صدای معلم

" نبود این سه عنصر حیاتی برای تمامی وزرای دولت ، مشکل زاست اما چون نظام آموزشی نماد و سمبل ایجاد و تعمیم آنهاست ، بیشترین ضعف و خطا در وزارت آموزش و پرورش محسوس است. یعنی آموزش و پرورش ما محکوم به سیرقهقرایی مخرب است چون قادر به ترمیم و احیای خود با این سه عنصر یعنی آزمون و خطا ، خلاقیت و ایده پردازی نیست ، یعنی از کوزه همان برون تراود که در اوست "

بحران انتخاب وزیر در آموزش و پرورش !

مینو امامی/ همکار صدای معلم

بحران انتخاب وزیر در آموزش و پرورش و چالش های نظام آموزشی

همکار ارجمند ، جناب آقای عبدالرضا خسروی در بخشی از یادداشت خود با عنوان : " 4 دهه آزمون و خطا در تعیین وزیر آموزش و پرورش کافی است ! " چنین نوشته اند :
" در چهل سال گذشته همواره سیاست های نظام در عرصه تعلیم و تربیت به صورت آزمون و خطا پیش رفته است ، به گونه ای که وزیری در زمان رأی اعتماد با برنامه هایی که بیشتر آنها روی کاغذ مانده اند و یا به دلایل مختلف به صورت ناقص و نیم بند اجرا شده اند از ایستگاه بهارستان عبور کرده و پس از مدتی کنار رفته و فرد بعدی با ناکارآمد خواندن برنامه های وزیر پیشین خود برنامه های جدیدی در دستور کارش قرار داده است که این رویه آسیب های فراوانی به نظام آموزشی وارد کرده است. " (1)

چرا وزرای انتخاب شده ، ناموفق اند؟
در زیر قصد دارم تا عدم صلاحیت افرادی که به عنوان وزیر و یا مدیر ارشد انتخاب شده اند را در لابه لای دوران کودکی و با آنچه که بر او گذشته است پیوند دهم ، تا شاید بدین طریق برخی از دلایل عدم پاسخگویی به انتظارات خود و یا عدم تثبیت صلاحیت و شایستگی آنان ، محرز شود.
باید اذعان داشت که سرآغاز سیر طبیعی و برجستۀ توانایی شخصیتی افراد از طریق آزمون و خطا جهت شکوفایی خلاقیت ، مربوط به دوران کودکی است. ما از ضعفِ نگرشِ حکیمانه در تربیت کودکان خود شدیدا رنج می بریم و به تعبیری از محبت صِرف ما به کودکان ، مرض حاصل می شود. نوعِ محبت و دلبستگی ما ایرانی ها نسبت به نوزاد و کودک و یا فرزند خود ، شدیدا عاطفی و عشق مرضی است ، به طوری که هر نوع احتمال اختیار ، اراده و تجربه را از کودکان سلب و آنان را محکوم به اجرای ریز دستورات خشک تربیتی خود با افعال امر و نهی چون " بکن و نکن " می نمائیم. گاه حتی اگر دقت کنید برخی از مادران ، به نحوۀ قرار گرفتن دست و پای نوزاد خود هنگام خواب نیز دخالت می کنند و به خواست خود آن را تنظیم می نمایند. ما فرآیند اندیشه و انتخاب را در کودکان خود عقیم می سازیم و برای همین خلاقیت و نواندیشی و کسب تجربه از آزمون و خطا را یا اصلا نداریم و یا آن را بسیار نادر مشاهده می کنیم.

شاید تعدادی از افراد بر اساس برخی شایستگی ها و یا بایستگی های تربیتی از سوی والدین و معلمان خود، امکان یادگیری از فرآیند آزمون و خطا را داشته اند ، اما در شرایط کلی ، آزمون و خطا در بطن تعلیم و تربیت و نحوۀ آموزش ما قرار ندارد ؛ به طور مثال برخورد دیرین والدین در جامعه ما چنین است : به بخاری یا آتش دست نزن می سوزی ، به چاقو دست نزن ، دستت را می بری !! پس او کی باید مجالی برای عمل کردن و نتیجه گیری از آن عمل را به دست بیاورد؟ لابد پس از بزرگ شدن و به تدریج ! ترساندن کودک با احتمال شکست در انجام هر کاری اعتماد به نفس او را از بین برده و او را از انجام تجربه های جدید باز می دارد ، لذا کودک فرصت های خاص و سنجیده را برای بروز خلاقیت در برخورد با موقعیت های تازه را از دست می دهد. در ضمن ما با این فرآیند معیوب ، او را از خیلی چیزها و واقعیت های دیگر پیرامون خود به ترس و واهمه ، محکوم می سازیم. او از موش و گربه و سوسک و.... تا ارتفاع و قبول ریسک انجام کار و..... و از خیلی چیزها می ترسد.

یا روش آموزش معلم محور منوط به حفظیات قوی برای اثبات دانش آموز زرنگ بودن از معدود معیارهای نظام آموزشی ماست ، که با سکوت و مؤدب نشستن او در کلاس درس ، این شاخص تکمیل می گردد. او ساکت بنشیند تا من معلم انتظارات تدریس را پاسخ دهم و از بودجه بندی عقب نمانم. نتیجۀ نظم او ، تحقق نظم من است.
چنین افرادی چگونه استقلال عمل و اندیشه داشته باشند؟ در این جامعه از ما انتظار می رود که از اصلی به نام خلاقیت در عمل بپرهیزیم و تابعی از اصول ثبات مدیریت ناپایدار باشیم . یعنی الگویی از قبل تعیین شده ردای وزارت و وکالت و..... رادر این جامعه برای افراد منتخب ، دوخته و آماده کرده است و هر چند بر تن عده ای تنگ یا گشاد است ، اما اصرار بر پوشیدن آن داریم و هیجان و رغبت فرد برگزیده جهت نشستن بر مسند، جای تأمل و تفکر و دوراندیشی را از او سلب می نماید.
پس وزرا و مدیران ارشد نیز که در همین سیستم و قالب انتظارات ، رشد یافته اند با بیگانگی از اصول عقلانیت و خرد جمعی و عدم تعلیم و تربیت در دو مقولۀ اساسی رشد و توسعه یعنی آزمون و خطا و خلاقیت ، کوس رسوایی ناتوانی و عدم موفقیت خود را در زمان تصدی پست وزارت بر افکار عمومی و بر تار و پود نظام آموزشی و بر تاریخ آموزش و پرورش ، به صدا در می آورند. اما متأسفانه تاریخ زشت و زیبا ، تلخ و شیرین ، خوب و بد ، سازنده و مخرب و..... همگی را با هم ثبت می کند. هر چند برخی از آیندگان ، باب میل خود آن را تحریف می کنند اما همیشه اسناد کتبی یا شفاهی در گوشه ای از این خاک ، با ناله های زیر خاکی خود ، فریاد از واقعیت ها را به گوش افراد هوشیار عاقل عاشق وطن برمی آورد .
مفهوم خلاقیت و کاربرد آن در مشاغل گوناگون و در بخش های متعدد هر جامعه ای ، آنقدر اهمیت درون مایه ای و برون مایه ای دارد که باز می خواهم آن را بکاوم . ما باید در مفهوم معانی خیلی دقیق باشیم تا به خودفریبی و جامعه فریبی ، گرفتار نشویم. همکاران لابد خلاقیت های کپی شدۀ برخی از معلمان را جهت دریافت امتیازات پیش برنده را مشاهده نموده و می کنند. پس خلاقیت چیست ؟ و چرا کودکان دیروز و وزرای امروز ما خلاقیت ندارند؟

تعریف خلاقیت (Creativity) :
" خلاقیت نوعی عملکرد دانش ، کنجکاوی ، تخیّل و ارزیابی است. هر چه اساس دانش تان قوی ‌تر باشد یا هر چه کنجکاوتر باشید، ایده‌ها و الگوهای بیشتری خواهید داشت که منجر به ایجاد محصولات و خدمات خلاقانه، جدید و نوآورانه می ‌شود. اما تنها داشتن دانش برای تشکیل الگو‌های جدید کافی نیست. اجزا و بخش‌ها باید به نحوی متفاوت با یکدیگر ترکیب شوند. سپس ایده‌های پراکنده و مختلف باید ارزیابی شوند و به ایده‌هایی کاربردی بدل شوند. به بیان دیگر ، یک فرآیند اتفاق می‌افتد ، اما واقعا این ایده‌ها از کجا می آیند؟ " (2)

برخی از عناصر از بین برندۀ خلاقیت کودکان
امر و نهی کردن ، الگو دادن به کودک ، بی اهمیت جلوه دادن کار کودک ، قوانین خشک و بدون تغییر ، ترساندن کودک از شکست ، ایجاد رقابت ناسالم ، مقیّد کردن کودک صرفا به نتیجۀ عمل ، مقایسه کردن کودکان ، ایراد گرفتن از نتیجۀ کار ، تعجیل در ارائه کار ، تحقیر کودک ، خواستن کاری وَرای توان کودک یا توقع زیاد داشتن از او ، خشونت رفتاری ، توجه بیش از حد به کودک و تهیه هر چه که او می خواهد و یا پول زیاد خرج کردن برای او ، ثبت نام در کلاس های زیاد ، آموزش های تکراری ، طبیعت نرفتن ، کشتن چراهای کودک کتاب نخواندن ، تکالیف زیاد منزل ، تأکید بیش از حد به نمره ، نادیده گرفتن هیجانات ، تک فرزند بودن و شاغل بودن مادران و..... (3)

کودکان ما یا از شدت فقر خانواده های خود اصلا اسباب بازی ندارند تا فرصت استفاده از حواس هشت گانه ( شنوایی ، بویایی ، چشایی ، بینایی ، لامسه ، حس حرارت ، حس موقعیت اندام‌های بدن و حس تعادل ) خود را داشته باشند و یا آنقدر ثروتمندند که کلی اسباب بازی دارند و فرصت و قدرت کشف و تجزیه و تحلیل ساختاری تک تک آنها را هرگز نمی یابند. پس خلاقیت و ایده پردازی برای حرکتی جدید ، مشاهده نمی شود. شاید در این بین کودکان طبقه متوسط با کمترین اسباب بازی خود ، برندۀ جریان زندگی جهت خلق کردن هستند، اما آنان نیز به حال خود رهایند و راهبری آموزش دهنده و هدایتگر ندارند. یعنی افراد ممتاز جامعه ما که دارای خلاقیت و ایده هستند و پرورش یافتۀ جریان آزمون و خطایند، همانند بذری سرگردان در هوایند که شاید احتمال افتاده شدن در بِستری مناسب برای رشد و نمو خود بیابند و نهالی سرسبز و درختی تنومند شوند. یعنی قانون احتمالات برای طبقۀ محدود شایستگان در جامعه ما حاکم است. اما افراد فرصت طلب ناتوان نابخرد در هر فضا و مکانی امکان رشد و بالا رفتن از نردبان ترقی را برای خود ، همانند آن ردای از قبل دوخته شده ، فراهم دارند.

اگر از زوایای مختلف در برنامه های گوناگون رسانه ای و یا فضای مجازی به فرصت های داده شده برای آزمون و خطای کودکان کشورهای پیشرفته نگاه کنید، متوجه می شوید که آنان همانند ما کودک را نمی ترسانند ، او از پله هم بالا می رود ، زمین هم می خورد، گریه هم می کند، اما والدین او فوری کودک را بغل گرفته و بر خود لعنت نمی فرستند که چرا غفلت کردم !! در این کشورها ، کودک از تجربه کردن ترسی ندارد و حتی روش تربیتی والدین متمایل به کسب تجربه های بیشتر برای افزایش مهارت زندگی فرزندشان است. آنها طوری برخورد می کنند که کودک درک می کند که آسیب دیدن حین بازی ، یک رفتار طبیعی است. او با محیط پیرامون خود و موجودات زندۀ موجود در آن ارتباط عینی و عملی برقرار می سازد. مفاهیم اکوسیستم و محیط زیست را با تمامی آنچه که در محل زندگی خود دارد می شناسد و شاید برای همین دانش آموزان این کشورها برای حمایت از محیط زیست و هشدار به بزرگترها ، راهپیمایی جهانی بپا می کنند و ما چون غافل از احوال دل خویشتنیم از نجات کُرۀ زمین بازمی مانیم. ما را از دوران کودکی از تمامی حیوانات ولو سوسک و مورچه و موش و گربه و..... ترسانده اند. آنان حیوانات گوناگون را به راحتی به دست می گیرند و با آن بازی می کنند حتی مار را . آنان با استفاده از تمامی حواس خود در پی شناخت محیط پیرامون خود هستند و ما با استرلیزه کردن تفکر و حواس خود و کودکان ، از زندگی کردن محروم می مانیم و وقتی که بزرگتر می شویم در قالبی از پیش تعیین شده و فتوکپی قالب دیگری ، عمل می کنیم . رفتار اجتماعی ما محدود و بیشتر شرطی است تا برخاسته از ایده و تفکر و خلاقیت و متأثر از تفاوت های فردی .

نتیجۀ نبود این دو عنصر
آزمون و خطا به ایجاد و شکوفایی خلاقیت منجر می شود و خلاقیت ، احتمال خطاپذیری در عمل یک وزیر و مدیر ارشد را به حداقل ممکن می رساند. امروز یک فرد شصت ساله و یا رؤسای دو قوۀ مجریه و مقننه ، دیگر فرصتی برای یادگیری در جریان آزمون و خطا و یا بروز خلاقیت ندارند. امروز زمان عمل دقیق ، حساب شده و کم ضرر است. راستی دلیل تعیین 4 وزیر و یک سرپرست در طول 8 سال برای وزارت آموزش و پرورش ، چیست ؟
مگر غیر از این است که کودک دیروز در همان سیستم محفوظات معلم محور عاری از آزمون و خطا و خلاقیت ، امروز مسندنشین تعیین تکالیف و حقوق مجموع افراد جامعه گردیده است ؟! خیلی از این مدیران همان دانش آموز مؤدب کلاس درس با حافظۀ قوی حفظیات متون کتب درسی اند که اگر امروز از او بپرسید دلتا چیست ؟ یا دلایل جنگ جهانی اول و دوم چی بود ؟ و..... به احتمال قوی نتوانند پاسخ دهند.

و اما شاید بتوان از دو ستون غایب نظام آموزشی خود یعنی آزمون و خطا و خلاقیت ، به عدم ظهور ایده در جامعه برسیم ، سه رأس یک مثلث لازم برای هر نظام آموزشی و کل جامعه که از هم گسیخته و گریزانند.

معنا و تعریف ایده
در فرهنگ معین کلمۀ ایده : اندیشه ، فکر، عقیده ، تصور و رأی معنی شده است .
" ایده یا مثال یا صورت یا انگاره یا طرح ، در حقیقت یک تصور ذهنی است. شاید بتوان ایده دادن را اولین گام برای حل یک مشکل یا برآورده کردن یک نیاز دانست. به عبارت دیگر ایده ساده ترین راه حلی است که انسان در برابر یک مسئله یا نیاز به آن فکر می‌کند. هر چند می‌توان یک ایده را بسط داد و پیچیده کرد. ایده یک نوع تلنگر ذهنی درون افکار شخص می‌باشد که با مطرح نمودن آن موضوعیت خود را پیدا می‌کند. انگاره ای است که تداعی ذهنی را به صورت یک طرح بیان می‌دارد ایده یک نوع اندیشه فکر و عقیده است که رسیدن به آرمان و موفقیت را به همراه دارد .

طرح ایده
" ایده یک نوع نوآوری یا سبک جدیدی از نحوه مصرف یا اجرای یک خدمت یا فعالیت می ‌باشد که موجب سهولت انجام کارهای مربوطه می شود. طرح یک ایده ، با توجه به ماهیت ذهنی آن ، می‌تواند فارغ از هر گونه قید و بندی صورت پذیرد. اما برای عملی کردن آن ، باید به بسیاری از این محدودیت‌ها مثل قوانینی فیزیکی ، حقوقی و ..... توجه کرد. طرح ایده‌های نو ، رابطه مستقیمی با خیال پردازی و خلاقیت دارد..... " (4)


قدرتمند ترین تکنیک های ایده پردازی کدام هستند؟ (معرفی ۴ تکنیک خارق‌العاده)
1 - طوفان فکری
2 - نقشه ذهنی
3 - تفکر انتقادی
4 - تکینک S.C.A.M.P.E.R (تکنیک اسکمپر ) که مخفف واژگان زیر است :

substitution یا جایگزینی
combine یا ادغام کردن
adapt یا تطابق دادن
modify یا تغییر حالت
put to other uses به ‌کارگیری در موارد دیگر
elimination یا چیدن شاخ و برگ اضافه
reverse یا مهندسی معکوس (5)

اما وزرای ما ایده نداده ، طرح های خود را با کمترین و یا هیچ پیش مطالعه ای ، عملی می سازند و شاید برای همین طرح های آنان حلیم نمی اندازد ، چون پیوستگی و ربط موضوعی منطقی و عقلانی مابین اجزا بوجود نمی آورند. دقت کنید در تعریف ایده می گوید : " شاید بتوان ایده دادن را اولین گام برای حل یک مشکل یا برآورده کردن یک نیاز دانست " و یا در تعریف خلاقیت : "هر چه اساس دانش تان قوی ‌تر باشد یا هر چه کنجکاوتر باشید، ایده‌ها و الگوهای بیشتری خواهید داشت که منجر به ایجاد محصولات و خدمات خلاقانه، جدید و نوآورانه می ‌شود."

یعنی ما یا ایده ای قابل دفاع و مستحکمی برای اجرا نمی دهیم و یا آنها را محک نزده ، شتابان اجرا می کنیم . آینده نگری و برنامه ریزی برای آینده از وظایف اصلی یک مدیر آن هم راهبر تعداد بیشتری از افراد یک جامعه است. سهم من معلم شاغل و یا بازنشسته از پردازش ایده تا عمل که اصولا توسط وزرا سریع الاجراست و برای همین نتایج مطلوبی بر جای نمی گذارد ، چقدر است ؟
اگر کودکان خود را امروز از منگنۀ مراقبت و نگهداری عاطفی ، رها نسازیم و به او فرصت رشد و نمو ندهیم ، او نیز همانند من نوعی در قالب های از پیش اندیشیده و تعیین شده ، عاجز و ناتوان بزرگ خواهد شد. همان هایی که امروز ما آنان را زیر نقد و بررسی خود تجزیه و تحلیل می کنیم ، وارث چنین روش تربیتی در دو نهاد اجتماعی مهم یعنی خانواده و مدرسه هستند. کودکان خود را زیراکس نکنیم ، به قابلیت ها و توانمندی های آنان فرصت ظهور بدهیم ، این ممکن نیست مگر در سایۀ آزمون و خطا. هر عملی ولو خراب کردن اسباب بازی از روی کنجکاوی برای کشف اسرار درون آن از دیدگاه کودک و یا انجام برخی رفتارهای مخاطره آمیز طبیعی و یا کشیدن نقاشی و خواندن کتاب و....... برای کودکان زیر پنج سال یعنی شکوفایی استعدادهای درونی او.

در کشور ما هر سال جشنواره خوارزمی برترین ها را معرفی می نماید ، آنانی که اجازۀ رشد و بلوغ ابتکار یافته اند ، کجاست طرح های آنان ؟ کدام مرجع و یا مراجع آن طرح های برتر و یا ایده های ممتاز را به فعلیت درآورده است و ثمرات آن را در پیشبرد اهداف و برنامه ها ، دخالت داده است ؟ به طور طبیعی در هر جامعه ای افراد نخبه وجود دارند ، اما سرمایه گذاری و هدایت استعداد و توان آنها ، شرط برخورداری یک کشور و یک ملت و حتی جهان از آن طرح و ایده هست. اگر هم عملی انجام شده است چرا به من معلم معرفی نشده است ؟ چرا اخبار حوادث در جامعه ما برجسته تر از اخبار ایده ها و خلاقیت هاست ؟ چرا من قاتل معروف و یا سلطان موز و سکه و خودرو و ....را می شناسم اما آن گمنام خلاق را خیر ؟ دانش آموز من ، او را چگونه الگوی خود قرار دهد وقتی که اثری از او در جامعه نیست !! ( که شکر خدا برای هر کالایی در این جامعه یک سلطان هست و این برای ما غریب نیست ؟!! سرزمین سلاطین خلافکار!!)

بحران انتخاب وزیر در آموزش و پرورش و چالش های نظام آموزشی

نبود این سه عنصر حیاتی برای تمامی وزرای دولت ، مشکل زاست اما چون نظام آموزشی نماد و سمبل ایجاد و تعمیم آنهاست ، بیشترین ضعف و خطا در وزارت آموزش و پرورش محسوس است. یعنی آموزش و پرورش ما محکوم به سیرقهقرایی مخرب است چون قادر به ترمیم و احیای خود با این سه عنصر یعنی آزمون و خطا ، خلاقیت و ایده پردازی نیست ، یعنی از کوزه همان برون تراود که در اوست.

ادعا یا واقعیت ؟
برخی از ما معلمان ، انتظار یافتن فرصتی مناسب برای ترسیم ایده ها و نظرات مفید و مؤثر خود را از سوی وزارت آموزش و پرورش داریم ، از سوی دیگر قبول داریم که بدون هر نوع همّت و ارادۀ فردی و یا جمعی ، معجزه ای صورت نخواهد گرفت . من معلم خود چنان که گفته شد تربیت نشده ام و یا در تربیت فرزند خود تا حد کنترل سنسوریک ، عمل می نمایم ، چگونه دانش آموزان کلاسم را آموزش خواهم داد؟ اگر دنبال سرآغاز مشکلات غیرعقلانی در مدیریت بخش های گوناگون جامعۀ خود هستیم و معترضیم که چرا مدیران دارای تفکراتی پویا و دینامیک نیستند و ایستایی در بین آنان ، کشور را فلج ساخته است ، پس امروز من و شمای معلم برای شکستن این ناتوانی و آغازی نیکو چه ایده هایی جهت شکوفایی استعدادها و خلاقیت ها و علایق دانش آموزان خود داریم ؟ چگونه می توانیم روش تربیتی آزمون و خطا را در شیوۀ تربیتی و آموزشی خود بگنجانیم تا بستری مناسب برای تولد ایده های جدید و خلّاق بوجود آوریم؟ آن هم بدون باور و در نظر گرفتن ایجاد هر نوع تغییر مثبتی از سوی نظام آموزشی کشور !!

یعنی آیا ما قادریم تا با جایگزینی و یا ادغام کردن ایده ها و یا تطابق دادن و تغییر دادن آنها و به کارگیری آن در بخش ها و موارد دیگر ، چیدن شاخ و برگ اضافی و یا مهندسی معکوس طرح ها و ایده ها یعنی انجام تکنیک اِسکمپر ، جامعه خود را از نو بسازیم ؟
رفتن مکرّر از مسیری خاص که هرگز نتایج مفید و ارزنده ای بجای نمی گذارد، یعنی سوزاندن تمامی منابع و سرمایه های ملی و قابلیت های بالقوه و مسدود ساختن تمامی طُرق ممکن برای حصول هر نوع پیشرفت در عرصه های گوناگون زندگی اجتماعی . یعنی ایستایی آرزوها و حسرت ها. امروز جامعۀ ما به مهندسی معکوس در تمامی بخش ها خصوصا آموزش و پرورش نیاز حیاتی دارد ، سهم ما در تحقق آن چگونه و چقدر است ؟

قضاوت کردن با شنیده ها و گفته ها در خصوص آقای حسینی سرپرست و آقای میرزایی معرفی شده به مجلس ، تا چه حد قرین به واقعیت می تواند باشد و من معلم چرا محکوم به چنین قضاوتی هستم ؟ تمامی اعضای خانواده و خویشاوندان من راجع به دیروز و امروز آموزش و پرورش نظرات پخته و یا ناپختۀ بسیاری می دهند که عمده دلیل آن همه گیر بودن وزارت آموزش و پرورش است ، اما آیا صِرف معرفی فردی بر اساس مؤدب و زرنگ بودن در شغل برای این وزارت کافی است ؟ چه زمانی بحران اصلی و فراموش شدۀ این کشور حل و فصل خواهد شد ؟

یعنی بحران انتخاب وزیر آموزش و پرورش که همیشه با اما و اگرهای حزبی و سیاسی در هم آمیخته است و کمتر به اصالت ساختار آموزش و پرورش جهت پیدا نمودن فردی شایسته برای ردای وزارت توجه شده است ، چه زمانی از سونامی بی کفایتی و جهل خارج و به سکونت امن در این وزارتخانه خواهیم رسید؟ شاید وزارت آموزش و پرورش به همراهی وزارت علوم از معدود وزارتخانه ها هستند که پوشاندن ردای از پیش قالب گرفته شده بر تن آنان ، هرگز ما را به سرمنزل مقصود و توسعه پایدار نخواهد رساند. یکی از قالب های کهنه و وصله دار مدیریت های کلان کشور ما ، خصوصا در آموزش و پرورش ، دایره بسته و محصور انتخاب هاست. ما اجازۀ چهره شدن افراد گمنام شایسته را نمی دهیم. تا زمانی که معاونان وزارت آموزش و پرورش واقعیتی لایتغیرند ، احتمال هر نوع توفیق کارکردی ، مُحال است . تا زمانی که دنبال کشف افراد جدید به دور از جناح بازی و سیاسی کاری در آموزش و پرورش نباشیم ، احتمال حل و فصل امور بر جای رسوب کرده ، تصوری واهی است.
آموزش و پرورش ما شدیدا با شرایط موجود در تنگی نفس غوطه ور است . این رود و آن آید ، بدون ایجاد اندیشه ای نو و استقلال عمل ،
فقط سیصد چهار تومان بر حقوق اضافه می شود ، اما کوته اندیشی است اگر درد خود را فقط همین بدانیم . خطاب به همۀ آنانی که به اجرای طرح رتبه بندی دل بسته اید، این طرح فقط یک مانور به گِل نشستۀ قدرت نمایی وزرا برای جلب اعتماد فرهنگیان است و بس. سپری فولادین برای ایجاد امیدواری جهت برجا نشستن و دل به فردای دست نیافتنی سپردن . شما چگونه خود را لایق درجه بندی فقط برای افزایش حقوق می بینید؟ نباید دسترسی ما به حق و حقوق برابر با سایر شاغلین ، ما را به معاملاتی این چنینی وادارد. عزت و اعتبار شغلی خود را با درجه بندی برای رسیدن به چندرغاز از دست ندهیم. در این طرح تا چه میزان هدف از اجرا دانش افزایی ، افزایش آگاهی و توانایی من معلم و دانش آموزان ، مورد توجه است . درد بزرگ ما زیر خط فقر بودن است اما کل درد ما فقط این نیست. ارزش من وقتی مترقی است که جایگاه من رفیع باشد و جایگاه من با دانش و مهارت تدریسم رقم می خورد.

بهتر است مسئولین والامقام کشور از جمله رؤسای محترم دو قوۀ مجریه و مقننه که همگی با رأی ملت بر مسند قدرت نشسته اند ، یک بار به معانی و تعریف وزارت در دولت ، دقیق و حساس شوند ، شاید بدین طریق بازنگری ارزشمندی در گزینش های آنان برای مدیریت آموزش و پرورش که مشمولیت عامۀ مردم را دارد ، به وجود آید. این همه اعتماد به دانسته های بسیار دور ، می تواند ما را به خطا بیندازد. گاه باید جسارت بازیابی اطلاعات خود را داشته باشیم و از خود خجالت نکشیم.

و اما شما همکاران بزرگوار ، بیایید شخصیت فردی افراد را بدون شناخت کافی ، نقد و ترور نکنیم ، بلکه گفته ها و کرده های آنان را زیر ذره بین تجربه و مهارت شغلی خود آسیاب کنیم. من و شما همیشه تا زمان مرگ در این سرزمین افتخار معلم بودن را با خود در جای جای وطن و حتی کُره خاکی ، ثبت و ضبط می سازیم پس باید برای همۀ افراد ،حتی برای وزیر و وکیل و.... الگویی مناسب و برازنده باشیم .

1) صدای معلم ، 18 خرداد 1398 ،عبدالرضا خسروی ، 4 دهه آزمون و خطا در تعیین وزیر آموزش و پرورش کافی است !
2) صدای معلم ، 17 شهریور 1397 ، مینو امامی ، بررسی برخی از عوامل مؤثر در کُشتن خلاقیت کودکان ( خانه و مدرسه) بخش اول . 3) صدای معلم ، 20 و 25 شهریور 1397 ، مینو امامی ، بررسی برخی از عوامل مؤثر در کُشتن خلاقیت کودکان ( خانه و مدرسه) بخش دوم و سوم .
4) ویکی پدیا . دانشنامه آزاد.
5) قدرتمند ترین تکنیک های ایده پردازی کدام هستند؟ (معرفی ۴ تکنیک خارق‌العاده) مهدی فرخیان ، 7 اردیبهشت 1398


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

بحران انتخاب وزیر در آموزش و پرورش و چالش های نظام آموزشی

جمعه, 08 شهریور 1398 12:09 خوانده شده: 2161 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +8 0 --
ناشناس 1398/06/08 - 15:16
ظاهرا این بحران نسبت به بحران های بلایای
طبیعی ، عمیق تر و درمان ناپذیرتر است و
حتی از مرز بحران عبور کرده و تبدیل به فاجعه
شده است.دیگر بحرانها مدیریت می شوند و
و برای خود تشکیلات دارند اما بحران انتخاب
وزیر آموزش و پرورش چهل سال است که
به حال خود رها شده است و شاید برای همین
توان کنترل و هدایت آن وجود ندارد.
پاسخ + 0 0 --
دبیر مهربان 1398/06/09 - 09:27
باسلام و تشکر از مقاله خوبتان
پاسخ + +8 0 --
ناشناس 1398/06/08 - 15:24
همین قالب های از پیش اندیشیده شده برای
انتخاب وزیر است که اجازه انتخاب فرد اصلح
را نمی دهد.
دقت کنید هنوز مجلس رای نداده اما آقای میرزایی،
در طی هماهنگی با جناب نوبخت ، وعده اجرای
رتبه بندی در مهر ماه را داده اند. ایشان نیز نیامده
تنها مشکل فرهنگیان را اجرای این طرح می دانند.
یک قالبی سفت و سخت و پوپولیسم !!!
پاسخ + +8 0 --
دبیر 1398/06/08 - 16:32
آنچه که در متن گفته شده مربوط به آغاز
تعلیم و تربیت است، تکلیف امروز بعد خرابی
بصره چیست؟!
امروز چرا فردی شایسته بر این پست تکیه
نمی زند؟
پاسخ + +8 0 --
ناشناس 1398/06/09 - 10:19
بلی صحیح است الان وقت آزمون و خطای روسای دو قوه یا خود وزیر نیست. بنده هم معتقدم سن آزمون و خطا مربوط به دوران کودکی است، الان با کمترین خطا و با ثبات می بایست برنامه ریزی و تعقیب اهداف مفید را مد نظر داشت. از نویسنده برای طرح مسایل متن و نگاهی از زاویه دیگر به موضوع تشکر می نمایم. جملات گزنده اما واقعی در
متن وجود دارد که قابل تامل هستند.
پاسخ
محمدرضا 1398/06/09 - 20:40
سپاس خانم امامی.
پاسخ
رستم 1398/06/11 - 15:42
این خانم که قهر کرده بود دوباره رفت مطالب کپی و ترجمه شده که ربطی و جایگاهی در تعلیم و تربیت ما ندارند را اورد. ۳ روزه هم ۱۲۴۰نفر بازدید داشت و پست بابا و پایینتر هنوز ۱۰۴ و ۱۰۶ بازدید دارند. خودتونید. چرا ۵ پست آخر بیشترین بازدید که ۱۸۰۰ بازدید داشتند را حذف کردید. مجبور شدیم برای حذف ایشون هم‌نا دست بکار بشویم. مشکلات معلمان و درخواستهای واقعی را بگدارید نه مطالب از سر سیری و شکم‌پرستی و تانین شده خارجی ها.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/06/11 - 15:59
سلام
نمی دانم چرا اصلا تعجب نمی کنم. شاید چون
مردمان شهر و کشورم را تا حدودی می شناسم.
رستم دستان قهر بنده را در کدام سایت خبری
خواندید؟!
جناب بنده به دلیل دو سال نگارش متناوب ، خسته
شده بودم و چون همانند شما جوان نیستم که
کلی انرژی برای کوبیدن دیگرانی که نمی شناسم
مصروف دارم ، برای کاهش استرس و هیجان مدت
چهل روز استراحت کردم........
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/06/11 - 16:03
موضوع معرفی وزیر ، یکوت و استراحتم را شکست
و دوباره قلم بدست شدم. علت زیاد خوانده شدن
آن است که علاوه بر این سایت ، سایتی دیگر نیز
گذاشته شده است ، عنوان را بدون اسم بنویسید
مشاهده خواهید کرد.
انتخاب موضوع برای مطالعه خوانندگان نه به فرمان شماست و نه به خواست بنده، افرادی که اهل تهمت زدن نیستند و یا کف بین هم نیستند دوست
دارند به سلیقه خود مطالعه نمایند.
مگر آنانی که سالی دو یادداشت می نویسند با
سایت یا مدیر آن قهرند؟!!
و کف بین هم نیستند
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/06/11 - 16:07
در ضمن شما لطف کنید یادداشت کسانی را مطالعه
نمایید که بدان ها علاقمندید، کسی به زور شما را
دعوت ننموده است.
تهمت و افترا زدن و دروغ و شایع پراکنی اگر در
کشورهای دیگر از لحاظ فرهنگی زشت است در دین
ما از نظر شرع ، مذموم و گناه است.
لطفا برای خالی کردن خشم خود و یا برای دروغ پراکنی خود به آدرس دیگری مراجعه نمایید.
اگر شما را می شناسم لطف کنید با جسارت خود را
معرفی نمایید و گر نه فی امان ا.......
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/06/11 - 16:11
در ضمن متن اشاره دارد به این موضوع که
من و شما تلف شدیم ، دانش آموزان را دریابید
که با دسترسی به این سه عنصر، فردا وزیری لایق
شوند. ربط موضوع با خارج را هم متوجه نشدم.
البته با شکم سیر را هم. شکر اگر شما هم ناسپاس
نباشید احساس سیری خواهید کرد.
برای مطالبی که از منبع استفاده کردم آدرس داده ام،
برای نگارش علمی مجبور به استفاده از منابع
هستیم. و گرنه دوست دارید انشا برایتان بنویسم.
لطفا به جای تخدیر شخصیت افراد ، قلم بدست
شوید تا مستفیض شویم.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/06/11 - 16:51
منتظر دفاعیات حضرتعالی هستم حال با نام
فرهنگیان یا رستم خان!!

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

آیا از عملکرد ادارات ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات در آموزش و پرورش رضایت دارید ؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور