صدای معلم

teachersspecialهادی فرج تبار :

 اخبار مربوط به تنبیه شدن دانش آموزان توسط معلم همیشه در صدر اخبار رسانه ها به ویژه صدا وسیما قرار داشته و دارد و از این اخبار و نظرات کاربران در این رابطه می توان دریافت که متأسفانه تنها مقصر این حوادث همیشه معلم است و بس. در این رابطه باید فکری اندیشید چراکه اگر قرار بر ادامه این روند باشد و اگر معلم سکوت پیشه کند و دیگران قضاوت، اعتبار و شأن معلمی بیش از پیش ویران خواهد شد.

اگر قرار بر خبر شدن خوبی ها و از خود گذشتگی های معلمان شود شاید سال ها برای رسانه ها وقت لازم باشد تا بنویسند.
البته که تنبیه بدنی راه مناسبی نیست اما باید به علل این حوادث نگریست، در کشور ما معلم تنهای تنهای تنها بار همه ی مسئولیت ها حتی تربیت اولیه در خانه را به دوش می کشد، در کشورهای پیشرو که حقوق معلمان رفاه تمام آنها را تأمین می نماید نیز معلم فقط وظیفه ی تدریس دارد و همه او را حمایت و یاری می کنند، مشاور دارد، تیمی از متخصصین مختلف در کنار او هستند، مسئولان شهری گوش می کنند و او حرف می زند و آموزش خانواده ها هم توسط مسئولان داده می شود. همه ی جامعه برای آموزش تاب آوری دارند.
در مدارس ما متأسفانه معلمان باید بار مشاوران و حتی تیم تخصصی روان پزشکی را هم بر دوش بکشند! به آنها فقط دستور داده می شود و کسی به آنها گوش نمی دهد. از توهین های مستقیم و غیرمستقیم خودی و غیرخودی که بگذریم هیچ کجای دنیا با آن حمایت ها این انتظارات از معلم وجود ندارد.
متأسفانه دانش آموزانی وجود دارند که توسط خانواده با تنبیه شرطی شده اند، من نمی گویم باید تنبیه کرد اتفاقا من می گویم باید آگاهی داد، باید درمان کرد اما معلم که کارش این نیست معلم کارش تدریس است در همه جای دنیا نیز همین است.
حالا به این دنیای مشکلات این را هم اضافه کنید که یک کلاس ۳۰ -۴۰ نفره را به معلم می دهند می گویند به خوبی تدریس کن و آخر سال هم می آیند تحویل می گیرند انگار آموزش لقمه ی آماده است
من نمی گویم بدی ها بیان نشوند، من می گویم خوبی های و فداکاری های معلمان هم بیان شوند تا همه خود قضاوت کنند، فداکاری هایی که هیچ کس جز معلم از آنها خبر ندارد. من می گویم به معلم هم مجالی برای دفاع داده شود، مجالی برای اظهارنظر. در این شرایط  که ظاهرا معلم ممنوع التصویر شده است، هیچ گاه به او فرصتی برای حرف زدن داده نمی شود.
آخر کلامم این است که معلم سقف و ستون هر جامعه ای است، انعکاس بدی های او و مجال ندادن به معلمان برای حرف زدن فقط خانه را خراب خواهد کرد و بس.

معلمان حرفه ای

 

منتشرشده در یادداشت

punishmentspecial2 طی چند روز اخیر مساله ضرب‌وشتم دانش‌آموز یکی از دبستان‌های مناطق حاشیه‌نشین سنندج توسط معلم ورزش به یکی از سوژه‌های اجتماعی تبدیل شده است. سه‌شنبه هفته گذشته در جریان زنگ ورزش یکی از کلاس‌های مدرسه‌ای ابتدایی در محله‌ای حاشیه‌نشین در سنندج یکی از دانش‌آموزان مقطع ششم ابتدایی توسط معلم ورزش این مدرسه مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته بود.  ضربه سهمگین معلم ورزش این دانش‌آموز را با مصدومیت شدیدی مواجه کرده است.

پدر دانش‌آموز مصدوم به روند پیگیری موضوع پس از وقوع این حادثه و بازگشت فرزندش به منزل اشاره کرد و ادامه داد: متأسفانه ضربه‌ای که معلم ورزش به فرزندم وارد کرده بود آن چنان سنگین بوده که هم‌اکنون با گذشت 6 روز از این اتفاق هنوز آثار تورم بر پهلو و لگن پسرم قابل مشاهده است و از امروز نیز امور مربوط به پزشکی‌قانونی و شکایات قانونی دیگر را پیگیری خواهیم کرد. این شهروند سنندجی عنوان کرد: ضرب‌وشتم یک دانش‌آموز دبستانی به‌دلیل تعلل در پوشیدن لباس ورزشی توسط فردی بزرگسال آن هم معلم ورزش مدرسه امری ناپسند و نابخشودنی است و اگر هم ما این فرد را ببخشیم، نمی‌توانیم هیچ‌گاه آثار روانی را که بر فرزندم در این حادثه واردشده و تحقیری که بر وی تحمیل شده است را پاک کنیم .

او اضافه کرد: امیدواریم با بازتاب این خبر دیگر شاهد این ناملایمات اخلاقی و فرهنگی در جامعه نباشیم و قشر فرهیخته معلمان در میان خود این چنین افرادی را نداشته باشند، چراکه والدین به امید تعلیم و تربیت فکری، فرهنگی و اخلاقی فرزندان شان را روانه مدرسه می‌کنند نه برای ضرب و شتم و آسیب‌دیدگی. دانش‌آموز مصدوم نیز می‌گوید:  معلم بر بالای یک بلندی ایستاده بود و ما داشتیم خودمان را برای زنگ ورزش آماده می‌کردیم که ناگهان با صدایی بلند و لفظی غیراخلاقی به ما گفت که سریع‌تر لباس‌های ورزشی‌تان را بپوشید.  سپس ما مشغول پوشیدن لباس‌هایمان شدیم و به محض اینکه خواستم شلوارم را برای پوشیدن گرمکن ورزشی تعویض کنم، با ضربه محکم پای معلم‌مان مواجه شدم و به طرف دیگر کلاس پرت شدم و هم‌کلاسی‌هایم به کمکم آمدند و مرا از روی زمین بلند کردند.

حال پس از وقوع این حادثه ذکر چند نکته لازم و ضروری است که امید است مسئولان و متولیان حوزه تعلیم و تربیت استان برای آن چاره‌اندیشی کنند. هرچند که در استانی همچون کردستان شاهد فداکاری‌ها و ایثارگری‌های بزرگی از سوی معلمانی فرهیخته و فداکار همچون علی محمدیان معلم مریوانی که با تراشیدن موهای خویش برای ماهان به همه جهانیان درس گذشت و فداکاری داد و یا خانم ثریا مطهرنیا، معلم فداکار بیجاری همراه با دانش‌آموز نام‌آشنای خود سارا، تداعی‌گر فداکاری شیرزن خطه کردستان و معصومیت کودکی است که تمام کودکی‌هایش در شعله‌های آتش به یکباره به تاراج رفته است، اما در کنار این معروفات والا باید نیم‌نگاهی هم به منکرات داشته باشیم و همیشه نیمه پر لیوان را نبینیم. فارس نوشت؛ به قول پدر این کودک سنندجی که مورد ضرب و شتم معلم ورزشش واقع شده است، نتایج و اثرات روانی این حادثه تا سال‌ها و شاید تا پایان عمر این کودک و دیگر کودکانی که مورد ضرب و شتم از سوی معلمانشان قرار می‌گیرند و تحقیرشدن در جلوی چشمان دیگر همکلاسی‌هایشان تا سال‌ها با آنها خواهد بود. 

روزنامه آرمان

  

justicsineducation  گروه اخبار :

اولیاء 65دانش آموز معلمان دامغان ، به خاطر نارضایتی از مدیریت این مدرسه بر درب این واحد آموزشی قفل زدند .

به گزارش خبرنگار  مرآت از اول مهر امسال بود که مدیریت مدرسه روستای معلمان دامغان ، معلم های حق التدریسی که تخصصی در امر تدریس نداشتند را جایگزین معلم های باسابقه می کند .

مردم این روستا در گفت و گو باخبرنگار  مرآت بیان داشتند : افرادی که به بچه های ما درس می دهند از افراد بومی روستا هستند و ما آنها را می شناسیم و باشناخت ما این افراد هیچ گونه تخصصی درتدریس ندارند .

مدارس روستای معلمان قرار است به بخش خصوصی واگذار شود واین امر یکی از دلایل پایین آمدن کیفیت درس دادن در این روستا شده است .

مردم این روستا به خاطر موارد بالا ، بر درب مدرسه قفل زدند که این نشانه اعتراض می باشد .

تیتریک از آموزش و پرورش شهرستان درخواست دارد مشکل تدریس این مدرسه را حل نماید .

 * حدود یک ماه پیش نامه ی فرهنگیان خوزستان به وزیر محترم در سایت سخن معلم و  سایت های محلی درج گردید اما تا کنون هیچ پاسخ عملی از طرف وزارت آموزش و پرورش به آن داده نشده است ، علت چیست ؟

چرا به جای پاسخ گویی و پرداخت حقوق حقه ی همکاران ، دنبال تهیه کنندگان نامه می گردند ؟
آیا معلمین حق نوشتن یک نامه به وزیر خود را ندارند؟
منتشرشده در اقتصاد

chaharbandspecial1 گروه اخبار :

مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران گفت: براساس بخشنامه ای که به مدارس ابلاغ کرده ایم همه دبیرستان های دوره اول متوسطه در زمان امتحانات نوبت اول دایر خواهد بود و تعطیل نخواهند شد.

 اسفندیار چهاربند افزود: تعطیلی مدارس در زمان امتحانات باعث کسر ساعت تدریس معلمان و عقب افتادن دانش آموزان از مباحث درسی می شود.

وی با اشاره به اینکه امتحانات دانش آموزان دوره اول متوسطه از شش تا 24 دی ماه برگزار خواهد شد افزود : ده ماده درسی در نیم امسال اول متوسطه وجود دارد که شش ماده درسی ان نمره کتبی ندارد و از طرفی 50 درصد نمرات این دروس به صورت ارزشیابی مستمر در طول سال تحصیلی گرفته شده و برای دریافت 50 درصد نمرات دیگر نیاز به تعطیلی مدرسه نیست .

وی خاطر نشان کرد: زمان کافی در بین امتحانات برای مطالعه دانش آموزان در نظر گرفته شده است و مشکلی برای مطالعه کتابهای درسی دانش آموزان وجود ندارد.

واحد مرکزی خبر

* لازم به ذکر است که گروه دانش آموزی سایت سخن معلم  اخیرا انتقاداتی نسبت به برنامه زمانی امتحانات دی ماه  مطرح کرده بود ( این جا )

ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

sandougjspecial2 روز شنبه مورخ 21 دي ماه 1393  ساعت   51 : 11  در سايت وزين " سخن معلم" آمده است :

« نمايندگان تشكل‌هاي معلمان خواستار شفافيت عملكرد صندوق شدند »

شش هزار ميليارد تومان دارايي معلمان در صندوق ذخيره فرهنگيان

روزنامه اعتماد ، شنبه 21 دی ماه 1392 ، جامعه 

گزارشگر :  علی  پورسلیمان


متن کامل گزارش نشست تشکل های معلمان  (تشکل های سازمان معلمان ایران ، کانون صنفی معلمان ، انجمن اسلامی معلمان ، مجمع فرهنگیان ایران اسلامی ، مجمع علمی و تخصصی مدیران ، کانون مدرسان دانشگاه فرهنگیان و کارشناسان ستادی وزارت آموزش و پرورش ) با مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان را مي توانيد در سايت وزين " سخن معلم " مطالعه نمائيد ولي در ذيل خلاصه اي از آن جهت روشن شدن بحث ارائه مي گردد .

مقدمه :
يكي از اقدامات علي اصغر فاني در آموزش و پرورش تغيير در هيات‌مديره صندوق ذخيره فرهنگيان بود؛ صندوقي كه فلسفه تاسيس‌اش در سال 74 در دوران محمدعلي نجفي رساندن سود به معلمان در دوران بازنشستگي بود؛ اما پس از راه‌اندازي و تاسيس چندان در جهت هدف و اساسنامه تاسيس‌اش پيش نرفت. بر اساس اساسنامه، فرهنگيان موظف بودند ماهانه حدود پنج درصد از حقوق خود را به حساب صندوق واريز كنند و دولت هم بايد هر سال معادل اين مبلغ را به حساب صندوق واريز كند. با اين وجود طي دوره‌هاي گذشته فرهنگيان چندان رضايتي از عملكرد صندوق ذخيره فرهنگيان نداشتند. حساب و كتاب صندوق ذخيره فرهنگيان در اين سال‌ها چندان براي معلمان شفاف و روشن نبود كه آنها را به سرمايه‌گذاري بيشتر در اين صندوق ترغيب كند، تركيب هيات‌مديره اين صندوق و تقسيم سود نيز هميشه براي معلمان جاي سوال داشت. در اين ميان آموزش و پرورش هم هر زماني براي حساب و كتاب‌هاي جاري خود با كمبود مالي مواجه مي‌شد، به منابع صندوق ذخيره فرهنگيان رجوع مي‌كرد ، در حالي كه براساس اساسنامه منابع اين صندوق تنها متعلق به سهام داران آن يعني معلمان بايد باشد. يكي از انتقادهاي ديگر فرهنگيان، سال‌هاي گذشته حضور كم رنگ معلمان و نمايندگان نهادهاي صنفي و تشكل‌ها در هيات‌مديره اين صندوق است. در دولت جديد وزير آموزش و پرورش با تغيير هيات‌مديره قول‌هايي براي فعال كردن بيشتر اين صندوق داد. در همين راستا طي روزهاي گذشته تشكل‌هاي سازمان معلمان ايران، كانون صنفي معلمان، انجمن اسلامي معلمان، مجمع فرهنگيان ايران اسلامي، مجمع علمي و تخصصي مديران، كانون مدرسان دانشگاه فرهنگيان و كارشناسان ستادي وزارت آموزش و پرورش با شهاب‌الدين غندالي، مديرعامل صندوق ذخيره فرهنگيان، ديدار و گفت‌وگو كردند.

محور هاي مورد نظر نماينگان تشکل هاي مدني فرهنگيان :

دو محور اصلي بحث هاي اين نشست به شرح ذيل است :

الف نظارت بر صندوق که در بيانات ذيل ارائه مي گردد  :

  "چه زمينه همکاري بين تشکل هاي معلمان و صندوق ذخيره فرهنگيان مي تواند وجود داشته باشد ؟  "

  " هر موسسه اقتصادي حداقل يک بازرس دارد اما درصندوق چنين چيزي نيست و بايد نهاد نظارتي برکار صندوق ذخيره فرهنگيان نظارت کند . "

" باید ببینیم که کار صندوق چیست و چه ارتباطی با تشکل ها می تواند داشته باشد ؟ آیا صندوق می تواند به تشکل های معلمان کمکی کند ؟ آیا این فرآیند نتیجه بخش است ؟  "

"  50 درصد سرمایه این موسسه متعلق به معلمان است و 50 درصد پول دولت است . از سال 1374 ، از این 50 درصد سهم معلمان چه حقی برای آن ها ایجاد شده است ؟ آیا نباید نظارتی وجود داشته باشد ؟  "

"   اول باید ظرفیت ها را ببینیم . همکاری هم به کار مطالعاتی احتیاج خواهد داشت . سازمان هایی مثل این صندوق ، پویایی درونی ندارند ؛ به خاطر آن که سیستم دولتی یک ظرفیتی دارد و همین است و بیش از این نمی تواند !
مشکل این است که سهام داران در اداره آن نقشی ندارند و اینکه نمی تواند با موسسات دیگر رقابت کند . این نگرش منفی وجود دارد ولی آیا می توان این فرآیند را تغییر داد ؟   "

ب - انتقادات ، پيشنهادات و همکاري و مساعدت با مسئولين کنوني جهت افزايش کارايي صندوق  :

"  هدف از تاسیس صندوق ذخیره فرهنگیان کمک به معیشت فرهنگیان در زمان بازنشستگی است . فرآیندی که صندوق ذخیره فرهنگیان طی می کند فعلا در معیشت فرهنگیان موثر نیست و این ناکارایی یک جا به بن بست می رسد .
سیستم های مالی صندوق ذخیره فرهنگیان با سیستم اداری و مالی آموزش و پرورش تناسبی ندارند . سامانه تشکیل شرکت های صندوق ذخیره فرهنگیان شامل قانون تجارت نمی شود . صندوق ذخیره فرهنگیان نه سازمان دولتی محسوب می شود و نه شرکت سهامی به حساب می آید . اعضای صندوق ، وضعیت سهام داری شان مشخص و شفاف نیست و مطابق مقررات یک جا به بن بست می رسد . "

" عملکرد صندوق ذخیره فرهنگیان در این مدت قائم به شخص بوده است . این صندوق جزء معدود موسساتی است که بیشترین سهام را دارد اما سهام داران کمترین نقش را در اداره آن دارند . یک بخش نظارتی از خود سهام داران باید حضور داشته باشد . در اواخر دولت آقای خاتمی ، پیشنهاد دادیم که یک نفر از تشکل ها و معتمدان معلمان در صندوق حضور داشته باشد ، اما چنین اتفاقی نیفتاد . این چیزی که تحت عنوان " سود " مطرح است ، اگر صندوق هیچ فعالیت اقتصادی هم نداشت می توانست با سپردن پول در سیستم بانکی هم ، همین مقدار سود را هم بدهد !
احتمالا خود شما هم بر این موسسه اقتصادی نقد دارید . "

"  در مجموع احساس خیلی خوبی نسبت به عملکرد صندوق در حال حاضر وجود ندارد و معلمان در طول خدمت و پس از خدمت ، چیزی از این صندوق نمی بیینند و یا اگر می شود اطلاع رسانی نمی شود . کاری که از ما بر می آید این است که یک ارتباط نزدیک داشته باشیم . ما این تحول را می توانیم به معلمان منتقل کنیم و یک احساس مثبت در جامعه معلمان شکل بگیرد.  "

"  اعتماد و فرآیند اعتماد سازی در این موسسه کم بوده است ، مثلا معلمان می گویند هر موقع ماشین ها را نمی توانند بفروشند از طریق صندوق دخیره فرهنگیان و با شرایط می فروشند ! شما در تکمیل این فرآیند اعتماد سازی چه برنامه ای دارید ؟
استراتژی جدید شما چیست ؟
راهکار شما برای جذب سرمایه سرگردان معلمان چیست ؟
شما یک بازار وسیع دارید ؛ تا الان تشخیص سرمایه گذاری صندوق بر عهده چه کسی و یا کسانی بوده ست ؟ در این صندوق چه کسانی تصمیم می گرفتند ؟   "

"  باید جلب اعتماد کنید . باید در این مسیر شفاف سازی شود . در حال حاضر ، صندوق ذخیره فرهنگیان در زندگی معلمان چندان تاثیرگذار نیست . عدد و رقم هایی که ارائه می شود چندان در زندگی و معیشت معلمان تاثیرگذار نیست .  "

"   سرمایه های ارزشمند خود را موقعی ارج می نهیم که آن ها را از دست بدهیم .خانواده درون نظام ما باید از مدیران برجسته نظام استفاده کند .البته باور من این است که شما ( خطاب به جناب اقاي غندالي ) از مدیرانی هستید که توانمندی بالایی دارید ( بحث مدیحه سرایی نیست ) . نباید بگذاریم که سرمایه ها از بین برود .

اطلاعات همکاران از شرکت های اقماری و موسسات آن کم است . "
 " برنامه صندوق ذخیره فرهنگیان برای بازنشستگان فرهنگی چیست ؟ بحث عدم اعتماد در بدنه آموزش و پرورش یک واقعیت است . شما می توانید با رسانه ها ارتباط داشته باشید . می توانید یک ساختار مشورتی خارج از بدنه صندوق ذخیره تشکیل دهید و تشکل ها می توانند در این زمینه به شما کمک کنند .   "

تبريک به تشکل هاي مدني فرهنگيان که در راستاي ايفاي نقش خود که پل رابط بين مردم و مسئولين مي باشد ، بيشتر از گذشته  با يکديگر تعامل نمودند . و در اين نشست يک سنفوني هماهنگي را، اجرا نمودند که نشان از بلوغ اجتماعي  آنان است . 

* سخنان جناب آقاي شهاب الدين غندالي مديريت محترم عامل و عضو هيئت مديره صندوق ذخيره فرهنگيان :

الف چالش موجود (شركت‌هاي وابسته به صندوق مشخص نيست ) و اقدامات انجام شده :

در حال حاضر دارايي‌هاي صندوق حدود شش هزار تا شش هزار و سيصد ميليارد تومان است و اين صندوق بيش از، 760 هزار نفر سهام دار دارد. مديرعامل صندوق فرهنگيان اما مي‌گويد: هنوز پس از دو و نيم ماه كه من آمده‌ام، شركت‌هاي جديد كشف مي‌شود و با وجود تلاشي كه وجود دارد هنوز هم شركت‌هاي وابسته به صندوق مشخص نيست و هيچ چيز منسجمي در صندوق وجود ندارد و داشته‌هاي صندوق دقيقا مشخص نيست. به گفته او 49 درصد بانك سرمايه متعلق به صندوق ذخيره فرهنگيان است. وضعيت صندوق در موسسات خارج از كشور مشخص نيست.

غندالي ادامه مي‌دهد: هيچ موقعي نقدينگي سود به صندوق برنگشته است و هميشه از محل فروش سرمايه بوده است.غندالي، مديرعامل صندوق ذخيره فرهنگيان در ديدار با نمايندگان تشكل هاي معلمان گفت: «هيچ چيز منظم و كلاسه شده نيست. كاري كه ما كرديم اين است كه تيمي را گذاشتيم كه صندوق را شبكه كند. اينكه در چه وضعيتي هستيم. عمليات چيست، هزينه و فايده را محاسبه كند. سهام از چه كساني خريداري مي‌شود و به چه كساني فروخته مي‌شود؟ به گفته او نخستين قدم آن است كه وضعيت صندوق ذخيره فرهنگيان به لحاظ دارايي مشخص شود. تقويم ريالي شود و بدانيم دارايي ما چقدر است؟

 غندالي ادامه داد: حقوق معلمان عضو در حال حاضر به «صندوق سرمايه‌گذاري» واريز مي‌شود. اساسنامه صندوق را اصلاح كرده‌ايم و بازنشستگان هم مي‌توانند عضو شوند. اگر كسي قبلا مي‌خواست از صندوق برود سهم دولت را نمي‌دادند اما در حال حاضر، هر كسي تمايل به خروج داشته باشد كل سهم (سهم دولت) را هم مي‌دهيم. او از طرح جديد صندوق تحت عنوان «كارت فرهنگ» خبر داد. به گفته او در اين طرح از طريق بانك سرمايه در قالب «خط اعتباري» به معلمان وام مي‌دهيم تا بتوانند 15 قلم كالاي اساسي را با ميانگين 5/26 خريداري كنند. اين كالاها از طريق حداقل 30 فروشگاه قابل خريداري خواهد بود.

ما یک شورای راهبردی تشکیل دادیم . کارگروه هایی برای این تیم راهبردی تشکیل شده است . یک نظام HOLDING ۞  پایه گذاری کرده ایم که سرمایه را کجا ببریم .

طرحی که داریم و از اوایل بهمن ماه اجرا می شود " کارت فرهنگ " است .
در این طرح از طریق بانک سرمایه در قالب " خط اعتباری " به معلمان وام می دهیم تا بتوانند 15 قلم کالای اساسی را با میانگین 5/26 خریداری کنند . این کالاها از طریق حداقل 30 فروشگاه قابل خریداری خواهد بود .

ب-  ديدگاه و تعامل با تشکل ها :

شهاب الدین غندالی ، مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان ضمن تشکر از حضور و تعامل تشکل های معلمان عنوان کرد :
" تعامل با دوستان فرصت است و می تواند کمک کند . نظراتی که به شماها منتقل می شود فیلتر شده نیست و شفاف است . اطلاعاتی که شما دارید خیلی کارگشاست و حداقل فایده اش این است .
قصد ما برنامه ریزی است . تلاش ما این است که از تنش بیرون بیاییم ."

" باور من این است که تیم اقتصادی صندوق ذخیره فرهنگیان باید از فرهنگیان باشند . اگر قرار باشد صندوق کار کند باید برای " معلم " باشد . اگر این صندوق برای معلمان نباشد ؛ به چه دردی می خورد ؟!
مهم این است که این حداقل 6 هزار میلیارد تومان در اختیار معلم باشد .
در مورد دغدغه ای که دوستان دارند باید گفت که نظارت سهام داران در بخش خصوصی میسر نیست و همیشه مدیریت با سهام داران عمده ( کلان ) است چراکه آن ها سودآوری ایجاد می کنند .
سهام داران صندوق ذخیره ، 760 هزار نفر هستند و اگر بخواهیم آن را ایجاد کنیم مثل " تعاونی مصرف فرهنگیان " می شود .
و چنین چیزی عملی نیست . سرمایه جایی می رود که امنیت داشته باشد . با پول می توان پول تولید کرد . اگر امنیت سرمایه گذاری از بین برود دیگر کسی نمی آید . "
" ما باید معیشت معلمان را حل کنیم . . . معلم باید مطالعه کند . معلم با چهره گرفته و با انرژی منفی نمی تواند در کلاس و جامعه الگو باشد . باید به معلم برسیم . آموزش و پرورش زیر بنای همه حرکت هاست .  "

* ديدگاه مقام محترم وزارت آموزش و پرورش ورئيس هيئت امناي صندوق ذخيره فرهنگيان :

آقای فانی گفت که ما یک سازمان رفاه اقتصادی برای فرهنگیان تشکیل می دهیم . در حال حاضر ، وضعیت تعاونی های مصرف فرهنگیان خیلی به هم ریخته است ؛ آیا باید ساختار تغییر کند ؟ آیا همکاری تشکل ها در این محدوده می گنجد ؟

صد تبريک به مسئولين آموزش و پرورش که مي خواهند در تعامل با تشکل ها ، چالش هاي آموزش و پرورش را برطرف نمايند .

* پيشنهادات سازمان معلمان ايران ( شوراي منطقه شش ) :

با توجه به تبصره ماده 8-13 اساسنامه صندوق ذخيره فرهنگيان :

" هيأت امنا مي تواند براي تدوين سياست ها و خط مشي هاي ميان مدت و بلند مدت موسسه و نيز ساير اموري که لازم مي داند شوراي سياست گذاري تشکيل دهد . تعداد اعضاء وظايف و اختيارات آن شورا مطابق دستور العملي خواهد بود که به تصويب هيأت امنا مي رسد .  "

در سايه همدلي ، تعامل ، همفکري بين تشکل هاي مدني فعال در آموزش و پرورش با مسئولين محترم ( هيئتˏ امنا محترم ، هيئت مديرهˏ محترم ، مديريت عامل محترم ) صندوق ذخيره فرهنگيان در کنار همراهي موثرˏ جناب آقاي عادل عبدي مشاور آگاهˏمقامˏ محترمˏ وزارتˏآموزش و پرورش در امور تشکل هاي فرهنگيان ، برنامه ريزي مشترکي صورت بگيرد تا :

  1. 1.  مکانيسمي طراحي شود تا در آينده هيچ مدير عاملي از صندوق ذخيره فرهنگيان اعلام نکند :

" هنوز پس از دو و نيم ماه كه من آمده‌ام، شركت‌هاي جديد كشف مي‌شود و با وجود تلاشي كه وجود دارد هنوز هم شركت‌هاي وابسته به صندوق مشخص نيست و هيچ چيز منسجمي در صندوق وجود ندارد و داشته‌هاي صندوق دقيقا مشخص نيست."

  1. 2. کليه تشکل هاي مدني فعال در آموزش و پرورش ضمن حفظ مواضع تشکيلاتي خود هرچه سريع تر کارگروه صندوق ذخيره خود را تشکيل و به مشاور محترم جناب آقاي عبدي معرفي نمايند .
  1. 3. اين کار گروه هاي در تعامل با نماينده و يا نمايندگانˏ هيئت امنا محترم صندوق ذخيره فرهنگيان ، آئين نامه و دستور العمل شوراي سياست گذاري را تنظيم نمايند .
  1. 4.    اولين شوراي سياست گذاري صندوق ذخيره فرهنگيان با حضور نمايندگان تشکل هاي فرهنگيان و نمايندگان صندوق به صورت پايدار تشکيل شود .

سياست هيئت امنا نا پايدارتر است زيرا با تغيير دولت ها ممکن است سياست ها به سرعت  تغيير کند ولي سياست تشکل ها پايدارتر هستند و تغيرات کند تر و با شيب ملايم تر انجام مي شود .

*

۞شرکت هلدینگ چیست ؟ به نقل از :  http://ess-society.blogfa.com/post-42.aspx

«شرکت هلدينگ شرکتی است که يک يا چند شرکت ديگر را کنترل مي کند»

در واقع هر شرکتی که سهام شرکت ديگری را جهت اعمال مديريت در آن خريداری مي کند يک شرکت هلدينگ است. سهام مديريتی تعاريف متفاوتی دارد اما معمولا بين 16 درصد تا 50 درصد و غالبا بيش از 33 درصد را سهام مديريتی مي دانند. اکثر شرکت های سرمايه گذاری که در ایران تاسیس شده اند مانند ملی، صنعت و معدن ، پتروشیمی ، بانک ملی ، غدیر، معادن و فلزات و ... در بخشی از سرمايه گذاري های خود به عنوان هلدينگ عمل مي کنند.

برخی شرکت های ديگر مانند سیمان فارس، سايپا و حتی صنعتی پيام هم هلدينگ هايی هستند که شرکت های ديگری را اداره مي کنند. بعضی شرکت ها هم نظیر بوعلی نه به قصد اعمال مديريت که به قصد سود بردن از روند رشد سهام، سهام شرکت ها را خريد و فروش مي کنند و بنا بر اين فاقد فعاليت هلدينگ است.

هلدينگ بودن هم خوب و هم بد است. هلدينگ ها از طريق کنترل شرکت های خود مي توانند به هم افزايي و سود بيشتر برسند اما در عوض هزينه سربار آنها به مراتب بيشتر است چون مديريت شرکت های تابعه چندان هم ارزان نیست.

بعضي از شركت هاي سرمايه گذاري عادت دارند كه بيش از 50 درصد سهام شركت هائي را كه معمولا از نظر صنعت مشابه يا مرتبط هستند خريداري كنند مثل سفارس که يك هلدينگ سيماني است .

خريد سهام شركت هاي هلدينگ معمولا به دليل سبدي كه دارند كم ريسك تر از خريد غير هلدينگ است ولي ممكن است بازده شان هم به همين دليل كمتر باشد.

ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

منتشرشده در اقتصاد

addictionspecial  اعتياد بيماري است كه بيشتر خانواده ها را تا مرز فروپاشي مي برد و باعث مي شود  بعضي از اين خانواده ها از هم فرو بپاشند. اين بيماري باعث مي شود آرامش ،نظم و ثبات خانواده به هم بخورد و بين اعضاي خانواده  همدلي به فراموشي سپرده شود. در اصل اين بيماري بر خلاف آنچه كه تصور مي كنيم، يك بيماري فردي نيست بلكه نوعي بيماري  فردي ،خانوادگي و اجتماعي  است با عوارض اجتماعي بسيار زياد. اين عوارض مي تواند خانواده ي فرد، دوستان، همسايگان و كل جامعه را تحت تاثير قرار دهد. بنابر اين بايد بيماري اعتياد را يك بيماري اجتماعي و به خصوص خانوادگي دانست.بيماري اعتياد خانواده را به شكل هاي متفاوتي تحث تاثيرات منفي قرار مي دهد.اين بيماري علاوه بر آسيب هاي جسمي و رواني كه به فرد معتاد وارد مي كند، موقعيت و سرمايه ي اجتماعي و اقتصادي فرد و خانواده ي او را به خطر مي اندازد. فردي كه دچار اعتياد مي شود ،به مرور روابطش با اطرافيانش، دچار مشكل مي شود . نمي تواند ارتباط سالم و درستي را با آنها برقرار نمايد و در نتيجه نمي تواند  نيازهاي  خود را بر طرف نمايد. اطرافيان فرد معتاد به خصوص خانواده ي وي از همسر و فرزندان تا پدر و مادر و حتي بستگان نزديك تر ، از پيامدهاي بيماري اعتياد فرد  رنج مي برند و بر اثر  عوارض اين بيماري زندگي خانوادگي و روابط اجتماعي آنها  د چار چالش مي شود.

تاثير اعتياد بر كودكان در خانواده

ازپيامدهاي بيماري اعتياد والدين براي فرزندان  مي توان به اين موارد اشاره كرد: عدم اعتماد به نفس كافي، احساس تنهايي، احساس گناه ، احساس نااميدي ،درماندگي و نگراني از وضعيت آينده ،مشكلات در مدرسه، ناتواني در مهارت هاي زندگي و ارتباطات اجتماعي. كودكاني كه در خانواده اي زندگي مي كنند كه يكي از والدين يا هر دو آنها بيماري اعتياد دارند، به دليل متشنج بودن فضاي خانه و خانواده در ارتباط بر قرار كردن با ديگران بسيار ضعيف عمل مي كنند. در نتيجه ، فرزندان اين خانواده ها ،احتمال گرايش شان به مواد مخدر زياد است و تا حدود چهار برابر بيشتر از فرزندان  والدين غير معتاد در معرض  معتاد شدن قرار مي گيرند.

تاثير اعتياد بر همسر

بيماري اعتياد ، همسر فرد معتاد را نيز تحت تاثير قرار مي دهد. اين بيماري باعث مي شود احساسات، افكار و رفتار  همسر فرد معتاد مسير طبيعي خود را طي نكند و  احساساتي منفي چون، دلسوزي به حال خود، گوشه گيري و انزوا، خودداري در مشاركت اجتماعي و.. را تجربه نمايد.از نظر فكري همسر فرد معتاد دچار پراكندگي فكري و پرش افكار مي شود ، قادر به تصميم گيري درست نيست و در بسياري از مواقع از ديگران براي تصمیم گيري ،كمك مي گيرد. رفتارش به شدت  تحت تاثير رفتار  همسر معتادش قرار مي گيرد . در صدد كنترل او و تغيير رفتارهاي معتادگونه ي همسر معتادش است، اما در اين راه موفق نمي شود كه نتيجه ي آن سر خوردگي بسيار است. عوارض اجتماعي اعتياد زندگي همسر معتاد را نيز در بر مي گيرد. يكي از مهم ترين مشكلاتي كه ممكن است  به وجود آيد، طلاق است.بيشتر مشكلات خانوادگي و زناشويي پيامد اعتياد يكي از همسران در خانواده است. در برخي از اين خانواده ها هم ديده مي شود ، براي اينكه زندگي خانوادگي از هم نپاشد به فرد معتاد امتياز هاي بسياري داده مي شود،  مثلا اجازه مي دهند فرد معتاد به مصرف خود ادامه دهد.

بيماري اعتياد يك عضو خانواده ، به مرور زمان باعث مي شود كه  خانواده كاركرد هاي خود را از دست بدهد. يكي از كاركرد هاي خانواده ، تربيت و آموزش فرزندان است، اما در خانواده اي كه  يكي از والدين معتاد هستند اين كاركرد دچار خلل مي شود و فرزندان به درستي از تربيت و آموزش مورد نياز برخوردار نمي شوند. در نتيجه ي اجتماعي نشدن ناقص  فرزندان،  آنها در زندگي حال و  آينده با مشكلاتي ريشه اي روبرو مي شوند. يا اينكه  خانواده نمي تواند به كاركرد اقتصادي خود كه تامين نياز هاي اعضايش است،عمل نمايد و در نتيجه نيازهاي  اعضاي خانواده برطرف نمي شود كه خود پيامدهاي ناگواري خواهد داشت.به طور كلي خانواده  كه يكي از مهمترين نهادهاي اجتماعي است ، در صورتي كه با بيماري اعتياد  اعضايش روبرو شود قادر به انجام وظايف و كاركرد هايش نيست و در نتيجه اين نقص  اعضاي اين خانواده و افراد جامعه با مشكلات بسياري روبرو مي شوند.

با توجه به وضعيتي كه خانواده هايي كه درون خود معتاد دارند، نياز به حمايت و آموزش دارند. اين گونه خانواده ها مي بايست تحت مشاوره قرار گيرند تا  مهارت با افراد معتاد خانواده شان را ياد بگيرند. در نتيجه مشاوره ، حمايت و آموزش هايي مورد نياز ،اعضاي اين گونه خانواده ها مي توانند در مقابل مشكلات ناشي از اعتياد يكي از اعضايشان، عاقلانه تر و منطقي تر بر خورد نمايند. برخورد منطق و عقلاني با فرد معتاد ، هم مي تواند فرد معتاد را به سمت بهبودي هدايت نمايد و هم از آسيب بيشتر به ساير اعضاي خانواده جلو گيري نمايد. لازمه ي اين كار ، اين است كه تمام نهادهايي كه به نوعي در گير مشكلات خانواده ها هستند و همچنين مشاوران و متخصصان اين عرصه، نگاه شان به بيماري اعتياد، نگاهي جامع باشد. به اين بيماري به عنوان يك بيماري فردي و شخصي نگاه نكنند ، بلكه آن را  نوعي بيماري اجتماعي و خانوادگي بدانند. چرا كه اگر نگاه به بيماري اعتياد فقط تمركز صرف بر درمان فرد معتاد باشد و با خانواده ي او كاري نداشته باشيم، نمي توانيم در اين راه موفق شد.

 

منتشرشده در یادداشت

shakibayeespecial گروه گزارش سخن معلم /

رضا کاکازاده

* جناب استاد شکیبایی عزیز، بسیار سپاسگزارم که بنده را به حضور پذیرفتید و فرصتی شاد و شاعرانه را برای ارتباطی هر چند کوتاه به ما و خوانندگان سایت سخن معلم دادید. جناب عالی سال ها در آموزش و پرورش ایران و نیزبه عنوان شاعری طنزپرداز و اندیشمند در مجلات معتبر و با مردم ارتباط داشته و برای اعتلای فرهنگ کشور تلاش های سازنده و ارزنده داشته اید و ضمناً اطلاع داریم که حتی در ماجرای اعتراضات معلمان کشور در سال 1340 که منجر به شهادت دکتر خانعلی گردید،حضور داشتید،مایلیم از زبان خودتان در رابطه با آن ماجرا و نیز وضعیت معلمان در آن دوران و اشعار طنزی که در این رابطه سروده اید ، برایمان بفرمائید. ضمناً لطف کنید در آغاز مختصری در معرفی خودتان بیان فرمائید.

با تشکر از حضور و توجه شما به بنده و ایجاد فرصت برای ارتباط با همکاران و معلمان عزیز، در 28اسفند سال 1310 در شهر بهبهان متولد شده ام. تحصیلات متوسطه را در بهبهان و اهواز گذرانیده ام و پس از اخذ دیپلم به عنوان آموزگار به استخدام وزارت آموزش و پرورش در آمدم و در مدارس شهرستان بهبهان مشغول به تدریس شدم. در تابستان سال1339 در کنکور دانش سرای عالی تهران پذیرفته شدم و اوایل مهرماه به تهران رفتم. چون از طریق اداره فرهنگ بهبهان معرفی شده بودم به عنوان معلم مأمور به تحصیل، صبح ها در دبیرستان سحاب تهران که در نزدیکی فروشگاه فردوسی بود ، مشغول به تدریس شدم. در پایان تحصیلات و پس از اخذ لیسانس زبان انگلیسی به شهرستان بهبهان  و سپس به آبادان در استان خوزستان منتقل و در رشته ادبیات فارسی و تدریس زبان انگلیسی مشغول به کار شدم.

در بهار سال 1340 که معلمان برای بهبود وضعیت خود اقدام به تجمع مقابل مجلس شورای ملی نمودند، حضور داشتم تا بالاخره گویا در روز 12 اردیبهشت سال 40 و در اثر حمله نیروهای انتظامی به صفوف معترضان و شلیک گلوله، دکتر خانعلی به شهادت رسیدند. البته آن روز آن قدر صدای شعار و فریاد مردم و معلمان بلند بود که من اصلاً صدای شلیک گلوله را نشنیدم، لیکن واقعه اتفاق افتاده بود. روحش شاد باد...

* استاد، ظاهراً وضع معلمان در گذشته و در مقایسه با سایر اقشار جامعه و افراد حقوق بگیر بد نبوده است! خود ما آن روزها که دانش آموز بودیم، احساس می کردیم که معلمان مان در شأن بالا و شایسته ای قرار دارند و به همین جهت، شاید آرزو داشتیم ما هم معلم بشویم. در این صورت اعتراض شدید معلمان در آن روزگار برای چه بوده است؟

بله، این فقط یک احساس پاک وصادقانه بوده است! حقیقتاً هیچ گاه در کشور ما معلمان در سطح شایسته شأن خودشان قرار نداشته اند! البته این تصور و احساس دانش آموزانه که گمان می کردید معلمان خیلی عالی و متعالی هستند از جهت شرافت شغلی و منش معلمانه آنها بوده و هست و به قول معروف صورت خود را با سیلی سرخ نگه می داشته اند تا جایگاه اثرگذار و مهم خود را حفظ نمایند و نشان بدهند. و البته مقداری هم گمان آرمانی همه دانش آموزان به معلمان بوده و هست، لیکن آن دوران هم آن طور که باید و شاید به حق و حقوق معلم توجه نمی شده است.

* آیا اشعاری که گویای بیان اعتراض معلمان باشد سروده اید و آیا نمونه هائی قابل ذکر در خاطر دارید؟

بله، من اشعاری در بیان حال معلمان در مجلات فردوسی و سپید و سیاه و ... سروده و منتشر نموده ام. لیکن در زمینه ی طنز، فقط با نشریه فکاهی توفیق همکاری داشته ام. از جمله شعر بلندی با این مطلع:

معلمم  بنده و  دارم  عیال                     از گشنگی گشته تنم چون هلال

من نمیگم پول و دلارم دهید                  معلمم   شام  و   ناهارم   دهید

و شعر"لطیفه معلم" با این ابیات یادگاری از آن دوران می باشند.

کیست آن موجود محرومی که  اندر  روزگار                   خاطری  دارد  نژند و  پیکری  دارد  نزار

باغبانی می کند اما نه اندر بوستان                           جانفشانی می کند  اما  نه   اندر کارزار

روزها گچ می خورد،گاهی هم از طفلی شرور             نوش جان سازد  مفصل فحش های  آبدار

نیست عاشق، لیکن اندر  راه ترفیع حقوق                  ظاهراً  دارای  نام   و   باطناً  بی  اعتبار

گر بخواهی نام این انسان  محبوب  و  صبور                آشکارا  گویمت  کس  نیست  جز "آموزگار"

این رباعی را هم به شما و همه معلمان گچ به دست تقدیم می کنم:

عمری به هوای این و آن گچ خوردیم                         یا نه، که برای آب و نان گچ خوردیم

خوردند   تمام   پول ها  را  بی   گچ                         ما  در  غم  پول بی زبان گچ خوردیم

* استاد عزیز، آیا تاکنون مجموعه ای از اشعار و آثارتان به چاپ رسیده است؟

 بله، تاکنون هشت کتاب که بیشتر آنها مجموعه شعر بوده، منتشر کرده ام، هشت کتاب به ترتیب انتشار عبارتند از: 

1- غرنگ(مجموعه داستان) 2- مرثیه ای برای دلم (مجموعه شعر) 3- الکی خوش (فکاهی) 4- لحظه های بارانی (مجموعه شعر) 5-بهاری در سوگ(مجموعه شعر) 6- صنوبر را بگوئید (مجموعه دوبیتی) 7- سنگ ام که می اندیشم(مجموعه شعر) 8- دوبیتی های بهبهانی

 هم اکنون هم سه کتاب: رباعی- غزلیات و جلد اول شعرها و شهرها را آماده کرده ام که برای انتشار آن به دنبال ناشری سرمایه گذار می گردم. البته کتابی هم به نام "داهول" به معنی مترسک دارم که شامل اشعاری است طنز که سال های اخیر سروده ام که متاسفانه مجوز چاپ آن را اداره ارشاد صادر نکرده است تا ببینیم بعد چه می شود؟!

*  استاد شکیبایی عزیز، سال 53 بود که من اولین بار با شعر بلند و شکوهمند"الا مادر" شما آشنا شدم و از آن زمان تا حال صدها بار آن را خوانده و همه فرازهای آن را از بردارم الحق آن شعر شما چیزی دیگری است! نمی دانم خود شما در چه حس و حالی آن را سروده اید؟ در این شعر، شور و شعور و شرف معلمانه ای را نشان داده اید که در عمق جان انسان اثرمی گذارد. اگر اجازه بدهید به چند فراز این شعر اشاره کنم و اگر مطلب خاصی در این باره دارید بفرمائید.

" الا مادر، به دورانی که در هر گوشه گیتی

سخن از جنگ و خونریزی است

و بر هر قلب پاکی دشنه ی تیزی است،

به دورانی که انسان می کشد انسان دیگر را،

و کودک های زخمی در عزای آشنایان اشک می ریزند

سخن از مرده ریگ خویشتن هرگز نخواهم گفت "

" الا مادر ، چه می گویی ز بی رنگی،

که خشت این سرای کهنه از رنگ است

در این دوران فضیلت، دوستی، دانش نهان در سکه سیم است

اگر زان سکه ها داری، کلید قفل ها را نیز خواهی داشت،

و حتی می توانی خویشتن را قهرمان عدل گردانی"

" الا مادر به دست زنگی مست اوفتاده تیغ

و آن نادیده خوان بر جنگل سرسبز گرد مرگ می پاشد

و می نوشد به شادی خون گنجشگان خوشخوان را

و هر جائی که می بیند می زند با تیر رد پای انسان را"

" الا مادر، رخم زرد است دلم آکنده از درد است،

تو آن جایی و من اینجا  تو تنهایی و من تنها،

تو پنداری که اکنون در بهشتی می خرامم مست

و در قصری بلور آجین کنار اطلسی ها با رفیقان مست و مسرورم،

ولی افسوس که اینجا نیز چون آنجا فضای شهر پر دود است،

خیابانها پر از بیکار وبیمار است

کسی را نان گرم و آب سردی نیست،

نفس ها می فشارد سینه ها را سخت و مصنوعی است گلها

همچو لبخندی که بر لب نقش می بندد،

در اینجا نیز گر رخساره ای سرخ است از سیلی است "

" الا مادر، اگر من در بهشت خاطراتم غنچه های سرخ غربت را نگه کردم

اگر من زندگانی را تبه کردم،

خوشم اینجا که گمنامم،

خوشم اینجا که در خاموشی شبگیر درون ماتم ژرف ویتنامم"

* استاد شکیبایی واقعا به شما تبریک می گویم و خسته نباشید که طی 40 سال معلمی و حدود 60 سال شعر ، به خوبی و شیوایی زبان و بیان ارزش ها بوده اید و همواره اندیشه و قلم تان در خدمت به مردم و تقبیح زشتی و ستم بوده است. جامعه معلمان به وجود شما افتخار می نماید و امید است مشی و مرام معلمانه و مردمانه ی شما الگوئی ماندگار برای نسل های آینده معلمان میهنمان باشد.

 متشکرم از شما و آفرین به حافظه ی شما که این شعر مرا این گونه حفظ کرده و خواندی و درک عمیقی از آن داری. بله، به هر حال شعری بود در وصف روزگاری که بر ما گذشت و آنرا سرودیم و از ما به یادگار نزد شما بماند.

در پایان من هم برای شما ، سایت سخن معلم  و همه آن هائی که برای اعتلای فرهنگ جامعه و ساختن ایرانی آباد و آزاد از طریق ارتقاء سطح معیشت و منزلت معلمان تلاش می کنند آرزوی موفقیت دارم.

موفق باشید.

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

sakispecial1 آن چه در زیر می آید بخش اول گفت و گوی علی پورسلیمان با جناب آقای خسرو ساکی ، مدیر کل محترم آموزش و پرورش استان البرز است .

همان گونه که قبلا نیز عنوان شده است ، گروه سایت سخن معلم آمادگی خود را برای برگزاری نشست با مدیران محترم ستادی و وزارتی  در راستای نهادینه شدن فرهنگ گفت و گو و تفکر انتقادی اعلام می دارد


در نشستی که در دی ماه سال 92 و با رئیس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش داشتیم به مساله مهمی اشاره شد و آن حاکمیت مطلق موسسات آموزشی – تجاری مانند ... بر پیکره نحیف آموزش و پرورش بود  که البته آقای دکتر عمادی این مساله را تایید کردند .متاسفانه این یک مشکل عمومی در حوزه آموزش و پرورش کشور است .شنیده ها و گزارش های ما حاکی است که در استان البرز ، دانش آموزان سال چهارم برای آزمون ورودی دانشگاه ها ، تراز تحصیلی ، انتخاب رشته به نوعی باید به این گونه موسسات وصل شوند !

در برخی از مدارس این استان ، دانش آموزان حتی برای ثبت نام نکردن در امتحانات تهدید شده و به آن ها گفته شده است که در صورت عدم ثبت نام دراین موسسات از شما در این مدرسه ثبت نام نخواهد شد !

حتی برخی از معاونین مدرسه به سر کلاس می آیند و صریحا اسم موسسه ... را می آورند  و تبلیغ می کنند !

شما برای کنترل این وضعیت چه برنامه ای دارید ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

در خصوص سایه افکندن موسسات آزمون ساز و موسسات تقویتی که در خصوص کنکور دانشگاه ها فعالیت می کنند ؛ حضرت عالی فرمودید . موضع ما هم موضع وزارت آموزش و پرورش است .اعتقاد من بر این است که سیستم آموزش و پرورش باید به گونه ای فعالیت کند و سامانه سنجش کشور به گونه ای برنامه ریزی کرده و آزمون بگیرد که نیازی به فعالیت های " مکمل " خارج از مدرسه  نباشد مگر برای دانش آموزانی که به لحاظ سرعت یادگیری از حد پایین تری برخوردار باشند .برای تبیین این نظر ، به کتاب " آدمی و یادگیری های آموزشگاهی " تالیف بلوم استناد می کنم .

در آن جا گفته می شود : " غالب انسان ها ،توانایی به حد تسلط رسیدن در ارتباط با مطالبی که  می خواهند بیاموزند را دارند  ؛ اما سرعت به حد تسلط رسیدن متفاوت است .یکی سریع تر و یکی کند تر است .

در کلاسی که به صورت تصادفی طبق منحنی نرمال ،تشکیل شده باشد ( به لحاظ سرعت یادگیری و نه توانایی یادگیری ) آن دانش آموز قوی از معلم کلاس و با توضیحات او به یادگیری می پردازد اما دانش آموز ضعیف تر ممکن است که فرصت بیشتری برای یادگیری نیاز داشته باشد .در داخل مدرسه ،کلاس های تقویتی ، جبرانی  و...برای او گذاشته می شود و یا بیرون مدرسه که توسط آموزشگاه ها انجام می شود .

این فرآیند طبیعی آن است  ؛ اما نباید این به حدی در جامعه شدت پیدا کند که دیگر دانش آموز قوی و ضعیف نداشته باشیم .همه به ناچار باید سر از آموزشگاه های آزاد و...  در بیاورند !

این مساله نیز به یک تحول آموزشی در سراسر کشور دارد  که ما بر اساس سیاستی که جناب آقای دکتر فانی اعلام کردند " بهسازی نیروی انسانی کنیم " .

همکاران مان با روش های جدید تدریس ، با تکنولوژی آموزشی ، با مهارت های یاددهی و یادگیری به گونه ای به روز شوند که در کلاس و مدرسه ، دانش آموز به آن چیزی که به آن نیاز دارد برسد و نیازی به بیرون مدرسه نداشته باشد .

اما در خصوص استان البرز ، اگر چنین باشد که مدیر و یا  معاونی مستقیم موسسه ای را تبلیغ کند ، توصیه ای داشته باشد ،این اقدام بر اساس قوانین و مقررات آموزش و پرورش " تخلف " است ، با متخلف باید برابر قوانین و مقررات آموزش و پرورش رفتار شود و اگر مثلا شرط ورود به جلسه امتحان شرکت در این قبیل آزمون ها و این گونه موسسات باشد ،مطلقا کار اشتباه است  و بنده نه تنها تایید نمی کنم ؛ اگر موردی را متوجه شوم ،بر اساس آن چه که در آموزش و پرورش به عنوان ساز و کار این موضوع مطرح است ،با آن فرد و یا گروه اول مذاکره کرده و راهنمایی می کنم و در صورت لزوم ، اقدام لازم و مقتضی انجام خواهد گرفت .

  • مکانیزم شما برای رسیدگی به این گونه تخلفات  غیر از واحد رسیدگی به شکایات چیست ؟

آیا مکانیسم عمومی تری در این مورد طراحی کرده اید که معلمان و یا اولیا بتوانند با سهولت مراجعه کنند ؟

نه تنها در رابطه با این موضوع بلکه در همه امور آموزش و پرورش ،من قائل به نظارت و راهنمایی در آموزش و پرورش هستم .اعتقاد من این است که ما به عنوان مدیران میانی و اجرایی در نظامی که آموزش و پرورش آن متمرکز است و برنامه ریزی های کلان در ستاد آموزش و پرورش انجام می گیرد ،کار ما تشریح و تببین سیاست ها و برنامه هایی است که در ستاد تدارک دیده می شود  و سپس عملیاتی کردن این سیاست ها و برنامه هاست و بعد نظارت بر اجرای این برنامه ها و راهنمایی مجریان برای حرکت در مسیر این برنامه ها و در پایان ارزیابی برنامه هاست که آیا به نتیجه مورد نظر رسیده ایم یا خیر .

البته این ها توام با هم است . لذا در همه امور قائل به نظارت و راهنمایی هستم و برای این عمل دو برنامه دارم .اول نظارت تخصصی و دوم نظارت همتاست .در بعد نظارت تخصصی ،از کارشناسان مجرب ادارات و نواحی و شهرستان ها و اداره کل تیم هایی تشکیل دادیم که به صورت ادواری و به صورت موردی به نهادهای آموزشی سرکشی می کنند . رویکرد ما ، رویکرد راهنمایی است .اگر به موردی برخورد می کنیم که در چهارچوب سیاست ها و برنامه های وزارت آموزش و پرورش نیست ،مدیر را راهنمایی می کنیم . امکان دارد علت این اتفاق عدم اطلاع از قوانین و مقررات مربوطه و یا حتی تئوری ها و دیدگاه های مربوط به این کارباشد .پس از انجام راهنمایی ،در مراحل بعدی ، استفاده از سازو کارهای اداری خواهد بود .

نظارت همتا ، توسط خود مدیران انجام می شود .این پروژه در استان البرز در حال انجام است .ما مدیران مقاطع تحصیلی را به گروه های کاری تقسیم کردیم که مدیران از نواحی یک نظارت دائمی دارند  و اعتقاد ما این است که این نظارت همتا از آن نظارت تخصصی قوی تر است ، چون دو مدیر که همتای هم هستند و با یکدیگر تبادل نظر و تعاطی افکار دارند ،هم اندیشی می کنند و در بهبود عملکردشان موثرتر است تا این که مثلا من به عنوان یک نیروی ستادی بخواهم نظارت کنم .

ما به عنوان نیروهای ستاد با " نگاه همکارانه " وارد مدرسه می شویم نه نگاه از بالا به پایین !

در همه امور اگر برخورد کنیم با یک رویکرد راهنمایی و نظارت مساله را پیگیری می کنیم .

  • جناب ساکی

دریافت مبالغی از دانش آموزان معدل بالا برای برگزاری کلاس های ویژه اساسا غیرقانونی است .

بیشتر این بچه ها از آغاز سال تحصیلی در کلاس های عادی سازمان دهی شده اند که این کلاس ها نسبت به کلاس های ویژه مورد بی مهری مسئولان مدرسه قرار می گیرد ، به ویژه کلاس های پایه چهارم که بعضا تا اوایل آبان ماه ، برخی از دروس معلم نداشته اند .

چطور است که این اتفاق برای اسم و رسم دارترین مدرسه د رکرج پیش می آید ؟

آیا علت بی درایتی مدیران است و یا می خواهند به سوم ها القا کنند که اگر مثلا به ساز ما نرقصید همین بلا بر سر شما خواهد آمد ؟ (این پرسش جمع کثیری از معلمان و دانش آموزان بود . )

مطلبی که جناب عالی فرمودید ، بر اساس بررسی هایی که من داشتم ،تا حد بسیار زیادی درست است !

در برخی از مدارس دولتی  و غیردولتی استان البرز ، سالیان مدیدی است که باب شده است " سال تحصیلی به جای آن از اول مهر ماه شروع بشود ،از اول تیرماه شروع می شود !

 بابت برگزاری آن سه ماه پیش از شروع رسمی سال تحصیلی ،مبالغی را از دانش آموزان دریافت می کنند  که در تابستان گذشته ،بنده به عنوان خادم آموزش و پرورش در استان ،با بعضی از مدیران این مدارس ،گفت و گو کرده ام .عرض کردم این شیوه اگر درست بود ، باید در تقویم رسمی کشور همه جا اجرا می شد .کسانی که  در شورای عالی آموزش و پرورش ، سازمان تالیف کتب درسی برنامه درسی ملی را نوشته اند زمان آموزش را طراحی کرده اند ،مطالعات تطبیقی انجام داده اند ،مباحث روان شناسی رشد و روان شناسی تربیتی را در نظر گرفته اند و این ها تبدیل به دستور العمل ها و برنامه های مصوب و اسناد بالادستی و... شده اند ؛لذا این گونه حرکات پسندیده نیست ؛ منتهی چون از گذشته این حرکت در استان معمول بوده است ،پاسخی که به من می دهند می گویند که این تقاضای اولیاء است !

خود اولیا برای موفقیت تحصیلی فرزندان شان مصر به تشکیل این گونه کلاس ها هستند .من پاسخ دادم اگر در انجمن اولیا و مربیان ، در کلاس های آموزش خانواده فرآیند یاددهی و یادگیری ، زمان آموزش ، آستانه یادگیری و فارغ شدن از آن را تعریف و تببین کنیم ؛این مسائل حل می شود .

فضا از آنی که در آن قرار داریم به صورتی نرم پیش  می رود که همه با یک نگاه علمی به امر آموزش و پرورش ، فعالیت های مکمل ،جبرانی در آموزش و پرورش نگاه کننده و نه به شکل دوپینگی  و یا غیرمتعارف .

مثلا امسال این موارد را خودم با  آن ها برخورد کردم .شاید خوانندگان این مطلب کسانی باشند که در جریان این پی گیری ها قرار گرفته باشند .مثلا در مدرسه ای که دانش آموزان را ملزم کرده بودند که از اول تیرماه بیایند ،من به مدیر گفتم اگر کسی این هزینه ها را برای سه ماه تابستان نداشت ،اول مهر در کلاسی که از اول تیرماه بخشی از کتاب را گذارنده اند ، تکلیفش چیست ؟

این عقب ماندگی چگونه باید جبران شود ؟ این یک شرایط غیرمتعارف و غیرمعمولی است که از گذشته در این استان وجود داشته است .

  • برنامه شما برای تعدیل این وضعیت چیست ؟

برنامه نظارتی است چه به صورت تخصصی و همتا ، گروه های درسی ،برگزاری جلسات هم فکری ،هم اندیشی و کارگاهی برای مدیران و... بعضی از مدیران در این قسمت سوء نظر ندارند .فکر می کنند به دانش آموزان و خانواده ها دارند خدمت می کنند .

  • این جا یک رقابت منفی شکل می گیرد .مدیران می خواهند آمار قبولی شان را افزایش دهند .اما این رقابت منفی به ضرر دانش آموزان تمام می شود .این مدیران چگونه باید تفهیم شوند ؟

در این خصوص با شما کاملا هم عقیده هستم .من مشکل را تایید می کنم .این مشکل مطابق چیزی که شما گفتید وجود دارد اما تاکید می کنم که چیز جدیدی نیست .الان هم با یک دستور العمل ، توصیه اداری و یا برخورد قانونی حل نمی شود .چون زمانی که ما مدیر را احضار می کنیم که کارهایش منطبق بر برنامه های آموزش و پرورش نیست ،می گوید خواست انجمن اولیا و مربیان است .می گوییم ما اولیا را به این کار تشویق کردیم . باید توضیح بدهیم که این گونه برنامه ها موجب دل زدگی می شود  و نه باعث رشد و بالندگی استعدادها و ویژگی های شخصیتی  دانش آموزان .

این گونه پیش می رویم و مدیرانی که با سیاست های امروز وزارت آموزش و پرورش هماهنگ نباشند ،قطعا ما هم از ادامه همکاری با آن ها در بخش مدیریت معذور خواهیم بود .

  • همکاران استان البرز نسبت به عدم پرداخت به موقع حق التدریس ها ، معوقات و...پرسش ها دغدغه های جدی دارند .در این زمینه اگر اقدام خاصی از سوی شما انجام گرفته است ، بفرمایید .

خوشبختانه امروز نظام مالی آموزش و پرورش ، نظام متمرکز است .حدود 8الی 9 سال است که بودجه آموزش و پرورش در بخش هزینه ها از حالت استانی خارج و به صورت ملی انجام می گیرد .یعنی کل اعتبارات هزینه ای آموزش و پرورش به  وزارت آموزش و پرورش ابلاغ می شود  و از معاونت توسعه مدیریت و پشتیبانی با یک انضباط دقیق ، توزیع استانی می شود .یعنی پرداخت و معوقات در کشور قریب به 90 درصد هماهنگ است .این گونه نیست که در یک استان مثلا حق التدریس فروردین و اردیبهشت پرداخت شود اما در استان دیگر پرداخت نشود . حق التدریس سال 92 و فوق العاده های مدیران نوبت دوم ، حق الزحمه امتحانات و... همه پرداخت شده است . سال 93 مشابه همه کشور است  و البته  در مورد حق التدریس ها امیدواری زیادی است .

  • اخیرا یک موسسه آموزشی – تجاری به نام ... متولی طرح آزمون در مدارس شده است .این موسسه از طریق رانت ، ارتباط گیری و... به صورت شبکه ای مدارس را برای برگزاری آزمون ها جذب می کند .با توجه به بحث " آزمون زدگی " و مساله مزمن " تعدد آزمون ها " در نظام آموزش و پرورش ما ، جناب عالی چه طرحی برای ایفای نقش خودتان به عنوان متولی اصلی آموزش دارید ضمن آن که بحث  پور سانت ، رانت و... در این گونه قرار دادها کاملا مشهود است و اهداف اقتصادی بر اهداف آموزشی غلبه دارد ؟

ادامه دارد

 

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

sabzevarididgah «در حال حاضر میزان امتیاز فوق العاده شغل فرهنگیان در احکام کارگزینی با مدرک کار‌شناسی ارشد برابر با ۸۰۰ است. این در حالی است که امتیاز فوق العاده شغل کارمندان دولت بر اساس مصوبه هیات وزیران با مدرک کار‌شناسی ۱۵۰۰ و با مدرک کار‌شناسی ارشد ۲۰۰۰ است.»

 


عضو کانون فرهنگیان شیراز از اعمال تبعیض بین کارمندان دولت و فرهنگیان در پرداخت فوق العاده شغل خبر داد.

«محمدتقی سبزواری» با اشاره به انتشار متن دو بخشنامه توسط هیات وزیران و آموزش و پرورش بر روی فضای مجازی به ایلنا گفت: میزان فوق العاده شغل کارمندان دولت در مصوبه هیات وزیران در مقاطع کاردانی، کار‌شناسی و کار‌شناسی ارشد به ترتیب ۷۰۰، ۱۵۰۰ و ۲۰۰۰ تعیین شده است ولی این اعداد در احکام کارگزینی فرهنگیان به ۵۰۰ و ۸۰۰ کاهش پیدا کرده است.

او افزود: در حال حاضر میزان امتیاز فوق العاده شغل فرهنگیان در احکام کارگزینی با مدرک کار‌شناسی ارشد برابر با ۸۰۰ است. این در حالی است که امتیاز فوق العاده شغل کارمندان دولت بر اساس مصوبه هیات وزیران با مدرک کار‌شناسی ۱۵۰۰ و با مدرک کار‌شناسی ارشد ۲۰۰۰ است.

او در ادامه گفت: مساله‌ای که فرهنگیان را عذاب می‌دهد و این روز‌ها به مشغله ذهنی همه مردم تبدیل شده است، وجود تورم، کمبود بودجه و فقر نیست بلکه بی‌عدالتی اقتصادی است.

این فعال صنفی معلمان تصریح کرد: مابین مصوبه هیات وزیران و احکام اجرایی فرهنگیان اختلافی فاحش وجود دارد و به نظر می‌رسد آموزش و پرورش توانایی دفاع از پرسنل خود را ندارد.

سبزواری در عین حال گفت: وزارت آموزش و پرورش باید به‌‌‌ همان اندازه که خود را تابع مردان قانون می‌داند، تابع قانون نیز بداند. آموزش و پرورش باید قانونی را که توسط هیات وزیران تصویب شده است اجرا کند و از اجرای مصوبات تخلف نکند. اگر این قانون ضمانت اجرایی ندارد، وزارت آموزش و پرورش باید هیات دولت را متوجه کند تا انگ بی‌خبری و بی‌برنامگی به دولت نچسبد. دادن این اطلاعات به هیات دولت نیاز به یک دستگاه عریض و طویل مانند برنامه و بودجه ندارد. با یک کار محاسباتی ساده و حساب سرانگشتی می‌توان حدود حقوق دریافتی را تعیین کرد.

او در ادامه بیان کرد: امروز عصر ارتباطات است. امروز بسیاری از بخشنامه‌ها و مصوبه‌ها پس از مدّتی بر روی فضای مجازی انتشار می‌یابد. فرهنگیان از اقشاری هستند که نسبت به دیگر اقشار جامعه با این فضا آشنایی بیشتری دارند. آن‌ها وقتی بخشنامه و مصوبه هیات وزیران را می‌بینند و سطح امتیازات را که برای فوق دیپلم (۷۰۰ امتیاز)، برای کار‌شناسی (۱۵۰۰ امتیاز) و برای کار‌شناسی ارشد (۲۰۰۰امتیاز) تعیین شده است مشاهده می‌کنند نسبت به وجود اراده برای رفع بی‌عدالتی اقتصادی در بدنه دولت شک می‌کنند. ناگفته نماند اعمال چنین بندی در دولت فعلی اجرایی شده و در دولت‌های قبل علی رغم وجود بخشنامه در سال ۹۲ اجرایی نشده بود و ما از این بابت سپاسگزاریم.

سبزواری گفت: متولیان وزارتخانه باید با فرهنگیان و مردم شفاف برخورد کنند. ما مشکلات آن‌ها را می‌دانیم و از آن‌ها می‌خواهیم برخوردشان با دغدغه‌های معلمان خردمندانه باشد. فرهنگیان چوب بعضی از اظهارات و مصاحبه‌های مسؤلان وزارتخانه را می‌خورند. از یک طرف گرفتن شهریه را ممنوع می‌کنند، از طرف دیگر سرانه دانش آموزان به مدارس داده نمی‌شود. این رفتار دو گانه بالاخص در میان طبقات متوسط و پایین جامعه باعث تنش می‌شود. مسئولان اعلام می‌کنند که ۹۸ درصد بودجه آموزش و پرورش صرف حقوق پرسنل می‌شود. متاسفانه این اظهارات بدون آنکه مصالح ملی در نظر گرفته شود از رسانه‌ها و بالاخص از صدا و سیما پخش می‌شود.

عضو کانون فرهنگیان شیراز در پایان گفت: متولیان آموزش و پرورش برای حفظ آبرو و کرامت معلمان باید واقعیات را به مردم منتقل کنند. این عمل نوعی قدردانی از فرهنگیان است. امیدوارم با لایحه جدید و ایجاد یک انضباط مالی در هزینه‌ها، شاهد احقاق شعار‌ها باشیم.

پایان پیام
 

نظرسنجی

به نظر شما مهمترین علت ناکارآمدی آموزش زبان انگلیسی در نظام آموزش و پرورش ایران چیست؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور