صدای معلم

" دموکراسی قرص مُسکّن نیست، بلکه باور است: باوری که در اعماق وجودی انسان­ها ریشه دوانده است. دموکراسی صرفاً میزگرد، سخنرانی و راه­پیمایی نیست بلکه باورهای ناخودآگاهِ نخبگان سیاسی و فکری یک جامعه است که طی سال­ها و در یک نظام آموزشی مشترک، آنها را درونی (Internalize) کرده ­اند. تا زمانی که متون نخوانیم، به توافق و اجماع نرسیم، با هم تصمیم نگیریم، برای افراد توانا جا باز نکنیم و به اندیشه­ های گوناگون احترام نگذاریم، همچنان در سعی و خطاها، بقا خواهیم داشت. سرنوشتِ ملت­ها در گروی افکارِ اکثریتِ آنها است. دموکراسی سال­ها تمرین می­ خواهد "

دموکراسی نتیجۀ همکاری کسانی است که فکر می ­کنند

دکتر محمود سریع القلم

معنای دموکراسی و الزامات آن

وقتی مشکلات روی هم انباشته می­ شوند، بعضی به واژه و مفهوم دموکراسی متوسل می­ شوند و تحقق آن را به عنوان راه­ حل مطرح می­ کنند. البته اگر نروژ، سوئد، دانمارک و آلمان نمونه­ های دموکراتیک تلقی شوند، این قضاوت منطقی است. اما آیا افراد می­ دانند دموکراتیک شدن چه فرایندها، اصول و تمرین ­های سختی در بر دارد؟ این افراد چقدر متون و ادبیات دموکراسی را خوانده­ اند و بر آنها مسلط هستند؟ تا چه میزان با تاریخ این کشورها با دقت و جزییات آشنایی دارند؟

اگر خروج از قرون وسطی و تحولات جدی دوره رنسانس را حدود 1500 میلادی در نظر بگیریم، چه میزان متون و ادبیات در این 520 سال برای تحقق، تکامل و اصلاح دموکراسی تولید شده است؟ هزاران فیلسوف، اقتصاددان، جامعه شناس، عالم علم سیاست، روان شناس و دانشمند علوم در کنار هم و با اصلاح اندیشه ­های یکدیگر، متون نوشته ­اند و اثر گذاشته­ اند تا آنکه امروز، وزیر دانمارکی به عنوان یک قرارداد اجتماعی و بدون آنکه هزینه ای بر بودجه عمومی کشور تحمیل کند، با دوچرخه به محل کار خود می ­رود. متون امروزی هابرماسِ آلمانی، صورتِ آخِر چندین قرن نوشته و فکر از ژان بُدن (1596-1530) تا ماکس وبر (1920-1864) است. دستیابی به توافق، تفاهم، هماهنگی، اجماع، قاعده­ مندی، سیستم داشتن و قابل پیش ­بینی بودن بسیار کار دشواری است. خاورمیانه راه طولانی دارد تا از دایرۀ اطاعت به فضاهای مشترک فکری، استنباطی و کارکردی برسد

در نهایت، دموکراسی نتیجۀ همکاری کسانی است که فکر می ­کنند، حال این فکر کردن برای فلسفه باشد یا کارآفرینی؛ برای قانون پذیری باشد یا تولید ثروت؛ برای افزایش امنیت ملّی باشد یا حفاظت از محیط زیست؛ برای ارتقای کارآمدی در آموزشِ دبستانی باشد یا ارتقای ایمنی خودرو؛ برای اصلاح نظام بانکداری باشد یا تشویق شهروندان برای عبور از خطوط عابر پیاده. این حسِ اجتماعی و جزیی از جمع بودن و کار مثبت برای جمع کردن، مبنای روانی و فلسفی دموکراسی است. جمعی تصمیم گرفتن، با اکثریت تصمیم گرفتن، به فکر منافع و مصلحت عامه بودن و جلوگیری حقوقی از انحصار و عدم شفافیت، نتیجه ­ی چند قرن کار فکری است. هرچند کتابخانه ­ها و دانشگاه ­هایی که قرن­هاست به وجود آمده ­اند بنیان این زحمات فکری است ولی شخص علاقه مند نیز می­ تواند ماه ­ها در موزه ­های لندن، برلین، پاریس، فلورانس، وین، مادرید، ونیز، استکهلم و رم، وقت کیفی بگذارد تا تاریخِ اندیشه و سیرِ انباشتی و تکاملی هزاران نفر را مشاهده کند.

به نظر می­ رسد حدود 5000 کتاب در پنج قرن اخیر به صورت تکمیل کننده یکدیگر در فلسفه، اقتصاد، سیاست، علم و جامعه شناسی نوشته شده است تا اینکه خانم مرکل صدر اعظم آلمان قبول کند هر تصمیم او باید با افکار عمومی در آلمان هماهنگ باشد و او خودش باید، خرید منزلش را انجام دهد.

دموکراسی قرص مُسکّن نیست، بلکه باور است: باوری که در اعماق وجودی انسان­ها ریشه دوانده است. دموکراسی صرفاً میزگرد، سخنرانی و راه­پیمایی نیست بلکه باورهای ناخودآگاهِ نخبگان سیاسی و فکری یک جامعه است که طی سال­ها و در یک نظام آموزشی مشترک، آنها را درونی (Internalize) کرده ­اند.

معنای دموکراسی و الزامات آن

اگر مجموعه ­ی حاکمیت یک کشور، متون مشترکی نخوانده باشند، به باورهای مشترک نیز دست نخواهند یافت. دلیل اصلی اینکه اروپا و آمریکا به راحتی به توافق دست می­ یابند، متون مشترک فلسفی و اقتصادی است که خوانده ­اند. طبیعی است وقتی نخبگان یک کشور از رشته­ های مختلف با ادبیات متنوع دور هم جمع شوند نمی ­توانند به اشتراک نظر برسند و هر فرد، کار خود را انجام می­ دهد و برآیند این کارها، حداقل ناهماهنگی و حداکثر هرج و مرج خواهد بود. در شرایطی دو یا چند نفر می ­توانند هماهنگ باشند، قابل پیش­بینی باشند و باهم کارها را پیش ببرند که از یک فرهنگ استنباطی مشترک برخوردار باشند.

آیا فردی می­ تواند ادعا کند که دموکراسی را می­ شناسد ولی کتاب قرارداد اجتماعی ژان ژاک روسو را (نه خودش) بلکه سر کلاس و با استاد نخوانده است؟ ادبیات مربوط به دموکراسی را باید ده­ ها بار خواند و بحث کرد تا به تدریج متوجه شد. ناهماهنگی و ناکارآمدی ریشه در ازهم­گسیختگی فکری دارد. وقتی ده ­ها مدیر و تصمیم­ گیرنده با ده­ها سابقۀ فکری و مطالعاتی و گرفتن مدرک در حین کار دور هم جمع شوند، هریک نوعی استنباط شخصی از مفاهیم حکمرانی و مدیریت خواهند داشت و نتیجه کار آنها نمی ­تواند مبتنی بر دقت، کارآمدی و انباشت پیشرفت­ها باشد. اگر مجموعۀ نخبگان سیاسی یک کشور ادبیات و متون مشترک فلسفی و اقتصادی و سیاسی نخوانده باشند، نمی­ توان در انتظارِ برآیندِ کارآمدِ عملکردِ آنها نشست.

دموکراسی را دست­ کم گرفته ­ایم؛ کما اینکه در دوره قاجار نیز، نویسندگانی تصور می ­کردند با چند کتاب و گردهمایی می­ توانند حکومت قانون بنا کنند. کلید دموکراسی در نوع ارتباطی است که میان افراد فکری، نوآور، باهوش و توانا وجود دارد. کافی است خاطرات علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد ایران در دهۀ 1340 را بخوانید تا ببینید سیستم و جامعه با افراد توانا چه نوع رفتارِ بدی می­ کند.

دستیابی به توافق، تفاهم، هماهنگی، اجماع، قاعده­ مندی، سیستم داشتن و قابل پیش ­بینی بودن بسیار کار دشواری است. خاورمیانه راه طولانی دارد تا از دایرۀ اطاعت به فضاهای مشترک فکری، استنباطی و کارکردی برسد. یک دلیل اینکه وزیر خارجه کانادا فرصت می ­کند با تک تک بازماندگان سانحۀ هوایی ملاقات حضوری کند به این خاطر است که سیاست خارجی کانادا یک سیستم است و مرتب کار می ­کند و وزیر خارجه فرصت دارد تا این کار را انجام دهد. اگر سیاست خارجی کانادا به دلیل ناهماهنگی­ ها، سوءاستنباط­ ها، خودخواهی­ ها و انحصارها، هر نیم ­روز یک بحران داشت، چنین اهتمامی صورت نمی­ پذیرفت.

معنای دموکراسی و الزامات آن

توافق فکریِ جمعی است که باعث می­ شود مسئولین اجرایی در اروپا ساعت پنج عصر به بعد به زندگی خصوصی خود بپردازند تا آنکه تا ساعت دوازده شب در جلسات باشند.

اگر جایی به دنبال دموکراسی می ­گردیم، مکان آن در مدارهای نخبگان فکری و سیاسی یک کشور است که چه نوع تعاملی با یکدیگر دارند و اصولاً با فکر و اندیشه چگونه برخورد می­ کنند: تبعی یا تکاملی؟

چینی ­ها به تدریج از حالت تبعی به تکاملی حرکت کرده ­اند، هرچند راه طولانی در پیش دارند. اگر دایرۀ نخبگان سیاسی یک کشور چنین انتقالی را در جهان امروز و با پیچیدگی­­ های تصمیم ­گیری امروز، تجربه نکنند، مرتب اشتباه خواهند کرد و اشتباهات بر روی هم انباشته خواهند شد. لیبی، عراق، ونزوئلا و کره شمالی نمونه ­هایی از این وضعیت هستند. با انباشته شدن اشتباهات و خطاهای محاسباتی به دلیل فقدان ساختار الیت (Elite) در یک کشور، یا خارجی در نهایت مسلط می شود و یا به زنگ ­زدگی (Corrosion) نظام مدیریتی می­ انجامد. دموکراسی را دست­ کم گرفته ­ایم .

در دموکراسی­ ها هم، اشتباه می­ شود، ولی اشتباهِ جمع است که بسیار راحت­ تر اصلاح می­ شود و تکرار نمی ­شود. اگر پهلوی دوم در رابطه با دموکراسی، متونی را خوانده بود و درونی کرده بود، به شهروندان کشور خود نمی­ گفت که اگر فردی راه او را نمی­ پسندد می­ تواند گذرنامه خود را مجانی گرفته و از کشور مهاجرت کند.

بیش از 500 سال هزاران نفر زحمت کشیده ­اند تا مانع از این ویژگی­ ها شوند: خود بزرگ پنداری، خود درست پنداری، خود برتر پنداری. همچنین ساختاری ساخته ­اند تا این ویژگی­ ها عمومی شوند: مشورت کردن، یادگیری، هماهنگی، باهم تصمیم گرفتن، سیستم ساختن، قابل اتکا بودن، به افراد توانا میدان دادن، احترام به تفاوت­های فکری، به رسمیت شناختن تفاوت­های فکری.

فهم دموکراسی و عمل دموکراتیک بسیار کار مشکلی است. از کسانی که حداقل 500 کتاب از نویسندگان پنج قرن اخیر نخوانده ­اند، به زبان­های خارجی مسلط نیستند، دانشگاه نرفته ­اند و استاد ندیده ­اند و تمرین تفاهم و تعامل نکرده ­اند، طبعاً نباید انتظار دموکراتیک بودن را داشت. این مفاهیم، معانی عمیق تاریخی دارند. وضع ما طبیعی است. تا زمانی که متون نخوانیم، به توافق و اجماع نرسیم، با هم تصمیم نگیریم، برای افراد توانا جا باز نکنیم و به اندیشه­ های گوناگون احترام نگذاریم، همچنان در سعی و خطاها، بقا خواهیم داشت. سرنوشتِ ملت­ها در گروی افکارِ اکثریتِ آنها است. دموکراسی سال­ها تمرین می­ خواهد.

سایت شخصی


معنای دموکراسی و الزامات آن

دوشنبه, 05 اسفند 1398 14:17 خوانده شده: 175 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/12/05 - 15:20
استاد عالی بود، فیض بردم.
اما همراهی اروپا و آمریکا فقط و یا اصلا به دلیل
مطالعه مشترک نیست!!

در ضمن گفته پهلوی دوم را رئیس جمهور ما نیز
به معلمان گفته بوده اند که از آموزش و پرورش اگر راضی نیستید ، می توانید از آن خارج شوید!!

امیر کبیر در تبعید خود گفته بود:
وقتی صدراعظم شدم ، تصور می کردم کشور به شاه دانا نیاز دارد، اما بعد متوجه شدم که کشور به ملت دانا نیاز دارد.

ژان ژاک روسو گفته :
هر ملتی لایق حکومتی است که دارند.
برای فهم و تثبیت دموکراسی ، قصور ملت کمتر
از حکومت و دولت ایران نیست.
پایدار باشید.
پاسخ + 0 0 --
احمد 1398/12/05 - 15:28
بنویسید دموکراسی و بخوانید اقتدارگرایی و اقتصاد نیولیبرال
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/12/05 - 15:34
تصور نادرست ما از اکثریت در این کشور،
ازدحام برای شعار دادن و یا پشتیبانی از کسی
و یا آرمانی است. ما از کثرت افکار جمع و جامعه
واهمه داریم، چون خودخواه و خودستا و
اقتدار طلبیم.
تفکرات مثبت ، مفید ، اثربخش در این کشور از
واژه اکثریت تابع ، واهمه دارد. قلیلی که متاسفانه
اکثریت شده اند چنین اند. برای همین امکان تفکر
اندیشه را در ربوده است.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/12/05 - 15:47
اگر دو نفری که فکر می کنند با هم همکاری کنند
متهم به تخریب و غرب زدگی و.... می شوند.
یعنی این جامعه بیشتر به افرادی نیاز دارد که
که از فکر کردن بیزارند و یا از آن بیگانه اند.
یعنی افراد چشم و گوش بسته پیرو.
شاید برای همین حاکمیت دموکراسی در این کشور محال است.
با مطالعه سرانه ۲ دقیقه در کشور هم نمی توان به
تحقق مطالعه صدها کتاب در این حیطه ، بدان دست یافت.
برای فکر کردن باید فرهنگ فرهیخته ای داشته باشیم که با نابودی تاریخ و تمدن ۲۰۰۰ ساله ایران نیز این هم ممکن نیست.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/12/05 - 16:20
مسئولان ما می گویند خدمتگزار و نوکر ملت هستیم اما از ترس آنان سوار اتومبیل بادیگاردی آخرین مدل همان غرب کافر ملحد کثیف
می شوند. آنان در واقع از عواقب تفکرات و عملکرد وتصمیمات خود واهمه دارند اما این را به پای مردم می گذارند تا کار خود را وجهه عقلانی دهند.
آنان فاصله نجومی در هر بُعد نسبت به مردم خود دارند و فقط از مردم به عنوان مهره های شطرنج ضامن دوام و مدافع خود بهره می برند.
دموکراسی اگر قرار بود در این جامعه شکل بگیرد ، انقلاب مشروطه یا انقلاب ۵۷ به اهداف مورد نظر خود می رسید. پس پیش زمینه ها و بِسترها مساعد و مناسب تفکر دموکراتیک نیست.
انقلاب شد اما ملت متحول نشد. بلکه تبعیت دربست خود را از یک ریل به ریل دیگری منتقل ساخت.
لذا دستهای این ملت همیشه از پایشان درازتر بوده و هست و اگر به همین روال ادامه یابد ، خواهد بود. من شخصا آغاز هر نوع تحولی را در معلمان این جامعه انتظار دارم ، معلم قبل انقلاب بسیار ارزشمندتر از معلم امروز بود، پس سیرقهقرایی عمیقی صورت گرفته است. پس دموکراسی کجا و ما کجا؟!
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/12/05 - 16:37
وقتی تحصیل می کردیم ، به تعبیری ساده
می گفتند دموکراسی یعنی حکومت مردم بر مردم!
آیا دیروز و یا امروز واقعا چنین است؟
پاسخ + 0 0 --
دکتر س.م.ح.حسینی 1398/12/06 - 08:41
 ***DEMOCRACY is an ideology which above all others prioritizes the paramount importance of humanitarian interpersonal principles and skills in human relationship, without which its practitioners are maimed. We educators must, thus, practice tomorrow citizenry in such norms, principles, and skills, in our mini-democratic lands (classes), if we do not want to continue to give birth to maimed detrimental-to-global-peace societies; if we want to transform the present peasant communities into more civilized nations and compassionate civilizations, and if we want to contribute to the overthrow of dictatorial/corrupt regimes.
پاسخ + 0 0 --
دکتر س.م.ح.حسینی2 1398/12/06 - 08:42
All of these are of significant importance as they contribute to live, humane, healthy, and civilized societies, and world peace, which is the ultimate dream of humanity in today highly multicultural, incredibly complicated, and of course developmentally competitive world context of globalization. As a more realistic seminal approach to liberal education, Competitive Team-Based Learning (CTBL), the sum-total of my educational life, could serve democracy as a major building block.
-- Dr S.M.H.Hosseini, Iran
پاسخ + 0 0 --
PhilosophicalInsight 1398/12/06 - 08:43
29.………………………………….…..……
 ***Cooperation is the very basic requirement of modern democracy, in civilised societies. -- Dr S.M.H.Hosseini, Iran
---------------------------------------------
پاسخ + 0 0 --
دکتر س.م.ح.حسینی 1398/12/06 - 08:46
دموکراسی یک ایدیولوژی می‌باشد که بیش از همه‌چیز به اهمیت نقش فوق العاده اسلوب و مهارت‌های انسانی در تعاملات بشری می پردازد. – اسلوب و مهارت‌هایی که بدون در نظر گرفتن آن‌ها در تعاملات روزمره موجودات چلاقی بیش نیستیم. بنابراین ما مدرسان به‌عنوان جهت دهنده نگرش ها و باورهای نسل فردا و به‌عنوان ایجنت های بیدارسازی انتقادی مردمان و نیز ایجنت های تغییر و توسعه و آبادانی باید نسل فردا را در چنین اسلوب و مهارت‌هایی – در کلاس‌هایمان که می توانند به صورت دموکراتیک اداره شوند – تمرین دهیم. البته این کار را باید انجام دهیم اگر نمی‌خواهیم به آفرینش جوامع غیر متمدن که مانع صلح و صفا و صمیمیت و بستر انواع ظلم و ستم و فساد و ریا و غارت و استبداد هستند ادامه دهیم. به عبارت دیگر ما باید این کار را انجام دهیم اگر می‌خواهیم جوامع عصر حجری امروز را به جوامعی متمدن و پویا تغییر دهیم و در شکل گیری صلح جهانی سهیم باشیم. روش تدریس من در این راستا طراحی شده است.
پاسخ + 0 0 --
مدرس دربند 1398/12/06 - 08:48
*** "کرسی آزاداندیشی" یک گام مؤثر به سوی دموکراسی و دنیای متمدن و فاصله گرفتن از ارتجاع، بربریت، استبداد و خودکامگی و فساد و فلاکت و عقب‌ماندگی است "به شرط آنکه" کسانیکه در این بحث ها به ارائه نظرات "متفاوت" می پردازند وارد لیست سیاه نشده و علاوه بر خودشان عزیزانشان هم از حقوق شهروندی خود منع نشوند و به روشهای فاشیستی محسوس و نا محسوس مطرود و از زندگی و هستی ساقط و نهایتاً معدوم نشوند – که اگر چنین شود حاکمان ما همان مرتجعین مترقی! تمامیت‌خواهی هستتد که جز به معدوم کردن دگراندیشان جهت استحمار، استعمار و استثمار راحت تر ملت و تاراج هر چه بیشتر سرمایه های آن‌ها نمی اندیشند.
-- دکتر سید محمدحسن حسینی
----------------------------------------------

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

در مورد اجرای بخشنامه وزیر آموزش و پرورش مبنی بر لزوم انتخاب شبکه اجتماعی داخلی مناسب هر مدرسه ، شما خودتان کدام پیام رسان را ترجیح می دهید ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور