صدای معلم

مدیر صدای معلم در گفت و گو و پرسش و پاسخ انتقادی با فرهنگیان شهر ری :

میزان فعالیت افراد در جامعه ایرانی و در " حوزه عمومی " زیر 5 درصد است ! جامعه ما در کلیت جامعه مطالبه گری نیست ؛ حتی نهاد نظارتی هم نمی تواند خودش را مصون از نقد و نقادی بداند !

صدای معلم منتشر می کند ؛

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ پنج شنبه 17 بهمن نشست فرهنگیان شهر ری با موضوع " تشکیل شورای سازمان معلمان شهر ری " در مرکز آموزشی – فرهنگی شهر ری برگزار گردید .

در ابتدای این نشست ، « علی پورسلیمان » مدیر صدای معلم به ارائه دیدگاه های خویش در حوزه جامعه مدنی و نهادهای موثر آن یعنی " رسانه و تشکل " پرداخت .

در ادامه مدیر صدای معلم در فرآیند پرسش و پاسخ با فرهنگیان شهر ری شرکت کرد و به مدت بیش از 90 دقیقه به گفت و گو با همکاران پرداخت .

در این بخش پرسش و پاسخ با معلمان را می خوانیم .

 

حوزه عمومی و فعالیت افراد و  میران مطالبه گری و وضعیت نهادهای نظارتی

مدیر صدای معلم:

عنصر بی بدیل " تفکر " یک واژه به حاشیه کشیده شده و در انزوا در آموزش و پرورش ماست.

به نظر من  این فرهنگ سازمانی که خود معلمان بنشینند و در رابطه با کتاب های درسی فکر کنند و سپس آن را مورد نقد محتوایی قرار بدهند خیلی کم دیدم.

 

خانم سنگسری:

کجا بررسی می شود ؟

بنده خودم برنده جشنواره خوارزمی هستم .بارها نقد کتاب های درسی را با همکاران در هنرستان قدس یاداشت کرده و ارسال کردیم به دفتر تالیف. بعد از دفتر تالیف به مدرسه دعوت کردیم . من سرگروه گرافیکی منطقه هم هستم. خیلی جالب است همه مشکلات ما را گوش می کنند و می گویند بله شما خیلی درست می گویید ولی کاری انجام نمی شود !

 از روزی که دخترم به کلاس اول دبستان رفته منی که با دخترم مانند یک شاهزاده برخورد می کردم الآن به خاطر حجم اشتباه کتاب اول دبستان با بچه به عنوان یک موجود افتضاح برخورد می کنند ! بین و دخترم در این سال ها هیچ مشکل عاطفی نبوده است.به همسرم می گویم تاریخ زندگی مشترکم را به دو بخش تقسیم کرده ام. قبل از مدرسه رفتن این بچه و بعد از رفتن به مدرسه. تازه می فهمم که چرا والدین با بچه هایشان  این همه دچار کنش می شوند؟

 حجم کتاب درسی یک دانش آموز کلاس اول مطالبی اضافه شده ....  فعالیت در این عرصه و در این حوزه هزینه دارد. تشکل یا رسانه باید سعی کند که هزینه ها را به نحو معقول و منطقی تا جایی که می تواند کاهش بدهد ولی ما متاسفانه این گونه نیستیم .

آخر این ها چیست ؟

عیسی ، دین ، دین داری ، دین داران و...

بابا !

این بچه کلاس اول است !

 یک بچه شش ساله بوده و نیمه اولی بوده رفته مدرسه اینها را نمی فهمد.

من باید بروم جلوی سازمان تالیف و تحصن بکنم که این چیزها چیست که نوشته اید. به معلمش می گویم می گوید بله اینها سنگین است  ولی چاره ای نیست ما به دفتر تالیف گفته ایم.

چه کسی این کتاب ها را می نویسد ؟

 کدام سیستم مانند قلمچی و گاج پشت اینها است تا کلاس کنکور باب بشود. نظر ما اینجا چه می شود ؟

 نباید بگوییم معلم منتقد نیست. معلم مو به مو مطالب کتاب را با بچه های مدرسه و بچه خودش بررسی می کند

 من شده باید شب اشک بریزم که چرا صبح با دخترم این گونه دعوا کردم به خاطر چهار برگه. از نظر رشد عاطفی به مرور که کلاس ها را بالاتر می رود بدتر بشود. در هنرستان دانش آموز بی انگیزه پیش من می آید و می گوید خانم ما را ول کنید ، ما مخ مان نمی کشد ! ما نه ماه به مدرسه می آییم که خوش بگذرانیم و سه ماه تابستان جبران می کنیم. به این بی انگیزگی می رسد  و الان که بچه ام به مدرسه می رود بچه ها را بیشتر درک می کنم که حق دارند به این نقطه برسند. کتابی که نه در آن موسیقی است ، نه شادی است نه در آن هنری است.

خودمان را گول نزنیم !

 نه ما نقشی در حکومت داریم نه شما دارید و دلیلی ندارد که واقعیت را نپذیریم.

 ما نمی توانیم خودمان را متهم بکنیم چون ما می دانیم.

 اغلب کسانی که اینجا هستند برای خودشان دانشمندند ، همه چیز را می دانند ولی اختیار و قدرتی ندارند.

من کسی هستم که در این جلسه نشسته ام و دو چمدان لوح تقدیر دارم که به درد سطل زباله هم در این سال ها نخورد !

حوزه عمومی و فعالیت افراد و  میران مطالبه گری و وضعیت نهادهای نظارتی

مدیر صدای معلم:

خانم سنگسری

من تشکر می کنم از صحبت های شما.

صحبت های شما را انکار نمی کنم. مسائلی که شما فرمودید درست است چون خود من معلمم و سی سال است که تدریس می کنم. این فرایندها وجود دارد. یعنی معلمان نسبت به محتوای کتاب های درسی نقد دارند ولی دیده نمی شود. کارشناس تالیف می آید نگاه می کند از شما تشکر می کند بعد می گوید از دست ما کاری برنمی آید. فرایند همین جا متوقف می شود.

سنگسری :

نامه نگاری کرده ایم ...

مدیر صدای معلم :

شما مراحل اداره ای را طی کردید ولی بنده که اینجا نشسته ام دارم از موضع یک کنشگر در حوزه رسانه صحبت می کنم.

باز هم اشاره می کنم به صحبت هایی که قبلا کردم و مشخصا در مورد فعالیت در حوزه عمومی . تعریف کردم فصل مشترک بین حوزه شخصی و حوزه سیاسی و حکومتی. این فضا خیلی کمرنگ است. اگر شما بخواهید این فضا را درصدی حساب بکنید در جامعه ایران شاید زیر پنج درصد باشد. منظور من این است که این پنج درصد را در حالت خوشبینانه عرض می کنم چون اگر شما آمار وزارت کشور را نگاه کنید میزان عضویت فعال جامعه در تشکل ها و احزاب حدود دو و نیم تا سه درصد است چیزی که وزارت کشور می گوید حالا من پنج درصد می گویم. اگر تشکل بخواهد بین معلمان جایگاه داشته باشد و ریشه داشته باشد باید حرف معلمان را بزند ، باید سخن رسای آنها باشد. آنها را باید منعکس کند. نباید صدای حاکمیت باشد. تشکل مدنی کارش این است.

این فرایندها که طی می شود در حوزه عمومی مطرح نمی شود ، حساسیت برانگیز نمی شود ولی الان رسانه ها توسعه پیدا کردند که قبلا نبودند، شبکه های اجتماعی و مجازی به این صورت نبودند ولی الآن دارد بیان می شود، این یک گام به سمت جلو است. بحثی که اخیرا مطرح شد در مورد تطهیر روسیه در کتاب فارسی پایه یازدهم. بنده در نشست رسانه ای این سوال را از آقای ذوعلم کردم . رئیس سازمان پژوهش درست است که جوابشان قانع کننده نبود ولی طرح سوال شد.

به عنوان یک روزنامه نگار ایشان را مورد خطاب قرار دادم که چرا شما این تغییرات و حذفیات را انجام دادید ، پاسخی نداشتند.

من در نشست بعدی همین سوال را با موضوع دیگری مطرح می کنم. مطالبه گری حد و مرزی ندارد. باید این قدر چیزی را مطرح کنیم تا به پاسخی برسیم.

 نظر من این است .

 جامعه ما در کلیتش جامعه مطالبه گری نیست.

حرف های معلمان خیلی از اوقات در حد زنگ تفریح زنگ صبحانه می ماند ، فراتر از آن نمی رود. وارد حوزه عمومی نمی شود. این وارد شدن در حوزه عمومی  ،کار تشکل و رسانه است. حساسیت زایی افکار عمومی کار ماست. من فکر می کنم در این زمینه ضعیف عمل کردیم.

حرفی برای گفتن نداریم.

 

یکی از فرهنگیان :

من بهزیستی می روم .

یکی از بچه های من تجربی پایه اول هستند می گوید که چقدر هر شب سر کتاب می زنم که فردا می خواهم بروم مدرسه . بد سرپرست هستند . سرپرستی هم ندارند. گفت این کتاب به نظر شما زیاد نیست ؟ بچه ای که وقتی برای تفکر نداشته  ، انسان باید کمی راحت باشد تا متفکر باشد. بچه ای که در رنج و عذاب و سختی است . همین بچه ها ساختار را هم تغییر می دهند. چون خیلی می فهمند.

 

خانم رضایی:

آقای دکتر پورسلیمان.... نقد و انتقاد باید تابویش برداشته شود.

 

مدیر صدای معلم :

عذرخواهی می کنم . بنده چنین مدرکی ندارم ! یک معلم ساده و معمولی هستم .

 

رضایی :

حرف های شما را بسیار قبول دارم بابت این که ما فرهنگیان انتقاد پذیر نیستیم و  مطالبه گر نیستیم. اما اجازه بدهید این نکته را کمی تغییر بدهم.

 ما مطالبه گر هستیم ، انتقاد پذیر هستیم ولی تعداد ما بسیار اندک است و آن تعداد اندک هم که انتقاد می کنند راه به جایی نمی بریم.

 شما فرمودید مطالبات ما باید اولویت بندی شود.اما بعد از مدتی که انتقاد می کنیم می بینیم که فایده ای ندارد و برایمان سنگ اندازی می شود ، اذیت و آزار و به حاشیه برده می شویم انگار که دیگر بیدار می شویم ! من مدیر مدرسه هستم و جلسه ای که اداره برگزار می کند از بین چهل مدیر شاید دو یا سه نفر انتقاد می کنند بقیه عادت کرده اند که همه ی شرایط را گل و بلبل نشان بدهند که شرایط عالی است و اتفاقات و مشکلاتی که وجود دارد را می پذیریم و کنار می آییم .

 ما همیشه یاد گرفتیم با این شرایط کنار بیاییم !

 نکته دیگر این که شما چندین سال است که در تشکل فعالیت کرده اید .

شما بفرمایید که در تشکل فعالیت هایتان چه نتایجی داشت و مطالباتی که ارائه دادید در صدای معلم . آیا نتیجه داشته یا ما را دلگرم کنید که ما در این تشکل می توانیم کاری انجام بدهیم ؟

آیا تاثیر گذار هستیم یا فقط می آییم در جلسه شرکت می کنیم چند تا حرف می زنیم و انتقاد می کنیم و همدیگر را زیر سوال می بریم یا کمک به دولت و یا هیچ تاثیری ندارد.

 بفرمایید که ما در این تشکل چه کاری می توانیم انجام بدهیم که تاثیرگذار باشد ؟

 چگونه حرفمان را به مقامات بالاتر برسانیم که تغییر ایجاد شود. تاثیر داشته باشد و فقط صرفا حرف نباشد.

حوزه عمومی و فعالیت افراد و  میران مطالبه گری و وضعیت نهادهای نظارتی

مدیر صدای معلم :

این که شما در مورد انتقاد فرمودید نمی خواهم از خودم تعریف کنم خودشیفته هم نیستم. بنده قبلا هزینه هایی را متحمل شدم و الآن که در حوزه رسانه فعالیت می کنم فکر می کنم اداره رسانه و نقادی راه رفتن روی لبه تیز چاقو و یا تیغ است. در جامعه ای که آستانه تحمل پایین است مخصوصا در مسئولین کاملا این را می بینم. همین یکی دو سال گذشته از من چند شکایت شده در این دادگاه های قوه قضائیه و در حکم اخیر مان در دادگاه کیفری به ما حکم برائت دادند ، شکایت سازمان سنجش بود.

وقتی من خودم را مقایسه می کنم به عنوان یک معلم یا یک فرد با کسانی مانند میرزا حسن رشدیه یا مرحوم خانم توران میرهادی بنیانگذار مدرسه فرهاد احساس می کنم هیچ عددی نیستم.

 در برابر آنها هیچی نیستم. حرفی برای گفتن ندارم با این که فکر می کنم به اندازه خودم تا جایی که ظرفیتم بوده  و حتی بیشتر از آن فعالیت کردم.

 فعالیت در این عرصه و در این حوزه هزینه دارد. تشکل یا رسانه باید سعی کند که هزینه ها را به نحو معقول و منطقی تا جایی که می تواند کاهش بدهد ولی ما متاسفانه این گونه نیستیم .

 جامعه ما در کلیت یک جامعه تنبل است و بیشتر به نتایج توجه می کند تا این که فرایند را تعریف کند.

به نظر من نقد و انتقاد باید تابویش برداشته شود. وقتی یک معلم وارد کلاس می شود اگر دانش آموزی انتقاد می کند ممکن است بعضی شیوه انتقاد کردن را بلد نباشند ؛ ما باید به عنوان معلم این تعامل و ارتباط را برقرار کنیم به اینها آموزش بدهیم یا در شبکه های مجازی ، چه اشکالی دارد معلمان با دانش آموزان گروه های مشترک تشکیل بدهند ، همیشه نباید بین خودشان گروه تشکیل بدهند. یک گروه های مشترک با دانش آموزان داشته باشند. دانش آموزان وقتی پیام می فرستند ، حرف می زنند معلمان به عنوان ادمین یا کسان دیگری اینها را نقد کنند بگویند این همه که استیکر می فرستی حرفی هم بزن ! مدام استیکر یا گیف نفرست. یعنی وارد یک فرایند تعاملی و انتقادی شدن. درست است که این وقت گیر است و انرژی می برد ولی چاره ای نداریم برای این که بتوانیم از طریق گفت و گو  به یک الگوی توسعه برسیم .

من قبلا در تشکل سازمان معلمان به مدت 15 سال فعالیت کردم. به جایی رسیدم و دیدم اینها قابل جمع نیستند. مثلا اگر رسانه بخواهد به صورت مستقل تعریف بشود رویکرد و عملکردش با تشکل و حزب فرق می کند. حزب برای خودش ارگان دارد ، منافع دارد یک تعاملاتی دارد . بعضی مواقع یک تشکل تصمیم می گیرد که در زمینه ای سکوت کند ، از نظر آن حزب و منافعش قابل تعریف است ، قابل پذیرش است ولی رسانه نمی تواند سکوت بکند. ولی متاسفانه در حال حاضر خیلی از رسانه های ما این کار را می کنند همان طور که بقیه بخش ها دچار فساد ساختاری شده اند  و دچار فساد سیستماتیک شده اند متاسفانه در حوزه رسانه این فساد سرایت کرده است. حتی اخیرا من شنیده ام بعضی رسانه ها پول می گیرند و نقدی را منتشر نمی کنند و حرفی نمی زنند. مواردش موجود است.

 اینها آسیب هایی است که وجود دارد. ما در تشکل چه کار بنیم به نظر من با قدرت وارد شویم .

 آقای شهریاری و دوستان دیگر با برنامه وارد شوند . این تشکل ها باید تحولات آموزش و پرورش را رصد کنند . هر جا که دیدند وزارت آموزش و پرورش یا نهادهای مرتبط با آموزش و پرورش به خطا می روند ، راه را کج می روند باید بایستند و حرف بزنند و فرآیند ها را نقد کنند . این که ما فکر می کنیم که چون یک حزب سیاسی هستیم و خیلی وارد مسائل صنفی آموزش و پرورش نمی شویم وفقط باید در حوزه سیاست وارد شویم و بیشتر در موضوع انتخابات و نظایر آن ها وارد شویم و اعلام موضع کنیم و... این ها فقط وظیفه تشکل نیست .

حوزه عمومی و فعالیت افراد و  میران مطالبه گری و وضعیت نهادهای نظارتی

اگر تشکل بخواهد بین معلمان جایگاه داشته باشد و ریشه داشته باشد باید حرف معلمان را بزند ، باید سخن رسای آنها باشد. آنها را باید منعکس کند. نباید صدای حاکمیت باشد. تشکل مدنی کارش این است. اگر بخواهد نهاد مدنی فرمایشی نشود - متاسفانه الآن وجود دارد - باید استقلال خودش را حفظ کند تا بتواند مورد اعتماد و مورد اقبال جامعه فرهنگیان قرار بگیرد.

اگر این اعتماد شکل بگیرد جایگاه شما را در جامعه و افکار عمومی بالاتر می آورد و شما راحت تر می توانید با حاکمیت وارد چانه زنی شوید ، وارد گفت و گو بشوید حرفتان را جلو ببرید. رسانه هم در اینجا می تواند به عنوان مکمل شما عمل کند. نقش شما را تکمیل کند. رسانه و تشکل باید نقش تکمیلی داشته باشند ضمن این که نقش انتقادی هم باید داشته باشند.

به نظر من نهادهایی مانند رسانه و تشکل نهادهای نظارتی هستند ولی هیچ نهاد نظارتی خودش نمی تواند مصون از نظارت باشد. نمی تواند خودش را خارج از حوزه نظارت تعریف کند. همه محتاج نظارت اند.

هیچ فرقی نمی کند من به عنوان رسانه و شما به عنوان یک تشکل، همه باید نظارت کنند. نظارت باید از نوع عام تعریف شود. نباید بگوییم اینجا را نظارت نکنیم چون دوست من است یا نهاد و فرد مقدس است و... استثنا کنیم.

 اگر این استثناءها نباشد مشکلات ما بهتر حل می شود.

پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی

بخش نخست

بخش دوم

بخش سوم


حوزه عمومی و فعالیت افراد و  میران مطالبه گری و وضعیت نهادهای نظارتی

جمعه, 02 اسفند 1398 15:14 خوانده شده: 176 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +6 0 --
Dr Hosseini hosseini 1398/12/02 - 20:41
https://www.aparat.com/v/h4OZx

ویزگی های روش تدریس من که آن را کاتالیزور و اسلحه می کند. یکی از آن ویزگی ها آموزش راههای مطالبه گری است که در ویدیو آمده.

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

در مورد اجرای بخشنامه وزیر آموزش و پرورش مبنی بر لزوم انتخاب شبکه اجتماعی داخلی مناسب هر مدرسه ، شما خودتان کدام پیام رسان را ترجیح می دهید ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور