صدای معلم

گروه 'گزارش/

تعریف و تمجید مدیر کل آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری از شبکه شاد و نتایج یک نظرسنجی و پرسش های صدای معلم

مدیر کل آموزش و پرورش استان چهارمحال و بختیاری اظهاراتی در مورد " شبکه شاد " داشته است .

پرتال این اداره کل نوشت : ( این جا )

« قائدامینی در خصوص شرایط کنونی و بیماری کرونا گفت: اگرچه به سبب شیوع بیماری کرونا شکل آموزش ما تغییر کرد؛ اما از اهمیت رسالت ما که آموزش و پرورش دانش‌آموزانمان است، هیچ گاه کاسته نشد و علیرغم اینکه فعالیت‌های آموزشی کمی دشوار شد و مدارس به ظاهر تعطیل شد، تلاش‌های بی ‌وقفه و شبانه‌روزی معلمان عزیزمان به ثمر نشست و آموزش تعطیل نشد.

تعریف و تمجید مدیر کل آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری از شبکه شاد و نتایج یک نظرسنجی و پرسش های صدای معلم

وی به طراحی شبکه آموزش دانش‌آموزان (شاد) به جای سایر پیام‌رسان‌ها به دلیل جلوگیری از آسیب‌های فضای مجازی و برقراری آموزش در فضایی ایمن اشاره کرد و گفت: آموزش از طریق فضای مجازی هیچ گاه جایگزین آموزش چهره به چهره نمی شود؛ ولی در شرایط کنونی شبکه شاد بهترین و ایمن‌ترین بستر برای آموزش در فضا مجازی است و در سال تحصیلی جدید با استفاده از این شبکه، آموزش دانش‌آموزان را ادامه می‌دهیم. از نظر بخش قابل توجهی از معلمان فرصت هاي آموزشی در فضاي مجازي در شکل هاي مختلف آن نمی تواند بدیل مناسبی براي فرصت هاي آموزشی واقعی و حضوري را تلقی شود. می توان این فرصت ها را فرصت هاي مکمل آموزش حضوري مدرسه اي تلقی کرد.

مدیرکل آموزش و پرورش استان افزود: قطعاً مهمترین ظرفیت آموزش و پرورش، داشتن نیروی انسانی فوق‌العاده‌ای است که با افکار خود همواره مسیر را متناسب با شرایط جامعه هموار ساخته و امروز نیز باید با استفاده از این ظرفیت فکری، راهکار متناسبی برای این روزهای سخت بیاندیشیم و با برنامه‌ریزی مناسب، آموزش را در مسیر واقعی خود قرار دهیم.... »

این اظهارات خانم قائد امینی در حالی بیان می شود که نظرسنجی قرار گرفته در پرتال اداره کل آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری چیز دیگری را بیان می کند .

در این نظرسنجی پرسیده شده است :

" میزان رضایت مندی شما از شبکه شاد چیست " ؟

65 درصد از مخاطبان " خیلی کم " را انتخاب کرده اند .

تعریف و تمجید مدیر کل آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری از شبکه شاد و نتایج یک نظرسنجی و پرسش های صدای معلم

مشابه این مورد در اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران نیز رخ داده است .

همان موقع ، « صدای معلم » در گزارشی نوشت : ( این جا )

« پانته آ درّی، معاون متوسطه آموزش و پرورش شهر تهران در نشست معاونان متوسطه شهر تهران در خصوص بحران کرونا و وضعیت آموزش و تعطیلی مدارس اظهاراتی بیان کرده است . ( این جا )

دری می گوید : « با وجود موضوع کرونا راهبری مدبرانه مدیران مدارس و معلمان باعث شد ما امتحانات پایان سال را چه در آزمون های حضوری و چه در آزمون های غیر حضوری به خوبی به سرانجام برسانیم . » اکنون و با این مواضع پرسش این است که آیا آن تعریف و تمجیدها واقعی بوده است ؟

ایشان در موضوع " امتحانات " عنوان می کند :

« به همت مسئولین محترم آموزش و پرورش شهر تهران همه چیز عالی پیش رفت و ما حتی برای تامین نیروی مصحح کمترین مشکل را داشتیم. در ادامه کار ثبت به موقع نمرات از سوی معلمان جای تقدیر دارد و همین باعث شد خیلی سریع نتایج امتحانات را اعلام کنیم. »

این سخنان در حالی بیان می شود که در پرتال اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران یک نظرسنجی با عنوان " آیا میزان اثربخشی کمی و کیفی آموزش های مجازی مورد رضایت شماست " ؟ قرار داده شده است .

78 درصد از مخاطبان به این سوال ، پاسخ منفی داده اند .

تعریف و تمجید مدیر کل آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری از شبکه شاد و نتایج یک نظرسنجی و پرسش های صدای معلم

در نظرسنجی « صدای معلم » با عنوان "  کیفیت آموزش را در شبکه شاد و برنامه های تلویزیون چگونه ارزیابی می کنید ؟ " 66 درصد مخاطبان گزینه " خیلی ضعیف " و " ضعیف " را انتخاب کرده اند .

کدام یک درست می گویند ؟!

تعریف و تمجید مدیر کل آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری از شبکه شاد و نتایج یک نظرسنجی و پرسش های صدای معلم

ایشان گفته است : " سرپیچی از دستورات ستاد کرونا جرم است "

پرسش « صدای معلم » که در نشست رسانه ای با مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش نیز مطرح شد این است که آیا این ستاد خودش جایگاه قانونی و حقوقی دارد ؟  آیا اصل " سلسله مراتب قوانین " مقدم بر سلسله مراتب اداری توسط شما ، وزیر و سایر مسئولان رعایت شده است ؟ »

حال پرسش این است که آیا این گونه مقامات از واقعیات جامعه اطلاع دارند ؟

آیا قرار است همه این مدیران از قاعده تا راس فقط " یک چیز " را تکرار کنند ؟

تعریف و تمجید مدیر کل آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری از شبکه شاد و نتایج یک نظرسنجی و پرسش های صدای معلم

پیش تر این رسانه در گزارشی با عنوان " اظهارات جدید وزیر آموزش و پرورش در مورد " شبکه شاد " و پرسش های " صدای معلم " ؟! " نوشت : ( این جا )

« نخستین پرسش " صدای معلم " از وزیر آموزش و پرورش آن است که این چرخش مواضع از رایگان بودن به پولی شدن شبکه شاد بر چه اساس و منطقی بوده و آیا این به نوعی سوء استفاده از اعتماد معلمان نیست ؟

یا تحمیل هزینه به معلمان و دانش آموزان برای استمرار آموزش در شبکه شاد در تضاد آشکار با اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در مورد رایگان بودن " تحصیل " برای همه آحاد و اقشار مردم نیست ؟

وزیر آموزش و پرورش و سایر مسئولان در نشست ها و مصاحبه ها دائما از تلاش ها و مجاهدت های معلمان در مورد ادامه آموزش در این شبکه سخن رانده اند .

اکنون و با این مواضع پرسش این است که آیا آن تعریف و تمجیدها واقعی بوده است ؟

آیا وزیر آموزش و پرورش قرار است بر اساس همین رویه و در آغاز سال تحصیلی جدید در مناطق زرد و قرمز هم چنان هزینه آموزش را از جیب معلمان و دانش آموزان پرداخت نماید ؟

هنوز وزارت آموزش و پرورش به آخرین گزارش " صدای معلم " با عنوان " چرا وزارت آموزش و پرورش در مورد پیشنهاد یونسکو برای بازگشایی مدارس سکوت کرده است ؟ " ( این جا ) پاسخی ارائه نکرده است .

در بخشی از این گزارش آمده بود :

" در گزارشی با عنوان "  بررسی آموزش مجازی توسط معلمان ایران در دوران قرنطینه ناشی از شیوع کرونا " که در خرداد 1399 توسط " پژوهشکده برنامه ریزی درسی و نوآوری های آموزشی " وابسته به پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش و توسط پژوهشگران " دکتر محمد حسنی ، دکتر احد نویدی ، دکتر سهیلا غلام آزاد ، دکتر فرشته زینی وند نژاد " منتشر شده است در بخش " نتیجه گیری و پیبشنهاد " چنین آمده است : " به نظر می رسد که از نظر بخش قابل توجهی از معلمان فرصت هاي آموزشی در فضاي مجازي در شکل هاي مختلف آن نمی تواند بدیل مناسبی براي فرصت هاي آموزشی واقعی و حضوري را تلقی شود. می توان این فرصت ها را فرصت هاي مکمل آموزش حضوري مدرسه اي تلقی کرد. "

تعطیل کردن آموزش حضوری حتی در مناطق " قرمز " به نوعی ستاندن " حق آموزش " از دانش آموزان است و استمرار این وضعیت لطمات جبران ناپذیری بر پیکره آموزش و جامعه وارد خواهد کرد .

پایان گزارش/


تعریف و تمجید مدیر کل آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری از شبکه شاد و نتایج یک نظرسنجی و پرسش های صدای معلم

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

جایگاه واقعی مدرسه و آموزش و پرورش و معلم در جامعهواقعا مدرسه کجاست ؟ آیا هیچ تعریف دقیق و مشخصی از مدرسه وجود دارد؟ مدرسه باید چگونه جایی باشد؟ چه توقعی از مدرسه داریم؟ آیا مدارس فعلی ما براساس تعریف روشنی حرکت می کنند؟
به نظر می رسد که مدرسه در گذشته تعریف مشخص تری نسبت به اکنون داشته است و همه می دانستند که باید چه انتظاراتی از مدرسه داشته باشند.

متاسفانه به دلایل گوناگونی از جمله دوری از اصل آموزش و پرورش ، مدرسه از ماهیت خود فاصله گرفته است. در زمان های گذشته به موازات آموزش ، در مدرسه به امر تربیت و اخلاق توجه ویژه ای می شده است. در نتیجه علاوه بر ارتقاءِ سطح آموزش دانش آموزان ، ما شاهد تعالی اخلاقی و رفتاری آنها بودیم. بنابراین معلمان گرامی به هر دو جنبه ی پیش گفته نگاه ویژه ای داشته اند.
متاسفانه اکنون بسیاری از مدارس به آموزشکده هایی مبدل شده اند که صرفا به مسائل آموزشی می پردازند و جنبه تربیتی و اخلاقی مغفول مانده است.
چرا در گذشته به مسائل اخلاقی دانش آموزان به اندازه ی مسائل آموزشی اهمیت می دادند؟ مشکل از کجاست؟
چرا دغدغه های والدین، متولیان مدارس و آموزش و پرورش تنها مسائل آموزشی ست؟ چرا تعداد چشم گیری از دانش آموزان ما از نظر رفتاری دچار مشکلند؟

تصور ما براین است که افرادی که در سطوح کلان این سازمان نقش آفرینی می کنند ، حاضر به پذیرش واقعیات تلخ مدارس نیستند. بی توجهی و بی اعتنایی نسبت به مسائل تربیتی و اخلاقی دانش آموز پیامدهای ناگواری به دنبال خواهد داشت.زیرا دانش آموزان امروز ما ، گردانندگان آینده ی کشور ما هستند. سیستم حاکم بر آموزش و پرورش از این منظر شدیدا بیمار است و نیاز مبرم به درمان اساسی دارد.
هرچند درمان این بیماری  به یک عزم و اراده ی ملی نیازمند است و باید دستگاه های ذی ربط با صرف انرژی زیاد زمینه ی سلامت آموزش و پرورش را فراهم کنند، اما وزارت آموزش و پرورش نباید نسبت به موضوع اخلاق و تربیت فراگیران نگاهی سطحی و غیر موثر داشته باشد.
شاید در میان آنان کسانی باشند که ادعا کنند که ما دراین عرصه گام های بلندی برداشته ایم ، ولی وقتی که به متن و بطن آموزش و پرورش راه می یابیم و در میان دانش آموزان قرار می گیریم ، عکس این قضیه صدق می کند.


گرچه عقل آیینه ی کردار ماست
ما درآن آیینه هرگز ننگریم. پروین


با این توضیح مدارس ما به آموزشگاه هایی تبدیل شده اند که هدف آنها صرفا توجه به آموزش است نه پرورش.

جایگاه واقعی مدرسه و آموزش و پرورش و معلم در جامعه

( تصویر یک کلاس مخرویه مقابل روستای تالیان * )
طبعا در چنین فضایی معلم فقط نقش یک مدرس را بازی می کند. علاوه براین جامعه که از جمعیت مردم تشکیل شده ، انتظاری غیر از این از معلم ندارد.
به نظر می رسد که در جهت اصلاح همه جانبه ی آموزش و پرورش باید از متخصصان و کارشناسان حاذق و آگاه کمک گرفت و به درستی آسیب شناسی کرد و در رفع نقایص آن کوشید.

یکی از دلایل مشکلات موجود آموزش و پرورش ، عدم بهره مندی از افکار کارآمد و موثر است.تا زمانی که مسئولیت خطیر آموزش و پرورش را به دست افراد ناکارآمد و نالایق می دهیم، قطعا روز به روز باید شاهد فروپاشی همه اضلاع و ارکان این سازمان باشیم.

جایگاه واقعی مدرسه و آموزش و پرورش و معلم در جامعه

( مدرسه ی مخروبه رو به روی روستای تالیان )
کاملا واضح و روشن است که در این امر سکوت جایز نیست و نادیده گرفتن مشکلات تربیتی و اخلاقی در مدارس  زیان های جبران ناپذیری به پیکره ی رنجور این سازمان وارد می کند. تا زمانی که نگاه های سنتی و فرسوده بر این سازمان حاکمیت داشته باشد و عملکرد های غلطی از اخلاق را در سطح مدارس جاری و ساری باشد ، توقع تربیت صحیح انسانهای فرهیخته و اخلاقمند عبث و بیهوده است. طبیعی ست  که در این آشفته حالی انسان تربیت نمی کنیم بلکه فقط به جنبه ی آموزش دروس تخصصی مبادرت می ورزیم. بنابراین با نگاه به نظریه های نوین در حوزه ی تربیت و اخلاق ، همت خود را صرف آفرینش انسان هایی کنیم که وقتی در آینده عهده دار مسئولیت های اجتماعی شدند، شاهد ترقی و پیشرفت همه جانبه ی کشور عزیزمان ، ایران باشیم.
جایگاه واقعی مدرسه و آموزش و پرورش و معلم در جامعه

( شوای اسلامی تالیان درست جنب همان مدرسه مخروبه ! )

* تالیان روستایی از توابع بخش چندار شهرستان ساوجبلاغ در استان البرز ایران است .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

جایگاه واقعی مدرسه و آموزش و پرورش و معلم در جامعه

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

چند پرسش از سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی و جایگاه قانونی این کمیسیون

حجت‌الاسلام ‌ والمسلمین احمدحسین فلاحی سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس  در نشست خبری دوم مرداد که در سالن جلسات انجمن علمی حوزه برگزار شد به بیان مطالبی پرداخته است . ( این جا )

فلاحی گفته است :

« پویایی و شفافیت، دو مطالبه مهم مردم از مجلس شورای اسلامی است و خبرنگاران و اصحاب رسانه، نقش مهمی در تحقق این دو امر دارند.

رسانه‌های زیادی در مقابله با فساد تلاش کرده‌اند و آن‌ها در خط مقدم شفاف‌سازی مفاسد اقتصادی هستند، چراکه رسانه‌ها می‌توانند در ایجاد عدالت در جامعه و تحقق بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی به ایفای نقش بپردازند، اصحاب رسانه باید در معرفی دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی و انقلاب تلاش کنند، چراکه در شرایط فعلی مشکلات اقتصادی و تحریم‌های شدید ممکن است برای جامعه این سؤال پیش بیاید که دستاوردهای انقلاب چه بوده است.

چند پرسش از سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی و جایگاه قانونی این کمیسیون

سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی گفته است: ردیف اختصاص‌یافته برای پذیرش طلاب بسیار پایین است، به‌طوری‌که از هر هزار نفر، دو طلبه می‌توانند وارد آموزش و پرورش شوند.

ما شروع سال تحصیلی داریم و بازگشایی در وضعیت کرونا، معنایی ندارد و بر اساس گفته‌ها آغاز سال تحصیلی 15 شهریورماه است و با سه شیوه حضوری ‌و نیمه‌حضوری و غیرحضوری برنامه‌ریزی می‌شود.

مجلس، دخالتی در زمان برگزاری کنکور ندارد و طبق گفته مسئولان سنجش 30 و 31 مردادماه ماه، زمان قطعی است، البته ستاد ملی کرونا نظر قطعی را می‌دهد. برنامه ی این کمیسیون تخصصی برای احیا و بازیابی جایگاه قانونی آن با توجه به ذهنیت غالب در میان فرهنگیان در مورد " دخالت " نمایندگان مجلس در امور آموزش و پرورش به جای " تعامل " چیست ؟

وی پیرامون تعامل مجلس با شورای عالی انقلاب فرهنگی گفته است : مصوبات شورای عالی انقلاب، اسناد بالادستی و مورد پذیرش مجلس است و در برخی موارد نیز شورای عالی در کمیسیون آموزش و تحقیقات به ارائه نظر می‌پردازد.

نخستین پرسش " صدای معلم " آن است که آیا ایشان درصدد اختصاص سهمیه ای خاص برای روحانیون جهت استخدام در آموزش و پرورش می باشد ؟

آیا این موضوع چقدر با عدالت  می تواند تناسب و هم خوانی داشته باشد ؟

برای تشکیل یک " آموزش و پرورش کارآمد " باید " بهترین ها " جذب شوند و هر کسی واجد شرایط علمی و تخصصی و در  یک کلمه " کارآمدی " باشد صلاحیت ورود به این مجموعه را باید داشته باشد .

پیشنهاد ما این است که سخنگوی کمیسیون در مورد عملکرد و کارنامه دفتر همکاری های حوزه علمیه و آموزش و پرورش پی گیری بر اساس وظایف نمایندگی داشته باشد .

هنوز وزارت آموزش و پرورش به آخرین گزارش " صدای معلم " با عنوان " اعلام بازگشایی مدارس از 15 شهریور توسط وزیر آموزش و پرورش مبنای" قانونی " ندارد " پاسخی ارائه نکرده است ! ( این جا )

در این گزارش آمده است :

« نخستین پرسش « صدای معلم » آن است که استناد کارشناسی و علمی مجلس شورای اسلامی در آن زمان برای شیفت ( تغییر ) از قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش به سمت تصویب آن " ماده واحده " چه بوده است ؟

چرا در این مدت طولانی اراده ای برای اجرای قانون شوراهای آموزش و پرورش که در این زمینه یک " قانون مترقی " است نه از سوی دولت و نه از سوی مجلس دیده نشده است ؟

چرا بحث تعطیلات زمستانی و ساماندهی تعطیلات به فراموشی سپرده شد ؟

تا کی باید " روزمرگی " و " بی برنامگی " بر مدیریت ها حکمرانی کند ؟

از زمان شیوع کرونا و متعاقب آن "  تعطیلی مدارس " وزیر آموزش و پرورش مکرر اعلام کرده است که زمان بازگشایی مدارس از 15 شهریور خواهد بود .

پرسش این است که مبنای قانونی برای اعلام این تصمیم چیست ؟

اگر قرار باشد برای هر چیزی از " ستاد مبارزه با کرونا " نظرخواهی شود دیگر سایر مراجع دی صلاح و قانونی  چه کاره هستند ضمن آن که این رسانه از مبنای قانونی این ستاد تاکنون چندین بار پرسش کرده است و پاسخ قانع کننده ای دریافت نکرده است .

بهتر است برای نخستین و آخرین بار تکلیف " تقویم آموزشی " در نظام آموزشی مشخص شود .

آیا این کمیسیون تخصصی مجلس برنامه ای در این زمینه دارد ؟

برنامه ی این کمیسیون در مورد اصل " کنکور " و کم کردن قدرت مافیای کنکور چیست ؟

پرسش دائمی این رسانه این بوده است که مبنای قانونی برای ادامه فعالیت شورای عالی انقلاب فرهنگی چیست ؟

چند پرسش از سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی و جایگاه قانونی این کمیسیون

این رسانه ی معلمی بر این باور است که  نهاد بالادستی برای بررسی مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش مطابق قانون مجلس شورای اسلامی است .

در گزارشی که صدای معلم در 20 اسفند 1396 منتشر کرد آمده است : ( این جا )

« در دوره وزارت حاجی بابایی و حضور مهدی نوید ادهم به عنوان دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش دامنه دخالت شورای عالی انقلاب فرهنگی توسعه پیدا کرد تا جایی که سند تحول آموزش و پرورش به جای ارجاع به مجلس شورای اسلامی در اختیار این نهاد قرار گرفت.

کار به جایی رسیده است که حتی شورای عالی انقلاب فرهنگی در استخدام و جذب نیرو در آموزش و پرورش هم دخالت می کند .

نکته تاسف برانگیز آن است که شورای عالی انقلاب فرهنگی تاکنون در مورد هیچ یک از تصمیمات و مصوبات خود پاسخ گو نبوده است و موضوع مهم تر آن است که این شورا مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران شأن قانونگذاری  نداشته و در مقطعی و بنا بر ضرورت ایجاد شده است و باید در مورد  استمرار موجودیت آن کار کارشناسی صورت گرفته و نظر افکار عمومی و متخصصان خواسته شود . » تا کی باید " روزمرگی " و " بی برنامگی " بر مدیریت ها حکمرانی کند ؟

این رسانه بارها در گزارش ها و نشست های رسانه ای خواهان برگزاری نشست رسانه ای شورای عالی انقلاب فرهنگی و پاسخ گویی به رسانه ها و افکار عمومی در مورد عملکردش بوده است .

پرسش این است که آیا سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس که پوپایی و شفافیت را دو مطالبه مهم معرفی می کند این موارد را قبول دارد ؟

برنامه ی این کمیسیون تخصصی برای احیا و بازیابی جایگاه قانونی آن با توجه به ذهنیت غالب در میان فرهنگیان در مورد " دخالت " نمایندگان مجلس در امور آموزش و پرورش به جای " تعامل " چیست ؟

آیا سایر نمایندگان مجلس و نیز جامعه فرهنگیان ، کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی را در معادلات و تحولات تاثیرگذار و اثر بخش می دانند ؟

پایان گزارش/


چند پرسش از سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی و جایگاه قانونی این کمیسیون

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

تناسب رتبه بندی معلمان با وضعیت موجود

از پایه های اولیه آموزش در مدارس در کتاب های ریاضی، آموزش تناسب است. به عبارتی انسان ها با مفهوم تناسب از همان ابتدا چه به صورت آموزش رسمی و چه به صورت آموزش اجتماعی و طبیعی آشنا می شوند.

ما در مفهوم تناسب یاد می گیریم که برای اینکه بدانیم در هر کاری برای اینکه بهتر انجام گیرد و نتیجه بهتر داشته باشد باید چه کاری انجام دهیم و چه میزان و به چه شکل کاری را انجام دهیم تا یک تناسب رعایت شود.

به طور مثال یاد می گیریم که برای درست کردن یک لیتر شربت، چه میزان و چه کیفیت آب، آبلیمو و شکر نیاز هست تا با هم مخلوط شوند. اگر یکی از این موارد کم یا زیاد از حد باشد؛ شربت ما کیفیت خوبی پیدا نمیکند و یا حتی قابل خوردن نمی باشد. به هر صورت اگر ناگزیر بر اجرای رتبه بندی معلم ها باشیم؛ می توان گفت که در کشورهایی مانند سنگاپور و یا ژاپن رتبه بندی ربط چندانی به حقوق نداشته است و در اصل حقوق معلم ها در بالاترین سطح حقوق و دستمزد در آن کشورها می باشد و معلم ها نیز از بهترین افراد جامعه انتخاب می گردند.

در بحث رتبه بندی معلم ها یا معلمان یا فرهنگیان سه جزء مرتبط و مشخص وجود دارد. یکی خود معلم ها و دیگری بحث رتبه بندی و آن دیگر خود سیستم یا ساختار آموزشی هست. اگر بخواهیم با مثال قبل مقایسه کنیم شربت را سیستم آموزش و آب را معلم ها و شکر را رتبه بندی در نظر می گیریم.

به این ترتیب اگر بخواهیم شرب خوب و با کیفیت به دست آوریم یعنی یک سیستم آموزش با کیفیت شکل دهیم نیاز داریم که تناسب ها را رعایت کنیم، و تناسب بین معلم و رتبه بندی ایجاد گردد یعنی آب و شکر به تناسب و با کیفیت باشد.

در تناسب بین آب و شکر تنها مقدار آن ها ملاک نیست بلکه تمام ویژگی های دو نسبت نیاز هست که رعایت شود یعنی زمانی که می خواهیم آن دو را با هم مخلوط کنیم نیاز هست که به طور مثال آب مورد نظر، آب شرب یا آب سرد یا آب بدون املاح باشد و شکر نیز لازم هست که یک شکر معمولی و یا ساخته شده از چغندر قند باشد و ..

در تناسب بین معلم و رتبه بندی و ساختار آموزش نیز نیاز است که مواد مورد نیاز، ویژگی های لازم را داشته باشند. به طور مثال یک معلم در وهله اول نیاز است که به صورت دقیق و مناسب گزینش شده باشد و یا اینکه دستمزد آن به قدری باشد که در رفاه کامل قرار گرفته باشد. و رتبه بندی به همین ترتیب نیاز است که به طور مثال به حقوق و دستمزد ربط زیادی نداشته باشد و یا بتواند در جهت کیفیت ساختار آموزشی حرکت کند نه افزایش حقوق زیرا اگر در جهت افزایش حقوق باشد از کارکرد اصلی خود خارج می شود و هدف به جای افزایش کیفیت، افزایش حقوق خواهد شد.

برای اینکه بدانیم یا بتوانیم شربت با کیفیت (ساختار آموزشی با کیفیت) ایجاد کنیم؛ می توانیم ببینیم دیگر کشورها چه حرکتی انجام داده اند و چه تناسب هایی را رعایت کرده اند.

در این بین کشورهای زیادی رتبه بندی را اجرا نکرده یا لازم ندیده اند مانند فنلاند و برخی کشورها که اجرا کرده اند به شکل خاصی می باشد.

کشورهایی که شربت خوب و با کیفیت ساخته اند مانند سنگاپور که سیستم رتبه بندی نیز دارد؛ باید دید چه شرایط و تناسب هایی را رعایت کرده اند یا به آنها رسیده اند تا این رتبه بندی اجرا شود و دیگر اینکه باید دید اصلا این رتبه بندی تاثیری داشته است یا خیر یا چگونه اجرا شده است.

تناسب رتبه بندی معلمان با وضعیت موجود

به هر صورت اگر ناگزیر بر اجرای رتبه بندی معلم ها باشیم؛ می توان گفت که در کشورهایی مانند سنگاپور و یا ژاپن رتبه بندی ربط چندانی به حقوق نداشته است و در اصل حقوق معلم ها در بالاترین سطح حقوق و دستمزد در آن کشورها می باشد و معلم ها نیز از بهترین افراد جامعه انتخاب می گردند. پس قبل از اجرای رتبه بندی در ایران نیز نیاز است که دستمزد معلم ها به جایگاهی رسیده باشد که رتبه بندی به دستمزد ارتباط نداشته باشد. و رتبه بندی در جهات مختلف تنها باعث ایجاد کیفیت آموزشی گردد که این کیفیت از طریق راهنما شدن رتبه بندی مشخص می گردد.

اما در ایران آن طور که مشخص است بین فعالیت ها و تصمیمات و شرایط، تناسب ها رعایت نمی شود و این موضوع قطعا باعث مشکلاتی خواهد شد و شربت بی کیفیتی ساخته خواهد شد. و اگر رتبه بندی بدون ارتباط با دستمزد اجرا شود نه تنها سودی ندارد بلکه زیان های بسیاری خواهد داشت؛ مثلا ممکن است معلم ها انگیزه خود را از دست بدهند؛ چون رتبه بندی تاثیری بر حقوق آن ها و معیشت آنها نخواهد داشت چرا که همینک در ایران مشکل اصلی معلم ها دستمزد ناچیز و کم قیمت آنها می باشد و همین طور اگر رتبه بندی به حقوق ارتباط پیدا کند؛ باعث خواهد شد افراد امتیاز جمع کن، سریع تر به بالا برسند و افراد بی توجه به رتبه بندی اما فعال، از قافله عقب بمانند.

اگر بررسی گردد به هر شکل رتبه بندی نیاز به ظرف و پیش زمینه هایی دارد که در ایران در حال حاضر وجود ندارد و در صورت اجرای آن نتایج معکوسی به دست خواهد آمد. یکی از نمونه های چنین حرکت ها و تصمیمات نابخردانه، ایجاد سیستم سنجش کیفی در مدارس ابتدایی می باشد که این روش زمانی به اجرا درآمد که ظرفیت آن شکل نگرفته بود و همین باعث گردیده سیستم آموزش دچار مشکلات پایه ای گردد.

می توان گفت کشورهای توسعه یافته که به این حرکت دست زده اند بر اثر نگاه کردن به کشورهای دیگر یا بر اثر یک قانون (مانند قانون برنامه ششم توسعه و .. ) این کار را انجام نداده اند بلکه حرکت آنها به شکلی با توجه به شرایط بوده است و یا نیازی احساس می شده است. آیا در ایران چنین وضعی وجود دارد؟

در حال حاضر نیز معلم ها در جهت افزایش حقوق، در پی اجرای رتبه بندی هستند اما آنچه به نظر می آید معلم ها، در پی افزایش کیفیت نیستند بلکه در پی افزایش حقوق هستند زیرا حقوق و دستمزد آنها کافی و راضی کننده نیست. ولی در کشورهایی که رتبه بندی را اجرا نموده اند، هدف افزایش حقوق به هیچ وجه نبوده است. پس اگر معلم ها از رتبه بندی، توقع افزایش حقوق را دارند یک اشتباه است اما چرا این اتفاق می افتد ؟ چون ظرفیت و شرایط و تناسب ها رعایت نشده است. چون اول باید مشکل دستمزد معلم ها برطرف گردد و بعد به بحث رتبه بندی رسید. و این موضوع یکی از نیاز ها و تناسب ها و شرایط لازم هست.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تناسب رتبه بندی معلمان با وضعیت موجود

منتشرشده در یادداشت

نقش آموزش و پرورش در ایران در فرهنگ سازی و سبک زندگی کرونایی چه بوده است  بیش از شش ماه است که پاندمی کورنا ویروس روزگار را بر جهان و جهانیان سخت کرده و همه معادلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را بر هم زده است.پر واصح است ایران عزیز ما نیز از این تنگناهای کرونایی بی نصیب نمانده و نخواهد ماند.این در حالی است که به جهت تحریم های غیرانسانی و سومدیریت های طولانی، کشور ما شرایط بغرنج تری را تجربه می کند.
در این روزهای سختی که بر وطن و هموطنان می گذرد، شاید پرداختن به نتایج امتحانات خرداد ماه ۹۹ و سخن گفتن از "درصد قبولی" و" میانگین نمره ورقه" جز اولویت های افکار عمومی و خانواده ها و حتی مسئولین آموزش و پرورش نباشد.علی الخصوص که ۱/۳ از سال تحصیلی گدشته را دور از کلاس و مدرسه گدراندیم در حالی که نه معلمان و نه دانش آموزان و نه مسئولین آموزش و پرورش هیچ کدام تجربه آموزش مجازی را نداشتند.

اگر نبود زیرساخت های فنی و دست های خالی نظام آموزش و پرورش در مجهز بودن به نرم افزارهای آموزش مجازی بومی - ملی و محتوای الکترونیکی مناسب را هم لحاظ کنیم، عدم اولویت پرداختن به نتایج امتحانات خرداد ماه ۹۹ موجه تر به نطر خواهد آمد.
اما آنچه که مرا مجاب می کند که به درصد قبولی و میانگین نمره ورقه دانش آموزان پایه دوازدهم انسانی یکی از نواحی تبریز بپردازم، چندان بی ربط به بحرانی نیست که تا کنون جان قریب به ۱۵۰۰۰ نفر از ایرانیان را گرفته و در موج دومش انتظار داغدار شدن هموطنان بیشتری هم می رود.
متخصصان متفق القول هستند که تا زمان کشف و دسترسی فراگیر به واکسن، تنها راه مقابله با این بیماری رعایت کامل پرتوکل های بهداشتی و پیشگیری از ابتلا است. برای کنترل بیماری باید نهاد خانواده و نهاد آموزش و پرورش را به صورت جدی وارد ماجرا کنیم.
اما رعایت کامل پروتکل ها مستلزم تغییر وسیع و البته سریع سبک زندگی انسان ها در همه جوامع بشری است و کشور ما هم از این قاعده مستثنی نیست.در این بعد از پاندمی کرونا ویروس هم، وضعیت کشور ما خاص است.چرا که سبک زندگی، روابط اجتماعی و خانوادگی، سفرها، دورهمی های فامیلی، مراسم عروسی و عزا و حتی آیین های ملی و مدهبی ما ایرانیان در تعارض عمیق با "سبک زندگی کرونایی" است.
آغاز موج دوم بیماری بعد از مدیریت و کنترل موج اول، آن هم با شدت بیشتر، موید این مساله است که ایرانیان در تطبیق شیوه زندگی خود با شرایط جدید ناموفق بوده اند.
بی تردید تغییر در سبک زندگی امری دفعتی و آنی نیست بلکه فرایندی نرم افزاری و طولانی مدت است.اما اگر بخواهیم با کمترین تلفات جانی و اقتصادی و اجتماعی و حتی سیاسی از این بحران عبور کنیم چاره ای جز تمکین به تعییر اجباری "سبک زندگی" مان نداریم.
بی شک " آموزش" شیوه های جدید زندگی فردی و اجتماعی و اقناع افراد، خانواده ها و جامعه برای گردان نهادن به تغییر عادت ها و رفتارهای فردی و اجتماعی موثرترین، کم هزینه ترین و بهروانه ترین راه برای تحقق این هدف است.

نقش آموزش و پرورش در ایران در فرهنگ سازی و سبک زندگی کرونایی چه بوده است

از این منظر نهاد آموزش و پرورش به جهت فراگیری و ارتباط تنگاتنگ با خانواده های ایرانی و دارا بودن پایگاه اجتماعی قوی در جامعه می توانست و همچنان نیز می تواند ابزاری کارآمد قلمداد شود.
قریب به ۲۰ میلیون دانش آموز ایرانی به مثابه سفیرانی هستند که می توانند پیام ها، روش ها، اصول و پروتکل های کرونایی را به خانواده ها منتقل کنند و بر رعایت آنها پافشاری و نظارت کنند.
متاسفانه در شش ماه گذشته این ظرفیت عظیم و بالقوه آموزش و پرورش مغفول ماند و مسئولین این وزارتخانه و سیاست گذاران آن در ستادهای کشوری، استانی و منطقه ای بی توجه به بحران و پیامدهای فراگیر آن که جامعه ایران را تهدید می کند، در دام پروژه "عادی نمایی"  افتادند و منحصرا بر "تمام کردن" کتاب های درسی و برگزاری امتحانات نهایی متمرکز شدند.

سیاست گذاران آموزش و پرورش این بار هم با گم کردن اولویت های جامعه و چشم پوشی از ظرفیت بی همتای این مجموعه گسترده در مدیریت بحران های اجتماعی، به جای تاکید بر محتوا و روح روند تعلیم و تربیت بر حفظ و استمرار قالب ها قناعت کردند .
تاکید صرف بر "تمام کردن" کتب درسی و اصرار بر برگزاری امتحانات نهایی در واقع مصداق بارز "از اینجا مانده و از آن جا رانده" شد. در تایید این گزاره به نتایج امتحانات نهایی پایه دوازدهم انسانی یکی از نواحی تبریز استناد می کنم.
در این امتحان میانگین نمره ورقه دانش آموزان شرکت کننده، ۱۰/۹۸ است.از مجموع ۲۱ دبیرستان دوره دوم ناحیه، میانگین نمره ورقه ۸ دبیرستان زیر ده و ۹ دبیرستان دیگر زیر ۱۳ است و تنها ۴ دبیرستان میانگین نمره ورقه بالای ۱۳ دارند.
شاید بتوان این نتایج را به نحوی با شرایط خاص سال تحصیلی گدشته رفع و رجوع کرد.
 اما غیر متخصصان حوزه آموزش و پرورش نیز خلاصه کردن پتانسیل های آموزش و پرورش را به این نتایج آن هم در زمانی که می شد بسیار بهره ورانه و کارآمدتر عمل کرد، را خسرانی برای مجموعه می داند.
آیا نمی شد در کنار روند معمول درس و مدرسه با طراحی یک برنامه منسجم اما غیرمتمرکز به هر منطقه و به تبع آن به هر مدرسه اختیاراتی داد که در راستای "حساس سازی" و " آگاهی رسانی در مورد کرونا  ویروس به صورت جدی وارد عمل شود؟ آغاز موج دوم بیماری بعد از مدیریت و کنترل موج اول، آن هم با شدت بیشتر، موید این مساله است که ایرانیان در تطبیق شیوه زندگی خود با شرایط جدید ناموفق بوده اند.
در زمانی که به دلیل شرایط خاص کشورمان، امکان قرنطینه کامل و تعطیلی کسب و کارها وجود ندارد چرا نباید از ظرفیت عظیم آموزش و پرورش در ترویج و اشاعه "سبک زندگی کرونایی" استفاده کرد؟
به گفته دکتر حریرچی معاون وزیر بهداشت، آمار مرگ و میر روزانه تیر ماه نسبت به فروردین  ماه ۲۰ درصد افزایش داشته است. همچنین  افزوده اند که برای کنترل بیماری باید نهاد خانواده و نهاد آموزش و پرورش را به صورت جدی وارد ماجرا کنیم.
بنابراین مسئولین آموزش و پرورش، از کشوری تا استانی و منطقه ای باید پاسخگوی این دو پرسش باشند که:
۱- در شرایطی که در اثر نااگاهی و بی توجهی جامعه هر روز بیش از ۲۰۰ نفر از ایرانیان جان خود را از دست می دهند، نهاد آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد فراگیر آموزشی چه اقدامی در جهت آموزش همگانی جامعه انجام داده است؟
آیا راه اندازی "پویش مومنانه" و فراخوان کمک مادی از دانش آموزان و اولیا از شما مدیران کشوری، استانی، منطقه ای سلب تکلیف می کند؟

نقش آموزش و پرورش در ایران در فرهنگ سازی و سبک زندگی کرونایی چه بوده است
برادران مسئول!
لازم است بدانید برای هر نهادی و هر صنفی وظیفه ای ملی، عرفی و اخلاقی و دینی تعریف شده است ؛ از نهاد آموزش و پرورش انتظار می رود که در بحران ها، کار فرهنگی و آموزشی و تربیتی انجام دهد. نه افکار عمومی و نه مقامات و مسئولین رده بالا از نهاد آموزش و پرورش انتطار کمک مالی ندارند. 

۲- چرا ظرفیت عظیم سخت افزاری و نرم افزاری نظام آموزش و پرورش را در بحرانی ترین مقطع زمانی کشور معطل گذاشته اید و نمی خواهید با فراخوان همکاران داوطلب و مجرب، آغازگر "پویشی ملی" برای  معرفی و ترویج "سبک زندگی کرونایی" باشند؟
من یقین دارم در بدنه آموزش و پرورش و کنج مدرسه هاو کلاس ها و دور از پست ها و میزها هنوز هستند معلمانی  داوطلب و مخلص و عاشق وطن، معلمانی از جنس شهید همت ها و معلمان بسیجی زمان جبهه و جنگ که می توانند بار چنین پویش ملی را با افتخار بر عهده بکشند.
آقایان مسئول!
تا دیر نشده بجنبید! جان ایرانیان ارزشمند است و اقتصاد و اجتماعیات ایران عزیز در خطر.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نقش آموزش و پرورش در ایران در فرهنگ سازی و سبک زندگی کرونایی چه بوده است

منتشرشده در یادداشت

تعریف نقد و نقد منصفانه و سازنده

خوب یا بد بودنِ  همسر، همسفر، همخانه، همکار یا هموطن را ابتداء به ساکن نمی‌توان تشخیص داد.
فقط در متن عمل و حین تجربه و در موقعیت‌های عینی است که می‌توان در مورد ارزش چنین مقوله‌هایی قضاوت کرد.
خوبی یا بدی یک همسر را پس از شروع پیمان ازدواج و در متن زندگی و طی مسیر است که می‌توان مورد داوری قرار داد. تا زندگی مشترک شکل نگرفته و طرفینِ زندگی مشترک در موقعیت‌های عمل قرار نگرفته باشند نمی‌توان در مورد موفقیت یا شکست آن قضاوتی کرد یا حکمی صادر نمود.
داستان نقد هم نظیر این مثال‌هاست. معمولا نقد با توصیفاتی همچون خوب، بد، منصفانه، متعهدانه، سازنده و مخرب معرفی می‌شود.
 نکته مهم در این میان آن است که چنین اوصافی را باید در میانه یا انتهای مسیر به نقد و منتقد نسبت داد. قبل از شروع نقد و انتقاد نمی‌توان گفت که چه نقدی سازنده است و چه نقدی مخرب. اینکه نقد باید سازنده باشد یک مطلوب است، ولی اینکه آیا چنین مطلوبی محقق شده است یا نه، فقط در انتهای کار معلوم می‌شود. بر همین اساس، نقد را نباید با هیچ قیدی محدود کرد.

باید از کلیشه رایج و شدیداً نخ‌نما شده‌ی «نقد خوب و لازم است اما باید سازنده و منصفانه باشد» شجاعانه عبور کرد. این کلیشه هیچ خاصیتی غیر از حذف و طردِ نقد و نقادی نداشته است. منتقد راستین را به حاشیه رانده است. شغلی به نام نقادی و هویتی جدید به نام منتقد رسمی ایجاد کرده است. دارای سازمان، دفتر و دستک و آیین‌نامه شده است.
به نقد نمی‌توان فرمان داد؛ رام شدنی نیست. کسی که به فرموده نقد می‌کند، هر که و هر چه باشد، منتقد نیست؛ مُنقاد است و مصلحت اندیشی او را از مسیر حق‌جویی به کژراهه‌ی ملاحظات و محافظه‌کاری پرتاب خواهد کرد.

تعریف نقد و نقد منصفانه و سازنده

روشهای به کار گرفته شده برای حمایت از نقد و تشویق منتقدین، بیشتر از اینکه به جریان اصیل نقد و نقادی کمک کرده باشد آن را دچار آسیب‌های فراوان کرده است.
در چنین فضایی منتقد برای آنکه نقدش مخرب، غیر متعهدانه یا غیرسازنده نامیده نشود، از خیر آن می‌گذرد. چنین شرایطی زمینه‌ای ایده‌آل برای فرصت‌طلبان و میدانی مهیا برای نان به نرخِ روز خوران است تا خود را در قامت متفکر و منتقد معرفی کنند. چنین نقادانی سودجویان و محافظه‌کارانی بیش نیستند که در لباس مبدل پنهان شده‌اند.
نباید منتقد را معادل «نق زن» معرفی کرد و «نقد» را با «نق» یکی دانست. نباید جریان نقد را به بهانه‌های ساختگی به تأخیر انداخت و با بی‌موقع دانستن آن، سرکوبش کرد یا روی خوش بدان نشان نداد. نباید آن را در مقابل مصلحت قرار داد. هیچ مصلحتی برتر از مقدم دانستن و ارجح تلقی کردنِ حقیقت وجود ندارد. حقیقت از بطن نقادی و مواجهه‌ی دلیرانه با نتایج آن  است که متولد می‌شود. جامعه‌ی ما به نقد و جریان گفت و گوی آزاد همان قدر نیاز دارد که به نان شب. سهل است، برای تأمین نان شب و سقف بالای سر؛ نیازمند گفت و گو و نقادی هستیم؛ نقادی راه‌های طی شده؛ روش های به کار گرفته شده.
 این نقد را نباید به انواع ملاحظات آلود. ملاحظه، قید و شرط و اما و اگر، موتور نقد را خاموش و آن را از کار خواهد انداخت؛ همان گونه که تا کنون چنین کرده است. هر شرطی که نقد را مقید و منتقد را محافظه‌کار کرده و او را به ورطه‌ی انواع ملاحظات دراندازد و نسبت به نتایج غیر‌قابل پیش‌بینی کارش اندیشناک کند، در حکم سم مهلک برای جامعه است. باید به وجود نقدِ بد و حتی مخرب در میان نقدهای خوب و سازنده تن داد و هزینه‌ی آن را پرداخت کرد.

  کانال آگورا


تعریف نقد و نقد منصفانه و سازنده

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

آیا با تصاحب صندوق ذخیره فرهنگیان توسط دولت ( هر دولتی ) موافق هستید ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور