صدای معلم
سه شنبه, 06 خرداد 1399 12:09

آموزش عمومی؛ شرط توسعه عادلانه

آموزش عمومی و شرط توسعه عادلانهاگر همزمان آزادیخواه و عدالت‌جو هستیم، "آموزش عمومی" را دست‌کم نگیریم. اتفاقا توجه به عدالت یعنی توجه به کیفیت و کمیت توزیع آموزش عمومی در سطح کشور. نابرابری در آموزش عمومی به نابرابری‌های کلان در جامعه منجر می‌شود.

در "توسعه عادلانه" (متاثر از نظریه‌های متاخر عدالت، نه نظریه مطلق‌نگرانه عدالت چپ ارتدوکس، که دغدغه روش نداشت) نقش مدارس مثل نقش لوله‌کشی آب برای شهروندان یک شهر است.

لوله‌کشی آب حتی‌الامکان نباید "عمومی" و "خصوصی" باشد (درود بر مهدی بازرگان، اولین طراح لوله‌کشی برابر آب تهران). اگر مقامات از طریق لوله‌کشی خصوصی آب بخورند؛ آنها دیگر متوجه نمی‌شوند مردم از آب لوله‌کشی عمومی چه نوع آبی مصرف می‌کنند؟

 هم‌اکنون حتی در کشورهای سرمایه‌داری مثل انگلیس اساس بر ارتقای کیفیت مدارس عمومی است. حرف این است که تلاش شود مدیران مدارس خوب و موفق و معلمان خوب در سطح شهر لندن بالسویه توزیع شوند.

 در انگلستان، دولت بهترین مدیر و معلم مدرسه را سه برابر حقوق می‌دهند و او را به مدارس مناطق محروم شرق لندن می‌فرستند تا فرزند محرومان آموزش با کیفیت دریافت کنند. یا دولت یک‌سوم ظرفیت پذیرش مدارس با کیفیت را می‌خرد و از بچه‌های مناطق محروم این ۳۰ درصد را ثبت‌نام می‌کند.

به عبارت دیگر، توسعه عادلانه آموزش و بهداشت و درمان و غذا جزء نیازهای اولیه است و باید تلاش شود در اختیار جمعیت بیشتری از جامعه قرار بگیرد.

در ضمن مشاهدات نگارنده در سه دهه گذشته نشان می‌دهد که اولا، یکی از منابع رانت‌خواری در ایران، اختلاف قیمت زمین‌هایی است که در اختیار مدارس غیرانتفاعی قرار گرفته است.

آموزش عمومی و شرط توسعه عادلانه

 دوم اینکه، کثیری از مدارس غیرانتفاعی در عمل کیفیت آموزشی خوبی ندارند، بیشتر تسهیل‌کننده اعطای مدرک هستند.

 سوم اینکه، در وزارت آموزش و پرورش تعارض منافع بوده و کسانی وزیر شدند که خودشان مدارس غیرانتفاعی داشتند (وزیر آموزش ‌‌و پرورش احمدی‌نژاد هم همین طور بود).

 به هر تقدیر چهل سال از انقلاب می‌گذرد و همچنان، کیفیت و توزیع آموزش در وزارت آموزش و پرورش نیازمند بازبینی است.

 متاسفانه، اصلاح‌طلبان، اصول‌گرایان و مستقلین به عدالت آموزشی توجه ویژه نداشته‌اند. جالب اینکه هم‌اکنون غیر از مدارس فرهنگ، نهادهای انقلابی هم تاسیس مدارس غیرانتفاعی را دنبال می‌کنند!

شبکه جامعه شناسی علامه


آموزش عمومی و شرط توسعه عادلانه

منتشرشده در یادداشت
ضرورت رنسانس در آمورش‌ و پرورش ایران
 
 این روزها آموزش‌ و پرورش ایران، به شدت نیاز به یک رنسانس دارد ؛ در اولین قدم و برای شروع تغییرات مثبت در فرآیند آموزش و تربیت فرزندانمان، بهترین کار انتخابات سراسری فرهنگیان برای انتخاب وزیر، مدیران کل و رؤسای ادارات است.
 
به نحوه برخورد با دو اصل زیر از قانون‌اساسی، توجه کنید. باید ریشه تمام مشکلات، چالش‌ها و بحران‌های کشور را در نحوه مواجهه جامعه با این دو قانون جست و جو کنیم.
 
اصل ۳۰:
دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور، به طور رایگان گسترش دهد.
 
اصل ۱۳۳:
وزرا توسط رييس‏ جمهور تعيين‏ و براي‏ گرفتن‏ راي‏ اعتماد به‏ مجلس‏ معرفي‏ مي‏ شوند . با تغيير مجلس‏، گرفتن‏ راي‏ اعتماد جديد براي‏ وزرا لازم‏ نيست‏. تعداد وزيران‏ و حدود اختيارات‏ هريك‏ از آنان‏ را قانون‏ معين‏ مي‏‌كند.
 
بر اساس قانون‌‌اساسی، انتخاب وزیر آموزش‌ و پرورش بر اساس سازوکاری تحت مدیریت و نظارت رئیس‌جمهور و با رای اعتماد مجلس، انتخاب می‌شود. بر اساس همین قانون‌ اساسی، تحصیل تا پایان دوره متوسطه، رایگان است و دولت موظف است لوازم این تحصیل رایگان را برای همه ایرانیان فراهم کند.
 
چرا اصل ۳۰، غیرقابل اجرا و اصل ۱۳۳، غیرقابل تغییر است؟
 
پاسخ خیلی ساده‌ است، با یک تفسیر که شاید در آن زمان ضرورت داشته، اصل سی‌ام قانون‌اساسی را کلا فراموش کرده‌ایم، البته اکنون نظریه تفسیری را نیز، به هیچ عنوان اجرا نمی‌کنیم.
 
نظریه تفسیری شورای نگهبان (شماره 1543، مورخ 1363/5/17):
اصل سی‌ام قانون اساسی و بعض اصول مشابه آن مسیر سیاست کلی نظام را تعیین می‌نماید و مقصود این است که دولت امکاناتی را که در اختیار دارد، در کل رشته‌هایی که در قانون اساسی پیشنهاد شده، به‌طور متعادل طبق قانون توزیع نماید، بنابراین آموزش رایگان در حد امکان کلاً یا بعضاً باید فراهم شود؛ و با عدم امکانات کلی دولت با رعایت اولویتها، مثل ترجیح مستضعفان و مستعدان بر دیگران اقدام می‌نماید.
 
آیا در عمل، این نظریه تفسیری هم‌اکنون اجرا می‌شود؟
 
پاسخ به‌طور قطع منفی است.
ضرورت رنسانس در آمورش‌ و پرورش ایران
 
حال که اجرای اصل سی‌ام قانون‌اساسی را با استدلالی قدیمی و احتمالا نادرست، به محاق فراموشی سپرده‌ایم، با همان استدلال، اجرای بخشی از اصل ۱۳۳ را نیز فراموش کرده و انتخاب مسؤلین آموزش‌ و پرورش را به معلمان و دانش‌آموزان واگذار کنیم.
 
البته بدیهی‌است که به محض درخواست انتخابی شدن وزیر آموزش‌ و پرورش، عده‌ای کاسه داغ‌ تر از آش شده و قانون را چونان پتک بر سرمان خواهند کوبید، اما پاسخ آنها که می‌گویند انتخاب وزیر، طبق قانون از اختیارات رئیس‌جمهور و مجلس است، بسیار ساده‌ است و باید گفت: اگر صداقت دارید برای اجرای اصل سی‌ام هم، همان‌ قدر اصرار داشته باشید.
 
چرا وقتی صحبت از حقوق ملت است، به سادگی از اصول قانون‌اساسی هم عبور می‌کنیم اما وقتی زمان تنبیه ملت باشد قانون بدون هیچ کم‌ و کاستی باید اجرا شود!
 
اگر برای ایران و آینده آن دغدغه داریم، پیشنهاد می‌شود یا شورای نگهبان با یک نظریه تفسیری و یا مجلس با تصویب یک قانون، انتخاب وزیر، مدیران کل، رؤسای ادارات و مدیران مدارس را به معلمان و دانش‌آموزان واگذار کند.
 
مسلما این قانون مدرن می‌تواند منشأ خیر بسیاری برای جامعه ایران در آینده باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ضرورت رنسانس در آمورش‌ و پرورش ایران
منتشرشده در یادداشت
دوشنبه, 05 خرداد 1399 15:10

انسان بدون فراغت

اوقات فراغت در مفهوم فلسفی و انسان مدرن

افلاطون برای کار یدی ارزش و احترام کمی قائل بود اما برای فراغتی که به وسیله شهروندان لایق به خوبی مورد استفاده قرار می گرفت اهمیت زیادی داشت. فراغت مد نظر افلاطون صرف اجرای موسیقی، نمایشنامه، ورزش و تعلیم دادن اصول می شد. از نظر او برای اندیشیدن،‏ تامل و خودسازی و نیل به خوشبختی باید وقت آزاد داشت.
ارسطو فلسفه زندگی را چگونگی کسب سعادت و خوشبختی می دانست. او معتقد بود اعتدال اجتماع در راستای عدالت طبیعی است و خوشبختی امری همیشگی و فراغت مادام ‏العمر است. به عقیده ارسطو کار به معنای کار یدی و فراهم کردن ضروریات زندگی و اوقات فراغت به معنای آن لحظات زندگی بود که در آن انسان درباره حقایق جاودانی تامل کرده و در موسیقی و تئاتر شرکت می‏ کرد.

ارسطو تجارت و جنگ را در یک سو و اوقات فراغت و صلح را در سوی دیگر قرار می ‏داد. او وقت گذرانی را به عنوان فراغت به حساب نمی‏ آورد. در نزد ارسطو فعالیت‏های اوقات فراغت به شدت محدود بود. او تنها موسیقی و تفکر را با ارزش و و در زمره فراغت می شمرد.

"انسان مدرن" را باید انسان بدون "فراغت" نامید.

انسان مدرن برای هر کار و کنش و عملی وقت کافی دارد الا برای پرداختن به "فراغت" در مفهموم فلسفی آن.

اوقات "فراغت" در جهان مدرن و امروزی در معنا و مفهومی کاملا متفاوت و متضاد از مفهوم "فراغت" در نزد فیلسوفان بزرگی  مانند افلاطون و ارسطو، مورد استفاده قرار می گیرد.

امروزه اوقات فراغت به همان اوقاتی که قرار است با بطالت و سرگرمی پر شود، اطلاق می شود.

اوقات فراغت در مفهوم فلسفی و انسان مدرن

در جهان امروز زندگی انسان به دو بخش کار و سرگرمی تقسیم شده است (دو بخشی که در اندیشه افلاطون و ارسطو ارزش و اعتبار چندانی ندارد) و اصولا زمان و فرصتی برای "فراغت" به مفهوم فلسفی آن وجود ندارد.

سوژه جهان مدرن از صبح تا ساعات پایانی روز در کارخانه و کارگاه و اداره و فروشگاه و.. مشغول فعالیت یدی و اداری است و شب با جسم و روحی فرسوده و خسته یا در مقابل تلویزیون لم داده و با برنامه های مزخرف و وراجی های شبکه های مختلف تلویزیونی اوقات خود را سپری می کند و یا اینکه در شبکه های مختلف اجتماعی مشغول تماشای کلیپ های بی معنی و مشمئزکننده شاخ و پلنگ های اینستاگرامی و.. است‌.

اغلب این افراد در روزهای تعطیل هفته هم یا در مهمانی های خانوداگی و دوستانه مشغول بازی "پانتومیم" و "مافیا" و امثالهم هستند و یا با تماشای سری چندم فلان سریال هالیودی اوقات خالی خود را پر می نمایند.‌ در این میان آنچه حذف و فراموش می شود اوقات "فراغت" است که در نزد افلاطون به عنوان ارزشمندترین بخش حیات انسان محسوب می شود. اوقاتی که باید صرف تفکر، فهم و شناخت هنر و کسب فضیلت شود.

کانال خرمگس


اوقات فراغت در مفهوم فلسفی و انسان مدرن

منتشرشده در یادداشت

تاریخه زندگی علی اکبر سیاسی و وزیر فرهنگ و آموزش و پرورش به مناسب ۶ خرداد سالروز درگذشت علی اکبر سیاسی

30 سال پیش علی‌اکبر سیاسی در ۶ خرداد ۶۹ ش درگذشت (۱۲۷۴–۱۳۶۹) . روانشناس، مؤلف، سیاستمدار، موسس و رئیس دانشگاه تهران از ۱۳۲۱ تا ۱۳۳۳، و چند بار وزیر در دولت ایران بود.
علی‌اکبر سیاسی در سال ۱۲۷۴ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در مکتب‌خانه و بعد در مدرسه خرد و مدرسه سلطانی انجام داد. سپس وارد مدرسه سیاسی شد. با گذراندن امتحان جزو دانشجویانی شد که به خرج دولت ایران برای ادامه تحصیل به اروپا اعزام می‌شدند. او در گروهی از ۲۳ نفر دانشجو به سرپرستی مسیو ریشار خان به پاریس رفت و پس از مدتی در دانشگاه روآن به تحصیل پرداخت. در همان زمان نام خانوادگی سیاسی را با اشاره به دوره تحصیلش در مدرسه سیاسی تهران برگزید.به سبب درگیری جنگ جهانی اول، سیاسی ناچار به بازگشت به ایران شد و در دارالفنون و مدرسه علوم سیاسی به تدریس پرداخت. در همین دوره انجمن ایران جوان را تأسیس کرد. در ۱۳۰۶ دوباره به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن به ادامه تحصیل در رشته روان‌شناسی پرداخت. در سال ۱۳۰۹ موفق به دریافت درجه دکتری شد. رساله‌ دکترای او با عنوان ایران در تماس با مغرب‌زمین جایزه‌ای از آکادمی فرانسه دریافت کرد.
علی‌اکبر سیاسی سپس در سال ۱۳۱۰ به ایران بازگشت و به ریاست اداره تعلیمات عالیه در وزارت معارف منصوب شد. در تدوین قانون تأسیس دانشگاه تهران شرکت کرد و پس از تأسیس دانشگاه از اداره تعلیمات عالیه استعفا داد و به تدریس در دانشکده ادبیات پرداخت.با پایان جنگ جهانی دوم و خروج نیروهای آمریکایی از تأسیساتی که در امیرآباد تهران داشتند، سیاسی آن تأسیسات را از دولت برای دانشگاه تهران گرفت و کوی دانشگاه تهران پایه‌گذاری شد.

در کتابی که سیاسی با عنوان گزارش یک زندگی نوشته، نامی از محمود حسابی به عنوان کسی که در تأسیس دانشگاه تهران نقش داشته نبرده و نوشته که حسابی در دهه ۱۳۲۰ برای کسب کرسی ریاست دانشگاه تهران هر چقدر توانسته علیه او توطئه کرده‌ است.

دکتر سیاسی در ۱۸ امرداد ۱۳۲۱ به عنوان وزیر فرهنگ کابینه قوام‌ السلطنه به مجلس شورای ملی معرفی شد. تا آن زمان دانشگاه تهران زیر نظر وزارت فرهنگ اداره می‌شد و مانند یکی از اداره‌های این وزارت بود. ریاست دانشگاه نیز با وزیر فرهنگ بود. سیاسی با پیگیری سعی در مستقل کردن دانشگاه تهران از وزارت فرهنگ کرد و بالاخره در پانزدهم بهمن ۱۳۲۱ استقلال دانشگاه را در مراسمی که با حضور محمدرضا شاه و ملکه فوزیه برای سالگرد تأسیس دانشگاه برپا شده بود، اعلام کرد.

بر اساس طرح استقلال دانشگاه، انتخاب رئیس دانشگاه به عهده شورای دانشگاه تهران بود.

تاریخه زندگی علی اکبر سیاسی و وزیر فرهنگ و آموزش و پرورش

نخستین شورای دانشگاه تهران با اکثریت آرا سیاسی را به ریاست برگزید. پیش از ریاست او بر دانشگاه تهران این دانشگاه جزو وزارت فرهنگ بود و استقلال نداشت و از این نظر او نخستین رئیس دانشگاه تهران به‌شمار می‌رود.

در کابینه علی سهیلی ؛ دکتر سیاسی به  وزارت فرهنگ رسید . او در این دوره از وزارتش، لایحه «آموزش و پرورش اجباری و مجانی» را در ششم امرداد ۱۳۲۲ به تصویب مجلس شورای ملی رساند و دولت موظف شد ظرف ده سال، آموزش دبستان را در سراسر کشور همگانی و اجباری و مجانی کند. لایحه‌ای که دکتر سیاسی برای اجباری کردن آموزش و پرورش به مجلس داد، سخت‌گیرانه تر از آن چیزی بود که در نهایت به تصویب رسید.

او برای والدینی که فرزندانشان را به مدرسه نگذارند، مجازات زندان همراه با جریمه نقدی سنگین در نظر گرفته بود اما مجلس این مجازات را حذف کرد و سپس به لایحه رأی داد.

دکتر سیاسی برای عملی کردن همگانی کردن آموزش دبستانی، از میان کسانی که گواهینامه پایان تحصیلات شش ساله ابتدائی را داشتند، دست به استخدام زد تا پس از دیدن دوره‌ای یک تا دو ساله به آموزگاری در دبستان‌ها بپردازند و نیاز کشور را به آموزگار که دانش سراهای مقدماتی کفاف تأمینش را نمی‌دادند، برآورده کند.

در کابینهٔ محمد ساعد وزیر امور خارجه شد . او با هیئت نمایندگی ایران به سان فرانسیسکو رفت و در تدوین و تصویب منشور سازمان ملل متحد شرکت داشت.

پس از تیراندازی به شاه در دانشگاه تهران در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۷ سیاسی در مقابل درخواست اخراج استادانی که به حزب توده وابسته بودند ایستادگی کرد. در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ سه دانشجوی دانشگاه تهران در تظاهراتی که همزمان با ورود ریچارد نیکسون به تهران رخ داد، با تیراندازی سربازان ارتش کشته شدند. سیاسی به ملاقات شاه رفت و به این رفتار اعتراض کرد .
در نود و شش سالگی در  ششم خرداد سال ۱۳۶۹ در تهران درگذشت و در قبرستان نو در شهر قم به خاک سپرده شد.  
گزارش یک زندگی نام مهمترین اثر وی است که خاطراتش را در آخرین سالهای زندگی نوشته.

کانال کشکول ( زارعین ریزی )


تاریخه زندگی علی اکبر سیاسی و وزیر فرهنگ و آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/

معلم مسجد سلیمانی که اقدام به خودسوزی کرده بود امروز فوت کرد

رییس اداره اطلاع‌رسانی و روابط عمومی اداره‌کل آموزش و پرورش خوزستان گفت: معلم مسجد سلیمانی که اردیبهشت‌ماه امسال در جریان اختلاف با پرسنل اجراییات شهرداری این شهرستان اقدام به خودسوزی کرده بود روز یکشنبه فوت کرد. ( این جا )

بابک نوری زاده روز یکشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا بیان کرد: این معلم با سابقه مسجدسلیمانی ۱۸ اردیبهشت ماه با سوختگی حدود ۶۵ درصد به بیمارستان منتقل و اقدامات درمانی برای مداوای وی انجام شد.

وی ادامه داد: حوالی ساعت ۱۴ امروز خبر فوت این معلم اعلام شد و درحال حاضر مقدمات دفن وی انجام می شود.

نوری زاده بیانه کرد: با هماهنگی مدیرکل آموزش و پرورش خوزستان مقرر شد بیمارستان در هزینه‌های این معلم جان باخته تخفیف دهد و مابقی این هزینه توسط آموزش و پرورش خوزستان پرداخت شود.

به گزارش ایرنا یکی از معلمان شهرستان مسجدسلیمان در شمال شرق استان خوزستان بامداد پنجشنبه ۱۸ اردیبهشت ماه پس از نزاع با ماموران اجرائیات شهرداری خود را به آتش کشیده است‌.

پس از این اقدام معلم، ساکنین محل او را به بیمارستان ٢٢بهمن انتقال دادند  و سپس با تشخیص درصد بالای سوختگی به بیمارستان سوانح سوختگی اهواز مرکز خوزستان اعزام شد.

پایان پیام/

« صدای معلم » درگذشت این معلم را تسلیت می گوید .

جستاری در حوزه عمومی ایران و مقایسه ی تطبیقی با غرب

از دوره اول صفويه که حوزه عمومي در جهان شکل گرفت ، مردم ايران  پيشتاز بودند ! 

آيا نسل کنوني ، نبايد جهت جلوگيري از اتميزه شدن جامعه تلاش کند ؟

 نقش و مسئوليت شهروندان در مشارکت اجتماعي چيست ؟

در اين گفت و گو ( تحليل ريشه هاي حوزه عمومي )  عمدتأ از دوران باستان  تا 300 سال قبل و نيم قرن گذشته متمرکز مي شويم .

 

پيش درآمد و مقدمه :

مدیرکل دفتر آموزش، ترویج تحقیقات وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی معتقد است با رشد صنعتی شدن جوامع و انتقال جمعیت عشایر و روستایی به شهر‌ها ساختارهای اجتماعی سنتی که مردم را در قالب تشکل‌های اجتماعی در بر می‌گرفت، فرو پاشیده است. رستمی می‌گوید: «باز تعریف ساختارهای اجتماعی جدید در کلان‌ شهرها شیوه‌های نوین ارتباطات اجتماعی را شکل داد که از آن تحت عنوان سرمایه اجتماعی نام بردند.

روانشناسان مي گويند :

خشونت هاي سياسي ، همچنين مصيبت هاي اجتماعي و طبيعي پي در پي  در دهه هاي گذشته ، جامعه ايران از نظر رواني به بحران فرو برده و اميد در جوانان را به حداقل رسانده است .

از زبان تحليل گران داخلي و خارجي ، کنشگران مدني ، هنرمندان ، ورزشکاران ، عموم ِ مردم در کوچه و خيابان و... با اشاره وقايع چند سال اخير  و .....بار ها و بارها شنيده ايم :

"مردم از سياست دلزده شده اند  "

با فرض پذيرش اين گزاره ، به تحليل ِ وظايف و مسئوليت هاي شهروندان در حوزه عمومي و نهادهاي مدني مي پردازم .( در گفت و گوي مجازي ذيل )

منابع اين ياد داشت در ابتداي هر قسمت مشخص شده است . وقتي شماره افزايش مي يابد منبع تغيير يافته است  .

 

پرسش کننده :

در بخش پاياني بررسي سيل نوروز  ( اينجا ) 1398 با اشاره به حوزه عمومي ( امر اجتماعي ) خانه هاي دوام و ايمني شهر تهران گفتيد : 

اميد است  شهروندان عزيز و گرامي بويژه فرهنگيان فرهيخته ( گروه مرجع ) پس از پيوستن به  پويش شهر آماده ، در سايه آگاهي از آنچه در دنيا مي گذرد در خلق آنچه بايد اتفاق بيفتد نقش آفريني کنند !

بزرگ فکر کنند، خُرد عمل کنند!

در اين راه سترگ :

کاهش اختلاف و فاصله بين

"چگونه مي توان شهرها  را تاب آور نمود ؟ "

(نگاه جهاني )

با

"شهر آماده "

 ( عملکرد منطقه اي )

رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي

و

نهادهاي مدني به عنوان حلقه واسط بين مردم و مسئولين نقش به سزايي بر عهده دارند .

بزرگ فکر کنيد، خُرد عمل کنيد!

در اين گفت و گو مي خواهيم به حوزه عمومي ( امر اجتماعي ) بپردازيم .

خلاصه بخش هاي فبل :

عمده ترين ريشه هاي  عقيم ماندن حوزه عمومي در ايران ، اجتماعي مي باشد نه سياسي ( 1 )

در اين گفت و گو ( تحليل ريشه هاي حوزه عمومي )  عمدتأ  از دوران باستان  تا 300 سال قبل و نيم قرن گذشته متمرکز مي شويم . 

حوزه عمومی یک امکان یا یک وضعیت است تا یک ساخت نهادی. زمانی که شهروندان درباره مسایل مورد علاقه خود و منافع عمومی به گونه ای آزاد و بدون قید و بند – یعنی با تضمین آزادی اجتماعات و انجمنها، آزادی بیان و چاپ و نشر افکارشان – با یکدیگر مشورت و کنکاش می کنند، در واقع به صورت یک پیکره عمومی عمل می کنند.

هابرماس تاکید می‌کند باید از انواع حوزه عمومی نام برد. وی در مطالعات خود به حوزه عمومی سیاسی، حوزه عمومی اقتصادی، حوزه عمومی اجتماعی و حوزه عمومی فرهنگی و ادبی اشاره کرده و معتقد است که فضای گفت‌وگو و نقد را نمی توان به حوزه سیاست محدود کرد.

عدم توجه به پیشینه تاریخی  " حوزه عمومي " سبب شده است تا اکثر مطالعات در این حوزه بر اساس رویکرد‌‌های هنجاری و تجویزی، موانع جدی بر سر راه شکل‌گیری حوزه عمومی در ایران را در ساخت سیاسی جست و جو کنند و آن را به مثابه حقی اجتماعی از دولت و نظام سیاسی مطالبه کنند؛ در حالی که دموکراسی در غرب بر عکس از دل حوزه عمومی برون آمد.

تحلیل نهایی آن است که شکل نگرفتن حوزه عمومی در ایران بنیانی اجتماعی دارد.

اکثريت مردم  ِ ايران ( طي قرن هاي متمادي )  از دولت ها انتظار  بسط و گسترش دموکراسي را داشته  و مسئوليت خود را به کلي فراموش کرده بي عملي کامل را پيشه کرده اند .

مهمترین دلیل ناتوانی حوزه عمومی در مواجهه با استبداد سیاسی را باید در ساخت اجتماعی جامعه ایران جستجو کرد.

این موضع که تغییرات جدید در شیوه زیستی و فکری ایرانیان ناشی از جهانی شدن ارتباطات تا چه حد قادر خواهد بود بنیان‌های گسترش حوزه عمومی را فراهم سازد، به بررسی‌های دقیق‌تر نیازمند است.

اقتدارگرایی ویژگی مشترک نظامهای سیاسی در ایران بوده است. از زمانی که نخستین پادشاهی های بزرگ در این سرزمین پا گرفتند تا قرون متمادی پس از آن ساخت سیاسی در ایران اقتدارگرا بوده است. در این مقاله برای پاسخ به این پرسش مهم که چرا اقتدارگرایی در ایران در این مدت با وجود تحولات متعدد داخلی، منطقه ای و جهانی به صورت مداوم تکرار شده به متغیر فرهنگ سیاسی اشاره گردید.

فرهنگ سیاسی ایران با دارابودن یک ویژگی اساسی یعنی نبود فردیت همراه با دیگر ویژگی هایی عاملی شده تا ساخت سیاسی اقتدارگرا در ایران به صورت چرخه ای که همایون کاتوزیان آن را چرخه ی استبداد نام می نهد تکرار شود. فردیتی که نبودش خود معلول ساخت اقتدارگرای خانواده ی ایرانی و ... است.

 

از نظر فراستخواه :

ما به کنشگران اجتماعی و مدنی نیاز داریم که شرایط فعالیت‌های محلی و مردم نهاد را ایجاد کنند. مثال دم دستی اش این است؛ شما در ساختمان یا محله‌ای که زندگی می‌کنید به یکی دو نفر کنشگر احتیاج دارید تا اوضاع ساختمان یا محله تان را سروسامان دهند. من فکر می‌کنم یک دومینوی بدبختی برای ما ایجاد شده که ما باید آن را تبدیل به دومینوی خوشبختی کنیم.

هر امری در جای خود وجود داشته باشد، امر اجتماعی، امر حرفه‌ای، امر مدنی، امر محلی، امر شهری، امر سازمان‌های تخصصی، امر مدارس و..... همگی باید زنده بشوند و از زیر یوغ امر سیاسی بیرون بیایند. در ایران یک «همبستگی اقتضایی» وجود دارد؛ یعنی در صورتی که اقتضا شود مردم مشارکت می‌کنند و همبستگی ایجاد می‌شود؛ مثلاً برای کمک به زلزله زدگان یک منطقه ولی چون بسترسازی و سازماندهی مناسبی برای این همبستگی‌ها انجام نمی‌دهیم و تشویق نمی‌شوند، بعد از رفع یک حادثه باز این همبستگی از بین می‌رود و هرکسی می‌رود سراغ زندگی خودش.یکی دیگر از مواردی که در سیستم مدیریتی ما وجود دارد این است که مدیران ما به سیستم‌های مدیریتی دنیا توجه ندارند.

علت اینکه می گویم این جامعه هنوز امید دارد تلاشی است که مردم می‌کنند و رنجی که می‌برند وگرنه اصلاً مردم امیدی به شرایط نداشتند و با خودشان می‌گفتند شرایط همین است و کاری نمی‌توان کرد. علت این همه تنش و اینکه مردم آرام نمی‌گیرند همین امیدی است که مردم برای بهبود اوضاع دارند. موقعی ما به امید پایدار می رسیم که هرکسی قدمی بردارد، مشارکت کند و در کنارش ساختارها را هم اصلاح کنیم و به جای اینکه فقط به تاریکی‌ها نفرین بفرستیم، شمعی روشن کنیم.

درس تاريخ آن است که از تکرار وقايع هولناک جلوگيري شود!

***

قسمت چهارم :

بررسی رابطه چرخش زبانی با اندیشه انتقادی هابرماس و کاربست آن در نهاد حوزه عمومیِ ایرانی به همرII نقدهاDي به انديشه هاي هابرماس :

دانشگاه مازندران توسط ِ محمد تقی قزلسفلی  و حسین دوست محمدی  در سال 1396

  • جهان زیست ایرانی چیست؟

پرسش کننده :

از زمان شکل گیری تمدن ایران با چند عصر تاریخی مواجه شده ايم  ؟ 

 

پاسخ دهنده  : (4 ) 

در تاریخ تکوین هویت ایرانی از زمان شکل گیری تمدن ایران با سه عصر تاریخی نسبتا مجزا سر وکار داریم: 

الف – ایران کهن ، در این دوره گفتمان اساطیری تفوق داشت .

 ب – ایران اسلامی که در آن گفتمان دینی برتری داشت. 

ج – ایران مدرن که در آن گفتمان مدرنیته سیطره دارد.

این سه ضلع که سازنده هویت تاریخی ایرانی هستند.  آبشخورهای اصلی در تعریف و تبیین جهان زیست ایرانی به شمار می روند و تمامی مدلول های هویتی ایرانیان در ۲۰۰ سال گذشته به یک یا دو یا هر سه این دال ها ،  بر می گردند .

 توضيح پاسخ دهنده : 

دال يعني (دلالت کننده ، مقابل مدلول ، ره نماینده ،  دلالت کننده بر چیزی، هادی ،  راهنما، رهنم، نشان دهنده و...  )

 

پرسش کننده :

نمودار اين چند عصر تاریخی در ايران چيست  ؟ 

 

پاسخ دهنده  : (4 )

به نمودار 1 قلمرو جهان زيست ايراني توجه کنيد .

 جستاری در حوزه عمومی ایران و مقایسه ی تطبیقی با غرب

 ( نمودار 1 - قلمرو جهان زيست ايراني )

 

پرسش کننده :

آيا در انديشه هاي هابر ماس هم اين سه عصر تاريخي وجود دارد   ؟ 

 

پاسخ دهنده  : (4 ) 

 این سه عصر تاریخی در دیدگاه هابرماس هم قابل رصد است زیرا او در تقسیم بندی جهان بینی ها از سه نوع جهان بینی اسطوره ای، مابعدالطبیعی و مدرن نام می برد .

 

پرسش کننده :

در بيان ِ محمد تقی قزلسفلی  و حسین دوست محمدی  در سال 1396ِ جهان زيست ايراني چگونه بيان مي شود   ؟  فضای گفت‌وگو و نقد را نمی توان به حوزه سیاست محدود کرد.

 

پاسخ دهنده  : (4 ) 

به زبان ساده باید گفت : جهان زیست ایرانی یعنی افتخار به گذشته کهن و درخشان ایران در سایه ایمان و  باور قلبی به اصول و ارزش های اسلامی برای تعامل منطقی و برقرای روابط عقلانی با جهان و زندگي مدرن .

 این تعریف از جهان زیست ایرانی اگر چه حاوی پیام های آرمان گرایانه است و در  بادی امر شاید ترکیبی به ظاهر نامتجانس را به ذهن متبادر نماید اما تجربه کشورهای توسعه یافته در ترکیب سه عنصر هویت تاریخی، باور دینی و الزامات حیات مدرن ما را امیدوار می سازد تا با نوعی خوش بینی به آینده ای بیندیشیم که از راه ِ بI کارگیری کنش ارتباطی و پای بندی به بیناذهنیت اجتماعی و فرهنگی به یک جهان زیست انحصاری برای ایران و ایرانی دست یابیم .

 

پرسش کننده :

نقطه عزيمت تبيين حوزه عمومي در ايران از نظر  قزلسفلی  و دوست محمدی چيست ؟ 

 

پاسخ دهنده  : (4 ) 

ما در جهان نه با یک حوزه عمومی واحد که با حوزه های عمومی بومی گوناگونی روبه رو هستیم و در هر جامعه نیز به فراخور موضوع بحث حوزه های عمومی تخصصی تری را پیش رو داریم.

با این برداشت می توان آسان تر به  بحث حوزه عمومی در ایران پرداخت .

از آنجائی که هابرماس نقطه عزیمت بحث حوزه عمومی خود را بر بستر مدرنیته نهاده است ما نیز نقطه عزیمت تبیین حوزه عمومی ایرانی را بر مقطع تاریخی آشنایی ایرانیان با مدرنیته تا پیروزی جنبش مشروطه یعنی سال های حاکمیت سلسله قاجار قرار می دهیم.

 

پرسش کننده :

پس از سقوط قاجار چه شرايطي در ايران به وجود مي آيد  ؟ 

 

پاسخ دهنده  : (4 )

با سقوط سلسله قاجار و روی کار آمدن سلسله پهلوی به ویژه دولت توسعه- گرای پهلوی اول حرکت جامعه ایران به سمت مدرنیته شتاب بیشتری یافت و علاوه بر محافل گذشته، حوزه عمومی ایران به بسترهای جدیدی دست پیدا کرد همانند کارخانجات، ادارات دولتی، مدارس جدید و دانشگاه ها، بیمارستان ها و مراکز درمانی مدرن، باشگاه های فرهنگی و ورزشی، کافه ها و سینماها و ... که این تنوع در بسترهای شکل گیری حوزه عمومی ایرانی بلافاصله پس از سرنگونی رضاشاه پهلوی به دست متفقین ، تأثیر خود را آشکار کرد و هم در عرصه سیاسی شامل شکل گیری سه جریان عمده ملی، مذهبی و چپ و هم در عرصه فرهنگی شامل شکل گیری مکاتب شعر نو و سنتی و موسیقی سنتی و پاپ و از همه مهم تر اینکه صنعت سینما ظهور پیدا کرد . 

 

پرسش کننده :

نتيجه ارتباط مردم در چنين محافلي در حوزه عمومي  ( جنبه سياسي حوزه عمومي ) چه بوده است ؟ 

 

پاسخ دهنده  : (4 )

 نتیجه ارتباط تنگاتنگ مردم در چنین محافلی در حوزه سیاست تشکیل حزب توده ايران ، شکل گیری جبهه ملی ايران، فعالیت جمعيت فدائیان اسلام و در رأس همه شکل گیری نهضت ملی شدن نفت را می توان نام برد.

 

پرسش کننده :

با انتشار امواج جهاني شدن چه رخ داد  ؟ 

 

پاسخ دهنده  : (4 )

با پیروزی انقلاب اسلامی و عبور از دهه اول انقلاب اندک اندک امواج جهانی شدن به ایران رسید و به گفته مانوئل کاستلز عصر اطلاعات آغاز شد که نتیجه قهری آن تحولات عمیق و گسترده در حوزه عمومی در جهان و از جمله در ایران بود. در عصر اطلاعات و ارتباطات تلفن ثابت تقریبا به تمامی نقاط کشور گسترش یافت و تعداد خطوط تلفن همراه از تعداد نفوس ایران پیشی گرفت.  ارائه خدمات رایانه ای باعث گسترش تکنولوزی استفاده از کامپیوتر بین مردم شد . افزایش پهنای باندِ اینترنت ، دسترسی روز افزون مردم به انبوه اطلاعات فضای مجازی را فراهم نمود . از تلاقی جنبش های جدید اجتماعی با پیشرفت های تکنولوژی ارتباطات شبکه های اجتماعیِ مجازی گوناگونی با عناوین فیس بوک، توییتر، اینستاگرام، تلگرام و... شکل گرفت که تقریبا می توان مدعی شد با حضور این شبکه های اجتماعی هیچ اطلاعاتی محرمانه نمی ماند. 

 

پرسش کننده :

در عصر ِ انفجار اطلاعات ، حوزه عمومي مجازي چه نقشي در گذار به مدرنیته داشته است ؟ 

 

پاسخ دهنده  : (4 ) 

تردیدی نیست که این وضعیت جدید ، حوزه عمومی را به شدت تحت تأثیر قرار داده است به نحوی که بخشی از ارتباطات انسانی از فضای عینی به فضای مجازی سوق پیدا کرده و در واقع در آستانه شکل گیری یک حوزه عمومی مجازی قرار گرفته ایم اما در حال حاضر با توجه به حضور پر رنگ برخی لایه های اجتماعی و تشکل های مدنی همانند بازار و روحانیت سنتی ، تجار ،  صنعتگران و فعالان مدرن ، طبقه متوسط، نهادها و سازمان های نیمه دولتی، NGO  ها ، جنبش های اجتماعی جدید و....  در کنار تحولات فضای مجازی می توان حوزه عمومی ایران را » یک حوزه عمومی در حال توسعه یا در حال گذار به مدرنیته نام نهاد.   

 

پرسش کننده :

کوچک شدن دولت ، خانواده ، افزايش سطح سواد جامعه  و .... چه اثري در گسترش حوزه عمومي داشته است ؟ 

جستاری در حوزه عمومی ایران و مقایسه ی تطبیقی با غرب

پاسخ دهنده  : (4 )

به هر روی حوزه عمومیِ مد نظر هابرماس اندک اندک در ایران در حال نُضج گیری است زیرا قلمرو تصدی گری دولت به تدریج در حوزه های گوناگون به ویژه اقتصاد و تا حدودی فرهنگ و آموزش در حال کوچک شدن است و مطالبات اجتماعی و سیاسی مردم نیز در حال گسترش است حتی اگر فرصت برای مطالبه آن فراهم نباشد . 

 در برخی از لایه های اجتماع کوچک شدن خانواده باعث افزایش سطح رفاه و عبور جامعه از نیازهای اولیه شده است و نیازهای ثانویه و عمدتا فرهنگی، اجتماعی و سیاسی اولویت پیدا کرده است که این وضعیت در کنار افزایش سطح سواد جامعه به ویژه گسترش تحصیلات عالیه دانشگاهی زمینه فربه شدن جامعه مدنی و بالمآل حوزه عمومی را فراهم نموده است .  

 

پرسش کننده :

حوزه عمومي با چه عواملي ارتباط دارد ؟ 

 

پاسخ دهنده  : (4 )

با این وصف شکل گیری حوزه عمومی هابرماسی یعنی فضای گفت و گوی آزاد، برابر و بی طرفانه در سایه فرصت های برابر به منظور رفع مشکلات جامعه در ایران با موانع بسیاری رو به روست به نمودار  شماره دو ، حوزه عمومي ايراني توجه فرماييد .

 جستاری در حوزه عمومی ایران و مقایسه ی تطبیقی با غرب

( نمودار  شماره دو ، حوزه عمومي ايراني )

 

  • ساختار عمودی قدرت سیاسی در ایران

پرسش کننده :

قدمت ِ ساختار عمودي قدرت سياسي در ايران را  توضيح دهيد . 

 

پاسخ دهنده  : (4 )

  1. تمرکز قدرت بدون شک یکی از اصلی ترین ویژگی های فرهنگ سیاسی در تاریخ چند هزار ساله ایران است تا جائی که ایرانیان فرمان شاه را دستوری از جانب خداوند می پنداشتند و معتقد  بودند : 

چه فرمان یزدان چه فرمان شاه

  1. دلیل دیگر سلسله مراتبی بودن قدرت سیاسی در ایران ،  نظام قبیله ای و ایلیاتی حاکم بر مناسبات اجتماعی بوده است به نحوی که زمامداران همان نظام عشیره ای را در سطح وسیع تری در کل کشور به اجرا می گذاشتند و شاه نقش خان را بر عهده می گرفت. 

  2. سومین دلیل استیلای روحیه خودکامه گی و عمودی بودن ساختار قدرت عادت کردن ایرانیان به سبک زندگی در خانواده های گسترده است.  این سبک زندگی به جای دعوت اعضاء به استقلال زمینه اضمحلال فرد را در کل خانواده فراهم می کرده است که در نهایت قدرت نهایی به صورتی متمرکز به بزرگ خاندان محدود می شده است. 

  3. چهارمین دلیل حاکمیت فرهنگ استبداد در ساختار سیاسی ایران ساختار اقتصادی ایران است. ایران کشوری کویری و کم آب است و هر کس منابع آب را در اختیار خود می گرفته در واقع علاوه بر دستیابی به محصول و درآمد بیشتر نفوذ و قدرت سیاسی خود را نیز افزایش می داده است این وضعیت که در واقع نوعی فئودالیسم آسیایی است باعث وابستگی خیل عظیم دهقانان به ارباب و در نتیجه تن دادن همه به تمرکز قدرت در یک فرد می شده است.

 

  • سطحی بودن مؤلفه های حوزه عمومی در ایران

پرسش کننده :

آيا  کارکرد ِ حوزه هاي عمومي در ايران همانند عملکرد ِ حوزه هاي عمومي  در کشور هاي توسعه يافته است ؟ هدف نهایی برقراری دیالوگ مورد نظر هابرماس در حوزه عمومی تفاهم و به صورت ضمنی و در نهایت تعامل ملت با دولت است .

 

پاسخ دهنده  : (4 )

اگر چه امروزه در ایران نیز همانند کشورهای توسعه یافته اماکن عمومی مشابهی برای گفت و گو، محاوره و محاکات ( حکايت کردن با يکديگر )  وجود دارند همانند پارک ها، کافی نت ها، کافه ها و رستوران ها، سالن های سینما و اجرای تئاتر و موسیقی، اردوهای کوهنوردی و طبیعت گردی ، استخرها و ورزشگاه های مدرن، شب شعرها و محافل روشنفکری و...اما نباید پنداشت که ایرانیان نیز مانند اروپائیان همان استفاده را از این فرصت ها می کنند. 

 

پرسش کننده :

تفاوت بين عملکرد حوزه هاي عمومي در ايران و کشور هاي توسعه يافته را با ذکر مثال توضيح دهيد .

 

پاسخ دهنده  : (4 )

به عنوان مثال :  

الف - در حوزه عمومی ایرانی یکی از مواردی که در این اماکن و محافل دارای بسامد بالایی است سرگرمی است یعنی بیان لطیفه، خاطره، خواندن آواز، قرائت شعر، نواختن ساز و موارد مشابه دیگر است که با هدف اصلی حوزه عمومی یعنی بحث برای یافتن راه چاره مشکلات جامعه بسیار فاصله دارد . 

ب - همچنین ترکیب این محافل نیز به نوعی باعث تخصصی شدن ظاهری حوزه عمومی در ایران شده است مثلا افراد طرفدار ورزش فوتبال ساعت ها به نوع داوری  ِ  داور یا عملکرد مربی خارجی در فلان بازی فوتبال می پردازند یا در محفل بازیگران یک فیلم سینمایی از زوایای گوناگون ساعت ها مورد بررسی قرار می گیرد بدون آنکه آن فیلم به معضلات اصلی جامعه ارتباط داشته باشد. 

ج - آسیب دیگری که در حوزه عمومی ایران وجود دارد نپرداختن به مبانی نظری مشکلات و بسنده کردن به ظواهر امور است لذا مشاهده می شود شهروندان در وسائل نقلیه عمومی، اتاق انتظار پزشک، راهروهای ادارات با آب و تاب از تورم ، رکود و گرانی، جمهوریت، دموکراسی، مردم سالاری و... سخن می گویند بدون آنکه تصور درستی از تورم یا رکود یا سیاست های اقتصادی دولت یا مبانی دموکراسی و پلورالیسم داشته باشند. 

 

توضيح پاسخ دهنده   :

پلوراليسم يعني ( کثرت باوري ، نظريه اي که به لزوم کثرت عناصر و عوامل در جامعه و مشروعيت منافع آن ها باور دارد. )

 

پرسش کننده :

آيا از شبکه هاي مجازي در ايران جهت شکل گيري و گسترش حوزه هاي عمومي ، استفاده بهينه مي شود ؟

جستاری در حوزه عمومی ایران و مقایسه ی تطبیقی با غرب

پاسخ دهنده  : (4 )

جدیدترین عاملی که می تواند در درازمدت به شکل گیری حوزه عمومی در ایران هم سود برساند هم زیان  ، شبکه های مجازی هستند که با کمال تأسف باید گفت ایرانیان عمدتا از آن بهره برداری سطحی می کنند.

تجربه نشان داده است که این شبکه ها از دو راه می توانند برای حوزه عمومی مضر باشند:

 اول آنکه مردم را از دیدن و مصاحبت واقعی با هم و در نتیجه برقراری ارتباط محروم کنند که در نتیجه اندک اندک جامعه اتمیزه می شود و این اولین شرط شکل گیری اندیشه فاشیسم است  .

دوم اینکه اطلاعات و اخبار مستند و نامستند را درهم بدون تمییز بین سره و ناسره در اختیار مخاطبان قرار دهند و باعث سردرگمی اعضاء و در نتیجه اُفت کیفیت روابط اعضاء شبکه شوند.

 

اما شبکه های مجازی محاسنی هم دارند: 

 اولا بعد مسافت را حذف می کنند و مردم در سراسر کشور می توانند با هم در فضای مجازی دیالوگ برقرار نمایند.

 ثانیا این حوزه برعکس صدا و سیما و روزنامه ها و سایر مطبوعات کمتر ممیزی می شوند و اخبار آنها اگر درست باشند دست اول هستند و زود منتشر می شوند و عمدتا دیدگاه مردم را منتشر می کنند نه حاکمیت را. ثالثا باعث پیوند حوزه عمومی هر کشور با حوزه های عمومی کشورهای جهان می شوند که این خود باعث تقویت جامعه مدنی و گسترش دموکراسی و پاسداشت حقوق بشر می گردد.

 

  • خلاصه بخش چهارم

خلاصه ي بحث و نتيجه گيري در منبع شماره 4 (  دانشگاه مازندران توسط ِ محمد تقی قزلسفلی  و حسین دوست محمدی  در سال 1396) چنين  است : 

 

پرسش کننده :

نيروي شفا بخش خرد بينا ذهني چه نقشي دارد ؟ 

 

پاسخ دهنده  : (4 )

یورگن هابرماس برجسته ترین متفکر حامی گفت و گو برآن است که نیروی شفابخش خرد بیناذهنی می تواند هم زمینه ساز وصول به وضعیت کلامی مطلوب شوند و هم فرصتی برای رهایی بشر فراهم نمایند، اما این مهم بر بستری از رابطه، گفتگو و تفاهم استوار شده و تابعی از برونداد روابط انسانیِ اجتماعی است. دموکراسی در غرب بر عکس از دل حوزه عمومی برون آمد.

 

پرسش کننده :

دستآورد پژوهش ِ قزلسفلی  و دوست محمدی چيست ؟

 

پاسخ دهنده ( 4 ) :

به عنوان دستاوردی برای این پژوهش باید گفت چنانچه فرضیه اصلی تحقیق ،  یعنی ترسیم درست و واقع گرایانه ای از ارزش های پیشینی که عمدتا در سنت ریشه دارند و ارزش های پسینی که برخاسته از مدرنیته هستند محقق شود و بر تقسیم بندی این ارزش ها اخلاق و نیز نوعی عقلانیت تفاهمی ارتباطی حاکم شود ،  می توان از طریق کاربست رویکرد بین الاذهنی هابرماس و تعمیق نهادهای حوزه عمومی در جامعه امروزین ایران، بسیاری از مسائل و معضلات سیاسی را حل و فصل نمود.  

 

پرسش کننده :

پيشنهادِ  هابرماس براي حل  و فصل مسائل و معضلات سياسي چيست ؟

 جستاری در حوزه عمومی ایران و مقایسه ی تطبیقی با غرب

پاسخ دهنده ( 4 ) :

پیشنهاد او به کارگیری دموکراسی مفاهمه ای و مشورتی است که از قضا ،  با زیست جهان ایرانی – اسلامی امروزی ما نیز در ارتباط می باشد.  از این روی باید با کاربست رویکردی مفاهمه محور ، ابتدا سپهر عمومی ایرانی را ایجاد کنیم آنگاه مردمسالاری بومی خود را که مبتنی بر ارزش های روزآمد فرهنگ ایرانی – اسلامی است بر آن بنا نهیم .

هدف نهایی برقراری دیالوگ مورد نظر هابرماس در حوزه عمومی تفاهم و به صورت ضمنی و در نهایت تعامل ملت با دولت است .

با همه اين اوصاف پیاده کردن دیدگاه های ارتباطی و تفاهمی هابرماس در جوامع در حال توسعه و از جمله ایران که به لحاظ تاریخی دارای حکومت های اقتدارگرا بوده اند و فرهنگ تک صدایی در آن ریشه های تاریخی عمیقی دارد خالی از فایده نیست.  

کاربست اندیشه های آرمان گرایانه ارتباطیِ هابرماس که نگاهی به مدرنیته دارد و نیم نگاهی به سنت های تاریخی و اجتماعی، می تواند برای جوامعی همچون ما که در بستر تعارض میان سنت و مدرنیته نیازمند تعیمق حوزه عمومی و دوری از خشونت اند مفید مي باشد.

 

گفت و گو ادامه دارد .

 

منابع :

(1 )  از همزمانی ظهور حوزه عمومی در ایران و غرب تا موانع اجتماعی - سیاسی گسترش آن در ایران

نویسنده

مهدی نجف زاده 

هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد

http://www.jsi-isa.ir/article_21059.htm

( 2) فرهنگ سیاسی، فردیت و بازتولید اقتدارگرایی در ایران

نویسندگان

سیده لیلا موسوی   

مجید توسلی رکن آبادی

http://psq.kiau.ac.ir/article_529186.html

( 3) تار نماي وزين " گروه صداي معلم "

مقصود فراستخواه :
امر اجتماعی در ایران مغلوب امر سیاسی شده است؛ ما باید از غلبه امر سیاسی خلاص شویم

( 4 ) بررسی رابطه چرخش زبانی با اندیشه انتقادی هابرماس و کاربست آن در نهاد حوزه عمومیِ ایرانی

دانشگاه مازندران :  حسین دوست محمدی  محمد تقی قزلسفلی 1396


جستاری در حوزه عمومی ایران و مقایسه ی تطبیقی با غرب

منتشرشده در پژوهش

گروه استان ها و شهرستان ها/

نامه ی زیر توسط یکی از فرهنگیان کرمانشاه برای صدای معلم ارسال گردیده است .

این رسانه آمادگی خود را برای توضیح و پاسخ مسئولان اعلام می کند .

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

میزان توجه به " منشور حقوق شهروندی " در وزارت محسن حاجی میرزایی را چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور