صدای معلم

گروه گزارش/

شنبه 23 شهریور مراسم تکریم و معارفه محسن حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با حضور معاون اول رئیس جمهور ، وزیر آموزش و پرورش ، برخی از وزرای سابق آموزش و پرورش ، مدیران کل آموزش و پرورش استان ها ، اعضای ستادی و شورای معاونین وزارت آموزش و پرورش و خبرنگاران و اصحاب رسانه برگزار گردید .

از وزرای سابق آموزش و پرورش علی اصغر فانی ، سیدکاظم اکرمی ، سیدمحمد بطحایی ، علیرضا علی احمدی و محمود فرشیدی در نشست حضور داشتند . سیدجواد حسینی سرپرست سابق وزارت آموزش و پرورش نیز حضور داشت اما خبری از دانش آشتیانی نبود .

ابتدا سیدمحمد بطحایی به عنوان نخستین سخنران به بیان عملکرد 22 ماهه وزارت خویش پرداخته و از آن دفاع کرد اما اشاره ای به دلیل و یا دلایل استعفای مبهم و پرسش برانگیز خویش نکرد .

بطحایی ضمن اشاره به این که در مدت وزارت وی فعالیت های پرورشی خیلی خوب و رو به جلو بوده است تصریح کرد که بیش از 80 درصد وعده هایش یا به سرانجام رسیده و یا در حال انجام است .

وزیر پیشین آموزش و پرورش تاکید کرد که آموزش و پرورش و اداره آن از عهده یک ، 10 نفر ، 100 نفر و... برنمی آید .

زمانی که بطحایی به روی سن آمد با استقبال گرم و روبوسی مجری مراسم رو به رو شد و زمانی که سخنرانی بطحایی که اکثرا محتوای تکراری و کلیشه ای داشت به پایان رسید باز هم با استقبال گرم مجری مراسم مواجه شد اما پس از پایان سخنرانی حسینی سرپرست سابق وزارت آموزش و پرورش مجری آفتابی نشد .

مجری مراسم در حین صحبت به حضور افراد و اشخاص حقیقی و حقوقی اشاره کرد جز خبرنگاران و رسانه ها .

حسینی حدود 10 دقیقه به ایراد سخن و دیدگاه های خویش پرداخت .

زمانی که حسینی سخنرانی اش را به پایان رساند از محمود فرشیدی که در ابتدا نام او را نبرده بود عذرخواهی کرد .

« محسن حاجی میرزایی » در نشست دیروز و در پایان سخنان خویش گفت :

" ما باید واقع بین باشیم . واقع بینی در این شرایط به این معناست که ما ابتدا مسائل آزاردهنده ای که روی زمین مانده و ما را از اهداف مان دور می کند این ها را بهبود ببخشیم تا زمینه دوراندیشی و فرصت و مجال برای اندیشیدن و گام های بلندتر برای رسیده به هدف فراهم بوشد .

وضعیت اعتبارات ، نیروی انسانی آموزش و پرورش نیازمند توجه صحیح و عاجل است . برای سال های طولانی به دلیل این که اعتبارات آموزش و پرورش علی رغم آن که بیش از 100 درصد اختصاص پیدا کرده چون اشکال ساختاری در پیش بینی بودجه هست ، دچار مساله و مشکل است . ما باید عاجل حل کنیم و برای درازمدت تلاش کنیم و فعالیت کنیم برای مطالبات معوق و کارهایی که باید انجام شود ؛ بنابراین ما تلاش خواهیم کرد بودجه سال 99 کاستی های کم تری داشته باشد و ما با پدیده ی انباشت مطالبات و انتقال آن به سال های بعد مواجه نشویم .

من فکر می کنم وقتی یک معلم حقوقش را با تاخیر دریافت کند درست است که معیشت او آسیب می بیند اما بیش از معیشت او " حکمرانی " ما آسیب می بیند .

نظام مدیریت ما ، اقتدار ما ، صلابت ما آسیب می بیند و برای آن که اقتدار نظام را تثیبت کنیم و تقویت کنیم برای حل این مشکلات باید تلاش کنیم .

اقتصاد آموزش و پرورش بسیار مهم است . من از برادر عزیز و ارجمندم جناب آقای دکتر طیب نیای عزیز که سرافراز کردند و حضور دارند در این مراسم سپاسگزاری می کنم و امیدوارم که تحت هدایت و راهنمایی های ایشان بتوانیم " اقتصاد آموزش و پرورش " را سامان دهیم .

پای اقتصاددان ها به آموزش و پرورش باز بشود و از زوایه پایدار کردن منابع و بهره مندی از دارایی های انبوه آموزش و پرورش برای حل مسائل و مشکلات استفاده کنیم . "

طولانی شدن مدت مراسم باعث گردید تا برخی از حاضران سالن را ترک کنند .

برخی از مدیران ستادی  نیز مانند شاپور محمد زاده که هم زمان دو پست سرپرست مرکز امور هماهنگی، ارتباطات و حوزه وزارتی و نیز ریاست سازمان سوادآموزی را بر عهده دارد در حین سخنرانی وزیر آموزش و پرورش در حالت خواب و بیداری به سر می برد .

با این حال محسن حاجی میرزایی و علی رغم مشاهده جو سالن به سخنرانی خویش ادامه داد .

3 ردیف از صندلی های جلو به مدیران کل ستادی و شورای معاونین و مقامات اختصاص داده شده بود اما خبری از اختصاص جایگاه برای خبرنگاران نبود .

« صدای معلم » در این قسمت مشروح سخنان اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور را منتشر می کند .

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو
یکشنبه, 24 شهریور 1398 17:13

معلمان با هم خوبند اگر بگذارند!

رفتارشناسی معلمان و نوع تعامل ها

جامعه ی معلمان،تنها به خاطر تعداد زیادشان نیست که دیده می شوند؛ آنها میلیون ها مخاطب وابسته به خود دارند و نیز اولیا آنها کم و بیش با آنها ارتباط دارند و به این ترتیب با بخش عظیمی از جمعیت کشور درگیر هستند . اما این جماعت برخوردار از یک صبغه و سابقه فکری و فرهنگی ، معمولا از یک تبعیض و نابرابری در دستمزدهایشان با سایرکارمندان دولت رنج می برند. همین ویژگی یعنی جیب خالی و دل پر به علاوه وظایف، اهداف و روش های تدریس از جمله مشترکاتی است که حاصل جمع آنها، معلمان را وادار می سازد که در این وانفسا با همدیگر تعامل جدی داشته باشند. تعاملی که قبل از آنکه صنفی و سیاسی باشد، در خلال فرآیند آموزش کاملا بدیهی و ضروری است. همنشینی هر روزه آنها در اتاق دفتر مدیر و شورای معلمان مدرسه، بهترین نشانه ی تعامل معمول آنهاست.محیط آموزشی در شمار مهمترین محیط هایی است که در آنها روابط انسانی حرف اول را می زند. در فضاهای آموزشی ، معلمان را توصیه به تعامل و روابط مطلوب با دانش آموزان و والدین آنها می کنند اما از رابطه و تعامل با همدیگر حرف زیادی به میان نمی آید ، گویی در نگاه نظام آموزشی،ضررش بیش از فایده اش است.

قاعده درست آن است که معلمان چنان بی دغدغه ،سرگرم کار کلاسی و مدرسه ای خویش باشند که نخواهند پا را از حیاط مدرسه بیرون بگذارند و دست به تدوین طومار بزنند و تحصن به پا دارند. اگر چه جامعه معلمان، قریب یک میلیون نفرند اما این چنین که پیداست از تعاملات مستقیم و عینی در بینشان خبری نیست.البته در زمینه های ورزشی و البته بیشتر برای جلوگیری از افزایش وزن و پیری زودرس، اندکی تعامل بین معلمانی هست که کم و بیش به سالن و باشگاه ورزشی محله می روند و اگرچه احتمالا تعامل بین معلمان مرد بیش از خانم معلمان است؛ اما به ندرت می توان در شهرهای مختلف، انجمنی علمی، هنری و آموزشی از فرهنگیان یافت که خودجوش و حتی توصیه ای در حال فعالیت باشد. حتی تعداد اعضای کانون صنفی در تهران و سایر شهرستان ها در مقایسه با جمعیت معلمان، به شدت نا امید کننده است. پیش ترها، مختصر تعامل آنها در بین شرکت های تعاونی و صف های توزیع کالای بن های غیرنقدی بود که آن هم از میان رفت.البته هنوز به لطف تحصن های قانونی و غیرقانونی نیز، ساعتی در حیاط ادارات با هم می نشینند.این همنشینی ها هم اغلب نه از سردل خوشی که بنا بر احساس ناخوشی بوده است .در این تعاملات، معمولا یکی که سر و زبان تیز و تندتری نسبت به بقیه دارد، به جای بقیه فکر می کند و حرف می زند.گویی اصلا تعاملی در میان نیست و هرچه هست به یمن فشاربی عدالتی و فرق انگاری فاحشی است که زندگی معلمان را در نوردیده است.

رفتارشناسی معلمان و نوع تعامل ها

اضافه براین،گاهی هم معلمان بی آنکه بخواهند تعامل کنند، به تعاملی غیر هدفمند دعوت می شوند.در اصل گرد هم آوری می شوند، اما آن نام آن را گردهمایی می نهند.به موجب بخشنامه، برایشان گروه درسی و همایش تشکیل می دهند اما معلمان نمی توانند یا نمی خواهند نقش یک عضو گروه را خوب بازی کنند. همچنین ضمن خدمتی که به طور روزمره انجام می دهند، هر از گاهی در ظاهر آنها را آموزشی می دهند. در حالی که بیشتر آموزشی در کار نیست ؛ بلکه به ضرب امتیازی، این ساده های صبور را نوازشی می دهند و یا به نام همکاری، وجوهاتی را از جیب معلمان در جیب نهادها و ادارات دیگر می ریزند !

مدیران مدارس نیز در تشدید یا تضعیف تعامل معلمان نقش دارند. جمع معلمان هر مدرسه، یکی از معمولی ترین اجتماعات کارمندی است که فارغ از مزاحمت ارباب رجوع، با گفت و شنود و بگومگوهای ملایم و گاه تندی همراه است ؛ بنابراین یک مدیر پیش از آنکه از تنش های معمول جمع معلمان برآشفته شود، باید به هدایت و مدیریت آنها بپردازد.به طوری که معلمان واقعا به مدیر اعتماد و اطمینان داشته و احساس امنیت نمایند.همچنین، تشویق در جمع و توبیخ در خلوت همکاران، می تواند مهمترین شیوه کنترل این جمع ها و دعوت عملی آنها به آرامش بیشتر باشد.

بر آنچه گفته شد، بیفزائید حب و بغض های موجود در روابط انسانی معلمان را که البته مقداری از آن طبیعی است.در این حالت که معمولا میان معلمان یک رشته تحصیلی و یا معلمان یک تشکل دیده می شود،یا همدیگر را از حیث شخصیتی قبول ندارند و یا به فکر و روش همدیگر ایمان ندارند.سیاسی کاری و سیاست بازی های مرسوم نیز به این وضع دامن می زند.همچنان که دیده یا شنیده ایم، برخی همکاران برای پیگیری مطالبات صنفی معلمان، مجازات های مختلفی از قبیل، زندانی، تبعید و محرومیت های مختلف را متحمل شدند که بازتاب این اخبار، موجبات نگرانی بسیاری از معلمان دیگر را فراهم می کند و این احساسات ناخوشایند نیز در دورساختن معلمان از همدیگر بی تاثیر نبوده است.

امروزه توسعه فناوری های آموزشی به یمن پیشرفت های دیجیتالی، فرآیند آموزش را دگرگون نموده است.دیگر دانش آموزان ، نه چندان تشنه ی یادگیری درس مدرسه اند و نه زحمتی از بابت آن می کشند.معلمان گمشده در انبوهی از مشکلات ریز و درشت نیز،اندکی از پیله ی پروانگی خویش بیرون زده اند و شور معلمی را چونان قدیم را در سرنمی پرورند .شغل های دوم و سوم چنان امانشان را بریده است که فرصت ایجاد رابطه و تعامل با معلمان دیگر را ندارند و حتی معلمان پابست مطالعه و تحقیق را، دلخوش و بی غم می پندارند و به کمترین شعر و شعار در منقبت معلم ، می خندند.

بنا به توصیه منسوب به یکی از شاهان قاجار که؛ اگر دوست دارید ایرانی ارام و سر به زیر باشد، بکوشید او را گرسنه نگهدارید. واقعیت این است که غم نان نمی گذارد ، معلمان با هم تعامل سازنده ای داشته باشنند.از طرفی تمام وقت شدن برنامه کاری، فرصت همنشینی آنها را می گیرد و از سوی دیگر سعی در گرفتن اضافه کار و کلاس اضافی برای امرار معاش و برگشت قسط های عقب افتاده، آنها را به رقابتی حساست آمیز وا می دارد که در نهایت چه بسا به لجاجت و کدورت نیز منجر می شود. گویی اصلا تعاملی در میان نیست و هرچه هست به یمن فشاربی عدالتی و فرق انگاری فاحشی است که زندگی معلمان را در نوردیده است.

ضمنا هم چنان که گفته اند؛ آن که می ترسد، می ترساند. بنابراین، بسیاری از مسئولین در سطح شهرستان و استان، هم به واسطه هولی از به هم خوردن ثبات مدیریت خود و  نظم ظاهری معلمان خویش دارند و هم به خاطر تسلط و اشراف نسبتا خوبی که بر احوال معلمان مناطقشان دارند و با بهره گیری از بازوهای اجرایی خویش نظیر حراست وارزشیابی، معلمان را زینهار می دهند که غیر از هوای درس، در هوای دیگری تفرج نکنند و به این منظور نیز با نگاهی عاقل اندر سفیه بین آنها می نشینند و مشفقانه و دلسوزانه نصیحت می کنند. تداوم این وضع، ناخودآگاه به امنیتی شدن و یا تصور امنیتی بودن آن می انجامد. به طوری که چون معلم از همکار خود واهمه دارد، در بحث و گفت و گوها شرکت نمی کند و در عوض روز را به لطیفه گفتن و خندیدن می گذراند.

می ماند وضعیت عالم مجازی که مدتی است نمایان شده است. در آنجا نیز وضع بهتر نیست. اگرچه همه گوشی به دست اند و کار با کامپیوتر را می دانند، اما با شک و تردید به استفاده از آن و ارتباط با سایر معلمان می نگرند. مثلا اگرچه روزگار وبلاگ نویسی گذشته است اما در آن زمان هم تعداد معلمان وبلاگ نویس ( نه وبلاگ دار ) پنجاه نفر بیشتر نبود .یا مثلا در فیس بوک، تعداد بزرگترین گروه معلمان از چهار هزار نفر بالاتر نرفت.یا در شبکه تلگرام و در بزرگترین گروه معلمان ، هنوز صد هزار نفرشان حضور ندارند.تازه، این همه اندازه گیری با این فرض خوش باورانه است که تمامی اعضای این گروه ها را معلم واقعی بپنداریم. حال بماند که تنها برخی از این اعضا فعالند و بیشترشان فقط عضو شده اند و رفته اند و از آخرین باری که خود را به روز کرده اند ماهها و هفته ها گذشته است. حاضرین نیز کمک چندانی به بهبود تعامل با همدیگر نخواهند کرد.

خیلی از همکاران با اینکه اینجا بدون نام و تصویر واقعی خود حاضر می شوند، با این حال بازهم از اظهار نظر پیرامون یک بحث اجتماعی خود را به تغافل می زنند. اوج فعالیت ها در حوزه فوروارد زدن و کپی کاری است.البته در این میان، معلمان تنها نیستند و اغلب مردم از هر قشر و گروهی، در چنبره فضای مجازی گرفتار شده اند. در حالی که ظرفیت و قدرت فضای مجازی می تواند بسیار تعیین کننده باشد، اما کسی به فکر استفاده بهینه از آن نیست.شاید برای همین بود که جناب اینشتین سالها پیش، امروز را پیش بینی کرد وگفت: «من از روزی می ترسم که تکنولوژی از تعامل انسانی پیشی بگیرد، چنین روزی جهان نسلی از احمق‌ها خواهد داشت.» و... نقطه، سرخط!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

رفتارشناسی معلمان و نوع تعامل ها

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

اقتصاد آموزش و پرورش و جای خالی متخصصان تعلیم و تربیت

علی اصغر فانی وزیر آموزش و پرورش با تبریک سال جدید، اظهار داشت: سال 1395 را به دانش‌آموزان، اولیای دانش‌آموزان و فرهنگیان سراسر کشور تبریک عرض می‌کنم.

وی در ابتدا به دانش‌آموزان، نوجوانان و جوانان کشور گفت: صبحت‌های بنده را به عنوان فردی که 46 سال معلم بوده و هنوز هم معلم است بپذیرید؛ قدر دوران کودکی، نوجوانی و جوانی را بدانید؛ وقتی سن بالا می‌رود حافظه کوتاه مدت ضعیف می‌شود. ( این جا )

روزنامه آرمان  به قلم سید محمد بطحایی نوشت : ( این جا ) « فانی کسی است که معلمان را از آمپاس خارج ساخته و  نه در شعار بلکه در عمل بر کرامت و منزلت اقتصادی و اجتماعی آنان خواهد افزود».

فانی در آغازین روز معارفه در کنار نهاوندیان در جملاتی هرچند کوتاه، اما قول و قرارهایی شنیدنی داد؛ ازجمله آنکه قرار است در ساختار آموزش و پرورش، معاونتی پا به عرصه وجود بگذارد که رنسانسی در آموزش و پرورش ایجاد کند؛ معاونت اقتصادی تا هم بی سر و صدا جیب معلمان را پر پول کند و درد بی درمان بودجه را التیام بخشد.

اقتصاد آموزش و پرورش و جای خالی متخصصان تعلیم و تربیت

دیروز کسانی که در مراسم تکریم و معارفه محسن حاجی میرزایی شرکت کردند لابد فراموش کرده اند که علی اصغر فانی در نخستین نشستی که با تشکل های فرهنگیان در زمان سرپرستی اش بر وزارت آموزش و پرورش داشت تاکید کرد که در وزارت آموزش و پرورش به دنبال ایجاد معاونت اقتصادی و تحولی بزرگ و شگرف در اقتصاد آموزش و پرورش و معیشت معلمان است .

فانی در این نشست که مدیر صدای معلم هم حضور داشت چنان با آب و تاب سخن می راند که کم تر کسی تصور می کرد پس از ماه ها پرسش گری و مطالبه گری نه از سوی آن تشکل های شرکت کننده در نشست بلکه از سوی همان رسانه ای که بعدا حضورش در نشست های بعدی تحمل نشد و حتی به نشست رسانه ای وزیر آموزش و پرورش راهش ندادند در پاسخ بگوید که ایجاد چارت جدید سازمانی با سیاست ها و دستور العمل سازمان مدیریت و برنامه ریزی در تضاد است و عملا این شعار انتخاباتی به ورطه فراموشی سپرده شد .

پرسش صدای معلم در آن زمان از فانی استخوان خرده کرده در آموزش و پرورش این بود که آیا ایشان قبل از رای اعتماد مجلس به ایشان از چنین موضوعی اطلاع نداشت و بعدا متوجه شده بود که این شعار با چابک سازی سازمانی در تعارض و تضاد است ؟

اقتصاد آموزش و پرورش هم تاکنون و شاید با وضعیتی نامساعدتر به حیات بیمار خویش ادامه داده است .

بخش بزرگی از این نا به سامانی در اقتصاد آموزش و پرورش تابعی از اقتصاد کلان جامعه و سیاست های سیاست گذاران و تصمیم گیران است که حداقل در حوزه آموزش و پرورش کم تر کسی نقدی بر آن وارد می کند و یا حتی جرات وارد شدن در آن و نقد سیاست های موجود را ندارد و به عبارت بهتر » " نگاه سیستمی ابتر است " .

 بخشی از این به هم ریختگی و شلختگی هم معلول مدیریت های ناکارآمد،  غیرعلمی و بدون نظارت است که باز هم  غالبا از نگاه وزیر و تیم وی مغفول باقی می ماند .

« محسن حاجی میرزایی » در نشست دیروز و در پایان سخنان خویش گفت :

" ما باید واقع بین باشیم . واقع بینی در این شرایط به این معناست که ما ابتدا مسائل آزاردهنده ای که روی زمین مانده و ما را از اهداف مان دور می کند این ها را بهبود ببخشیم تا زمینه دوراندیشی و فرصت و مجال برای اندیشیدن و گام های بلندتر برای رسیده به هدف فراهم بوشد .

وضعیت اعتبارات ، نیروی انسانی آموزش و پرورش نیازمند توجه صحیح و عاجل است . برای سال های طولانی به دلیل این که اعتبارات آموزش و پرورش علی رغم آن که بیش از 100 درصد اختصاص پیدا کرده چون اشکال ساختاری در پیش بینی بودجه هست ، دچار مساله و مشکل است . ما باید عاجل حل کنیم و برای درازمدت تلاش کنیم و فعالیت کنیم برای مطالبات معوق و کارهایی که باید انجام شود ؛ بنابراین ما تلاش خواهیم کرد بودجه سال 99 کاستی های کم تری داشته باشد و ما با پدیده ی انباشت مطالبات و انتقال آن به سال های بعد مواجه نشویم .

اقتصاد آموزش و پرورش و جای خالی متخصصان تعلیم و تربیت

من فکر می کنم وقتی یک معلم حقوقش را با تاخیر دریافت کند درست است که معیشت او آسیب می بیند اما بیش از معیشت او " حکمرانی " ما آسیب می بیند .

نظام مدیریت ما ، اقتدار ما ، صلابت ما آسیب می بیند و برای آن که اقتدار نظام را تثیبت کنیم و تقویت کنیم برای حل این مشکلات باید تلاش کنیم .

اقتصاد آموزش و پرورش بسیار مهم است . من از برادر عزیز و ارجمندم جناب آقای دکتر طیب نیای عزیز که سرافراز کردند و حضور دارند در این مراسم سپاسگزاری می کنم و امیدوارم که تحت هدایت و راهنمایی های ایشان بتوانیم " اقتصاد آموزش و پرورش " را سامان دهیم .

پای اقتصاد دان ها به آموزش و پرورش باز بشود و از زوایه پایدار کردن منابع و بهره مندی از دارایی های انبوه آموزش و پرورش برای حل مسائل و مشکلات استفاده کنیم . "

شاید بهتر باشد جهت یادآوری به وزیر آموزش و پرورش اعلام کنیم که هنوز مدیریت علمی در آموزش و پرورش شکل نگرفته است که بخواهد اقتصاد به عنوان یک شاه کلید اوضاع آن را بهبود ببخشد .

به نظر می رسد اگر ابتدا پای " متخصصان تعلیم و تربیت و مدیریت " به آموزش و پرورش باز شود به " واقعیت " نزدیک تر و عملیاتی تر باشد .

تاکنون وزرای پیشین آموزش و پرورش از جمله دانش آشتیانی ، بطحایی و سیدجواد حسینی به عنوان سرپرست وزارت آموزش و پرورش نشست هایی با متخصصان و اساتید علوم تربیتی داشته اند اما نتیجه مشخص و قابل اندازه گیری برای آموزش و پرورش و مدرسه نداشته است .

« صدای معلم " با توجه به تجارب پیشین و بر مبنای یافته های علمی به وزیر آموزش و پرورش پیشنهاد می کند تا " دفتر همکاری های آموزش و پرورش و دانشگاه " در این وزارتخانه تاسیس شود .

( البته این رسانه در گزارش دیگری عملکرد ستاد همکاری های حوزه علمیه و آموزش و پرورش را مورد نقد و ارزیابی کارشناسی قرار خواهد داد . )

همچنین پیشنهاد می گردد با توجه به عملکرد ضعیف معاونت برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش یکی از متخصصین عملگرا در حوزه اقتصاد آموزش و پرورش به این سمت برگزیده گردد .

بدون تردید نظارت علمی ، نافذ و مستمر در بهبود فرآیندهای مدیریتی و مدیریت اثربخش نقش مهمی ایفا خواهد کرد .

پایان گزارش/


اقتصاد آموزش و پرورش و جای خالی متخصصان تعلیم و تربیت

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

گروه گزارش- نرگس کارگری/

گفت و گوی صدای معلم و مدارس غیرانتفاعی و مشکلات معلمان و فرهنگیان

پیرو نامه های متعدد معلمان مدارس غیرانتفاعی به صدای معلم دال بر نادیده گرفتن فعالیت های آنان و نبودن اولویت و امتیاز حتی در آزمون های استخدامی و هم چنین بی توجهی نمایندگان مجلس به حل مشکلات آنها به عنوان یک نیروی آزاد که همپای معلمان مدارس دولتی در جهت ارتقای سطح علمی و آموزشی تلاش می کنند و با توجه به آنکه نگاه ویژه اولیا و موسسان مدارس را لحظه به لحظه به جنبه اهمیت هزینه های پرداختی از جانب خانواده ها در این گونه مدارس که کاملا خصوصی محسوب می شود بیش از سایر مدارس دارا هستند‌، این توقع ایجاد می شود که دولت نسبت به نحوه ی به کارگیری و رصد شرایط حقوقی ،بیمه ، امنیت شغلی و امکانات رفاهی که این معلمان نگاه منحصر به فردی را نیز داشته باشد.
شکایت های معلمان این گونه مدارس به اداره کار ، تعاون و رفاه اجتماعی به نفع آنان تمام نمی شود. زیرا ساعت های کاری را با مفاد قانون کارگر و کارفرما طبق آیین نامه ساعتی محاسبه می کنند و باز هم حقوق آنان تضییع می شود. از این حیث‌ سعی شد با تعدادی از معلمان این مدارس به صورت مطالعه ای پژوهشی مصاحبه ای صورت بگیرد و در حال حاضر تنها پاسخ های آنان نسبت به سوالات خبرنگار این رسانه منتشر شود.
اکثریت کسانی که مورد پژوهش قرار گرفتند ، از نداشتن قرارداد صحبت کردند و اینکه مدارس از آن ها چک سفید امضا با مبالغ ده میلیون به بالا و یا سفته معادل آن برای ضمانت کار اخذ کرده اند .
ترس از دست دادن شغل و برخوردهای مدیران مدارس عمده بیان نکردن نام و مشخصات افراد و حتی استقبال نکردن از مصاحبه شد.
در هر اداره واحدی به نام مشارکت های مردمی وجود دارد که اغلب معلمان از نحوه ی پاسخ دهی و پیگیری مشکلاتشان شاکی بودند.
ولی هیچ کدام از معلمان مورد مصاحبه و همکاران همراهشان موارد اعتراض خود را به ارزیابی عملکرد اطلاع نداده بودند.

متاسفانه با اینکه این معلمان اکثرا تحصیل کرده های دانشگاهی و بعضا با مدارک لیسانس و ارشد و دکتری بودند ولی از حقوق مدنی خود هیچ مطالعه نداشته و صرفا به مقایسه حق الزحمه ها و امکانات مدارس با یکدیگر اکتفا می کردند.

نیمی از مصاحبه شوندگان خانم و نیمی آقا بودند .
آنان گفتند نامه های بسیاری به وزرای آموزش و پرورش ، نمایندگان مجلس ، سازمان بازرسی کل کشور و حتی بیت رهبری نوشته اند و خواستار نگاه ویژه به وضعیت نابه سامان خود شدند ولی متاسفانه هیچ جوابی دریافت نکردند.
یکی از معلمانی که از استان یزد با وی مصاحبه شد گفت از نماینده این استان که به تازگی طرحی برای سایر معلمان به خصوص خرید خدمات و نیروهای بعد از ۹۲ نهضت که شرایط شان به عنوان نیروی آزاد با آنان یکسان است خواسته ایم که نسبت به معلمان مدارس غیر دولتی هم امتیازاتی را قائل شوند.

از آقای زینی وند می خواهیم که بررسی تخصصی تری راجع به مدارس غیرانتفاعی داشته باشند و نیروهای آموزشی این مدارس را منحصر به موسس ندانند و برای جلوگیری از بیگاری هایی که از نیروهای این مدارس کشیده می شود چاره ای بیندیشند.
برای هر دانش آموز حداقل از سه میلیون و شش صد تا ۲۷ میلیون در مدارس گرفته می شود ولی برای معلم حقوقی بسیار بسیار پایین تری در نظر گرفته می شود.

 

* 5 سال دبیر ریاضی مدرسه غیرانتفاعی هستم.
دو سال بدون بیمه کار کردم. از سال سوم بیمه کامل شدم.
حقوق هم سال سوم ساعتی ۱۰ هزار تومان
ولی سال چهارم و پنجم ساعتی ۱۵هزار تومان
حدود ۳۰ ساعت در هفته کلاس دارم حقوقم ۲ میلیون تومان است.

 

* مقطع متوسطه اول و دوم از استان خراسان

برای نیروهای آزاد زیاد مزایا ندارند .
عیدی و پاداش در نظر نمی گیرند.
دی و خرداد حقوق نداریم.با اینکه کار نیروی آزاد را بیشتر از رسمی قبول دارند ،اما در مورد حقوق و بیمه می گویند دستمان بسته است.ارشد ریاضی محض از دانشگاه تهران دارم.در مدارس غیرانتفاعی متاسفانه بیشترین سود به جیب موسس مدرسه می رود.اکثرا هیچ بیمه ای در نظر نمی گیرند .فقط به خاطر اینکه به اداره کار یا بیمه پاسخگو باشند حدود یک هفته در ماه بیمه می کنند.امسال مدرسه ای که می خواستم با آن ها همکاری کنم حقوق ماهیانه ششصد هزارتومان و بدون بیمه را پیشنهاد دادند .وقتی حساب کردم نصف این پول باید خرج رفت وآمد می شد منصرف شدم. توقع خانواده ها از معلمان غیرانتفاعی بالاست.چون پول می دهند می خواهند همه چیز طبق میل آن ها باشد.مدیران مدرسه هم برای اینکه منبع درآمدشان همین خانواده ها هستند مجبورند حق را به خانواده بدهند.

گفت و گوی صدای معلم و مدارس غیرانتفاعی و مشکلات معلمان و فرهنگیان

* اهل گلستانم و مدرک فوق لیسانس ریاضی دارم.

من دبیر متوسطه اولم. برای ما ساعتی حساب می کنند. در یک شهرستان 200 هزار نفری ساعتی 8 هزار تومان که از این مبلغ 10درصد برای مالیات کسر می کنند و هیچ گونه بیمه ای برایمان پرداخت نمی کنند. می گویند چنانچه بخواهید بیمه شوید اسم تان را در  لیست می فرستیم ولی فقط خودتان باید هزینه اش را واریز کنید. مزایا هم به جز روز معلم هیچ چیز دیگری نداریم. که آن هم از حقوق خودمان کم می کنند و برایمان هدیه می خرند. حتی عیدی و سنوات هم نداریم.

 

* اهل لرستانم . البته من در مدرسه ای کار کردم که مادرم موسسش هست ولی مشکلات خیلی خیلی زیاد بود و هست...من خودم کلکسیونی از مشکلات هستم...یه چند دقیقه اجازه بدین یه متن خوب براتون بفرستم....
 از سال 1392 تا هم اکنون در مدرسه غیرانتفاعی در مقطع پیش دبستانی شروع به کار کردم...
این را هم ذکر کنم مدرسه غیرانتفاعی من فقط یک کلاس در مقطع پیش دبستانی در یک روستا داشت...
چون مردم روستا اکثرا کارگر یا کشاورز بودند درآمد زیادی نداشتند و جزو قشر محروم جامعه هستند و قادر به پرداخت شهریه پیش دبستانی نیستند.
مجبور شدیم شهریه ها را کم کنیم...باز هم در اکثر موارد یا پول رو نمی دادند و یا خیلی دیر می دادند...
در این دوران بیمه نبودم و نمی توانستم خودم را بیمه کنم ...پولی که به دست می آوردم خرج ایاب و ذهابم می شده و می شود.
من در سال 97 ، 6 تا دانش آموز داشتم و ماهی 80 هزار تومان از آنها می گرفتم و کل حقوقم 480 هزار تومان بود و چون مدیر مدرسه هم خودم بودم خرج های جانبی مدرسه هم پای من بود....
این هم از داستان سوزناک ما.

 

* اهل گیلانم .برایتان بگویم که من حتی یک روز هم بیمه ندارم .
حقوق هم هر زنگ یعنی 1.45 دقیقه ده هزار  تومان می دهند.همه دستمزد حتی پول کرایه ای نمی شود که می رویم. متاسفانه با اینکه این معلمان اکثرا تحصیل کرده های دانشگاهی و بعضا با مدارک لیسانس و ارشد و دکتری بودند ولی از حقوق مدنی خود هیچ مطالعه نداشته و صرفا به مقایسه حق الزحمه ها و امکانات مدارس با یکدیگر اکتفا می کردند !

 

* من اهل لرستانم .از لاعلاجی سر کار می روم.مجبورم برای 2 ساعت در یک دبیرستان از اول سال تا پایانش  180 هزار تومان به من دادند.
هیچ عیدی و سنوات و مزایایی هم ندارم.هنوز قرارداد ننوشتند اما قرار شده یک میلیون و صد هزار تومان امسال بدهند .اما بیمه کامل بخواهم بپردازم تقریبا نصف حقوق کم می شود . بعضی مدارس چند روزی بیمه رد می کنند.سال قبل ۸۸۰ هزار تومان حقوقم بود و ۳۵۰ هزار تومان‌هم برای بیمه کم می شد .چون خودم می خواستم بیمه باشم اگر نمی خواستیم ۵ روز پرداخت می شد.کاش واقعا کسی به فکر نیروهای آزاد بود.البته مدارسی هستند با ۳۰۰ و ۵۰۰ هزار تومان فعالیت می کنند. من در مدرسه ای با جمعیت زیادتر هستم و نام مطرحی دارد.یعنی مدرسه اسم و رسم دار با ساختمان با امکانات و تعداد دانش آموز نزدیک ۲۰۰ نفرمدیر با سرمایه ی شخصی این مدرسه را راه انداخته. البته ناگفته نماند که بنده خدا خودش هم زیاد هزینه کرده حالا تا کی سرمایه ی اولیه رو بتونه جمع کند .

 

* اهل کرمانم . چی بگم معلم های غیر انتفاعی مزایایی ندارند حقوقم کم است ولی من چون تو خونه بیکار نباشم می روم.اکثر همکارانم مثل خودم بیمه نیستند .تازه نیروهای دولتی سر حقوق و بیمه مشکل دارند چه برسد به غیر انتفاعی ها.پانصد هزار تومان حقوق می گیرم . دو سال است  سابقه کار دارم. متاسفانه اصلا دولت نظارت کافی نداره نه تنها اینجا بلکه همه زمینه ها!
من دو سال سابقه کار دارم.
امروز تو تاکسی نشسته بودم دیدم اولیای دانش آموز مدارس دولتی آه و ناله داشتن که از ما بابت ثبت نام دویست هزار تومان گرفتند .مدرسه اگه دولتی هست این پول ها برای چیست؟ مردم خرج نان شب رو ندارند.

 

* در استان مازندران زندگی می کنم .22 روز بیمه برایمان واریز می کردند. مهر تا اردیبهشت بیمه داشتیم . به تعداد ساعت هایی که بودیم مدرسه حقوق پرداخت می کرد. پنج شنبه وجمعه و تابستان حقوق نداریم.
هیچ مزایای دیگری هم نداریم.
میزان حقوق اگر در ماه تعطیلی نداشتیم و به مرخصی نمی رفتیم به 500 هزار تومان می رسید.

گفت و گوی صدای معلم و مدارس غیرانتفاعی و مشکلات معلمان و فرهنگیان

* اهل گلستانم . کار در مدارس غیرانتفاعی در واقع نوعی کار با حقوق و مزایای بسیار ناچیز و اندک است.
کار در این گونه مدارس به گونه ای است که معلم حق گرفتن حقوق در حد کاری که می کند را ندارد. معلم حق مرخصی گرفتن و حتی بیمارشدن را ندارد. و فقط می تواند سه روز درسال مرخصی داشته باشد.
هر وقت والدین دانش آموزان انتقادی از کارمعلم داشته باشند، موسس بی آنکه حرف دو طرف رابشنود ، حق را به والدین می دهد فقط به این خاطر که آنان شهریه می پردازند. بنابراین باید راضی از مدرسه بیرون بروند تا سال دیگر نیز فرزند خود را آنجا ثبت نام کنند.
در این گونه مدارس معلمان اغلب یک چهارم و یا حتی یک پنجم معلمان رسمی حقوق می گیرندکه بیشتر اوقات آن را هم با تاخیر دریافت می کنند.
این معلمان زحمت کش و بی ادعا عیدی ،پاداش،بیمه و...ندارند.
و در آخر ظلم زیادی به این قشر از معلمان تنها به این جهت که آنان معلم رسمی نیستند، می شود.حقوق من سال89 هشتاد هزار تومان. 90 صدوپنجاه هزار تومان.  سال91دویست هزار تومان.  سال92 دویست و هفتاد هزار تومان.  سال93‌ سیصد و پنجاه هزار تومان . سال94 پانصد هزار تومان . سال95 ششصد و هفتاد هزار تومان . از سال95 به بعد کارنکردم. بدون بیمه و مزایا و بدون عیدی.سال 95 کارشناس اداره اسم من و دو نفر از همکارانمان را به عنوان بهترین های منطقه به اداره داد. اون سال از اداره زنگ زدند برای قرارداد خرید خدمات.  ماهی 500 هزار تومان همراه بابیمه می پرداختند.  الان نمی دانم چقدر است.

 

* کارشناس ارشد زیست ،اهل خراسان رضوی هستم . مدارس غیر انتفاعی فقط تا می توانند از آدم کار می کشند با حقوق بسیار پایین ! امسال تازه ساعتی ۶ هزار تومان پرداخت کردند. ولی دورمان می زنند. بعد عید پولمان را نمی دهند.  بیمه ام نیستیم . اگر خواسته باشیم بیمه شویم باید خودمان پولش را بپردازیم . تا یکم صحبت می‌کنیم می گویند می توانید بروید. لیسانس بیکار زیاد است. باید مبصر کلاس باشی همیشه بچه ها رو ساکت نگه داری و بر خلاف میلت چون مدرسه پولی هست باید به بچه ها نمره دهی.در کل اصلا مزایا ندارد. فقط اعصابت از بین می رود. فقط فرسودگی برایم معلم می ماند. سودش هم در جیب دیگری ست.

 

* اهل فسا هستم . بنده دانشجوی دکتری برنامه ریزی درسی ام. مقطع پنجم ابتدایی را تدریس می کنم.
در دانشگاه نگفته ام که شش سال است معلمم چون به اندازه یک معلم ارزش برایمان قائل نیستند. من در یکی از استان های مرزی زندگی می کنم و ماهی پانصد هزار تومان بدون بیمه حقوق من‌ است. اختیارات کلاس هم دست مدیر است. آخر هر نیم سال کارنامه ها را خودشان صادر می کنند‌. وقتی بازرسین هم می آیند می گویند خوب حرف بزنید.  عصرها در یک تعمیرگاه کار می کنم تا بتوانم مخارجم را تامین کنم. من تاکنون ازدواج هم نکردم.
در مدرسه نه عیدی تاکنون به من دادند و نه مزایایی پرداخت کردند . سال گذشته فقط برای روز معلم با مدیر و همکاران با دانش آموزان به اردو رفتیم.

 

* با مدرک کارشناسی ارشد آموزش ابتدایی در ناحیه سه اصفهان در پایه چهارم تدریس می کنم.
۶۵۰ هزار تومان حقوق می گیرم و فقط فروردین و اردیبهشت را بیمه هستم. مابقی ماه های سال را خودم پرداخت می کنم. هیچ کدام از معلمان مورد مصاحبه و همکاران همراهشان موارد اعتراض خود را به ارزیابی عملکرد اطلاع نداده بودند !
هر سال از ۱۵ تا ۲۷ دانش آموز داشته ام.  
در مدارس غیر انتفاعی دانش آموزان با مشکلات زیاد را ثبت نام می کنند. کنترل کلاس برخی مواقع از دسترس خارج می شود. فضای کلاس بسیار کوچک است و اصلا نمی شود تکان خورد. کلاس من امسال زمستان بخاری هم نداشت چون جای گذاشتنش نیست.
هیچ مزایایی نداریم. برای روز معلم همکاران باید پول روی هم بگذارند برای مدیر هدیه بخرند. شما از عیدی و سنوات نگویید که آن ها پیشکش ! معلم های مدارس غیرانتفاعی هر روز باید نگران باشند که مواخذه نشوند. اخراج نشوند. امنیت شغلی ندارند. مثلا مادر سارا امروز بگوید چرا خانم فلانی به دخترم گفت چرا درس دیگر را کار نکردی مدیر از کم کاری من می بیند و مرا سرزنش می کند و مرتب می گوید فکر سال بعدت را بکن. دو ماه یکبار به ما حقوق می دهد آن هم به صورت چک. قبل مهر هم موقع قرارداد ده میلیون سفته می گیرند. بیمه هم نداریم مگر آنکه خودمان پرداخت کنیم. از ۶۰۰ هزار تومان من همه را باید برای بیمه بپردازم. تازه چون دو ماه یکبار حقوق می دهد جریمه بیمه ماه قبل را هم خودم باید بدهم.

 گفت و گوی صدای معلم و مدارس غیرانتفاعی و مشکلات معلمان و فرهنگیان

* اهل تهرانم . پنج سال است در مدرسه غیرانتفاعی نمونه ای کار می کنم. در کلاسم دو دانش آموز اوتیسم دارم. به خاطر کتک هایی که به من می زدند کلیه راستم دچار مشکل شد و یک هفته نتوانستم به مدرسه بروم. به خاطر اعتراضم که باید این دو دانش آموز به مدارس مخصوص خودشان بروند ، مدیر مدرسه حقوق آن ماه را نپرداخت. گفت شما معلمی و باید از پس کلاس بر بیایی. بیمه هم نیستم. ماهی ۵۰۰ هزار تومان دریافت می کنم. هیچ مزایایی ندارم.


* لیسانس آموزش ابتدایی دارم. همکارانم که خرید خدمات خوزستان شدند وضعشان بهتر از ماست. آن ها حقوق اداره کار و بیمه نه ماه را لااقل می گیرند.
 اهل خرمشهرم . مدرسه ای که من در آن کار می کنم دوره اول است. شش کلاس دارد. در هر کلاس ۲۰ تا ۲۵ نفر دانش آموز .حقوقی که امسال به من دادند ۴۵۰ هزار تومان بود با دو سوم بیمه که از خودم کسر کردند. دانش آموزان اختلالات یادگیری را نمی توانیم تکرار پایه کنیم. صدای اولیا در می آید. به اجبار مدیر با نمراتی نسبتا خوب به پایه بالاتر می روند.
اگر بیمار شویم و یا اضطراری مرخصی بخواهیم از حقوقمان کسر می شود. حقوق فروردین را نصفه می پردازند. تا اواسط خرداد مدرسه می رویم ولی حقوقی نمی دهند. برای فرم اجباری مدرسه هر سال باید ۲۹۰ هزار تومان بپردازیم که همه کادر همسان باشند. برای جشن های مدرسه باید لباس تم آن جشن را بپوشیم و هزینه آن را از خودگان می گیرند.
هیچ مزایایی هم نداریم.
عیدی و سنوات هم نداریم.
من چون با سابقه ترین مدرسه هستم برای روز معلم به من یک پتوی مسافرتی دادند.
برای مدیر و معاونین مدرسه هم معلمان باید هدیه بخرند. از اولیا کل هزینه کتاب های کمک آموزشی را می گیرند و با تخفیف از انتشارات می خرند و بعد پای من معلم می نویسند که چون قرار است سر کلاس کار شود به معلم داده می شود . در صورتی که چنین چیزی نیست. لیسانس جامعه شناسی دارم و ۳۴ سنم هست.حدودا چهار سال معلم غیرانتفاعی بودم و پنج سال هم خرید خدماتم. که سه سالش را در استانی محروم کار کردم.
سه سال است از طریق خرید خدمات بیمه شدم. ولی در غیرانتفاعی بیمه نداشتم. بعد از مدرسه و روزهای تعطیل در شرکتی کار می کنم. سه ماه تابستان را راننده ام. دخل و خرج با هم نمی خواند .در مدرسه غیرانتفاعی ماهی ۶۰۰ می گرفتم. خرید خدمات هم شش ماه است هیچ حقوقی نگرفتم. معلمی را دوست دارم وگرنه خانواده ام از اینکه جوانی ام بیهوده رفته است ناراحتند. پول بنزینم ماشینم را هم نمی توانم در بیاورم.
ارشد دانشگاه دولتی قبول شدم ولی نرفتم.
مدارس غیرانتفاعی فقط پول می گیرند ولی امکاناتی بیشتر از دولتی ارائه نمی دهند. مگر مدارسی خاص. من به کسی پیشنهاد نمی کنم غیرانتفاعی ثبت نام کند.


گفت و گوی صدای معلم و مدارس غیرانتفاعی و مشکلات معلمان و فرهنگیان

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

گروه گزارش/

گزارش صدای معلم و جایگاه تعلیم و تربیت و استقلال آموزش و پرورش

امروز شنبه 23 شهریور مراسم تکریم و معارفه محسن حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با حضور معاون اول رئیس جمهور ، وزیر آموزش و پرورش ، برخی از وزرای سابق آموزش و پرورش ، مدیران کل آموزش و پرورش استان ها ، اعضای ستادی و شورای معاونین وزارت آموزش و پرورش و خبرنگاران و اصحاب رسانه برگزار گردید .

در ابتدای این نشست کلیپ های ویدئویی – تبلیغاتی از عملکرد سیدمحمد بطحایی و سیدجواد حسینی توسط ویدئو پروژکتور که توسط روابط عمومی این وزارتخانه تهیه شده بود به نمایش درآمد .

این نشست تقریبا در موعد مقرر شروع گردید و این برخی  از مدیران ستادی وزارت آموزش و پرورش بودند که مطابق معمول خود را با تاخیر به نشست می رساندند .

از وزرای سابق آموزش و پرورش علی اصغر فانی ، سیدکاظم اکرمی ، سیدمحمد بطحایی ، علیرضا علی احمدی و محمود فرشیدی در نشست حضور داشتند . سیدجواد حسینی سرپرست سابق وزارت آموزش و پرورش نیز حضور داشت اما خبری از دانش آشتیانی نبود .

ابتدا سیدمحمد بطحایی به عنوان نخستین سخنران به بیان عملکرد 22 ماهه وزارت خویش پرداخته و از آن دفاع کرد اما اشاره ای به دلیل و یا دلایل استعفای مبهم و پرسش برانگیز خویش نکرد .

گزارش صدای معلم و جایگاه تعلیم و تربیت و استقلال آموزش و پرورش

بطحایی به تغییر شیوه انتخاب مدیران مدارس اشاره کرد و مجددا از مافیای کنکور ، کتاب های به اصطلاح کمک آموزشی  و... انتقاد کرد .

بطحایی ضمن اشاره به این که در مدت وزارت وی فعالیت های پرورشی خیلی خوب و رو به جلو بوده است تصریح کرد که بیش از 80 درصد وعده هایش یا به سرانجام رسیده و یا در حال انجام است .

وزیر پیشین آموزش و پرورش تاکید کرد که آموزش و پرورش و اداره آن از عهده یک ، 10 نفر ، 100 نفر و... برنمی آید .

زمانی که بطحایی به روی سن آمد با استقبال گرم و روبوسی مجری مراسم رو به رو شد و زمانی که سخنرانی بطحایی که اکثرا محتوای تکراری و کلیشه ای داشت به پایان رسید باز هم با استقبال گرم مجری مراسم مواجه شد اما پس از پایان سخنرانی حسینی سرپرست سابق وزارت آموزش و پرورش مجری آفتابی نشد .

مجری مراسم در حین صحبت به حضور افراد و اشخاص حقیقی و حقوقی اشاره کرد جز خبرنگاران و رسانه ها .

حسینی حدود 10 دقیقه به ایراد سخن و دیدگاه های خویش پرداخت .

گزارش صدای معلم و جایگاه تعلیم و تربیت و استقلال آموزش و پرورش

حسینی گفت :

ما باید تلاش کنیم از کم پنداری و کوچک انگاری به نظام تعلیم و تربیت در تمام سطوح جلوگیری کنیم .

ما باید  تلاش کنیم استقلال آموزش و پرورش حفط شود .

زمانی که حسینی سخنرانی اش را به پایان رساند از محمود فرشیدی که در ابتدا نام او را نبرده بود عذرخواهی کرد .

( مشروح سخنان سیدجواد حسینی در صدای معلم منتشر خواهد گردید . )

پس از حسینی ، اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور به مدت 33 دقیقه سخنرانی کرد .

جهانگیری گفت : آقای بطحایی خودش استعفا داد، من وقتی خبردار شدم که با استعفای وی موافقت شده بود. این اتفاق در ایام تعطیلات عید فطر بود و من خبر را در موبایل دیدم. تعجب کردم که ایشان هوس مجلس به سرش زده است.

معاون اول رئیس جمهور مهم ترین اولویت توسعه در ایران را توسعه علمی و توسعه نیروی انسانی دانست .

گزارش صدای معلم و جایگاه تعلیم و تربیت و استقلال آموزش و پرورش

جهانگیری در پایان سخنان خویش گفت :

یکی از رویکردهای مهمی که هم در آموزش و پرورش باید با حساسیت دنبال شود و هم در جامعه این است که کودکی و نوجوانی را به رسمیت بشناسیم .

این ممکن است در برنامه جایی نیاید . کودک حق دارد بازی کند . ما نباید تا کودکی بازی کرد فکر کنیم خیلی کار عجیبی است .

کودک حق دارد ورزش کند . کودک حق دارد که از نشاط و شادی برخوردار باشد .

کودک حق دارد که با مهر و محبت با او رفتار شود .

این باید در تمامی رویکردهای ما حاکم باشد و این ها را به رسمیت بشناسیم .

وقتی این ها را به رسمیت نمی شناسیم مجبوریم در مقابل حوادثی قرار بگیریم که برای حل آن حوادث باید از حیثیت همه ی نظام مایه بگذاریم که ببینیم که بدانیم آن را چگونه حل کنیم .

این سخنان جهانگیری اشاره ای ضمنی به مرگ " سحر خدایاری " مشهور به " دختر آبی " بود که انعکاس های بسیار گسترده در داخل و خارج داشت اما معاون اول رئیس جمهور اشاره ی مستقیمی به آن نکرد .

( مشروح سخنان معاون اول رئیس جمهور در صدای معلم منتشر خواهد شد . )

آخرین سخنران این مراسم ، « محسن حاجی میرزایی » وزیر آموزش و پرورش بود .

حاجی میرزایی 22 دقیقه سخنرانی کرد . با آن که زان پایان مراسم ساعت 10 صبح اعلام شده بود اما ایشان تا حدود ساعت 20 / 10 به ایراد سخن پرداخت .

وزیر آموزش و پرورش دسترسی به آموزش باکیفیت را حق همه شهروندان دانست و گفت: ما متعهدیم که این حق را در کل جامعه برقرار کنیم. در سال‌های گذشته تلاش‌های زیادی شده است تا نابرابری‌های آموزشی رفع شود اما هنوز در ابتدای راه هستیم و باید برای رفع کامل این نابرابری‌ها تلاش کنیم.

گزارش صدای معلم و جایگاه تعلیم و تربیت و استقلال آموزش و پرورش

وی ادامه داد: آموزش و پروش باید بتواند به نیازهای جامعه پاسخ دهد. امروز اندیشمندان معتقدند سرعت تحولات به گونه‌ای است که جریان کسب و کار دچار تغییرات اساسی خواهد شد و بسیاری از مشاغل حذف و مشاغل جدیدی اضافه می‌شود. این تغییرات چهره جامعه را عوض می‌کند و ما باید به این سوال پاسخ دهیم که نسل جدید تا چه حد توانایی مواجهه با این دنیای جدید را دارد.

حاجی‌میرزایی گفت: مفهوم حقیقی توسعه‌یافتگی به این معناست که اگر جامعه‌ای وارد عصر جدیدی شد خود را نبازد و بتواند با تکیه بر ارزش‌های خود بر روی پای خود بایستد، اگر تغییرات ما را دچار سرگردانی کند یعنی کار خود را به درستی انجام نداده‌ایم.

وی گفت: آموزش و پروش فروش یک کالا از یک تولیدکننده به یک مصرف‌کننده نیست،‌ دانش‌آموزان دریافت‌کننده نیستند آن‌ها انتخاب‌کننده هستند. آن‌ها ذوق، شوق، نفرت و عشق دارند. آن‌ها خستگی و نشاط دارند و نظام تعلیم و تربیت باید بتواند با توجه به این نکات به نیازهای آن‌ها پاسخ دهد.

وزیر آموزش و پرورش در پایان تاکید کرد: ما باید دانش‌آموزان را برای پذیرش و ایفای نقش فعال و داوطلبانه تربیت کنیم در این راه معلم رکن اصلی است. ما باید به معلمان خود ارج بگذاریم، معلمان باید از برترین منزلت اجتماعی برخوردار باشند. بنده تلاش خواهم کرد که برنامه‌هایم را حول معلمان سازمان‌دهی کنم .

طولانی شدن مدت مراسم باعث گردید تا برخی از حاضران سالن را ترک کنند .

برخی از مدیران ستادی  نیز مانند شاپور محمد زاده که هم زمان  دو پست سرپرست مرکز امور هماهنگی، ارتباطات و حوزه وزارتی و نیز ریاست سازمان سوادآموزی را بر عهده دارد در حین سخنرانی وزیر آموزش و پرورش در حالت خواب و بیداری به سر می برد .

با این حال محسن حاجی میرزایی و علی رغم مشاهده جو سالن به سخنرانی خویش ادامه داد .

3 ردیف از صندلی های جلو به مدیران کل ستادی و شورای معاونین و مقامات اختصاص  داده شده بود اما خبری از اختصاص جایگاه برای خبرنگاران نبود .

گزارش صدای معلم و جایگاه تعلیم و تربیت و استقلال آموزش و پرورش

گزارش صدای معلم و جایگاه تعلیم و تربیت و استقلال آموزش و پرورش

پایان گزارش/


گزارش صدای معلم و جایگاه تعلیم و تربیت و استقلال آموزش و پرورش

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

گروه گزارش/

پرسش های صریح صدای معلم از هیات رئیسه دانشگاه فرهنگیان در مورد وقایع اخیر این دانشگاه و اطلاعیه رئیس دانشگاه فرهنگیان

پس از اطلاعیه حسین خنیفر رئیس دانشگاه فرهنگیان در مورد وقایع اخیر این دانشگاه که با واکنش و حتی موج محکومیت در شبکه های اجتماعی رو به رو گردید ؛ هیات رئیسه دانشگاه فرهنگیان در این خصوص اطلاعیه ای صادر کرده است .

در این اطلاعیه آمده است :

" دانشگاه شریف و ارزش مدار فرهنگیان هرگز اجازه شبهه افکنی  به آرمان ها و ارزشهای اسلامی را به احدی نخواهد داد به همین منظور ، با قاطعیت برخورد لازم را با خاطی به عمل آورده است. فرد مذکور در هیچ کدام از سلسله مراتب ارشد مدیریتی دانشگاه جایگاهی ندارد و بر خلاف مطلب منتشر شده از سوی برخی منابع خبری از مسئولین دانشگاه محسوب نمی شود. بهتر است مسئولان این دانشگاه که وظیفه ی برنامه ریزی و سیاست گذاری در این دانشگاه را بر عهده دارند تعریف خود را از " معلم شایسته " به صورت دقیق و عملیاتی شفاف کنند .

هیات رئیسه دانشگاه فرهنگیان در ادامه آورده است :

" ما اعضای شورای معاونین به همراه کارکنان دانشگاه فرهنگیان در سراسر کشور همچنین اعلام می داریم جای پرداختن به این مباحث در کرسی های آزاد اندیشی است نه فضای غبار آلود مجازی. 

 از زمان استقرار مدیریت جدید دانشگاه، فضای نقد و نظر در حوزه های مختلف سیاسی و اجتماعی از رشد قابل قبولی برخوردار و نمونه بارز فضای آزاد سیاسی و نقد، آمار مناظرات دانشجویی با حضور شخصیت های برجسته سیاسی از تمام جریانات مختلف در دانشگاه و نگاه برابر به تشکل های اسلامی با گرایش های مختلف است و دیگر نمونه آن مراسم شانزده آذرسال گذشته در تمام مراکز و پردیس ها بود که در سطح ملی برای اولین بار یازده تشکل دانشجویی در فضای کاملا آزاد به بیان دیدگاه ها و نقد های خود در حضور وزیر آموزش و پرورش پرداختند.

وجود بیش از 140 نشریه دانشجویی، موفقیت های تیم های راه یافته به مناظرات کشوری دانشگاه فرهنگیان در کنار افزایش تشکل های سیاسی در مدیریت جدید نشان می دهد اتهامات وارده مبنی بر تک صدایی در دانشگاه فرهنگیان  مردود است.

 ما خادمان دانشگاه فرهنگیان در راستای تحقق فرامین رهبر فرزانه انقلاب برای جبران کمبود معلم مورد نیاز برای کلاس های درس، تمام اهتمام خود را به کار بسته ایم و از همه دلسوزان و علاقه مندان به اصلاح نظام تربیتی کشور استدعا داریم به جای حاشیه سازی بر یک اتفاق نامیمون، اهتمام خود را به یاری این دانشگاه برای تامین معلم شایسته نظام جمهوری اسلامی معطوف نمایند.

در پایان ضمن مذمت هرگونه جسارت یا شبه افکنی در احساسات مذهبی ملت شریف ایران،  همه همکاران دانشگاه و دانشجوم علمان را در درون و تمام افرادی که با نقد های تند و بعضا غیرواقعی که از فرصت ایجاد شده سعی در سوء استفاده و تسویه حساب شخصی کردند را دعوت به آرامش کرده و از خداوند سبحان در ایام عزاداری حسینی (ع) طلب  توفیق خدمت به نظام تعلیم و تربیت کشور را مسئلت می نماییم .

نخستین پرسش « صدای معلم » آن است که وقتی نظرات خدیجه گلین مقدم حتی در صفحه شخصی اش تحمل نشده و دستاویز عده ای برای تسویه حساب و شانتاژ رسانه ای قرار می گیرد قرار است تا در کرسی های آزاد اندیشی با تفسیری که آقایان دارند دیدگاه های خویش را مطرح کند ؟ آیا واقعا از سوی مسئولانی که خود را " مدیریت ارشد " این دانشگاه می خوانند و می دانند چنین باوری وجود دارد ؟

هیات رئیسه این دانشگاه ضمن دفاع از حضور فضای باز و نقد آزاد برای اثبات مدعای خویش به  مراسم شانزده آذر سال گذشته اشاره کرده است که در سطح ملی برای اولین بار یازده تشکل دانشجویی در فضای کاملا آزاد به بیان دیدگاه ها و نقدهای خود در حضور وزیر آموزش و پرورش پرداختند.

پرسش این است چند درصد از سخنان نمایندگان این تشکل ها به صورت مشروح در پرتال دانشگاه فرهنگیان و فارغ از کلیشه های  غالب و کسل کننده روابط عمومی منتشر گردید ؟

 فقط رسانه صدای معلم بود که این دیدگاه ها را به صورت کامل منتشر کرد .

پرسش های صریح صدای معلم از هیات رئیسه دانشگاه فرهنگیان در مورد وقایع اخیر این دانشگاه و اطلاعیه رئیس دانشگاه فرهنگیان

پرسش دیگر صدای معلم آن است که چرا در این گونه نشست ها و سایر مناظرات دانشجویی از رسانه ها و خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش دعوتی به عمل نمی آید تا جامعه و افکار عمومی بدانند در " دانشگاه فرهنگیان چه می گذرد ؟

با این حال ؛ علی رغم درخواست صدای معلم از مسئولان وزارت آموزش و پرورش برای انتشار کامل این نشست ها توجهی به آن نگردید ؟

بهتر است مسئولان این دانشگاه که وظیفه ی برنامه ریزی و سیاست گذاری در این دانشگاه را بر عهده دارند تعریف خود را از " معلم شایسته " به صورت دقیق و عملیاتی شفاف کنند .

آیا "صلاحیت های حرفه ای " مطابق حداقل استانداردهای آموزش پویا و علمی دنیا در برنامه های این دانشگاه تعریف و تبیین شده است ؟

پرسش های صریح صدای معلم از هیات رئیسه دانشگاه فرهنگیان در مورد وقایع اخیر این دانشگاه و اطلاعیه رئیس دانشگاه فرهنگیان

آیا با سازو کاری که در این دانشگاه پیش بینی شده و مهم تر از آن نگرشی که این مقامات نسبت به آموزه های " مدیریت مدرن و علمی " دارند ؛  اساسا از دانشگاه فرهنگیان " معلم حرفه ای " بیرون می آید ؟

اصولا آیا مفهوم تربیت معلم حرفه ای با آموزش ایدئولوژیک سازگار بوده و هم خوانی دارد ؟

در فقدان حضور " سازمان نظام معلمی " چگونه می توان به تربیت و نگهداری معلمان حرفه ای در آموزش و پرورش امیدوار بود ؟

پرسش صریح صدای معلم آن است که چرا هیات رئیسه دانشگاه فرهنگیان تاکنون در برابر گزارش های صدای معلم بی تفاوت بوده است ؟

اگر واقعا " قانون " و اجرای دقیق آن توسط این هیات رئیسه و سایر ارکان دانشگاه پی گیری می شد دیگر چه دلیلی برای ورود نهادهای بازرسی  خارج از آموزش و پرورش به دانشگاه فرهنگیان بود ؟ پرسش دیگر صدای معلم آن است که چرا در این گونه نشست ها و سایر مناظرات دانشجویی از رسانه ها و خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش دعوتی به عمل نمی آید تا جامعه و افکار عمومی بدانند در " دانشگاه فرهنگیان چه می گذرد ؟

نظر این هیات رئیسه در مورد ابقای غیرقانونی دو معاون این دانشگاه چیست و چرا تاکنون " سکوت " پیشه ی خود کرده اند ؟

امیدواریم تا الگوی دانشجو معلمان در قانون مداری و احترام به روح قانون عملکرد این مسئولان نباشد .

داود محمدی نماینده  مردم تهران  پیرامون حواشی دانشگاه فرهنگیان عملکرد خنیفر را دور از اخلاق دانشگاهی و رفتار علمی دانسته و تصر یح می کند :

تحلیل و تفسیر باورها و اعتقادات فرهنگی،  ریشه های دینی و تاریخی داشته و این گونه اظهار نظرها بایستی با توجه و تکیه بر مقتضیات زمان و مکان و همچنین شناخت و درک مناسب از باورهای مذهبی جامعه توسط علما، روشنفکران دینی ،واندیشمندان مذهبی با رجوع بر متون تاریخی و دینی صورت پذیرد.

وی در ادامه رفتار رئیس دانشگاه فرهنگیان را به دور از اخلاق دانشگاهی و مدیریت علمی خواند و بر تسامح و تساهل و همچنین نگاه ارشادی و اصلاحی در دانشگاه فرهنگیان به عنوان یک خانواده و پرهیز از تنش و حاشیه تاکید نمود .

به نظر می رسد هیات رئیسه دانشگاه فرهنگیان به جای توصیه دیگران برای دعوت به آرامش ضمن پاسخ گویی و شفاف سازی از رئیس این دانشگاه بخواهد تا در مورد اطلاعیه خویش عذرخواهی کند .هر چند رفتارشناسی مدیران در این سیستم نشان می دهد که در این مورد نباید خیلی خوش بین باشیم .

پایان گزارش/


پرسش های صریح صدای معلم از هیات رئیسه دانشگاه فرهنگیان در مورد وقایع اخیر این دانشگاه و اطلاعیه رئیس دانشگاه فرهنگیان

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

گروه اخبار/

یکی از اولیاء دانش آموزان دبستان شهید باهنر واقع در حاشیه جنوبی شهر میانه در پیامی به صدای معلم نوشت : " عوض مجتمع آموزشی در تبریز و انباشتن کلاس های درس بلااستفاده در مرکز استان آذربایجان شرقی ؛ آقای پاشایی و مسئولین آموزش و پرورش استان و کشور لطفا به داد مردم و دانش آموزان خردسال مظلوم دبستان لازم التوجه شهید باهنر واقع در حاشیه جنوبی شهر میانه برسند که ده سال است حکم تخریب خورده و در حال ریزش است .

کجاست عدالت آموزشی؟!

آقای استاندار ! چرا به داد ما نمی رسید؟

آقای رییس جمهور ! چرا مساعدت ویژه ای نمی فرمایید؟ "

گروه استان ها و شهرستان ها/

تاکنون اخبار ، گزارش ها و یادداشت های انتقادی قابل توجهی در مورد عملکرد اداره کل آموزش و پرورش هرمزگان در صدای معلم منتشر شده است . اما تاکنون این اداره کل حتی یک پاسخ و یا جوابیه هم برای این رسانه ارسال نکرده است .

« صدای معلم » در 29 اردیبهشت 1398 در گزارشی نوشت : ( این جا )

" شاید یکی از ویژگی‌های مشترک مدیران انتشار پیام‌های تبریک و مناسبت‌ها است که گاهی حتی بدون اینکه مدیر پیام را خوانده باشد- پیام توسط روابط عمومی تنظیم می‌شود یا از فضاهای اینترنتی به‌صورت تمام‌قد کپی‌برداری می‌شود- در رسانه‌ها انتشار می‌یابد.

از این‌ دست پیام‌ها در آموزش‌ و پرورش نیز به فراوانی یافت می‌شود از پیام بازگشایی مدارس تا جشن‌ها و اعیاد، روز معلم و ..

بستگی به نوع مناسبت حساسیت مدیر در انتشار این متن‌ها نیز قابل‌ توجه است.

 امسال به مناسبت روز روابط عمومی اما هیچ‌کدام از مدیران 22 منطقه هرمزگان نه پیامی صادر نمودند و نه خبری مبنی بر تجلیل کارشناس روابط عمومی در وب‌سایتشان منتشر شد!

تنها یک پیام از مدیرکل در سایت قرار داده شد که اهمیت این پست را یادآور شده است!

حال جای سؤال اینجاست که جدا از مطالب روی کاغذ جایگاه روابط عمومی در مناطق و ادارات آموزش‌ و پرورش استان چگونه است؟

آیا روابط عمومی توان ارزیابی افکار فرهنگیان در مسائل آموزشی و تربیتی را دارد؟ اینکه دیدگاه و نظر وی چقدر در مجموعه‌اش دارای اهمیت و مهم شمرده می‌شود؟

شاید کارشناسان روابط عمومی آموزش‌ و پرورش ادارات و مناطق هرمزگان بتوانند درست‌ترین پاسخ را برای این سؤال به ما بگویند. ولی واقعیت امر این است که هرگز ارزش روابط عمومی فراتر از نصاب پارچه و عکاس جلسات فراتر نرفته است و امیدی به بهبود نیز نیست.

بیشترشان از نداشتن دوربین و اینترنت و لوازم ضروری حوزه کار گلایه مندند!

صدها خبر و گزارش کاملاً کپی شده در سایت خبری ادارات آموزش‌ و پرورش هرمزگان گواه این ادعا است که پایین‌ترین اهمیت مربوط به توجه و ارزیابی افکار عمومی است.

اینکه در بین این‌ همه گزارش غیرحرفه‌ای یک دیدگاه و مطالبه فرهنگیان قید نشده است به‌روشنی یک‌طرفه بودن این مسئولیت را و صرفاً خبر مدیر را تنظیم نمودن آشکار می‌سازد.

از طرف دیگر آمارهای منتشرشده در خبرها توسط عمومی‌ها معمولاً به دلیل عدم اشراف کامل بر موضوع ناقص بوده و قابل استناد نیز نیست.... "

با این حال در بیست و دومین جشنواره شهیدرجایی هرمزگان ، آموزش و پرورش هرمزگان برگزیده جشنواره شهید رجایی استان شده است .

پرتال اداره کل آموزش و پرورش هرمزگان می نویسد :

موسی دادی زاده مدیر کل آموزش و پرورش استان هرمزگان در حاشیه آیین تجلیل از برگزیدگان جشنواره شهید رجایی استان هرمزگان گفته است : " افزایش کارآمدی، پاسخگویی، شفافیت عملکرد دستگاههای اجرایی، همچنین توسعه فرهنگ عدالت گستری، آگاهی مردم از عملکرد سازمانها، ترویج فرهنگ کار گروهی به جای فردی ونیز تقویت وجدان کاری و انضباط اجتماعی را می توان از شاخص های اختصاصی مورد ارزیابی در این جشنواره نام برد."

مدیرکل آموزش و پرورش هرمزگان با بیان اینکه این موفقیت در سایه خرد جمعی، همدلی و پشتکار همه همکاران و معلمان استان هرمزگان به دست آمده است، اظهار داشت:  بدون تردید در کسب این عنوان همه فرهنگیان اعم از مدیران، اولیا و مربیان و کارکنان پرتلاش آموزش و پرورش مناطق استان هرمزگان و همچنین نتیجه حمایت و همدلی اعضای شورای آموزش و پرورش استان و در راس آن استاندار محترم هرمزگان، خیرین عزیز، نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی، پیشکسوتان تعلیم و تربیت، ائمه جمعه و جماعات، شوراها و معتمدین، مدیران اجرایی بوده است.

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو
پنج شنبه, 21 شهریور 1398 17:56

انتقاد از صدای معلم

تهران

منتشرشده در نامه های دریافتی
پنج شنبه, 21 شهریور 1398 17:51

درد دل یک نیروی خدماتی

یزد

منتشرشده در نامه های دریافتی
صفحه1 از1019

نظرسنجی

نظر شما در مورد تقسیم بندی دانش آموزان به مدارس عادی و تیزهوشان چیست؟

موافقم ؛ این امر عادلانه بوده و برای رشد نخبگان در جامعه ضروری است - 23.5%
مخالفم ؛ این تقسیم بندی نادرست بوده و موجب قشربندی ناعادلانه اجتماعی می شود - 76.3%

مجموع آرا: 637

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور