صدای معلم

بالاترین رکورد مطالعه نوشته ها در صدای معلم ، از آغاز تاکنون چند نفر است/ از جمعه 3 مهر سال 94 ساعت 15/23 تاجمعه 13 شهریور سال 96 ساعت 15 / 11 ، جمعا 161917 نفر از آن بازدید کرده اند/ همه در مدرسه مثل اعضای یک خانواده هستند و پُزهای مرسوم مدارس ما را ندارند/ استخدام معلم در کشور فنلاند بسیار دشوار است و تمامی معلمان دوره ابتدایی کارشناس ارشد هستند/ ما پرورش را از آموزش جدا کرده ایم . آموزش وظیفه معلم و پرورش وظیفه ی دبیران پرورشی/ در یک اداره ی آموزش و پرورش اگر دقت فرمایید چند سرپرست یا معاون داریم/ مشکلات بنیادی ، تحولات بنیادی می طلبد و گرنه مشکل آموزش و پرورش ما تا زمانی که ثبات مدیریتی و ثبات حقوقی نداریم ، حل و فصل نخواهد شد ....

منتشرشده در یادداشت

آذربایجان شرقی

منتشرشده در نامه های دریافتی
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

صداي معلم دقت كند

تهران

منتشرشده در نامه های دریافتی

مقایسه نظام آموزشی ایران و سایر نظام های آموزشی جهان  در بحث "ایران در نقشه رتبه بندی آموزش و پرورش جهان ناپدید گردیده است... رتبه کشور ما چندم است؟ " ( این جا ) آنقدر مسلیل ریز و درشت ارزشمندی برای تحلیل آموزش و پرورش کشورمان نهفته است که از زوایای گوناگونی می توان به تجزیه و تحلیل پرداخت. در زیر تا حد توان به مواردی اشاره می شود:

  نقش و تأثیر آموزش دوره ابتدایی در سایر دوره ها و جامعه:
آنچه که در بررسی کشورهای برتر آموزشی جهان ملاحظه می شود سرمایه گذاری و برنامه ریزی در دوره ابتدایی توسط آنان است. به خاطر دارم سخن استادم که به ما دانشجوها می گفت:سرمایه گذاری در آموزش و پرورش همانند درخت گردوست یعنی دیر بازده و پر بازده . اما کجاست درایت و خردمندی مسئولین آموزش و پرورش ما. آنان شتاب زده در طی 4 سال وزارتشان به دنبال کسب برتری هستند لذا اندیشیدن به چنین مسایلی از دست دادن افتخارات خدمت شان است. برای همین اگر دقت کنید برای جلب آرای فرهنگیان ،همیشه از میزان حقوق و افزایش آن سخن می گویند همان شکلات دادن ما به یک کودک برای حرف شنوی.آنان به شعور و خِرد ما فرهنگیان اهانت می کنند.
دوره ی ابتدایی بعد از نهاد خانواده نقش جامعه پذیری و درونی کردن ارزشها را برعهده دارد و نقشی چنین بنیادی چگونه از مدنظر وزرای آمده و رفته پنهان می ماند. اگر پویایی و دینامیک بودن دوره ابتدایی را همین امروز وزیر جدید در نیابید شما نیز راه گذشتگان را به خطا ادامه خواهید داد.

   در کشور فنلاند یعنی رتبه پنجم جهان در بین برترین های آموزشی ، 6 سال دوره ابتدایی را از معلمان ثابتی استفاده می کند یعنی فقط یک نفر. معملین آنها چقدر باسواد و توانا هستند که این وظیفه را برعهده می گیرند. حال شما مسئول هستید تجزیه و تحلیل کنید که شرایط جذب معلم ، تعداد معلم و ... در این کشور چگونه انجام می شود؟
یا در کشور کانادا ، هفتمین رتبه برتر آموزش جهان ، اولویت سرمایه گذاری در دوره ی ابتدایی است.
سرمایه گذاری ما در کدام دوره است ؟ یا اصلا ما سرمایه برای سرمایه گذاری داریم؟

هنوز نگرش حقارتی رشته های آموزشی در کشور ما برچیده نشده است  سرمایه گذاری و برنامه ریزی برای آموزش و پرورش کشور
کمترین درآمد سرانه کشورهای برتر آموزشی ( یعنی درآمد سالانه کشور تقسیم بر تعداد جمعیت کشور) مربوط به کشور لهستان با 21118 دلار برای هر نفر و بیشترین آنها مربوط به کشور سنگاپور با 64584 دلار برای هر نفر می باشد.( البته در کشور ژاپن کل تولید ناخالص ذکر شده است و در کشور فنلاند بودجه آموزش و پرورش قید شده است،لذا مقایسه نشده اند. در ظاهر در کشور ژاپن سهم هر فرد از تولید ناخالص داخلی بیشتر است چون کل تولید ناخالص داخلی ، 5/96 تریلیون است ).
آماری دقیق و به روز، برای کشورمان در دسترس نیست، یا مربوط به سالهای گذشته است یا محاسبه کننده خود مات و مبهوت به محاسبه پرداخته است با نفت یا بی نفت، ما ارقام شفافی برای تجزیه و تحلیل نداریم .
اگر سهم افراد از تولید ناخالص داخلی در کشور افغانستان 620 دلار برای هر نفر است لابد 700- 800 دلار هم برای ما می باشد که بیانگر اوضاع وخیم ماست، با این شرط که ما منبع غنی نفت و گاز و.. داریم اما افغانستان درگیر جنگ و شورش بوده و هست و هیچ ندارد فقط تریاک.
در بخش سرمایه گذاری آموزش و پرورش، کشورهای برتر آموزشی جهان به شرایط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جامعه نگریسته اند:
*مثلا کشور ژاپن آموزش را با فناوری ادغام کرده که نتیجه اقتصادی آن را همگان لمس می کنند و خلاقیت آنان را شاهد هستیم.

یا کشور سنگاپور بنای آموزش را بر هوشمندسازی سیستم آموزشی نهاده و به عنوان مدل آموزشی مطرح گردیده است.

*یا کشور هنگ کنگ به دلیل تجاری بودن منطقه در مدارس خود به آموزش سه زبان چینی ،ژاپنی و انگلیسی پرداخته است تا مبادلات انجام گرفته در منطقه با توانایی های فرزندان خود کشور باشد و نیازی به مترجم برای کندسازی مبادلات ندارد. یعنی تسلط بر تجارت منطقه.

*هدایت تجاری کشور کانادا با آموزش و پرورش است. و این یعنی انطباق تحصیل با سرمایه های تولیدی کشور. و این یعنی استقلال اقتصادی و فرهنگی.

سمت و سوی سرمایه گذاری و برنامه ریزی کشور ما در بخش آموزش و پرورش به کجاست؟ چرا ما به طور شفاف برای ساختار آموزشی خود طرح و برنامه ای نداریم. یا ما فقط دعوای سنتی ،ابتدایی 6 کلاس ، راهنمایی 3 کلاس..... را داریم پس محتوی چی ؟ پس کمیت و کیفت چی ؟

توجه به تولیدات کشاورزی و صنعتی و معادن در کشور
هر روز شاهد تعطیلی واحدها و بنگاههای تولیدی کشورمان هستیم ، هنوز اتکای به صنعت نفت برای ما ایرانیان همانند وابستگی یک کودک 3 ساله برای پستانک ، از بین نرفته است آن هم با در نظر داشتن این مهم که سهم کارگران و کشاورزان و معلمین و....از این کُره ی ثروت به عدالت نیست.
همه از شرایط تاریخ 38 ساله کشور خبر دارند یعنی جنگ و.... و تحریم، اما برون افکنی که شرایط را بهبود نمی بخشد بلکه ما را به تنبلی و وابستگی محتاج می کند( کجایی سایه میشه بیایی پیش من ، نه حرکتی ، نه تفکری ) راز پیشرفت تمامی کشورهای برتر آموزشی و اقتصادی و فرهنگی واجتماعی عبارت از طی مسافت زیر:

مقایسه نظام آموزشی ایران و سایر نظام های آموزشی جهان

سرمایه گذاری بیشتر ... تولید بیشتر... اشتغال بیشتر ...  درآمد بیشتر... رفاه و برخورداری بیشتر... وابستگی کمتر

هدایت تجاری کشور لهستان دهمین رتبه برتر آموزشی جهان ، با آموزش و پرورش است؟ آموزش و پرورش ما چه چیز را هدایت می کند؟ هر ساله به دلیل عدم انطباق آموزش و پرورش با شرایط جامعه و دانشگاهها، ما شاهد بیکاری قشر عظیمی از جوانان کشورمان هستیم و دوره های فنی وحرفه ای و کار و دانش هم نتیجه ی مطلوب یا همه گیری نداشته است و هنوز نگرش حقارتی رشته های آموزشی در کشور ما برچیده نشده است.
ما چه زمانی برای طی این طریق ملت خود را آماده خواهیم ساخت؟

آیا این آمادگی به جز هدایت تحصیلات در دوره های آموزشی ابتدایی و راهنمایی و متوسطه کشورمان به این سمت و سو ، به دست می آید؟ یا تصور شما بر این است که اگر مدیران رده پایین و بالای ما تقوی عمل و کلام داشته باشند به طور سحرآمیزی ما این مسیر را طی خواهیم کرد؟ مدیریت متخصص و متعهد،شرط لازم هست اما شرط کافی نیست. تولید و افزایش آن، امکان پذیر نیست مگر به عمل.

هوشمندسازی آموزشی و افزایش خلاقیت در مدارس و جامعه
در همه کشورهای برتر آموزشی جهان ، امر هوشمندسازی آموزشی مطرح بود و حتی در کشور ژاپن ترکیب فناوری با آموزش هم حاکمیت دارد.
اواخر خدمت ما بود که مسأله هوشمندسازی کلاسها طرح گردید تقریبا سال 88- 89 ، و ما همکاران یا در برابر آن گارد گرفتیم یا به طور شکسته و بسته به اجرا گذاشتیم.ما هم زیاد مقصر نبودیم آغاز آن باید از دوره ابتدایی می بود نه متوسطه. چون در دوره ابتدایی همه ی آموزشها درونی می شود و عادت نگرشی به وجود می آورد (فرهنگ سازی) اما در دوره متوسطه مقاومت در برابر آن به وجود می آید( مقاومت صعنت قدیم در برابر صعنت جدید ، مثلا مقاومت دوک دستی در برابر ماشین ریسندگی).
پس برنامه ریزی ما به هدر رفت بودجه تبدیل می شود نه به مرحله بهر مندی و برخورداری.
از طرفی دیگر با هوشمندسازی مدارس متوسطه باز کلاسهای درسی معلم محور بوده نه دانش آموز محور. برای این که در طرح هوشمند سازی حداقل برای دو نفر یک رایانه لازم می باشد و عامل دیگر هدر رفت سرمایه در این طرح ساختار آموزشی حفظی و چاپ کتب بی شمار کمک آموزشی و کنکور با قید پاسخنامه می باشد. وقتی تهیه وچاپ کتب کمک درسی الوان الوان ، استاندارد یا غیر استاندارد و...در کشور ما بیداد می کند، کدام خلاقیت ؟ کدام اندیشه ، کدام فرهنگ سازی؟ آن هم با نفع مادی نه منفعت فرهنگی.
مسئولین آموزش و پرورش کشور ، شما هم درست برنامه ریزی نمی کنید و هم درست سرمایه گذاری نمی کنید و هم شتاب زده به تقلید از برترین ها ی جهان ،چیزی را کُپی می کنید.
طرح هوشمند سازی یا هر طرح مشابه دیگری ، قطع یقین باید از دوره ی ابتدایی آغاز شود، دوره های بعد ابتدایی، نتیجه نمی دهد چون برای هر دو یعنی معلم و دانش آموز درونی نشده است.

درآمد معلمین هم سطح پزشکان و وکلا در کشور فنلاند (رتبه پنجم آموزش برتر جهان)
اول باید در جامعه حیثیت و جایگاه از دست رفته ی فرهنگیان را بر گردانید. من معلم لذت نمی برم که در جای جای شهرم یا در مهمانی ها و بحث ها و.... به زیر خط فقر بودنم اشاره می کنند و می خندند، من معلم تا کی در این خفت ،نفس خواهم کشید ؟ که خودمان در پیدایی این شرایط بی تقصیر هستیم. شما مارا به رانندگی ، دستفروشی ، پول گیر نانوایی یا سنگکی و.... وا داشته اید و امروز من شاهد نگاه های تحقیر آمیز هم وطنانم هستم.
شما اول برادری را ثابت کنید تا بعد ما توانایی های خودمان را به تصویر بکشیم. ما فرهنگیان ایران هم شأن کدام گروه های شغلی درآمد داریم؟ در آمد مشاغل کاذب یا کارگران ساختمان که از ما بیشتر است؟ پس شما از ما چه انتظاری دارید؟
امروز حداقل حداقل حداقل حقوق معلم باید 3 میلیون تومان باشد.ما چه کنیم که دولت محترم یا مجلس فرهیخته 96 درصد کل بودجه ی آموزش و پرورش را به پرداخت حقوق اختصاص می دهد ؟ با 4 در صد شما چگونه یک وزارتخانه ای پر جمعیت دانش آموزی را اداره می کنید؟ شگفت زده ایم .اصلا ما این تعریف بودجه را نمی فهمیم ؟ شدنی نیست ، 96 درصد چند؟ که هیچ کدام از شاغلین این وزارتخانه راضی و بهره مند نیستند.

یکسان سازی آموزشی
از کدام کشور برتر، چندگانگی آموزشی را ما کپی کردیم؟ همه کشورهای برتر آموزشی جهان با یکسان سازی آموزشی ، روندی سیّال و پویا به نظام آموزشی خود داده اند. نکند نابغه های کشور ما از آنان خیلی زیاد است؟ دانش آموزان ما قدرت حفظی فوق العاده ای دارند برای این که خواسته و سیاست آموزشی ما این است.
مدارس تیزهوشان یا سمپاد
مدارس نمونه دولتی
مدارس دولتی
مدارس غیر دولتی( عین انتفاعی)
مدارس شاهد
مدارس استثنایی
مدارس کار و دانش
مدارس فنی و حرفه ای
مدارس شبانه روزی
و کلاس های نهضت سوادآموزی
به پروردگار سوگند اداره ی این پراکندگی آموزشی فقط هنر مردان اداری کشور ماست. شما با این عمل آنقدر پیچیدگی را به آموزش و پرورش کشور تحمیل کرده اید که ناتوانی تان در یک سو کردن فعالیت اداری ،از یک سو خواری گردیده است برای ما فرهنگیان چون پاسخگوی مشکلات ما نیستید چون وقت برای سر خاراندن ندارید، وباز سوی دیگ برای دانش آموزان بینوا که بی شمار برچسب آموزشی بر پیشانی خودشان دارند، و از سوی دیگر برای اولیای دانش آموزان ، که در کمک یار بودن فرزندانشان ،ناتوان گردیده اند.
چرا خود آزاری و دگر آزاری؟

فقط برای انتقال بار مالی آموزش بر دوش خانواده ها و رهایی از مسئولیت اداره ی رایگان و اجباری آموزش وزارتخانه.
تاریخ در مورد این قصور چگونه خواهد اندیشید و نتیجه ی زیر بنایی آن چه خواهد بود؟ برای همین ما دائما خود می گوییم و هی خود می شنویم برای همین شما جرأت گرفتن جواب سلام ما را ندارید.برای همین نه وزیر و نه کمسیون تحقیقات و آموزش مجلس ، پاسخگوی هیچ نوشته ای در صدای معلم نیست . اما ما تا حصول نتیجه خواهیم نگاشت. بالاخره یک شاگرد آشپزی منصفی پیدا می شود تا نه فقط آموزش و پرورش که ایران ما را نجات دهد. و همه نیک می دانند که چنین اشخاصی نابغه در جامعه زیاد نیستند بلکه شاید هر 30- 40 سال یک بار متولد شوند.و باز صبوری.

سیستم نمره بده قبول شود!
در کشور آمریکا یعنی چهاردهمین کشور برتر آموزشی جهان( فکر می کنم همگی از رتبه این کشور متعجب شدیم؟) فقط 85 درصد دانش آموزان موفق به کسب دیپلم می شوند و از بین آنها ، فقط 30 درصد وارد دانشگاه می شوند.
همان ماجرای قیف و تفاوت ایران با کشورهای پیشرفته ی آموزشی، یعنی ورود به دانشگاه در ایران پهنای قیف است و در سایر کشورها نوک تنگ ودراز قیف.
یعنی آنها سخت می گیرند برای همین شایستگان ادامه تحصیل می دهند و مدیر لایق برای کشورشان می شوند اما ما با رأفت خانمان سوز نمره 7-8 را هم به شرط معدل 10- 12 قبول اعلام می نماییم تا هم درصد قبولی کشور چشم کور کند وهم سازمان یونسکو از ما راضی شود.برای همین مدیریت های ما به جز معدودی ، در دستان نالایق ها می چرخد و نتیجه هیچ.فلاکت و بدبختی بیشتر.
بیایید به جای کمیت گول زننده به کیفیت ماندگار بیندیشیم.

وباز در زمانی دیگر از زوایایی دیگر .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

چالش های آموزش و پرورش   چالش اول:
گزینش معلمان از قد و قواره گرفته تا نازایی زنان و لهجه معلمان‌ و به خصوص شب ادراری های کودکانه!

چالش دوم :

سانحه ی مرگبار دانش آموزان نخبه هرمزگانی در مسیر شیراز


چالش اول  آن چنان کارشناسی شده بود که در عرض چند ساعت بعد از انتشار به خاطر عکس العمل کارشناسان تعلیم و تربیت و رسانه های آزاد معلمان از سایت وزارت آموزش و پرورش ناپدید شدو چالش دوم جناب وزیر ؛چنان غم انگیز و درد آور بود که یکباره حادثه های شین آباد ،پلاسکو،اتوبوس سربازان ، محسن حججی نابغه استقامت و مریم میرزاخانی نابغه ریاضی را از جلوی دیدگانمان عبور داد...

پرسش این است که چرا اتوبوس در مناطق گرمسیری باید شب هنگام با راننده های خسته و جاده های غیر استاندارد مسیر را طی کند ؟
مگر اتوبوسها در قرن ۲۱ مجهز به سیستم سرمایشی  نیستند ؟

آیا کارشناسان که با تفکرات عهد بوقی در شورای عالی آموزش و پرورش نشسته اند و تز می دهند با تکونولوژی روز آشنا نیستند که این گونه با جان آینده سازان این مملکت بازی می کنند؟
آیا فرزندان نابغه‌ی  این آب و‌ خاک‌ ارزش  انتقال با هواپیما را ندارند ؟ قیمت جان بیشتر است یا بلیط هواپیما ؟
واضح بفرمایید البته نفرمایید که پول نیست چون همین فضای مجازی دست خیلی ها را  رو کرده است ...

هنوز داغ مریم میرزا خانی نابغه  ریاضی که به همراه دیگر جوانان نابغه در سفر به اهواز با اتوبوس مرگ را فراموش نکرده ایم که باز هم فوت دختران‌ن خبه ی هرمزگانی اعماق وجودمان ‌را سوزاند ....


جناب بطحایی !

وزیر محترم اموزش و پرورش 

اکثر کارشناسان حوزه ی اموزش و پرورش متاسفانه کارشناس نما هستند.

بنده انتظار استعفای شما را ندارم زیرا  که هنوز مهر وزارت شما خشک نشده و  بر اوضاع مسلط نیستید ولی  معاون پرورشی و رئیس سازمان دانش آموزی که بر اردوها نظارت دارند می توانند حداقل با استعفای خود پاسخ گوی مسوولیت های خود باشند .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

نظر شما در مورد مدارس سمپاد ( تیزهوشان) به کدام گزینه نزدیک تر است؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور