صدای معلم

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ دوشنبه 3 تیرماه نشست نشست « مدرسه؛ آنچه هست، آنچه نیست» در " موسسه رحمان " با سخنرانی " دکتر مصطفی قادری " و " دکتر شهین ایروانی " و حضور علاقه مندان و برخی رسانه ها مانند خبرگزاری تسنیم و باشگاه خبرنگاران جوان برگزار گردید .

در این نشست که بیش از 3 ساعت به طول انجامید این دو استاد دانشگاه به ارائه دیدگاه های خود پرداخته و حدود 1 ساعت به پرسش های حاضران در قالب گفت و گو پاسخ دادند .

کارشناس مجری ، دکتر سمیه فریدونی در بخشی به انتقاد از عملکرد وزارت آموزش و پرورش در مورد " مدارس محیط زیست " پرداخت و خواهان توضیح مسئولان مربوطه در این زمینه گردید .

در این بخش ، متن کامل سخنان دکتر مصطفی قادری تقدیم شما می شود .

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

نقدی بر برنامه های وزرای پیشنهادی آموزش و پرورش  عموم برنامه هایی که کاندیداهای وزارت آموزش و پرورش در چند سال اخیر ارائه کرده اند، یادآور انشایی تخیلی توسط دانش آموزی زیرک برای دریافت نمره وجبی از معلمی بی حوصله بوده است.

افق های رنگین، دورنماهای تخیلی، مدینه های فاضله، جایگاه زن، معیشت معلم، پژوهشگری، خلاقیت، تفکر آزاد و ... همه و همه در قالب عبارت های کلی، مبهم و غیرقابل سنجش درکنار هم چیده می شوند تا هم خلایی به نام «برنامه» پر شده باشد هم نمایندگانی که در لابی های راهروهای مجلس و توافقات پس و ییش پرده، کوپن رضایت و دستلاف حمایت، دریافت می کنند، سخنانی مجلس پسند برای دفاع از وزیر  پیشنهادی داشته باشند.

 دراین دست چکامه ها تلاش می شود تا در سایه آسودگی خاطری که فقدان سامانه ارزیاب به کاندیداها می دهد، با خلق آهنگ های متنوع، سلایق مخاطبان مختلف، اشباع شوند و برای هرطیفی، ارمغانی و سوغاتی خوش منظر در پوشش واژگان و عبارات دلنشین، ارائه گردد. آنچه دراین برنامه ها به اشتراک گذاشته می شود، غالبا به افعالی با وجه مصدری (درساخت یا مفهوم)، مختوم می شود که نهاد مشخصی ندارند. (باید بشود، لازم است افزایش یابد، ضرورت دارد ارتقا پیداکند، بایستی تغییرکند و ... ) حالا چه کسی، کی ، کجا و چگونه باید این امور را عملی کند، الله اعلم. گویی فعل های این قبیل گویه ها در صیغه ی آرزوکردن، صرف می شوند و آرزو هم از حیث مبانی حقوقی، جرم به شمار نمی آید. وقتی هم دوران وزارت شخص مورد نظر خاتمه یافت، ایشان می رود تا در سایه بندهایی که در دوران صدارت به قدر استطاعت گره زده است ، بر سر سفره موروثی قدرت، جایی تازه بیابد. نه پرسشی، نه بررسی عملکردی و نه ...

 بارها دیده و شنیده ایم که افرادی برای دانشجویان، رساله هایی تالیف می کنند که سد سدید هر دفاعی را به راحتی درهم می شکند.  دیدن برنامه های یکپارچه یا چهل تکه کاندیداهای سال های اخیر وزارت یتیم و کثیر المتولی آموزش و پرورش که هیچ ابزار، اراده یا قاعده ای برای سنجش تحقق یا عدم تحقق آنها وجود ندارد، ناخودآگاه این احتمال را به ذهن متبادر می کند که شاید به برکت کارآفرینی خلاقانه ای که زاییده همان هنر ما ایرانیان است، نوشتن برنامه برای وزرای پیشنهادی نیز در زمره مشاغل جدید قرارگرفته باشد. البته در این آفرینش خلاقانه که در آن عقل و عشق، عرفان و فلسفه و چپ و راست به اعجاز چشم اندازهای مشترک و فریبا درکنار هم قرار می گیرند، سهم عزیزانی که پاشنه اراده مبارکشان برای صید منصب و شکار جایگاه، کشیده شده، انکارناپذیر است. هرچند این بندگان خدا فقط به جبر تکلیف و به عشق خدمت!!!، نابرده گنج، رنج را درآغوش می کشند.
 لطفا اهل فن (البته آنهایی که شکمی را برای سفره پیش رو صابون نزده اند) بفرمایند که این چشم اندازها و عبارت های نگارین و ویترینی، برنامه است یا  انشا؟ راهکارهای تحقق این ایده آل ها چیست ؟ معیار سنجش تحقق  یا عدم تحقق آنها چیست و چه سامانه ای برای این کار وجود دارد؟ آیا بستر سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مالی مناسبی برای عملی شدن آنها وجود دارد؟
 آموزش و پرورش به کارگاهی بدل شده است که فاقد قابلیت لازم برای تولید و تربیت «شهروندان توانمند و جامعه پذیر» است. نهادی که باید خاستگاه و بسترساز تحولات پایدار و توسعه های بنیادین فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و ... باشد، چنان درخماخم خمودی، روزمرگی و استیصال فرورفته وآنگونه در لجه ی بیماری سیاست زدگی گرفتار شده است که خود بیش از هر مظلوم دیگری به فریادرس نیاز دارد.


پزشکی که باشد به تن، دردمند
ز بیمار کی بازدارد گزند؟

نقدی بر برنامه های وزرای پیشنهادی آموزش و پرورش

درد این نهاد محتضر، تغییر وزیر، ساختن مدرسه، تالیف انشای آرزوها، دست به دست شدن بین جناح های قدرت، عشوه های کلامی و ... نیست. این همه مدعی سینه چاک از سرزمین موعود اصولگرایی و اصلاح طلبی، زنار زرین وزارت بر کمر بستند و شعار تحول دادند. کجاست آن شاهد مطلوبی که در آشفتگی موجود، زنده به گور شده است؟
 مرض مزمن و زخم ناسور این تن تبدار و جسم فرتوت، «غلبه نگرش های نادرست» و استیلای «نگاه ابزاری» برآن است.

آموزش و پرورش در گروگان️ اندیشه هایی است که توسعه انسانی را درک نمی کنند و با ماهیت پیچیده و پروسه ظریف و زمانبرآن بیگانه اند. اسیر پنجه های پولادین پاشنه کشیدگان قدرتی است که به خاطر دلخواسته های شخصی و جناحی، به جای باده ی نوشین منافع ملی، شوکران تزویر در جام و کام ملت می ریزند.
 آیا کاندیدای جدید وزارت برای رهایی این گروگان، راهکاری دارد یا غرض ایشان هم ... ؟

گروه آموزگاران اندیشمند

نقدی بر برنامه های وزرای پیشنهادی آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

ادامه تحصیل فرهنگیان و اعمال مدرک تحصیلی معلمان و آموزش ضمن خدمت

کشور ایران با گستردگی سیمای روستایی و محرومیت آموزش و پرورش در این مناطق ، هرگز نخواهد توانست به توسعه یافتگی نظام آموزشی دست یابد. ما حق نداریم حضور نیروهای متخصص را از روستاهای خود دریغ داریم ، برای مقابله با عوامل بازدارندۀ این کار ، می بایست امتیازات رفاهی ویژه ای برای این فرهنگیان فراهم سازیم . متأسفانه چون همیشه برای تخفیف از بودجۀ دولت و آموزش و پرورش ، قرار است طرح 2+2 به آموزش و پرورش مناطق روستایی تزریق گردد. فراموش نکنیم که 5 و یا 10 سال دیگر همین معلمان دیپلم روستایی قرار است کلاس های درس مدارس شهری را برعهده بگیرند. تجربه وقتی ارزشمند است که با دانش تکمیل گردد. امروز به فاصلۀ 35 روز شاهد تناقضی آشکار ما بین دو تصمیم هستیم . گفته های متناقض ، موجب سردرگمی و بلاتکلیفی افراد اعم از شاغل و یا جویای کار می شود.
و اما تطبیق دو گفته :

"حسن لطفی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در باره مصوبه روز گذشته این کمیسیون برای حل مشکل ادامه تحصیل فرهنگیان اظهار کرد:‌ دولت قبلا در قانون مدیریت خدمات کشاورزی بحث ادامه تحصیل را محدود کرده بود اما ارتقای مدرک تحصیلی برای کارمندان دولت به ویژه فرهنگیان یک نیاز اساسی است.
وی افزود: از آنجا که مجموعه آموزش‌ و پرورش و فرهنگیان نیاز اساسی دارند تا دائم اطلاعات خود را به روز کرده ، مطالعه و تحقیق داشته باشند بنا بر این ضروری است مدرک آنها ارتقا یافته و دوره‌های بازآموزی داشته باشند به ویژه محدودیت فرهنگیان در این رابطه باعث کاهش کیفیت آموزش در مدارس می‌شود. لذا اِعمال محدودیت در این رابطه را حذف کردند البته این مسئله فعلاً در کمیسیون اجتماعی مصوب شده است و بعدا باید در صحن علنی مجلس مطرح و تصویب شود. ادامه تحصیل و اِعمال مدرک تحصیلی مشمول تمام کارمندان دولت می‌شود ، دولت بار مالی اِعمال مدارک تحصیلی کارمندان را تأمین خواهد کرد. ‌مقرّر شد یک تبصره به ماده 66 قانون مدیریت خدمات کشوری اضافه شود تا احتساب امتیاز مربوط به حقوق مدرک تحصیلی مرتبط با شغل و پست مورد تصدی کارمند که حین خدمت توسط کارمندان با رعایت ضوابط ماده 61 قانون اخذ می شود تنها به یک مقطع تحصیلی محدود نشود و در صورت نیاز دستگاه برای هر مقطع قابل محاسبه باشد.
بحث ادامه تحصیل مصوبه شورای عالی اداری است و همه دستگاه‌های اجرایی موظف به اجرا هستند و به همین دلیل نپذیرفتند که آموزش و پرورش مستثنی باشد. با توجه به اینکه حداقل مدرک تحصیلی برای استخدام در تمام دستگاه‌ها لیسانس است ، مدرک تحصیلی اول برای آموزش و پرورش را لیسانس در نظر بگیرند، یعنی اگر معلمی مدرک فوق‌دیپلم داشته و لیسانس گرفته و پس از آن فوق‌ لیسانس گرفته است، مدرک فوق ‌لیسانس محاسبه شود.این پیشنهاد در سازمان امور اداری و استخدامی در حال بررسی است و وزیر آموزش و پرورش هم پیگیر آن است که امیدواریم مشکل فرهنگیان از این بابت حل شود."

در یادداشت قبلی خود با نام " فوتبال ؛ رتبه بندی معلمان و استمرار ورشکستگی آموزش و پرورش " ؟! به طرح 2+2 ، ایراد گرفته بودم که در صورت علاقه مندی ، تحلیل همین طرح را می توانید در آن یادداشت مطالعه نمائید. هماهنگی در یک سازمان و مابین سازمان های مربوطه از ویژگی های مهم و مؤثر بر موفقیت آن سازمان است.

طرح 2+ 2 به نقل از چهاربند رئیس ( سابق ) مرکز منابع انسانی آموزش و پرورش :

" چهاربند رئیس مرکز منابع انسانی آموزش و پرورش در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران جوان خبر داد : طرحی در نظر گرفتیم که بر اساس آن دانش ‌آموزان پس از اخذ دیپلم به فعالیت در آموزش و پرورش بپردازند. برای مناطق محروم که بیشترین میزان کمبود نیرو را دارند جذب از دوره کارشناسی موفق نبود، همچنین طرح تعهد دبیری هم به دلیل چهار ساله بودن فرآیندی دیر بازده است، بنابراین باید از روش‌های دیگری بهره بگیریم.
در نظر داریم از طرح 2+2 استفاده کنیم که بر اساس آن از خروجی دیپلم بهره گرفته و افراد را پس از گذراندن یک دوره 2 ساله فارغ التحصیل می‌کنیم تا امکان فعالیت در حرفه معلمی را داشته باشند بعد از این دوره مجددا دوره 2 ساله ‌ای برای آن‌ها در نظر می‌ گیریم که به منزله کارشناسی ناپیوسته محسوب می‌شود در واقع روند اجرای این طرح مانند فارغ‌ التحصیلان دوره کاردانی به کارشناسی خواهد بود.
چهاربند با بیان این که دوره 2 ساله دوم برای معلمانی که از این طریق جذب می‌شوند بعد از سه الی پنج سال اشتغال به حرفه معلمی خواهد بود، گفت: از طریق این فرآیند کمبود نیروی انسانی در مناطق محروم سریع ‌تر رفع می شود. درباره ضمانت اجرایی این طرح ، اکنون دانشگاه فرهنگیان برای اجرای چنین طرحی اعلام آمادگی کرده است و آموزش و پرورش هم در حال رایزنی بوده تا از این طریق استخدام نیروی انسانی را در دستور کار قرار دهیم . "

تحصیل و یا ادامۀ تحصیل سیری است طبیعی ، مطلوب ، ضروری و اجتناب ناپذیر برای زندگی به سرعت نور امروز . برخی از شاغلین در شرایط معمول زندگی گذشته خود بنا به نان آور خانه بودن ، بیماری و یا فوت والدین و برعهده گرفتن سرپرستی خواهران و برادران خود و یا فقر و ازدواج و اشتغال زودهنگام و...... نتوانسته اند به ادامۀ تحصیل موفق شوند و امروز شرایط زندگی و شغلی آنها ، برای این هدف ، مساعد است ، ما حق نداریم مسیر حقیقت جویی را بر روی آنان مسدود سازیم. آموزش و یا ادامۀ تحصیل از اولین و اساسی ترین حقوق مدنی و شهروندی هر انسانی خصوصا افراد شاغل توانمند و با اراده و داوطلب رسیدن به موقعیت اجتماعی ممتاز می باشد.

ادامه تحصیل فرهنگیان و اعمال مدرک تحصیلی معلمان و آموزش ضمن خدمت

چند نکته در مورد این دو طرح و مصوبه :
1 - تناقضی آشکار بین مصوبۀ کمیسیون اجتماعی مجلس در جذب معلمان لیسانس با رئیس سابق مرکز منابع انسانی آموزش و پرورش در اجرای طرح 2+2 و جذب معلمان دیپلم در مناطق روستایی وجود دارد.
ما حق نداریم شاخص سطح سواد معلمان را در مناطق شهری و روستایی ، متفاوت از هم تعیین کنیم ، چون دانش آموزان هر دو فردا از شاغلان همین جامعه هستند و هر دو بر سطح فرهنگ و کیفیت اشتغال اثر می گذارند. این نوعی تبعیض نارواست. مناطق محروم ، بدین طریق از امکانات و فضای آموزشی مناسب و همچنین از سطح بالای دانش معلم محروم خواهند ماند. نباید فراموش کنیم که تجربه و سطح دانش هر دو باعث تسریع امور می شوند ، اما برای افراد تازه استخدام شده ، چون تجربۀ عملی ندارند ، حداقل باید مدرک مناسبی برای انجام شرح وظایف خود داشته باشند و گرنه کیفیت قربانی کمیت خواهد شد و جامعه به توسعه یافتگی نخواهد رسید. ما حق نداریم برای رسیدن به توسعه یافتگی در هر جنبه ای ، مناطق شهری را برجسته سازیم و مناطق روستایی و محروم را محروم تر نگه داریم . اگر نگرش ما در هر بُعدی به این دو منطقه همسطح نیست ، حداقل باید متوازن و متناسب هم باشد. اگر به مناطق روستایی کشورهای پیشرفته بنگرید آنها دهکده های کوچک و بزرگی هستند که از حد مقبولی از امکانات زندگی شهری برخوردارند و حتی در این کشورها ما مهاجرت برگشتی داریم ، اما به دلیل دوگانگی در سیاست و نگاه ما ، مناطق روستایی در فقر و محرومیت غوطه ورند. طبیعی است که برای ایجاد رغبت جهت انجام فعالیت شاغلان با مدارک بالاتر در مناطق محروم ، همانند دیگر کشورها می بایست امتیازات ویژه ای قائل شوید، لذا نمی توانید رفع تکلیف کنید و بگوئید : چون لیسانسیه ها برای انجام خدمت در مناطق روستایی راغب نیستند پس تصمیم گرفتیم تا دانش آموزان تازه دیپلم گرفته را به این مناطق بفرستیم. ببینید پزشکان برای اجرای طرح مناطق محروم چگونه راغب و یا مجبور می شوند ، شما هم همانطور عمل نمائید.

2 - همزمان با فراهم ساختن امکان ادامۀ تحصیل برای سایر شاغلین ، فراموش کردن فرهنگیان ، ضرر بزرگی بر جامعه است. هر شاغلی اعم از ردۀ پایین و یا بالای سلسله مراتب شغلی ، مکلف به روز رسانی دانش خود چه به صورت فردی و چه به صورت ضرورت سازمانی ، می باشد. کارگر هم به اندازۀ نیاز یک مهندس و یا مدیر عامل شرکتی به آموزش ضمن خدمت و تکمیل سواد خود نیازمند است ، چون علم و دانش و تکنولوژی هر دائم در حال تغییر و تکامل هست و به فنون و مهارت های جدیدی نیاز دارد. دانش دیروز ابزار مناسبی برای همراهی و یا تسلط بر یافته های جدید علمی نیست.

3 - محدودیت در ادامۀ تحصیل فرهنگیان ، ضرورت پویایی واحدی به نام " آموزش ضمن خدمت " را می طلبد که تاکنون قابلیت و موفقیت لازم در این مهم را نداشته است. " آموزش ضمن خدمت" در وزارت آموزش و پرورش ، همیشه یک اختیار و یا اجبار تک سویه برای وزارتخانه بوده است با شرط گذاری افزایش امتیاز در دخالت مثبت بر امر ارزشیابی ، رتبه بندی و یا گزینش معلم نمونه و...... بیشتر یک تهدید آبرومند بوده تا یک نیاز جذاب و با ارزش .

4 - وجود قوانین ناپایدار و مقطعی در آموزش و پرورش ، باعث بهره مندی عده ای و محرومیت گروهی دیگر می گردد. از دهۀ 80 تاکنون ما موارد بسیاری برای این نوع تبعیض های آشکار داریم :
بازنشستگی زودتر از موعد با محاسبۀ 5 سال خدمت اضافی و پرداخت حقوق 5 سال خدمت انجام نیافته برای مشمولین و استفاده کنندگان طرح.
برخورداری ایثارگران از یک مدرک بالاتر.
جذب و استخدام آموزش دهندگان نهضت سواد آموزی و یا حق التدریس ها و.....
وجود امکان ادامه تحصیل فرهنگیان.
و......... طرح هایی لازم اما موقتی بوده اند.

5 - واقعیت تبعیض و یا احساس وجود تبعیض از عوامل ویرانگر انگیزه و رغبت فرد شاغل محسوب می شود و از میزان رضایت شغلی می کاهد و بر کیفیت انجام کار افراد تأثیر مستقیم می گذارد ، نارضایتی فرد شاغل قابل انتقال و تعمیم به دیگر افراد و کل جامعه است.

6 - شاید آموزش و پرورش ، تنها حیطه ای است که به هدایت افکار سیاست گذاران ، بی نیاز است. آموزش و پرورش و یا تعلیم و تربیت ، مقوله ای چندوجهی ، حساس ، استراتژیک برای رشد و توسعۀ اقتصادی – اجتماعی است. همۀ نظام ها در هر جامعه ای میوه و نتیجۀ درخت آموزش و پرورشند. هر چقدر این درخت در شرایط مساعد آب و هوایی و با دریافت نور و آب و کود و خاک مناسب ، رشد کند ، به همان اندازه ، میوه ای سالم و آبدار و درشت خواهیم داشت. ما چون درک مشترکی از آموزش و پرورش نداریم و عملکردمان در جهت تخالف با اهداف واقعی آن در حرکت است ، لذا چاره ای به جز تمثیل و تشبیه نیست .

7 - تسهیل امکان ادامۀ تحصیل فرهنگیان و بالاخص معلمان ، یک ضرورت حیاتی است و مصوب امروز کمیسیون اجتماعی مجلس جای تحسین ندارد بلکه عدم اجرای آن تاکنون و یا بعد این جای مذمت و نکوهش دارد ، که بیانگر کوتاهی و بی اعتنایی کمیسیون های مرتبط و مختلف مجلس در اجرای این مهم است.

امروز ما برای ایجاد تحول اساسی در کیفیت آموزش و پرورش نیاز مبرم به اجرای مواردی داریم که تاکنون در این خصوص ، بی اعتنا بوده ایم :

الف ) فراهم ساختن امکان ادامۀ تحصیل فرهنگیان همانند تمامی شاغلین دیگر تا حدی که توانایی و میل به آن را دارند.

ادامه تحصیل فرهنگیان و اعمال مدرک تحصیلی معلمان و آموزش ضمن خدمت

ب ) محل تحصیل فرهنگیان ، دانشگاه های معتبر باشد و گرنه دریافت مدرک در هر شرایط و با هر امکان زیرزمینی ، نتیجه ای مورد انتظار برای کلاس های درسی را فراهم نخواهد ساخت. خصوصا دانشگاه فرهنگیان در اجرای این رسالت ، ناتوانی های مشهود و آشکاری دارد و تحصیل فرهنگیان لیسانس به بالا در آن هدر دادن سرمایه ، انرژی و زمان است ، هر چند برای تربیت لیسانسیه ها نیز جای تردید هست.

ج) تمرکز در رشته هایی خاص برای جذب فرهنگیان از دیگر مشکلات بعدی وزارتخانه خواهد بود. سعی کنید عدالت را در پراکندگی رشته های گوناگون مدنظر داشته باشید و گرنه مشابه بحران فراوانی دبیران لیسانس در رشته های ادبیات و معارف و کمبود در رشته های علوم را که در مدارس شاهد هستیم ، در اینجا نیز خواهیم داشت .

د) همسطح سازی حقوق فرهنگیان با مدارک بالاتر از لیسانس همانند شاغلان سایر وزارتخانه ها . حقوق این افراد می بایست تا حدی باشد که دیگر به شغل دوم و یا تدریس خصوصی و تدریس در آموزشگاه های کنکور و....... نیندیشند ، یعنی تأمین در حد کفایت.

ه) فراهم ساختن امکان سفر خارجی برای این همکاران در فصل تابستان ، جهت آگاهی از تجارب کشورهای برتر آموزشی . آنان افرادی هستند که به زبان خارجی و دانش روز برای برقراری ارتباط مفید و ارزنده مسلط هستند. آنان سفیران انتقال تجربه های قابل اجرا در بین فرهنگیان خواهند بود. یعنی ما مثلا 3000 معلم تا حد دکتری و فوق لیسانس آموزش و پرورش را چشم مسلح برای انتقال مشاهدات عینی تجارب نو و پویای این کشورها در بین همکاران سراسر کشور خواهیم داشت.سفر این افراد اگر خوب برنامه ریزی شود از سفر مسئولان به خارج ، پرنتیجه تر خواهد بود.

و) در فصولی که کلاس درس نیست ، امکان سفرهای داخلی به استانهای مختلف برای این افراد جهت تبادل افکار و انتقال تجارب همکاران سراسر کشور فراهم باشد. گاه برخی استانها و مراکز و مناطق ، به طور ویژه چنان رویه ای را اتخاذ می کنند که بر کمیت و کیفیت آموزشی اثرات مفیدی می گذارد و ما از نحوۀ اجرای آنها ، بی خبریم.

ز) برای ایجاد انگیزه بیشتر و بهتر ، فرهنگیان با مدارک تحصیلی بالاتر از امکانات رفاهی که اساتید دانشگاه برخوردارند ، نیز بهره مند شوند. ما برای جذب بیشتر معلمان جهت ادامۀ تحصیل ، به وجود تسهیلاتی جذاب و ممتاز نیازمندیم. البته بهتر است در این خصوص فقط مقلّدی از نوع و محتوای سیاست های رفاهی در حال اجرای دانشگاه ها نباشیم و دست به خلاقیت و تنوع بزنیم.

در غیر وجود این چند شرط و با تجربه ای که امروز این افراد از بی اعتنایی و نامهربانی مسئولان وزارت آموزش و پرورش و نمایندگان مجلس و حتی دولت ، تاکنون داشته اند و با توجه به تناقض گفته های دو مسئول ، یکی در مجلس و دیگری از تنۀ وزارت آموزش و پرورش ، امیدی به ایجاد اعتماد و همراهی فرهنگیان با مردان سیاست نیست. آنان گفته و تضاد در گفته ها را بسیار شنیده اند و امروز نیازمند عمل همسوی شما هستند. به یاد داشته باشیم که نحوۀ تصمیم گیری و اجرای هر نوع سیاستی ، نباید به ایجاد شکافی آشکار مابین شرایط شغلی افراد در درجات متفاوت باشد ، و گرنه به آغاز و شدت تبعیضی دیگر ، منجر خواهد شد. اگر قرار است این شرایط فراهم گردد ، مسیر برای همه فرهنگیان در مناطق گوناگون می بایست بالسویه باشد.

انتظار دارم فرهنگیان بزرگوار با مدارک تحصیلی بالاتر از لیسانس ، خواسته ها و نیازهای ضروری مدنظر خویش را در ادامۀ این یادداشت مرقوم دارند. هر چند که مسئولان به همۀ موارد واقف هستند اما یک جمع بندی کلی از شرایطی که دارید و به شرایطی که می خواهید برسید، لازم است. یعنی معدلی از شرایط موجود و مطلوب و ایده آل . امید که نومیدی از سیاست های آموزش و پرورش ، شما همکاران ارجمند را در غلاف بی تفاوتی و بی اعتنایی ، محصور نسازد ، چون مسئولان ما به زیاد گفتن منتقدین برای یادآوری عملکردهای خود نیاز دارند و عادت کرده اند.

برای جمع بندی بیشتر توصیه می کنم یادداشت : " بلاتکلیفی فرهنگیان با تحصیلات بالاتر از لیسانس در آموزش و پرورش ؛ اگر از ادامه تحصیل معلمان حمایت نمی کنید چرا شرایط ادامه تحصیل آنان را فراهم می سازید ؟! " را نیز مطالعه نمائید.


1) پایگاه خبری 598 - کد خبر: ۴۵۸۱۳۷ - ۰۳ تير ۱۳۹۸ .
2) کد خبر : ۶۵۳۶۸۶۹ . باشگاه خبرنگاران جوان . ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">

ادامه تحصیل فرهنگیان و اعمال مدرک تحصیلی معلمان و آموزش ضمن خدمت

منتشرشده در یادداشت

تحول در جامعه ایرانی و عاملیت متورم یا متوهم

شاید جالب باشد از حسی بگویم که اغلب به هنگام آمدن به خارج از کشور، در مقایسه با ایران، به من دست میدهد. این احساس چنین است که آدم در خارج متمایل می شود کارهای کوچکی انجام دهد و احساس رضایت هم داشته باشد. اما در ایران فرد در پی آن است که کارهای بزرگ، خیلی بزرگ، انجام دهد. به طور مثال، افراد در پی آنند که کل نظام کشور را عوض کنند یا کل نظام آموزش و پرورش یا دانشگاه را دگرگون کنند و کمتر از اینها را در شأن خود نمی‌بینند.

دو دیگر این که احساس نارضایی هم به نحوی همه گیر است. شاید هم به خاطر همین خصایص است که سرانجام هیچ تحولی هم رخ نمی دهد.

به زبان عاملیت می توان گفت که در ایران شاهد عاملیت متورم یا متوهم هستیم. البته شرایط عدم ثبات اوضاع هم بی ارتباط به این قضیه نیست. اما در هر حال، این که هر کسی سخت بلندپرواز است و هیچ کس و هیچ وضعی را قبول ندارد، نکته قابل تاملی است و ممکن است خود، عامل مهمی در عدم تحول و حتی احساس یاس و به دنبال آن، بی عملی، باشد .

کانال دکتر خسرو باقری

تحول در جامعه ایرانی و عاملیت متورم یا متوهم

منتشرشده در یادداشت
پنج شنبه, 06 تیر 1398 03:54

چه حدّی تلخکامی را تحمّل

شعری برای تلخکامی و تحریم

چه علت جنگ و خونریزی بلایا
ز هر گوشه زمین ، شاهد هویدا

زمان را ،خوب بنگر در مکانی
عدالت رو فراموشی چه دانی

چه میزانی مشخص نیست جانا
عدالت هر مکانی ، بسته ، بینا

چه قانونی چه تحریمی خدایا
جوانمردی به این حد در بلایا

به خاطر فهمِ ناقص مردمانی
توافق نامه ، پیمان لا جهانی

سیاسی رهبران را فکرهایی
چه باشد منع رشد علمی جهانی

انرژی هسته ای را یادمانی
که در خدمت بشر باشد جهانی

عدالت اجتماعی آن زمانی
جهانی می شود صلحی بقایی

چه قانونی حقوقی این بشر را
که آزادی نباشد در جهان ها

چه افرادی که له در زیر پاها
فشارِ اقتصادی خلق غوغا

تورم بیش رؤیت در جهانی
به سختی آزمونی در بلایی

چه آشوبی گلوگیری جهان را
کشاکش بین دولت ها هویدا

خدا داند که تحریم اقتصادی
کمرها خم کند خم کرده باری

خدا داند نظر کن خود به عالَم
زمینی را تحمّل درد نالم

زمینی سرخ کرده ، صورتش را
به سیلی های پی در پی خدایا

چه حدّی تلخکامی را تحمّل
چو بیند زرق با برقی تجمّل

چه دنیایی چه زرقی برق جانا
تعلّق جیفه دنیایی مهیّا

چه دورانی تمدّن های دنیا
به کاذب دنیوی کردند خوشی ها

چه حاصل الغرض مقصود حاصل
که هر کس رو ترقّی کسب فاضل

لباسی آن کسی را ارزشی هان
که پوشد جامه تقوا را مسلمان


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شعری برای تلخکامی و تحریم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

چهارشنبه 5 تیر دومین جشنواره ملی دوسالانه کتاب اولیا و مربیان در دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران برگزار شد.

مطابق معمول در نشست های اداری مراسم با بیش از 15 دقیقه تاخیر آغاز گردید .

در ادامه کیومرث جهانگردی دبیر علمی دومین جشنواره ملی دوسالانه کتاب اولیا و مربیان و نورعلی عباسپور مدیرکل دفتر انجمن اولیا و مربیان  وزارت آموزش و پرورش به ارائه دیدگاه های خویش پرداختند .

در ادامه سرودی زیبا توسط دانش آموزان منتخب آموزش و پرورش منطقه 17 تهران اجرا گردید .

« سیدجواد حسینی » سرپرست وزارت آموزش و پرورش ساعت 20 / 16 با تشریفات خاص وارد سالن گردید . با وجود آن که روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش ساعت شروع مراسم را 15 اعلام کرده بود  اما کمی پیش از ورود سرپرست وزارت آموزش و پرورش وارد سالن گردید .

یکی از افرادی که به عنوان کارشناس از مناطق مختلف تهران در این جشنواره حضور پیدا کرده بود به صدای معلم در مورد انگیزه شرکت اش در این مراسم گفت که به ازای شرکت در این جشنواره 2 امتیاز به ارزشیابی آن ها تعلق می گیرد .

در پایان جوایزی به برندگان اثرات و ناشران برگزیده تعلق گرفت .

نکته حائز اهمیت ، غیبت اکثریت رسانه ها و خبرنگاران در این جشنواره بود .

یکی از مسئولان روابط عمومی به صدای معلم گفت که می تواند در پایان مراسم مصاحبه ای از سرپرست وزارت آموزش و پرورش بگیرد .

بر این اساس صدای معلم خود را به آقای حسینی رسانده و درخواست طرح پرسش نمود .

سرپرست وزارت آموزش و پرورش بدون هیچ گونه پاسخ و یا عکس العملی سوار اتومبیل شده و محل را ترک کرد .

پیش از این سرپرست وزارت آموزش و پرورش اعلام کرده بود : باید اعضای شورای معاونین، مدیران کل ستادی و استانی، مدیران مناطق و نواحی به‌طور روزانه و مدت ده دقیقه با مدیران مدارس، معلمان، دانش آموزان و اولیا به‌صورت تلفنی تماس بگیرند . ( این جا )

متن کامل سخنان « سیدجواد حسینی » را می خوانید .

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

نظرسنجی

سند تحول بنیادین در نسخه فعلی تا چه میزان در حل چالش های آموزش و پرورش ایران موثر است ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور