چاپ کردن این صفحه

سرپرست وزارت آموزش و پرورش در نشست تببین سیاست ها و برنامه های سال 1398 :

از فرار مغزها بدتر فرار فکرها است !

گروه گزارش/

دوشنبه 7 تیرماه به ابتکار سیدجواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش نشستی با حضور مدیران آموزش و پرورش در سالن اجتماعات وزارتخانه برگزار گردید .
موضوع این جلسه نشست تببین سیاست ها و برنامه های سال 1398 بود .

در دو گزارش پیشین ذکر شد که رسانه ها نتوانسته اند پرسش های خود را با سرپرست وزارت آموزش و پرورش مطرح کنند .

اما به مناسبت " روز خبرنگار " نخستین نشست رسانه ها و سیدجواد حسینی برگزار گردید .

در این قسمت ،  « صدای معلم » بخش پایانی سخنان سیدجواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش  را به صورت مشروح منتشر می کند .

 

فرار مغزها و فرار فکرها و نشست سرپرست وزارت آموزش و پرورش برای تبیین سیاست ها

می خواستم وارد بحث سند تحول بنیادین بشوم به عنوان چهارچوب راهبردی و نقشه اصلی راه نظام تعلیم و تربیت. شما مطمئن باشید یک آقایی به من گفت خیلی ممنون که گفتید چیزی غیر از سند تحول بنیادین ندارید ؟!

گفتم هر کس دیگری هم بود همین را می گفت .

مگر آقای دکتر بطحایی غیر از این می گفت ؟

مگر آقای دکتر فانی غیر از این گفته ؟

مگر آقای دکتر آشتیانی غیر این را گفته است ؟

هر برادر دیگری هم بیاید باید همین را بگوید .

فقط هر برادری که مدیریت قبول می کند باید بگوید چقدر هنر برای اجرایی سازی این سند دارد ؟

این سند همان گونه که عزیزان مان فرمودند یک مفاهیمی دارد ، یک مفاهیم متعالی دارد . بعضی ها می گویند برخی از این مفاهیم خیلی متعالی است . مثل یک مفهومی که همین آقای رعنایی فرمودند که آقا ! معلم تمام وقت منظور این نیست که 4 ساعت به او اضافه کنیم . بله ! منظور این نیست .

منظور این است که معلم 24 ساعت ، 20 ساعت ، 18 ساعت موظفی درس بدهد بقیه اش را برود پژوهش کند ، طراحی کند ، صنعت های  یاددهی و یادگیری را کار کند ...

بله ؛ منظور از معلم تمام وقت این است . این است که ما فهم کردیم .

اما در عین حال از معلم تمام وقت به معنای امروزی هم دفاع می کنیم .

 رویکرد تحقق پذیری است .

وقتی 68 هزار نیرو اول مهر سال 1398 از نظام آموزش و پرورش خارج می شوند و 20 هزار بیشتر از طریق دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه شهید رجایی و ماده 28 و ماده 1 بیشتر نمی گیرم ؛ شما بگوئید 48 هزار نیروی دیگر را چگونه باید بگیرم ؟

ما چگونه باید تامین کنیم ؟ من نه ما !

گفتیم یک راهش معلم تمام وقت است که هم کمک به معیشت معلم می کند بین 500 تا 700 هزار تومان ماهانه به حقوقش اضافه می کند همین که با 6 تدریس اضافی بخشی از این کمبود معلم را در کوتاه مدت جبران می کند و در مزایا هم می آید .تا اول مهر ، 10 هزار نفر در حکم شان آمده است احتمالا به رقم 100 هزار برسد .ما هم استقبال می کنیم . منتهی آقای عنایی درست می گویند !

ایشان درست می گویند. منتها ما باید این مفاهیم را احصا بکنیم بعد این مفاهیم را در حد مفهوم نگذاریم بمانند و تبدیل به تعریف عملیاتی بشوند. به عبارتی مفاهیم سند تحول بنیادین یک: تعریف نظری بشوند که اشتراک معنا پیدا کنیم.

 دو: تعریف عملیاتی بشوند

سه: تبدیل به برنامه بشوند چهار: اجرا بشوند و پنج پایش بشوند.

فرار مغزها و فرار فکرها و نشست سرپرست وزارت آموزش و پرورش برای تبیین سیاست ها

 لذا با همتی که جناب آقای مددی و همکارانشان و معاونین کشیدند خوشبختانه این اتفاق در لایحه ها افتاده است. یعنی شش تا خرده نظام سند تحول بنیادین تبدیل به ششصد و هفتاد برنامه شده در طول برنامه ششم و هفتم نشسته با رویکرد تعلیم و تربیت تمام ساحتی و نیز اهداف دوره های چهارگانه تعلیم و تربیت تبدیل به برنامه شده است. این کار ارزشمندی است. به استان ها رفته و پایش شده است. رفته به مناطق یعنی این که الآن زمان آن است که در مناطق با رویکرد تلفیقی عمل کنیم. وقتی در مواجهه با مدارس و معلمان قرار می گیرند ما با آقای مددی و شورای معاونین به این نقطه رسیده ایم که در این مرحله نه در قالب معاونت ها بلکه در قالب چهار دوره ، دوره اول ابتدایی ، دوره دوم ابتدایی ، دوره اول متوسطه ، دوره دوم متوسطه چهار میز در مناطق تشکیل بشود با حضور همه شرکا. یعنی اولیاء و مربیان ، صاحبنظران و کارشناسان اداری تا از این طریق این برنامه ها تلفیق بشود که به دو بخش تقسیم بشود : برنامه های الزامی که در همه مدارس باید ایجاد بشود و برنامه های تجویزی تا ؛ یک: کم بشود، دو: کیفی بشود و سه: مدارس سرشان خلوت تر بشود.

در مدرسه محوری یکی از چیزهایی که ما را از مدرسه محوری دور کرده این است که ما در ستاد و اداره کل و در مناطق ششصد و هفتاد گانه یک سرهای بزرگ شده ایم و پیکر مدرسه را لاغر کردیم. نه تنها ما بلکه تمام دستگاه ها می روند به مدارس و گاهی تعلیم و تربیت را از دست ما می گیرند.

ما اولا باید نظام به شلوغی مدارس نظام بدهیم ؛ یک: این که عامل اصلی چهارچوب استراتژیک راهبری مدارس نظام تعلیم و تربیت مدرسه است نه کسی یا چیز دیگری و دو: خودمان سر مدرسه را تا جایی که می توانیم خلوت کنیم .

اگر بخواهیم که راهبردهای سند تحقق پیدا بکند باید سرش را خلوت بکنیم. کمیتش را بکاهیم و به کیفیتش بیافزاییم، تا شاهد مدرسه ای مانا نه مدرسه ای میرا، تا شاهد مدرسه ای کِیفی نه مدرسه ای کیفی، تا شاهد مدرسه ای تجدید حیات شونده نه مدرسه ای راکد، تا شاهد مدرسه ای تحول خواه و نوآور نه مدرسه ای غیر نوآور، تا شاهد مدرسه ای با تفکر واگرا نه مدرسه با تفکر همگرا، تا شاهد مدرسه ای که سلف سرویس تولید اندیشه باشد نه مدرسه ای غیر تجدید شونده باشد . مدرسه ای که روزی در هیات دولت درباره فرار مغزها صحبت می کردند گفتم از فرار مغزها بدتر فرار فکرها است. گفتند فرار فکر چیست؟ گفتم زمانی که من در جایی حضور داشته باشم ولی فکرم نباشد. فکرم به جولان نیفتد. معلم در کلاس باشد اما فکرش را به کار نگیرد. اولیاء به مدرسه بیاید ولی فکرش در اختیار مدرسه قرار نگیرد. دانش آموز در مدرسه باشد ولی فکور و اندیشمند نشود. این می شود فرار فکر چون فرار مغز خیلی بد است ولی مغز می رود به یک کشوری مفید می شود گاهی ممکن است آثارش برای کشور ما هم باشد اما اگر فکر فرار کرد و تعطیل شد اتفاقی که می افتد اصلا انسان از انسانیت خارج می شود. چون اندیشیدگی عامل انسانیت است. بنابراین  انشاءالله سند تحول بنیادین برنامه اصلی ما خواهد بود و تلاش ما این است که سند تحول بنیادین را وارد مدرسه کنیم همان طور که مقام معظم رهبری در این سخنان کوتاهی که از ایشان پخش شد این سند باید متوازن اجرا بشود نه بی قواره. یکی از مشکلات نظام تعلیم و تربیت ما تعلیم و تربیت بی قواره است. شما اینها را قبول دارید که من دارم می گویم. تعلیم و تربیت بی قواره باعث می شود انسان باقواره و تمام ساحتی بار نیاید. آموزش زدگی ،کنکور گرایی ، حافظه محوری ، کلاس گرایی ، نمره محوری ، اتکا به صرف معلم ، اتکا به کتاب درسی ... اینها عوارض نظام تعلیم و تربیت است. سند تحول بنیادین گفته است که اینها را بچرخانید. از این حالت خارجش کنید. با مدرسه محوری درست می شود این کار را انجام داد و اینها شدنی است. آرمانی نیست ، شدنی است. اتفاق خواهد افتاد. اگر این اتفاق بیفتد ما مدرسه جامعه محور خواهیم داشت و جامعه مدرسه محور. مدارسمان به جامعه و جامعه مان به مدرسه پیوند خواهد کرد. نکنیم اتفاقی نمی افتد . امروزه آموزش های دنیا دو گونه است . آموزش ارگانیکی، مکانیکی. آموزش مکانیکی در گسست جامعه است آموزشگاه های ارگانیکی پیوست با جامعه است ، مسئله محور است ، ماموریت گراست. اینها اتفاقاتی است که ان شاءالله باید در مدرسه بیفتد. ما تمام تلاشمان را می کنیم با همت شما بزرگواران که به این سمت حرکت کنیم.  برنامه های متعددی را برای اول مهر طراحی کردیم. دیروز من در کمیسیون آموزش تحقیقات مجلس حدود یک ساعت طرح ها را تشریح کردم و تقریبا یکی از نمایندگان کمیسیون هم پیرامون آنها اعتراض نداشت.

فرار مغزها و فرار فکرها و نشست سرپرست وزارت آموزش و پرورش برای تبیین سیاست ها

در بعد برنامه های درسی ، ارتقاء مدیریت آموزشی ، در بعد تامین منابع ، در بعد مشارکت در مدرسه ، در بعد چاپ و توزیع کتاب های درسی و مسائلی از این قبیل که می خواستم در این جلسه در مورد اینها ورود پیدا بکنم . اجرایی تر صحبت بکنم بحث ها ناخواسته به این سمت هدایت شد و بنابراین صحبت هایم را در همین حد بسنده می کنم ادامه جلسات به صورت موضوعی و گفت و گو بگذاریم که از اندیشه شما بزرگواران به عنوان سرمایه اصلی سازمان عریض و طویل آموزش و پرورش بیشتر بتوانیم استفاده بکنیم. من به تاسی از این استاد بزرگوار که اینجا حضور دارند و من همیشه در مقابل ایشان شاگردی خودم را سعی می کنم حفظ کنم و اگر خدای ناکرده از مسیر شاگردی خارج شدم خدا بر من نبخشد تذکر بدهید . استاد دکتر احمد صافی عزیزمان که اینجا نشسته اند. ایشان ضمن این که در تعلیم و تربیت گنجینه ای است ولی خوب به ادبیات خیلی لطیف و برانگیزاننده ای دارند و من گاهی از ایشان یاد می گیرم . آقای بهشتی در محضر شما هم گفتیم پیش از والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته برکت خودش را دارد و در جای خود باقی است. رمز حرکتمان را در قالب یک مثلث بگویم و تمام کنم. از مثلث یادگیری یاد گرفتیم که یک بعد شناختی دارد یک بعد عاطفی و روانی و یک بعد عملی. بر اساس این مثلث شناختی که به مغزمان و عاطفی روانی به دلمان و مهارتی که به دستمان مربوط می شود رمز یا علی مدد را انتخاب کردیم که ای امیر مومنان ، ای شهید راه عدالت به تو اتکا و ابتنا می ورزیم تا به مدد به تو این یاوری را بیابیم که با مغزورزی مان اندیشه های ناب و با دل ورزی مان انگیزه های ناب و با دست ورزی مان اراده های آهنین ، با مغزورزی ریشه هایمان و با دل ورزی مان انگیزه هایمان را به هم پیوند بدهیم و قدرت اندیشه و انگیزه مان را به دستهایمان منتقل کنیم و با این نگاه دستهایمان را در دست هم نهیم به مهر تا بتوانیم تعلیم و تربیت آموزش و پرورش و در نتیجه میهن خویش را کنیم آباد .

پایان گزارش/

پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی

بخش دوم

بخش اول


فرار مغزها و فرار فکرها و نشست سرپرست وزارت آموزش و پرورش برای تبیین سیاست ها

دوشنبه, 21 مرداد 1398 19:25 خوانده شده: 2260 دفعه

در همین زمینه بخوانید: