صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

یکشنبه, 29 ارديبهشت 1398 ساعت 15:47

کسی به دنبال شنیدن " صدای معلمان " نیست !

گروه اخبار/

 متن کامل نطق میان دستور فاطمه سعیدی که بخش‌هایی از ان به دلیل کمبود وقت ایراد نشد :

سخنرانی فاطمه سعیدی نماینده مجلس و چالش های آموزش و پرورش

بسم الله الرحمن الرحیم
خانم‌ها ، آقایان ، اعضای هیئت رییسه و ریاست محترم مجلس

سلام علیکم
امیدوارم در ماه رحمت و بندگی طاعات و عبادات همه مسلمانان به ویژه ملت عزیز و بزرگ ایران مقبول درگاه حق‌تعالی قرار گرفته باشد.

میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام را نیز تبریک می‌گویم. امامی که ما او را به عزت می‌شناسیم و کرامت.
ما از امام حسن درس مذاکره و صلح آموخته‌ایم اما از همو بود که رشادت و ایستادگی بر سرعقیده را نیز آموخته ایم و به دنیا هم نشان داده‌ایم در هنگامه نیاز، بهترین مذاکره کنندگان و مومن‌ترین آنها به آرمان‌های انقلابمان را به میدان می‌فرستیم و هنگام جنگ رشید‌ترین و دلاور‌ترین مردمان هستیم. حال که دشمنی دشمن عیان‌تر از همیشه شده است ما هیچ واهمه‌ای از او نداریم. اتکا به توان تولید و صنعت داخلی کشورمان در کنار استفاده از تمام ظرفیت‌های دیپلماسی ما را از سختی‌های کنونی نیز رها می‌کند. آنها یک‌بار ما را در جنگ آزموده و دیگر این خطا را تکرار نمی‌کنند. تاسفانه دولت محترم در خصوص عمل به وعده‌هایش در حوزه آموزش و پرورش نمره قبولی نمی‌گیرد.

ما در صلح نیز به گواه سازمان‌های بین‌المللی پای تمامی تعهداتمان ایستادیم و جهان بدعهدی امریکا را دید.اما ایستادن در برابر دشمن و یکپارچگی در برابر فشار بیرونی چگونه میسر است؟ با تهدید و تهمت، یا همدلی و همبستگی؟

امروز همه ما معتقدیم باید در برابر فشارها ایستاد اما بعضی تریبون‌داران گویی می‌خواهند از فرصت پیش آمده برای حذف یک تفکر استفاده کنند. از تهدید دشمن نباید فرصت جناحی و گروهی خلق کرد بلکه این تهدید باید عمق همبستگی و یکپارچگی ملت ما را افزایش دهد.

کشور در شرایطی است که به ظرفیت فکری و عملی تمامی نیروها و گروه‌ها احتیاج دارد. با رفع محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها هم می‌توان از تمام ظرفیت کشور بهره‌برد و هم انگیزه مضاعف به مردم داد تا در برابر دشمنی‌ها با توان بیشتری از این شرایط عبور کنیم.

بازگردیم به آرمان‌هایی که برای آن انقلاب کردیم نه آن چیزی که برخی روایت یک طرفه خود از انقلاب می‌دانند. مردم ایران برای استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی انقلاب کردند. اما برخی به بهانه استقلال و بدتر از آن قرائت خودشان از استقلال در برابر آزادی‌ها مصرح و قانونی مردم می‌ایستند. امروز وظیفه ماست یکپارچه در کنار دولت، نیروهای مسلح و تلاشگران گمنام حوزه امنیت از ایران عزیز حفاظت کنیم اما ایران بدون پشتیبانی مردمانش معنا ندارد حفظ ایران جز از طریق به رسمیت شناختن مردم و تنوع فکر و سلیقه آنها به دست نمی‌آید.

شرایط اقتصادی مردم شرایط سختی است. در این وضعیت تمرکز بر تسهیل تولید داخلی و حذف موانع تولید و تجارت وظیفه همه دستگاه‌های قانونی است. واگذاری اقتصاد و ثروت کشور به مردم و بستن منفذهای رانت و فساد آینده ما را تضمین می‌کند.

امروز بزرگترین مشکل ما درون کشور فساد و رانت است و چشم اسفندیار آن شفافیت، حاکمیت قانون و رقابت قانونی است.

تا زمانی که برخی بخش‌های حاکمیتی و شبه دولتی با بخش خصوصی به رقابت می‌پردازند، تا وقتی که رقابت عادلانه‌ای در اقتصاد شکل نگیرد، تا زمانی‌که شفافیت در برابر پنهان‌کاری مورد حمایت نباشد و مادامی که در برابر فساد بدون توجه به جایگاه و وابستگی فاسدان نایستیم سخن گفتن از همبستگی اجتماعی و تعمیق مفهوم دولت-ملت شوخی تلخی است.

با ورود آقای رییسی امیدواری به دستگاه قضا بیشتر شده و از ایشان هم خواستاریم با دقت و جدیت ضمن حفظ حقوق همه شهروندان  مماشاتی با مجرمان اقتصادی نداشته باشند. در همین فرصت باید به لایحه منع خشونت علیه زنان اشاره کنم. چهره جمهوری اسلامی و میزان اهمیتی که به جایگاه زن می‌دهد در این لایحه متجلی خواهد شد و امیدوارم دستگاه قضایی به اهمیت آن توجه کافی داشته باشد.

امروز در بسیاری از امور اولویت‌هایمان را فراموش کرده‌ایم.

در نظام آموزشی ما گرفتاری‌ها و مشکلات به قدری است که عملا ساختار را فلج کرده است اما تمام توان این ساختار صرف کارهایی با اولویت پایین‌تر می‌شود. هر روز از صدر تا ذیل وزارت آموزش پرورش به جای تمرکز بر ارتقای وضعیت تحصیلی و مهارتی و پرورشی دانش آموزان و بهبود معیشت فرهنگیان شاغل و بازنشسته به دنبال رفع و رجوع موارد کم اهمیت اما پر سر و صدا هستند.

جالب اینجاست که کسی هم به دنبال شنیدن صدای معلمان نیست و همه به دنبال صداهایی هستند که نان سیاسی‌شان را تامین کند.
متاسفانه دولت محترم در خصوص عمل به وعده‌هایش در حوزه آموزش و پرورش نمره قبولی نمی‌گیرد.
پایان پیام/

گروه تشکل ها/

صدور احکام حقوقی دانشجو معلمان و عملکرد ابهام آمیز و پرسش برانگیز مسئولان وزارت آموزش و پرورش در مورد حذف افزایش حقوق و سکوت آنان موجب اعتراض دانشجو معلمان گردیده است . ( این جا )

« جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی » در نامه ای که به تازگی خطاب به رئیس دیوان محاسبات کشور نوشته به این وضعیت واکنش نشان داده است . ( این جا )

« علی اللهیار ترکمن » معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش روز گذشته در پاسخ به انتقادات وسیع دانشجو معلمان به احکام حقوقی صادر شده اعلام کرد :

" این افراد حقوق دوران کارورزی خود را می‌گیرند و حقوق رسمی برایشان برقرار نیست. دانشجو معلم‌ها نیز در حال تحصیل هستند و کارمند رسمی نیستند بنابراین حقوقی که برایشان مقرر می‌شود بر اساس قانون متعهدین خدمت است. مصوبه‌ای که آمده افزایش حقوق ۴۰۰ هزار تومانی را به این گروه‌ها تسری نمی‌دهد . "

« صدای معلم » ضمن انعکاس این مشکل مهم دانشجو معلمان نوشت :

"برخی دانشجو معلمان در مراجعه به دایره کارگزینی و اعتراض به این وضعیت پاسخ می شنوند که در احکام صادره اشتباه شده است .

بنا بر جزء یک بند " ی " تبصره 12 ماده واحده قانون بودجه سال 97 کشور ، دانشجو معلمان به عنوان نیروی کشوری و کارمند دولت می باید شامل افزایش 000 / 000 / 4 ریالی و ضریب افزایش 10 درصدی نسبت به سال 97 شوند .

همچنین بنا بر تصویب نامه هیات وزیران به شماره  8724 / ت 051485 به تاریخ  31 / 1 / 98 و بندهای دوم و ششم آن ، حداقل افزایش حقوق برای کارمندان دولت نباید از مبلغ  000 / 400 / 4 کم تر باشد .

بر این اساس احکام صادره برای دانشجو معلمان خلاف این قانون می باشد و موارد رعایت نشده است .

هر چند اظهارات حسین خنیفر رئیس دانشگاه فرهنگیان در نشست خبری اخیر مبنی بر این که «افزایش حقوق دانشجو معلمان و درصدی که مشخص شده است، انجام شده ولی احکام ایراداتی دارد که باید اصلاح شود » بر ابهامات و نگرانی های دانشجو معلمان افزوده است .

پرسش صدای معلم آن است که آیا دیواری کوتاه تر از " دانشجو معلمان " پیدا نمی شود ؟

پرسش این است که چرا باید این گونه تبعیض ها در حق این " قشر ضعیف " اعمال شود و صدای دانشجو معلمان هم به جایی نرسد .

آیا این معلمان با این برخوردها قرار است در آینده با چه انگیزه ای در کلاس حضور پیدا کنند ؟

بهتر است برخی از مسئولان که دائما و در تربیون های مختلف از جایگاه و مرتبه والای دانشگاه فرهنگیان سخن می گویند نیم نگاهی هم به وضعیت دانشجو معلمان و اعتبارات و بودجه این دانشگاه هم داشته باشند ."

منتشرشده در یادداشت

مشکلات آموزش و پرورش البرز و سفر بطحایی

احتمالاً شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۸ « سیدمحمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش، میهمان ایران کوچک و شهرستان طالقان می‌باشد تا از نزدیک بر اوضاع و احوالات آموزش و پرورش استان البرز نظارت عینی داشته باشد.

با تمام انتقادات به جا و بعضا نابجایی که بر وزیر وارد است، وی در تلاش است تا در حد توان تیم خویش اوضاع نابه سامان آموزش و پرورش کشور را بهبود بخشد. هفته پیش شاهد انتقادات عریان  دکتر وقفچی نماینده زنجان از شخص وزیر در خصوص چرایی و نحوه انتصابات حوزه ستادی و متقابلاً جواب تلویحی وزیر بودیم.
بدواً امیدوارم وزیر آموزش و پرورش با درایت خویش بتواند از ظرفیت و پتانسیل فراکسیون فرهنگیان مجلس و همچنین فشار روز افزون فعالین مدنی و صنفی و فشار از پایین در جهت تسریع در حل و فصل مشکلات جاری آموزش و پرورش بهره کافی و وافی را ببرد.

یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که تصمیمات راهبردی و استراتژیک آموزش و پرورش را نه وزیر، بلکه شورای عالی آموزش و پرورش اتخاذ می‌کند و عملاً وزیر اغلب مجری این تصمیمات ظاهراً دلسوزانه و کارشناسی می‌باشد.

بخش عمده‌ای از مشکلات آموزش و پرورش مربوط به معیشت و منزلت زیر رادیکال و به تاراج رفته فرهنگیان کشور می‌باشد.
از وزیر محترم انتظار می‌رود با تمام توان و با لابی‌گری در کابینه، استفاده از فشار از پایین اعتراضات معلمان و همچنین ظرفیت فراکسیون فرهنگیان مجلس، امسال تمهیدات لازم برای اجرایی شدن تمام و کمال نظام رتبه‌بندی فرهنگیان را به کار ببندد.

همچنین از شدت و حدت دست‌اندازی و دخالت عوامل بیرونی و تریبون‌های بی‌مسئولیت در تخفیف ساحت آموزش و پرورش و تحقیر معلمان بکاهد و از امنیتی کردن فعالیت‌های صنفی در چارچوب قانون اساسی توسط سایر نهادهای مسئول و غیر مسئول تا حد امکان جلوگیری نماید.

انتظار می رود وزیر با جدیت تمام پیگیر طرح مدرسه محوری بوده و از ساحت مدارس شاد دفاع کند و از توطئه‌ای که با انتشار هدف‌دار و سازمان یافته‌ی چند کلیب نازل در هفته معلم به منظور تخریب سیمای فرهنگیان و به حاشیه بردن اعتراضات مدنی آن‌ها صورت گرفت نهراسد و با روی گشاده و عزمی راسخ‌تر از کیان و حیثیت مجموعه دفاع نماید.

انتظار می رود وزیر قدمهای مستحکمی در برقراری عدالت آموزشی و همچنین اجرای اصل به گروگان گرفته شده ۱۵ برداشته و منشور حقوق شهروندی را عملا پاس داشته و محترم شمارد.

مشکلات آموزش و پرورش البرز و سفر بطحایی

مشکلات آموزش و پرورش ایران کوچک

ضمن خوش‌آمد به وزیر محترم
همان‌طور که مستحضرید استان تازه تأسیس البرز قدمتش به یک دهه هم نمی‌رسد، لذا تمهیدات و ظرفیت‌های لازمه استان شدن در اکثر حوزه‌ها عملا صورت نگرفته است.
در حوزه آموزش و پرورش به دلیل سیل روز‌ افزون مهاجرت به ایران کوچک مشکلات دو چندان بوده و نیازمند تمهیدات ویژه برای برون‌رفت از وضعیت نابه سامان فعلی است.

تراکم بیش از حد کلاس‌ها، فقدان تجهیزات لازم به ویژه در هنرستان‌ها، کمبود شدید نیروی انسانی انرژیک و ماهر، فقدان سرانه دانش‌آموزی، بحران کاغذ، فقدان ارتباط مؤثر بین بخش خصوصی مولد و کارخانجات استان با بدنه آموزش و پرورش و البته هنرستان‌ها، شکاف عمیق فقر و غنا در کرج، استیلای آموزش و پرورش طبقاتی و... گوشه‌هایی از مشکلات عینی آموزش و پرورش استان البرز می‌باشد.

دو اردوگاه مهم استان؛ شهید بهشتی کردان و آیت‌اله طالقانی میناوند طالقان با ۲۷ هکتار مساحت وضعیت مطلوبی ندارند و متأسفانه از ۱۷ هکتار زمین اردوگاه شهید بهشتی تنها ۸۰۰۰ متر در اختیار آموزش و پرورش بوده و الباقی آن توسط نهادهای دیگر تصاحب و چپاول شده است.
همچنین مجموعه مغازه‌های شرافت واقع در خیابان طالقانی بلاتکلیف بوده و مهم‌تر آن که املاک میلیاردی در جهانشهر، عظیمیه، برغان، جاده چالوس، طالقان و... که سرمایه‌های بالقوه آموزش و پرورش هستند بلااستفاده می‌باشند.

 نکته آخر این که:

"مديران آموزش و پرورش کشوری و استانی عمدتا از استقلال فكر و عمل برخوردار نيستند؛ آن‌ها متناسب با نقش و جايگاهی كه در هرم قدرت دارند، رفتار می‌كنند "
و به قول دکتر احد نویدی متأسفانه سندرم آیشمن در وزارت آموزش و پرورش در حال جاری و ساری شدن می‌باشد.
امید است آخرین امیدهای اصلاح و اعتلای آموزش و پرورش در دولت تدبیر و امید بیش از این پرپر نگردد.

 


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش - اصفهان - نرگس کارگری /

در همایش سالانه تشکل های فرهنگیان انقلابی استان اصفهان به مناسبت بزرگداشت مقام معلم که با محوریت جامعه اسلامی فرهنگیان ، جمعیت اسلامی فرهنگیان عدالتخواه ، کانون تربیت اسلامی ، کانون فرهنگیان فرهیخته و محفل نور فرهنگیان  و به دعوت شورای هماهنگی تشکل های انقلابی ، در دبیرستان امام محمد باقر (ع) استان اصفهان برگزار گردید ، « حمید رضا حاجی بابایی » ایراد سخنرانی نمود.

در بخش پیشین سخنان عاملیان ، مدیرکل اسبق آموزش و پرورش استان اصفهان و پس از آن حمیدرضا حاجی بابایی نماینده مجلس و رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس  منتشر گردید .

در حاشیه نشست ؛ « صدای معلم » پرسش هایی را با حاجی بابایی مطرح کرد که در قالب گفت و گو تقدیم شما می گردد .

 

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو
شنبه, 28 ارديبهشت 1398 ساعت 14:02

بازی را به ساسی مانکن باختیم!

ساسی مانکن و آموزش و پرورش ایران

یکی از اقدامات مرتضی حاجی وزیر آموزش و پرورش در دوره دوم دولت اصلاحات ، حذف معاونت پرورشی و امور تربیتی آموزش و پرورش بود. زمانی که از او درباره چرایی و علت حذف آن سوال شد به تحقیقات و پژوهش‌هایی که تیم او انجام داده بود استناد کرد و در مقابل منتقدان حذف امور تربیتی گفت:

«حذف معاونت پرورشی بر اساس پژوهش‌هایی علمی صورت گرفته است».

حاجی تاکید کرد: «حذف معاونت پرورشی مبتنی بر بیش از 10 گزارش تحقیقاتی بود که در آموزش و پرورش مستند است در حقیقت من یافته‌های انجام شده را به اجرا گذاشتم؛ مواردی که قبلا تصمیم‌گیری شده ولی اجرا نشده بود.»

به محض خزان دوره اصلاحات و آغاز بهار دوره دولت احمدی‌نژاد ، معاونت پرورشی آموزش و پرورش با چاشنی احساسی و شتابزدگی احیا شد. به این ترتیب در سال 1384 مجلس با استناد به گزارش مرکز پژوهش های مجلس طرح احیای امور پرورشی را در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس تصویب و معاونت پرورشی آموزش و پرورش با اندکی تغییر در عنوان و وظایف در سال 1385 احیا شد و به دنبال آن اولین کنفرانس ملی آموزش امور تربیتی کشور (6 تا 8 اسفند 1386) با هزینه‌ای سنگین و در دوران ماه عسل درآمدهای نفتی کشور برگزار شد.

اما حاجی به طرفداران و احیاکنندگان امور تربیتی یک توصیه داشت:

«با توجه به اینکه تصمیم‌گیری قبلی برای حذف معاونت پرورشی در آموزش و پرورش مبتنی بر پژوهش‌های علمی بود، احیای دوباره آن نیز باید به اتکای پژوهش‌های علمی انجام شود».

بعد از گذر سالها که از زنده کردن امور تربیتی و پرورشی آموزش و پرورش سپری می‌شود و با نگاهی به ذهنیت و وضعیت تربیتی دانش‌آموزان و آسیب‌های احتماعی که دامنگیر دانش آموزان می‌شود و با در نظر داشتن اهداف موردنظر و همین طور تیزنگاهی به ورود سرزده ساسی مانکن به مدارس که اخیرا در شبکه های اجتماعی انعکاس یافت شاید بتوانیم به برداشت و قضاوتی درباره اینکه امور تربیتی و معاونت پرورشی با عوامل و دوایر و ستادهای مربوطه و برنامه‌های اجرایی‌اش کارایی لازم را داشته و تا چه اندازه بر دانش آموزان تاثیرگذار بوده و برونداد ملموس و مصداق بارزی از این الگو داشته و اینکه تا چه اندازه حق به جانب حاجی بوده است برسیم. ینها سوالات و چالش‌هایی است که پیش روی ماست و نیاز است بدون تعصب نگاهی دوباره به پشت سر خود و مسیر طی شده بیاندازیم و در روش ها و برنامه‌های خود تجدیدنظر کنیم و با در نظر گرفتن نیازهای روز دانش‌آموزان متدها و شیوه‌هایمان را بازبینی و به روز کرده و فراگیران را به مهارت های قرن 21 تجهیز کنیم .

اما نکته مهم این است که ما برای پرورش و بار آوردن یک دانش آموز ایرانی با الگوها و ارزش‌های اسلامی و با معیارهای ایدئولوژیکی نظام و به تعبیر سند تحول بنیادین رساندن او به «حیات طیبه» کم نگذاشته‌ایم و با دست و دلبازی هزینه‌ها و خرج‌های گزافی کرده‌ایم و امکانات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری زیادی را صرف آنها کرده‌ایم:

-  ستادها و دوایر رنگارنگ دینی و مذهبی در مدارس و ادارات راه انداخته‌ایم؛ از ستاد اقامه نماز گرفته تا ستاد همکاری حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش.

-  از پست‌های کلیدی و حساس آموزش و پرورش به روحانیون به عنوان امانتداران نظام سپرده‌ایم تا خدای نکرده نامحرمان، اغیار و دشمنان نابه کار در آموزش و پرورش نفوذ و اخلال ایجاد نکرده و در برنامه‌ها و کتاب‌های درسی دست نبرند. آنها را حتی به داخل مدارس دعوت کرده‌ایم تا خود مستقیما خمیرمایه شخصیت دانش آموزان را به سلیقه خود شکل داده و ابتکار عمل را بدست بگیرند و دانش آموزان را آن طور که می‌خواهند تربیت کرده و با ارزش های اسلامی آشنا سازند.

ساسی مانکن و آموزش و پرورش ایران

- گزینش‌های آن چنانی راه انداخته‌ایم و تعهد را به زعم خود در سرلوحه امور قرار داده ایم تا اغیار و آنهایی که افکار ناصواب در سر دارند به این سیستم مقدس وارد نشوند، مخصوصا در انتخاب وزیر و تیمش کمال دقت را مبذول کرده‌ایم.

-   راهیان نور راه انداخته‌ایم تا دانش آموزان عملا با ارزش‌های دفاع مقدس آشنا شده و با رشادت‌های رزمندگان مانوس شوند و حداقل متوجه این نکته باشند که امنیت و حفظ تمامیت ارضی کشور به چه قیمت گرانبهایی برای کشور به دست آمده است.

-  نهادها و سازمان‌های مذهبی دولتی طویلی با بودجه‌های کلان ایجاد کرده‌ایم و امکانات زیادی به این نهادهای مذهبی و ایدئولوژیکی اختصاص داده‌ و کنگره ها و کنفرانس های مذهبی ملی و بین المللی زیادی برگزار کرده‌ایم. قربانی کردن چند مدیر که کلیپ شادی دانش‌آموزانشان رسانه ای شده تبعیض و ظلم آشکار است. و شاید این اقدام وضعیت را بدتر کند و به لجاجت بیشتر دانش آموزان منجر شود .

-  معلمان و استادان ارزشی تربیت و به آنها بورسیه اعطا کرده‌ایم تا به زعم خود ارزش‌های انقلاب و دستاوردهای نظام را توسط آنها حفظ کنیم.

- از دوره پیش دبستانی روسری و مقنعه سر دخترهایمان کرده‌ایم و آنها را برای 12 سال از جنس مخالف خود جدا کرده‌ایم تا شرعیات را تا حد افراطی رعایت کرده باشیم.

-   سند 2030 را برای همیشه کنار گذاشتیم تا مبادا دانش‌آموزان ذره‌ای به سمت ارزش‌های غربی تمایل پیدا کنند.

کلاس‌های موسیقی در مدارس را تعطیل کرده‌ایم و هنوز از نشان دادن آلات موسیقی در صدا و سیما طفره می‌رویم تا مبادا بچه‌هایمان گمراه شوند.

-  تقریبا تمام مدارس را مجهز به نمازخانه کرده‌ایم و مسابقات قرآن، اذان، مداحی و مرثیه خوانی راه انداخته‌ایم و برای نمازخوانان، قرآن‌خوانان و حافظان قرآن و برندگان این مسابقات امتیازات و جوایز ویژه در نظر گرفته و آنها را بر صدر می نشانیم.

-  در مدارس مراسم نوحه خوانی و سینه زنی و زنجیرزنی اجرا می کنیم تا دانش آموزان با آیین‌ها و شعائر اسلامی-شیعی آشنا شوند و در زندگی خود ائمه را الگو قرار دهند. حتی در ماه رمضان از ساعات درسی کم و مواقعی برگزاری امتحانات را تعطیل می‌کنیم تا دانش آموزان بیشتر از فیوضات این ماه بهره ببرند.

-  آیات قرآن و احادیث را در لابه لای کتاب‌های درسی گنجانده‌ایم تا دانش آموز متوجه باشد که قرآن راهنمای عمل هر مسلمانی است و همیشه باید خوانده و عمل شود. سالهاست در برنامه امتحانات، دروس معارف و قرآن را قبل از همه امتحانات در اولویت و در بالای برنامه درج و برگزار می کنیم تا اهمیت آنها را القا کرده باشیم.

-   حتی کتاب‌های درسی زبان خارجی را از عناصر غربی خالی کرده‌ایم و در ابتدای هر بخش کتاب، آیات قرآن درج کرده‌ایم تا جلوی تهاجم فرهنگی را گرفته باشیم.

-  به حد کافی بخش‌نامه و شیوه‌نامه به مدارس ارسال کرده ایم تا آنها را از اجرای مراسمی که با شئونات اسلامی همخوانی ندارند برخذر داریم. آیا مغزهای کوچک قدرت ایجاد تغییر در دانش آموزان را دارند یا باید دنبال مغزهای بزرگ بگردیم؟

و....

القصه تقریبا تمام روزنه‌ها را مسدود کرده‌ایم و حتی سوپاپ کوچکی هم تعبیه نکرده‌ایم.

اما سوال اساسی این است که با این همه دبدبه و کبکبه و بریز و بپاش چه طور شد که ما بازی را به امثال ساسی مانکن یا تتلو باختیم!

شاید ما شناخت درستی از نیازهای اساسی دانش آموزان در زمان حاضر نداریم و شاید مربیان در کار خود سواد و تخصص لازم را ندارند و یا شاید تاکید افراطی بر چیزی که خیلی مهم و حیاتی می‌انگاریم نتیجه معکوس یه دست می‌دهد.

آیا ما مسیر را اشتباهی رفته‌ایم یا اصلا اتفاق خاصی نیافتاده و اگر داستان آهنگ «جنتلمن» به شبکه های اجتماعی راه پیدا نمی‌کرد آب از آب تکان نمی‌خورد.

شاید دانش آموزان با توجه به سرشت و فطرت و نیازها و اقتضای سنی خود به رقص و پایکوبی می‌پردازند حالا هر آهنگی که باشد!

شاید اگر آموزش را مانند رستم دستان آنقدر با کلاهخود، سپر، خفتان و لباس رزم و تزیینات جورواجور و عجیب و غریب سنگین نمی‌کردیم و قدرت تحرک را از او نمی گرفتیم با کوچکترین تکان ساسی مانکن نقش زمین نمی‌شد.

عجیب تر اینکه اندکی شادی و پایکوبی دانش آموزان که به نوعی حق طبیعی آنهاست آنقدر وزیر را دستپاچه کرد و با تکان مختصری که بر صندلی وزارت او داد ناشیانه فتوا صادر کرد:

«تنها کاری که می تواند دانش‌آموزان را از خطرات نجات دهد خواندن نماز در مدارس است.» حتی صحبت از ورود پلیس به قضیه کرد. رقص و شادی دانش‌آموزان یکی از نمایندگان را هم از کوره به در کرد به طوری که خواستار برکناری و مجازات مدیران مدارسی شد که کلیپشان به شبکه های احتماعی راه یافته بود.

ناگفته پیداست که هیچ کدام از اینها را نمی توان راه حل در نظر گرفت و حتی نحوه برخورد مسئولین هم با این مساله جای سوال داشت. چرا که چه دوست داشته باشیم و چه تقبیح کنیم دانش آموزان در اردوها و فرصت هایی که به بدست می‌دهد و حتی داخل کلاس به رقص و پایکوبی و شادی می‌پردازند. اما قربانی کردن چند مدیر که کلیپ شادی دانش‌آموزانشان رسانه ای شده تبعیض و ظلم آشکار است. و شاید این اقدام وضعیت را بدتر کند و به لجاجت بیشتر دانش آموزان منجر شود.

ساسی مانکن و آموزش و پرورش ایران

اگر هم دنبال مقصری در این ماجرا می گردیم باید مقصر اصلی را در جای دیگری جست و جو کنیم. اما قبل از هر اقدامی ضروری است اندکی روی این سوالات تامل کنیم:

آیا ما در تربیت دانش‌آموزان بر اساس الگوی دلخواه نظام شکست خورده‌ایم؟ آیا دانش آموزان مذهب‌زده شده‌اند و دین و مذهب و شرعیات جذابیت خود را برای آنها از دست داده است یا ما در برابر آنها کم آورده ایم و اشکال در معرفان و مربیان و روش‌ها و متدهای مستقیم ما نهفته است؟ آیا این مسیری که آموزش و پروش در پیش گرفته مسیری درست است و ما را به مقصد و غایت نهایی که مدنظرمان است می‌رساند یا همچنان در جلد و پوسته  و حرف راکد مانده‌ایم و شاداب‌سازی مدارس و خلق محیطی خوشایند و جذاب برای دانش آموزان در مدرسه تنها در رنگ کردن دیوار و سنگ خلاصه شده است؟ آیا متولیان و معرفی کنندگان و متخصصان و کارشناسان تربیت دینی و مذهبی ازسواد و دانش کافی و بروز برخوردار هستند و حرف و عمل آنها با هم همخوانی دارد یا اعتماد به آنها کم رنگ شده است؟ آیا مغزهای کوچک قدرت ایجاد تغییر در دانش آموزان را دارند یا باید دنبال مغزهای بزرگ بگردیم؟

آیا زمان آن فرا نرسیده است که آموزش و پرورش تکلیفش را با ایدئولوژی روشن کند؟

اینها سوالات و چالش‌هایی است که پیش روی ماست و نیاز است بدون تعصب نگاهی دوباره به پشت سر خود و مسیر طی شده بیاندازیم و در روش ها و برنامه‌های خود تجدیدنظر کنیم و با در نظر گرفتن نیازهای روز دانش‌آموزان متدها و شیوه‌هایمان را بازبینی و به روز کرده و فراگیران را به مهارت های قرن 21 تجهیز کنیم.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه تشکل ها/

صدور احکام حقوقی دانشجو معلمان و عملکرد ابهام آمیز و پرسش برانگیز مسئولان وزارت آموزش و پرورش در مورد حذف افزایش حقوق و سکوت آنان موجب اعتراض دانشجو معلمان گردیده است . ( این جا )

« جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی » در نامه ای که خطاب به رئیس دیوان محاسبات کشور نوشته و برای صدای معلم ارسال نموده است به این وضعیت واکنش نشان داده است .

ساسی مانکن و شادی دانش آموزان و مدرسه شاد

این چند وقت نگاه های مختلف به شوی چند مدیر یا معاون مدرسه که  نقل محفل فضای مجازی و اهل قلم و غیره شده است به شدت افکار جامعه را مشوش کرده است .

قصد نداشتم دراین مورد خاص دست به قلم شوم، اما وقتی تصویر غیرموجه خواننده را در پیج طرفدارانش دیدم و پیامک های آنان را خواندم که این مدت باعث شده روی هر کلیپی صدای این آقا را صداگذاری کنند بر آن شدم تا بنویسم.

از طرفی مطالعه دیدگاه ها، نقدها  و بررسی های اکثر صاحب نظران و اهل قلم، مرا به این سمت سوق داد که نتیجه بگیرم برخی از ما و نه همه ،به شدت ملت توجیه گری هستیم.
لذا معتقدم این شو نه قابل دفاع است ،نه قابل قیاس  با خلاف های بزرگتر چون اختلاس و....نه بزرگنمایی، نه گنجاندن در صف مطالبات به حق فرهنگیان و نتیجه گیری های تعصبی و نه مظلوم نمایی.
 
  سالهاست که فرهنگیان مطالبات به حقی دارند از جمله :

بهبود وضعیت معیشت
حقوق مکفی
بیمه کارآمد
حق برخورداری از محیط فیزیکی جوان و نه فرسوده
 اداره مدرسه با بودجه مکفی
برداشتن  فاصله بین مدارس دولتی و خصوصی
 مبارزه با مافیای کنکور
 حق برخورداری از پایگاه ارزشی

که متاسفانه
 در لابه لای نامهربانی های سهوی و یا عمدی و نگاه های مصرفی به جامعه فرهنگیان پایمال شده است،
رهبری نیز در دیدار با فرهنگیان در اردیبهشت ماه ۹۶ و ۹۷ بر درستی برخی از اولویت های این مطالبات صحه گذاشته اند ؛ چنانچه فرمودند : "وظیفه ی مهمّ همه‌ی ما این است که منزلت معلّم را در جامعه معرّفی کنیم؛ این کار نشده؛ منزلت معلّم، جایگاه معلّم، آن‌جوری که این حقیر به آن اعتقاد دارم و آن را حس می کنم و لمس می کنم، در جامعه جا نیفتاده.
 مسئله‌ی معیشت البتّه مهم است ،شکّی نیست، امّا مسئله‌ی منزلت معلّم، اگر از مسئله‌ی معیشت مهم‌تر نباشد، قطعاً کمتر نیست.
با صِرف گفتن انجام نمیگیرد، کار لازم دارد.
 باید جا بیفتد در ذهن جامعه که معلّم یک مرجع است، دستگاه آموزش و پرورش یکی از معدود دستگاه‌های درجه‌ی یک در پیشرفت کشور و نیازهای کشور است؛ ما نمی توانیم به آموزش و پرورش مثل یک اداره‌ی معمولی در ردیف ادارات دیگر نگاه کنیم؛ اینجا مسئله‌اش، مسئله‌ی ویژه است."
حال روی سخنم با مجریان عمدی یا سهوی  شو ساسی در برخی مدارس است.
همکار محترم با راه اندازی این شو پیامتان چیست؟
اگر دنبال شاد سازی مدرسه وبچه ها هستید از راهش وارد شوید !

ساسی مانکن و شادی دانش آموزان و مدرسه شاد

شاید  گنجاندن واحدی به نام موسیقی در محتوای درسی تقاضای موجهی باشد.
شاید استفاده از موسیقی های منطقه ای، ملی، رقص های سنتی، و منطقه ای، هم آوایی حافظ و مولانا و...در صفوف صبحگاهی بسیار موجه تر باشد تا محتوای این دست ترانه ها ؛ لذا قدرت تفکیک مسائل در این مواقع ضروری است و باید بصیر باشیم.
خوب می دانید و می دانیم از بلندگوی قانونی مدرسه در لباس مسئول ،قانون شکنی توجیهی ندارد ؛ مثل کرورکرور قانون شکنی های دیگر نهادها در لباسهای متفاوت بزرگ و کوچک که توجیهی ندارند.
پس پشت بچه های مردم به بهانه مطالبه نیاز  بچه ها به شادی و پایکوبی پنهان نشوید!
شاید بیشتر این کودکان و نوجوانانی که شما آن ها را رقصاندید، بارها و بارها در محافل غیر از مدرسه تجربه رقص وپایکوبی را داشته اند و دارند، ملودی های بسیاری از ساسی های مختلفی را حفظند، و همچنین بخشی از جامعه که همه ما جزیی از آن هستیم،شاید هم  برعکس عده ای با این مسائل غریبه بوده باشند و مقید.
اما مدرسه این موضوع را برنمی تابد و خوب می دانید ، از بلندگوی مدرسه، تریبون مدرسه، شما نمی توانید دی جی ساسی و امثالهم باشید.
به زعم من  این اعمال که دست آویز خیلی ها شده محکوم است.
هرگز اخلاقیات  وارسته جامعه بزرگ فرهنگی، دلسوزی ها، مادرانه مادری کردن برای بچه ها و پدر بودن برایشان، با این اعمال سبک سرانه و کوته بینانه و سطحی رنگ نمی بازد.
جامعه فرهنگی همچنان بر سریر اخلاق و وجدان کاری تکیه زده است.
پس امانت دار حرمت ها باشید که حرمت امامزاده با متولی آن است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت
شنبه, 28 ارديبهشت 1398 ساعت 09:51

اینجا کلاس درس است با وزیری در میان!

گروه رسانه/

عکسی از وزیر آموزش و پرورش در مدارس محروم و فقیر

اینجا کلاس درس است با وزیری در میان!

به جز وزیر نگاه کسی به دوربین نیست.

نگاهشان به "فرمانده" پشت دوربین است که از آنها می خواهد دستانشان را بالا ببرند.

در چهره ها لبخند گمشده است. تنها کسی که لبخند ملیحانه بر لبانش جاری است "وزیر" است.

به عمق نگاه معصوم این کودکان خوب خیره شوید. چهره آنها ترجمان محرومیت نسل های فرومانده این سرزمین است.

این کلاس بی رنگ و رو، این کلاس بی میز و نیمکت، و این چهره های مبهوت، فریاد خاموش بی عدالتی، تبعیض و محرومیت عریان میهن ماست.

کانال جنبش عدم خشونت

منتشرشده در دانش آموز
جمعه, 27 ارديبهشت 1398 ساعت 13:25

سندرم آیشمن در وزارت آموزش و پرورش

سندرم آیشمن در وزارت آموزش و پرورش و آسیب شناسی ستاد  آدولف آیشمن افسر عضو اس اس در سال 1962 در اورشلیم به دلیل جنایات جنگی اعدام شد . آیشمن  با اصرار زياد ادعا مي‌كرد که صرفاً یک عنصر فرمانبر و مطیع اوامر بود.

هانا ارنت در کتاب«ایشمن در اورشلیم» با مطرح ساختن مفهوم ابتذال شرارت (banality of evil) ، در جهت ادعاي آيشمن استدلال كرد. كتاب هانا آرنت الهام بخش استانلی میلیگرام بودكه بین سالهای 1960-1963  چندين آزمایش بر روی  بيش از 700 نفر از شهروندان داوطلب به عمل آورد. آزمایش‌های میلیگرام به اعتراف اکثر صاحب نظران، مشهورترین و جالبترين آزمایش تاریخ روانشناسی بر روی انسان‌ها شناخته می شود.
نتایج آزمایش‌های ميلگرام حاکی از آن بود که افراد کاملاً عادي و نرمال و بدون هيچ سابقه اختلالات رفتاری يا سايكوپاتيك، تنها به واسطة قرار گرفتن در شرایط خاص/ نقش خاص، و تحت فرمان مراجع قدرت، حاضر مي‌شوند به افراد بی‌گناه شوک‌های الکترکی دردناک وارد كنند يعني، رفتار خشن بیش از آنکه ناشی از ذات وحشیانه يا صفات پرخاشگرانه افراد باشد، برخاسته از محیط و تحت نفوذ دیگران است.

وقتي يك نظام هرمي و سلسله مراتبي مستقر باشد، اصلاً زير هرم نيازمند تفسير روانشناختي نيست و تنها نوك هرم نياز به تفسير و تحليل دارد، رفتار بقيه افراد از طريق «سرايت اجتماعي» قابل فهم است. چنان كه روزي از «مدرسه محوري» يا «مدرسه شاد» سخن مي‌گويد و روزي ديگر، در اثر فشارهاي عوامل خارج از آموزش و پرورش، منفعلانه، كساني را عزل و نصب مي‌كند يا براي سرود كودكان در مدرسه بخشنامه صادر مي‌كند.

بنابراین، انسانها در قالب‌ها و نقش‌هاي (قومي، مذهبي، شغلي و...) فرو مي‌روند و آن قالب‌ها تعيين مي‌كنند چگونه رفتار خواهند كرد. ساختار و نوك هرم بسيار مهم است و تفاوت‌هاي فردي در زير هرم چندان اهميتي ندارد.

میلگرام در کتاب «اطاعت از مراجع قدرت» به نوعی به این مطلب اشاره می‌کند که تنها رهبری نوک هرم است که نیازمند تفسیر روانشاسی اختصاصی است و رفتار اجزاي آن پرتویی از نوک هرم است.او مکرر از مثال آیشمن یاد می‌کند که صفات فردی وی برای توضیح جنایت های او کفایت نمی‌کند و تنها راه درک درست معمای جنایتکارانه او، توجه به نقش پذیری او از مقامات و اطلاعت از فرامین است.
 به نظر مي‌رسد ستاد وزارت  آموزش و پرورش به «سندرم آيشمن» گرفتار شده است.

سندرم آیشمن در وزارت آموزش و پرورش و آسیب شناسی ستاد

مديران آموزش و پرورش از استقلال فكر و عمل برخوردار نيستند؛ آنها متناسب با  نقش و جايگاهي كه در هرم قدرت دارند، رفتار مي‌كنند. در نتيجه، نسبت دادن اقدامات و رفتارهاي وزير محترم و همكارانش به شخصيت‌ ايشان، اصولاً روا نيست. ايشان مأمورند و معذور؛ تنها فرمان‌ها را اجرا مي‌كنند. به همين دليل، گاهي از طرف وزير محترم مواضع متناقض اتخاذ مي‌‌شود.چنان كه روزي از «مدرسه محوري» يا «مدرسه شاد» سخن مي‌گويد و روزي ديگر، در اثر فشارهاي عوامل خارج از آموزش و پرورش، منفعلانه، كساني را عزل و نصب مي‌كند يا براي سرود كودكان در مدرسه بخشنامه صادر مي‌كند.

اين رفتار براي من به عنوان دانش‌آموخته روانشناسي قابل درك است.

اجمالاً مي‌توان گفت، با انتقاد از عملكرد و رفتار فرمانبران منفعل ره به جايي نمي‌بريم.براي اصلاح نظام آموزش و پرورش به اراده‌اي از نوك هرم  قدرت نياز داريم.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

آسیب شناسی جامعه ایرانی و آموزش‌ و پرورش ناکارآمد و جامعه ی قانون گریز  یک موتورسوار پلاکش را مخدوش کرده، کاسکت نداشته، وارد مسیر خط ویژه شده، مامور پلیس راهور جلویش را گرفته، به جای تسلیم قانون شدن فحش داده، کتک‌کاری کرده، شیشه وانت پلیس را شکسته، موتورش را برداشته و گریخته، ویدئوی این رخداد در اینستاگرام منتشر شده، عده‌ای از کاربران به او می‌گویند:

«دمت گرم!»

چرا ما جامعه‌ای شده‌ایم که از تماشای کتک خوردن مامور قانون لذت می‌بریم و برای یک مجرم کف و سوت می‌زنیم؟

این حقیقت سنگین و تلخ را باید پذیرفت، گروهی از مردم خودشان مروج فساد و تخلف و جرم و ناامنی هستند.

اگر خط ویژه اتوبوس و پیاده‌روها محل تردد موتورسوارهای متخلف شده، خودمان این کار را می‌کنیم.اگر خط عابر پیاده معنایی ندارد و رانندگان به حقوق شهروندان احترام نمی‌گذارند، به این علت است که خودمان ترجیح می‌دهیم به این روش زندگی کنیم.

ما انتخاب کرده‌ایم که اگر از هر کسی و هر چیزی عصبانی هستیم، وقتی پشت فرمان وسایل نقلیه می‌نشینیم، احساسات منفی خودمان را تخلیه کنیم.

آموزش‌ و پرورش ناکارآمد، نسل‌هایی را تحویل این کشور داده که از مجرم و متخلف حمایت می‌کنند و به اراذل و اوباش احترام می‌گذارند.اما همان کسانی که امروز به یک موتورسوار قانون‌گریز دشنام می‌دهند، اگر فردا موبایل‌شان توسط فردی شبیه او به سرقت برود یا مادرشان با یک موتورسیکلت تصادف کند، نظرشان تغییر می‌کند و این‌بار از پلیس راهور گلایه می‌کنند که چرا با متخلفان برخورد شدیدتری نمی‌کند.

آسیب شناسی جامعه ایرانی و آموزش‌ و پرورش ناکارآمد و جامعه ی قانون گریز

ذات ما خراب نیست. درون ما ناپاک و جرم‌پسند نیست. جامعه ما را به این سمت برده که قانون‌گریز باشیم. ما ساقی‌هایمان را دوست داریم. بیشتر از آن کسانی که به ما می‌گویند مسیرمان اشتباه است

ما معلم‌های خوبی داریم، اما دیده نمی‌شوند، چون به جای آن بت‌های مجازی قدرت و شهرت به دست آورده‌اند.

جامعه مسیر اشتباهی را طی می‌کند اما همه خودشان را به آن راه زده‌اند و به فکر جیب خودشان هستند.

تا زمانی که به چیزی به نام «ایران» اهمیتی نمی‌دهیم و فقط به حساب بانکی و قفسه‌های یخچال و باک اتومبیل‌مان فکر می‌کنیم، چیزی درست نمی‌شود.

ما می‌توانیم مانند شهروندان متمدن کنار یکدیگر زندگی کنیم و طبق اصول و استاندارد  و با احترام گذاشتن به حقوق دیگران به کسب درآمد بپردازیم و از رانندگی با سرعت بالا، قانون‌شکنی و ناامین کردن معابر دوری کنیم، اما به ما گفته شده که قیمت بنزین و پیاز و گوجه‌فرنگی و ماکارونی از انسانیت و امنیت مهم‌تر است.

ما مسیر غلط را پیش گرفته‌ایم، چون آدرسی که در دست داریم اشتباه است.

تلویزیون، ماهواره، تلگرام، اینستاگرام، هیچ‌وقت به موضوعات غیراقتصادی و غیرسیاسی توجهی ندارند. چون کسانی که بودجه آنها را تامین می‌کنند و چیزی که برایشان پول می‌آورد، ناله کردن درباره پول است.

هیچ‌وقت شنیدن صدای شهروندی که در پیاده‌رو با یک موتورسوار تصادف کرده، شنونده ندارد. چون نشان دادن کسی که از تکه‌ای نان لواش خالی را داخل سینی ویدئو گرفته و می‌گوید:‌ «این شام منه»، میلیون‌ها کلیک و بیننده را همراه خود به ارمغان می‌آورد.

آدرسی که به ما داده‌اند غلط است. در بسیاری از جوامعی که خیلی خیلی بیشتر از ما درگیر موضوعات اقتصادی هستند و واقعا فقیر هستند و در قحطی به سر می‌برند، اگر موتورسوار متخلف پلیس را مورد ضرب و شتم قرار دهد کسی برایش کف نمی‌زند.

آسیب شناسی جامعه ایرانی و آموزش‌ و پرورش ناکارآمد و جامعه ی قانون گریز

ما گیج و منگ هستیم و نمی‌دانیم چه می‌کنیم. فرد مستی که از بار بیرون آمده، ممکن است سر از هر جایی در بیاورد و به هر سویی برود و هر قانونی را زیر پا بگذارد، چون درک درستی از واقعیت اطراف خود ندارد.ما هم مست هستیم. مست پول، قدرت، زرنگ بودن، مست دروغ‌هایی که در صداوسیما شنیده‌ایم و توهماتی که ماهواره و تلگرام و اینستاگرام به مغزمان تزریق کرده‌.جامعه مسیر اشتباهی را طی می‌کند اما همه خودشان را به آن راه زده‌اند و به فکر جیب خودشان هستند

ما اگر مست نبودیم ساعت‌ها در صف پمپ‌بنزین انتظار نمی‌کشیدیم تا نیمه خالی باک‌مان را پر کنیم. اگر مست نبودیم به موتورسوارهای متخلف به‌به نمی‌گفتیم یا خودمان یکی از آنها نبودیم.

مستی ما زمانی از سرمان می‌پرد که دیگر خیلی دیر شده است.کسانی که ما را مست کرده‌اند، از شهرت و اعتبار و احترام بالایی برخوردار هستند. ما ساقی‌هایمان را دوست داریم. بیشتر از آن کسانی که به ما می‌گویند مسیرمان اشتباه است.

کانال فرورتیش رضوانیه

منتشرشده در یادداشت
صفحه1 از969

نظرسنجی

به نظر شما بزرگترین مانع برای اجرایی شدن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش چیست؟

پربازدیدترین

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور