صدای معلم

موج دوم کرونا و وضعیت آموزش و پرورش

با حضور میهمانان ناخوانده و‌نامیمون ویروس کرونا ، از اسفند۹۸ بالاجبار مدارس تعطیل شدند و اگر چه با گذشت چند روز از آغاز تعطیلی ها با شعار آموزش تعطیل شدنی نیست  شاهد همت خودجوش معلمان برای آموزش و همچنین به مرور زمان تهیه برنامه های آموزشی از سوی آموزش و پرورش و ارائه در رسانه ملی شدیم اما شاهد خروجی چندان مطلوبی ،ولو بسیار کم هم نبودیم و شاهد این ادعا نحوه ی برگزاری امتحانات خرداد و ارزشیابی پایانی سال ۹۹ - ۹۸ بود (مبنای اصلی ارزشیابی  همان آموزش حضوری تا اسفند شد) آیا در کنار آموزش در رسانه ملی برای آموزش معلمان در زمینه ساخت محتواها برای آموزش مجازی برنامه ای تهیه شد ؟

درست است که غافلگیر شدیم ؛
نه بستر مناسبی برای آموزش داشتیم (سخت افزاری و نرم افزاری) و‌ نه برنامه و توانمندی از پیش برای چنین روزهایی .
تمام تلاش و تمرکز  سیستم آموزش و پرورش معطوف به پایان رساندن سال تحصیلی شد بدون اینکه اندک نگاهی به آینده ی سراسر مبهم سال تحصیلی بعد باشد .
فقط اصرار بر پیگیری شبکه آموزش دانش آموزشی (شاد) با اصرار زیاد و سرعت بدون کیفیت بخشی این پیام رسان محلی ضعیف تمام تمرکز آموزش و پرورش شد اما سوال اصلی این نوشتار این است که با گذشت بیش از ۵ماه از اولین غافل گیری، آیا آموزش و پرورش برنامه ای برای توانمند سازی معلمان در آموزش مجازی،در حد توان داشته است؟
بی شک همه بر این امر واقف هستند که در آموزش مجازی از سرفصل های آموزش و طرح درس هاگرفته تا نحوه ی تهیه محتواها، نحوه ی ارایه و بازخورد و ارزشیابی و ...با آموزش در فضای حقیقی تفاوت فاحشی دارد . آیا در این ماه ها چاره و‌ تدبیری برای بستر سازی مناسب آموزش مجازی صورت گرفت؟

موج دوم کرونا و وضعیت آموزش و پرورش

آیا در کنار آموزش در رسانه ملی برای آموزش معلمان در زمینه ساخت محتواها برای آموزش مجازی برنامه ای تهیه شد ؟
آیا نظارتی بر نحوه ی تهیه محتواها شد؟

متاسفانه آموزش و پرورش غافل از بدنه ی اصلی امر آموزش و رها کردن معلمان خود باید مجددا منتظر موج دوم  غافل گیری در شهریور ماه باشد و باز هم آموزش باید به صورت چریکی ، نامنظم ،خودجوش ،بی برنامه و...ادامه یابد !

در پایان سخنی با همکاران فرهیخته ؛
در این ایام آیا آن اندازه که بخش عظیمی از بدنه همکاران عزیز همچون سایر مردم جامعه درگیر رصد ، تحلیل و پیگیری مسائل مربوط به بازار بورس شدیم ، اندکی به دنبال نقاط ضعفمان در محتواسازی و آسیب شناسی از روند فعالیت خود در آموزش مجازی و تلاش برای اندکی بهبود نسبت به گذشته داشته ایم؟!
اگر منتظریم از بالا مسائل حل شوند ، سخت در اشتباهیم !

تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید

تو یکی نه‌ای هزاری تو چراغ خود برافروز

که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر

که به است یک قد خوش ز هزار قامت کوز


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

موج دوم کرونا و وضعیت آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

دکتر شهین ایروانی، دانشیار دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران و پژوهشگر تاریخ آموزش‌ و پرورش ایران، در نامه‌ای به دکتر محمود امانی طهرانی، دبیرکل تازه منصوب‌شده شورای عالی آموزش‌ و پرورش، خواستار بازیابی اقتدار و جایگاه این شورا در نظام تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری آموزش‌ و پرورش شد.

وی در این نامه یادآور می‌شود که افزایش نهادهای تصمیم‌گیرنده مشابه، نظیر شورای عالی انقلاب فرهنگی و نیز عدم تعیین مرزهای تصمیم‌گیری بر اساس تخصص با نهادهایی نظیر مجلس شورای اسلامی باعث افت جایگاه شورای عالی آموزش‌ و پرورش شده است.

متن کامل این نامه به شرح زیر است.

منتشرشده در یادداشت
پنج شنبه, 09 مرداد 1399 08:28

ما و منابع طبیعی

برخورد مردم ایران با منابع طبیعی و محیط زیست

حکایت جغرافیای ایران حکایت تلخ و عجیبی است. در این سرزمین پهناور دیگر نه از رودهای پرآب و خروشان خبری است و نه از دریاچه ها و باتلاق ها. نه هیرمند و هامونی وجود دارد و نه زاینده رود و گاوخونی. نه دریاچه ارومیه ای مانده و نه قره چای و سفید رودی. نه بارانی می بارد و نه از چشمه های جوشان دل کوهها خبری است.هر چه هست ریزگرد و گرد و خاک است که بر سر این سرزمین آوار شده است.
(بر اساس آمار اعلامی توسط مسئولین جنگل های کشور طی چهل سال گذشته به نصف کاهش یافته است و با سرعت بالا در حال کاهش است) .

نگاهی به شهرهایمان داشته باشیم :

رودخانه قم تبدیل به اتوبان و منوریل شده است. در شیراز مسیل و سیل گیر تبدیل به فضای سبز شده است.‌ در کن و دربند و درکه و توچال تهران رودخانه تبدیل به مراکز پول زایی و ویلا شده است. جاده چالوس رودخانه مکانی برای اخاذی است. هزاران کیلومتر سواحل شمال به اشغال سازمانها و ویلاهای شخصی مرفهین پایتخت نشین درآمده است.اوضاع گونه های جانوری هم بهتر از جغرافیای طبیعی نیست. بسیاری از این گونه های جانوری یا به طور کامل از بین رفته یا در آستانه انقراض است.

برخورد مردم ایران با منابع طبیعی و محیط زیست

حالا دیگر هر چه هست زمین خواری و کوه خواری و رودخواری و جنگل خواری است. هر چه هست ویلاهای بدقواره در دل رودها و کوههای و جنگل هاست. هر چه هست زباله های ریخته در سواحل، جنگلها و کف رودهای خشکیده است. هرچه هست شکار غیرقانونی و سلاخی بز و قوچ کوهی و پرندگان و خزندگان است....

و در این سو ما ملت هم حقیقتا رفتار عجیب و خاصی داریم.. خشک شدن رودها و دریاچه ها و باتلاق عین خیالمان نیست. جنگل ها و گونه های جانوری در آستانه انقراض و نابودی اند، عین خیالمان نیست. کوهها و سواحل و بستر دریاها و دورافتاده ترین جنگل ها درحال خواریده و چاپیده شدن هستند، عین خیالمان نیست و.. اما رگ گردنمان برای  کسی که به جای خلیج فارس ، خلیج عربی بگوید سریعا باد کرده و مدام کمپین حقیقی و مجازی راه انداخته و هزاران کامنت و فحش روانه او می کنیم.

به یک نام حساسیم اما نابودی زیست جهان و طبیعت مان عین خیالمان نیست.

کانال خرمگس


برخورد مردم ایران با منابع طبیعی و محیط زیست

منتشرشده در یادداشت

دوران کرونا و انتقاد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از تعطیلی مدارس و مدیران بی عرضه و ناکارآمد و معلمان محافظه کار

حدود 15 سال عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران بودم . این تشکل فرهنگی پس از دوم خرداد 1376 شکل گرفت . در ابتدا ساختاری اداری داشت و اکثریت اعضای آن را " مدیران " تشکیل می دادند اما به مرور  بدنه این تشکل به سمت بدنه آموزش و پرورش یعنی " معلمان " گرایش پیدا کرد .

اوایل اعضای شورای مرکزی را 25 نفر اصلی و 5 نفر را علی البدل تشکیل می دادند .

تا زمان دبیر کلی حیدر زندیه و البته کمی پس از آن در دوره علیرضا هاشمی وضعیت همین گونه بود .

مدتی که از فعالیت این تشکل گذشت برخی اعضا مطرح کردند که مواضع این تشکل " به روز " و هماهنگ با افکار عمومی نیست . از سوی دیگر جمع کردن این تعداد و مهم تر از آن توافق و اجماع بر روی موضوعات مشکل بود .

پیشنهاد دادند که " شورای بیانیه " تشکیل شود .

اعضای آن را هم  شورای مرکزی تعیین کردند .

ابتدا نشست ها منظم بود تا این که این تعداد ( حدود 7 نفر ) هم منظم شرکت نمی کردند . طوری شد که مواضع  این تشکل سرانجام توسط " یک نفر " یعنی همان " دبیر کل " صورت می گرفت .

در واقع کار یک تشکل که " ماهیت جمعی " داشت در اکثر موارد روی دوش یک نفر قرار می گرفت و من هم نامش را گذاشتم : معلمی که از تعطیلی مدارس رضایت دارد و سکوت می کند و آزمون را طوری برگزار می کند که " همه " راضی باشند و صدای اعتراضی برنخیزد اما زمانی که در کلاس و مدرسه با توهین ها و بی حرمتی های همان دانش آموزی رو به رو می شود که با اهدای نمرات پفکی و حبابی او را به پایه ای بالاتر " پرتاب " کرده است و در جلسه شورای معلمان و زنگ تفریح ناله و فغان از " بی سوادی " و " کم سوادی " دانش آموزان سر می دهد و ... نباید فراموش کند که خود او و عملکردش مسبب این وضعیت  و شرایط است و نمی تواند توپ را در زمین دیگران به گردش درآورد به ویژه زمانی که خودش هم بازیکن و بازی گر حرفه ای و قابلی هم نباشد و متاعی برای " عرضه " نداشته باشد .

" عقل کل " .

جالب است که در اساسنامه  سازمان معلمان کلی کمیته و شورا تعریف کرده بودند اما خیلی شان در مدار " فعالیت " نبودند و یا کار مفید و اثربخشی صورت نمی گرفت در حالی که ارکان تعریف شده بر اساس وظایف باید تشکل را به پیش می برد .

همیشه این پرسش را مطرح می کردم زمانی که این همه " رکن " تعریف شده و رسمی داریم دیگر چه نیازی است که سرپایی و شتاب زده بخواهیم ارکان دیگری تعریف کنیم ؟

( در پرانتر بگویم که این تشکل هیچ گونه بودجه و اعتبار دولتی ندارد . تصور کنید سازمانی را که بودجه ها و اعتبارات قابل توجه و پایدار دولتی هم داشته باشد  و به کسی هم پاسخ گو نباشد )

در ابتدای دهه 1380 که نخستین اعتراضات خیابانی معلمان پس از انقلاب شکل گرفت و یا تحصن ( اعتصاب ) مخلوط شد ؛ دولت خاتمی همان زمان با این اعتراضات اعلام کرد که کمیته ای " ویژه " برای پی گیری این مطالبات تشکیل داده است .

دوران کرونا و انتقاد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از تعطیلی مدارس و مدیران بی عرضه و ناکارآمد و معلمان محافظه کار

آن کمیته هم در نهایت چند جلسه نصفه و نیمه تشکیل  داد و بی سر صدا تعطیل  شد .

در این مدت این حرکات به دفعات تکرار شده است.

در آموزش و پرورش دو مرجع برای تصویب قوانین و آیین نامه ها در " قانون " پیش بینی شده است : شورای عالی آموزش و پرورش و مجلس .

نهاد بالادستی برای بررسی مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش هم مجلس است اما نهادی به نام " شورای عالی انقلاب فرهنگی " که در  قانون اساسی تعریف نشده و جایگاه قانونی ندارد برای هر دو تعیین تکلیف می کند .

بعضی اوقات برخی از این مدیران و نمایندگان هم برای خودشیرینی کاسه داغ تر از آش می شوند و گوی سبقت از یکدیگر می ربایند . ذکر این نکته مهم است که اگر مسئولان با جامعه صداقت داشته و شفاف باشند این حرکات پذیرفتنی و قابل هضم است اما مشکل اساسی آن جاست که طرف های مقابل خود را معمولا " زرنگ " می پندارند و البته باید این مسائل بدون هیچ گونه رو رد بایستی و ملاحظه بیان شوند تا متوجه کردار ناپسند خود بشوند و دیگران را " نادان " فرض نکنند .

مطابق " آیین نامه اجرایی مدارس " برای مدرسه ارکان تعریف شده است .

اما  به نظر می رسد عملا این ارکان تعطیل هستند و این " بخشنامه " اداره هست که قرار است صفر تا صد فعالیت ها را تعریف کند.

در آبان ماه سال گذشته قیمت بنزین بدون آن که در مجلس مطرح شود در شورایی به نام " شورای عالی اقتصادی " آن  را مصوب کردند و البته نتایج آن را هم دیدیم ...

انگار ما ایرانی ها استاد " موازی کاری " ، " بی خاصیت کردن ارکان رسمی " ، " دور زدن قانون "  و ابداع " میان بر " برای رسیدن به نتایج مورد دلخواه خود هستیم و نام آن را هم " زرنگی " می گذاریم .

به نظر می رسد احترام به قراردادهای اجتماعی و " قانون " به عنوان تنظیم کننده روابط میان فردی جایگاهی در قاموس و فرهنگ ما ندارد .

دوران کرونا و انتقاد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از تعطیلی مدارس و مدیران بی عرضه و ناکارآمد و معلمان محافظه کار

و اما موضوع دیگر مورد نظر من در این مقال ، اشاره به جایگاه نازل و بی ارزش " مدرسه " در روابط و معادلات جاری و در مقام " فعلیت " است .

بیش از 5 ماه از تعطیلی مدارس می گذرد .

در این مدت همه جا فعالیت خود را از سر گرفتند جز " مدرسه " .

به قول معروف ؛ انگار کرونا فقط  با مدرسه مشکل دارد .

کم نبودند معلمان ، مدیران و دانش آموزانی که ابتدا " یک صدا " و " هم نوا " خواهان تعطیلی مدارس شدند و مهم ترین دلیل آن ها حفظ " جان " بود .

به عنوان مثال ؛ در خرداد ماه و پس از افزایش حقوق معلمان ، وزیر آموزش و پرورش خبر داد که حقوق معلمان 2 میلیون تومان افزایش یافته است . بارها گفته و نوشته ام اگر معلمان در جامعه جایگاه و یا احترامی در خور ندارند و یا آموزش و پرورش در اولویت نیست ، پیش از متهم  کردن دیگران باید نخست نگاهی به خودمان و عملکردمان بیندازیم .

بد نیست حداقل معلمان و کادر مدرسه نظرات کاربران و نظرات و لایک داده شده را مرور می کردند تا بیش تر به جایگاه واقعی خویش در جامعه واقف شوند . ( این جا )

این  ذهنیت ها یک شبه به وجود نیامده اند و حاصل نوع برخوردها و جنس تعامل معلمان با جامعه و نیازهای آن بوده است .

گویا فراموش کرده بودند که مدرسه جای زندگی و تمرین مهارت زندگی و شهروندی است .

" دیوار کوتاه مدارس " فقط مختص به این زمان نیست و به هر بهانه ای مانند آلودگی هوا ، مسائل سیاسی و... تعطیل می شوند .

تعطیلی مزمن مدارس اتوریته این واحد سازمانی را در طول زمان از بین می برد و آن را تبدیل به موجودی زاید می کند .

آیا منطقی است که در همسایگی مدرسه ؛ مسجد ، اماکن ورزشی ، اقتصادی ، تفریحی و... باز باشند اما در مدرسه بسته باشد ؟

شاید دلیل مجسم و آشکار برای " مرگ مدرسه " را در این موارد باید جست و جو کرد .

دوران کرونا و انتقاد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از تعطیلی مدارس و مدیران بی عرضه و ناکارآمد و معلمان محافظه کار

مهم ترین درسی که می توان از بحران کرونا آموخت این بود که مدرسه در این وزارتخانه جایگاهی جز " ایستگاه اجرای بخشنامه  " ندارد و مفاهیمی مانند مدرسه محوری ، جایگاه معلم و... فقط در حد شعار مطرح  بوده و همه سرکاری هستند .

در این مدت مدیران و مسئولان آموزش و پرورش در سطوح مختلف یک صدا از " شبکه شاد " دفاع تمام قد کرده اند .

در سخنان شان هم دائما به فداکاری ها ، مجاهدت ها و ایثار معلمان استناد می شود و این در حالی است که در مراکز تصمیم گیری و تصمیم سازی این وزارتخانه ، نقش معلمان در حداقل ممکن است و اصلا جایگاهی ندارند .

ابتدا وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد که استفاده از شبکه شاد رایگان است اما بعدابا سخنان وزیر آموزش و پرورش خلاف آن ثابت شد . ( این جا )

معلوم می شود این تعاریف بی جهت نبوده است و خواسته اند که تا حد ممکن با مقاومت معلمان برخورد نکنند .

من این جا از مسئولان می خواهم تا میزان بودجه بهداشتی و سلامت و نیز اقدامات صورت گرفته در قالب " برنامه " را دقیقا تشریح کنند چرا که زمانی که مدرسه تعطیل باشد کمبودها ، آسیب ها و مهم تر از آن "سوء مدیریت ها " به حاشیه می رود ....

نکته ی قابل ذکر دیگر این که این مقامات و مسئولان آموزش و پرورش و حتی در ستاد کرونا هنگام شیوع اولیه کرونا و در مقام دفاع از تعطیلی مدارس به تجارب سایر کشورهای جهان و به ویژه کشورهای توسعه یافته استناد می کردند اما هنوز نمی دانند و یا نمی خواهند بفهمند که همان کشورها ماه هاست که مدارس را بازگشایی کرده اند و گویا توصیه های " یونسکو " را هم ندیده و یا نخوانده اند . ( این جا )

دوران کرونا و انتقاد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از تعطیلی مدارس و مدیران بی عرضه و ناکارآمد و معلمان محافظه کار

ذکر این نکته مهم است که اگر مسئولان با جامعه صداقت داشته و شفاف باشند این حرکات پذیرفتنی و قابل هضم است اما مشکل اساسی آن جاست که طرف های مقابل خود را معمولا " زرنگ " می پندارند و البته باید این مسائل بدون هیچ گونه رو رد بایستی و ملاحظه بیان شوند تا متوجه کردار ناپسند خود بشوند و دیگران را " نادان " فرض نکنند . مهم ترین درسی که می توان از بحران کرونا آموخت این بود که مدرسه در این وزارتخانه جایگاهی جز " ایستگاه اجرای بخشنامه  " ندارد و مفاهیمی مانند مدرسه محوری ، جایگاه معلم و... فقط در حد شعار مطرح  بوده و همه سرکاری هستند .

یکی از نقاط تاریک و تراژیک این مدت ، نوع برگزاری آزمون ها بود .

در این مدت « صدای معلم » گزارش مختلف و متنوعی از سیاست های متناقض وزارت آموزش و پرورش در مورد برگزاری آزمون ها منتشر کرد . ( این جا )

درجه بندی و تفاوت گذاری ها در برگزاری امتحان و آزمون به هیچ عنوان منطقی و قابل فهم نبود .

مگر می توان پذیرفت در یک مدرسه ، دانش آموزان در همان مدرسه تعدادی از دروس را " حضوری " و تعدادی دیگر را " غیرحضوری " امتحان دهند ؟

و یا در مدارس دولتی یک گونه برخورد شود و در مدارس خاص به گونه ای دیگر .

در پاسخ عنوان شد که برای آن ها ستاد کرونا مجوز صادر کرده است .

عملکرد این ستاد و مسئولان مرتبط در مجموعه نشان داد که " مسائل سیاسی  و ایدئولوژیک " مطابق معمول  در این جامعه بر بررسی های کارشناسی و علمی رجحان دارد و به بهانه های مختلف توجیه می شود.

دوران کرونا و انتقاد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از تعطیلی مدارس و مدیران بی عرضه و ناکارآمد و معلمان محافظه کار

باید به این اندیشید وقتی که جامعه این گونه تصمیم ها را خیلی جدی نمی گیرد ریشه ها در کجاست ؟

تازه اگر قرار است ستاد مبارزه با کرونا برای صفر تا صد آموزش و پرورش تصمیم گیری کند و از سوی دیگر پایداری و زمان این وضعیت هم مشخص نیست ؛ آیا منطقی نیست که این همه واحدهای ستادی و اداری با صرف هنگفت نیروی انسانی ، انرژی و.. در آموزش و پرورش تعطیل شوند و حداقل به بهره وری در این وزارتخانه پهن پیکرو کوچک سر کمکی شود ؟

جالب است که " شورای مدرسه " مطابق قانون در این موارد اختیارات لازم را دارد اما بسیاری از مدیران مدارس گویی مهره ای بیش نیستند و برای آب خوردن هم باید از اداره مجوز بگیرند .

در موردی که برای من در مدرسه محل تدریس ام پیش آمد و شرح ماقع آن قبلا  گفته شده است ( این جا ) ؛ وقتی اداره آموزش و پرورش منطقه 9 مشاهده کرد که نمی تواند از طریق بخشنامه های اداری و وزارتی متناقض پاسخ منطقی به مکتوبات من ارائه کند ؛ مدیر مدرسه را مجبور کرد تا با تشکیل " شورای  مدرسه " و گذراندن مصوبه نظر اداره را تامین و تایید کند !

دوران کرونا و انتقاد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از تعطیلی مدارس و مدیران بی عرضه و ناکارآمد و معلمان محافظه کار

این در حالی است که پس از گذشت 2 سال هنوز اداره آموزش و پرورش منطقه 9 نتوانسته است میلیاردها پولی که توسط کارمندش ، مریم شریفی مورد دست درازی قرار گرفته به صاحبانش عودت دهد و یا پاسخ قانع کننده ای به مال باختگان که اکثرا " معلم " هستند بدهد . ( این جا ) اما ظرف مدت بسیار کوتاهی و بر خلاف همین قوانین و آیین نامه های آموزش و پرورش امتحان مرا به فرد دیگری می دهند تا مبادا سر و صدایی بلند شود و طشت بی عرضگی و ناکارآمدی آنان از پشت بام بر زمین افتد !

دوران کرونا و انتقاد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از تعطیلی مدارس و مدیران بی عرضه و ناکارآمد و معلمان محافظه کار

نکته بسیار کلیدی و راهبردی که می توان در این استنتاج کرد این است که وقتی " آزادی " همراه با " مسئولیت پذیری " تعریف و احصا نشود ؛ نهادهای شورایی و دموکراتیک که قاعدتا و منطقا باید بیان کننده معدل افکار عمومی با گرایش به انصاف و عدالت باشند از مسیر خود منحرف شده و توجیه کننده ی استبداد فردی و اداری می شوند و پیشینه ی ذهنی و تاریخی که قدمتی طولانی در جامعه ی ما دارد به عنوان " کاتالیزور " و " مشدد " عمل کرده و فرآیند را دقیقا " معکوس " می کند .

این جاست که مکانیسم های " خود تنظیمی " در سیستم از کار افتاده و فساد سیستماتیک و گسترده در غیاب " حوزه عمومی " قدرت مند و فراگیر پدیدار می شود .

البته خیلی ها شاید با شنیدن و یا خواندن این جملات بر من بخندند و بگویند  مگر بیکاری ؟ و یا عباراتی مانند به درک ! تو را سننه ! و یا کاسه داغ تر از آش نشو ، خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو و... اما نباید فراموش کرد که جایگاه و پرستیژ در جامعه به خودی خود حاصل نمی شود .

در قضیه اخیر من هم می توانستم مثل " خیلی ها " یک آزمون فرمالیته و یا نمایشی برگزار کنم اما نمرات مورد دلخواه خود را رد کنم و نامش را هم زرنگی ، سازگاری مثبت با شرایط و محیط و... بگذارم .

بارها گفته و نوشته ام اگر معلمان در جامعه جایگاه و یا احترامی در خور ندارند و یا آموزش و پرورش در اولویت نیست ، پیش از متهم  کردن دیگران باید نخست نگاهی به خودمان و عملکردمان بیندازیم .

دوران کرونا و انتقاد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از تعطیلی مدارس و مدیران بی عرضه و ناکارآمد و معلمان محافظه کار

معلمی که از تعطیلی مدارس رضایت دارد و سکوت می کند و آزمون را طوری برگزار می کند که " همه " راضی باشند و صدای اعتراضی برنخیزد اما زمانی که در کلاس و مدرسه با توهین ها و بی حرمتی های همان دانش آموزی رو به رو می شود که با اهدای نمرات پفکی و حبابی او را به پایه ای بالاتر " پرتاب " کرده است و در جلسه شورای معلمان و زنگ تفریح ناله و فغان از " بی سوادی " و " کم سوادی " دانش آموزان سر می دهد و ... نباید فراموش کند که خود او و عملکردش مسبب این وضعیت  و شرایط است و نمی تواند توپ را در زمین دیگران به گردش درآورد به ویژه زمانی که خودش هم بازیکن و بازی گر حرفه ای و قابلی هم نباشد و متاعی برای " عرضه " نداشته باشد .

منتشرشده در یادداشت

تسلیت صدای معلم به مناسبت درگذشت ناگهانی دکتر غلامحسین بهزادی

« آدم بدون عشق نمی تواند زندگانی کند . این را می دانم .

این را نه از کسی شنیده ام و نه در جایی دیده ام تا به یادم مانده باشد .

این را از وجود خودم ، با وجود خودم ، از عمری که تباه کرده ام فهمیده ام .

نه !

آدم بدون عشق نمی تواند زندگی کند ... »

" کلیدر - محمود دولت آبادی "

( این نوشته ای است که در پروفایل مرحوم دکتر بهزادی بارگذاری شده بود . )

 

« دکتر غلامحسین بهزادی » از دندانپزشکان متخصص و با اخلاق یکشنبه  5 مرداد حین کار در مطب دچار ایست قلبی شده و فوت کردند .

بدون تردید ایشان پزشکی مردمی بود که هیچ گاه " اخلاق " و " انصاف " را در حرفه خویش فراموش نکرد و تا آخر عمر به آن پای بند بود .

« صدای معلم » این واقعه تلخ را تسلیت می گوید .

پایان پیام/

نشست مافیای کنکور با سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و کاسبان کرونا در بازار بزرگ آموزش و پرورش

این روزها، کرونا ،بدجوری دست و پای آموزش و پرورش را توی پوست گردو گذاشته است.
ماندگار شدن این بیماری ، بازگشایی مدارس را با اما و اگرهای جدی روبه رو ساخته است.
روی آوردن به آموزش در فضای مجازی ،  تولید فیلم و بسته های آموزشی ، ارائه خدمات آموزشی در بستر برخط متناسب با شرایط کرونایی کشور از جمله رویکردهای محوری آموزش وپرورش در شرایط کنونی است.

 اما در همین عرصه نیز آموزش وپرورش باید با چالش های بزرگی دست و پنچه نرم کند! این موسسات مدتها است که به مدد پول خویش مدارس، حتی صدا و سیما را به تسخیر خویش در آورده اند.
بیش از 5 / 3 میلیون دانش آموز از راه یابی به شبکه آموزش دانش آموزی یا همان "شاد" محرومند یا به گفته وزیر آموزش و پرورش بیشتر از 60 هزار معلم هنوز به اینترنت دسترسی مناسب ندارند.
اما در این بازار بلبشو ، کم نیستند کسانی که آماده اند تا از این آب گل آلود ماهی خود را صید کنند!
آموزش و پرورش با گذشت 9 سال ، تازه هوس کرده مصوبه "هشتصد و بیست و هشتمین "نشست شورای عالی آموزش و پرورش با موضوع ساماندهی منابع آموزشی و تربیتی (مواد و رسانه ها) را در وجهه همت خویش قرار دهد.

 در بخشی از راهکارهای اجرایی این آیین نامه آمده است :"آموزش و پرورش موظف است تولید و عرضه مواد و رسانه های آموزشی و تربیتی استاندارد را با توجه به راهکارهای لازم از جمله طراحی و ایجاد سامانه مدیریتی مناسب ساماندهی کند".
اتفاقا حلقه مفقوده همین جاست که هر ناشری از شمار مدعیان تولید کننده بسته های کمک درسی ،آموزشی ،فیلم ، اپلیکیشن و کتاب کار مدارس ابتدایی گرفته تا موسسات پر زرق و برق کنکوری به خود اجازه می دهند با چراغ سبز مدیران ، مدارس را به آشفته بازاری در تیول خویش مبدل سازند.

چند وقتی است آموزش و پرورش به بهانه استفاده از مشارکت موثر بخش خصوصی در تولید منابع آموزشی ، با برپایی نشست های متعدد و هدف مند ، سعی در جلب مشارکت و همکاری کسانی دارد که گویا فراموش کرده است این عده تا همین امروز با تجویز و تبلیغ رنگارنگ کتابهای کمک درسی ، تلقین جادویی تکنیک های تکراری تست و کنکور با گردش مالی چند ده هزار میلیاردی خود چه بر سر آموزش و پرورش این مرز و بوم آورده اند؟!

نشست مافیای کنکور با سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و کاسبان کرونا در بازار بزرگ آموزش و پرورش

 داستان وقتی جالب تر می شود که بدانید وزارتخانه ای که وزیرش پرچم مقابله با ویژه خواری و مبارزه با تعارض منافع را به آسمان بلند کرده است ، امروز  بخشی از کار  راه اندازی شبکه آموزش دانش آموزی را به کسانی سپرده است که خود از ذینفعان و کاراکترهای اصلی یا بلند آوازه در این ماجرا محسوب می شوند.
کافی است به فهرست اسامی صاحبان مراکز آموزش از راه دور کشور نگاهی بیندازید نام خیلی ها از جمله مشاوران  وزیر را می توان در این فهرست بالا و بلند از مدیران و مقامات به عیان دید .
حالا بماند که فلان مولف کتاب درسی آموزش و پرورش در مقدمه یکی از همین کتابهای کمک درسی که در شمارگان فراوان شاید هم میلیونی به فروش می رسد چگونه از اعجاز و ناگفته هایی می گوید تا مشتری را جذب و مفتون خود نماید؟!

 از هم اکنون باید به دستگاه های نظارتی کشور از جمله کمیسیون آموزش ، تحقیقات و فن آوری مجلس ، سازمان بازرسی و دیوان محاسبات یادآورشد تا در شرایط کرونایی کشور مراقب بازار پر مشتری 16 میلیونی از دانش آموزان باشند .
مبادا عده ای  با استفاده از فضای کرونای کشور به جای عرضه ی مواد و رسانه های آموزشی استاندارد، تولیدات بنجول و باد کرده خود را با ریخت و پاش پورسانت های کذایی به این و آن ، روانه بازار مدارس کرده و جیب مردم بیچاره را خالی کنند.
باید دید در پشت این تجارت پرسود چه کسانی خوابیده اند؟!

نشست مافیای کنکور با سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و کاسبان کرونا در بازار بزرگ آموزش و پرورش

( ملاقات جمعی از مدیران انتشارات کتاب‌های کنکور و کمک درسی با مراجع تقلید در قم در مورد حذف مشق شب در اواخر آذر 1397 که با واکنش وسیع افکار عمومی رو به رو گردید . ) - این جا

 

 هیچ کس با طراحی و ایجاد سامانه مدیریتی مناسب برای ارزیابی تولید و عرضه مواد و رسانه های تربیتی از مسیر درست خود یعنی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی مشکلی ندارد اما تجربه گذشته نشان می دهد گوش این جماعت تاجر مسلک از این جنس حرف ها پر است.
سمبه چنان پر زور است که کسی حریفشان نیست.
صیانت از برنامه درسی ملی ، توجه به تمامی ساحتها از اهداف آموزشی ، اعلام استاندارها، ثبت نشان استاندارد، انتشار کتابنامه و فهرستگان، ورود منابع به مدرسه ها از مسیر درست همان باید هایی است که آموزش و پرورش دولتی در تحقق آن ناتوان است.
این موسسات مدتها است که به مدد پول خویش مدارس، حتی صدا و سیما را به تسخیر خویش در آورده اند.
راه نفوذ به مدارس را بلدند حالا با آمدن کرونا و پیدا شدن بهانه ، کبکشان خروس هم می خواند.

وقتی طرف، آشکارا در فلان جلسه می گوید " هر مدرسه می تواند تنها با پرداخت 500 هزار تومان ناقابل اپلیکیشن ما را خریداری کند" ؛ خوب می داند چه کار می کند؟! بیش از 110 هزار مدرسه ، 16 میلیون دانش آموز خسته و مضطرب از کنکور ، آزمون مدارس سمپاد ،امتحانات نهایی و داخلی و... ظرفیت بزرگی است که قادر است خیلی ها را پولدار کرده ، یک شبه از زمین بلند کند!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نشست مافیای کنکور با سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و کاسبان کرونا در بازار بزرگ آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

 طرحی برا ی جلوگیری از بازماندن فرودستان از تحصیل در پسا کرونا 

پس از همه گیر شدن کووید 19 در ایران، گروه "آموزش و یادگیری درپسا کرونا " با هدف آگاهی یابی  و آگاهی دهی در باره آموزش های پسا کرونا در فضای مجازی تشکیل شد .

گروهی از صاحب نظران و پژوهشگران و معلمان و مدیران و دیگر دست اندرکاران دغدغه مند و دلسوز کشور داوطلبانه در این راه گام گذاشتند و برای رسیدن به هدف تعیین شده بحث ها ی بسیاری در چرایی و چگونگی عمل در این راه صورت دادند . اسناد این بحث ها در همین گروه موجود است .

پس از بحث های پر فراز و نشیب و گاه پراکنده و نه چندان مرتبط  فعالان گروه سرانجام به این نتیجه رسید که آموزش و پرورش ما مانند وضعیت پیشا کرونا با هزار و یک مسئله مواجه است .

بررسی و ارائه ی راه حل های عملی در همه این زمینه ها از عهده یک گروه مردم نهاد یا مشارکت جو ساخته نیست . پس، نیک آن است که دست به گزینش بزنیم و موضوعی را برای بررسی و ارائه راه حل انتخاب کنیم . پس از چندین جلسه گفت و شنید و نقد و اظهار نظر که چندان هم آسان صورت نگرفت فعالان گروه به این نتیجه رسیدند که در شرایط فعلی به دلایل گوناگون از جمله شیوع خود کرونا کسانی که بیش همه صدمه دیده و خواهند دید فرزندان فرودستان جامعه هستند که به سبب گرفتار شدن در فقر مالی و فرهنگی نخواهند توانست پا به پای دیگر دانش آموزان با سناریوهای گوناگون آموزش و پرورش در سال تحصیلی آینده پیش روند . وضع زندگی آنان ستم مضاعفی را برایشان تحمیل خواهد کرد و به احتمال زیاد یا ترک تحصیل خواهند کرد یا از تحصیل موفقیت آمیز باز خواهند ماند .پس افراد فعال گروه به این جمع بندی رسیدند برای جلوگیری احتمالی از این کار و افزایش احتمالی شمار بازماندگان از تحصیل فرودستان پیشا پیش چاره ای اندیشیده شود.

بدین منظور پیشنهاد می شود طرحی با هدف : یافتن راه کارهایی برای جلوگیری از ترک تحصیل یا بازماندن فرزندان فرودست جامعه ازآموزش ویادگیری در پسا کرونا با مشارکت کلیه علاقه مندان به این کار در سراسر کشور صورت گیرد .

بی گمان این کار مستلزم استلزاماتی است که جز با مشارکت همگانی امکان اجرایی آن بسیار نامحتمل است و یکی از مصداق های مشارکت در پسا کرونا هم که در گروه ما چندین جلسه مطرح شد همین کار  است .

طرحی برا ی جلوگیری از بازماندن فرودستان از تحصیل در پسا کرونا

این کار دست کم به دو عامل مهم نیاز خواهد داشت :

عامل مالی و عامل نیروی انسانی فعال و علاقه مند . کم حرف و پرکار .

از کلیه فعالان گروه و دیگر گروه های مردم نهاد و فعال در فضای مجازی تقاضا می کنیم نظر و پیشنهاد های خود را به گروه " آموزش و یادگیری در پسا کرونا بفرستند تا پس از جمع بندی  مطالب رسیده طرحی عملی استخراج  و پس از نظر خواهی دوباره ادر صورت ممکن به اجرا گذاشته شود  .

خوشحال خواهیم شد کنش گران  و دوستداران آموزش و پرورش میهنمان امکانات و نوع یاریگری های خود را به گروه یا به ادمین گروه با شماره تلفن 09123790242 یا به آدرس الکترونیکی ghasemieghbal@gmail .com  بفرستند .

این فراخوان یک فراخوان ملی است و ربطی به این یا آن گروه ندارد . امیدواریم دستگاه های دولتی نیز که به نحوی از انحا با آموزش و پرورش مرتبط هستند یاریگر فعالان در این عرصه باشند.

 به امید روزی که سراسر ایران  پراز مدرسه های کارآمد و فاقد حتی یک نفر بی سواد باشد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

طرحی برا ی جلوگیری از بازماندن فرودستان از تحصیل در پسا کرونا

گروه گزارش/

آیا عملکرد معاونت آموزش متوسطه اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران تناسب و نسبتی با برنامه ویژه مدرسه ( بوم ) داشته است

پرتال اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران نوشت : ( این جا )

« درّی معاون آموزش متوسطه گفت: برنامه ریزی درسی در سطح مدرسه را باید آغاز کاهش تمرکز در نظام برنامه درسی قلمداد کرد که بر اساس راهکار ۵-۵ سند تحول و بند ۲-۱۳ برنامه درسی ملی اختیار طراحی ،تدوین و اجرای برنامه درسی تا ۶۰ ساعت به مدارس واگذار شده است و همه ارکان باید رویه های جاری را به گونه ای تغییر دهند تا مدرسه نقش خود در این امر را به درستی ایفا کند. لذا برنامه ویژه مدرسه (بوم) یک فعالیت در کنار فعالیت های جاری آموزش و پرورش تلقی نمی شود بلکه یکی از چرخش های تحولی است تا همکاران مدارس با تمرین تدوین برنامه ریزی درسی در سطح مدرسه همراه با انگیزه بخشی و نظارت توام با راهنمایی و رفع موانع نسبت به آن اهتمام ویژه داشته باشند .

آیا عملکرد معاونت آموزش متوسطه اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران تناسب و نسبتی با برنامه ویژه مدرسه ( بوم ) داشته است

معاون متوسطه پایتخت اظهار کرد: توسعه شایستگی مدیران و معلمان مدرسه در اجرای این برنامه ، تقویت مسئولیت اجتماعی عوامل سهیم و موثر در مشارکت مدرسه،بهره مندی دانش آموزان در کسب شایستگی های مغفول در برنامه درسی رسمی و تقویت بینش کاهش تمرکز در زمینه ها و موضوعات خروجی مورد انتظار برنامه ویژه مدرسه است که می تواند در سه قلمرو انتخاب موضوع بر اساس ساحت ملی ششگانه تعلیم و تربیت ،آموزش حداقل یک مهارت با تاکید برمهارت های حرفه ای متناسب با شرایط محلی و مهارت های عمومی اشتغال و کارآفرینی و فعالیت های میدانی طراحی و اجرا شود. » وزارت آموزش و پرورش با دیکته کردن شبکه شاد و زیر پاگذاشتن هویت و بلوغ مدرسه شعور مدارس و معلمان و ذی نفعان آموزش را به سخره گرفته است.

این اظهارات در حالی بیان می شود که این مقام اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران به گزارش " صدای معلم " پاسخی ارائه نکرده است . ( این جا )

در این گزارش آمده است :

« پانته آ درّی، معاون متوسطه آموزش و پرورش شهر تهران در نشست معاونان متوسطه شهر تهران در خصوص بحران کرونا و وضعیت آموزش و تعطیلی مدارس اظهاراتی بیان کرده است . ( این جا )

دری می گوید : « با وجود موضوع کرونا راهبری مدبرانه مدیران مدارس و معلمان باعث شد ما امتحانات پایان سال را چه در آزمون های حضوری و چه در آزمون های غیر حضوری به خوبی به سرانجام برسانیم . »

ایشان در موضوع " امتحانات " عنوان می کند :

« به همت مسئولین محترم آموزش و پرورش شهر تهران همه چیز عالی پیش رفت و ما حتی برای تامین نیروی مصحح کمترین مشکل را داشتیم. در ادامه کار ثبت به موقع نمرات از سوی معلمان جای تقدیر دارد و همین باعث شد خیلی سریع نتایج امتحانات را اعلام کنیم. »

آیا عملکرد معاونت آموزش متوسطه اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران تناسب و نسبتی با برنامه ویژه مدرسه ( بوم ) داشته است

( این کارنامه ی صادر شده در یکی از مناطق شهر تهران برای دانش آموزان است . به مدد آزمون های آنلاین انجام شده توسط مدیران و معلمان در مدارس شاهد رشد حبابی و نمرات پفکی در تعداد قابل توجهی از مدارس بوده ایم . )

این سخنان در حالی بیان می شود که در پرتال اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران یک نظرسنجی با عنوان " آیا میزان اثربخشی کمی و کیفی آموزش های مجازی مورد رضایت شماست " ؟ قرار داده شده است .

78 درصد از مخاطبان به این سوال ، پاسخ منفی داده اند .

در نظرسنجی « صدای معلم » با عنوان "  کیفیت آموزش را در شبکه شاد و برنامه های تلویزیون چگونه ارزیابی می کنید ؟ " 66 درصد مخاطبان گزینه " خیلی ضعیف " و " ضعیف " را انتخاب کرده اند . ( 2 )

کدام یک درست می گویند ؟!

ایشان گفته است : " سرپیچی از دستورات ستاد کرونا جرم است "

پرسش « صدای معلم » که در نشست رسانه ای با مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش نیز مطرح شد این است که آیا این ستاد خودش جایگاه قانونی و حقوقی دارد ؟ , آیا اصل " سلسله مراتب قوانین " مقدم بر سلسله مراتب اداری توسط شما ، وزیر و سایر مسئولان رعایت شده است ؟ » مدرسه ای که اختیار برنامه ریزی در مورد آموزش آنلاین ندارد چه باید نامش را بگذاریم ؟

در نشستی که مدتی پیش با عنوان " آسیب شناسی شبکه شاد " در اداره کل آموزش و پرورش استان البرز برگزار گردید ، " مدیر صدای معلم " گفت : ( این جا )

« مدرسه محوری چند سال است که مطرح شده است. چند سال است که مسئولین هر جا که می نشینند وزیر ، معاون و .. مدام می گویند مدرسه محوری. من تعریف مدیریت مدرسه محور را آورده ام. اگر مسئولین این را قبول دارند اعلام کنند.

تجدید ساختار نظام آموزش و پرورش در جهت افزایش انعطاف پذیری،‌ عدم تمرکز و تفویض اختیار به مدارس، به نحوی که با نزدیک نمودن محل اتخاذ تصمیم ها به محل اجرای آن و اتخاذ تصمیم به شیوه گروهی و مشارکت جویانه توسط کسانی که بیشترین اطلاعات درباره نیازمندی های مدرسه و شرایط حاکم بر آن برخوردارند و بیش از هر کس از نتایج آموزش ها متاثر می  شوند (شامل والدین، دانش آموزان ، معلمان، کارکنان ستادی، گروه های ذی نفع جامعه از جمله صاحبان صنایع ، سازمان ملی و ….) سبب می شود که استقلال، مسئولیت پذیری و پاسخ گویی مدرسه افزایش یابد و نیز کیفیت و اثر بخشی آموزش ها بهبود یابد.

دفتر آموزش و بخش پژوهش های آموزشی امریکا (۱۹۹۶) مدرسه محوری را نوعی ایجاد تغییرات آموزشی و برنامه درسی می داند. این امر زمانی می تواند موثر باشد که همراه با درگیری فعال سازمان (مدرسه ) باشد یعنی تمرکز زدایی پایدار در نظام های آموزشی و انتقال اختیار و قدرت تصمیم گیری به مدرسه ‌به نحوی که اداره مرکزی در سطح ملی و منطقه ای یا استانی ، برای مدارس هدف ها و اولویت ها را تعیین ،‌ نتایج را تعریف و منابع را تامین و سپس هر مدرسه ای که در این چارچوب بتواند فعالیت کند بتواند ‌ راسا از نظر دانش (تصمیم های مربوط به برنامه درسی ) ،‌ مهارت های مورد نیاز دانش آموزان ،‌ اطلاعات ،‌ پاداش ها ،‌ تکنولوژی ، نیروی انسانی مورد نیاز ،‌ مواد و تسهیلات و تجهیزات ، تخصیص زمان و استفاده از آن ،‌ امکان اداره آموزش اختیار و قدرت تصمیم گیری داشته باشد.

آقای قاسمی

 شما خودتان مدیر هستید و دوستان هم تجربه دارند. مدارس ما راسا حتی اختیار خرید یک کولر را ندارند. یک ارگ نمی توانند بخرند حتما باید مجوز آن را بگیرند.

من نمی دانم مدرسه محوری یعنی چه؟

در آموزش و پرورش ورژن جهش یافته مدرسه محوری یا شاهکار وزارت آموزش و پرورش، مدارس هیات امنایی است.

 چند ماه پیش یک نشستی در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی برگزار شد .

آقای موسوی یک پژوهشی که در دانشگاه تهران انجام شده بود را منتشر کرد که به تفصیل در صدای معلم آمده است.

توصیه این پژوهش این بوده که مدارس هیات امنایی به هیچ وجه توسعه نیابند.

شما وقتی می گویید مدرسه محوری و تفویض اختیار ... مدرسه ای که نمی تواند خودش در شورای معلمان مصوب کند که مثلا من می خواهم آموزش آنلاینم این گونه باشد.

می خواهم ابزار شبکه ام این گونه باشد.من می خواهم از این ابزار استفاده کنم.

وقتی نمی تواند این چه مدرسه محوری است ؟

 مدام از بالا دیکته می شود. شما باید از این استفاده بکنید. این گونه عمل بکنید. این دیگر مدرسه محوری نمی شود. آیا واقعا اینها شعار هستند ؟

جایگاه شورای مدرسه در این هرم متمرکز و متصلب تصمیم گیری و تصمیم سازی ها کجاست ؟

آیا عملکرد معاونت آموزش متوسطه اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران تناسب و نسبتی با برنامه ویژه مدرسه ( بوم ) داشته است

طراح اصلی ایده «برنامه ویژه مدرسه  » محمود امانی طهرانی سازمان پژوهش و (بوم) می گوید: این برنامه را بر اساس اعتماد به مدرسه نوشتیم چون اگر این اعتماد را بگیرید، همه چیز تعطیل می‌شود.

بوم یا برنامه ویژه مدرسه یعنی اینکه مدیریت مدرسه، شورای مدرسه و معلمان مدرسه اجازه دارند و می‌توانند برای زمان معینی از آموزش رسمی مدرسه، خودشان موضوع و محتوا ارائه دهند و معلم انتخاب کنند همچنین مواد آموزشی تولید کنند، آموزش دهند، ارزشیابی کنند، کارنامه ارائه دهند و به طور کامل یک برنامه درسی را طراحی و اجرا کنند.

مدرسه ای که اختیار برنامه ریزی در مورد آموزش آنلاین ندارد چه باید نامش را بگذاریم ؟

یا باید حرف هایشان را پس بگیرند و یا واقعا عمل کنند !

وزارت آموزش و پرورش با دیکته کردن شبکه شاد و زیر پاگذاشتن هویت و بلوغ مدرسه شعور مدارس و معلمان و ذی نفعان آموزش را به سخره گرفته است. »

پرسش « صدای معلم » از معاون آموزش متوسطه شهر تهران آن است زمانی که مدرسه حتی در چارچوب " آیین نامه اجرایی مدارس " اختیار برگزاری آزمون مطابق وظایف و اختیارات " شورای مدرسه " را ندارد ؛ این گونه اظهارات چه شان و جایگاهی می تواند داشته باشد ؟

آیا عملکرد اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران در قضیه کرونا و نوع رفتار و برخوردهای متناقض و متعارض با جایگاه مدرسه منطقی و قابل دفاع است ؟

چرا مسئولان چیزی را می گویند که در عمل باور و اعتقادی به آن ندارند ؟

پایان گزارش/


آیا عملکرد معاونت آموزش متوسطه اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران تناسب و نسبتی با برنامه ویژه مدرسه ( بوم ) داشته است

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

نظرسنجی

آیا با تصاحب صندوق ذخیره فرهنگیان توسط دولت ( هر دولتی ) موافق هستید ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور