صدای معلم

" من از شما بهترم ، زیرا درشت می‌ستانم و نرم باز می‌دهم "

وزیر چکمه پوش و معلمان دربندی که تاوان کوتاهی در عدم پاسخ گویی این مدیران به تعهدات را پس می دهند ؟!

مینو امامی/ همکار صدای معلم

معلمان زندانی و سکوت وزیر آموزش و پرورش در مورد تعهدات و مطالبات فرهنگیان

اگر یک سری تعارفات معمول را به کار بندیم ، عارضم که من معلم با تلاش اضافه بر ساعات مقرّر و قانونی تدریس ، قصد دارم تا حفره های بیشمار زندگی ام را با اراده و عزم و میل شخصی ، مسدود سازم تا مبادا این حفره ها ، منفذهایی برای ورود مصائب بیشتر برای زندگی خود و اهل و عیالم ایجاد کند. اما اگر همان سری از تعارفات را کنار نهیم و با عزت نفس و خودخوری ، زبان در کام فرو بریم و کلامی برنیاوریم ، به سکوت چهل سالۀ خود و یک قرنی همکاران پیشکسوت ، ادامه می دهم و هیچ نمی گویم . اما صد البته اگر عزت نفسی برای من معلم در این جامعه باقی گذاشته بودید ، ولی نگذاشته اید چون دیگر زخم این شمشیر بی اعتنایی دولت و وزیر و مجلس نه بر گوشت ام که بر استخوانم فرود می آید و اگر دقت کنید آنچه که بر من نازل می شود زخم شمشیر است نه کارد که خراشی جزئی وارد آورد. شما استخوان و گوشت و روح و حیثیت شغلی مرا ، ریش ریش ساخته اید و هر یک از این زخم ها به وقت بازنشستگی ، به دُمل چرکین بی عدالتی و تبعیض ، تبدیل می گردد که جریان زندگی عادی و با نشاط و سلامت را از من در می رُباید.

معلمان زندانی و سکوت وزیر آموزش و پرورش در مورد تعهدات و مطالبات فرهنگیان

ارسطوی فیلسوف می گوید:
"سربلندی کسانی که به خوبی به بچه‌ها آموزش می ‌دهند، به همان اندازۀ کسانی است که آنها را به دنیا می‌آورند: گروه دوم به آنها زندگی می‌بخشد و گروه نخست ، راه خوب زندگی کردن را به آنها می‌ آموزد. "
اگر این جمله را بتوانیم به نیکی ادراک کنیم ، من معلم می بایست طریق خوب زندگی کردن را آموزش دهم ، اما به دلایلی این مسیر در جامعۀ ما نتیجه ای مورد انتظار را نمی دهد ، می دانید چرا ؟
چون من معلم در جایگاه اصلی خود همانند خیلی از کشورها قرار ندارم . نه آمادگی من برای معلم شدن مسیری پرارزش و باصوابی را طی می کند ، نه محل تربیت من مملوّ از آزادمنشی و اختیار و خلاقیت ، مناسب برای معلم شدن است ، و نه ساز و کار آموزش و آئین نامه ها و ضوابط مناسب رشد من فراهم است ، و نه شرایط زندگی و رفاه من از اصلی ثابت و هماهنگ با سایر شاغلان تبعیت می کند.
امروز من معلم اگر به کم کاری و یا خشم در کلاس و یا عدم استفاده از دانش روز و الفبای امروزی تعلیم و تربیت محکوم می گردم ، اگر امروز من معلم متهم به محافظه کاری و ترس و بی ارادگی در تغییر مسیر زندگی گردیده ام بدان دلیل است که سهم من معلم از ثروت ملی منوط به وجود اندک معلمان شجاع از خود گذشته گردیده است که امروز در زندانند و کمتر کسی از جمله وزیر و یا کمیسیون آموزشی مجلس ، برای رهایی آنان ، سعیِ توانفرسایِ نتیجه بخشی ، می کنند .

معلمان زندانی و سکوت وزیر آموزش و پرورش در مورد تعهدات و مطالبات فرهنگیان

قرار نیست همۀ معلمان در پوزیسیون اعتراض تا حد دستگیری قرار بگیرند تا شاید ما بتوانیم از شما آوانتاژهای مساعد و مناسب انجام خدمت را دریافت کنیم . امیدوارم این سپر بلا شتگان بی تقصیر که کوتاهی شما در عدم پاسخگویی به تعهدتان ، آنان را به این دربند بودن محکوم ساخته است ، عنقریب آزاد گردند و به جایگاه معلمی که تنها دغدغۀ خردمندی آنان است ، برگردند.

سئوالی برایم مطرح است :

کلاس این معلمان زندانی را چه کسانی اداره می کنند ؟ یا دانش آموزان این معلمان ، در نبود معلم مهرورز خود چگونه می اندیشند ؟ راستی جناب وزیر بدآموزی این جریان بر تارو پود دانش آموزان معلمان زندانی ، چند درصد اثر سوء می گذارد ؟! مگر معلم با حقوق ، زندگی اش چگونه اوصافی دارد که زن و فرزند آنان بدون حقوق ، ماهها در تنگنا مانده اند ؟!
مگر قرار نیست من معلم ، راه خوب زندگی کردن را به کودکان ، آموزش دهم ؟ اما با این اوصاف چگونه ؟ قضاوت تاریخ معاصر و یاد نگاشته های تاریخ نسل فردا ، از این تلخ نامه ، چگونه خواهد بود ؟

معلمان زندانی و سکوت وزیر آموزش و پرورش در مورد تعهدات و مطالبات فرهنگیان

ما عکس نوروزی خانوادۀ دو همکار در بند خود را مشاهده کردیم ، از دو کودک عکس ، شرمسار گردیدم ، وقتی کودک سه چهار ساله عکس پدر معلم دربندش را در دستان کوچک خود گرفته و یا کودک هفت ساله ای پلاکارد : جای معلم در زندان نیست را ، اشک در چشمانم حلقه زد ، من هم فرزند یک معلم هستم و یادی از پدر خود کردم که اگر من در چنین وضعی بودم چه می کردم ؟! کاش شما هم خود را به جای آن دو کودک می گذاشتید !! اگر عکس را دقیقا نگاه کنید به جز خندۀ نمایشی یکی ، مابقی خشمناکند ، نگرانند ، مبهوتند و ناباورانه تسلیم اند.

جناب وزیر ،
وظیفۀ معلم نالیدن و اعتراض و تجمع و تحصن نیست ، اما این مسیر ناخواسته برای ما کانالیزه شده است ، مسیری بی حاصل و پردردسر. مگر نمی دانید آستانۀ تحمل انسانها ، عین هم و مساوی با هم نیست ؟ یا نحوۀ تربیت افراد در خانواده ها ؟ و یا نحوۀ بیان مسأله ؟ آنان افرادی هستند که کمتر تحمل فشار دارند و ما ظاهرا از کوه نیز استوارتریم و یا هم عزم ما جزم نمی گردد. به هر حال ، باور کنیم که آنان بی گناهند و فقط قربانی ناملایمات تحمیلی از سوی خود شما هستند. آنان قربانی بی عدالتی و تبعیض در پرداخت حقوق و دیگر مطالبات بر حق اند. وعده و وعید های خوش آتی این روزهای شما و آقای نوبخت ، در تعقیب سیاست اتمام به خیر و خوشی کلاس های درسی است که مبادا تحصن و یا تجمعی دیگر در راه باشد ، اما جناب وزیر ، امسال به خوشی تمام شد ، ماه های دیگر و مهر 98 در راه است و مصائب ما ناتمام.
نکند از مدیرانی هستید که به راه کارهای موقتی دلبسته اید و با خود می گوئید : فعلا این بگذرد ، برای سیاه چاله های دیگر ، به جای خود چاره اندیشی می کنم ! اما دردها و آلام من معلم با این چنین سیاست آسه برو آسه بیا ... که درمان نمی شود ، بدتر مزمن تر هم می گردد . یک دُمل چرکین چند دهه ای ، وقتی نیشتر خورد ، چه اوضاعی خواهد داشت ؟!

آسیا باش ، درشت بگیر و نرم پس بده


این مثل داستانی دارد؛ می گویند : روزی شیخ ابوسعید ابوالخیر با یاران خودش از کنار آسیا می‌گذشت. ناگهان ایستاد و بدون اینکه حرفی به یارانش بزند، ساعتی به صدای گردش سنگ‌های آسیا و کار کردن آن ، گوش کرد. پس از آن ، رو به اطرافیانش کرد و گفت: می‌ شنوید؟ می ‌دانید که این آسیا چه می‌گوید؟ اطرافیانش که چیزی جز صدای کار کردن آسیاب نمی‌شنیدند ، با تعجب گفتند: نه ، ما چیز خاصی نمی‌شنویم. ابوسعید گفت : این آسیا می گوید که من از شما بهترم ، زیرا درشت می‌ستانم و نرم باز می‌دهم . (1)

معلمان زندانی و سکوت وزیر آموزش و پرورش در مورد تعهدات و مطالبات فرهنگیان

آری امروز شما و دولت نیز در مقابل حرف‌های درشت و تند و تیز طرف مقابل خود ، خویشتنداری کنید و " آسیا باشید ، درشت بگیرید و نرم پس بدهید . "
ما معلم این سرزمین هستیم ، مفاهیم عدالت و برابری را به دانش آموزان هر سالۀ خود آموزش می دهیم و اگر امروز در برابر نادیده گرفته شدن هر یک ، من معلم سکوت کنم ، خودم خودم را و گفته هایم را باور نخواهم کرد چه رسد به دانش آموزانم .
ما چند چیز مشخص و معین می خواهیم که خارج از اراده و وظیفۀ دولت و وزیر هم نیست :
از بس خواسته های برحق خود را تکرار کرده ایم به تکرّر افتاده ایم ، حقیقتا ملولیم .
ما از رنجنامۀ به مقصد نرسیدۀ بدون پاسخ قطعی برای خود ، ملولیم .
ما از نگاه عبث آلود کودکان به خودمان که ناتوانِ ناتوان تلقی می گردیم ، ملولیم ،
ما از تمسخر رسانه ها و مردم در محله و دکان و بقال و سوپر و.... ملولیم ،
ما از بردوش کشیدن دهه های وصله داری زندگی خود در زمان اشتغال و بازنشستگی ملولیم ،
ما از بی انتهایی عدم تدبیر مدبرانۀ هر مسئولی ملولیم.
و....
درمان درد من معلم فقط نتیجۀ دعوای جناب نوبخت با مجلس در دادن 400 هزار تومان با 10 درصد افزایش حقوق نیست ، یقین داشته باشید هیچ کدام از زخم های چند دهه ای ما با این کم ، درمان نخواهد شد ، ما عمر و جوانی و سلامتی خود را برای نظام آموزشی و تعلیم و تربیت کودکان این سرزمین ، هزینه کرده ایم و امروز نه قدرت خرید مایحتاج اولیۀ بقای خود و خانوادۀ خود را داریم و نه کمترین پس اندازی برای روز مبادای پیری و بیماری خود و یا سعادت و خوشبختی فرزندانمان را .

امروز بهای سکه از مرز 5 میلیون تومان گذشته است و من معلم بازنشسته زیر دو میلیون تومان دریافتی دارم ، شما لطف کنید و بیایید زندگی مرا مدیریت نمائید چون من از خرید پیاز و پنیر و گوجه فرنگی و خیار که روزگاری غذای ترکیبی نداران بود ، امروز عاجزم.

جناب وزیر : تلاش انسان برای معاش اوست نه ذلّت و خواری او.

جناب وزیر !
شما برای برای بررسی اوضاع مدارس زیر سیل رفته، به آق قلا سفر کردید و چکمه پوشیدید و به دوربین ها اجازه دادید تا عکس بگیرند،
اما نوروز ، به دیدار معلمان دربند خود نرفتید . آنان چشم به انتظار ماندند و غمگین و تنها و رها . اگر ارزش ساختمان مدارس در این جامعه از ارزش دو معلم بسیار زیاد است ، من به سکوت خود بهتر است ادامه دهم ، اما در جواب آن دو کودک در عکس دیدار و گفت و گوی نوروزی اعضای سازمان معلمان ایران با خانواده های دو همکار بزرگوار آقایان : اسماعیل عبدی و محمد حبیبی ، عاجزانه نمی دانم چه بگویم و منتظر می مانم تا شما که در مَسند وزارت آموزش و پرورش قرار دارید ، با روشی مناسب روانشناسانه ، پاسخی مناسب بدهید ، سئوال آن دو کودک چنین است : گناه پدر ما جز تعلیم و تربیت و ستاندن حق و حقوق و برقراری عدالت در نظام آموزشی ، چه چیز بوده است ؟!
به امید آزادی تمامی معلمان سراسر کشور. جای معلم زندان نیست ، کلاس درس است . به چرائی امر بیندیشید و به این تلخی ، خاتمه بخشید.

برای به تکرّر نیفتادن ، تقاضا دارم یادداشت های زیر را که در صدای معلم درج شده است ، مطالعه نمائید تا دلایل اعتراض معلمان و داستان مستأصل گردیدن آنان را بهتر و بیشتر دریابید:

1) جناب وزیر ، حال ما بهِ نیست ، بدتر از این نفرمائید.
2) با خبرهای خوش مسئولین ، زندگی معلمان شیرین نمی شود.
3) جناب وزیر : التماس و اعتراض برای درمان دردها و معضلات آموزش و پرورش وظیفۀ معلم نیست.
4) آقای وزیر! جواب سلام " علیک " است ! چرا " صدای ما " را نمی شنوید ؟ این روابط عمومی شما چه کار می کند ؟!
5) معلمان و شغل دوم ؟!
6) پیچیدگی های لاینحل آموزش و پرورش کشور ما از کجا آغاز شد؟
7) وصله های زخمی زندگی بازنشستگان آموزش و پرورش چه زمانی التیام خواهد یافت؟
8) تبعیض هایی که در درون وزارت آموزش و پرورش دیده می شوند و چیزی که دیده نمی شود ؟!
9) حقوق معلمان در ایران و ساختار استاندارهای جهانی ؟!
10) پس انداز منفی فرهنگیان
11) منحنی افتان نقش و جایگاه معلمان در جامعه : نخستین لرزش سلب حق تربیت دانش آموزان از معلم بود.
12) هنر "پاسخگویی" به سه چیز محتاج است: دانش و علم حیطه ی تحت سرپرستی و قدرت اجرایی قاطع و مهمتر از این دو ،استقلال رأی.
13) تغییرات نظام آموزشی کشور بهتر است از کجا و چگونه آغاز شود؟ ( از دخالت سایر اشخاص یا سازمانها یا قوا در امور این وزارتخانه جلوگیری به عمل آید).
14) آقای وزیر ! لطفا صدای اعتراض استانهایی که با مدیر کل های خود مشکل دارند را بشنوید.
15) درخت تنومند آموزش و پرورش پیر و فرسوده گردیده است و امروز زمان کاشت نهالی جوان و شاداب به جای آن است .
16) آقای وزیر ؛ مسئولان محترم ! آیا می دانید چرا آموزش و پرورش از مردم فاصله گرفت ؟
و.....


1) مؤسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

جمعه, 23 فروردين 1398 14:18 خوانده شده: 1573 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +6 0 --
ناشناس 1398/01/23 - 15:05
سرکار خانم مینو امامی درود بر شما قلم شما شیوا و رسا است ......ببینید هزاردستان چه کسی است و ما خواسته و ناخواسته دانست ه و ندانسته آب به آسیاب ظلم و بیداد چه کسانی می ریزیم این افراد و اشخاص تحصن ها و فریاده را ا نمیخواهند که دیده شود وشنیده شود وگرنه چه دلیلی دارد د شبکه های جهانی تصاویر دیده شوند اما در تلویزیون ایران نه ؟ایا قدرت اینقدر شیرین است ؟؟؟نمیدانم و نمیتوانم درک کنم
پاسخ + 0 0 --
دبیر م 1398/01/23 - 20:41
مقاله خوبی بود
پاسخ + +4 0 --
امامی 1398/01/23 - 15:18
سلام با پوزش جملۀ زیر درست است :

امیدوارم این سپر بلا گشتگان بی تقصیر .........
پاسخ
دکتر س.م.ح.حسینی 1398/01/23 - 15:32
همانطور که در مقالات متعدد تشریح کرده ام از نظر من وضعیت بویژه معلمان - در ایران - هر روز بدتر هم می شود چرا که متاسفانه مسیولان و سیاست گذاران ما معلمان را "خطر" می بینند. دلیلش را در مقالاتم در وبلاگم ببینید. بنابراین موکدا به همکاران محترم توصیه می کنم بجای صرف کردن عمر خود به امید واهی بهبود شرایط شان، از راهبرد استراتژیک من (روش تدریس منحصر بفردم) استفاده کنند تا حداقل نسل های بعد از خود را نجات دهند. در اینترنت نام من را به انگلیسی یا فارسی سرچ کنید و یا سرچ کنید روش تدریس دکتر حسینی و ویدیوی 17 دقیقه ای من را ببینید.
پاسخ + 0 0 --
اتوبوس بی صندلی 1398/01/23 - 20:30
مطمئنید که روش تدریستون منحصر بفرده؟ همش یا قسمتی؟ و قبلاً روشهای تدریسی بهتر از این به کار گرفته نشده؟
آیا بهترین روش را دارید که توصیه می کنید؟ منجی یا غیرمنجی؟ قسمتی یا همه؟
پاسخ
مهدوی 1398/01/23 - 21:37
آقای دکتر، آنطور که در این مقاله اتان تشریح کرده اید علاوه بر قطع یارانه شما و .... از حقوق شما هم دارند کش می روند. خوب ازشون انتقاد نکنید. مثل گوسفند زندگی کنید تا در تنگنا قرارتون ندن و ...:

....
پاسخ + 0 0 --
شهاب 1398/01/24 - 14:56
درودبرآقای دکتر که حقارت را نمی پذیرد امیدکه منش شما فراگیرشود
پاسخ + 0 0 --
رضازاده 1398/01/24 - 19:48
آقای اتوبوس بی صندلی! جسارتا اگه انگلیسی بلدی این مقاله دکتر رو که راجع به روش تدریس منحصربفردش (اسلحه آموزشی ش) و پایه های تیوریکش (تیوری های آموزشی سیاسی خودشون) منتشر کرده اند بخونید تا شما هم تایید کنید که دکتر کاری رو کرده که در ایران و خاورمیانه که بماند در دنیا کسی انجام نداده - یعنی خودش تیوری های موجود رو رد کرده و تیوری داده و بر مبنای تیوری های خودش روش تدریس به روز ارایه داده و از بزرگترین دموکراسی دنیا دکترای تخصصی روش تدریس گرفته که البته در ایران دفن ش کردند!:
http://www.academypublication.com/ojs/index.php/tpls/article/view/tpls0904411423/1875
پاسخ + +5 0 --
ناشناس 1398/01/23 - 16:39
احسنت. کل پیام داده شد . امیدوارم حداقل
زندانیان آزاد گردند و خانواده و دانش آموزان
آنها خوشحال شوند. رهایی زندانیان مطالبه ی
امروز ماست.
پاسخ + +4 0 --
حمید حسین زاده 1398/01/23 - 16:44
به گزارش افکارنیوز، سید محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش در نشست با مدیران کل آموزش و پرورش مناطق مختلف استان لرستان اظهار کرد:
«اولین کار در حوزه معلمان و همکاران‌مان است؛ واقعا در این شرایط خریدن یک یخچال هم سخت است حال برخی از همکاران ما همه زندگی خود را از دست داده‌اند؛ باید بیمه خانه معلمان را اجباری کنیم و برای آینده این کار را انجام دهیم اما فعلا باید اسکان ویژه برای همکاران‌مان را داشته باشیم و این مساله اصلی ماست.»
اجباری کردن بیمه خانه ی معلمان از دید من معلم یعنی سوء استفاده جدید اقتصادی وزارت خانه از جریانات سیل اخیر، مگر این که هزینه هر چند اندک آن از محلی غیر از حقوق فرهنگیان تامین گردد تا شاید کمی از بی اعتمادی معلمان کاسته شود و باور کند که وزارت خانه در روزهای سخت همراه او است.
پاسخ + +4 0 --
عجب 1398/01/23 - 17:03
ضمن آرزوی آزادی تمامی همکاران دربند،
یک بار برای همیشه همه باید باور کنند که
جای معلم در زندان نیست. معلم با تدریس
خود در زندانها را می بندد و باز شدن در آن
بسوی خود معلمان ، اسفبار است.
پاسخ + 0 0 --
یاهو 1398/01/23 - 21:08
یعنی نقض گفته امام خمینی
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/01/29 - 16:10
این جمله اساسا به ارسطو تعلق دارد.
یعنی بسته شدن در زندانها با باز شدن یک
مدرسه. البته با واژه های زمان خودش.
پاسخ + +4 0 --
حمید حسین زاده 1398/01/23 - 17:16
همکاری می گفت: قبل از سال جدید به خانواده گفتم گه مسئولان وزارتی گقته اند منابع مالی مطالبات فرهنگیان تامین گردیده و بخشی از حق التدریس شاغلان را تا پایان سال واریز خواهیم کرد، در این صورت خواهیم توانست ایام نوروز امسال را به مسافرت برویم اما دوباره مسئولین آمدند و وعده 5 فروردین را دادند.به طرز ناخوشایندی همسر و فرزندان من هم همراه و بازیچه وعده های دروغین مسئولین آ.پ شده بودند، دختر کوچکم تا پیامکی برایم می آمد فورا با شوق گوشی را به دستم می داد تا نگاه کنم شاید خبر خوش سفر را برایش به ارمغان داشته باشد.تعطیلات تمام شد و من شرمنده خانواده و دریغ از یک عذرخواهی آقایان وعده دهنده که مثلا پول حق التدریس ها در جای دیگری مثل مناطق سیل زده که اولویت بیشتری داشت هزینه شد که به حتم همه می پذیرفتند و صبوری می کردند و منتظر می نشستند...
پاسخ + +4 0 --
حمید حسین زاده 1398/01/23 - 17:16
...
این امر مرا یاد حکایتی انداخت به این مضمون که پادشاهی تصمیم گرفت در قالب بازرس به مناطق مرزی سرکشی کند و مشکلات مرزبانان را از نزدیک بررسی کند. به اولین سرباز که رسید مشاهده کرد که در آن هوای بسیار سرد لباس مناسبی ندارد.از او پرسید: با این لباس این جا سردتان نمی شود؟ سرباز گفت: بله می شود ،لباس گرم نداریم با این وجود عشق به وطن و خدمت به هم وطن به ما گرما می بخشد و به ما انگیزه مقاومت می دهد.بازرس گفت: «تا فردا برای شما پوشاک گرم خواهد رسید» و به سرغ سرباز بعدی رفت.
هفته ها بعد آن سرباز مرد و در جیب او نامه ای به این مضمون پیدا کردند: اگر من مردم به بازرس بگویید این سرباز از سرما نمرد بلکه از دل خوش کردن به وعده تو مرد.
پاسخ + 0 0 --
یاهو 1398/01/23 - 21:07
داستان جالبی بود. عین ماجرای ما
معلمان ، مرگ ما هم بعید نیست.
پاسخ + +5 -1 --
ناشناس 1398/01/23 - 17:17
مقام رهبری ، عفو وبخشش ۲۲۱۷ مجرم
مباح است و پسندیده ، اما آزادی معلمان
دربند نکوهیده !! چند کشور دیگرمعلم خود
را زندانی می کند ؟
پاسخ + +4 0 --
بایبوردی 1398/01/23 - 17:37
چه جرمی ، صادر آمد حکم زندان
چو سلمان سعد گشتی ، ای که انسان
زمانی بسته زندان باب جانا
گشا آن باب درسی ای مسلمان

به امید آزادی تمامی همکاران دربند.
پاسخ + +5 0 --
یاهو 1398/01/23 - 18:10
همه چیز وقتی در آموزش و پرورش به فضاحتی
پلید تبدیل گردید که دیون معلمان مطالبات
چندین ساله ، نام گرفت و نپرداختن آن مجوز رسمی از سوی وزیر و وکیل و رییس دولت گرفت.
جرم معلم عدالت خواهی است و اما جرم شما
حق خوری .
پاسخ + 0 -2 --
محمدی 1398/01/23 - 19:41
خانم امامی انشا نویس خوبی هستند. اگرچه نوشته ایشان فاقد ارزش و بهانه جویی صرف است اما انصافا خوب آسمان و ریسمان را به هم بافته اند
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 09:23
سلام همکار محترم ،
انشا یعنی خلق کردن. بنده ایرادی در انشانویسی
نمی بینم ، وقتی آسمان و ریسمان به هم بافته
می شود ربط موضوع از بین می رود . اگر درک
موضوع برایتان دشوار بوده ، عرض کنم خلاصه
کلام این است که همه ی ما معترض شرایط خود
هستیم اما عده ای چون شما آسمان و ریسمان
می بافید و عده ای خودشان را سپر بلای چون
مایی می کنند که محافظه کار و یا بی تفاوتیم،
لذا جای معلم زندان نیست و اعتراض آنان برای
بهبود شرایط زندگی من و شما انجام گرفته است.
در ضمن وقتی طرف مقابل با صراحت لهجه ، پیام
را دریافت نمی کند و چاره ساز نیست......
پاسخ + 0 0 --
صدای معلم 1398/01/24 - 09:26
سلام

آقا / خانم محمدی

از نقد شما سپاسگزاریم .

در جهت تعمیق مطالبه گری و اجتناب از فرهنگ شفاهی از شما دعوت می کنیم تا مسائل و چالش های آموزش را به چالش بکشید .

در این زمینه منابع آموزش و پرورش واقعا فقیر است .

پایدار باشید .
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 09:26
مجبور هستی به هر دری بزنی تا شاید اثری
بگذارد. در تعجبم برخی از همکاران خود
نمی دانند چه چیز می خواهند و یا تصور
می کنند با حلوا گفتن دهانشان شیرین می شود.
در ضمن مشتاقانه در انتظار انشای شما هستم تا
آن را عاشقانه نقد نمایم. برای الطاف حضرتعالی
سپاس.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 09:34
عده ای چون شما آسمان و ریسمان می بافند.....
صحیح است.
پاسخ + +3 0 --
اتوبوس بی صندلی 1398/01/23 - 20:32
آسیاب و نه آسیا !!!!
پاسخ + 0 0 --
صدای معلم 1398/01/24 - 09:23
سلام

دوست عزیز

از تذکر شما سپاسگزاریم .

برای این مورد این یادداشت از آقای
سیدعلی میرفتاح که در روزنامه اعتماد منتشر شده است را تقدیم شما می کنیم :

" آسيا يا آسياب؟
سيد علي ميرفتاح
ديروز، در صفحه يك اعتماد روي تصوير مرحوم هاشمي رفسنجاني، تيتر زديم «آسيا به نوبت». بعضي از خوانندگان روزنامه گمان بردند كه شكل صحيح كلمه آسيا، «آسياب» است و ما از روي سهل‌انگاري «ب» آن را از قلم انداخته‌ايم. از آنجايي كه اين گمان قدري فراگير بود و حتي بعضي از روزنامه‌نگاران جوان نيز براي‌شان سوال پيش آمد، ناگزيرم چند سطري من‌باب توضيح مصدع اوقات شريف خوانندگان شوم. آسيا به جايي و به عملي گفته مي‌شود كه در آن غلات را آرد مي‌كنند يا موادي را مي‌سايند. دو سنگ به هم ساييده مي‌شوند و دانه‌هايي مثل گندم و جو مي‌شكنند و آرد مي‌شوند. به جهت مقاومت و استحكام سنگ‌هاي آسيا، گذشتگان ما ضرب‌المثل ساخته‌اند كه «مرد آن است كه در كشاكش دهر/ سنگ زيرين آسيا باشد.» آسيا معمولا در قديم به سه روش صورت مي‌گرفت. در بعضي نقاط با كمك نيروي باد اين كار را مي‌كردند و به آن آسياي بادي مي‌گفتند. در بعضي جاها با دست سنگ رويين را به گردش درمي‌آوردند و به آن دستاس (دست + آس) مي‌گفتند. اما در ايران آسياي آبي فراگيرتر بوده و به كمك جريان آب سنگ‌هايي گاه به بزرگي يك خانه را به گردش درمي‌آوردند. براي همين از تركيب آسيا و آب، كلمه آسياب را ساخته‌اند. آسياب يعني آسيايي كه با آب كار مي‌كند. ديده‌ايم و خوانده‌ايم كه بعضي‌ها به اشتباه مي‌نويسند «آسياب بادي». در بعضي ترجمه‌هاي «دن‌كيشوت» هم اين اشتباه صورت گرفته و معني عبارت خنده‌دار شده است: آسياي آبي بادي. الان هم كه نيروي برق آسياسنگ‌ها را به گردش درمي‌آورد، به اشتباه مي‌گويند و مي‌نويسند آسياب برقي...

اما شايد به جهت استفاده زياد از آسياب بتوان آن را در زمره اغلاط مصطلح به حساب آورد و چندان سختگيري نكرد. اما اگر به آثار ادبي گذشتگان نگاه كنيد مي‌بينيد كه هيچ‌كدام از شاعران و نويسندگان به غلط مصطلح تن نداده‌اند و هركجا كه مطلقِ آسيا را در نظر داشته‌اند آسيا نوشته‌اند نه آسياب. مولوي در يكي از غزل‌هاي شيرينش گفته: بر آب ديده ما صدجاي آسيا كن. يعني من گريه مي‌كنم و تو مي‌تواني به كمك جريان آب چشم من صدجا آسيا بسازي و يقين كني كه هر صدتا به گردش درآيد. سعدي هم آنجا كه منظورش آسياي آبي بوده آسياب نوشته: دل همچو سنگت اي دوست به آب چشم سعدي/ عجب است اگر نگردد كه بگردد آسيابي. يك نكته ديگر هم بد نيست اضافه كنم كه ما در دهان‌مان دندانِ آسيا داريم نه آسياب. يعني دنداني كه دانه‌هاي درشت را خرد مي‌كند. به هر حال آسيا يا آسياب هر دو در ضرب‌المثلي كه براي تبيين موقعيت مرحوم هاشمي به كار برديم افاده معني مي‌كنند و منظور ما را مي‌رسانند اما به نظرم بهتر است روزنامه‌ها تا آنجا كه مقدور است كلمات و تعابير را به شكل صحيح به كار ببرند. و در چنين مواردي بنويسند: آسيا به نوبت.


http://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/117556/%D8%A2%D8%B3%D9%8A%D8%A7-%D9%8A%D8%A7-%D8%A2%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%A8%D8%9F
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 09:30
سلام
اگر متن مثل را بخوانید در آن نیز اشاره
کرده است از کنار آسیایی عبور می کرد.
تصور می کنم خود سنگ ، آسیاب نام دارد
و محل آن آسیا . تشکر
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 09:31
با سلام و احترام
از تمام خوانندگان محترم ، خصوصا همکارانی
که نظراتی گذاشته اند ، سپاسگزارم.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 11:56
خود سنگ ، آسیاب نامیده می شود چون معنای
لغوی آسیاب ، خرد کردن است. یعنی سنگ آسیاب،
سنگی که گندم را خرد می کند و تبدیل به آرد
می کند.
پاسخ + 0 0 --
اتوبوس بی صندلی 1398/01/28 - 16:05
نظر دادم ، مصلحت بود نباشه؟
پاسخ + +2 0 --
امامی 1398/01/24 - 09:51
با سلام و احترام ،
مدیر محترم سایت ،
برای توضیح ارزنده ای که از دو
واژه ی آسیا و آسیاب ، تقدیم نموده اید ،
از حضرتعالی سپاسگزارم.
پاسخ + 0 0 --
مدرس آزاد 1398/01/27 - 23:31
من نیز همچنین
توضیحات آموزنده ای هستند.
پاسخ + +2 -4 --
شهاب 1398/01/24 - 13:24
آرزوی آزادی برای معلم زندانی کارسازنیست بایدراه این بزرگان را ادامه دهیم فکرمی کنیداگراین عزیزان آزادشوند می توانند این همه حقارت رابپذیرند خیر دوباره اعتراض می کنند وباز به زندان می افتند
بایدگام هاراقوی برداریم وراه این عزیزان راتداوم ببخشیم کسی که اضافه کارمدیریت مدرسه و...راقبول می کندخائن است ودرخلاف جهت پیشرفت آ.پ وآزادی معلمان زندانی حرکت می کند
من آرزوی آزادی برای این عزیزان ندارم من آرزوی هدایت برای بسیاری از فرهنگیان دارم که درمسیر درست قراربگیرند وسعادت خودوهمکارانشان را متحدانه رقم بزنند
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 21:14
سلام
قصد پاسخگویی نداشتم اما گاه نظرات شما بیش از حد عجیب و غریب است و کسی چیزی ننوشت!!
خدایی برای شما چه چیز کارساز است؟!! از شما بعید است که برای خودخواهی صِرف ، در بند بودن همکارانتان را خواهان باشید. اگر از این شرایط این همه استقبال می کنید لابد مسیر دربند شدن را هم می شناسید.
این گام های قوی برداشتن را لطفا تعریف کنید تا هم آنان و هم ما بفهیم که جناب آقای شهاب ، چگونه گام های قوی برای نپذیرفتن حقارت برمی دارند؟
خانواده های آنان روزها و ماهها بدون سرپرست و عزیز خود بسر می کنند و از من و شما انتظار حمایت دارند و شما چنین می نویسید :
"من آرزوی آزادی برای این عزیزان ندارم من آرزوی هدایت برای بسیاری از فرهنگیان دارم که درمسیر درست قراربگیرند وسعادت خودوهمکارانشان را متحدانه رقم بزنند."
شما را به خدا هدایت فرهنگیان چگونه انجام خواهد گرفت ؟ شما تماشاگر خواهید بود و یا خودتان نیز فرهنگی هستید؟
فقط یک بار دیگر نظر خود را بخوانید ، اگر باز همۀ آنها را تأیید کنید واقعا متأسفم.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/01/24 - 21:50
راه این عزیزان را ادامه دهیم یعنی
ما هم زندانی شویم ؟ و یا مبارزه
کنیم که تا شاید زندانی شویم ؟
نکند نسخه ای جدید برای کمبود
معلم پیدا کرده اید ؟!! نکند قرار
است در مدرسه بسته شود تا در
زندان باز شود؟! معادله چند مجهولی
است ؟
پاسخ + 0 0 --
شهاب 1398/01/24 - 22:17
سلام
منظورمن واضح است چندباربخوانید متوجه می شوید
همیشه اطاله ی کلام سودمند نیست
منظورمن این نیست که این عزیزان از زندان آزاد نشوند منظوراین است این بزرگواران با آزادی از زندان ودیدن شرایط نامناسب زندگی معلم اقناع نمی شوند وباتوجه به روحیه عدالت خواهی خود دوباره اعتراض می کنند وبه زندان می روند من خواسته ام یاریگرآن ها باشیم واز ترحم ودلسوزی زبانی دست برداریم تا آرمان های آن ها محقق شود کجای این توهین پیداکردید منظوراز گام های محکم هم تن به بیگاری ندادن است کسی که به سمت معلم تمام وقت واضافه کارمدیریت مدارس خفت گیری ملت هجوم می برد چگونه می تواند زمینه ی آزادی عده ای حق طلب را فراهم کند ادبیات ترحم آمیزشما در مورد جواب دادن به یک کامنت رانمی پسندم بنده نیازی به جواب دادن کسی ندارم البته هرانتقاد منصفانه ای را با آغوش باز می پذیرم درپایان می گویم این عزیزان رادرعمل تنها نگذاریم وبه گونه ای حرکت کنیم که آمال خود وآنهارا که مشترک هستندمحقق سازیم
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 22:30
مسأله ترحم برای پاسخگویی نیست. شما متوجه نشدید ، به دلیل حساسیت موضوع ترجیح می دهم
پاسخی ندهم. من موافق نیستم که آنان به لخاظ عدم تحمل بی عدالتی دوباره زندان خواهند افتاد. اگر به متن مراجعه کنید نوشته ام همه ی معلمان به
شرایط خود معترضند اما آنان سپر بلای مابقی
شده اند. اگر نوشتن یادداشت از نظر شما اطاله ی
کلام هست ، پس بعد از این مدیر محترم سایت عنوانی را اعلام کنند و ما برای آن کامنت بگذاریم تا
اطاله ی کلامی صورت نگیرد بلکه درگیری بین نظرات برای رسیدن به وفاق صورت بگیرد....
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 22:37
آنچه که شما بیگاری می نامید نان آوری عده ای
از خانوارهاست که بجز تدریس یا کاری دیگر بلد
نیستند و یا ترجیح نمی دهند. مردم فعالیت
می کنند تا زندگی کنند ، قرار باشد کسی معاون و مدیر نشود حق التدریس نگیرد که آموزش و پرورش می خوابد. ما بهتر است مسیر های
بهتر تری برای حرکت انتخاب کنیم.
قسمتی را در پاسخ همکارمان آقای حسن ،
نوشته ام.
این همکاران را چگونه در عمل حمایت کنیم ؟
با کلاس نرفتن و یا به قول شما هیچ چیز اضافه
بر موظفی نپذیرفتن؟ قبول دارید ما راهبری خردمند نداریم و به حال خود رهاییم ؟ چون
وزیر ما همانند دیگر وزرا نیست.
پاسخ + 0 0 --
شهاب 1398/01/24 - 22:38
جناب ناشناس نمی دانم چه کسی را مخاطب قرارداده اید مگرکسی می تواند یک جامعه ی یک میلیونی را زندانی کند اگراین جامعه حرکت کند چون سیل همه چیز را باخود خواهد برد وبه تمام زورگویی ها پایان می دهد ای کاش چشمه اتحادما شکل می گرفت اگرزندانی هم شدیم مشکلی نیست خون ما ازکسانی که زندانی شده اند رنگین تر نیست
مانندکوفیان که امام حسین راتنها گذاشتند نباشیم وحسینیان زمان را بشناسیم ویاریگرشان باشیم
پاسخ + 0 0 --
شهاب 1398/01/24 - 22:43
سلام
نمی دانم چرا شما متن مرا کامل نمی خوانید وپاسخ می دهید و برروی بخشی از آن تاکید می کنید من اطاله ی کلام را چیزبدی نمی دانم درمتن ذکرکرده ام موید باشید
پاسخ + 0 0 --
شهاب 1398/01/24 - 22:52
سلام سرکارخانم امامی
هرکه طاووس خواهدجورهندوستان کشد بلاخره به دست آورن هرچیز نیاز به تخمل سختی ها دارد همانطورکه فرهنگیان زندانی سختی زندان را تحمل می کنند به نظرم باید سختی تنگی معیشت را باعدم قبول کارهایی که گفته ام پذیرفت وتحمل کردگرچه این کارها راهگشای تنگی معیشت نیستند فقط خودمان رافریب می دهیم البته بنده سالهاست که عمل می کنم واین راه را ادامه داده ام
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 22:58
نوشته اید همیشه اطاله ی کلام سودمند
نیست. بر روی بخشی تأکید نمی کنم ،
شما نظرتان را کلی می نویسید و بنده
برحسب عادت نقدنویسی ، جمله به جمله
پاسخ می دهم. امیدوارم جامعه یفرهنگیان
مؤید باشند و سربلند.
آقای شهاب،
همکار ارجمند ، بهترین و مؤثرترین اما بلند
مدت ترین محل ایجاد تغییر در هر حیطه ای
در آموزش و پرورش کشور ، کلاس درس است.
جام جمی که نباید از دیگران تمنا کنیم.
از همراهی تان سپاس .
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/25 - 09:05
جامعه ی فرهنگیان
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/25 - 09:18
سلام
جناب آقای شهاب ،
همکاران فقط خود به تنهایی زندگی نمی کنند که جور هندوستان بکشند. آنان زن و بچه دارند. و یقین شما انتظارات و نیازهای زندگی امروز را بهتر از من میدانید.
بچه های دیروز قانع و متواضع بودند ، اما امروز همزمان با زایش نیازهای جدید ، آخرین مدل گوشی و هزینۀ استفاده از آن ، کامپیوتر و لب تاپ و .....همه چیز می خواهند. شرکت در کلاس های گوناگون و....
ای کاش تنها منبع تمامی مصایب فرهنگیان فقط اضافه تدریس بود ، مسایل خیلی در هم تنیده است و بسیاری از آنها خارج از عملکرد و یا اختیار من و شماست. عوامل برون سازمانی ، اثرات مخرب بیشتری نسبت به عوامل درون سازمانی در آن دارد.
نگاه ما فقط در یک زاویه ، باعث مسدود گردیدن واقع بینی ما می گردد. بهتر است سهم هر عامل بازدارنده را محترم شماریم و هیچگاه کلی و یا تک سبب بینانه سخن نگوئیم......
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/25 - 09:18
ما قانون احتمالات را در هر پژوهشی داریم که درصد مسایل اجتماعی از 95 درصد محاسبه می شود. 5 درصد مربوط به مواردی است که خارج از اراده و یا توان ما بر موضوع اثر می گذارد.
فقط همکاران در این میدان مقصر نیستند ، اما سهم خود را در بسیاری از مسایل دیروز و معضلات امروز دارند. از شما برای شرکت در بحث سپاسگزارم. اگر جملاتم باعث رنجش حضرتعالی گردیده است ، پوزش می طلبم . اما همکاری، ارزشمند هستید که دغدغۀ ارزشی - انسانی دارید. باز سپاس.
پاسخ + 0 0 --
شهاب 1398/01/25 - 13:44
سلام
من هم ازشماسپاسگزارم که برای رفع دغدغه های فرهنگیان قلم می زنید امیدوارم موید باشید
من رنجیده خاطرنشدم فقط اعلام نظرکردم
اعتقاددارم بایداز یک جا شروع کنیم وگرنه چیزی محقق نمی شود البته این اعتقاد باتجربه هم همراه است ودیده ام برخی ازصنوف باحرکت وتلاش از پایین حقوق خودرا به دست آورده اند ازاینکه بامن واردبحث شدید بسیارتشکرمی کنم
پاسخ + 0 0 --
حسن 1398/01/24 - 15:58
ببخشید سرکار خانم امامی ما در بند هستیم که هر روز از جانب زن و بچه هایمان به دلیل کم پولی و روی آوردن بچه شغل بیمقدار معلمی توبیخ می شویم و خانه نشین شده ایم یا کسی که به زندان رفته و در آنجا از شر توبیخ زن و بچه راحته و راحت می خوره و می خوابه خواهش می کنم جواب دهید
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 16:57
سلام
به حرمت همراهی تان ، عرض کنم که می توان
میلیادر بود و دربند هوا و هوس و امیال تمام
نشدنی دنیوی بود ، می توان فوق دکتری داشت
و فراتر از خود و بینی خود را ندید. در زندگی هر
چیز می تواند بند و زندان فرد باشد.
هستند انسانهایی که در زندگی در بند جهل مرکب
خود ، هرگز شادی و همدلی را تجربه نمی کنند . پس بند دنیوی فقط فقر و ثروت دنیوی نیست،
تحقیر خانواده و جامعه که بارها بدان در نوشته هایم برای معلمان اشاره کرده ام نیست. هر چیزی
که انسان را از انسانیت و اخلاقیات باز دارد بند اوست........
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 17:07
و اما در مورد همکاران بزرگواری که به قهر
مردان روزگار مبتلا گشته اند ، از شما بعید
است که حصار فلزی زندان را نادیده بگیرید
و حسرت زن و کودکان آنها را کوچک شمارید.
آنان به در بند مجبور گشته اند و ما هنوز اختیار
و اراده ای برای رهایی خود داریم ، اما اگر من ناتوانم و این مسیر را نمی شناسم به مثابه ی
کوچک شمردن درد آنان نیست.
زندان جای معلم نیست . امید آنان نیز با آزادی به
اختیار در عمل برسند.
در ضمن من و شما امروز به این حقارت شغلی هم
محکومیم و هم صاحب اختیار. تلاش من و شما برای نیل به ایده آل های مطلوب ارزشی برای شغل
و زندگی و خانواده مان ، اختیار ماست.
تا اینجا هر چند متزلزل آمده ایم و الان زمان ایستادن و تسلیم شدن نیست. باید برای رسیدن
به قله ی کوه متحد و همفکر و همراه بود.....
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 17:09
اگر به فرزندان خود زندگی مرفهی نداده ایم
حداقل چون سرو ایستادن را بیاموزیم که علم
ایستادگی را افراشته نگه دارند. زندگی یعنی همین.
و گر نه باید به خور و خواب قناعت ورزیم و سکوت اختیار کنیم. شما چون می فهمید رنجورید.سپاس
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 17:25
این گناه من و شما نیست که معلم در این جامعه
در جایگاه والایی قرار نگرفته است. من و شما
قربانیان ضعف مدیریت مدیرانی هستیم که شتابان
و بی حساب و کتاب ، از پله جاه طلبی و قدرت بالا
بالا رفته اند. مقصر تمامی کسانی است که این
پله ها را ردیف کرده اند. من و شما قربانیان
جامعه ای هستیم که معلم را در پایین پله های نردبان جا ه طلبی و بیخردی جا گذاشته است و مسیر را بدون نیاز به او طی کرده است . که نتیجه
راآن را عملا تجربه می کنیم.
ما حتی با این همه آگاهی و تلاش ، اجازه ی بالا رفتن از اولین پله را هم نداریم منتهی ما باید از نردبان مختص خود یعنی خودآگاهی و تنویر افکار
عمومی و آموزش متعهد بالا رویم نه نردبان
آنان. برای همین راه ما بسی دشوار است.
پاسخ + 0 0 --
حسن 1398/01/24 - 20:00
خانم امامی مقام والا رو من نمیخام اینها یک مشت اراجیفه که حقوق به ما ندهند مسعله اصلی پول هست که بتونم زندیگمو بچرخونم وگرنه نه من پیامبرم و نه شغل انبیا رو دارم و به جناب نوبخت بگید که .... من فقط پول رو میشناسم هیچ چیز دیگه نمیخام جناب نویخت فهمیدی
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 20:38
سلام
البته چند بار نگاه کردم که اشتباه نکنم، بنده به مقام والا اشاره ای نکرده ام. همکار محترم ، همۀ تلاش حداقل من نوعی این است که موارد و مسایل را برجسته سازیم و زیر ذره بین رسانه بگذاریم تا شاید به کسی و یا بجایی بربخورد و تکانی مؤثر صورت بگیرد. بلی کاملا درست است در این جامعه پول حرف اول و آخر را می زند و شما هم همانند تمامی مردانی که چرخش زندگی یک خانواده را برعهده دارید حق دارید که آن را مطالبه کنید، منتهی تنها مطالبۀ ما این نیست. اساسی ترین هست اما تنهاترین نیست. و گرنه من معلم همۀ دار و ندار کمترین ارزش های شغلی خود را نیز از دست می دهم........
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 20:39
حق شهروندی ، ملی و وطنی من و شماست که در قبال فعالیت اقتصادی مفید و مؤثر خود متناسب با شرایط معمول برخوردار باشیم، این حقی داشتنی است اما دریغ از واقعی پنداشتن آن توسط مسئولان. ابتدا باید این تابو و یا بت و یا سد بشکند. قبول همترازی حقوق من با دیگر شاغلان این جامعه. خط موازی این که آن نیز باید متولد شود سیستم آموزش و پرورش پویا و همسطح با جهان است که ارزشمندی من و شما تضمین گردد.
ما برای تحقق این دو هدف تلاش می کنیم ، می نویسیم ، می خوانیم همفکری می کنیم اما التماس نمی کنیم.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 20:46
روزی من و شما رحمت خداوندی است لذا اگر این رحمت از ما دریغ داشته شده است ، تلاش برای احیای آن است نه نالیدن و التماس. من همیشه باور دارم که حق داشتنی است نه دادنی و نه گرفتنی. در تعریف فعالیت اقتصادی گفته می شود : مجموع فعالیت هایی که برای رفع نیاز خود و دیگران صورت می گیرد. نیاز دیگران با تولید و خدمات من و شما برطرف می شود و نیاز ما با کسب درآمد. این یک حق داشتنی است و در دستان آقای نوبخت نیست. منتهی امروز من و شما به درک این موضوع رسیده ایم که چرا تبعیض ، اما آنان این امر را عین عدالت می دانند، پس عدالت آنان اِشکال دارد ، نه منزلت و ارزش شغل معلمی. هرگز اجازه ندهیم به هیچکس که با ریال به شما احترام بگذارند که دو سوم ایمان فرد را ضایع می کند.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 20:55
میوه فروشان محلۀ ما اغلب برای رنگ کردن خریداران و هندوانه زیر بغل گذاشتن مشتریان به آقایان مهندس و به خانم ها خانم مهندس می گویند ، بسیاری لذت هم می برند. اما هر بار با افتخار می گویم که من معلم هستم نه خانم مهندس. ما خود اجازه می دهیم تا کارهای ناصواب ، عادی گردند و خمیرمایۀ فرهنگ ، و بعد خود از اوضاع شاکی می شویم. ما باید حقیقت شغل خود را بر بلندای افتخار اول خود باور کنیم تا بعد دیگران از جمله مسئولان.
ابتدا در کلاس درس و در اتاق دفتر و با حمایت یکدیگر ، سپس در بین فامیل و آشنا و اعضای خانواده. ما وقتی خودمان خود را در محافل عام و خاص مسخره می کنیم از مابقی چه انتظاری داریم؟!!........
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/24 - 20:57
من معلمی با عزت و سربلندم که 25 سال ، دانش آموزانی موفق برای زندگی و اشتغال تربیت کرده ام. به این گفته ایمان دارم چون خودم می دانم چگونه تدریس کرده ام و با آنان راجع به چه مسایلی گفتگو و بحث کرده ام. اول باور خود و بعد تلاش برای معاش . آنقدر باید مرد ایستادگی باشیم تا تأمین رفاه زندگی معلم برای جاهلان یک الویت حتمی و بدیهی باشد. و گرنه کوتاه آمدن و رفیق نیمه راه بودن از مردانگی نیست. فعلا جامعه برای رسیدن به کمال قرار است انرژی من و شما را مصروف دارد. نمی توان به سادگی به همه چیز رسید. مسیر ما مسیری پر پیچ و خم است که ایستادگی و مقاومت و همدلی نیاز دارد ، هستید یا خیر؟ گاه برای ساختن ، باید سختی بی امانی را تحمل کرد. قسمت ما این است اما نه به منزلۀ قضا و قدر ، بلکه به بهای ارزش های شغلی مان. ما چون خردمندیم باید تاوان آن را سخت بدهیم.
پاسخ
شهروند 1398/01/24 - 17:31
درود خانم امامی یک پیام فرستادم در همین متن
ولی ظاهرا حذف یا سانسورشدشایدهم نرسید
نمیدانم در مورد کارهای غیر قانونی در آپ مسجدسلیمان. ووو
پاسخ
شهروند 1398/01/24 - 17:31
درود خانم امامی یک پیام فرستادم در همین متن
ولی ظاهرا حذف یا سانسورشدشایدهم نرسید
نمیدانم در مورد کارهای غیر قانونی در آپ مسجدسلیمان. ووو
پاسخ + 0 0 --
صدای معلم 1398/01/24 - 17:35
سلام

دوست عزیز ناشناس شهروند ؟!

مطلب شما رویت شد .

آیا شما برای حرف هایی که زده اید مستندات و مدارک دارید ؟

اتهام پراکنی با حقوق شهروندی مناسبتی ندارد .


اگر مستندات دارید ارائه فرمایید .


با تشکر .


پایدار باشید .
پاسخ + 0 0 --
شهروند 1398/01/25 - 07:52
درود .احتمالا شمارا هم ترسانده اند .شما هم که حرفهای صداووسیماومسولین آبکی رو میزنید .شما خبرنگار هستین نه من
بیایید وتحقیق کنید ببینید.در دادگاه پرونده شکایت از مدیریت قبلی راجب مغازه های دبیرستان کرم زاده وجود دارد
مگه مساله شخصی است .بیایید و ببینید که آیا مسولین آپ مسجدسلیمان اعضای خانواده شان را استخدام نکرده اند وطایفه نماینده شهر. من موضوع را گفتم ولی پیگیری با شما به عنوان یک خبرنگار مستقل است اگر مستقل میباشیم.باسپاس
پاسخ + 0 0 --
صدای معلم 1398/01/25 - 09:21
سلام

دوست عزیز شهروند

از اطلاعات شما سپاسگزاریم .

امکانات این رسانه محدود است .

نوع همکاری دوستان در این رسانه از نوع داوطلبانه و افتخاری است .

به نظر ما هر فردی می تواند شهروند - خبرنگار باشد .


شاید برای رسیدن به یک جامعه دموکرات به جای آن که مسئولیت ها را به به دوش هم بیندازیم خود مسئولانه مطالبه گر باشیم .


با این حال ایراد اتهام باید مستند و مستدل باشد .

پایدار باشید .
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/25 - 09:24
سلام
همکار محترم ،
ترس در درجاتی بد هم نیست . قرار نیست بار تمامی شهامت ها را عده ای قلیل بر دوش کشند که مابقی به اهداف خود برسند و بعد نفسی آسوده کشند و بگویند : آخیش ، آنان قربانی شدند و من امروز به مقصد رسیدم!!!
در ضمن مدیر محترم سایت ، همانند تمامی رسانه ها فقط از شما گفتار شفاهی که از مبدأ تا مقصد تغییر ماهیت می دهد را نخواستند و از شما سند و مدرک کتبی مطالبه کردند. یک حق قانونی - رسانه ای.
و گرنه داستان تهمت و افترا ، ارزش و ماهیت رسانه را زیر سئوال می برد. ممنون از همراهی تان.
پاسخ
شهروند 1398/01/25 - 14:08
درود.یک رسانه و خبرنگار میتونه یک حکومت رو عوض کنه .در کشور ما از یک امام جماعت مسجد هم نمیشه انتقاد کرد .بعد شما جو مناطق حاشیه غیر از تهران رو مقایسه نکنید .یکی جزو طائفه نماینده است یکی جزو طایفه مدیر ویکی جزو طایفه
مدیر کل .بعد خیلی از همکاران شجاع رو اذیت میکنن
به دلیل حق گویی.شما میتوانید صحت ادعاهای من رو با زنگ زدن به مدارس وا داره.تا حدی متوجه خواهید شد
پاسخ
شهروند 1398/01/25 - 14:08
درود.یک رسانه و خبرنگار میتونه یک حکومت رو عوض کنه .در کشور ما از یک امام جماعت مسجد هم نمیشه انتقاد کرد .بعد شما جو مناطق حاشیه غیر از تهران رو مقایسه نکنید .یکی جزو طائفه نماینده است یکی جزو طایفه مدیر ویکی جزو طایفه
مدیر کل .بعد خیلی از همکاران شجاع رو اذیت میکنن
به دلیل حق گویی.شما میتوانید صحت ادعاهای من رو با زنگ زدن به مدارس وا داره.تا حدی متوجه خواهید شد
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/25 - 15:10
جناب شهروند،
ما ایرانی ها ، خصوصا معلماناز همه بخیر از خود انتظار معجزه داریم. زیاد تاریخ مطالعه نمی کنم اما شاهدی برای تغییر حکومت توسط یک رسانه و خبرنگار ، در ذهن ندارم. چون اصولا سیاست غالب بر هر روندیاست.
.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/25 - 16:01
با پوزش :

ما معلمان از همه به غیر.....

غالب بر هر روند است.
پاسخ + 0 0 --
شهروند 1398/01/25 - 16:24
درود مثال در زمینه براندازی حکومت تحقیقات واترگیت استعفای نیکسون که اطلاعات آن توسط روزنامه نگاران داده شد.کلینتون هم تا آستانه برکناری رفت توسط رسانه ها.مستبدین در مصر تونس
سودان توسط خبرنگاران مجازی به زیر کشیده شدن
با آگاهی رسانی.البته مشکلات شما هم قابل درک است

آن هم در کشور ما.پایدار باشین
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/25 - 17:18
ممنون که می فهمید.
با آرزوی بهترین ها.
پاسخ + 0 -2 --
کاکتوس 1398/01/25 - 16:17
در حالیکه همین خانم 24 ساعته مشغول تبلیغ روحانی و بدگویی از حاجی بابایی بود ولی اکنون همان دولتی که پور سلیمان و این خانم بازنشسته درتملق ان میکوشیدند با شکایت همان دولت مواجه و اکنون همین خانم دهان به انتقاد از بطحایی میگشاید این در حالیست که پور سلیمان همواره میگفت این دولت هرچیزی که نداشته باشد در مقابل ازادی بیان را به ارمغان اورده است در حالیکه پورسلیمان و امامی در حال تمجید دولت و بد گویی از حاجس بابایی موفق ترین وزیر تاریخ اموزش و پرورش مشغول بودند در حالیکه ارباب پورسلیمان نوبخت تمام اعتبارات اموزش و پروذش را لغو کرده حاجی بابایی در تلاش برای طرحهایی که به نفع معلمان است ادامه می دهد که اخرین ان تصویب مبلغ 400 هزار تومان به علاوه ده درصد است که هنوز هم مورد پذیرش ندبخت علیرعم مصوبه مجلس واقع نشده و به انحاء مختلف سعی ددور زدن ان و اجرای مصوبه 20 درصدی خود است ولی لیاقت ماها همان نوبخت و جهانگیری و بطحایی و روحانی است نه افرادی چون حاجی بابایی
پاسخ + 0 0 --
صدای معلم 1398/01/25 - 16:45
سلام

جناب کاکتوس

آقای بطحایی و آقای حاجی بابایی در یک فصل مشترکند :

" پوپولیسم " !

پایدار باشید .
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/25 - 16:53
در آخر همه ی ما در یک وجب خاک خدا ، به
خواب ابدی فرو خواهیم رفت. ارزش روسفیدی
در درگاه خداوندی برایم از اثبات بی گناهی ام
در برابر جهل یک انسان خاکی بسیار ارزشمندتر است. انسانها در پیشگاه پروردگار خود در برابر
گفته ها و کرده های خود مسئولند. برای همین
در پناه حق و معنویت از شرّ زشتی ها و پلیدی ها
به خدای خود پناه می برم. آرزوی هدایت برای شما
بنده ی خدا را هم دارم.
پاسخ
شهروند 1398/01/25 - 17:28
جناب کاکتوس.غصه نیامدن رئیسی رو نخور که اون هم کاری برا معلم نمی کرد .کلا مملکت قفل شده چه روحانی چه رییسی
هردو چرخ پنجم درشکه هستن و بس
سایت معلم هم انصافا از حکومتگران تا حالا دفاع نکرده فقط نقد کرده
کیهان وصدا سیما هستن که مسابقه چاپلوسی داده اند
این جماعت ارزش یک لنگه کفش شادروان خانم فرخرو
پارسا رو ندارن نه از سطح دانش ونه مدیریت و وزارت
خانم ها قابل ترن تا این موجودات پشمینه
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/25 - 17:50
جناب شهروند برای مردانگی و غیرت
ایرانی تان ، همکاری تان و همراهی تان
دنیایی سپاسگزارم.
مانده بودم در قبال این همه زحمت و
دردسر تحمل کردن ، پاداش من و آقای
پورسلیمان ، تنهایی و بی غیرتی نیست.
ثابت کردید که هنوز می توان بر دوش
مردان غیور این سرزمین تکیه زد.
باور کنید اینها را با بغض و اشک نوشتم.
امیدوارم تلاش همه در برابر جهل قلیلی
پرپر نشود. عزت زیاد و پایدار باشید.
پاسخ
شهروند 1398/01/25 - 19:43
ماپیروزیم چون حق با ماست.خانم امامی گرامی
پاسخ + +1 0 --
محمد 1398/01/25 - 23:58
باسلام. خانم امامی خواستم ازتون عذرخواهی کنم و حلالیت بطلبم چند وقت پیش تو یه مقاله که نوشته بودید اعتراض و نقد کردمو شمارو هم ردیف آدم های دون مایه فرصت طلب قرار دادم در حالی که اشتباه کردم... معذرت.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/26 - 07:52
سلام همکار محترم ،
آن که باید حلال کند الرحمن الراحمین است.
من هرگز از هیچ فرصتی به نفع خودم و یا
برای بالا رفتن از نردبان کسی ، استفاده که
سهل است ، سوء استفاده هم نکرده ام. اما
همه ی ما بهتر است بجای اشخاص که شناختی
از آنها نداریم ، به کرده ها و گفته های آنها
قضاوت کنیم تا وارد حیطه ی حق الناس نشویم.
متن بنده با جسارت در خدمت شماست تا نقدش
کنید اما خودم را در این سایت هیچکس
نمی شناسد. باز برای شهامت و وجدان پاک تان سپاس .
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/01/28 - 21:43
اارحم الراحمین
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/01/28 - 22:31
سلام
ممنونم. ترکیب کلمه برایم ناموزون بود اما
بر اثر اعتراف همکارمان ، متأثر شدم . باز
تشکر.
پاسخ + 0 -1 --
ناشناس 1398/01/29 - 16:14
اتفاقا دولت و وزیر با دربند کردن معلمان پیام
می دهند که معلم امروز همان معلم دست و پا
بسته ی محافظه کار دیروز نیست ، بلکه معلم امروز آگاه و جسور است. به موضوع از این زاویه هم باید
نگاه کرد.

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

نظر شما در مورد مدت زمان تعطیلات تابستانی مدارس در ایران چیست؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور