صدای معلم

گروه اخبار/

 وزارت آموزش و پرورش بخشنامه اضافه تدریس معلمان "طرح معلم تمام وقت" را برای اجرا یه ادارات کل آموزش و پرورش استان ها ابلاغ کرد.

مدارس هوشمند و برون داد کاربست فاوا در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش  فاوا یا همان فناوری اطلاعات و ارتباطات  ICT  سبک زندگی در دنیای امروز و آینده را با تغییراتی اساسی روبرو کرده است که همچون همه دستاوردهای تمدنی ، می تواند در کنار برخی معایب ، مزیت های بسیاری با خود به ارمغان آورد . از جمله مزیت های مشهود آن تغییر درمتد های آموزشی بوده است که در سال 1984 با سرپرستی دیوید پرکینز در دانشگاه هاروارد طراحی و به صورت پایلوت در برخی مدارس آمریکا اجرا و 1966 به انگلستان در اروپا و 1988 به کشور آسیایی مالزی راه یافت و به تدریج موجی ایجاد کرد که برون دادش مدارس هوشمند ( SMSRT SCHOOLS ) امروزی است. موجی که در دیر یا زود به ساختار آموزشی کشورهای توسعه نیافته نیز به عنوان یک ضرورت ، راه خواهد یافت

.شاید در نگاهی گذرا به سیر پذیرش و کاربست دستاوردهای تمدنی غرب درحوزه تعلیم و تربیت ایران،از دارالفنون امیرکبیر و مدارس جدید میرزا حسن تبریزی ( رشدیه ) در تبریز و تهران تا  تثبیت الگوواره آموزشی فرانسه در دوره پهلوی اول و سایر تغییرات در چهار دهه اخیر ، همه و همه گویای ضرورت روزآمدی ساختار های آموزشی در دهکده جهانی ( GLOBAL VILLAGE ) جهت نیل به اهداف ترسیم شده است ، که در صورت هر گونه تاخیر در این روزآمدی ، با توجه به سرعت تحولات در عصراستیلای فاوا (ICT )  ، جبران آن با هزینه های سنگین تری همراه خواهد شد. 

در عصر جدید به تعبیر مک لوهان ، حوادث, اشیا و موجودات در یکدیگر فرو می‌روند و با یکدیگر رابطه پیدا می کنند و محیط جدیدی به وجود می‌آید که آن را دهکده جهانی می‌نامند . او معتقد بود که رسانه‌های جدید باعث به وجود آمدن پدیده جهش خواهد شد. اطلاعاتی که انسان نیاز خواهد داشت از چهار گوشه جهان و با سرعت فراوان در اختیارشان قرار خواهد گرفت.در کمتر از یک دهه از مرگ مک لوهان ، شکل گیری دهکده جهانی با ایجاد اولین وب سرویس در سال۱۹۹۰ ، تأسیس شبکه جهانی سی ان ان در سال ۱۹۹۱ ، و ایجاد وب سایت یاهو در سال۱۹۹۳ محقق شد .

با توجه به نفوذ چشم گیر فناور های نوین در تغییر سبک زندگی های امروزی، هر گونه تاخیر در عدم اهتمام جدی به کاربست پدیده های نوین در شیوه های  آموزشی و اصرار بر شیوه های سنتی ، می تواند در بلند مدت خسارات جبران ناپذیری را رقم بزند .

خوشبختانه باید اذعان داشت که این بار علی رغم همه مقاوت های معمول در برابر فناوری های وارداتی ، با تاخیری به نسبت قابل قبول ، از اواخر دهه 70 و آغاز دهه 80 ، کاربست فناوری در حوزه تعلیم و تربیت  به جد مطرح و خروجی آن،تحقق اولین تجربه در راستای تغییر مدارس عادی به مدارس هوشمند ، در 4 دبیرستان شهر تهران در سال تحصیلی 1384-1383 بود .

با بررسی سیر اولین تجربه تبدیل مدارس عادی به مدارس هوشمند در اوایل دهه 80 تا کنون در کشور ، آنچه مشهود است ، همچون بسیاری از مفاهیم مشابه وارداتی ، مفهوم مدرسه هوشمند نیز به درستی درک نشده است و با خلط مفاهیم ، چنین تصور می شود که صرف هوشمند سازی فضای مدرسه و کلاس درس ، مدرسه هوشمند در معنای  SMART SCHOOL آن شکل گرفته است ، در حالی که  تجهیز فضای کلاس و مدرسه به فناوری نوین (  ICT  ) صرفا اولینگام درراستای الگوواره مدارس هوشمند یعنی MULTIMEDIA است ( سطح اول بر اساس سند چشم انداز مدارس هوشمند تهران 1389 ).

بر اساس شیوه نامه هوشمند سازی  مدرسه ای هوشمند تلقی می شود که روند اجرای کلیه فرآیندهای آن اعم از مدیریت ،نظارت ، کنترل ،یاددهی –یادگیری ، منابع آموزشی و کمک آموزشی ، ارزشیابی ،اسناد و امور دفتری ، ارتباطات و مبانی توسعه آنها ،مبتنی بر فاوا( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) در جهت نظام آموزشی و تربیتی پژوهش محور طراحی شده باشد.(شیوه نامه مدارس هوشمند . مرداد 1390 . ص 6 )

بر اساس این سند 13 ماموریت برای مدارس هوشمند تعریف شده است که از جمله فراهم کردن انواع شیوه های آموزشی برای استعدادهای مختلف ( جسمی و ذهنی ) ، ارتقای سطح علمی معلمان ، والدین و آحاد جامعه، تغییر رویکرد نظام آموزشی ازمعلم محوری به دانش آموز محوری و از حافظه گرایی به پژوهش محوری و ... می باشد .

با مرور شیوه نامه مذکور و بررسی وضعیت اجرای این مهم در 7 سال گذشته به وضوح میتوان عدم تحقق بسیاری از اهداف ، سیاست ها ، ارزش ها و راهبردهای مندرج در شیوه نامه را مشاهده کرد که در این مقال نگنجد و به همین میزان بسنده می شود که تا مرداد سال 1397 در شهر برخوردار تهران ، از مجموع 3921 مدرسه صرفا 1152 مدرسه در سطح پیشرفته ( SMART SCHOOL ) به ثبت رسیده است (ایسنا . 24 مرداد 97 ) .

مدارس هوشمند و برون داد کاربست فاوا در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش

بی تردید بعد از گذشت نزدیک به 7 سال از تدوین شیوه نامه و بیش از یک دهه از عمر طرح هوشمند سازی مدارس کشور ، این میزان از پیشرفت برای متولیان امر نیز علی رغم نقاط قوتی که داشته است ، چندان قابل دفاع نمی باشد و همین امربسیاری از پژوهشگران رابه واکاوی و آسیب شناسی این ضرورت امروز نظام آموزشی واداشته است که برون داد آن مقالات قابل اتکای علمی و پژوهشی است که رجوع به این دست مقالات می تواند برای مسولان ذی ربط کارگشا باشد.

با عنایت به عدم توازن مدارس کشور در برخورداری از زیرساخت های آموزشی لازم ،تحقق عدالت آموزشی جهت رفع این مهم را به یکی از اساسی ترین مفاهیم سند تحول بنیادین آموزش و پرورش تبدیل کرده است ، لذا به نظر می رسد حال که دولتمردان با نگاهی واقع بینانه ، در راستای تحقق دولت الکترونیک ، تجهیز تمامی مدارس شهر های زیر 20 هزار نفر به فناوری فاوا ( ICT ) را بر اساس ماده 69 برنامه ششم توسعه تا پایان دولت دوازهم ، به وزارت ارتباطات سپرده اند ، جا دارد تا متولیان امر در حوزه اموزش و پرورش ، با تجدید نظر در روند فعلی ، طرحی نو دراندازند .

مدارس هوشمند و برون داد کاربست فاوا در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش  با توجه به آماده نبودن بسیاری از الزامات تحقق مدارس هوشمند ، انگونه که شیوه نامه مرداد ۱۳۹۰ به تفصیل آن را تبیین می کند، از جمله عدم امکان تخصیص کامل اعتبارات لازم از بودجه سال آتی با توجه به کسری سال ۹۷ و در پیش بودن رتبه بندی معلمان در سال آتی در صورت تحقق اعتبارات پیش بینی شده ، مهیا نبودن بستر فرهنگیو علمی استفاده از فناوری های نوین  در بسیاری از والدین به عنوان رکن سوم تحقق مدرسه هوشمند ،جهت مشارکت فعال و همراهی موثر با فرزندان و معلمان ، عدم توانمندی بسیاری از معلمان و دانش اموزان در زبان انگلیسی و مهارتهای ICDL( شاخصه های مهم  مدرسه هوشمند) و...پیشنهاداتی در راستای بهبود روند به اجمال بیان می شود ؛

- سوق دادن اولیا به مشارکت در سطح اول هوشمند سازی یعنی تجهیز مدارس به فناوری های نوین با تشکیل جلسات متعدد و تبیین ضرورت این مهم در آموزش امروزتوام چ با برگزاری دوره های آموزشی یا بازآموزی مهارتهای هفت گانه icdl

- تخصیص اعتبارویژه از محل درآمدهای اختصاصی مدارس ، مناطق و استان ها به برگزاری دوره های کاربردی ICDL مختص معلمان نا آشنا با مهارت های هفت گانه ، با اولویت مدارس سطح پیشرفته تا میانی و مقدماتی هوشمند.

- نظارت بر روند تجهیز مدارس به فناوری های نوین در شهر های زیر 20 هزار نفر و شرکتهای مستقل طرف قرار داد با مدارس در سایر شهرها به منظور تضمین خدمات پس از فروش ، ممانعت از نصب و راه اندازی تجهیزات بی کیفیت و در نتیجه استمرار روند یاد دهی و یادگیری .

- رجوع به مقالات علمی و پژوهشی و بهره گیری از ماتریس تحلیلی SWOT جهت احصاء قوت و ضعف های درون سازمانی و فرصت ها و تهدیدات برون سازمانی در راستای بهبود متوازن روند هوشمند سازی مدارس کشور.

- استفاده ازهمه ظرفیت های موجود در راستای تثبیت و نهادینه کردن جایگاه حاکمیتی آموزش و پرورش مصرّح در همه اسناد بالادستی اعم از سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری ، برنامه ششم توسعه (ماده ۶۹ )،سند چشم انداز 20ساله ،نقشه جامع علمی کشور و سند تحول بنیادین ( مقدمه – فصل اول – فصل سوم بند 17 و فصل چهارم بند 12 ) در جهت جذب اعتبارات لازم و نگاه ویژه به حوزه تعلیم و تربیت رسمی کشوردر با الزام به اختصاصی ک درصد از درآمدهای همه نهاد های برون سازمانی که قنون بر انان تکلیف کرده است تا بتوان از این رهگذر تحقق مراتبی از حیات طیبه و مطلوب سند تحول یعنی تبدیل مدارس منفعل به سازمانی یادگیرنده با مربیانی تسهیل گر و متربیانی خلاق را معنی بخشید.

روزنامه اعتماد


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">

منتشرشده در یادداشت

محیط زیست و ایده های راهبردی در آموزش محیط زیست در مدارس  ریشه های آموزش محیط زیست را می توان در نظرات ژان ژاک روسو و لوئیس آگاسیز سویسی جست و جو کرد.

ژان ژاک روسو معتقد بود که آموزش باید در دل طبیعت صورت گیرد و متفکر سوئیسی نیز باور داشت که:

دانش آموزان باید طبیعت را مطالعه کنند نه کتابها را.
آسایش و آرامش بشر امروزی با مشکلات و مسائل زیست محیطی به مخاطره افکنده شده و این مشکل از زمانی ایجاد شده که بشر از زمان طفولیت رفتار مناسبی با محیط زیست خود نداشته است.

گفته می شود آموزش محیط زیست مجموعه آموزشهایی است که به دنبال تربیت شهروندانی بوده که به محیط زیست خود و مسائل آن آشنا بوده و می تواند در کمک مشکلات آن موثر بوده باشد و مشتاق کار کردن برای اجرای حل آنهاست. ( 1 )
عصر کنونی را عصر بحرانهای زیست محیطی برشمرده اند ، زیرا گستره دست درازی بشر بر عرصه های محیط زیست، در نتیجه رشد روزافزون جمعیت و نیاز به توسعه در کلیه سطوح اقتصادی و اجتماعی،روز به روز ابعاد وسیع تری به خود گرفته و در اثر بهره برداری غیر اصولی و بی رویه از منابع طبیعی،خسارت جبران ناپذیری بر پیکره محیط زیست وارد نموده است.

بخش عمده ای از معضلات زیست محیطی موجود، ریشه در فقدان آگاهی های لازم و ضعف فرهنگی در زمینه ارتباط انسان و طبیعت دارد و در واقع نوعی مشکل فرهنگی محسوب می شود،و لذا نیازمند عزم ملی و بین المللی برای تقویت فرهنگ حفاظت از محیط زیست در سطح اقشار مختلف جوامع می باشد و بر هر فرد کاملا واجب است که برای بقای نوع بشر و ارتقاء کیفی زندگی خود از ارتباط بشر با محیط زیست آگاه شود، ارزشها و دیدگاه هایی را برای حفاطت و عدالت اجتماعی بپروراند و به تنهایی و یا گروهی در جهت حل مشکلات زیست محیطی اقدام نماید.
آموزش محیط زیست بخش یکپارچه و جدایی ناپذیر درزندگی افراد هر کشور است. بنیادی ترین شیوه در حفاظت محیط زیست آموزش محیط زیست است که هدف آن، یافتن مناسب ترین و بهترین نظام و شیوه ارائه مطالب و نحوه فعالیت ها و اجرای ساختاری است که زمینه ساز ارتقاء آگاهی های زیست محیطی در سطح جامعه می باشد تا از این طریق هر فرد جامعه خود را از طریق احترام گذاشتن به طبیعت، مسئول در حفظ و حمایت از محیط زیست بداند .

پژوهشگران معتقدند بهترین شیوه نهادینه کردن عادتهای مثبت آموزش، تعلیم این عادات از دوران کودکی و نوجوانی است.

امروزه با آشكار شدن عقوبت هاي خطرناك فشارهاي انساني در ابعاد گوناگون بر پايداري زيست بوم،حفاظت از محيط زيست يكي از اصلي ترين وظايف شهروندي تلقي مي شود. مردمي مي توانند خود را توسعه يافته خطاب كنند كه علاوه بر همنوعان خويش، حرمت، حقوق و كرامت حيات را براي همه ي زيستمندان گياهي جانوري ساكن در سرزمين شان محترم شمارند.

محیط زیست و ایده های راهبردی در آموزش محیط زیست در مدارس

بعد از گذشت چندین سال که جهان و جهانیان نسبت به محیط زیست و جلوگیری از تخریب آن پیشگام شدند در ایران نیز گامهایی در این زمینه صورت گرفت.اولین گام در این زمینه در سال 1350 برداشته شد.در این سال نخستین دفتر آموزش زیست محیطی در سازمان حفاظت محیط زیست برپا شد.در سال 1351 اولین پایگاه آموزشهای رسمی سازمان حفاظت محیط زیست،تحت عنوان "آموزشکده حفاظت محیط زیست"با هدف پرورش نیروی متخصص مورد نیاز در بخش محیط زیست و آموزش کارکنان سازمان تاسیس شد.

اصلاح ساختار آموزشی سازمان با تاریخچه نسبتا طولانی و با تکوین از سطح اداره تا معاونت آموزش و برنامه ریزی و تاسیس سه اداره"دفتر مشارکتهای مردمی"،"دفتر آموزش محیط زیست"،و"دفتر طرح و برنامه و اطلاع رسانی"در سال 1377 انجام شد. تشویق دانش آموزان مدارس به استفاده از دوچرخه. برای این کار می توان بخشی از حیاط مدرسه را به پارکینگ دوچرخه ها اختصاص داد و برای تجلیل از دانش آموزانی که در طول سال با دوچرخه به مدرسه می آیند سالانه جوایزی را اختصاص داد

به دنبال مطرح شدن مشکلات زیست محیطی در کشور و لزوم توجه بیشتر به این مشکلات ایجاد ردیف های پست کارشناسی آموزش در ادارات کل استانها در سال 1381 و ایجاد 1500 پست جدید در زمینه آموزش محیط زیست عملیاتی شد.به دنبال آن تدوین برنامه جامع آموزش همگانی محیط زیست برای اولین بار در کشور و سازوکار مناسب در مجامع قانونی برای توسعه منسجم و هدف مند برنامه های آموزش محیط زیست در سال 1388 صورت پذیرفت.(2)
با وجود فعالیتهایی که در ایران در زمینه محیط زیست انجام شده است وضعیت محیط زیست ایران همچنان روز به روز بحرانی تر میشود.جالب این است که با وجود بحرانهای زیست محیطی اعم از ریزگردها در اهواز و آلودگی بیش از حد مجاز در اکثر کلان شهرهای ایران،محیط زیست همچنان از اولویت های سیاست ورزی کشور به دور است و در بودجه ریزی سالانه کشور این مقوله در ردیف های آخر قرار گرفته و توجه چندانی به آن نمی شود.حتی در برخی مواقع فعالیتهای زیست محیطی در ایران جز فعالیتهای امنیتی محسوب شده و فعالان زیست محیطی را گرفتار کرده است.

محیط زیست و ایده های راهبردی در آموزش محیط زیست در مدارس

- راهکارهای راهبردی آموزش محیط زیست در مدارس
برای گریز از آموزشهای تئوریک و راهیابی آموزش محیط زیست و جلوگیری از روند تخریب آن، به زندگی دانش آموزان و عجین شدن زندگی روزانه خانواده ها و دانش آموزان و بطور کلی وارد کردن محیط زیست به عنوان عنصر جدای ناپذیر زندگی به زندگی روزانه دانش آموزان راهکارهایی را بصورت اختصار در این زمینه ارائه می گردد که می تواند در مدارس کشور اجرا گردد:


1) شرکت دادن دانش آموزان در کاشت درخت در هفته درختکاری در اسفند ماه هر سال. برای این منظور و برای تضمین این شرکت لازم است تفاهم نامه ای بین وزارت آموزش و پرورش و وزارت کشور ( به عنوان متولی شهراریهای کشور) صورت گیرد و به عنوان یک قانون هر سال و بدون استثنا عملیاتی شود.این کار می تواند با اعتماد خانواده های دانش آموزان همراه شود.


2) تدریس پاره ای از دروس در محیط زندگی دانش آموزان. برخی از درسهای علوم، فارسی و تربیت بدنی در مقطع ابتدایی و دوره اول دبیرستان و همچنین برخی از درسهای فیزیک، شیمی، زیست شناسی، تربیت بدنی و خود کتاب انسان و محیط زیست در دوره دوم دبیرستان می تواند در فضای آزاد و در بستر طبیعت انجام شود.


3) تجمیع کاغذهای باطله در تمامی مدارس کشور و ارسال آنها به کارخانه های تولید کاغذ.برای این کار می توان قراردادی بین آموزش و پرورش کشور و کارخانه های تولید کاغذ بست که بر اساس آن سالانه آموزش و پرورش به عنوان مثال 10 تن کاغذ باطله به این کارخانه ها ارسال دارد.
4) شرکت دادن دانش آموزان در پاک سازی محیط زندگی.این کار می تواند خیلی ساده و تنها با یک فراخوان برای پاک سازی برخی از مناطقی که نیاز به پاک سازی آن احساس می شود،صورت داد.ن گارنده خود به صورت محدود در یک سال با کشاندن تعداد محدودی (حدودا 25نفر) از دانش آموزانم برای پاک سازی محوطه قلعه ضحاک در شهرستان هشترود این کار را عملیاتی کردم که تصاویرش به عنوان یک سند می تواند ارائه شود.

محیط زیست و ایده های راهبردی در آموزش محیط زیست در مدارس

5) تشویق دانش آموزان مدارس به استفاده از دوچرخه. برای این کار می توان بخشی از حیاط مدرسه را به پارکینگ دوچرخه ها اختصاص داد و برای تجلیل از دانش آموزانی که در طول سال با دوچرخه به مدرسه می آیند سالانه جوایزی را اختصاص داد. برخی از موارد کمک به بهبود محیط زیست چنان ساده است که اصلا در مخیله کسی نمی گنجد.


6) علاوه بر تدریس پاره ای از دروس در طبیعت و آشنا کردن دانش آموزان به حفظ محیط زیست می توان بسیاری از مسابقات ورزشی را در فضای باز اجرا کرد.برای این کار می توان برخی فعالیتها مانند کوهنوردی و دوچرخه کوهستان را در فضای آزاد اجرا کرد.این کار فعلا به صورت محدود و گزینش شده در مدارس اجرا می گردد اما از آنجایی که اجرای این موارد با خطرات و مسئولیتهای ناشی از آن همراه است باید تلاش شود تا این نقیصه ها برطرف شود و شرکت دانش آموزان در این فعالیتها تشویق شود.


7) برگزاری اردوهای آموزشی – تفریحی به صورت ماهانه.برای این کار باید با تفویض اختیار به مدارس و انتقال مسولیتها به مدیران مدارس باید تلاش شود تا ضمن اعتماد خانواده ها به اجرای این گونه اردوها،خطرات ناشی از آنها را به حداقل کاهش داد.

محیط زیست و ایده های راهبردی در آموزش محیط زیست در مدارس

8) کاشت یک گل در ابتدای سال تحصیلی و مراقبت از آن در طول سال در مدرسه.برای این کار می توان از دانش آموزان خواست تا با تهیه یک گلدان و مقداری خاک یک گل را توسط راهنمایی معلمان مدارس اجرا کرد.با اجرای این کار می توان فضای آموزشی مدرسه را شبیه یک باغ شبیه سازی کرد.


9) اجرای مسابقات فرهنگی – هنری با همکاری شهرداری ها و سازمان محیط زیست در مدارس.برای اجرای این کار می توان مسابقات نقاشی، موسیقی و خوشنویسی را با مضمون مقوله های مختلف زیست محیطی در مدرسه اجرا کرد.


10) اگر چه تنبیه کردن دانش آموزان به صورت علمی رد شده است اما می توان به دانش آموزانی که تخلفاتی را در مدرسه مرتکب شده اند می توان آنها را به شرکت در فعالیتهای زیست محیطی وادار کرد.به عنوان مثال می توان دانش آموز را وادار کرد تا در ازای تخلف خود گلدانهای مدرسه را آبیاری کند.


11) پوشیدن لباس سبز در روز جهانی محیط زیست (5 ژوئن هر سال) توسط کلیه دانش آموزان مدارس کشور.


منابع:
1)کريمی،بهنام ،طراحی برنامه درسی آموزش محيط زيست برای دوره تحصيلی ابتدايی ايران، فصلنامه آموزش محيط زيست و توسعه پايدار، سال5، شماره4، (1395)
(2) ماپار،مهسا و مبيودی،حسين ،چالشهای آموزش محيط زيست در کشور، نشريه آموزش محيط زيست و توسعه پايدار،دوره 4،شماره 2)، 1393
این متن خلاصه مقاله (ایده های راهبری آموزش محیط زیست در مدارس)است که به همایش ملی آموزش محیط زیست در اصفهان ارایه شد و مورد پذیرش هیات داوران آن همایش قرار گرفت.این همایش در 26 و 27 دی ماه 1397 در اصفهان برگزار شد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

 نقدی بر طرح ایران مهارت  معمولا" برای اجرای هر طرح و برنامه یا آزمودن موفقیت یک دارو و... تیمی از کارشناسان و نخبگان آن علم جمع می شوند و در مورد چگونگی انجام و شرایط و فرصت ها و تهدیدهای آن طرح و برنامه صحبت کرده و به یک جمع بندی کلی می رسند و در خصوص اجرا و عدم اجرای آن به توافق می رسند.
این روال بی شک در تمام دنیا به جز کشورهای وارد کننده علم و تکنولوزی اجرا می شود .
ولی در کشور ما اگر طرح های رفاهی ومادی قرار باشد اجرا شود به صورت آزمایشی در وزارت نفت و اقتصاد و بانک ها و... اجرا می شوند ولی اگر طرحی خام ونپخته باشد و به دنبال موش آزمایشگاهی باشند شک نکنید که آموزش و پرورش بهترین گزینه است .
در چند سال گذشته طرحهای بسیاری توسط وزرای محترم آموزش و پرورش در این نهاد اجرا شد که مدت زمان مدیدی نکشید که به شکست انجامید درحالی که قبل از اجرا نه با اهل فن و نه با مدیران و معلمان مشورت نشد و حتی هشدار اهل فن را نشنیده گرفتند که مدارس قرآنی، مجتمع های آموزشی، تغییر نظام آموزشی و... نمونه بارز این طرح ها بود. ولی با این حال در پی طراحی طرحهای جدیدی هستند که بدون حضور نظر معلمان و صاحب نظران حوزه آموزش و پرورش کشورمان حتما"محکوم به شکست است.


اما طرحی که امسال با ابتکار وزیر محترم و تبلیغ در شبکه های تلویزیونی در مدارس دوره اول متوسطه اجرا شد طرح ایران مهارت بود که صرفا" می خواست تعطیلی مدارس در روز پنجشنبه را منکر شوند و ادعای تغییر و حرکت نو درآموزش وپرورش را داشته باشد و از کرامات شیوخ وزارت خانه بگوید و باز بیراهه ای دیگر فراروی تعلیم و تربیت بگشایند و اذهان را از مطالبات و معوقات معلمان به سویی دیگر بکشاند شاید بتواند چند صباحی بیشتر در مسند صدارت بماند.


اما موارد زیر می تواند به عنوان نظر و ایراد طرح ، جهت اطلاع کارشناسان و برنامه ریزان وزارت محترم مد نظر قرار گیرد:
1-طرح ایران مهارت موازی کاری با فعالیت هنرستان های فنی حرفه ای و کاردانش می باشد و بهتر است به جای گنجاندن این طرح در دوره اول نسبت به افزایش کیفیت آموزش حرفه ای در هنرستانها توجه شود تا دانش آموزان در دوره دوم متوسطه از این آموزش ها جهت اشتغال درآینده بهره ببرند. دانش آموزی که در 3 ساله هنرستان این آموزشها را یاد نگرفته در دوران متوسطه اول با تعداد ساعت و فرصت کم چگونه عالم به این علم خواهد بود؟


2- اهداف این طرح کارشناسانه نبوده، چرا که آموزش به تعداد ساعت محدود و با کمترین امکانات و به صورت تئوری و نظری حتما" عقیم خواهد ماند ضمن آنکه دانش آموز و خانواده ها نسبت به چنین آموزشهایی احساس نیاز کنند تا بتوانند مشارکت کنند. به معلمان کمک کنید به فرزندان این سرزمین خوب زیستن ، شاد بودن ، جامعه پذیر بودن و انسان بودن را بیاموزند


3- بار مالی این طرح که به دوش اولیاء می باشد با توجه به مشکلات معیشتی مردم چگونه توجیه می شود؟ وزارت خانه ای که از واریزی سرانه به مدارس خود عاجز است و بار همه مسئولیتها بر دوش مردم است و پرچم مبارزه با مافیای کنکور و کتب کمک آموزشی و کلاسهای آزاد سر می دهد چگونه بار مالی مضاعفی به دوش اولیاء می اندازد؟
اگر توانایی اجرای طرحی بدون گدایی از مردم را ندارید تو را به خدا دست از سر مردم و بچه های معصوم بردارید.


4- آیا وزارتخانه محترم عهد اخوت با سازمان فنی وحرفه ای بسته است ؟ آیا به آنها قول مساعد داده تا کانال درآمد واشتغال برای آنها و آموزشگاههای آزاد فنی حرفه ای درست کند؟ سازمان فنی و حرفه ای و آموزشگاه های تابعه آنها بدون اینکه نقشی در امر آموزش یا فعالیت در این طرح داشته باشند ، مدعی دریافت حق الزحمه می باشند و صرفا" صادرکننده گواهی مهارت خواهند بود که عملا" ارزش علمی یا کاربردی نخواهد داشت .

نقدی بر طرح ایران مهارت

5- ما مدعی نیستیم که همه چیز را می دانیم ولی سالهاست هشدار داده ایم طرحهای بدون کارشناسی شده و تنها متمرکزشده در مغزهای متفکر وزارتخانه محکوم به شکست هستند و این روال همچنان ادامه دارد.


6- طرح ایران مهارت می تواند به عنوان یک ماده درسی موظفی به دانش آموزان به جای هنر یا دروس اختیاری دیگر داده شود و آموزش آن به صورت جدی و با لحاظ ماده درسی بودن مثمر ثمر واقع شود و نیازی به حضور سازمان فنی و حرفه ای نیست.


7- اجرای عجولانه این طرح و اجرای آن در روزهای پنجشنبه صرفا" تبلیغاتی و فرار رو به جلو از طرف مسئولین وزارتی بوده که مدعی باشند مدارس ما تعطیل نیست و با هزینه اولیاء برای فرزندانشان کلاس فوق برنامه اجرا می کنیم، تا دوباره پدرانی نزد فرزندانشان شرمنده جیب های خالی شان باشند . آفرین بر اعتقاد و ایمان تان که فقیر را شکسته تر می خواهید.


8- پرداخت حق الزحمه ابلاغی در این طرح نیز جالب می باشد: که در آن عوامل اجرایی مدرسه که حداقل 4 نفر هستند تنها 10% دریافت می کنند (  10درصد به 4نفر) و آموزشگاههای فنی که تنها صدور گواهی دارند 20% و مربی که مسئولیت آموزش و زحمات کلاس بر دوش اوست 30%دریافت می کند .حال شما حساب کنید در این میان ، چه کسانی کیسه دوخته اند؟


راستی آقای وزیر از تاراج صندوق ذخیره و مطالبات و معوقات معلمان چه خبر؟


به هر حال آنچه به عنوان یک معلم می باید گفت ، گفتم و می دانم شاید به خاطر انتقادم مذمتها خواهم کشید و حتی گوش شنوایی نخواهد بود. ولی ایمان دارم طرحی که شما ساخته اید ابتر خواهد ماند و اذعان خواهید داشت که جلسات کارشناسی شما چندان هم کارشناسانه نبوده است.


فقط امیدوارم یاد بگیرید که هر تغییر و تحولی در نظام آموزش وپرورش که بتواند جوابگو باشد و مثمر ثمر واقع شود بدون مشارکت و همفکری معلمان این دیار ممکن نخواهد بود. مو سفید کرده ها و قد خمیده های کلاسهای درس بهترین مشاور شمایند که شما سالهاست فراموش شان کرده اید، قبل از اجرای هر طرحی از معلمان تان نظر بخواهید و صبور باشید تا بهترین ایده ممکن محقق شود.  ما مدعی نیستیم که همه چیز را می دانیم ولی سالهاست هشدار داده ایم طرح های بدون کارشناسی شده و تنها متمرکزشده در مغزهای متفکر وزارتخانه محکوم به شکست هستند و این روال همچنان ادامه دارد
از انتقاد نهراسید، منتقد را فدای منافع خویش نکنید، چرا که اگر حق را امروز عیان نکنند فردای قیامت دیر است. معلم نم یتواند ببیند و دم نزند، او خاک خورده ی کلاسهای درس است و همه فرزندان این سرزمین را چونان بچه های خود می پندارد و دوست دارد فرزندانش قبل از هر آموزش کلاسی وطرح ابتکاری ، زندگی کردن را بیاموزد.


آنچه از مدارس و معلم انتظار داشته ایم تحویل دکتر و مهندس به خانواده ها بوده است. دست از سونامی دکتر بودن برداریم .

بگذاریم براساس آموزه های دین مان کودکان کودکی کنند و در لحظه شاد باشند. خسته شده اند از بس که پزشکان و...را مثال زده ایم.
به معلمان کمک کنید به فرزندان این سرزمین خوب زیستن ، شاد بودن ، جامعه پذیر بودن و انسان بودن را بیاموزند.

نقدی بر طرح ایران مهارت

به آنها بیاموزند که زندگی تنها پزشک شدن نیست ، زندگی سرشار از عشق و محبت به دیگران است ، همه شغل ها ارزشمندند ، نه پول مایه ی آرامش است و نه میزهای ریاست.
آنچه ارزش دارد زندگی کردن شاد و خوب است و خدمت به هم نوع در هر لباس و کسوتی که باشند.

فرندان ما به آرامش روانی نیاز دارند نه فشار مضاعف آموزشهای کلاسی ، بگذارید از آنچه انجام می دهد لذت ببرد شاید از کارگری در محیط تولیدی بیشتر از پزشک بودن لذت ببرد .

نقدی بر طرح ایران مهارت

زندگی همان لحظه ای است که در آن قرار گرفته ایم ، لحظه ها را خوب زندگی کنید.

بگذارید بچه ها زندگی کنند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ به مناسبت هفته بزرگداشت پژوهش نشست خبری در سالن همایش خلیج فارس موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار گردید .

در این نشست قرار بود « حیدر تورانی » سرپرست سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی  و « فرهاد کریمی » رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش پاسخ گوی پرسش های خبرنگاران باشند اما سرپرست سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی بدون هر گونه توضیح و یا عذرخواهی از حضور در این نشست خودداری کرد .

در این نشست ، « صدای معلم » پرسش هایی را مطرح کرد .

بخش نهایی را می خوانید .

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

تازه های دنیای دیجیتال و ماموریت آموزش و پرورش

پنجاه سال پیش، دقیق همان زمانی که خروشچف "رهبراتحاد جماهیر شوروی" به کارخانه های اسلحه سازی و دودکش های کشور خود می بالید و می گفت:
"به زودی از نظراقتصادی رقبای خود را خواهیم بلعید"
در حدود سال ۱۹۶۰ "پل باران آمریکایی نویسنده ی داستان های خیالی، کتابی نوشت که بعدها بنای دنیای دیجیتال را روی آن پایه گذاری کردند. نام آن کتاب "درباره ی شبکه ی ارتباط گسترده" بود.

وزارت دفاع آمریکا ۹ سال پس از خلق آن داستان، به " آژانس پروژه های تحقیقاتی" خود ماموریت داد تا در جهت تحقق این رمان خیالی کار کند .

این تحقیقات در سال ۱۹۹۲ یعنی ۲۶ سال پیش به اینترنت ختم شد.اینترنت یا انبوه کامپیوتر به هم پیوسته، نمادجهان فراصنعتی یا موج سوم است. بدون هیچ درنگی می توان از موج سوم به عنوان انقلاب یادکرد، به دلیل این که در همه ی ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی دگرگونی ژرف و شگرفی به وجودآورده است. اگر منشا یا سرچشمه های قدرت و توانایی در عصر سنتی و صنعتی "زور" و "ثروت" بود در عصر اینترنت سرچشمه ی قدرت دانایی شد.

برخی از ویژگی های منشاء قدرتی به نام دانایی را چنین برمی شمارند:
یکم:
دانایی مثل زور و ثروت در انحصار "زورمندان" و "ثروتمندان" نیست، دانایی یک منشاء قدرت فراگیر است و در دست طبقه ی خاصی نیست، هرکس می تواند در هرکجای زمین که باشد با تلاش فردی به دانایی دست یابد و قدرتمند شود چرا که"توانایی در دانایی است" یا به تعبیری دیگر "دانایی، توانایی است، همان سخنی که هزارسال پیش حکیم توس گفت:

تازه های دنیای دیجیتال و ماموریت آموزش و پرورش

"توانا بود هرکه دانا بود"
دوم:
"دانایی" تمام ناشدنی است و نامحدود است درحالی که هر"کیفی" آخر سر، خالی و هر "تفنگی" گلوله اش تمام می شود اما دانایی کم نمی شود، از بین نمی رود چه بسیار کسانی که فروغ دانایی شان بعداز مرگ، درخشان تر می شود ،هر چه از دانایی هزینه شود از آن کاسته نمی شود بلکه افزونتر می شود.


سوم:
دانایی با خشونت همراه نیست!

با قدرت دانایی، دشمن به دوست تبدیل می شود و مانند زور و ثروت انتقام درپی ندارد. در عصر انقلاب کشاورزی خیش وسیله ی کلیدی بود و در عصر انقلاب صنعتی گاوآهن هم از ابزار کلیدی بود اما در انقلاب دیجیتال رایانه کلید مطلق توسعه است! یعنی دانایی که سرچشمه ی قدرت است از راه تسلط بر دنیای کامپیوتر و تکنولوژی فکر، به دست می آید .

در عصر فراصنعتی ، یا "عصر دیجیتال و دنیای رایانه" کشور و ملتی قدرتمند می شود که برنامه های توسعه گرای آن با محوریت دیجیتال و رایانه باشد در غیراین صورت هدردادن منابع به حساب می آید.

جابه جایی "قدرت" از "زور و ثروت" به "دانایی" با زلزله های شدید و پس لرزه های پیوسته و مداومی همراه شده است که در مبحث گذشته به بخشی از تعارضات درمسایل اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی اشاره شد اما نمود این تعارضات در مسایل اقتصادی چنان زیاد است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد.

اگر امروز می بینیم برخی از نمایندگان مردم در مجلس، هنوز دنبال احداث صنایع بزرگ صنعتی دراستان ها هستند و مردم را با وعده ی ایجاد صنایع سنگین در مناطق می فریبند ؛
اگر هنوز می بینیم برخی از دولتمردان و نمایندگان مردم از یک طرف برای جوانان بیکار "نوحه سرایی" می کنند! و فقر مردم را فریاد می کشند! واز طرف دیگر با مظاهر و نشانه های دنیای موج سوم و دیجیتال، مخالفت می کنند و درخواست می کنند:
 اینترنت، قطع شود!
 دولت برای کاربران اینترنت، محدودیت ایجاد کند!
 دنیای مجازی را سد راه توسعه است!! دولت برخورد کند!!
نشان از این دارد که:


این"اهل خواص" یا درک درستی از سمت و سوی حرکت جامعه ی بشری ندارند!
یا دارند اما چون کالایی درشان مشتریان دشخوار پسند دنیای جدید ندارند، برای همین منافع خودرا بر منافع عمومی ترجیح می دهند!


 نگارنده باور دارد هر دو شکل آن محتمل است! در هر صورت، مخالفین کامپیوتر و توسعه ی اینترنت، دشمن مردم به ویژه جوانان بیکار هستند یا دشمن جاهل یا دشمن آگاه!

امروز میزان قدرت و توانایی دولت ها و ملت ها به تعبیر مائوتسه که می گفت: "به لوله ی تفنگ بستگی دارد" به لوله ی تفنگ بستگی ندارد، به ایجادصنایع سنگین بستگی ندارد بلکه به قطر لوله های "فیبرنوری" بستگی دارد که دولت ها به درب خانه های مردمشان می کشند!

ما در عصر صنعتی، دانش آموزان را برای کارخانجات صنعتی، دودکش ها، ادارات و بوروکراسی تربیت می کردیم!
 آیا امروز که کارخانجات کوچک شده اند ، دودکش ها معدوم شده اند ، ادارات از نیروهای متوسط درس نخوان اشباع شده اند! هنوز قصد داریم این دانش آموزان را برای دنیای گذشته، تربیت کنیم!؟
اگر چنین نیست چه نشانه هایی پیدا می کنیم که ما نگاه و نگرش، روش و ابزارمان را تغییر داده ایم!؟

ادامه دارد

بخش دوم


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تازه های دنیای دیجیتال و ماموریت آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

اجرای برنامه درسی در آموزش و پرورش و موانع و چالش های نظام آموزشی  اگر چرخه مدیریت برنامه ریزی درسی را شامل : بررسی نیازها، طراحی، تدوین، اجرا و ارزشیابی  بدانیم، به نظر می رسد مديريت اجراي برنامه هاي درسي به عنوان چهارمین مرحله در تمامي نظام هاي آموزشي  در قياس با امر توليد برنامه هاي درسي به جهت وسعت کار اجرا، پيچيدگي هاي ابعاد اجرايي برنامه ها، متناسب سازي برنامه ها با نيازها و...سخت تر بوده و توان و انرژي به مراتب بيشتري را از حوزه اجرا  در سطوح مختلف طلب مي کند.

 

در حال حاضر اجراي برنامه هاي درسي  در آموزش و پرورش را مي توان با اين عبارتها توصيف کرد:

-در چرخه مدیریت  برنامه ریزی درسی معمولا از سه نوع برنامه درسی "قصدشده"، "اجراشده "و"کسب شده "سخن به میان می آید. برنامۀ درسی قصدشده، که به آن  گاهی اوقات برنامه درسی" رسمی" یا "نوشتاری" هم گفته می شود(شرینگ، 1998). به منطق، و جهت گیری های برنامه درسی، شایستگی ها، جغرافیای محتوایی، راهبردهای یاددهی-یادگیری، ارزشیابی در یک برنامه درسی اشاره دارد. (چارچوب حوزه های یادگیری،1396).

برنامۀ درسی اجرا شده ، به فعالیت ها یا تجربیات متفاوت یادگیری دانش آموزان برای دستیابی به پیامدها و نتایج برنامه درسی قصد شده گفته می شود.(ترنس، 2011). این برنامه در سطح مدرسه و کلاس درس اتفاق می افتد و در واقع تفسیر و برداشت معلم از برنامۀ درسی قصد شده است که با عنایت به تجربه وی در مدرسه اجرا می شود(اشمیت،1997).

برنامۀ درسی کسب شده، همان یادگیری هایی است که  دانش آموزان به جهت اجرای برنامه درسی توسط معلم در قالب دانش ها، مهارتها و نگرش ها کسب می کنند(مونیکا،2003).که در قالب شاخص های عملکردی و نمرات آزمونی معین می گردد(کلاریس،2011).

اجرای برنامه درسی در آموزش و پرورش و موانع و چالش های نظام آموزشی

باید اذعان کرد که فاصله قابل اعتنایی بين برنامه هاي قصد شده و برنامه هاي اجراشده و برنامه هاي کسب شده/که منجر به کاهش اثربخشي برنامه ها شده است وجود دارد.(چندین پژوهش در این خصوص انجام شده که این فاصله را تایید می کنند از جمله حاجی تبار، 1392 ؛ حیدری، 1389 ؛ احودی، 1388 شعبانی 1387 ؛ مفتخر، 1386 ؛اخلاقی، 1383، مهربان،1397)

-برنامه هاي درسي آن چنان که شايسته است در حوزه عمل و اجرا به خوبي مراقبت نمي شود.یعنی نظام روشنی برای ارایه خدمات و پشتیبانی به مدارس وجود ندارد .(حاجی تبارفیروزخانی و دیگران،1395).

متاسفانه در نظام آموزشی ما پس از تولید وتوزیع برنامه های درسی ، انگار کار،  تمام شده است .( برنامه هاي موجود در زمينه آماده سازي معلمان و ارایه خدمات به منظور مراقبت و نگهداشت از برنامه های درسی...بيشتر يك شوخي است تا يك كار جدي و حرفه اي در طراز نظام آموزشی ما)  بخش قابل توجهی از مدارس ما شبیه اتومبیلی هستند ، که هر آن در جاده ها نیازمند خدمات پشتیبانی هستند و خبری از ارایه خدمات به صورت حرفه ای نیست. و نظام آموزشی، به عنوان یگانه تولید کننده برنامه های درسی( کتاب درسی) برای ارایه خدمات ، نظام معین و تعریف شده ای ندارد. سالهاست در رابطه با برنامه درسی قصد شده، اجراشده و کسب شده پژوهش می شود و همواره بین این سه نوع برنامه فاصله قابل توجهی می بینیم

 

- عدم تعلق خاطر به برنامه هاي درسي در سطوح مختلف حوزه اجرا (اعم از ستاد/ ادارات کل/ مناطق/ مدارس) به علت درگير نبودن جدي در فرايند توليد و چرخه توليد برنامه هاي درسي(ادیب،1386، صادقیان،1387). توضیح بیشتر اینکه نظام برنامه ریزی درسی دو سطحی است، یعنی در ستاد و توسط سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، برنامه های درسی برای تمامی دوره های تحصیلی به صورت متمرکز  و در قالب کتاب های درسی تهیه و در اختیار مدارس قرار می گیرد.و انتظار این است که این کتابها به خوبی توسط معلمان اجرا گردد، دو سطح دیگر یعنی استان (ادارات کل) و مناطق و شهرستانها با مجموعه وسیعی از کارشناسان و مدیران بعنوان عوامل درگیر در برنامه های درسی که نقش بسیار مهمی در چگونگی اجرای درست برنامه های درسی دارند. کاملا نادیده گرفته می شوند.

بنابراین مجموعه افراد در سطح استان، مناطق و مدارس به علت نداشتن مشارکت در تصمیمات برنامه های درسی تعلق خاطر کمی نسبت به این برنامه های تولید شده توسط ستاد دارند.

 

- سطوح مختلف حوزه اجرا و دانش آموزان مشتريان برنامه هاي درسي هستند.متاسفانه توليد کنندگان برنامه هاي درسي به نيازها  و دغدغه هاي آنها اگر نگوييم بي اعتنا هستند ولي توجه اي جدي و د رخوری انجام نمی گیرد.(مظاهری، 1395). به عبارت ديگر برنامه هاي درسي توليدي بيشتر تابع اراده مدیریتی  است تا پاسخگوي نيازهاي مشتريان (حداقل آن بخشي که امکان پذير است) ولي به خاطر ضعفي که در مکانيزم هاي سطوح مختلف اجرايي وجود دارد.اين حداقلها هم مورد توجه قرار نمي گيرد. سالهاست در رابطه با برنامه درسی قصد شده، اجراشده و کسب شده پژوهش می شود و همواره بین این سه نوع برنامه فاصله قابل توجهی می بینیم

 

- مناسبات معاونت هاي  آموزشي دوره ابتدايي و متوسطه با سازمان پژوهش در مقوله فرايند توليد برنامه هاي درسي منفعلانه و پذيرنده است.و به نظر مي رسد ضعف در شبکه حوزه اجرا (بنا به ساختار موجود)،داده هاي مناسب و علمي رادر جهت دهي به توليدکنندگان برنامه هاي درسي به صورت نظامند فراهم نمي کند(با اينکه ظرفيتهاي فوق العاده اي در  همه سطوح حوزه اجرا وجود دارد.ولي چون به درستي رويه ها پيش بيني نشده.نظام برنامه درسي را از اين توانمندي محروم ساخته است)

 

- درک و زبان مشترک و روشني از برنامه هاي درسي نزد عوامل درگير در سطوح مختلف حوزه اجرا (ستاد/اداره کل/مناطق/مدارس) ظاهرا" وجود ندارد (صادقیان،1387). به عنوان مثال ، اخیرا معاون دوره ابتدایی وزارت آموزش و پرورش خانم حکیم زاده در نشستی مطرح کردند که "هدف های اصلی دوره ابتدایی پرورش مهارتها، خلاقیت و قوه تفکر دانش آموزان است ".(پورتال روابط عمومی معاونت آموزشی دوره ابتدایی،1397).  در صورتی که اهداف دوره های تحصیلی در قالب ساحت های 6 گانه تربیت (ساحتهای تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی واخلاقی-زیبایی شناسی و هنری-زیستی و بدنی-علمی و فناورانه-اجتماعی و سیاسی-اقتصادی و حرفه ای ، مصوب10/2/1397شورایعالی) برای دوره اول ابتدایی14 هدف وبرای دوره دوم ابتدایی 18 هدف تصویب شده است. اینکه ارتباط این اهداف با فرمایشات خانم حکیم زاده چه نسبتی دارد خیلی روشن نیست . به نظر می رسد ایشان درک و یا علایق خودشان را به جای اهداف مصوب مطرح کرده اند.

- تلقي نادرست نزد مديران مبني براينکه :"حوزه اجرا در امتداد برنامه هاي درسي است."که مبين نگاه خطي است.نه حلقوي.تا زماني که نگاه خطي به حلقوي تغيير نيابد وضع بر همين منوال خواهد بود ؛ به عبارت دیگر این ارتباط ضرورت دارد از یک تعامل پویا برای پاسخگویی مناسب و به موقع برخوردار باشد.تا امکان اصلاح متناسب برنامه ها را با موقعیت های اجرایی فراهم گردد. موردی که هم اکنون به خاطر نگاه خطی وجود ندارد.

ضروریست که نحوه مشارکت دادن ذینفعان در تمامی مراحل یا چرخه مدیریتی برنامه ریزی درسی مورد توجه قرار گیرد

- تعريف دقيقي از نقش سطوح مختلف حوزه اجرا با برنامه هاي درسي ظاهرا"نشده است . یعنی نسبت عوامل درگیر در سطوح مختلف استانی (شامل مدیران، کارشناسان) ، منطقه ای ( مدیران و کارشناسان) و مدرسه ای ( مدیر، معاونین، معلمان) در فرایند برنامه ریزی درسی به خوبی مشخص نشده است. بدیهی است که نسبت آنها با برنامه های درسی یکسان نیست. همچنین معلوم نیست با چه زمینه اطلاعاتی باید نقش شان را  نسبت به آماده سازی برنامه ها و نیروی انسانی ایفا کنند.

 

- از يک الگوي علمي نظارت بر ابعاد کيفي برنامه هاي درسي جهت شناسنامه دارکردن استانها، مناطق، مدارس بهره گرفته نمي شود. در این خصوص باید اذعان کرد که  الگوی مناسبی برای نظارت در خصوص چگونگی اجرای  درست برنامه های درسی وجود ندارد. همچنین برنامه های درسی از نوعی مراقبت و ارایه خدمات پشتیبانی برخوردار نیستند.   

در نظام آموزشی ما پس از تولید و توزیع برنامه های درسی ، انگار کار، تمام شده است .( برنامه هاي موجود در زمينه آماده سازي معلمان و...بيشتر يك شوخي است تا يك كار جدي و حرفه اي در طراز نظام آموزشی ما) بخش قابل توجهی از مدارس ما شبیه اتومبیلی هستند ، که هر آن در جاده ها نیازمند خدمات پشتیبانی هستند و خبری از ارایه خدمات نیست. و نظام آموزشی، به عنوان یگانه تولید کننده برنامه های درسی( کتاب درسی) برای ارایه خدمات ، نظام معین و تعریف شده ای ندارد.

 اجرای برنامه درسی در آموزش و پرورش و موانع و چالش های نظام آموزشی

- در اختيار مدارس وحوزه اجرا فقط کتاب درسي به عنوان نقشه يادگيري  و راهنمای عمل تربیتی قرار مي گيرد.کتاب درسي يک پيشنهاد پداگوژيک و یک فهم براي يک برنامه (نقشه يادگيري) است و با انتظارات مورد نظر يک برنامه درسی مي تواند فاصله داشته باشد.همچنين کتاب درسي نمي تواند تکليف ذينفعان برنامه شامل مديران سطوح مختلف اجرا و خانواده ها و...روشن نمايد.و  به همین دلیل باعث نگاه جزیره ای در نظام آموزشی شده است.حضور طرح ها و برنامه های متعدد از سوی معاونتهای مختلف آموزش و پرورش مانند طرح تدبیر، تکریم و ... حاکی از نگاه غیر یکپارچه و نامتوازن در مدیریت برنامه های درسی است.

 

می توان به این فهرست موارد دیگری هم اضافه  کرد.

و اما راهکار درست اجرا شدن برنامه های درسی می تواند از طریق توجه به سه اقدام به شرح زیر باشد:

الف : استقرار درست برنامه های درسی از طریق تولید الگوی مناسب  برای اشاعه برنامه های درسی:

زمانی برنامه درسی در مراکز آموزشی مستقر می شود که دو نشانه (استقرار  فیزیکی ، استقرار مفهومی) مشاهده گردد.

- استقرار فیزیکی : یعنی برنامه های درسی پیش بینی شده(فارغ از چند و چونش)  در هر مرکز آموزشی قابل مشاهده باشد. در نظام آموزشی ما (فعلا) معنایش این است که کتابهای درسی در مدارس مبنای عمل کار آموزشی باشد.که خوشبختانه در این مورد مشکلی نداریم (چون آموزش و پرورش به صورت متمرکز کتابهای درسی را در اختیار مدارس قرار می دهد). اما به تنهایی نمی تواند نقش راهنمای عمل تربیتی را برای مراکز آموزشی ایفا کند. بنابراین  ضرورت دارد یک برنامه درسی مدرسه ای به عنوان چارچوب انتظارات در سطح ملی و محلی برای هر دوره تحصیلی تهیه و در اختیار مراکز آموزشی قرار گیرد.

مولفه های برنامه درسی مدرسه ای در یک دوره تحصیلی چنانچه بنا باشد تهیه شود شامل (ماموریت دوره تحصیلی، شایستگی های  مورد نظر دوره بعنوان حد یادگیری، جدول دروس یا حوزه های یادگیری، اصول حاکم بر برنامه های درسی دوره، مهارتها و ارزشهای مشترک دوره تحصلی،  راهبردهای مورد تاکید ، محیط های یادگیری ، نظام ارزشیابی ، نقش مراکز آموزشی و بخصوص معلمان در چگونگی اجرای برنامه های درسی ،شناسنامه دروس یا حوزه های یادگیری مشتمل بر: " منطق حوزه یادگیری، اهداف یا شایستگی های حوزه های  یادگیری، جغرافیای محتوایی حوزه یادگیری"،

- استقرار مفهومی: یعنی برنامه های درسی که بنا است در مراکز آموزشی اجرا شود به خوبی توسط معلمان، مدیران و دیگر ذینفعان بخوبی درک شود و این همان مشکلی است که نظام آموزشی ما سالهاست گرفتارش شده. بعبارت دیگر مشکل ما این است که برنامه های درسی تولید شده به خوبی توسط عوامل درگیر  فهم نمی شود. همانطور که قبلا گفته شد ، مصداق این ادعا این است که سالهاست در رابطه با برنامه درسی قصد شده، اجراشده و کسب شده پژوهش می شود و همواره بین این سه نوع برنامه فاصله قابل توجهی می بینیم.

این مشکل از طریق  الگوهای مناسب اشاعه به منظور درست اجرا شدن  برنامه های درسی می تواند انجام گیرد. موردی که تاکنون در نظام آموزشی ، مورد غفلت  قرار گرفته است. بعبارت دیگر برای اینکه اشاعه برنامه درسی به خوبی انجام گیرد. نظام آموزشی بر اساس انتظارات پیش بینی شده در برنامه درسی مدرسه ای می بایست یک تصویر دقیقی از نسبت عوامل درگیر در برنامه های درسی در سطوح مختلف ( ستاد، اداره کل استان، مناطق، مدرسه)  داشته باشد و متناسب با نیازی که بر اساس نقش شان دارند بسته های مورد نیاز آشنایی با برنامه درسی را فراهم نماید.

 

ب-مراقبت و نگهداشت برنامه های درسی از طریق نظام نظارت و ارایه خدمات پشتیبانی برنامه هاي موجود در زمينه آماده سازي معلمان و...بيشتر يك شوخي است تا يك كار جدي و حرفه اي در طراز نظام آموزشی ما

در نظارت سه موضوع مهم مطرح است :

مراقبت، هدایت و پشتیبانی اطلاعاتی.

لازم است به هنگام اجرای برنامه از انطباق اقدامات با تدابیر تعیین شده اطمینان حاصل کرد. در عین حال همواره این موضوع مطرح است که اجرای برنامه با واقعیات پیش بینی نشده مواجه شود و در چنین شرایطی ضروری است" هدایت « و » مراقبت « که برنامه به مسیر خود باز گردد. این دو پدیده را با عناوین مراقبت و هدایت می توان تعریف کرد. همچنین این دو پدیدۀ ضروری اجرای برنامۀدرسی، وقتی قابل انجام هستند که جمع آوری شواهد و اطلاعات از اجزای مختلف برنامه در گسترۀ زمانی و مکانی آن انجام پذیرد و با تحلیل و تدوین مناسب و به موقع همراه شود و در اختیار اشخاص ذی ربط قرار گیرد.(حاجی تبارفیروزخانی و دیگران،1395).

 

ج- توسعه برنامه های درسی از طریق طراحی چرخه مشارکت دهی ذینفعان در تصمیمات برنامه های درسی

يعني کيفيت بخشي به برنامه هاي درسي از طريق عوامل درگير در اجراي برنامه ها واثر گذاشتن بر فرايند توليد برنامه هاي درسي/يعني فعال شدن ذينفعان در سطوح مختلف شامل مدارس، كارشناسان مناطق، كارشناسان در سطح استان و ستاد درفرايند توليد برنامه هاي درسي (متاسفانه از ظرفیتهای ملیونی  دانش آموزا ن و خانواده های آنان به عنوان مشتریان برنامه های درسی و همینطور جمعیت صدها هزاری معلمان و مدیران بعنوان ذینفعان و چندین هزاری کارشناسان و مدیران در سطح مناطق آموزشی، ادارات کل استانها و بخش های مختلف حوزه ستادی به عنوان عوامل درگیر در تصمیمات برنامه های درسی به خوبی استفاده  نمی شود).

بنابراین ضروریست که نحوه مشارکت دادن ذینفعان در تمامی مراحل یا چرخه مدیریتی برنامه ریزی درسی مورد توجه قرار گیرد.

 

منابع:

- حاجی تبار، فیروز، حسن ملکی و احمدی، غلامعلی(1395)، طراحی و اعتبارسنجی الگوی مفهومی کاهش فاصله برنامه درسی قصد شده، اجراشده و کسب شده در نظام اموزش عمومی ایران. دو فصلنامه نظریه و عمل در برنامه ریزی درسی.

- مومنی مهمونی، حسین، کرمی، مرتضی و مشهدی، علی(1389(، بررسی نقش عوامل کاهش دهنده فاصله بین برنامۀ درسی قصدشده، اجراشده و تجربه شده در اموزش عالی،دو فصلنامه مطالعات برنامۀ درسی آموزش عالی.

- صادقیان، نبی اله،(1387)،  طرح اجمالی درست اجرا شدن برنامه درسی. سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی.

- صادقیان ، نبی اله (1387) ، چارچوب حوزه های یادگیری، سازمان پژوهش وبرنامه ریزی آموزشی.

 

-Clarisse, A. M. H. (2011). Intended VS.Implemented. VS. Achieved- curriculum. http//www.Scribd.com/dog/ 38747022/ Intended-VS.

-Monica,J(2003(..A study of textbooks as the potentially implementedcurriculum.. Department of Mathematics

-Terence, S. P. (2011). Assessing the curriculum .Dangkusay.http//www.Scribd.com/dog/ 61986229/ Intended-VSImplemented-VS- Achieved- curriculum

-Tshering,Y (1998).The Intended and the Taught curriculumin Grade 6 Geography in Bhutan :A curriculum Audit. In the Department of curriculum and Instruction, The university of new RUNSWICK.April

-Schmidt,M.H.et al (1997). Many visions, many aims: across national investigation of curricular intentions in school Mathematics (vol.1).Dordrecht : Kluwer.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اجرای برنامه درسی در آموزش و پرورش و موانع و چالش های نظام آموزشی

منتشرشده در پژوهش

نظرسنجی

نظر شما درباره حذف زبان انگلیسی از برنامه درسی مدارس و تفویض آن به موسسات خصوصی با مسئولیت خود والدین چیست ؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور