صدای معلم

" در چهار دهه اخیر با صرف هزینه های بسیار زیاد برای آموزش و تحصیل به جای داشتن یک جامعه با‌فرهنگ‌تر، با‌شخصیت‌تر و متعامل‌تر، به یک جامعه بداخلاق‌تر و کم‌تحمل‌تر رسیده ایم "

نظام آموزشی و تب دکتری ؟!

علی حاجی/ معلم و فعال صنفی از جلفا

چالش های آموزش و پرورش و تب دکتر شدن

در یک جامعه ی توسعه یافته اینکه شما تا چه مقطعی می خواهید تحصیل کنید و چه تحصیلاتی دارید بستگی به تصمیم خودتان دارد نه عوامل بیرونی و افرادِ متقاضی تحصیلات عالیه بسیار کم هستند. در اکثر جاهای دنیا، کسی به دنبالِ ادامه تحصیل در مقطعِ دکتری می رود که علاقه ی ویژه‌ای به کارِ پژوهشی دارد و اصطلاحاً تشنه ی کار کردن در مرزهای علم و دانش است و این تنها دلیلِ موجه برای ادامه ی تحصیل در مقطع دکتری است. اما در ایرانِ ما، ماجرا متفاوت است و سطح تحصیلات را عوامل دیگری تعیین می‌کنند.

امروزه در کشورمان رشد قارچ گونه ی تحصیل در مقطع دکتری را شاهد هستیم. متاسفانه نظام آموزشی ما به گونه‌ای است که در آن سودای دانشگاه رفتن از مهدکودک شروع می‌شود که به یک مسابقه ی ناسالم و نادرستی تبدیل شده است.

از همان دوره ی دبستان، به جای پرورش روی ذهن خلاق دانش آموز و تشویق او به نوآوری، مدام در گوش او و والدینش انواع مدارس غیرانتفاعی، کلاسهای تقویتی و فوق برنامه، کتابها و موسسات آموزشی برای کنکور تبلیغ می‌شود و تب دکتر و مهندس شدن را در وجود او پرورش می دهد. این آفتی بزرگ نه تنها برای نظام آموزشی بلکه برای کل جامعه یک آسیب جدی محسوب می‌شود.

برخی معتقدند که افزایش نرخ بیکاری در کشور باعث شده تا جوانان، درس خواندن در مقاطع بالاتر تحصیلی را امیدی برای یافتن موقعیت شغلی بهتر و راهی برای فرار از بیکاری بدانند. اما نه تنها بعد از فارغ التحصیل شدن اشتغال ایجاد نشده بلکه شمار افراد بیکار با تحصیلات عالی بیشتر هم شده است.

بسیاری از افراد جامعه ی ما ادامه ی تحصیل را نه برای کسب دانش واقعی، بلکه برای به دست آوردن عنوان و لفظ دکتری پیش از اسم خودشان انتخاب کرده اند و این یک بیماری عمومی است. از دید این افراد جایگاه و منزلت اجتماعی آنها با کسب این عنوان افزایش می یابد. 

از یک طرف کلام و سخن افرادی که این عنوان را دارند در جامعه پذیرش و مقبولیت بیشتری نسبت به سایر افراد دارد  و از سوی دیگر خطاب کردن عنوان دکتری به اشخاص دارای بار فرهنگی بوده و جامعه از این گونه افراد توقع سواد علمی و تخصص عالی را دارد.  بهتر است کمی با خودمان صادق باشیم.

کدام رئیس‌جمهور در دنیا دارای مدرک دکتری است؟ کدام نماینده مجلس در کشورهای مختلف دنیا دکتر هستند؟ یا وقتی به مجلس می‌روند سودای دکتر شدن به سرشان می‌زند؟

با نگاهی به مدارک تحصیلی وزیران؛ معاونین ؛ روسا و مدیران کل در سازمانهای مختلف در کشورمان می توان به این نتیجه رسید که در کشور ما برخی ها برای گرفتن مقام ها و مناصب و بر طرف کردن کمبودهای روحی خود به دنبال مدرک دکتری هستند. جامعه‌ ای که اگر صدا کنیم دکتر و همه برنگردند تعجب‌آور است حتی اگر دکتر هم نباشی، دکتر خطابت می‌کنند. اینجا نوعی به‌هم‌ریختگی وجود دارد و این ویژگی یک جامعه ی اشتباهی و اشتباه دیدن جامعه است.

در جامعه ای که معیارهای انسان کامل بودن در بالاترین تحصیلات دانشگاهی، روابط قوی با صاحبان قدرت و ثروت و... خلاصه می شود در چنین جامعه ای هم ارزش علم از بین می‌رود و هم ارزش معلم و استاد. قبلاً معلم فردی اجتماعی و تاثیرگذار در تولید اخلاق و دانش بود. اما الان چه نگاهی به معلم می‌شود؟ افراد تا جایی که امکانش باشد دنبال شغل معلمی نیستند و این شغل آخرین انتخاب آنهاست.

الان معلم کسی است که صبح‌ها در مدرسه تدریس می‌کند و بعد از ظهرها راننده تاکسی است و تلاشش به معاشش نمی‌رسد. نتیجه این است که سیستم آموزشی ما نمی‌تواند دانش‌آموز با‌سواد تربیت کند.

در چهار دهه اخیر با صرف هزینه های بسیار زیاد برای آموزش و تحصیل به جای داشتن یک جامعه با‌فرهنگ‌تر، با‌شخصیت‌تر و متعامل‌تر، به یک جامعه بداخلاق‌تر و کم‌تحمل‌تر رسیده ایم .

30 تا 40 دانش‌آموز را به اجبار به یک کلاس می‌فرستیم با مجازات و تنبیه، استعدادها و خلاقیت‌شان را سرکوب و بعد به جامعه می‌فرستیم و همه ی آنها می‌خواهند دکتر و مهندس شوند. این همه دکتر به چه کار ما می‌آید؟ نظام صنعتی که بر پایه مونتاژ استوار است نیازی به مدرک دکتری ندارد ، این نظام صنعتی تعدادی نیروی کار و کارشناس ماهر می‌خواهد. نمی توان تصور کرد که همه جامعه تحصیلات در سطح عالی داشته باشند و آنگاه کسی نماند که مشاغل دیگر را انجام دهد و آنها را در شأن و جایگاه تحصیلی خود نداند.

چالش های آموزش و پرورش و تب دکتر شدن

دانشگاه در کشور ما مهد تولید علم و دانش نیست ؛ بررسی‌ها نشان می دهند حتی در بعضی از دانشگاه‌های دولتی هم چیزی از عشق به تحقیق و پژوهش باقی نمانده و چیزی که هست، صرفا یک دورهمی برای انتشارِ مقالات بیشتر و برداشتن سهم بیشتری از سفره‌ی نفتی است. بدین ترتیب،“ توسعه نیافتگی” درست از نقطه ای که مرکز اصلی توسعه است (مراکز علمی) نهادینه می شود .
تب دکتر شدن، از نگاه تقی آزاد ‌ارمکی حاصل تلاش‌های سه ضلع یک مثلث است. در یک ضلع سیاستگذار با تفکرات ایده‌آلیستی قرار دارد که به زور افزایش تعداد محصلان و کتاب‌ها و مقالات چاپ شده می‌خواهد به یک جامعه تحصیل‌کرده برسد، ضلع دیگر آن موسسات تجاری آموزش و کنکور و در ضلع سوم نوعی تحرک و فشار اجتماعی که تحصیلات را تنها راه رسیدن به قدرت و ثروت می‌داند. در یک جامعه در حال توسعه مانند ایران با درآمد سرانه کم، تنها راه رسیدن به درآمد بیشتر و تبدیل‌شدن به یک انسان کامل " مدرک" است و این چنین است که در این جامعه همه یا دکترند یا می‌خواهند دکتر شوند بدون آنکه اقتصاد کشور جایی و کاری برای این همه دکتر داشته باشد. سیاستگذاران چنین سیستمی به فَشَل بودن آن و بحران آموزشی موجود واقفند اما نفعشان در وجود این سیستم ناکارآمد است.

از استاد دانشگاهی که از فراوانی زیاد دانشجوی دکتری در کلاس درس گلایه می کند اما رساله ی این همه دانشجو را راهنمایی و داوری می‌کند، تا دلالان نوشتن پایان‌نامه و چاپ مقالات مختلف. از مقام مسوولی که خود رئیس و عضو هیات علمی فلان دانشگاه است تا نماینده مجلسی که شعار توسعه علم را در حوزه انتخابیه خود می دهد همه و همه می‌دانند سیستم آموزشی فَشَل است اما هر کسی با منطق خاص خود این سازمان عریض و طویل را نگه داشته است. مثل بیمار مرگ مغزی که باید مرگش اعلام شود اما پدر و مادرش به دلیل علاقه قلبی مرگش را نمی‌پذیرند، دکتر هنوز به احیا امیدوار است، آزمایشگاه و بیمارستان هم به دلیل منفعت مالی می‌گویند بیمار را چند روز دیگری هم نگه دارند بیمار خودش باید تحلیل برود. در نتیجه نمی‌توان امیدوار بود که این سیستم بیمار به آسانی اصلاح شود.
یادمان باشد جایی را برای ادامه تحصیل انتخاب کنیم که واقعا خبری از تحقیق و پژوهشِ واقعی باشد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چالش های آموزش و پرورش و تب دکتر شدن

چهارشنبه, 16 مرداد 1398 12:23 خوانده شده: 393 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +3 -3 --
استاد اسیر فرقه تبهک 1398/05/16 - 13:39
اگر بخواهم در یک مثا بگویم بنظر من قدرت دید یک لیسانس به اندازه یک گنجشک اما یه دکترای تخصصی واقعی به اندازه یه عقاب هست. برای همین دکتر شریعتی می گوید راز خوشبختی در نفهمیدن است.
پاسخ + 0 0 --
khskhd 1398/05/16 - 15:31
متکبرانه
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/05/17 - 12:21
استاد!!
قدرت دید اهمیتی ندارد! قدرت مغز و تفکر مهم است.
پاسخ + 0 0 --
علی حاجی 1398/05/17 - 14:51
درود بر شما استاد ناشناس
فهمیدن انتخاب اول ما نیست. چون فهمیدن درد دارد. درد آموختن نفهمیده‌ها و درد فراموش‌ کردن آموخته‌هاست .
بين نفهميدن و نفي كردن و هيچ شمردن تفاوت بسيار است.
سخت است ، فهماندن چیزی به کسی که ، برای نفهمیدن آن پول می گیرد ...
پاسخ + +1 0 --
ناشناس 1398/05/16 - 16:19
۹۰ درصد حاکمان دول پیشرفته که برحاکمیت هستند تحصیلات کارشناسی دارند.در کشور عزیز وتوسعه یافته ما همه کابینه دکتر تشریف دارند وببینید تصمیمات خیره کننده انهارا در پیشرفت ما.
خدا راشکر که ما این همه دکتر داریم وخارجیه ها ندارند.....
پاسخ + 0 0 --
علی حاجی 1398/05/17 - 14:53
درود بر شما
متاسفانه همینطوره و این همه دکتر و متخصص ولی بازدهی و نتیجه هیچی ..
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/05/18 - 15:17
این آمار رو از کجا در آوردی
پاسخ + +3 0 --
ناشناس 1398/05/16 - 17:13
باسلام مطلب خوب ولی تکراری بود.ای کاش نویسنده مطلب خود نیز به حرفهایی که زده پایبند بودوعنوان دانشجوی دکتری تربیت بدنی را زیر عکشش می گذاشت.
پاسخ + 0 0 --
علی حاجی 1398/05/17 - 14:58
درود بر شما
امیدوارم و تمام تلاشم را میکنم که به حرفهایی که زدم پایبند باشم .. بنده فقط و فقط معلمم با 22 سال سابقه و هیچ جایی تدریس ندارم جز مدرسه . بنظرم عنوان دانشجوی دکتری نوشتن هم زیر مطلب پایبندی به حرفا را نمیرسونه ما باید در عمل به چیزی که معتقدیم پایبند باشیم نه در حرف و شعار .
پاسخ + +2 -1 --
ناشناس 1398/05/16 - 18:09
ضمن تایید مطلب فوق ، به نظرم بد نیست در جامعه هر چقدر تحصیلات تکمیلی بیشتر رشد کند حداقلش این است که سطح فرهنگ عمومی بالاتر می رود...بنابر این بخوان و بخوان و بخوان تا در دام هیچ دیکتاتوری گرفتار نیایی
پاسخ + 0 0 --
علی حاجی 1398/05/17 - 15:03
درود بر شما
بله انتظار هم همینه که هر چقدر سطح تحصیلات در جامعه بالاتر برود سطح درک و شعور و فرهنگ ان جامعه هم بالا برود ولی اینجا نتیجه اون چیزی نیست که ما میبینیم .. پیشنهاد می کنم کتاب و مقاله ی " مطالعه ی دگرگونی فرهنگی در سه نسل دانشگاهی " خانم زهرا محمدی را مطالعه کنید تا عمق فاجعه را بیشتر ببینید.
پاسخ + +1 -1 --
ناشناس 1398/05/16 - 23:22
این دکتری خوندن ماها، اندازه ششم قدیم ارزش نداره.
پاسخ + 0 0 --
معلم قمی 1398/05/17 - 12:47
پس لیسانس شما معادل پیش دبستانی قدیم است
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/05/17 - 18:07
مگه قدیما پیش دبستانی بوده؟؟؟؟ بابا ششم سال 45 ارزشش خیییلی زیاده. تمام مخ های دنیا ازون دوره بودن.
پاسخ + +1 -1 --
دانش آموز اسبق دکتر 1398/05/17 - 05:46
دکترا داشتن بسیار عالی هست اما نه این دکتراهای کیلویی که در ایران و کشورهایی مثل تاجیکستان میدن یا خرید فروش میشه.
پاسخ + +3 -1 --
ناشناس 1398/05/17 - 12:28
البته در بین جمعیت هشتاد میلیونی ایران، درصد اندکی مدرک دکتری دارند و اکثرا هم از دانشگاه آزاد و رشته های بی کاربرد مثل مدیریت و مدیریت ورزش و ادبیات و علوم سیاسی و ...که به قول نویسنده تنها کاربرد آن در پست گرفتن و پز دادن است. فراموش نکنیم که کسب القاب و عناوین از قدیم برای ایرانی جماعت حائز اهمیت بوده است!!!!!الان مدرک جای آن القاب را گرفته است.
پاسخ + 0 0 --
علی حاجی 1398/05/17 - 15:11
درود بر شما
نسبت به کشورهای توسعه یافته آمار مدرک دکتری در کشورمان بسیار بالاست .. و بنظرم الان دیگه دانشگاه دولتی و آزاد هم هیچ تفاوتی باهم ندارند جز دانشگاههای انگشت شمار. اگر مدیریت در کشور درست و اصولی تعریف شود و افرادی در راس مدیریت سازمانها قرار بگیرند که بجای تعهد، تخصص و شایسته سالاری ملاک باشد اونوخت رشته هایی چون مدیریت ورزشی ، ادبیات و علوم سیاسی و.. بی کاربرد نمی شود ..
پاسخ + 0 0 --
محمدی 1398/05/17 - 18:10
آقا دانشگاه ازادای شهرهایی که یک دبیرستان درست و حسابی ندارن ، شروع کردن به دکتری جذب کردن.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/05/17 - 23:51
وای برملتی که ادبیات نداشته باشد، خیلی از ملتها به دنبال هویت سازی اند....اگر اندکی از نظر فرهنگی داریم سرمان را در میان سایر ملل بالا می گیریم به خاطر همین ادبیات به زعم شما رشته بی خاصیت است...یک پژوهش گر و نویسنده ادبی و یا منتقد ادبی واقعا نعمتی است برای ادبیات آن کشور، پژوهشهای دکتر زرین کوب در حوزه ادبیات فارسی برای ۸۰ میل
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/05/18 - 12:05
عرض کردم رشته بی کاربرد و نه بی خاصیت!! و نگفتیم که نباشد.
در ضمن همه که دکتر زرین کوب نمی شوند! دانش و سواد با مدرک آن هم ضمن خدمت!!به دست نمیاد.
پاسخ + +2 -2 --
دکترمعلمان 1398/05/17 - 20:31
با سلام. مقاله شما در گروه تلگرامی «دکترا در آموزش و پرورش» که در مورد مسائل #دکترمعلمان است، بازنشر شد. موفق باشید.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/05/18 - 12:03
معلم،معلم است، دکتر معلمان واژه من درآوردی است. معلم نیاز به مهارت و انگیزه دارد.واژه دکتر بعد از این!مناسب تر است.
پاس کردن چند واحد درسی بی خاصیت در یک دانشگاه بی اعتبار و در یک رشته من درآوردی!!چه چیزی به دانش یک معلم اضافه میکند!!می توان با مطالعه شخصی ، صد برابر باسوادتر شد اگر حب مدرک!!بگذارد.
پاسخ + 0 0 --
دکترمعلمان 1398/05/18 - 16:16
فکر کنم با توجه به اطلاعاتی که ارائه کردین شما باید دانش آموز باشین که اینقدر در مورد چیزی که اطلاع ندارین اظهار نظر می کنین.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/05/18 - 23:35
حق دارید! دانش آموزی را که دکتر معلمان تربیت میکنند، قطعا اطلاعات چندانی ندارد. هر چند برای من و افراد بیشماری از جامعه خودشیفتگی و خود علامه دهر پنداری برخی معلمان!! جای تعجب دارد. حال اگر این گروه مدرک دکترا هم بگیرند که واویلا!
فقط این بیت را که حتما در دوران مدرسه خوانده اید یادآوری می کنم و عرض میکنم که بنده همیشه خود را دانش آموز می دانم:
بدانجا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم
هر چند که برخی همکاران و دکتر همکاران!!خود را از شیخ الرئیس هم عالم تر می دانند!
پاسخ + 0 0 --
علی حاجی 1398/05/19 - 14:28
درود بر شما
معتقدم بکار بردن چنین واژه ای زیبنده نباشد. متاسفانه برخی عزیزان خودشان را جدا از معلمان می دانند و حتی خواستار انجمنی با نام " دکتر معلمان " هستند. معتقدم لفظ دکترمعلم نمیتواند وجهه و حقوق از دست رفته ی او را بازستاند منو شما قبل ازینکه دکتر باشیم معلم هستیم و در یک سازمان تدریس میکنیم اینکه خود را تافته ی جدا بافته از معلمان بدانیم دور از شأن معلمی است درسته که در حق معلمان با مدرک دکتری هم درون سازمان و هم نسبت به همنوعانشان در سازمانهای دیگر اجحاف زیادی شده و میشود ولی اینکه ما خودمان را بالاتر از معلمان با مدارک پایین تر بدانیم چون مدرک دکتری داریم بنظرم صحیح نیست. بالطبع حل مشکلات معلمان میتواند تمام این تبعیض ها را حل و فصل کند. اگر میخواهیم شأن و منزلت ، معیشت ، حقوق و مزایای و...از دست رفته ی معلمان را بازگردانیم دکتر و فوق لیسانس و لیسانس و فوق دیپلم همه زیر چتر واژه ی بنام معلمان باید تلاش کنیم.
به امید پویایی و اتحاد معلمان
پاسخ + +1 -1 --
ناشناس 1398/05/19 - 00:10
مقطع دکتری در دنیای امروز خاص افرادی است که علاقه و توانایی ویژه ای در تحقیق و پژوهش دارند و هرم نیروی انسانی به صورتی است که در قاعده هرم تکنسین ها با بیشترین تعداد و در راس آن دکتری با کمترین تعداد است و البته تفاوت درامد معنادار نیست. در ضمن شان و درامد افراد ربطی به مدرک ندارد.
اما در ایران به دلیل بیکاری ،افراد دنبال بالا بردن مدرک خود هستند و در میان شاغلین هم برای پز دادن و پست گرفتن و بالا رفتن حقوق، ادامه تحصیل باب شده است.و شاهد دکتر معلم و دکتر پلیس و دکتر کارمند و دکتر قاضی و دکتر مدیر و...هستیم. بدون کوچکترین کاربرد و ارزش در حل مشکلات جامعه!!
آفتابه لگن هفت دست، شام و نهار هیچی!
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/05/19 - 22:52
این واژه دکتر معلم خییییییییییییلی جالبه. گروه توی شبکه های اجتماعی دارن.
پاسخ + 0 0 --
ebrabager 1398/05/24 - 10:21
ضمن تشکر از حناب حاجی بخاطر فعالیتهای ارزنده و در عین حال بسیار هزینه بری که دارد.
کسی که در یک سطح یا مقط علمی باشد که آرزوی خیلی هاست و بعد خودش بیاید آنرا نقد کند و به کالبد شکافی آن بپردازد، بر ارزش مطلب و شخصیت فرد، بیش از پیش می افزاید.
مرحبا بر شما و منش شما
پاسخ + 0 0 --
کاربر آ.پ 1398/05/28 - 08:24
هدف آقایان با چنین نظام آموزشی صرفا آموزش خواندن و نوشتن و مدرک دادن است. هر چه مدرک بالاتر بهتر. لذا ملاحظه می کنیم اکثر افرادیکه تحصیلات تکمیلی در کشور، در بدنه ی آ.پ، و در مدارس دارند نه در رشته های علمی و فنی ، بلکه باز هم در رشته های مربوط به علوم انسانی می باشند. چرا؟ چون هدف نظام آموزشی ما چنانکه گفته شد مدرک دادن به قصد افزایش حقوق است پس چه اهمیتی دارد طرف با حفظ کردن چند جزوه در حوزه ی علوم انسانی، دکترا گرفته است و یا مغزش را رشته های علمی و فنی مهندسی و در کارگاهها و آزمایشگاهها خسته کرده است. و اینست که می بینید حضرات مسوولین دکترا دار نه تنها خودشان هیچ مهارت بدردبخوری ندارند بلکه فکر و ذهنشان بدنبال مهملات و نقش ایوان است
و اینجاست که تازه می فهمیم چرا وقتی به مدارس به اصطلاح نوساز می نگریم تنها چند اتاق و میز و صندلی را می بینیم نه کارگاه ها و آزمایشگاه های مجهز و مرتب که قدم نخست برای مهارت آموزی است..

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

نظر شما در مورد تقسیم بندی دانش آموزان به مدارس عادی و تیزهوشان چیست؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور