چاپ کردن این صفحه

" اصلا اگر قرار باشد در نهایت با تهیه چنین محتوای آموزشی دانش آموزان را به سمت کتابهایی خارج از مدرسه بکشانیم ، دیگر چه نیازی به استناد به برنامه درسی ملی و تالیف یک کتاب بومی با این میزان مشکلات بود؟! "

دانش آموزان کم بضاعت در رویکرد جدید آموزش زبان انگلیسی چه وضعیتی دارند؟!

محمد محمدی/ دبیر زبان انگلیسی

رویکرد آموزش زبان انگلیسی و دانش آموزان ضعیف

یکی از مبانی مهم « برنامه درسی ملی» رعایت حقوق متوازن و متعادل دانش آموزان و مجریان برنامه در سطوح مختلف مدرسه ،منطقه، استان و کشوری است که امکان مشارکت تمامی افراد ذی نفع  و ذی ربط را نیز در فرآیند ارزشیابی فراهم می آورد. مطابق این سند ، برنامه های درسی باید به « رعایت تعادل» و پرهیز از افراط و تفریط پای بند باشند. همچنین در این برنامه ، «مدرسه » کانون اصلی تحقق اهداف و برنامه های درسی و تربیتی معرفی شده است. بر اساس این برنامه که در واقع  نقشه راه آموزش و یادگیری در مدارس ایران است ، درس زبانهای خارجی یکی از حوزه های یازده گانه تربیت و یادگیری است و بر توانایی ارتباطی و حل مسئله تاکید دارد.

«رویکرد ارتباطی » مورد ادعا در کتابهای جدید که امسال اولین دوره شش ساله آن به اتمام رسید ، طبیعتا دارای نقاط ضعف و قوت از جنبه های گوناگون است. این کنکاش نه  به قصد مقاومت در
برابر رویکرد جدید ؛ بلکه برعکس، انعکاس نگرانی ها از عدم تحقق برخی الزامات و در برگیرنده راه حل هایی در جهت رفع مشکلات موجود است.

در شیوه آموزشی جدید و در مقایسه با کتابهای قدیمی هر چند نکات مثبتی هم به چشم می خورد ، با این حال بنا به دلایل وشواهدی که در ادامه ذکر خواهد شد ، این رویکرد در دو مقطع بسیار حساس دانش آموزان آموزشگاه نرفته را که عموما از قشر کم بضاعت جامعه هستند ، ناخواسته تنبیه می کند! یک بار در پایه هفتم که شروع دوره شش ساله زبان آموزی است و دیگری در پایه دوازدهم و در آزمون نهایی.

رویکرد آموزش زبان انگلیسی و دانش آموزان ضعیف
 
در پایه هفتم ، آموزش الفبا - که از کلیدی ترین فعالیت ها در  یادگیری و آموزش زبان است - داستانی خواندنی دارد! در این مورد مولف محترم در نوشته ها و سخنان خود عنوان کرده اند که: « برخلاف گذشته که حروف الفبای انگلیسی در ابتدای کتاب  به دانش آموز آموزش داده می شد، در کتاب جدید التالیف ، این آموزش  برای نخستین بار در جهان در کل کتاب توزیع شده و در قالب مکالمه به دانش آموز ارائه می شود...» پاسخ ارائه  شده به این ادعا در یکی از مقاله های علمی و دانشگاهی قابل تامل است: « گروه مولفان کتاب فرضیه ای جدید را در راس آموزش کتاب قرار داده اند که هنوز
 کار آمد بودن آن تایید نشده است. ارائه کردن فرضیه های جدید امری پسندیده و مطلوب است ، اما قبل از عملی کردن هر فرضیه ای ، آن هم در سطح ملی ، باید  تمام جوانب علمی و عملی آن  را به دقت با افراد صاحب نظر مورد  تحلیل و بررسی قرار داد و سپس در یک نمونه  آماری کوچکتر به آن جامه عمل پوشاند که مزایا و معایب آن فرضیه شناسایی شوند. اما در کتاب جدید واضح است که این اقدام صورت نگرفته است.»

در ادامه همین مقاله می خوانیم: « به نظر می رسد که  یکی از پیش فرض های اصلی مولفان کتاب این بوده است که در تمامی شهرها و روستاهای ایران ، آموزشگاه های زبان انگلیسی دایر بوده...و متعاقبا ؛ آموزش زبان در این مقطع با استفاده از این کتاب کار راحتی می باشد.».

هرچند بعد از گذشت مدتی  مختصر تغییری اعمال شده و در «کتاب کار» حروف الفبا در ابتدای کتاب گنجانده شد ، اما در کتاب اصلی این روش کماکان مورد استفاده است. در پایه دوازدهم و در امتحان نهایی نیز این داستان به شکل قابل تامل تری ادامه پیدا میکند! امتحان نهایی زبان انگلیسی  در خرداد ماه امسال با اختصاص 6 نمره به مهارت شنیداری و با اعتراض هایی که به دلیل شیوه طرح سوال و کیفیت بلندگوها در پی داشت، نشانه ای بود ازفرایندی معیوب که از فقدان هماهنگی در بخش های مختلف نظام آموزش و پرورش حاصل شده و بیانگر این حقیقت است که  سطح انتظارات  با منابع درسی یا امکانات ارائه شده  در مدارس ما همخوانی و تناسب لازم را نداشته است . با این رویکرد ، نمره نهایی مشروط  به داشتن  مهارت هایی همچون شنیداری و نوشتاری است که منابع علمی کافی برای تحقق آن در کتابهای درسی  منظور نشده  و نتیجه طبیعی  آن افزایش نگرانی ها و گرایش هرچه بیشتر دانش آموزان  به کتابهای  کمک آموزشی  یا آموزشگاه های  زبان خارجی است . در این  وضعیت بی شک دانش آموزان محروم  که عموما امکان حضور در آموزشگاه و یا تهیه کتابهای تکمیلی  را ندارند و بعضا دسترسی کافی به بخشی از بسته های آموزشی کتاب درسی را هم  نداشته اند آسیب بیشتری خواهند دید؛ دانش آموزان دیگر نیز صرفا با دوره ها یا منابعی متفرقه و خارج از محتوای رسمی مدرسه به تسلط در مهارت های مورد انتظار درامتحان نهایی خواهند رسید.این رویه قطعا  با راهبردهای کلان  سند تحول بنیادین و تاکید آن بر نهادینه کردن عدالت آموزشی  تطابقی نداشته و البته  با بعضی از بخش های برنامه درسی ملی و تاکید آن بر« تعادل و توازن» و رعایت حقوق ذینفعان در تضاد است.
نگرانی عمده در این وضعیت_ که انگیزه  اصلی راقم این سطور از نگارش این مطالب است _ در رابطه با دانش آموزان محرومی است که امکانات مالی جهت اقدامات  جبرانی را ندارند . مسئله این است که  با کتابهای درسی فعلی که فرض را بر دانش پیشین زبان آموز قرار داده، تکلیف دانش آموزان عادی و محروم که در کلاسهای آموزشگاهی زبان شرکت نکرده اند  چیست؟! آینده تحصیلی و شغلی آنها چه خواهد بود؟!

اصلا اگر قرار باشد در نهایت با تهیه چنین محتوای آموزشی دانش آموزان را به سمت کتابهایی خارج از مدرسه بکشانیم ، دیگر چه نیازی به استناد به برنامه درسی ملی و تالیف یک کتاب بومی با این میزان مشکلات بود؟!

به راحتی و بدون این همه دغدغه و صرف هزینه ، برای مدارس یکی از کتاب های معتبر خارجی انتخاب ، معرفی و تدریس می شد! در برنامه درسی ملی خوشبختانه اصلاح و بازبینی این سند مهم ملی  در هر دوره 5 ساله  پیش بینی شده و در این راستا  ویرایش بخش زبانهای خارجی یک اولویت است.  توجه به  تجربه های کسب شده در این شش سال و تاملی دوباره درواقعی تر کردن انتظارات به ویژه درزمینه هایی مثل تاکید بر آموزش مهارت های چها رگانه ، مقاله نویسی  وهمچنین  تعریف «رویکرد ارتباطی»  بسیار ضروری به نظر می رسد.

رویکرد آموزش زبان انگلیسی و دانش آموزان ضعیف

 کتاب پایه هفتم خصوصا در بخش الفبا  شدیدا  نیازمند بازنگری جدی است به نحوی که  دانش آموزان آموزشگاه نرفته هم بتوانند به راحتی از آن بهره لازم  را گرفته دچار سرخوردگی و سرگردانی نشوند!
 در تالیف این سری از کتابها ، اعتبار سنجی  با مشارکت معلمان  حرکت مثبتی است  اما پیشنهاد می شود که علاوه بر اعتبار سنجی و یا ویرایش جزئیات ؛ دربازنگری های اساسی آن در سال های بعد _ خصوصا در بخش های  LISTENING و WRITING  _ از کمک یا مشاوره مستقیم چند تن ازدبیران یا سرگروههای مجرب و متخصص به ویژه در رشته آموزش زبان انگلیسی (  TEFL) استفاده شود . انتقال بخش شنیداری از امتحان نهایی به امتحان مستمر ویا حداقل تامین امکانات آموزشی  لازم  و رفع نگرانی ها هم پیشنهاد مهم دیگری است که دلایل آن ذکر شد. 

مهم تر از همه این موارد ، اصلاح نگاه ها نسبت به معلمان به عنوان مجریان برنامه درسی ملی نیز از بایسته های این تغییر وتحول است. دراین مورد حضور هرچه بیشتر مولفان در جمع دبیران ودر  همایش های استانی و پاسخ به نقدها و نظرات در جهت  اصلاح اشکالات کتاب درسی بسیار ضروری است.

در پایان امید است با بررسی شرایط و اعمال اصلاحات مورد نیاز  توسط سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و دفتر تالیف ، تغییر و تحول مثبتی در این زمینه حاصل شده  و رویکرد جدید تحت الشعاع ابهامات یا  انتظارات دوراز واقعیت قرار نگیرد . دراین صورت  لذت
 یادگیری زبان و مهمتر از آن سرنوشت دانش آموزان  فدای کاستی های معمول نگشته ؛ آموزش زبان انگلیسی به شایستگی هر چه بیشتر  و حتی المقدور بدون آسیب ها ونگرانی های فعلی  محقق خواهد شد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 رویکرد آموزش زبان انگلیسی و دانش آموزان ضعیف

سه شنبه, 19 آذر 1398 10:45 خوانده شده: 464 دفعه

در همین زمینه بخوانید: