صدای معلم

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ سه شنبه 11 تیر نشست رسانه ای رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی با خبرنگاران برگزار گردید .

این بار حجت الاسلام علی ذوعلم سروقت در نشست خبرنگاران حاضر گردید و این برخی خبرنگاران بودند که نتوانستند نظم و دقت را سرلوحه برنامه کاری خویش قرار دهند .

ذوعلم در ابتدای نشست ضمن خوش آمدگویی عنوان کرد که هر چقدر این گفت و گو ها عمیق تر انجام بشود به پیشبرد کار تعلیم و تربیت بیشتر کمک خواهد کرد .

در ادامه مدیر صدای معلم ضمن تشکر از آقای ذوعلم به جهت اهمیتی که به رسانه و جایگاه آن قائل است از رویکرد و نیز عملکرد سیدجواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش در  مورد رسانه انتقاد کرده و گفت :

آقای حسینی  حدود یک ماه آمده اند و هنوز رسانه ها را قابل ندانسته اند که یک نشست رسانه ای با خبرنگاران بگذارند و به پرسش های خبرنگاران و افکار عمومی پاسخ دهند .

بالاخره ما نمی دانیم که از نظر سرپرست محترم جزء شرکای آموزش و پرورش هستیم و یا نیستیم ؟

هنوز و علی رغم تذکرات و انتشار گزارش های انتقادی بلاتکلیف هستیم .

بخش دوم پرسش و پاسخ صدای معلم و رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی را می خوانید .

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو
چهارشنبه, 19 تیر 1398 01:27

کابوس کنکور و دیگر هیچ...

موافقان و مخالفان حذف کنکور چه می گویند

جستارگشایی
برداشت عمومی از حذف کنکور آنست که هر کسی می تواند در هر رشته و شهری در دانشگاه مطلوب خود ثبت نام و ادامه تحصیل دهد. در صورتی که این داستان نه منطقی است و نه عملی! داستان اصلی کنکور چیست؟
کنکور کشمکشی بین وزارتین آموزش و پرورش، علوم و مجلس بوده و دو قطعه دیگر پازل کنکور خانواده های سرگردان و مافیای کنکور می باشد.
از دیرباز سازمان سنجش به عنوان بازوی اجرایی وزارت علوم مدافع سرسخت کنکور فعلی است.
آموزش و پرورش نیز در کارگروه پنج نفره حذف کنکور، تنها با یک نماینده در تلاش است تا به جای برگزاری کنکور سوابق تحصیلی را جایگزین انتخاب دانشجو نماید.
کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هم ناظر، واسط و بعضاً حامی یکی از طرفین کشتی کج بین آموزش و پرورش و وزارت علوم می باشد!
طبق قانون، وظیفه سنجش بر عهده آموزش و پرورش و وظیفه پذیرش در صلاحیت وزارت علوم می باشد.
وزارت علوم به واسطه سازمان سنجش هماره در حال شبهه افکنی در صحت و سقم سوابق تحصیلی دانش آموزان به بهانه استاندارد نبودن آزمونهای نهایی آموزش  و پرورش می باشد. مشوق اصلی این شبهه افکنی نیز صنعت و مافیای کنکور می باشد.

 

مصوبه مجلس؛ حذف کنکور تا سال نود:
در سال ۸۶ مجلس مصوب کرد تا سال ۹۰ به تدریج کنکور در شکل رایجش حذف و پذیرش دانشجو با رجوع به سوابق تحصیلی دانش آموزان صورت گیرد، ولی به دلایلی چند این مصوبه بایکوت شد. در سال ۹۲ مجلس مصوبه قبلی خود را اصلاح و مقرر نمود تا کنکور ۹۸ هشتاددرصد گزینش دانشجو با مراجعه به سوابق تحصیلی داوطلبان صورت گیرد، ولی در کنکور ۹۷ سهم سوابق تحصیلی درصد نازلی را شامل بوده و در سال آتی نیز روش تست زنی حرف اول و آخر را در پذیرش داوطلبان خواهد زد.

 

موافقان و مخالفان کنکور:
کنکور به شکل فعلی موافقان و مخالفان سرسختی دارد. مخالفان کنکور معتقدند که به دلیل افزایش ظرفیت دانشگاهها امکان پذیرش تمام داوطلبان موجود فراهم بوده و رقابت اصلی فقط در ۱۰٪ رشته ها (گروه پزشکی، حقوق و...) می باشد. سیستم تست زنی به خاطر ده درصد، ۱۰۰٪ داوطلبان را وارد گردونه رقابت و استرس نموده و همچنین باعث سطحی شدن آموزش می شود.
مرحوم پرویز شهریاری مترجم شهیر کتب ریاضی معتقد است تا زمانی که کنکور حالت تست زنی داشته باشد آموزش ریاضی به جایی نرسیده و باعث تنزل سطح آگاهی های عمومی جوانان شده و در نتیجه کنکور دانش مملکت را ویران می کند.
علی لاریجانی رییس مجلس عقیده دارد با انحلال سازمان سنجش بساط کنکور نیز به طور اتوماتیک برچیده خواهد شد.

در مقابل، موافقان تداوم کنکور معتقدند که با وجود نواقصاتی در برگزاری کنکور فعلی، هنوز هیچ بدیل روشنی برای کنکور وجود ندارد.
منصور غلامی وزیر علوم در واکنش به سخنان لاریجانی میگوید:
برای حذف کنکور باید الگوی جدید پذیرش در دانشگاهها تعریف شود.از دیگر حامیان مانایی کنکور فعلی، سازمان سنجش می باشد.
فعالین صنعت کنکور نیز چون منتفع از وضعیت آشفته فعلی هستند به شدت بر طبل تداوم کنکور کوبیده و بازار ده هزار میلیارد تومانی مافیای کنکور را در انحصار خود نگه داشته اند.

 

اصالت کنکور یا سوابق تحصیلی؟
سازمان سنجش با تحلیل خاص خود (امنیت بالای کنکور، سلیقه ای بودن تصحیح اوراق امتحانات نهایی و احتمال لو رفتن و تقلب در امتحانات آموزش و پرورش) اصالت را به روش تست زنی فعلی داده و از پشتیبانی وزارت علوم و مافیای کنکور و برخی از نمایندگان مجلس برخوردار است.
در عوض آموزش و پرورش معتقد است که وظیفه وزارت علوم پذیرش دانشجوست نه سنجش وی.

موافقان و مخالفان حذف کنکور چه می گویند

 تکلیف چیست؟
رشته های دانشگاهها را می توان در سه دسته افراز نمود:

1- رشته های کم متقاضی:
این رشته ها به دلیل مبهم بودن آتیه شغلی خواهان چندانی ندارند. رشته هایی مانند کشاورزی و علوم انسانی (به جز حقوق) طالبین چندانی نداشته لذا کنکور عملا در این دسته حذف شده می باشد.

2- رشته های پرمتقاضی:
رشته های گروه پزشکی (پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی) و وکالت صرفا به دلیل آینده نسبتا روشن شغلی از رشته های پرطرفدار کنکورند. طبیعی است که حذف کنکور برای این گروه غیرممکن و غیرمنطقی است.

3- باقی رشته ها:
سایر رشته های حدواسط، بخش معقولی از داوطلبان را درخود جای می دهند. در این گروه رقابت منطقی و منصفانه تر بوده و عملا دانش اموزان آماده تر گزینش می گردد.

 

حرف آخر
برای حذف تدریجی کنکور باید تمهیدات لازم اندیشیده شود.
تعیین سقف زمانی بدون کار کارشناسی، در نظر نگرفتن ساختار فعلی، عدم لحاظ منابع و نیروهای انسانی و... در تصمیم گیری ها رفتن در باتلاق آزمون و خطاست.
می توان در مرحله اول رقابت در رشته های پرمتقاضی را به دست سازمان سنجش با ساز و کار کنکور فعلی داده و گزینش دانشجو در باقی رشته ها را با رجوع به سوابق تحصیلی دانش آموزان به آموزش و پرورشاحاله نمود.
به هرحال باید سیستم ارزشیابی شفاف، عدالت_محور و پاسخ گو باشد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">

موافقان و مخالفان حذف کنکور چه می گویند

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر آمد ( این جا ) ؛ چهارشنبه 5 تیر ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی میزبان نشست تخصصی دکتر « جمیله علم الهدی » عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی با عنوان " نقش آموزه های فلسفه صدرایی در فرآیند تربیت و یادگیری " بود .

صدای معلم مشروح سخنان این استاد دانشگاه  را منتشر می کند .

سخنرانی جمیله علم الهدی و تربیت سکولار و غربی و تربیت دینی و گفت و گو

این چیزی دارد در کله ما تلقین می شود که علم چیزی نیست که بشود آن را دینی کرد بنابراین تعلیم و تربیت را خیلی سخت می شود دینی کرد برای این است که تفاوت ها و تعارضات بین علم و دین دامن می زنند.

سه گروه هستند که به تعارض علم و دین پرداخته اند.

 یک گروه خود پوزیتویست ها هستند .. فلاسفه پوزیتویست معمولا سعی می کنند علم را چیزی متفاوت از ارزش تلقی بکنند .

دومین گروه ارتودوکس های دینی هستند که معمولا علم را یک امر بشری تلقی می کنند و دین را یک امر الهی تلقی می کنند و می گویند امر بشری با امر الهی قابل جمع نیست. بنابراین علم یک امر عینی است ، یک امر پوزیوتیویست است ، یک امر قابل فهم بشر است ولی  یک چیز ماورایی است که هیچ کس متوجه نخواهد شد.

گروه سوم ، اگزیستانسیالیست ها و ایده آلیست ها هستند ، خیلی به این بها دادند که به لحاظ دفاع از انسان آمده اند علم را امری مادی، امری عینی تلقی کرده اند.

این سه گروه در " رد "موفق شدند که رابطه علم و دین را خراب بکنند. اینهایی که عرض می کنم برای اوایل قرن بیستم است ، شما الآن که بروید مفصل در مورد علم و دین، دیدگاه های بسیار پیشرفته ای وجود دارد که متاسفانه ما در این چیزها همیشه اختلاف حرکت داریم یعنی غرب مثلا در موضوع زن می رود خانواده گرا می شود ولی همچنان ما خانواده گریزیم. ما فمنیست های خانواده گریزی داریم که فمنیست ها خودشان خانواده گرا شده اند و ما اینجا دعوا داریم که فمنیست های داخلی می گویند که خانواده چیز خوبی است !

برویم غربی بشویم بهتر است ! اما به روز باشیم ، آپدیت باشیم.

سخنرانی جمیله علم الهدی و تربیت سکولار و غربی و تربیت دینی و گفت و گو

 فمنیست های ما آپدیت نیستند. در مورد علم چون ما آپدیت نیستیم فکر می کنیم علم و دین در تعارض است. بحث تعارض علم و دین برای اوایل قرن بیست است و الآن از این موضوعات عبور کرده اند. الآن شما بزرگترین فیزیکدان های جهان را ببینید اتفاقا کلامیون مسیحی هستند .

 ما رفتیم در آستان قدس ، آقای رئیسی گفتند شما بروید بر اساس سیره  حضرت رضا (ع) یک طراحی بکنید ، یک گفت و گوی بین دینی راه بیاندازید. خوب سیره حضرت امام رضا روی کلام بود ، برویم روی کلام این کار را بکنیم. رفتیم طراحی بکنیم چهل نفر از کلامیونی که به ما معرفی شدند توسط یکی از اساتید دانشگاه ، اینها فیزیک دانان بزرگ جهان امروز بودند. یک کلام ما در ایران با فیزیک قدیم همراه است ، با فیزیک جدید همراه نیست. دیدیم نمی شود. ما رفتیم گفتیم نمی شود. گفتند شما در چه رشته ای  هستید؟

گفتیم تعلیم و تربیت و اتفاقا موفق هم شدیم و واقعا دست برتر داشتیم. ما در حوزه تعلیم و تربیت و دانش تعلیم و تربیت دست برتر را داشتیم و مذاکرات خیلی مفصلی گرفتیم که تا الآن ادامه دارد. ما از آستان قدس بیرون آمدیم ولی همچنان در فرانسه این مذاکرات ادامه دارد و خیلی برایشان جذاب بود که ما چه حرف های جدی در حوزه تعلیم و تربیت زده ایم.

 اگر ما می نشینیم و می گوییم در دانش تعلیم و تربیت ضعف هایی داریم ولی واقعیتش این است که نسبت به تربیت مسیح یک موفقیت های خیلی خوبی داشتیم . واقعا در گفت و گوهای جهانی می توانیم دست برتر را داشته باشیم.

من این را به سازمان پژوهش پیشنهاد می کنم که گفت و گوهای بین المللی راه بیاندازیم.

ما دست برتری داریم .

من یک تجربه داشتم که تجربه خوبی بود. در آستان قدس بحث تعلیم و تربیت را گذاشتیم وسط و گفتیم گفت و گوهای بین دینی و اتفاقا بحث های خیلی جالبی در بر گرفت که ما در آنجا دست برتر داشتیم هر چه آنها می گفتند ما بهتر از آن تجربه کرده بودیم و آوردیم و افرادی که مجرب بودند و عالم بودند در این زمینه آمدند و حرف های تازه ای می زدند و برای آنها خیلی جذاب بود.

ما در حوزه کلام متاسفانه این وضعیت را نداریم و مقدار زیادی عقب ماندیم. در حالی که آنها کلام مسیحی را بسیار جلو بردند به دلیل این که با دانش تخصصی علم فیزیک آمدند و وارد شدند .

عرض من این نکته بود که آیا تعارض بین دین و علم وجود دارد یا ندارد؟  یکی از دلایلی که می گویم تعارض بین علم و دین وجود ندارد به نظر می رسد علم متاثر از ارزش هاست. چیزی است که امروز هم فلسفه علم و هم جامعه شناسی علم ثابت کرده و نیازی به توضیح اضافه ندارد و فکر نمی کنم که شما شک داشته باشید روی این موضوع که علم متاثر از ارزش هایی ست و متاثر از سلیقه ها و ارزش های محققین است و متاثر از سلیقه ها و ارزش های علمی جامعه خودش است. جامعه علمی که او را قضاوت می کند ، او را توزیع می کند ، او را منتشر می کند و او را آموزش می دهد. بنابراین اگر دین متاثر از ارزشهاست آن هم متاثر از ارزشهاست.

اگر گفته می شود که دین با تخیلاتی همراه است اتفاقا علم هم با تخیلات همراه است. یعنی همچنان که شما در علم مرتب مدل سازی دارید و با مدل ها خیلی چیزها را می فهمید و با مدل ها تبیین می کنید و عموم تبیین های علمی بر مدل ها استوار است در دین هم ممکن است شما از استعاره هایی استفاده بکنید. البته بعضی استعاره ها دور از حقیقت است مانند ادیان مسیحی ولی بعضی مواقع ممکن است استعاره هایی باشد که در قرآن یا نهج البلاغه آمده که اینها متکی بر حقیقت است و شما به دلیل عصمت مولف معتقد هستید که اتفاقا استعاره دروغین نیست و این عین حقیقت است و تمثیل هایی که زده می شود.

نکته دیگر این که شباهت هایی که بین علم و دین وجود دارد، البته الان مقاله های خیلی زیادی دارد منتشر می شود با همین تم نشان دادن مشترکات علم و دین در خارج از ایران ؛ اگر سرچ بکنید می بینید که شباهت های علم و دین و اشتراکات بین علم و دین مفصل راجع به آن بحث می کنند البته دینی که آنها بیشتر روی آن بحث می کنند دین کلام یهودی مسیحی است و با دین ما فرق دارد.

نکته بعدی که به نظرم می رسد خیلی مهم است که علم، همواره متکی بر جهان بینی است و این یک دروغ بزرگ است که فکر می کنیم علم از جهان بینی دور است و همچنان شما همه بخش های دین را نگاه بکنید بخش اعظم و هستی آن جهان بینی توحیدی آن است. یعنی اگر اسلام را بگیرید یک توحیدی دارد که جهان بینی اوست و بر اساس آن جهان بینی بقیه بخش های دین تا رفتار دینی همه و همه روی آن سوار شده اند.

البته صحبت ها در سخنان آیت الله مطهری بیشتر از همه بود و مورد بی اعتنایی قرار می گرفت ولی الآن در مقالاتی که در خارج از ایران منتشر می شود حرف هایی که آیت الله مطهری زده همه دارند می گویند حالا چون دیگران می گویند ما هم می پذیریم ولی چون آیت الله مطهری بگوید نمی پذیریم و چون آنها می گویند می پذیریم !

 اتفاقا علم هم مبتنی بر جهان بینی است و دین هم مبتنی بر جهان بینی است ولی اصل دین  اصلا جهان بینی آن است که البته جهان بینی شان با هم متفاوت است. جهان بینی علم جهان بینی سیستمی است ، در واقع سیستم های هوشمند خودکار آخرین پیشرفت های علمی را دارند جهت می دهند. این تصور یا این گزاره عالم پر از سیستم های هوشمند خودکار است و انسان پر از سیستم های هوشمند خودکار است این واژه سیستم های هوشمند خودکار یا زوج مفهومی سیستم مکانیسم، کل جهان بینی علم را در بر می گیرد و همه علم بر این تصور استوار است.

 به عبارت دیگر استعاره ماشین، استعاره ای است که علم برای خودش به عنوان اصل پذیرفته با او جهان را می فهمد. با آن جهان را درک می کند.

در حکمت متعالیه استعاره ای که با آن می شود جهان را فهمید و جهان را درک کرد انسان است. کلمه انسان کبیر را خیلی ها شنیدند و این روایت را از حضرت امیرالمومنین همه شنیدیم که فرمودند عالم، انسان کبیر است و انسان، عالم صغیر است. اگر شما همین آموزه حضرت را بگیرید کل استعاره دین می شود انسان و از آن طرف کل استعاره علم می شود ماشین. حالا ببینید تفاوت سر دو تا استعاره است که جهان با آن قابل فهم می شود.

اگر ما بخواهیم در جهان بینی علمی، تربیت علمی را تدارک بدهیم مرتب از سیستم مکانیزم حرف می زنیم. در نظریه های تعلیم و تربیت مرتب از سیستم مکانیزم حرف می زنیم ، در کتاب هایمان مرتب از سیستم مکانیزم حرف می زنیم. آن نقطه سکولاری که باید  با جهان بینی سکولار بزنیم سیستم مکانیزم است.

 این را در مقاله ای چند سال پیش منتشر کردم. که عنوانش  باز طریق عقل که مخالفت جدی با سکولاریسم در لایه های فلسفی آن. وقتی ممکن است که شما مفهوم سیستم مکانیزم را به عنوان مفهوم بیگانه ای که تعارض ذاتی دارد با دین اسلام در نظر بگیریم، ممکن است دوستانی باشند که از این در کتاب ها و مقاله هایشان استفاده کردند و الآن این قدر ما این سیستم مکانیزم استعاره ما شده و  همه چیز چهارچوب مفهومی است و همه چیز را روی آن سوار می کنیم و همه چیز را با آن درک می کنیم و با آن همه چیز را می خواهیم مدیریت بکنیم که خیلی سخت می شود در این که سکولاریزم خیلی پیچیده تر دارد عمل می کند این است که من بچه مذهبی خیلی خودم را مذهبی می دانم وقتی می خواهم چیزی را بفهمم در مفهوم استعاره سیستم و مکانیزم می فهمم و سیستم های هوشمند و خودکار نه جایی برای انسان باقی می گذارد به عنوان موجود مختار و نه جایی از آن مهم تر برای خداوند می گذارد.

سخنرانی جمیله علم الهدی و تربیت سکولار و غربی و تربیت دینی و گفت و گو

 اکوسیستم هوشمند ما جایی برای خداوند نمی گذارد و اینجاست که ما می توانیم نچرالیسم نقد کنیم. نچرالیسمی که الآن علم بر آن سوار شده که نچرالیسم مدرن است با طبیعت گرایی که در دوران پیش مدرن وجود داشته و سکولار نبود این تفاوت اساسی را دارد.

هیچ کس به اندازه دین اسلام طبیعت گرا نیست و هیچ کس به اندازه ادیان شرقی و تفکر شرقی طبیعت گرا نیستند ولی طبیعت آنها طبیعت حکیمانه است. طبیعتی است که با استعاره انسان قابل فهم است. طبیعتی است که ولیِ زمان دارد ، ولیِ عصر دارد. عصر، آن طبیعت را در مدیریت ولی قرار داده است. این با سیستم درک علم جدید اصلا سازگار نیست. در درک علم جدید شما یک سیستم هوشمندی دارید که نیازی به ولیِ عصر ندارد ، نیازی به انسان کبیر ندارد ، نیازی به خداوند ندارد خودش هوشمندانه دارد حرکت می کند و جریان خودکاری است که دارد به پیش می رود.

 این که عرض می کنم سکولاریسم در لایه های عمیق  فلسفی دارد ما را می زند و در علم تعلیم و تربیت به شدت نفوذ کرده و در علوم انسانی ما به شدت نفوذ دارد یک نمونه اش را عرض کردم.

شما نگاه بکنید جایی که از استعاره ای به وفور استفاده می شود که آن استعاره، تعارض جدی دارد با تفکر اسلامی.

در تفکر اسلامی همان طور که عرض کردم بر اساس روایتی از امیرالمومنین که آن انسان است. استعاره ای است که ما طبیعت را با آن می فهمیم. در چنین استعاره ای، طبیعت هوش دارد، ذهن دارد، ایمان دارد، تسبیح می کند، سبح لله ما فی السماوات و الارض، واکنش نشان می دهد، اذا زلزلت الارض زلزالها خبر می دهد گزارش می دهد، نظارت می کند، یک استعاره انسانی از طبیعت .

بنابراین اگر ما بخواهیم با جهان بینی اسلامی از طبیعت تالیفی بدهیم کاملا متفاوت است و اگر این طبیعت را بخواهیم به دانش آموز معرفی کنیم قطعا متفاوت است. شما نمی دانید سر کلاس قرآن بگویید سوره اذا زلزلت درس بدهید سر کلاس بعدی زمین شناسی که یک زمین را  یک ساب سیستمی از سیستم کیهانی معرفی کنید چنین  چیزی معنا دار نیست.  بنابراین شما می بینید که سکولاریسم در متن تربیت ما ،در مدارس ما ، در تفکر ما مذهبیون رواج دارد و ما نمی توانیم با این تفکر تربیت دینی را پیش ببریم. مگر این که با اجزا و عناصر فلسفی که عمیقا نفوذ کرده و سکولار هستیم و عمیقا در تعلیم و تربیت نفوذ کرده و شروع می کنیم به تقابل.

 یکی از آن عناصر اصلی که می دانم بسیار به آن توجه دارید و چهره هایی که دوست دارند این را به آنها بگویم بحث ساختارگرایی است. اصالت ساختارگرایی در کتاب اخیرم به شدت آن را نقد کردم به عنوان اصالت ماهیت. شما در اصالت ساختار ، اصالت ماهیت سنتی را دوباره زنده کردید. در واقع جایی که نتوانستیم تبیین های دقیق تری بدهیم آمدیم ساختارها را به رسمیت شناختیم و آنها را اصالت دادیم. چون ما نتوانستیم مثلا نفس انسانی و ادامه آن را در جامعه تعریف بکنیم. چرا نتوانستیم این کار را بکنیم و همه را مقوله هایی دیدیم مثلا انسان را افرادی دیدیم که به محدوده جسمشان محدود می شوند. من تمام وجودم در همین محدوده جسمم است ، اگر روحی دارم آن روحم رفته داخل این جسم و محدود به همین جسم است. ما نتوانستیم تبیین هایی بدهیم که مثلا انسان را بتوانیم تداومش را در زندگی اجتماعی  ببینیم. بنابراین به اصالت ساختار روی آورده ایم و ساختارها  پدیده های ذهنی هستند همان طور که ماهیت پدیده های ذهنی بودند و متکی بر ساخت و سازهای انسانی هستند و اینها را ما فرضیه هایی تلقی کردیم که با آن بهتر بتوانیم بفهمیم و به آنها اصالت بدهیم. اینقدر به آنها اصالت دادیم که فکر می کنیم موجودات واقعی هستند. مثلا تصور ما این است که سازمان یک موجود واقعی است در حالی که سازمان مبتنی بر قراردادهای است که ما به آن تن می دهیم. موجود واقعی نیست. یک توافق همگانی است. مفاهیمی که ما الآن در ساختارهای اجتماعی استفاده می کنیم به نظر می رسد متاثر از نظریه سیستمی در طبیعت گرایی است که ما آمده ایم در علوم اجتماعی به طور مفصل در دانش تعلیم و تربیت و به شدت از ساختارگرایی داریم دفاع می کنیم.

من به نظرم می رسد که باز از آموزه های فلسفه صدرایی که می تواند مقابله بکند نقد فلسفه ساختارگرایی به معنای این که این یک قرارداد است و چون قرارداد است اعتباری است و می تواند نقد بشود و در مقابل آن وجود های واقعی و عینی  هستند که ما آنها را با نام انسان یا با نام نفس انسان یاد می کنیم.

من دو مفهوم فلسفی را که در فلسفه تعلیم و تربیت وارد شده و در تفکر تربیتی عموم اساتید و کارکنان حوزه تعلیم و تربیت وجود دارد و در ذهن معلم شکل گرفته و منتقل می شود یک مفهوم سیستم مکانیزم یا استعاره است که عرض کردم و یکی فلسفه اصالت ساختار یا ساختارگرایی است که ما می توانیم به کمک فلسفه صدرایی آنها را مورد انتقاد قرار بدهیم و بعد جایگزین هم البته می توانیم بکنیم.

در مورد استعاره سیستم عرض کردم ما با استفاده از آموزه های دینی و آموزه های حکمت متعالیه و آموزه های عرفانی دو تا استعاره جایگزین می توانیم داشته باشیم که یکی خود انسان است و دیگری آفتاب. استعاره ای که عرفا بسیار از آن استفاده می کنند و حکمت متعالیه خیلی بر آن متمرکز است استعاره نور و آفتاب است که درجات و تشکیکی دارد و از آن استعاره می شود به خوبی استفاده کرد. در مقابل اصالت ساختار هم پیشنهاد من این است که ما از نفس اجتماعی حرف می زنیم که در مقابل نفسی که به شخص نسبت می دهیم. از نفسی که در جامعه جریان دارد. مشابه آن را می توانیم در بحث ولایت از نفس ولی عصر حرف بزنیم که همه جهان در آن به وحدت می رسد در مقامات پایین تر از نفس های بزرگ و برگزیده ای مانند نفس امام می توانیم یاد بکنیم که کل تعارض ها در آن به وحدت می رسد و می تواند وحدت را ایجاد بکند و می تواند حرکت ایجاد بکند و می تواند یک جامعه را به پیش ببرد و حالا در سطوح مدیریتی یا پایین تر ممکن است به چنین نفس های برگزیده ای نرسیم ولی امکان اشتراک نفسانی داشته باشیم که باز مدلی که پیشنهاد می کنم که از آن استفاده بکنیم به جای مدل های کارخانه ای و سازمانی، مدل خانواده است. که در خانواده، نفس ها چنان به هم نزدیک می شوند و در هم ادغام می شوند گویا یک نفس مشترکی شکل می گیرد . شما ببینید در خانواده بین پدر و مادر و فرزندان چنان ارتباطات عاطفی و قوی برقرار می شود که گویا یک نفر هست که دارد حرکت می کند. چنین وضعیتی را ما در جامعه هم می توانیم پدید بیاوریم.

 به نظرم به جای قواعد و ضوابط ساختارهای سازمانی و کارخانه ای بر آن اصل استوارند می توانیم از عواطف اجتماعی حرف بزنیم که این هم نمونه های متعددی و هم نمونه های مثبت اش نسبت به مثل انقلاب اسلامی را داریم و هم نمونه های منفی اش مثل داعش را داریم که در واقع چنین جمع های عاطفی شکل می گیرد و حرکت می کند و تغییراتی را ایجاد می کند که می تواند به راه انحراف یا به راه مثبت حرکت بکند.

پایان گزارش/

پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی

بخش اول

click

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

مدرسه و نظام آموزشی ایران به چه دردی می خورد   به مدد فضای مجازی و در سایه گسترش روزافزون تبادل اخبار و اطلاعات در شبکه های مختلف اجتماعی، روزانه حجم انبوهی از اخبار درست یا نادرست (دراصطلاح ، زرد) منتشر می شود.
گاهی دیده شدن و به اصطلاح لایک خوردن یک خبر نادرستی که بعد تکذیب می شود یا وارونگی آن تصحیح می شود، بیشتر از اصلاحیه یا اصل آن است.

اشتیاق ما برای واکنش نشان دادن سریع در برابر این گونه اخبار ناشی از این است که بسیاری از مهارتهای فردی و اجتماعی لازم  نظیر:
صبر و خویشتن داری و تامل در کشف حقیقت ، لزوم پرهیز از قضاوتهای شتاب زده و عجولانه، کنترل احساسات و هیجان های خام و اولیه ، پختگی و بلوغ و کمال عواطف  را در اجتماع یا مدرسه به صورت تئوری وار خوانده و حفظ کرده و از مفاهیمش بارها آزمون کتبی داده ایم اما کسی نحوه عملکرد و کاربرد و موقعیت شناسی آن ها را به ما یاد نداده است.
کارگاه های برگزار شده در ارگانها و نهادهای مختلف و متنوع فرهنگی از سوی متولیان امر در این زمینه  ، ناکارآمدی خود را بیش از پیش به اثبات رسانده و صرفا به پرکردن آمار و جداول کمی و نه بهبود پارامترها وشاخص های کیفی انجامیده است.

دستگاه آموزش و پرورش به عنوان اولین نهادی که در زمینه فرهنگ و آموزش نگاه ها رابه خود معطوف می کند،  در باب آموزش چنین مهارت ها و توانایی ها نیز کارنامه قبولی ندارد و برگزاری دوره های ضمن خدمت یا کارگاه های متعدد در این موضوعات راهگشا و اثربخش نبوده است.

مدرسه و نظام آموزشی ایران به چه دردی می خورد

ناتوانی در اجرای عملی این خصایل و مهارت های زندگی مختص اقشار دارای تحصیلات متوسط و پایین نیست بلکه حتی بزرگان عرصه سیاست و علم نیز که از تحصیلات عالی بهره مندند و مدارج بالایی در جامعه کسب کرده اند ، در دستیابی به این توانمندی های شخصیتی و درونی گاه عاجز می مانند.

طبیعی است که تبعات واکنش های سریع و پیش داوری های نادرست ، در اقشار مختلف مردم یکی نیست. و نمی توان آسیب ها و عواقب نداشتن این مهارتها را در فردی عادی با فرد سیاستمدار یا مسئول بلندپایه یکی دانست.
بنابراین لزوم آموزش عملی و ممارست در رسیدن به وضعیت مطلوب ، برای افرادی که بر مناصب تاثیرگذار و حیاتی  جلوس کرده اند، پررنگ تر و ضروری تر می نمایاند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">

مدرسه و نظام آموزشی ایران به چه دردی می خورد

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

در نشست تخصصی نقد کتاب  " مرگ مدرسه " که با حضور اساتید و علاقه مندان در خانه اندیشمندان علوم انسانی دیروز دوشنبه برگزار گردید در بخشی از مراسم یادداشت دکتر خسرو باقری استاد دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران قرائت گردید .

متن کامل این یادداشت به نقل از کانال شخصی خسرو باقری به شرح زیر است .

منتشرشده در یادداشت
سه شنبه, 18 تیر 1398 01:19

زیرِ باران تا دبستان ره فتاد

شعر معلم برای دانش آموز دبستانی

روزِ  طوفانی  صَنَم  ناگه  پرید
مادرش را گشت چون جایی ندید
گفت خوابیدم کلاسم دیر شد
با لباس و کیفِ خود در گیر شد
زود پوشید آنچه را پوشیدنی ست
با شتابی که ز کودک دیدنی ست !
بر خبرهایِ رادیو گوش نداد
زیرِ باران تا دبستان ره فتاد
در خبر بر مردم هشداری بزرگ
داده بودند از پیِ طوفان ، ز گرگ
مادر آمد نانِ تَفتانی به دست
در گشود و رویِ سکّویی نشست
دید در باز است دختر خانه نیست
نان را انداخت تا می شد گریست
گفت یا رب از گزندِ هر بلا
دخترم را می سپارم بر شما
چتر را بر داشت جایی را ندید
غیر از آ ن راهی که در آ ن می دوید
کرده بود طوفان و باران و تگَرگ
راه را پوشیده از شاخ و ز برگ
چون قیامت رعد و برق از آ سمان
پرتو انداز و خروشان بی اَمان
نیمه یِ ره چون رسید او بر صَنَم
دید گویَد ، جانِ تو مادر قَسَم
عکسِ سلفی گیرد از من چون خدا
من به او گفتم تو هم باشی ، بیا

شعر معلم برای دانش آموز دبستانی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شعر معلم برای دانش آموز دبستانی

منتشرشده در یادداشت

نقد عملکرد آموزش و پرورش پی از پیروزی انقلاب اسلامی


 قرار بود «معلمی شغل انبیا» باشد. شاید زمانی بود؛ شاید هم هنوز باشد. بی‌شک میلیون‌ها معلم در ایران و جهان هنوز هم صادقانه و پیامبرگونه وقت و عمر خود را فدای دانش‌آموزان‌شان می‌کنند؛ اما دست‌کم فجایعی همچون خبر آزار جنسی اخیر به ما تلنگرهایی می‌زند که بد نیست گه‌گاه، دست از تعارف و تمجید معمول برداریم و نگاهی آسیب‌شناسانه به وضعیت آموزش و پرورش کشور بیندازیم. بنای کهنی که به باور ما، طی چهار دهه‌ای که از پیروزی انقلاب می‌گذرد، دست‌کم ۴ تیشه مهلک به بنیان آن وارد شده است:

نخست: «گزینش»

بزرگترین آسیب؛ دست‌مایه‌ای برای مهندسی اجتماعی. حذف و استضعاف تمام آنان که «خودی» نبودند. ایجاد رانت برای اقشار خاص و از همه بدتر، «ترویج فرهنگ تزویر و ریا» در میان آنانی که اعتقادی به مدل‌های مطلوب حکومتی نداشتند.
آموزش و پرورش، بی‌شک بزرگترین قربانی سد گزینش بود. هرچند، در ظاهر امر، فیلترهای گزینش در همه‌جا یکسان عمل می‌کرد، اما واقعیت این است که برای یک کارمند اداری یا یک نیروی فنی، آغشته شدن و تن دادن به فرهنگ تظاهر و تزویر چندان مهلک نباشد. معلمی اما، یکسره با همین خلقیات انسانی در ارتباط است. اگر ما معلم را مجبور به ریاکاری کنیم، آن‌ها چه چیز می‌خواهند به فرزندانمان آموزش دهند؟ خاطرات تلخ «مدرسه‌سوزی‌ها» در دوران مشروطیت، هنوز هم به اشکال جدیدی در نظام آموزشی ما تکرار می‌شود.

 

دوم: «بازاری کردن معادلات مدارس»

دومین تیشه عمیقی که به آموزش و پرورش ما وارد شد، بحث خصوصی ‌سازی بود. مدارس غیرانتفاعی، در ابتدا با هدف کمک به دولت و بهبود کیفیت آموزش و پرورش رونق پیدا کردند. با این حال، خیلی زود بازار رقابتی، بنیان فلسفی این مدارس را دگرگون ساخت. سیطره معیار «جذب هرچه بیشتر دانش‌آموز» آن هم با افزایش نجومی شهریه‌ها، کار مدارس غیرانتفاعی را به جایی رساند که عملاً به بنگاه‌های پر زرق و برقی بدل شدند که تنها هدف‌شان جلب رضایت مشتری، «به هر قیمتی» است.
سیطره این «ذهنیت بازاری»، بر آموزش و پرورش تقریباً در تمام دنیا یک خطر قرمز به حساب می‌آید. کافی است بدانید که در آمریکا، به عنوان نماد بزرگترین «سرمایه‌داری» جهانی، تنها ۷ درصد مدارس خصوصی هستند و بالغ بر ۹۳ درصد دیگر دولتی‌اند. در حالی که در کشور ما، درصد دانش‌آموزان محصل در مدارس غیرانتفاعی از مرز ۱۱ درصد هم عبور کرده و به سرعت در حال پیشرفت است.

 

سوم: «سقوط سطح زندگی معلمان»

حقیقت غیرقابل انکاری است که کاهش جذابیت‌های مالی، به کاهش کیفیت نیروها منجر خواهد شد. شاید دشوار بتوان سطح درآمدی معلمان ایرانی را با همتایان کشورهای پیشرفته جهان مقایسه کرد، اما دست‌کم یک معیار ساده برای این مقایسه می‌توان پیشنهاد داد: مقایسه درآمد معلمان هرکشور، به نسبت میانگین درآمدهای همان کشور!
آمارهای بسیار زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد در کشورهای پیشرفته جهان، سطح درآمد معلمان اگر نه هم رده پزشکان یا مهندسان، بلکه دست‌کم بسیار نزدیک به میانگین این گروه‌ها قرار دارد. اما شکاف درآمدی معلمان ایرانی با چنین مشاغلی بسیار چشم‌گیر است. خبرگزاری فارس، در این مورد آمارهایی ارائه کرده که نشان می‌دهد اساسا میانگین حقوق معلمان ایرانی، حدود نصف میانگین درآمد سرانه ایرانیان است که این خود نشان دهنده جایگاه و اهمیتی است که ما برای آموزش و پرورش خود ایجاد کرده‌ایم.

 

چهارم: «انکار کردن دستاوردهای علمی جهان»

در نهایت آن که، خاطرات تلخ «مدرسه‌سوزی‌ها» در دوران مشروطیت، هنوز هم به اشکال جدیدی در نظام آموزشی ما تکرار می‌شود. تداوم سیطره سنتی‌ترین تفکراتی که در دوره مشروطه مدارس را مایه انحراف جامعه می‌دانست (فتوایی وجود دارد که می‌گوید «شیمی حرام است»!) و در دهه ۴۰ «مدرسه رفتن دختران» را مایه گسترش فساد و فحشا می‌خواند، امروز هم به همان شیوه و با همان ادبیات پیشرفته‌ترین دستاوردهای نظام‌های آموزشی جهان را به چوب «ترویج فرهنگ منحط غربی می راند.
 به یاد بیاورید که چه کسانی و با چه هیاهویی، اجرایی شدن اسناد چشم‌انداز ۲۰۳۰ یونسکو را باعث گسترش بی‌بند و باری در مدارس قلمداد کردند و جلوی‌اش را گرفتند. حالا که فاجعه دیگری از آزار و اذیت جنسی کودکان‌مان منتشر شده، آیا می‌پذیرند که طراحان سند ۲۰۳۰، محصول یک عمر تجربه و دانش نوین آموزشی را به کار گرفته بودند و اتفاقاً همین فجایع را دیده بودند که می‌خواستند کودکان را با مفاهیمی از قبیل آزارهای جنسی آشنا کنند؟

سیاست شناسی

نقد عملکرد آموزش و پرورش پی از پیروزی انقلاب اسلامی

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش صدای معلم از نشست نقد مرگ مدرسه

همان گونه که پیش تر نیز  آمد ( این جا ) ؛  امروز دوشنبه 17 تیرماه نشست تخصصی نقد کتاب  " مرگ مدرسه " در سالن فردوسی – خانه اندیشمندان علوم انسانی با سخنرانی اساتید و اعضای هیات علمی دانشگاه و به میزبانی کافه خرد و  تارنمای رب برگزار گردید .

این نشست از ساعت 16 آغاز گردید و تا  حدود ساعت 22 ادامه داشت .

در این نشست یحیی قائدی ، علی‌رضا صادق‌زاده ، حبیب رحیم‌پور ازغدی ، علی لطیفی ، علی‌رضا صادقی ، نعمت الله فاضلی ، محمود مهرمحمدی ، ابوطالب سعادتی  و اسماعیل آذری‌نژاد به ارائه دیدگاه های خود پرداختند .

پس از سخنرانی افراد حاضران پرسش هایی را مطرح کرده و فضای نشست به صورت گفت و گو توسط " مرتضی نظری " دبیر این نشست مدیریت می شد .

یکی از پرسش کنندگان " سیدکاظم اکرمی "  وزیر پیشین آموزش و پرورش بود که موضوعاتی را در مورد آموزش و پرورش ایدئولوژیک و سخنان قائدی مطرح نمود .

قائدی در پاسخ گفت که شما زمانی وزیر آموزش و پرورش بوده اید و باید پاسخ گوی پرسش ها باشید و نقش منتقد را نباید ایفا کنید .

پس از سخنرانی نعمت الله فاضلی ، علیرضا صادق زاده که مسئولیت کمیته مطالعات نظری سند تحول بنیادین را بر عهده دارد از مدیر جلسه درخواست کرد که می خواهد چند موضوع را در مورد سخنان آقای فاضلی مطرح کند .

این امر با مخالفت حاضران در نشست رو به رو گردید .

اکثریت حاضران موافق سخنرانی محمود مهرمحمدی بودند و این امر محقق گردید .

در این نشست " مهدی نوید ادهم " دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش ، " علی اصغر فانی " وزیر پیشین آموزش و پرورش ، " علی زرافشان معاون سابق آموزش متوسطه ، عبدالرسول عمادی رئیس سابق مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش حضور داشتند .

علی رغم دعوت از سرپرست وزارت آموزش و پرورش و سایر اعضای شورای معاونین هیچ یک در این نشست حضور پیدا نکردند .

مشروح سخنان تعدادی از سخنرانان در صدای معلم منتشر خواهد گردید .

پایان پیام/

گزارش صدای معلم از نشست نقد مرگ مدرسه

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

نظرسنجی

سند تحول بنیادین در نسخه فعلی تا چه میزان در حل چالش های آموزش و پرورش ایران موثر است ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور