صدای معلم

حامیان جدید معلمان در آستانه انتخابات مجلس و استفاده ابزاری از فرهنگیانسید مجید حسینی استاد دانشگاه تهران است. از مدیران قالیباف بوده و اخبار پراکنده از عزم او برای حضور در انتخابات مجلس آینده حکایت دارد. احتمالا در قالب نواصولگرایی که مدتی است قالیباف پرچم آن را برافراشته است. صریح اللهجه است و حاضر جواب. مصاحبه یا مناظره هایش را با گزاره های ساده و بدیهی آغاز و به پایان می برد. همین هم بر جذابیت او نزد فرهنگیان افزوده است.

در کلیپ پیوست ( 1 ) هم می گوید که اگر بودجه آموزش و پرورش دو برابر شود حتی چغندر هم می تواند وزیر این دستگاه شود! این یعنی اینکه مشکل اصلی پول است که بین اقشار بی صدا از جمله فرهنگیان توزیع نمی شود. تداوم شعار پول پاشی در جامعه که از احمدی نژاد شروع و تا قالیباف و رییسی ادامه یافت. اما به نظر می رسد قضیه آموزش و پرورش کشور کمی پیچیده تر از این حرف های انتخاباتی باشد.

چند نکته درباره این داستان:

* وضعیت آموزش و پرورش زمانی به سامان می رسد که این نهاد در نگاه مسئولان به اولویت نخست توسعه کشور تبدیل شود. تنها بعد از این تغییر نگرش است است که معلمان به معیشت و منزلت شایسته خود دست خواهند یافت!

 اما مساله مهمتر این است که اکنون ایران بر سر دوراهی توسعه داخلی یا نفوذ منطقه ای، دومی را انتخاب کرده است. یعنی تا اطلاع ثانوی حفظ  امنیت داخلی و برتری قدرت منطقه ای مهمترین اولویت های کشور است!

* در آموزش و پرورش مدیریت علمی بیش از اختصاص بودجه اهمیت دارد. سیطره ایدئولوژی در چهاردهه گذشته نه تنها موجب بهبود کیفیت تعلیم و تربیت نشده بلکه اتلاف وسیع منابع را به دنبال داشته است!

* در ایران علم اگر بتواند در خدمت تبلیغات بین المللی برای نظم سیاسی باشد مورد توجه قرار می گیرد. توجه بیشتر به دانشگاه ها در سال های اخیر هم به دلیل ظرفیت این نهاد برای تولید مقاله در راستای اثبات رشد علمی مطلوب کشور است!

حامیان جدید معلمان در آستانه انتخابات مجلس و استفاده ابزاری از فرهنگیان

* معلمان در ایران تا کنون برای پژواک یافتن صدای شان هزینه های زیادی پرداخته اند ولی تغییر معناداری در وضعیت شان ایجاد نشده است. بیشتر به این دلیل که آموزش و پرورش هنوز به اولویت نظام سیاسی تبدیل نشده است، بنابراین تا اطلاع ثانوی معلمان صرفا به عنوان بخشی از نیروی انتظامی در مدارس فعالیت خواهند کرد!

* اوضاع آموزش و پرورش زمانی درست می شود که در سطح کلان این معادله پذیرفته شود: توسعه ضرورت کشور است و آموزش و پرورش محور توسعه تلقی می شود! بدون پذیرش این گزاره حرف هایی از جنس اظهارات سید مجید حسینی صرفا تبلیغاتی می باشد!

*  پوپولیسم در ایران جذابیت زیادی دارد. فهرست کردن گزاره هایی ساده برای رسیدن به نتیجه ای عامه پسند! پیش از هر چیز اما باید پرسید برنامه عملیاتی شما برای گذار از وضعیت کنونی و تحقق وعده های مردم پسند چیست؟!

کانال مهران صولتی


حامیان جدید معلمان در آستانه انتخابات مجلس و استفاده ابزاری از فرهنگیان

( 1 )

( کلیپ انتخاباتی سیدمجید حسینی ! )

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

نامه ی حاجی بابایی در مورد رتبه بندی معلمان با چاشنی انتخابات

" صدای معلم :

چرا در کمیسیون آموزش در این دوره و دوره قبل حضور نداشته اید امّا دائما در امور آن اظهار نظر می کنید؟ 

حاجی بابایی :در همه ی دوره ها عضو این کمیسیون نشدم. برای آنکه کمیسیون آموزش و تحقیقات را کمتر مؤثر می بینم. من رییس فراکسیون فرهنگیانم که 120 نفرند و کمیسیون آموزش و تحقیقات 23 نفرند. به این نکته توجه کنید.من روز اولی که وارد مجلس شدم و تحقیق کردم ، گفتند هر نماینده ای که عضو کمیسیون برنامه و بودجه بشود ، این به نفع آموزش و پرورش است و من عضو این کمیسیون برنامه و بودجه شدم و رییس کمیسون تلفیق برنامه ششم هم هستم و در این کمیسیون مطالبی برای آموزش و پرورش نوشتم که در یازده برنامه گذشته در 44 سال نوشته نشد و این نشان می دهد که کمیسیون برنامه و بودجه خیلی برای آموزش و پرورش بهتر است.

از طرفی فراکسیون فرهنگیان مجلس را هم داریم.الان شما فرض کنید من عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات . چه کسی به اندازه ی من در مجلس راجع به آموزش و پرورش حرف می زند؟ "

نامه ی حاجی بابایی در مورد رتبه بندی معلمان با چاشنی انتخابات

« حمیدرضا حاجی بابایی » نماینده مجلس نامه ای را خطاب به رئیس جمهور در مورد " رتبه بندی معلمان " و عدم اجرای آن ارسال کرده است .

اگر چه انجام این کار خوب بوده و قابل تقدیر است اما پرسش « صدای معلم » از آقای حاجی بابایی این است که چگونه می شود نامه ای با سربرگ " کمیسیون برنامه ، بودجه و محاسبات " تنظیم شود اما ایشان برای معرفی خودش از عبارت " رئیس فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس " استفاده کند ؟

این در حالی است که بر اساس تجارب پیشین و روال معمول حاجی بابایی نظیر آن چه در گفت و گوی صدای معلم و ایشان پیش تر صورت گرفته است ( این جا )؛ آقای حاجی بابایی در کسوت رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس پی گیر مطالبه قانونی فرهنگیان نبوده است ؟

ضمن آن که عنوان " رئیس فراکسیون فرهنگیان " می تواند تناسب محتوای این نامه با موضوع اصلی که معلمان و آموزش و پرورش هستند را منطقی تر نمایان سازد مضافا بر آن که " معلمان " اساسا جزء گروه های " مرجع " جامعه بوده و در این گونه طبقه بندی های تصنعی و جناحی قرار نمی گیرند .

مگر آن که  نهایتا بپذیریم این نامه کاربرد انتخاباتی داشته و خیلی ناظر به احصا و احقاق حقوق و مطالبات قانونی معلمان هم نباشد .

" معلمان " نمی خواهند و انتظار ندارند که در آستانه انتخابات مجلس مطالبات و حقوق قانونی آنان دستاویز شعارهای انتخاباتی افراد و گروه های سیاسی در موسم " انتخابات " قرار گیرد که پس از اتمام آن هیچ تعهدی برای اجرا و عمل کردن به شعارها و تعهدات در خود احساس نمی کنند .

در این شرایط انتظار می رود که کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نقش موثرتری داشته و حافظ حقوق قانونی معلمان باشد .

نامه ی حاجی بابایی در مورد رتبه بندی معلمان با چاشنی انتخابات

پایان گزارش/


نامه ی حاجی بابایی در مورد رتبه بندی معلمان با چاشنی انتخابات

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

نقد عملکرد جمهوری اسلامی در حوزه آموزش و پرورش

 جمهوری اسلامی در عرصه آموزش و پرورش شکست خورده است!

این جمله تکان دهنده خلاصه توافقی است میان مجری برنامه زاویه با طیبه ماهرو زاده که هم خود عضو شورای عالی آموزش و پرورش است و هم همسرش غلامعلی حداد عادل از مولفان کتاب های درسی و نقش آفرینان نظام آموزش و پرورش کشور!

ماهرو زاده تصریح می کند که حتی در دو دهه گذشته نیز مدرسه ای نیافته است که بتواند از حداقل های امنیت و سلامت برای تحصیل فرزندش برخوردار باشد. امری که او را به سوی تاسیس مدارس غیرانتفاعی فرهنگ سوق داده است. اما چرا امروزه با آموزش و پرورشی ورشکسته مواجه هستیم؟!

 *  تصمیم سازان آموزش و پرورش در دوران بعد از انقلاب فاقد یک نگاه سیستمی به تحولات جامعه بودند. نمی شود اقتصادی رانتی، سیاستی اقتدارگرا و فرهنگی بسته داشت ولی در عوض فرزندانی خوب و رشید تربیت کرد!

*  تصمیم گیران آموزش و پرورش از ابتدا نگاهی توهم آلود نسبت به انتظارات خود از این دستگاه داشتند. پرورش نسلی توانمند و اخلاق مدار در حالی که شرایط اولیه زندگی از بسیاری از معلمان و دانش آموزان دریغ شده است صرفا خیالاتی فریبنده می باشد!

* بعد از گذشت چهل سال هنوز مشخص نیست که آموزش و پرورش به دنبال تربیت شهروندانی صادق و متعهد است یا پرورش کسانی که می توانند با ریاکاری از فرصت های هر چه بیشتر برای پیشرفت شخصی استفاده کنند!

* خصوصی سازی آموزش و پرورش و جلوه های آن از جمله پولی شدن آموزش، طبقاتی شدن مدارس، کم رنگ شدن اصل عدالت آموزشی و افت کیفی مدارس دولتی در انقلابی که قرار بود مستضعفان وارثان حقیقی آن باشند!

* چیرگی ایدئولوژی بر برنامه ریزی های آموزشی موجب غلبه شعارزدگی و خیال پردازی در آموزش و پرورش شده است. غفلت از چیزی که زیر عنوان" برنامه درسی پنهان"، روایت واقعی زیست روزمره دانش آموزان را در مدارس تشکیل می دهد!

سیطره سیاست بر عرصه آموزش و پرورش در چهل سال گذشته موجب به حاشیه رفتن متخصصان، کناره گیری منتقدان، مداخله نمایندگان و به تبع آن تغییر نقش این نهاد از محور توسعه به دستگاهی متورم، ناکارآمد و سربار شده است!

*  پدیده کنکور موجب به حاشیه رفتن پرورش، سطحی شدن آموزش، غفلت از خلاقیت، کم رنگ شدن مشارکت و هدایت دانش آموزان از بطن جامعه به خلوت خانه شده است. تربیت نخبگانی خودمحور به جای شهروندانی دغدغه مند!

نقد عملکرد جمهوری اسلامی در حوزه آموزش و پرورش

کانال مهران صولتی


نقد عملکرد جمهوری اسلامی در حوزه آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

انتصاب کوروش مودت به عنوان مدیر کل آموزش و پرورش خوزستان و گزارش صدای معلم

درست در آخرین روزهای وزارت محمد بطحایی در آموزش و پرورش و یک روز پس از پذیرش استعفای ایشان از سوی رئیس جمهور ، بطحایی در 15 خرداد 98 در نامه ای ، « مهدی رفیعی دهکردی » را که سمت « معاون پرورشی و فرهنگی اداره کل آموزش و پرورش خوزستان را بر عهده داشت به سمت " مدیر کل آموزش و پرورش استان خوزستان " منصوب کرد .

« صدای معلم » در گزارشی انتقادی خطاب به سرپرست وقت وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )

" حال پرسش این است که به لحاظ قانونی وزیر مستعفی که استعفای وی مورد پذیرش رئیس دولت قرار گرفته است مجاز به انجام چنین کاری بوده است ؟

از سوی دیگر صدور ابلاغ مدیر کلی در روز تعطیلی صورت گرفته است .

پرسش صدای معلم این است که این همه شتاب برای چه بوده است و چرا صدور ابلاغ به روزهای بعد موکول نشده است ؟

این رسانه از « سیدجواد حسینی » می خواهد در راستای شفاف سازی و تنویر افکار عمومی مساله را پی گیری و نتیجه را اعلان نماید .

این نخستین درخواست یک رسانه مردمی و مستقل از سرپرست وزارت آموزش و پرورش برای عمل به قانون گرایی و اثبات گفته ها است .

پیش تر ؛ صدای معلم گزارشی را در این مورد منتشر کرده بود . ( این جا )

« جواد حسینی » پاسخی به این گزارش نمی دهد اما حکم مدیر کلی رفیعی را تا پایان زمان سرپرستی اش را هم تایید نمی کند .

از اقدامات سرپرست پیشین اداره کل آموزش و پرورش خوزستان برکناری حسن بهنام، فعال فرهنگی و آموزشی و معاون پژوهشی اداره آموزش و پرورش ناحیه چهار اهواز در 4 تیرماه 98 بود که مورد انتقاد این رسانه واقع گردید .

بهنام در مورد علت برکناری اش به صدای معلم گفت :

" پس از انتشار مقاله «خیز مدیران ضد توسعه برای تصاحب کرسی‌های مجلس»  به فاصله کمتر از ۲۴ ساعت اینجانب از سمت خود برکنار شدم. "

رفیعی دهکردی سرپرست ( پیشین ) اداره کل آموزش و پرورش خوزستان روز پنجشنبه ۹۸/۵/۳ در مراسم بیست و یکمین جشنواره خیرین مدرسه‌ساز خوزستان در اهواز و در جمع فرهنگیان و مسئولان ارشد کشوری، استانی و منطقه‌ای در حضور سید جواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش با ارائه پیشنهادی نامتعارف و عجیب، خواستار تشکیل ستاد معین و تأمین نیروی انسانی آ‌موزش و پرورش خوزستان از استان‌های دیگر شد .

یکی از فرهنگیان خوزستانی در نامه ای به صدای معلم ضمن انتقاد از این اظهارات نوشت : ( این جا )

"سؤال اساسی اینست که آیا کمبود نیروی انسانی در آموزش و پرورش خوزستان یک حادثه غیرمترقبه است که پیشنهاد تشکیل ستاد معین داده می‌شود؟

نقش مدیریت عالی استان، شورای عالی آموزش و پرورش استان و مجمع نمایندگان استان چه بوده است؟

بدیهی است کمبود نیروی انسانی آموزش و پرورش خوزستان ناشی از سوءمدیریت مزمن، ساماندهی ناکارآمد و ناکافی نیروهای موجود، بزرگ نمایی معضل به منظور بهره‌برداری‌های خاص تیم موجود بوده و شورای عالی آموزش و پرورش استان و مجمع نمایندگان استان در پیدایش چنین وضعیت نامطلوب و اسفناکی به مردم شریف استان باید پاسخ گو باشند. "

نکته ی مهم آن است که نه در زمان مدیر کلی " محمد تقی زاده " و نه سرپرستی رفیعی ؛ هیچ یک به رسانه های منتقد و مستقل پاسخ گو نبوده اند .

« صدای معلم » همواره از عملکرد روابط عمومی های ادارات آموزش و پرورش انتقاد کرده است .

موضع این گونه مدیران و مقامات در برابر انتقادات یا سکوت بوده است و یا شکایت !

انتصاب کوروش مودت به عنوان مدیر کل آموزش و پرورش خوزستان و گزارش صدای معلم

هم زمان با معرفی « محسن حاجی میرزایی » به عنوان گزینه ی پیشنهادی وزیر آموزش و پرورش به مجلس شورای اسلامی ، مجمع نمایندگان خوزستان در مجلس حمایت مکتوب خود را از حاجی میرزایی برای تصدی وزارت آموزش و پرورش اعلام کردند . ( این جا )

هم زمان با انتشار برخی اخبار در مورد معرفی " کوروش مودت " به عنوان مدیر کل آموزش و پرورش خوزستان ، « صدای معلم » در گزارشی نوشت : ( این جا )

" نکته ی مهم و قابل تامل در این گونه موارد عدم توجه به مفاد و محتوای " قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش " است .

صدای معلم بارها از استانداران سراسر کشور به جد و فوریت خواسته است تا گزارشی از اقدامات انجام شده خود در مورد این قانون را  به طور شفاف به اطلاع جامعه برسانند .

وظیفه استاندار و یا فرماندار فقط دخالت در تعیین مدیران آموزش و پرورش نیست . "

یک فرهنگی خوزستای در نامه ای خطاب به وزیر آموزش و پرورش در انتقاد از این اقدام نوشت :

" بالاخره بعد از مدت ها کشمکش جهت انتخاب گزینه ای برای مدیر کلی‌آموزش و پرورش خوزستان پسرخاله استاندار خوزستان با حمایت شخص استاندار به عنوان گزینه نهایی به وزارتخانه معرفی شد.

«کوروش مودت» که بیش از ۳۵ سال سابقه کار دارد و این روزها باید جای خود را به جوانترها و نخبگان خوزستانی بسپارد صرفا به دلیل خویشاوندی با استاندار خوزستان برای این سمت معرفی می شود.

مودت طی سال های اخیر بیشتر دوره کاری خود را در شورای شهر بهبهان، فرمانداری هندیجان و هم اکنون خرمشهر گذرانده و مدت زیادی است که با معلمی، کلاس و مدرسه فاصله داشته است. وی فرماندار کنونی خرمشهر است و ۲۵ سال از آموزش و پرورش دور بوده و اکنون می‌آید تا کشتی به گل نشسته آموزش و پرورش خوزستان را بیش از پیش غرق کند.

با وجود این اخبار نگران کننده گویا قرار است مجددا روند انتصابات قومی و طایفه ای دوره مدیریت اجاره نشین خیابان ۱۳ در آموزش و پرورش خوزستان استمرار یابد. "
سرانجام پس از کش و قوس های بسیار خبر انتصاب " مودت " به عنوان مدیر کل آموزش و پرورش استان خوزستان به صورت رسمی منتشر گردید .

سایت " عصر ما " در مورد حاشیه های مراسم تکریم و معارفه نوشت :

" ۱٨ نماینده استان در مجلس شورای اسلامی از غائبان مهم این مراسم بودند .

هیچ کدام از نماینده های استان در مجلس خبرگان رهبری حضور پیدا نکردند.

نماینده محترم ولی فقیه در استان و ائمه جمعه نیز هیچ کدام در این مراسم حضور پیدا نکردند.

هیچ کدام از فرماندهان نظامی ، انتظامی و سپاه پاسدارن نیز حضور نداشتند.

مدیران کل ادارات حضوری بسیار کم رنگ داشتند.

شخص استاندار که بانی این انتصاب بود تا کنون در مراسم حضور پیدا نکرد.

  سیدجابر موسوی، معاون نیروی انسانی اداره کل ، علی رضا مسرور ، برخی چهره های انجمن اسلامی معلمان و تیم مدیرکل سابق نقش پر رنگ و حضور پر ترددی در مراسم معارفه مدیرکل جدید داشتند . "

انتصاب کوروش مودت به عنوان مدیر کل آموزش و پرورش خوزستان و گزارش صدای معلم

پرتال اداره کل آموزش و پرورش خوزستان هم نوشت :

"  کورش مودت چهارشنبه 8 آبان ماه 98 در حاشیه آیین تودیع و معارفه با بیان اینکه برنامه های مختلفی برای آموزش و پرورش در نظر گرفته شده است ، گفت:  با هماهنگی صاحب نظران و همه دست اندر کاران تلاش می کنیم چالش های پیشروی آموزش و پرورش را برطرف کنیم .

وی با اشاره به اینکه آموزش و پرورش خوزستان با چالش های مختلفی رو به رو است، عنوان کرد: چالش نیروی انسانی و منابع مالی دو چالش جدی در آموزش و پرورش خوزستان برشمرده می شود .

مودت با عنوان اینکه چالش کمبود منابع مالی با اعتبارات دولتی قابل حل نخواهد بود، افزود : قطعا باید با جلب مشارکت خیرین مدرسه ساز خواهیم توانست بار سنگینی از دوش برداریم ."

به نظر می رسد مدیر کل جدید آموزش و پرورش خوزستان هم آوا با بسیاری از هم صنفان و نیز روسای شوراهای آموزش و پرورش استان ها به جای توجه به اجرای مفاد و موارد مصرح در قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش چشم به جیب خیرین دوخته اند .

انتصاب کوروش مودت به عنوان مدیر کل آموزش و پرورش خوزستان و گزارش صدای معلم

نگاهی به اخبار و گزارش های منتشر شده در پرتال ادارات آموزش و پرورش موید این مدعاست که اراده جدی برای توجه به به فعلیت درآوردن پتانسیل مغفول در قانون مذکور دیده نمی شود ضمن آن که برای حضور در نشست شوراهای آموزش و پرورش خبرنگاران و رسانه ها غایبان جدی و همیشگی هستند .

پرسش « صدای معلم » از مسئولان آن است که چرا نشست شوراهای آموزش و پرورش پشت درهای بسته انجام می شود و صرفا اخباری صوری و خنثی از این نشست ها در افکار عمومی منتشر می شوند ؟

« مینو امامی » از فرهنگیان بازنشسته در مطلبی که برای صدای معلم ارسال کرد چنین نوشت :

" وزرای آموزش و پرورش به جز مرحوم دکتر غلامحسین شکوهی که خود مرد تعلیم و تربیت و چهره ای ماندگار بود ، به جامعه فرهنگیان اصلا و ابدا اعتماد ندارند و در هر صورت باید دری از یکی از سازمانها و نهادها را بزنند تا ناچارا کسی را مدیر کل نمایند ! و در این بین دو درِ زده شده از همه آنها سوپاپ اطمینان بالاتری برای دولت و مجلس و وزیر آموزش و پرورش ، فراهم می سازد: یکی درِ جامعه روحانیت و دیگری مردان سیاست از وزارت کشور به عنوان فرماندار و استاندار و یا معاونان سیاسی آنان ( کاش حداقل معاون فرهنگی - اجتماعی انتخاب می شدند ؟) .

در دوره های قبل ، ورود مردان به میدان سیاست از بین مدیران کل آموزش و پرورش ،ممکن می شد و تعدادی از آنان به عنوان استاندار و فرماندار و نماینده مجلس و گاه حتی وزیر ، انتخاب می شدند و امروز جهت این حرکت ، معکوس گردیده است !

راستی دولت ضامن ایجاد و ترویج فرهنگ امنیتی است یا مجری برقراری امنیت فرهنگی است تا ارزش ها و هنجارهای جامعه حفظ و تقویت گردد ؟!

لابد لازم به گفتن نیست که یک فرد سیاسی - امنیتی ، تمام مسایل و امور را از زاویه و دید ترویج امنیت ، خواهد دید و وقتی این باور و احساس به تعاملات آموزشی - فرهنگی مدارس مابین دانش آموزان و معلمان و دیگر نقش ها ، هدایت و تزریق شود، جوّ خوشایند آموزش با توجیه یادگیری و افزایش مهارت های زندگی ، جای خود را به حساسیت سیاسی در گفته های معلمان و همکاران خواهد داد و هر یک تبدیل به سربازان گمنام اطلاع رسانی خواهند شد.

البته همیشه استثنا وجود دارد که به طور مثال می توان به سید جواد حسینی سرپرست اخیر وزارت آموزش و پرورش اشاره کرد که دارای دکتری تخصصی جامعه‌شناسی بود و در کارنامه کاری خود سوابقی همچون معاونت سیاسی ، امنیتی و اجتماعی استانداری خراسان رضوی ، مدیر‌کل آموزش و پرورش استان خراسان رضوی ، فرمانداری مشهد و معاون فرمانداری مشهد را داشت ، اما در مدت کمتر از سه ماه ،حرف های مطرح نشده و کارهای انجام نشدۀ دیگر وزرا را به جا آورد و تحسین برانگیز بود و این احتمالا به دو دلیل بوده است : ارتباط رشته تحصیلی با آموزش و سابقه مدیرکلی ایشان در آموزش و پرورش .

اما جناب کوروش مودت ، هیچ کدام از این دو شاخص را ندارند ، پس باید منتطر ماند و دید که این روال ، روند اصلی وزرا در انتخاب مدیران کل بعد از این خواهد بود و یا خیر؟ یا ایشان چگونه عمل خواهند کرد؟

جناب وزیر ،

بدین مِنوال آموزش و پرورش به کجا هدایت می شود ؟ آیا شما آثار و نتایج هر انتخاب و حرکت و تصمیم خود را برای سال های بعد نیز ارزیابی می کنید و یا فقط امور جاری وزارتخانه را رتق و فَتق می کنید؟ آیا بدین طریق باری از انبوه مشکلات آموزش و پرورش برداشته خواهد شد و یا بدان افزوده خواهد شد؟

لطفا اداره امور آموزش و پرورش را به مردان و زنان آموزش و پرورشی بسپارید تا به بیراهه و سیرقهقرایی ، میل نکند.

شما وزیر محترم بعد دو سال دیگر در این پست نیستید اما من معلم و دانش آموز امروز و فردا یک عمر در این ویرانکده ، کودکی و نوجوانی و جوانی و سالمندی خود را تا لحظه فوت سپری خواهیم کرد. پس برای همه ما امنیت فرهنگی را تضمین سازید تا نظام آموزشی از زخم ها و دردهای بیشمار گذشته و حال ، شاید التیام یابد. "

پایان گزارش/


انتصاب کوروش مودت به عنوان مدیر کل آموزش و پرورش خوزستان و گزارش صدای معلم

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

 روز کوروش و آشتی با تمدن و فرهنگ ایران و رسالت دولت

زندگی کوروش از زادن تا مرگ در مه افسانه ها پنهان مانده است اما از خلال انبوه روایت ها و نوشته های مورخان و پژوهشگران و منشور حقوق بشر بابل،می توان نوری کم سو، بر شخصیت و منش شاه بزرگ هخامنشی تاباند.

او فرمان به قتل و غارت در سرزمین های فتح شده نداد.

از واداشتن مردم به ترک دین و آئین پرهیز کرد.

حاکمان مغلوب را بخشید، با تیشه جهل، هیچ بنایی را ویران نکرد،کتاب و کتابخانه ای را طعمه آتش نساخت و زنان و کودکان را به اسارت و کنیزی و بردگی جنسی وادار نکرد.

در زمانه ای که کشتار و اسارت مردم و نابودی زیر ساخت های ملل مغلوب از سوی فاتحان امری رایج و مرسوم بود و حتی در جهان متمدن امروزی، شواهد پر شماری از این رفتارهای وحشت انگیز در دست است؛ کوروش بزرگ، منادی و پیام آور آزادی، برابری، مدارا و خشونت پرهیزی شد.

کارنامه سی سال حکومت کوروش را باید جدا از انگاره های افراطی هواخواهانه و دیدگاه های بسته ستیزه جویانه داوری کرد.

او نه صاحب رسالت بود و نه ماموریتی الهی داشت و بی تردید عملکرد سیاسی او به مانند دیگر حاکمان،از ضعف و ایراد خالی نیست با این حال سلوک و منش او که بخشی از آن بر استوانه ای گلی ماندگار شده است در عصر پر آشوب کنونی هم راهگشا و پند آموز خواهد بود.

روز کوروش و آشتی با تمدن و فرهنگ ایران و رسالت دولت

مشاهیر، مفاخر، آداب،رسوم، بازی ها، کتاب ها، بناهای تاریخی و میراث های معنوی، مایه مباهات و تابلوی اعتبار هر کشوری است.

به روشنی می بینیم که برخی دولت ها به ضرب زر و دروغ در صدد سرقت  هویت بزرگان ایرانی، جعل تاریخ و ثبت میراث معنوی ما به نام خود هستند.

طرد میراث های ایرانی و یا موضع منفعلانه،زمینه تاراج آن ها توسط بیگانگان را فراهم خواهد ساخت.

شایسته است که مسئولان کشور،با موج اقبال و آشتی مردم با تاریخ، تمدن و فرهنگ این مرز و بوم همراه شده و هفتم آبان ماه، سالروز صدور اولین منشور حقوق بشر جهان را به نام کوروش بزرگ در گاه شمار رسمی کشور ثبت نمایند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

روز کوروش و آشتی با تمدن و فرهنگ ایران و رسالت دولت

منتشرشده در یادداشت

نقدی بر بیانیه شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران و تشکل های صنفی معلمان

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران،  "در اعتراض به حمله تجاوز کارانه ترکیه به شمال سوریه و کشتار غیرنظامیان" بیانیه ای صادر کرده است. ( 1 )
 با مطالعه و دقت در ماهیت آن بیانیه به ذکر نکاتی  می پردازم .
با توجه به اینکه انتظار می‌رود شورای هماهنگی تشکل های صنفی، به مسائل صنفی معلمان و فرهنگیان بپردازد، ورود این شورا به مسائل سیاسی منطقه ای چندان ضرورت و یا وجاهتی ندارد.
در این بیانیه به موضوعاتی اشاره شده که ربطی به حوزه کنشگری این شورا ندارد. از قبیل:
* رنگ خون گرفتن اعتراضات مدنی مردم سوریه با مشت آهنین بشار اسد و دخالت کشورهای دیگر
* زمینه ساز بودن سرکوب اعتراضات برای ظهور گروه تروریستی داعش
* اشغال شدن شمال سوریه توسط نیروهای فاشیستی اردوغان و تصاحب بخش های شمال شرق سوریه
* مورد خشونت واقع شدن مردم سوریه توسط نظامیان و شبه نظامیان داخلی و خارجی
* به دست آوردن شمال شرق سوریه توسط نیروهای دموکراتیک با فداکاری و شجاعت
* محکوم کردن لشکرکشی توسعه طلبانه اردوغان
* و.... تنها موردی که تاحدودی به حیطه کاری شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان مربوط می شد محروم ماندن بیش از هشتاد هزار کودک از تحصیل بود . در حقیقت این بیانیه به بهانه دفاع از حق تحصیل کودکان آواره کرد شمال سوریه، خواسته مواضع سیاسی خود را بیان نماید، مواضعی که بیشتر از جنس اعلام موضع وزارت امور خارجه کشورهاست،
آیا یک معلم که با ده ها مشکل ریز و درشت دست به گریبان است، و این نوع تحلیل ها را در بسیاری از رسانه ها می بیند و می خواند، فقط لنگ این مانده است که شورای هماهنگی مذکور در این مورد اعلام موضع کند.

نقدی بر بیانیه شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران و تشکل های صنفی معلمان

اگر هم تهیه‌کنندگان بیانیه واقعا دغدغه کودکان محروم از تحصیل را داشته اند، ضرورتی نداشته که در خصوص نیروهای درگیر در جنگ سوریه قضاوت کنند، به طوری که در بیانیه به وضوح بشار اسد را مشت آهنین، اردوغان را فاشیست و کشورهای دیگر را مداخله گر معرفی کرده‌اند، ممکن است برخی از این ادعاها درست هم باشد، ولی بحث بر سر این است که آیا یک تشکل صنفی به بهانه یک مورد تا حدودی مربوط به زمینه فعالیت خود، یعنی محروم شدن کودکان از تحصیل، باید مواضع سیاسی خود را این گونه در لابلای این مورد بیان کند.
این شکل اعلام موضع نه تنها مشکلی از معلمان را حل نمی کند و موجب جذب و حمایت معلمانی که درگیر با مشکلات هستند، نمی شود بلکه بهانه‌ای می شود برای اثبات اینکه، تشکل های صنفی به دنبال اعلام موضع سیاسی در پوشش مسائل صنفی مربوط به حقوق معلمان و دانش آموزان و کودکان هستند.

به نظرم تشکل های صنفی باید صرفا نیرو و توان کارشناسی خود را معطوف به مسائل آموزش و پرورش آن هم از دریچه صنفی نمایند تا شاید برآیند فعالیت آنها بتواند اندکی در راستای تحقق حقوق معلمان و فرهنگیان کارساز شود.

( 1 )

بیانیه شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در اعتراض به حمله‌ تجاوزکارانه‌ ترکیه به شمال سوریه و کشتار غیرنظامیان

«به نام خداوند جان و خرد» 

از ژانویه 2011 ، که اعتراضات مدنی مردم سوریه  با مشت آهنین بشار اسد و دخالت کشورهای دیگر رنگ خون و خشونت به خود گرفت و زمینه ظهور گروه های تروریستی مانند داعش در این کشور فراهم گردید ؛تا به امروز که شمال سوریه مورد حمله نیروهای فاشیستی اردوغان قرار گرفته است، مردم عادی و کودکان اصلی ترین قربانیان جنگ بوده اند.

نزدیک به نه سال است که مردم سوریه به صورت سیستماتیک مورد خشونت واقع می شوند همواره نظامیان و شبه نظامیان داخلی و خارجی درگیر در جنگ، منافع کودکان را نادیده گرفته‌ و با جنگ‌افروزی و کوبیدن بر طبل خشونت غیرنظامیان را آواره و کودکی کودکان را به تاراج برده‌اند.

ترکیه در حالی شمال شرق سوریه را  ضمیمه خاک خود نموده است که طی سال های گذشته نیروهای دموکراتیک سوریه با فداکاری و شجاعت توانستند این منطقه را از تروریست های داعش پاکسازی کنند اما اینک که این اشغالگری مورد اعتراض جهانی قرار گرفته است قدرت های جهانی و منطقه ای به خاطر منافع خود،  کردها و نیروهای دموکراتیک را قربانی می کنند تا  جغرافیای سیاسی سوریه را آن گونه که می خواهند شکل دهند.

اگر چه با اعلام آتش‌بس به نظر می رسد اوضاع کمی آرام شده است اما در تجاوز اخیر ارتش ترکیه به شمال شرق سوریه بیش از 350 هزار نفر آواره و بالغ بر 80 هزار کودک از تحصیل محروم  شده اند و تعداد قابل توجهی از غیرنظامیان در شهرهای کردستان سوریه از جمله کودکان کشته شده اند و بسیاری از آنان که جان سالم به در برده اند در اردوگاهها، زندگی اسفباری را سپری می کنند.

کودکان در این اردوگاهها از حداقل های بهداشت و آموزش بی بهره اند و بهترین دوران زندگی را با وحشت و زیر سایه جنگ و تبعات آن سپری می کنند. از نظر ما معلمان، کودکان در هر جای جهان فارغ از ملیت، نژاد ، مذهب و فرهنگ باید کودکی کنند و تنها در سایه صلح است که می توان جهانی را تصور نمود که کودکانش شاد هستند و از کودکی خود لذت می برند.

شورای‌‌ هماهنگی‌ تشکل های‌ صنفی‌ فرهنگیان‌ ایران همسو با مردم صلح دوست جهان و هموطنان کرد، هر نوع مداخله تجاوزکارانه در کشور سوریه به خصوص لشکرکشی و توسعه طلبی اردوغان به شمال سوریه و جنگ افروزی قدرت های جهانی و منطقه ای را محکوم می کند.

شورای هماهنگی از نهادهای بین المللی می خواهد با توجه به کنوانسیون جهانی حقوق کودکان از حقوق و منافع عالیه کودکان دفاع کرده و اشغالگری دولت ترکیه را محکوم نمایند و دولت اردوغان را به رعایت حقوق غیرنظامیان از جمله کودکان ملزم نمایند.

شورای‌‌ هماهنگی‌ تشکل های‌ صنفی‌ فرهنگیان‌ ایران

 دوم آبان ماه نود و هشت


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نقدی بر بیانیه شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران و تشکل های صنفی معلمان

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

طرح اخیر نمایندگان مجلس شورای اسلامی در ارائه طرح یک فوریتی با عنوان «رفع انحصار از زبان انگلیسی در نظام آموزش همگانی کشور»  موجب تحیر و تعجب کارشناسان و نیز فرهنگیان شده است .
بر اساس این طرح قرار است آموزش تمامی زبان‌های انگلیسی و غیر انگلیسی اختیاری و از محیط مدرسه خارج و به آموزشگاه‌های آزاد سپرده شود. هزینه آموزش نیز بر عهده دانش‌آموزان خواهد بود.
« صدای معلم » بر اساس وظیفه رسانه ای خویش از همه فرهنگیان ، کارشناسان ، دانش آموزان و دلسوزان نظام آموزشی دعوت می کند تا با نقد این طرح ، ضمن تاکید بر ارائه و اشاعه فرهنگ مطالبه گری و پرسش گری از اصول " عدالت آموزشی " و " آموزش نوین " در آموزش و پرورش ایران دفاع کنند .

طرح رفع انحصار از زبان انگليسي و انتقاد صدای معلم

بيش از 50 نماينده مجلس با ارائه طرح يک فوريتي با عنوان «رفع انحصار از زبان انگليسي در نظام آموزش همگاني کشور» خواستار رفع انحصار و ايجاد فرصت آموزش براي علاقه‌مندان به زبان‌هاي غيرانگليسي شده‌اند. به موجب آن آموزش تمامي زبان‌هاي انگليسي و غير انگليسي اختياري و از محيط مدرسه خارج و به آموزشگاه‌هاي آزاد سپرده مي‌شود. هزينه آموزش نيز برعهده دانش‌آموزان خواهد بود.

شوربختانه به نظر مي‌رسد بهارستان‌نشينان درک درستي از کلمه «انحصار» در آموزش زبان انگليسي ندارند چراکه در حال حاضر براي آموزش ساير زبان‌هاي خارجي در مدارس کشور منعي وجود ندارد يعني قوانين موجود، آموزش زبان فرانسه يا اسپانيايي را منع نکرده ‌است اما تا به حال بدليل آماده نبودن زيرساخت‌هاي سخت افزاري و نرم افزاري نه تنها در آموزش‌ و‌ پرورش بلکه در بسياري از آموزشگاه‌هاي آزاد عملا امکان آموزش زبان‌هايي غير از زبان انگليسي جزء در موارد بسيار محدود وجود نداشته است. ظاهرا طيف خاصي از نمايندگان مجلس نگران ابعاد سياسي و اجتماعي يادگيري زبان انگليسي هستند.

بايد با نمايندگاني که در اين شرايط به جاي آسيب‌شناسي علل ناکارآمدي آموزش زبان انگليسي و ارائه راه‌کارهاي علمي و تخصصي براي برون رفت از اين مشکل، به دنبال « برون سپاري آموزش زبان انگليسي» هستند يادآوري کرد که دليل افزايش علاقه به فراگيري زبان انگليسي در جامعه امروز، گسترش ارتباطات است نه ذاتا انحصارطلبي زبان انگليسي يا آموزش آن در مدارس کشور. مسلما راه مقابله با انحصارگرايي نه حذف آموزش زبان انگليسي از مدارس، بلکه فراهم کردن شرايط انتخاب زبان‌هاي مختلف از سوي دانش‌آموزان براي يادگيري است.

بدون ترديد بشر در هيچ دوره‌اي اين چنين با حجم انبوهي از داده‌ها و اطلاعات مواجه نبوده است. در برهه‌اي از تاريخ که «عصر اطلاعات و ارتباطات» ناميده مي‌شود، پيشرفت لحظه‌اي علم و فناوري و توليد روزافزون اطلاعات در دنيا، موجب شکل‌گيري مفهومي به نام «دهکده جهاني» شده است؛ مکاني که در آن فاصله زماني و مکاني معنا ندارد و انسان قادر است از اطلاعات و اخبار روزمره به مثابه شيوع اخبار در يک دهکده به سرعت با خبر شود. نياز به يک زبان مشترک در اين دهکده به انتخاب زباني منجر شد که در طول فرايندهاي تاريخي با اثرگذاري و ماندگاري بيشتري همراه بود و آن زباني جزء «زبان انگليسي» نبود.

اگر‌چه ضعف سيستم آموزشي کشور در بحث آموزش زبان انگليسي کاملاً مورد تأييد صاحب‌نظران و کارشناسان اين حوزه است و درباره دلايل ناکارآمدي آموزش زبان انگليسي در مدارس کشور و راه‌کارهاي ارائه شده بسيار گفته و نوشته شده است اما مشخص نيست در حالي که امروزه با پيشرفت روزافزون روابط بين الملل و ايجاد دهکده پهناور جهاني نياز به يادگيري زبان انگليسي براي برقراري ارتباط بيش از پيش احساس مي‌شود، نمايندگان مجلس بر اساس کدام طرح کارشناسي يا مطالعات علمي به اين نتيجه رسيده‌اند که براي دانش‌آموزاني که علاقه‌اي به تحصيل در دانشگاه را ندارند و مي‌خواهند به سرعت وارد بازار کار شوند يادگيري زبان انگليسي ضرورتي ندارد؟! در حالي که پژوهش‌هاي انجام شده نشان مي‌دهد افرادي که بيشتر از يک زبان را صحبت مي‌کنند و مي‌خوانند، در رقابت‌هاي شغلي براي كسب مشاغل بهتر و ارتباط‌هاي بين‌المللي موفق‌تر هستند و آشنايي با زبان انگليسي شانس شغلي بهتري را در اختيارشان قرار مي‌دهد.

طرح رفع انحصار از زبان انگليسي و انتقاد صدای معلم

شايد عجيب‌ترين بخش اين طرح، ماده سوم آن باشد. در اين ماده تاکيد شده است که آموزش زبان فقط در مقطع دبيرستان و آن هم در بيرون از مدرسه و در آموزشگاه‌هاي آزاد انجام شود!!

مطالعات تطبيقي نشان داده است که بهترين زمان براي آموزش يک زبان خارجي به بچه‌ها سه يا چهار سالگي مي‌باشد چراکه در ابتداي اين دوره و مخصوصاً سه سال اول زندگي، پايه تفكر، تكلم، نگرش‌ها، گرايش‌ها، استعدادها و ديگر وي‍ژگي‌ها در كودك نهادينه مي‌شود. بر اين اساس آموزش زبان‌خارجي به كودكان بايد از زمان كودكستان وقتي كه معلمان مي‌توانند توانايي و تمايل كودكان به يادگيري زبان را افزايش دهند شروع شود. زماني كه يك كودك به مقطع دبيرستان مي‌رسد زمان مناسب براي يادگيري مطلوب از بين رفته است.

شوربختانه به نظر مي‌رسد برخي از نمايندگان مجلس به جاي ارائه راه‌کارهاي اجرايي براي بالا بردن کيفيت آموزش زبان انگليسي در مدارس دولتي به فکر پاک کردن صورت مسئله هستند. به باور کارشناسان آموزشي « طرح يادگيري زبان‌خارجي اختياري » در ادامه سياست‌هاي خصوصي‌سازي و در مخالفت با اصل ۳۰ قانون اساسي است. طبق اين طرح آموزش تمامي زبان‌هاي انگليسي و غير انگليسي از محيط مدرسه خارج و به آموزشگاه‌هاي آزاد سپرده خواهد شد که اين خود آموزش‌ و‌ پرورش را به سوي خصوصي‌سازي سوق خواهد داد.

اگرچه خانواده‌ها در سبد هزينه‌اي خود به بحث يادگيري زبان دوم خصوصا زبان انگليسي توجه دارند و آن را سرمايه‌گذاري براي فرزندان خود مي‌دانند اما مشکل زماني حاد خواهد شد که بدانيم بسياري از دانش‌آموزان خانواده‌هاي محروم در بسياري از شهرها به خصوص استان‌هاي محروم عملا امکان حضور در مدرسه را بسختي دارند و بعضا به خاطر مشکلات اقتصادي از خير درس خواندن گذشته و ترک تحصيل مي‌کنند. حالا بايد از اين طيف خاص نمايندگان مجلس پرسيد: دراين شرايط، خانواده‌هاي محروم چطور بايد هزينه آموزش زبان انگليسي را بپردازند و در صورت ناتواني تکليف آنان چه خواهد شد؟ آيا اين طرح خود يک بي عدالتي آشکار آموزشي و تبعيض آگاهانه بر عليه دانش‌آموزان استان‌هاي محروم نيست؟

به نظر مي‌رسد هدف اين طرح غيرکارشناسي نه برخورد با انحصاگرايي آموزش زبان انگليسي در مدارس بلکه برخورد ناآگاهانه با آموزش زبان انگليسي در راستاي غرب ستيزي باشد. ظاهرا طيف خاصي از نمايندگان مجلس نگران ابعاد سياسي و اجتماعي يادگيري زبان انگليسي هستند. به باور آنان آموزش زبان انگليسي و آشنايي با فرهنگ غرب، تهديدي جدي براي فرهنگ و زبان فارسي است. از اين رو براي مقابله با آن و به جاي ارائه طرح‌هاي منطقي و علمي، راحت‌ترين و ناپخته‌ترين راه‌حل يعني حذف آموزش زبان انگليسي را انتخاب کرده‌اند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

طرح رفع انحصار از زبان انگليسي و انتقاد صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

نظر شما در مورد مدارس سمپاد ( تیزهوشان) به کدام گزینه نزدیک تر است؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور