صدای معلم
یکشنبه, 03 اسفند 1393 19:55

آموزش و پرورش ، وزارت دفاع

moradispecial2 « نوع نگاه به یک موضوع » نقش بسیار راهبردی در تصمیم ، تصمیم سازان و دست اندرکاران سیاسی در جامعه و تعیین اولویت و جایگاه آن دارد. برتمامی اصحاب خرد و اندیشه مبرهن است که آموزش وپرورش درجامعه امر و مقوله زیرساختی و زیربنایی محسوب می شود و ازشئون سرمایه ای به حساب می آید  ؛ چنان چه سیستم آموزش وپرورش و خرده نظام های آن درتراز و اندازه ی واقعی و شایسته ی آن نگریسته و به آن پرداخته شود و به ویژه مدارس به عنوان پیشانی و خط مقدم درتمامی عرصه ها و پهنه های اجتماعی مورد توجه قرارگیرد و هم غم و تمامی تلاش ها درجهت آبادانی و توسعه ی آنان مبذول و مصروف گردد به تحقیق شاهد برون دادها و تربیت نسلی خواهیم بود که میهن و سرزمین خود را چون عضوی حیاتی ازبدن خویش دانسته ، حفظ کیان ،فرهنگ،سرمایه های انسانی و مادی و افتخار و شکوهمندی آن را در داخل ثغور آن و درجهان و عرصه ی بین الملل از وظایف خلل ناپذیر و باورهای آرمانی خود دانسته و هیچ ترفندی از جانب بد خواهان و اهریمنان در ذهن و عمل او تاثیری ننهاده و امنیت پایدار و ماندگار مردمی ، موضع و جایگاهی اساسی به خود گرفته و نهادینه خواهدشد.

امروزبه دلایل متعدد ناصواب درخصوص نگاه به آموزش و پرورش و خرده نظام های آن شاهد کم رنگی مضاعف و روبه تزاید درمیان فرهنگیان محترم و دانش آموزان و به تبع آن درمیان خانواده ها و کلان جامعه نسبت به آنچه که درفوق به آن اشاره گردید و انتظار آن را داریم ،هستیم که فوق العاده نگران کننده می باشد. عدم حساسیت های به جا و منطقی درخصوص رقم خوردن سرنوشت و شکل گیری آینده ای درخشان برای کشور و هم میهنان مان درنسل جوان یا همان دانش آموزان ، افق تاریک و مبهمی را فرا روی ما مجسم و ترسیم می نماید.

به واقع برای رفع دل مشغولی ها ،نگرانی ها و ترس جدی از آینده از سویی و از جهتی دیگر برای تحقق و اجرایی شدن اهداف و برنامه های بالا و پایین دستی و سند تحول باید آموزش و پرورش را به معنی حقیقی کلام وزارت دفاع کشور تلقی نمود.

آنچه در تمامی ابعاد نظامی ، فرهنگی ،اخلاقی ، مناسبات اجتماعی و امنیتی توان حفظ کشور و ایجادنسبی اطمینان و امنیت خاطر را به دنبال داشته و ظرفیت و قابلیت آفریدن و تکوین جامعه ای چابک ،پرافتخار، تحول خواه را در برداشته است ،همانا قرارگرفتن آموزش و پرورش و خرده نظام های آن درجایگاه و موقعیت شایسته ی آن درجامعه می باشد .

ظاهرا درسنوات اخیر بودجه ی دفاعی کشوربیش از 100% افزایش یافته است ؛ ضمن تاکید برافزایش و حفظ توان دفاعی کشور به نظرمی رسد افزایش توان دفاعی با نیمی از افزایش مطروحه در فوق نیز مناسب و پاسخگو بوده و سزاوار است که درصد باقی مانده به آموزش و پرورش تخصیص داده شود.

ملت متمدن ایران باشکوه ترین و مطرح ترین جنبش ها و انقلاب های اجتماعی را در قرون اخیر برپا نموده و آفریده است که در مقام و جایگاه مقایسه با سایر جنبش ها و انقلاب هایی چون انقلاب کبیر فرانسه انقلاب مائویستی چین ،و انقلاب بلشویکی روسیه دارای ویژه گی های منحصر به فردی است – در این مقال درصدد مقایسه ی تطبیقی انقلاب های مذکوربا انقلاب اسلامی درکشورمان نیستیم – با عنایت به این حقیقت عریان و غیرقابل انکار و با وجود پتانسیل و توانمندی های ظاهر و پنهان مردم عزیزکشورمان خاصه فرهنگیان و معلمان متعهد و مسئول باید تصمیم سازان ،کارگزاران و مجریان سیاسی و اجتماعی با آسیب شناسی و رفع دغدغه های موجود با اعتماد به نقش این قشر راهبردی و بسیار اثربخش ،زمینه ی جدی حضور آنان را درعرصه های گوناگون جامعه فراهم و مهیا نمایند و آبادانی آموزش و پرورش را به معنی واقعی سرلوحه ی نگرش و برنامه ها و اقدامات جدی و غیرشعاری خودقرار دهند .

امروزحدود 27 سازمان و نهاد به امورفرهنگی درکشور مشغول بوده و به کنش فرهنگی مبادرت داشته و منابع مالی بسیار قابل توجهی در اختیار دارند که هریک به صورت جزیره ای و غیرمرتبط با یکدیگر به کنش و فعالیت انحصاری فرهنگی مشغول می باشند ، سازمان ها و مراکزی چون شهرداری،بسیج ،نهاد رسیدگی به امور مساجد،نیروی انتظامی و....که هریک به نوعی خود را متولی فرهنگ و صاحب امتیاز و شایسته و محق ورود درپهنه ی فرهنگی جامعه دانسته و رویه ای مستقل درپیش گرفته اند و در این خصوص متاسفانه وحدت ارگانیکی و مشی هماهنگی وجود ندارد و به واقع با سردرگمی و فقدان برنامه و پراکندگی عملکردی در امورفرهنگی مواجه می باشیم و جامعه فاقد سیاست و برنامه ی مشخص درعرصه ی فرهنگی و تبیین شایستگی های رفتاری و اخلاقی می باشد درصورتی که منابع موجود تجمیع شده و در اختیارآموزش وپرورش قرارگیرد و نگرش ،کنش و مدیریت در آن براساس علم و فضیلت سالاری استوارگردد،نسل نوجوان وجوان آن وبه تعبیری دانش آموزان ،دانش آموختگان ودانش پژوهان آن تمام قد و با همه ی موجودیت خویش پرچم دار و حافظ حریم و حرمت ملت و میهن خود خواهند بود .

سیستم سیاسی و دولت زمانی به امنیت ماندگار و پایدار رسیده و دست می یابد و هنگامی مشروعیت و مقبولیت عمومی رادارا خواهد بود که از آموزش پرورش نسل جوان خود غفلت ننماید و به واقع آن را به عنوان وزارت دفاع تلقی نماید .

خودمانی بگویم این موشک اس 300 و زیردریایی مجهزبه موشک کروز نیست که حافظ و نگهدارنده یک نظام سیاسی مردمی است بلکه این باور و ایمان و مقبولیت نظامی است که حاکمیت آن همه ی هم خود و امکاناتش را به پای آموزش و پرورش نوجوانان و جوانانش ریخته و هزینه نموده و آنان را حافظان اصلی و تکیه گاه واقعی تلقی نماید.

به امیدشکل گیری چنین نگرش ، باور و کنشی در امروز جامعه ،چراکه پرداختن به آن درفردا دیر و به بی راهه رفتن خواهد بود.

ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

منتشرشده در یادداشت
santafehsp ظاهرا وزارت آموزش و پرورش این روزها در حوزه طنز فعال شده است، به نظر می رسد اساتید استراتژی وزارتخانه را بر روی پیامکی و وایبری گذاشته‌اند، شنیدن دو خبر یعنی «فروش اقساطی خودروهای خارجی و شاسی بلند به فرهنگیان» و  «راه اندازی تور مسافرتی خارج از کشور برای فرهنگیان» فقط دو نمونه از این دست است. به همین بهانه پای گفت وگو با یکی از معلمان بازنشسته  نشسته‌ایم؛
من: شما به عنوان یک معلم بازنشسته، چطور می‌خواهید یک خودروی شاسی بلند بخرید و برای تفریح به آنتالیا سفر کنید؟
معلم بازنشسته: با عرض سلام، کی؟ من؟!
من: بله، مگه قرار نشده به شما خودروهای خارجی رو به صورت اقساط بفروشن؟
معلم بازنشسته: کی؟ من؟! ( پشت سرش را نگاه می‌کند!)
من: باور کن با خودتم، ثبت نام کردی یا نه؟
معلم بازنشسته: با منی؟!
من: جز من و شما که کسی اینجا نیست، برای مسافرت خارجی اقدامی انجام دادی؟
معلم بازنشسته: کی؟ من؟! من که نمی فهمم چی میگی تو! اما زیاد اینجا واینستا، حرکت کن.
من: چرا؟ خوبه که!
معلم بازنشسته: هیچم خوب نیست، الان مغازه‌های محل باز میشن، منو ببینن اینجا شر به پا میشه.
من: آخه چرا؟!
معلم بازنشسته: آقا اسکندر بقال بابت پول یه سطل ماست و دو تا پفک ازم طلبکاره، آقا تیمور آرایشگر بابت دو تا اصلاح و مرتب کردن مو، آقای شاپور میوه فروش هم بابت پول نیم کیلو خیار... راه بیفت معطل نکن. در ضمن من شنیدم تو خودتم معلمی، می‌تونی این کارها رو انجام بدی؟ اصلا جلسه‌ای چقدر بهت حق التدریس میدن؟
من: جلسه ای 5 هزار تومن، تازه هر شش ماه یه بار پول سه ماه رو حساب می کنن.
معلم بازنشسته: با این حقوق، کرایه تاکسی ات در میاد؟
من: تاکسی؟ نصف راه رو با اتوبوس میرم، نصف دیگه راه رو برای بالا بردن آمادگی جسمانی می‌دوم!
معلم بازنشسته: ببین اون یارو رو می‌بینی ته کوچه ایستاده و کلاه سرشه؟
من: خب؟
معلم بازنشسته: هیچی دیگه، کفاشتو در بیار، چشماتو ببند و تا نفس و جون داری بدو، منو گیر بیاره، به توام رحم نمی کنه، هردو به خاطر چک برگشتی می‌افتیم زندان، بدو، آفرین!
 
 من از شغل خودم راضی ام
وزیر کار خطاب به مردم از آنها سوال کرده «شما از شغل خود راضی هستید؟» بنده به عنوان قطره ای از دریای مردم پاسخ می‌دهم «مهم نیست، شما از شغل خود راضی هستید؟ شما راضی باشید انگار ما راضی هستیم، شما هم به جای اینکه وقت وزارت کار را صرف پرسیدن سوال در مورد میزان رضایت مردم کنید، به کارهای دیگر بپردازید، ما راضی هستیم، همه رقمه، بدجور و نافرم و صبح تا شب داریم حالشو می بریم، حله؟!»
 با خالی ترین حالت وزارتخانه‌های تهران چه کنیم؟!
معاون وزیر نیرو در راستای اجرای طرح«پرسیدن اظهر من الشمس ها!» خطاب به جمعیتی در مورد بحران کم آبی عنوان کرده«اگر نمی‌توانید مدیریت کنید، استعفا بدهید»
ضمن تشکر و حمایت همه جانبه از این طرح جذاب ایشان، ما هم ضمن حمایت همه رقمه خود خطاب به ایشان می گوییم«از خودتان شروع کنید تا الگویی بشود برای دیگران و آنها هم در راستای حمایت از طرح شما استعفا بدهند!» البته اگر این طرح اجرا شود، آن‌وقت «با خالی ترین حالت وزارتخانه های تهران چه کنیم؟!»
 
منتشرشده در یادداشت

kashefispecial دشمن خورشید           

آن دشمن خورشید برآمد بر بام   

دو چشم ببست و گفت خورشید بمرد

«مولوی»

آقای رئیس جمهور محترم

احقاق حق صدها هزار معلمی که در گرداب سرسام انگیز خدمت مضحک دو شیفت و حتی سه شیفت برای حفظ آبرو و تأمین معیشت شان زیر چرخ های روزگار له می شوند، اولویت چندم در دولت شماست؟ آفت مادی گرایی به ویژه در ده سال گذشته به شدت در کشور رشد کرده است. آقای رئیس جمهور برای ارتقاء بنیۀ علمی آینده سازان ایران زمین تکیه گاه شما چیست؟ مطمئناً معلمان با حقوق مادی و معنویِ لگد مال شده نمی توانند تکیه گاه مناسبی باشند. با اینکه یکی از معدود اقشاری هستند که کار حرفه ای و تخصصی در مدارس ارائه می دهند. (منظورم سی دی های آموزشی متحرک و دلالان معلم نما نیست و نیز هر مستخدم آموزش و پرورش معلم نیست.) ضمن خدمت های مضحک الکترونیکی، کتاب های درسی و مدارس تان چه تطبیقی با استانداردهای جهانی دارند؟

امیدوارم افتخار شما تخته های هوشمندی که در کلاس ها نصب شده نباشد؟ نمی دانم وزیر آموزش و پرورشِ شما چه پاسخی دارند؟ آقای رئیس جمهور انتظار ما از شما بیش از دولت هایی است که فکر نکرده حرف زدند و ملت تاوان حرف های غیر منطقی و غیر علمی آنها را دادند و می دهند؟

در یک کلام خدمت شما عرض می کنم که زندگی مادی و معنوی معلمان اسفبار است. امیدوارم دغدغه های منطقی آنها در دولت تدبیر و امید با بی تدبیری وزارت آموزش و پرورش به نا امیدی نینجامد.

اما دغدغه ای بس مهمتر،

می گویند شکم گرسنه ایمان ندارد. ولی نمونه های بسیاری از تاریخ دردمند ایران زمین سراغ داریم که آن را حکم کلی نمی داند. مردم منطقه ای از ایران که ماه ها بی آذوقه مانده و بچه ها و سالمندان ناتوان از گرسنگی تلف شدند برای مشروطه و آزادگی ایرانیان مقاومت کردند. یا نمونۀ دیگر شعب ابوطالب در صدر اسلام است. در همان منطقه که ستارخان ها و ثقه الاسلام ها برای آزادگی ایرانیان قیام کردند آن آزاده و راد مردانی که زندگی خود را در ارتقاء سیاسی، اجتماعی ملت ایران و مشروطه خواهی گذاشتند حتی جان بر کف برای دفاع از هویت ایرانی و آب وخاکِ سرزمین شان در آن روزگار وانفسا سرخیِ شرف، حیا، نجابت، غیرت، مردانگی، حق جویی، ایثار و اصالت را بر زردیِ بی شرفی، بی حیایی، بی نجابتی، بی غیرتی، نا مردی، هوسرانی، بی عاری و بی اصالتی، غالب کرده و نقطه عطفی در مبارزه علیه  بی هویتی گشتند، امروز در شهر سلماس در آذربایجان غربی مجسمۀ فردوسی را از میدان فردوسی شهر پایین می کشند و راضی از فتح پیروزمندانه شان هستند.

آقای رئیس جمهور کارگزاران دولت شما در ایران زمین،

-  مجسمۀ حکیمی را پایین می آورند که مقبول ایرانیان بوده و هست و در طی هزار سال بر مقبولیتش افزوده شده.

-  مجسمۀ دانایی را از ایران زمین حذف می کنند که سهم به سزایی در رفع خطرِ انحطاط زبان فارسی داشته است. ( در وانفسایی که هدف اکثریت قوم مهاجم نه نشر اسلام بلکه عربیزه کردن منطقه بود. )

- مجسمۀ هنرمند بلامنازعی که شاهکارش ارزش منحصر به فرد ادبی و هنری دارد، از میدان شهری در ایران پایین کشیده می شود.

- روشنفکری که در خفگان حکومت بنی عباس، نامورنامه اش نه تنها اضمحلال روحیۀ ایرانی را غیر ممکن ساخت بلکه روحی تازه در کالبد ایران دمید، مجسمه اش از شهر ایرانی حذف می شود.

آقای رئیس جمهور

امروز پان ترکیسم با هیبتی از فرق سر تا نوک پا سیاست زده، نقش حزب تودۀ مزدور را ایفا می کند. مهره هایی از آنها ظاهر اسلامی به خود گرفته و ترک تازی می کنند. مردم شريف و نجيب آذربایجان مبهوتِ بي حيايي دشمن خورشيد ( پان ترکیسم ) شده اند و خوب مي دانند اگر ناحق ها را حق مي خوانند، آمده اند كه سر ببرند تا كلاه دهند. 

والحمدالله تعالی شأنه

ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

منتشرشده در یادداشت
جمعه, 01 اسفند 1393 08:26

بیانیه سازمان معلمان ایران

گروه اخبار /

با توجه به اعلام برخی از گروه ها و نیز اطلاعیه های مجعول در مورد دعوت فرهنگیان و معلمان برای انجام تحصن ، تجمع و...  در روزهای آینده ؛ " سازمان معلمان ایران  "در این مورد اطلاعیه ای صادر نمود .

متن کامل این بیانیه که در اختیار سخن معلم قرار گرفته است به شرح زیر می باشد :


sazmansp معلمان دردمند ایرانی ؛

می دانیم کاسه ی صبرتان لبریز شده و از این که نگاه آمرانه و یک سویه آسیب های فراوانی به آموزش و پرورش وارد کرده و عزمی جدی برای اصلاح و نجات آن وجود ندارد ، عصبانی هستید .

می دانیم مطالبات انباشته شده  ی معلمان سال هاست همراه ماست .

از اولین تجمع معلمان در 25 دی ماه 1380 که سازمان معلمان ایران آن را شکل داده بود تا امروز پی گیر جدی و صادقانه مطالبات بر حق تان بوده و هستیم .

عزیران فرهنگی؛

تجربه فعالیت صنفی - مدنی در سال های گذشته ، این درس را به ما آموخته است که در مسائل اجتماعی الزاما کوتاه ترین فاصله میان دو نقطه ، خط مستقیم نبوده و تجمع و تحصن تنها راه پی گیری مطالبات انباشته شده مان نیست .

« قدرت را قدرت تغییر می دهد » تا زمانی که «  قدرت اجتماعی » حامی دولت منتخب ، بسیج نشود و در عرصه حیات اجتماعی حضور نداشته باشند و رویکردها تغییر نکند ، به صرف جا به جا شدن یک مدیر ( حتی در حد ریاست جمهوری ) اتفاق مهمی رخ نخواهد داد .

 ما با مشارکت سازمان دهی شده ی خود باید اوضاعی را رقم  بزنیم که مسئولان در نهاد آموزش و پرورش و فراتر از آن ناگزیر به تغییرات و اصلاح شوند .

ما در سازمان معلمان ایران آهسته اما پیوسته حرکت می کنیم زیرا می خواهیم به دور دست ها برسیم ، مسائل اجتماعی را پیچیده تر از آن می دانیم که با راه حل های ساده و کوتاه بتوان آن ها را حل کرد ، تجربه شکست خورده ی گذشتگان را تکرار نخواهیم کرد ، رویکردمان اصلاح طلبانه است و تغییر گام به گام و اصل مشارکت جویی را پذیرفته ایم .

ما حق اعتراض را برای همه ی اقشار از جمله معلمان فرض مسلم می دانیم و لیکن در شرایط کنونی که اقتدار طلبان با تکیه بر امکانات عمومی ، در مسیر حرکت دولت منتخب مردم ناهمواری هایی ایجاد کرده و می کنند ؛ تحصن و تجمع نه تنها گره از کار آموزش و پرورش نمی گشاید که زمینه را برای بازگشت امثال " معجره هزاره ی سوم " فراهم خواهد نمود .

همکاران فهیم ؛

ما نیک می دانیم در جوامعی چون ایران که نهادهای مدنی ضعیف بوده و سنت گفت و گو میان مردم و حکومت و مرجع قضاوت کننده مستقل وجود ندارد ، متاسفانه سرنوشت مطالبات در " خیابان ها " تعیین می شود و راه گفت و گو برای سازش و تفاهم دشوار یاب است ، بنابراین گروه ها مطالبات خود رابه سطح خیابان می کشند و برای رسیدن به اهداف خود نیازمند افراد و حامیان بیشتری هستند و البته آن ها که شعارهای رادیکال تری بدهند پذیرفتنی تر خواهند بود .

با توجه به این شرایط طبیعی است که اجازه ی برگزاری تجمع داده نشده و نمی شود !

کنش گران فرهنگی ؛

بیائیم با نهادینه کردن مشارکت درسرنوشت خود ، فضای عمومی و رسانه ها را از حضور خود لبریز نمائیم ، با معلمان سایر نقاط جهان ارتباط برقرار کرده و از تجارب آن ها جهت تعالی تعلیم و تربیت استفاده کنیم ، خود را در تشکل های موجود و یا تشکل های جدید سازمان دهی نموده و « منطق و عقلانیت » را وارد تصمیم گیری ها و اقدامات مان نمائیم و با اولویت بندی خواسته ها و تحلیل شرایط کشور آینده ی بهتری را برای خود و آینده سازان این مرز و بوم رقم زنیم .

سازمان معلمان ایران

اول اسفند 1393

tribunspecial  گروه اخبار /

 انجمن اسلامی معلمان شهرستان دشتستان در خصوص عزل اصغر حصیری از مدیرکلی آموزش و پرورش استان بوشهر، بیانیه ای منتشر کرده است.

متن این بیانیه ای بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
انی بعثت لاُتمم مکارم الاخلاق
درود و سلام بر پیامبر عظیم الشأن که انگیزه برانگیخته شدنش را تکمیل درجات اخلاقی بشری عنوان می کند. آنچه که نوع انسان را از دیگر موجودات برتر جلوه می دهد اخلاق انسانی و اسلامی آن است. اخلاق را می توان در یک جمله کوتاه از مولی الموحدین علی بن ابیطالب بیان کرد که می فرماید: هر آنچه به خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و هر چیزی که برای خویشتن نمی پسندی برای دیگر انسان ها هم ناپسند بدان. در فرهنگ اسلامی حوزه نظری مقام و منزلت معلم بسیار بالا رفته است که فرموده اند معلمی شغل انبیاست. یعنی آن قدر جایگاه آن رفیع و بلند است که تا سطح پیامبران خدا بالا رفته است اما آیا این نظریه را در حوزه عمل نیز پیاده کرده ایم.
مدیر کل آموزش و پرورش هر استان چکیده ای از معلمانی است که در استان به شغل رفیع آموزش و پرورش فرزندان این میهن عزیز مشغول هستند. جدا از تفاوت ها، توانایی ها و دیگر پارامترها، هنگامی که در میان چندین هزار معلم یک نفر را به سمت مدیر کلی استان انتخاب و منصوب می کنند چنین به ذهن انسان خطور می کند که از بهترین ها را یافت کرده اند، ذره بین گذاشته اند دقیق بوده اند تا در میان این همه گوهر درشت ترین، زیباترین و با ارزش ترین ها را برگزیده اند. آن مقام محترم هم  با هزار افکار و اندیشه و با تمام توان به امر مدیریتی در حوزه کاری مشغول می شود آن هم با سلیقه خود در چهارچوب قانون چرا که در روز محاسبه نمره ارزشیابی را به ایشان خواهند داد.

اما متاسفانه اتفاقاتی از هنگام تصدی پست مدیرکلی آموزش و پرورش استان بوشهر به جریان افتاد که مسببانش در حوزه آموزش و پرورش هیچ سررشته ایی نداشتند و فقط چون سلیقه ایشان اعمال نشده بود پافشاری و اصرار داشتند که به جای زید و عمرو را باید منصوب می کردند همین تفاوت سلیقه موجب ناگوارترین اتفاق در این حوزه شد و آن هم عزل مدیر کل آموزش و پرورش به بدترین شکل که نه احترام معلمان را رعایت کردند و نه شأن انسانی را چرا که بی احترامی به مدیرکل بی احترامی به همه معلمان استان بوشهر می باشد و لذا ما نمایندگان معلمان دشتستان چنین شیوه تغییری را ناپسند دانسته و محکوم می کنیم ، بنابراین از جناب دکتر فانی وزیر محترم آموزش و پرورش قاطعانه خواستاریم که جلوی چنین شیوه های عزل مدیران خود را گرفته و برای خوشنودی کسانی که در جهت آموزش و پرورش هیچ هزینه ای را متحمل نشده اند حتی زحمت درس خواندن را هم به خود  نداده اند شخصیت های فرهنگی و فرهیخته این استان و دیگر استان ها را لگدمال ننماید  ؛ چرا که اگر بستر فرهنگی تضعیف شود دیگر فاتحه همه حوزه های کاری را باید خواند.

بدین سان ما فرهنگیان دشتستان حمایت کامل و قاطع خود را از همه مدیران با کفایت و با درایت و محبوب استان و شهرستان اعلام می داریم. سربلندی ایران عزیز را از خداوند قادر خواستاریم./

اتحاد جنوب

 

boushehr2

 

 

abdollahispecial اصغر حصیری مدیرکل آموزش و پرورش استان بوشهر به دستور علی اصغر فانی وزیر آموزش و پرورش از سمت خود برکنار و علیمراد کرمی معاون پشتیبانی اداره کل به عنوان سرپرست به جای او منصوب شد. عزل حصیری بعد از نشست علی اصغر فانی وزیر آموزش و پرورش با برخی از نمایندگان استیضاح کننده وزیر آموزش و پرورش در روز سه شنبه 28 بهمن اتفاق افتاد. به گفته برخی از فرهنگیان بوشهر، نمایندگان تندرو مجلس برای پس گرفتن نامه  استیضاح وزیر آموزش و پرورش، خواستار  برکناری برخی از مدیران استانی از جمله مدیرکل آموزش و پرورش بوشهر شده بودند.

ظاهرا  وزیر آموزش و پرورش با قربانی کردن یکی از بهترین مدیرانش سعی کرد خودش را نجات دهد. گفته می شود برکناری حصیری به درخواست حجت الاسلام مهدی موسوی‌نژاد، نماینده دشتستان ،یکی از پیگیرترین نمایندگان مجلس در طرح  استیضاح وزیر صورت گرفته است.

آیا این روش فانی جواب می دهد؟ سقف این امتیاز دادن ها تا کجاست؟ به نظر می رسد این کوتاه آمدنها فقط اشتهای اصولگرایان برای گرفتن امتیازات بیشتر را تحریک می کند.گفته می شود استاندار بوشهر هم با این برکناری موافق بوده است!

یکی از فرهنگیان بوشهر می گوید : "از وزارتخانه با آقای حصیری تماس گرفتند و از او خواستند که خودش استعفا بدهد اما او زیر بار نرفت و وزیر ناچار شد حکم برکناری او را مستقیما ابلاغ  کند." او می افزاید : " دلیل این برکناری ، استقلال رای و توصیه نپذیرفتن از اصولگرایان استان است که همچنان اغلب پست های اجرایی را در اختیار دارند." ظاهرا پست تشریفاتی مشاور معاون وزیر در تهران به حصیری پیشنهاد شده که حصیری در پذیرش آن مردد است.  

حصیری از بدو انتصاب در دی ماه 92 آماج  انتقاد اصولگرایان استان بوشهر بوده است. وی در خرداد 93 در مراسم معارفه مدیر آموزش و پرورش دشتی گفت : "من به عنوان متولی اداره کل آموزش و پرورش استان بوشهر در روز معارفه‌ام قسم یاد کرده‌ام که برای انتخاب مدیرانم از هیچ کس دستور نگیرم و دستور هم نخواهم گرفت و پای این عهد خود هزینه داده و هزینه خواهم داد." حصیری این سخنان را در پاسخ  به کنایه های امام جمعه خورموج بیان کرد.

در  مراسم معارفه احمد طیبیان رییس آموزش و پرورش شهرستان دشتی ، عبدالحسین مصلح امام جمعه خورموج (مرکز شهرستان دشتی) به طعنه گفته بود که مدیرکل، شهری است . حصیری در پاسخ امام جمعه  گفت : "... ایشان گفتند من شهری هستم، خیر من شهری نیستم دهاتی هستم و افتخار می‌کنم که فرزند دشتی‌ام." رییس سابق دانشگاه علمی کاربردی کنگان افزود: " اگر آقای طبیبان دیده نشده شاید مشکل از ما بوده . ما که اهل کشور و این خاک هستیم ،به هیچ جرم و کار نکرده‌ای، در این 8 سال، دیده نشدیم. "

وی اضافه کرد: "اگر من به جای آقای مصلح (امام جمعه خورموج) بودم این جمله را شاید تکرار نمی‌کردم که «جناب آقای طیبیان چه بخواهی و چه نخواهی چون دین و پیامبر رحمت است شما را به تقوا دعوت می‎کنم."  رییس سابق آموزش و پرورش دشتی هم در این مجلس بی محابا گفت : " اظهار لطف، عنایت و رضایت حاج بابایی در سفر به شهرستان دشتی به اینجانب همچون مدال زرینی می‌دانم که با تمام سنوات خدمتم معاوضه نمی‌کنم."

حصیری در مرداد 93 در گفت و گویی خبری گفت : " این پست را با 8 ماه اضافه کار معوقه پرسنل و 60میلیارد ریال مطالبات فرهنگی تحویل گرفتم."  خلیل رضایی مدیرکل پیشین آموزش و پرورش و رئیس دفتر شورای نگهبان در استان بوشهر به بهانه این انتقاد، در نامه ای سرگشاده  با دفاع از عملکرد دولت احمدی نژاد ،خدمات این دولت را بی سابقه و بی بدیل نامید و  نوشت : " تقصیر و گناهی بر شما مترتب نیست، زیرا امروز نادیده گرفتن خدمات بی سابقه و بی بدیل دولت گذشته، بزرگ نمایی مشکلات موجود، ضعف ها را به اسم دیگران گذاشتن و سیاه نمایی عملکرد دولت گذشته، ناسپاسی، بی انصافی و بی تقوایی، در گفتار و ادبیات بزرگان سیاسی شما، کاملا مشهود و ملموس است."

مدیرکل پیشین  به جای پاسخ به حصیری ، به بزرگان سیاسی مخالف احمدی نژاد که در باره عمکرد دولت گذشته سیاه نمایی می کنند جواب داد !

نمایندگان اصولگرای مجلس چند ماه است که از نامه ای با امضای 60 تن از نمایندگان برای استیضاح وزیر آموزش و پرورش خبر می دهند و آن را مانند شمشیر داموکلس بالای سر علی اصغر فانی آویخته اند.  استیضاح فانی برای اصولگرایان ارزش سیاسی ندارد و بعید است که مجلس اصولگرا به فانی رای عدم اعتماد بدهد. اما نمایندگان با تهدید به استیضاح، امتیاز لازم را از وزیر می گیرند و معدود مدیران که مرعوب اصولگرایان تندرو نشده اند را از دور خارج می کنند.  

هرچند نمایندگان طالب استیضاح معمولا دلایلی مانند ناکارآمدی وزارتخانه ، مشکلات معیشتی فرهنگیان و عناوین جذابی مانند اینها را به عنوان سرفصل های استیضاح بیان می کنند اما مهم ترین تقاضای آنها عزل مدیران غیر همسو در استان ها و انتصاب مدیران همسو به جای آنهاست.

دوهفته پیش نمایندگان معترض به هیات رییسه برای اعلام وصول نامه استیضاح فشار آوردند و حتی جلو تریبون مجلس اجتماع کردند ، علی لاریجانی، اعلام وصول نامه را موکول به بعد از تعطیلات مجلس و برگزاری جلسه مشترک با وزیرآموزش و پرورش کرد. هیات رییسه مجلس تلاش می کند با برگزاری جلسات مشترک بین وزیر و معاونان او و نمایندگان استیضاح کننده، مطالبات نمایندگان را برآورده و آنها را از استیضاح منصرف کند. عزل حصیری مدیرکل آموزش و پرورش بوشهر  احتمالا نخستین محصول این جلسه بود.   

 عزل و نصب مدیران و استخدام نیروی جدید خارج از ضوابط قانونی ،در ادوار گذشته هم مهم ترین چالش بین وزرای آموزش و پرورش و نمایندگان مجلس بوده است. این فشار در دوره ای که مجلس و دولت گرایش سیاسی متفاوتی دارند بروز پیدا می کند. در آخرین سال وزارت مرتضی حاجی، مقاومت در مقابل برخی تقاضاهای نمایندگان از جمله برکناری مدیرکل آموزش و پرورش همدان و نصب شخص مورد نظر نماینده پرنفوذ وقت این شهر او را تا آستانه استیضاح پیش برد.

بیشترین عزل و نصب مدیران آموزش و پرورش در سال 85 صورت گرفت. دامنه تغییرات به قدری گسترده بود که این سخن در مدارس پیچید که : "فرشیدی آموزش و پرورش را شخم زده است. " مرتضی حاجی در مصاحبه ای به من گفت :  "همه كساني را كه با من سلام و عليك داشتند، بركنار كردند." با این حال مجلس هفتم که با دولت همسو بود کوچکترین اعتراضی به عزل گسترده مدیران نکرد.

با وجود اینکه هنوز اکثر پست های مدیریتی وزارتخانه و ادارات کل و مناطق همچنان در اختیار اصولگرایان و یا افراد مرعوب اصولگرایان است و اصولا نیروی انسانی آموزش و پرورش بیشتر تحت تاثیر اصولگرایان است، با این حال آنها حضور معدود مدیران  غیر همسو را تحمل نمی کنند. اصولگرایان در دوره اصلاحات با پخش شبنامه ، در زمستان سال 80  معلمان را به صورت "خودجوش" با شعارهای معیشتی به خیابان کشانده و دولت و مجلس ششم را با  فوران مطالبات اقتصادی روبرو کردند، از سوی دیگر در مجلس  با سیاست تهدید به استیضاح و سوال از وزیر، امتیازات مورد نظر خود را کسب کردند. با روی کار آمدن مجلس هفتم فشارها تشدید شد.  

این سوال مطرح است که مدیری مانند حصیری در آموزش و پرورش چرا تحمل نشد؟

در شهرستانها هر مدیری که  زاویه ای کوچک با اصولگرایان داشته باشد ،  هرچند معتقد به تمام ارزش های مورد قبول انقلاب و نظام و دارای سوابق جبهه و جنگ باشد تحمل نمی شود. شاید ترس از این است که وجود این افراد فضایی را که اصولگرایان ساخته اند بشکند و در انتخابات مردم به این نمادها رای بدهند. تنها اصلاح طلبان و معتدل هایی تحمل می شوند که بعد از نشستن بر صندلی ریاست، مجری منویات اصولگرایان بشوند. حصیری مدیرکل آموزش و پرورش بوشهر باور کرده بود که در سال 92  انتخاباتی صورت گرفته و دولتی با گرایش جدید روی کار آمده و بر این واقعیت در حرف و عمل تاکید می کرد.

برکناری اش از مدیرکلی تاوان این اعتقاد بود.   

روز

 

منتشرشده در یادداشت

fanisp1 اصرار موسوی نژاد برای برکناری مدیر کل آموزش و پرورش استان در پی آن صورت گرفت که حصیری حاضر نشد به خواسته های نماینده دشتستان در باره برکناری مدیران آموزش و پرورش دشتستان و سعدآباد گردن نهد.

خبرعزل مدیر کل اصلاح طلب آموزش و پرورش استان بوشهر دو روز گذشته به یک باره در فضای رسانه ای استان پیچید.



 اولین نکته مهم در انتشار این خبر آن بود که سایت وابسته به موسوی نژاد نماینده نزدیک به جبهه پایداری پیش از همه این خبر را انتشار داد. اندک زمانی بعد مشخص شد که چرا این سایت در انتشار خبر عزل مدیر کل آموزش و پرورش پیش دستی کرده است. بنا به اطلاعات به دست آمده، نماینده دشتستان پس از آن که نمایندگان وزیر آموزش و پرورش صورت جلسه قبول عزل حصیری را امضا می کنند، خبرش را بلافاصله به سایت منسوب به خود مخابره می کند.اصرار موسوی نژاد برای برکناری مدیر کل آموزش و پرورش استان در پی آن صورت گرفت که حصیری حاضر نشد به خواسته های نماینده دشتستان در باره برکناری مدیران آموزش و پرورش دشتستان و سعد آباد گردن نهد. حصیری بارها در مقابل اصرار موسوی نژاد گفته بود عزل مدیرانی را که چند ماه از انتصاب آنان گذشته است آن هم بدون هیچ دلیلی و تنها به خاطر فشارهای سیاسی نماینده، اخلاقی نمی داند.

boushehr

تاکید حصیری بر اخلاقی نبودن عزل بدون دلیل مدیران خود شاید از آن روی صورت می گرفت که او تصور می کرد وزیر کهنسال آموزش و پرورش که مدیر کل آموزش و پرورش استان بارها از او به عنوان استاد اخلاق یاد می کرد و همچنین معاونان و مشاوران آقای وزیر به همان اندازه پای بند اخلاق و متعهد به دفاع از مدیران زیردست خود هستند که او بود اما واقعه دیروز نشان داد که تصور آقای مدیر کل از اخلاق گرایی وزیر و اطرافیانش چندان واقع بینانه نبوده است و آنان حاضر نیستند حتی به بهای قربانی کردن مدیرانی که تنها گناه شان پایداری در برابرخواسته های نابه جای تندروترین نمایندگان مخالف دولت است، جز به بقای خویش بیندیشند.

عزل مدیرکل آموزش و پرورش در حالی که وزیر بزرگترین و مهم ترین وزراتخانه آن هم به تحقیرآمیزترین شکل در جمع چند نماینده تندرو نه چندان دارای پایگاه اجتماعی حاضر شود و برای چند روز بقای بیشتر، مدیران زیر دستش را به قربانگاه زیاده خواهی های چند نماینده ببرد، نه تنها باعث نومیدی و سرخوردگی و احساس شکست همه هواداران دولت به ویژه جامعه بزرگ و عزت مند آموزش و پرورش خواهد شد، بلکه نشان از ساده لوحی و دست پاچگی دست اندرکاران وزارت آموزش و پرورش به ویژه معاون پارلمانی وزارتخانه و مدیر کل امور مجلس آن نیز دارد که گمان می کنند با راضی کردن افرادی چون نماینده دشتستان می توانند ادامه وزارت وزیر را تضمین کنند.

این اتفاق اگر هم رخ دهد، چنین ماندنی در برابر رفتار غیر اخلاقی آقایان و معامله آنان فاقد ارزش بود، چه رسد به این که همه قرائن نشان می دهد با توجه به حجم مطالبات نمایندگان و موارد متعدد در نامه استیضاح، درخواست عزل یک مدیر کل تنها یک درمان موقتی و پنهان کردن آتش زیر خاکستر است. ضمن آن که تن دادن به هر رفتاری برای بقای آقای فانی، زمینه استیضاح وی را در افکار عمومی به ویژه فرهنگیان، این بار به جای تعدادی معدود از نمایندگان فراهم آورده است.

این همان چیزی است که احتمالا نمایندگان افراطی مخالفان دولت در پی آن اند.آنان با گذاشتن چنین شرط هایی پیش پای وزرای در معرض استیضاح، آنان را در برابر آزمونی اخلاقی قرار می دهند اگر همچون فرجی دانا، وزیر اخلاق گرای علوم، مقاومت کردند، به عزل شان رای می دهند و به قیمت قهرمان ساختن از وزیر معزول هزینه اش را هم در برابر افکار عمومی پرداخت می کنند. کم هزینه ترین اقدام برای آنان اقدامی همچون عزل مدیر کل آموزش و پرورش است. هم به هدف خویش رسیده اند، هم کم پشتوانگی اخلاقی و معامله گر بودن وزرای دولت را عیان کرده اند و هم به هدف بزرگتر که سرخورده و مایوس کردن حامیان دولت است، نایل آمده اند.نهایت این که عزل بی دلیل و فاقد هر توجیه اخلاقی و قانونی مدیر کل آموزش و پرورش استان تنها برای راضی کردن یک نماینده تندرو مخالف دولت، آن هم صرفا برای چند روز بقا در پست وزارت چیزی جز اهدای قربانی به نماینده دشتستان برای بقای چند روزه آقای فانی نبود./

اتحاد جنوب

 

چهارشنبه, 29 بهمن 1393 19:36

طنز قانونی !

majlissp شنیده شده یکی از وکلای ملت در سرسرای آفتاب گیر خانه ی ملت فرموده اند آموزش و پرورش یک نهاد مصرفی است و چون تولیدی ندارد نمی شود حقوق فرهنگیان را بیش از این بالا برد!

در تایید نظرات کاردانی یا حتی کارشناسی این بزرگ سخن سترگ، لازم شد عرض کنیم که از سخنان ایشان دو برداشت می شود کرد از قرار:

یکم: فرهنگیان چیزی تولید نمی کنند که مالی باشد و مایه ای

دویوم: فرهنگیان درآمدی تولید نمی کنند ، کسبی ندارند و بی مایه فتیر است!

صرفا جهت اینکه  آن نهاد محترم دیگر بار به زحمت نیفتند و تفسیر این در و گهر ننمایند خود راه حل هایی اندیشیده ایم که این هردو را به یک بارگی حل کنیم حل کردنی !

در باب تفسیر نخست فرهنگیان باید از وکلای خود تولید را بیاموزند ،تولید دارند در حد ایزو سیزده هزارو یک که کف بازار تهران از قرار جینی خیلی تومن فروش دارد و خلایق برای به دست آوردنش صف کشیده اند در حد صف سبد کالا، آخر دوستان تدریس هم شد تولید؟!! آخر تربیت هم شد تولید؟!!! واللا!

کسی نداند فکر می کند این وکلای ملت هستند که با التماس و خواهش صدر خود به شرکت در رای گیری مصوبات می پردازند نه معلمان!!! و حتی ممکن است فکر کند این مشکلات انگشت شمار جامعه ناشی از قوانین مصوب وکلاست نه عدم حضور در صحنه ی فرهنگیان! کلّا و هرگز .

 و در باب تفسیر ثانی پیشنهادی می شود داشت و آن اینکه از این پس فرهنگیان به مانند بعضی از کارکنان بعضی ادارات در بعضی از کشورهای دوردست برای انجام وظایف خود که صرفا جهت انجام آنها استخدام شده و حقوق می گیرند از خلایق درهم و دینار مطالبه کنند .

مثلا شنیده ایم کشوری وجود دارد که در آن پرستاران که حقوق می گیرند تا مراقب بیمار باشند و سرمی آمپولی چیزی به او برسانند برای انجام این وظیفه ی خود از همراهان مریض پول می گیرند آن هم به صورت واریز صندوق!

یا حتی پلیس آن کشور که بودجه می گیرد تا به شکایات خلق الله برسد برای شکایت کردن مردم از دیگر مردم، هزینه می گیرد که چرا شکایت کردی که برای ما هزینه دارد!

دادگاه های آن کشور پا را فراتر گذاشته درصدی از مال مورد دعوا را برای قضاوت دعوا از مدعیان کاندر طلبش بی خبرانند مطالبه می کنند که هر که بامش بیش برفش بیشتر!

حتی چندی سخن بر این منوال رفت که بانک ها هنگام دریافت و پرداخت پول حق الزحمه ای بگیرند حلال چون شیر مادر .

و گویند رانندگان بسیاری از ارگان های بعضی کشورها وقتی با خودرو از شهری به شهری روند حق ماموریتی گیرند که لطف نموده خودرو رانده اید آن هم خارج از شهر که وظیفه ی تان نبود .

و الا ماشا الله از این دست نکته ها

بنا براین چه بهتر می شود که فرهنگیان به جای اعتراض به حقوق پایین خود از این پس در مدارس خود صندوقی تاسیس نمایند و از اربابان رجوع و چه بسا والدینشان جهت هر فقره پرسش کلاسی :

قبضی 500 تومانی

کوییز کتبی قبضی هزار تومانی

تصحیح اوراق امتحانی 1250 تومانی

اعلام نمره 368 تومانی

صحبت در مورد نظافت و بهداشت برای شاگردان از قرار هر نفر 2000 تومان

و اعلام تکلیف منزل و بررسی آن قبضی 3000 تومانی را مطالبه نمایند باشد که اینگونه خود را خود تدبیری نموده باشند. و دیگر نیازی به تحصن و تعصب نباشد. زیاده التماس دعاست

دعاگو

ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

منتشرشده در یادداشت

school9

از عکس العمل بینندگان به مستند تأثیرگذار "مدرسه در دست بچه ها"، که در چهل و ششمین نشست یکشنبه های انسان شناسی و فرهنگ پخش شد، می توان فهمید که این فیلم مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است. اگرچه تاریخ  ساخت فیلم مربوط به سال 1380 شمسی است، به نظر می رسد گذشته از روایت و موضوع  فیلم، وقوع در مدرسه و محوریت آن باعث جذابیت هرچه بیشتر آن می شود زیرا مخاطب را در موقعیتی قرار می دهد که هر لحظه فضای حاکم بر مدرسه را که روزگاری خود نیز جزیی از آن بوده است، درک کند، خاطراتش را ورق بزند و تحلیل کند.

از آن گذشته موضوع فیلم به مدیریت دوروزه مدرسه و سپردن آن به دست بچه ها با مکانیسم رأی گیری می پردازد. یعنی دانش آموزان مدرسه داوطلب اجرای یک نقش متداول در مدرسه اعم از مدیر، معاون، دبیر، سرایدار شده و توسط دیگران به رأی گذاشته می شوند. داوطلبان منتخب باید دو روز مدرسه را اداره  کنند.آنان در این نقش تازه ای که بر عهده گرفته اند وارد چالش های جدیدی می شوند و سعی می کنند راه حل آن ها را از تجربیات و آموخته های خویش بیابند. اما چیزی که آموخته اند بیشتر خشونت های کلامی است چیزی که در واژگان و ادبیات و طرز برخورد با دانش آموزان هم سن و سال خود بازنمایی می شود. یعنی دقیقاً رفتاری را برای کنترل و مدیریت اوضاع بازتولید می کنند که در مدرسه از کارکنان آن آموخته اند و به عبارتی با آنان به همان شیوه رفتار و برخورد شده است.

در توضیح بیشتر باید گفت طرح اداره مدرسه توسط دانش آموزان طرحی بود که پس از انقلاب در دوران اصلاحات توسط وزارت آموزش و پرورش در مدارس سراسر کشور اجرا شد . البته تشکیل شورای مدرسه،  مجلس دانش آموزی و غیره نیز جز پروژه هایی بود که برای سپردن امور و تمرین مسئولیت پذیری و سایر اهداف مشابه در مدارس اجراشد. اما این طرح ها بازخوردهای متفاوتی داشتند. مثلاً برخی از کارایی خویش را از دست دادند و از  برخی دیگر تنها یک نام باقی ماند و برخی دیگر نیز با تغییرات کلی و جزیی در مدارس همچنان اجرا می شوند. اگرچه عدم موفقیت چنین طرح هایی به لحاظ فرهنگی می توانست دلایل زیادی داشته باشد، اما به نظر می رسد عدم آموزش دانش آموزان برای پذیرش یک نقش اجتماعی از دلایل عمده آن بوده است.

به نظر می رسد فیلم حداقل از دو منظر قابل بررسی باشد. جنبه اول ورود دانش آموزان به عرصه ای است که در جهان بزرگ ترها یک عرصه سیاسی برای کسب قدرت تلقی می شود و پلکانی است که هر چه ورود به آن سخت تر باشد، فرد به قدرت بیشتری نائل می شود و توان اعمال قدرت یعنی به تعبیر داروندورف اقتدار بیشتری می یابد. بنابراین  گذر از مکانیسم انتخابات برای اخذ و اجرای برخی از مسئولیت ها در نظام سیاسی یک جامعه، شاید یکی از پیچیده ترین رفتارهای بشر از دیدگاه های تحلیل فرهنگی باشد.

در این میان دانش آموزان  به این عرصه با دوگانه انتخاب شونده/ انتخاب کننده وارد می شوند و تلاش می کنند تا آرای بیشتری را جذب کرده و یا آرای جامعه مدرسه را به نفع فرد خاصی بدل کنند. این که چه کسی می تواند نقش انتخاب شونده را بپذیرد و در مقابل انتخاب کننده قرار گرفته و انتخاب کننده در یک موقعیت انتخاب قرار گیرد تا بتواند دست به گزینش بزند، یکی از مهم ترین مسائل در حوزه های جامعه شناسی و انسان شناسی سیاسی است.

در یک نگاه شاید انتخاب شونده تنها با توسل به یک انتخاب خود را وارد عرصه قدرت می کند اما نگاهی عمیق تر نشان می دهد که این یک انتخاب ساده نیست. بلکه به سازوکارهایی نیاز دارد که بتواند در پیچیده ترین و عمیق ترین لایه های جامعه از او حمایت کند و این حمایت تنها در شکل رأی دادن خلاصه نمی شود و کاندیدای منتخب باید بتواند در طول مدت مسئولیت یعنی تا زمان اجرای انتخابات بعدی، این حمایت را با توسل به مکانیسم های پیچیده وسیاسی دیگری برای خود داشته باشد و حفظ کند وگرنه نمی تواند در کار خود موفق باشد. واقعیت آن است که میان نگاه اجتماعی و سیاسی به امر انتخابات تفاوت های زیادی وجود دارد. در همه جوامع که مردم با سازوکار انتخابات آشنا هستند، گفتمان سیاسی سعی می کند  امر سیاسی را به کنش کنش گران سیاسی تقلیل دهد. در حالی که علوم اجتماعی از این تز دفاع می کند که امر انتخابات یک فرآیند سیاسی است اما قابل تقلیل تنها به کنش گران اجتماعی نیست و باید در یک متن پیچیده مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.

این مسئله در این فیلم خود را این طور نشان داد که دانش آموزان سعی می کردند خود را درگیر فضای انتخابات کنند اما تنها ورود به این عرصه نیست که انتخابات را ایجاد می کند. مثلاً دانش آموزی که در این فیلم خود را کاندیدای معاونت کرده از دیگران یک سر و گردن بالاتر بوده و جز درشت اندامان آن مدرسه محسوب می شود. این ذهنیت که درشت اندامان می توانند از پس مدیریت یک مدرسه بیشتر بربیایند، همان مکانیسمی است که باعث می شود این شاگرد مدرسه موفق شود تا رأی بیشتری کسب و سمت معاونت را تصاحب کند ؛گویی انتخاب کننده ها نیز آگاهانه به اقتدار دیگری تن داده اند.

در مقابل این مسئله یعنی ویژگی های درشت اندام بودن بدن و رابطه آن با موفقیت در انتخابات این مدرسه، می توان به رأی آوردن دانش آموز کوچک اندامی اشاره کرد که سمت مدیریت را کسب کرد. ویژگی مهم او آن بود که در میان همالان خود، توانایی زبانی و دایره واژگان بیشتری داشت بنابراین به راحتی توانست اعتماد رأی-دهندگان را کسب کند. در این میان به نظر می رسد تنها کنش کنش گران نیست که عرصه انتخابات را شکل می دهد، بلکه مکانیسم های زیادی از جمله مکانیسم های پیچیده بدنی در کار است تا یک فرد از کارزار یک انتخابات بگذرد و به سمتی نائل شود.

در این میان بعد دوم قابل بررسی مشاهده گونه رفتاری دانش آموزان قبل، حین انتخابات و پس از آن است. زیرا همان رفتاری را نشان می دهند که ممکن است در جامعه بزرگ تر آن را دیده باشند. ولی نکته اصلی ماجرا اینجا نیست، بلکه دانش آموزان آن دسته از رفتارهایی را هم می توانند داشته باشند که در جامعه به خاطر سن پایین خود ندیده و تجربه نکرده و با آن ها سروکار نداشته اند. یعنی رفتارهایی که به گونه ای ناخودآگاه اکنون دیگر جزیی از فرهنگ ماست و همین مسئله نشان می دهد که مدرسه چقدر می تواند برای بازتولید یک جامعه سالم و پویا و شاداب با تربیت افراد توانمند و با مهارتی که می توانند در عرصه های اجتماعی و فردی نقش مفید و سازنده داشته باشند، نقش مؤثری ایفا کند و برعکس چقدر می تواند در ایجاد یک فضای آکنده از افسردگی با پرورش افراد ناتوان و در نتیجه جامعه ناکارآمد و آشفته دخیل باشد و این را از راه ایجاد یک سیکل برعهده می-گیرد که بر مبنای آن به وجودآوردنده خود روزی به وجود آمده بوده و اکنون می تواند در به وجود آمدن افرادی شبیه خود نقش مهم بازی کند و خود را به سان آینه ای در تربیت شوندگان منعکس کند.

برای فهم اتفاقاتی که در این مدرسه از همین منظر می افتد، نظریه عادت واره (habitus) بوردیو می تواند به ما کمک کند. اما همان طور که می دانیم بوردیور به نوعی جبرگرایی ساختاری معتقد است و یکی از انتقاداتی که از وی شده نیز همین نادیده گرفتن یا کم رنگ شدن نقش عاملیت (agency) در تئوری اوست. با توجه به این انتقاد می توان گفت که رفتار بروزیافته از دانش آموزان طبق عادت واره ای است که مدرسه در آن ها درونی کرده و چنانچه گفتیم مانند یک سیکل، نقش تفکر و اندیشه و در یک کلام عاملیت دانش آموز را کم رنگ می کند. به همین ترتیب نقشی که دانش آموز می پذیرد دقیقاً همان نقش اولیای مدرسه است و رفتاری که از او بروز می کند پهلو به پهلوی رفتار بروزیافته اولیاست.

این مسئله زمانی به اوج می رسد و کاملاً مشهود می شود که دانش آموزان درگیر روابط چالش انگیز با گروه همالان شده و از حل تنش ها و برخوردها ناتوان می شوند. ماجرا این جاست که برخوردهای این دانش آموزان با دانش آموزان خاطی شبیه اولیای مدرسه است؛ اخراج، برخوردهای خشن، کسر نمره انضباط و بدین ترتیب چرخه خشونت را کامل می کنند و در نهایت مدرسه روی خوش آرامش را نمی بیند و عملا  این طرح شکست می خورد. زیرا دانش آموزان خاطی اوتوریته دانش آموزان کاندیدا را نمی پذیرند و طغیان می کنند.

در یک صحنه دانش آموزانی که از کلاس درس به دلیل شیطنت اخراج می شوند دو برابر تعداد دانش آموزانی هستند که در کلاس می مانند یا وقتی در شورای دبیران افراد دور هم جمع می شوند تا شیوه های مدیریت و کنترل مسائل را بررسی کنند، روش های برخوردشان را که طرح می کنند همان چیزی است که آموخته و در خود درونی کرده اند. البته بخشی را که دقیقاً مانند بزرگترها اجرا می کنند و به خوبی از پس آن بر می آیند پذیرایی آخر جلسه با ساندویچ و نوشابه است که به خیر می گذرد!

در این ساختار دیکته شده به دانش آموزان گویی معلم جز نقش تهدید و ارعاب چیزی ندارد و تدریس و آموزش درسی را در یک کلیت پیچیده با خشونت به دانش آموزان می آموزد. در حالی که  شیوه تدریس و برخورد بسیاری از معلمان در مدارس کشور نشان می دهد که همیشه شیوه های خشن پاسخگو نیست و عده بسیاری از این معلمان دلسوز دقیقاً طبق منش ها و روش های محبت آمیز رفتار و سعی می کنند تا با شیوه های تلطیف یافته آموزشی با دانش آموزان برخورد کنند، اما به دلیل حضور ساختارهای خشن و برخوردهای از بالا به پایین آنچه آموخته شده و درونی می شود، متأسفانه تنها شیوه های اعمال خشونت است و دانش آموزان در آن نقش، بیشتر در شکل یک تربیت کننده سلطه گر ظاهر می شوند و سعی می کنند با توسل به آن روش ها، دانش آموزان دیگر را تحت سلطه تربیتی خویش بگیرند.

به این ترتیب مدرسه در دست بچه ها مستند خوش ساخت ارد زند، کارگردان با تجربه، می تواند از یک سو دریچه ای به فهم کنش های سیاسی منتهی به انتخابات باشد و از سوی دیگر نشان دهد که مدرسه ادامه جامعه و جامعه سازنده مدرسه است.

انسان شناسی و فرهنگ

 

منتشرشده در آموزش نوین

afrasiabispecial قانون، در اطلس و قاموس هستی و جوامع بشری به مثابه وجدان عمومی، شرف و ناموس انسان ها تلقی می شود. قانون، متضمن سعادت و سلامت و تعادل و رشد و کمال و امنیت آدمیان بوده و پس از مرحله ابلاغ و ارشاد و انعطاف و در فاز جراحی و موضع قاطع، به منزله بندی گران در گردن گردن فرازان، قانون گریزان و عدالت ستیزان عمل می کند." آلفرد نورث وایتهد " معتقد است قانون در نظر برخی حکام و زمامداران همانند ورق پاره ای است که به زباله دانی انداخته می شود! اساسا ثبات یا زوال هر تمدن و دوستی بستگی به چگونگی برخورد مسئولان و حاکمان و قانون دانان و قانون گرایان و مجریان با قانون اعم از الهی و مدنی دارد.

متاسفانه علی رغم آن همه توصیه و سفارش ادیان الهی، کتب آسمانی، سفیران الهی و امام (ره) و رهبری و دلسوزان واقعی و قانون گرایان حقیقی و راستین، برخی افراد مدعی قانون دانی و قانون مندی و منشور گرایی در مسانید گوناگون و همانانی که از خدا و رسول و ائمه و ولایت و قانون دم می زنند اما فاصله زیادی با این مقدسات و ارزش ها دارند آن جا که پای منافع باندی و جناحی و گروهی و شخصی در میان باشد و یا خویشتن را بر لبه پرتگاه سیاسی، اقتصادی و حیثیتی ببینند،همچون آن پاسبان طاغوتی می مانند که در قبال دریافت پول، چای قند پهلو و یا یک پاکت سیگار اشنو و هما و یک پرس چلوکباب، قانون را به زیر پای خود می نهاد!

خدا رحمت کند  معلم شهید دکتر شریعتی را چه خوب می گفت که بالاترین مصلحت، حقیقت و اجرای عدالت است. راستی برخی آقایان در کجای دالان وجدان و عقل و انصاف و دین قرار دارند و مگر نمی دانند حکام دنیا و میز و صندلی و پست و مقام هرگز دوام نداشته و وفا نخواهد داشت و مگر فلسفه انقلاب غیر از این بود که بساط فامیلیسم و طبقاتی اندیشی، فساد، رانت خواری، طمع ورزی، تبعیضات و خود محوری ها جمع شود و آیا مگر غیر از این است که جهاد با نفس ،بالاترین مرتبه و مرحله جهاد بوده و علاوه بر عدالت و انصاف و ظلم ستیزی و اجحاف گریزی و مساوات و برابری و برادری و ... ایثار و از جان گذشتگی و خویشتن را فدای خلق خدا ساختن می بایستی رویه و مشی و مرام مدعیان دین و مذهب و انقلاب باشد. پس چه شد آن همه شعارها و ادعاها !؟ ترکتازی  نا اهلان و نامحرمان و استحاله گران تا کی و تا کجا!؟ " فاین تذهبون !؟"

مگر حضرت امام (ره) آن همه در مذمت و خطرات و ضررهای روانی، فکری و مرامی و سیاسی کاخ نشینی و کاخ گرایی نگفت و مگر نفرمود با این مردم کوخ نشین و پابرهنه ها باشید این مردم بودند که همه شما و ما را از حبس بیرون آوردند؟ اگر با این مردم نباشید ...به هنگام خطر مردم برای شما تره هم خرد نخواهند کرد و یا آنجا که می فرمود نکند هر یک از ما خدای ناکرده یک شاه شویم!؟

راقم این سطور، ملاحظه هیچ یک از گروه ها و باندها و احزاب و جناح ها را نمی کند و فقط برای خدا و به خاطر وجدان و رضای خدا و خون پاک و سرخ شهدا و شادی روح پرفتوح حضرت روح الله و به عشق پایداری اسلام و قرآن و ولایت و تمنای سرافرازی و پیروزی قطعی موحدان و مستضعفان و محرومان عالم و محور انهدام ستمگران و مستکبران و منافقان و صهیونیسم پلید و خون آشام و وهابیت و تکفیری های خون ریز ضد بشر می نویسد و وامدار هیچ فرقه و طایفه و گروهی نیست و تنها به " ن والقلم وما یسطرون" می اندیشد!

همگی باید بدانیم که نجات در صدق است ولاغیر و این کلام قدسی و نورانی معصوم است. لحظات و آنات حساس و سرنوشت سازی در پیش داریم و دست به اقداماتی نزنیم که همچون موریانه، درخت پاک و مقدس و خدادادی انقلاب را بپوسانیم و دشمن را شاد سازیم تا گرفتار سنت لایتغیر استدراج نشویم و قهرو انتقام الهی دامن گیرمان نشده هر چه از بیت المال را تصاحب کرده ایم به صاحبان اصی اش یعنی ولی نعمت مان در این انقلاب و کشور برگردانیم. چه لزومی دارد هنوز که هنوز است ماشین های گران قیمت و ساختمان ها و املاک ذی قیمت و بسیاری امتیازات و رانت ها در اختیار برخی دولتیان سابق و مشاوران و معاونان رئیس جمهوری سابق باشد!؟

چگونه است که معاون محکوم و خاطی آقای احمدی نژاد در آستانه مجلس هشتم به قریب 170 نفر از کاندیداهای جناح خاصی از بیت المال، رانت و کمک اقتصادی – می کند؟! همانانی که به همراه محرم اسرار رئیس جمهور سابق به زندان محکوم شده اند چگونه فرار به جلو آغاز کرده، نعل وارونه می زنند و دانسته و ندانسته آب به آسیاب دشمنان خارجی می ریزند کسانی که در برابر آن همه قانون شکنی و اختلاس ها در دولت سابق، سکوت اختیار کرده و یا بعضا نقش کاتالیزور داشتند هم اینک برداشت از صندوق توسعه ملی آن هم برای پروژه های عمرانی و با هماهنگی، مجلس و دولت را اختلاس قلمداد کرده و در بوق و کرنا می کنند و یا در جریان مذاکرات هسته ای که رهبر معظم و خود مجلسیان به تقدیر و تشکر از تیم هسته ای مبادرت ورزیدند، گاها اتهاماتی را وارد می سازد که از دهان "عاموس یادلین" اسرائیلی و صهیونیستی بیرون می آید؟! برخی افراد همان مسیری را طی می کنند که در جریان سفر مک فارلین به ایران و ماجرای ایران گیت یا ایران کنترا یا نورث گیت  مورد خطاب و عتاب حضرت امام قرار گرفتند و آن یار سفر کرده، آنان را با "... این تذهبون..." ؟! خطا کار و مذموم و محکوم نمودند! جالب است که فردی از همان قافله، امروزه به غلط مدعی می شود که امام (ره) را از برخی ماجراها و مسائل خطیر و مهم بی خبر نگه می داشتتند و غیره؟!

....و اما در میان کسانی هم که در نقطه مقابل تندروها و به اصطلاح منتقدین افراطی دولت قرار دارند هستند افرادی که نمی دانند اگر امروزه برخی سیاست های غلط و یا خیانت بار گذشتگان نقد شده و به زیر علامت سوال می رود و از تاریخ گذشته می گویند و می نویسند و و به ارزیابی می نشینند، فردا هم نوبت خودشان است! "تلک الایام نداولها بین الناس"! کسی که از میان توده محروم و مظلوم و فقیر جنوب شهر برخاسته و عمری را با فقر و فقرا و زحمت کشان و گرسنگان به سر برده و به جای اتومبیل گران قیمت و لوکس از "ایران دو پا" استفاده می کرد هم اینک نبایستی با فراموش کردن گذشته و مردم کوچه و بازار جنوب تهران و جوادیه و قلعه مرغی و راه آهن و شوش با فراچنگ آوردن پست مهم وزارتی او و برخی سرمستان قدرت پیرامونی و سوءاستفاده چیان در برج عاج نشسته و فرداها را به تاق نسیان بسپارند!( کی بود کی بود ما نبودیم!!؟)

یک وزیر یا هر مسئولی وقتی می بیند، فردی ولو برادر خویش در دوران طاغوت و در اوج خفقان و خون و قیام و شهادت مردم ، موضعی غیر انقلابی و مخالف خط امام (ره) داشته و با انجمن حجتیه و سازشکاران و یا ساکتین دم خور بوده و دانسته و ندانسته به خط اسلام راستین و امام و شهدا و مجاهدان پاک باخته مردمی دهن کجی می نموده  و یا برخی ابوذرهایی قلابی و مدافعان منحرفینی خود را به آنان می چسبانند ؛ فی الفور بایستی از خود دور نموده و به فرصت طلبان و ابن الوقت ها میدان و فرصت ندهند! زیرا چه بسا از این ناحیه، خطرات و لطماتی متوجه انقلاب و نظام مقدس بشود که جبران آن بس مشکل و یا محال خواهد بود.

 انقلاب، ملک مطلق فردی نیست چه خوب بود شمشیر داموکس منهای موضع و فلسفه سابق و ذاتی خویش در زمان لاحق و در سایر موارد به ویژه در ارتباط با مسئولان و مجریان و مدعیان پر طمطراق نیز کاربرد پیدا می کرد و خواص را از آن گریزی نبود! همگان شاید پاشنه آشیل به انحاء گوناگون و در شکل و شمائل مختلفه داشته باشند اما هیچ چیزی همانند پاشنه آشیل برگزیدگان، نخبگان، سرمایه سالاران، سیاست مداران و "الیت" های جامعه و آریستوکرات ها و الیگارشیسم و تازه به دوران رسیده ها نمود و مصداق ندارد.

این جا مملکت امام زمان (ع) است. این جمهوری و انقلاب و نظام میراث حضرت روح الله است و فراتر از آن چه که " کرین برنتون" در کالبد شکافی چهار انقلاب می گفت!

جمله آخر از مولایمان علی (ع) است که نامش همچنان بر تارک تاریخ و زمان و مکان می درخشد و چه درخشیدنی: "عبرت فراوان است اما عبرت گیرندگان کم." " برای ملت برای تاریخ"

 

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" کیفیت آموزش " را در شبکه شاد و برنامه های تلویزیون چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور