صدای معلم

" رییس جمهور نمی خواهد برای وزارتخانه ای که در استراتژی کلان او جایگاه مهمی ندارد از اعتبار خودش هزینه کند و به قولی مایه بگذارد "

حضور یک غریبه فاقد تجربه مدیریت کلان ، در ستاد آموزش و پرورش قطعا آشفتگی بیشتری ایجاد خواهد کرد !

شیرزاد عبداللهی

نقدی بر معرفی محسن حاجی میرزایی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش

رییس جمهور در اقدامی نامتعارف یکی از کارکنان دفتر ریاست جمهوری (دبیر هیات دولت ) را به عنوان وزیر جدید آموزش و پرورش به مجلس معرفی کرد.

لنین رهبر انقلاب بلشویکی در روسیه گفته بود: " در نظام سوسیالیستی اداره امور به قدری ساده می شود که یک آشپز می تواند وزیر شود..." اما بعدها در نظام شوروی اصل تخصصی بودن مشاغل پذیرفته شد. انتظار می رفت که سیدجواد حسینی سرپرست فعلی با سابقه مدیرکلی به مجلس معرفی شود اما به نظر می رسد که برای رییس جمهور محرز شد که حسینی نمی تواند از نمایندگان اصولگرای مجلس رای اعتماد بگیرد. موضع منفی جریان اصولگرای افراطی خراسان رضوی نسبت به حسینی هم در فضاسازی منفی علیه او موثر بود. رییس جمهور نمی خواهد برای وزارتخانه ای که در استراتژی کلان او جایگاه مهمی ندارد از اعتبار خودش هزینه کند و به قولی مایه بگذارد. فراکسیون امید هم قافیه را در مجلس باخته است و در آخرین سال نمایندگی به قول سعدی "هریک از گوشه ای فرا رفتند."   البته  نزدیکان روحانی  هم در مورد حسینی و دیگر افراد مطرح، نتوانستند به اجماع  برسند و معرفی یک فرد گمنام از کارکنان دفتر ، شاید واکنشی از جانب رییس جمهور  به اختلافات بین مشاوران و اعضای کابینه  هم بوده است.

 معرفی محسن حاجی میرزایی با واکنش های منفی فراوانی در فضای مجازی و گروه های معلمان روبه رو شد و بسیاری آن را دلیلی بر بی توجهی رییس جمهور و حتی توهین به مجموعه  آموزش و پرورش ارزیابی کردند. گروه هایی مانند مجمع فرهنگیان و انجمن اسلامی و... که در معرفی سه وزیر قبلی به رئیس جمهور نقشی تعیین کننده داشتند این بار به بازی گرفته نشدند.  آنها هم شوک زده اند. حضور یک غریبه فاقد تجربه مدیریت کلان ، در ستاد آموزش و پرورش قطعا آشفتگی بیشتری ایجاد خواهد کرد و حداقل یکسال طول می کشد که وزیر جدید سوار کار شود.

به نظر می رسد ماموریت وزیر جدید چیزی بیشتر از  اداره روزمره وزارت آموزش و پرورش تا پایان دوره نخواهد بود. به نظر من قبای وزارت آموزش و پرورش در ادامه کار دولت روحانی  متناسب با یک شخصیت درجه 3 سیاسی و یا فردی در حد مدیرکل از داخل آموزش و پرورش است. یک شخصیت سیاسی یا مدیر ممتاز هرگز حاضر به قبول پست وزارت با شرایط و انتظارات موجود نیست. البته ممکن است حاجی میرزایی نتواند در مجلس رای اعتماد بگیرد ، اما گزینه بعدی هم چیزی در همین قد و قواره خواهد بود.

 بر خلاف ظاهر ایدئولوژیک آموزش و پرورش، گفتمان رایج از اتاق وزیر تا دفتر مدرسه ،مباحث اقتصادی ، مالی و پولی و  معیشتی است. اخذ وجه در مدارس دولتی ، این گفتمان را به خانواده های دانش آموزان هم تسری داده است. این گفتمان در یک جمله خلاصه می شود: "دولت باید پول بیشتری به آموزش و پرورش تخصیص بدهد." پاسخ دولت هم در یک جمله خلاصه می شود : "پول نداریم. به جایش بهره وری نیروی انسانی  باید بالا برود و منابع جدید مالی  خلق شود. " وزرای آموزش و پرورش در وزارتخانه ای که بیش از 90 درصد بودجه صرف هزینه های پرسنلی می شود، در یک وضع متناقض گرفتارند. در عَلَن به معلمان وعده افزایش حقوق می دهند و با اخذ وجه از اولیا مخالفت می کنند اما در خَفا (جلسات خصوصی) به رییس جمهور و رییس سازمان برنامه وعده صرفه جویی ، افزایش بهره وری نیروی انسانی و خَلق منابع غیردولتی می دهند. هر سه وزیر قبلی در تحقق این وعده ها ناکام ماندند. آنها نه توانستند اعتبارات دولتی بیشتری جذب کنند و نه توانستند منابع غیردولتی خلق کنند. از اینجا رانده و از آنجا مانده . البته گرو گذاشتن اردوگاه منظریه و فروش املاک مرغوب وزارت آموزش و پرورش را نمی توان خلق منابع غیردولتی نامید .حسینی هم به این دام افتاد و چه خوشبخت بود که وزیر نشد! 

در حالی که تحول بنیادین ورد زبان مسئولین است ، وضعیت آموزش و پرورش در عمل  به مرحله امتناع تغییر و حتی عقبگرد رسیده است. تعلیم و تربیت دینی آشکارا شکست خورده است. اگر بعضی ظواهر و مناسک رسمی را نادیده بگیریم دانش آموزان و معلمان ما تفاوتی با دانش موزان و معلمان یک نظام عرفی (سکولار ) ندارند. محصول 12 سال تعلیم و تربیت نه مطابق معیارهای دینی و نه مطابق معیارهای عرفی نمره قبولی نمی گیرد. سند تحول که حالت تقدس به آن داده اند، متنی است عقیدتی و آشفته و غیر حقوقی که به زحمت می توان تک و توک بندهای مرتبط با تعلیم و تربیت به مفهوم علمی را  در آن پیدا کرد. وزیر در امور اساسی وزارتخانه از گزینش معلم تا تالیف کتاب های درسی و دانشگاه فرهنگیان و.... اختیار چندانی ندارد و صرفا در حوزه اداری و مالی دست بالا را دارد. یکی از مشکلات دولت این است که هیچ مدیر تراز اولی بدون قید و شرط حاضر به قبول مسئولیت در این وزارتخانه نیست و صرفا مدیران بالا آمده در سیستم اداری (آپاراتچیک ها )  که حداکثر استعدادشان مدیرکلی است، برای استفاده از مزایای فعلی و آتی مقام  وزارت برای این پست سر و دست می شکنند.

نقدی بر معرفی محسن حاجی میرزایی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش

روحانی افزایش بودجه و حقوق و دستمزدها در آموزش و پرورش را در گرو باز شدن قفل اقتصاد و ارتباط و تعامل با جهان و نرمال شدن جایگاه ایران در نظام بین المللی می داند. او سال 92 با شعار حل مساله هسته ای و برداشتن تحریم ها از مردم رای گرفت و با کمک ظریف و حمایت نظام و پایگاه رای اصلاح طلبان،  با قدرتهای جهانی به برجام رسید. توافق ایران و آمریکا بر سر یک متن رسمی کاری خارق العاده بود. اما برجام در منظومه فکری روحانی گام اول بود. روحانی رویای برجام 2 و 3 و...در رابطه با غرب و منطقه و مسایل داخلی را در سر داشت. کاری که در چین، دنگ شیائو بینگ حدود 40 سال پیش انجام داد و رفسنجانی بعد از جنگ ابران و عراق سودای آن را درسر داشت اما  نتوانست انجام دهد. بعد از توافق هسته ای (برجام ) مانع ادامه روند تنش زدایی  با غرب و کشورهای منطقه شدند و ماشین دیپلماسی متوقف شد تا جایی که مزایای برجام یک هم ازدست رفت. حالا همانهایی که ماشین دیپلماسی را متوقف کردند طلبکار شده اند.

    

چرا آموزش و پرورش ایران  مثل ژاپن و فنلاند و سوئد در اولویت دولت نیست؟ چرا به جای ده درصد از بودجه عمومی ، 20 درصد بودجه  به آموزش و پرورش اختصاص نمی دهند؟ چرا بودجه آموزش و پرورش به جای 6 درصد ، 2 درصد تولید ناخالص داخلی است؟  اکثر معلمان خوب و بد امور را به غلط  نتیجه حضور افراد در مسئولیت ها می دانند. اما آدم ها تاثیر عمده ای ندارند. وضعیت کلی آموزش و پرورش در دولت احمدی نژاد و  دولت روحانی تفاوت مشخصی ندارد.احمدی نژاد را با صفت پوپولیست می شناسند و روحانی را با صفت لیبرال ، با این حال از نظر اولویت در تخصیص اعتبارات، معیشت معلمان،  کیفیت آموزشی در مدارس،  دخالت نهادهای غیرمرتبط ، تالیف کتابهای درسی با محتوای ایدئولوژیک ، اخذ پول از اولیا و توسعه مدارس غیردولتی و .... تفاوتی بین این دو دوره دیده نمی شود. الان هر دولتی با هر گرایشی سرکار باشد کم و بیش همین مسیر روحانی را برای اداره کشور ادامه می دهد. دولت لیبرال روحانی بعد از تحریم های اخیر به سیاستهای سوسیالیستی و مداخله گرایانه در اقتصاد روی آورد.  در همه جای دنیا در شرایط جنگ و بحران اقتصادی و تحریم و... اولین جایی که بودجه اش را کاهش می دهند بخش آموزش است. روز خوب تر برای آموزش و پرورش فردا نیست بلکه هر سال دریغ از پارسال.

جنگ اقتصادی و رقابت منطقه ای با ابرقدرتی مانند آمریکا که فقط بودجه دفاعیش 700 میلیارد دلار است هزینه دارد، در شرایطی که صادرات نفت ایران به دلیل تحریم ها کمتر از یک سوم  آن چیزی است که در قانون بودجه پیش بینی شده است، معنایش این است که کشور با بحران اقتصادی و کمبود منابع مواجه است.هزینه های دولت بسیار بیشتر از درآمدهای آن است. نفتکش سرگردان ایران در آبهای بین المللی نمادی از وضعیت اقتصادی و دیپلماسی ما در جهان است.  در شرایط جنگی منابع محدود را به بخش نظامی ، بخش امنیتی و  انتظامی، تامین کالاهای اساسی ، تامین آب و برق و فاضلاب ، دفع زباله ، تامین بنزین و نیازهای اولیه شهروندان... اختصاص می دهند. در چنین شرایطی آموزش ، بهداشت و برنامه های رفاهی و عمرانی اولین قربانیان هستند. ظریف در پاسخ یک خبرنگار داخلی که که پرسید : "این همه کشور در دنیا روابط خوبی با دیگر کشورها دارند و فشاری روی‌شان نیست. چرا فشار روی ایران است؟"  پاسخ داد: "یک دلیل وجود دارد و این است که ما خودمان انتخاب کردیم یک جور دیگر زندگی کنیم." در این جمله ظریف یک دنیا رمز و راز نهفته است که طرح آنها باعث اطاله کلام می شود.

دولت در حال جنگ همین که بتواند  حقوق کارمندان و معلمان را سر برج بپردازد ، همین که تورم را در حد 40-50 درصد نگه داشته و نگذارد  اوضاع ونزوئلایی شود، هنر کرده است. بدون حل مسایل اساسی کشور که ماهیت سیاسی دارند امکان فقرزدایی و رفع بیکاری و رفاه وجود ندارد. نقش اصلی در ایجاد و تداوم این وضعیت به عهده  همان جناحی است که این روزها در نقش اپوزیسیون دولت ظاهر شده است و شعار می دهد.  عده ای هم صادقانه می گویند اگر جلوی دزدی از بیت المال و اختلاس از بانکها را بگیرند و پولهای اختلاس شده را به آموزش و پرورش بدهند نیاز بخش آموزش تامین می شود. شاید از نظر عدد و رقم درست می گویند اما فساد اقتصادی و مالی جزء جدایی ناپذیر همین اوضاع بحرانی است. دور زدن تحریم ، سیستم چند نرخی ارز ، سهمیه بندی کالاهایی مانند بنزین و دیگر دخالت های دولت، شرایط مساعدی برای افزایش فساد  فراهم می کند و ابعاد دزدی ها و غارتها چند برابر می شود. 90 درصد  پولهای دزدیده شده قابل وصول نیست که آن را به آموزش و پرورش بدهند. اگر هم بخشی از آن قابل وصول باشد به خزانه دولت برمی گردد و بر اساس همان  اولویت های گفته شده هزینه می شود.

من با مطالبه گری و اعتراض و  فعالیت صنفی و مدنی اقشار از جمله معلمان مخالف نیستم. حتی با نق زدن هم مخالف نیستم هر چند آن را موثر نمی دانم.   اینکه در عرض یکی دوسال  قدرت خرید معلمان به یک سوم تنزل کند چه در دوره احمدی نژاد و چه در دوره روحانی یک فاجعه است. با حقوق زیر 3 میلیون تومان اداره زندگی بسیار سخت است.  اما اعتراض اگر  آگاهانه نباشد ممکن است یک آدم یا یک گروه ابزار دست سیاستمدارانی شود که از ما به عنوان نردبان برای بالا رفتن  استفاده می کنند.  حتی اگر  کاری از ما ساخته نباشد دانستن همیشه بهتر از ندانستن است. اگر ریشه مشکلات را فراموش کنیم اسیر لبخند و وعده سیاستمدارانی می شویم که بیشترین نقش را در ایجاد این وضعیت داشته اند و دارند و حالا در نقش مدافع ما ظاهر شده اند. امسال سال انتخابات مجلس است و از این به بعد با وعده های رنگین  مخصوصااز جانب جناح و شخصیت های مخالف دولت مواجه می شویم.

دو معیار را نباید فراموش کنیم معیار اول توجه به سوابق افراد و جریانها در دوره ای است که سرکار بوده اند. معیار دوم این است که در تحلیل شرایط آیا همه تقصیرها را گردن رییس جمهور و دولت می اندازند یا به منصفانه و بر اساس سهم تقصیر را بین دولت و نهادهای انتصابی و غیر پاسخگو تقسیم می کنند. قدرت در ایران مانند کوه یخ شناور در اقیانوس است . قسمت مرئی کوه یخ که همان دولت است تنها 10 درصد حجم کوه یخ را تشکیل می دهد.

گروه آموزگاران اندیشمند


نقدی بر معرفی محسن حاجی میرزایی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش

جمعه, 08 شهریور 1398 22:54 خوانده شده: 198 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +3 0 --
حسینی مجتبی 1398/06/08 - 23:56
سه وزیر دولت روحانی در بحث صرفه جویی و کاهش کیفیت آموزشی( افزایش تراکم دانش دانش آموزان در کلاسهای درس- تدریس معاونین و مدیران- برون سپاری بدون نظارت و...) از نگاه رییس جمهور و جناب نوبخت موفق بودند اما در نگاه کارشناسان و معلمان بدترین نمره برای این وزرا رقم زده شده است.

بحث دیگر این هست وقتی وضع مالی دولتها مساعد هست باز توجهی به آموزش و پرورش نمیشود مصداق بسیار میتوان برشمرد مثلا کجا در شرایط مساعد مالی مسئله مدارس ناایمن و تخریبی حل شد؟ یا کجا در شرایط مساعد مالی به حقوق و معیشت معلمان در مقایسه با سایر دستگاهها توجه شد و افزایش حقوق به شکلی اعمال شد که عقب ماندگیها جبران شود؟ مثال بسیار هست ...دستگاهها هر ساله بعضا دو بار بی صدا افزایش حقوق آنچنانی دارند اما آموزش و پرورش ۵ سال افزایش حقوق در صدر اخبار است و نهایتا افزایش به شکلی است که شامل عده ای نمیشود، عده ای افزایش در حد۱۵۰ تومان و نهایتا اگر مدرک بالا و سنوات کاری بالا داشته باشی ۵۰۰ تومان ...
پاسخ + 0 0 --
شهاب 1398/06/09 - 10:15
درزمان احمدی نژادبسیاری از مدارس تخریبی نوسازی شد گرچه دوران رضایت بخشی برای آ.پ نبود
پاسخ + +1 0 --
حسینی مجتبی 1398/06/08 - 23:57
در بحث دفاع افراد از معلمان نیز سخن صداقت و کذایی روشن هست و بدیهی است که حافظه معلمان دوران مسیولیت افراد و وضعیت سیستم آموزشی را در آن دوران به یاد دارند اما نگاه صرفا جریانی آسیبی است بر مطالبه گری معلمان ؛و نمیشود اگر سیاسیونی هم فکر در راس قرار گرفتند و مشکلات پابرجا بود انتقاد نکرد و مطالبه نداشت...
هدف بهبود وضعیت آموزش و پرورش است و خواسته ها در هر دوره باید معطوف به رفع مشکلات ساختاری و دیرینه سیستم آموزشی و معلمان باشد ولاغیر...

دولتها و مجلسها با هر نگرشی باید نگاه خود را نسبت به آموزش و پرورش اصلاح نماید و بپذیرند کمبودها و معضلات انباشته شده این وزارت خانه نیاز به تغییر نگرش و اقدام عاجل آنان دارد...
پاسخ + +1 0 --
ناشناس 1398/06/09 - 08:30
کاس 96 بهس رای نداده بودم
پاسخ + +1 0 --
معلم 1398/06/09 - 08:44
اگه اینها واقعا به آموزش وپرورش بها میدن بیان از صندوق توسعه ملی تمامی مطالبات معلمان را صفرکنن.
اگه بخوان شدنی است ولی نمیخوان.
پاسخ + 0 0 --
شهاب 1398/06/09 - 10:17
صندوق توسعه ملی نمی خواهد حقوق نجومی خودشان را نجومی ترنکنند اوضاع حل خواهدشد
پاسخ + +2 0 --
شهاب 1398/06/09 - 10:12
شرایط سخت تحریم بهانه است این کشور شرایط جنگی را از سرگذراند ه که هم تحریم هم جنگ وهم ارتباط ضعیف بادیگرکشورها را داشته است ولی به لحاظ مشکلات اقتصادی وضعیت فعلی را نداشته است تمام مشکلات فعلی ناشی از مدیران فعلی است که دنبال پرکردن جیب خودشان هستند تا فرزندان خودرا به آمریکا بفرستند تحریم نقش کمی در مشکلات فعلی داردمشکل اصلی چراغ سبز مسئولان به آمریکا است کسانی که فرزندانی درآمریکادارند نمی توانند برای ایرانی کاری انجام بدهند پس قطع امید کنید
درهمین شرایط سخت به لحاظ توان نظامی پزشکی نانو و... پیشرفت کرده ایم
پاسخ + +1 0 --
دبیر مهربان 1398/06/09 - 13:27
موافقم
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/06/09 - 14:33
جناب شهاب حرف شما منطقی و متین ولی کو گوش شنوا بین مسئولین؟

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

نظر شما در مورد مدارس سمپاد ( تیزهوشان) به کدام گزینه نزدیک تر است؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور