صدای معلم
پنج شنبه, 06 تیر 1398 03:33

تبعیض در مدارس اصفهان

اصفهان

منتشرشده در نامه های دریافتی

کارکرد مدرسه و نظام آموزشی و آموخته های دانش آموزان از معلمان

در روزگار کنونی؛ اوضاع جهان، سبک زندگی و نیازهای انسان به سرعت سرسام آوری هر روز در حال دگرگونی ست. شرایط اقلیمی، وضعیت زیستگاهها، منابع انرژی، زنجیره ها و شبکه های غذایی، توازن جمعیت جانداران در اکوسیستم های مختلف،  توازن جمعیت شهری و روستایی، تعاملات میان ملل و مبادلات علمی و فرهنگی در میان مردمان محلی و منطقه ای و جهانی و تحولات شگرف در حوزهٔ فنآوری و صنعت و ... در طول چند دهه اخیر، بارها و بارها و بدون وقفه دستخوش تغییر شده و هر روز شاهد ظهور ابزار نو، محصول تازه و سبک زندگی جدید در محل زندگی خود هستیم.
لذا همه ملت ها و همچنان ما، به شدت نیازمند توجه به حوزهٔ آموزش و بروز سازی محتوای آموزشی و ایجاد چشم اندازی از نگرش ها و مهارتهای متنوع و تغییر پذیر و کمال یابنده در بستر آموزش و پرورش هستیم تا توان مقابله و سازگاری خود را با پیامدهای این همه ناپایداری ارتقاء بخشیم و در این تنازع همه جانبه، ریشه دار و سرفراز بمانیم. اما متأسفانه آنچه در حال وقوع در بستر آموزش و پرورش است، کاملاً مغایر با انتظارات و احتیاجات و ملزومات زندگی نسل کنونی و نیروی کار آینده بوده و ما نه تنها نتوانسته ایم توان و توجه خود به آموزش و پرورش را در حد چهل سال پیش حفظ کنیم، بلکه به طرز عجیبی از مسیر راستین آن دور شده و دچار عقب گرد شده ایم .
مدارس مان فرسوده و تهی از امکانات آموزشی شده اند. کارگاهها و آزمایشگاههای نیم بند به کلی از صحنه مدارس محو و حذف شده اند. کتب درسی بی محتوا و بی مایه شده اند. معلمان، فقیر و فقیرتر شده اند. کلاسها مملو از دانش آموز شده اند. کمبود معلم به مرز بحران رسیده است. کمبود مدرسه و کمبود معلم، مدارس بعد از ظهری را به وجود آورده است که زمان مناسبی برای آموزش و یادگیری نیست. جای کسری نیروی آموزشی در مدارس بعد از ظهری را معلمان خسته و پریشان پر کرده اند. ... با این وضع، در مدارس امروزی ما، واقعاً شاگردان از معلمان چه می آموزند؟
در کلاسهای پر جمعیت - که صحنه تنش و نزاع و گله و شکایت دانش آموزان است- معلم چه نقشی می تواند داشته باشد؟ آیا جز این است که در چنین کلاسهایی نقش معلم نیز خود به خود عوض می شود و او، ناخواسته از جایگاه آموزگاری به جایگاه پاسبان و قاضی نقل مکان می کند. پس، آموزشی در کار نخواهد بود و تمام اتفاقات کلاس، بر هم زنندهٔ تمرکز و ویران کنندهٔ فرایند یادگیری و بر علیه دانش آموزان خواهد بود.

کارکرد مدرسه و نظام آموزشی و آموخته های دانش آموزان از معلمان

از آنجایی که به دلیل کمبود شدید نیروی آموزشی و همچنین کمبود فضای آموزشی، عملا امکان تعدیل تراکم کلاسی دانش آموز در مدارس دولتی تا عدد معقول وجود ندارد و امیدی به کم شدن تعداد دانش آموزان کلاسهای پر جمعیت نیست، تنها اتفاقی که می افتد، هدایت برخی از دانش آموزان به مدارس غیر دولتی است که اغلب آن مدارس نیز از یک سو از مکان و فضای استاندارد برخوردار نیستند و از سوی دیگر بنا به ملاحظات اقتصادی، نیروی آموزشی تعلیم دیده و مجرب و متخصص را بعنوان آموزگار به کار نمی گیرند. پس نتیجهٔ آموزش در کلاسهای کم جمعیت مدارس غیر دولتی نیز بهتر از نتیجهٔ آموزش در کلاسهای پر جمعیت و فاقد امکانات مدارس دولتی نخواهد بود.اما علاوه بر آنچه گفته شد و گفته نشد، مسأله بدتر و مشمئز کننده تری نیز وجود دارد؛ نظام ارزشیابی در این سیستم معیوب به شدت نامنصفانه عمل می کند و عملاً به حیف و میل منابع مادی و معنوی می پردازد. تا جایی که تمام کارهای انجام شده در قالب امتحان و ارزشیابی تحصیلی از برگزاری آزمون تا تصحیح برگه های امتحانی و ثبت نمرات در لیستهای مربوطه و صدور کارنامه تحصیلی، همه و همه، اقداماتی صوری و نمایشی بوده و در نهایت، خوانده و نخوانده با یک کارنامه قبولی، راهی پایهٔ بالاتر می شوند! دانش آموزی که تمام فرایند آموزش را در طول سال تحصیلی به سخره گرفته و با بی اعتنایی و تساهل گذرانده با دانش آموزی که از هیچ تلاشی برای یادگیری فروگذار نکرده، باز هم در کلاس بالاتر در کنار هم می نشینند. در واقع این تشت رسوایی آموزش و پرورش و مدرسه و معلم است که از بام متزلزل مدرسه فرو می افتد و صدای شرم آورش به گوش همه دانش آموزان می رسد و صوری و الکی بودن آزمون و نمره و کارنامه برای همه دانش آموزان برملا می شود!

یکی از همکاران شاغل در پست معاونت اجرایی ماجرایی را تعریف می کرد که بازتاب اعتراض یک پدر به وضعیت آموزشی مدارس است. او می گفت؛ یک روز پدر یکی از دانش آموزان بعد از دریافت کارنامه پایان سال پسرش مصرانه مدعی شد که این کارنامه برای پسر او نیست. آن پدر با دیدن کارنامهٔ قبولی پسرش با آن نمرات درخشان و باور نکردنی، لب به اعتراض گشوده و گفته که پسر او اصلاً درس نخوانده که این نمره ها را بگیرد و حتماً نمرات یک دانش آموز دیگر در کارنامه پسرش درج شده است! یا یکی دیگر از دانش آموزان که در طول سال تحصیلی هیچ رغبت و اعتنایی به درس و
هیچ انس و الفتی با کتابهای درسی نداشته و در قطع ارتباط مطلق با جریان آموزش به سر برده بود و هیچ نمره قابل قبولی برای خود متصور نبوده و خانواده اش به این نتیجه رسیده بودند که او از رهگذر درس خواندن ره به جایی نخواهد برد و مصمم به ترک تحصیل و دنبال کسب و کار بود، بعد از مشاهده کارنامه قبولی معجزه آسای خود در خردادماه، سال بعد به مدرسه بازگشت و لذت مهمانی مدرسه را به زحمت و کسب و کار در خارج از مدرسه ترجیح داد.روش سهل گیرانه در برگزاری آزمونها و شرایط قبولی آسان و فشار مقامات برای قبولی صددرصدی دانش آموزان، معلمان را وادار به اعطای نمره به همه دانش آموزان می کند و در نهایت آنچه در ذهن دانش آموزان شکل می گیرد، این است؛ تلاش و زحمت برای کسب موفقیت معنی ندارد. ساعی و غیر ساعی، به یک چشم دیده می شوند و باهم برابرند. زحمتکش و تن پرور به نتیجه یکسانی می رسند. و به اشتباه می پذیرند که سخت کوشی شرط موفقیت نیست بلکه راههای راحت تری نیز برای برخورداری از بعضی امتیازات وجود دارد. حتی با توجه به اینکه همه -چه باسواد، چه بیسواد- مدرک می گیرند، عملا در موقعیت برابر قرار می گیرند و حتی اغلب، بیسوادان، سریعتر و راحت تر از باسوادها به بازار کار وارد می شوند و صاحب شغل می شوند.

عادی شدن این رویه در چند سال گذشته، دانش آموزان را به این باور عمومی رسانده که کار و تلاش و سخت کوشی و عمل به تکلیف، شرط موفقیت نیست بلکه ثبت نام و حضور فیزیکی و حفظ ظاهر، برای دریافت کارنامه قبولی کافیست.  این است که با خیل عظیم دانش آموزانی مواجه هستیم که در پایه تحصیلی هشتم و نهم نشسته اند و خواندن و نوشتن بلد نیستند قطعاً با همین میزان از توان و شتیستگی، با رانت و رابطه، بر کرسی مناصب و مدیریتها نیز خواهند نشست!...

با این وضع، شاگردان امروزی از معلمان خود چه می آموزند جز بی عدالتی، جز مسامحه، جز نادیده گرفتن اصول و مقررات، جز زیر پا گذاشتن قوانین، جز ریاکاری، جز بی احترامی به سخت کوشی، جز بی حرمتی به حریم علم و آگاهی، جز بی اعتنایی به اصل شایسته سالاری، جز ...؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کارکرد مدرسه و نظام آموزشی و آموخته های دانش آموزان از معلمان

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/

سازمان شیشه ای و ارتباطات در وزارت آموزش و پرورش از نظر سیدجواد حسینی

سرپرست وزارت آموزش‌ و پرورش در گردهمایی مشترک اعضای شورای معاونان، و مدیران کل آموزش ‌و پرورش استان‌ها با اشاره به اینکه باید فاصله مدیران در همه سطوح با ذی‌نفعان کاهش یابد، تأکید کرد: باید اعضای شورای معاونین، مدیران کل ستادی و استانی، مدیران مناطق و نواحی به‌طور روزانه و مدت ده دقیقه با مدیران مدارس، معلمان، دانش آموزان و اولیا به‌صورت تلفنی تماس بگیرند و در جریان مشکلات و مسائل قرار بگیرند و بدین ترتیب فاصله تمام سطوح مدیریتی با مدارس کاهش پیدا می‌کند.

به گزارش معاونت اطلاع‌رسانی و روابط عمومی آموزش‌ و پرورش، سید جواد حسینی در گردهمایی مشترک اعضای شورای معاونان، مشاوران وزیر، مدیران کل ستادی و مدیران کل آموزش‌ و پرورش استان‌های کشور، با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای هفتم تیرماه و ضمن تقدیر و قدردانی از زحمات سید محمد بطحایی، اظهارکرد: باید به جامعه تکریم بزرگان و صاحب‌نظران را  آموزش دهیم و در نفی یکدیگر سخن نگوییم و عمل نکنیم اما مهم استفاده از تجارب مدیران گذشته است لذا به‌صورت عملی این مدیریت دانش باید شکل بگیرد.

وی افزود: در این دوره دو کار را باید اولویت قرار دهیم؛ اول از کار مشترک، مستمر و مداوم دست برنداریم  و دوم  انسجام و فرهنگ‌ سازمانی را حفظ کنیم.

سرپرست وزارت آموزش‌ و پرورش خاطرنشان کرد: همواره سازمان‌های بزرگ همچون آموزش‌ و پرورش در معرض تعارض به‌جای توافق و تعادل و واگرایی به‌جای همگرایی هستند و  باید نقطه مقابل تعارضات را نشانه بگیریم.

حسینی بابیان اینکه باید فرهنگ ادراکات ذهنی‌مان را مشترک کنیم ،گفت: لازم است به فهم مشترک برسیم و شفافیت سازمانی  داشته باشیم، در علم مدیریت سازمان‌ها سه مدل کلبه‌ای، قاره‌ای و شیشه‌ای تعریف می‌شوند که در شکل قاره‌ای فقط نزدیکان مدیر سازمان از سیاست‌ها باخبر هستند، در شکل کلبه‌ای معاونان و مدیران، مطلعین سازمان هستند اما در سازمان شیشه‌ای همه ذی‌نفعان، مطلعین سیاست‌های سازمان هستند.

حسینی بابیان اینکه برای فرهنگ‌سازمانی به ارتباط مؤثر و سالم با شرکای آموزش ‌و پرورش نیاز داریم،گفت: باید ارتباط با جامعه را از طریق شرکا برقرار کنیم و خانواده، دولت، معلمان، تشکل‌های فعال و شناسنامه‌دار، هنرمندان، اساتید دانشگاه و صاحب‌نظران، نخبگان و خیرین... را با خود همراه کنیم.

وی در ادامه اضافه کرد: در فصل تابستان به تغییر و تحول نیروی انسانی نیندیشیم ، چراکه در بسیاری از مناطق با همین نیروی انسانی تحولات انجام می‌گیرد و مدیران کل استان و مدیران نواحی باید مرتباً جلسات شورای معاونان را برای هماهنگی‌های بیشتر برگزار کنند.

 

اصلی‌ترین اولویت کاری در آموزش ‌و پرورش اجرای متوازن سند تحول بنیادین است

سرپرست وزارت آموزش‌ و پرورش اصلی‌ترین اولویت کاری در آموزش‌ و پرورش را اجرای متوازن سند تحول بنیادین است ،گفت: برای اجرای سند تحول بنیادین پاسخ به چند سؤال لازم است. چرا تحول بنیادین می‌گویند؟ زیرا  نهاد تحولی در جامعه آموزش ‌و پرورش است. تحول را با چه سازمانی اجرایی می‌کنند؟ پاسخ مدرسه است و در حال حاضر به‌درستی بر روی رویکرد مدرسه محوری تمرکز شده است .

 

در نهاد تحولی آموزش ‌و پرورش، سازمان تحول مدرسه است و کارگزار تحول معلمان هستند لذا معلم کارمند نیست، عنصر فعال تربیتی، علمی و اثرگذار است

وی در ادامه اضافه کرد: در نهاد تحولی آموزش ‌و پرورش، سازمان تحول مدرسه است، باید یادآوری کرد که کارگزار تحول معلمان هستند لذا معلم کارمند نیست، عنصر فعال تربیتی، علمی و اثرگذار است و اگر شأن و منزلت معلم را افزایش ندهیم، سطح جامعه ارتقا نمی‌یابد لذا اگر افزایش انگیزش و صلاحیت‌ها در معلم صورت نگیرد در آموزش‌ و پرورش تحول نخواهیم داشت .

 

تعلیم و تربیت امروز از آموزش زدگی،کنکور، کلاس زدگی و امتحان زدگی رنج می‌برد لذا باید به سمت مدرسه مانا و زنده حرکت کنیم

حسینی با اشاره به اینکه سند تحول بنیادین چند جوهره اساسی دارد که عارضه‌های تعلیم و تربیت است، تصریح کرد: تعلیم و تربیت  امروز از آموزش زدگی،کنکور، کلاس زدگی و امتحان زدگی رنج می‌برد و برخی از این وضعیت به مدرسه میرا نام می‌برند لذا باید به سمت مدرسه مانا و زنده حرکت کنیم.

سرپرست وزارت آموزش ‌و پرورش با بیان اینکه تعلیم و تربیت تمام ساحتی مهم است،گفت:  در ساحت اخلاقی و اعتقادی تلاش بیشتری کنیم چراکه تربیت بر تعلیم مقدم است و ما متولی انسان تمام ساحتی هستیم.

وی درادامه افزود: دومین جوهره سند تحول بنیادین چرخش‌های تحول‌آفرین است که درآن تعلیم و تربیت  به‌نظام آموزشی فرهنگی و اجتماعی تبدیل می‌شود و باید به‌طور مرتب خلق موقعیت‌های یادگیری داشته باشیم.

حسینی جوهره سوم را تعادل بخشی‌های هویتی دانست و افزود: در قبل از انقلاب بر هویت ملی تأکید می‌کردند و  بعد از انقلاب فقط بر هویت دینی تمرکز کردیم و کم‌کم به این جمع‌بندی رسیدیم که هویت ایرانی، اسلامی و محلی مهم است همان‌طور که در سند تحول بنیادین هم بر تربیت چند ساحتی تأکید شده است.

حسینی تصریح کرد: برای تحقق سه جوهره؛ ١٣١ راهکار در سند تحول بنیادین و شش خرده نظام دیده ‌شده است که خوشبختانه با تلاش همه همکاران کارهای خوبی صورت گرفته است و برنامه‌ها به سطح مناطق هم رفته است.

پایان پیام/

سازمان شیشه ای و ارتباطات در وزارت آموزش و پرورش از نظر سیدجواد حسینی

جایگاه آموزش و پرورش در نظام جمهوری اسلامی ایران

(((آموزش و پرورش، "فرزند تنی" یا "فرزند یا ناتنی" نظام ؟!)))

در پاسخ به این پرسش باید مقام عمل و مقام نظر را از هم جدا کرد. چرا که متاسفانه در این باب مصداق بارز "لم تقولون مالا تفعلون؟" هستیم. در نظر آموزش و پرورش را به عرش اعلی می بریم ولی در عمل از آن مرتبه اعلی نشانی نیست که نیست! نیر نیک می دانیم که بر اساس این شریفه مرتکب خطا و گناه بزرگی هم می شویم که  ظاهرا عنایتی نداریم ، در عین حالی که آثار آن را در زندگی فردی و اجتماعی و در ابعاد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی با تمام وجود حس می کنیم. مثلا اگر آموزش و پرورش به اندازه فرزند تنی، در میان فرزندان ریز و درشت دیگری که همان دستگاه های اجرایی کشور هستند، جایگاه می داشت وزیران سابق و اسبق آن باید اینگونه با بی مهری و در نتیجه سرخوردگی مواجه می شدند؟ واقعا چرا حوزه فرهنگ و به ویژه آموزش و پرورش را بگونه ای تر وخشک می کنیم که به ناظر عادل و منصف حس "فرزند ناتنی" دست دهد؟  لازم است با بستر سازی مناسب توسط  اجزاء حاکمیت و به ویژه دولت، نهادهای مدنی، بخش عمومی و بخش خصوصی در همایشی هارمونیک و سازوار با درگیری سازنده و معنادار خود با امر حیاتی آموزش و پرورش، صدای آن  را در جای جای جامعه طنین انداز کنند. این صدا هرگز نباید از طنین بیفتد. حتی اگر طنین حاوی نقدهای تند و گزنده باشد...
بیاییم به این غفلت هولناک از مصالح حقیقی مردم و کشور پایان دهیم. این اتفاق الزاما به منزله تزریق منابع بیشتر هم نیست. و اتفاقا آموزش و پرورش با شنیده شدن، دیده شدن ، نقد شدن و اگر اقتضاء بکند تحسین و تمجید هم ارج و قرب پیدا می کند.

آموزش و پرورش ما نیاز به هوای تازه دارد نه الزاما و منحصرا منابع مالی تازه. این هوای تازه را پس از ۴۰ سال تجربه سیاست ها و برنامه های بی بازده یا کم بازده و به مدد عقول نخبگان و دلسوزان از کشور و فرزندانش دریغ نکنیم.

باور کنیم که درهای آموزش و پرورش اولا باید باز باشد و ثانیا باید بر پاشنه دیگری بچرخد و گرنه در ۴۰ سال آینده هم آش همین آش خواهد بود و کاسه همین کاسه!

جایگاه آموزش و پرورش در نظام جمهوری اسلامی ایران

اشتباه نشود، نیت های پاک و خدمت صادق در این ۴۰ سال کم نبوده است و خدا را به خاطر این نعمت باید سپاس گذاشت. اما هم می توانیم و هم باید بر عمق و وسعت این نیت ها و خدمت ها به طرز محسوسی بیفزائیم. تا این اتفاق رخ ندهد، نمی توانیم واقع بینانه در انتظار آینده روشن و دلخواه باشیم. برای این منظور لازم است با بستر سازی مناسب توسط  اجزاء حاکمیت و به ویژه دولت، نهادهای مدنی، بخش عمومی و بخش خصوصی در همایشی هارمونیک و سازوار با درگیری سازنده و معنادار خود با امر حیاتی آموزش و پرورش، صدای آن  را در جای جای جامعه طنین انداز کنند. این صدا هرگز نباید از طنین بیفتد. حتی اگر طنین حاوی نقدهای تند و گزنده باشد. مهم این است که باشد. در این شرایط است که می توان گفت نشانه های خروج از وضعیت  فرزند ناتنی و ارتقاء به مرتبه فرزند تنی نظام به چشم خواهد نشست و امید به آینده در کشور نه در مقام شعار و سخن، بلکه در مقام حقیقت و عمل افزایش خواهد یافت.
وزیر آموزش و پرورش باید چنین جایگاهی را هدف بگیرد و محیط درون و بیرون آموزش و پرورش را برای نیل به آن آماده سازد. قرار بود مهم ترین کارکرد سند تحول همین باشد. اما هر چه اسلاف تلاش کردند نشد که نشد! اکنون برای این منظور شاید نیازمند اهرم دیگری باشیم.

به عبارت دیگر شاید جست و جو برای تم ها یا راهبردهای برانگیزاننده، وحدت بخش و تحریک کننده حساسیت های عموم مردم ، دولتیان، فرهنگیان و نخبگان در خدمت تعالی آموزش و پرورش ضرورت امروز آموزش و پرورش باشد. این سخن هم به معنای عبور از سند تحول نیست. چرا که در این مسیر از مضامین والای آن می توان بهره جست.
با آرزوی فرجامی نیکو برای آموزش و پرورش کشور و توفیق دکتر حسینی در کمک به تحقق آن


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

جایگاه آموزش و پرورش در نظام جمهوری اسلامی ایران

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

امروز گردهمایی مشترک اعضای شورای معاونان و مدیران کل آموزش و پرورش استان ها در اردوگاه منظریه ( شهید باهنر ) تهران برگزار می شود.

مطابق معمول از رسانه ها برای حضور در این نشست دعوتی به عمل نیامده است .

سرپرست وزارت آموزش و پرورش در نشست شورای معاونین روز شنبه 1 تیر ماه گفته بود :" یکی از کارهای انجام‌ شده، تشکیل میزهای گفت‌وگو با شرکای آموزش‌ و پرورش است لذا نشست با تشکل‌ها، صاحب‌نظران علوم تربیتی، اساتید دانشکده‌های معماری ازجمله اقداماتی است که در این راستا انجام داده‌ایم و گفتمان را در برنامه‌ها باید به‌قدری داشته باشیم تا خواسته جامعه از دولت ارتقای نظام آموزشی باشد."

صدای معلم در پرسشی مطرح کرد :

آیا در مانیفست مدیریتی آقای سرپرست ؛ رسانه ها نیز شرکای وزارت آموزش و پرورش به شمار می آیند و اگر پاسخ مثبت است چرا تاکنون نسبت به درخواست این رسانه ( این جا ) برای برگزاری نشست با همه رسانه ها پاسخی ارائه نشده است ؟

علی رغم گذشت بیش از 2 هفته از انتصاب " سیدجواد حسینی " به سرپرستی وزارت آموزش و پرورش هنوز ایشان هیچ نشستی را با خبرنگاران برگزار نکرده است .

این تعلل این پرسش را در اذهان شکل داده است که آیا سرپرست وزارت آموزش و پرورش از رسانه ها و پاسخ گویی به پرسش های آنان هراس دارد ؟

در این نشست وزیر اسبق آموزش و پروش نیز میهمان ویژه بوده است .

فانی در سخنرانی خود ، آموزش و پرورش را یک خانواده بزرگ دانسته است .

« صدای معلم » پیش از این در مطلبی خطاب به فاطمه مهاجرانی رئیس مرکز ملی پرورش استعداد‌های درخشان و دانش پژوهان جوان که از همین عبارت استفاده کرده بود تصریح کرد که بر خلاف تصور ایشان آموزش و پرورش یک خانواده نیست . ( این جا )

گروه اخبار/

مدرسه سازی توسط عبدالعزیز ادراکی معلم بازنشسته در بوشهر

یک معلم بازنشسته در بندرعباس که پس از ۳۰ سال خدمت حق بازنشستگی خود را به مدرسه سازی اختصاص داده بود، در بیست و یکمین جشنواره تجلیل از خیران مدرسه ساز هرمزگان مورد تقدیر قرار گرفت.
این معلم بازنشسته مجموع حق بازنشستگی دریافتی خود را ۴۰۰ میلیون ریال اعلام کرد که همه این مبلغ را به مدرسه سازی اختصاص داده است.
عبدالعزیز ادراکی  افزود: ساخت یک مدرسه چند پایه دوره ابتدایی در روستای محروم چاه مهکو فین شهرستان بندرعباس را یک نیاز دانستم، چرا که معتقدم از دل همین روستاهای دورافتاده استعدادهای درخشانی پدید می آید که کشور و استان را متحول می سازد.
این خیر ۵۵ ساله فرهنگی ادامه داد: مدرسه چند پایه از اول تا ششم ابتدایی با اتاق مدیر و خانه برای معلم با تجهیزات کامل آن احداث شد که پارسال حدود ۳۰ دانش آموز در این مدرسه مشغول به تحصیل شدند.
ادراکی که پدرش مشوقش در ساخت این فضای آموزشی بوده است، می‌گوید: پدرم بازنشسته نیروی دریایی ارتش بود که به نیازمندان و فقیران اهمیت می‌داد و بیشترین بخش از حقوق خود را به نیازمندان می داد.
وی درباره انگیزه این کار خیر گفت: از سن ۱۹ سالگی از بوشهر به بندرعباس آمدم و در آموزش و پرورش هرمزگان مشغول به کار شدم و چون می‌دیدم در برخی از مناطق دور افتاده استان، کودکان از کلاس درس مناسبی برخوردار نبودند به همین خاطر تصمیم گرفتم برای رضای خدا در روستایی محروم با مقدار اندک دارایی ام مدرسه را در حد توانم بسازم و خدا توفیق داد و این کار انجام شد.
این معلم خیر بازنشسته با اشاره به اینکه امروز به خود می بالم که فرزندان این روستای محروم باسواد شده اند، بیان داشت: اگر مدرسه‌ای در دل این منطقه دور افتاده بنا نمی‌شد چه بسا بسیاری از کودکان آن بی سواد می‌ماندند و استعدادها و خلاقیت‌های آنها آشکار نمی‌شد.
ادراکی که فرزندانش در رشته مهندس شیمی و مهندسی صنایع تحصیل کرده‌اند، گفت: در حقیقت درآمد چندانی ندارم اما تا جایی که بتوانم و در بضاعتم باشد در کمک به مستمندان و نیازمندان مشارکت می‌کنم.
این معلم بازنشسته ادامه داد: معتقدم بزرگترین سپاس و ستایش از خداوند که به ما ارزانی داشته است، کمک به خلق خدا و امور عام المنفعه است.
ادراکی گفت: افرادی که وارد امور خیر می‌شوند ابتدا آن کار خیر، با برکتی غیرقابل وصف در زندگی روبرو می‌شوند و پس از آن نیز آرامش روحی و اجر و پاداش دنیوی و اخروی کار خیر تا همیشه برای آن فرد باقی می‌ماند.
این بازنشسته فرهنگی یادآورشد: آرزو دارم که خداوند آنقدر روزی به من بدهد که بتوانم بیشتر از این در امر خیر به ویژه مدرسه سازی که مربوط به تعلیم و تربیت فرزندانمان است، هزینه کنم.
بیست و یکمین جشنواره خیران مدرسه ساز استان هرمزگان روز با حضور ۳۰۰ نفر از خیران استانی و کشوری و با رویکرد افزایش ایمنی مدارس در بندرعباس برگزار شد.
در این جشنواره خیران مدرسه ساز هرمزگان ساخت ۸۹ فضای آموزشی در قالب ۴۳۳ کلاس درس با زیربنای ۴۰ هزار و ۱۰۲ مترمربع و اعتبار ۶۲۶ میلیارد ریال را تعهد کردند.

خبر هرمزگان

منتشرشده در بازنشستگان

گروه آموزش عالی/

کارکردهای مدرسه و چالش های آموزش و پرورش

 

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ امروز دوشنبه 3 تیرماه نشست نشست « مدرسه؛ آنچه هست، آنچه نیست» در " موسسه رحمان " با سخنرانی " دکتر مصطفی قادری " و " دکتر شهین ایروانی " و حضور علاقه مندان و برخی رسانه ها مانند خبرگزاری تسنیم و باشگاه خبرنگاران جوان برگزار گردید .

در این نشست تخصصی سعی گردید تا به این پرسش ها پاسخ داده شود :

* چقدر می‌توان از نظام رسمی آموزش و پرورش انتظار و توقع داشت؟

*آیا تمام مسئولیت آموزش افراد جامعه، بر عهده آموزش و پرورش است؟

*با توجه به اهداف و کارکردهای تعریف شده برای نظام رسمی آموزش و پرورش چقدر می‌توان برای آموزش افراد جامعه در ساحت‌های مختلف، از آن توقع داشت؟

در این نشست که بیش از 3 ساعت به طول انجامید این دو استاد دانشگاه به ارائه دیدگاه های خود پرداخته و حدود 1 ساعت به پرسش های حاضران در قالب گفت و گو پاسخ دادند .

کارشناس مجری ، دکتر سمیه فریدونی در بخشی به انتقاد از عملکرد وزارت آموزش و پرورش در مورد " مدارس محیط زیست " پرداخت و خواهان توضیح مسئولان مربوطه در این زمینه گردید .

استقبال از این نشست قابل ملاحظه بود .

مشروح این دیدار در صدای معلم منتشر خواهد گردید .

پایان پیام/

کارکردهای مدرسه و چالش های آموزش و پرورش

نظرسنجی

سند تحول بنیادین در نسخه فعلی تا چه میزان در حل چالش های آموزش و پرورش ایران موثر است ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور