چاپ کردن این صفحه

" قدری غیرت و تعصب داشتن نسبت به منابع و سرمایه های ملی ، ما را در موقعیت هدردهی و یا اتلاف آن قرار نخواهد داد "

مدیری که هنر و علم خودشناسی نداشته باشد هرگز موفق نخواهد بود

مینو امامی/ همکار صدای معلم

ویژگی های مدیران و هنر مدیریت و خودشناسی

خودشناسی زیباترین سمفونی زندگی است . شاید دسترسی به هیچ چیز دیگر به حد توانایی خودشناسی ، انسان را در جایگاه واقعی خود قرار نمی دهد. اثری جاودانه که قدرت آن تمامی جوانب زندگی یک فرد را پوششی مطمئن و پایدار می دهد. یک شخصیتی قوی با اراده ای مصمم در رعایت حقوق خود و دیگران . کسی که قادر باشد رهبری این سمفونی را به اختیار و ارادۀ خویش تسخیر نماید ، یقین نه خود را مورد مضحکۀ دیگران قرار خواهد داد و نه حقوق همنوعان را پایمال خواهد ساخت. او با خودشناسی و معرفت نسبت به توانایی ها و ضعف هایش ، ایستادن و قرار گرفتن در جای درست را قلبا می خواهد و می ستاید. لذا نتیجۀ چنین جریانی ، حاکمیت شایسته سالاری در مَسندهای مهم و حسّاس خواهد بود. عین عدالت اجتماعی یعنی ، هر کس در جایی قرار می گیرد که استحقاق آن را دارد. وقتی به او پیشنهاد موقعیتی ممتاز و برجسته می شود ، اول می اندیشد که سزاوار پذیرش هست و یا خیر؟! اما آنانی که به چنین مهارتی در زندگی دست نیازیده اند ، همیشه همه چیز را برای خود مباح و حق مسلم می دانند و برای شان چنین مشتبه می شود که فلان سازمان ، لنگ مدیریت و مسئولیت اوست. قدری غیرت و تعصب داشتن نسبت به منابع و سرمایه های ملی ، ما را در موقعیت هدردهی و یا اتلاف آن قرار نخواهد داد.

اجرا ، بزرگ ‌ترین مسالۀ مطرح نشده در مدیریت ما است و نبود آن بزرگ‌ ترین مانع موفقیت و بیشتر ناکامی‌هایی است که به اشتباه به
گردن علل دیگر گذاشته می‌شود. توانمندی در اجرای دستورالعمل های ریز و درشتی که ما را به سوی موفقیت و شادکامی هدایت می کند.
یک مدیر علاوه بر توانایی های برنامه ریزی ، تصمیم گیری ، هدایت ، نظارت و مشارکت در امور سازمانی ، می بایست قدرت و شهامت اجرا ، نیز داشته باشد. او باید قابلیت به فعلیت درآوردن تصویر نوشتار و صورت جلسات را داشته باشد تا توان حرکت رو به جلو را داشته باشد.
با صِرف بیان نظریه ها و تئوری ها و حاصل تجارب دیگران ، نمی توان سازمانی را مدیریت نمود و یا آن را به اهداف گوناگون و مورد نظر هدایت کرد.
مدیر فردی است که با قدرت اجرایی خود در بین نقش های گوناگون سازمان ، چنان تقسیم کار می کند که هر نقش برای رسیدن به اهداف
مورد نظر ، تمامی قابلیت های ذاتی و اکتسابی خود را به کار می گیرد. مدیری شایسته است که برای اجرا ، اولویت اول قائل باشد و با تلفیق تمامی پتانسیل های نیروی انسانی و ساختار و واحدهای اداری ، رسیدن به اهداف مورد نظر را ترجیح دهد. او برای این کار لزومی ندارد تا
همه چیز را به نام خود تمام کند ، مدیری موفق است که کار تمام شده را با نام تمامی افراد سازمان ، به پایان برساند. یعنی همه در انجام آن نسبت به تخصص و موقعیت خود ، سهم داشته باشند.

یک مدیر شایسته به جای ایجاد فضای خوف و وحشت ، جهت تبعیت کورکورانه و مطیع و مُنقاد کردن افراد در سازمان ، باید هنر جلب پیروی داوطلبانه آنان را داشته باشد. مدیران ، اصولا اگر پشت درهای بسته و بدون هر نوع ارتباط انسانی با دیگران ، رفتار نمایند ، تنها می مانند و در آن سازمان غیبت و سخن چینی و حتی تهمت و افترا زنی ، اوج می گیرد. اما برعکس مدیری که خود عامل به برخی سیاست های سازمانی است و ارتباط مستقیمی با زیرمجموعه خود دارد ، آنان را به سوی خود جلب می نماید و روح صمیمیت و احترام ، حاکم می گردد. رفتار مدیر ، می تواند افراد را در سازمان به اوج نفرت و بی انگیزگی بکشاند و یا در فضای آن ، روح نشاط و همبستگی و گذشت ، مستولی گرداند.

یک مدیر برجسته ، هرگز به مقایسۀ نابخردانه مابین کارکنان خود دست نمی زند و اصولا تفاوت کارکنان را می پذیرد. او انتظارات و توقعات خود را نه بر اساس یک سری اصول خشک و انعطاف ناپذیر ، بلکه بر اساس تفاوت های فردی و میزان توانایی افراد ، تنظیم می نماید. انتظارات او از کارکنان خود بر اساس پست سازمانی و میزان تحصیلات و تخصص و تجربۀ آنهاست ، نه بر اساس زور و منطق کور قدرت مدیریت خود .

ویژگی های مدیران و هنر مدیریت و خودشناسی

مدیر کاردان هرگز کسی را سرزنش نمی کند و به جای بحث دربارۀ این‌ که چه کسی باعث وقفه در پیشرفت گردیده است ، در مورد این ‌که چه چیز مانع پیشرفت است بحث می کند. ما این مشکل را از لحاظ فرهنگی ، در روابط فردی و اجتماعی خود بسیار داریم . همه منتظرند تا به هنگام پیشامد و حادثه ای ، دیگری را سرزنش کنند و یا مؤاخذه نمایند. نوعی برون افکنی رضایت بخش که سهم خود را نسبت به نتایج حادثه و رخداد ، انکار می نمایند. در چنین شرایطی به جای محکوم کردن ، بهتر است روش و یا شیوه های حل مسأله را بیابند.

برخی مدیران در شرایط بحرانی ، برای رهایی خود ، تمام و یا بخشی از تقصیرات حادثه و رخداد را به گردن فرد و یا گروهی می اندازند. در این صورت از ادامۀ مسیر فعالیت باز می ماند. او باید قدرت تشخیص و ذکاوت یافتن موانع حرکت و فاکتورهای پیشرفت را با تجربۀ مدیریتی خویش بیابد تا هر چه سریع تر مسیر حرکت باز شود.

1) سایت خبری تحلیلی عصر ایران - کد خبر ۹۱۳۸۰ - 45 جمله مدیریتی از 45 کتاب مدیریت.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چهارشنبه, 07 فروردين 1398 18:40 خوانده شده: 1307 دفعه

در همین زمینه بخوانید: