صدای معلم

تعطیلی مدارس طبیعت و انتقاد شدید عضو هیئت‌علمی دانشگاه شهید بهشتی

مجدد شاهد شنیدن اخباری هستیم که نشان از نگاه خلاقیت‌کش، سنتی و متحجرانۀ مسئولان کشوریم. متأسفانه به‌دلیل سبک زندگی امروزی ما، به‌ویژه زندگی شهری، بسیاری از ما و فرزندان ما تجربۀ مشاهدۀ طلوع و غروب خورشید و حرکت ابرها در آسمان، درخشش ستارگان، دوستی با حشرات، حیوانات و گیاهان، خوردن غذاهای ارگانیک و… را نداریم. نتایج بسیاری از تحقیقات نیز حاکی از شیوع افسردگی و اضطراب در میان انسان‌ها است که یکی از عمده‌ترین علل آن عدم‌ ارتباط با طبیعت است.

اولین مدرسه طبیعت با عنوان مدارس طبیعت کاوی کنج در سال ١٣٩٣ در مشهد و با ابتکار، خلاقیت و سال‌ها پژوهش دکتر وهاب‌زاده تأسیس و طی تفاهم نامه‌ای با آموزش‌ و پرورش فعالیت خود را آغاز نمود. در این مدارس، کودکان به‌طور غیرمستقیم در معرض آموزش‌های طبیعت‌گرایانه قرار می‌گیرند.

تعطیلی مدارس طبیعت و انتقاد شدید عضو هیئت‌علمی دانشگاه شهید بهشتی

این مدارس که فقط عنوان مدرسه را به خود گرفته‌اند در واقع مکان‌هایی در سطح شهرند که معمولاً کنار مراکز گیاه شناسی و پارک‌های بزرگ دایر گشتند و کودکان ۴ تا ١٢ سال به تعداد روزهایی که ثبت‌نام می‌شوند از صبح تا ظهر در فضای کاملاً طبیعی و به‌صورت آزادانه مشغول فعالیت‌های متنوعی می‌شوند که خود انتخاب می‌کنند؛ از تاب‌هایی که با درخت و طناب درست شده، بازی در آب، غذادادن و مراقبت از پرندگان و حیوانات، تا اتاقک‌هایی که فعالیت‌های هنری در آن تعریف شده است. نکتۀ جالب این مراکز، دستشویی‌هایی است که در طبیعت تعبیه شده است.

همچنین اتفاق مهم در این مراکز این است که بچه‌ها کمی به جسمشان ریاضت می‌دهند، پیاده باید مسافتی را طی کنند، زیر آفتاب باشند، غذاهای ساده، مفید و ارگانیک نوش جان کنند، زباله‌ها را جمع کنند و مفهوم بازیافت را بهتر درک کنند. جالب اینجاست که همۀ کودکان تحمل ماندن در آن فضا و تحمل سختی‌های آن را ندارند اما اگر تحمل کنند تجربۀ فعالیت‌های جالبی را به‌دست می‌آورند.

این مدارس و یا شاید بهتر بگویم این مراکز و یا کانون‌ها، تسهیل‌کننده و تکمیل‌کنندۀ کار مدارس‌اند و آموزش‌ و پرورش و سازمان محیط زیست باید از حضور این مراکز استقبال کنند که کمی از سنگینی وظایف آن‌ها بکاهد و رسالتی که آن‌ها دست‌کم گرفته‌اند را این نهادهای مردمی به‌دوش بکشند!

تعجب‌آور است که به‌ناگهان در پشت‌پرده چه رخ می‌دهد که سازمان‌ها و نهادهای دولتی از جمله آموزش‌ و پرورش، محیط زیست، مراجع تقلید و وزارت اطلاعات غیرقانونی و غیرشرعی‌بودن آن را اعلام می‌کنند! یا نکتۀ دیگر این مدارس ارتباط با سگ‌ها است. حضور سگ به خودی خود در محیط طبیعی غیرشرعی است! سگ‌هایی که در طبیعت بزرگ شده‌اند و شما تنها باید نحوۀ سازگاری با آن‌ها را بیاموزید. تعامل دختر و پسر زیر سن نوجوانی هم غیرشرعی است! این قدر تفکیک را زیاد کرده‌ایم که کودکان ما تجربۀ چگونگی تعامل با جنس مخالف را ندارند و به سن دانشگاه که می‌رسند انتظار داریم اولین فردی را که دیدند رفتار مناسب را نشان دهند! دل نبندند! فریب نخورند! فریب ندهند!

به‌نظر بنده، تنوع این مراکز درکشور نه‌تنها به نظام آموزشی آسیب نمی‌رساند بلکه می‌تواند در تربیت نسل آینده نیز بسیار اثرگذار باشد. به‌شدت از تعطیلی این مراکز در کشور انتقاد می‌کنم و معتقدم که هر مرکزی که تأسیس می‌شود انتقاداتی بدان وارد است؛ به‌جای از ریشه تیشه‌زدن، نقاط ضعف آن را بهبود بخشیم و دولتمردان گرامی به‌جای مانع‌تراشی، تسهیل‌گری کنند و حامی این مراکز باشند که هم نسل فرزندان ما در معرض خطرند و هم محیط زیست ما در معرض آسیب. میان آن‌ها آشتی دهیم که یکی از راهکارها، این مراکزند؛ هرچند باید به راهکارهای بیشتری اندیشید.

پایگاه خبری رب


تعطیلی مدارس طبیعت و انتقاد شدید عضو هیئت‌علمی دانشگاه شهید بهشتی

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

قراردادهای بیمه ای در آموزش و پرورش و انتقاد از نقش انحصاری بیمه معلم در بیمه های حوادث و دانش آموزی

در سال های 1396 و 1397 معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش علی اللهیار ترکمن بخشنامه ای در خصوص تفاهم نامه با شرکت بیمه معلم در خصوص بیمه حوادث و درمان دانش آموزی صادر کرده است .

در این بخشنامه آمده است :

" ضرورت دارد هر یک از ادارات کل آموزش و پرورش ضمن رعایت دقیق مفاد تفاهم نامه و دستور العمل پیوست ، نسبت به انعقاد قرارداد با شعب شرکت بیمه گر اقدام لازم معمول و آمار بیمه شدگان را طبق فرم شماره یک تکمیل و حداکثر تا مورخ 30 / 8 / 1396 به اداره کل تعاون و پشتیبانی ارسال نمایند .

ضمنا این بخشنامه تصریح کرده است :

"... ضروری است به کلیه واحدهای آموزشی تاکید نمایند که کارت های مذکور را پس از تکمیل و مهر و امضا در اختیار دانش آموزان قرار دهند .

شایسته است از سایر روش های ممکن از جمله رسانه های عمومی ، سامانه ها و نشریات استانی ، طرح موضوع در همایش ها و جلسات روسای آموزش و پرورش ، مدیران ، انجمن اولیا و مربیان و شورای معلمان مدارس و ... برای اطلاع رسانی مناسب به بیمه شدگان استفاده گردد . چرا وزارت آموزش و پرورش همه خدمات بیمه را شفاف و از طریق " مزایده " به اجرا نمی گذارد تا منافع " لشکر اقتصادی عظیم فرهنگیان " در یک فرآیند رقابتی عاید خود آنان گردد و معلمان برای حق بیمه ای که می دهند این قدر تحقیر نشوند ؟

آن چه بیشتر مهم و قابل تامل است آن است که در بخشنامه مذکور تاکید شده است :

" ضمنا مجری سایر قراردادهای بیمه ای ( به استثنای بیمه تکمیلی درمان ) همانند سال گذشته شرکت بیمه معلم می باشد . "

نخستین پرسش « صدای معلم » آن است که چرا بیمه معلم باید عهده دار چنین بیمه های پرسودی باشد اما از تصدی و مسئولیت بیمه تکمیلی فرهنگیان استثنا گردد ؟

و این در حالی است که بر اساس تجربیات ، مشاهدات و گزارش های رسیده اکثریت قریب به اتفاق معلمان از خدمات بیمه تکمیلی آتیه سازان رضایت ندارند .

چرا مدیران ، معاونین و کادر اجرایی مدارس باید نقش " کارگزار بیمه " را ایفا کنند در حالی که در هیچ کجای وظایف سازمانی آن ها به چنین مواردی به طور شفاف اشاره نشده است ؟

مشاهده شده است که در تعدادی از مدارس حتی اولیاء دانش آموزان بر سر بیمه دانش آموزی و خدمات آن با کادر اجرایی و آموزشی مدارس درگیر می شوند و بسیاری از اوقات و انرژی آنان به جای آن که صرف برنامه ریزی و مدیریت کیفیت بخشی  امور آموزشی و پرورشی گردد صرف اقناع و راضی کردن اولیاء دانش آموزان می گردد .

نقش " بیمه معلم " در این فرآیند  چیست ؟

فقط سود بردن ؟

قراردادهای بیمه ای در آموزش و پرورش و انتقاد از نقش انحصاری بیمه معلم در بیمه های حوادث و دانش آموزی

مدیران مدارس باید مبالغ جمع آوری شده را به حساب شرکت بیمه معلم واریز کنند و این در حالی است که بیمه مذکور حتی زحمت به خود نمی دهد تا اسامی دانش آموزان را در کارت های بیمه ثبت کند و مطابق بخشنامه وزارتی باید کارت بیمه توسط مدرسه مهر و امضا شود ؟

آیا این نوعی استفاده ابزاری از نیروی مدارس برای خدمات بیمه ای نیست که اساسا ارتباطی با شرح وظایف مدیر مدرسه ندارد ؟

مگر مدیر مدرسه و دیگران کارگزار بیمه هستند ؟

( این در حالی است که برای خدمات ارائه شده توسط مدارس و عوامل آن ها هیچ گونه حق الزحمه ای توسط  بیمه معلم و یا وزارت آموزش و پرورش پرداخت نمی شود . )

مبلغ بیمه اخذ شده توسط دانش آموزان در سال 1397 معادل 75000 ریال بوده است .

اگر این مبلغ در تعداد دانش آموزان کشور ضرب شود به رقمی معادل  1050000000000ریال خواهیم رسید .

وزارت آموزش و پرورش شفاف توضیح دهد که تاکنون بیمه معلم به چند دانش آموز خسارت دیده  در کشور خدمات ارائه کرده است و میزان رضایت خانواده مذکور از این خدمات چگونه بوده است ؟

چرا وزارت آموزش و پرورش همه خدمات بیمه را شفاف و از طریق " مزایده " به اجرا نمی گذارد تا منافع " لشکر اقتصادی عظیم فرهنگیان " در یک فرآیند رقابتی عاید خود آنان گردد و معلمان برای حق بیمه ای که می دهند این قدر تحقیر نشوند ؟

قراردادهای بیمه ای در آموزش و پرورش و انتقاد از نقش انحصاری بیمه معلم در بیمه های حوادث و دانش آموزی

اساسا وزارت آموزش و پرورش به این پرسش پاسخ دهد که فایده همکاری با " بیمه معلم " برای معلمان و دانش آموزان چیست ؟

آیا این گونه امور مطابق سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش همان تفسیر خلق ثروت و منابع برای مدیر مدرسه است و یا بر عکس مدرسه ابزاری شده است برای سود دیگران ؟

« سیدجواد حسینی » در نشست تبیین سیاست های سال 1398 گفت : ( این جا )

" راه چهارم آزاد سازی ظرفیت های درونی نظام تعلیم و تربیت است. من معتقدم آموزش و پرورش یک لشکر اقتصادی بزرگ اما نهفته و بالقوه است . "

آیا این گونه روش ها و امور تعبیر آزاد سازی ظرفیت های درونی نظام آموزشی است و تا کی قرار است که این لشکر اقتصادی به صورت رایگان در اختیار کسانی باشد که اعتقادی به منافع متقابل ندارند .

قراردادهای بیمه ای در آموزش و پرورش و انتقاد از نقش انحصاری بیمه معلم در بیمه های حوادث و دانش آموزی

قراردادهای بیمه ای در آموزش و پرورش و انتقاد از نقش انحصاری بیمه معلم در بیمه های حوادث و دانش آموزی

پایان گزارش/


قراردادهای بیمه ای در آموزش و پرورش و انتقاد از نقش انحصاری بیمه معلم در بیمه های حوادث و دانش آموزی

گروه گزارش/

یکشنبه  20 مرداد و حدود ساعت 8 صبح فردی به نام " معبودی " که خود را مسئول روابط عمومی آموزش و پرورش می نامید تلفن زد و اطلاع داد که نشست مدیر کل با خبرنگاران برگزار می گردد .

به تصور آن که این نشست تجلیل از خبرنگاران از سوی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران ترتیب داده شده است مدیر صدای معلم خود را  در ساعت مقرر به این اداره کل رساند .

پس از پرس و جوی بیشتر مشخص شد که نشست مزبور ارتباطی با اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران ندارد و میزبان آن اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران است .هر چند آقای معبودی در این زمینه به سبب اطلاع رسانی ناقص و دیرهنگام هم عذرخواهی کرد .

با توجه به روحیات عبدالرضا فولادوند مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران و نیز تاریخچه این اداره کل و روابط عمومی آن در ارتباط با خبرنگاران و رسانه ها این امر در ابتدا کمی عجیب به نظر می رسید .

نکته قابل تامل آن است که مدیر کل یک استان محروم مانند سیستان و بلوچستان به خبرنگاران و جایگاه آنان اهمیت می دهد اما در پایتخت خبری از این حرف ها نیست .

در ابتدا مدیر کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران خواست که خبرنگاران نقطه نظرات خود را بیان کنند .

« صدای معلم » بخش دوم سخنان محمد صیدلو مدیر کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران را منتشر می کند .

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو
پنج شنبه, 24 مرداد 1398 17:02

مرگ مغزی مدارس دولتی

تبعیض در نظام آموزشی و مدارس دولتی و مدارس خاص

یادش به خیر
در دهه شصت در نیمکت‌های سه نفره می‌نشستیم. سمت راستم یکی از خان‌زاده‌های مشهور زنجان و هم تختی دست چپ پسر استاندار وقت زنجان بود.
در آن سال‌ها نه تبعیض خاصی بود و نه مهم‌تر از آن حس تبعیض!
فقیر و غنی، باهوش و کم هوش، روستایی و شهری ... همه و همه زیر یک سقف در یک کلاس و در یک مدرسه تنفس می‌کردیم. عدالت آموزشی از زمانی زیر رادیکال رفت که مدارس رنگارنگ سمپاد، نمونه دولتی، هیأت امنایی، شاهد، غیر انتفاعی و ... با رشد قارچ‌گونه خود هر روز بر گلوی نحیف عدالت آموزشی فشار آورده و عرصه را بر دانش‌آموزان عادی تنگ و تنگ‌تر نمود.

در سیستم آموزشی فعلی متأسفانه با بیست و چند نوع مدرسه رنگارنگ و به شدت تبعیض‌آمیز مواجه هستیم که یک سر آن مدارس سمپاد و غیرانتفاعی بوده و سر دیگر آن مدارس کاردانش و کپری است.نگاهی به نام‌آوران کنکور امسال خود تأییدی بر ادعای سیستم تبعیض‌آمیز آموزشی ماست.
هر چند اصالت و فلسفه وجودی خود کنکور از منظر برخی از صاحبنظران زیر سوال بوده و بعضا مخرب و ویران کننده دانش مملکت تلقی می گردد لیکن به هر حال در شرایط موجود یکی از شاخص های مهم مقایسه ای به شمار می رود.

از بیست نفر از رتبه‌های یک تا چهار کنکور در رشته‌های ریاضی فیزیک، علوم تجربی، علوم انسانی، زبان‌های خارجی و هنر، ۹ نفر تهرانی بوده و ۶ نفر دیگر از سایر کلانشهرها می‌باشند، یعنی ۱۵ نفر برتر کنکور ۹۸ متعلق به پنج کلانشهر هستند که این خود نشان‌دهنده توزیع ناعادلانه امکانات بین استان‌ها و تجمیع و انباشت دارایی‌های مادی و معنوی کشور در پایتخت می‌باشد.

تبعیض در نظام آموزشی و مدارس دولتی و مدارس خاص

از منظری دیگر ۱۵ نفر از بیست نفر رتبه برتر کنکور ۹۸ متعلق به مدارس سمپاد (استعدادهای درخشان_تیزهوشان) هستند، ۳ نفر غیرانتفاعی، و از مدارس نمونه‌ دولتی و هیأت امنایی هر کدام یک نفر می‌باشد.
به عبارت روشن‌تر سهم مدارس دولتی که در برگیرنده بیش از نود درصد دانش‌آموزان کشور هستند، صفر مطلق می باشد!

امیدواریم با انتخاب جناب دکتر حسینی که عدالت آموزشی را در سرلوحه برنامه‌های خود دارند، این بازی ناعادلانه و تبعیض‌آمیز به نفع اکثریت دانش‌آموزان رقم خورده و ما شاهد روزهای آفتابی‌تر در مدارس دولتی خود باشیم.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تبعیض در نظام آموزشی و مدارس دولتی و مدارس خاص

منتشرشده در یادداشت
پنج شنبه, 24 مرداد 1398 11:10

مرگ مدارس طبیعت ؟!

تعطیلی مدارس طبیعت و انفعال رئیس سازمان محیط زیست و مسئولان وزارت آموزش و پرورش  ژان ژاک روسو، اندیشه تربیتی طبیعت گرایانه داشت. علاوه بر وی، اندیشمندانی چون؛ فروبل، پستالوزی و حتی دیویی تا حدودی نگاه های طبیعت گرایانه داشته اند، اما روسو در این میان از همگان پیشگام تر و مشهورتر است. ایشان تربیت طبیعی کودک را در میان طببعت توصیه می کند. این موضوع نشان می دهد، آموزش طبیعی و مبتنی بر طبیعت از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و  از دیرباز مورد تاکید بوده است.

 دیروز اعلام شد، چند محدود مدرسه طبیعت در ایران به دلیل نداشتن مجوز تعطیل شدند. عمده ترین ویژگی این نوع مدرسه ها "آشنا کردن کودکان برای حفظ طبیعت" بود. طبیعتی که روز به روز به جهت دست اندازی های ما انسانها و عدم آشنایی ما در حال اضمحلال است. در این میان چند مدرسه بدون اتکا به کمک های دولتی و رانت های خاص، مشغول آموزش کودکان بودند.

  از ویژگی های مدارس طبیعت این است که اغلب آنها نیمه وقت هستند، روزهای تعطیل، بعد و یا قبل از ساعات کاری مدارس رسمی فعالیت داشتد، هیچ مداخله ای هم در آموزش های رسمی مدرسه ای نداشته، با این حال تعطیل شدند.  

 موضع گیری های بعد از این خبر از خود خبر تعجب بر انگیز تر بود، گویی چند نهاد برای یک موضوع بی خطر، در عین حال دست به دست هم داده بودند تا از ریشه بر بکنند!

ابتدا رئیس سازمان محیط زیست که قاعدتا باید از این مساله خیلی ناراحت می بود، با ابراز خوشحالی اعلام کرد که این مدارس تعطیل شدند. ای کاش فقط به خاطر شغلی که آن را تصاحب کرده اند و قرار است حافظ محیط زیست باشد، موضع گیری مستقلانه ای می کردند، ای کاش دست کم موضع گیری بی طرفانه  یا منفعلانه ای می کردند. موضعشان این بود، این مدارس غیر قانونی هستند و باید تعطیل شوند!

به نظر نگارنده، اولین کسی که باید از این خبر ناراحت می شد و اعلام موضع می کرد ایشان بود، نه اینکه با خوشحالی پیشتاز اعلام خبر می شد.

 در این میان چوب حراج زدن به حیثیت مراجع و نهادهای امنیتی هم جالب بود. اگر قرار بود این نوع مدارس تعطیل شود، چه نیازی به استفاده از آبروی وزارت اطلاعات و یا مجتهدین بود؟

اگر موسس یا موسسان یکی از آنها مشکل امنیتی داشت، چه لزومی داشت کل مدارس را تعطیل اعلام کنند؟ نهاد امنیتی آن فرد یا آن افراد را مورد تعقیب قرار می داد، بقیه مدارس چه گناهی مرتکب شده بودند؟
همه ما این ضرب المثل را  شنیده ایم که "به خاطر یک دستمال، یک بازارچه را به آتش نمی کشند!" مثال مشابه و  ساده اش این است فرض کنید که امام جماعت یک مسجدی، خطایی بکند، دستور بدهند تمامی مساجد را تعطیل کنند!

تعطیلی مدارس طبیعت و انفعال رئیس سازمان محیط زیست و مسئولان وزارت آموزش و پرورش

 موضع گیری های دیگر از آن مسئولین بالارتبه آموزش و پرورش بود که مشخص بود کاملا سازمان یافته است، از معاونین وزارت گرفته تا دبیرکل شورای آموزش و پرورش. به نظر می رسد، مواردی که در خصوص رئیس سازمان محیط زیست کشور نوشته شد، با اندکی فاصله به این دوستان نیز مرتبط می شد. یعنی این افراد هم تا حد توان باید از وجود این نوع مدارس حمایت می کردند، چون مدارس رسمی که بویی از آموزش طبیعت گرایانه ندارد و به دانش آموزان آموزش مبتنی بر محیط زیست ارایه نمی شود. این شکاف را تا حدود زیادی مدارس طبیعت پر می کردند.  حال ، همنوایی این دوستان با تعطیلی این نوع مدارس هم دور از انتظار بود.

  نکته آخر؛ چون بنده از چند مدرسه طبیعت بازدید کرده و تا حدودی با نحوه آموزش آنها آشنایی دارم، وجود این نوع مدارس را نه تنها بدون ضرر برای کشور قلمداد می کنم، بلکه در این وانفسای نابودی طبیعت، به ویژه طبیعت کشور ایران، وجود این نوع آموزش ها را جز ضروریات کشور می دانم و به نظرم این نوع مدارس و این نوع آموزش ها باید بیش از پیش تقویت گردند.
امید است مسئولین مدارس طبیعت، مسائل اداری خود را با سازمان های ذیربط در میان گذاشته و آنها را با نحوه فعالیت های خود آشنا کرده تا بلکه این سوتفاهم ها، به نحو مقتضی حل و فصل گردد.
از سوی دیگر از مسئولین آموزشی، نظارتی و از شخصیت های دینی هم انتظار می رود، در مواجهه با این گونه مسائل که در راستای کمک به آموزش محیط زیست و حفظ آن است، با بررسی و تساهل و تسامح بیشتری برخورد نمایند‌.

شبکه جامعه‌شناسی علامه


تعطیلی مدارس طبیعت و انفعال رئیس سازمان محیط زیست و مسئولان وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

سه شنبه 1 مرداد در ادامه سلسله نشست های " بزم اندیشه " سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی میزبان " حسن رحیم پور ازغدی " عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بود .

موضوع نشست ، " نقش دانشمندان اسلامی در پایه گذاری علوم " تعریف شده بود .

در نشست قبلی که با حضور " جمیله علم الهدی " برگزار گردید ایشان با 30 دقیقه تاخیر حاضر گردید و بابت تاخیرش عذرخواهی نکرد اما رحیم پور ازغدی تنها با 10 دقیقه تاخیر در نشست حضور پیدا کرد .

علم الهدی حدود 45 دقیقه سخنرانی کرد و تقریبا به این میزان به پرسش و پاسخ با مخاطبان اختصاص پیدا کرد .

اما حسن رحیم پور ازغدی یک ساعت و 55 دقیقه سخنرانی کرد اما تنها 22 دقیقه به پرسش و پاسخ با حاضران پرداخت .

در این نشست صدای معلم 7 پرسش مطرح کرد و رحیم پور به این پرسش ها پاسخ داد .

« صدای معلم » بخش نخست  سخنان این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی  را به صورت مشروح منتشر می کند .

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

نظرسنجی

نظر شما در مورد تقسیم بندی دانش آموزان به مدارس عادی و تیزهوشان چیست؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور