صدای معلم

poursoleymansp10 چند هفته مانده به پایان سال ، شتاب و نگرانی همه جا را فرا می گیرد .ترافیک خیابان ها چند برابر می شود . نوعی استرس ، دست پاچگی و سراسیمگی وحشتناک و غیرقابل کنترل در رفتار اکثر افراد دیده می شود .

این وضعیت حتی در پنج شنبه آخر سال که بنا بر یک سنت دیرینه به زیارت قبور اقوام و گذشتگان می روند هم مشاهده می شود .

آن ها گویی فراموش می کنند که یکی روزی باید میهمان همان جایی باشند که با عجله می خواهند تکلیفی را از سر باز کنند !

این رفتارهای پرخاشگرانه و اضطراب آمیز با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال به اوج خود می رسد ...

در آستانه عید نوروز عده ای تصمیم به مسافرت می گیرند و عده ای نیز ترجیح می دهند که در محل سکونت  خود بمانند  .

در واقع ، نوع رفتارها و نیز بافت زندگی در شهری مانند تهران و چارچوب روابط افراد ، نوعی " شهرگریزی " را در تصمیم شهروندان آن برای خروج موقت شکل می دهد و هر چه این وضعیت غیرقابل تحمل تر می شود ، میزان " شهرگریزی " به همان نسبت افزایش پیدا می کند .

شهروندانی که رفتارهای شتاب آلود توام با استرس و اضطراب مزمن را از خود بروز می دهند با آغاز مسافرت ، همین رفتارها را به بیرون از شهر و در جاده ها انتقال می دهند .

در واقع رفتارهای ترافیکی نشان دهنده  شخصیت افراد و نبض اجتماع است .

ایرنا در این مورد گزارش می دهد :

" هر چند تنها شش روز از نوروز 94 می گذرد اما تصادفات در برخی از جاده ها بیش از سال های گذشته گزارش می شود که چنان چه این روند ادامه یابد بر نگرانی ها خواهد افزود."

مدیر مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی فارس گفت: تعداد کشته شدگان ناشی از حوادث جاده ای این استان در نوروز امسال (از 27 اسفند 93 تا پایان روز چهارم فروردین 94) نسبت به مدت مشابه سال قبل 28 درصد رشد داشته است.

محمدرضا عالی منش افزود: طی مدت مذکور 23 نفر در حوادث ترافیکی این استان جان باخته اند. وی ادامه داد: این حوادث همچنین تاکنون منجر به مصدومیت 889 نفر شده است."

رییس پلیس راه راهور ناجا گفت:" در سال جاری راه های 22 استان کشور با تداوم بارش ها دچار لغزندگی شد و واژگونی خودروهایی که سرعت غیر مجاز داشتند تا 51 درصد افزایش یافت."

در کنار رشد فزآینده این رفتارهای شتاب آلود و پرخاشگرانه ، نوعی رقابت در این زمینه میان افراد و خانواده ها صورت می گیرد و " مسافرت در ایام نوروز به ویژه اگر از نوع " خارجه " آن نیز باشد به یک " امتیاز " و" وجه تمایز و افتراق " تبدیل می شود !

بسیاری از نیازها به ویژه از نوع " ثانویه  " آن به نقطه ای برای " ابراز وجود " و " تاکید بر تفاوت " بنا نهاده شده است و افراد نیز در جامعه سعی می کنند تا می توانند و در موقعیت های مختلف فاصله های یکدیگر را به رخ هم بکشند !

به عنوان مثال ، فلسفه " وسیله نقلیه " برای تسهیل در آمد و شد و صرفه جویی در زمان ، انرژی و استفاده بهینه از امکانات طراحی شده است اما در جامعه ایرانی ، این ابزار  اکثرا برای تاکید بر " فاصله طبقاتی " مورد استفاده قرار می گیرد و از فلسفه اصلی خویش تهی شده است .

همین وضعیت نیز کم و بیش در مورد سایر نیازها صادق است .

این گونه رفتارها با محوریت " تاکید بر تفاوت " موجب می شود که انرژی افراد و جامعه به جای " هم افزایی " و " سینرژی " به خنثی کردن یکدیگر تمایل پیدا کرده و جامعه رشد و یا جهش مثبتی در هیچ زمینه ای نداشته باشد .

در سویی دیگر ، به افرادی  می رسیم که در محل سکونت  خود مانده و مشغول برپایی سنت های نوروزی به ویژه " دید و بازدید " می شوند .

موارد بسیاری را مشاهده کرده ام که اقوام و فامیل پس از یک دوره طولانی که همدیگر را ندیده اند زمانی که دور هم می نشینند به جای " گفت و گو " هر یک مشغول ارسال و دریافت پیام از طریق " وایبر " و سایر شبکه های اجتماعی می شوند !

در واقع ، افراد ترجیح می دهند به جای گفت و گو  در عالم واقعیت، از طریق مجازی با سایرین و حتی همان افراد قبلی ارتباط برقرار کنند !

مشاهده رفتارهای اجتماعی افراد نشان می دهد که آن ها حتی از " گفت و گو " واهمه دارند و فاز گفت و گو در مدل جامعه ایرانی بیشتر در سطح " احوال پرسی " ( Greeting ) و حداکثر صحبت کوتاه (  Small Talk )  می ماند و به ندرت به سطح بالاتر یعنی گفت و گو  ( Conversation ) می رسد .

« گفت و گو هراسی » یک معضل و مانع اساسی برای رسیدن به تفاهم و تقریب نگرش هاست .این نشان می دهد که جامعه ایرانی هنوز اصول گفت و گو را نمی داند و نمی شناسد و البته تلاشی هم برای طراحی و بازسازی آن انجام نمی دهد .

رسانه ها به ویژه رسانه ملی نیز الگویی سازنده و کاربردی در این زمینه به مخاطبان خود ارائه نمی کنند .

پس از اندکی ، چون افراد حوصله و یا انگیزه ای برای ارتباط شفاهی و گفت و گو ندارند  از یکدیگر خداحافظی کرده و تا زمان طولانی دیگر ، همین چرخه تکرار می شود !

نکته مهم آن است که حتی در این گفت و گو ها ، اقناعی صورت نمی گیرد و به علت ماهیت این گونه رفتارها که نوعی جنبه " رفع تکلیف " دارند ؛ افراد شتاب و عجله فراوانی را برای خروج از حلقه دیالوگ های اولیه دارند و حتی در صورت بروز گفت و گو با یکدیگر از آن لذت نمی برند .

امسال و در برخی از این دید و بازدیدها که حلقه دیالوگ  بعضا شکل می گرفت، محور عمده حول " مذاکرات هسته ای " و تبعات و فرآیندهای آن بر زندگی مردم به ویژه اقتصاد می چرخید .

کم تر مشاهده شده است که افراد در سایر جنبه ها و به عنوان مثال در مورد وضعیت برون رفت و آسیب شناسی رفتارهای " علت "  و " متغیرهای مستقل " سخنی به میان آورند و ترجیح می دهند  گفت و گو در همان سطح " معلول " و یا " متغیرهای وابسته " بماند .

در همین زمینه ، یادداشت نوروزی آقای دکتر محمود سریع القلم خواندنی است :

« یکی از فرض های نادرست امروز رسانه ای در ایران اینست که اگر مذاکرات هسته ای به سرانجام برسد، همه مسایل ایران حل خواهد شد. متأسفانه، مذاکرات هسته ای نوعی سرگرمی روزانۀ بعضی رسانه ها شده است.

باید فراتر از این مذاکرات فکر کرد.
به عنوان یک نظر در میان نظرات دیگر، آیندۀ ما ایرانیان در گروی موارد زیر است:
1.هر کدام از ما در حرفه های مختلفی که هستیم به طور دقیق با کار آمدی بالا، روزانه حداقل 5 ساعت کار کنیم. ( کار مفید روزانه در ژاپن7 ساعت و 25 دقیقه و میانگین کشورهای خاورمیانه 15 دقیقه است).
2.اگر می خواهیم به ثروت برسیم، با رانت و ارتباطات این کار را نکنیم. بلکه زحمت بکشیم. فکر کنیم. رقابت کنیم و ثروتمند شویم.
3.تا می توانیم با هموطنان خود همکاری کنیم. مبنای توسعه، سیستم است. مبنای سیستم، همکاری است. از تعارض و اختلاف و درگیری با هموطنان خود پرهیز کنیم از رانندگی گرفته تا توزیع امکانات.
4.تولید کنیم ، حتی شده مداد بسازیم. ابداع کنیم حتی شده بند کفشی ابداع کنیم که بیست سال کار کند.
5.کار کنیم. تولید کنیم. کمتر مصرف کنیم. صادرات کالا و خدمات را گسترش دهیم. توانمند شویم. با قدرت اقتصادی، حاکمیت ملی را بهتر حفظ خواهیم کرد و بر محیط بین الملل تأثیرگذارتر خواهیم بود. »

نوروز با آن که آغاز رویش طبیعت و تحول در زندگی غیرانسان هاست اما بر عکس در زندگی ما ایرانیان ، تداعی گر رخوت ، سستی و تعطیلی است !

با نزدیک شدن نوروز تا زمان پایان قطعی آن ، کشور تقریبا به یک " کمای یک ماهه " فرو می رود و تحرک و پویایی تقریبا در همه جنبه ها به " صفر " تمایل پیدا می کند !

واقعیت آن است که جامعه ما افسرده و بیمار است و بین تمایلات " پرخاشگرانه " و " انزوا " در نوسان است .

رئیس انجمن علمی روان پزشکان ایران می گوید: " تحقیقات تازه در ایران نشان می دهد بین 20 تا 25 درصد ایرانیان دچار بیماری روانی هستند و بیش از 50 درصد مراجعه کنندگان به پزشکان عمومی دارای انواعی از بیماران روانی هستند. "

احتمالا آمار های غیر رسمی بیش از این باشد .

باز هم رئیس انجمن علمی روان پزشکان ایران با بیان اینکه بسیاری از بیماری‌های روانی در جامعه ناشناخته هستند می گوید" : هنوز هم تعداد زیادی از مردم برای برطرف کردن بیماری‌های روانی به جای مراجعه به روان پزشک، دست به دامان همیوپاتی، طب سنتی، فالگیر و دعا نویس می‌شوند.

او هشدار می دهد که ادامه این روند علاوه بر گسترش خرافات در جامعه، سبب مزمن شدن بیماری‌های روانی به دلیل مراجعه نکردن به روان پزشک می‌شود."

باید اذعان نمود ،الگوهایی که  ایرانیان برای روش و فرآیند زندگی خویش برگزیده اند مناسب ، کارآمد و به روز نیستند .

این الگوها عمدتا بر پایه اصل " چه کسی بیشتر دارد " شکل گرفته است و حقیقت آن است که هیچ  واحدی نمی خواهد آن چیزی باشد که هست " .

نتیجه منطقی این فرآیند توسل به مکانیسم های روانی دفاعی برای گریز از واقعیت خواهد بود .

به عنوان مثال ، روزهای نوروز با توجه به فراغتی که به دست می دهد مناسب ترین فرصت برای «  بازیابی خویشتن » و بهترین زمان برای « ریکاوری اندیشه ها ، تصورات از طریق بازاندیشی آن و از طریق مطالعه » است .

چیزی که به ندرت در زندگی ایرانیان رخ می دهد .

با این که تعطیلات نوروز نسبتا طولانی است اما در همین زمان ، کم تر اتفاق می افتد که افراد رغبتی برای مطالعه و به روز آوری خود داشته باشند و از آن جا این مساله  غالبا در " روابط هم سطح " اتفاق می افتد و تکرار می شود ؛ در این زمینه عموم افراد کمبودی را احساس نمی کنند  و حرکتی برای جبران آن دیده نمی شود .

فعالیت ها و برنامه ریزی ها  عمدتا در حوزه فردی و شخصی افراد بر مبنای تغییرات سطحی زندگی صورت می گیرد که نتیجه منطقی این مساله  رشد فزآینده" فرهنگ مصرف گرایی " و دور شدن از اندیشه مولد است .

الگوی زندگی ایرانی بر مبنای " معنامحوری " شکل نگرفته است و البته آن ها سعی می کنند با " فرافکنی " و تمرکز بر یک نقطه خاص و شانه خالی کردن از مسئولیت های تاریخی و فرهنگی ، این چرخه معیوب را تکرار کنند .

افتادن در یک سیکل معیوب روزمره و بازتولید روابط معیوب موجب " از خود بیگانگی " مزمن در جامعه ایرانی شده و عنصر اندیشه و پرداختن به خود  فارغ از عوامل بیرونی بزرگ ترین حلقه مفقوده در جامعه امروز ایران است .

به نظر می رسد تنها راه برون رفت از این وضعیت بحرانی ، « بازشناسی معنا و فلسفه زندگی » و تغییر الگوها بر اساس واقعیت و عنصر " خرد و اندیشه " باشد .

علی  پورسلیمان

مدیر گروه سایت سخن معلم

 

منتشرشده در یادداشت
چهارشنبه, 12 فروردين 1394 09:37

میزان حقوق مدیران و کارشناسان ؟

managementsp2 گروه اخبار /

نتایج یک تحقیق جدید از وضعیت دریافت حقوق و دستمزد در برخی گروه های مهم شغلی ایران نشان می دهد که دریافتی شاغلان در برخی رشته ها مانند متخصصان مالی، حسابداری و حسابرسی با سابقه ۱ تا ۷ سال بین ۶۰۰ هزارتومان تا ۱ میلیون و ۶۲۰ هزارتومان و حداقل و حداکثر حقوق یک کارشناس مهندسی برق بین ۷۰۰ هزارتومان تا ۲ میلیون و ۴۰۰ هزارتومان است. همچنین تاثیر دریافت حقوق افراد با مدرک تحصیلی فوق لیسانس نسبت به لیسانس در ایران هم ۱۷ درصد است.
 حقوق و دستمزد و مزایای دریافتی در گروه های مختلف شغلی؛ مهم ترین و اولین موضوعی است که از سوی قریب به اتفاق شاغلان دنبال می شود. حتی کارجویان و تازه واردان به بازار کار نیز همه نوع محاسبه ای را برای دست یابی به میزان دستمزد خود انجام می دهند.
در طول سالیان متمادی، تعیین حقوق و دستمزد حدود ۱۲ میلیون مشمول قانون کار کشور (بیش از نیمی از کل ۲۲ میلیون نفر شاغل در ایران)، از مهم ترین مسائل و چالش برانگیزترین بحث ها بین نمایندگان کارگران و کارفرمایان بوده است.این مسئله نیمه دوم هر سال را تحت الشعاع خود قرار می دهد و تا اسفندماه هر سال که میزان افزایش حداقل حقوق های سال آینده مشمولان قانون کار مشخص می شود، مباحث و چانه زنی های فراوانی در این خصوص انجام می شود.

علیرضا محجوب نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی چندی پیش اعلام کرد: خط مطلق فقر در شهرها ۹۲۰ و در روستاها ۷۲۰ هزار تومان است؛ با این حال، شورای عالی کار حداقل دستمزد امسال مشمولان قانون کار کشور را تنها ۶۰۸ هزار و ۹۰۰ تومان تعیین کرده است.

اهمیت این موضوع آنجاست که بدانیم دست کم ۲۵ درصد کل مشمولان قانون کار، در پایان هر ماه تنها به میزان ۶۰۸ هزار و ۹۰۰ تومان مصوب شورای عالی کار در سال ۹۳ را دریافت می کنند. جالب تر اینکه کارفرمایان از این مبلغ درصدی را نیز به عنوان حق بیمه از حساب کارگران کسر می کنند.

با این حال، برخی گروه های شغلی در ایران از وضعیت حقوقی بهتری برخوردارند. البته این مسئله به توان مالی بنگاه، میزان مهارت و تخصص افراد در کار، سوابق، تحصیلات و نقش افراد در تولید و یا ارائه خدمات در واحدها؛ همچنین قرار گرفتن در پست های مهم تر ارتباط مستقیم دارد.همچنین تأثیر نوع شرکت، تحصیلات و نوع دانشگاه بر دریافتی شاغلین ارزیابی شده است.

طبق این آمار، بین حداقل و حداکثر دریافتی افراد در هر رده سازمانی تفاوت ۲۰۰ درصدی مشاهده می شود.این گزارش نتیجه ارزیابی دستمزد ماهانه ۲۹ هزار نفر از جامعه متخصصان کشور در بهمن ۹۲ بوده و هدف آن آگاهی کارفرمایان، مدیران و کارشناسان از میزان حقوق و دستمزدهای رایج در گروه های شغلی مختلف است.در سال های اخیر، مدیران و همچنین متخصصان منابع انسانی، همواره عدم وجود مرجعی برای ارزیابی حقوق و مقایسه آن با دستمزدهای رایج کشور را از مشکلات ساختاری بازار کار ایران برشمرده اند.

عدم شفافیت سطح دستمزدها برای کارفرمایان مشکلاتی همچون از دست دادن نیروهای توانمند و در نتیجه آن تحمیل هزینه های قابل توجه به سازمان، پرداخت خارج از عرف و یا در مواردی نارضایتی کارکنان را به همراه می آورد.از طرف دیگر برای کارکنان و کارجویان موجب از دست دادن موقعیت های شغلی، در برخی موارد تحمل شرایط کاری خارج از عرف و یا عدم تمرکز روی مسیر شغلی دلخواه می شود.

اطلاعات ارائه شده، متوسط دریافتی در جامعه و همچنین بازه رایج آن را نشان می دهد. به عنوان مثال در سال ۹۲ یک مدیر مالی در تهران با سابقه کاری بین ۷ تا ۱۵ سال، ماهانه به طور متوسط ۳۰ میلیون ریال دریافتی داشته که این مبلغ در موارد مختلف بین ۱۵ میلیون ریال تا ۵۳ میلیون ریال متغیر بوده است.

از سویی، نتایج نشان می‌دهد که دریافتی افراد برای یک سِمت مشابه در شرکت‌ های مختلف فرق می‌کند. به عنوان مثال کارشناسان، در شرکت‌ های حسابداری و حمل و نقل کمترین دریافتی و در بانک ها و شرکت های نفت و گاز بیشترین دریافتی را دارند.

از دیگر نتایج به دست آمده، پایین بودن حقوق خانم‌ ها نسبت به آقایان است. آمارها در تهران حاکی از آن است که خانم ها در سِمت‌ های مشابه با آقایان، به طور میانگین ۲۳ درصد حقوق کمتری دریافت می کنند. به گفته برخی مدیران از جمله دلایل این تفاوت مذاکره بیشتر آقایان در مورد سطح درآمدشان و یا در بعضی موارد ساعات حضور بیشترشان در محل کار است.

مهر

 

منتشرشده در اقتصاد
چهارشنبه, 12 فروردين 1394 08:01

اعترافات یک معلم ... "هویت معلمی من" (4)

29tribunspecial .همکارانی دیده ام که در مقابل برخی مدیران سهل گیر و نمره فروش به جدّ ایستاده اند و اعتراض کرده اند که نمره نمی دهند و سخت گیری کرده اند اما هدف شان تنها این بوده است که بچه ها مجبور شوند برای قبولی با او کلاس خصوصی بگیرند و حرف شان این بوده است که؛ هر کسی شغلی دارد و شغل معلم تدریس است و معلم باید از این راه نان درآورد!

و این گونه تابستان ها هم بیکار نیستند و درآمدی از راه تدریس نصیب شان می شود.
30.همکارانی دیده ام که با مدیر و معاونان مدرسه "باند" تشکیل می دهند و می خورند و می برند و معلمانی را که در باندشان نیستند یا مجبور به ترک آن مدرسه می کنند یا از او بهره کشی می کنند.
31. می گویند گروهی جایی چاهی می کندند تا به آب برسند ، فرد کاربلدی به آنها گفت که اینجا را نکنید اینجا آب ندارد. آنها معترضانه و با پرخاش گفتند؛ اینجا اگر برای شما آب ندارد برای ما "نان" که دارد!! حکایت همکارانی از ما است که همه چیز برایشان فرمالیته است و سندسازی و فاکتورسازی، همه چیز سمبلیک است و تنها پوسته ای تو خالی و گزارش هایی دروغین؛ از خود کلاس رفتن و تدریس کردن گرفته تا طرح سوال و جلسه ی امتحان و تصحیح اوراق و تصحیح دوم و حتی برگزاری مسابقات مختلف علمی و عملی و المپیادی وتجهیز کارگاه و تشکیل کلاس های تقویتی و کنکور و حتی برگزاری اردوهای مختلف و خرید های رنگارنگ برای مدرسه که "نان" دانی ای شده است برای عده ای که آنچه برایشان مهم نیست همان "آب" است و "آب"! (یعنی انسانیت و تدریس و رشد و پیشرفت واقعی دانش آموز)!.
32.همکارانی دیده ام که به جای همکار دیگر برایشان اضافه کار رد می شود و پولش را می گیرند و در بهترین حالت به همان همکار و گاه به مدیر می دهند و گاه خودشان می خورند و یک لیوان آب هم رویش (یک بار برای خودم این مورد پیش آمد و بدون اینکه بدانم 400 هزار تومان به حساب ام آمد و آن را خوردم. بعد که فهمیدم کار مدیر بوده از مدیر به اداره شکایت کردم و درخواست کتبی دادم که از حقوق ام کم کنند البته حدس می زدم که از ترس هم شده کم نمی کنند. گرچه هیچ اتفاقی برای مدیر نیفتاد اما در پایان سال با نامردانه ترین روش ها و کثیف ترین تهمت ها تلافی کردند و مرا از آن مدرسه بیرون کردند و از آن منطقه نیز، اما متاسفانه هنوز خوردن آن پول را لکه ی ننگی بر پیشانی ام و خودم را آلوده به آن پول می دانم).
33.اولین سال تدریس ام همکارانی مرا نصیحت کردند که؛ "گربه را دم حجله بکش"، " همان ساعت اول یکی را بگیر و بزن"، " مواظب باش دانش آموزان دندان هایت را نبینند، یعنی هرگز سرکلاس نخند"، " دانش آموزان همان هفته ی اول معلم شان را می شناسند، شُل بگیری تا آخر سال سوارت می شوند"، "نه همان هفته ی اول می شناسند"، " نه همان ساعت اول می شناسند"، " نه همان لحظه ی ورود به کلاس می شناسند" یکی که با هوش تر بود گفت:" نه دانش آموز معلم را قبل از این که سر کلاس بیاید می شناسد چون از دانش آموزان سال قبل کاملن در موردش تحقیق می کنند" و این آخری برایم در آن زمان ها تکان دهنده بود. چندین سال و مخصوصن در سال اول تدریسم، دانش آموزانی را با لگد زدم که گرچه اندکی تحت تاثیر همان سخنان بود اما مقداری از آن هم از ترس خودم بود و مقداری از آن هم به اصطلاح می خواستم پیش مدیر و معاونان کم نیاورم که فلانی توان کنترل کلاس را ندارد و کلاس داری بلد نیست.
34. همکارانی دیده ام که دانش آموزان را گوسفند می دانستند و خودشان را چوپان و واقعن با همین باور هم سرکلاس می رفتند و با آنها رفتار می کردند.
34. همکارانی دیده ام که حقوق دریافتی شان را "حقِ - وقّ"(وغ وغ سگ) یا " حقِ - چُ..." می نامند.
35. در مدرسه ای یک ماه بدون حکم معاون بودم و در آن یک ماه معاونان دیگر به من یاد می دادند که؛ دفتری تهیه کن و تمام نقاط ضعف و کارهای غیرقانونی و درگیری با دانش آموزان و حتی تاخیرهای همکاران را بنویس چون روزی به دردت می خورد و می توانی برعلیه شان استفاده کنی و نیز از هر کلاس دانش آموزی را مخفیانه انتخاب می کردند که با وعده ی نمره قبولی در پایان سال باید برای آنها از معلم و دانش آموزان دیگر جاسوسی می کرد و برایشان خبر می آورد...

فشار زیادی به خودم آوردم و سعی کردم تمام نقاط ضعفی را که در این سال ها خودم داشته ام یا در برخی همکاران ام دیده ام ریز به ریز بیان کنم و انصافن این همه ی پلشتی ها موجود در معلمی بود آنجا که انتهای بزرگترین پلشتی ها ی معلمی تازه شروع کوچکترین پلشتی های بسیاری از گروه ها و شغل های دیگر است.
شاید تنها من معلم می توانم به خودم اجازه دهم که خودم و همکاران ام را این گونه بیرحمانه نقد کنم ؛ چه اگر شخصی از گروه و شغلی دیگر چنین کاری می کرد شاید شبانه به قتل می رسید و یا آبروی اش را در کوی و برزن می بردند ، اما معلمی و فهم و درایت معلمی و نجابت پاک و ساده ی این بزرگواران به من نوید می داد که مثل همیشه برخوردها با من پدرانه برادرانه و دلسوزانه خواهد بود.
دولت میزانی سرمایه گذاری برای پر کردن قسمتی از شکم و نیز قسمتی از مغز فرزندان این مرز و بوم انجام می دهد. خانواده ها تمام تلاش شبانه روزی شان برای پر کردن قسمت خالی مانده ی شکم فرزندان شان است.

کاش نیمی از روزشان را برای پر کردن مغز فرزندان شان صرف می کردند و هزینه ی معلم و مدرسه و درس فرزندان شان را تقبل می کردند.
من تجربه ی چندین کار مختلف را دارم؛ بی شک معلمی و تدریس و آموزش آن هم به دانش آموزان ابتدایی تا سن دبیرستان جزء سخت ترین و طاقت فرساترین مشاغل دنیا است. خستگی حاصل از کار هر شغل فیزیکی ای و هر شغلی که با آدمی و با آموزش سرو کار ندارد با ساعاتی خوابیدن و استراحت کردن برطرف می شود اما خستگی حاصل از معلمی دریغ که هر یک روز معلمی کردن، نیاز به سه روز استراحت برای ریکاوری مجدد دارد.
ارزش هر کشور به اندازه ی ارزشی است که حاکمان آن کشور برای معلمان شان فائل اند ...

بخش اول

بخش دوم

بخش سوم


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

منتشرشده در یادداشت

tribunspecial گروه گزارش /

مطلب زیر توسط یکی از « مخاطبان غیرمعلم » برای سخن معلم ارسال گردیده است :

کدام قشر بیشتر تعطيلند و کم کار  و حقوق زیادی می گیرند ؟
کارمندان دولت هر سال یک ماه مرخصی دارند .
در پایان هر ماه به کارمندان حداقل 80 ساعت اضافه کار می دهند یعنی در ماه حداقل ده روز پول کاری که اصلا انجام نشده است دریافت می کنند .
در طول سال می شود حداقل 120 روز .
یعنی 4 ماه .
پس تمامی کارکنان دولت در سال حداقل 5 ماه بیکارند و حقوق شان هم حداقل دو برابر معلمان !
ضمناً کارمندان ، هر سال 2 ماه حقوق کامل را پاداش می گیرند  ، غیر از عیدی ، حق ایاب ذهاب ، حق مسکن و دیگر مزایا ...
این شد  7 ماه حقوق دریافتی بدون کار برای کارمندان محترم !
این ها را حساب کنید !
در مقابل سه ماه تعطیلی فرزندان کارمندان !
شما قضاوت کنید چه کسانی در سال بیشتر کار می کنند ؟

فرهنگیان یا دیگر کارمندان دولت ؟!
من معلم نیستم ولی هیچ وقت زحمات معلمانم را فراموش نمی کنم و این پیام کمترین چیزی بود که برای دفاع از حق واقعی این قشر زحمتکش می توانستم بنویسم.
این قشر دوست داشتنی فقط از«  تبعیض » می نالند و حرفشان هم حق است.
امیدوارم همه تان برای تشکر از معلمان تان « یک رسانه » باشید.
شاید سیاست مدارها هم از خواب ...بیدار شوند .

ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

منتشرشده در یادداشت
سه شنبه, 11 فروردين 1394 13:09

98.5 درصد؟!

bathayeesp4 آموزش و پرورش امروز به تبع نیازهای فزآینده آن ؛ با آموزش و پرورش گذشته  تفاوت های فراوانی را دارد. اقتضائات جامعه امروز اعم از نیازهای فردی شهروندان برای زندگی در این جامعه ، استلزامات و مهارت های اجتماعی برای همراهی فرد با گروهی که در این جامعه در کنار یکدیگر زندگی می کنند ، هجمه ها و تهدیداتی که با هدف و یا بدون قصد به دلیل پیچیده گی های جامعه و ... همه و همه مختصات آموزش و پرورش امروز را تغییر داده است .

از طرف دیگر توقعات و انتظارات از آموزش و پرورش امروز برای رسیدن به فردایی جدید ، توجه به این تفاوت ها را اهمیتی مضاعف بخشیده است. خواسته یا ناخواسته ، آموزش و پرورش امروز در ویژگی های اجتماعی فردا سهیم است . تصویر جامعه آینده ، در کلاس های مدارس امروز ترسیم می شود . آموزش و پرورش امروز در تعیین نوع رفتارهای مردم فردا شریک است . میزان توسعه یافتگی در رفتارهای فردی و اجتماعی ، افزایش و یا کاهش رفتارهای خشونت آمیز ، نزدیک شدن به اعتدال و یا فاصله گرفتن از آن و بروز برخوردهای افراط گرایانه در اجتماع آینده ، در دست معلمان امروزاست .

پیدا کردن دلایل به وجود آمدن گروه " بوکو حرام " خیلی نیاز به پژوهش های میدانی ندارد . پیدا کردن زمینه های بروز"طالبان و داعش " و آسیب شناسی رفتارهای خشن و ضد انسانی آنها خیلی به مطالعات علمی و عمیق محتاج نیست . فقط کافی است نظام و فرآیند تعلیم و تربیت این افراد را تجزیه و تحلیل نماییم . می توان به جرات گفت که بروز این اتفاقات که جامعه بشری تا ابد از به یاد آوردن آن شرمسار خواهد بود در دو دهه گذشته با نگاهی به وضعیت آموزش و پرورش آن جوامع ، قابل پیش بینی بوده است .

مردان و زنان فردا ، صبوری را امروز در کلاس های درس و مدرسه خواهند آموخت . تحمل نظرات و سلیقه های متفاوت با سلیقه خود را امروز در تمرین با سایر همکلاسان خود یاد خواهند گرفت .

شاید شما با این نظر موافق نباشید ولی برخی از صاحبن ظران تعلیم و تربیت معتقدند نظام آموزش و پرورش حتی در صورت نقص در سایر نظامات تعلیم و تربیت و خطا در کارکردهای آنها ( از قبیل رسانه ها ، اجتماعات رسمی و مذهبی و ... ) می تواند در تصحیح پیامدهای آن نظامات به میزان زیادی موثر واقع شود.

با این مقدمه هر چند مختصر اجازه دهید خیلی از غرض اصلی برای نوشتن این پست دور نشوم و موضوعی که به نظرم مسئله اول نظام آموزش و پرورش امروز است را با شما در میان گذارم.

همگان کم و بیش با وضعیت اقتصادی کشور و پدیده "رکود تورمی" آن آشنا هستیم . اینکه چه دلایلی و چه نوع تصمیماتی در گذشته باعث بروز این گره بسیار سخت در اقتصاد کشور شده است در جای خود بماند -که باز متهم به سیاه نمایی دولت قبل نشویم – اما به هر حال آموزش و پرورش هم به عنوان بخشی از دولت از این شرایط تاثیر می پذیرد و شاید به دلایل مختلف و از جمله همین دلیل است که مقام معظم رهبری ، موضوع اقتصاد مقاومتی را با جدیت مطرح کرده اند و پیگیری می نمایند .

همان طور که در نوشته های قبلی با شما در میان گذاشتم ، سهم اعتبارات پرسنلی از کل اعتبارات آموزش و پرورش به شکل دهشت آمیزی !! افزایش یافته و به رقم 98.5 درصد رسیده است . این عدد به معنای آن است که فقط1.5درصد اعتبارات این بخش مهم و سرنوشت ساز کشور صرف برنامه های عملیاتی آن یعنی برنامه های آموزشی و پرورشی خواهد شد . در کنار این برنامه ها ؛ هزینه های بهسازی نیروی انسانی یعنی ارتقای دانش ها و مهارت های آنها و نیز هزینه های لازم برای بیمه طلایی وتقویت انگیزه و اشتیاق آنها برای کار با کیفیت باید از همین محل تامین شود . شما اضافه بفرمایید هزینه هایی را که برای تعمیر مدرسه ونقاشی و آب و برق و تلفن و گاز نیز باید پرداخت شود .

روزی با یک حساب سر انگشتی بررسی کردم اگر همه این اعتبار 1.5 درصدی را بین معلمان و دانش آموزان تقسیم کنیم به هر نفر آنها در یکسال حدود 28 هزار تومان خواهد رسید!!!

بروز چنین  شرایطی که شاید اطلاق "محدودیت" برای آن کم باشد و باید از"بحران منابع " از آن یاد کرد ، صرفا به دلیل شرایط اقتصادی موجود کشور نیست و دلایلی دیگر نیز در آن سهیم است . اجازه دهید یکی از مهمترین عوامل بروز این اتفاق نادر را که در سال های پس از انقلاب کم نظیر بوده است ؛ تحلیل کنم :

تاکید نمایم که این موضوع صرفا یکی از دلایل بروز است و علل دیگری نیز در این مهم دخیل می باشند.

 

درصد رشد کارکنان

جنسیت

زن

مرد

کل

80-81

0.19

-0.71

-0.30

81-82

0.43

-1.38

-0.56

82-83

12.02

1.75

6.47

83-84

-1.59

-2.78

-2.20

84-85

-2.25

-3.37

-2.82

85-86

-0.93

-2.93

-1.95

86-87

-1.94

-4.46

-3.21

87-88

-5.72

-10.02

-7.86

88-89

-4.45

-6.67

-5.53

89-90

2.08

1.98

2.03

90-91

13.37

14.91

14.11

91-92

0.08

-3.52

-1.66

92-93

-0.90

-1.67

-1.26

   

همان طور که در جدول بالا ملاحظه می فرمایید ؛ درصد رشد تعداد کارکنان شاغل در آموزش و پرورش از سال 80 تا 88 ( به استثنای یک سال ) همواره منفی بوده است اما در سال های 89 و 90 به یک باره جمعا بیش از 16 درصد رشد یافته است . این در حالی است که در طی تمامی سال های مذکور رشد تعداد دانش آموزان منفی بوده است ( هر چند شیب این کاهش به تدریج در حال کاسته شدن می باشد ) .

افزوده شدن بیش از 116000 نیروی انسانی به سازمانی که درصد سهم اعتبارات آن از دولت ثابت بوده است ، نتیجه آن کاملا روشن است :

افزایش سهم اعتبارات پرسنلی و در نتیجه کاهش کیفیت برنامه های آموزشی و پرورشی

نکته بسیار ظریف در این تحلیل آن جاست که هر چند تراکم کلاس کاهش یافته است و معمولا کاهش این شاخص ، ارتقای کیفیت را به دنبال دارد اما چون سایر پارامترهای موثر بویژه بهسازی و انگیزه کارکنان خنثی مانده است نتیجه این تصمیم ،کاهش کیفیت آموزش و پرورش بوده است !!

ورود کارکنان جدید با وارد کردن حدود 2000 میلیارد تومان در سال ، یک شوک غیر قابل تحمل را بر ساختار بودجه آموزش و پرورش وارد کرده است که خدا می داند اثرات تبعی این شوک تا چه هنگام بر سایر عوامل آموزشی تاثیر گذار باشد !

ادامه دارد

وبلاگ شخصی سید محمد بطحایی

 

 

منتشرشده در اقتصاد
bagheridid این ایام زمزمه ی استخدام مربیان پیش دبستانی به گوش می رسد و حتی خبر از دادن کارت زرد مجلس به وزیر آموزش وپرورش بابت عدم برگزاری آزمون استخدامی این عزیزان نیز دررسانه ها و سایت ها شده است ، اما من می خواهم از منظری دیگر به این موضوع بپردازم و آن کوتاه بودن دیوار مقطع ابتدایی است!
گویا دیواری از آموزش ابتدایی کوتاه تر نیست که اگر کسی لیسانس مامایی داشته باشد و متقاضی استخدام در جایی بی درنگ به او می گویند برای آموزش ابتدایی مناسب هستی !
لطفا اشتباه استخدام 40 هزار نفری دوره ی قبل را تکرار نکنید !
استخدام مربیان پیش دبستانی حق آنهاست اما در همان مقطع پیش دبستانی نه درمقطع ابتدایی!
چرا که آنان به هیچ وجه توانایی و مهارت و دانش لازم برای کارکردن در این مقطع را ندارند.
بارها به عنوان ناظر محتوای کتب پیش دبستانی تجربه ی بازدید از این مراکز را هم داشته ام.
هنوز خیلی از این مربیان که واقعا دلسوز هم هستند به اصول یازده گانه ی پیش دبستانی آشنایی لازم را ندارند و بعضا از روی سهل و یا عمدا و عوام فریبی اقدام به آموزش نوشتن حروف الفبا که اصلا جایگاهی درپیش دبستانی ندارد می کنند و اولیای محترم نیز که با اهداف دوره ی پیش دبستانی آشنایی کافی را ندارند گمان می کنند که کار این دسته از مربیان صحیح است! و بدیهی است این دسته از مربیان ممکن است درجذب نوآموز هم موفق عمل کنند!
ازاین گذشته این مربیان محترمه چقدر آشنایی با دوره ی ارزشیابی کیفی - توصیفی دارند؟!
چقدر باید هزینه شود تا دوباره آنها را با بازنگری این دوره  آشنا کرد؟!
آنهایی که دل شان برای آموزش وپرورش می سوزد این امور را اصلاح کنند و کارگاه های آموزشی بیشتری بگذارند و با استخدام مربیان در همین مقطع پیش دبستانی به آنان انگیزه بدهند نه اینکه با به کارگیری آنان در کاری غیر تخصصی ظلمی آشکار هم به خود مربیان و هم به کودکان کنند.
 
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
 
منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار /

 دریاچه ارومیه به برکت بارش های اخیر و بازگشایی آب برخی از سدهای اطراف جان دوباره ای گرفته تا حدی که در بخشی از این دریاچه قایق رانی نیز احیا شده است.


 آخرین اظهار نظر در مورد دریاچه ارومیه :

رئیس سازمان محیط زیست از اجرای فاز دوم احیای دریاچه ارومیه و مقابله جدی با پدیده ریزگردها در سال ۹۴ خبر داد.

دکتر معصومه ابتکار  افزود: امضای سند همکاری اجرای فاز دوم احیای دریاچه ارومیه با سازمان ملل و ژاپن در روزهای پایانی سال ۹۳ مقدمه ای برای اجرای فاز دوم احیای دریاچه ارومیه با مشارکت جوامع محلی است.

وی با اشاره به آغاز دومین مرحله همکاری با سازمان ملل و کشور ژاپن با موضوع کشاورزی پایدار برای احیای دریاچه ارومیه اظهار داشت: مرحله اول این طرح با کارنامه قابل قبول پیش رفت و با اینکه حرکت ما در راستای احیای دریاچه ارومیه تاکنون دارای فراز و نشیب های زیادی بوده اما در مجموع اقدامات انجام شده برای این دریاچه قابل قبول است از این رو وارد مرحله دوم همکاری با دولت ژاپن شدیم.

معاون رئیس جمهوربا اشاره به اینکه دولت در سال ۹۳ توجه ویژه ای به احیای تالاب های مهم کشور داشته که نتایج خوبی هم به دست آمده تصریح کرد: همچنین با اقداماتی که در تالاب هورالعظیم انجام شده این تالاب همچنان در حال آبگیری است و با حذف موانع در راستای آب رسانی به تالاب هامون از ابتدای سال جاری تاکنون این تالاب سال گذشته هشت ماه آب داشت.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست تاکید کرد: در مورد دریاچه ارومیه توجه دولت جدی تر بود ؛ از این رو برنامه احیای این دریاچه تدوین و اعتباراتی برای آن تعیین شد که بر این اساس پروژه کشاورزی پایدار که در حال اجرا با همکاری دولت ژاپن است در دل پروژه بزرگ احیای دریاچه ارومیه قرار دارد و در سال جاری با جدیت دنبال می شود.

ابتکار همچنین از اختصاص اعتبارات خوبی در دولت برای مقابله با پدیده گرد و غبار و ریزگرد ها به ویژه در استان خوزستان در سال ۹۴ خبر داد و افزود: ساز و کار های مقابله با ریز گردها در استان های غربی در سال ۹۴ با جدیت به فعالیت خود ادامه می دهند و با اعتبارات در نظر گرفته شده قطعا در سال جاری وضعیت ریزگردها بهبود می یابد .

وی همچنین یاد آور شد : در اوایل امسال برنامه ملی مقابله با گرد و غبار نهایی می شود و با تمام توان در همه ابعاد در جهت تحقق اهداف این برنامه تلاش خواهیم کرد.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در پایان از مردم در خواست کرد در ایام نوروز که ارتباط بیشتری با طبیعت دارند به مسائل زیست محیطی توجه بیشتری داشته باشند.

خبرگزاری مهر

oroomiyeh1

oroomiyeh2

oroomiyeh3

oroomiyeh4

oroomiyeh5

oroomiyeh6

oroomiyeh7

oroomiyeh8

  قبل :

.

.

.

oroomiyeh10

oroomiyeh11

oroomiyeh12

oroomiyeh14

oroomiyeh15

oroomiyeh16

oroomiyeh17

oroomiyeh18

oroomieh19

oroomieh21

oroomiyeh20

oroomiyeh22

oroomiyeh23

oroomiyeh24

oroomiyeh25

 

ghahrananisp یکی از دیدگاه ­های جامع­ نگر ریاست محترم جمهوری جناب آقای دکتر روحانی در دولت تدبیر و امید که اساساَُُِّ مبتنی بر رویکردهای تمرکززدایانه، تحول­ آفرینی، حرفه­ ای نگر و انگیزش بخش در زمینه فعالیت های اجتماعی، صنفی و حرفه ای است، دیدگاه مبتنی بر احیای نهادهای صنفی، حرفه ای و مدنی غیردولتی و تلاش برای سپردن امور و فعالیت های اجرایی و عملیاتی به آن­ها و قائل شدن بر جایگاه کلان حاکمیتی دولت و توسعه سیاست های حمایتی، ارشادی و نظارتی بر امور آن­ها است که در صورت تمهید سازوکارهای قانونی و حذف موانع غیرضرور، منجر به توسعه شاخصه ­های قانون­ مندی، مسئولیت­ پذیری، حرفه­ ای­ گرایی، نظارت همگانی و رضایت مندی فعالان و بازیگران اجتماعی و نیروی انسانی سازمان­ ها شده که نهایتا موجب شکل­ گیری جامعه مدنی فعال و رشد­یافته در کشور می­ گردد.

اگرچه سابقه ایجاد نهادهای صنفی و مدنی در جامعه ایران و برای اقشار و گروه های خاص اجتماعی و صنفی به دهه ها قبل بر می­ گردد به طوری­ که آسیب شناسی سوابق دیرینه برخی از چنین نهادهایی حاکی از بروز موانع و مشکلاتی یا به شکل تندروی ­های افراط­ گونه، سواستفاده­ های نامشروع و قانون گریزی از طرف بخشی از اقشار و اصناف بوده و یا با رویکرد تهدیدمحور و رقیب­ نگر دولت­ ها همراه بوده و در نتیجه به مهار بی قید و شرط نهادهای صنفی انجامیده است. اما هر چه باشد جامعه در حال توسعه ایران اسلامی تا به حال در شکل­ گیری و فعالیت نهادهای صنفی و مدنی به ویژه در میان اقشاری از جمله: پزشکان، مهندسین، هنرمندان، سینماگران، وکلا، نویسندگان، روزنامه ­نگاران، پرستاران، کارگران، مدیران، صنعتگران، ناشرین و… دیرینه پرفراز و نشیبی داشته است که البته ادامه فعالیت نسبتا موفقیت آمیز برخی از آن­ها همچون سازمان نظام پزشکی، نظام مهندسی، نظام پرستاری، نظام مشاوره و روان شناسی، کانون وکلا، جامعه کارگری، خانه سینما و… نشان از ریشه دار بودن نهادهای صنفی در کشور و اراده و انگیزه افراد به ادامه فعالیت در چنین نهادهایی از یک طرف و همچنین موفقیت آمیز بودن فعالیت صنفی به شرط قانون مندی و داشتن تشکیلات و اساسنامه رسمی و قانونی از طرف دیگر است. اما به جرات می توان گفت بزرگترین و پرجمعیت ترین قشر جامعه– معلمین و فرهنگیان- نیاز محسوس و حرفه­ ای تری نسبت به یک نهاد صنفی همتراز خود دارند که در این یادداشت به اهمیت و ضرورت تشکیل نهاد صنفی و حرفه­ ای ویژه فرهنگیان تحت عنوان «سازمان نظام معلمی و اعتبارسنجی آموزشی و حرفه ای» می پردازیم.

اهمیت و ضرورت ایجاد «سازمان نظام معلمی»

اگرچه زمزمه های تشکیل چنین سازمانی به سال ­ها پیش برمی­ گردد و در این زمینه طرح ­هایی نیز در شورای عالی آموزش و پرورش در چند سال اخیر مطرح بوده و چه بسا عقیم مانده است، لیکن در باب ضرورت و اهمیت ایجاد نهاد صنفی و حرفه ای خاص برای قشر فرهنگیان جامعه دلایل بسیاری می توان ذکر نمود که بخش اعظمی از آن­ها نیز مستند به یافته­ های پژوهشی و استدلال­ های علمی فراوان هستند.

از آنجایی که هدف اصلی این نوشته تاکید بر دیدگاه جامع­ نگر ریاست محترم جمهوری – جناب آقای دکتر روحانی- است لذا مخاطب اصلی این یادداشت همانا سیاست گذاران و مدیران نظام آموزشی به عنوان مجریان تسهیل زمینه­ های فعالیت صنفی و حرفه­ ای معلمین در جامعه، هستند که بایستی ضمن تغییر رویکرد به فرصت محوری ، سازوکارهای تقنینی و ساختاری را در جهت ایجاد و تاسیس نهادی تحت عنوان «سازمان نظام معلمی و اعتبارسنجی آموزشی و حرفه­ ای» فراهم نمایند.

البته در خصوص پرداختن به موضوع نظام صنفی معلمین کشور، ابتدا لازم است نسبت به برخی ابهامات و شائبه ­ها روشنگری نمود تا زمینه طرح موضوع هم برای خوانندگان و هم برای طرفین موضوع شفاف ­تر گردد. اول این­که در جامعه کنونی وقتی صحبت از نظام صنفی و یا حقوق صنفی اصناف و اقشار مختلف جامعه به میان می ­آید، همانا حقوق مادی و خواسته ­های معیشتی به ذهن متبادر می­ شود در حالی که نیاز معیشتی یکی از نیازهای انسانی بوده و همه آن نیست. ، به ویژه برای جامعه معلمین کشور در کنار تامین مادی و معیشتی، نیازهای شغلی، حرفه ­ای و منزلتی مهمتری وجود دارد که در محیط­ های کاری و اجتماعی نیازمند تاکید و توجه بدان­هاست، چرا که کمترمعلمی در کشور در قبال دریافت حتی مبلغ کلان حقوق و پاداش مادی، راضی به نادیده انگاشتن منزلت شغلی و اجتماعی خود در جامعه خواهد بود.

لذا هر ساختار قانونی و رسمی ایجاد شده برای مدیریت حقوق و خواسته های صنفی معلمین باید در کنار نیازهای معیشتی به نیازهای منزلتی، شغلی و حرفه­ ای اعم از آموزش، رتبه ­بندی، اعتبارگذاری، سنجش صلاحیت ­های حرفه­ ای، معیارهای شایستگی، شایسته ­سالاری، ارتقا و… نیز بپردازد. دوم این­که در خلا نبود ضوابط، معیارها یا ساختارهای رسمی و قانونی برای پاسداشت و ارتقای حقوق صنفی و شغلی معلمین، افراد و گروه­ ها و انجمن­ های متعددی به شیوه قیم­ مآبانه وارد حوزه دفاع از حقوق صنفی معلمین می­ شوند که در اغلب موارد ممکن است شبهات و نارسایی­ هایی را به اصل موضوع حقوق صنفی معلمین وارد سازند.

لذا تشکیل قانونی و رسمی «سازمان نظام معلمی» زمینه هر نوع پراکنده­ کاری، موازی ­کاری، قیم ­مآبی و… را تا حد امکان از بین خواهد برد. و سوم این ­که با مطرح شدن موضوع تشکیل «سازمان نظام معلمی»، مدیران نظام آموزشی نباید تلقی استحاله اختیارات قانونی و حق دستوردهی در صورت اجرای چنین طرحی برای معلمین را داشته باشند ؛ چرا که حق سیاست گذاری، تقنین و نظارت برای ستاد محفوظ بوده و اهرم­ های تعاملی نیز فعال خواهند بود ضمن این­که بخش بزرگتری از امور استخدامی و پرسنلی و نظام پرداخت، همچنان بر عهده وزارت آموزش و پرورش خواهد بود و اساسا معلمین نیز نیروی انسانی آموزش و پرورش محسوب می ­شوند که حرفه ­ای تر شدن عملکرد شغلی آن­ها نهایتا منجر به کارآیی و اثربخشی در نظام آموزشی کشور خواهد شد و ضمنا ما در کشور خود سابقه موفقی از عملکرد این نوع از سازمان­ ها همچون «سازمان نظام پزشکی کشور» داریم که این مقایسه از حیث مصداق بلوغ کار صنفی در میان اقشار آموزشی و فرهنگی در جامعه صورت می گیرد و لاغیر.

لذا دلایل متعددی برای چنین تغییر رویکرد مدیران و سیاست گذاران حاکمیتی می توان برشمرد که برخی از آن­ها عبارتند از این­که:

اولاً به لحاظ ارزشی و اعتقادی در جامعه اسلامی تبیین مقام ربوبیت الهی که در آن خداوند بلندمرتبه، مربی حقیقی و واحد بشریت بوده حاکی از اهمیت تربیت در آموزه ­های اعتقادی و شان والای مربیان در جهت تحقق تربیت دینی و رسیدن به قرب الهی می ­باشد چه بسا که مقام معلم در جامعه ما هم شان مقام انبیای الهی در دعوت و هدایت انسان ها به سوی حقیقت ابدی و توحید قلمداد شده و امروزه خانواده ­های ایرانی ضمن اعتماد کامل به معلمین و مربیان در مقام عهده­ داران تربیت سالم فرزندانشان، آن­ها را الگوی ایمانی، اخلاقی و شخصیتی در تکوین و تعالی وجودی متربیان می­ دانند. لذا پاسداشت شان و منزلت والای الگوهای نظام تربیتی و تلاش برای تامین حقوق و انتظارات و همچنین ارتقای شغلی و حرفه ­ای آن­ها در ابعاد مختلف نیازمند سازوکارهای متناسب خارج از ساز و کارهای اداری و پرسنلی رایج می ­باشد.

ثانیا باید اذعان نمود که وزارت آموزش و پرورش به عنوان بزرگترین خانواده سازمانی و معلًًًًٌٌّّّّّّّمین و فرهنگیان پرجمعیت ترین قشر در کشور محسوب می­ شوند که خود فرصت بی ­نظیری را در ابعاد سرمایه­ های انسانی و فکری و سایر دارایی­ های نامرئی در اختیار نظام آموزشی کشور نهاده که حدالامکان مدیریت دانش و تجارب چنین سرمایه­ ها و حفظ و ارتقای آن­ها برای نسل­ های بعدی با هدف پرهیز از رویکردهای آزمون و خطا و تعمق در تجارب پیشینیان و همچنین پاسخ معقول به انتظارات شغلی و حرفه­ ای آن­ها باید دغدغه سیاست گذاران آموزشی باشد.

ثالثا در دهه ­های اخیر در نظام آموزشی کشور با ارتقای دانش، مهارت و سطح تحصیلات معلمین و همچنین بهبود نظام تربیت معلم، حیطه کاری تعلیم و تربیت در حوزه های مختلفی همچون: تدریس، مدیریت، نظارت، مشاوره و… در مسیر حرفه­ ای شدن گام گذاشته و بِعد حرفه ­ای را بر سایر ابعاد معنوی، عاطفی، مهارتی  هنری و فنی کار معلم افزوده است. برای مثال همان قدر که عمل تربیتی یک معلم در کلاس درس باید آمیخته به اخلاق، عشق و هنر معلمی باشد به همان اندازه نیز باید از ظرافت­ ها و شایستگی­ های حرفه­ ای در عمل تدریس و تعلیم به منظور کارآمدی و اثربخشی برآیند تلاش­ ها برخوردار باشد تا به عنوان یک معلم حرفه ­ای کارآمد نمود یابد. لذا جای هیچ گونه تردیدی نیست که داشتن نگاه حرفه­ ای به کار معلم حدالامکان با هدف تامین انتظارات نظام آموزشی از کارآمدی معلمان و تسریع تحقق اهداف کلان باید بخشی از رویکرد سیاست گذاران نظام آموزشی در تشکیل نهاد صنفی معلمین باشد.

رابعا ، چنانچه دغدغه اصلی برنامه ­ریزان و مدیران نظام آموزشی مبتنی بر تحقق بالنسبه اهداف و برنامه­ ها باشد، باید گفت که بر طبق تئوری­ های نوین مدیریت آموزشی و به اعتقاد صاحب نظران تعلیم و تربیت، بهترین سیاست­ های آموزشی و برنامه ­های درسی زمانی تحقق مطلوب می­ یابند که با اراده قلبی و همکاری متعهدانه معلمین و سایر بازیگران آموزشی در مدارس همراه گردد و طبیعی است که یکی از کانال­ های همسویی معلمین به عنوان مجریان عملی سیاست­ ها و برنامه ­های تربیتی، دخالت دادن آراء و نظرات آن­ها در تدوین برنامه­ های کلان آموزشی و درسی و سایر تصمیم ­سازی ­های ذی نفعانه می ­باشد و لذا ایجاد تعهد اخلاقی و عملی نسبت به مسئولیت­ پذیری برای تحقق کامل اهداف و برنامه ­ها و نیز پرهیز از مقاومت در برابر تحولات بنیادین از ضروریات است و این زمانی میسر است که قشر فرهنگی جامعه در چارچوب نهاد صنفی و حرفه ­ای همتراز خویش، بیش از این خود را شریک برنامه ­ها و ملزم به تحقق آن­ها بداند و این خود مزید بر دلایلی است که بایستی مسئولین و سیاست گذاران در ایجاد نظام صنفی معلمین بیشتر وجهه همت خود قرار دهند.

و خامسا ، از بعد تکالیف برنامه ه­ای و اسناد بالادستی نیز توجه و تمرکز خاصی بر پاسداشت شان و مقام معلمین جامعه و همچنین تلاش برای ارتقای پایه شغلی و حرفه ­ای معلمین توصیه شده است. به طوری­ که در «سیاست­ های کلی ایجاد تحول بنیادین در آموزش و پرورش» ابلاغ شده از سوی مقام معظم رهبری، «نقشه جامع علمی کشور»، برنامه های چهارم و پنجم توسعه، «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» و… نسبت به تحکیم جایگاه و تکریم شان و منزلت شغلی و حرفه ­ای معلمان توجه ویژه ­ای شده و بر ایجاد سازوکارهای تعیین صلاحیت­ ها و اعتبارسنجی حرفه­ ای معلمان در نظام آموزشی تاکید شده است.

واضح است که مطلوب ترین الگوی صلاحیت­ های شغلی و حرفه­ ای معلمان و تن دادن به  رضایت بخش ­ترین اعتبارسنجی حرفه­ ای و نظام مند از کار و عمل تربیتی معلمان، زمانی اثربخش خواهد بود که در چارچوب نظام صنفی متعلق به جامعه معلمان کشور ودر یک فرآیند علمی و عادلانه باشد.

البته مطابق تکالیف مذکور ایجاد و یا تاسیس رسمی و قانونی «سازمان نظام معلمی» یک فرصت دوگانه در اختیار مدیران و مجریان نظام آموزشی و جامعه معلمان قرار می دهد، طوری­ که اولا این فرصت را در اختیار مدیران نظام آموزشی قرار می­ دهد تا در جهت چابک­ سازی ساختار بروکراتیک و ستادی، بخشی از امور اجرایی و عملیاتی و اقداماتی همچون اعتبارسنجی حرفه­ ای، ارزیابی عملکرد، نظارت و پیگیری، آموزش، رسیدگی به تخلفات، رتبه بندی و… را به چنین سازمانی تفویض و یا واگذار نماید و خود کار سیاست گذاری و  نظارت بر امور سازمان را بر عهده داشته باشد تا بیشترین کارآیی و اثربخشی حاصل گردد و ثانیا معلمین و فرهنگیان نیز خود صاحب یک نظام رسمی صنفی می شوند و از آنجایی که آرا و نظرات معلمان در تصمیمات سازمان دخالت داده می­ شود و روند امور سازمان نیز با نظارت و پیگیری خود یا نمایندگان شان در سازمان صورت می­ گیرد لذا تعهد اجرایی نسبت به تصمیمات متخذه در سازمان بالا رفته و رضایت شغلی معلمان نیز ارتقا می یابد.

البته سازمانی که هسته مرکزی آن طی روندی دموکراتیک و با انتخاب معلمان شکل می­ گیرد لاجرم در دفاع از حقوق صنفی آن­ها در چهارچوب قانون نیز کوتاه نیامده و سعی در تامین رضایت فرهنگیان خواهد داشت و شاید بتوان گفت یکی از فرصت­ های راهبردی تشکیل چنین سازمانی نهادینه­ سازی جایگاه صنفی و تشکیلات مدافع حقوق مادی و معنوی معلمان و فرهنگیان در کشور است تا سایر انجمن ­ها و اتحادیه­ ها و نهادهای دیگر که در نبود چنین سازمانی مدعی دفاع از حقوق فرهنگیان کشور می باشند( که شاید علت اصلی اتخاذ رویکرد سلبی سیاست گذاران نظام آموزشی در تشکیل نظام صنفی معلمین یا همان «سازمان نظام معلمی» است) به کار مدنی خود پرداخته و از ورود به داعیه داری مسایل معلمین خودداری نمایند.

نتیجه­ گیری

دیدگاه شفاف و خردمندانه ریاست محترم جمهوری در خصوص احیا و هدایت نهادهای صنفی به سمت فعالیت در زمینه­ های تخصصی و حرفه ­ای در مقطع کنونی فرصت مغتنمی است تا ایده­ ها و طرح ­های اولیه تشکیل نهاد صنفی جامع، رسمی و قانونی ویژه فرهنگیان کشور همچون طرح تشکیل «سازمان نظام معلمی» با رویکرد ایجابی فرصت محور در محافل علمی، دانشگاهی و رسانه­ ای مورد کنکاش و مداقه کارشناسان و خبرگان موضوع قرار گرفته و نهایتا با تامین نظر سیاست گذاران و قانون گذاران و از مجاری رسمی، یک نهاد صنفی و حرفه­ ای ترجیحا «سازمان نظام معلمی و اعتبارسنجی حرفه ­ای و آموزشی» در شان و تراز معلمین متعهد و سخت کوش کشور تشکیل یابد.  

     والسلام علیکم ورحمه الله

منتشرشده در آموزش نوین
دوشنبه, 10 فروردين 1394 13:52

ضرورت ارتقای سرمایه مدنی معلمان

davarispdid1 سال 93 را در حالی پشت سر گذاشتیم که دو ماه انتهای آن یعنی بهمن و اسفند با یک سری از اعتراضات صنفی معلمان مواجه بودیم ، اعتراضاتی که پس از سال ها سکوت وناامیدی وانفعال خبر از شرایط جدید می داد ؛ شرایطی که اعتراض را ممکن می نمود به این معنا که جامعه معلمی از جو سیاسی حاکم احساس امنیت می نمود و با ارزیابی های نخستین که در مدارس انجام گرفته بود و زمزمه های اعتراضی تهدیدی را مشاهده نکرده بود، به این نتیجه رسیده بودند که می شود اعتراض نمود.

دراین فضا و به یاری شبکه های مجازی و نقش آفرینی رسانه ها به ویژه سایت های خبری و تحلیلی حوزه آموزش و پرورش و پیشتازی  « سایت سخن معلم »  فعالیت های مدنی جهت پی گیری مطالبات فراگیر شد . انعکاس نامه ها و یاداشت ها و اخبار مناطق مختلف  موجب گسترش موج راه افتاده شد و بازوی رسانه در غیبت تشکل ها درمراحل اولیه توانست این خلا راجبران کند و به اثبات برساند که " رسانه " نقش موثرتری دارد و چنانچه از آن غفلت شود خلا آن قابل جبران نیست و در صورت پیوند رسانه و تشکل می توان به نتایج بسیار ارزشمند و پایداری دست یافت.

ابتدا به صورت جسته و گریخته در برخی از شهرها حرکت هایی انجام پذیرفت . کم کم خبر به سایر مناطق رسید و این تحرکات در مناطق دیگر نیز صورت گرفت ،موج به راه افتاده دراسفند فراگیرتر شد به گونه ای که تشکل ها را هم وادار به موضع گیری کرد . با دعوت کانون صنفی معلمان در دهم اسفند تجمعاتی برگزار شد که معلمان در تهران نیز مقابل مجلس « تجمع سکوت » برگزار کردند.

پس از دهم اسفند علی رغم اینکه کانون صنفی معلمان برای پس از دهم  برنامه ای را اعلام نکرده بود مجددا در برخی از شهرها تجمعاتی برگزار گردید و تا آخرین روزهای اسفند این اعتراض ها ادامه داشت .در مورد ادامه اعتراضات اختلاف نظرهایی وجود داشت که تصمیم گیری را هم برای کانون صنفی و هم برای معلمان سخت کرده بود .

در شرایط پس از دهم اسفند سازمان معلمان ایران هم که تنها تشکلی بود که با « سکوت » از کنار اعتراض ها عبور نکرده بود و با پیش بینی اینکه وزارت کشور مجوزی برای تجمع نخواهد داد ،اصل اعتراض را تایید اما با تجمع و تحصن در شرایط اسفندماه مخالفت کرده بود،با رصدکردن اوضاع در تعامل با فعالین صنفی به استناد حوادث و اتفاقات وابراز نظرها به تبین چرایی موضع خود بپردازد که به نظر می رسد تعامل فعالین این دو تشکل که سابقه طولانی فعالیت مشترک داشتند می تواند برسرمایه تجربه فعالیت های مدنی بیفزاید.

فعال شدن جامعه معلمی پس از سال ها غنیمتی ا ست که نباید به هیچ دلیل و قیمتی به هدر رود ، بنابراین هر نوع اظهارنظر ،نوشته و یا کنشی می بایست در راستای حفظ و ارتقای سرمایه مدنی معلمان همسو با جامعه مدنی باشد .

 به نظرمی رسد کنشگران معلم به طور عام و تشکل ها و فعالین صنفی به طور خاص بیش ازهر چیزی به موازات کنشگری خود ضمن آسیب شناسی ،الزامات کنشگری مدنی معطوف به اهداف و نتایج رامد نظر داشته و در سطح فردی وجمعی به این الزامات توجه داشته باشند.

اینکه معلمان و تشکل ها متنوع ومتفاوت عمل کنند ایرادی ندارد اما ایراد زمانی وارد است که کنشی مغایر منافع جامعه مدنی باشد .اینجا یک پرسش پیش می آید که چگونه ممکن است کنشی هم راستا با اهداف جامعه مدنی نباشد؟

اگر این فرض رابپذیریم  که هرکنشی ریشه در منش برگرفته از بینش متکی بر دانش دارد آنگاه به این نتیجه می رسیم که کنش های نا همسو و مخرب ناشی از دانش های اشتباهی است که منجر به بینش اشتباه و شکل گیری منش های مخرب می گردد.

به عنوان مثال معلمی که به تشکل ها نمی پیوندد و کنشگری فردی و توده ای را برمی گزیند با اطلاعات اشتباهی  که دارد نگرش منفی در او پیرامون تشکل ها شکل گرفته و آن قدر این نگرش ،منفی جلوه کرده که او هیچ کدام از تشکل های موجود را مناسب عضویت نمی داند و یا معلمی که منغعل است و در هیچ فعالیتی حضور ندارد با اتکا به دانش و اطلاعات غلط هر نوع فعالیت را بی فایده می داند و منش او که انزوا را برگزیده ریشه در نگرش اشتباه او دارد.

تردیدی نیست که هر نوع کنش غیر متشکل آسیبش بیش از انفعال است ؛ چرا که یکی از شاخص های اصلی کنشگری مدنی فعالیت درقالب تشکل ها است و در این صورت است که آگاهانه و هدف مند عمل کردن و استمرار به عنوان شاخص های دیگر کنش مدنی ممکن می گردد.

البته ناگفته نماند که عده ای به دلایل دیگری در عرصه کنشگری مدنی حضور ندارند که در این نوشته جای پرداختن به آن نیست.این عده به هر دلیلی هیچ گاه منافع شخصی و گروهی خود را همسو با مطالبات صنفی و مدنی معلمان نمی دانند و به عبارتی قطعه ای ناهمگون در پازل جامعه ی معلمی هستند.

امید است در این فرصت که به یاری فضای مجازی امکان ارتباط و گفت و گو فراهم شده است بتوانیم با حضور آگاه بخش و امید دهنده گامی در مسیر ارتقای سرمایه ی جامعه مدنی برداریم .

 

منتشرشده در دیدگاه

فلسفه تبعیض بین کارمندان دولت   گروه اخبار /

 یکی از مشکلات اساسی و با تبعات منفی زیاد در حوزه کارمندی توجه بیش از حد به پرداخت های متفرقه، متغیر و بی ثبات است.

پرداخت هایی همچون عیدی، پاداش،فوق العاده، حق العمل، پاداش، رفاهی، کارانه، اضافه کار و بسیاری موارد دیگر که از دستگاهی به دستگاه دیگر متفاوت است.

مشخص نیست چرا وقتی در دولت ملاک پرداختی ها عملکرد ، کیفیت ارائه خدمات و رضایت ارباب رجوع ملاک عمل نیست ، چرا وقتی به جای همه  فقط رضایت رئیس ملاک عمل است ، این همه پرداخت متفرقه وجود دارد ؟


پرداخت هایی که گاها تا چند برابر حقوق اصلی و ثابت کارمند هم می شوند !

وقتی رضایت رئیس که یک نفر است ، جای خود را به نتایج عملکرد فردی کارمند که فرآیند است بدهد ، وقتی رضایت مدیر که همیشه در نوسان است جای خود را به فرآیند عملکرد که با ثبات است ، وقتی رضایت مدیر که موقتی است جای خود را به فرآیند عملکرد که ثابت است بدهد ، بی ثباتی و نوسان وجود کارمند را فرا خواهد گرفت. رضایت مدیر بر عملکرد مقدم شمرده خواهد شد و گرفتن حقوق و مزایای بیشتر در راس امور قرار خواهد گرفت. بی ثباتی و نامشخص بودن رضایت مدیر و پرداختی های یک ماه از ماه دیگر و یک سال از سال دیگر فضای بلاتکلیفی را هم ایجاد می کند.
در این فضا اهداف دولت به خوبی اجرا نمی شود ، خدمات با کیفیت مناسب ارائه نمی شود و در نتیجه صدای نارضایتی ها از همه جا به گوش خواهد رسید.

باید در روش های کاری و فکری و تصمیم گیری"  بازنگری اساسی " کرد.

« اگر این گونه پرداخت ها و این گونه تصمیم گیری ها " جواب گو  "بود تا کنون می بایست نتایج خود را نشان می داد. »

پاراف


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

نظرسنجی

به نظر شما مهمترین علت ناکارآمدی آموزش زبان انگلیسی در نظام آموزش و پرورش ایران چیست؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور