آسیب شناسی امور تربیتی و پرورشی  «وسط مونولوگ‌های مربی پرورشی، درست وقتی که همه بچه‌ها خمیازه می‌کشیدند از جام بلند شدم و گفتم که خانم می‌شه یک‌بار برای همیشه دست از سر موضوع گروه سرود مدرسه رقیب و تذکر به ما که حواسمون به شرکت در مراسم‌ها نیست، بردارید و به جاش برامون توضیح بدید که چطور می‌تونیم از اپلیکیشن‌های گوشی موبایلمون استفاده بهینه کنیم یا چطور می‌تونیم احساساتمون رو مقابل جنس مخالف درست کنترل کنیم که ضربه روحی نخوریم یا میشه به جای این حرف‌ها یه فیلم خوب اجتماعی بذاریم و در مورد موضوعش حرف بزنیم؟ معاون پرورشی یه چشم غره بهم رفت و از کلاس بیرونم انداخت.»

اینها نقد طاهره سیدضیاء دانش‌آموز دیروز مدرسه مطهری و دانشجوی امروز رشته علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی به نقش معاون پرورشی در مدارس است. «این معاونت در کلیشه‌های دهه 60 مونده و باور نمی‌کنه که نیازهای دانش‌آموزان متفاوت و فراتر از گروه سرود و برگزاری مسابقات است. این برنامه‌ها با واقعیت موجود در بین نوجوانان فاصله معناداری داره.»
معاونت پرورشی که در اواسط دهه 70 به سازمان دانش‌آموزی تبدیل شده بود در سال 1385بار دیگر احیا شد تا بر اساس تبصره  6 اساسنامه آن بتواند «سیاست تلفیق آموزش با پرورش و تعمیم رسالت پرورشی در معلمان دروس مختلف را در قالب برنامه‌ها و آیین‌نامه‌های مشخص در موارد جذب و تربیت معلم، ارزیابی‌های شغلی و تدوین کتب درسی تنظیم کند.» این معاونت خیلی زود شکل گرفت و دفاتر آن هم راه‌اندازی شد و تمام کسانی که در دهه 70 زیرمجموعه این معاونت فعالیت می‌کردند به صحنه برگشتند تا به قول خودشان نقش تربیتی دانش‌آموزان را به‌عهده بگیرند. اما به گفته خودشان تغییر مداوم مدیران و کسری بودجه شدید باعث شد نتوانند آنطور که باید موفق عمل کنند. نظر منتقدان و کارشناسان اما چیز دیگری است، آنها می‌گویند که اصولا معاونت پرورشی نخواسته و نتوانسته که خود را منطبق با نیازهای روز دانش‌آموزان پیش ببرد و همین باعث ناموفق بودن برنامه‌های آن است.


معاونت پرورشی به مناسک‌گرایی محدود شده
مهین برخورداری، استاد دانشگاه و دکترای علوم تربیتی در این‌باره به همشهری گفت: «معاونت پرورشی به مناسک‌گرایی محدود شده و مربیان پرورشی ما تنها درگیر مسائلی مانند رسیدگی به حجاب و لباس کودکان و نوجوانان، نماز جماعت، سرودها، مسابقات و... هستند و آموزش اصول اخلاقی دیگر مانند رعایت حقوق دیگران، آموزش مسائل زیست‌محیطی، مهارت‌های زندگی، ترویج صلح و دوستی را در زمره وظایف خود نمی‌دانند.»
او با بیان اینکه جدا کردن و منفک دیدن آموزش از پرورش اصولا اشتباه است و نباید برای تربیت جایگاهی متفاوت از آموزش درنظر گرفت، اظهار داشت: «درواقع وظیفه نظام آموزشی در همه جای دنیا یک چیز است و آن رشد انسان متعالی است، اما در ایران این دو مفهوم را از هم جدا کرده‌اند که ضربه زیادی به مدارس ما زده است؛ به‌طور مثال مگر می‌شود معلم ریاضی یا علوم در کلاس فقط به فکر آموزش یکسری مواد تئوری خام باشد و به ارتقا و رشد دانش‌آموز فکر نکند؟ آیا وظیفه آنها نیست که کارگروهی، همدلی و صبوری در یادگیری، خلاقیت و نوآوری، آموزش اخلاق فردی و اجتماعی را به دانش‌آموز آموزش دهند؟ آیا نیاز نیست که حین آموزش مسائل تربیتی هم لحاظ شود؟»


برنامه‌های معاونت پرورشی کهنه و قدیمی اند
به عقیده برخورداری این جداسازی علاوه بر هزینه‌های گزافی که بر دوش دولت‌ها گذاشته، در عمل ناکام هم بوده است: «از سوی دیگر نظام آموزشی کشور در 40 سال اخیر هیچ تغییر بنیادی نکرده و این در حالی است که همه‌‌چیز در جامعه به سرعت در حال تغییر است. برنامه‌ریزان تربیتی و حتی آموزشی باید باور کنند لباسی که 40 سال پیش می‌شد تن دانش‌آموزی کرد، امسال به تن او نمی‌رود و حتی گاهی اوقات آنقدر مندرس است که هر لحظه احتمال می‌رود پاره شود و نیاز به تعویض دارد.»
این استاد دانشگاه با تأکید براینکه آسیب‌های اجتماعی روند رو به رشدی در سال‌های اخیر پیدا کرده‌اند، اظهار داشت: « مدیران ارشد معاونت پرورشی سری به مدارس بزنند و ببینند که دانش‌آموزان با چه مسائل و مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ رابطه‌های خطرناک، مصرف مواد‌مخدر، رفتارهای فردگرایانه به‌شدت منفی مانند خودخواهی، خشونت کلامی و رفتاری، چاقی مفرط نوجوانان و ده‌ها نمونه دیگر را ببینند و بعد قضاوت کنند که آیا برنامه‌هایی که برای اجرا به مدارس ارائه می‌دهند، مؤثر است یا خیر؟»


مربی پرورشی در یک باغ و ما در باغ دیگر
نظر دانش‌آموزان درباره مربیان پرورشی چندان متفاوت از منتقدان نیست. آنها می‌گویند که نگاهشان به مربی و ساعات پرورشی مثل درس دینی است و به‌ نظرشان این دو با هم فرقی ندارند.« مربی می‌یاد سر کلاس، در خوش‌بینانه‌ترین حالت یکسری نصیحت‌های کلی می‌کنه که با پسرا دوست نشید، اگر بالغ شدید ازدواج کنید، آرایش نکنید، عضو اینستاگرام و تلگرام و اینا نشید، موهاتون رو رنگ نکنید، ابروهاتون رو برندارین، بلند نخندین، فقط و فقط درس بخونید؛ این حرفا رو که مامان‌هامون هم بهمون می‌زنن، این کارو بکن و اون کارو نکن رو تو خونه هم داریم.» مژده ف، دانش‌آموز پایه دهم این نقدها را به مربی پرورشی مدرسه‌شان می‌کند و با بی‌حوصلگی می‌گوید که از این همه فرمان خسته شده است. «یک‌بار نشد که وقتی میان سر کلاس به جای نصیحت کردن، یه راه‌حل یاد بدن که چطور میشه با جنس مخالف یه رابطه سالم داشت که آخرش آسیب نباشد، یا به جای اینکه جاسوس بفرستن صفحه اینستاگرام ما رو پیدا کنه و آمار بده بهشون که تولد فلانی چه خبر بوده، بیان بگن که فلان شعرایی که تو پیچت گفتی قشنگه یا اون داستانکت ایرادش اینه.» او و دوستانش نقدهای جدی به معاونت پرورشی دارند و دائم لابه لای حرف‌هایشان تأکید می‌کنند که چیزی درست نمی‌شود. «مربی‌مون از وقتی فهمیده من ویلون می‌زنم رسما با من بد شده و دائم تو کلاس منو ضایع می‌کنه. بعد شما میخواین چی درست بشه، اصلا اونا تو یه باغن و ما تو یه باغ دیگه.»


یک خاطره تلخ از مشاوره تربیتی رهایم نمی‌کند
فاصله معنادار بین مشکلات و خواسته‌های نوجوانان با برنامه‌های معاونت پرورشی پرتکرارترین نکته‌ای است که دانش‌آموزان به آن اشاره می‌کنند. مهناز نعمتی، دانش‌آموزان پایه نهم که به قول خودش حرف‌های مگوی زیادی دارد، با کنایه و تمسخر از ساعات پرورشی و مشاوره در مدرسه‌شان صحبت می‌کند و جایی از مصاحبه گریه‌اش می‌گیرد. «یکی از دوستای صمیمی من به‌خاطر مشکل خانوادگی و کنکور که در هم شده بود، یه قرصی می‌خورد که بهش اعتیاد پیدا کرده بود، من خیلی نگرانش بودم و جرأت هم نمی‌کردم به مادرش بگم از بس بداخلاق و غیرمنطقی بود، رفتم پیش مشاوره‌مون و بعد از کلی التماس که نمی‌خوام مادرش بفهمه و می‌خوام خودت مشکلش رو حل کنی موضوع رو بهش گفتم، دوستم ظهر رسیده بوده خونه مادرش کتک و کتک‌کاری که چرا قرص می‌خوری و از اونجا که فقط من از ماجرا خبر داشتم، به من بدبین شد و الان چند ماهه باهام قهره. رفتم به مشاوره می‌گم که چرا به مادرش گفتی؟ مگه من التماس نکردم که نگو، برگشته می‌گه نمی‌شه باید مادرش در جریان قرار می‌گرفت، می‌گم باشه حداقل موضوع رو یه جوری می‌گفتی که اینطوری نشه؛ مثلا مادرش رو صداش می‌کردی و باهاش در مورد مشکلات سارا و فشاری که روشه حرف می‌زدی، اما او هیچ جوابی نداد. آخه این چه مشاوره‌ایه؟ ما دیگه چطوری بهش اعتماد کنیم.»

آسیب شناسی امور تربیتی و پرورشی

مربی پرورشی یعنی تذکر، نصیحت و توبیخ
نقد دانش‌آموزان به مشاوره و مربیان پرورشی زیاد است، بیشتر هم روی عدم‌درک مسائل و دور بودن از دغدغه‌ها و خواسته‌های آنهاست. هادی طالبی، دانش‌آموز پایه یازدهم یک هنرستان فنی حرفه‌ای مطرح تهران است. او از اینکه معاون پرورشی‌شان همیشه بابت بلندی موهای و خط ریشش به او تذکر می‌دهد، شاکی است. «هر روز صبح بلااستثنا ما را سر صف نگه می‌داره و برامون سخنرانی می‌کنه، ما هم خواب‌آلود مجبوریم گوش کنیم. برای شرکت در مراسم‌ها امتیاز گذاشته و یه بار که همزمان با نماز داشتیم فوتبال بازی می‌کردیم کلی داد و بیداد کرد که این چه کاریه. گیر دادن به بلندی مو و خط ریش بچه‌ها هم که کار همیشگی شه.» او می‌گوید که از نظر مربی پرورشی دانش‌آموزی خوب است که درسش خوب باشد، در مراسم‌ها شرکت کند و کتاب‌هایی که او می‌گوید بخواند. «چند وقت پیش تو پارک نزدیک مدرسه یکی از بچه‌ها رو دیده که سیگار می‌کشه، آنچنان خوابونده زیر گوش پسره که برق از سه فازش پریده، بعد هم کار به توبیخ و پدرت بیاد و اخراج و این حرف‌ها کشیده. حالا بدبخت اصلا دفعه اولش بوده این همه بلا سرش اومده. من نمی‌گم اصلا سیگار خوبه ولی حتما با کتک چیزی درست نمی‌شه.»


مربی نصیحت می‌کرد که کتاب فلسفی نخوان
متین اوتادی دوست هادی تا حرف کتاب می‌شود، داغ دلش تازه می‌شود. «ببینید مربی‌های پرورشی این طوری هم نیست که خیلی در مسائل دینی غوطه ور باشن و از مشکلات ما سررشته نداشته باشن. اتفاقا بعضی‌هاشون خیلی آدم‌های منطقی و روشنی هستن و حرف ما رو می‌فهمن ولی به همون اندازه یا شاید هم بیشتر مربی‌هایی رو داریم که درکی از موقعیت و خواسته‌های ما ندارن. مثلا پایه نهم که بودم، مربی سرکلاس پرسید چه کتاب‌هایی می‌خونید؟ من با ذوق و شوق از رمان‌ها و کتاب‌های فلسفی که خوندم گفتم و حسم این بود که الان تشویقم می‌کنه، وقتی اسم کتاب دنیای سوفی اثر یوستین گردر رو بردم، کلی من رو نصیحت کرد که به جای اینها کتاب‌های مذهبی فقط بخوانم. من هر چی گفتم که این دو موضوع رو با هم قاطی نکنیم، بازم هم حرف خودش رو می‌زد و نمی‌پذیرفت که هر دوی این کتاب‌ها در جای خودش مهم است.» با همه این تفاسیر و انتقادهای مکرر به عملکرد معاونت پرورشی در طول تمام این سال‌ها از سوی کارشناسان و دانش‌آموزان، آنها کار خودشان را می‌کنند و اعتقادی به تغییر استراتژی در برنامه‌های خود و به روز کردن روش‌های آموزشی و تربیتی باتوجه به نیازهای امروز دانش‌آموزان ندارند.

آسیب شناسی امور تربیتی و پرورشی

امور تربیتی ناموفق
و لزوم بازنگری در برنامه‌ها

جواد بابازاده ـ معلم و کارشناس آموزشی


در سال‌های نخست پیروزی انقلاب اسلامی، نهاد «امور تربیتی» با هدف گسترش و تعمیق ارزش‌های انقلاب اسلامی در آموزش و پرورش کشور راه‌اندازی شد و در هشتم اسفند‌ماه سال 1359هم «ستاد امر تربیتی» در مدارس کشور به همت شهیدان رجائی و باهنر شکل گرفت. 3 هدف و وظیفه برای امور تربیتی تعریف شده بود: زدودن نمادهای طاغوتی و نیروهای طاغوتی از مدارس، مقابله با گروه‌های مخالف نظام و پیام‌رسانی و تعمیق ارزش‌های انقلاب اسلامی بین دانش‌آموزان. امور تربیتی تا دهه ۷۰ ویترین ایدئولوژیک و سیاسی آموزش و پرورش بود، به تبع آن هم مربیان تربیتی نماینده پرنفوذ اداره در مدارس بودند. اما از دهه‌۷۰ که نماد و نیروهای طاغوتی حذف و جنگ هم تمام ‌شده بود، مربیان پرورشی از فلسفه وجودی و کاری خود تهی شدند. در دهه‌های۷۰ و ۸۰ بحث‌های بسیاری درخصوص لزوم ادامه کار مستقل مربیان تربیتی و پرورشی در جریان بود که در نهایت مرتضی حاجی طرح ادغام امور تربیتی با آموزشی را اجرا کرد ولی این امر با مخالفت شدید اصولگرایان و مربیان پرورشی همراه شد؛ به‌طوری که مربیان پرورشی چندین بار برای اعتراض به خیابان‌ها آمدند. بعد از رفتن حاجی از وزارت آموزش و پرورش، در سال 1385، مجلس طرح ایجاد معاونت پرورشی را تصویب کرد که تا به امروز ادامه داشته است. اما جدا از همه بحث‌ها درخصوص لزوم یا عدم‌لزوم وجود چنین معاونتی در سال‌های گذشته، موافقان این معاونت همچون مخالفان آن معترفند که امور تربیتی و مربیان پرورشی در رسیدن به اهداف بیان شده چندان موفق نبودند، ولی مسئله این است مدیران آموزش و پرورش، سیاسی عمل می‌کنند و شهامت بیان علنی آن را ندارند و سعی می‌کنند با توجیه مسائل این عدم‌موفقیت‌ها را توجیه کنند؛ چنانچه علیرضا کاظمی، معاون پرورشی در روز امور تربیتی کمبود نیرو و بودجه را دلیل ناکارآمدی دانست. ولی آنچه مشخص است اینها دلیل اساسی بر عدم‌موفقیت این راه نیست، بلکه پافشاری و اصرار نظریه پردازان و مجریان امور تربیتی بر اصول اولیه و روش‌های رایج‌شان است؛ حال آنکه ما در مدارس با موجودی زنده سر و کار داریم که روزبه‌روز تغییر می‌کند، باهوش است و با فرمول و دستور مشخص پیش نمی‌رود. امور تربیتی و فرهنگی بیشتر از مسائل آموزشی با خانواده‌ها و جامعه درگیر است و باید بتواند خود را با آنها منطبق و همسو کند یا حداقل در تضاد با آنها نباشند؛ به بیانی دیگر زمانی که ارزش‌های تعلیمی از طرف جامعه یا خانواده‌ها پس زده شود دستاورد قابل بیانی نخواهد بود.
آموزش و پرورش باید بپذیرد که تغییر روش‌های تربیتی متناسب با نیازهای روز کودکان و نوجوانان را باید سریع‌تر سرلوحه کار خود قرار دهد و آنچه مشهود است اگر تغییرات اساسی در امور پرورشی و تربیتی انجام نگیرد این روش‌ها روزبه‌روز خاصیت خود را از دست داده و حتی در مواردی به ضد‌تربیتی بدل خواهند شد.

روزنامه همشهری

منتشرشده در دانش آموز

نگاهی 3 بعدی بر تحصن 3 روزه معلمان و اعتراض فرهنگیان

پس از نخستین تحصن و به عبارت بهتر " اعتصاب " معلمان در مهر ماه سال جاری یادداشتی نوشتم . ( این جا )

در بخشی چنین آمده بود :

" آمارهایی که توسط طرفین یعنی مسئولان وزارت آموزش و پرورش و فعالان صنفی ارائه می شود تفاوت های خیلی زیادی دارند .

فعالان صنفی و معلمانی که در  اعتصاب شرکت کرده اند استتقبال را خوب و قابل قبول ارزیابی می کنند اما مسئولان وزارت آموزش و پرورش و مشخصا مدیران کل و مناطق برای آن که استمرار مدیریتی آن ها دچار خدشه نشود و یا  متهم به ناکارآمدی و یا بی عرضگی نشوند یا از اساس صورت مساله را پاک می کنند مانند اداره کل آموزش و پرورش خراسان رضوی  و یا در شهری مانند تهران با 19 منطقه مدیر کل آن آقای باقری تعداد مدارس اعتصاب کننده را 5 فقره ذکر می کند .

و اما دلیل مهم دیگر که خیلی ممکن است به چشم نیاید کشاندن مشکلات صنفی توسط معلمان معترض به میان دانش آموزان می باشد .

از نظر نگارنده سپر قرار دادن دانش آموز برای احیای مطالبات صنفی نوعی استفاده ابزاری از دانش آموزان برای موضوعات مبتلی به معلمان است .

نگاهی 3 بعدی بر تحصن 3 روزه معلمان و اعتراض فرهنگیان

درست به همان دلیل که استفاده ابزاری از دانش آموزان برای مقاصد سیاسی و تبلیغی محکوم و ناپسند و غیراخلاقی است این گونه کنش ها با یک آموزش حرفه ای تطابق ندارد .

معلم نباید در جریان آموزش دانش آموز را وارد دعواهای خود با دولت و حاکمیت کند . بیان جملاتی مانند احیای اصل 15 قانون اساسی و به صورت مکرر در مناطق مرزی و قومیتی  و یا حضور معلمان با لباس های محلی در مدرسه یک هشدار برای همه مسئولان نظام است

هیچ فرد ، مقام و یا نهادی حق ندارد و نمی تواند از دانش آموزان برای اهداف و یا مقاصد صنفی و یا سیاسی خود از دانش آموزان استفاده ابزاری کند .

مهم ترین کار یک معلم باید آموزش تفکر انتقادی و مهارت های زندگی به دانش آموزان باشد .

اگر این دسته از معلمان واقعا برای " دانش آموز " در نظام آموزشی پایگاه و جایگاهی قائل هستند چرا در مورد نمایشی شدن و بی خاصیت بودن " شورای دانش آموزی " در مدارس اعتراض نمی کنند ؟

چرا فرضا زمانی که حقوق دانش آموز توسط همکار و یا معاون و مدیر مدرسه نادیده گرفته می شود معمولا در برابر آن سکوت می کنند ؟

نگاهی 3 بعدی بر تحصن 3 روزه معلمان و اعتراض فرهنگیان

در جریان تقلب و تخلفات هشتمین دوره مجلس دانش آموزی بسیاری از تشکل ها و فعالان صنفی از کنار آن به راحتی گذشتند  ...

اگر دانش آموز ضلع مهم و رکن راهبردی تعلیم و تربیت است و فلسفه وجودی معلم و نظام اداری مدرسه و سطوح مدیریتی در برابر آن معنا پیدا می کند نباید در مقابل تضییع حقوق آنان سکوت کرده و مصلحت پیشه کنیم ... "

بارها نوشته ام و تاکید کرده ام که معلمان می خواهند دیده شوند . گفته ام که افکار عمومی جامعه به ویژه رکن دیگر آموزش که اولیاء می باشند از این حرکات پشتیبانی و حمایت نمی کنند .

حتی زمانی که این اخبار را می شنوند اظهار تعجب می کنند که معلمان با این همه تعطیلی دیگر چه  خواسته ای دارند ؟ سپر قرار دادن دانش آموز برای احیای مطالبات صنفی نوعی استفاده ابزاری از دانش آموزان برای موضوعات مبتلی به معلمان است

یک بار در مدرسه بودم . اولیا یک د انش آموز آمده بود و می گفت که چرا این اعتراضات فقط در مدارس دولتی است ؟

آیا مدارس هیات امنایی ، غیرانتفاعی و... مشکل ندارند ؟

این نشان می دهد علی رغم حقیقتی که در صدای اعتراض معلمان مستتر است اما جامعه در کلیت آن به این سخن معلمان نرسیده و یا آن را باور نکرده است .

باید این نکته را یادآور شد که با گارد گرفتن و جامعه را متهم به نفهمی و یا بی اطلاعی از واقعیت های مدرسه کردن و... گشایشی در وضعیت موجود ایجاد نخواهد کرد .

اگر فرهنگیان و تشکل های معلمان قصد دارند جامعه را با خود در حصول " مطالبات و حقوق قانونی " همراه کنند و به هم افزایی در تقویت سه ضلع مثلث " آموزش " برسند چاره ای ندارند جز آن که جایگاه " دانش آموز " را به رسمیت بشناسند . هیچ فرد ، مقام و یا نهادی حق ندارد و نمی تواند از دانش آموزان برای اهداف و یا مقاصد صنفی و یا سیاسی خود از دانش آموزان استفاده ابزاری کند .

همان گونه که تشکیلات عریض و طویل وزارت آموزش و پرورش بدون حضور " معلمان " و به تبع آن " دانش آموزان " توجیه محتوایی و فلسفی ندارد بدون حضور دانش آموزان و دیده شدن آن ها فلسفه حضور معلمان مورد سوال خواهد بود .

معلمان هیچ گاه نباید فراموش کنند که به حمایت معنوی و یکپارچه اولیاء دانش آموزان نیاز دارند .

شاهد  این ادعا نشست نمایندگان منتخب شورای انجمن اولیا و مربیان از 31 استان کشور در دفتر وزیر آموزش و پرورش در 9 دی ماه سال جاری بود که از میان آن همه تنها نماینده زاهدان بود که بر " معیشت معلمان " در چند جا تاکید کرده و وزیر آموزش و پرورش و سایر مسئولان را به تحرک برای ارتقای وضعیت معیشتی معلمان فراخواند . ( این جا )

 نگاهی 3 بعدی بر تحصن 3 روزه معلمان و اعتراض فرهنگیان

چیزی که در این اعتراضات مشهود بود تحلیل محتوای عکس هایی بود که متحصنین در شبکه های اجتماعی منتشر کردند .

در ابتدا باید اشاره ای به تحلیل های ساده  و تاسف برانگیز امیر علی نعمت اللهی که خود را در جایگاه قائم مقام وزیر که البته یک پست تعریف نشده در اسناد دولتی است جا زده است اشاره ای داشته باشم :

قائم مقام وزیر آموزش و پرورش در پاسخ به این سوال که اتفاقا گفته می‌شود، تحصن‌ها سراسری است و محدود نیست، چرا آن را محدود قلمداد می‌کنید؟ گفت: خیر، این طور نیست واقعا تعداد محدود است و فقط در برخی از مدارس‌ و آموزشگاه‌ها در برخی از استان‌ها تحصن بوده است.

نگاهی 3 بعدی بر تحصن 3 روزه معلمان و اعتراض فرهنگیان

نعمت‌اللهی در پاسخ به این سوال که بر فرض تعداد آنها محدود باشد، آیا خواسته‌های همین تعداد محدود را مورد اهمیت و توجه قرار می‌دهید؟ گفت: بله، این را قبول داریم. من صادقانه می‌گویم که این تحصن‌ها در برخی از مدارس و برخی از استان‌ها بوده و خیلی محدود است. اصلا نمی‌خواهم در این مورد شعاری صحبت کنم، زیرا ما آمار این تحصن‌ها را داریم و مطمئن باشید که نگران‌کننده نیست. بطحایی روش های اعتراضی معلمان مانند " اعتصاب " را بدآموزی می خواند در حالی که عملکرد وی تشدید فرهنگ غلط سازمانی و پر رنگ کردن مدیریت های ناکارآمد و توجیه انتصاب های غیرکارشناسی و سیاسی بوده است

قائم مقام وزیر آموزش و پرورش ادامه داد: اگر وضعیت نگران‌کننده بود، حداقل من به عنوان قائم مقام آموزش و پرورش نباید در اتاقم باشم. من شفاف می‌گویم که در برخی از استان‌ها حتی یک مورد تحصن نداشته‌ایم، این طبق آماری است که من از ساعت 10 صبح دارم. البته مشخص هم نیست، عکس‎هایی که منتشر می‌شود، برای همان استان هست یا نه و شاید شیطنت برخی افراد باشد.

نگاهی به این گونه جملات ضمن آن که  می تواند ناشی از نگاه از بالا به پایین ایشان باشد نشان می دهد که گویا آقای نعمت اللهی در حال رجز خوانی برای معلمان معترض و حتی تحریک آنان می باشد که اگر می خواهید دیده شوید باید تعدادتان قابل توجه باشد .

البته این گونه برخوردهای تحقیر آمیز مختص به ایشان نیست و کم نیستند مسئولانی در رده های مختلف که در مورد اعتراضات جامعه چنین مواضعی را اتخاذ می کنند و این مشکلی تاریخی و فرهنگی جامعه ما است .

توصیه ای که می توان به ایشان داشت این است که دانش خویش را در مورد علم ارتباطات و روابط عمومی ارتقا دهند ، نگاه خود به موضوعات اجتماعی را " فرهنگی " کنند و  حرفه ای سخن بگویند و رفتار کنند .

هر چند بطحایی سعی کرد تا حدی از بار منفی این جملات نزد افکار عمومی معلمان بکاهد .

نگاهی بر محتوای تصاویری که معلمان منتشر کرده اند نشان می دهد که نقطه کانونی این اعتراضات فقط مسائل معیشتی و اقتصادی نبوده است .

نگاهی 3 بعدی بر تحصن 3 روزه معلمان و اعتراض فرهنگیان

بیان جملاتی مانند احیای اصل 15 قانون اساسی و به صورت مکرر در مناطق مرزی و قومیتی  و یا حضور معلمان با لباس های محلی در مدرسه یک هشدار برای همه مسئولان نظام است .

اعتراضاتی که به آموزش پولی و دفاع از آموزش رایگان می شود نشان می دهد که جامعه فرهنگیان به  شدت نسبت به مساله " تبعیض " و " شکاف طبقاتی " معترض است .

نگاهی 3 بعدی بر تحصن 3 روزه معلمان و اعتراض فرهنگیان

واقعا نمی توان  فلسفه فاصله دریافتی ها را هضم کرد در حالی که تفاوت خاصی در فرآیند امور  و برون داد فعالیت ها مشاهده نمی شود .

برای یک معلم این غیر قابل قبول است زمانی که می خواهد از صندوق ضروری  مبلغی وام بگیرد و و یا از  صندوق ذخیره فرهنگیان اتومبیل قسطی خریداری نماید و انواع شرایط و محددویت ها و ضامن برای وی مطرح می شوند و این در حالی است که برخی از افراد با رانت  میلیاردها تومان از بانک سرمایه وام گرفته اند ، پس نمی دهند و کسی هم پاسخ گو نیست .

نگاهی 3 بعدی بر تحصن 3 روزه معلمان و اعتراض فرهنگیان

اما سید محمد بطحایی بدون توجه به این مسائل و یا کم رنگ کردن آن ها سعی می کند که همه مشکلات  را در قالب " معیشت " خلاصه و تمام کند .

بطحایی پس از اتمام اعتراض 3 روزه  معلمان می گوید :

" بعضی از همکاران بنده نسبت به این وضعیت اعتراض و شکوه دارند و این سختی نه به خاطر سختی معیشتی بلکه به این دلیل است که این سختی به طور ناخواسته اثرمنفی بر تعلیم و تربیت دانش آموزان می گذارد .

در معدودی از مدارس اعتراضات همکاران وجود داشته است که این نوع و روش اعتراض حتی در یک مدرسه از کشور هم اگر انجام شود اقدامی ضد تربیتی است و گلایه و ناراحتی ام نه از اعتراض همکارانم بلکه از روش طرح اعتراض است چرا که بدآموزی برای دانش آموزان دارد که معلم در دفتر مدرسه بنشیند و در کلاس درس حضور پیدا نکند و با این کار در حقیقت ضد عدالت رفتار کرده ایم.

نگاهی 3 بعدی بر تحصن 3 روزه معلمان و اعتراض فرهنگیان

به نظر می رسد هدف بطحایی  گفتمان سازی در فضای افکار عمومی برای  انحراف  از مسائل دیگر است در حالی که حاصل وزارت ایشان در این مدت چیزی جز  دخالت نهادهای خارج از آموزش و پرورش و پر رنگ شدن فضای امنیتی برای کنترل و مدیریت اعتراضات معلمان نبوده است .

بطحایی و تیم مدیریتی او برنامه ای برای حل مشکلات و بحران های موجود ندارند . آیا برای وزیر آموزش و پرورش " منشور حقوق شهروندی " که رئیس جمهور آن را از افتخارات دوران خویش می داند محلی از اعراب دارد ؟

ایشان با غالب نشان دادن گفتمان معیشت محور و انداختن توپ به زمین دیگران سعی می کند که از خود سلب مسئولیت کند .

وزیر آموزش و پرورش می گوید که نسبت به این اعتراضات " بی تفاوت " نیست در حالی که روابط عمومی وی به شدت " منفعل " بوده و حتی قادر به پاسخ گویی در برابر رسانه ها نیست .

« صدای معلم » بیش از یک سال که درخواست گفت و گو با بطحایی را داده است اما واکنش وی سکوت و بی تفاوتی بوده است .

بطحایی روش های اعتراضی معلمان مانند " اعتصاب " را بدآموزی می خواند در حالی که عملکرد وی تشدید فرهنگ غلط سازمانی و پر رنگ کردن مدیریت های ناکارآمد و توجیه انتصاب های غیرکارشناسی و سیاسی بوده است .

انتصابی که با توصیه و یا دخالت نمایندگان مجلس صورت بگیرد در همین رده دسته بندی می شود .

وزیر آموزش و پرورش در جمع نمایندگان کانونهای صنفی معلمان سراسرکشور در شهریور ماه سال جاری می گوید : ( این جا )

" با وزیر کشور صحبت هایی داشته ام که محلهایی مشخص شود تا معلمان جهت اعتراضاتشان در آن محل ها حضور پیدا کنند و تهدیدهایی که در این موارد وجود دارد کم شود و در استانها هم به مدیران کل تاکید خواهم کرد تا با هماهنگی با استانداران چنین محلهایی را مشخص کنند.... "

بطحایی در این 6 ماه در مورد این وعده خویش چه کار کرده است ؟

ایشان در مرداد ماه 96 قبل از رای اعتماد مجلس چنین اظهار نظر می کند : ( این جا )

" من یک فرهنگی هستم که از ۱۹ سالگی تاکنون در همه رده‌ها از سطوح صف و ستاد خدمت مردم هستم. از موانع و مشکلات و چالش‌های پیش روی آموزش و پرورش اطلاع دارم و با تجربه ای که در سازمان برنامه و بودجه به دست آوردم و مساعدت همکاران خودم تمام تلاشم را برای بهبود اوضاع معلمان خواهم کرد.

من قبل از پذیرش این کاندیداتوری برای وزارت آموزش و پرورش از آنجایی که معاون نوبخت بودم از ایشان قول تمام و کمال گرفتم و ایشان از آنجایی که آموزش و پرورشی هستند قول مساعد دادند که همکاری تمام با آموزش و پرورش داشته باشند .

این جمله را از ایشان یادداشت کردم که گفتند به لطف خدا این دوره از حیث اعتبارات و برنامه‌ها بهترین دوره آموزش و پرورش خواهد بود امیدوارم شایستگی بنده برای قبول مسئولیت آموزش و پرورش مورد تایید شما باشد و با رای بالای خود موقعیت این وزارت‌خانه را در دولت و همه دستگاه‌های کشور مورد حمایت قرار دهید اما هر چه تشخیص دهید حتما بهترین و مناسب‌ترین تشخیص است."

نگاهی 3 بعدی بر تحصن 3 روزه معلمان و اعتراض فرهنگیان

تحمیل نیروهایی مانند اللهیار ترکمن ، نعمت اللهی و... از سازمان برنامه و بودجه چه فایده ای برای خانواده آموزش و پرورش داشته است جز تحمل سخنانی که وصف شان در بالا رفت ....

بطحایی شانزدهم اسفند ماه به استان قم سفر می کند و با برخی مراجع دیدار می کند .

از این دیدار 86 عکس در پرتال وزارت آموزش و پرورش منتشر می شود .

هدف وزیر از این دیدار چه بوده است ؟

نگاهی 3 بعدی بر تحصن 3 روزه معلمان و اعتراض فرهنگیان

آیا قرار است تامین اعتباری در جهت معیشت معلمان صورت بگیرد ؟

تمسک به اقدامات و حرف های پوپولیستی تاریخ مصرف دارد .

نمی شود از گفتمان و نقادی حرف زد اما برای معلمی که اعتراض می کند در هیات های تخلفات اداری پرونده تشکیل داد و یا معلمان را به خاطر انتقاد به محاکم قضایی کشاند ...

واقعا این روش ها چه تفاوتی با دولت های نهم و دهم دارند ؟

فضای امنیتی در آموزش و پرورش

آیا برای وزیر آموزش و پرورش " منشور حقوق شهروندی " که رئیس جمهور آن را از افتخارات دوران خویش می داند محلی از اعراب دارد ؟

باید به بطحایی یادآوری کرد که :

" نمی دانستید روزهای سختی در آموزش و پرورش پیش رو دارید ؟!

" وزیر بودن به هر قیمت ارزشی ندارد "

منتشرشده در یادداشت
سه شنبه, 20 آبان 1393 ساعت 01:00

کار معلمان بدآموزی است ؟!

آذربایجان شرقی

منتشرشده در نامه های دریافتی
پنج شنبه, 16 اسفند 1397 ساعت 15:13

خشایار الوند و کتاب‌های درسی تاریخ

خشایار الوند و کتاب‌های درسی تاریخ   در پی درگذشت ناگهانی خشایار الوند نویسندۀ برنامه‌های طنز تلویزیونی در ۵۱ سالگی این روزها شاهد مطالب متعدد و متنوعی دربارۀ او یا به این بهانه هستیم.

از انتقاد کیومرث پوراحمد به خاطر دیر رسیدن آمبولانس تا حرف همیشگی یاد هنرمندان پس از مرگ و نه در حیات آنان و البته دریغ‌هایی به سبب از دست دادن‌های زودهنگام در کنار تسلیت به برادرش – سیروس الوند - مضامین مکرر در مطبوعات و تارنماها و فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی است.

در این بین وقتی بازنشر گفت‌وگوی «تاریخ ایرانی» با مرحوم الوند در هفت سال قبل را مرور کردم به نکتۀ جالبی برخوردم.

در این مصاحبه وقتی از او دربارۀ انطباق برخی از متن‌های «قهوۀ تلخ» با واقعیت‌های تاریخی سؤال می‌شود پاسخ قابل تأملی می‌‌دهد و می‌گوید: «متولیان فرهنگی دوره‌های مختلف نگاه خودشان را در نقل تاریخ اعمال کرده‌اند و کافی است شما بروید کتاب تاریخ سوم راهنمایی سال‌های ۵۶-۶۶-۷۶-۸۶ را با هم مقایسه کنید. در آن‌ها روایت‌های کاملا متضادی می‌بینید.»

البته حالا دورۀ راهنمایی نداریم و به جای آن می‌گویند متوسطۀ اول (هفتم و هشتم و نهم). سال ۵۶ هم روشن است چرا. چون مربوط به پیش از انقلاب است و جالب این که گروه اصلی نویسندگان کتاب تاریخ سوم راهنمایی پیش از پیروزی انقلاب اصرار داشتند نام آنان از نویسندگان بخش‌های مربوط به تاریخ پهلوی که کاملا سفارشی بود تفکیک شود و در قضاوت دربارۀ کتاب تاریخ سوم راهنمایی پیش از انقلاب این نکته باید لحاظ شود.

مقایسۀ سال‌های بعد و اشارات خشایار الوند اما جالب است. مثلا سال‌ها در کتاب‌های درسی تصویر حضور شهید رجایی به عنوان نخست‌وزیر در مهر ۵۹ در مجمع عمومی سازمان ملل در کنار بهزاد نبوی با اورکت مشکی چاپ می‌شد و بعد از ۸۸ بهزاد نبوی را حذف کردند.

یا در ۴۰ سال گذشته دکتر مصدق جزر و مد داشته چون گاهی بوده و گاهی حذف شده و البته همواره در کنار آیت‌الله کاشانی.

خشایار الوند و کتاب‌های درسی تاریخ

مصاحبۀ خشایار الوند را که خواندم رفتم سراغ کتاب مطالعات اجتماعی نهم دبیرستان که بخشی از آن تاریخ است و انصافا تا تاریخ معاصر را به نسبت درست روایت و منتقل کرده است.

کتاب درسی تاریخ البته غیرواقعی نیست اما همۀ واقعیت را دربر نمی‌گیرد و جدای جهت‌گیری‌ها نکته قابل توجه آن اصرار بر نام نیاوردن از شخصیت‌های مشهور و مؤثر در صدر انقلاب و جمهوری اسلامی است.

در حالی که چنین حساسیتی را در بخش‌های قبلی تاریخ نمی‌بینیم. مثلا به جای اشاره به نام مهندس بازرگان به عنوان نخست‌وزیر دولت موقت انقلاب اسلامی و انتصاب او در فاصلۀ ۱۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ یا تصویر او تنها دو بار گفته شده «تعیین هیأت دولت» و هیچ نامی از نخست‌وزیر دولت موقت در میان نیست. در حالی که دانش‌آموزان نهم دبیرستان متولد ۱۳۸۲ یا ۱۳۸۳ هستند و ۱۰ سال بعد از درگذشت بازرگان به دنیا آمده‌اند.

دربارۀ وقایع سال ۱۳۵۸ نیز به مجلس خبرگان قانون اساسی و انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس شورای اسلامی اشاره شده اما گذرا عبور کرده‌اند و اینجا هم نه نامی از اولین و تنها رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی است (آیت‌الله منتظری) نه نام اولین رئیس‌جمهوری ایران (ابوالحسن بنی‌صدر) آمده و نه نام اولین رئیس مجلس شورای اسلامی (آیت‌الله هاشمی رفسنجانی) و این مورد اخیر البته شگفت‌انگیزتر است.

خشایار الوند و کتاب‌های درسی تاریخ

اگر غرض این است که دانش‌آموز دبیرستانی هاشمی رفسنجانی را نشناسد پس چگونه یک بزرگراه در تهران به نام اوست و چرا باید دانش‌آموز دبیرستانی اولین رئیس مجلس شورای اسلامی را که ۹ سال بر پارلمان ریاست کرده و بعدتر هشت سال رئیس‌جمهوری بوده و در تلویزیون رسمی از او با عنوان «سردار سازندگی» و با فعل جمع یاد می‌شده نشناسد و حتی تصویر او در زمرۀ روحانیون مبارز پیش از انقلاب هم نیاید؟

مثلا دقت کرده‌اند و در پرانتز و بعد از کلمۀ منافقین آورده‌اند «گروه مجاهدین خلق» چون نامشان و نه مرامشان این است ولی دربارۀ اسامی دیگر خسّت به خرج داده‌اند.

همین نوع مواجهه با تاریخ سبب می‌شود پخش فیلم‌های تاریخی از برخی تلویزیون‌های خارجی جذاب جلوه کند. تلویزیون ایران دغدغه حذف تصویر دکتر یزدی و قطب‌زاده از دو سوی امام را دارد و کتاب تاریخ مدرسه دوست دارد بچه‌ها فکر کنند اولین رئیس‌جمهور ایران اسم نداشته و لابد بعدتر دوست دارند بچه‌ها فکر کنند پنجمین رئیس‌جمهور ایران هم عکس نداشته و در این فضا و در میانۀ تبدیل آرشیو آنالوگ به دیجیتالی فیلم‌های تاریخی ناگهان سر از کانال‌های ماهواره‌ای درمی‌آورد و اتفاق جالب این می‌شود که تلویزیون هم ‌به خود می‌آید و فیلم‌های آرشیوی را پخش می‌کند.

شاید وقت آن رسیده باشد که کتاب‌های درسی را هم از آنالوگ به دیجیتال تبدیل کنند تا در خلال آن تاریخ معاصر برای همه نام ذکر کند!

با این اوصاف حق با خشایار الوند است که دربارۀ آن مقطع زمانی که قهوۀ تلخ روایت می‌کند کتاب‌های تاریخ درسی با فاصلۀ ۱۰ سال را پیش چشم شما می‌گذارد و اگر سال ۵۶ را به نظام آموزش‌وپرورش شاهنشاهی نسبت دهیم تغییرات مکرر سال‌های ۶۶ و ۷۶ و ۸۶ را نمی‌دانیم چگونه توضیح دهیم؟

هر چند که نام نبردن از برخی چهره‌های تاریخی قابل تحمل‌تر از آن است که مخالف مشروطه را در زمرۀ رهبران مشروطه معرفی کنیم.

تاریخ ایرانی

منتشرشده در یادداشت

گروه تشکل ها/

سازمان معلمان ایران از تشکل های فرهنگیان نسبت به اعتراض صنفی معلمان واکنش نشان داده است .

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است .

بودجه 98 و تورم و ناکارآمدی مسئولان

"به گزارش گروه خبر خبرگزاری برنا ، "محمدباقر نوبخت" رئیس سازمان برنامه ریزی و بودجه در حاشیه چهارهمین همایش گردهمایی مدیران و رؤسای راهور ناجا ، افزود: در اسفند ، حقوق و یارانه های مردم زودتر پرداخت می شود.
نوبخت گفت: هر ساله نرخ تورم کاهش و شاهد رشد اقتصادی بودیم اما سال گذشته یک اتفاق نامبارک افتاد و آن تحریم اقتصادی و آغاز جنگ غیر انسانی اقتصادی از سوی آمریکا بود و از اردیبهشت امسال آمریکا از برجام خارج شد و تحریم های غیر عرف بین المللی نسبت به ایران آغاز شد. رئیس سازمان برنامه ریزی و بودجه گفت : برای تأمین میوه مورد نیاز مردم در نوروز 98 تأمین دو قلم میوه سیب و پرتقال انجام شده است و برای تسریع در پرداخت حقوق همکاران اداری تلاش می کنیم. وی ادامه داد: این دوره سخت را پشت سرمی گذاریم و نسبت به تأمین نیاز مردم و توسعه کشور گام بر می داریم . " (1)

نکاتی که در این خبر قابل تأمل است :

1- خبر پرداخت زودهنگام حقوق و یارانۀ اسفند ماه مردم و یا عدم نگرانی از تهیۀ سیب و پرتقال شب عید ، چرا در حاشیه چهارهمین همایش گردهمایی مدیران و رؤسای راهور ناجا، مطرح می شود؟! شاید برای حفظ آسودگی و اطمینان خاطر رؤسای راهور ، برای حضور بی امان در جاده ها جهت تضمین امنیت سفرهای نوروزی ! آیا خبر با جایگاه خبری نباید تناسب محتوایی ، داشته باشد ؟

بودجه 98 و تورم و ناکارآمدی مسئولان

2 - بسیار متأسف و شرمسارم که تنها درد و مصیبت و بدبختی دَم عید مردم را فقط نگرانی از احتمال تأمین و یا عدم تأمین میوۀ مورد نیاز شب عید ، آن هم فقط سیب و پرتقال می دانید ! هر چند اگر متوجه بودید که چاره ای برای کنترل بازار می کردید ، فروشندگان کالاهای داخلی و خارجی ، کورس انفجاری تقاضا برای اجناسی را پدید آورده اند که بهای آنها تا سه برابر افزایش یافته است و مردم ، همان مردم نگران از اوضاع اقتصادی - سیاسی کشور ، با وجود سرسام آور بودن قیمت ها ، باز تقاضا برای تمامی کالاها ، خصوصا خودرو ، در حد جنون دارند . شاید تنها ملتی که با وجود افزایش قیمت کالا ، باز تقاضای صعودی برای تمامی کالاها را دارند ، ما هستیم ! البته عمده دلیل آن عدم وجود آگاهی لازم از چگونگی طرز برخورد با چنین بحران هاست ، هر چند مردم مقصر اصلی معرفی می شوند ، اما همه نوع بحران را تجربه کرده ایم و این یکی ، حال و هوای وحشتناک و مهار نشدنی دارد. مردم ، نگران وخیم تر شدن اوضاع اقتصادی کشور هستند. آنان از نحوۀ رابطه ها و معادله ها و ترازپرداخت ها و.... بی اطلاعند و برای شان مهم هم نیست ، آنان نگران بی نصیبی خود هستند ، چون در قبال تلاش و فعالیت خود ،حق بهره مندی دارند. آنان می ترسند آزادی و اختیار ابتیاع هر نوع کالایی را از دست بدهند.

بدبختی این مردم فقط دسترسی به سیب و پرتقال منجمد شده ای که در لطافت هوای بهاری ، آب میوه ای تلخ و آماده خواهد بود و به دو
روز نرسیده خواهد گندید ، نیست. عدم مدیریت بحران توسط شما ، وزیر اقتصاد و دارایی و و رئیس بانک مرکزی عمده مصیبت ماست. بلاتکلیفی ملت در بازاری است که خِرد بخر و نخر ، چرا بخر و نخر در آن حاکمیت ندارد و شما و همکاران اقتصادی تان به جای مدیریت این بحران معتقدید که : " هر ساله نرخ تورم کاهش یافته و شاهد رشد اقتصادی بودیم اما سال گذشته یک اتفاق نامبارک افتاد و آن تحریم اقتصادی و آغاز جنگ غیر انسانی اقتصادی از سوی آمریکا بود و از اردیبهشت امسال آمریکا از برجام خارج شد و تحریم های غیر عرف بین المللی نسبت به ایران آغاز شد."

3 - ما چهل سال است که انواع گوناگون تورم را تجربه کرده ایم و شما به جای شناسایی و حل و فصل علل و دلایل واقعی این بحران ها ، معتقدید که هر ساله تورم کنترل شده و رشد اقتصادی داشته ایم ! اما ما ملت چرا نتایج آن را تجربه نمی کردیم و یا نمی کنیم؟ مثلا ما معلمان چرا همیشه هشت مان در گِرو نه مان بوده است ؟ یعنی تنها دغدغه و مقولۀ مهم اندیشۀ ملت ، تهیۀ سیب و پرتقال شب عید است و مشکلات آنان چون فقر و تنگدستی و گرسنگی و بی مأوایی و بی هویتی و بی فرهنگی و.... به بهانۀ شب عید به شادی و خنده و تبسم موقتی و گذرا، تبدیل می شود و نهایت ، یک سال دیگر تمام می گردد؟ یک سالی که تبدیل به چهل سال گشته است اما درمانی برای تورم در کشور نیافته است ! کدام کشور دیگری در جهان همانند ایران از ثبات اقتصادی محروم هست و با عرضه و تقاضا در تناقض شدید با قیمت ، دست پنجه نرم می کند؟ در کدام کشور جهان چهل سال تورم رکودی ، تورم خزنده و یا تورم تقاضایی در حد انفجار برای مردم ، تداوم داشته است ؟ مگر تورم ، مرحله ای گذرا از یک بحران اقتصادی نیست ؟ پس چرا در کشور ما این بحران ، هر سال شدیدتر از قبل می گردد و هرگز به پایان نمی رسد؟ شما فقط به ماجرای سال گذشته اشاره نموده اید و یا دلایل بحران در امسال ، در حالی که این بحران سرسام آور ، هر سال با ما زیرِ خط فقری ها ، همراه بوده است. واقعا شما مسئولان فقط دل نگران میوۀ شب عید مردم هستید که مبادا لنگ بمانند و یا برای این معضل ، دست به اعتراض زنند؟ !

4 - راهبرد های مدیریتی حضرتعالی و دیگر مردان اقتصادی کشور برای کنترل بحران اقتصادی سال 97 ، چه ترفندهایی بوده است ؟
در کشور ترکیه برای مدیریت بحران اقتصادی ناشی از افزایش جهانی دلار و سکه که هم زمان با ما درگیر بودند ، تمهیداتی اندیشیده شد و تا جایی که به خاطر دارم : واحدهای تولیدی را تشویق به تخفیف در قیمت کالاها جهت افزایش قدرت خرید مردم ، کردند . اخیرا ، در دو شهر بزرگ استانبول و آنکارا ، مراکز فروش بلاواسطۀ دلال ها ، کالا های پرمصرف روزانه چون میوه و سبزی را به وجود آوردند تا سایر واحدها و مراکز فروش ، از ترس از دست دادن مشتری ، مجبور به کاهش قیمت این کالاها گردند. یا وقتی مردم ما به دلیل عدم مدیریت بحران در شرایط نامتعادل اقتصادی یعنی افزایش قیمت دلار ، در صف های بی انتها مشغول خرید دلار 14 هزار تومانی و شاید بیشتر ، بودند ، دولت ترکیه از مردم خواست تا ارزهای گوناگون را که سرمایۀ آنها شمرده می شود به بانک ها تحویل دهند و در مقابل ، پول ملی خود را دریافت کنند تا از ارزش پول ملی خود حمایت کنند و از افزایش بحران اقتصادی ، جلوگیری نمایند و یا مردم برای حمایت و جلوگیری از کاهش ارزش پول ملی ، دلارهای خود را که سرمایه شان بود ، آتش زدند!
الان در کشور ما به طور جنون آمیزی قیمت خودرو سیر صعودی غیرمنطقی از لحاظ معیارهای اقتصادی دارد و متأسفانه مردم برای خرید آن سر و دست می شکنند ، اما باز مردم نگران و بلاتکلیف اند. مردم ناآگاهند . آنان تصور می کنند که بعد عید قیمت ها از این نیز بیشتر افزایش خواهد یافت ، آنان درگیر جنگ روانی افزایش قیمت ها هستند و برای همین ، منطقی برای تقاضای خود ندارند . اما کدام مسئول توانست تضمینی به مردم دهد که نگران فردا نباشید ؟ شما مسئولان همیشه این ملت را در شرایط نامساعد اقتصادی تنهای تنها ، بدون دانش اقتصادی رها می سازید اما طبق معمول ، انتخابات نزدیک است و باز مردم مهم خواهند شد.
کاش به جای استفاده صِرف از شعور سیاسی مردم ، به دانش اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و رسانه ای آنان نیز می افزودید تا در بحران ها ، حداقل خانوادۀ خود را مدیریت می کردند تا به تبع آن کل جامعه به مسیر درستی هدایت می شد. به ما رفتارهای مناسب اقتصادی را در شرایط گوناگون آموزش دهید تا مردم و دولت و کشور ، به طور واقعی بیمه شود. با ما شفاف سخن بگویید. مردم قدرت درک مسایل اقتصادی را دارند اما اعتماد به شما را خیر.

5 - شما شاید حقوق اسفند ماه را زود بپردازید و رضایت ظاهر بینان را جلب نمائید ، اما حقوق فروردین همیشه دیر پرداخت می شود و فاصلۀ بی پولی برای اقشاری که پس انداز و قدرت خرید ندارند ،بسیار زیاد می گردد. هیچ نگران نیستید که این کارمند بینوا در این گرانی وانفسا ، عرض یک هفته با نیازها و هوس های دَم عیدی ، حقوق خود را هزینه خواهد کرد، پس 37 روز خود را تا دریافت حقوق فروردین ماه چگونه سپری خواهد ساخت ؟! چرا ما از دوراندیشی غافلیم و درایت تفکر برای فرداها را نداریم ؟ اکنون زدگی تا کی ؟ 20 اسفند حقوق کارمندان پرداخت می گردد و طغیان قیمت ها ، آن را در عرض مدت زمان اندکی ، می بلعد و باز کارمند می ماند و مجموعۀ ناتوانی هایش. ما قدرت پس انداز اصلا نداریم و دریافتی ما بلافاصله هزینه می شود. آنان اجارۀ منزل را بپردازند ، اقساط به تعویق افتادۀ وام های متعدد را پاس کنند، خرید کنند و یا...

بودجه 98 و تورم و ناکارآمدی مسئولان

6- ما کی این دوران سخت را پشت سر خواهیم گذاشت و یا بهتر است بگویم ما کی دانش پشت سر گذاشتن ، سختی ها را فرا خواهیم گرفت ؟ شما کی برای تأمین نیاز مردم و توسعۀ کشور ، گام برخواهید داشت؟ فراموش نکنیم که کشورها را فقط بحران های طبیعی چون سیل و زلزله و سونامی به فلاکت نمی نشاند ، بحران های اقتصادی چون ارتباط مستقیم با نیازهای مردم دارد ، تخریب های جبران ناپذیری در استقلال و پایداری کشورها بوجود می آورد. در حد نابودی یک کشور .
ظاهرا تنها دغدغۀ این ملت و دولت در هر سال ، تقسیم بودجه در مجلس است . هزینه کرد بودجۀ یک سال در یک یا دو فصل و باز درگیری دولت و ملت با بحران کسری بودجه و باز دغدغۀ سیب و پرتقال شب عید ! خوش به سعادت ما ایرانی ها که تنها سنت نوروزمان خوردن سیب و پرتقال منجمد شده است و نیازی به خوردن نارنگی و موز و خیار و.... نداریم یا بی خیال آجیل باشیم و یا بی خیال لباس نوی کودکانی که تنها سالی یک بار می توانند یک انتخاب برای خرید پوشاک داشته باشند یا کیف و یا شلوار و یا کفش و یا بلوز و یا مانتو و....

بودجه 98 و تورم و ناکارآمدی مسئولان

7 - ما نگران فقر مطلق هستیم ، فقر نسبی امروز خیلی کم رنگ گردیده است و مردم با تلاش بی امان خود در تولید کالاها و خدمات ، نازل ترین بهره را می برند. قاعدۀ هرم روز به روز عریض تر و رأس آن طویل تر می گردد . کالاهای اساسی با افزایش قیمت ها ، دست نیافتنی شده اند و اقشار گوناگونی که زیر خط فقرند ، ناتوان تر و فقیرتر از دیروز در حال از دست دادن زندگی خود هستند. از پرداخت یارانه مسرور نباشید که عامل خیلی از فلاکت ها همان نقدی کردن سوبسید و یا یارانه ای است که بر کالاهای اساسی قبلا غیرنقدی پرداخته می شد. مردم کم درآمد ، به جای تلاش و کوشش و سهیم شدن در افزایش تولیدات کشور ، با عجز و ناتوانی در انتظار آخر هر ماه می نشینند تا توان تأمین نیازهای خود را با اندک وجهی به دست آورند. اما شما نمی خواهید اعتراف کنید که بدترین مسیر برای این هدف ، همین وابستگی به تنبلی و اندک درآمد است. تا زمانی که شما مسئولان از تولید دانش دانشگاه های سراسر کشور بی نصیب می مانید و از بهره مندی آن خود را بی نیاز می شمارید ، درد همین است و درمان آن سیب و پرتقال شب عید است !

جناب آقای نوبخت
ما انتظار حصول راهبردهای زیربنایی بر اساس محور تولید و تلاش و کوشش داریم نه تبعیت از ساختار بیمار اقتصادی که هر لحظه احتمال ریزش و متلاشی شدن آن ، دور از باور نیست. به من ایرانی ماهیگیری یاد دهید تا نیاز یک عمر خود و ملتم را تأمین کنم نه سیب و پرتقال شب عید را .


1) کد خبر: 818836 - تاریخ خبر:1397/12/11 .حقوق اسفند زودتر پرداخت می‌شود/ سیب و پرتقال شب عید تأمین شد!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

ادعای یک تشکل فرهنگی در مورد تخلفات در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش و واکنش مدیر کل آموزش و پرورش تهران

پس ار برگزاری انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش ، سازمان معلمان ایران از تشکل های فرهنگیان گفته است که در برخی از مناطق تهران در مورد انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش تحلفاتی روی داده است .

سایت سازمان معلمان ایران می نویسد :

" محمدتقی سبزواری عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران و مسئول انتخابات این سازمان ضمن تقدیر و تشکر از برگزارکنندگان انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش گفت : سال گذشته حفره های امنیتی در سایتی که برای اخذ ازاء در نظر گرفته شده بود، وجود داشت ولی امسال این ایراد برطرف شده و از این بابت تخلفی گزارش نشده است ولی گزارشاتی از تخلف افراد ذی نفوذ وجود دارد که انتظار بررسی و برخورد می رود.

وی در ادامه اظهار داشت : تخلف بعضی از مناطق آموزش و پرورش شهر تهران محرز و در بعضی از مناطق اداری کشور گزارشاتی مبنی بر اعمال نفوذ مدیران وجود دارد که تعدادی از این پرونده ها در ادارات کل و وزارتخانه در دست بررسی است.

عضو سازمان معلمان ایران در گفت و گو با  سخن معلم به بیان بعضی تخلفات پرداخت.  بنا گزارشات واصله، در منطقه ۱۷ نفر سوم لیست منتخبین با حضور در اتاق رئیس اداره، اقدام به جمع آوری رأی بدون هماهنگی و کسب رضایت اولیه از رأی دهندگان می کند. تعدادی از پرسنل این اداره، نسبت به این موضوع معترض شده و پس از ورود بازرسی به قضیه، پرونده ای تشکیل و به اداره‌کل و وزارتخانه ارسال می شود.

همچنین در منطقه ۱۸، یک هفته قبل از برگزاری انتخابات، رئیس اداره با دعوت از یکی از مدیران کل وزارتخانه، جلسه ای با حضور پرسنل اداره تشکیل داده و به تبلیغ لیست مورد نظر می پردازد. این تخلف آشکار رئیس منطقه ۱۸ نیز گزارش شده و در بازرسی وزارتخانه تحت بازرسی است.

در حین انتخابات نیز گزارشی مبنی بر تخلف یک مدیر مدرسه در منطقه ۸ تهران واصل شد که بلافاصله به مسئول ستاد راهبردی انتخابات گزارش شد. از مدیرکل آموزش و پرورش تهران انتظار می رود که نسبت به این پرونده ها عکس العمل لازم را بخرج دهد.

در ناحیه ۳ اهواز، معاون ابتدائی با استفاده از امکان اطلاع رسانی در سطح ناحیه به تبلیغ یک لیست می پردازد که دو نفر از لیست مذکور جزو منتخبین استان خوزستان می باشند. گزارش این تخلف نیز به حراست و بازرسی ارسال شده است.

محمدتقی سبزواری در پایان با اظهار تأسف از تخلفات صورت گرفته گفت: وزیر دولت دوازدهم از نظر بودجه نتوانسته نیازهای حداقلی آموزش و پرورش را برخلاف وعده ای که به هنگام کسب رأی اعتماد داده بود، عمل کند. از وزیر محترم انتظار می رود که شخصاً به پرونده این تخلفات ورود کرده و کام حضور شیرین کاندیداهای با انگیزه را با بی تفاوتی نسبت به این موضوع تلخ نکنند .

ادعای یک تشکل فرهنگی در مورد تخلفات در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش و واکنش مدیر کل آموزش و پرورش تهران

امروز عبدالرضا فولادوند در خبری که در پرتال اداره کل آموزش و پرورش تهران منتشر شده است به این اخبار واکنش نشان داده است :

مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران گفته است : پس از انتشار مطالبی پیرامون برخی تخلفات احتمالی در برگزاری انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش تهران، بررسی همه جانبه ای را آغاز نموده ایم و در صورتی که نتایج بررسی ها منجر به شناسایی تخلف محرزی باشد؛ برخورد قاطع صورت خواهد  گرفت.

فولادوند در پایان اعلام نمود از کلیه حقوق فرهنگیان فرهیخته در این زمینه با تمام توان دفاع خواهیم کرد

از زمانی که موضوع انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش مطرح گردید ؛ « صدای معلم » در گزارشی با عنوان :

" فرصت سوزی بس است ! "

تشکل های فرهنگیان به ویژه مجمع فرهنگیان ایران اسلامی و سازمان معلمان ایران قبل از ارائه لیست برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش در مورد لیست های پیشین شفاف سازی کنند !

نوشت :

" در این میان دو تشکل مجمع فرهنگیان ایران اسلامی و سازمان معلمان ایران اقدام  به ارائه لیست انتخاباتی کرده اند .

مجمع فرهنگیان ایران اسلامی در انتخابات شورایاری های تهران و در اسفند 1393 با ارائه لیستی مشتمل به 1817 نفر حمایت خود را از آنان اعلام کرد . ( این جا )

در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش برای تعیین 3 نفر این تشکل به همراه سازمان معلمان ایران به ارائه فهرست انتخاباتی برای تعیین 3 نفر پرداخته اند .

پس از گذشت حدود 4 سال مجمع فرهنگیان ایران اسلامی هیچ گونه گزارش کاری در مورد عملکرد لیست مورد تایید و حمایت خود به افکار عمومی ارائه نکرده است .

این که فرضا گفته شود به جای بقال ، بنگاهی و سایر اقشار معلمان باشند بهتر است ؛ به نظر می رسد سخنی علمی ، دقیق و کارشناسی نباشد چار که افراد کاربلد ، کارشناس و دلسوز در همه گروه ها و اقشار وجود دارند .

تشکل های 9 گانه فرهنگیان شامل سازمان معلمان ایران ، فعالان صنفی معلمان ، مجمع فرهنگیان ایران اسلامی ،انجمن اسلامی معلمان ایران ، شاخه فرهنگیان حزب ندای ایرانیان ، شاخه فرهنگیان حزب اعتدال و توسعه ، شاخه فرهنگیان حزب اتحاد ملت ، منتخبان فرهنگیان بازنشسته و شاخه فرهنگیان حزب کارگزاران ایران اسلامی در نشستی ضمن امضای میثاق نامه با برخی از کاندیداهای نمایندگی مجلس دهم که بعدا به مجلس راه یافتند حمایت قاطع خویش را از آنان اعلام کردند . ( این جا ) و  ( این جا )

مفاد میثاق نامه معلمی به شرح زیر است :

1- تعمیق و توسعه مشارکت معلمان به جهت تامین منزلت آن ها از طریق حمایت از تشکل های معلمی و تشکیل نظام صنفی به منظور نقش آفرینی عینی در اداره امور مدارس ، مناطق ، ادارات کل و حوزه ستادی آموزش و پرورش

2- تلاش برای اصلاح قانون مدیریت خدمات کشوری و افزودن فصل جداگانه ای به منظور همسان سازی نظام حقوق و دستمزد معلمان از جمله با هیات علمی ، دانشگاه ها و ارتقاء معیشت و منزلت اجتماعی – حرفه ای معلمی

3- تلاش به منظور اصلاح نظام پرداخت حقوق و مزایای بازنشستگان آموزش و پرورش به گونه ای که هر گونه افزایش حقوق و مزایای شاغلین در مورد بازنشستگان هم سطح نیز اعمال گردد .

با این که به پایان کار مجلس دهم نزدیک می شویم اما آن تشکل های 9 گانه نیز هیچ گزارش کاری در مورد عملکرد و کارنامه نمایندگان مجلس برای تنویر افکار عمومی منتشر نکرده اند .

این در حالی است که « صدای معلم » پس از گذشت 6 ماه  در گزارشی با عنوان :

" 6 ماه از امضای " میثاق نامه معلمی " گذشت ... 9 پرسش از تشکل های معلمان ! فرصت سوزی تا کی ؟! " ( این جا )

ضمن یادآوری موضوع و میثاق نامه موارد زیر را جهت پاسخ گویی این تشکل ها مطرح کرد که متاسفانه به آن پاسخی داده نشد .

این پرسش ها عبارت بودند از :

از زماني که به عنوان بخشي از حاکميت در ائتلاف اسفند 94 ، موفق به کسب چند کرسي نمايندگي در مجلس شديد ؛ به عنوان حلقه واسط بين مردم و مسئولين چه برنامه يا چه برنامه هايي به نمايندگان منتخب خود ارائه نموده ايد ؟

1) چند نشست کارشناسي با کدام مسئولين داشته ايد؟

2) بر سر چه موضوعاتي با چه مسئولي چانه زني کرده ايد ؟

3) چالش هاي چانه زني شما با مسئولين ، چه بوده است؟

4) تنگناهاي مسئولين چه بوده است ؟

5) راهکارها و پيشنهادات مسئولين چه بوده است؟

6) راهکارها و پيشنهادات شما  چه بوده است ؟

و...

« صدای معلم » در جهت تنویر افکار عمومی و عمل به مفاد " منشور حقوق شهروندی » از همه این تشکل ها به ویژه مجمع فرهنگیان ایران اسلامی و سازمان معلمان ایران که برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش اقدام به ارائه  فهرست انتخاباتی کرده اند می خواهد در این موارد پاسخ گو بوده و در مورد عملکرد خویش شفاف سازی کنند .

پایان گزارش /

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

نتایج انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش و سرمایه اجتماعی  با اعلام نتایج انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش و قرار گرفتن در جمع منتخبین استان خراسان رضوی در گیر احساسی دوگانه و تناقض آلود شده ام!

از یک سو در روزگار بی اعتمادی فزاینده فردی و نهادی در کشور از اعتماد ارزشمند همکاران گرامی نسبت به خودم خرسند و مفتخرم و از سوی دیگر دل نگران بی تفاوتی گسترش یافته در جامعه هستم.

اینکه چگونه می توانیم با کسب کمتر از ده درصد آرای فرهنگیان کشور خود را در جایگاه نمایندگی آنها احساس نماییم؟!

مدت هاست که مشفقان و مصلحان جامعه هشدار می دهند که بی اعتنایی به رای و نظر مردم که از پس هر انتخابات متجلی می شود می تواند موجب گسترش احساس بی قدرتی سیاسی از انجام تغییرات معنادار در کشور شود.

متاسفانه بی توجهی به این خواست موجب افزایش بی تفاوتی و نوعی قهر انتخاباتی شده است. مشارکت سیاسی - صنفی نسبت وثیقی با میزان سرمایه اجتماعی دارد و می تواند موجبات رونق یا رکود سایر سرمایه های مالی و انسانی را فراهم آورد

درست است که تمهیدات الکترونیکی صورت گرفته در سایت سینا از جلب مشارکت موثر فرهنگیان ناتوان بود ولی نباید با فرافکنی دچار خودفریبی شویم.

واقعیت این است که مقبولیت و کارآمدی انتخابات بعد از رویدادهای دی ماه ۹۶ با چالش های عمده ای مواجه شده است. مشکلات اقتصادی جاری و احساس تعلیق سیاسی به دنبال بن بست های ساختاری رایج هم در افزایش ناامیدی ها موثر بوده اند.

امیدوارم مشارکت بسیار پایین فرهنگیان در انتخابات شورای عالی نه تنها همه ما را به تامل وادارد بلکه در تلنگر زدن هشدار آمیز به تصمیم گیران واقعی کشور موثر باشد.

نتایج انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش و سرمایه اجتماعی

مشارکت سیاسی - صنفی نسبت وثیقی با میزان سرمایه اجتماعی دارد و می تواند موجبات رونق یا رکود سایر سرمایه های مالی و انسانی را فراهم آورد.

بنابراین می توان نتیجه گرفت که در فقدان مشارکت داوطلبانه، نه می توان به نفت برای توسعه ایران امید بست و نه به نفوذ منطقه ای دلخوش بود.

مشارکت پایین فرهنگیان در این انتخابات از این منظر هم می تواند هشدار آمیز باشد که با کنار رفتن نخبگان و فرهیختگان از فرایندهای تصمیم سازی شاهد ظهور نوعی کم مایه گی در عرصه عمومی خواهیم بود. پهنه ای که می تواند به عرصه ترکتازی لمپن ها و پوپولیست ها تبدیل شود.

روشنفکرانی که بیش از پیش حاشیه نشین می شوند و عرصه را به سلبریتی ها واگذار می کنند. پرواضح است که با تداوم چنین روندی تنها باید عقب افتادگی هرچه بیشتر کشور از کورس رقابت در مسیر توسعه یافتگی را انتظار کشید.

در میانه تذکارها و هشدارها تنها امیدوار به این می مانیم که شاید این فریادها گوشی برای شنیده شدن بیابند و راهی برای برون رفت بجویند!

نتایج انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش و سرمایه اجتماعی

کانال مهران صولتی

منتشرشده در یادداشت

مافیای کنکور و آموزش و ضرب شست وزیر آموزش و پرورش به غول‌های نشر کتاب‌های کمک درسی    شاید بشود اسمشان را «کتاب‌های یک بار مصرف» گذاشت. سالانه میلیونها جلد از این نوع کتاب‌ها در کشور چاپ و روانه بازار می‌شود و به همان نسبت هم هر سال گونی گونی بیرون ریخته و در کیسه های زباله جلوی در گذاشته می‌شود یا به عنوان کاغذ باطله به جمع کننده‌های ضایعات و دوره‌گردها داده می‌شود. این نوع کتاب‌ها از سنخ کتاب های گلستان سعدی یا دیوان شهریار نیست، کتاب منبع دانشگاهی هم نیست، رمان خالد حسینی یا آخرین اثر اورهان پاموک هم نیست که در قفسه کتابخانه قرار دهیم تا نسل های جدید و قدیم بخوانند یا بین اعضای فامیل و دوستان دست به دست شوند و همه از آن استفاده کنند. فلسفه وجودی این کتاب‌ها، کتاب های درسی آموزش و پرورش و پدیده‌ای به نام آزمون سراسری کنکور و سایر آزمون‌هاست، به عبارتی بدون این آزمون‌ها این نوع کتاب‌ها از رونق اولیه می‌افتند. با نام‌های کتاب‌های آموزشی یا کمک آموزشی، کتاب‌های کمک درسی، کتاب‌های مکمل، کتاب‌های کنکور، تقویتی، راهنما، تکمیلی یا حل‌المسایل و ... شناخته می شوند. با چشم پوشی از اثرات مخرب زیست محیطی آنها تنها یک یا چند بار خوانده و کنار گذاشته و یا دور انداخته می شوند و دیگر به درد کسی نمی خورد.

می‌توان ادعا کرد که هیچ خانواده ایرانی را نمی توان یافت که از این نوع کتاب‌ها مخصوصا با تغییراتی که هر سال روی کتاب‌های درسی اعمال می‌شود در خانه نداشته باشند. همه از پیر و جوان استفاده از این نوع کتاب ها را در دوران تحصیل تجربه کرده و به خوبی به یاد می آورند. هر دانش آموزی بار اضافی این نوع کتاب‌ها با وزن‌های کیلویی را بر دوش خود احساس می‌کند و هر روز تعدادی از آنها را به مدرسه می برد و به خانه برمی‌گرداند. تاریخ کتاب راهنماسازی با تاریخ آموزش و پرورش مخصوصا بعد از انقلاب کم و بیش برابری می کند. از آن زمان که کتاب هاب درسی منتشر شدند کتاب های کمک درسی هم پا به عرصه وجود گذاشتند. اما در سال‌های اخیر انتشار این نوع کتاب ها رشدی تصاعدی و دیوانه وار داشته است.

مافیای کنکور و آموزش و ضرب شست وزیر آموزش و پرورش به غول‌های نشر کتاب‌های کمک درسی

با شمارگان بسیار بالا در رنگ‌ها و اندازه های متنوع و با تصاویر و اشکال رو و پشت جلدهای عاریتی از اینترنت و عنوان ها و جملات قصار جورواجور و عجیب و غریب و ادعاهای آن چنانی با قیمت های گزاف و سرسام آور که حالا دیگر هر کسی وسعش نمی‌رسد که آنها را ابتیاع کند چاپ و بیرون می آیند. کتاب هایی که رویشان کنترل و فیلتری نیست اگر چه همه مجوز وزارت ارشاد را بر روی خود حمل می‌کنند.

تقریبا در بیشتر کتابفروشی‌ها می‌توان آنها را یافت، اصلا بدون وجود آنها کتابفروشی رونقی ندارد و بی وجود آنها نفس کشیدن برایشان دشوار است، مخصوصا کتاب‌فروشی‌های شهرهای کوچک در قبضه این نوع کتاب ها هستند. این کتاب‌ها در اندک زمانی نوشته و ساخته می شوند. به محض اینکه یک کتاب درسی منتشر می‌شود ناشران بلافاصله دست به کار می‌شوند و رقابتی شدید بین این نوع ناشران در می گیرد و در کوتاه ترین زمان ده‌ها کتاب کمک درسی و راهنما برای آن ساخته و به بازار عرضه می شود.  حتی در مواردی ناشران قبل از ورود، توزیع و تکثیر کتاب‌های درسی و قبل از اینکه کتاب‌های درسی توسط وزارتخانه بیرون بیاید و به دست دانش آموز برسد کمک درسی و مکمل آن را به بازار عرضه می‌کنند (ایسنا، 4 شهریور 97).

مافیای کنکور و آموزش و ضرب شست وزیر آموزش و پرورش به غول‌های نشر کتاب‌های کمک درسی

بعد نوبت به دانش‌آموزان و پشت کنکوری‌ها می‌رسد: در کتابفروشی ها ازدحام می کنند و با کیسه‌های پلاستیکی و نایلکس های طرح دار و با شمایل مبارک انتشاراتی‌ها خارج می‌شوند. سازندگان این نوع کتاب ها آدم‌ها، دفاتر، عوامل، شبکه، مبلغان و کانکشن‌های خود را در داخل آموزش و پرورش و سایر موسسات آموزشی دولتی و خصوصی در سطح کشور دارند. آنها موفق شده‌اند با ارسال و اهدای کتاب های رایگان و نمونه و به دست آوردن بانک اطلاعاتی و آدرس و شماره پرسنلی، معلمان و مدیران را هم وارد این بازی و نمایش کمدی یا تراژیک کنند و آنها را نیز مانند دانش آموزان به این نوع کتاب‌ها معتاد کنند و به خدمت خود بگیرند به طوری که گروهی از معلمان هم بازیچه دست آنها شده و به تبلیغاتچی‌های بی‌مزد و منت کتاب های آنها در کلاس‌های درس تبدیل شده‌اند.

سعی وافر می‌کنم که از به کار بردن عنوان «مافیا» برایشان اجتناب کنم. روزی نیست که آگهی‌ها و تبلیغات این نوع کتاب‌ها و ناشران و موسسات آنها را از تلویزیون و رادیو نشنوید. تبلیغات بی‌وقفه آنها کاری کرده که بعضی دانش آموزان این کتاب ها را در حد کتاب‌های مقدس بدانند. تجارت پرسودی است؛ پای میلیاردها پول در میان است و خیلی ها از آن سود می‌برند و نوعی اشتغال‌زایی هم محسوب می شود به طوری که از یکی از موسسان و ناشران این نوع کتاب ها به عنوان کارآفرین برتر سال ۹۷ در جشنواره تجلیل و تکریم کارآفرینان و مدیران اشتغال‌زای کشور با حضور عده ای از مقامات عالی رتبه کشور تقدیر شد.

مافیای کنکور و آموزش و ضرب شست وزیر آموزش و پرورش به غول‌های نشر کتاب‌های کمک درسی

اما با توجه گستردگی و تنوع بالای این نوع کتاب‌ها در فرم و محتوا سوال اساسی این است که این کتاب ها بالاخره تاثیرات مخرب بر یادگیری دانش آموزران دارند و تنها مهارت های تست زنی دانش آموز را تقویت می کنند یا سازنده و تسهیل کننده یادگیری هستند و یا اصلا تاثیری آن چنانی بر عملکرد دانش آموزان و پیشرفت و ترویج علم در جامعه ندارند. آیا این کتاب ها خلا بین معلم و کتاب درسی را پر می کنند یا خود معلم باید خود این خلا را پر کند؟ این نوع کتاب‌ها را از نوع کتاب های غیرعلمی و شبه علمی قلمداد باید کرد یا علمی؟ آیا باعث تعمیق یادگیری و تمرین بشتر می شوند یا به گفته وزیر آموزش و پرورش تمام زحمات معلمان را بر باد می‌دهد؟ آیا این کتاب ها با اصول علمی و توسط متخصصان مربوطه نوشته می شود یا تنها برای اهداف مالی و کسب درآمد ساخته و تولید می‌شوند؟ آیا این کتاب ها مزاحمت معلم و تدریس او در کلاس درس است؟ آیا تحقیقات، تحلیل‌ها و بررسی‌های بی طرفانه‌ و بدون سوگیری خاصی برای میزان تاثیرگذاری و نقش آنها در نطام آموزش و پروش انجام گرفته است؟ آیا شیرازه امور از دست آموزش و پرورش خارج شده و ناشران و موسسات خصوصی کنترل آموزش و پرورش را به دست گرفته، سیطره خود را هر روز گسترش داده و آن چه می‌خواهند به آموزش و پرورش دیکته می کنند؟

اگر قرار بر نوشتن کتاب های راهنما و کمک درسی باشد آیا خود مولفان کتاب هاب درسی شایسته تر و متخصص تر از هر کس دیگری برای نوشتن این نوع کتاب‌ها و مکمل‌ها نیستند؟

به نظر می رسد داستان پیچیده تر از این حرف‌‌ها باشد و قضاوت در این باره هنوز زود است. هر چه که باشد وزیر آمورش و پرورش مخالفت خود را با استفاده از این نوع کتاب ها در مدارس اعلام و آنها را ممنوع کرده است. اقدامی که حتی با تحقیق و مطالعه و بررسی یا بدون آن شاید ضروری به نظر می رسید چرا که انتشار افسارگسیحته این نوع کتاب‌ها مخصوصا در سال ها اخیر آموزش و پرروش و والدین را با مشکلات زیادی مواجه کرده است و هنوز آموزش و پرورش به طور شفاف و قاطع تکلیف خود را با این کتاب ها و سازندگان آنها مشخص نکرده است.

بطحایی با وجودی که به خوبی می‌داند درافتادن با ناشران کتاب‌های کمک درسی و صدا و سیما و موسسات خصوصی کاری جسارت آمیز و مخاطره آمیز است اما عزم خود را جزم کرده تا با غول های انتشاراتی تولیدکننده کتاب های کمک درسی و موسسات کنکوری که بیشترشان به منابع قدرت متصل هستند دست و پنجه نرم کند و آنها را از میدان به در یا فعالیت آنها را محدود کند. المانیتور نشریه آنلاین که رویدادهای خاورمیانه را پوشش می دهد معتقد است که تا اینحا بطحایی بازی را برده است.

به هرحال اگر اقدامات و اعمال اخیر وزیر و تیم کاری اش را خوشبینانه و با نیت خیر و نه شوآف، ادامه بقا، جنگ زرگری و گرد و خاک به پا کردن تلقی کنیم، به این اقدامات و اقدامات مشابه باید به عنوان کارهای اساسی بنگریم. اگر چه مشکلات و نقص ها و آسیب‌های زیاد و ریشه داری از قدیم‌الایام و زمان حاضر در آموزش و پرورش وجود داشته و دارد اما وزیر هوشمندانه دست روی جایی گذاشته که هر دو جناح روی آن توافق دارد. و شاید گروهی به دیده تردید به آن بنگرند مخصوصا با انتصاب های جدید وزیر آموزش و پرورش (به عنوان مثال ریاست سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و معاونت حقوقی و پارلمانی آموزش و پرورش). از طرفی تفاسیر شخصی و متفاوت از سند تحول را هم باید به آن بیافزاییم.

مافیای کنکور و آموزش و ضرب شست وزیر آموزش و پرورش به غول‌های نشر کتاب‌های کمک درسی

اما گفت و گوی رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی با خبرگزاری ایسنا (30 بهمن 1397) را شاید بتوان نوعی تناقض با اقدامات اخیر وزیر تلقی کرد. حجت الاسلام علی ذوعلم در این گفت و گو با تاکید بر اینکه تنها کتاب‌های درسی نباید مرجع آموزش باشند گفت: «باید به مکمل‌ها و شرکای کتاب درسی اهمیت بیشتری بدهیم. در حال حاضر علاوه بر مجلات رشد، ناشران نیز کتب استاندارد خوبی تالیف و ترجمه می‌کنند که اگر در راستای اسناد تحولی باشد باید به آن بها بدهیم.»

اگر چه رییس سازمان پژوهش به عنوان مثال از مجلات رشد و کتب انتشارات مدرسه نام برده اما به نظر منظور ایشان از «مکمل‌ها و شرکای کتاب درسی» اشاره به کتاب های کمک درسی و مکمل باشد و تایید کار ناشران کمک درسی باشد، در حالی که بطحایی در نمایشگاه دستاوردها و عملکرد یک ساله وزارت آموزش و پرورش در دبیرستان البرز (4 شهریور 97)  بر این نکته تاکید کرد که تنها کتاب معتبر در مدرسه، کتاب رسمی درسی است و به کتاب دیگری نیاز نیست. چند ماه بعد وزیر در نامه‌ای به رهبر حرف قبلی خود را اندکی تعدیل کرد و گفت: «از وزارت ارشاد و برادرم جناب دکتر صالحی خواسته‌ام تا صدور مجوز برای کتب کمک درسی را منوط به تایید کارشناسان آموزش و پرورش نماید.»

البته وزیر باید به این نکته توجه کافی داشته باشد که بدون قدرتمند کردن معلمان (Empowering Teachers) قادر نخواهد بود برنامه های خود را پیش ببرد. پرواضح است که بدون کمک گرفتن از معلمان و استفاده از نظرات و نیروی آنها اجرای هر برنامه آمورشی ره به جایی نخواهد برد. همان طور که یک مدیر آموزشی کره جنوبی گفت: «کیفیت یک نظام آموزشی (آموزش و پروش) هیچ وقت نمی تواند از کیفیت معلمان آن پیشی بگیرد!»

از طرفی از نگاه عدالت آموزشی باید حق را به جانب وزیر داد چرا که آزمون‌های ورودی مانند کنکور، سمپاد و مدارس خاص رقابتی است نه حدنصابی. به زبان دیگر برای رشته‌های درخواستی دانشگاه‌ها ظرفیت ثابتی وجود دارد و داوطلبان بر اساس حدنصاب نمره کسب شده در آزمون در دانشگاه پذیرفته نمی شوند بلکه بر اساس رتبه بندی و رنکینگ و رقابت با رقیبان وارد دانشگاه می‌شوند. به مانند امتحان تافل یا آیلتس نیست که شما نمره حدنصاب تعیین شده را باید کسب کنید تا به مرحله بعدی بروید بلکه ظرفیت یک دانشگاه پرطرفدار به فرض مثال اگر 100 نفر باشد برای ورود به این دانشگاه به علت محدودیت تعداد پذیرش، شما باید در رقابت با هزاران نفر شرکت کننده جزو رتبه یک تا 100 باشید چه میانگین نمره تان 10 درصد باشد چه 90 درصد. برای روشن شدن تفاوت بین رقابت و حدنصاب می توانیم از امتحان علایم (کتبی) رانندگی کمک بگیریم: برای قبول شدن در آزمون رانندگی باید حدنصاب نمره مثلا حداقل 80 درصد سوالات را جواب دهید تا در آزمون نمره قبولی بگیرید. اگر 5000 نفر هم شرکت کنند و حد نصاب را به دست آوردند از مرحله آزمون علایم (کتبی) قبول می شوند. به این صورت نیست که ما محدودیت و کمبود ظرفیت پذیرش داشته باشیم و فقط 100 یا 200 نفر اول فهرست رتبه بندی را مانند ده آهنگ اول پرفروش لیست موسیقی پاپ گزینش کنیم. با این توضیح می‌رسیم به بحث عدالت آموزشی و ارتباط آن با کتاب های کمک آموزشی.

مافیای کنکور و آموزش و ضرب شست وزیر آموزش و پرورش به غول‌های نشر کتاب‌های کمک درسی

فرض کنید در شهری برای آزمون تیزهوشان ظرفیت ثابتی به تعداد 120 نفر  جا داریم. برای انتخاب این 120 نفر از بین 9000 شرکت کننده چاره‌ای به جز برگزاری آزمون نداریم. اگر فرض کنیم که همه 9000 نفر صدرصد سوالات را جواب دهند ما جا برای 9000 نفر نداریم که البته در عمل این غیرممکن است. حالا برای اینکه ما جزو این 120 نفر باشیم سعی می کنیم به نوعی دوپینگ کنیم:

مهارت های تست زنی را یاد می گیریم، برای خرید کتاب‌های کمک درسی هزینه می کنیم، در کلاس های تقویتی و تست زنی شرکت می‌کنیم و ... به نوعی این آزمون را از حال نرمال و طبیعی خود خارج و آن را دستکاری و لوث می کنیم و حالت تصنعی به آن می دهیم که این با عدالت آموزشی در تضاد است. وب سایت میانه‌روی خبرآنلاین در آبان نوشت که ناشران کتاب های آموزشی برای پخش یک برنامه خاص در ارتباط با کنکور در تلویزیون پنج هزار میلیارد تومان (119 میلیون دلار) پرداخت کرده‌اند

به سخن دیگر در مقایسه با دانش آموزانی که در مناطق روستایی و دورافتاده درس می خوانند، آنهایی که وضع مالی خوبی دارند و به امکانات و منابع بیشتری دسترسی دارند هر چند استعداد و ضریب هوشی پایینی هم داشته باشند این آزمون ها را پشت سر می گذارند که این با عدالت آموزشی سازگار نیست. اگر داستان بر اساس حدنصاب پیش برود می‌توان ادعا کرد که این کتاب‌ها شاید مهارت های علمی و تحصیلی دانش آموزان را تقویت می کنند اما بحث بر سر رقابت بی رحمانه‌ای است که در جریان است.

در داستان کنکور هم وضعیت به صورت رقابتی است. برای 5000 صندلی پزشکی که رقم ثابتی است رقابتی وحشتناک درمی گیرد و در این میان ناشران، مدرسان و مشاوران کنکور و عوامل و افراد دیگر از قبل این رقابت و بازی مبالع هنگفتی به جیب می زنند در حالی که ظرفیت صندلی‌های ما ثابت است و ما هر کاری بکنیم این ظرفیت تغییر نخواهد کرد بلکه ممکن است تعداد قبولی ها از شهری به شهری دیگر تغییر کند اما در جمع کل تغییری حاصل نمی‌شود. اما سوال اساسی این است که آیا این کتاب‌ها رشد علمی کشور را هم ارتقا می‌دهند یا تنها بر اساس منافع مادی و برای جابه جا کردن تعداد برندگان این ماراتن از شهری به شهری دیگر یا از استانی به استانی دیگر بنا شده است. البته با توجه به توزیع نابرابر امکانات در استان ها  و شهرها در گزینش کنکور کشور به مناطق چندگانه تقسیم شده تا عدالت آموزشی رعایت شده باشد. این تقسیم بندی مناطق بر اساس امکانات آموزشی با عدالت آموزشی همخوانی دارد اما برقراری سهمیه هایی مانند شاهد، ایثارگر و ... که معیارهای نامربوطی برای پذیرش در دانشگاه را در نظر می گیرد باید از پیکره کنکور پاک شود.

با توجه به امکانات موجود مدارس دولتی که گذشته از معدود مدارس خاص و لوکس بیشتر مدارس دولتی قوطی کبریتی‌هایی هستند که نه جذابیت‌های بصری دارند و نه جذابیت های محتوایی، نه از امکانات ورزشی استاندارد برخوردارند و نه رستورانی دارند، نه سرویس های بهداشتی درست و حسابی دارند، نه یک کتابخانه معمولی می‌توانی در آنها بیابی، نه تجهیزات آزمایشگاهی و وسایل کمک آموزشی به روز دارند و نه محلی برای فعالیتهای فوق برنامه و هنری. مهم تر از همه کادر و پرسنل غیرحرفه ای را هم به این لیست اضافه کنیم که هنوز در استفاده از تکنولوژی آموزشی در مراحل ابتدایی به سر می برند.

مافیای کنکور و آموزش و ضرب شست وزیر آموزش و پرورش به غول‌های نشر کتاب‌های کمک درسی

به هر حال با در نظر گرفتن سند تحول و تفاسیر متفاوت از آن وضعیت آموزش و پرورش به کلاف درهم پیچیده‌ای می‌ماند که شاید معجزه‌گر و مسیح دیگری باید بیاید و وضعیت آن را سروسامان دهد. اما با تمام اینها قدمی هر چند کوچک در سیستمی معیوب خود قدم بزرگی محسوب می‌شود. و فراموش نکنیم که وضعیت حاضر در یک روز یا یک ماه حادث نشده بلکه نتیجه سالها برنامه‌ریزی‌های شتاب زده، بدون مطالعه، سلیقه‌ای و جانبدارانه بوده است. مضافا به تجربه ثابت شده است که کپی‌‌کاری یا الگوبرداری سطحی از برنامه‌های ممالک دیگر هم تحت عنوان بومی‌سازی و اجرای آنها مخصوصا بدون نیروی ماهر و حرفه‌ای نتایج درخشانی به بار نیاورده است.

این نکته هم قابل ذکر است که با تغییر دولت‌ها، سرنوشت برنامه‌های اجرایی هم به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد و در مسیر دیگر می‌افتد. مردم با تحسین یا تقبیح برنامه‌های وزیر و با یادآوری برنامه‌های دولت‌های قبلی که بیشترشان بدون مطالعه و خام اجرا شده و با اتلاف هزینه‌ها همراه بوده از راه های جایگزین صحبت می کنند: اگر آزمون مدارس تیزهوشان یا سایر آزمون ها را حذف کنیم چه جایگزینی برای آن پیشنهاد شده است؟

با حذف کنکور چه برنامه منسجمی برای گزینش دانشجو بهتر از روش قبلی ارائه شده است؟ اینها سوالاتی هستند که برای تنویر افکار عمومی مخصوصا والدین نگران باید به آنها جواب داده شود. فراموش نکنیم که ارزیابی و آزمون و امتحان جزیی جدایی ناپذیر و مهم از آموزش است و این دو به مانند بالهای یک پرنده عمل می کنند. برای دست‌چین ‌کردن و گزینش و ارزشیابی عملکرد دانش آموز چاره ای جز آزمون و امتحانات نهایی و کشوری نیست. کشورهایی مانند ترکیه و کره جنوبی هم آزمون‌هایی مانند کنکور ما یا امتحانات نهایی دارند. اما اگر راه های جایگزین، خام و بدون مطالعه و پشتوانه علمی باشد آن وقت نتبجه عکس خواهد داد و به مانند بعضی برنامه‌های آموزش و پرورش در سال های اخیر که خام و با مطالعه اندک اجرا شده است به مانع برخورد خواهد کرد.

در خاتمه این مقدمه طولانی نگارنده معتقد است اقدامات زیر هم باید در وزرات آموزش و پرورش مدنظر قرار بگیرد. وزیر باید به این نکته توجه کافی داشته باشد که بدون قدرتمند کردن معلمان (Empowering Teachers) قادر نخواهد بود برنامه های خود را پیش ببرد

1-  قدرتمند کردن معلمان از جنبه‌های کاری، اجتماعی، اقتصادی، حرفه ای و علمی؛

2-   ایجاد فضای باز و شایسته سالار در آموزش و پرورش و تقویت استقلال وزارت آموزش و پرورش؛

3-  خارج کردن آموزش و پرورش از پول-محوری و محدود ساختن شهریه بازی در مدارس بویژه مدارس خاص؛

4-  چابک و اسپورتی کردن آموزش و پرورش و حذف دوایر و ستادهای زائد که فلسفه وجودی آنها ضعیف شده یا از بین رفته است؛

5-  سیاست‌زدایی آموزش و پرورش که مانند سم مهلکی سالهاست در وجود آن لانه گزیده و ایجاد فضای علمی و پژوهش محور؛

6- محدود و یا قطع کردن دخالت و نفوذ نهادهای دیگر و عوامل آنها؛

7-  تلاش برای حذف سهمیه‌های کنکور و سهمیه‌های گزینش معلمان، و استخدام آنها بر اساس توانایی های حرفه ای و شخصی نه بر اساس معیارهای نامرتبط .

مافیای کنکور و آموزش و ضرب شست وزیر آموزش و پرورش به غول‌های نشر کتاب‌های کمک درسی

محدود کردن فعالیت ناشران کتاب‌های کمک درسی توسط وزیر آموزش و پرورش و بحث حذف مشق شب و تکالیف منزل دانش‌آموزان از برنامه درسی مدارس مخصوصا مقطع ابتدایی و ممنوع کردن استفاده از کتاب‌های کمک درسی و واکنش وزیر آموزش و پرورش به انتقادات در این زمینه مورد توجه نشریه آنلاین المانیتور قرار گرفت. روح‌الله فقیهی از المانیتور در مقاله‌ای با عنوان «ضرب شست وزیر آموزش و پرورش به غول‌های نشر کتاب‌های کمکدرسی» (عنوان این مطلب از این مقاله قرض گرفته شده است) نگاهی دارد به این موضوع.

برگردان این مقاله را در زیر می خوانید:

********************************************************

محمد بطحایی، وزیر جنجالی آموزش و پرورش ایران آخر سر می‌تواند ادعا کند که در جلب حمایت دو جناح برای مبارزه علیه ناشران کتاب های آموزشی (کمک درسی) به موفقیت هایی دست یافته است. این معلم سابق که حالا 55 سال دارد موفق شده است که استفاده از کتاب‌های کمک آموزشی را در مدارس قدغن کند. او معتقد است که کتاب های کمک آموزشی مخل برنامه درسی مدارس بوده و در آنها وقفه ایجاد می کند. فروش این نوع کتابها یکی از منابع اصلی درآمد ناشران کتاب های آموزشی خصوصی است.

بطحایی همچنین در 12 دی 1397 از حذف بخشی از کنکور که رقابتی ترین امتحان ورودی دانشگاه های ایران است خبر داد. این اقدام ضربه دیگری است بر پیکره ناشرانی که از راه تهیه و تولید آزمون برای این امتحان تستی (چهار گزینه‌ای) میلیاردها تومان به جیب می زنند. هر سال میلیونها نفر از فارغ‌التحصیلان دبیرستان‌ها بعد از آمادگی فشرده و سخت در این آزمون بزرگ شرکت می کنند.

مخالفت بطحایی با تکلیف منزل و مشق شب در مدارس اقدام و ضربه دیگری بر ناشران است. در مقاطع ابتدایی و دبیرستان بیشتر تکالیف، به جای استفاده از کتاب های درسی رسمی از کتاب های کمک آموزشی تعیین و یا به کمک این نوع کتاب‌ها حل می‌شود. ممنوع کردن تکالیف منزل و مشق شب توسط بطحایی در شهریور 1397 به این معنی است که دیگر نیازی به این نوع کتابها نخواهد بود. به این ترتیب بطحایی ناشران خصوصی این کتاب‌ها را از بخش دیگری از درآمدهای خود محروم می‌کند.

جالب است که شدیدترین واکنش به ممنوع کردن تکالیف خانه نه از طرف ناشران کتابهای کمک آموزشی بلکه از جانب آیت العظمی جعفر سبحانی بوده است. در اوایل آذر رسانه های محلی گفته‌های آیت‌الله سبحانی را نقل قول کردند: «حذف تکلیف دانش آموزان کار درستی نیست و نباید دانش آموز بعد از مدرسه رها شود، بلکه باید مغز و فکر او با انجام تکلیف مشغول شود.»

سبحانی پا را از این هم بیشتر گذاشت و گفت که این شیوه و حذف تکلیف خلاف قرآن، حدیث و سیره بزرگان و علما می باشد. او از وزیر آموزش و پرورش خواست به این مساله رسیدگی نماید و این نظر در مدارس برگردد و همانند سابق از دانش آموز تکلیف خواسته شود.

اظهارات شدیداللحن آیت‌الله سبحانی بلافاصله توجه رسانه هایی را که متوجه اختلاف نظر بین بطحایی و سبحانی شده بودند جلب کرد. گزارش رسانه ها فاش کرد که سبحانی در جلسه ای با اعضای انجمن فرهنگی ناشران آموزشی از بطحایی انتقاد کرده بود.

با این وجود حمایت آیت‌الله سبحانی نتیجه معکوس داد. محمدتقی رهبر از روحانیون بلندپایه در 24 آذر 97 به وب‌سایت اصلا‌ح‌طلب «انتخاب» گفت: «برای اثبات لزوم تکلیف شبانه، نمی شود به قرآن استناد کرد و به آن ارتباطی ندارد، چون قرآن تکالیف شبانه‌اش همان نماز مغرب و عشاست و لذا نمی توانیم از قرآن سند بیاوریم و برای دانش آموزان و دانشجویان تکلیف معین کنیم.»

در شبکه های اجتماعی کاربران ایرانی برای ابراز نظرات خود هشتگی با عنوان تکلیف مدرسه (#تکلیف) را ایجاد کردند. فعال رسانه‌ای علی اکرمی در 22 آذر صریحا توییت کرد که مدیران موسسات گاج و قلم‌چی و ... به دیدار مراجع می روند و از ایشان فتوا می گیرند که حذف مشق شب خلاف قرآن و سنت و سیره است.

گاج و قلم‌چی دو موسسه خصوصی پرقدرت در ایران هستند که محصولات و خدمات آموزشی متنوعی را ارائه می دهند: از کتاب‌های کمک درسی گرفته تا آزمون هایی که هر دوهفته یک بار برگزار می کنند و تدریس خصوصی برای آنهایی که برای دست آوردن صندلی دانشگاه رقابت می کنند.

از زمانی که بطحایی در سال 1396 سکان وزارت آموزش و پرورش را به دست گرفت نقش این دو موسسه توسط بطحایی زیرسوال رفته و تاثیرگذاری محصولات و خدمات آنها به چالش کشیده شده است. بطحایی در یک کنفرانس مطبوعاتی در 4 شهریور 1397 گفت: «کتاب‌های کمک آموزشی به ویژه در دوره ابتدایی که زحمات برنامه ریزان درسی را کاملا به فنا داده است نیز حذف شد. کتب کمکی که امروز ترویج پیدا کرده باید از تمام مدارس خارج و این کار از مقطع ابتدایی باید شروع شود. تنها کتاب معتبر، کتاب درسی رسمی است و به کتاب دیگری نیاز نداریم.»

در اواخر دی بطحایی یادداشتی را درباره کنکور در حساب توییتر خود با هشتگ #خداحافظ_کنکور پست کرد: «امروز چهارشنبه ساعت ۶:۳۰ صبح جلسه تعیین تکلیف نهایی کنکور سال آینده برگزار شد. ورود به ۸۵درصد ظرفیت دانشگاه‌ها نیازی به شرکت در کنکور و تحمل اضطراب‌های طاقت فرسا ندارد و صرفا سوابق تحصیلی ملاک عمل است.»

هنوز باید منتطر ماند و دید که آیا این اقدام می تواند به حذف کامل این آزمون سراسری بیانجامد و اینکه سیستم جدید چگونه خواهد بود. احمد حج‌فروش پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت در خبرآنلاین مورخه 29 دی 1397 نوشت که صندلی های خالی که 85 درصد را تشکیل می دهد برای رشته ها و دانشگاه های کم طرفداری است که قبلا اعلام شده است که این به این معنی است که دانش آموزانی که به دنبال پذیرش در دانشگاهای خوب و سطح بالا هستند هنور باید کنکور بدهند.

بطحایی مافیای کنکور و آزمون‌ها را در پشت مقاومت در برابر تمام اقداماتش می‌داند، چرا که با حذف کنکور و تکالیف خانه، هم معلمان و هم دانش آموزان کمتر ار کتاب های کمک درسی استفاده خواهند کرد و ناشران متضرر خواهند شد.

کتاب های کمک درسی بازاری پررونق و بزرگ در ایران دارد. بر اساس گزارش خبرگزاری فارس و خانه کتاب که یک سازمان غیرانتفاعی است که آمار تفصیلی از کتاب های چاپ شده در ایران را منتشر می کند، از مجموع 6961 عنوان کتاب که در مهر 97 منتشر شده کتاب های کمک درسی با 1701 عنوان پیشتاز است. به علاوه روزنامه خراسان گزارش داد که امسال بیشتر از 200 میلیون جلد کتاب درسی به چاپ رسیده و بیشتر از 22 میلیون جلد کتاب کمک درسی چاپ شده است.

بر طبق اظهارات فرهاد رهبر رییس سابق دانشگاه آزاد اسلامی کنکور ۸ هزار میلیارد تومان (یک و نه دهم میلیارد دلار) گردش مالی دارد و به همین دلیل برخی اجازه نمی‌دهند کنکور حذف شود.

با این وجود به نظر می رسد که مبارزه وزیر آموزش و پرورش تا اینجا موفقیت‌آمیز بوده است چرا که ناشران هم خودشان این موضوع را تایید کرده اند. در آبان 97 انتشارات گاج 500 نفر از پرسنل خود را بیکار و اعلام کرد که اگر کسب و کار انتشاراتی کساد شود تعداد بیشتری به زودی تعدیل می شود.

ایستادگی در برابر ناشران کتاب های کمک درسی از طرف هر دو جناح بوده است. روزنامه اصولگرای جوان در 24 آذر 1397 نوشت: «این "مافیای مخرب" با مراجع استفاده ابزاری کردند باید به این مهم توجه شود که دیدار مدیران این‌گونه مؤسسات که تمامی جامعه از خاص و عام نوع عملکرد آن‌ها را مافیایی و سودجویانه می‌دانند، می‌تواند با هدف کسب مشروعیت از جایگاه رفیع مرجعیت باشد.»

عرصه مبارزه دیگر برای وزیر آموزش و پرورش آگهی‌ها و برنامه‌های تبلیغاتی ناشران در شبکه‌های تلویزیون است. منتقدان می‌گویند تلویزیون خانواده های ایرانی را وادار می کند که گول آگهی های تیلیعاتی این ناشران را بخورند و باور کنند که اگر کتاب های کمک درسی و مواد آموزشی پیشنهاد شده در تلویزیون را استفاده نکنند تحصیل فرزندانشان به مخاطره می افتد. غلامرضا کاتب عضو اصولگرای مجلس از گرمسار و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس 15 مرداد 1397 فاش کرد که یکی از موسسات آموزشی طی قرادادی برای پخش آگهی و تبلیغات در دوره یک ماهه پخش مسابقات جام جهانی مبلغی برابر 32 میلیارد تومان (7600000 دلار) به سازمان صداوسیما پرداخت کرده است.

وب سایت میانه‌روی خبرآنلاین در آبان نوشت که ناشران کتاب های آموزشی برای پخش یک برنامه خاص در ارتباط با کنکور در تلویزیون پنج هزار میلیارد تومان (119 میلیون دلار) پرداخت کرده‌اند.

در 11 دی 1397 بطحایی اظهار داشت که نامه ای به رهبر معظم درباره حجم گسترده تبلیغات موسسات آموزشی در صدا و سیما نوشته و جواب مثبت دریافت کرده است. متعاقبا ایشان هم پی‌نوشتی را مرقوم فرمودند و به بخش‌های مختلف دستور دادند. در اولین گام و با همکاری سازمان صداوسیما پخش اینگونه تبلیغات 50 درصد کاهش پیدا کرده که این یک قدم بسیار موثر است.

این طور به نظر می رسد که بطحایی تا اینجای کار با حذف بخشی از کنکور و ممنوع کردن تکالبف منزل جنگ بر علیه ناشران کتاب هاب درسی را برده است. در قبال این، ناشران ممکن است به لابی گیری متوسل شوند و تعدادی از نمایندگان را متقاعد کنند که بر علیه وزیر آموزش و پرورش دست به اقداماتی بزنند که حتی اگر در این راه موفق شوند، نمی‌توانند او را از تصمیمی که اتخاذ کرده منصرف کنند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

نظر شما در مورد مدت زمان تعطیلات تابستانی مدارس در ایران چیست؟

پربازدیدترین

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور