چاپ کردن این صفحه

" از این سایت سپاسگزاریم ، که در برابر شکایات اشخاص حقیقی و حقوقی ، تسلیم شداید نگردیده و میدان را خالی نگذاشته اند و به تنهایی در مراجع قانونی حضور یافته و از عوض ما نیز از حیثیت معلمان دفاع کرده اند و ثابت نموده اند که یک معلم خردمند و آگاه به وکیل مدافع نیاز ندارد "

و اما آخرین سخن سال ...

مینو امامی/ همکار صدای معلم

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر بر آید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوب رویان این کار کمتر آید

آخرین سخن سال و مشکلات و چالش های آموزش و پرورش و معلمان

یک سال دیگر با فراز و نشیب بسیار اما بیشتر بر چرخۀ ناملایمات ، برای فرهنگیان گذشت. نشستیم و برخاستیم و گفتیم و کردیم اما هیچ یک بر سپر فولادین روند اداری و سازمانی وزارت آموزش و پرورش ، فرود نیامد و اثر مگذاشت. تصور نمی کنم بیشتر از منِ دبیرِ بازنشسته و شمای معلم و دبیر شاغل ، کسی دیگر امیدوارتر از ما ، روزهای یک سال را در این کشور سپری ساخته باشد. تمامی لایه های جِرم بستۀ این امیدواری ، از وعده های پوشالی و غیرممکن مسئولان مربوطه تشکیل شده است. روزهای هر ماهِ ما به نحوی با امید به انتهای آن ماه و فصل ، سپری گردید. عین و شبیه سالهای پیش ، بی کم و کاست ! و انگار این روایت ، داستان ماهها و سالهای پیش روی ما نیز هست. چون مردان و قوانین همانند هستند و آب از آب تکان نمی خورد و ظاهرا نخواهد هم خورد.
تا زمانی که مردان آموزش و پرورش جای خود را به جوانان و میانسالان کارشناس و تحصیل کرده و متخصص ندهند ، روایت سالانۀ ما همین است. این نومیدی نیست ، این روایت واقعیت حاکم است. چون فراتر را نمی بینند و بیشتر از این توان ندارند. برای مُصلح و مؤثر بودن در مسیری ، می بایست قدرت ایجاد تغییر و جسارت در هم کوبیدن شرایط موجود را داشته باشی و گر نه : گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید که از بر آمدن و وصال خبری نیست و نخواهد بود. آرزویی محال که فقط انرژی و توان کاری را از ما سلب می نماید. یعنی آب در هاون کوبیدن و از حاصل ، هیچ خبری نیست. چون همّت و اراده ای در کار نیست. با هم به سخن گفتن نشستیم و یاد گرفتیم که غیر خود را تحمل کنیم .

خارق العاده ترین سیاست در این کشور فراموش کردن پر تعدادترین افراد زیر مجموعۀ وزارت آموزش و پرورش است. حدود 16 میلیون نفر در این وزارتخانه یا تحصیل می کنند و یا فعالیت اقتصادی انجام می دهند. نادیده گرفتن این تعداد از جمعیت کل کشور از دو بُعد کیفی و کمی ، اصلا به نفع جامعه نیست. آن هم مجموعه ای که قابلیت بر عهده گرفتن نقش های اجتماعی را آموزش می دهند و فرا می گیرند. غفلت ما از این واقعیت مهم ، یعنی محرومیت عملی جامعه از پتانسیل های موجود.
با ذکر یک مثال ، موضوع را بیشتر بشکافم . مثلا تصور کنید که دولت ما با کمترین هزینه و با نیروی انسانی و سرمایه موجود ، قادر است تا کشور را به غنای تولیدات زراعی و کشاورزی و باغی برساند ، اما به دلیل کهولت مدیران و افکار بسته و سنتی آنان ، بیان می دارد : چه کاری است شکر خدا نفت و گاز فراوان در کشور هست با مدیریت و بکارگیری این دو بخش ، می توانم به سادگی و آسودگی تمامی این نیازها را از دیگر کشورها فراهم سازم و خود و ملت را از تحمل مشقت بسیار رهایی بخشم !

جای بسی شگفتی است که کشوری دارای جمعیت جوان باشد و بیکاری در آن موج بزند و نیروی تحصیل کرده و متخصص هم داشته باشد اما ما در تعلیم و تربیت کودکان این سرزمین سستی و کاهلی ورزیم که از کشورهای خارج تولیدات علمی و تکنولوژیک را با سرمایه ملی ، وارد می کنیم ، چه کاری است که بیندیشیم و مطلوب ترین طریق سیستماتیک را پیاده و مدیریت نمائیم تا کودکان ما جامعه پذیر شوند و فردا نقش های گوناگون را برعهده بگیرند. شاید هم تصور این است که جمعیتِ محدودِ فعلیِ مسئولِ دایرۀ مورد تأیید نظام سیاسی ابدالدهر مدیریت خواهند کرد و به نیروهای جدید و جوان ، اصلا نیازی نخواهد بود . فقط همین چند نفر برای ادارۀ این کشور بس است!

در ادامه اجازه می خواهم توصیه ای به وزیر آیندۀ آموزش و پرورش داشته باشم به عنوان یک ایرانی و یک دبیر بازنشسته این حق ملی و میهنی من است :

جناب وزیر آتی کشور ، اگر در سیاست عملی خود ، قرار بر تداوم همین اوضاع و شرایط را در بطن آموزش و پرورش دارید ، شما را به روح همۀ رفتگان و اجداد بزرگوارتان ، مسئولیت وزارت را نپذیرید.

اگر یقین دارید که از هیچ کس و گروه و دسته ، سفارش و اثری نخواهید پذیرفت و برعکس ، بر همۀ آنها اثر خواهید گذشت ، بر شما وزارت آموزش و پرورش مبارک باد.

آخرین سخن سال و مشکلات و چالش های آموزش و پرورش و معلمان

شما را به تمامی سالها و ماهها و هفته ها و روزها و ساعت ها و دقیقه ها و ثانیه های تدریس و فعالیت تمامی فرهنگیان سوگند می دهم ، اگر لیاقت و توانایی ایستادن و نه گفتن به خواسته های بی جا و غیر منطقی و غیر آموزش و پرورشی و عمل مستقل فردی به همراهی کارشناسان و متخصصان امر تعلیم و تربیت را در خود نمی بینید ، نامزدی وزارت را از رئیس دولت نپذیرید و به مجلس برای گرفتن تأییدیه وزارت نروید و یا اگر پذیرفتید و به مجلس رفتید و وزیر شدید اما در همان ماههای اولیه تجربه کردید که ناتوانید به مدت 4 الی 8 سال ، ما فرهنگیان و دانش آموزان را مستوجب کیفر تحمل بی لیاقتی خود نگردانید و همان دَم استعفای شجاعانه و مردانۀ خود را تسلیم دولت وقت نمائید.

اگر هنر خودشناسی در شما قوی است به تمامی زوایای شخصیت فردی و اجتماعی خود نظاره گر باشید و پذیرش چنین وادی پر خطر را زیر ذره بین انصاف خود قرار دهید و گر نه در آستانۀ نامزدی وزارت آموزش و پرورش ، ابتدا به یک متخصص روانشناسی و حتی روانکاوی مجرب مراجعه نمائید تا تمامی تارو پود واقعی درون شما را چون آئینه به خودتان منعکس نماید ، و سپس آن متخصص و خودتان ، قضاوت کنید که می توانید پر مسأله دارترین وزیر دولت گردید و یا خیر. به همین سادگی و به همین روائی و اعتبار .

امید واثق دارم که در سال 98 ، مردان و زنان مسئول ما در قبال پذیرش سِمت ها و انتصاب ها ، بیشتر از رسیدن به جاه طلبی و شهرت و قدرت ، به باور توانمندی خویش بیندیشند. همۀ شما قرار است سفینۀ نجات باشید نه حاملان جهل و گمراهی . آنچه که در این وادی می سوزد و تخریب و تخدیر می گردد وطن است با سرمایه ای ارزشمند به نام کودکان و نوجوانان . نسلی آینده ساز قرار است پا در جای پای شما گذارند اما اگر این جای پا ، سست و متزلزل باشد ، فرزندان من و شما قربانی این قتلگاه خواهند گردید. یک ساعت تفکر مثبت ، سازنده ، مفید و واقع گرایانه از مجموعۀ عبادات ظاهری و واقعی تمام عمرتان ، اُولی تر ، سزاوارتر و ارزنده تر است.

در این گریز گاهِ بی نصیبیِ سالانۀ همۀ فرهنگیان ، تنها مونس و همدم و همراه بی ادعای ما ، سایت صدای معلم بود. لذا :

از این سایت سپاسگزاریم ، چون در این بین ، طی یک سال ، ما همراهی دلسوز ، مهربان ، فهیم و مؤثری داشتیم که همدلی من و شما را بیفزود و تنهایی نومیدانۀ مان را با خنده ها و تبسم ها و گریه ها و بغض های ناشی از مطالعه یادداشت ها و گزارشات خبری و مصاحبه ها ، تخفیف داد. با هم خشمگین شدیم و با هم مستفیض . با هم به سخن گفتن نشستیم و یاد گرفتیم که غیر خود را تحمل کنیم . گاه از نوشته ای بهت زده شدیم و گاه چیزهایی برای کاربرد در زندگی خصوصی و شغلی خود از آن فرا گرفتیم.

از این سایت سپاسگزاریم ، چون تصورِ گذشت یک سال بدون سایت صدای معلم و به دور از اطلاع یابی از اخبار و هیجان و فواید مطالعه ، بالاخص برای بازنشستگان و خصوصا برای آنانی که اهل مطالعه نیستند ، بسیار سخت است. حتی روزهایی که مطلب جدید خیلی کم گذاشته می شود و یا خیلی دیر ، احساس رخوت و بی تابی می کنیم. برای آنانی که اعتیادی چون مصرف سیگار و یا فضای مجازی ندارند ، شاید تنها اعتیاد موجه همین تعقیب یادداشت های روزانه سایت است که یکی از مهمترین ویژگی های آن ، همین به روز بودن آن است. ارتباطی مستمر و متناوب .

از این سایت سپاسگزاریم ، چون صرفا برای دسترسی به نفع مادی ، علیرغم نیاز مبرم بدان ، سایت را مدخل تبلیغات گسترده مربوط و نامربوط و گاه حتی مبتذل ننموده اند. در این سایت می توان با آرامش ، امر مطالعه را تعقیب نمود و هر لحظه با تداخل تبلیغات ، مجبور به حذف آنها از صفحه خود نیستید. همچون پورتال وزارت آموزش و پرورش و استانها ، که در آن حجم و نوع و محتوای تبلیغات آزاردهنده است و احساس خستگی و انصراف ، شما را از آن فراری می دهد. عدم سنخیت تبلیغات بیشترین مشکل ما فرهنگیان در مراجعه به این پورتال هاست.

از این سایت سپاسگزاریم ، چون تنها هنگام افزایش شدید قیمت ها ، مدیر محترم سایت از خوانندگان خود طلب همیاری نمود و سالها با حقوق معلمی خود ، آن را چرخانده اند. امید که به وقت توانمندی ، همیاری با تنها همدل و همراه بی مدعای خود را فراموش نکنیم .

از این سایت سپاسگزاریم ، چون روزمرگی و ناملایمات شدید و فراوان زندگی فرهنگیان ، حوصله و میل تعقیب اخبار و گفته ها و سخنرانی ها و تصمیمات مسئولان را از فرهنگیان در ربوده است و ما چون این سایت را برای مطالعه ترجیح می دهیم لذا از طریق آن از حقایق و واقعیت های آموزش و پرورش ایران و جهان مطلع می گردیم. جناب وزیر آتی کشور ، اگر در سیاست عملی خود ، قرار بر تداوم همین اوضاع و شرایط را در بطن آموزش و پرورش دارید ، شما را به روح همۀ رفتگان و اجداد بزرگوارتان ، مسئولیت وزارت را نپذیرید

از این سایت سپاسگزاریم ، که در برابر شکایات اشخاص حقیقی و حقوقی ، تسلیم شداید نگردیده و میدان را خالی نگذاشته اند و به تنهایی در مراجع قانونی حضور یافته و از عوض ما نیز از حیثیت معلمان دفاع کرده اند و ثابت نموده اند که یک معلم خردمند و آگاه به وکیل مدافع نیاز ندارد. از خانوادۀ محترم مدیر سایت ، به دلیل تحمل فشار روانی این شکایات پوزش می طلبیم.

امید که باز سالی دیگر اسیر شعار سالانه ای دیگر نباشیم که طاقت و توان به جا آوردن آن برای مان غیر ممکن باشد. و امید که من و شما در سایۀ تنها مونس وفادار خود یعنی سایت صدای معلم بتوانیم به جای واقعی خود صعود نمائیم و جایگاه خرد و خردمندی را معرفی ، توانمند باشیم.
دو سنت دیرین چهارشنبه سوری و عید سعید نوروز بر شما همکار هموطن همراه خجسته باد.

به امید روزهایی بِه از این روزها .

آخرین سخن سال و مشکلات و چالش های آموزش و پرورش و معلمان


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سه شنبه, 28 اسفند 1397 10:21 خوانده شده: 1300 دفعه

در همین زمینه بخوانید: