صدای معلم

مدرسه و ناکارآمدی نظام تصمیم گیری و برنامه ریزی  اپیزود اول:

دکتر حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش: " مدارس جعبه سیاه جامعه هستند؛ هر چه در جامعه امروز داریم محصول مدارس دیروز و هرچه در جامعه فردا خواهیم داشت محصول مدارس امروز است!"

 اپیزود دوم:

احمد طاهر سلطانی؛ مسئول گزینش وزارت آموزش و پرورش: باید به خاطر حساسیت شغل معلمی انتخاب اصلح انجام دهیم؛ رعایت حجاب در خانم ها و نماز در آقایان. همچنین موضع گیری نسبت به نظام، ولایت فقیه، شرکت در راهپیمایی، نماز جمعه و بسیج!

این اولین باری نیست که سخن دو مسئول که به احتمال زیاد از دو مشرب متفاوت سیاسی هم هستند به منطق مشترکی رسیده اند؛ بی اعتنایی نسبت به واقعیت های مدارس موجود و تلقی کمال طلبانه از آنها. بخشی از این بی خبری هم البته عامدانه و به دلیل اقتضائات ایدئولوژی حاکم بر عرصه آموزش و پرورش است!

آری !

امروزه مدارس جعبه سیاه جامعه هستند به این معنا که شما با نگریستن به مدارس می توانید به نوعی درک جامعه شناختی از ایران امروز دست یابید. کنار هم قرار گرفتن مولفه هایی مانند سیاست زدگی، مشارکت گریزی، احساس بیگانگی، بی انگیزگی و روزمره گی دقیقا همان ویژگی هایی هستند که شما می توانید آنها را با ابعاد بزرگتر در جامعه نیز مشاهده کنید. از همین رو است که می توان گفت که مدارس امروزه، نه آغاز یک تحول در جامعه، بلکه هشداری برای نزدیک تر شدن بحران ها هستند!

 به عبارت دیگر امروزه شاهد آن هستیم که مجموعه ای از نابه سامانی های اجتماعی ابتدا از جامعه به درون خانواده می ریزند و سپس مدرسه را از آسیب های متعدد خود آکنده می سازند. بنابراین مدارس به ایستگاه نهایی نمایش ناکارآمدی های نظام سیاسی موجود تبدیل شده اند.

از سوی دیگر اصرار بر پررنگ کردن گزینش های ایدئولوژیک در امر گزینش معلمان هم نشانه دیگری از بی خبری از فضای مدارس امروز محسوب می شود!

در روزگار گسترش شبکه های اجتماعی و رشد آگاهی های عمومی، تلقی دانشگاه فرهنگیان به عنوان مرکزی که باید از نفوذ کوچکترین افکار مستقل و منتقدانه مصون بماند و معلمانی لابد در تراز جمهوری اسلامی تربیت کند از کدام منطق کارشناسی پیروی می کند؟

مدرسه و ناکارآمدی نظام تصمیم گیری و برنامه ریزی

بدیهی است که اصرار بر نمایش ظاهری تعهدات عقیدتی تنها می تواند زمینه ساز پیدایش نفاق و دورویی در داوطلبان شغل معلمی شود. امری که موجب شکل گیری دوگانگی شخصیت در داوطلبان شده و آنها را با تعهد به آفرینش نسلی آینده ساز بیگانه می سازد!

 در زمانه ای که رسانه میلی بیش از پیش عرصه را به رسانه هایی واگذار می کند که با آرشیو به یغما رفته صدا و سیما برای جوانان تاریخ سازی کرده و می کوشند تا چهره ای تطهیر شده از دوران پهلوی ها عرضه کنند چگونه می توان به خروج معلمانی توانمند و تحلیل گر از فیلترهای گزینش آموزش و پرورش برای پاسخگویی به سرگشتگی های دانش آموزان امید بست؟

 امروزه وجود مجموعه گسترده ای از نارسایی ها به ظهور نسلی ناراضی و منتقد از دانش آموزان انجامیده که به دلیل ارتباط گسترده با شبکه های اجتماعی گوش شنوایی برای شنیدن آموزه های ایدئولوژیک ندارند. نسلی عصیان گر که آزادی های اجتماعی را یک ضرورت دانسته و مدام از دلایل پیشی گرفتن کشورهایی مانند کره جنوبی، مالزی و ترکیه از ایران پرسش می کنند!

با این نسل باید با تحلیل سخن گفت نه تحمیل!

ایشان فقط در یک گفت و گوی برابر می توانند قانع شوند نه چیرگی از موضعی برتر! و همین کار معلمی را به رسالتی سترگ برای همراهی با نسلی جوینده، پرسش گر و عاصی تبدیل می کند. برای موفقیت در این عرصه نیازمند معلمانی هستیم که آزادگی خود را در نباخته و گزینش های عقیدتی آنها را به سوی تظاهر و فرصت طلبی سوق نداده باشند. بدون شک آینده روشن ایران حاصل پیوند میان معلمان شجاع و دانش آموزان آگاه است!

کانال مهران صولتی

مدرسه و ناکارآمدی نظام تصمیم گیری و برنامه ریزی

منتشرشده در یادداشت

گروه استان ها و شهرستان ها/

تاکنون « صدای معلم » دو گزارش در مورد مدیریت آموزش و پرورش خوزستان منتشر کرده است .

در گزارش نخست ( این جا ) چنین آمده بود :

" بر اساس گزارش ها ، « سیدمحمد بطحایی » وزیر سابق آموزش و پرورش در 12 خرداد استعفا می کند .

درخواست استعفای وی پس از 2 روز یعنی 14 خرداد از سوی رئیس جمهور مورد پذیرش قرار می گیرد .

و اما نکته تامل برانگیز آن است که بطحایی در 15 خرداد در نامه ای ، « مهدی رفیعی دهکردی » را که سمت « معاون پرورشی و فرهنگی اداره کل آموزش و پرورش خوزستان را بر عهده داشته است به سمت " مدیر کل آموزش و پرورش استان خوزستان " منصوب می کند .

حال پرسش این است که به لحاظ قانونی وزیر مستعفی که استعفای وی مورد پذیرش رئیس دولت قرار گرفته است مجاز به انجام چنین کاری بوده است ؟

از سوی دیگر صدور ابلاغ مدیر کلی در روز تعطیلی صورت گرفته است .

پرسش صدای معلم این است که این همه شتاب برای چه بوده است و چرا صدور ابلاغ به روزهای بعد موکول نشده است ؟

این رسانه از « سیدجواد حسینی » می خواهد در راستای شفاف سازی و تنویر افکار عمومی مساله را پی گیری و نتیجه را اعلان نماید . "

در گزارش دوم که 3 هفته بعد منتشر می شود ( این جا )  پس از برکناری حسن بهنام، فعال فرهنگی و آموزشی و معاون پژوهشی اداره آموزش و پرورش ناحیه چهار اهواز در 4 تیرماه ، صدای معلم  سرپرست وزارت آموزش و پرورش و همه مسئولان و مقامات را برای پاسخ گویی و شفاف سازی در مورد عملکرد فرا می خواند .

اکنون و پس از گذشت نزدیک به 2 ماه سرپرست وزارت آموزش و پرورش در موارد مطروحه پاسخ گو نبوده است .

در این میان مشخص نیست روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش به چه اموری مشغول است ؟

نامه ی زیر توسط یکی ار فرهنگیان خوزستانی برای صدای معلم ارسال گردیده است .

منتشرشده در یادداشت

آسیب شناسی تشکل های صنفی فرهنگیان و پیری زودرس و لزوم پارادایم شیفت  نهاد اجتماعی مانند بدن انسان، سیر تکاملی دارد : نطفگی، نوزادی، کودکی، نوجوانی، جوانی و ... طبیعتا این روند زیستی در بستر شرایط فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و ... تحقق می باید. بخش کودکی تشکل های صنفی فرهنگیان با مقطعی از حیات سیاسی کشور متقارن شد که جناح های قدرت از مرز رقابت های متعارف، گذر کرده و وارد عرصه حذف همدیگر شده بودند. این فضای تقابلی سبب شد کودکی تشکل ها در شرایطی سپری شود که اجازه رشد و نمو طبیعی پیدا نکنند و کودکی غنی شده ای نداشته باشند. متولیان آنها نیز مانند مادرانی که مادرانگی را نیاموخته و تجربه دیگران هم تکیه آنها نباشد، نتوانستند دستان کودک اجتماعی خود را بگیرند و در بستر زمان، ایستادن، راه رفتن، دویدن و زندگی کردن را به آنها بیاموزند.   
علی رغم چنین فضای ملتهبی، تشکل ها پا گرفتند و به سرعت بر دامنه کمی آنها افزوده شد اما انقباض شرایط سیاسی روز،  آنها را به سمت پستوی فعالیت های محدود و پرمضیقه سوق داد.
سال های ۹۳ و ۹۴ فرصتی فراهم شد تا فعالان تازه نفس وارد عرصه مطالبه گری شوند و نوجوانی این نهادهای مدنی را رقم بزنند.

طبیعتا نهاد اجتماعی وقتی به مرحله بلوغ نزدیک می شود، مانند یک  نوجوان، میل به استقلال خواهی و ابراز وجود پیدا می کند؛ هیجان دارد و بر آن است تا افق های تازه ای بگشاید. اگر این ویژگی ها به درستی مدیریت و کنترل نشود، یا بلوغ زودرس عارض می گردد یا کهولت پیش از موعد از راه می رسد.
 عوامل بروز سالخوردگی زودهنگام - چه در انسان چه دریک سیستم _ یا درونی است یا یا بیرونی و یا هر دو. عامل درونی در مورد بدن انسان مانند ژنتیک و در مورد نهاد اجتماعی مانند اصول و قواعد بنیادین آن. علت بیرونی برای هرمورد، به ترتیب مانند سوء تغذیه و فشارهای سیاسی.
به نظر می رسد تشکل های صنفی در دوره نوجوانی، متوقف و دچار پیری زودرس گشته یا متمایل به آن سمت شده اند (محروم از سازمان یافتگی).

رخوت، رکود، سرمایه سوزی، تضادهای درونی، روزمرگی و ... از نشانه های بروز این حالت دریک نظام یا سیستم به شمار می آیند.

اگر از بحث تاثیر شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه، روند گزینش و تربیت معلمان، الگوی فکری حاکم بر نظام برنامه ریزی و ... بگذریم، از جمله عوامل بیرونی حدوث این وضعیت، بیش از هرچیز، شرایط تلخ و بغض آلودی است که بدنه قدرت برتشکل ها تحمیل کرده و سبب شده تا نتوانند با جلب مشارکت فرهنگیان به مرحله تولید و انباشت سرمایه های انسانی و اجتماعی- که مهم ترین دستاورد چنین نهادهایی است -، قدم بگذارند و این همان سوء تغذیه است.

آسیب شناسی تشکل های صنفی فرهنگیان و پیری زودرس و لزوم پارادایم شیفت

علاوه بر متغیرهای بیرونی، عوامل درونی گوناگونی نیز نقش لبه دیگر این قیچی گسل زا را ایفا کرده اند. تکثر و ناهمکنی افراطی در نگرش فعالان نوخاسته، غلبه رویکرد هیجانی در تصمیم سازی، امتزاج ایده آل های سیاسی و ایدئولوژیکی با پودمان های صنفی، تصادم الگوهای فکری نوفعالان و بنیان گذاران، فقدان پرنسیب و بنیان های فکری مشخص در ژرف ساخت تشکل ها، حضور نیروهای نامتجانسی که پروتزهای غیراستاندارد در ستون فقرات کنشگری تعبیه نموده اند، فقدان شکیبایی لازم در کنشگران تازه نفس و عدم انعطاف کافی در بانیان، سبب شده اندیشه های نو به جای آنکه بنزین سبز فعالیت و عامل تقویت رویش و تحکیم پویش باشند، گسل فکری و سکته حرکتی تولید کنند و تشکل ها در عنفوان جوانی، پیرانه سر قدم بردارند.

اکنون جهت حرکت این نهادها به جای سیر عمودی، گردش فعال و مستمر افقی دارد. فعالان به جای رهنوردی برای فتح قله ها، در دامنه ها، گریبان هم را برای دریدن جست و جو می کنند و  عزمشان دراین راه، عزمشان جزم به نظر می رسد.

تیم سازی، خوشه گیری، تولید تصمیمات رابطه محور، تشکیل هسته های زیرپوستی و تقویت بنیان های غیرتشکیلاتی بر روح و جان مشارکت زایی و هم افزایی عقلانی(و نه ژله ای) غلبه دارد.

برخی از کنشگران به جای تقویت سرمایه های موجود و تلاش برای ترمیم نارسایی ها، عمده توش و توان خویش را در جهت تضعیف و تخریب همدیگر به کار می گیرند و برای اثبات خود با هر روش، نفی خودی ها را نشانه می روند و بر نعش هدف به رقص مرگ مشغولند تا مصداقی باشند از ضرب المثل «دیگی که سهم من درآن نباشد ... ».

گویی آمده ایم تا رفتار حاکمان را در پیچمان و لفافه ژست های آزاداندیشانه، بازآفرینی کنیم.
تداوم این شرایط سبب استهلاک و هرزرفت انرژی و بروز انحطاط درونی نهادهای صنفی می گردد. مگر آنگه با تغییر در افق دید و دگرگونی درچیدمان اولویت ها، ققنوس وار از خاشاک این استخوان های پوگیده، آتشی شعله برکشد تا از دل خاکسترآن، ققنوسی نو، بال پرواز بگشاید.

به اصطلاح امروزی ها، تشکل های صنفی برای خروج از این وضعیت، پارادیم شیفت (paradigm shift) کنند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آسیب شناسی تشکل های صنفی فرهنگیان و پیری زودرس و لزوم پارادایم شیفت

منتشرشده در یادداشت
شنبه, 05 مرداد 1398 04:22

" هیولای رانت و فساد "

نگاهی به سریال هیولا و وضعیت آموزش و پرورش و معلمان  سریال خانگی " هیولا " به کارگردانی مهران مدیری در حال پخش است و احیانا کسانی که به سوژه های طنز علاقه دارند آن را مشاهده کرده اند .

سریال با سوژه قرار دادن زندگی یک معلم با نام " هوشنگ شرافت " به چگونگی گرفتاری او در پیچ و خم زندگی و فشار و فقر تحمیل شده بر او می پردازد و با فلاش بک به زندگی خاندان او که حاکی از صداقت ، پاکدستی و شرافت شغلی و وجدانی آنان می باشد ، تغییرات تدریجی در زندگی اش را با ورود او به هیئت مدیره صندوق ذخیره فرهنگیان و سپس ورود او به جرگه ی جماعتی که امروزه از آنان به عنوان " رانت خوار ، ویژه خوار ، اختلاسگر ، غارتگر ، و فساد سیستماتیک " یاد می کنند و می شناسند ؛ به تصویر می کشد .

هیولا گرچه مورد استقبال منتقدین و اهل هنر هفتم و دوستداران آثار مدیری قرار نگرفت ولی توانسته است جایگاه قابل قبولی میان بینندگان آثار طنز پیدا کند .

در قسمت های آغازین شاید سکانس هایی از سریال  برای برخی از آموزگاران توهین آمیز به نظر برسد ولی در ادامه هر چه که داستان جلو می رود ، بیننده متوجه می شود که مدیری با دستمایه قرار دادن زندگی یک معلم ، به رونمایی طنازانه از ابعاد وحشتناک فساد سیستماتیک در کشور می پردازد . فساد سیستماتیک و تو در تویی که از یک معلم پاک و ساده که برای اصلاح روند فساد در یک نهاد اقتصادی وابسته به فرهنگیان ( صندوق ذخیره فرهنگیان ) یک رانت خوار تمام حرفه ای می سازد که جز نفع و سود شخصی و انباشت ثروت و غارت اموال عمومی به چیز دیگری نمی اندیشد!

در حقیقت در یک نظم مبتنی بر فساد ، عناصر سالم نیز وقتی وارد چرخه ی فساد می شوند ، نه تنها نمی توانند این چرخه ی فساد را اصلاح کنند بلکه خود نیز توسط " هیولای فساد " بلعیده می شوند و خود جزئی از چرخ های فساد می شوند ! سازوکار رانت چنان بر کشور مستولی شده است که بندبازی با رانت از دستگاهی به دستگاهی دیگر امری رایج و متداول شده است !

ورود هوشنگ شرافت به حلقه ی مدیریت صندوق ذخیره فرهنگیان او را با مافیای کنکور ، مافیای واردات ، مافیای زمین خواری و جنگل خواری ، مافیای شرکت های صوری ، مافیای موسساتی با نام و عنوان خیریه ! و نیروها و کارکنان غیرمولد و سودجویی مواجه و آشنا می کند ، و رفته رفته خود او که در مقابل پیشنهادهای وسوسه انگیز از یک سو ، و نیاز و فقر و عقب ماندگی زندگی اش از سوی دیگر ، قرار می گیرد ، بهترین راه را استفاده از موقعیت پیش آمده ارزیابی می کند و بدین گونه است که آقای شرافت ! برای همیشه از شرافت خود دست می شوید و برای آنکه دچار عذاب وجدان نشود ، با صدقه دادن به نیازمندان ، خود را از ملامت درونی و وجدانی نیز خلاص می کند !

نگاهی به سریال هیولا و وضعیت آموزش و پرورش و معلمان

شاید بتوان یکی از بارزترین مصادیق رانت سیستماتیک را نحوه ی استعفای عجیب و غریب بالاترین مقام وزارت آموزش و پرورش در چند ماه اخیر دانست که دارای ابهامات و پرسش های فراوانی بود . وزیری که برای جلب حمایت فرهنگیان و رای آوری در مجلس ، وعده های بسیار داد ! و پس از دو سال بدون آنکه به آن وعده ها جامه ی عمل بپوشاند ، به طرز ناباورانه ای به یک باره به بهانه ی شرکت در انتخابات مجلس ! استعفا می دهد و یک ماه پس از استعفا سر از معاونت دانشگاه آزاد ! در می آورد .

در تحلیل این رفتار بالاترین مسئول نظام تعلیم و تربیت کشور ، هم با وعده های غیر عملی  و در حقیقت دروغین مواجهیم ، هم با استعفا و پایانی دروغین !.

سازوکار رانت چنان بر کشور مستولی شده است که بندبازی با رانت از دستگاهی به دستگاهی دیگر امری رایج و متداول شده است !

هیولا ، روایت حال و روز امروز ما و زیست مچاله شده در گیرودار فساد و رانتی است که حتی ، نظام تعلیم و تربیت را نیز در خود فرو برده و گرچه در ژانر طنز تهیه شده اما در حقیقت زخم چرکین و عفونی کریه و دردناکی را در قاب طنز به تماشا گذاشته است .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نگاهی به سریال هیولا و وضعیت آموزش و پرورش و معلمان

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

پرسش و پاسخ صدای معلم و حسن رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی

در نشست رسانه ای که حجت الاسلام علی ذوعلم با خبرنگاران سه شنبه 11 تیر داشت صدای معلم از رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی پرسید : ( این جا )

" به نظر شما آیا بهتر نیست وقتی از فردی دعوت می کنیم که مخالف صریح تربیت سکولار است و آن را نفی می کند ؛ کسی هم باشد که مدافع آن باشد و پاسخ بدهد ؟

آیا شما برنامه ای برای تعامل و تضارب افکار در سازمان پژوهش دارید ؟ "

پاسخ ذوعلم چنین بود :

" این سوال خیلی خوبی است .

سوال جدی و درستی است .

به نظر بنده و به عنوام یک عضو سازمان پژوهش حتما این سازمان باید بستر تضارب آراء را ( از جناب آقای محمدی ) می خواهیم که جلسات مناظره ای باشد .

یک نفر موافق و یک نفر مخالف و یک تیم داور هم داشته باشیم .

واقع این بحث آزاد اندیشی که سال ها است مورد سوال جامعه ما و مقام معظم رهبری است و بارها ایشان گلایه کردند به صورت جدی از حوزه های علمیه ، از دانشگاه ، از سازمان پژوهش و... که چرا این برگزار نمی شود ؟

من فکر می کنم این را باید حتما در سازمان پژوهش انجام دهیم و به قول آقای پورسلیمان اگر در مساله ای دو دیدگاه وجود دارد آن ها مطرح شوند و روی آن بحث شود .

البته من فکر می کنم در کشورمان هیچ کدام از صاحب نظرانی که من می شناسم کسانی نیستند که از سکولاریسم یک دفاع جانانه و جدی انجام دهند .

صدای معلم گفت :

چرا هستند !

به عنوان نمونه آقای دکتر بیژن عبدالکریمی .

ذوعلم هم در پاسخ گفت :

اگر ایشان واقعا مدافع سکولاریسم تربیتی است از ایشان با کمال احترام دعوت شود و ایشان تشریف بیاورند ، خانم علم الهدی هم تشریف بیاورند .

این دو بزرگوار بحث کنند و بقیه هم استفاده کنند .

امروز سه شنبه 1 مرداد در ادامه سلسله نشست های " بزم اندیشه " سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی میزبان " حسن رحیم پور ازغدی " عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بود .

موضوع نشست ، " نقش دانشمندان اسلامی در پایه گذاری علوم " تعریف شده بود .

در نشست قبلی که با حضور " جمیله علم الهدی " برگزار گردید ایشان با 30 دقیقه تاخیر حاضر گردید و بابت تاخیرش عذرخواهی نکرد اما رحیم پور ازغدی تنها با 10 دقیقه تاخیر در نشست حضور پیدا کرد .

علم الهدی حدود 45 دقیقه سخنرانی کرد و تقریبا به این میزان به پرسش و پاسخ با مخاطبان اختصاص پیدا کرد .

پرسش و پاسخ صدای معلم و حسن رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی

اما حسن رحیم پور ازغدی یک ساعت و 55 دقیقه سخنرانی کرد اما تنها 22 دقیقه به پرسش و پاسخ با حاضران پرداخت .

دراین نشست صدای معلم 7 پرسش مطرح کرد و رحیم پور به این پرسش ها پاسخ داد .

مشروح سخنان این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی  و نیز پرسش و پاسخ صدای معلم با ایشان به تدریج در این رسانه منتشر خواهد گردید .

پایان پیام/

پرسش و پاسخ صدای معلم و حسن رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

چالش های انتخاب وزیر آموزش و پرورش

اين روزها بازار پرالتهاب شايعات و گمانه‌زني‌ها درباره انتخاب وزير جديد آموزش‌ و‌ پرورش داغ است. به نظر مي‌رسد با نزديک‌تر شدن به موعد معرفي وزير، طيف‌ها و تشکل‌هاي سياسي با هدف تاثيرگذاري بر انتخاب وزير، گزينه‌ي مورد علاقه و حمايت خود را جزء گزينه‌هاي مطرح براي وزارت معرفي ‌کنند. اگرچه بيشتر گزينه‌هايي که مطرح مي‌شود با واقعيت فاصله دارد، اما اين فشار‌ها ممکن است انتخاب وزير بعدي را تحت الشعاع قرار دهد.

در جديدترين اظهار نظرها، چهار فعال زن اصلاح‌طلب از حسن روحاني خواسته‌اند تا در راستاي عمل به شعارهاي انتخاباتي‌اش، براي وزارت آموزش‌ و‌ پرورش از «وزير زن» استفاده نمايد. از جمله شعارهاي انتخاباتي روحاني در هر دو انتخابات ۹۲ و ۹۶، وعده به کارگيري زنان در عرصه‌هاي مديريتي به ويژه در سطوح عالي اداري و اجرايي بود که هيچ گاه محقق نشد!

چالش های انتخاب وزیر آموزش و پرورش

اگرچه به گفته برخي از تحليل‌گران سياسي، در شرايط به وجود آمده روحاني مي‌تواند با معرفي يک وزير زن پيام روشني به بدنه اجتماعي حامي خود بدهد اما نبايد فراموش کرد که آموزش‌ و‌ پرورش ب هعنوان يکي از مهم‌ترين و تاثير گذارترين وزارتخانه‌هاي کشور نيازمند وزيري در قد و قواره مشکلات خود مي‌باشد. البته در اينکه زناني که در عرصه‌هاي مديريت کلان کشور حضور دارند براي تصدي جايگاه وزارت توانمندي لازم را دارند شکي نيست اما به باور نگارنده با توجه به دو سال باقي مانده از عمر دولت دوازدهم و در شرايطي که وزارتخانه پر‌ مخاطب آموزش‌ و‌ پرورش هم از لحاظ مديريتي و هم از لحاظ اقتصادي با چالش‌هاي اساسي روبه روست عملا معرفي وزير زن کمکي به حل مشکلات و معضلات پايان‌ ناپذير آموزش‌ و‌ پرورش نکرده و با توجه به شرايط سياسی حاکم بر مجلس، بعيد است که بتواند از سد بهارستان عبور کند. و تا مادامي که سياست‌ها تغيير نکند، آمدن و رفتن وزيران اعم از اصلاح‌طلب يا اصول‌گرا بر فرض توانايي هم، به تنهايي قادر نخواهد بود موانع را از ميان برداشته و راه را براي پيشرفت هموار نمايد

اين‌ روزها گزينه‌هاي متعددي براي وزارت آموزش‌ و‌ پرورش مطرح مي‌شود؛ از سرپرست فعلي آموزش‌ و‌ پرورش گرفته تا مدير کل وزارتي آموزش‌ و‌ پرورش و بعضي از نمايندگان فعلي مجلس. اگرچه براساس يک رويه نانوشته معمولا دولت‌ها کسي را که به عنوان سرپرست وزارتخانه‌ای معرفي مي‌کنند را به عنوان وزير پيشنهادي هم به مجلس معرفي مي‌کنند، شانس سرپرست فعلي آموزش‌ و‌ پرورش براي وزارت بيشتر از ديگران است اما گزينه پيشنهادي رئيس‌جمهور براي وزارت بزرگ‌ترين دستگاه اجرايي کشور با برخورداري از يک ميليون پرسنل فرهنگي و بيش از 13 ميليون دانش‌آموز قبل از قبول پست وزارت بايد اقتضائات، تهديدها و مسئله‌هاي اصلي حوزه آموزش‌ و‌ پرورش را به درستي بشناسد.

آموزش‌ و پرورش هم از لحاظ ساختاري و هم از لحاظ اقتصادي مدت‌ها است که درگير مشکلات پيچيده و نابه ساماني‌هاي بسيار جدي است. عدم توجه جدي به مشکلات وزارتخانه‌ عريض‌ و‌ طويل آموزش‌ و‌ پرورش به‌عنوان دغدغه‌هاي ملي باعث تل‌انبار شدن مشکلات اين حوزه شده و عملا دولت‌ها به تنهايی قادر به حل آنها نبوده و نيستند.

کسري دائمي بودجه، انباشتگي مالي و معوقات چندين و چند ساله‌ي فرهنگيان، مصوبات و قوانين اجراء نشده و صدها مسئله ريز و درشت دستگاه عريض و طويل آموزش‌ و‌ پرورش مسائلي نيستند که صرفا با وعده و وعد قابل حل شدن باشند. کانديداهاي پست وزارت بايد به خاطرداشته باشند که شعارهاي «حل مشکلات و مسائل اقتصادي، رتبه‌بندي و پرداخت مطالبات فرهنگيان»، شعارهاي بسيار دلنشيني هستند اما نه در دولت و نه در مجلس اراده و تواني براي اجراي اين شعارها وجود ندارد.

واقعيت اين است طي اين سال‌ها و از پي آمدن و رفتن وزيراني از جريان‌هاي مختلف، به دليل سياست‌ها، غفلت‌ها و کاستي‌ها، اوضاع آموزش‌ و‌ پرورش نه‌تنها بهبود نيافته که از بسياري جهات بدتر هم شده است. بخش اعظمي از مشکلات کنوني آموزش‌ و‌ پرورش، به عدم توجه و اهتمام جدي حاکميت و دولت‌ها به حل مشکلات ريشه‌اي و زيرساختي اين حوزه بر مي‌گردد و تا مادامي که سياست‌ها تغيير نکند، آمدن و رفتن وزيران اعم از اصلاح‌طلب يا اصول‌گرا بر فرض توانايي هم، به تنهايي قادر نخواهد بود موانع را از ميان برداشته و راه را براي پيشرفت هموار نمايد.

در شرايط کنوني آموزش‌ و‌ پرورش نيازمند وزيري است که با قدرت تعامل و مديريت چند جانبه ابتکار عمل را در دست گرفته و با اتخاذ ديدگاهي نو، اصلاحات ساختاري و نهادي را با صراحت و جديت سرلوحه کار خود قرار دهد. بي‌شک مسير اصلاح و نوسازي ساختار کهنه و فرسوده آموزش‌ و‌ پرورش بسيار دشوار است اما وزير جديد بايد با واقع‌بيني، نگاه تخصصي و برنامه محور، به دور از شعار زدگي براي ترميم ساختار بيمار آموزش‌ و‌ پرورش تلاش کند.

چالش های انتخاب وزیر آموزش و پرورش

به‌زعم نگارنده در شرايط کنوني، عمده‌ترين انتظارات فرهنگيان از وزير جديد آموزش‌ و‌ پرورش در دو حوزه خلاصه مي‌شود؛ يكي انتظارات در حوزه اقتصادي آموزش‌ و‌ پرورش است كه بهبود معيشت آنان را شامل مي‌شود و اين مساله در صدر درخواست‌ها و مطالبات فرهنگيان قرار دارد. انتظار ديگر در حوزه ارتقاي کمي‌ و‌ کيفي نظام آموزش‌ و‌ پرورش براساس اجراي كامل سند تحول بنيادين آموزش‌ و‌ پرورش خلاصه مي‌شود.

بي‌گمان دولت روحاني براي برون‌رفت از مشکلات کنوني آموزش‌ و‌ پرورش نيازمند بازنگري در برنامه‌هاي استراتژيک خود و اتخاذ سياست‌هاي هوشمندانه‌اي در اين حوزه دارد و بدون تغيير نگاه «سنتي و هزينه‌اي» دولت نسبت به آموزش‌ و‌ پرورش نمي‌توان انتظار تغييرات بنيادي و ساختاري در اين حوزه داشت.

در اين شرايط انتخاب درست و هدف‌محور مي‌تواند بسياري از سوء تفاهمات ايجاد شده در خصوص بي‌توجهي دولت اعتدال به معلمان و مشکلاتشان را برطرف نمايد. بنابراين از رئيس‌جمهور و مردان تصميم‌سازش انتظار مي‌رود احساس مسئوليت و تصميم منطقي ‌و ‌عاقلانه را جايگزين مصلحت‌انديشي و حفظ منافع حزبي ‌و‌ جناحي نمايند و براي ايجاد تحولي لازم و ضروري، با تغيير رويکرد و با اقدامات عملي در جهت بهبود اوضاع آموزش‌ و‌ پرورش، فرهنگيان و دانش‌آموزان بکوشند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چالش های انتخاب وزیر آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

گروه استان ها و شهرستان ها/

علی رغم انتشار چند گزارش صدای معلم در مورد فروش املاک آموزش و پرورش و از جمله اردوگاه منظریه ( شهید باهنر ) تهران تاکنون مسئولان وزارت آموزش و پرورش و از جمله حمیدرضا حاجی بابایی رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس شورای اسلامی ، رئیس کمیسیون تلفیق برنامه ششم توسعه ، رئیس کمیسیون تلفیق برنامه ششم و عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس سکوت کرده اند هر چند کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس علی رغم ادعای حاجی بابایی  در مورد کم اثر بودن این کمیسیون نشست هایی داشته است .

حاجی بابایی برای نخستین بار اعلام کرد این اردوگاه به ثمن بخس ( یک سوم قیمت واقعی ) در قالب اجاره به شرط تملیک واگذار شده است.

رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس در مرداد 97  در مورد وضعیت واگذاری اردوگاه باهنر گفته بود :

"براساس بررسی های صورت گرفته، دولت تا به امروز اعتباری برای پرداخت اقساط اردوگاه شهید با هنر اختصاص نداده و خزانه داری کل کشور پولی را پرداخت نکرده است.

 با توجه به عدم تخصیص اعتبار تا به امروز، در سررسید قسط در تاریخ های ۹۶/۳/۳ و۹۶/۹/۳ و۹۷/۳/۳ به میزان ۲۱۰۰ میلیارد تومان از بدهی های آموزش و پرورش به شرکت واسط مالی سوم شهریور پرداخت نشده است .

 اعلام شده بود که اردوگاه شهید باهنر با اجاره به شرط تملیک به صورت قسطی به شرکت غیردولتی واسط سوم شهریور فروخته شده است و آموزش وپرورش این اردوگاه ملی را به شرط تملیک به ازای ۸ قسط که در بازه زمانی شش ماهه هرقسط به میزان ۷۰۰ میلیارد تومان خریداری نموده است،که جمع آن ۵۶۰۰ هزار میلیارد تومان پرداخت می شود.

 اگر این موضوع صحت داشته باشد،باید در این خصوص دولت اعتبار مورد نیاز را در لایحه بودجه سالانه پیش بینی نماید،اما تا به حال نه در لایحه بودجه ردیفی در این خصوص دیده شده است و نه خزانه داری کل پرداختی داشته است.

رئیس فراکسیون فرهنگیان گفته بود: در بررسی های صورت گرفته علی رغم تلاش گسترده برای پیگیری موضوع به سندی برخورد نکردیم، اما اگر در وزارت آموزش وپرورش سندی مبنی بر پرداخت وجود دارد ،ارائه نماید.

اما اگر سندی وجود نداشته باشد و پاسخگوی سخنان غیر واقعی به مردم چه کسانی خواهند بود؟

 اولین بار آقای فانی وزیر وقت آموزش و پرورش نامه ای را مبنی بر درخواست واگذاری ۵ اردوگاه در کشور عبارت از ، شهید باهنر تهران، اردوگاه نیشابور، میرزا کوچک خان رامسر، شهید بهشتی اصفهان، شهید رجایی گلستان نوشت که در نهایت اردوگاه شهید باهنر واگذار شد.

حاجی بابایی تصریح کرده بود :  پیگیر اصلی واگذاری آقای مجاوری مشاور معاونت پشتیبانی وقت آقای بطحایی بود، از این نظر بی دلیل نیست مسئول اصلی بی محابا درشت گویی می کند.

رئیس فراکسیون فرهنگیان گفت که قطعا کمیسیون اصل نود رسیدگی لازم را انجام خواهد داشت.

با این حال و پس از گذشت حدود یک سال حاجی بابایی سکوت کرده است .

پرسش « صدای معلم » این است که چرا ایشان و افراد همفکر آقای حاجی بابایی آن قدر که در مورد خصوصی سازی آموزش و پرورش حساس و پی گیر هستند در مورد فروش املاک این وزارتخانه حرفی نمی زنند و موضع آن ها سکوت و انفعال است ؟

« محمدعلی وزیری » بازنشسته و مشاور مدیر کل آموزش و پرورش یزد در یادداشتی که برای صدای معلم ارسال کرده است از عملکرد این نماینده مجلس انتقاد کرده است .

منتشرشده در یادداشت

گروه تشکل ها/

« کانون اسلامی دانشگاهیان استان خراسان » از تشکل های رسمی در نامه ای به رئیس جمهور معیارهایی را برای انتخاب وزیر آموزش و پرورش برشمرده است .

متن کامل این بیانیه که در اختیار صدای معلم قرار گرفته است به شرح زیر است .

گروه استان ها و شهرستان ها/

در گفت و گویی که صدای معلم با عبدالرضا فولادوند مدیر کل وقت آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران داشت ( این جا ) ؛ منشور حقوق شهروندی در این اداره مشهود بود اما به نظر می رسد که در شهر تهران چنین رویه ای حداقل تاکنون پی گیری نشده است .

« صدای معلم » تاکنون انتقاداتی را از جانب فرهنگیان در مورد اداره کل آموزش و پرورش تهران منتشر کرده است اما روابط عمومی این اداره ظاهرا فرصتی برای مطالعه و پاسخ به این نامه ها و مطالب را ندارد .

نامه ی زیر توسط یکی از فرهنگیان برای صدای معلم ارسال گردیده است .

این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

نظر شما درباره حذف زبان انگلیسی از برنامه درسی مدارس و تفویض آن به موسسات خصوصی با مسئولیت خود والدین چیست ؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور