صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

" هر چند همه آنان تحصیل کرده نیستند که درگیر بیسوادی سفید باشند اما تَوهّم دانایی آنان را درگیر بیسوادی سفید می کند که فقط تصور می کنند زیاد می دانند. چنین افرادی ظرفیت پذیرش نظرات یا اعتقادات دیگران را از دست می دهند "

بیسوادی سفید و دغدغه های پنهان آن در جامعه

مینو امامی/ همکار صدای معلم

بی سوادی سیاه و بی سوادی سفید و عوارض آن

ابتدا لازم می دانم برای تمامی کوشاوران عرصه آموزش جهت ریشه کنی بیسوادی و جهل در کشور ، 17 شهریور روز جهانی مبارزه با بیسوادی را تبریک بگویم. سپس لازم است یادآور شوم که این یادداشت مشمول بیش از 80 درصد و شاید بیشتر باسوادان کشور اعم از دیپلم تا سطوح بالاتر می گردد.

مقدمه
" 17 شهریور ماه روز جهانی مبارزه با بیسوادی بود. بنا بر اسناد تاریخی ، علت نام گذاری روز جهانی سوادآموزی ، همایشی بود که در ۱۷ شهریور سال ۱۳۴۴ خورشیدی (۸ سپتامبر ۱۹۶۵ میلادی) در تهران برگزار شد. این همایش که به دعوت یونسکو انجام شده بود، مرکب از نمایندگان ۸۶ کشور جهان ، نمایندگان سازمان ملل متحد و دربار واتیکان و ۱۹ سازمان ملی بین‌المللی بود و در آن به پیشنهاد ایران این روز را به نام "روز جهانی سوادآموزی" نامگذاری کردند. حال 53 سال پس از آن تاریخ ، تبریز نیز امروز در روز جهانی بی سوادی ، میزبان همایشی با عنوان "سوادآموزی و توسعه مهارت ها" با حضور نماینده " آیسسکو"، مدیران وزارت آموزش و پرورش و مدیران کل استانی کشور بود. (1)

بی سوادی سیاه و بی سوادی سفید و عوارض آن

تا حدودی تکلیف کشورهای مختلف جهان در جهت مقابله با بیسوادی مشخص است ، اعم از کشورهای انقلاب کرده ای چون کوبا در سال 1959 که با نهضت فانوس به دستان در جهت ریشه کنی بیسوادی در منازل مردم در سراسر کشور عمل نمودند و برخی از آنان تا سطح دانشگاه ادامه تحصیل دادند ، یا کشورهای پیشرفته که شاید دو و نیم قرن پیش تمهیدات لازم برای ریشه کنی آن را عملی نموده اند و یا برخی از کشورهای پرجمعیت یا فقیر و یا هم چون کشور خودمان با سازگاری و تحمل مسالمت آمیز بیسوادی در جامعه توسط مسئولین و حتی مردم ، که متأسفانه انقلاب هم بهانه ای مؤثر در از بین بردن درخت ریشه دار جهالت نشد.
اما در کنار بیسوادی سیاه که در آن از سیاهی و جهل و نادانی و محرومیت از روشنایی سخن گفته می شود نوعی دیگر از بیسوادی در جوامع امروزی مرسوم گردیده است که داغ آن بر دل جوامع ، ننگین تر و ماندگارتر است. جهان و خصوصا کشورهای عقب نگه داشته شده یا توسعه نیافته و یا در حال توسعه در نابودی بیسوادی سیاه ناکام ماندند و همسنگ آن درگیر نوعی دیگر از مرض بیسوادی گردیدند: یعنی " بیسوادی سفید " .



تعریف بیسوادی سفید
نوعی از بیسوادی که دیده نمی شود و یا شفاف و آشکار نیست. یعنی کسب علم تا درجات بالاتر ، تلاش بی امان شبانه روز برای تحصیل علم و کسب روزمه های بیشمار برای وجهه علمی و اجتماعی و شاید کسب شخصیت تحصیل زدگی اما بی نصیب از دانش زندگی.

ماهیت بیسوادی سفید
" بی سوادی سفید" در نگاه اول ، مشاهده نمی‌شود و این نوع بی سوادی به کسی فشار نمی‌آورد. این نوع از بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمی‌شود. این نوع بی سوادی ، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تأیید و تقویت شود، «ندانستن مرکب " ( یا همان جهل مرکب) را باعث می‌شود. امروز فرد به ابزارهایی جدید برای " تقویت بیسوادی" خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است. بیسوادی سفید درد امروز جامعۀ ما و بسیاری از جوامع دیگر است. چنین است که یونسکو نیز ، به آرامی ، هر سال دغدغه‌ای جدید را به عنوان این روز می‌افزاید و امسال ( منظور نویسنده سال 1393 می باشد) ، «روز جهانی سواد و توسعه پایدار» را شعار خود قرار داده است. همه فهمیده‌ایم که سواد، معنای سابق خود را از دست داده است. اما هر یک به نوعی ، چنان در دام بیسوادی‌های سفید گرفتار شده‌ایم، که ترجیح می‌دهیم، از کنار این شکل جدید از بیسوادی ، آرام و بی صدا عبور کنیم تا تهدید‌های انکارناپذیر آن ، مسکوت و مغفول باقی بماند.
به نظر می‌رسد ، امروز نیاز ما "سواد خواندن و نوشتن " نیست بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش ، پرورش ، سواد ارتباط ، سواد انتقاد، سواد تحلیل ، سواد رسانه ، سواد استراتژی ، سواد مالی ، سواد عاطفی و ده‌ها سواد دیگر را بیاموزد. شاید بتوان برای همۀ اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد:

"سواد زندگی " . (2)

آری ؛  ما سواد زندگی یا مهارت لازم برای زندگی را باید بیاموزیم. این وظیفه هر چند باید جزئی از رسالت و وظیفۀ اساسی وزارت آموزش و پرورش باشد، اما اگر منتظر چنین تحولی بنشینیم هم خود و هم فرزندانمان متأسفانه از سواد زندگی بی بهره خواهند ماند. ما قرار نیست بی نهایت زندگی کنیم و شاید برای همین عُقلا می گویند طول زندگی مهم نیست ، باید عرض زندگی را معنا و مفهوم ماندگار بخشید. باید بهانۀ این جمله شد: ثبت است بر جریدۀ عالم دوام ما. هر یک از افراد جامعه در وسعت و غنابخشی معنای زندگی خویش باید بکوشند. جامعه ما از تلاش های جمعی گریزان است باید تعداد تلاش های فردی را بسیار افزود تا همه گیر گردد، یعنی من و شما باید حرکت کنیم.

بی سوادی سیاه و بی سوادی سفید و عوارض آن

تفاوت های بیسوادی سیاه و سفید
1) در بیسوادی سیاه فرد قدرت خواندن و نوشتن ندارد، اما در سفید حداقل مدعی است که دارد.
2) در بیسوادی سیاه ندانستن و نتوانستن فرد بیسواد برای خواندن و نوشتن آشکار و اما در سفید پنهان است.
3) در بیسوادی سیاه فرد بیسواد مذمت می شود ، اما در سفید نتنها نکوهیده نمی شود که حداقل در بین عوام دارای ارج و قرب و منزلت هم هست.
4) در بیسوادی سیاه فرد از تمامی حقوق اجتماعی چون موقعیت شغلی مورد انتظار یا خاستگاه ازدواج و مسکن و... محروم است ، اما در سفید با توجه به شرایط تحصیلی ، امتیازات ویژه ای نیز دریافت می کند.
5) در بیسوادی سیاه فرد هرگز در مراتب سیاسی نمی تواند گام بگذارد اما در سفید تکرّر این مهم برای او بسیار است.
6) در بیسوادی سیاه جرم و خلاف بدون دسترسی به حقوق شهروندی منجر به مجازات او می شود ( جرم یقه چرکین ها یا یقه آبی ها ) اما در سفید با موقعیت شغلی یا تحصیلی خود می تواند از این دربست ها یا بن بست ها بگریزد ( جرم یقه سفید ها )
7) در بیسوادی سیاه فرد با اثبات عدم توانایی انجام کاری یا ناتوانی درخواندن متنی ، شناخته می شود اما در سفید هر گاه این افراد خواستند قلم به دست شوند تا روزمه های خود را برای مدیریت سازمانی یا کارفرمای کارخانه ای جهت استخدام ارسال نمایند، غلط های املایی آنان برملا شد و سواد واقعی شان نمایان. تشخیص فرد بیسواد سفید به راحتی ممکن نمی گردد.
و....
برای سهولت امر تشخیص این دو ، ملاک بیسوادی سیاه نداشتن توان خواندن و نوشتن است، کسی که شماره تلفن را نمی تواند بخواند یا تماس بگیرد یا نام خیابان و آدرس پزشکی را بخواند و.... اما ملاک مشخص و معینی برای تشخیص بیسوادی سفید در جوامع مختلف وجود ندارد. ظاهرا بیسوادی سفید در جامعه ما هم از سوی خود افراد و هم با سیاست تأکیدی مسئولین نسبت به آنان حاکمیت دارد و این نکته دردمندی ما را بسیار مضاعف می نماید.

مثال هایی عینی برای بیسوادی سفید در جامعه
ما با همین مدارک و گواهی نامه های اخذ شده از آموزشگاهها و مراکز علمی سراسر کشور حق اظهار نظر در هر امری را می یابیم:

1) عده ای از پزشکان ما آچار فرانسۀ دردها و بیماری های بشری اند. متخصص گوش و حلق و بینی و.....یا پزشک عمومی در تابلوی خود می نویسد: بیماری های عفونی ، پوست ، کودکان و .... و این در شرایطی است که بنا به قول یکی از اساتید دانشگاه زمان تحصیلم ، کشورهای پیشرفته برای گوش و چشم چپ و راست متخصص جداگانه ای دارند. پزشکان آنان در حریم خویش و پزشکان ما در حریم همگان طبابت می کنند.

2) معلمان حلّال مشکلات ادارات و مدارس می شوند در شرایطی که معلم متخصص برای رشته ای خاص در آن مدرسه وجود ندارد و تاریخ و جغرافیا و جامعه شناسی و گاه حتی ادبیات فارسی و عربی را نیز در هم تدریس می کنند. یا فرقی نمی کند دبیر دوره متوسطه بدون هر نوع آمادگی زیربنایی برای تطابق با نیازها و خواسته های دانش آموزان دوره ابتدائی و یا کتب درسی آنان و..... صرفا به دلیل کمبود نیرو در همین دوره مشغول به تدریس می شوند.

3) اظهار نظر سیاسی یا اقتصادی و گاه فرهنگی و اجتماعی ، در محافل خانوادگی یا شغلی و دوستانه از دیگر اَشکال بیسوادی سفید در جامعه ماست. بعد انقلاب پینه دوز نیز طرف دیگر گفت و گوی سیاسی و اقتصادی گردید. بچه ها هم درگیر این گفت و گو گردیدند. رادیوهای بیگانه یا کانال های گوناگون ماهواره ای با سیاست گذاری ها و اهداف از پیش تعیین شده ، هیزم این گفت و گوها را هم شدت و حدّت می بخشند و هم جهت می دهند. همه اما بحث کنندگان خود نیز متوجه نبودند که به نفع یا ضرر چه کسی سخن می گویند. اکثر افراد جامعه در سایۀ این روند 40 سالۀ نق و غر زدن علیه شرایط موجود و انتظار تحقق آرمانهای اجتماعی مقبول ، کارشناس سرپایی بدون تخصص علوم اقتصاد و سیاست و گاه حتی جامعه شناسی و روانشناسی شدند. وقتی خواسته یا ناخواسته در جمع دوستان یا همکاران و یا خویشاوندان مستمع این سخنان می گردید ، گوینده انتظار دارد در جهت خط فکری یا در راستای گفته های او نیز شما هم هیزم بحث را بیفزائید.جرأت گفت و گوی خلاف او یا به خاطر احترامی که قائل هستید وجود ندارد یا چون بنا به اعتقاد شما ارزش درگیری در بحث وجود ندارد ، نیست. گویندۀ یکّه تاز، یقین دارد که بیشتر و بهتر از همه افراد جمع می داند ( بیسوادی سفید) .
این اظهار نظرها در تاکسی و اتوبوس و مغازه ها و.... همه جا موج می زند و همه ، تصور می کنند که عالمند. شاید شعر معروف جهل مرکب برای تشریح همین شرایط باشد:

آنکس که نداند و نداند که نداند / در جهل مرکب ابدالدهر بماند

4) نوع دیگر بیسوادی سفید ، گشت و گذار در کانال ها و سایت ها و وبلاگ های گوناگون لازم و غیر لازم ، کنجکاوی بیشمار و دسترسی به منابع اطلاعاتی بی نهایت است. در یک شبانه روز به رفتار فردی و اجتماعی خود اگر نیم نگاهی بیندازیم خواهیم دید که بیشتر لحظات 24 ساعته ما در فضای مجازی یا اینترنت می گذرد ، اگر هدف دار و جهت دار و کنترل شده به این کار نپردازیم و در آن غوطه ور شویم ، مبتلا به همان اعتیاد معروف در فضای مجازی می شویم که یا موجب مرگ افراد در برابر آن می گردد چون بیش از 24 ساعت بدون حرکت در برابر آن نشسته اند و یا بنیان های خانوادگی سست و به طلاق منجر می شود. عده ای یک حس دانش افزایی کذائی از این مسیر برای خود دارند که مدعی هم هستند . هر چند همه آنان تحصیل کرده نیستند که درگیر بیسوادی سفید باشند اما تَوهّم دانایی آنان را درگیر بیسوادی سفید می کند که فقط تصور می کنند زیاد می دانند. چنین افرادی ظرفیت پذیرش نظرات یا اعتقادات دیگران را از دست می دهند.

دنیای مجازی برای آنها یعنی تمام کنندۀ اهداف زندگی . ماورای آن را حداقل برای دسترسی به فرصتی جهت آرامش یا تفکر عمیق نمی بینند. بیشتر آنان آموخته های دوران تحصیلات رسمی یا عالی خود را نیز مخدوش می سازند اما متوجه نیستند. پیکر زبان و ادبیات فارسی برای محاوره های بی در و پیکر فضای مجازی توسط آنان در هم نوردیده می شود و آسیب جدّی می بیند که حتی فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی نیز قدرت مقابله یا کنترل آن را از دست داده است. زبان رسمی ما در لابه لای این جریان مرموز و موذی غفلت یا شیطنت، لطمات بسیاری را متحمل گردیده است ، گاه دلمان برای خواندن یک متن نثر فصیح و شیوا بسیار تنگ می گردد.

5) اگر در گذشته فقط افراد ناآگاه و بیسواد در دام و تلۀ کلاهبرداران می افتادند امروز بیسوادان سفید نیز در چنین طعمه هایی گرفتار می آیند. بسا اساتید دانشگاهی و پزشک و.... که با پاسخ دادن به پیام یا ایمیلی ، حساب بانکی خود را خالی یافته اند و یا زیر سندی را امضا نموده اند که قبلا آن مُلک تجاری یا واحد مسکونی به بیش از ده ها نفر نیز فروخته شده بود. یا در شراکت با افراد زیرک ، مغبون معامله گردیده اند. یا در مؤسسات اعتباری قرض الحسنه ای سرمایه گذاری کرده اند که محل فعالیت آنها یک روزه بود و صبح فردا محل مؤسسه خالی گردیده بود. شاید ادّعا یا تصور خردمندی بیش از حد ، برای برخی گران تمام می شود و با اعتماد یا استناد به همین سواد و دانش ، بازندۀ هر نوع معامله داهیانه می گردند. چشم بصیرت بیسوادان سفید نیز گاه بسته می گردد.

موارد مثال بسیار است فقط کافی است که هر یک از ما بصیرت و آگاهی لازم نسبت به شرایط و موقعیت زندگی خود داشته باشیم . واقع بین بوده و بدون تعصب اعتراف کنیم که داریم توسط ابزارهایی هدایت می شویم . وقت آن رسیده که افسار زندگی فردی خویش را در دستان خود که قدر مسلم معتمدترین فرد نسبت به خود هستیم بگیریم و علیه هر آنچه که ما را از خود بیخود یا خودباخته و یا تهی از ارزش های والای زندگی و انسانی می سازد، ایستادگی کنیم . برای زندگی مفید و پربار فقط سطح دانش یا آگاهی اجتماعی کافی نیست باید نسبت به موقعیت ، خواسته ها ، بایسته ها و شایسته های خود نیز دانش و آگاهی داشته باشیم . باید به دنبال "سواد زندگی " برویم تا گردو غبار زندگی محسوب نشویم . ما انسانیم و انسان خردمند هر دَم برای هوشیاری خود باید نگهبانی بیدار و آگاه باشد.

در پایان متن کامل شعر معروف از کتاب معراج السعاده تقدیم خردمندان می گردد:

آنکس که بداند و بخواهد که بداند / خود را به بلندای سعادت برساند
آنکس که بداند و بداند که بداند / اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند / با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند
آنکس که نداند و بداند که نداند / لنگان خرک خویش به مقصد برساند
آنکس که نداند و بخواهد که بداند / جان و تن خود را ز جهالت برهاند
آنکس که نداند و نداند که نداند / در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آنکس که نداند و نخواهد که بداند / حیف است چنین جانوری زنده بماند


1) کد خبر: ۱۵۵۰۱۸ تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۳۹۷.
2) کد خبر ۳۵۴۷۶۰ - ۱۸ شهريور ۱۳۹۳ (9 سپتامبر 2014) - بی سوادی سیاه، بی سوادی سفید.
تلنگری برای همه ما : باسواد هستیم یا توهم سواد داریم ؟ نویسنده : محمدرضا شعبانعلی .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

پنج شنبه, 22 شهریور 1397 ساعت 22:02 خوانده شده: 964 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + 0 -5 --
دانش آموز دکتر حسینی 1397/06/23 - 00:27
اونطور که شما میفرمایید حاج خانم پس هیچ کس هیچ جا هیچ اظهار نظری نباید بکنه؟!
.........................................................145
*** افراد متملق و چاپلوس و ریاکار و حامی ظالمان جلوتر از خود ظالمان وارد جهنم می‌شوند چراکه یکی از کارهایی که این دین‌فروشان مجبورند برای کسب منافع دنیوی خود انجام دهند توجیه و حمایت از ظلم است که گاهی بدتر از خود ظلم است.
-- دکتر سید محمدحسن حسینی
----------------------------------------------
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/23 - 11:32
سلام آستاد،
از قدیم گفته اند کم گوی و گزیده گو.
این بحث دامن خود بنده را هم می گیرد، فقط با این
تفاوت که بنده با سند و مدرک و منبع می نویسم و
شخصا از بحث های سرپایی خوشم نمی آید و خودم
را درگیر نمی کنم.
اگر یاد بگیریم که حریم ها را رعایت کنیم و
بیشتر از گوینده ، شنونده یا خواننده باشیم مشکل
بیسوادی سفید نسبتا حل می گردد. حاج آقا.
اظهار نظر بجا و مناسب بلامانع است .تشکر
پاسخ + +1 0 --
شاکی 1397/06/23 - 00:36
و متأسفانه چنین افرادی ظرفیت پذیرش نظرات یا اعتقادات دیگران را از دست می دهند...در برخی مناصبی هستند در بخش های ستادی که منجر به آزار همکاران می شوند و این خیلی دردناکه که در دولت تدبیر و امید این وضعیت ادامه داره!!
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/23 - 11:35
سلام
بلی بیسوادی سفید منجر می شود فرد احساس خردمندی و برتری نسبت به سایرین بنماید لذا
قضاوت نادرست یا عملکرد نامناسب ، ساده ترین
اشتباهات چنین افرادی است.
پاسخ + 0 -3 --
اقدس 1397/06/23 - 08:22
وا! حاج خانم، همچی حرف زدی گویی خودتون علامه دهر هستید! باور کنید خیلی از همون مسافر کش ها - که نگاهی تحقیر آمیز به آنها هم دارید! - خیلی مسایل رو از خیلی امثال شما بهتر درک و تحلیل می کنند. ضمنا اونطوری که در "آخرین" جمله ا تون آوردید، "هیچ" وقت "هیچ" جا به "هیچ" عنوان تحت "هیچ" شرایطی آرزوی مرگ برا "هیچ" کس نکن استاد!
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/23 - 11:39
سلام
ظاهرا مرد هستید نه خانم!!!!
بنده حاج خانم نیستم انشاءالله با هم !!!
شما مقدار و میزان نگاه تحقیرانه بنده به مسافرکش ها را اثبات نمائید ، کجا چنین نگاهی صورت گرفته، هدف این است که نیازی به تخصص برای گفتگو در جامعه ما نیست همه کارشناسند.
شما بجای قبول داشتن صورت مسأله که بلی چنین گرفتاری بزرگی در جامعه ماست ، دست به دفاع ناقص و بد زده اید.
جمله آخر سروده بنده نیست این شعر به چند نفر از جمله مولوی نسبت داده شده است. ممنون
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/23 - 11:52
در ضمن ظاهرا شغل دوم شما مسافرکشی است که بهتون برخورده است. همۀ افراد جامعه درگیر چنین بیسوادی هستند حتی بنده. دقت کنید از پزشک و معلم و.... مثال زدم . زیادی مثال باعث اطاله کلام و خستگی خوانندگان می شد و گر نه خوب به دور و بر خویش نگاهی عالمانه بیندازید و بعد قضاوت کنید.
پاسخ + 0 -3 --
همکار دکتر حسینی 1397/06/23 - 08:49
این آرزوتون خانم امام!

"آنکس که نداند و نخواهد که بداند / حیف است چنین "جانوری" زنده بماند"!!!!!!

شما اگه قدرت داشتید همه - به جز خودتون - رو میکشتید؟! من نگران ورود دانش آموزانی به جامعه هستم که زیر نظر شما تربیت شده اند.

این آرزو و باورتون من رو به یاد این سخنرانی دکتر حسینی در دانشگاه میسور هندوستان انداخت:

....
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/23 - 11:43
من هر قدر می خواهم به شما احترام بگذارم شما آنرا پس می زنید، هر طور راحتید. شاعر شعر بنده نیستم. نگران دانش آموزان من نباشید حداقل 40 - 50 درصد آنان در رشته های شاخص الان شاغلند چون بچه های نمونه دولتی واقعی بوده اند نه همانند امروز که تعداد آن مدارس زیاد شده است. جِدّا نگران نباشید شما طی یک سال نام خانوادگی بنده را یاد نگرفته اید مانده ام که .....
در ضمن لطفا با نام واحد نظر بگذارید. ممنون .
پاسخ + 0 0 --
علی صادقی/ مشاور 1397/06/23 - 12:08
با سلام
شعر مذکور از امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طغرایی مستوفی بیهقی فریومدی، مشهور و متخلّص به « ابن یمین فریومدی » یکی از شاعران ایران در سده ی هشتم هجری است.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/23 - 12:15
جناب آقای صادقی ،

از کتاب معراج السعاده ملا احمد نراقی ،
و مولوی را هم نوشته اند اگر عنوان شعر را بنویسید می آورد، برای همین اسم شاعر را ننوشتم .
ممنون برای راهنمایی تان.
پاسخ + +7 0 --
علی صادقی/ مشاور 1397/06/23 - 09:55
با سلام و سپاس از سرکار خانم امامی
دکتر علی شریعتی:
« ... فقر، همان گرد و خاکی است که بر کتاب های فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند ...
فقر، تیغه های بُرنده ی ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خُرد می کند ...
فقر، کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند ...
فقر، پوست موزی است که از پنجره ی یک اتومبیل به خیابان انداخته می شود.
فقر، همه جا سر می کشد ...
فقر، شبی را بی غذا سر کردن نیست؛ فقر، روز را « بی اندیشه » سر کردن است....
جمله ای از زنده یاد محمد بهمن بیگی از کتاب « اگر قره قاج نبود » که با دستخط خودش بر روی سنگ قبرش حک شده است:
« کلید حلّ مشکلات ما در لابلای الفبا خفته است و من اکنون شما را به یک قیام مقدّس دعوت می کنم، قیام برای باسواد کردن مردم ایل ... »
به امید بالا رفتن سطح آگاهی جامعه
پیروز و سربلند باشید.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/23 - 11:47
سلام همکار محترم ،
هر چند جملات تان در مورد فقر زیبا و قابل تأمل است ، اما فقر اقتصادی هم واقعیت تلخی است با عواقب غیرقابل تحمل. بلی بدترین فقر نیندیشیدن است.
ممنون برای نظرات ارزشمندتان.
پاسخ + +5 0 --
مهرپور 1397/06/23 - 12:45
با سلام و درود حضور خانم امامی عزیز و سایر همکاران گرامی.
نوشته تان عالی است.کاش سیستم تعلیم و تربیت به گونه باشد که قبل از هر چیز "سواد زندگی" آموزش دهد که به شدت کمبود آن در جامعه مان حس می شود.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/23 - 14:14
سلام
همکار محترم ، مثبت اندیشی هم هنری است که
برخی ها دارند. سواد زندگی یا مهارت های زندگی در تمامی برهه های سنی اگر برای افراد جامعه آموزش داده شود منیّت افراد یا ادعا های بدون پایه هم ، درمان می شود.
ما نه در دوران تحصیلات رسمی و عمومی ، نه به هنگام تحصیلات عالی و نه هنگام ازدواج یا اشتغال و حتی زمان پدر و مادر شدن ، هیچ نوع پیش زمینه برای مهارت اولیه آموزش نمی یابیم.
خیلی از ما تابلوهای توقف ممنوع برای تأمل ، اندیشه ، تعقل و انتخاب و اختیار را یا نمی بینیم و یا به آن اعتقادی نداریم. اگر به حریم آزادی یکدیگر ، حرمت قائل شویم به راحتی مدعی نخواهیم بود.
خلاء آموزش سواد زندگی یا درس زندگی یا مهارت زندگی در خانواده ها نیر شدیدا وجود دارد.
چون ما فرهنگ گفتگوی سالم و مشورت کردن و انتقاد کردن و پذیرفتن را هم نمی آموزیم. خوش به سعادت
انسانهای خودساختۀ خودپرداخته. سپاس
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/06/23 - 17:45
اگر فقر بگذارد
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/06/23 - 17:45
اگر فقر بگذارد
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/24 - 09:39
سلام
همکار ناشناس محترم ،
فقر معلمان با فقر تهیدستان ، تفاوت ماهوی دارد.
معلمان هم تحصیل کرده اند و هم موجبات تحصیل سایرین را فراهم می کنند ، اما فقرا هم فقر اقتصادی
دارند و هم فقر فرهنگی و آموزشی و......
من و شما با چشم باز در روشنایی فقیریم اما آنان با
چشمان بسته و در تاریکی.
پس امید که درگیر بیسوادی سفید نگردیم. تشکر
پاسخ + +2 0 --
پارسا 1397/06/23 - 15:38
با سلام و احترام
نمی دانم می شود مدارس شبانه(بزرگسالان) و نیز دانشگاه آزاد را به نوعی یکی از مراجع ترویج بیسوادی سفید دانست یا خیر؟ درست یا غلط،به نظر می آید یکی اولین اقدام های سیاسیون جهت تخریب جایگاه علم و نقش افراد علمی( مدرسه،دانشگاه،معلم، دانشگاهیان و...) تزریق برخورد احساسی با مدرک علمی در مدارس شبانه - که مثلا دانش آموزان شبانه کارمند هستند به آنها سخت نگیرید تا قبول شوند زیرا گرفتن دیپلم باعث افزایش درآمدشان می شود - و نیز تاسیس دانشگاه آزاد و ... بود.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/23 - 16:14
سلام
همکار محترم جناب آقای پارسا ، به اعتقاد بنده خیر.
مورد ذکر شده توسط شما بی ارزش کردن نفس مدرک و کسب مدارج عالی علمی است. با احساسات نمی توان چرخ علم و دانش و یا خردمندی را پیش راند.
اما در بیسوادی سفید فرد کسب دانش نموده آن هم با وسواس یا علاقه یا صلاحدید شخصی و اجتماعی ، اما حریم و حیطه تخصص خود را رعایت نکرده بر اساس همین توانایی ، تصور می کند در هر امری حق اظهار نظر دارد و جالب این که چنین اظهار نظری را درست ترین و ناب ترین می داند. قدم برداشتن در جهت و محدودۀ توانایی ها و تخصص ها ، بدون ترکیب واهی حریم ها ، یعنی رهایی از بیسوادی سفید.
سپاسگزارم.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/06/23 - 19:19
سلام خانم امامی بنده .... تبعیض ونابرابری 1000برابرشده؛ ....
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/23 - 20:48
سلام
کلا زندگی امروز در کشور ما سخت شده ، اما چه ربطی به بیسوادی سفید دارد ؟
کلمات شما حذف شده لذا چیزی نفهمیدم.تشکر
پاسخ + +1 0 --
حقی 1397/06/23 - 19:24
با تشکر از سرکار خانم امامی
قرآن کریم افراد درس خوانده را به دو دسته طبقه بندی می کند:
1-مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا
کسانی که مکلف به تورات شدند ولی حق آن را ادا نکردند، مانند درازگوشی هستند که کتابهایی حمل می‌کند، (آن را بر دوش می‌کشد اما چیزی از آن نمی‌فهمد)!
2-يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاءُ ۚ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ
(خدا) دانش و حکمت را به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می‌دهد؛ و به هر کس دانش داده شود، خیر فراوانی داده شده است. و جز خردمندان، (این حقایق را درک نمی‌کنند، و) متذکر نمی‌گردند.

عالمانی که همچون حمار فقط کتاب را بر دوش می کشند(بیسوادی سفید) ودر برابر آنها صاحبخردانی که به مدد الهی حقایق را درک می کنند وبه آن عمل می کنند.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/23 - 20:58
سلام
همکار محترم ، عالمی که همانند امام محمد غزالی
فقط بار دانش را با خود می برد ، عالم بی عمل خوانده می شود. اما بیسوادی سفید بیشتر مدعی شدن فرد بر دانایی خود است در خارج از حیطۀ تخصص یا مهارت خود.
مثلا فردی دکتری فلان رشتۀ علوم انسانی دارد ( نام نبردم که به کسی بر نخورد ) اما به توانایی های خود مطمئن است که قادر است لباسشویی خراب منزل خود را تعمیر کند. ادعای خارج از واقعیت علمی یا کارشناسی .
یا فردی از علم اقتصاد هیچ نمی داند اما چنان سخن می گوید که خودش باورش می شود حرفه ای است.
الان شما کارشناس معارف اسلامی هستید بنده بیایم برای شما از برزخ و دوزخ یا تقوی سخن بگویم و چنان مدعی باشم که دیدگاه بنده درست تر است. طبیعی است شما تخصص دارید بنده خیر .
یا خود بنده چنین احساس کنم که کل علم جامعه شناسی را ازبر و متخصص این علم هستم ، اما دنیای جامعه شناسی آنقدر گسترده است که سهم من یک لیوان از اقیانوس آن هم نمی شود. سپاس
پاسخ + +1 0 --
همکار تبریزی 1397/06/24 - 09:14
درود بر شما خانم امامی
سپاس از این که مانند خیلی ها سر در آخور معیشت فرو نبرده اید و همچنان معلم مانده اید !
با توجه به مطلب آقای علیرضا طالب زاده در مورد گروه های آموزشی ( در بخش پیشنهاد مدیر مسئول ) و این که سر کار هم در این سمت فعالیت کرده اید مستدعی اسا در صورت امکان در این بخش مطالب و تجربیات مبسوط و ارزشمند خود را در صدای معلم منتشر فرمایید .
با تقدیم احترام
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/24 - 09:28
سلام همکار محترم ،
خوشحالم که بالاخره یک همشهری و شاید آشنا برایم
پیام گذاشت. قبلا راجع به گروه های آموزشی مطلب
نوشته ام ، اما چشم مورد ذکر شده را نگاه می کنم
اگر ناگفتنی داشتم ، حتما.
باز سپاسگزارم.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/24 - 09:34
عنوان و تاریخ یادداشتم در صورت علاقمندی :

"جایگاه گروه های آموزشی و نقش سرگروه در کیفیت بخشی آموزش : آیا نقشی در چرخه آموزشی دارند ؟ "

19 آبان 1396
پاسخ + +1 -2 --
معلم 1397/06/24 - 11:39
گرچه مطالب خانم امامی مطالبی درست است ولی احساس می کنم نوع بیان آن به گونه ای است که خواننده را به نگاه و واکنش انفعالی وادار می کند .
اگر هنرمندانه تر نوع نگارش و بیان این مطالب را به گونه ای انتخاب می کردید که خواننده را به کنکاش در آن و تغییر در حالات و رفتار خود کند بهتر بود . برای من هم سوال بود که بر چه اساسی خانم امامی در ابتدای مطالب خود با اطمینان بیان می کنید که مخاطب من بیش از 80درصد از مردم اعم از باسوادو دارای تحصیلات آکادمیک می شود . مخاطب با این جمله احساس می کند که نگارنده می خواهد دیگران را تحقیر کند . و بعد هم در جواب کامنت ها احساس می کنم لطافت و ظرافت رعایت نمی شود . در اینجا به ذهنم داستان تعبیر خواب برای پادشاه متبادر می شود که پادشاه معبر اولی را تنبیه و دومی را تشویق می کند در حالی که صحبت و کلام هر دو یکی است ولی اولی به صورت ناخوشایند و دومی خوشایند مخاطب طرح کرده اند
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/24 - 12:13
سلام همکار فرهیخته ،
نکته نظرات شما وارد و صحیح می باشد. واقع مطلب بنده خود به تازگی با این اصطلاح آشنا شده ام و هر چند شاخصه های آن موجود بوده و همگی کمابیش با آنها آشنائیم ، اما با چنین اصطلاحی حداقل بنده حین نوشتن برخورد کردم. ما چون انقلاب کرده ایم تقریبا بیشتر افراد درگیر بحث های سرپایی تخصص مآبانه اند و یا مدرک گرایی، باعث گردیده که توهم دانایی در جامعه بیشتر گردد. اگر شما خود را جزو 20 درصد بقیه بدانید خوشحال می شوم که درصد غلوآمیز بنده را با نیم نگاهی به دور و بر خویش قبول نمائید ، با تمام مثال هایی که زدم و یا نزدم.
در ضمن برای تحلیل بیشتر و یا نگاهی دیگر به بیسوادی سفید ، مطلبی دیگر در همین خصوص می نویسم که امید قابل هضم باشد. باز مشتاق نظرات ارزشمندتان هستم. سپاس.
پاسخ + 0 0 --
معلم 1397/06/25 - 08:53
همکار محترم سرکارخانم امامی
یکی از محاسن بحث های علمی اجتناب از دخالت دادن اغراض شخصی است . در این مباحث چون مطالب بر پایه استدلال های منطقی و محکم علمی است ؛ مخاطب چاره ای چون پذیرش ندارد .
عرض من این بود که سرکار وقتی در ابتدای بحث به صورت کلی فرموده اید که 80درصد از مردم حتی با تحصیلات آکادمیک شامل بیسوادی سفید می شوند و نفرموده اید که این 80درصد بر اساس چه پژوهش و یا تحقیق علمی به دست آمده ؛ مخاطب به راحتی از شما نمی پذیرد .
به قول ابوعلی سینا که فرمود تا بدانجا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم
باید نگرش را عوض کرد و فرهنگ را به گونه ای متحول کرد که هرکس در چارچوب تخصص و دانش خود اظهار نظر کند و از پرداختن به مواردی که در حیطه تخصص او نیست صرف نظر کند .
اما در پایان باز هم عرض می کنم برای نویسنده قضاوت مخاطبان معیار خوبی است تا خود را با این معیار بسنجد و تلاش کند تا مطالب را به گونه ای تنظیم کند تا مخاطبان به کنه و غایت او در نگارش مطالب دست پیدا کنند .
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/25 - 09:16
سلام همکار معلم محترم ،
متأسفانه علیرغم رشته ام ، که همیشه سعی می کنم از واژه های اغلب ، برخی و... استفاده کنم ، در این مقال با یک حساب سرانگشتی درصد ذکر کردم که اگر کل اشکال این متن همین 80 درصد است از جناب آقای پورسلیمان تقاضا دارم آن را حذف نموده و بجای آن برخی بنویسند. تا مشکل حضرتعالی و برخی دیگر از خوانندگان منتفی شود.
نگران نباشید در نظرات عرض کرده ام که بنده نیز بیسوادی سفید دارم ، هر چند که اهل بحث یا ابراز نظر در خصوص هر موردی به صورت رودر رو و شفاهی
نیستم. بار دیگر عرض می کنم شمای خردمند خود را جزو 20 درصد بدانید. شاید همه گیر بودن این پدیده باعث گردیده است تا بنده غلو نمایم این ربطی به بیسوادی سیاه بنده یا عدم توانایی بنده برای ابراز نظر در این خصوص ندارد. یقین داشته باشید در حیطه توانایی های خود سخن گفته ام.
کاش بجای مقاومت در برابر یک رقم که دور از ذهن هم نیست به نقد محتوا می پرداختید تا بیشتر استفاده نمایم. ممنون
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/25 - 09:49
همکار محترم ، اگر قرار باشد پشت یک نام مستعار پنهان مانید ، از قلم بدست شدن واهمه کنید ، شهامت نوشتن و طرح مسأله نداشته باشید که مبادا مورد نقد قرار بگیرید ، جامعه پر از ترس و انزواگزینی خواهد شد و یقین داشته باشید اوضاع اجتماعی - اقتصادی و حتی فرهنگی و سیاسی از شرایط موجود هم بدتر خواهد شد.
شما یا اهل قلم هستید لطفا شهامت معرفی خود را داشته باشید و یا نیستید و فقط مدعی هستید.
اگر نقد مناسب بود پاسخ مناسب هم دریافت
می کنید . بنده در پاسخ قبلی خود نیز نظر شما را تأیید کردم و اما باز در همان 80 درصد مانده اید ؟!!
بفرمائید خود شما بیسوادی سفید یا توهم دانایی دارید یاخیر ؟ بنده به راحتی سخن گفتم با نام و هویت آشکار.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/25 - 09:56
بنده 80 درصد مردم نگفته ام ، دقت کنید :

مشمول بیش از 80 درصد و شاید بیشتر باسوادان کشور اعم از دیپلم تا سطوح بالاتر می گردد.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/25 - 10:30
نوشتۀ شما :
قضاوت مخاطبان معیار خوبی است تا خود را با این معیار بسنجد و تلاش کند تا مطالب را به گونه ای تنظیم کند تا مخاطبان به کنه و غایت او در نگارش مطالب دست پیدا کنند .

لطف کنید معیار مخاطبان را هم در نظرات شان دریابید.
اشکال عمدۀ برخی از افراد در این سایت این است که
انتظار دارند همه مطالب با آنان همسو باشد ، یا در جهت حق خواهی آنان مطرح شود، و یا هر متنی افاضۀ فضل علما بنماید.
ما در اینجا و در کنار هم ادعایی برای هیچ نداریم. اعتقاد شخص بنده آن است که ما قرار نیست هرکس و یا هر قلمی را بپسندیم. انسانها می توانند همدیگر را دوست بدارند و یا خیر. این یک حق طبیعی است.من شخصا همه یادداشت ها را نمی خوانم بلکه نسبت به روحیات و نیازهایم انتخاب می کنم.
بنده مطالب را بنا به میل شما و یا دیگری تنظیم نمی کنم ، انتخاب موضوع و یا محتوای آن برخاسته از واقعیت های جامعه ، زندگی و برداشت های افراد یا خودم هست. شما اختیار دارید بپسندید یا خیر. تأیید کنید یا خیر. این برمی گردد به میزان دانش و باور و توانمندی های فردی - اجتماعی شما.
پاسخ + 0 0 --
معلم‌ 1397/06/25 - 15:39
بنده هیچ ادعایی فضلی ندارم و اعتقاد دارم که در سیر شتاب گونه علمی جهان امروزی دانش حقیر چون قطره ای در برابر دریای معلوماتی است که هر لحظه ما را احاطه می کند .
بحث من اصلا روی این موضوع نیست که از ۸۰ درصد رنجیده باشم و یا خود را جز ۲۰ درصد باقی بدانم .
با هر کامنت سرکار باز هم احساس می کنم متوجه عرض من نشده آید و احساسی که در دیدن مطالب من پیدا می کنید دیبا عکس چیزی است که من به دنبال آن هستم .
تلاش گردم به وسع و درک خودم کمک کنم تا در نوشتارها بعدی شما مخاطب خط به خط که پیش می رود انگیزش بیشتری برای تغییر در حالات خود احساس کند و درک کند که شما دلسوزانه به دنبال ارتقای فرهنگ جامعه و تغییرات مثبت در ساختار فرهنگی جامعه هستید .
در کامنت اولیه ابتدا عرض کردم که مطالبی که نگاشته آید درست و اصولی است اما من به عنوان یک مخاطب یا خواننده مطلب این حس را پیدا می کنم که نگارنده تلاش نکرده تا با کلامی لین احساس نیاز را در مخاطب زنده کند .
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/25 - 16:52
سلام مجدد
بنده هم خدایی ، هیچ ادعایی ندارم و با این که 32 سال از زمان ورود به دانشگاهم می گذرد همیشه خود را دانشجوی رشته تحصیلی خود معرفی می کنم.
حتما سعی می کنم تا گفته های شما را مد نظر داشته باشم. ما هم بالاخره موقع نوشتن تحت تأثیر اهمیت یا حساسیت موضوع قرار می گیریم و خطاهایی داریم.
اما اگر از خوانندگان باسابقه باشید همیشه تلاشم را می کنم که بدون منبع و مأخذ ننویسم . به هر ترتیب از نکته نظرات حضرتعالی ممنونم. امید که لیاقت بهتر و بهتر شدن در حد جامعه آماری را داشته باشم.
باز منتظر نظرات و دیدگاه هایتان در نوشته های بعدی ام هستم. سپاس.
پاسخ + 0 0 --
معلم 1397/06/26 - 08:44
موفق و سربلند باشید
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/06/26 - 09:10
همچنین و سپاس .

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

آیا با طرح " معلم تمام وقت " وزارت آموزش و پرورش موافقید؟

پربازدیدترین

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور