صدای معلم

نعمت الله فاضلی در گفت و گو با صدای معلم :

وزارت آموزش و پرورش جای ارزانی است چون استیضاح اجتماعی در کار نیست !

گروه گزارش/

علی رغم آن که آموزش و پرورش با جمعیت پرسنلی 930 هزار نفر و جمعیت دانش آموزی حدود 14 میلیونی مخاطب بیش از 40 میلیون ایرانی در سراسر کشور و حتی خارج از مرزهای آن است اما موضوعات و چالش های آن از دیوارهای مدرسه و اداراتش فراتر نرفته است .

آری !

" آموزش " علی رغم گستردگی و وسعت آن و تاثیر مستقیم آن بر زندگی ایرانی ها حساسیتی برای ذی نفعان تولید نکرده است .کمی پیش از آغاز مهر ماه و چند روز پس از آن آموزش و پرورش به موضوع مهم و اولویت خانواده ی ایرانی تبدیل می شود اما پس از آن دیگری کسی کاری به آن و بحران هایش ندارد مگر آن که حادثه ای دل خراش و یا مهم توجه افکار عمومی را به خویش جلب کند .

تا زمانی که آموزش و پرورش اولویت دائمی خانواده ها و مردم نشود اواویت دولت و حاکمیت هم نخواهد بود .

در این راستا و بر اساس این خط مشی صدای معلم از جامعه علمی ، دانشگاهی و آکادمیک کشور دعوت می کند تا به این دستگاه و چالش های ورود کنند .

این رسانه بر اساس دکترین خویش گفت و گوی تفصیلی را با دکتر نعمت الله فاضلی استاد دانشگاه و منتقد مسائل آموزشی انجام داده است.

 بخش پایانی این گفت و گو را می خوانیم .

انتخاب وزیر آموزش و پرورش و استیضاح سیاسی و اجتماعی

صدای معلم :

آقای دکتر فاضلی به عنوان آخرین سوال می خواستیم نقطه نظر شما را بدانیم که انتظار شما از معلمان یا آن بخش جامعه مدنی در آموزش و پرورش چیست؟

 

فاضلی :

بدنه اجتماعی آموزش و پرورش دانش آموزان هستند و بعد معلمان قرار می گیرند. کاری که معلمان و اولیائ دانش آموزان می توانند انجام بدهند فرضا انجمن ها و نهادهایی که دارند این است که گفتمان شایسته سالاری را در نظام آموزش و پرورش ارتقا بدهند .

 به نظر من گفتمان  شایسته سالاری در آموزش و پرورش ارتقا پیدا نکرده یعنی شکل نگرفته است. این که که معلمان بخواهند از حقوق صنفی شان دفاع بکنند به معنای دفاع از آموزش و پرورش نیست ، دفاع از شایسته سالاری نیست ؛ دفاع از حقوق صنفی شان است . یا این که مثلا معلمان بخواهند از ارزش های خاصی دفاع بکنند این به معنای دفاع از شایسته سالاری نیست.

آموزش و پرورش نیاز به این دارد که گفتمان شایسته سالاری در آن شکل بگیرد. منظور از گفتمان شایسته سالاری آن شیوه سخن گفتنی است که طی آن نهاد آموزش و پرورش ، قوانین اش ،  رویه های اداری و حقوقی آن ، شیوه های اداره مدرسه و یا ادمینرمدرسه و امثال اینها بر پایه نوعی شفافیت ، نوعی کارآمدی ، اثربخشی نوعی پاسخگویی و نوعی تناسب با نیازهای جامعه استوار شده باشد.

آموزش و پرورش ما چه کسانی که به آن منتقدند و چه کسانی که مدافع وضع موجود هستند ؛ هیچ کدامشان از گفت و گوی شایسته سالاری صحبت نمی کنند بنابراین گروه های مدنی در آموزش و پرورش مانند گروه های معلمان ، نویسندگان و محققان آموزش و پرورش نیاز به این دارند که این گفتمان را شکل بدهند.

مثال می زنم . مدارس به شیوه شایسته سالاری مدیریت نمی شوند ، کتاب های درسی بر پایه نیازهای جامعه نیستند . گفت و گوی انتقادی در مورد کتاب های درسی در آموزش و پرورش به شیوه موثر و همگانی انجام نمی شود.

روش های آموزش ، روش های یادگیری در فرایند یاددهی – یادگیری به نحو جدی در نظام آموزش و پرورش ما نقادی نمی شوند. متاسفانه حوادث آموزش و پرورش را به حوزه عمومی می آورند ؛ به این نمی گویند آموزش و پرورش !

 دانشی که در این زمینه در کشور تولید می شود فراوان است. اما این دانش به محیط مدرسه و محیط آموزش و پرورش فراگیر نمی شود . مقاله هایی نوشته شده است. مثلا در مورد حافظه محوری صدها بلکه هزاران مقالات و کتاب نوشته شده و نظریه ها پخش شده اما اینها همه در دانشگاه مانده و بین محققان می چرخد . به همدیگر مقاله می نویسند و کتاب می نویسند اما این که سیستم آموزش و پرورش چه موقع می خواهد داستان حافظه محوری را در سیستم آموزشی ما حل بکند  مشخص نیست.

چرا این دانش و رویکردهایی که آمده و در جامعه شکل گرفته ، چرا در مدرسه و در آموزش و پرورش مطرح نمی شود ؟

 چرا معلمان چرا اولیا و چرا دانش آموزان و چرا فعالان حوزه آموزش اینها روی یک مسئله متمرکز نمی شوند تا بخواهند آن مسئله را به کرسی بنشانند ؟ مثل مسئله حافظه محوری که اشاره کردم.

همین مسئله سواد که اصلی ترین کار ویژه آموزش و پرورش است . ما هنوز بعد از هشتاد ، نود صد سال آموزش و پرورش هنوز در سواد پایه مشکل داریم.

طبق آمار رسمی که سال 95 منتشر شد ما 21  میلیون ایرانی داریم که کم سواد یا بی سوادند ، کم سوادها هم در واقع بی سوادند. 10 میلیون و اندی بی سواد و به همین اندازه کم سواد داریم .

 ما دو برابر جمعیت سال 1300  ،دو برابر کل جمعیت ایران بی سواد داریم. هنوز نتوانسته است سواد پایه را حل کند. از معدود کشورهای دنیا هستیم که در این مقیاس وسیع بی سواد داریم. منظورم سواد خواندن و نوشتن است. امروزه پنجاه شصت نوع سواد وجود دارد که سواد پایه یک نمونه از آن حساب می شود. ما هنوز در اصلی ترینش مانده ایم !

انتخاب وزیر آموزش و پرورش و استیضاح سیاسی و اجتماعی

 چرا در آموزش و پرورش فعالان مدنی و منتقدان  روی مسئله سواد متمرکز نمی شوند ؟

 اگر وزیری می خواهد بیاید بگوید . وزیر باید بپذیرد که مسئله سواد را حل کند. چون اگر کسی بخواهد مسئله سواد را حل کند باید کل آموزش و پرورش را اصلاح کند. درست مانند مساله اضافه وزن در بدن. اگر کسی بخواهد وزن متناسب داشته باشد باید تمام نکات پزشکی و بهداشتی را رعایت بکند. سیگار نکشد ، چربی و قند خون را تنظیم کند .  ورزش کند استرس نداشته باشد، خوابش را تنظیم کند ...بدن باید سالم باشد تا بتواند وزن متناسب داشته باشید.

مسئله سواد آموزش و پرورش هم مانند وزن در بدن است. اگر بخواهید سواد را تنظیم بکنید  مثلا بگویند در این پنج سال آینده من حداقل برای سنین مدرسه ای این را تضمین می کنم که دیگر بی سواد نداشته باشیم نمی گوییم  بالای شصت سال را. همین حد بخواهیم.

 یک وزیری بیاید که تعهد بکند تا ساختار آموزش و پرورش را بر اساس این خواسته تحقق ببخشد. اگر بخواهد این گونه عمل بکند باید حقوق معلمان را درست بکند ، کتاب های درسی را درست کند ، سیستم مدیریتی و خیلی چیزهای دیگر را باید درست بکند.

 می خواهم بگویم شایسته سالاری حتی در نهاد مدنی ما هم نیست. یعنی آنها هم بر اساس  شایستگی و یا( COMPETENCY ) یعنی توانایی که در خود افراد و ایده ها نهفته باشد عمل نمی کنند .

ما گاهی اوقات ایده های شایسته داریم ولی آدم های شایسته نداریم. آموزش و پرورش  همین مسئله سواد را حل کند. فکر می کنم همه روی آن اجماع خواهند داشت. یعنی ایدئولوژی  و حکومت هم نمی تواند بگوید که من نمی توانم سواد را بپذیرم. تقاضای صنفی هم نیست. بیایید یک ساز و کاری در آموزش و پرورش طراحی کنید که سواد پایه من نمی گویم 60 نوع سواد ، سواد اجتماعی سواد شهری سواد هنری سواد رسانه ای و چیزهای دیگر ... فقط سواد خواندن و نوشتن را آموزش و پرورش حل کند.

آیا به نظر شما این تقاضای سختی است ؟

 اصلا فلسفه آموزش و پرورش همین است که مسئله سواد را حل کند. بقیه چیزها بعد از این می آید. شما وقتی 21  میلیون بی سواد دارید می دانید یعنی چه ؟

 یعنی به اندازه یک کشور بزرگ  مثل عراق و افغانستان ما بی سواد داریم. در ایران یک کشور بزرگ بی سواد زندگی می کنند !

 حالا این کشور خشونت ، اعتیاد ، بزه هکاری  و هر نوع عدم تعادل در سیستم ایجاد می کند. قرن 21 است و ما به اندازه یک کشور آدم هایی داریم که سواد خواندن و نوشتن ندارند !

 به خود اینها هم ظلم می شود چون اینها هم حقشان است که سواد داشته باشند. جامعه باید پاسخ گو باشد که چرا اینها را بی سواد نگه داشته است. آنها مسئول نیستند. مسئول این جامعه و این سازمان ها و وزارتخانه هایش و این معلمانش و من دانشگاهی و همه ما مسئولیم که یک جمعیت 21  میلیونی را حقشان را به آنها ندادیم . من این گونه فکر می کنم.

این بحث ها بیشتر برای کسانی است که بیشتر درگیر هستند ، یک سری با یک کاندیدا مخالفت می کنند ، یک سری حمایت می کنند.

 من کاندیدایی ندارم.  طرفدار کسی نیستم و مخالف کسی هم نیستم. کار خوبی که شما و رسانه ها می کنید این است که به دانشگاهیان هم مراجعه کنید ، فقط نباید به کسانی که سیاسی هستند در مورد آموزش و پرورش نظر بدهند.

دانشگاهیان همه باید به صحنه بیایند !

 طوری باشد که در مورد مدیریت یک وزارتخانه مشارکت کنید و  باید به یک امر عمومی تبدیل بشود. مشکل آموزش و پرورش این است که یک امر عمومی نشده هیچ چیزش !

مطبوعات ما از چند روز مانده به مهر و چند روز بعد از مهر در مورد آموزش و پرورش مطلب انعکاس می دهند . بعد از آن تمام می شود فقط اگر حادثه ای به وجود بیاید ، جایی آتش سوزی شود ،  اتفاقی صورت بگیرد  ، برای معلمی فاجعه ای پیش بیاید تا این که منعکس کنند !

 دیگر آموزش و پرورش از حوزه رسانه حذف می شود و این خیلی عجیب است؛ مثلا روزنامه های گاردین ، تایمز همه شان ویژه نامه هفتگی و روزانه آموزش و پرورش دارند. آموزش و پرورش ما چه کسانی که به آن منتقدند و چه کسانی که مدافع وضع موجود هستند ؛ هیچ کدامشان از گفت و گوی شایسته سالاری صحبت نمی کنند .

( Time Education - Guardian Education )

هر هفته و روزانه که جای خودش هست ویژه نامه آموزش و پرورش دارند .

 ما هیچ روزنامه عمومی نداریم که به طور منظم در مورد آموزش و پرورش کار کند.

 آموزش و پرورش خودش یک سری بولتن داخلی و سایت در داخل خودش دارد اما چیزی که در حوزه عمومی بیاید ندارد و رسانه ها درگیر آموزش و پرورش بشوند ندارد و یا من نمی شناسم . اگر شما می شناسید بفرمایید.

فقط چند تا جوان خبر آموزش و پرورش می دهند. این که روزنامه های معتبر و مجلات معتبر نهاد آموزش و پرورش را به یک امر عمومی تبدیل کرده باشند نشده است. مثلا مگر این که در مدرسه چند تا بچه در بخاری بسوزند و... خبر داغی شود !

متاسفانه حوادث آموزش و پرورش را به حوزه عمومی می آورند ؛ به این نمی گویند آموزش و پرورش ! حتی این که در مورد وزیر آموزش و پرورش هم بحث کنیم هم آموزش و پرورش نیست یک حادثه است یک حادثه سیاسی است و مثل ماجرای بخاری های مدرسه است .

یکی رفته یک دیگر جایش می آید.

انتخاب وزیر آموزش و پرورش و استیضاح سیاسی و اجتماعی

آموزش و پرورش به طور عمومی باید هر روز در مورد آن بحث بشود هر روز چون با همه مردم سر و کار دارد . از تمام رسانه های دیگر بعد اجتماعی اش وسیع تر است. بعد انسانی اش از همه بالاتر است. در نتیجه مسئله انتخاب وزیر و این که هر کسی بیاید و به عنوان وزیر آموزش و پرورش طرح شود نشان می دهد که جایش در حوزه عمومی نیست . توی چشم نیست.

 آموزش و پرورش به رخ کشیده نمی شود در نتیجه هر کسی هم به خودش جرات می دهد که به آموزش و پرورش بیاید چون اگر آموزش و پرورش یک امر عمومی شده بود هر فردی به خودش این جسارت نمی داد که وزیر بشود چون می دانست زیر ذره بین حوزه عمومی است. باید پاسخگو باشد. باید حداقل برای گفت و گوی جمعی حضور داشته باشد. اما آموزش و پرورش این گونه نیست.

 پاسخ گویی آموزش و پرورش یا به همان گروه های سیاسی یا گروه محدودی از  نخبگان سیاسی است یا این که مثلا با معلمان زیر دست خودش است و روزی آن ها در دست وزیر است .

در نتیجه احساس این را ندارد که اگر وزیر بشود باید پاسخ گوی جامعه باشد .

ما در آموزش و پرورش استیضاح اجتماعی نداریم !

 استیضاح سیاسی برای آموزش و پرورش کافی نیست . آموزش و پرورش نیازمند استیضاح اجتماعی است یعنی در حوزه عمومی به طور جمعی عملکرد وزارت و مدیریت دائما به پرسش کشیده بشود. این اتفاق وقتی نمی افتد در نتیجه هر کسی می تواند وقتی به او پیشنهاد می دهند می گوید من هم می روم وزیر می شوم !

خب ! چه اشکالی دارد و خیلی هم خوب است !

 وزارت آموزش و پرورش جای ارزانی است چون استیضاح اجتماعی در کار نیست !

 

صدای معلم :

 از شما تشکر می کنیم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.

گفت و گو : علی  پورسلیمان

پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی

بخش نخست

پایان گزارش/


انتخاب وزیر آموزش و پرورش و استیضاح سیاسی و اجتماعی

دوشنبه, 11 شهریور 1398 21:43 خوانده شده: 161 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +1 0 --
بازنشسته 1398/06/11 - 23:34
آبروی آموزش وپرورش تمام دنیا با عملکرد آموزش وپرورش ما دارد زیر سؤال میرود از مشکلات دانش آموزان و معلمان گرفته تا بازنشستگان وفارغ التحصیلان این نهاد

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

آیا از عملکرد ادارات ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات در آموزش و پرورش رضایت دارید ؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور