صدای معلم

در نشست تخصصی " معلمی در مقام یک حرفه " در دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه شهید بهشتی مطرح شد :

عبدالحمید طاهری : امروز نمره تعهد ( COMMITMENT ) در جامعه فرهنگی ما بسیار بسیار ضعیف است و تا زمانی که این ضعیف باشد هیچ چیزی به حرکت در نمی آید !

گروه آموزش عالی/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ دوشنبه نهم اردیبهشت ماه میزگرد تخصصی با موضوع " معلمی در مقام یک حرفه " در دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه شهید بهشتی برگزار گردید .

در این نشست دکتر محمدحسن پرداختچی استاد دانشگاه شهید بهشتی با موضوع رسالت معلم ؛ دکتر عبدالمحمد طاهری دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی شیراز با موضوع توسعه حرفه ای در تربیت معلم ؛ دکتر مهدی نامداری پژمان مدیر کل دفتر برنامه ریزی درسی و آموزشی دانشگاه فرهنگیان با موضوع دانشگاه فرهنگیان در مسیر تربیت حرفه ای معلم و سرکار خانم سمیه یدیسار مدیر دبستان تزکیه در آموزش و پرورش منطقه 2 تهران ضمن ارائه سخنان و مواضع خویش با دانشجویان و حضار به گفت و گو پرداختند .

بخش نخست این میزگرد تخصصی را می خوانیم.

انتقاد از عملکرد دانشگاه فرهنگیان و تعهد شغلی در جامعه فرهنگیان و معلمان

دکتر عبدالمحمد طاهری دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی شیراز :

بسیار بسیار مفتخرم که در محضر اساتید به نام ایران هستم و بپذیرید که شما بچه ها، بچه های من هستید و به وجودتان افتخار می کنیم.

اینها سرمایه های بسیار بسیار گرانبهای کشور هستند و باید از آنها انتظار داشته باشید که یک سری کلیدواژه هایی ارائه بکنند که کردند و برای من به عنوان یک شاگرد بسیار آموختنی بود. می خواهم کمی ساختارشکنی بکنم با اجازه شما بزرگوارانم و نیز آقای شعبانی که دستور دادند و گفتم که با این عنوانی که شما به من ابلاغ کردید فکر کنم جای مباحث نظری نباشد شاید اشتباه کردم ولی به هر شکل به درد دل های من گوش کنید. بر اساس چیزهایی که آقای دکتر شعبانی فرمودند چون از سیل برخاستم و از سیل نجات یافتم بد نیست که برای شما بگویم که عزم آن دارم که امروز نیمه نسل، پایکوبان، کوزه یک دری به دست، سر به بازار قلندر وانهم، از تو یک ساعت ببازم آن چه هست.

من چند صباحی در خارج از کشور درس خواندم. مانند دیگر اساتید بزرگوار شما من هم آخرین دوره بورس ایران بودم ؛ فکر نکنید که یک قرن قبل است سال 1992 میلادی که می شود سال 1372 . حدود هفتصد نفر دانشجوی بورسیه بودیم که خیلی جاهای دنیا روی ما بسته شده بود.

دوست دارم با یک تمثیل برای شما آغاز بکنم تا ببینید که ما به کجا کشیده شدیم. آقای سرجوآنی آمده بودند به دانشکده ما در استرالیا برای فرصت مطالعاتی .

 ما از آقای دکتر کیم رئیس دانشگاه خواستیم که آقای سرجوآنی به ما درس بدهند گفتند من نمی توانم به ایشان بگویم خودتان با او صحبت کنید و بگویید. ما هفت نفر بودیم به ایشان گفتیم و پذیرفتند. مثل همین کاراکتری که آقای دکتر الان ایفای نقش کردند من در هیجده کریدیت ( CREDIT ) از ایشان الگو گرفتم و زندگی مرا به شدت تحت تاثیر خود قرار داد به شدت و هیچ وقت این جمله شان در کلاس از یادم نمی رفت و هرگز از یادم نمی رود که گفت بچه ها امسال و این قرن اسمش را می خواهم بگذارم قرن حرکت شتابان. لطفا از سر جایتان بلند شوید و بدوید و نایستید.

انتقاد از عملکرد دانشگاه فرهنگیان و تعهد شغلی در جامعه فرهنگیان و معلمان

من اعتقاد دارم و در محضر استاد جوان خودم می گویم که حس من این است که مراکز تربیت معلم به دلایل عدیده ای ایستاده است و حرکت نمی کنند ؛ سر جایش ایستاده است که  ادله های آن را برای شما خواهم گفت که شاید دوستان و من بتوانیم در این تشکیلات یک کاری بکنیم همه ما با همدیگر.

من در سال 56 یک دوره مانده به آخرین دوره سربازیم سرباز معلم بودم در پادگان آموزشی گرگان که یک بلایی به سر ما درآوردند که ما تشنه خدمت در محروم ترین نقطه در ایران ، خودمان می شدیم. یعنی اگر کسی بابل می افتاد ناراحت بود. باید می افتاد بشاگرد تا خوشحال بشود !

 باید می افتاد میناب، علتش چه بود؟

معلمان خوب. معلمان خوب و اینها چه کار می کردند که ما را تشنه معلمی کردند. من در روستایی که بدترین نقطه ایران بود سرباز معلم شدم و شدم سرباز معلم نمونه کشور. به علت آموزه های خوبی که به ما داده بودند . آموزه هایی که بسیار بسیار خوب بود . به هر شکل ببینید الآن ما در چه شرایطی هستیم که به آن می پردازم. چون خودم وارد محیط دانشگاه شدم خانم دکتر گفتند بگذارید شما را معرفی بکنم و من گفتم خودم، خودم را معرفی می کنم و می گویم شاید کسی به اندازه من در این مملکت کار اجرایی نکرده باشد کار اجرایی بسیار کلیدی.

 من اولین و آخرین مستشار فرهنگی ایران هستم. خوب می فهمم فرهنگ را و در این زمینه کتابی دارم یکی از کتاب های مانده به آخرم فرهنگ است.

متاسفانه مراکز تربیت معلم ما به جد دچار اطلاعات زدگی شدند و از دنیای معرفت فاصله گرفتند. کار معلمی کار انتقال معرفت است و معرفت هم فقط و فقط با آموزش مستقیم میسر می شود. هیچ چیزی اندازه آموزش مستقیم نمی تواند باورهای معلم ها را تغییر بدهد. می دانید چرا من تحت تاثیر آقای دکتر پرداختچی قرار گرفتم به خاطر این که دارند آموزش مستقیم می دهند. آموزش اطلاعات و اطلاعاتی که می شود آموزش فضای مجازی. در آن واحد خانم ها و آقایان دو هزار سطر مطلب را به این طریق روی یک انگشت می گردانند ولی چه یاد گرفتند هیچی، در کدام جهت دارند حرکت می کنند ، کجا هستند چه کار می کنند.

وقتی من سرباز معلم شدم. در دفتر حضور و غیاب که یک دفتر چهل برگ بود چهار صفحه کاغذ بود که سرباز معلم قبلی برای من نوشته بود: که نمی دانم تو چه کسی هستی ولی می دانم که جانشین من هستی . اگر می خواهی در کارت موفق بشوی این چهار صفحه را بخوان.

در مصاحبه ای که با آقای دکتر شعبانی داشتم آن را در کتابی نقد کرده ام. در دو صفحه آن به من گفته بود که چگونه آموزش بده و در دو صفحه دیگر به من گفته بود چگونه ارتباط برقرا کن و با چه کسی ارتباط برقرار کن. اسم سرباز معلم قبل از من حسین حسین زاده قنواتی بچه دلشادگان استان خوزستان بود. به هر حال او را  پیدا کردم و دیدمش و به او گفتم من خیلی مدیون تو هستم و به من بسیار بسیار کمک کردید.

حالا لطف کرده و از خودتان سوال کنید چرا این معلم الگوی تدریس و الگوی ارتباط را برای من گذاشته بود؟ علتش چه بود؟ خوب آموزش دیده بود. او را متعهد بار آورده بودند.

انتقاد از عملکرد دانشگاه فرهنگیان و تعهد شغلی در جامعه فرهنگیان و معلمان

 من می خواهم امروز در محضر این مسئولان عالی رتبه  دانشگاه فرهنگیان عرض بکنم که خود من هم یکی از آنها در مراکز تربیت معلم ایران هستم شاید کمی هم قدیمی هستم ، نمره تعهد معلمین ما بسیار بسیار ضعیف شده است.

من فکر می کنم چالش های پیش روی مراکز تربیت معلم ما اینها است. خیلی ها می گویند محتوای ما ایراد دارد خیلی ها می گویند ابزارهای ما ایراد دارد یا می گویند ما تکنولوژی نداریم ، پول نداریم، از این خبرها نیست. من اگر این اجازه را داشتم و مزلو هم زنده بود به او می گفتم یک بار دیگر یک تجدید نظر در هرمت بکن و در بیسیک نیدز حتما در COMMITMENT ( تعهد )  بیاور. امروز نمره تعهد در جامعه فرهنگی ما بسیار بسیار ضعیف است و تا زمانی که کامیت منت ما ضعیف باشد هیچ چیزی به حرکت در نمی آید. من در حد نیازهای اولیه آن را می بینمش. واقعا در طول روز و هفته و ماه و سال با دانشجویان دوره دکترا و عمدتا دکترا و کارشناسی ارشد این را دارم فریاد می زنم.

این درد است !

گوش کنید !

 در ترم پیش دیدم یک دانشجوی دکترای من سر کلاس نمی آید. گفتم چرا سر کلاس نمی آید به من که چیزی نگفته است. یکی از دانشجویان گفت چون ماه رمضان است گفته من کلاس نمی آیم. عین همین جمله ، نه کم نه زیاد. بعد گفتم آقای فلانی تو از من مسلمان تری؟ تو موازین اسلامی را بلدی؟ الآن که من از تو ناراضی هستم آن هم در ماه مبارک رمضان. گفته آقای دکتر چون ماه رمضان است کلاس نمی آیم چون روزه ام خراب می شود. حالا چه کسی به این آدم دکترا می دهد یا به این آدم ها؟

 این چه اتفاقی است که در ساختار نظام تعلیم و تربیت افتاده است ؟

انتقاد از عملکرد دانشگاه فرهنگیان و تعهد شغلی در جامعه فرهنگیان و معلمان

 چرا اگر من این جمله را الآن بگویم مورد مواخذه قرار می گیرم، چون نمره تعهد ضعیف است. پس بنابراین در آخر هم این آقا بیاید و نمره اش هم با گرید A تصویب بشود و یک پی اچ دی هم بگیرد و برود چه اتفاقی در تعلیم و تربیت خواهد افتاد؟

 چرا همه آدم هایی که  آقای دکتر پرداختچی نام بردند به اندازه انگشتان یک دست هم نبودند گفتند دکتر علی محمد کاردان، دکتر شاهی نژاد، دکتر شکوهی، دکتر شریعتمداری، دکتر محمد بهمن بیگی ، دکتر سرجوآنی.

 من رئیس سازمان یکی از بزرگترین استان های کشور بودم . اگر مراکز تربیت معلم نتوانند معلمانی را تربیت کنند که منشا تغییر باشند و تحول باشند و تاثیرگذار باشند و از منابع انسانی به سرمایه انسانی move ( حرکت ) کنند هیچ کاری در مراکز تربیت معلم انجام نداده اند. اگر معلم به سر کلاس برود و به شاگردانش بگوید که درس برای شما خیلی مهم نیست آخرش مثل من معلم می شوید ! یعنی ما از جایگاه معلمی دور شدیم.

من عشایر نیستم ولی اشاره می کنم رئیس سازمان بودم برای اولین بار آقای محمد بهمن بیگی آمد خانه من گفت طاهری وقتی من یک جایی رفتم پسر محمد بودم دیدم به من شلیک می کنند با تفنگ برنو دسته کوتاه گفت تو فکر می کنی من به اینها چه گفتم. می خواهم  یک ویژگی دیگری از معلم بگویم. گفت این کارها چیست که شما می کنید رفتم تفنگ را از آنها بگیرم و این شش مداد را گذاشتم در جیبم و یکی یکی در آوردم و گفتم می خواهم اینها را به شما بدهم می خواهم به جای آن تفنگ مداد بدهم. معلم اگر خلاقیت ذهنی نداشته باشد تعطیل است چون اگر خلاقیت نباشد نمی تواند منشا اثر باشد.

ادامه دارد

پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی

دوشنبه, 16 ارديبهشت 1398 20:42 خوانده شده: 300 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ
جمشیدی 1398/02/16 - 21:33
دروغ می گویید چون در عمل آموزش و پرورش را تبدیل به گورستان افراد خلاق و نابغه و آثار آنها کرده اید.
پاسخ + 0 0 --
معلم روستا 1398/02/16 - 21:53
استاد شما دکتراتون رو از استرالیا گرفته اید و رو خلاقیت تاکید دارید میشه لینک ویدیو روش تدریستون رو اینجا بذارید ما بهره ببریم. لینک رزومه اتون رو هم بذارید تا با ماهیت کتب و مقالات قطعا متفاوت شما آشنا بشیم. شاگرد همیشگی شما از روستای برزنه علی آباد سفلی.
پاسخ + 0 0 --
دانش آموز دکتر حسینی 1398/02/17 - 05:14
راست میگه. این لینک روش تدریس منحصربفرد معلم ما هست که بخاطر خلقش بزرگترین دموکراسی دنیا بهش دکترای تخصصی روش تدریس داد و تا کنون بیش از 10.000 معلم و استاد در سایتهای متفاوت دیدنش:

http://www.aparat.com/v/i32tK

اینم پایه های تیوریک اسلحه آموزشی (روش تدریس)شون که در دوره دکتر ارایه دادند:

https://melliun.org/iran/204606

اینم جستاری هرمونیتیکی در ماهیت رهایی بخش اسلحه آموزشی دکتر
http://iranglobal.info/node/68500

راستی به شما چرا دکترا دادند؟! نوآوریتون چی بود؟!حالا وحشتناک اینه که به همچین نابغه ای (دکتر حسینی) که رسمی آپ مشهد هم هست کلاس نمیدن!؟ فرستادنش یه به اصطلاح پژوهشسرا که رییسش یه خانم لیسانس شیمی هست و دکتر رو مجبور میکنه از ساعت 8 تا 14 سوالات امتحانی معلمان ابتدایی رو تایپ کنه!؟؟!!! شما پیغمبر نما ها انسان نیستید- شیطانید.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/02/16 - 23:30
خوب صحبت شما را شنیدیم پیشنهاد برای احیا این تن نیمه جان چیست ؟همه میدانیم نمیتوانیم داد سخن بر آریم...پیشنهاد ؟
پاسخ + +1 0 --
دانش آموز دکتر حسینی 1398/02/17 - 11:41
دکتر س.م.ح.حسینی همیشه میگفت:


***بچه ها، همانطور که بارها گفته ام بدبختی ما در این سرزمین این است که پخمه های ریاکار و دین فروشی که باید در دهات خود غاز بچرانند مسیولان ما شده اند و نخبه گانی که باید زمام امور مملکت و برنامه ریزی برای توسعه و آبادانی آن را در دست داشته باشند توسط آنان خانه نشین و منزوی و تحقیر شده اند و حتی شکنجه می شوند تا بر علیه بی کفایتی و خیانت های آنان روشنگری و افشاگری نکنند.
پاسخ + +3 0 --
دانش آموز سابق دکتر 1398/02/17 - 11:49
دکتر همیشه این رو هم می گفت:

We do not feel committed to a barbarous society
wherein we do not have the right to exist, let alone the right to live and make collective decisions/elections for our shared destinies.
پاسخ + 0 0 --
نافعی 1398/02/20 - 01:44
نمره تعهد معلمی چا پایین است؟ آقای استاد شما علت را رها کرده و به معلول خرده می گیرید.توان یک معلم فوق لیسانس سال 1380 با 2/5 میلیون تومان درآمد ماهانه چقدر باید باشد

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

سند تحول بنیادین در نسخه فعلی تا چه میزان در حل چالش های آموزش و پرورش ایران موثر است ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور