صدای معلم

" خودکشی شغلی، چیزی شبیه به طلاق روانی است. وضعیتی که در آن حس و حال کار معلمی به طور خود خواسته یا ناخواسته از میان می رود. این وضعیت در صورت های مختلفی نظیر؛ کم کار کردن ، بدکار کردن، دیر آمدن، غیبت کردن ، دفتر نشینی، تغییر سمت دادن، تقاضای بازنشستگی پیش از موعد، تمسخر معلمان جوان و پرجنب و جوش، ابراز نارضایتی کردن ، معلمی را با مهندسی و پزشکی و اوضاع معلمان ایران را با کشورهای پیشرفته مقایسه کردن و امثال آن خود را نشان می دهد "

خودکشی شغلی معلمان، شایع شده است!

علی افشار سمیرمی/ همکار صدای معلم

خودکشی شغلی معلمان و چالش های حرفه معلمی

شغل معلمی ، به واسطه ماهیت فکری خاصی که دارد از جمله مشاغل استرس زاست اما این دلیل نمی شود که معلمان به آسانی خود را از شر این شغل خلاص کنند و یا خدای نکرده به خاطر آن خودکشی کنند! با این حال ، ماندن  در این شغل همواره به این معنی نمی باشد که همه چیز آرام است و مشکلی در میان نیست. در واقع اغلب معلمان خاصه در مناطق در حال توسعه ای مثل مملکت ما می دانند که نه پی حشمت و جاه که از سر حادثه و کسب معاش به این وزارتخانه پناه آورده اند. بیشتر آنها ، پیشتر دانش آموزان متوسطی بوده اند و اگر امکانش را داشتند حتما به جای معلمی، پزشکی و مهندسی و امثال آن را انتخاب می کردند. اکنون اما آنها به طرز عجیبی خود را با کم و کیف شرایط آن وفق می دهند و به اصطلاح با آن می سوزند و می سازند. به طوری که « نجیبی و صبوری و ساکتی» سه صفت بارز و مشترک معلمان شده است. البته جانب حرمت برخی از معلمان دلبسته به شغل خویش را باید نگاه داشت؛ چرا که بخشی از قدرت تحمل موجود معلمان به واسطه لذتی است که بعضی معلمان از کار خویش می برند و به همراهی و همزیستی در کنار بچه ها افتخار می کنند.این عده ، بنا به احساسات پاک و لطیفی که دارند ، نه تصادفا که تاملا معلم شده اند و با این که امکان رفتن به مشاغل دیگر را داشته اند، تنها به خاطر دل خویش و بچه های محروم مناطق خویش، معلم شده اند.

اما بیشتر معلمان، معلم هستند و نیستند. گویی فقط یک کد پرسنلی اند ؛ مرتب به مدرسه می روند و می آیند و آخر ماه فیش حقوقی دریافت می کنند. بسیاری نیز در ضمن معلمی، به شغل دوم و سوم روی آورده اند و اغلب کمی مانده به آغاز کلاس درس، بین جاده یا مزرعه یا مغازه مشغول کار دیگری هستند که مدیر مدرسه زنگ می زند و آنها را به کلاس فرا می خواند . این ها و نظائر این حالات، خبر از اتفاق تلخ و مرسومی در میان این حرفه دارد که از آن در این جا به «خود کشی شغلی معلمان» یاد می شود. خودکشی شغلی، چیزی شبیه به طلاق روانی است. وضعیتی که در آن حس و حال کار معلمی به طور خود خواسته یا ناخواسته از میان می رود. این وضعیت در صورت های مختلفی نظیر؛ کم کار کردن ، بدکار کردن، دیر آمدن، غیبت کردن ، دفتر نشینی، تغییر سمت دادن، تقاضای بازنشستگی پیش از موعد، تمسخر معلمان جوان و پرجنب و جوش، ابراز نارضایتی کردن ، معلمی را با مهندسی و پزشکی و اوضاع معلمان ایران را با کشورهای پیشرفته مقایسه کردن و امثال آن خود را نشان می دهد.

خودکشی شغلی معلمان و چالش های حرفه معلمی

معلمان خودکشی شغلی می کنند، وقتی می بینند امنیت شغلی ندارند. معلمی را به عنوان یک حرفه تاثیرگذار رها می کنند ، وقتی می بینند دانش آموزان به حرف های اخلاقی شان می خندند. برای کار خویش ارزش زیادی قائل نمی شوند، وقتی می بینند کمی دستمزد و تبعیض در پرداخت ها آزارشان می دهد، پشت نقاب معلمی مخفی می شوند وقتی می بینند دیگر نمی شود این نسل عاصی را به قناعت و کسب معرفت توصیه کرد. وقتی به ندرت سری به اداره متبوع می زنند، تنها به واحد های حسابداری و تعاون و کارگزینی مراجعه می کنند چون به تجربه ، خیری از دیگر واحدها ندیده اند. بیشتر معلمان، معلم هستند و نیستند. گویی فقط یک کد پرسنلی اند

اگر چه ایران امروز در میان بحران های گوناگون گرفتار امده است اما سرآمد تمام آنها، بحران فرهنگی و آموزشی است که هیچ هم به چشم نمی آید. نگاه احساسی و سیاسی و مقطعی به آموزش و پرورش موجب شده است که مدارس، استعداد و امکان نگهداری و آماده سازی بچه ها به به عنوان یک شهروند مطلوب نداشته باشند. گفته می شود که فقر و بی پولی و بیکاری، عمده ترین مسائل امروز است ؛ در حالی که اسباب برون رفت از میان این دردسرها، برخورداری از هوش مالی است که قاعدتا از مدارس و معلمان انتظار می رفت آن را به بچه ها آموزش دهند. در حالی که متاسفانه اغلب معلمان تنگدست و کم بضاعت، خود از هوش مالی و سرمایه مادی سرشاری برخوردار نبوده و لذا نتوانسته اند آن را به بچه ها آموزش دهند . تجمیع این دست معلمان در هر واحد آموزشی موجب شده است تا مدارس هم قادر نباشند بچه ها را برای زندگی در دنیای فردا آماده کنند. به خاطر همین اوضاع اسفبار اقتصادی واجتماعی است که اگر بازگویی خاطرات دیروز روزهای مدرسه برای بزرگسالان امروز شیرین است اما احتمالا بچه های امروز خاطراتی برای بازگو کردن در فردا ندارند.

گفتن ندارد اما دیگر به عملکرد مدارس نمی توان چندان امید بست. اغلب بچه ها از خانواده هایی می ایند که والدینشان توقع زیادی ندارند و این برای درهم کوبیدن اساس نظام آموزشی کافی است.آنها تنها در حد یک درآمد معمولی کار می کنند که به آن روزی حلال می گویند. مدرسه و معلمان نیز خود را به همین روحیه قناعت و متانت عادت می دهند. فرایندی که در این شرایط ایجاد می شود، هر چه می تواند باشد الا تحول و تغییر که اصل و اساس کار مدارس است.بچه ها در مدارس آموزش می بینند اما چیز چندانی تحصیل نمی کنند. آنها مهارتی حاصل نمی کنند که فردا به کارشان بیاید و در عوض مثل سایر دانش آموزان و به ناچار چون سیلی معترض  پشت سد کنکور می مانند. در آینه همین مدارس بیمار است که می بینیم در میان برآمدگان از آنها، برخی که سرسوزن ذوقی دارند، خود را به نجات یافتگان از زیر دندانه های چرخ های بی رحم مدرسه تصور کرده و در شعر و قصه های خویش آنها را محاکمه می کنند. سیاست مدارن و کاربدستان مترصد کمترین بهانه نیز با مطالعه آنها ، به کلی از عمکرد مدارس ناامید شده و در برابر اعتراضات معلمان، سیاست سکوت و بی تفاوتی ( جز در بزنگاه های انتخاباتی ) پیشه می کنند.

خودکشی شغلی معلمان و چالش های حرفه معلمی

حاصل کار معلمان ناامید و محتاج به شنیدن یک جواب قانع کننده، خیلی نمی تواند دلگرم کننده باشد. با در نظر گرفتن «هرم مازلو» آنها در سطح دوم هرم یعنی تامین امنیت باقی می مانند چون می بینند تحصیلاتشان را برای دریافت یک فیش حقوقی ناچیز ماهانه تمام کرده اند و از آنجایی که از قبل نان خور دولت بودنشان طرفی نسبته اند، ناچارند برای بقا دست به هر کاری بزنند. چون از همین الان و هنوز بازنشسته نشده احتمال می دهند بعید نیست حتی حق بازنشستگی به آنها اعطا نشود. یک معلم در اوج این شرایط که از زمین و زمان سنک های طعنه و فتنه و حقه بر سر هویت حرفه ای اش باریدن گرفته است، با تمام تمایلات قلبی و قبلی ،خود را تنها عضوی ساده از یک سیستم سازمانی ناسالم تصور کرده و به حضور فیزیکی خود در مدرسه بسنده می کند و از چالش و درگیری با دانش آموزان (خاصه در مقاطع بالاتر ) طفره می رود و خواسته یا ناخواسته موجب خودکشی شغلی خویش می شود.

درنتیجه ناخوشایند این وضع ، معلم نگون بخت به راه خودش می رود و دانش آموزان موذی و حرفه ای در فضای رسانه ای، کار خودشان را می کنند. دیگر فرایند های دهان پرکن تربیتی مثل تغییر و تحول و تامل و تفکر ،رنگ می بازند. معلم در حد یک حقوق بگیر معمولی باقی می ماند و به طنز می نالد که معلمی همه چیزش خوب است الا همین کلاس رفتنش! وقتی هم برای هزارمین بار در یک تحصن بی تاثیر کنار باقی معلمان جمع می شود، خسته و در مانده همان حرف همیشگی روح جمعی معلمان و تمام درماندگان جامعه را برای بقیه بازگو می کند که ؛آن چه البته به جایی نرسد، فریاد است و ... نقطه، سرخط!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

خودکشی شغلی معلمان و چالش های حرفه معلمی

دوشنبه, 14 مرداد 1398 00:48 خوانده شده: 1489 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +3 -2 --
غیاثی 1398/05/14 - 11:47
کاملا درست فرموده اید
پاسخ + +5 -1 --
حمید 1398/05/14 - 12:25
اوضاع بدتر از آن چیزی است که نویسنده تصور می کند نویسنده محترم بدون دادن راه حل مشخصی فقط دارد برای ما مرثیه می خواند
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1398/05/14 - 13:43
از آموزش پرورش فقط یه جنازه باقی مونده که بوی تعفنش همه جارو برداشته...الفاتحهههه
پاسخ + +2 -3 --
ناشناس 1398/05/14 - 15:04
اینکه واژگانی نامأنوس،چون خودکشی شغلی!!!!راابداع فرموده اید،جای تأمل دارد.
-فرموده ایدکه معلمان شغل ودرآمدخودراباسایرمشاغل قیاس نکنند،ونیزدرآمدخودرابادرآمدمعلمان سایرکشورها.
نمیدانم کجای این قیاس خودکشی شغلی است!هدف معلمان ازاین مقایسه هاارتقاءمنزلت معلمان وجلوگیری ازچندشغلگی است.
-اینکه برخی افراددرآموزش وپرورش به مثابه انگل میمانندوبازدوبندسیاسی و..به دفترنشینی وتغییرسمت و..روی آوردن اندحکایتی جداداردکه جای بحث دارد.
پاسخ + +4 -1 --
دکتر معلم 1398/05/14 - 15:41
معلمان با مدرک فوق لیسانس و دکتری لازم است دوباره با هیات علمی دانشگاه همتراز شوند. یعنی همان روند قبلی که چند سال پیش به بهانه نظام هماهنگ پرداختها قطع شد ، در این میان نه تنها پرداختها آموزش و پرورش با سایر سازمانها و نهادها هماهنگ نشد بلکه کسانی که ۸۰ درصد هیات علمی ها دریافت می کردند متضرر شدند ، اکنون وقت آن است که این گروه خواستار همان همترازی باشند
پاسخ + 0 0 --
زنگنه 1398/05/24 - 21:25
حسود احمق نیا اینجا منفی بده برو تحصیلاتت را بالا ببرد حداقل ارشد بگیر با رای منفی سوزشت خوب میشد. معلم حسود بدبخت
پاسخ + +4 -2 --
دکتر معلم 1398/05/14 - 15:44
از عکس و از متن نوشته افسردگی می بارد...نوشته منبع و مآخذ و دلایل اقناعی نداشت و از همه بدتر خوانده یا مخاطب که اغلب معلمان هستند نا امید و افسرده تر می کند
پاسخ + +4 -1 --
بیاتی 1398/05/14 - 16:03
تنها کمتر از ده درصد معلمان انهم بیشتر از معلمان زن که از کار خانه به مدرسه پناه می اورند رضایت شغلی دارند
۹۰`٪ معلمان بی انگیزه،بی رغبت از سر اکراه وبه اجبار بر سر کلاس حاضر می شوند.من شخصا ازشغل ومدرسه متنفرم با ده سال سابقه!!!!
پاسخ + 0 -4 --
ناشناس 1398/05/14 - 16:28
اگه به رضایت شغلی بنا باشه حکم بدیم و مقاله ، اکثر افراد جامعه از کسب و کارشون ناراضی اند. خصوصا باز این یکی دو سال اخیر. این حالت منحصر به معلمین نیست.
پاسخ + +4 0 --
دانش اموز اکی 1398/05/14 - 16:38
بیش از ۹۸ درصد معلمان حرفه خود در غیر محسوس و بدون اینکه گندش در اد طلاق داده اند همانطور که بیش از ۹۰ درصد باباهای ما مامانامون رو طلاق عاطفی و روانی دادن و فقط دارن اونا رو تخمل می کنن. دلایلش رو از دکتر بپرسید.
پاسخ + +1 0 --
شهاب 1398/05/14 - 21:21
مدرسه مکانی است که دانش آموز ومعلم را متنفر کرده است ودرطول سال تحصیلی مرتب منتظر تعطیل شدن مدرسه هستند
به چند دلیل این امر اشاره می کنم
فضای فیزیکی مشمئز کننده مدرسه
محتوای نامناسب آموزشی
نبود فضای شاددرمدارس وپادگانی اداره شدن آن
نبود امکانات روز آموزشی وهوشمند نبودن مدارس
پاسخ + 0 0 --
بیاتی 1398/05/14 - 21:57
وتامین بودن معلم از همه جهات!!!!!
پاسخ + +3 0 --
چغندربگ 1398/05/15 - 22:22
معلم باید بالاترین حقوق و البته مزایا و بهترین بیمه را داشته باشد! این منزلت و شان و.... چیزهایی از این قبیل همش شعار و سرکاریه اونارو بدید اینا خودش میاد!

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

نظر شما در مورد تقسیم بندی دانش آموزان به مدارس عادی و تیزهوشان چیست؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور