صدای معلم

پرداخت پاداش و مطالبات فرهنگیان  گروه اخبار /

نماینده مردم یزد و اشکذر با اشاره به تصویب ۲۰ قانون نظارتی، بودجه و پژوهش ویژه آموزش و پرورش در مجلس شورای اسلامی گفت: پاداش فرهنگیان تا پایان مرداد امسال پرداخت می‌شود.
  
محمد صالح جوکار در دومین همایش هم‌اندیشی فرهنگیان استان یزد با اشاره به حساس بودن وظایف معلمان در مدارس نسبت به اساتید در دانشگاه‌ها اظهار داشت: در دوره مجلس نهم بیش از 20 قانون نظارتی، بودجه و پژوهش مربوط به آموزش و پرورش تصویب شده است.

وی برنامه‌ریزی، همفکری و مشارکت دولت و مجلس در تدوین برنامه‌های راهبردی و کلیدی را از مهمترین راهکارهای حل و فصل مشکلات فرهنگیان در استان یزد و کشور دانست.

نماینده مردم یزد و اشکذر در مجلس با اشاره به ضرورت توجه تمام نمایندگان مجلس در مورد مشکلات به‌حق فرهنگیان ادامه داد: دغدغه خاطر معیشتی مهمترین عامل جلوگیری از تقویت انگیزه در فرهنگیان به‌ویژه معلمان مدارس است.

جوکار با بیان اینکه پاداش فرهنگیان تا پایان مرداد امسال پرداخت می‌شود، اظهار داشت: در حال حاضر طلب عوارض استان یزد 5 برابر معوقات فرهنگیان استان است.

وی با اشاره به اهمیت مشارکت و همدلی تمام نمایندگان در اجرای بسیار خوب طرح تحول سلامت، پیگیری بحث مسکن ویژه فرهنگیان، ارتقای ارائه خدمات درمانی و بهداشتی و بیمه تکمیلی را از جمله اقدامات در دستور کار مجلس شورای اسلامی ویژه فرهنگیان عنوان کرد.

تسنیم

سعید دادرس / مسئول کمیته ی تشکیلات انجمن اسلامی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران  خدمت وزیر محترم آموزش و پرورش

ضمن تبریک به جناب عالی برای ابقاء در پست وزارت آموزش و پرورش و موفقیت بزرگ دولت در مذاکرات هسته ای

احتراما؛ اینجانب سعید دادرس به عنوان مسئول کمیته ی تشکیلات انجمن اسلامی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران بر خود دانستم توجه  شما را به پاره ای از مشکلات دانشجویان این دانشگاه و دانشگاه  فرهنگیان جلب کنم و از جناب عالی خواستار التفات بیشتر به گل های نو شکفته ی تعلیم و تربیت هستم.

دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی

جناب وزیر

مشکل عمده دانشجویان این دانشگاه اضافه شدن بالغ بر 30 واحد به دروسی است که باید در دوره ی کارشناسی گذرانده شود که در مطلوب ترین شرایط دانشجویان این دانشگاه  با توجه به سقف واحدی که دانشگاه برای هر ترم منظور می کند 9 ترم می باشد ، حال آن که با توجه به دفترچه ی کنکور دانشجویان این دانشگاه حداکثر تا ترم 8 شامل دریافت حقوق دانشجویی می شوند و از آن تاریخ به بعد مخارج به عهده ی خود دانشجو می باشد از طرفی طرح مشابه به این در دانشگاه فرهنگیان نیز اجرا می شود با توجه  به آنکه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان در بدترین شرایط در ترم 8 دروس خود را به اتمام می رساند و همچنین عدم همکاری دانشگاه در گذراندن ترم تابستانی  و عدم قبول دانشکده های مهندسی برای اخذ واحد در ترم تابستانه برای اتمام هر چه سریع تر واحد های درسی، که این  خود باعث دیر به اتمام رسیدن دروس دوره ی کارشناسی می شود در همین راستا از جناب عالی تقاضای بررسی این موضوعات را دارم.

دانشگاه فرهنگیان

جناب وزیر

با تغییر نام محل تحصیل معلمین عزیز از تربیت معلم به دانشگاه فرهنگیان از این مجموعه انتظار می رود همانند سایر دانشگاه ها در سراسر کشور برخورد شود و همچنین جناب عالی در جریان کسر ماهیانه حدود 45 درصد از حقوق این عزیزان در سراسر کشور می باشید ، در همین راستا دانشجویان این دانشگاه  با توجه به کسر حدود نصف حقوق خود در هر ماه خواستار امکانات اولیه ی در این دانشگاه می باشند که شامل :

1- ارتقاء شکل ظاهری دانشگاه

2- بهبود وضعیت خوابگاه ها

3- بهبود وضعیت غذا با توجه به هزینه ای که پرداخت می شود (مخصوصا در ماه مبارک رمضان )

4- تغییر محل برخی از پردیس ها از دبیرستان های شبانه روزی به مراکز عالی

 با توجه به توضیحاتی که ذکر شد از شما تقاضای و توجه و مساعدت هرچه بیشتر را دارم.

با تشکر

در پناه حق


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار / عضو کمیسیون آموزش‌ مجلس‌ شورای اسلامی گفت: به هیچ عنوان نباید در کشور بین کارمندان دولت از نظر حقوق و مزایا تبعیض وجود داشته باشد

احکام رتبه بندی معلمان و تکلیف نیروهای مازاد  گروه اخبار /

معاون مدیر کل و مدیر آموزش و پرورش سبزوار گفت: حکم رتبه بندی برای نیروهای مازاد در حوزه های مختلف آموزشی اعمال نخواهد شد.

دکتر مرتضی بینش در کمیته برنامه ریزی و ساماندهی نیروی انسانی با بیان این مطلب افزود: برای جلوگیری از تبعات مازاد شدن نیروهای متوسطه سیاست های تشویقی شامل کسری ساعت موظف و افزایش فوق العاده شغل ابتدایی در نظر گرفته شده است.

وی در ادامه با اشاره به سیاست حذف مجتمع های آموزشی خاطر نشان کرد: سیاست حذف این مجتمع ها لزوما ساماندهی نیرو نبوده بلکه ناکارآمدی آن در نظام آموزشی نیز هست.

این مسئول با اشاره به کاهش حق التدریس در مدارس گفت: ساماندهی نیروی انسانی به نحوی صورت پذیرد که کمترین ساعت حق التدریس ایجاد شود.

مدیر آموزش و پرورش سبزوار در ادامه گفت:  انتخاب  مدرسه محل تدریس نیز ابتدا در مقطع متوسطه دوم صورت گرفته و نیروهای مازاد آن با نیروهای متوسطه اول امتیاز بندی شده و مازاد آن در مقطع ابتدایی سازمان دهی خواهد شد.

وی با اشاره به کمبود نیرو در مقطع ابتدایی اظهار کرد: با توجه به موارد پیش آمده در رتبه بندی بایستی معلمان حدالمقدور از مازاد شدن خودداری نمایند.

این مسئول همچنین به دستور العمل تدریس موظفی مدیران در طول هفته اشاره کرد و گفت: در صورتی که عدم تدریس آن ها منجر به حق التدریس شود بایستی در رشته خود تدریس نمایند.

وی تاکید کرد: کلیه معلمان بایستی تا پایان مرداد ماه سال جاری ابلاغ سازمانی و رسمی خود را از حوزه های آموزشی دریافت نمایند./.

 پایگاه خبری و اطلاع رسانی آموزش پرورش سبزوار

 

 در جلسه امورتربیتی از مربی ای می پرسم که گله داشتی و می گفتی ما را در مدرسه در حد « جواب بخشنامه ها و پوستر نصب کن » تنزل داده اند ، شما با وضیعت این چنینی برای پوستر زدن چه کار می کنی/ نقدش بیشتر به تعارض و تناقض کار تربیتی و ناهمگون بودن عوامل کلیدی پرورشی و جدایی آموزش در عرصه عمل از پرورشی بود ، نقد داشت از نداشتن برنامه منسجم و به خصوص جایگاه تعریف نشده فعالیت های پرورشی و کار گروهی در نظام تعلیم و تربیت/ هنوز هم پس از گذشت سی سال از انقلاب و تلاش امورتربیتی اهداف اولیه امورتربیتی متحقق نشده و این تشکیلات نمی تواند به مراحل عالی تر و متکامل قدم بگذارد/ امروزه همان آرمان ها ، شعار ها و اهدافی که در آغاز تأسیس امورتربیتی مطرح بود ، باز هم در اولویت کاری امورتربیتی قرار می گیرد/ نسل های تحت تعلیم امورتربیتی فاقد ویژگی ها ، اندیشه ها و رفتارهای دینی ، اخلاقی ، سیاسی ، اجتماعی و انقلابی مورد نظر هستند/ این نهاد اساسا برای رویارویی با مسائلی از این دست مهیا نشده بود و هنوز هم مدیران و برنامه ریزان امورتربیتی رسالت اصلی خود را معطوف به این زمینه ها نمی دانند/ نسل های تربیت یافته در دامن انقلاب از حیت پای بندی به شرع مقدس ، برخورداری از روحیات انقلابی ، عشق و علاقه به آرمان ها و ارزش های اجتماعی و انقلابی ، حفظ هنجارهای اجتماعی ، دینی و اخلاقی ، حساسیت نسبت به مسائل انقلاب و... ضعیف تر و ناتوان تر و ناکارآمدتر از آن چیزی هستند که موسسان امورتربیتی ترسیم کرده بودند و جامعه اسلامی و انقلابی در آرمان های خود رقم می زد و پیش بینی می کرد/ امورتربیتی هم مانند سایر دستگاه های مشابه در این باره ناکام بوده است/ سیستم تعلیم و تربیت ما همچنان تنها بر یک رکن کلاس استوار است آن هم به شکل بسیار کهنه و بی روح/ تعلیم و تربیت یعنی یک اتاق با نام مقدس کلاس و یک معلم با مشتی تئوری/ تربیت و سازندگی را در قالب درس های اخلاق نظری نمی توان به دانش آموزان عرضه نمود/ در سیستم تعلیم و تربیت کنونی جواب تمامی این پرسش ها مجهول است ، پس چگونه آن را آموزش و پرورش بنامیم / گذاشتن کلمه پرورش در کنار آموزش چیزی بر ماهیت تعلیم و تربیت ما نمی افزاید/ کارکرد امورتربیتی در حوزه عمل نه چندان موفق و انتظار از مجریان و مربیان ، بی نهایت فعالیت را رقم می زند ، آیا می توان به همین روند ادامه داد و از کارآمدی و موفقیت سخن گفت ؛ تحلیل ها و برآیند جامعه چنین حکایت نمی کند

منتشرشده در دیدگاه

شرایط بازنشستگی پیش از موعد  گروه اخبار /

در پی ابلاغ شرایط بازنشستگی پیش از موعد در سال ۹۴ از سوی رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، تمامی کارکنان رسمی، پیمانی و قراردادی وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی در صورت دارا بودن حداقل ۲۵ سال سابقه خدمت قابل قبول برای مردان و حداقل ۲۰ سال سابقه مفید برای زنان می‌توانند پیش از موعد بازنشسته شوند.

هم اینک بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر از کارکنان دولت زیر پوشش صندوق بازنشستگی کشوری هستند.بیشترین تقاضا برای بازنشستگی پیش از موعد مربوط به فرهنگیان آموزش و پروش بوده و پس از آن، کارکنان وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی و دیگر دستگاه‌های اجرایی به ترتیب در فهرست متقاضیان این قانون بوده‌اند .
منصور آتشی، مدیر کل فنی و مستمری‌های تأمین اجتماعی می گوید: در بخشنامه ابلاغی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور آمده است که بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت بدون سنوات ارفاقی خواهد بود بنابراین مردان با حداقل ۲۵ سال سابقه و زنان با ۲۰ سال سابقه مورد تأیید می‌توانند درخواست خود را پس از تأیید بالاترین مقام اجرایی دستگاه مربوطه و تأمین هزینه‌های آن از سوی دستگاه مربوطه وسپس ارائه به تأمین اجتماعی مراحل صدور حکم بازنشستگی آنان انجام گیرد.
وی افزود: این افراد به ازای هرسال کارکرد واقعی و مورد تأیید حقوق دریافت خواهند کرد ، مثلاً اگر کارمند مردی ۲۸ سال سابقه مورد قبول داشته باشد ۲۸ روز حقوق می‌گیرد یا اینکه کارمند زنی ۲۲ سال سابقه داشته باشد فقط ۲۲ روز حقوق دریافت خواهد کرد. البته ناگفته نماند پاداش کامل پایان خدمت این افراد هم به میزان سنوات تأیید شده از سوی دستگاه مربوطه پرداخت خواهد شد.

گفتنی است در سال‌های گذشته، براساس قانون مصوب سال ۸۶ مجلس شورای اسلامی بیشتر کارکنان رسمی، پیمانی و قراردادی وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی که متقاضی بازنشستگی پیش از موعد بودند، توانستند با استفاده از حداکثر پنج (۵) سال سنوات ارفاقی تا سقف ۳۰‌سال بازنشسته شوند.

ایران

منتشرشده در بازنشستگان

طاهره نقی ئی قائم مقام سازمان معلمان ایران

خطاب به مقام محترم وزارت آموزش و پرورش ؛ وزيري که براي احقاقˏ حقˏ معلمان در بند، به نهادهاي مسئول قضایی نامه می نویسد و قصد مذاکره دارد ،  آيا خبر دارند که هیات های تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش ، معلمي که به جاي تأمين معاش (تدريس خصوصي و يا شغل دوم ) تمام وقتˏآزاد خود را ( شبانه روز ) با هزينه شخصي جهت اصلاح آموزش و پرورش صرف مي کند ، به مجازات کسر 20% حقوق و فوق العاده شغل ( ساير عناوين مشابه ) به مدت يک سال محکوم مي کنند ؟!
علي پورسليمان  مديون خانواده اش مي باشد ،  زيرا  قسمت قابل توجهي از وقت و انرژي خود را صرف خدمت به آموزش و پرورش ( فرهنگيان فرهيخته ) اين مرز وبوم مي کند .
 کاري نکنيد که شما هم مديون خانواده محترم ايشان شويد  !
حقوق یک معلم چقدر هست که شما مي خواهيد يک سال 20% آن را هم کم کنيد ؟!
در سايه تدابير دولت يازدهم و حمايت  رهبري ، حالا که اعتماد به تدريج جايگزين التهاب شده، زماني که تشکل هاي مدني و رسانه ها به بالاترين تعامل با مسئولين آموزش و پرورش دست يافته اند ، به چه دليل حالا، شاهد اجراي احکام  قديمي بزرگان آموزش و پرورش مي باشيم ؟!
 چرا حکم افرادي که در بين فرهيختگان جامعه ، بيش از همه ( در بين گروه هاي خود ) به تعقل  و پرهیز از افراط گری و بيش از همه از انحراف و التهاب پرهيز دارند اجراء مي شود ؟!


آقاي وزير !

اجراي احکام گذشته  ، در دولت تدبير و اميد چه معني دارد ؟
1. دستگيري عليرضا هاشمي دبير کل " سازمان معلمان ايران " در آستانه جشن ملي ( توافق هسته اي )
2. دستگيري علي اکبر باغاني دبير کل سابق "کانون صنفي معلمان ايران" و دبير " شوراي هماهنگي کانون هاي صنفي  سراسرکشور " در آستانه جشن ملي ( توافق هسته اي )

3 . دستگيري اسماعيل عبدي دبير کل " کانون صنفي معلمان ايران " در آستانه جشن ملي (توافق هسته اي )

و هم اکنون اجراي حکم (کسر 20% حقوق و فوقالعاده شغل ساير عناوين مشابه ) به مدت يک سال  برای علي پورسليمان ؛ مديريت محترم سايت " گروه سخن معلم" در روز جشن ملي ( توافق هسته اي )

آقاي وزير !
 هنوز مرکب قلم اعتراض فرهنگيان فرهيخته به دستگيري عليرضا هاشمي، علي اکبر باغاني ،اسماعيل عبدي و... خشک نشده است که حکم علي پورسليمان مطرح مي شود .
 آموزش و پرورش ملتهب ما روزي چند بحران را بايد تجربه کند؟!


آقاي وزير !
 به جاي آن که علي پورسليمان به ديوان عدالت اداري شکايت نمايد ، جامعه فرهنگيان فرهيخته از شما انتظار دارند :
* به اين حکم اعتراض نماييد و در جهت ابطال آن بکوشيد .
* به صورت شفاف و صادقانه موانع پيش رو را بيان فرماييد .


آقاي وزير !
چرا تلاش مي شود آرامش نسبي و شکننده اي که در آموزش و پرورشˏ پر تلاطم در سايه تلاش خردورزاني چون علي پور سليمان و ...به وجود آمده است به جو ناآرام و ملتهب تبدیل شود ؟!
کدام تدبير و اميد در اين اقدامات نهفته است ؟!
چه کسانی از این وضعیت سود می برند ؟
البته فرهنگيان داناتر از آن هستند که اسير اين جوسازي ها شوند .

فرهيختگان ضمن حمايت همه  جانبه از همکاران صديق خود از هرگونه شتاب زدگي و اقدامات عجولانه پرهيز مي نمايند تا دچار خسران و زيان مضاعف نشوند .

منتشرشده در یادداشت

مهدی خلیلی عضو شورای نویسندگان سخن معلم

با مطالعه تاریخ آموزش و پرورش در چند قرن اخیر درمی یابیم که آموزش و پرورش این دیار چندان تغییرات اساسی و بنیادی نداشته است، پس آنگاه با خود می اندیشیم که گویی زمان بر آن نگذشته است و یا زمان برای این نظام اجتماعی متوقف شده است.

بگذارید اندکی به گذشته برگردیم. سپاهیان صفوی در نبردی که در سال 893 ه-ش در منطقه چالدران روی داد با وجود شجاعت و سلحشوری بسیار شکست خوردند. یکی از عوامل مهم شکست آنان در برابر عثمانی ها، نداشتن سلاح مناسب بود و در این جنگ قزلباشان از اسلحه های معمولی مانند شمشیر، تیر، کمان و نیزه و سپاهیان عثمانی از توپخانه استفاده می کردند. بعدها در زمان شاه عباس دو برادر انگلیسی به نام های آنتونی و رابرت شرلی به ایران آمدند تا تجربه اروپاییان در زمینه تولید سلاح های جدید جنگی را در اختیار ایران بگذارند.

در تاریخ یک صد ساله اخیر پس از احساس نیاز شدید به کسب علوم و فنون جدید (پس از شکست های ایران از سپاه روس در اوایل قاجار) دو جریان موازی مطرح شد. اتخاذ خط مشی اعزام دانشجو به خارج و تاکید به ایجاد مراکز علمی و فرهنگی در داخل. در سال 1228ه-ش عهدنامه گلستان و در سال 1243 عهدنامه ترکمنچای امضا شد، این دو عهدنامه موجب گشت که نیاز به علم در کشور بار دیگر احساس شود. میرزایحیی فراهانی معروف به میرزای بزرگ قائم مقام اول و پسرش میرزا ابوالقاسم قائم مقام (معروف به قائم مقام ثانی) گام های نخستین را برداشتند. در سال 1226 دو نفر ودر سال 1231ه-ش پنج نفر برای تحصیل به کشور انگلستان روانه این کشور شدند. ایجاد دارالفنون در زمان امیرکبیر مهم ترین گام در اخذ علم و تمدن وگامی در جهت پیشرفت و توسعه کشور بوده است.

جامعه شناسان می گویند: جامعه تاریخ است زیرا دائما در حال حرکت تاریخ است، خود را دگرگون می کند و پیوسته در حال دگرگون ساختن خود، اعضایش، محیطش و سایر جوامعی است که با آنها در ارتباط است اما به راستی چرا آموزش وپرورش کشورمان در سکون و استاتیک به سر می برد؟

چه عواملی موجب عدم تغییرات اساسی و اصلاحی در فرآیند آموزش و پرورش کشورمان گردیده است؟ چرا آموزش و پرورش کشورمان در این چند قرن اخیر دست نخورده و بکر مانده است؟

اگر از منظر جامعه شناختی نظام آموزش و پرورش کشورمان بررسی شود درمی یابیم که این نظام، نظام غیرکارکردی می باشد. یعنی نظامی که یک یا چند قسمت از آن به درستی کار نمی کنند و دچار حالت عدم کارکردی درست شده اند و در اصطلاح می گوییم  « نظام گسیختگی » به وجود آمده است. نظام آموزش و پرورش ما به مصائب و مشکلات فراوانی دچار است که متاسفانه در این دو قرن مسوولان امر نتوانسته و یا نخواسته اند به حل مساله و مشکل بپردازند. یک مساله یا مشکل در علم فیزیک با مساله انسانی و اجتماعی یا مساله آموزش و پرورش تفاوت دارد. مدیران آموزش و پرورش به جای حل مساله به پاک کردن مساله پرداخته اند. حتی اینان آسان ترین روش حل مساله را در نظر نگرفته اند بلکه اولین راه حل مساله را درست ترین روش دانسته اند. بر همین سیاق، گذشت زمان مساله آموزش و پرورش کشورمان را پیچیده تر و دشوارتر نموده است. اگر در روزگار قاجار مشکل تعلیم و تربیت داشته ایم آن بدین معنی بود که 90درصد مردم خواندن و نوشتن را نمی دانستند و دنیای اروپا و آمریکای آن روزگار فقط کمی پیشرفته تر بوده است ولی حالا وضعیت فرق کرده است.

اکنون سازمان ملل با سوادی را این گونه تعریف می کند: " به کسی باسواد می گویند که مدرک فوق لیسانس داشته باشد ، حتی به یک زبان زنده دنیا مسلط باشد ، به رایانه آشنا باشد و به اینترنت نیز دسترسی داشته باشد ؛ ولی واقعیت این است که هنوز در جامعه ما  25 تا 35 درصد  300کلمه خواندن و نوشتن را نیز نمی دانند!! البته این اولین مرتبه با سوادی در دنیای مدرن است تازه اگر تعریف یونسکو به کار آید، با سواد در مرحله خواندن و نوشتن می باشد. با سوادی دو مرتبه دیگر نیز دارد. مرحله دوم با سوادی این است که او می داند چه چیزی را از کجا و چگونه یاد بگیرد. یعنی محقق و پژوهشگر باشد. ذهن نقادی داشته باشد اهل فهم و فلسفیدن و اندیشیدن باشد و با سواد عاطفی سومین مرتبه باسوادی است.

باسواد عاطفی کسی است که در جامعه نسبت به موقعیتی که قرار گرفته است نسبت به مسائل اجتماعی و فرهنگی حساس می باشد، البته این نشانه در روایات دین نیز آمده است. حضرت علی به امام حسن می فرماید: هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند و هر آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران نیز نپسند.

 

آموزش و پرورش کشورمان سیاست زده است

در کشورمان همه راه ها بر سیاست ختم می شود. آموزش و پرورش نیز دچار سیاست زدگی شده است! برنامه های درس، متون درسی، رفاه معلمان، مدیریت آموزشی، نظام ارزشیابی و دیگر عناصر نظام آموزش و پرورش از سیاست تاثیر می پذیرد. سیاست زدگی هم علت و هم معلول است. نظام سیاست زده نخبگان را از حاشیه به متن می راند. نظام سیاست زده نمی تواند به سئوالات آموزش و پرورش پاسخ دهد اگر هم جویای پاسخی شد پرسش و پاسخ را آنگونه که او می خواهد بیان می دارد! آموزش و پرورش کشورمان دچار روزمرگی است. نظام سیاست زده به روزمرگی نیز دچار است! برنامه های مدون درسی وجود ندارد!

مدیران کلان و میانه امنیتی ندارند!

این نظام زمانی به دنبال اخذ نظام نوین تعلیم و تربیت، راه های ژاپنی پیشنهاد می کند و زمانی هم روش فرانسوی را برمی گزیند. خلاصه آینده نگری در این نظام تعلیم وتربیت جایگاه واقعی نداشته است. آموزش و پرورش ما وارداتی است. هر کشوری فرهنگ، تعلیم و تربیت خودش را دارد. یکی از بیماری های نخبگان ما الگوبرداری و مدل سازی است! در حالی که هر کشوری خصوصیات اجتماعی، اقتصادی، ملی، فرهنگی و جغرافیایی خودش را دارد. ایران، روسیه، فرانسه، ژاپن، آلمان، مالزی، چین یا نپال نیست. این جامعه در دو هزار و پانصد سال قبل نظام تعلیم و تربیت پیشرفته ای داشته است. ویل دورانت در کتاب مشرق زمین همواره تمدن درباره تعلیم و تربیت ایران می نویسد. یکی از اصول رایج تعلیم و تربیت ایران باستان آن بود که محل مدرسه نزدیک بازار نباشد تا دروغ و دشنام و تزویر که در آنجا رایج است موجب تباهی کودکان نشود، البته با ورود اسلام این جریان قدرتمندتر گردید.

حافظ، مولوی، سعدی، نظامی، عطار، رودکی  هزاران شاعر، دانشمند، محصول همین تعلیم و تربیت ملی، بومی و سنتی (آن هم به شیوه مکتب خانه ای) بوده است! اما به راستی چه شده است که امروزه روش متون، برنامه ها و همه ساخت ها و زیرساخت های دین نظام تعلیم و تربیت مو به  مو تقلید آن هم « تعلیم وارونه » می گردد!

آموزش و پرورش ما بی برنامه است. متاسفانه هر جریانی که بر سر آید از روش آزمایش و خطا می خواهد تفکرات ذهنی و خام خویش را در عرصه تعلیم و تربیت اجرا و عملی نماید! در حالی که نظام آموزش و پرورش ارگانیک است نه مکانیک!

 

آموزش و پرورش ما قانون همه یا هیچ است

هر چند این اصل رنگ و بوی تجربی و فیزیکی دارد اما می توان آن را به حوزه آموزش و پرورش وارد نمود! این قانون به ما می گوید: در این نظام اجتماعی همه می توانند منتقد باشند و همه اهل نقد هستند. از بالاترین مقام مسوول آموزش و پرورش تا پایین ترین مقام! صورت دیگر این قضیه این است که هیچ کاری انجام نشود و یا نمی شود! آموزش و پرورش کشور ما فقر زده است متاسفانه شرایطی برای معلمان مهیا شده که برخی را به شغل شان بی توجه کرده و اگر بعضی از آنها فرصت کاری دیگر به دست آورند این حرفه را بوسیده و کنار می گذارند.

 

آموزش و پرورش کشورمان دچار موازی کاری است

امروزه غیر از آموزش و پرورش 17 سازمان دیگر مرتبط با فرهنگ و فرهنگ سازی در جامعه وجود دارد. البته همه می توانند در فرهنگ سازی مسوول باشند اما زیربنای آنان معلمان هستند و نظام آموزش و پرورشی! موضوع تعلیم و تربیت مقوله ای است که همه می خواهند در مورد آن قضاوت کنند، برای چه این گونه می باشد؟

 

آموزش و پرورش ما کمیت زده است

کمیت و کیفیت اصول کارآیی سازمانی در دنیای مدرنیزم می باشند! البته ما فقط به قول پارسونز جامعه شناس آمریکایی جنون کمیت زدگی در وجودمان است! ما همواره با اعداد و ارقام سروکار داریم! 90درصد دانش آموزان دیپلم گرفته اند اما کیفیت چه می شود؟ کسی به کیفیت کاری ندارد! به راستی وضعیت آموزش و پرورش کشورمان در چند دهه آینده چگونه خواهد بود؟ این برنامه اصلی فرهنگ کشور چگونه نوشته می شود؟ بازیگران عرصه تعلیم و تربیت این مملکت در فرآیند دنیای ارتباطات و مدرنیزم چگونه بازی می کنند؟ آیا دویست سال تجربه کافی نیست یا همچنان سناریوهای ذیل را می نویسیم و نقش های تکراری را ایفا می کنیم.

الف: نسل در پی نسل هم می آییم و جای پای هم قدم می گذاریم و به کسی هم کاری نداریم. گذشت زمان به صورتی است که گویی گذشته در حال و آینده ادامه پیدا می کند و این نظام آموزش و پرورش هیچ تغییری نمی کند! مسائل اصلی هنوز مطرح است و البته بی پاسخ!

ب: سناریوی تغییرات در آموزش و پرورش ممکن است حرکت دایره ای داشته باشد. گویی پس از چندی دوباره به حال اول برمی گردیم و دوباره همه چیز از سرگرفته می شود! این نظام به دور خود می چرخد !

اما واقعیت این است که سناریوهای فوق خالی از اشکال نمی باشد! یک سناریوی منطقی حرکتی رو به جلو، همواره با اصلاحات و تغییرات بومی، پرهیز از شعارزدگی و استناد از شعور دارد!

دویست سال زمان گذشته و ما هنوز اندرخم یک کوچه ایم! دیگر شعار بس است! دیگر فرافکنی بس است!

اگر امروز تلاش نورزیم، مطمئن باشید بیست سال آینده ما بدتر از این خواهد شد ...

منتشرشده در آموزش نوین

تاملی بر طرح غربالگری سلامت روانی معلمان  حکایت این روزهای  معلمان ایران

آب کز سر بالا رفت قورباغه ابو عطا می خواند!

اخیرا مسئولان بهزیستی کشور ،به بهانه گزارشاتی مبنی بر تنبیه بدنی دانش آموزان  از جمله این که دانش آموزی براثر کتک کاری معلم روانه بیمارستان شده، یا این که ، معلمی با هدف تنبیه، دست دانش آموزی را در چاه توالت قرار داده (محل تردید) ،و… در ادامه  برنامه های سریالی تخریب وجهه ی  معلم، در میان جامعه ،که ناشی از رسالت پیامبر گونه وی  می باشد، افاضه فرموده اند که معلمان باید به جهت سلامت روان مورد غربال گری قرار گیرند و به همین منظور طرحی را به وزارت آموزش وپرورش ،ارسال نموده اند که هنوز جوابیه ای در مورد شیوه اجرا دریافت ننموده اند .

در جواب مسئولان دلسوز بهزیستی باید عرض کرد :

اولا ،نمی توان منکر این قضیه شد که در بین جمعیت  ۱۳میلیونی  دانش آموزی ایران  ،می توان به ده ها مورد ، رفتارهای ناسازگارانه دانش آموز از نوع  قتل معلم بروجردی، کتک کاری مدیر و معلم مدرسه در شهرستان کوهدشت، کتک خوردن معلم تهرانی از والدین دانش آموز و  موارد دیگر که ذکر همه موارد دراین مقال نمی گنجد… وجود دارد که کمتر کسی بدان اشاره می نماید، هر کدام از این موارد  کافیست که معلم را برای لحظاتی عصبانی ، و گاها منجر به تنبیه دانش آموزی گردد، قطعا بسیار نادر و مورد تائید قاطبه معلمان و دستگاه تعلیم و تربیت نمی باشد، آنگاه است که همه دایه دلسوزتر از مادر شده  ،دست به قلم می شوند ، و آسمون ریسمون می بافند  که آموزش و پرورش و معلمانش چنین اند و چنان و… .

اما این تنها شما نیستید که معلم را نیازمند سنجش روانی معرفی می فرمائید، هرکس با ادبیات خاصی ،معلمان این مملکت را می نوازد، به طور کلی فضا برای اظهار نظر بر علیه معلم آماده است ، قبل از شما رسانه ملی  در اولین شب نوروز با اجرای علیخانی ،از خجالت معلمان در آمده و با پوزخندی نیش دار در موضوع ترک تحصیل دانش آموزی به نام بیژن ، که دل فرهنگیان را به درد آورد،اعلام نمودند بله معلمی شغل انبیاست!

برخی نمایندگان محترم خیل عظیمی از فرهنگیان را ناکارآمد و فاقد صلاحیت معلمی معرفی کنند، برخی نیز معلمان را آلت دست بیگانه ( اشاره به تجمعات چند ماه قبل) و دکتر رفیعی هم در شب قدر معلمان را قشری معرفی فرمودند که ،بیش از کارکردشان مواجب دریافت می دارند و آرزو کردند سایر کارکنان مانند معلمان نباشند لااقل آن ها کارشان را خوب انجام دهند و...

ثانیا:به نظر می رسد رسالت های مهمتری برای بهزیستی  وجود دارد که به زعم نگارنده ،برنامه ریزی و پرداختن بدان ها قطعا از درجه اهمیت بیشتری نسبت به سلامت روان معلمان جامعه برخوردار است، مواردی مانند طلاق ،اعتیاد، همسر آزاری ،کودک آزاری ،اشتغال معلولان و احقاق حقوق ایشان در جامعه، که به رغم تاکید مسئولان و گنجانده شدن در برنامه های پنج ساله ،به اذعان آمار های موجود خیلی رضایت بخش نبوده است ، بنابراین توصیه می شود بخش های فوق را نه به ایده آل ،که به  حد  معمول و معقول برسانید ،آنگاه به  آسیب شناسی در حوزه آموزش و پرورش ورود نمائید ،هر چند به نظر نمی رسد با وجود این همه نهاد ( گزینش ،حراست ، هسته مشاوره و مراکز  مشاوره ای طرف قرارداد آموزش و پرورش ) و متخصصین موجود در درون آموزش وپرورش ، به چند نفر مشاور بهزیستی جهت انجام این مهم نیاز باشد .

ثالثا : کسانی که افاضاتی این چنینی  می فرمایند ، احتمالا دغدغه معلم  همانند ، سروکله زدن با تعداد زیاد دانش آموز،پرداخت اجاره خانه ، نداشتن وسیله نقلیه ایاب و ذهاب برای رسیدن به موقع سر کار و… را نداشته باشند .

به راستی معلم باید غربال گری شود ؟

معلمی که، با مدرک فوق لیسانس با بیش از ۲۰سال سابقه کار حقوق یک میلیون  و پانصد تومانی  خود را باید برای  اجاره خانه  تقدیم صاحب خانه کند ! مخارج دیگر زندگی را چگونه  باید تامین کند؟ قطعا با شغل های دوم وسوم  که البته حرفه معلمی تحت شعاع قرار خواهد گرفت !

معلمی که: قادر نیست به دلیل مشکلات مادی چندین نوع پوشش متنوع  در طول سال تحصیلی جهت جذابیت بیشتر درنظر دانش آموزان بپوشد ،بلکه درطول سال خیلی هنر به خرج دهد دو نوع پوشش زمستانه و تابستانه تدارک ببیند و البته فرزندان فرهنگیان نیز باید این تحقیرها را به جان بخرند ،نیازمند به تامین هزینه های زندگیست یا نیازمندتست  غربالگری سلامت روان؟

معلمی که: مستاجر دانش آموز خویش است ،و پدر بنگاه داروی با تخفیفی ناچیز، معلم رازیر بال و پر خود گرفته است  ،نیازمند به غربال گری است ؟

 من باید غربالگری شوم ؛

چون دیگر نه عزت نفسی ،نه اعتماد به نفسی ،نه روح و روانی و نه جسمی سالم برایم باقی مانده است !

اما نه به دلیلی که شما به دنبال آن هستید !

به دلیل مشکلات ناشی از بی عدالتی ،که با تمام تلاش خود حتی از حداقل های زندگی هم برخوردار نیستم !

در پایان ، ضمن همراهی و همگامی با خیل عظیم فرهیختگان سرزمینم ،ضمن ابراز ناخرسندی از عملکرد منفعلانه مسئولین وزارت خانه ،که در قبال تمامی توهین و تحقیر هائی که بر معلمان می شود کماکان موضع سکوت را درپیش گرفته اند ، طرح چنین مسائلی در صدا و سیما و رسانه ها را آسیب جدی به وجهه فرهنگیان شریف تلقی ،و امیدواریم اگر قرار است اقدامی دراین زمینه انجام گیرد از طریق خود آموزش وپرورش و در سکوت برگزار گردد ،چرا که در سایر دستگاه ها نیز حتما مواردی از اختلالات  رفتاری وجود دارد اما بی سرو صدا انجام می گیرد .

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

رویکرد و عملکرد " نهاد گزینش " در آموزش و پرورش را تا چه میزان در مسیر سالم‌سازی نظام اداری و عدالت استخدامی ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور