صدای معلم

فیش های حقوقی نجومی و وضعیت معیشتی بازنشستگان

با استعانت از پيامˏ همايشˏ اخيرˏ سرانˏ سه قوه و صاحب نظران عالي ˏکشور در زمينه مبارزه با مفاسد مبتلا به جامعه و به ويژه نگاه توأم با بصيرت و ابراز نارضايتي بالا ترين و عالي ترين مقام مملکت در هامشˏ نامه معاون اول رياست جمهور و تأکيد مو̾کد رياست جمهور به مشارکت مردم و در نقد نابه ساماني ها .،

قابل توجه فرياد رسان جامعه : نقد وبررسي يک خبرˏ تبعيض آميز و آزار دهنده ، به نقل از خبر گزاري ها و جرايد کشور : در چند روز گذشته در خبرها آمده بود که يکي از مديران که اتهاماتي نيز به او منتسب است و در بيان دفاع از خود گفته : " حقوق و مزاياي بنده بر اساسˏ مصوبه هيئت مديره ، " کمتراز 70 " ميليون تومان بوده ...."

نويسنده نمي داند اين رقم ، حقوقˏ يک سال است يا يک ماه ؟ ترس از اينست که منظورˏ متهم حقوقˏ يک ماه باشد !!!  که اگر چنين باشد ، بسي آزار دهنده است !!!

آزار دهندگي موضوع کجاست ؟ خيانت در امانت ؟ آن هم براي کسي که خود بايد امين و الگو باشد ؟ که بايد گفت : " بشر ممکن الخطاست " و شيطان در اين خصوص مأموريت دارد !،

تبعيض در پرداختˏ حقوق و مزاياست ؟ که آن هم ديگران تعيين مي کنند و متهم در تعيين آن نقشي ندارد ! نقصان قانون است ؟ که آن هم بايد گفت ا...اعلم به حقايق الامور ! يا ...؟

مبنايˏ حقوق و مزايا چيست ؟ تحصيلات ؟ که امروز بر اساس آمار هاي موجود ، اکثريت جوانان ، توفيق تحصيلاتˏ عالي را يافته و کشور را عالمانه اداره مي کنند و در جهان افتخار مي آفرينند.، سنواتˏ خدمت است ؟ که آن هم قشرˏ وسيعي از شاغلين توفيق رسيدن به سن بازنشستگي را يافته اند ، اهميت مشاغل است ؟ که آن هم الي̓ ما شااله سربازانˏ جان بر کف و ايثارگر در سطح جامعه حضور دارند که از جان خود مي گذرند و رسالت خود را ايفا مي کنند تا جائي که هيچ کوچه و برزني ، خيابان و بزرگراهي را نمي شناسيم که به نام شهيدي مفتخر نباشد .

يا روابط ؟ ، نورچشمي بودن ؟ خدا خواسته ؟ و بالاخره هزاران انگيزه ناثوابˏ ديگر که مي تواند با صرف نظر کردن از قوانينˏ موضوعه و عدالت و امانت ، حقوقˏ جامعه را تضييع و خود مبناي تعيين حقوق گردد ؟ و يا بي ضابطه گي !!! .

در جامعه اي که به هزاران دليل موجه و غير موجه ، سطحˏ حقوقˏ اکثريت ، کمتر از يک ميليون تومان است ! به کدام انگيزه چنين حقوق بالايي رقم مي خورد ؟

آيا موضوع نمي تواند آزار دهنده باشد ؟ آيا مأيوس کننده نيست ؟ کجايند فرياد رسان جامعه ؟ اين تبعيض چه بر سر آحاد جامعه وارد مي کند ؟ چرا آن را رسانه اي مي کنيد ؟ آيا مصداق تشويش اذهان عمومي نيست ؟ که عدالت فراموش شده است ؟

وصف حال نويسنده :

زبان بريده به کنجي نشسته صم̈́ بکم                   به از کسي که نباشد زبانش اندر حکم

منتشرشده در بازنشستگان

khashkhashisp2 آن که دائم هوس سوختن ما می کرد / کاش می آمد و از دور تماشا می کرد ؟!

قلم در دستم می لرزد  ...

چگونه درباره ی قتل همکارم بنویسم منی که طاقت آن را ندارم حتی صحنه ی سر بریدن یک مرغ را نظاره گر باشم ؛ چگونه از ماجرای قتل یک معلم آن هم در حین تدریس در کلاس درس سخن بگویم . در عرف جامعه ، وقتی برای پدر یا مادری اتفاق ناگواری می افتد معمولاً اطرافیان سعی می کنند این خبر را از فرزندان خانواده مخفی نگه دارند ؛ برای دیگران ، مخصوصاً برای مسؤولین ارشد نظام آموزش و پرورش که سال هاست از مدرسه و کلاس خداحافظی { فرار } کرده اند هرگز قابل درک نیست که وقتی چنین خبر ناگواری در زنگ تفریح در دفتر معلمان مدارس پخش می شود ، پس از آن معلمان با چه حس و حالی در کلاس درس حاضر می شوند .

با شنیدن این خبر بلافاصه این آیه ی قرآن در ذهنم مجسم می شود که : «... مَن قَتَل نفساً بِغَیر نفسٍ او فسادٍ فی الأرض فکأنّما قتل النّاس جمیعاً و من اَحیاها فکأنّما اَحیا النّاسَ جمیعاً ... » { المائده / 32 } .

در سال 1384 نامه ای به وزیر وقت آموزش و پرورش نوشتم که موضوع عمده ی آن توضیح وضعیت انضباطی مدارس ایران و درخواست اصلاح آیین نامه ی انضباطی مدارس بود  و در آنجا متذکر شده بودم که ناقص و نارسا بودن آیین نامه ی انضباطی به ویژه در سطح دبیرستان ها ، اصل و اساس تعلیم و تربیت را در مدارس با تهدید جدی مواجه کرده است که در تاریخ 8 / 9 / 1384  به شماره 20658 - 9 - 140   به دفتر وزیر آموزش و پرورش تقدیم شد *.

اما متأسفانه مسؤولین مربوطه بدون هیچ توجهی آن نامه را در داخل کمدهای وزارتخانه زندانی کردند تا نظام تعلیم و تربیت کشور ، همچنان در قفل و زندان بماند . و { با عرض معذرت از خوانندگان محترم } شعر سعدی بزرگوار هم به این ترتیب اصلاح گردد که :

« بنی آدم اعضای یک جنگلند ! که اگر کل پیکره ی نظام اجتماعی بر هم بریزد هم هیچ کس ککش نمی گزد ؟! » ...

وقتی بی احترامی و فحاشی و حتی در گیر شدن با معلم در برخی از کلاس های درس و در برخی از مدارس کشور { به ویژه برخی از دبیرستان های پسرانه } امری عادی تلقی بشود و حافظان و مجریان قانون هیچ گونه واکنش و اقدام متناسبی در قبال آن نداشته باشند ، کم کم به قتل معلم هم منجر خواهد شد .

و خوشا ! به حال مسؤولانی که به جای اعمال تدابیر لازم و حل مشکلات ادارات و مدارس تحت مدیریت خودشان ، برای ستادهای انتخاباتی آقایان شان !! آینه و شمعدانی می گردانند ! و اسپند دود می کنند ... !؟

  • نامه به وزیر وقت آموزش و پرورش  در صفحه ی 171 کتاب زنگ بیداری عیناً آورده شده است .
  • Asadi21.blogfa.com 

 

منتشرشده در یادداشت

kalhor حدود ساعت ۱۱ صبح روز شنبه اول آذر امسال، محسن خشخاشی ۴۳ ساله در حال تدریس درس فیزیک در دبیرستان پسرانه حافظی در خیابان ۴۵ متری بسیج شهرستان بروجرد بود که محمد کلهر دانش‌آموز ۱۵ ساله وارد کلاس شد.

دانش‌آموز نوجوان بدون هیچ حرفی به سمت نیمکتش حرکت کرد. معلم از او خواست به دلیل غیبت‌های غیرموجه خود از دفتر نامه بیاورد که پسر نوجوان به طرفش حمله‌ور شد و با چاقویی که همراه داشت ضرباتی به گردن و سینه معلم خود وارد کرد و گریخت.
پیکر نیمه‌جان معلم به بیمارستان شهید چمران منتقل شد، اما تلاش پزشکان برای نجات جان او موثر واقع نشد و معلم فیزیک حدود ساعت ۲۰ همان شب جان خود را از دست داد.
با توجه به حساسیت موضوع، پرونده در اختیار تیمی از ماموران پلیس آگاهی استان لرستان قرار گرفت و ماموران در نخستین گام راهی خانه‌ی این دانش‌آموز شده و دریافتند محمد پس از قتل به محلی نامعلوم گریخته است.
در حالی که تحقیقات پلیس برای دستگیری متهم فراری ادامه داشت، پدر او در بازجویی‌ها مدعی شد، محمد مشکلات روحی و روانی دارد و به همین دلیل در زمان حادثه کنترل خود را از دست داده و به طرف معلمش حمله کرده است.
در این مرحله از تحقیقات ۲ نفر دیگر از اعضای خانواده نوجوان متهم به قتل که مقدمات فراری دادن وی را فراهم کرده بودند با دستور قضایی بازداشت و مورد تحقیق قرار گرفتند. تجسس‌های گسترده پلیس برای یافتن متهم فراری ادامه داشت، اما تا هشتم دی‌ماه بی‌نتیجه بود.
کارآگاهان جنایی که احتمال می‌دادند او به خارج از استان لرستان گریخته باشد مشخصات و تصاویر او در اختیار پلیس آگاهی سراسر کشور قرار گرفت تا به محض دیدن متهم وی را دستگیر کنند. با این حال پلیس آگاهی استان لرستان احتمال می‌دادندکه قاتل فراری ممکن است در شهرستان‌های اهواز، آبادان و نهاوند پنهان شده باشد، لذا این شهر‌ها را زیر نظر گرفتند، اما ردی از او به دست نیاوردند.
حتی هنگام خروج زائران اربعین حسینی، کارآگاهان مرز را به‌طور کامل زیر نظر گرفتند‌. بسیاری از اجساد بدون هویت نیز که در بانک پلیس آگاهی سراسر کشور ثبت شده بود بررسی شد، اما باز هم ردی از این متهم نوجوان فراری به دست نیامد
در حالی که جست و جوها در این باره ادامه داشت، روز دوشنبه هشتم دی‌ماه امسال، کارآگاهان جنایی سرنخ‌هایی را به دست آوردند که نشان می‌داد نوجوانی به اتهام درگیری در کانون اصلاح و تربیت تهران بازداشت شده و دوره محکومیتش را سپری می‌کند.
مشخصات وی با همان قاتل فراری مشابهت دارد، اما نامی که او خود را به کانون اصلاح و تربیت معرفی کرده، علی صارمی است. با کشف این سرنخ، کارآگاهان با هماهنگی قضایی همراه پدر متهم برای تشخیص هویت واقعی نوجوان بازداشت شده در کانون، به محل مورد نظر اعزام و با تائید هویت وی از سوی پدرش، عامل جنایت را دستگیر کردند.
متهم در بازجویی اولیه به قتل معلم خود اعتراف کرد و گفت: گمان نمی‌کردم او مرده باشد. ساعاتی پس از حادثه و زمانی که متوجه مرگش شدم از کاری که انجام دادم، پشیمان گشتم و قصد داشتم خودم را تسلیم کنم تا مجازات شوم، اما ترسیدم خودم را به پلیس تسلیم کنم. عذاب وجدان یک لحظه از من دور نمی‌شد. پس از تهیه مقداری پول فرار کردم و زندگی پنهانی‌ام شروع شد.
وی اضافه کرد: پس از چند شهر، سرانجام به تهران آمدم که دستگیر شدم. در تهران مدتی آواره بودم تا این‌که با یک نفر درگیر شدم و سر از کانون اصلاح و تربیت درآوردم اما اسم واقعی خودم را به آن‌ها نگفتم.
آقای خشخاشی بی‌گناه بود و من بی آن‌که بفهمم کارم چه سرانجام تلخی دارد، مرگ او را رقم زدم. از کاری که کردم، پشیمانم، اما این پشیمانی دیگر سودی ندارد.
این در حالی است که متهم در رابطه‌ی با انگیزه‌اش از این جنایت تلخ سکوت کرده است. با ثبت اظهارات اولیه متهم، کارآگاهان جنایی او را از تهران به پلیس آگاهی شهرستان بروجرد منتقل کردند تا به زودی تحقیقات تکمیلی از وی آغاز شود.
با دستگیری متهم به قتل ۱۵ ساله، روز گذشته برادر معلم بروجردی اعلام کرد: باورم نمی‌شود عامل جنایت در آستانه‌ی چهلم برادرم دستگیر شده است. در این مدت روز‌های تلخی بر من و خانواده‌مان گذشت. متهم فقط برادرم را نکشت بلکه امنیت جامعه را هم به مخاطره انداخت. از مسوولان قضایی شهرستان بروجرد می‌خواهم هر چه سریع‌تر متهم را محاکمه کنند و او را به سزای عملش برسانند تا هیچ فرد دیگر به خود اجازه ندهد دست به قانون‌شکنی بزند و جان دیگران را به خطر بیاندازد.
رئیس کل دادگستری استان لرستان نیز در این باره به گفت: دستگاه قضایی برای تکمیل پرونده و ادامه تحقیقات تا مشخص شدن نهایی علت و انگیزه قتل کار خود را ادامه می‌دهد و نتیجه به اطلاع مردم خواهد رسید.
جعفر بدری تصریح کرد: دستگاه قضا بدون اغماض و طبق قانون به تمام پرونده‌های حقوقی و قضایی رسیدگی می‌کند تا حقوق افراد به آن‌ها داده شود.
جام جم
 
borujerd6special
 

asadidelfan عبدالرضا اسدی :

نمایندگان خانه ملت در سال 91 طرحی را در دستور کار مجلس شورای اسلامی داشتند که موضوع آن تغییر مبنای محاسبه حقوق و مزایای کارکنان دولت از دو سال سال سنوات منتهی به پایان خدمت به پنج سال بود.

بر اساس این طرح به جای احتساب حقوق و مزایای بازنشستگی بر مبنای سنوات دو سال پایان خدمت، می بایست حقوق کارمندان دولت بر اساس پنج سال پایان خدمت محاسبه شود و در صورتی که این کارمندان در پنج سال پایانی خدمت خود پست مدیریتی یا معاونتی می داشتند حق مدیریت آن ها در پاداش پایان خدمت و احکام بازنشستگی آنان لحاظ می شد.

این طرح که چهار نماینده موافق و پنج نماینده مخالف در مورد آن صحبت کردند، به طور همه جانبه در صحن علنی مجلس شورای اسلامی مورد بررسی قرار گرفت و موافقان و مخالفان دلایل و دیدگاه های خود را در این خصوص بیان کردند.

خلاصه دلایل موافقان و مخالفان این طرح این بود که موافقان طرح اعتقاد داشتند؛ احتساب حقوق و مزایای بازنشستگان کشوری و لشکری بر مبنای سنوات منتهی به دو سال پایان خدمت باعث می شود برخی کارمندان با احراز پست های مدیریتی یا معاونتی در دو سال پایان خدمت از حقوق و مزایای مدیریت یا معاونت در پاداش پایان خدمت و احکام بازنشستگی خود بهره مند شوند که این کار برای دولت بار مالی دارد و مخالفان طرح همین دلیل مخالفان را اتفاقاً به عنوان نقطه قوتی می دانستند و معتقد بودند؛چه اشکالی دارد برای بهبود معیشت بازنشستگان محترم که در پایان سی سال خدمت صادقانه به نظام در دورانی از عمر که اکثراً پیک مشکلات آنان در این دوران است ما نمایندگان ملت راه قانونی را برای بهره مندی آنان از مزایای حق مدیریت و معاونت در پاداش پایان خدمت و احکام بازنشستگی اشان را هموار کنیم. در پایان پس از استماع نطق موافقان و مخالفان نمایندگان محترم با رای قاطع این طرح را رد کردند که در نتیجه همان دو سال پایان خدمت به عنوان مبنای احتساب حقوق و مزایای بازنشستگان کشوری و لشکری در نظر گرفته شد.

آنچه می توان تلویحاً از این بحث فهمید اینکه؛ قانون گذار نسبت به کارگیری نیروهای در شُرف بازنشستگی در پست های مدیریتی و معاونتی در دو سال منتهی به بازنشستگی اشان به جهت بهبود معیشت آنان نظر مساعد دارد.

متاسفانه بعضاً مشاهده شده است در زمان برخی مدیران قبلی در مدیریت آموزش و پرورش شهرستان دلفان به دلیل یک سری مسائل سیاسی و اختلاف سلایق جزئی و بد اخلاقی ها و کج فهمی ها، حق و حقوق عده ای از فرهنگیان شهرستان در این زمینه نادیده گرفته و در حقشان اجحاف شده است و بعضاً از روی حقد و کینه اتفاقاً در دو سال پایان خدمت پست مدیریت یا معاونت این افراد لغو شده و با این کار خانواده این فرهنگیان را از یک حق مسلم برای سالیان متمادی محروم نموده اند . مطمئناً این امر یک کار غیر اخلاقی و یک ظلم بَیِّنی است که هیچ انسان منصفی حاضر به انجام آن نیست مگر انسانی که فریب خورده شیطان و هوای نفس باشد.

بر این اساس خواسته به حق و قانونی این قشر از فرهنگیان دلسوز شهرستان دلفان که عمری را صادقانه در خدمت فرزندان این شهرستان بوده اند و اکنون سال های پایانی خدمت خود را طی می کنند از مجموعه مدیریت آموزش و پرورش مخصوصاً مدیر محترم جناب آقای احمد کاظمی که خود از نیروهای فرهیخته و ارزشمند آموزش و پرورش می باشد این است که؛ با حفظ کرامت این فرهنگیان زحمت کش آن ها را شناسایی کرده و در سنوات منتهی به دو سال پایان خدمت آنان را در پست های معاونتی و مدیریتی مدارس به کار گیری کنند. چرا که شأن یک فرهنگی بالاتر از آن است که بعد از بیست و هشت سال خدمت صادقانه برای احراز یک پست مدیریتی یا معاونت جهت بهره مندی از مزایای آن در پاداش پایان خدمت و احکام بازنشستگی شخصاً یا به واسطه دیگران دست به دامن این و آن شده و به دلیل مشکلات مالی با اکراه درخواست حقی را بکنند که قانونگذار نسبت به آن نظر مساعد دارد.

دلفان خبر

ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

منتشرشده در بازنشستگان

بسمه تعالی

معاونت محترم برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری

جناب آقای نوبخت

با احترام

پیرو نامه  24 / 9 / 93 – 286572 بازنشستگان آموزش و پرورش و در ادامه آن به استحضار می رساند :

با حذف « حق شغل » و صرفا قید میانگین حقوق دو سال پایانی خدمت در حکم بازنشستگی ، تبصره ( 3 ) ماده ( 65 ) فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری بر اساس قسمت آخر ماده ( 64 ) همان فصل ، برای بازنشستگان پس از سال 88 نیز اجرا نمی گردد و پاسخ مسئولین ذی ربط و کارشناسان محترم به درخواست های بازنشستگان بعد از سال 88 برای رفع این معضل که می گویند « این ماده در زمان اشتغال اعمال گردیده و در حقوق مستتر است ، صحیح نمی باشد ؛ زیرا « امتیاز حق شغل » باید هر سال بر اساس آخرین گروه ( طبقه شغلی ) فرد بر « ضریب سال » که هر سال از طرف دولت اعلام می گردد و متغیر است ( همانند شاغلین ) ضرب شده و مبلغ آن به حقوق اضافه شود ، زیرا درست است که ( امتیاز حق شغل ) طبق امتیاز حق شغل آخرین حکم آنان ثابت است و پس از بازنشستگی دیگر تغییر نمی کند ولی همچنان که توضیح داده شد ، همان آخرین امتیاز ثابت حق شغل آن ها  هر سال باید ضرب در ضریب همان سال شده و به حقوق افزوده گردد .

لذا این ایرادی است که در حکم و فیش حقوقی بازنشستگی وجود دارد و همچنان که در بند ( 3 ) لایحه ی بازنشستگان در تجمع روز دوشنبه 24 آذر 93 به نهاد ریاست جمهوری ارائه گردیده تغییر فرم بازنشستگی ضروری است .

با توجه به مستندات ضمیمه ( فیش های حقوقی  و حکم دو تن از بازنشستگان بعد از سال 88 ) و نیز نمونه محاسبه ای که در زیر آورده می شود ، توضیحات بالا روشن می گردد .

لازم به یاد آوری است وزارت آموزش و پرورش به کسانی که رتبه آنان را به جای عالی ، ارشد منظور کرده است از تاریخ 2 / 1 / 88 تا 1 / 10 / 89 بابت ما به التفاوت حقوق و پاداش بدهکار می باشد و پس از بازنشستگی جبران ما به التفاوت حقوق بر عهده صندوق بازنشستگی می باشد .

محاسبه حق شغل بازنشسته ی آموزش و پرورش 10 / 10 / 89 از سال 88 تا 93 « ضریب سالی » که هر سال دولت اعلام کردهاست :

مدرک : لیسانس

مدت : خدمت 30 سال

مبلغ ( ریال )        ضریب سال         امتیاز حق شغل          سال

4092000            600                  6820                1388

4337520            636                  6820                1389

4774000            700                  6820                1390

5490100            805                  6820                1391

6860920           1006                  6820               1392

8231740           1207                  6820               1393

با سپاس

بازنشستگان آموزش و پرورش بعد از سال

1388

منتشرشده در بازنشستگان
جمعه, 12 دی 1393 14:35

معلم خوب کیمیا هست !

becomingspecial راستی چگونه می شود یک معلم خوب بود؟ چه ویژگی هایی را باید کسب کرد؟ آیا مگر اصلا معلم بد هم داریم؟

آن چه به نظر من از یک معلم ، معلمی خوب می سازد میزان آگاهی و اندیشه های اوست. این که چه قدر باید برای خوب بودنش مطالعه کند و به اصطلاح چه قدر به روز  باشد. او باید خوب بداند که معلمی فقط بازگو کردن مطالب کتاب به دانش آموز نیست بلکه باید به او چگونه فکر کردن را بیاموزد ، او را آگاه بار آورد . آگاه از حقوقی که باید برخوردار باشد ، از وظایفی که باید در قبال آنها انجام دهد. آموزش حقوق اجتماعی ، نظم اجتماعی ، هنجارها و ارزش ها و... باید یاد بگیرد که خود انتخاب کند نه برایش انتخاب نمایند. باید دانش آموز را منتقد بار آورد .

اما این ها چگونه امکان پذیر است؟

زمانی می توانیم در این راه قدم بگذاریم که کوله بارمان آکنده از تجربیاتی بکر باشد. زمانی که خود آزاداندیشی را فرا گرفتیم!

راستی در روز چه قدر مطالعه می کنیم؟

خارج از محدوده ی درسی مان به چه مطالبی می پردازیم؟چه اندازه خودمان آگاه هستیم؟ آگاه از حقوق و وظایف مان . چه از معلمی مان می خواهیم؟ پاسخ به هر کدام از این سوالات نیازمند پیشینه ای جدی است. اگر نتوانستیم خود را فربه کنیم باید یاد بگیریم که بتوانیم.

باید به کار عشق ورزید . باید به دانش آموز علاقه مند بود. باید خود را گول نزد. باید آدم بود. باید عاشق بود. باید فهمید . باید از خواب غفلت بیدار شد . باید خلاقیت داشت...

معلم خوب معلم است. آگاه است. می داند که نباید متملق باشد. می داند که رئیس بنا به دلایلی رئیس شده و او بنا به همه ی دلایل معلم است. او می داند که اگر خود بر حقوقش آگاه باشد ،آن را مطالبه می کند و خود نیز می تواند دیگری را از حقوقش آگاه نماید. او اگر به خود احترام بگذارد ، دیگران هم برایش ارزشی قائل خواهند بود.

او باید بداند که زنگ تفریح مدرسه هنگام بازگویی اندیشه هاست. او باید بداند که باید آن چه را که لازم است بگوید و همچنان حقیقت ورد زبانش باشد. او باید بداند که از بیان حقیقت نباید بهراسد و باید بداند که باید راه را طی کند.

معلم خوب تنها کارش برایش ملاک است ، نه خرسندی پشت میز نشینان . معلم خوب می داند پسرک پشت کوه الله اکبر به او نیاز دارد. پسرک به امید او به مدرسه می آید. می خواهد او هم بفهمد.

معلم خوب باید خودش باشد. باید خودش تصمیم بگیرد. باید منتقد باشد و انتقادپذیر. به خرسندی پشت میز نشینان دل نبدد که دوامی ندارد. معلم خوب باید راهش را آگاهانه انتخاب نماید تا پایش بر گل و لای غفلت نچسبد. و بالاخره این که معلم خوب باید معلم خوب باشد...

ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

منتشرشده در آموزش نوین

abdollahispecial شیرزاد عبداللهی

دانش‌آموز با بغل‌دستي حرف زد (منطقه 9 تهران) ... دانش‌آموز گرم كن ورزشي را دير عوض كرد (سنندج) ... دانش‌آموز درس بلد نبود (گناوه) ... دوستش را صدا زد (فرديس كرج) ... دانش‌آموزان تكليف شان را انجام نداده بودند (پاكدشت) ... در چهار مورد اول دانش‌آموز با ضربات معلم روانه بيمارستان شد. حتي با سختگيرانه‌ترين معيارها، اين اعمال تخلف انضباطي هم محسوب نمي‌شود تا چه رسد به اينكه مستحق ضرب و جرح در حد اعزام به بيمارستان باشند.

يكي از دلايلي كه نمي‌گذارد در مسائل اجتماعي به نتيجه برسيم، خارج كردن مساله از كادر واقعي آن است. عده‌اي براي موجه نشان دادن تنبيه بدني دانش‌آموزان، آسمان را به ريسمان مي‌بافند. عده‌اي تقصير را گردن دولت و سيستم مي‌اندازند. برخي از معلمان، حجم بالاي اخبار تنبيه بدني و ضرب و جرح دانش‌آموزان در رسانه‌ها را توطئه‌اي پيچيده، براي بدنام كردن معلمان مي‌دانند و مي‌گويند: « با انتشار اين اخبار مي‌خواهند به معلمان ضربه بزنند.»، اصلا فرض كنيم توطئه‌اي در كار است چرا بايد معلمان شريف و با اخلاق سرنوشت خود را به معلمان بزهكار گره بزنند؟

آنها بايد به عنوان مدعي، رفتار همكاراني كه دست به تنبيه بدني كودكان مي‌زنند را با صريح‌ترين زبان محكوم كنند. عده‌اي با اشاره به تراكم دانش‌آموز در كلاس، بي‌انگيزگي دانش‌آموزان، جاذبه كم برنامه‌هاي درسي، مشكلات و گرفتاري معلمان و تغييرات نسلي كه باعث «پررو» شدن بچه‌ها شده و... تنبيه بدني را عملي بد ولي « اجتناب ناپذير»، مثل داروي تلخ معرفي مي‌كنند و مي‌گويند:«شرايط سخت كار باعث مي‌شود معلم بي‌اختيار از كوره در برود و عصباني شود و... »اين رايج‌ترين و بدترين نوع توجيه است.

اولا معلم به عنوان انسان مختار، اسير دست و پا بسته «شرايط» و جبر محيط نيست. چطور بسياري از معلمان شريف در همين «شرايط دشوار» دست تعرض به روي دانش‌آموز بلند نمي‌كنند؟ ثانيا معلمي كه در شرايط نامطلوب از كوره در مي‌رود، صلاحيت حرفه‌اي ندارد و بايد موقتا از رفتن به كلاس منع شود، زيرا ممكن است هنگام عصبانيت، بي‌اختيار، مرتكب قتل شود.

دوسال پيش در نيك شهر بلوچستان، معلم عصباني چنان با كتاب بر سر سعيد دانش‌آموز 15 ساله كوبيد كه دچار خونريزي مغزي شد و چند روز بعد در بيمارستان درگذشت. ما به‌عنوان معلم چه توجيه عقلي، تربيتي، قانوني و روان شناختي، انساني، حقوق بشري و... براي تنبيه بدني داريم؟

آيا مي‌توانيم در كتب آموزشي مراكز تربيت معلم ايران و جهان يك پاراگراف مطلب درباره اثرات سازنده تنبيه بدني پيدا كنيم؟ قباحت تنبيه بدني كودكان در حدي است كه هركس با هر استدلالي از جمله «جبر شرايط»، يا همبستگي صنفي معلمان، اين عمل را توجيه كند در كنار عاملان شكنجه دانش‌آموزان قرار مي‌گيرد. ايرادي كه به آموزش و پرورش وارد است، كم توجهي به سنجش صلاحيت‌هاي حرفه‌اي و شخصيتي افراد در مبادي ورودي و گزينش هاست.

در آموزش‌هاي ضمن خدمت معلمان هم، جاي مباحث واقعي تربيتي، خالي است. نبود يك سيستم موثر بازرسي نيز در بروز اين حوادث نقش مهمي دارد. بعد از قتل فاجعه بار مرحوم خشخاشي معلم بروجردي در كلاس درس توسط يك دانش‌آموز 15 ساله، عده‌اي با استناد به اين قتل، خشونت دانش‌آموزان را هم سنگ خشونت معلمان درمدرسه قلمداد كردند و خواستار اعمال تنبيهات شديد عليه دانش‌آموزان شدند. اين دسته از معلمان از درك اين نكته غافل بودند كه اصولا معلم نبايد خودش را تا سطح دانش‌آموز پايين بياورد.

معلم و ناظم و مدير در مدرسه نقش تربيت‌كننده و آموزگار و دانش‌آموز نقش تربيت شونده و آموزش پذير دارد. رابطه معلم و شاگرد مثل رابطه بچه محله‌اي‌ها نيست كه براي هم شاخ و شانه بكشند. رفتار معلم در هر حالتي حتي در صورت مواجهه با بي‌ادبي و تعرض دانش‌آموز بايد مطابق پروتكل‌هاي تربيتي باشد، زيرا مدرسه نهادي تخصصي براي تربيت كودكان است. 

روزنامه آرمان

 

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار

امروز پنج شنبه ، یازدهم دی ماه ، جمعی از فرهنگیان و دانش آموزان بروجرد با  همراه داشتن یک شمع بر مزار زنده یاد " محسن خشخاشی " گرد هم  آمدند .

در این گرد همایی ؛ دانش آموزان  ،خشخاشی را معلمی مهربان ، دلسوز و باسواد توصیف کردند .

یکی از دانش آموزان که در جمع می گریست به سخن معلم گفت : " ما آقای خشخاشی را خیلی دوست داشتیم .او برای ما واقعا مایه می گذاشت . فقدان او برای ما سخت و طاقت فرساست .

دانش آموز دیگری در رثای معلم فقید ، شعری را قرائت کرد به گونه ای که همه افراد حاضر متاثر شدند .

تعدادی از معلمان حاضر  نیز با خواندن اشعاری یاد همکار عزیزشان را گرامی داشتند .

همسر مرحوم خشخاشی به سخن معلم گفت : " من از مسئولان گله دارم .آن ها در ابتدا به ما قول هایی دادند ، این که نام  او را در فهرست " شهدا " ثبت می کنند .این که نام خیابانی را به نام او می کنند . این که حداقل نام مدرسه ای را به نام " محسن خشخاشی " خواهند کرد ...

اما امروز که چهل روز از آن فاجعه ی تلخ و دردناک می گذرد هیچ کدام از آن ها عملی نشده است !

حتی همسرم که 18 سال سابقه کار داشت حقوق ماهیانه او را به طور کامل پرداخت نمی کنند و فقط 18 روز را به من و دو کودکم پرداخت می کنند .

آیا این جفا و ظلم در حق من و دو بچه کوچکم نیست ؟

من با این وضعیت چه باید بکنم ؟

چه کسی باید پاسخ گو باشد ؟

من سوالی از مسئولان دارم . همسر مرحوم من تا پایان شهریور ابلاغش در  دبیرستان تیزهوشان بوده است اما بدون دلیل در آغاز سال تحصیلی 12 ساعت آن را لغو کرده و در دبیرستان حافظی زده اند ؟

چه دلیلی برای این کار بوده است وقتی که همه دانش آموزان و اولیاء بر کارآمد بودن و کارایی آقای خشخاشی اذعان و تاکید دارند ؟

شما این را ازاین دانش آموزانی که این جا آمده اند ؛ بپرسید .

همسر مرحوم خشخاشی که با حالتی متاثر و منقلب با سخن معلم سخن می گفت از عملکرد مسئولان ناراضی بود .

در این مراسم آقای دکتر آزادی ، معاونت پژوهش و فناوری اداره آموزش و پرورش بروجرد حضور داشت اما سایر مسئولان به ویژه مدیریت اداره آموزش و پرورش بروجرد علی رغم انتظار فرهنگیان و ودانش آموزان حضور نداشتند .

پایان پیام /

 

borujerd1special

borujerd2special

borujerd3special

boujerd4special

borujerd5special

borujerd6special

 

 

niknejaddidgah  محمدرضا نیک نژاد*
وزیر آموزش و پرورش «تنبیه بدنی،جعل مدرک تحصیلی و سوءاستفاده مالی برخی از مدیران مدارس» را از مشکلات اصلی آموزش و پرورش عنوان کرد و ادامه داد: این موضوعات که در سال‌های اخیر، بیشتر در مدارس گسترش پیدا کرده است زیبنده آموزش و پرورش نیست...» (روزنامه آرمان 6 دی ).  
گویا گرفتاری‌هایی از این دست آن چنان در مدرسه‌ها گسترش یافته که سبب شده است یک فرادست دولتی - آموزشی آن را به زبان آورد و برایش راهکار ارائه دهد. البته طرح چنین دشواری‌هایی از سوی وزیر جای خرسندی دارد و می‌تواند نخستین گام برای پیگیری و برخورد با آن باشد. اما بی‌گمان دادن راهکار بدون توجه به ریشه‌ها و زمینه‌های بروز چنین رفتارهایی،راه به جایی نبرده و آب در هاون کوبیدن است. اما ریشه چنین رفتارهایی چیست و چگونه می‌توان از آنها جلو گیری کرد؟
چندی است که در بسیاری از مدرسه‌های شهرهای متوسط و بزرگ،سرانه دانش‌آموزی پرداخت نمی‌شود. اگر هم پولی در این راستا پرداخت شود،نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای مالی مدرسه‌ها باشد. پس از هدفمند کردن یارانه‌ها و پیامدهای تورمی آن،هزینه‌های جاری مدرسه‌ها چندین برابر شد. این در دورانی بود که افزایش بهای دلار،بودجه سامانه آموزشی را از 12 میلیارد دلار،به 21 هزار میلیارد تومان – کمتر از 7 میلیارد دلار در سال گذشته رساند- یعنی به یک سوم 10 سال پیش!
کمبودهای شدید مالی،فرادستان آموزشی را به سویی راند که به مدیران مدرسه سفارش کنند برای جبران کمبودهای مالی،به سوی خانواده‌ها دست دراز کنند. گرچه دهه‌ها کمک‌های مردمی در آموزش و پرورش دریافت می‌شد اما، پس از هدفمند کردن یارانه‌ها،این دریافت‌ها چهره‌ای دیگر به خود گرفت. نخست آنکه فرادستان در رسانه‌ها از آن دفاع می‌کردند و زشتی اش کم رنگ شد. دوم آنکه این کمک‌ها برای مدرسه‌ها به گونه‌ای مهم شد،که بدون آن،مدرسه‌ها نمی‌توانستند حتی از پس وظیفه‌های سنتی خویش برآید. به این ترتیب دستِ مدیران در دریافت این کمک‌ها آزاد گذاشته شد. بر کسی پوشیده نیست که در چنین شرایطی پایش بر رفتار نزدیک به 120 هزار مدیر مدرسه‌های دولتی بسیار دشوار خواهد بود. از دیگر سو، جعل مدرک نیز برآمده از ساختار نمره محور و مدرک گرای گسترده در جامعه است و ریشه‌های ژرفی در فرهنگ آموزشی ما دارد. هنگامی که دل نگرانی از نمره و معدل،در نگاه بالاترین کاربدستان آموزشی،سنجه کارآمدی و بالندگی ساختار آموزشی باشد،چه انتظاری می‌توان از پدر و مادرهای بیگانه با فرایندهای آموزشی داشت؟
زمانی که مدرک هدف شود،به دست آوردن آن به هر بهایی مجاز است– حتی با خریدنش! زمینه‌های اقتصادی آن هم که در ساختار آموزشی به فراوانی یافت می‌شود. بارها دیده‌ام همکارانی را که پس از تنبیه بدنی  یا زبانی دانش‌آموزان،می‌گویند «مگر چه قدر به ما پول می‌دهند،که انتظار داشته باشند،هر جور بچه‌ای را تحمل کنیم!»
گرچه نمی‌توان با این توجیه،انسانی را آزرد اما، به هر روی نمی‌توان سر راست هم آن را رد کرد.راه برون رفتِ آموزش و پرورش از گردابه این سه گانه،نه پیشنهاد وزیر،یعنی «ارزیابی صحیح و رسیدگی اصولی و منطقی به شکایات ...» بلکه، از میان برداشتن زمینه این گرفتاری‌ها در سامانه آموزشی، یعنی گره اقتصادی است - دست کم در گام‌های نخست.
بودجه آموزش و پرورش نمی‌تواند پاسخگوی هزاران نیاز این وزارتخانه باشد. شوربختانه با همه ناکارآمدی‌ها و ناکامی‌های آموزشی و پرورشی،فرادستان دولتی و حکومتی همچنان توجه ویژه و درخوری به این نهاد توسعه‌ای ندارند! خبرها درباره بودجه 94 نیز چندان خوشایند نیست. بی گمان کارکردهای آموزش و پرورش در جهان کنونی چنان است که نمی‌توان چشم بر آنها بست. نخستین گام در ساماندهی آموزشی کشور،برآورده کردن نیازهای اقتصادی آن است. 
* عضو کانون صنفی معلمان 
 
 
منتشرشده در اقتصاد

دو هزار و پانزدهمین سال میلادی  در حالی آغاز می شود که جهان هنوز تشنه صلح و مهربانی مسیحایی است و همگان نیک می دانیم دنیای عاری از خشونت و افراط گرایی جز از طریق اخلاق و آموزش ممکن نخواهد بود.
 « سازمان معلمان ایران » ضمن تبریک سال جدید میلادی به همه مسیحیان به ویژه معلمان ودانش آموزان مسیحی، به آن امید است که با یاری یکدیگر مدارس را به محلی برای آموزش  عقلانیت ،گفت و گو، صلح و عدالت  تبدیل نماییم.
سازمان معلمان ایران 2015/1/1

11 / 10 / 1393

 

 

نظرسنجی

به نظر شما ، جنس ارتباط نمایندگان مجلس شورای اسلامی با آموزش و پرورش از کدام نوع است ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور