صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

" دانشجو معلمان امروز شاهد بر بی کفایتی مجریان جلسه ، فردا چگونه عامل و فاعل بر ترویج آزادی بیان و اندیشۀ کودکان این سرزمین باشند؟ آنان تبدیل به همان معلمانی خواهند شد که مُهر سکوت بر لبان دانش آموزان می زنند تا عمر محافظه کاری شان در کسب معاش دراز باشد. آنان فقط درس خواهند داد تا نان به دست آورند! "

سکوت و انفعال وزارت آموزش و پرورش در واقعه دانشگاه شهید رجایی به چه معناست ؟ شما هم عذرخواهی بلد نیستید !

مینو امامی/ همکار صدای معلم

گروه گزارش/

دوشنبه 26 آذرماه به دعوت مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی نشستی با حضور دانشجو معلمان در محل سالن علامه جعفری این دانشگاه و عبدالرسول عمادی رئیس مرکز سنجش و سرپرست آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش برگزار گردید . ( این جا )

در این گزارش آمده بود :

" در پایان این نشست مدیر صدای معلم درخواست وقت برای 5 دقیقه صحبت از مجری مراسم کرد .

پورسلیمان از وضعیت فرهنگی و جو شدید امنیتی در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی انتقاد کرده و گفت :" من در پردیس شهدای مکه حضور  پیدا کردم . سخنران آقای ابراهیم سحرخیز بود . با این که مجری بسیج دانشجویی بود اما به راحتی انتقادات خود را بیان کردم .انتقادات من به مراتب صریح تر بود اما کسی  به من تذکری نداد .

این جا به من می گویند اگر می خواهی به عنوان خبرنگار حضور پیدا کنید باید مجوز بگیرید .

آقای یزدانی مسئول کمیته انضباطی دانشگاه و نیز معاون فرهنگی موکدا به من دائما تذکر می دهند که آیا شما مجوز ورود به این دانشگاه را دارید ؟

آیا اصلا مجوز برای ضبط حرف ها را دارید ....
حتی موقع ورود به این دانشگاه برخوردهای شدید و موهنی با من صورت گرفت .

مدیر صدای معلم در ادامه وضعیت دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی را به " پادگان " تشبیه کرده و از انفعال وزیر آموزش و پرورش و مسئولان این دانشگاه انتقاد کرد .مسئول کمیته انضباطی و معاونت فرهنگی دانشگاه خطاب به مدیر صدای معلم گفتند که شما دانشجو نیستید و نمی توانید به صحبت کردن ادامه دهید .

پس از آن که سخنان مدیر صدای معلم نیمه تمام ماند در مراجعت به جایگاه خویش متوجه شد که ضبط خبرنگاری که روی سن قرار داده بود نیست .پس از اعتراض مدیر صدای معلم عنوان شد که کسی از این قضیه خبر ندارد و همه این ها در حالی بود که عبدالرسول عمادی تنها نظاره گر این صحنه ها بود و حتی لبخندی بر لبان وی نقش بسته بود .
پس از حدود 5 ساعت توقف در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی سرانجام ضبط خبرنگاری مدیر صدای معلم عودت داده شد در حالی که فایل مراسم پاک شده بود .علی رغم دعوت کتبی مجمع اسلامی دانشگاه ، « عظمتی » در این نشست حضور نیافت ."

علی رغم گذشت یک هفته هنوز نه مسئولان دانشگاه شهید رجایی و نه وزارت آموزش و پرورش واکنشی به این موضوع نشان نداده اند .

حتی در نشست رسانه ای سازمان نهضت سواد آموزی ، مدیر صدای معلم نسبت به این موضوع اعتراض کرده و خواهان تعیین تکلیف جایگاه رسانه و خبرنگار در آموزش و پرورش و ارکان آن شد . ( این جا )

تنها موضوع قابل ذکر و قابل تامل ؛ رد صلاحیت « عبدالرسول عمادی » برای تایید به عنوان معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش بوده است .

« صدای معلم » به جد پی گیر این موضوع تا حصول نتیجه و پاسخ گویی مسئولان خواهد بود.

« مینو امامی » همکار این رسانه نقدی بر این واقعه نگاشته است .

سکوت و انفعال وزارت آموزش و پرورش در واقعه دانشگاه شهید رجایی و سکوت مسئولان و عمادی

در بین شاغلان ، عده ای درهر پست و مقامی که باشند با تمام وجود تلاش می کنند تا به وظایف شغل خود به بهترین نحو ممکن ، عمل نمایند. این تلاش برای طمع به پست دیگر و یا خوش خدمتی برای مافوق نیست. تعهدی است که با قبول مسئولیت سِمت بر دوش او گذاشته شده است. زیر آب کسی را نمی زنند. دیگران را نردبان ترقی خود نمی سازند. جاه طلب نیستند. جلب رضایت همکاران و ارباب رجوع از جمله دلایل عزم بر جزم آنان در انجام کارشان است. اگر در این جامعه هر کس در حدود وظایف خود عمل کند و استانداردهای متناسبی با توانایی های خود برگزیند ، قدرمسلم از پیچیدگی روابط شغلی کاسته می شود. کارها بر روی زمین نمی ماند. عده ای فعال جور افراد از زیر کار در رُو را نمی کشند. او به عنوان یک معلم و یا مشاور و یا مدیر مدرسه و یا مؤسسه و کارمند بانک و......در راستای پیشبرد اهداف متعالی شغل خود و برای حل و فصل مشکلات و پیچیدگی های حرفه ای می کوشد. اما عده ای خود را قانون کار می دانند. مصالح و مطامع تعیین کنندۀ انجام وظیفۀ آنان است. خصوصا نقش های ستادی و اجرایی رده بالا در وزارت آموزش و پرورش .

سکوت و انفعال وزارت آموزش و پرورش در واقعه دانشگاه شهید رجایی و سکوت مسئولان و عمادی

جناب آقای عمادی 

رئیس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش و سرپرست آموزش متوسطه وزارتخانه ما معلمیم و رفتار غیرمعمول مجامع تخصصی ، تأمین کنندۀ حقوق و منافع و اهمیت نانوشته شدۀ شغل مان نیست. دانشجو معلمانِ شاهد بر بی کفایتی مجریان جلسه ، فردا چگونه عامل و فاعل بر ترویج آزادی بیان و اندیشۀ کودکان این سرزمین باشند؟

یک بار تشکیل جلسه را به تعویق انداختید ، یک ساعت دیر در جلسه حاضر شدید و طراحان سئوال را با نمی دانم و یا نمی توانم ضمنی ، قلع و قمع اندیشه ای نموده اید و آزادی بیان دانشجو معلمان که هویت فردای وزارتخانه هستند و مدیر سایت صدای معلم را که تنها رسانۀ آگاه و مستقل فرهنگیان است را نادیده گرفتید. حداقل از وزیر می پرسیدید که چگونه با خنده های خود مدعوین را مستفیض می سازند تا شما هم از ناحیۀ رئوفت رفتار می کردید نه با شمشیر از رو بسته شده.

شما در جلسۀ 26 آذر در نشست مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی ، از پاسخ دادن به سئوالات طفره رفتید و یا در پاسخ به آنها دست به چینش و گزینش زدید. حتی گفتید:

"دانشجو معلمان به گونه ای صحبت نکنند که فضا بسته شود" .
این رسما بیانگر تهدیدی آشکار بر آزادی بیان روشنفکرترین قشر جامعه یعنی دانشجویان و خبرنگاران بوده است.
یکی از سئوالات مدیر سایت صدای معلم و دانشجویان ، عدم وجود امکان ادامه تحصیل برای معلمان بود. چرا وزیر می تواند در عین اشتغال آن هم در سطح عالی سیاسی ، دانشجوی دکتری باشد اما معلمان که می بایست سرچشمۀ علم و دانش و خرد باشند ، از این نعمت محرومند؟!

البته چرایش را ما می دانیم اما حاضران قصد داشته اند شما را سبک و سنگین نمایند تا عیارتان مشخص شود. عمده چرایش نیاز آموزش و پرورش به معلمانی کم سواد و بیسواد است. چون دانش از نظر چون شمایی به تنهایی فاکتوری خطرناک برای آگاهی و دانایی و خردمندی بیشتر معلمان ، شناخته می شود. شما فقط به معلمی نیاز دارید که بتواند الف تا ی کتاب زیر دست خود را با معلومات محدود خود ، آموزش دهد. سه دلیل آشکار و مهم این سیاست عبارت است از :


1) تعقیب سیاست رسوبی بی محتوایی و شکل غیرمفید انتقال آموزش های ضمن خدمت است.
2) گسیختگی و نابرادری دو وزارتخانۀ آموزش و پرورش با آموزش عالی است.
3) به قول خودتان مافیای کنکور و آزمون و کتب کمک درسی است. و مسخره تر از هر سه مافیای مشق شب!

سکوت و انفعال وزارت آموزش و پرورش در واقعه دانشگاه شهید رجایی و سکوت مسئولان و عمادی

یا از شما در خصوص چگونگی اجرای طرح معلم تمام وقت سئوال شده است. یعنی وقتی یک فرد به عنوان مسئول به سخنرانی در یک گردهمایی تخصصی می رود ، نمی تواند سئوالات مطروحه را پیش بینی نماید و خود را آماده سازد؟ جماعت حاضر ، وقت ارزشمند خود را برای جلسۀ شما هزینه کرده اند و از انجام امور واجب خود امتناع ورزیده و حتی کلاس درس خودرا بر زمین گذاشته اند تا در جلسه حاضر شوند ، آنان از شما انتظار رفتاری مسئولانه و محترمانه ای داشته اند نه دست به سر کردنی آشکار. هر چند معاون آموزش متوسطه وزارتخانه نیستید اما سرپرست که هستید؟ به دلیل رئیس سازمان سنجش بودن جهت جلوگیری از واکنش افکار عمومی به شغل دوم شما ، عنوان سرپرست داده شده است و گر نه سرپرست ، پست موقتی بوده و تا حال این معاونت مهم و استراتژی برای امتداد آموزش در راستای آموزش عالی ، می بایست تعیین تکلیف می شد. اصلا از وزیر پرسیده می شود چرا کسی را سرپرست مهم ترین معاونت خود نموده است که در پاسخگویی به چند سئوال رایج وزارتخانه ، انگ بی اطلاعی بر پیشانی خود می زند و یا جانب احتیاط و محافظه کاری در پیش می گیرد! شاید بدین طریق رضایت حضرات برای تثبیت موقعیت سرپرست فعلی آموزش متوسطه در معاونت ، فراهم گردد؟

چگونه ممکن است فردی از وزارتخانه در یک جمع حرفه ای حاضر گردد اما نظر خود را نسبت به تصمیمات رایج و هنوز اجرا نشده چون طرح معلم تمام وقت ، ابراز ندارد؟ دانشجو معلمان در استرس و نگرانی عاقبت شغل خود هستند که هر روز تیررَس و آماج طرح های نپخته و آشوب انگیز نظم فعلی نظام آموزشی اند. شاید برخی از آنان قصد عقب نشینی و انصراف از این شغل را دارند و با بلاتکلیفی تحمیلی فعلی ، سردرگم اند؟
امروزه مسئولان در وزارت آموزش و پرورش ، اهرم بازدارنده ای یافته اند که با آن تلاش می کنند مُهر سکوت بر دهن هر کس اعم از کارشناس و حرفه ای و خبرنگار و رسانه و دانشجو و معلم و حتی اولیا زنند و آن میراثی به جا مانده از سرزمین ایتالیاست یعنی " مافیا " .

سکوت و انفعال وزارت آموزش و پرورش در واقعه دانشگاه شهید رجایی و سکوت مسئولان و عمادی

به اندازۀ کافی مخوف و سرّی و ناشناخته برای ساکت نگه داشتن عده ای ! مافیای آزمون . مافیای کنکور . مافیای کتب کمک آموزشی و مافیای مشق شب !مورد آخر غلطی که مصطلح گردیده است . کودک شب هنگام می خوابد ، مشق نمی نویسد. از نوشتن مشق یا رونویسی کتاب ، کشورها قرنها عبور کرده اند و در جامعه ما بیشتر شبیه یک سنت بیگاری از اعصار مکتب خانه هاست که به جا مانده است . خود همین امر از نشانه های آشکار عقب ماندگی سیستم آموزشی کشور ماست. ما چون در انتقال اطلاعات و دانش روز به کودکان عاجز هستیم و ابزارها و تکنیک های مناسبی برای این کار نداریم لذا آنان را وادار به رو نویسی از متن کتاب فارسی و حتی ریاضی می نماییم. ده بار جدول ضرب را یک در 2 تا یک در 5 بنویس . دانش آموز کودک به جای یادگیری ذهنی جدول ضرب برای تقویت حافظه و استفادۀ مادام العمر از آن ، از یک در یک شروع و تا 5 ضربدر 10 ، می نویسد. توان فیزیکی کودک 6 تا 10 ساله چقدر است که نظام آموزشی به مستهلک کردن آن می پردازد؟ پس مشق شب به اندازۀ کافی غلط نظام آموزشی ما هست لذا با پنهان ساختن در پشت مافیا دیگر آن را مخوف تر نسازیم که کودکان می ترسند. یک دفعه بگوئید آموزش و پرورش فراماسونری ایران گردیده است و اشخاص حقیقی و حقوقی گانگستر، در آن مأوا گزیده اند! مدیر سایت صدای معلم که به طور حرفه ای معرّف خواسته های به حق و قانونی معلمان کشور هستند و فرهنگیان ناظر بر نحوۀ اجرای این جلسه با دستی به دور از آتش بلای اِهمال و غفلت. قطع میکرون و یا پاک کردن ضبط صوت خبرنگاری آقای پورسلیمان مدیر صدای معلم ، تا چه میزان حرفه ای است و یا تا چه اندازه گواه و حامی آزادی حرفۀ خطیر خبرنگاری است؟

در پاسخ به سئوال مدیر صدای معلم به مجوز ناشران کمک آموزشی ، پای وزارت ارشاد را پیش کشیده اید ! اگر چنین است که روند کار غیر حرفه ای است. آموزش و پرورش متعلق به زیرمجموعه خود است نه وزارتخانه ای دیگر!. مگر وزیر آموزش و پرورش می تواند برای صادرات نفت و یا واردات برخی کالاها تصمیم بگیرد؟ کتب کمک آموزشی یکی از ایرادات آشکار وزارت آموزش و پرورش بوده و هست . عامل فلج کنندۀ فعالیت و خلاقیت معلمان و دانش آموزان است. دیر زمانی است که با عنوان مافیای ناشران ، بر فعالیت غیرسالم و اکثرا پر از غلط علمی متون آن ، سرپوشی بر فعالیت ناشران کمک درسی می گذارید.

وقتی انتظارات از وزیر و یا معاون و یا سرپرست مطرح می شود در تعقیب همین اهداف است ، وزیر به جای رؤیای شیرین آرمان گرایی مدارس نیم دایره ای و ..... بهتر است با استفاده از قدرت اجرایی خود بر روی این غلط های رایج عملکردی عادی فرض شده ، یک بار برای همیشه قلم ابطال بکشد. وزیر بودن یعنی همین و گر نه من معلم سادۀ بی آلایش فقط زورم به چرخش قلم در تراوش افکار صحیح و مثبت می رسد. این از تفاوت مرسوم من با وزیر است . او می تواند زیر و رو کند و در اجرای قانون درست آستین بالا زند اما من کاره ای نیستم. مستأصل نمودن ما، وامی دارد که چنین بیندیشیم : کاش اصلا وزیر و وکیل نبود و افراد عادی ، خود مشکلات را شناسایی و حل و فصل می کردند . چون وزیر شدن و یا چون شما مسئول و سرپرست شدن یعنی ابتدا رعایت احتیاط برای باقی ماندن در عرصۀ قدرت. سپس همرنگی با سیاستمداران پیرامون . سپس تأیید کردن و یا روخوانی غلط های های رایج عملکردی گذشتگان بی هیچ همتی برای ایجاد تغییر و تحول مثبت و مؤثر.

حال اگر مدیر یک رسانه شخصا امر خطیر خبرنگاری را نیز برعهده دارد ، ویژگی های خبرنگاری ایشان یعنی توجه به واقعیت ها ، داشتن اطلاعات وسیع آموزشی و تخصصی و مسئولیت اجتماعی ، می بایست دارای قوام و حرمت بیشتری باشد و یا با برخوردهای غیرحرفه ای و سیاسی و بیشتر شبیه یک بازی کودکانه ، نسبت به ایشان رفتار کرد؟ استفاده از رسانه یکی از انواع مشارکت های سیاسی است و مردم هر جامعه ای برای ابلاغ پیام ها ، بیان افکار و انتقال مفاهیم ، از رسانه ها استفاده می کنند. با پیشرفت های حاصل در فناوری ارتباطات ، اهمیت رسانه بیشتر از گذشته گردیده است.


افراد و گروه ها و احزاب سیاسی برای رسیدن به اهداف زیر از رسانه استفاده می کنند :
* آگاهی دادن به مردم از طریق اخبار و اطلاعات داخلی و خارجی
* ایجاد فرصت تفکر و اندیشه برای مردم از راه تفسیر و تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی
* آموزش مردم
* رشد آگاهی های سیاسی و اجتماعی مردم
* آگاهی جامعه از اهداف و برنامه ریزی های سیاسی

پس سرپرست محترم آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش ،

شما وظایف خود را با حضور ناتوان و غیرمؤثر خود در روز دوشنبه 26 آذرماه به دعوت مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی با حضور دانشجو معلمان در محل سالن علامه جعفری این دانشگاه ، مخدوش و اعتماد و باور جامعۀ فرهنگیان را در شایستگی برای برعهده گیری مقام معاونت آموزش متوسطه را سلب نموده اید. یعنی بهتر بود با توجه به شرایطی که امکان و یا توان پاسخگویی به سئوالات را از شما ناممکن می ساخت .

اگر مرد سیاست بودید در این جلسه با این شکل شرکت نمی جستید و موقعیت پیشرفت شغلی خود را به خطر نمی انداختید. حال همه در انتظار عذرخواهی از سوی شما و مسئولین دانشگاه هستند.یعنی دانشجو معلمانی که اهمیت حضور فیزیکی آنان و دامنۀ افق فکری شان نادیده گرفته شده است.

سکوت و انفعال وزارت آموزش و پرورش در واقعه دانشگاه شهید رجایی و سکوت مسئولان و عمادی

مدیر سایت صدای معلم که به طور حرفه ای معرّف خواسته های به حق و قانونی معلمان کشور هستند و فرهنگیان ناظر بر نحوۀ اجرای این جلسه با دستی به دور از آتش بلای اِهمال و غفلت. قطع میکرون و یا پاک کردن ضبط صوت خبرنگاری آقای پورسلیمان مدیر صدای معلم ، تا چه میزان حرفه ای است و یا تا چه اندازه گواه و حامی آزادی حرفۀ خطیر خبرنگاری است؟

پایه گذاری حرکات و سکنات بی ارزش ، بی محتوا و دور از جایگاه خردمندی فرهنگیان ، باعث زوال و اضمحلال هویتی نظام آموزشی کشور می شود. فرهنگ احترام به آرا و عقاید و تحمل دیدگاه مخالفان از بدیهیات آزادی و امنیت شغلی است.

ما معلمیم و رفتار غیرمعمول مجامع تخصصی ، تأمین کنندۀ حقوق و منافع و اهمیت نانوشته شدۀ شغل مان نیست. دانشجو معلمانِ شاهد بر بی کفایتی مجریان جلسه ، فردا چگونه عامل و فاعل بر ترویج آزادی بیان و اندیشۀ کودکان این سرزمین باشند؟

سکوت و انفعال وزارت آموزش و پرورش در واقعه دانشگاه شهید رجایی و سکوت مسئولان و عمادی

آنان تبدیل به همان معلمانی خواهند شد که مُهر سکوت بر لبان دانش آموزان می زنند تا عمر محافظه کاری شان در کسب معاش دراز باشد. آنان فقط درس خواهند داد تا نان بدست آورند! هر نوع رفتار ناشایست امروز مسئولان با دانشجو معلمان ، ماهیت و هویت فردای تمامی نظام های موجود در کشور است نه فقط آموزش و پرورش. افق دید و تفکر مادران و پدران فرداست که به فرزندان جامعه منتقل خواهد ساخت. اگر مرد سیاست بودید در این جلسه با این شکل شرکت نمی جستید و موقعیت پیشرفت شغلی خود را به خطر نمی انداختید

به قول شیخ بهایی :
آن کس که بَدم گفت، بدی سیرت اوست
وآن کس که مرا گفت نکو خود نیکوست
حال متکلم از کلامش پیداست
از کوزه همان برون تراود که در اوست


البته امیدوارم این شعر به شخص نویسنده که نیکویی شما را بیان داشته است ، نسبت داده نشود. چون مولانا می فرماید:
هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من

در خاتمه ، هر چند حکایات و روایات ناپسندیده در آموزش و پرورش ، همچنان جاری و ساری است ، سخنانی از بزرگان در خصوص آزادی به عنوان برگ سبزی تحفۀ درویش تقدیم می گردد ، به امید آن که یا دیگر در هیچ جلسه ای در مسند پاسخگویی بر نیائید و یا اگر میلی بر این امر داشتید بر آزادی تفکر و اندیشه و قلم حرمت نهید.

و اما بزرگانی که خردمندانه سخن گفته اند:

فروید : بیشتر مردم علاقه چندانی به آزادی ندارند، چون آزادی مستلزم و در برگیرندۀ مسئولیت است و بیشتر مردم از مسئولیت واهمه دارند.
جرج برنارد شاو : ملت از راه آزادی به تعلیم و تربیت دست می یابند نه برعکس.
عبدالرحمن فرامرزی : بهترین نشانه ترقی یک ملت ، آزادی گفتار است.
جورج واشنگتن : کسانی که حاضر نیستند برای آزادی بهایی بپردازند ، لیاقت آزادی را ندارند.
سامرست موآم : اگر ملتی چیزی را بر آزادی ترجیح دهند، همه چیز را از دست می دهند.
ابراهام لینکلن : همان طور که مایل نیستم بنده کسی باشم ، حاضر نیستم آقای کسی هم باشم ، کسانی که مخالف آزادی دیگرانند، خود لیاقت آزادی را ندارند.
جرج برنارد شاو : معنی حقیقی آزادی ، مسئولیت است و به همین دلیل است که اغلب از آن می ترسند.
بنجامین فرانکلین : کسی که حفظ جان را مقدم بر آزادی بداند ، لیاقت آزادی را ندارد.
افلاطون : زینت انسان سه چیز است : علم ، محبت و آزادی . (1)

1) سخن بزرگان درباره آزادی - جملات کوتاه و زیبا در بارۀ آزادی - سایت طومار.


سکوت و انفعال وزارت آموزش و پرورش در واقعه دانشگاه شهید رجایی و سکوت مسئولان و عمادی

دوشنبه, 03 دی 1397 ساعت 15:36 خوانده شده: 1397 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +7 -1 --
ناشناس 1397/10/03 - 16:43
سلام و با تشکر از گزارش بسیار خوب شما در خصوص جو حاکم بر دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی که متاسفانه با وقاحت هر چه تمام کلمه تربیت را از نام دانشگاه حذف کردن
پیشنهاد می کنم در خصوص مطالب زیر تحقیق بفرمایید و از وزیر محترم سوال کنید چرا این دانشگاه به رسالت اصلی خود که تربیت دبیر باشد بدرستی عمل نمی کند و باید بگم که اصلا برای مسولانش تنها چیزی که مهم نیست تربیت دبیراست
از جمله
1 چرا دروس دبیری صفر واحدی و بدون اعمال نمره در کارنامه می باشد
2 چرا دروس بطور مجازی برگزار می شود
3 ایا فقط با گذراندن 400 ساعت دروس صلاحیت های معلمی طی 8 ترم می توان دبیر تربیت کرد
4 چرا سرفصل های این دانشگاه مثل دانشگاهفرهنگیان نیست دروس دبیری 70 واحد و دروس تخصص 80 واحد اینجا 140 واحد درس تخصصی می خوانند یعنی اول مهندس می شوند و 400 ساعت یعنی با گذراندن حدود 10 عنوان درسی ان هم بدون احتساب در کارنامه
در کل تفکر مسوولین دانشگاه مکانیکی و مهندسی است و بنده بعنوان یکی از اساتید گروه علوم تربیتی دانشگاه تنها چیزی که در این دانشگاه نمی بینم تربیت دبیر است
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/10/03 - 18:06
با سلام و احترام ،
استاد بزرگوار،
اصولا فردی واقع گرا هستم و آرمان گرا و ایده آلیست نیستم ،
اما جسارتا بنده فقط به عنوان یک دبیر بازنشسته ، معتقدم باید
نظم موجود مراکز تربیت معلم اعم از دانشگاه های پردیس
و لاغیر، درهم کوبیده شده و حذف گردند. و بجای آن فقط
دانشگاه های سراسری به تربیت دبیر بپردازند و کما فی السابق
اساتید محترم علوم تربیتی با همراهی سایر اساتید رشته های
گوناگون به تربیت معلم در فضای نسبتا باز دانشگاه ها بپردازند.
سنت آموزش تربیت معلم در حال پیری اضمحلالی است و تاروپودی
فرسوده دارد........
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/10/03 - 18:15
واهمه و ترس مسولین از درهم کوبیدن ساختار فعلی مراکز
تربیت معلم از عمده دلایل مشکلات بیشمار و روزافزون در
نظام آموزش و پرورش است. خون تازه ، هوای تازه ، تفکر
تازه ، ساختاری تازه اما منتقل شده به دانشگاه های سراسری
و نه نو شده ، کتب جدید ، دروس جدید و....... از جمله تحولات
لازم برای تربیت معلم و دبیر است.
ما با جو و ساختار فعلی ، نمی توانیم انتظار معجزه داشته باشیم.
اگر از روح و اندیشه معلم ، آزادی گرفته شود از او چه چیز باقی
می ماند؟ فردای جامعه فقط از حال و روز مدارس ما مشخص
نمی شود ، بلکه از حال و هوای معلمان آن نیز ترسیم می شود.
سپاس
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/10/10 - 20:35
نظر شما در مورد دانشگاه شهید رجایی (و نه تربیت دبیر)کاملاً صحیح است. من به جد اعتقاد دارم که یا باید صد در صد ظرفیت این دانشگاه به دانشجویان متعهد خدمت اختصاص یابد و یا به صورت کامل به وزارت علوم واگذار شود. ماهیت شترمرغی این دانشگاه باعث سوءاستفاده از منابع آموزش و پرورش و در عین حال عدم پاسخگویی شده است.
پاسخ + 0 0 --
مینو امامی 1397/10/11 - 22:30
سلام

استاد محترم ، سپاسگزارم.
پاسخ + +3 0 --
ناشناس 1397/10/03 - 18:25
جرج برنارد شاو :
ملت از را آزادی به تعلیم و تربیت دست می یابند نه برعکس.

شاید برای همین ما ره به هیچ جایی نمی بریم ، چون نظام
آموزشی ما می خواهد با تعلیم و تربیت به آزادی برسد که
البته این ماموریت را هم به درستی انجام نمی دهد.
پاسخ + +3 0 --
ناشناس 1397/10/03 - 18:30
به قول فروید طلب آزادی هزینه دارد و باید حس مسولیت
داشت و چون ما از مفهوم مسولیت بازی های سیاسی و
جاه طلبی و ثروت اندوزی و قدرت طلبی را اختیار می کنیم
لذا گور بابای آزادی .
آزادی داشتن یعنی قبول مسولیت ، حس و حالش نیست پس
خفقان برای افراد تنبل بهترین راهکار بی تفاوت زیستن است.
به نظر من مردم هم در حد مسولان مملکت مقصرند فقط نوع
قصور متفاوت است.
پاسخ + +3 0 --
ناشناس 1397/10/03 - 18:45
عبدالرحمن فرامرزی :
بهترین نشانه ی ترقی یک ملت ، آزادی گفتار است.
شاید برای همین ما ترقی نمی کنیم و توسعه یافتگی
در هر حیطه برای ما یک رویاست. چون اگر معلم و
دانشجو و خبرنگار یک جامعه ، آزادی گفتار و طرح سوال
نداشته باشد یقین داشته باشید چنین توفیقی برای هیچ
قشر دیگر جامعه فراهم نیست.
پاسخ + +3 0 --
ناشناس 1397/10/03 - 18:56
سامرست موآم:
اگر ملتی چیزی را بر آزادی ترجیح دهند ، همه چیز را از دست
می دهند.
عین قصه ما ایرانی هاست. ما خیلی چیزها را طی 40 سال
جایگزین آزادی بدست آمده ی بعد انقلاب نمودیم لذا همه چیز
را از جمله حیثیت ایرانی بودن ، شرافت هموطن بودن ، عژت
مسلمان بودن را از دست دادیم. ما دیگر خود هم باور نمی کنیم
که ایرانی هستیم آن هم نسلی انقلاب کرده جهت رسیدن به آزادی.
ما با گم کردن سررشته ی آزادی ، تبه کردیم زندگانی را.
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1397/10/03 - 19:04
آری کسانی که مخالف آزادی دیگرانند لیاقت آزادی را ندارند(آبراهام
لینکلن) و شما جناب عمادی و یا مسولان دانشگاه شهید رجایی ،
حفظ جان و منصب را مقدم بر آزادی دانشجویان می دانید پس لیاقت
آزادی و فهم اثر معنوی آن نیستید( بنجامین فرانکلین ).
اصلا انتظار ما از یک عده مدیر با درجه ی هوش زیر 70 ، بیشتر
از شعور آنان است. بهتر است روشنفکران جامعه مسیر خود را بدون
این حضرات طی کنند سالم تر به مقصد می رسند.زنده باد آزادی ،
زنده باد دانشجو معلم ، زنده باد خبرنگار متعهد .
پاسخ
ناشناس 1397/10/03 - 19:05
وقتی در دانشگاه تربیت دبیر با فردی که رسانه و ابزار دارد این رفتار را می کنند چه انتظاری دارید از من که بتوانم مشکلات و تهدید های مسئولین پردیس .....دانشگاه فرهنگیان را بیان و عیان کنم. خنیفرکجاست؟ قانون مداری کو؟ انسانیت دیگر بماند
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/10/03 - 22:06
بدترین نوع حبس ، دربند کردن اندیشه ی یک انسان
است در هر طبقه و قشری که باشد خصوصا اگر
دانشجو باشد. نامش رویش است جوینده ی دانش.
جستن دانش مرز و حد و بند نمی پذیرد.
فقط جاهلان بیسواد اندیشه را دربند می کند.
کاش می شد هیچکس دانشجو معلم نمی شد تا
حضرات قدر جواهر می دانستند.
دربند کردن رسانه و خبرنگار نیز نقیصه جوامع
عقب مانده است.
پاسخ + +5 0 --
دانشجو معلم 1397/10/03 - 19:51
آقای نظری که متولی رسانه در آموزش و پرورش است و فریاد آزاد اندیشی سر می دهد چرا خفه شده است ؟ چرا از رسانه مستقلی چون صدای معلم دفاع نمی کند ؟ ما معلمان آینده تا کی باید شاهد دروغ و فریب امثال نظری ها باشیم ؟ هنر روابط عمومی و کارکنانش در صدق و صداقت است نه فریب کاری و تزویر ! آقای نظری خرید قلم برخی از خبرنگاران و برگزاری جشن های آنچنانی برای برخی از آنان و اعطای هدیه به بعضی از آنان ،رسانه را از استقلال توهی می کند . دانشجو معلمان با این همه فریب در این وزارتخانه چه کنند ؟
پاسخ + 0 0 --
شاکی 1397/10/04 - 09:46
آقای نظری الان جاش خوبه...و بنگاه نظری و شرکاء فعلاً بد نمیگذره...دو سه سال دیگه دوباره میاد وسط میدون و شروع میکنه به انتقاد و اعتراض به وضع موجود!!!!!!!همه چیز بر مبنای منافع در سیستم آموزش و پرورش شکل میگیره...تشکل ها...نظری و...
پاسخ + +3 0 --
ناشناس 1397/10/03 - 22:59
خدا آنقدر مهربان است که فضاحت
جناب عمادی رسوایش ساخت. و
وزیر اگر وزیر است هر چه سریعتر

با معرفی فردی شایسته تکلیف
معاونت متوسطه را مشخص سازد.
قحط الرجال است؟ خیانت به آموزش
متوسطه، باعث رسوایی بطحایی
خواهد شد.
پاسخ + 0 0 --
زمانی 1397/10/04 - 14:26
عمادی فاقد هر گونه کارامدی ،تخصص و قدرت مدیریتی است دقبقا مشابه سایر اعضای تیم بطحایی مثل زینی وند و نظری و خرم و مینایی پور . اینها محصول باج خواهی تشکل های فرصت طلبی چون مجمع فرهنگیان اصلاح طلب و حزب اعتدال و توسعه هستند .
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1397/10/04 - 07:37
ثمرۀ نقض از نقص و بقای توهّم در جذب نیرو هویداست.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/10/04 - 18:59
بعد از این همکاران، به دنبال این
نکته مهم باشند که کمافی السابق
وزیر آموزش و پرورش با کمترین
آرای نمایندگی تایید شود. چون زیاد
بودن آرا نشان داد که نشانه ی
وابستگی و خودفروشی وزیر بدانها
است. قیلی ها کمترین رای را
می آوردند اما این همه زیر سیطره
مجلس و نمایندگان نبودند. این هم
یک تجربه.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/10/04 - 19:03
تجربه دوم در زمان انتخابات مجلس
قانونا نمی توان بحث کرد اما نه
رای بدهید و نه جزو عوامل اجرایی
باشید. خیلی از ارزشها از پول اولی تر
است. آنان فقط از ما معلمان به
عنوان سیاهی لشکر استفاده می کنند
اما برای ما هیزم هم خرد نمی کنند.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/10/04 - 19:07
تجربه سوم، سیاستمداران از خبرنگار
و دانشجو برای سپر بلای خود در
محافل داخلی و خارجی نهایت
سواستفاده را می نمایند. آنان بروند
در سوریه و عراق و فلسطین قربانی
شوند تا اینها با شعار جهاد و شهادت،
عمر سیاستمداری شان افزوده شود.
اجازه ندهیم از هیچ کس و شغل،
استفاده ی ابزاری نمایند.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/10/05 - 11:01
سلام سرکار خانم امامی ،

شما تصور می کنید وزیر و یا مسئولان دانشگاه شهید رجایی و یا آقای عمادی ، برای برخوردهای غیرحرفه ای
و سلب کننده آزادی بیان، به طور رسمی از مدیر سایت صدای معلم و یا دانشجویان و یا جامعه فرهنگیان ، پوزش بطلبند؟!!!!!
این رویه ی سیاست آنان است و با همین درهم شکستن پا برجا هستند. باز ما هم با شما و مابقی
عوامل دخیل در موضوع ،در انتظار بمانیم شاید شاید
شاید معجزه ی دموکراسی در این سرزمین نیز حادث
شود.این امیدواری از بزرگواری ماست امید که لایق آن
باشند.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/10/05 - 13:18
سلام
من تصور نمی کنم ،
من برای وجدان بیدار
انسانیت امیدوارم.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/10/05 - 13:39
چنین امیدواری خوش خیالی نیست؟!!!
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/10/05 - 13:49
خیر خوش خیالی نیست. بلکه مقصد دموکراسی
نهایتا بدان سوست. خِرد انسان در نهایت و غایت
بر دلخواسته ها و منافع آنی و زودگذر ، غالب است.
تحول اجتماعی در لحظه ، قابلیت شدن نمی یابد در
گذر زمان و با زیر و رو ساختن زشتی ها و خودخواهی ها و تثبیت مصالح ماندگار و جمعی تر ، ممکن می گردد. شاید تاریخ بدون تحریف ،بهترین گواه این نوع حرکت است و یا مطالعۀ تحولات اجتماعی در علم جامعه شناسی.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/10/05 - 14:00
مسیری که شما بدان اشاره می کنید بسیار طولانی و مبهم است. ما همین حالا انتظار حل مشکلات موجود در جامعه و یا آموزش و پرورش را داریم . بعد گذشت عمرمان
حصول نتیجه آن هم شاید ، چه سود؟
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/10/05 - 14:42
هیچ ملتی با اکنون زدگی ، سلسله فعالیت های اجتماعی - فرهنگی - اقتصادی و حتی سیاسی
خود را قربانی نساخته اند. برخی از نسل ها آغاز حرکت را شاهد می شوند و برخی دیگر اتمام و یا نتیجۀ آن را.
کارهای دولت هم چنین است یک وزیر نقشه کار
و برنامۀ عملیاتی طرح و یا بودجه لازم برای آن را مشخص می سازد و وزیر دیگر مقدمات اجرا را
عملی می سازد اما اتمام طرح و پروژه برای وزیری
دیگر می ماند. حال افتخار کار به پای کدام نوشته
می شود ؟ آنی که روبان را قیچی می کند !!!!!
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/10/05 - 14:53
کاش ما هم می توانستیم آدم حسابی باشیم . کاش
تشکر از پاسخگویی تان.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/10/05 - 15:11
برای آدم حسابی شدن ما خود باید تلاش
کنیم منتظر امدادهای غیبی اشخاص و
گروه ها و سازمان ها ننشینیم. تقاضا
می کنم انجام وظیفه بود.
با آرزوی توفیق.
برای بحث تان سپاس.
پاسخ + 0 0 --
مهدی 1397/10/05 - 14:44
مقالات خانم امامی پخته و دلنشینه. احسنت
پاسخ + 0 0 --
مهدی 1397/10/05 - 14:44
مقالات خانم امامی پخته و دلنشینه. احسنت
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/10/05 - 14:57
سلام
شما لطف دارید. به امید آینده ای روشن تر. تشکر
پاسخ + +1 0 --
مدرس آزاد 1397/10/06 - 06:00
هر حاضر و غایبی که حس خیرخواهی او، چه در قالب سکوت و چه در قالب نوشتار و یا گفتار و یا عمل و یا هر قالب دیگری با نیت صالحه، وجود آشکار یا پنهان داشته باشد قابل تحسین است.
پروردگارا ! بر صالحان عامل و صاحب خرد جامعه بیفزا ! و توفیق ده هر چند به قیمت ایثار در زمرۀ آنان قرار بگیریم و بگیرند!
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/10/06 - 09:27
سلام

آمین یا رب العالمین. سپاس.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/10/07 - 12:26
وقتی پدر از مادر و برعکس به هنگام درگیری های لفظی و یا فیزیکی از یکدیگر عذرخواهی نمی کنند ، فرزند آن را یاد نمی گیرد چون چنین رفتاری را تجربه نکرده است.
معلمی که از دانش آموز خود به وقتش عذرخواهی نمی کند، یا در اتوبوس به وقت له کردن پای دیگری بجای عذرخواهی با او دعوا می کنی ، فرزند از پدر و یا مادرش ، بجای عذرخواهی ، طلبکاری یاد می گیرد. وزیر و این و آن هم در همین سیستم تربیت شده اند . واقعا رؤیای عذرخواهی مسئولان در این کشور کی به واقعیت تبدیل خواهد شد؟ من و شما از خانواده و مدرسه آغاز کنیم تا آدم حسابی تربیت کنیم. بسم ا.....از همین امروز اگر مقصریم از هر کس کوچک و بزرگ ، عذرخواهی کنیم.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/10/07 - 12:51
سلام
ما ملتی هستیم که در ثبات و پایداری برای خطاهایمان، صیر ایوب داریم و قصد اعتراف و عذرخواهی و درس گرفتن از آنها را نداریم. چون هر کس در این جامعه خودش را
برتر از دیگر ی می بیند، او حتی خود را از متخصصان و کارشناسان نیز اُولی تر می بیند (غالب افراد چنین اند)
ملت هایی که از خطاها عبرت گرفته اند امروز می درخشند.
هر رفتار شایسته ای در درون خانواده و سپس مدرسه
باید آموزش داده شده ،جامعه پذیر گردیده و درونی شود. راستی زمان آغاز اصلاح فرهنگی ما کی خواهد رسید؟ خانواده ها و مدارس ما چه زمانی عامل به این افعال خواهند شد؟
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/10/08 - 13:32
مسولان با زدن خود به توهم ندیده ام ، نشنیده ام،
میز خود را چنان محکم گرفته اند که آسیب روحی
روانی دانشجو ، معلم ، خبرنگار برایش اصلا مهم
نیست. از نظر آنان ادب ، آداب ندارد و می توان
هر نوع دهن کجی ، اهانت ، تحقیر و......را در
حق زیرمجموعه خود روا داشت و اتفاقی نیفتد
نه توبیخی نه اخراجی و نه تذکری.
وقتی وزیر مهمترین وزارتخانه در برابر حوادث
تلخ غیر طبیعی می گوید : متاسفانه ..... به دنبال
مسببین حادثه هستیم و نقش خود را هیچ می انگارد
چه انتظاری داریم.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/10/08 - 14:17
حیف مجموعه سرمایه های فکری ، هویتی و ملیکشور که نادیده گرفته می شود. مصالح امروز عده ای ، باعث بی نصیبی و فقر فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی همه افراد جامعه در حال و آینده می گردد.
کشور متعلق به 81 میلیون نفر است نه یک میلیون نفر
خاص. حق ما از این جامعه چیست ؟ حافظ این حق کیست؟
پاسخ + 0 0 --
سونتا آتره 1397/10/15 - 12:25
اموزش وپرورش باید از بنیان تغییر کند وجایگاه اصلی خود را در یابد باشایسته سالاری میتوان ولی با این وضعیت موجود رفرم بسار مشگل است ولی ممتنع نیست .
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/10/15 - 14:19
سلام

همه ما با امید و همت ، زنده ایم. اعتلای آموزش و پرورش یعنی عزت و سربلندی آحاد ملت و وطن. تشکر
پاسخ + 0 0 --
سونتا آتره 1397/10/15 - 12:29
از خانم امامی تشکر وقدر دانی میشود امید وارم موفق وپیروز باشید چنانچه دعای بازنشسته مستجاب گردد .
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/10/15 - 14:21
سلام

من هم از لطف شما سپاسگزارم.دعا در حق همدیگر
حس خوشایندی است که ثمره آن عشق و دوستی است. بنده دعایم را می کنم استجابت با خدای رئوف.
ممنونم.

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

به نظر شما بزرگترین مانع برای اجرایی شدن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش چیست؟

پربازدیدترین

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور