایی منعکس کردند که "مدارس را نجات دهید"، "آموزش و پرورش را دریابید"، " کارد به استخوان مدارس رسیده" و "بودجه منصفانه" از جمله آنهاست.
آنان در ادامه تظاهرات، برابر دفتر نخست وزیری انگلیس تجمع و خواسته‌های خود را مکتوب به دفتر فلیپ هاموند وزیر خزانه داری انگلیس ارائه کردند. آنان در متن خود وضعیت آموزش و پرورش را بحرانی دانستند و از دولت خواستند از کاهش بودجه آموزش و پرورش دست بردارد.
کاهش شمار دانش آموزان در هر کلاس، حمایت از دانش آموزان فقیر، تامین بودجه مدارس و تزریق دست کم چهل میلیون پوند برای تامین نیاز‌های ضروری آموزش و پرورش انگلیس از جمله خواسته‌های معترضان اعلام شد.
مدیران و معلمان معترض که شمار آنان هزار نفر برآورد شد، ادعای برخی مسئولان مبنی بر اختصاص بودجه بیشتر به آموزش و پرورش و افزایش شمار معلمان را نادرست و فریب افکار عمومی دانستند و اینگونه رفتار‌ها را محکوم کردند.
انجمن ملی مدیران مدارس در انگلیس اعلام کرد طی سه سال گذشته بیش از دو میلیارد و هشتصد میلیون پوند از اعتبارات مدارس این کشور کاسته شده است؛ همچنین اعلام شد سرانه بودجه دانش آموزان مدارس در هشت سال اخیر با هشت درصد کاهش به کمتر از شش هزار پوند رسیده است.
بدهی انگلیس و کسری شدید بودجه موجب شده است دولت این کشور سیاست ریاضت اقتصادی را که از سال‌ها پیش در این کشور آغاز شده است با شدت بیشتری همچنان ادامه دهد.
این رویکرد کاهش بودجه نهاد‌های آموزشی و خدمات عمومی از جمله بهداشت و درمان را در پی داشته است و بار‌ها مردم را در اعتراض به تداوم اجرای سیاست ریاضت اقتصادی، در مرکز لندن به خیابان‌ها آورد.


6) معلمان فرانسوی امروز (سه شنبه) در اعتراض به طرح بحث برانگیز اعمال اصلاحات در سیستم آموزشی این کشور دست به اعتصاب زدند. به گزارش ایرنا، خبرگزاری رویترز اعلام کرد این اعتصاب در حالی برگزار شده است که فرانسوآ اولاند رییس جمهوری فرانسه در مسیر عزمش برای اعمال اصلاحات در روند تحصیلات این کشور در بوته آزمایش قرار گرفته است.
طرح اعمال اصلاحات در سیستم آموزشی فرانسه با مخالفت اکثریت شهروندان این، مخالفان محافظه کار و حتی برخی از چپ گراهای حاکم مواجه بوده است.
اتحادیه معلمان فرانسوی اعلام کرد که 840 هزار معلم این کشور با این طرح اصلاحات در تحصیلات مخالف بوده اند.
برخی معتقدند که این اصلاحات رقابت ناسالم در میان مدارس ایجاد می کند و در واقع بی عدالتی های آموزشی را تشدید می کند.
نظرسنجی ها نیز نشان می دهد در حالی که از هر دو معلم یکی در دور اول انتخابات در سال 2012 از اولاند حمایت کرده بودند، حمایت ها از اولاند در میان معلمان رو به کاهش بوده است.

نگاهی به دلایل تجمع و اعتصاب معلمان و جنس مطالبات در سایر کشورها

7) به گزارش سرويس بين الملل خبرگزاري صدا و سيما به نقل از شبکه تلویزیونی فرانس24، انتشار تصاویر نشانه گرفتن سلاح به سوی معلمی در فرانسه جنجالی شد.
معلمان فرانسوی به خشونت هایی که در مدارس متحمل می شوند، اعتراض دارند. این جنجال در پی انتشار تصاویری آغاز شد که در آن یک دانش آموز با اسلحه به سوی معلم خود در کلاس نشانه رفته بود. انتشار این تصاویر خشم همگانی را در فرانسه برانگیخت.
در همین رابطه این جوان پانزده ساله روز گذشته به اتهام توسل به خشونت مورد بازجویی قرار گرفت. وزیر آموزش و جوانان فرانسه خواستار اتخاذ تدابیری برای اجرای قانون شد.
ژان میشل بلانکه وزیر آموزش و جوانان می گوید من از مدارس می خواهم با توجه به مشکلاتی که استفاده از تلفن همراه ایجاد می کند میزان استفاده از تلفن همراه در مدارس را به شدت کاهش دهند. تلفن های همراه اغلب عامل اذیت و آزارهای سایبری است. انتشار فیلم های مربوط به اذیت و آزار دانش آموزان و معلمان در شبکه های مجازی می تواند دردسر آفرین شود.
انتشار این ویدئو موجب شد آموزگاران در فرانسه به مورد متعدد اذیت و آزار از سوی دانش آموزان اشاره کنند. معلمان از نداشتن حمایت از سوی مقامات آموزش و پرورش انتقاد می کنند. «ما خبر داریم که گچ و کاغذ در مدرسه ندارند و معلمان هم با حجم بالایی از کار رو به رو هستند. آن ها نمی توانند در چنین نظام آموزشی، موضوعات را به طور کامل تدریس کنند. برنامه های آموزشی بسیار زیاد است و بچه ها نمی توانند آن را فرابگیرند. او در خانه به من و مادرش می گوید که درس ها را نمی فهمد».
زاویه مرند، معاون اتحادیه آموزگاران فرانسه می گوید تقاضای کمک معلمان ما را نگران کرده است. این نشان می دهد ما اکنون سلسله مراتبی داریم که پاسخگوی کارکنان خود نیست و حتی گاهی پاسخ به آنها را رد می کند. این کاملا غیرقابل قبول است.
وزارتخانه های آموزش و کشور فرانسه از اتخاذ تدابیری برای مقابله با خشونت علیه معلمان خبر دادند. دانش آموزی که به سوی معلم خود سلاح گرفته بود نیز قرار است به وسیله قاضی کودکان محاکمه شود.


8) صدها معلم برزیلی در اعتراض به هزینه‌های بالای برگزاری جهام جهانی فوتبال در شهر ریودوژانیرو به خیابان‌ها آمدند.به گزارش ایلنا به نقل از رویترز، این معلمان با در دست داشتن پارچه‌نوشته‌هایی تاکید می‌کردند که این هزینه‌های گزاف باید به بهبود وضعیت آموزش و خدمات درمانی اختصاص داده شود.معلمان معترض همچنین خواستار افزایش حقوق و بهبود شرایط کاری خود شدند.بر اساس این گزارش، اصناف مختلف در برزیل از برگزاری جام جهانی در این کشور به عنوان فرصتی برای بیان اعتراض‌های خود استفاده می‌کنند.
9) گروهی از معلمان آرژانتین به پایین بودن دستمزدهای خود اعتراض کرده و این اقدام به تعطیلی کلاس‌های درس منجر شده است. به گزارش ایسنا، این اعتراض دو روزه که از روز گذشته (دوشنبه) و با شروع ترم تحصیلی جدید انجام گرفته فعالیت کلاس‌های درس را به حال تعلیق در آورده است.هزاران معلم آرژانتینی با تظاهرات در پایتخت این کشور خواستار افزایش میزان دستمزد خود بیش از ۱۷ درصد نرخ برآورد شده تورم در این سال شده‌اند.
دولت آرژانتین از آغاز مذاکرات با معلمان در مورد حق‌الزحمه آنها خودداری و در بوئنوس‌آیرس، دولت با تقاضای افزایش ۳۵ درصدی حقوق معلمان مخالفت کرده است.به گزارش خبرگزاری فرانسه، دولت آرژانتین به دنبال آن است تا افزایش دستمزدها برای تمامی مشاغل در حد تورم باشد.


10) تداوم اعتراض های خشونت بار خیابانی و اعتصاب های صنف آموزشی در گینه کوناکری موجب شد رئیس جمهور این کشور سه وزیر مرتبط با آموزش را برکنار کند.به گزارش خبرگزاری رویترز از کوناکری، آلفا کنده رییس جمهوری گینه کوناکری در پی تظاهرات خشونت بار معلمان، اساتید دانشگاه، دانشجویان و دانش آموز و اعتصاب های صنفی کادر آموزشی این کشور امروز طی حکمی سه وزیر این کشور را از کار برکنار کرد.
بر اساس این حکم که از تلویزیون سراسری این کشور نیز قرائت شده است، 'ابراهیما کوروما' وزیر آموزش پیش دانشگاهی، 'سِکو کوروما' وزیر آموزش و خدمات اجتماعی و نیز 'کریستین ساگنو' وزیر محیط زیست گینه مناصب خود را از دست دادند.اگرچه در این حکم به آشوب های هفته گذشته اشاره ای نشده است اما یک مقام ارشد دولتی که خواست نامش فاش نشود برکناری دو وزیر اول را با اعتصاب های سراسری معلمان مرتبط دانست، چرا که طبق توافقی که هفته گذشته میان نمایندگان اعتصاب کنندگان و دولت برقرار شده بود، دولت قول داده بود به هر نحو ممکن به این غائله پایان می داد.
در هر حال، این تظاهرات و درگیری ها که طی یک هفته اخیر 7 کشته و ده ها زخمی از میان مردم و نیروهای امنیتی و پلیس برجای گذاشت، بارها پایتخت و شهرهای مهم جمهوری گینه (کوناکری) را به تعطیلی کشاند.
به گزارش ایرنا، این تظاهرات و اعتصابات صنفی از اول فوریه (13 بهمن) آغاز شد، اما پس از آنکه دوشنبه گذشته سندیکای معلمان و مدرسان مدارس و دانشگاه ها گینه کوناکری نتوانستند بر سر مطالبات صنفی با 'آلفا کنده' رییس جمهوری به توافق مطلوب برسد، اعضای خود را به خیابان کشانده و با برگزاری تظاهرات گسترده ضد دولتی به گونه ای پایتخت را به حالت نیمه تعطیل در آورد.
در واقع این اعتصابات با قطع حقوق و مزایای معلمان قراردادی تازه کار آغاز شد، اما از آنجایی که دانش آموزان از حضور این معلمان سرکلاس های خود محروم شدند، برای حمایت از آنها به خیابان ها آمده و زمینه ناآرامی های اجتماعی را فراهم آوردند.
هزاران تن از این افراد روز سه شنبه گذشته با برگزاری راهپیمایی اعتراضی در خیابان ها و میادین کوناکری پایتخت و چند شهر دیگر و درگیری با نیروهای دولتی، خودروهای پارک شده در حاشیه خیابان ها را به آتش کشیده و به مراکز دولتی و غیردولتی صدمات جدی وارد کردند.
تا اینکه سرانجام روز یکشنبه 19 فوریه (1ول اسفند) نمایندگان سندیکای دانشجویان، دانش آموزان، معلمین و مدرسین پس از چند روز مذاکره با نمایندگان دولت جهت حصول به خواسته های معلمین، به توافقی دست یافتند که البته بخشی از معلمان این کشور از آن راضی نیستند.
ادامه اعتصابات و درگیری ها در 20 فوریه (دوم اسفند) موجب شد تا پلیس با تظاهرکنندگان عمدتا نوجوان و جوان با خشونت برخورد کرده و حتی 5 تن از آنها را کشته و 29 تن را به شدت مجروح کند.
به رغم توافق نیم بند میان طرفین مناقشه در گینه کوناکری، ظاهرا سخنرانی تند رییس جمهور در دوشنبه گذشته نیز خود مزید علت بود تا شدت خشم مردم و در واقع معلمان و دانش موزان و دانشجویان بیشتر از قبل شود.
بعد از این تظاهرات خشونت بار بود که دولت برگزاری این تظاهرات را غیرقانونی اعلام کرد؛ با این وجود دامنه درگیری ها در روز 3 اسفندماه همچنان در شهر کوناکری درحال گسترش بود و دانشجویان معترض؛ این توافق را فاقد وجاهت دانسته و اعلام کردند تا حصول نتیجه مطلوب خود به اعتراضات ادامه می دهند.
رسانه های داخلی در عین حال از دستگیری چندین نفر در تظاهرات روز سه شنبه خبر دادند که نسبت به سوء مدیریت دولت آلفا کنده بر بخش آموزش کشور و عدم پاسخگویی او به مطالبات صنفی معلمان و استادان دانشگاه معترض هستند.
براساس گزارشات، دولت طی این چند روز بسیاری از فعالان خبری، مخالفان و حتی یکی از خوانندگان مشهور این کشور را دستگیر کرد.
تظاهرات روز سه شنبه و چهارشنبه فقط به کوناکری محدود نبود بلکه شهرهای کیپیه، کاسا و سمبایا نیز صحنه درگیری های خیابانی پلیس با معلمان، دانش آموزان و دانشجویان و حتی استادان دانشگاه بود.
در هر حال، سابقه نارامی های خیابانی در گینه که با انتخابات 11 اکتبر 2015 (20 مهر 1394) ریاست جمهوری این کشور و ابقای آلفا کنده در این پست آغاز شد، به تدریج می رود به صورت عمومی تر نیز رخ بنماید، چرا که حامیان چندین حزب مخالف نیز در راهپیمایی چند روز اخیر خواستار کناره گیری رئیس جمهوری گینه شدند.
گینه که در سال 1890 (1279) مستعمره فرانسه شد، در سال 1985 (1364) با رهبری شارل دوگل فرانسه رفراندومی در مستعمره‌های خود، به جز الجزایر، برگزار کرد تا مردم از میان استقلال فوری و باقی ماندن به عنوان مستعمره یکی را انتخاب کنند.
گینه‌ای‌ها که آن زمان به عنوان گینه فرانسه شناخته می‌شدند تنها مردمی بودند که به استقلال فوری رای دادند.
آلفا کنده از سال 2008 رییس جمهوری گینه است که برخی آنرا گینه کوناکری هم می‌نامند تا از گینه بیسائو تمیز داده شود. بیشتر جمعیت 12 میلیونی گینه با 85 درصد جمعیت مسلمان در فقر به سر می برند و روزانه کمتر از یک دلار و هشت سنت درآمد دارند.


11) معلمان در اقلیم کردستان عراق در اعتراض به شرایط معیشتی و حقوق پایین دست به تظاهرات زدند.به گزارش الوقت به نقل از السومریه، دهها معلم در سلیمانیه با برگزاری تظاهراتی خواستار بهبود شرایط معیشتی خود شدند.بر اساس این گزارش؛ معلمان در برابر اداره آموزش و پرورش این شهر تجمع و تظاهرات کردند و شعارهایی درباره بهبود حقوق و لغو سیستم اندوخته اجباری سر دادند. تظاهرات کنندگان تهدید به افزایش فشارهای خود از طریق شیوه های مدنی در صورتی که خواسته آنها برآورده نشود، کردند.
این در حالی است که ماه گذشته معلمان در سلیمانیه به حکومت اقلیم کردستان درباره فروپاشی بخش تربیتی در صورتی که حقوق معلمان بهبود نیابد، هشدار داده بودند.


12) ده‌ها هزار مدرس و دانشجوي اسپانيايي و حاميان آنها كه در اعتصاب به سر مي‌برند، در اعتراض به كاهش شديد در هزينه‌هاي آموزشي از سوي دولت اين كشور در سراسر اسپانيا تظاهرات كردند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به نقل از روزنامه تايمز آو اينديا، معترضان اسپانيايي شامل گروه‌هاي دانشجويان، والدين آنها، معلمان و استادان بودند.
روز سه‌شنبه هزاران تن در شهر مادريد در حالي تظاهرات مي‌كردند كه پلاكارد بزرگ سياه و سفيدي در جلوي آنها حمل مي‌شد. روي اين پلاكارد نوشته شده بود: "تحصيلات برابر با هزينه نيست، بلكه يك سرمايه‌گذاري است". "نه به كاهش هزينه‌ها".
بسياري از معترضان در حالي كه از ميداني در نزديكي پارلمان اسپانيا به سوي وزارت آموزش تظاهرات مي‌كردند به نشانه اعتراض بر طبل كوبيده و سوت مي‌زدند.اتحاديه‌ها مي‌گويند 100 هزار نفر در اعتراض‌ها در شهر مادريد شركت كرده‌اند. پليس آماري از شركت‌كنندگان در تظاهرات ارائه نداده است.اواخر روز سه‌شنبه پليس آخرين گروه‌هاي باقي مانده از معترضان را متفرق و سه تن را بازداشت كرد.
پليس شهر بارسلون، دومين شهر بزرگ اسپانيا اعلام كرد : 25 هزار تن در خيابان‌هاي اين شهر دست به اعتراض زده‌اند. اين در حالي است كه اتحاديه‌ها رقم تظاهركنندگان در اين شهر را بيش از 150 هزار تن برآورد كرده‌اند.
همچنين در ديگر شهرها نيز نظير آليكانته، پامپلونا، سويا، والنسيا و ساراگوسا تظاهرات‌هايي برگزار شد.
اتحاديه‌ها عنوان داشتند به طور متوسط 80 درصد از استادان و معلمان اسپانيايي در همه سطوح آموزش اين كشور، از مدارس ابتدايي گرفته تا دانشگاه‌ در اعتصاب شركت‌ كردند اما وزارت آموزش اسپانيا اين رقم را حدود 23 درصد اعلام كرده است.اتحاديه ها نسبت به اقدام دولت اسپانيا در كاهش حدود سه ميليارد يورويي (3/8 ميليارد دلار) در هزينه‌هاي آموزش سال جاري اظهار نارضايتي كرده‌اند.


13) هزاران معلم مدارس دولتی در مادرید پایتخت اسپانیا روز سه شنبه در اعتراض به کاهش بودجه آموزشی و نیرو دست به اعتصاب زدند،به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از فرانس پرس این در حالی است که دولت اسپانیا سعی دارد به وضعیت مالی کشور سر و سامان دهد. انتظار می رود اعتصاب ها دست کم دو روز طول بکشد و بر ۳۰۰ مدرسه تاثیر منفی بگذارد. معلمان در سراسر کشور نیز قصد دارند علیه کاهش بودجه دست از کار کشیده و یا اعتراض کنند.
اعتراض آنان بر این اساس است که کاهش بودجه نباید شامل آموزش و پرورش باشد. اتحادیه های کارگری معلمان اسپانیا اعلام کردند افزایش ساعات تدریس برای معلمان به پایین آمدن کیفیت آموزشی منجر خواهد شد.
معلمان زمان کمتری جهت آماده شدن برای کلاس ها و ملاقات با دانش آموزان خواهند داشت و موظف خواهند بود دروسی را که چیزی از آنها نمی دانند تدریس کنند. معلمان در حالی که می پذیرند اسپانیا باید برای پرهیز از توسل به نجات مالی بین المللی گام هایی جهت کاهش کسری بودجه بردارد می گویند آموزش و پرورش نباید شامل کاهش شود تا به آماده ساختن کشور برای آینده کمک کند.اسپانیایی هایی که از وضعیت ناهنجار اقتصادی کشور به خشم آمده اند از ماه می تا کنون مرتبا اعتراضاتی ترتیب داده اند. اسپانیا یکی از بالاترین نرخ های بیکاری و بدهی های عمومی را در ۱۷کشور منطقه یورو دارد.

14) ) انتقاد و اعتراض به نظام آموزش دولتی در مجارستان افزایش یافته و در این خصوص معلمان و دانش آموزان با هم همراه شده اند.دوشنبه در مجارستان روز اعتراض والدین و دانش آموزان نام داشت و معلمان از اینکه شاهد حمایت آنان هستند ابراز خوشحالی می کنند. با این حال دولت، این اعتراض را «سیاسی» می داند و می گوید که دانش آموزان نباید نقشی در آن داشته باشند.
هانا، دانش آموزی است که روز دوشنبه به مدرسه نرفته است. پدر هانا می گوید که کودکان در مدرسه چیزهایی می آموزند که ضروری نیست و مدارس هم امکانات کافی ندارند. هانا به یورونیوز می گوید: «آن ها در مدرسه فقط چند نمونه مساله به ما نشان می دهند و ما زیاد تمرین نداریم. به جایش، سریع توضیحی می دهند و می گویند که ما باید یاد بگیریم و بعد هم بلافاصله به موضوع دیگری می پردازند.»
فرنک، پدر هانا نیز می گوید: «ما خبر داریم که گچ و کاغذ در مدرسه ندارند و معلمان هم با حجم بالایی از کار رو به رو هستند. آن ها نمی توانند در چنین نظام آموزشی، موضوعات را به طور کامل تدریس کنند. برنامه های آموزشی بسیار زیاد است و بچه ها نمی توانند آن را فرابگیرند. او در خانه به من و مادرش می گوید که درس ها را نمی فهمد».
در اعتراض به نظام آموزش دولتی مجارستان، عده ای با تبلیغ در فیسبوک، باشگاهی را برای آموزش زبان انگلیسی به دانش آموزانی که نمی خواهند به مدرسه بروند، راه انداخته اند. ۳۰ هزار تن به صفحه این باشگاه در فیسبوک پیوسته اند. این باشگاه برنامه های متنوعی دارد. همچنین در فیسبوک صفحه ای به نشانه همبستگی با معلمان به نام کمپین پیراهن چهارخانه راه اندازی شده و توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.
معلمان در مجارستان باید هفته ای ۲۶ موضوع درسی را تدریس کنند. علاوه بر نظام بوروکراتیک پیچیده، مدارس حق تصمیم گیری درباره محتوا و چگونگی آموزش مواد درسی را ندارند.
استفان که معلم دبیرستان است می گوید: «خودمختاری مدارس به طور کامل از دست رفته است. ما باید بر اساس برنامه های درسی متمرکز تدریس کنیم. به این ترتیب فقط تا سقف ۱۰ درصد از برخی از بخش ها را می توانیم تغییر دهیم و این بسیار کم است».
با این حال ایمر سیپوس، معاون وزیر آموزش عمومی ضمن مخالفت با اعتراض صورت گرفته می گوید: «موضوع محتوای برنامه های درسی نمی تواند یکروزه حل شود. اگر این طور بود بسیاری طی دهه های گذشته این کار را کرده بودند. ما می دانیم که مشکل وجود دارد ولی این راه حل خوبی نیست که کودکان را مجبور کنیم وارد چنین وضعیت نامطلوبی شوند».
دولت مجارستان از سه سال پیش به متمرکز کردن نظام آموزشی پرداخت تا از فاصله محتوای آموزشی در روستا ها و شهرهای ثروتمند کاسته شود. با این حال با تعیین کتاب های آموزشی، جلوگیری از ابتکار در نحوه آموزش و سهمیه بندی گچ و کاغذ مدارس، انتقادهای بسیاری را برانگیخته است. کاترینا بارلی، وزیر دادگستری آلمان این کارزار را «ابزاری برای دیکتاتوری» خوانده بود.آنجا کارلیسک، وزیر آموزش دولت آنگلا مرکل، روز جمعه گفت معلمان باید به شکلی واضح مفهوم پوپولیسم را در مدارس توضیح دهند


16) هزاران معلم مجارستانی روز چهارشنبه در اعتراض به یكپارچه سازی نظام آموزش، دست به اعتصاب زدند.
به گزارش ایرنا، خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشت: اقدام معلمان، كلاس های درس در صدها مدرسه در سراسر مجارستان را تعطیل كرد.این اعتصاب از سوی بزرگترین اتحادیه معلمان مجارستان سازماندهی شده بود. این اتحادیه، از دیگر انجمن های معلمی نیز خواسته است كلاس هایشان را ساعت 12 ظهر، برای ابراز اتحاد، به مدت پنج دقیقه تعطیل كنند.دولت مجارستان در واكنش به اعتراض ها، پیشاپیش عقب نشینی هایی كرده و از جمله، پذیرفته است كه تعداد دانش آموزان در هر كلاس درس كمتر باشد و ساعات كار آموزشی در هفته نیز كاهش یابد.مقام های مجارستان شكست طرح نظارت دولت بر آموزش عمومی را پذیرفته و گفته اند كه تابستان امسال، درباره اصلاح نظام كنونی رایزنی خواهند كرد.

نگاهی به دلایل تجمع و اعتصاب معلمان و جنس مطالبات در سایر کشورها

17 ) دهها هزار دانشجو و معلم در سانتیاگو در شیلی دست به تظاهرات گسترده در اعتراض به اصلاحات آموزش در این کشور زدند. پیش از این نیز معلمان مدارس در سراسر شیلی در اعتراض به این اصلاحات که توسط رئیس جمهوری این کشور اعلام شده است، دست به اعتصاب زده بودند.این تظاهرات که در ابتدا به آرامی آغاز شده بود، در نتیجۀ پرتاب سنگ به نیروهای پلیس حاضر مسیر راهپیمایی به خشونت کشیده شد که در نتیجۀ آن پلیس برای متفرق کردن معترضان از گاز اشک آور و آب پاش استفاده کرد. صدها نفر از تظاهرکنندگان نیز توسط پلیس بازداشت شدند.به گفتۀ مقامات آموزش شیلی، این اعتصاب ۲۲۰۰ مدرسه را به تعطیلی کشاند..
به گزارش در حالی که تنها چند روز تا شروع مسابقات کوپا آمه‌ریکا باقی مانده حالا شیلی نیز همانند برزیل در مسابقات جام جهانی 2014، صحنه اعتراضات مردمی شده است. بیش از 100 معلم در آستانه دیدار پنجشنبه تیم ملی شیلی برابر اکوادور در چارچوب رقابت‌های کوپا آمه‌ریکا، پشت درهای محل تمرین تیم ملی کشورشان حضور پیدا کردند و اعتراضات خود به قانون جدید آموزش و پرورش را که از سوی دولت تعیین شده است، اعلام و شعارهایی سر دادند..
اساسنامه بحث برانگیز معلمان که توسط میشل باچلت، رئیس جمهوری شیلی معرفی شده است، از تاریخ یکم ژوئن (11 خرداد) اعتصاب گسترده‌ای را در مدارس شهری شیلی به راه انداخته است و معلمان درخواست کرده‌اند تا خواسته‌های آنان به هنگام نهایی کردن این قانون مورد احترام قرار بگیرد..
این گروه معترض خواهان کاهش تعداد دانش‌آموزان کلاس‌ها، برنامه‌ریزی و زمان تدریس به نصف هستند و اینکه طرح بازنشستگی و همچنین پرداخت بدهی‌ها به معلمان اصلاح شود.
معلمان معترض همچنین از بازیکنان تیم ملی شیلی خواستند تا از آنها حمایت کنند و شعار «با لاروخا (لقب تیم ملی فوتبال شیلی) در قلب‌تان، الکسیس (سانچس) از معلمان حمایت می‌کند»، سر دادند.
یکی از معترضان در این خصوص گفت: « ما اطمینان داریم که الکسیس و تمامی بازیکنان شیلی از ما حمایت خواهند کرد، چون آنها هم زمانی دانش‌آموز بوده‌اند و معلم داشته‌اند. ما می‌خواهیم حق بازنشستگی معقول و مناسبی داشته باشیم و دستمزدی پرداخت شود که ارزشش را داریم.»

منابع:
باشگاه خبرنگاران جوان،کد خبر 6488251 تاریخ انتشار 14فروردین97
پایگاه خبری تحلیلی صراط، کد خبر 90385، تاریخ انتشار 30 آذر91
خبرگزاری صدا و سیما، کد خبر 17149، تاریخ انتشار 2 مهر 91
فارسی ، آدرس اینترنتی خبر:euronews
(https://fa.euronews.com/2018/11/05/german-teachers-in-hamburg-defy-far-right-afd-neutral-schools-campaign)
باشگاه خبرنگاران جوان، کد خبر 6681412 تاریخ انتشار7 مهر 97
خبرگزاری جمهوری اسلامی، کدخبر (81614178 (4662648 تاریخ انتشار 29 / 2 / 94
خبرگزاری ایلنا،کد خبر173782 تاریخ انتشار 16 / 3 / 93   
جهان نیوز،کد خبر 506472 تاریخ انتشار17 / 12 / 95
تاریخ انتشار10/12/9582447934 (5862389) خبرگزاری جمهوری اسلامی، کد خبر
الوقت،تحلیلی و خبری،کد خبر 11658 تاریخ انتشار 9 / 7 / 96
تاریخ انتشار3/3/9191030302168 خبرگزاری ایسنا،کدخبر
13900630000078 تاریخ انتشار    30 / 6 / 90 خبرگزاری فارس، کد خبر
فارسی ، آدرس اینترنتی خبرeuronews
)https://fa.euronews.com/2016/03/01/pupils-and-teachers-join-forces-in-hungary-to-protest-over-state-education(
تابناک،کد خبر 582706 تاریخ انتشار 2 / 2 / 95
تسنیم، کد خبر 765144 تاریخ انتشار 20 / 3 / 94


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">

نگاهی به دلایل تجمع و اعتصاب معلمان و جنس مطالبات در سایر کشورها

منتشرشده در پژوهش

روز جهانی سواد و سواد کارکردی و توسعه اقتصادی  سواد کارکردی و توسعه اقتصادی
پیشینه مطالعاتی متنوع و میان رشته ای که در حوزه سواد شکل گرفته، به خوبی نشان می دهد که مطالعات سواد مسیر نسبتا پر و پیچ و خمی را پشت سر گذاشته است، و دست کم علی رغم تمامی تعاریفی که از آن در طول تاریخ نسبتا کوتاهش (در مقایسه با هزاران سال تاریخ شفاهی موجود) ارائه شده است، به لحاظ کارکردی، کم و بیش دست نخورده باقی مانده است.

سواد کارکردی به مثابه مهارت اکتسابی، جهان شمول و فنی و غیر وابسته به هم بافت تعریف غالبی است که در طی این سال ها و علی رغم معرفی رویکرد ها و مدل های جدید و متنوع، همچنان محوریت اکثر رویکرد های بین¬المللی و جهانی را در تمامی مدارس و مراکز آموزشی در حوزه های مختلف شکل داده است. تعریفی به ظاهر «بی طرفانه» و قائم به ذات که هدف اصلی آن پرورش نیروی کار ماهر برای توسعه اقتصادی و پیشرفت است.
این مفهوم که به شکل گسترده ای در اکثر اسناد یونسکو به کار گرفته شده است، برای اولین بار در سال 1942 در خلال جنگ جهانی دوم مورد توجه قرار گرفت. در آن زمان ارتش آمریکا 433 هزار نفر پرسنل خود را به دلیل عدم توانایی خواندن و نوشتن و درک انواع مختلف دستور العمل های کتبی تسلیحاتی و نظامی تعدیل کرد. ارتش آمریکا به همین دلیل، بعدها، اعلام کرد افرادی با کمتر از 5 سال سابقه مدرسه از نظر کارکردی بی سواد تلقی شده و در ارتش استخدام نمی شوند. بر همین مبنا، لایحه آموزش بزرگسالان در سال 1966، دوره آموزش عمومی را (مشتمل بر آموزش مهارت های خواندن و نوشتن) 12 سال اعلام و تصویب کرد. بر طبق این لایحه فرد باسواد فردی بود که می توانست دستورالعمل های کتبی را خوانده و درک کند، و نیز قادر به پر کردن انواع فرم های مورد نیاز متناسب با شغل و حرفه خود باشد.

به عبارت دیگر، فرد با سواد فردی قلمداد می شود که بتواند یک سری مهارت های کد سازی و کد شکنی زبان را به شکلی فعالانه به کار گیرد.
گری (1965) به نقل از پاپن، سواد کارکردی را این گونه تعریف می کند: «فرد با سواد فردی است که مهارت های حیاتی دانش وی را قادر سازد که در تمامی فعالیت هایی که سواد کارکردی موثر در اجتماع ایفا می کند، مشارکت کرده، با تکیه بر توانایی خود در خواندن، نوشتن و ریاضیات بتواند در راه توسعه اجتماعش نقش آفرینی کند».

در همین تعریف است که سواد به مثابه مهارت بیش از پیش به ملاحظات اقتصادی مرتبط می شود. در این دیدگاه سواد با مهارت هایی شناخته و سنجیده می شود که به هم بافت اقتصادی و تولید و توسعه ارتباط پیدا می کند.

در واقع، متفکران بسیاری در حوزه سواد بر اهمیت این ارتباط تاکید کرده اند، برای مثال بینهام سواد کارکردی را سازه ای قدرتمند در قالب اهداف اجتماعی می بیند، و یا رسول (1999) آن را در اشتغال و برآورده ساختن نیازهای اقتصادی مهم و حیاتی می دانسته و وجه قابل سنجش بودن آن را مهم تلقی می  کند. ارتباط مهارت های فردی و کارکرد غایی یک فرد در اجتماع در قالب مدرنیزاسیون و تولید اقتصادی توجه را به مهارت های پایه ای جلب می کند که ارزش اقتصادی بالایی داشته و به عنوان شاخص بسیار مهمی از توسعه اجتماعی و اقتصادی تلقی می شود.سواد کارکردی سواد بقاء و یا کاهشی هم نامیده می شود به دلیل تاکید بر حداقل سطح توانایی و آماده سازی کارگران برای کار در خدمت توسعه کشورها. برمبنای این تعریف،«توانایی خواندن و نوشتن»، مهارتی بی طرفانه، و فنی که در تمام هم بافت ها و در تمامی جوامع بشری به شکلی یکسان و جهانشمول فراگرفته شده و پیامدهای یکسانی برای همه افراد در بر خواهد داشت با کمترین تاثیرپذیری از عنصر اجتماعی هم در فرآیند یادگیری مورد تاکید است. این دیدگاه فعالیت های موقعیت مندی را که یادگیری همواره در آن اتفاق می افتد نادیده می انگارد.


در عین حال، جهانی سازی و فناوری دیجیتال رو به رشد شیوه های خواندن و نوشتن افراد را به شدت دگرگون کرده است و ایجاد سطح جدیدی از مهارت های مورد نیاز برای بقاء و یا ورود به بازار کار و عدم هماهنگی آن با مهارت های کنونی آموزشی نیازمند بازبینی مجدد تمامی سطوح آموزش از سیاست گذاری، اقدامات سیاستی، مدیریت، نظارت و ارزیابی است. سند مفهومی سواد برنامه های بین المللی اشتغالی را نام می برد که در آن خلاء میان مهارت های دیجیتال و سواد به آستانه هشدار رسیده و این مسئله حتی در کشورهای توسعه یافته هم قابل مشاهده است.

روز جهانی سواد و سواد کارکردی و توسعه اقتصادی

حال این پرسش مطرح می شود که دلیل چنین خلاء عظیمی میان برنامه های سوادآموزی بین المللی و آمارهای سنجش چیست؟

برایان استریت سال ها پیش به این پرسش پاسخ داده است، وی در گزارش های مختلفی که برای یونسکو منتشر کرده و مطالعات مردم نگاری متعددی که انجام داده، نشان داده که این دیدگاه از منظر جهانی به نظام جهانی جدیدی منجر شده که در آن مدل های غربی کشورهای توسعه یافته در جوامع کمتر توسعه یافته تقلید و عینا به کار گرفته می شوند.

وی به تجربه های متعدد کمپین های بین المللی سواد در سرتا سر دنیا اشاره می کند و نشان می دهد که مفهوم رایج سواد ریشه در تفکر و نگاه غربی به این مفهوم دارد، و در این ساده انگاری تنها به صورت توانایی ذهنی مورد نیاز برای فعالیت های روزمره یعنی خواندن و نوشتن متون، جدای از آنچه که سواد در هم بافت آنی فرد معنا شده و کارکرد دارد توجه می کند، و شبکه در هم تنیده هم بافت فرهنگی اجتماعی تاثیر گذار بر فرآیند یادگیری و نظام های بومی دانش را نادیده می انگارد.


استریت در روایت خود از پروژه های بین المللی، پروژه تانزانیا را به عنوان یک کمپین سواد مبتنی بر کار بود و بر پایه اصول گسترده «سواد کارکردی» مثال می زند. ام. ویسکوسی، روزنامه نگار آمریکایی در ابتدای گزارش خود از پروژه تانزانیا که مجری آن بود می نویسد:


«من با ذهنی پر از نظریه هایی که در ارتباط با کارکرد واقعی سواد مبتنی بر کار خوانده بودم، به آنجا رفتم، با دفترچه یادداشتی پر از پرسش هایی که باید می پرسیدم. اما در آن چند لحظه که هواپیما در حال نشستن به زمین بود، من ناخودآگاه یک پرسش کلی را در ذهنم شکل دادم: چگونه امکان دارد که بتوان دنیایی را که آرام حرکت می کند که کشاورزان در درون کلبه های کاهگلی زندگی می کنند و ماهیگیران در آن قایق های شکننده و آسیب پذیر، به دنیایی ربط داد که در آن هواپیماها در بالای سر غرش می کنند؟» (همان).


ویسکوسی می نویسد سوادی که به کشاورزان محلی ارائه شد، درواقع، به «کار روزانه آن ها ارتباطی نداشت»؛ و بنابراین به سرعت ضعیف شد و پرسنل پروژه برای حفظ آن باید برای سواد یک «محیط مصنوعی» ایجاد می کردند. این ایده که «ماهیگیری و کشاورزی آینده» باید متاثر از سطوح سواد باشد نیز توهم غربی در بافتی متکی به توسعه اقتصادی و پیشرفت بود که برای پیشبرد خود به عواملی مثل بازارهای شهری و مکانیسم های قیمت گذاری، تعیین ‌کننده [میزان] سود دهی نیازمند بود. همین دلیلی بود بر این ادعا که مفاهیم و قالب های سواد عموما در «مدل های توسعه غربی» و به دنبال «راه حل هایی تقلیل یافته بدون مشاوره با [افراد بومی]» (یونسکو، 1975، 3.2.5) بوده است و به کشورهای غیر غربی تحمیل شده است.


پروژه تانزانیا نشان داد که چگونه ارتباط میان مهارت های «شناختی» سواد کارکردی، که ما در بالا دیدیم توسط محققان غربی ایجاد شده، و توسط طرفداران توسعه به کار گرفته می شود. کارول و لارس برگرن (1975) معتقدند مفاهیم یونسکو مثل سوادآموزی کارکردی را با استثمار اقتصادی مرتبط بوده و ایدئال‌ گرایی یونسکو را پوششی بر منابع چند ملیتی می ‌دانند. این در حالیست که کسب سواد فرآیندی است مرتبط با شرایط، نهادها، و هم بافت های فرهنگی/اجتماعی بوده و میان اتوریته/قدرت و خلاقیت/مقاومت فردی، موقعیت مند شده است و نه تنها جنبه ای از فرهنگ محسوب می شود که بنا به گفته استریت به عنوان ساختار قدرت مطرح است.

سند مفهومی سواد (2018) با این توضیح پایان می پذیرد که سیاست گذاران و جامعه جهانی ملزم هستند تا رویکردهای منسجم را به کار گیرند، و مهم است که نشان دهیم که این رویکردها پاسخگوی تقاضاهای متعدد بوده و به پرورش نیروهای کار ماهرتر و پیامدهای اجتماعی بهتر برای افراد شده و به طور کلی در امتداد اهداف توسعه جهانی پایدار فعالیت می کند.

 

پرسش های کلیدی سند مفهومی:
1. کشورها چه دانش و تجربیاتی را می توانند با سایر کشورها به اشتراک بگذارند در خصوص موفقیت و یا شکست ارتقاء رویکردهای منسجم؟ چه سیاست ها و راهبردهای خاصی کارآمدتر هستند؟ عوامل تعیین کننده موفقیت چه هستند؟
2. تاثیر رویکردهای منسجم بر افراد و جوامع آنها چه نمودهایی دارد؟ توانایی های بالقوه آن ها برای انگیزه بخشی به دانش-آموزان در مشارکت در یادگیری چیست؟
3. چگونه جامعه جهانی می تواند از رویکردهای منسجم بیشتر حمایت کند با نگاهی به کسب اهداف SDGs

پیامدهای مورد انتظار سند مفهومی:
• بازبینی روندهای جهانی در ترکیب سواد و مهارت ها و انتشار آن ها به عنوان پیامد جشن روز بین المللی سواد 2018
• تجمیع دانش و تجربیات رویکردهای منسجم برای تفکر بیشتر در آینده
• ارتقاء جامعه ای از فعالیت ها و رشد مهارت ها

 منابع: 

functional Literacy. Concise Oxford Companion to the English Language.. Encyclopedia.com. 20 Sep. 2018. Retrieved from http://www.encyclopedia.com.
Papen, U. (2005). Adult Literacy as Social Practice: More than Skills. London: Routlege.
Street, B. (1995). Literacy: Theory to practice. Cambridge: Cambridge.
Verhoeven, L. (1997). Functional Literacy , in Edwards and D. Corson (eds), Encyclopedia of Language and Education, Volume 2: Literacy, 127-132. Kluwer Academic Publishers.
Street, B. (2016). Literacy and Development: Ethnographic Perspectives.

منتشرشده در یادداشت

درآمدی بر رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

خلاصه از قبل :

در طول تاریخ ،این نادرشاه بودکه توانست روس‌ها را وادار به خروج نیروهای خود از گیلان و قفقاز کند. او حتی تلاش کرد با استفاده از مستشار نظامی انگلیسی به نام جان اِلتون، نیروی دریایی در دریای خزر ایجاد کند اما با مرگ او آرزوی این چنینی هم به خاطره‌ها سپرده شد.(7)

در فصل پنجم عهدنامه گلستان آمده است:

... احدی از دولت‌های دیگر سوای دولت روس ، کشتی‌های جنگی در دریای خزر نداشته باشد.(7)

یکی از مفاد قرارداد ترکمانچای اجازه عبور و مرور آزاد به کشتی‌های تجاری روسی در دریای خزر و انحصار عبور و مرور کشتی‌های جنگی به روسیه بود. به این ترتیب ایران حق کشتی‌رانی در دریای خزر را از دست داد و ملزم به پرداخت ۱۰ کرور تومان به عنوان غرامت به روسیه شد.(7)

معمول ترين ، آسان ترين ، قديمي ترين و نخستين روش حل و فصل مسالمت آميز اختلافات بين المللي " آئين مذاکرات ديپلماتيک " است .

ماده 30 کنوانسيون چار چوب حفاظت از محيط زيست درياي خزر تصريح مي کند :( 9 )

" درصورت بروز اختلافات بين طرف هاي متعهد در ارتباط با اجرا يا تفسير کنوانسيون يا پروتکل هاي آن ، طرف هاي کميسيون از طريق مذاکره يا ساير روش هاي مسالمت آميز به انتخاب خود براي رفع اختلافات اقدام خواهند کرد . "( 9 )

 

قسمت چهارم :

پرسش کننده :

علاوه بر تقسیم دریا بر اساس میزان نوار ساحلی هر کشور، فرمول های دیگری نیز در حقوق بین الملل وجود دارد .

درست است که ایران کمترین سهم  خط ساحلي را در خزر دارد ولی ایران و شوروی در سال های 1921 و 1940، معاهداتی داشته اند که طبق  آنها مالکیت ايران در  خزر بيش از 10 الي 11 درصد بوده است .

 

پاسخ دهنده : (8)

به متن این دو معاهده مراجعه مي کنيم : در هیچ بندی از این دو معاهده، کوچکترین اشاره ای به درصد مالکیت ( 50 درصدی ) بين دو کشور نشده است.فقط به  حق کشتی رانی آزادبالسویه اشاره شده است .

 در معاهده 1921 حق کشتیرانی ایران در خزر به رسمیت شناخته شده است؛ بر اساس معاهده ترکمانچای ایران از حق کشتیرانی در خزر ممنوع شده بود که دولت اتحاد جماهير شوروی در آن دوران، با معاهده 1921 این حق را به ایران برگرداند. مواد دیگر این معاهده و معاهده 1940 درباره بهره برداری از شیلات، عوارض بندری، نحوه حمل و نقل مسافر و بار و نظایر این ها سخن می گوید.

 

پرسش کننده :

در فصل يازدهم معاهده 1921 آمده است :

نظر به اینکه مطابق اصول بیان شده در فصل هشتم این عهدنامه منعقده در دهم فورال ۱۸۲۸ مابین ایران و روسیه در ترکمان چای نیز که فصل هشتم آن حق داشتن بحریه را در بحر خزر از ایران سلب نموده بود از درجه اعتبار ساقط است لهذا طرفین معظمتین متعاهدتین رضایت می دهند که از زمان امضاء این معاهده هر دو بالسویه حق کشتی رانی آزاد در زیر بیرق های خود در بحر خزر داشته باشند.

 

پاسخ دهنده :

مباحث حقوق بين الملل و رژيم حقوقي درياي خزر در سال هاي اخير که منابع سرشاري در بستر اين دريا و زير بستر آن کشف شده است با يکصد سال گذشته که فقط حق کشتي راني  مطرح بود، بسيار پيچده تر است ! 

 

پرسش کننده :

کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها

 ( United Nations Convention on the Law of the Sea) در اين رابطه چه مي گويد ؟

 

پاسخ دهنده : (10)

این قرارداد بین‌المللی منبع اصلی حقوق دریاها است و به «قانون اساسی دریاها» معروف است و قواعد آن به طور گسترده‌ای حقوق بین‌الملل عرفی در مورد حقوق دریاها را بیان می‌کنند.

این کنوانسیون محصول ۹ سال مذاکره توان‌فرسای کشورهای عضو سازمان ملل متحد از ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۲ بود .

در سپتامبر ۲۰۱۶ ،  ۱۶۸ کشور از جمله تمام اعضای شورای اروپا به آن پیوسته‌اند.

این کنوانسیون درباره :

 * آب‌های سرزمینی :۱۲ مایل دریایی یا ۲۲ کیلومتر از ساحل

* منطقه مجاور دریای سرزمینی: ۱۲مایل دریایی یا ۲۲ کیلومتر بعد از آب‌های سرزمینی

*  منطقه انحصاری اقتصادی: ۲۰۰مایل دریایی یا ۳۶۰ کیلومتر از ساحل

* تعریف تنگه‌های بین‌المللی و صلاحیت دولت‌های ساحلی در تنگه‌های بین‌المللی

 * به رسمیت شناختن اصل آزادی دریاها

 سخن مي گويد !

 

پرسش کننده :

پس با مراجعه به کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها ،تنظيم رژيم حقوقي درياي خزر نبايد بيش از دو دهه طول مي کشيد !

 

پاسخ دهنده :

برخي از تحليل گران اعتقاد دارند که بايد خدا را شکر کرد که  درياي خزر ، يک درياچه است . اگر دريا بود ، سهم ايران طبق کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها کمتر هم مي شد!

درآمدی بر رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

پرسش کننده :

از نظر حقوق بين الملل خزر دريا مي باشد ؟ يا درياچه است ؟

 

پاسخ دهنده : (11)

اولین چیزی كه در تحلیل وضعیت دریاچه خزر نقش دارد، فهمیدن این مطلب است كه آیا «خزر» دریای بسته یا نیمه بسته به حساب می آید یا اینكه دریاچه است؟  نتیجه بحث آن است كه اگر «خزر» دریای بسته یا نیمه بسته محسوب شود، در تحدید حدود، تابع مقررات كنوانسیون حقوق دریاها خواهد بود و اگر دریاچه باشد، كنوانسیون حقوق دریاها در مورد آن جاری نیست و روش دیگری برای تعیین رژیم حقوقی آن باید اتخاذ شود.

اینكه خزر ، مطابق تقسیمات زمین شناسی در چه گروهی از آبها قرار مي گیرد، تأثیری در بحث ما نخواهد داشت و باید سعی در مقایسه وضعیت دریاچه خزر با مقررات كنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها شود، زیرا تحلیل علمی آن ربطی به آنچه عملاً توسط دولتها جهت ایجاد نوعی توافق و اراده مشترك برای ساماندهی حقوق مربوط به دریاچه خزر اتخاد شده، نخواهد داشت.

 همانطور كه گفته شد، مطابق ماده ۱۲۲ كنوانسیون حقوق دریاها، اگر دریایی میان چند كشور محاط باشد، در صورتی مشمول ضوابط كنوانسیون حقوق دریاها خواهد شد كه دارای یك آبراه طبیعی، حتّی یك رودخانه، به دریای آزاد یا اقیانوس باشد. یكی از موارد اختلاف در مورد دریاچه خزر همین آبراه است. هر چند كه در واقع چنین آبراهی وجود دارد، ولی گروهی معتقدند اتصال دریاچه خزر از طریق كانالهای رودخانه ولگا به آبهای آزاد، مجرایی طبیعی به شمار نمی رود، بلكه ساخته دست روسهاست.

همچنین گفتیم كه بررسی اسناد تلخیص شده سومین اجلاس كنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها، نشان می دهد كه مواد ۱۲۲ و ۱۲۳ به عنوان كوششی در محدود نمودن كاربرد كنوانسیون به دریاهای معین نبوده، بلكه، به منظور شناسایی اشكال مشخص دریاها بوده است. پس می توان نتیجه گرفت كه خزر دریای بسته یا نیمه بسته نیست، بلكه دریاچه است، بنابراین، كنوانسیون حقوق دریاها در مورد آن قابل اعمال نخواهد بود. نكته دیگر این كه كشورهای ساحلی در اجلاس آلماتی صریحاً اعلام كردند كه خزر دریا نیست بلكه دریاچه است.

 

پرسش کننده :

حقوق بين الملل براي تقسيم سهم درياچه هاي محصور بين چند کشور چه مي گويد ؟

 

پاسخ دهنده : (11 )

بر اساس اصول كلی حقوق بین الملل، رویه كشورها و نوشته های حقوقدانان برجسته، دریاچه هایی كه با بیش از یك كشور هم مرز هستند، می بایست توسط توافقنامه ای میان كشورهای ساحلی تقسیم شوند.

 

پرسش کننده :

توافقنامه های كشورهای ساحلی به چه نکاتي بايد توجه کند ؟

 

پاسخ دهنده : (11 )

لازم است به این نكته اشاره شود كه رژیم حقوقی دریای خزر باید شامل این موارد باشد:

مرزهای آبی، حقوق مربوط به كشتی رانی، محیط زیست، شیوه حضور كشتی های جنگی و دیگر فعالیتهای نظامی، نحوه تقسیم منابع سطح و بستر دریا و.…

تدوین یك رژیم حقوقی جامع، خواهد توانست اختلافات مربوط به حضور دول ساحلی و بیگانه در این دریا را حل نموده و مشكلات ناشی از استفاده سودجویانه از این دریا را رفع نماید.

 

پرسش کننده :

معاهدات مربوط به دریاچة خزر از قرن 18 تا کنون ، کدامند ؟

 

پاسخ دهنده : (11 )
همانطور که قبلأ اشاره شد ، نخستین قراردادها و عهدنامه های مربوط به دریاچة خزر به اوایل قرن هجدهم میلادی باز می گردد. در آن زمان امپراطوری روسیه با سوءاستفاده از ضعف حكومت مركزی ایران و به بهانه سركوب شورشیان در صدد بود تا تمامی خطوط ساحلی دریای خزر را در قلمرو حاكمیت خویش قرار دهد كه این امر منجر به امضای قراردادی میان شاه طهماسب دوم و پطر كبیر در تاریخ ۱۲ سپتامبر ۱۷۲۳ در سن پترزبورگ شد. با بازگشت دوباره اقتدار به حكومت مركزی ایران در عهد نادرشاه و با رو به ضعف نهادن قدرت امپراطوری روسیه اوضاع به نفع ایران شد و دو فقره قرارداد، یكی در رشت به سال ۱۷۳۲ و دیگر در گنجه در سال ۱۷۳۵ امضا شد و بدین ترتیب لشگریان روسیه مناطق تحت تصرف خود در سواحل جنوبی دریای خزر را تخلیه كردند.

تا قبل از امضای عهدنامه گلستان، طرفین هیچ سند حقوقی دیگری كه حاوی نكاتی در مورد نحوه استفاده از دریا باشد، امضا نكرده بودند؛ لذا عهدنامه گلستان را می توان آغاز تاریخچه حقوقی دریای خزر دانست. این عهدنامه در سال ۱۸۱۳ به امضای طرفین رسید و پس از آن نیز در سال ۱۸۲۸ عهدنامه تركمانچای، بر آن مهر تأیید زد. این دو عهدنامه، ایران را از حضور نظامی در پهنه آب دریای خزر منع نمود و بدین ترتیب حق استفاده از كشتی جنگی در دریای خزر از ایران سلب شد. البتّه این قرارداد علاوه بر محدودیتهای حضور نظامی ایران، موارد دیگری را نیز شامل می شد.
وضعیت حقوقی دریای خزر تا پایان حكومت تزارها مطابق با شرایط مندرج در فصل هشتم عهدنامه تركمانچای بود. انقلاب اكتبر ۱۹۱۷ و روی كار آمدن بلشویكها در روسیه برای ایران ثمرات زیادی داشت. آنها به منظور تحكیم پایه های حكومت نوپای سوسیالیستی خود، به لغو قراردادهای استعماری گذشته پرداختند و حقوق حقه ایران در دریای خزر را باز گردانیدند. به موجب عهدنامه دولتی منعقده میان ایران و شوروی مورخ ۲۶ فوریه ۱۹۲۱ روسیه متعهد شد كه دیگر سیاستهای توسعه طلبانه و تجاوزكارانه روسیه تزاری را دنبال نكند. 
هرچند عهدنامه ۱۹۲۱حق كشتیرانی را به طور مساوی به دو كشور داده و بر پایه دو اصل انصاف و تساوی حقوق مبتنی بود، امّا این امتیازات جهت ترغیب ایران برای خودداری از واگذاری امكانات و راههای دستیابی دشمن به منطقه، در جنگ جهانی دوم بود.

همچنین نوعی حقوق یك جانبه به سود دولت شوروی در فصول پنجم تا هفتم معاهده گنجانیده شده بود كه از جمله آنها می توان به حق مداخله نظامی شوروی در خاك ایران در صورت حضور بیگانگان اشاره كرد.


قرارداد بعدی، قرارداد اقامت، تجارت و بحرپیمایی بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی بود كه در سال ۱۹۳۱ منعقد شد. در این قرارداد تأكید شده بود كه ایران و شوروی باید با كشتی های بازرگانی همانند كشتی های خود رفتار كنند. اگر چه این معاهده برای سه سال منعقد شده بود، ولی در سال ۱۹۳۵ معاهده دیگری با همین نام انعقاد یافت؛ با این تفاوت كه به مدت سه سال برای دو كشور حق فسخ گذاشته بود كه به علّت عدم فسخ توسط طرفین، این معاهده به قوت خود باقی ماند. به موجب ماده ۱۶ معاهده ۱۹۳۱ و ماده ۴ معاهده ۱۹۳۵ در تمام آبهای دریای مازندران، فقط كشتی های متعلّق (و یا تحت پرچم) ایران و شوروی حق عبور و مرور دارند و حتّی مستخدمین كشتی ها نیز باید از اتباع دول متبوع باشند.
در این معاهده، معاهدات قبلی و معاهدات پس از آن، هیچ اشاره ای به خط مرزی دریای خزر نشده، هر چند كه برخی معتقدند خط تقسیم حاصل از اتصال دو بندر آستارا و حسینقلی، مرز آبی ایران و شوروی را تشكیل می داده است. امّا در مقابل، ایران نیز آن را خط موهوم خوانده است.

بند ۴ ماده ۱۵ قرارداد ۱۹۳۵ و بند ۴ ماده ۱۷ قرارداد ۱۹۳۱، ناظر بر حق اختصاصی ماهیگیری در محدوده ده مایلی برای هر كشور بود. لازم به ذكر است كه در فصل ۱۴ عهدنامه دوستی ۱۹۲۱ آمده بود كه ایران می تواند امتیاز شیلات شمال را به دولت شوروی واگذار كند كه ایران نیز به موجب قراردادی امتیاز شیلات شمال را برای مدت ۲۵ سال به شركت مختلط تجاری و صنعتی ایران و روس واگذار كرد.
عهدنامه دیگر در این زمینه، قراردادی بود كه در ۲۵ مارس ۱۹۴۰ منعقد شد. در این عهدنامه به موارد بازرگانی، بحرپیمایی و ماهیگیری پرداخته شده و بر طبق آن طرفین بر عرض ۱۰ مایلی از سواحل به عنوان منطقه انحصاری ماهیگیری توافق داشتند. در این عهدنامه نیز مطابق اصل تساوی حقوق، بقیه مناطق دریای خزر برای طرفین آزاد شمرده شده است. مطابق ماده ۱۴ این عهدنامه، كلیه اسناد مربوط به كشتیرانی مثل تصدیق نامه ها و اسناد فنی كشتی ها كه توسط مقامات ذی صلاح دولت صاحب پرچم صادر شده، متقابلاً توسط دولت دیگر مورد شناسایی قرار خواهد گرفت و نیازی به صدور مجدد آنها نیست.
نظر به اهمّیت ویژه ذخایر آبزی این دریا و ضرورت حفظ محیط زیست آن، در سال ۱۹۶۳ توافقنامه ای در مورد همكاری اقتصادی و فنی ایران و شوروی به امضای طرفین رسید كه برنامه های آن احداث ساختمان و تأسیسات پرورش ماهی استروژن در ایران بود و اوّلین اجلاس گروه كاری آن هم در سال ۱۹۷۴ در تهران برگزار شد. هدف از این اجلاس ترسیم خطوط كلی همكاری علمی و فنی در زمینه مبارزه با آلودگی محیط زیست دریای خزر بود.


در سال ۱۹۹۱ یعنی پس از فروپاشی دولت شوروی، موافقتنامه دومین اجلاس كاری این گروه به امضا رسید كه هدف از آن تبادل اطلاعات مربوط به تحقیقات اكولوژی و زیست محیطی آلودگی های آبهای جاری متصل به دریای خزر و نیز تأسیسات و منابع آلوده كننده در ساحل بود.
اجلاسهای دیگری نیز پس از فروپاشی شوروی برگزار شد كه رسیدن به توافق همگانی بر سر رژیم حقوقی دریای خزر از مهمترین اهداف آن بود. مثل اجلاس آلماتی كه توافقهایی در مورد غیرنظامی كردن دریا و استفاده صلح آمیز از آن، در پی داشت.
برخی از كشورهای ساحلی نیز به صورت دوجانبه یا چندجانبه دست به انعقاد قراردادهایی زده اند، مثلاً روسیه و قزاقستان در سال ۱۹۹۸ قراردادی را با هدف تقسیم اعماق آب دریای خزر میان خود به امضا رساندند.


عهدنامه های مربوط به دریای خزر محدود به موارد فوق نبوده و هم اكنون نیز نشست هایی برای بررسی بهتر و بیشتر وضعیت حقوقی این دریاچه در حال برگزاری است. هر یك از كشورها در این نشست ها پیشنهاداتی ارائه داده اند.

 

پرسش کننده :

 علل ناكارآمد شدن معاهدات سابق چيست ؟

 

پاسخ دهنده : (11 )
هر چند كه كشورهای ساحلی بر موافقتنامه هایی در مورد رژیم حقوقی این دریا دست یافته بودند، امّا پس از گذشت چند سال، عواملی به وجود آمد كه باعث شد این موافقتنامه ها توانایی قبلی برای ایجاد یك رژیم حقوقی در دریای خزر را نداشته باشند.


از آنجا كه كشورهای امضا كننده قراردادهای ۱۹۲۱، ۱۹۴۰ و... تصور نمی كردند كه روزی دریای خزر بتواند برای آنها نفت نیز به ارمغان داشته باشد، لذا هیچ تدبیری در مورد آن نیاندیشیده بودند. رشد تكنولوژی و پیشرفت سریع فناوری باعث شد كه کشور هاي ساحلي درياي خزر ، بتوانند به اعماق آب نیز نفوذ كنند و از منابع بستر و زیربستر دریا بهره جویند. ولی هیچ قانونی بر این نوع بهره برداریها حكومت نمی كرد و فعالیت های فراوانی نیز در این زمینه صورت گرفت كه سبب آلودگی محیط زیست این دریا و وارد آمدن آسیب های جدی به آبزیان آن شد. علاوه بر منابع طبیعی و محیط زیست، عدم تفكیك میان نحوه تردد و وضعیت كشتیهای جنگی و تجاری، مضرّات زیادی به همراه داشت كه لازم بود بازنگری و اصلاح شود. از دیگر عوامل ناكارآمدی معاهدات قبلی، فروپاشی شوروی و اثرات ناشی از آن مي باشد .

 

پرسش کننده :

نقش ِ فروپاشی شوروی و جانشینی دولتهای تازه استقلال یافته در رژيم حقوقي درياي خزر چيست ؟

 

پاسخ دهنده : (11 )
با متلاشی شدن دولت پهناور شوروی، دولتهای تازه استقلال یافته زیادی از آن سر برآوردند كه هر كدام در گوشه ای به نواختن ساز خود مشغول شدند. ظهور ۱۵ دولت جدید در عرصه بین المللی بر اهمّیّت خزر افزود، زیرا خزر از معدود منابع مالی این كشورها بود كه بزرگترین دریاچه جهان، متصل كننده شرق و غرب، حاوی ذخایر عظیم نفتی و محل رشد لذیذترین خاویارهای دریایی به شمار می آمد. تا قبل از فروپاشی، شوروی یك دولت واحد بود كه شریك ایران محسوب می شد و مسأله تقسیم حاكمیت دریای خزر، بین جمهوری های ساحلی آن تا حد زیادی نادیده گرفته شده بود. هر چند كه به طور رسمی، جمهوریهایی كه اتحاد جماهیر شوروی را تشكیل می دادند از غنائم خزر بر طبق اصل تقسیم از وسط بهره برداری می كردند و این عمل نیز از دهه هفتاد انجام می گرفت، امّا مرز آبی دقیقی بین آنها تعیین نشده بود. فروپاشی شوروی این مسأله حل نشده را به موضوعی قابل بحث تبدیل كرد. جمهوریها بلافاصله پس از استقلال، شروع به تقسیم دوفاكتور دریا نمودند و غربیها نیز كه منتظر چنین فرصتی بودند به سمت دریای خزر حمله ور شدند.


سؤال اصلی این است كه آیا چهار دولت جدیدی كه در سواحل خزر پدیدار شدند، جانشین دولت شوروی محسوب می شدند یا نه. به بیان دیگر آیا حقوق بین الملل، جمهوریهای تازه استقلال یافته را ملزم به پایبندی به معاهدات سابق ایران و شوروی می داند یا خیر. پاسخ این سؤال محل اختلافات زیادی میان علمای حقوق بین الملل است. قاعده كلی این است كه وقتی دولت جدیدی در عرصه بین المللی ظهور می كند، بر اساس اصل «جانشینی دولتها» متعهد به مفاد معاهداتی كه دولت سلف خود منعقد كرده نمی باشد، زیرا دولت جدید طرف معامله نبوده و دلیلی هم بر الزام او بر این كار وجود ندارد.این اصل را «اصل عدم انتقال» یا «دكترین لوح پاك» می نامند كه هم در مورد دولتهای تازه استقلال یافته و هم در مورد دولتهایی كه در اثر تجزیه یا تركیب پدید می آیند صادق است.

همانند نامیبیا كه به استقلال رسید، آلمان كه از تركیب آلمان غربی و شرقی ایجاد شد و یا كشورهای مستقل مشترك المنافعی كه حاصل تجزیه شوروی بودند.
البتّه كنوانسیونی تحت عنوان «كنوانسیون وین راجع به جانشینی دولتها در رابطه با معاهدات» در سال ۱۹۷۸ به تصویب رسید كه بین دولتهای جدیدالاستقلال و دولتهای حاصل از تجزیه و تركیب تفاوت نهاده بود. این كنوانسیون به دلیل عملكرد معكوس دولتها و به وجود آمدن رویه ای بر خلاف آن، قوت خود را از دست داد و هم اكنون چه در مورد دولتهای حاصل از تجزیه یا تركیب و چه دولتهای تازه استقلال یافته یك قاعده یعنی عدم تعهد دولت به تعهدات دولت سلف خود اعمال می شود.
لازم به ذكر است كه بر اصل عدم انتقال یا دكترین لوح پاك، استثنائات متعددی وارد شده كه از آن جمله، معاهدات راجع به حقوق ترانزیت، دریانوردی، تسهیلات بندری، تعیین مرز، سواحل رودخانه، راههای آبی، راه آهن، خطوط تلگراف و تلفن و حقوق ارتفاقی در سرزمین دولت دیگر است.
امّا در مورد كشورهای تازه استقلال یافته، به طور خلاصه باید گفت: 
۱ـ به عنوان اصلی كلی و بر اساس اصل عدم انتقال یا دكترین لوح پاك، دولتهای جدید متعهد به عهدنامه های سابق نیستند. 
۲ـ از آنجا كه معاهدات میان ایران و شوروی، به لحاظ ماهیت، در مورد كشتیرانی، دریانوردی و تسهیلات بندری نیز است، از محدوده قاعده فوق خارج شده و تعهدات دولتها در این زمینه باقی است.
۳ـ مطابق كنوانسیون وین راجع به جانشینی دولتها در رابطه با معاهدات، علی الاصول می بایست كه دولتهای جدیدالاستقلال از ایفای تعهدات دولت سلف خود معاف بوده، ولی دولتهای حاصل از تجزیه یا تركیب ملزم به آنها باشند، ولی همانطور كه قبلاً نیز گفته شد، این كنوانسیون با رویه معكوس دولتها (یعنی عدم تفكیك میان دول) قابلیت اجرای خود را از دست داده است.
۴ـ البتّه دولتهای جدید می توانند با توسل به دكترین تغییر اوضاع و احوال، اعلام دارند كه به علّت ایجاد وضعیتی متفاوت، متعهد به تعهدات دولت قبلی نیستند.
۵ـ از آنجا كه «در عمل» هیچكدام از دولتها، پایبندی خود را به معاهدات سابق نشان نداده و بلكه آن را نفی كرده اند، خود دال بر تفاسخ معاهدات قبلی نیز می تواند باشد.

ج - موضع كشورهای ساحلی دریاچة خزر پیرامون رژیم حقوقی آن

 

پرسش کننده :

موضع جمهوري اسلامي ايران چيست ؟

 

( گفت و گو ادامه دارد )

 بخش سوم

منابع :

  1. خبر گزارية دانشجويان ايران " ايسنا "

اطلاعات بیشتر در مورد دریای خزر و قرارداد جدید

(2 ) جام جم آنلاين چهار شنبه 4 ارديبهشت 1381

( 3 ) خبرگزاري دانشجويان ايران "ايسنا " سه شنبه 24 مهر 1381

( 4 ) نشست باکو ، چشم انداز

( 5 ) اجلاس چهارم و دورنمای رژیم حقوقی خزر  احمد کاظمی، مدیر پژوهش‌های کاربردی معاونت برون‌مرزی صدا و سیما

یکشنبه 6 مهر 1393

( 6 ) شبکه العالم

اولین گام در تدوین رژیم حقوقی دریای خزر

يکشنبه 21 مرداد 1397 - 13:17

 ( 7 ) چمدان

ایران و آنچه بر سهمش از دریای خزر گذشت | از جنگ‌های ایران و روس تا عهدنامه گلستان و ترکمانچای

( 8) سايت تحليلي خبري عصر ايران

بدون احساسات و حب و بغض؛ سهم ایران از خزر چقدر است؟

(9) بررسی چالشها و راهکارهای تعیین رژیم حقوقی دریای خزر ، محمدرضا حکاک زاده و آرزو بزرگ دعاگو

( 10 ) ويکي پديا

( 11 ) سايت حقوقي و امور مجلس

رژیم حقوقی دریای خزر و موضع كشورهای ساحلی


درآمدی بر رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

منتشرشده در یادداشت

سهم آموزش و دانش آموز از سرانه تولید ناخالص داخلی و افزایش تعداد دانش‌آموزان مدارس غیردولتی

وضعیت کلی آموزش و پرورش از نظر تعداد دانش‌آموز، سرانه‌ی فضای آموزشی، نسبت دانش‌آموزان غیردولتی و دولتی چگونه است؟

آیا آموزش پایه‌ی کشور دارد به سمت خصوصی شدن پیش می‌رود؟ دولت نسبت به گذشته برای آموزش هر دانش‌آموز چه قدر هزینه می‌کند؟

برای پاسخ به این سوالات، نکات زیر را دنبال کنید:

1-  آن‌طور که وزیر آموزش و پرورش می‌گوید امسال با افزایشی نزدیک به ۸۰۰ هزار نفری، ۱۴ میلیون دانش‌آموز به مدرسه رفته‌اند که از این میان تقریبا ۱۱.۵ درصد آنها، راهی مدارس غیردولتی شده‌اند. تعداد دختران و پسران دانش‌آموز، سال به سال، بیشتر به هم نزدیک می‌شود؛ به طوری که در آخرین آمار موجود در مرکز آمار ایران که مربوط به ۱۳۹۵ است، این فاصله به ۳۰۰ هزار نفر رسیده است؛ فاصله‌ای که ده سال پیش از آن، نزدیک به ۶۰۰ هزار نفر بود. میانگین جهانی هزینه‌های دولت‌ها برای هر دانش‌آموز، نزدیک به ۱۶.۷ درصد از سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی است

2- در هر مدرسه‌ی دولتی، به طور میانگین، ۱۱۵ دانش‌آموز و در هر مدرسه‌ی غیردولتی ۱۰۹ دانش‌آموز به تحصیل می‌پردازند. به گفته‌ی وزیر آموزش و پرورش، سرانه‌ی فضای آموزشی کشور، ۵ متر مربع به ازای هر دانش‌آموز و در برخی استان‌ها ۳ متر مربع است؛ حال آنکه میزان مطلوب جهانی ۸ مترمربع است.

3- اگر به آمار بانک جهانی از دانش‌آموزان مدارس غیردولتی کشور نگاهی بیندازیم، به نکته‌های جالبی پی می‌بریم. نکته‌هایی که می‌توان چکیده‌شان را این‌گونه بیان کرد:

از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۴، نسبت دانش‌آموزان مدارس غیردولتی به کل دانش‌آموزان، تقریبا ۱۰۰ برابر شده‌ است. در سال ۱۳۷۰، از هر ۱۰۰۰ دانش‌آموز، تقریبا ۱ نفر در مدرسه‌ی غیردولتی درس می‌خواند؛ مقداری که در سال ۱۳۹۴ به ۱۰۴ نفر و تا سال پیش (بنا بر آمار سازمان برنامه و بودجه کشور) به ۱۱۵ نفر رسیده است. این آمار، گرایش شدید آموزش و پرورش به واگذاری بخشی از وظایف خود به مدارس غیردولتی را نشان می‌دهد که با توجه به روند یادشده، امروز هم دنبال می‌شود.

این گرایش به خصوصی‌سازی آموزش پایه در برخی کشورهای جهان اول همچون آلمان و کانادا هم دیده می‌شود اما با سرعتی بسیار کمتر از کشور ما. برای نمونه در کشورهای کانادا و آلمان، در همان مدت مشابه، نسبت دانش‌آموزان مدارس غیردولتی، تقریبا ۲ و ۳ برابر شده است (مقایسه کنید با ۱۰۰ برابر شدن آن در ایران).

سهم آموزش و دانش آموز از سرانه تولید ناخالص داخلی و افزایش تعداد دانش‌آموزان مدارس غیردولتی

4-  هم‌پای این مسئله، ما نظاره‌گر کاهش هزینه‌کرد دولت به ازای هر دانش‌آموز (بر حسب درصد از سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی) هستیم. این کاهش را به ویژه در فاصله‌ی میان سال‌های ۱۳۸۶ تا اکنون می‌بینیم که از ۱۶ درصد به ۷.۶ درصد رسیده است؛ حال آن‌که پیش از ۱۳۸۶، این هزینه، روندی افزایشی داشته است.

این کاهش هزینه‌کرد دولت به ازای هر دانش‌آموز، نمود دیگری از حرکت دولت به سوی واگذاری بخشی از آموزش پایه به مدارس خصوصی است.

بد نیست که نگاهی به هزینه‌کرد دیگر دولت‌ها و میانگین جهانی آن هم داشته باشیم.

میانگین جهانی هزینه‌های دولت‌ها برای هر دانش‌آموز، نزدیک به ۱۶.۷ درصد از سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی است و برای نمونه، کشورهایی همچون آلمان و فرانسه، ۱۷.۸ و ۱۸ درصد سرانه را به هر دانش‌آموز اختصاص می‌دهند. با وجود آنکه افزایش دانش‌آموزان مدارس غیردولتی در این کشورها ممکن است ما را به این نتیجه‌گیری برساند که هزینه‌کرد دولت برای دانش‌آموزان در این کشورها کاهش یافته است اما به عکس؛ در هر دوی این کشورها، هزینه برای هر دانش‌آموز، روندی رو به رشد داشته است.

حال می‌توانیم تصویر کلی آموزش و پرورش کشور در آیینه‌ی آمار و ارقام را این‌گونه خلاصه کنیم:‌

هر سال تعداد کل دانش‌آموزان افزایش می‌یابد؛ تعداد دانش‌آموزان دختر و پسر به هم نزدیک‌ و نزدیک‌تر می‌شود؛ نسبت دانش‌آموزانِ مدرسه‌های غیردولتی، هر سال بیشتر می‌شود یا به بیان دیگر، آموزش و پرورش هر سال، بخش بیشتری از وظیفه‌های خود را به مدرسه‌های غیردولتی می‌سپارد و هزینه‌های دولت به ازای هر دانش‌آموز بر حسب نسبت از سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی، از میانگین جهانی آن فاصله‌ی درخور توجهی دارد و  هر سال هم بیشتر کاهش می‌یابد.( ایسنا )

تصویر پیوست:

میزان هزینه‌کرد دولت برای هر دانش‌آموز بر حسب درصد از سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی (منبع: بانک جهانی)

سهم آموزش و دانش آموز از سرانه تولید ناخالص داخلی و افزایش تعداد دانش‌آموزان مدارس غیردولتی


سهم آموزش و دانش آموز از سرانه تولید ناخالص داخلی و افزایش تعداد دانش‌آموزان مدارس غیردولتی

منتشرشده در پژوهش

رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

خلاصه از قبل :

پنجمین نشست سران حوزه دریای خزر در شهر آکتائو قزاقستان برگزار شد . اهمیت این نشست به خاطر امضای پیش نویس رژیم حقوقی جدید دریای خزر پس از 25 سال  مذاکره و گفت و گو است. در 25 سال گذشته بیش از پنجاه نشست کارشناسی و پنج نشست سران برگزار شده است. در نشست قبلي سران پنج کشور حوزه دریای خزر در مهر ماه ۱۳۹۳ در آستاراخان روسیه ، یک سند مشترک ۱۹ ماده‌ای حاوی اصول کلی برای تدوین کنوانسیون رژیم حقوقی این دریا ، امضا شد.

در طول تاریخ ، این نادرشاه بود که توانست روس‌ها را وادار به خروج نیروهای خود از گیلان و قفقاز کند. او حتی تلاش کرد با استفاده از مستشار نظامی انگلیسی به نام جان اِلتون، نیروی دریایی در دریای خزر ایجاد کند اما با مرگ او آرزوی اینچنینی هم به خاطره‌ها سپرده شد. (7)

 

در فصل پنجم عهدنامه گلستان آمده است:

... احدی از دولت‌های دیگر سوای دولت روس ، کشتی‌های جنگی در دریای خزر نداشته باشد. (7)

یکی از مفاد قرارداد ترکمانچای اجازه عبور و مرور آزاد به کشتی‌های تجاری روسی در دریای خزر و انحصار عبور و مرور کشتی‌های جنگی به روسیه بود. به این ترتیب ایران حق کشتی‌رانی در دریای خزر را از دست داد و ملزم به پرداخت ۱۰ کرور تومان به عنوان غرامت به روسیه شد. (7)

 

رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

قسمت سوم :

پرسش کننده :

در حقوق بين الملل براي تقسيم دريا ، به جز قائده نوار ساحلي ، چه فرمول ديگري وجود دارد ؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )
براي  تقسییم دریا خزر، روشها گوناگوني مطرح است که عمده آن ها چهار روش معروف است: عدم تسريع در رسيدن به توافقي در رژيم حقوقی خزر مي تواند محيط زيست خزر را با چالشي اساسي روبه رو سازد

1 .روش مشاع یا حاکميت مشترک ( کندومينيوم )

2 .روش تقسییم ( شیوه افراز)

3 .روش تسری قواعد و نظام حقوقي درياها به درياي خزر

4 .روش تلفیقي .

  • اگر دو سر مرزها زمیني  ایران در کناره دریا خزر را به هم وصل نماییم ، خطي پديد مي آيد که به نام  خط آستارا- حسينقلي معروف است. آب هاي زير اين خط 11 درصد از کل آبهای خزر است. این خط هیچ گاه در زمان اتحاد شوروي  براي فعالیت هاي ایران در خزر مطرح نبوده است. بلکه در فعالیت ها مربوط به پرواز هواپيما بر فراز خزر دو نقطعه انتقال و نگهداري هواپيما از فررودگاه ها ایران به اتحاد شوروي بر روي این خط قرار داشتند. همچنین در نقشه ها داخلي اتحاد شوروي از تقسیم بندي دریا خزر برا ي فعالیت ها نفت و گاز در میان  جمهوري ها داخل اتحاد شوروي نیز از این خط استفاده مي شد. این نقشه ها اکنون مورد استفاده آذربایجان براي تقسییم دریا خزر است.

  • روش دیگر برای تقسییم دریای خزر استفاده از خط میانه با فواصل متساوي از ساحل است. در این صورت هر کشوري که داراي ساحل محدب با خزر است، سهم بیشتري را از آن خود کرده و کشورها با ساحل مقعر سهم کمتري را  خواهد برد. قزاقستان و آذربایايجان با ساحل محدب خود به ترتیب  4 / 28  درصد و 1 / 21 درصد را خواهند داشت. روسیه 19 درصد، ترکمنستان 18 درصد و ایران 6 / 13 درصد از آبها خزر را خواهند داشت

  • شیوه تلفیقي ؛ تقسیم دریای خزر به دو منطقه ملي و بین دولتی (مشاع) : تحدید حدود دریا از ساحل تا امتداد 24 مایل در داخل دریا به عنوان منطقه ملي که در این 24 مایل هر کشور ساحلي صلاحیت تام در مورد بهره برداري از فضا، سطح روي آب و زیر بستر دریا را خواهد داشت؛ تعيين ادامه 24 مایل از ساحل کشورهاي پنج گانه به عنوان منطقه مشترک بین دولت هاي ساحلي ، منطقه مشترک تابع قوانین و مقررات مورد توافق همه کشورهاي ساحلي خواهد بود. اصولأ منطقه مشترک بین دولت ها را مي توان به طور مساوي مورد بهره برداري  قرار داد ؛ چنان که بهره برداری از ذخایر زیر بستر آن و موجودات زنده را مي توان د ر اختیار کنسرسيوم يا شرکت سهامي که هر پنج کشور با سهام مساوي تأسیس مي کنند ، قرار داد این کنسرسيوم یا شرکت سهامي مشترک ، با آراي مساوي ، سرمايه گذاري مساوي تأسیس و درآمد آن نیز به طور مساوي مي تواند تقسیم شود. نظریه استفاده مشاع در میان صاحبنظران ، طرفداران بیشتري دارد و شاید دولت ها نیز در نهایت با تغییر و تحولاتي در آن موافقت کنند ، به ویژه نظریه تقسیم دریاي خزر به دو منطقه ملي و بين الدولي ( مشاع) که طرفدار تقسیم دریاچه به منطقه ملي 24 مایل و منطقعه بین الدولي است به عرف و منطق و رویه بین المللي نزدیك تر است .

پرسش کننده :

در دو دهه گذشته ، پنج کشور ساحلي چه روندي را دنبال کرده اند ؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

پس از دو دهه مناقشه و بحث ، برخي از کشورهاي حوزه خزر به انعقاد توافق نامه هاي دو جانبه غير جامع درون منطقه اي يا برون محوطه اي روي آورده و عملأ از ابداع يک نظام حقوقي جامع موثر و کار آمد فاصله گرفته اند که اين خود روند پيشرفت دستيابي به رژيم حقوقي مشترک مورد قبول تمامي ممالک ساحلي را بسيار کند و حتي نا اميد کننده ساخته است .

 

پرسش کننده :

راهکار مناسب چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

بدون ترديد در پرتو حاکميت يک رژيم حقوقي مطمئن ، مستمر و همراه با تراضي طرفين مي توان به استقرار يک امنيت پايدار همه جانبه منطقه اي و حتي جهاني اميدوار بود و سرمايه گذاري هاي بين المللي را جذب کرد و توسعه اقتصادي را به همراه دريايي سالم و به دور از تنش هاي زيست محيطي ، امنيتي و حقوقي براي ملت هاي خود به ارمغان آوررند .

 

پرسش کننده :

آيا تعيين رژيم حقوقي درياي خزر يک امر صرفأ حقوقي است ؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

چشم پوشي از درآمدهاي ناشي از اکتشاف نفت و گاز از درياي خزر براي کشور هاي تازه استقلال يافته دشوار است ؛ بنابراين هر راه حلي در اين زمينه ، صرف نظر از ابعاد حقوقي ، با مسائل ژئوپوليتيکي منطقه و شرايط داخلي کشور هاي نوظهور ارتباط مستقيمي دارد.

 

پرسش کننده :

ورود نظامي کشور ِثالث در درياي خزر ، چه عواقبي دارد؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

چالش اساسي ديگر، باز شدن ِ پاي کشور هاي ثالث به عرصه درياي خزر است از اين رو همکاري سه کشور ايران ، روسيه و ترکمنستان در جهت غير نظامي کردن منطقه خزر و جلو گيري از ورود نظامي کشور ِثالث در خزر ضروري مي باشد.

 

پرسش کننده :

بهره برداري خود سرانه از منابع درياي خزر بدون روشن بودن حدود هريک از کشور هاي ساحلي چه عواقبي دارد؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

بهره برداري خود سرانه از منابع درياي خزر بدون روشن بودن حدود هريک از کشور هاي ساحلي منجر به ايجاد بي اعتمادية و عملکردهاي تلافي جويانه در بين کشور هاي ساحلي شده است .

اين بهره برداري بدون توجه به مشکلاتي که از منظر زيست محيطي براي خزر در پي دارد؛  آلاينده هاي شيمايي و ورود نفت ،آلودگي ناشي از حفاري در دريا ، آلودگي ناشي از تخليه مواد زائد و سمي ، نوسان سطح آب دريا و... بيشترين نقش را در آلودگي اين دريا دارد  لذا عدم تسريع در رسيدن به توافقي در رژيم حقوقی خزر مي تواند محيط زيست خزر را با چالشي اساسي روبه رو سازد .

 

پرسش کننده :

اهداف اقتصادي و تجاري آمريکا در درياي خزر چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

با توجه به ويژگي هاي ژئوپليتيک ، ژئواستراتژيک و ژئواکونوميک ، منطقه خزر قدرت هاي بزرگ در اين منطقه به عنوان بازيگران مخل ثبات و عامل بي ثباتي شناخته مي شوند . قدرت هاي بزرگ با جذب همکاري دولت هاي منطقه منافع خود را تعقيب مي کنند و همچنين هريک از دولت هاي منطقه اي براي تقويت منافع خود ممکن است همکاري و اتحاد با يکي از قدرت هاي بزرگ را بر همکاري با ديگر قدرت هاي منطقه را ترجيح بدهد و به گسترش روابط با آن کشور غير ساحلي بپردازد.( منافع کشور هاي ساحلي با منافع کشور هاي قدرتمند ِ غير ساحلي پيوند مي خورد   . )

اکتشاف و استحصال منابع انرژي نظير نفت و گاز طي سال هاي اخير در درياي خزر ، اين حوزه انرژي را به بازار هاي بين المللي پيوند زده است .

پس از پروژه ناباکو ، آمريکا و برخي از کشورهاي اروپايي پيشنهاد تأسيس خط لوله گاز طبيعي از بستر خزر را ارائه کرده اند تا اروپا بيشتر از پيش از منابع گازي روسيه بي نياز شود .بازار بزرگ اين منطقه و نيروي کار ارزان نيز مد نظر آمريکا مي باشد .

 

پرسش کننده :

نقش  ترکيه در اجراي اهداف آمريکا در درياي خزر چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

ترکيه در راستاي تأمين منافع آمريکا در منطقه درياي خزر و رقابت با جمهوري اسلامي ايران از حمايت آمريکا برخوردار مي شود . ترکيه رقيبي براي جمهوري اسلامي ايران و روسيه در منطقه درياي خزر است .از اين رو ، در سال هاي پس از فرو پاشي و استقلال جمهوري هاي قفقاز و آسياي مرکزي با کمک آمريکا توانست نقش و حضور روسيه و جمهوري اسلامي ايران را در منطقه کمرنگ سازد. ترکيه در اين ميان به دليل عبور لوله هاي گاز و نفت از منطقه درياي خزر و آسياي مرکزي به عنوان دروازه ورود انرژي به اروپا محسوب مي شود .

اقدامات ترکيه عبارتند از :

الف : لغو سهم جمهوري اسلامي ايران در کنسرسيوم نفت درياي خزر در سال 1995

ب : تغيير مسير خطوط لوله از جنوب و شمال به سوي غرب

ج : تشويق کشورهاي منطقه به عضويت در ناتو و ديگر ساختار هاي اروپايي- آمريکايي

د : کمک به سرکوبي نيروهاي ملي – مذهبي و ...

 

پرسش کننده :

اهميت مذاکرات در درياي خزر چيست؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

معمول ترين ، آسان ترين ، قديمي ترين و نخستين روش حل و فصل مسالمت آميز اختلافات بين المللي " آئين مذاکرات ديپلماتيک " است .

ماده 30 کنوانسيون چار چوب حفاظت از محيط زيست درياي خزر تصريح مي کند :

" در صورت بروز اختلافات بين طرف هاي متعهد در ارتباط با اجرا يا تفسير کنوانسيون يا پروتکل هاي آن ، طرف هاي کميسيون از طريق مذاکره يا ساير روش هاي مسالمت آميز به انتخاب خود براي رفع اختلافات اقدام خواهند کرد . "

همانطور که قبلأ اشاره شد اين کشور ها بارها بر عدم حضور کشور ثالث در اين پهنه آبي به صورت کتبي ( بيانيه 25 ماده اي تهران ) و شفاهي ( سخنراني هاي مقامات ) مورد تأکيد قرار گرفته است .

از سوي ديگر ، رويه قضايي ثابتي وجود دارد که پيش از آنکه هر اختلافي در دستور مراجعه به دادگستري قرار گيرد ، شايسته است که موضوع آن از طريق گفت و گوي ديپلماتيک به وضوح تعريف و تحديد شود . اتفاق مي افتد که در وراي اين تکليف مبتني بر عقل سليم ، مذاکره مقدمه اي براي مراجعه به ارکان داوري يا قضايي باشد .

 

پرسش کننده :

ترفندِ کشوري که با بحران هاي داخلي و خارجي موقت ، مواجه است ، براي عبور از بحران چيست ؟

 

پاسخ دهنده : ( 9 )

پيشنهاد برگزاري مذاکره تنها متضمن وجود تمایل در طرف هاي درگیر برا ي حل اختلاف في ما بین نیست، بلکه این حرکت سیاسي ممکن است زمان لازم را فراهم یا توجه طرف مقابل را براي مدتي منحرف کند تا در این مدت، طرف پيشنهاد دهنده بتواند قدرت ملي خود را تقویت و شرایط لازم را براي مقاومتی بلندمدت فرارهم کند. دولت پيشنهاد دهنده ممکن است برا ي مدتي  از انتقاد کردن علیه کشور مقابل خودداري کند و در عين حا ل به جلب حمایت سیاسي در داخل و خارج از مرزها ي سیاسي خود بپردازد و بدین ترتیب با موضعي قوي تر در مذاکرات شرکت کند.

 

پرسش کننده :

علاوه بر تقسیم دریا بر اساس میزان نوار ساحلی هر کشور، فرمول های دیگری نیز در حقوق بین الملل وجود دارد .

درست است که ایران کمترین سهم  خط ساحلي را در خزر دارد ولی ایران و شوروی در سال های 1921 و 1940، معاهداتی داشته اند که طبق  آنها مالکیت ايران در  خزر بيش از 10 الي 11 درصد بوده است .

بخش اول

بخش دوم

گفت و گو ادامه دارد.

 

منابع :

  1. خبر گزارية دانشجويان ايران " ايسنا "

اطلاعات بیشتر در مورد دریای خزر و قرارداد جدید

(2 ) جام جم آنلاين چهار شنبه 4 ارديبهشت 1381

( 3 ) خبرگزاري دانشجويان ايران "ايسنا " سه شنبه 24 مهر 1381

( 4 ) نشست باکو ، چشم انداز( 5 )

اجلاس چهارم و دورنمای رژیم حقوقی خزر

احمد کاظمی، مدیر پژوهش‌های کاربردی معاونت برون‌مرزی صدا و سیما

یکشنبه 6 مهر 1393

http://www.tisri.org/default-1661.aspx

( 6 ) شبکه العالم

اولین گام در تدوین رژیم حقوقی دریای خزر

يکشنبه 21 مرداد 1397 - 13:17

( 7 ) چمدان

ایران و آنچه بر سهمش از دریای خزر گذشت | از جنگ‌های ایران و روس تا عهدنامه گلستان و ترکمانچای

( 8) سايت تحليلي خبري عصر ايران

بدون احساسات و حب و بغض؛ سهم ایران از خزر چقدر است؟

(9) بررسی چالش ها و راهکارهای تعیین رژیم حقوقی دریای خزر ، محمدرضا حکاک زاده و آرزو بزرگ دعاگو


رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران از آن

منتشرشده در یادداشت

روز جهانی سواد و نگاهی به سند مفهومی سواد در قرن جدید   سازمان فرهنگی آموزشی یونسکو به منظور تاکید بر نقش و اهمیت روز افزون سواد در رشد فردی و اجتماعی افراد در سراسر دنیا، در چهاردهمین نشست عمومی یونسکو در 26 اکتبر 1966، روز هشتم سپتامبر را «روز جهانی سواد» نامگذاری کرده است. از آن تاریخ تا به امروز، هر ساله مراسمی در این روز برگزار شده و به بهترین فعالیت های سوادآموزی همگام با مفاهیم و سیاست های بین  المللی یونسکو جوایزی اهدا می  شود. جوایز روز بین المللی سواد امسال به کشورهای متعددی از جمله اسپانیا، نیجریه و افغانستان در زیر مجموعه های مختلف سواد اهدا شده اند.

سازمان نهضت سواد آموزی ایران نیز در بخش «سواد آموزی و توسعه مهارت ها» این جایزه را برای آموزش اصول رایانه به زنان در راستای توانمندی و بهبود شرایط شان در حوزه فناوری ‌های ارتباطات و اطلاعات کسب کرد.
یونسکو هر ساله به مناسبت این روز سند مفهومی را در خصوص سواد منتشر می کند که حاوی دیدگاه ها و تعاریف این سازمان است. سند مفهومی سواد ضمن مروری بر فعالیت های انجام شده، چالش ها و مسائل موجود، پرسش های کلیدی و پیامد های احتمالی سواد؛ خط مشی کلی این موسسه را در طول یک سال آتی معرفی می کند.

در این یادداشت با مروری مختصر بر مضامین و مفاهیم این سند تلاش خواهم کرد تا دیدگاه های تاثیرگذار بر این مفهوم را در منظر جهانی را منجمله سواد کارکردی، سواد و توسعه اقتصادی و پیامدهای آن ارائه داده و یادداشت را با پرسش های کلیدی سند مفهومی سواد به پایان ببرم.


مضمون اصلی سواد (2018)عبارتست از سواد و رشد مهارت ها با نگاهی به یادگیری مادام العمر و ارتباط موثر سواد و مهارت ها و طبق این تعریف، سواد عبارت است از دانش، مهارت ها و ظرفیت های مورد نیاز برای اشتغال، به ویژه مهارت های فنی و حرفه ای، مهارت های قابل انتقال و مهارت های دیجیتال.
سند از سه بخش کلی تشکیل شده است: بخش اول، معرفی مفهوم کلی سواد و طبقه بندی آن ذیل «سواد کارکردی»؛ بخش دوم ارائه گزارشی آماری از فعالیت ها و نتایج کمپین های بین المللی سواد آموزی و نرخ اشتغال و میزان موفقیت یا عدم موفقیت آن ها، و  در بخش نهایی پرسش های کلیدی و پیامد های مورد انتظار یونسکو را در سال آتی ارائه می دهد.


در این تعریف از سواد با چند کلید واژه مختلف رو به رو هستیم:

سواد، مهارت (یا سواد به مثابه مهارت)، یادگیری مادام العمر، اشتغال، و مهارت های دیجیتال که درک عمومی ما را از مفهوم سواد در معنای عام و آشنای ما به چالش می کشند.

سواد، در معنای عام یعنی «توانایی خواندن و نوشتن» که همه ما با این مفهوم کلیشه ای در تمامی تجربه های سواد آموزی مدرسه ای خود آشنا بوده ایم. این مفهوم ظاهرا معصومانه و بی طرفانه، در سرتاسر دنیا آن چنان در چارچوب فعالیت های آموزش نهادینه، در قالب برنامه ریزی و تولید مطالب درسی تقریبا یکسان با تمرکز بر مهارت های به اصطلاح جهانشمول و تکیه بر توانایی شناختی خواندن و نوشتن به مثابه مهارت اکتسابی و فنی درونی شده است، که  سواد و کسب دانش تنها در قالب فرآیندهای مدرسه ای شناخته می شود.

دیدگاه سواد که در قالب سواد کارکردی، یا سواد به مثابه مهارت منعکس است،  با تمرکز بر الگوهای یادگیری که بیشتر از مکاتب و دیدگاه غربی نسبت به خواندن و نوشتن شکل گرفته اند، تمامی دیگر انواع دانش و روش های انتقال آن دانش را در گستره وسیع قومی، فرهنگی و اجتماعی در میان اقوام مختلف- که بواسطه کنش های اجتماعی تاریخی کسب شده اند، نادیده می انگارد.

این نکته خصوصا درباره مفهوم سواد که در سند یونسکو منتشر شده، بسیار حائز اهمیت است؛ چرا که چنین تعریفی به شکلی عملی تمامی انواع دانش بشری، ماهیت، و صورت¬های اجتماعی آن را یکسان و تمایز میان این فرآیندها را با شعار توسعه اقتصادی یکسان می انگارد.

روز جهانی سواد و نگاهی به سند مفهومی سواد در قرن جدید

در بخش دوم این یادداشت، به این مفهوم بیشتر خواهیم پرداخت. 
یادگیری مادام العمر (lifelong learning) مفهوم دیگری است که به کسب دانش به شکل خود جوش، دنباله دار و داوطلبانه برای اهداف شخصی و اهداف حرفه ای اشاره دارد که شمول اجتماعی، مشارکت فعالانه مدنی، و توسعه فردی و نیز پایداری فردی را علاوه بر اشتغال ارتقاء می دهد. به همین دلیل، مفهوم یادگیری مادام العمر در مباحث مرتبط با سواد و آموزش در راستای اهداف غایی آموزش از جایگاه بسیار مهمی برخوردار است.

با این حال، بر خلاف تعریف اولیه از یادگیری مادام العمر که در آن رشد فردی عبارت است از یادگیری فردی با هدف رشد آگاهی، رشد تفکر انتقادی و مشارکت فعالانه و انتقادی در جامعه انسانی، یادگیری خلاقانه، تجربه فرآیند نایادگیری (unlearning)؛ یادگیری مادام العمر در هم بافت این گزارش و با تمرکز به موضوع اشتغال، سواد و توسعه نه به معنای عمیق تر  که بیشتر در معنای کسب مادام العمر مهارت های مورد نیاز برای ورود به بازار کار و ارتقاء اشتغال و رشد و پایداری توسعه اقتصادی اشاره دارد.

مادام العمر بودن یادگیری به زعم من، در این دیدگاه توسعه اقتصادی روز افزون و پایدار را به عنوان هدف غایی خود پیش بینی می کند. اشتغال، توسعه و مهارت های فنی و حرفه ای در این تعریف بسیار حائز اهمیت بوده و به روشنی تعاریف اولیه خواندن و نوشتن را به خودی خود تغییر داده و تمرکز و هدف سواد آموزی را در محلی دیگر از اعراب قرار می دهد. 
مهارت های دیجیتال در این سند جزو مهارت های سواد مرتبط با اشتغال طبقه بندی شده اند طبق تعریف عبارتند از توانایی فردی برای یافتن، ارزیابی، تولید و به اشتراک گذاری اطلاعات شفاف از طریق نوشتن و دیگر فرم های ارتباطات در بسیاری از ابزار های دیجیتال و مهارت ها و دانش دستوری، کامپیوتری، نوشتار و  تایپی در تمامی ابزارهای رسانه جمعی. 
اما آنچه که در این سند اهمیت پیدا می کند، ارتباط سواد، (سوادکارکردی) با اشتغال و توسعه است. بدین معنی که سواد به خودی خود و به ذات خود، برای ایجاد و یا ارتقاء آگاهی انسان، آگاهی انتقادی، رشد مدنی و فعالانه جامعه اهمیت ندارد، و صرفا اهمیت آن در ارتقاء توانایی افراد در شغل یابی و بالابردن فرصت های اشتغال، ارتقاء نرخ توسعه اقتصادی و پیشرفت اقتصادی است. 
بدین معنا سواد پیش تر از آنکه به عنوان یک مفهوم اجتماعی و خاص فرهنگی مطرح باشد، مهارتی وابسته به هم بافت اقتصادی بوده و به عنوان متغیر و عاملی در جهت دست یابی به اشتغال و توسعه پایدار عمل می کند.

این دیدگاه در بخش دوم سند تبیین می شود که گزارش های آماری کمپین های بین المللی به شکاف میان نرخ سواد، نرخ اشتغال و نرخ بی سوادی در کشورهای در حال توسعه و یا توسعه نیافته اشاره کرده و چالش اصلی اقدامات بین المللی سواد را پایداری این شکاف می دانند. طبق سند حاضر، گفته می شود که خلاء بین دانش سواد، شیوه های سواد آموزی و کارکرد واقعی آن ها در هم بافت های مختلف، چالش اصلی برنامه های سواد آموزی یونسکو است.

همان طورکه در بخشی از این سند می خوانیم «سواد به عنوان ابزار در بسیاری حوزه های دیگر مثل اشتغال، کشاورزی و بهداشت به کار گرفته شده و در تمامی این برنامه ها مهارتهای فنی و حرفه ای، مهارت های شغلی، مهارت های فنی و کارآفرینی مورد تاکید بوده اند».

گزارش ها حاکی از آن است که با این حال، طبق همین آمارها هنوز هم در دنیا در حدود 750 میلیون نفر بی سواد تخمین زده می شود که عمدتا در سنین 15-24 سال و در کشورهای در حال توسعه و فاقد مهارت های اصلی سواد یعنی خواندن و نوشتن و ریاضیات هستند و حتی این مهارت ها را نیز کسب نمی کنند. این آمارها نشان گر موقعیت نگران کننده خلاء میان مهارت های سواد و مهارت های دیجیتال در میان جمعیت های بزرگی از افراد در کشورهای خاورمیانه (کشورهای در حال توسعه) است. 
در بخش دیگر بیشتر به تاریخچه شکل گیری مفهوم سواد کارکردی، و ارتباط آن با مفهوم توسعه و مثالی از کمپین های بین المللی خواهیم پرداخت.

ادامه دارد

انسان شناسی و فرهنگ

روز جهانی سواد و نگاهی به سند مفهومی سواد در قرن جدید

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

نظر شما درباره حذف زبان انگلیسی از برنامه درسی مدارس و تفویض آن به موسسات خصوصی با مسئولیت خود والدین چیست ؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور