صدای معلم

" رسانه ، رسانه است و یک علم و مهم ترین کارکرد آن حافظ ارزش های دموکراسی به عنوان رکن چهارم آن است . مهم ترین کارکرد رسانه حداقل در حوزه آموزش باید پرداختن به " حوزه عمومی " باشد که فعلا تعطیل است ! "

جامعه بی تفاوت ، معلمان تعطیل ، مدیران دو رو و مقام شامخ خبرنگار ؟!

علی پورسلیمان/ مدیر صدای معلم

روز خبرنگار و نقد رفتار و عملکرد معلمان و خبرنگاران و مدیران

نزدیک " روز خبرنگار " که می شویم تازه مسئولان و مقامات یادشان می افتد که خبرنگاری هم هست .

در واقع ، حرفه ی خبرنگاری و روزنامه نگاری را باید در عداد مشاغل سخت و پر ریسک و خطر به شمار آورد به ویژه در جامعه ای که نه مردم و نه مسئولانش بهره و حظ کافی و وافی از " سواد رسانه ای " نصیب ندارند .

این سواد جز سوادهای چندگانه ای است که یونسکو آموختن آن را برای هر شهروند جهانی لازم دانسته است .

وارد شدن در حوزه رسانه آن هم در محیطی مانند آموزش و پرورش که منطقا و طبیعتا جنس کارش باید از " اندیشه " و " گفت و گو " باشد نیاز به بحث فراوان و واکاوی جدی دارد اما سعی می کنم به برخی نکات و گره های این " مساله " در طول نزدیک به 3 دهه که هم به عنوان " معلم " و هم " روزنامه نگار " فعالیت داشته ام اشاره ای هر چند مختصر داشته باشم .

بر اساس فرآیند خودانتقادی و خودارزیابی ابتدا از " خود " آغاز می کنم .

در طول مدتی که با خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش نشست و برخاست داشته ام به این استنتاج منطقی رسیده ام جز تعداد بسیار معدود و اندک بقیه افراد شاغل در این حوزه نقش " کارمندی " را ایفا می کنند درست مثل بسیاری از همکاران ما در مدارس که به جای نقش " معلمی " بیشتر کاراکتر کارمند بودن را بر دوش می کشند .

تقریبا می توان گفت هم خبرنگاران و هم معلمان در یک صفت مشترکند :

" محافظه کاری و ترس موهومی " . انگار این نخبگان مستقر در آموزش و پرورش فراموش کرده اند که اقتصاد آموزش و پرورش تابعی از اقتصاد کلان و البته متاثر از عواملی چون سیاست ، حکمرانی و... است اما آن ها سعی می کنند وارد این حوزه ها نشوند .

به ندرت در نشست های رسانه ای شاهد طرح پرسش های جدی ، صریح و تحلیلی از سوی خبرنگاران بوده ام .

بسیاری از آنان مانند معلمان که فاقد " طرح درس " هستند فی البداهه در نشست های رسانه ای حاضر می شوند بدون آن که مطالعه و یا پژوهش کافی و لازم در مورد موضوع نشست کرده باشند .

پرسش های مطروحه نیز به مثابه " مثل خاک شیر دکتر علی شریعتی " ( 1 ) معمولا به جایی بر نمی خورد و کسی را ناراحت و برآشفته نمی کند .

البته برخی از آنان در این زمینه خود را محق ، عالم و محاط بر موضوعات می دانند به ویژه اگر خبرنگار یک خبرگزاری پرطمطراق با اسمی دهن پرکن باشند .

همین موضوع آنان را در در نحوه فعالیت و جنس کار دچار"  توهم ، خودبزرگ بینی  و دگر نادان پنداری " کرده است .

به عنوان " مطالعه موردی " باید به گزارش اخیر صدای معلم پیش از روز خبرنگار اشاره کنم .

14 مرداد مراسم تودیع و معارفه « رئیس سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان » با حضور وزیر آموزش ‌و پرورش و مسئولان ستادی و شورای معاونین در سالن اجتماعات ساختمان شهید رجایی وزارت آموزش و پرورش برگزار گردید . ( این جا )

همان روز شورای معاونین و برخی مسئولان ستادی ماموریت پیدا کردند تا با حضور در خبرگزاری ها و برخی روزنامه ها از خبرنگاران آنان تجلیل به عمل آورند .

دلیل این کار هم از سوی وزارت آموزش و پرورش چنین بیان شد :

« در این راستا، و با هدف تجلیل و تحسین از مساعی رسانه‌ای جامعه‌ی خبرنگاران، وزارت آموزش و پرورش برای نخستین بار و با اتّخاذ شیوه‌ای شایسته و البته نوین، در آئینی تحت عنوان «سلام خبرنگار» با پیشگامی وزیر و همراهی تمامی معاونان و مدیران ارشد ستادی و استانی این وزارتخانه، با حضور در محل خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های ملّی و استانی، با اهدای لوح سپاس، نسبت به نکوداشت تلاشگران عرصه‌ی خبر در سراسر کشور، اقدام نمود.

شایان ذکر است آیین مذکور، با در نظر گرفتن شرایط فراگیری ویروس کرونا و با تقیّد به اجرای مصوّبات ستاد ملّی مبارزه با کرونا طراحی و اجرا شد . »

روز خبرنگار و نقد رفتار و عملکرد معلمان و خبرنگاران و مدیران

این رسانه در گزارشی انتقادی از این حرکت نوشت :

" نخستین پرسش « صدای معلم » آن است که مسئولان این وزارتخانه به ویژه " روابط عمومی " دقیقا و مستند ویژگی های " این نگاه ژرف " را حداقل برای خبرنگاران و رسانه ها باز کنند و توضیح دهند .

بارها و در نشست های رسانه ای ، خبرنگاران از طیف های مختلف نسبت به عدم پاسخ گویی مسئولان این وزارتخانه شاکی بوده و به کرات بیان کرده اند که پاسخ تلفن و یا تماس آن ها داده نمی شود .

حتی فریبرز حمیدی رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش که منطقا باید نماد پاسخ گویی و مسئولیت پذیری در این وزارتخانه باشد به گفته همکاران رسانه به تماس ها و پیام ها پاسخی نمی دهد !

یا معنای آن " ارزش ویژه " این گونه تعبیر و تفسیر می شود ؟

حتی گفته شده  رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش حدود یک ماه نشستی را به صورت " گزینشی " با " رسانه های خاص " با موضوع همفکری و هم اندیشی برگزار کرده است .

آیا وزیر آموزش و پرورش در کنار خود این وقایع را نمی بیند ؟

این در حالی است که محسن حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش در آخرین نشست رسانه ای خود در پاسخ به پرسش " صدای معلم " به صراحت وزارتخانه ی خود را " وزارتخانه ی پاسخ گو " نامید و از عملکرد زیرمجموعه ی مدیریتی خویش دفاع کرد .

نگاهی به عکس های این مراسم نشان می دهد که تعداد قابل توجهی از مسئولان این وزارتخانه در این مراسم شرکت کرده اند .

پرسش « صدای معلم » آن است که آیا دعوت از چند خبرنگار بر سیاق پیشین و برگزاری مراسمی ساده و البته با رعایت دستور العمل های بهداشتی با کدام مصوبه ستاد ملّی مبارزه با کرونا مغایرت دارد ؟

آیا کرونا فقط در نشست خبرنگاران " تهدید " و " خطر " به شمار می آید ؟ تجارب نشان داده بسیاری از معلمان زمانی به رسانه روی می آورند که بحث " منافع و مطالبات شخصی " شان مطرح باشد .

آیا مسئولان از پرسش های خبرنگاران مستقل واهمه ای دارند ؟

( به نظر می رسد " کرونا " فرشته ی نجات برای پوشاندن و توجیه چاله های مدیریتی و مدیریت ناکارآمد برخی مسئولان این وزارتخانه بود ... ) ... "

این گزارش را به گروه واتساپی خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش ارسال کردم .

جالب است که دو خبرنگار از دوخبرگزاری ایسنا و شبستان در مورد این گزارش چنین گفتند :

خبرنگار شبستان :

« جالب این است جناب آقای پورسلیمان سالی که شما جزو تقدیر شدگان بودید این چنین تیتر زدید الان گویا جز این تجلیل شدگان نبودید یک گونه دیگر تیتر زدید.

تا بوده چنین بوده تا باد چنین بادا... »

پاسخ من هم به ایشان چنین بود :

« خانم بدخشان . سلام . من نبودم . همه بودند و تا جایی که می دانم همه از مراسم رضایت داشتند . این که مراسم تودیع و معارفه امروز بدون حضور خبرنگار برگزار شود و کلی نیروی ستادی باشد و سخنرانی کنند و بعد بگویند که ما به خاطر مصوبه ستاد کرونا مراسم تجلیل نگذاشتیم با کدام منطق می خواند ؟ »

و البته اضافه کردم :

« در توصیف " مقام خبرنگار " در آموزش و پرورش همین بس که به خاطر انتشار یک گزارش انتقادی از بحث  " تعارض منافع " در دانشگاه فرهنگیان از آن جا به رسانه ی مربوطه چندین بار تماس می گیرند و با وقاحت تمام خواهان اخراج آن خبرنگار می شوند ... و پیدا کنید مقام خبرنگار را ؟! پایدار باشید . »

کامران رحیمی از دانشگاه فرهنگیان در گروه توضیحاتی را جهت شفاف سازی و تنویر افکار عمومی بیان کرد .

من هم در پاسخ ایشان گفتم :

« جناب رحیمی

در حسن نیت و صداقت شما تردیدی ندارم و امیدوارم روزی برسد که خبرنگاران این حوزه حرفه ای بوده و از ثبات و امنیت شغلی لازم برخوردار شوند .

روی صحبت من بیشتر با دوستان و افرادی است که رگ گردن شان برای گزارش انتقادی صدای معلم بالا می زند اما فراموش می کنند که در نزدیکی شان چه می گذرد و خود را به " ندیدن " و " نشنیدن " می زنند .

جایگاه هر فرد و گروهی در جامعه توسط خودشان رقم می خورد . »

گویا این انتقاد به مذاق خبرنگار ایسنا خوش نیامده و چنین گفت :

« سلام و خسته نباشید و تشکر از برنامه امروز.

انشالله روزی رو ببینیم که همه افراد در جایگاه حرفه ای خودشون قرار بگیرن. خبرنگار، خبرنگاری کنه. معلم، معلمی کنه و افراد برای هم نسخه نپیچنن و کسی کسی رو متهم به بی علمی نکنه در حالی که علمشو نداره . »

من بحث را ادامه ندادم اما پرسش من از خانم اسماعیلی و آقای ابوئی که سخن ایشان را تایید کردند و من را متهم به نداشتن " علم " کردند این است که این دوستان تاکنون چند یادداشت تحلیلی و مقاله ی انتقادی در مورد آموزش و پرورش و نقد عملکرد مسئولان نوشته اند ؟

روز خبرنگار و نقد رفتار و عملکرد معلمان و خبرنگاران و مدیران

البته این مورد مختص به ایشان نبوده و شامل حال بسیاری از خبرنگاران شاغل در این حوزه می شود .

اکثریت مطالب منتشره در این خبرگزاری ها و رسانه های مشابه به نقل خبر و انعکاس سخنان مسئولان اختصاص دارد هر چند این روش کار و فعالیت مورد پسند بسیاری از مقامات و مدیران آموزش و پرورش نیز به شمار می رود .

این گزارش ها خیلی به ندرت به عمق و کنه مسائل می پردازند . از این روست که از مدت ها قبل روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش نشست هایی را به صورت خاص و گزینشی با برخی رسانه ها و خبرگزاری ها تحت عنوان هم اندیشی داشته است و البته این نشست ها و محتوای آنان جایی هم منعکس نشده است .

این عدم شفافیت موجب طرح پرسش ها و ابهاماتی زیادی شده است که واقعا چنین جلساتی چه اهدافی را دنبال می کنند ؟

زمانی که هم در باشگاه خبرنگاران جوان یک خبرنگار گزارشی ساده با شیوه طرح پرسش از بحث تعارض منافع فرهنگیان در دانشگاه فرهنگیان مطرح می کند چندین بار از دانشگاه با خبرگزاری تماس گرفته و آن خبرنگار را تهدید و خواهان اخراج وی می شوند .

آیا آن حرکات نمایشی مسئولان در سر زدن گزینشی به برخی رسانه ها را باید بپذیریم و یا این حرکات که در تضاد صریح با اصول کار رسانه و مقوله آزادی بیان است و مانع کار حرفه ای خبرنگاران می شود ؟

چرا وقتی خبرنگاری این چنین مورد تهدید قرار می گیرد سایر همکاران وی که انگار اتفاقی نیفتاده و خیلی خونسرد و " بی تفاوت " از کنار ماجرا می گذرند ...

تبریک گفتن های متوالی  و تعریف از یکدیگر توسط چنین خبرنگارانی قرار است کدام مقام شامخ و والایی را برای آنان ایجاد کند ؟

تجارب نشان می دهند اگر تهدید و تطمیع و ... هم کارساز نبود تحت " عناوین کلی " از آن رسانه شکایت می کنند .

اگر واقعا صداقت و مرامی هست باید این رویه ها اصلاح و تعدیل شوند .

بارها شده است که در نشست های رسانه ای همین خبرنگاران خبرگزاری ها از عدم پاسخ گویی و ندادن جواب به تلفن هایشان گله کرده اند اما این انتقادات غالبا انعکاس و جایگاهی در گزارش و خروجی خبر آن ها نمی یابد .

انگار این خبرنگاران به جای آن که حافظ " رکن چهارم دموکراسی " باشند کارشان مثل بسیاری از معلمان و افراد جامعه شده است " نق زدن " و " پشت سر دیگران حرف زدن " و " تکرار روزمرگی " .

روز خبرنگار و نقد رفتار و عملکرد معلمان و خبرنگاران و مدیران

چه باید کرد و منتظر چه تحول پشت پرده ای بود زمانی که حسادت ، دورویی و زیر آب زنی پیشه ی کار بسیاری از ما شده و جز " خود " همه را در احداث چنین وضعیتی مقصر می دانیم ؟

آیا با چنین رفتارهای مبهم ، دوگانه و عاری از صداقت و شفافیت باید انتظار داشته باشیم که معلمان و سایر ذی نفعان آموزش و پرورش به رسانه ها اعتماد کنند ؟

در این بخش ذکر خاطره ای از « محمدعلی نجفی » وزیر پیشین آموزش و پرورش خالی از لطف نیست .

حدود یک دهه پیش در نشستی که با میزبانی " تشکل های معلمان " تشکیل شده بود یکی از معلمان خطاب به آقای نجفی پرسید که چرا آموزش و پرورش و معلمان در اولویت نیستند ؟

نجفی پاسخی ساده و قابل تامل داد .

آدرس او روابط عمومی این وزارتخانه بود ...

روز خبرنگار و نقد رفتار و عملکرد معلمان و خبرنگاران و مدیران

و اما بعد دیگر قضیه به خود معلمان بازمی گردد .

کرونا و استمرار آن در حوزه ی آموزش نشان داد که معلمان از سواد رسانه ای بهره ی چندانی ندارند و حوزه فعالیت آنان در چند مورد خاص خلاصه شده است که می توان به سامانه ضمن خدمت و اخیرا " بورس " اشاره کرد .

هر چند در حال حاضر گروه هایی ایجاد شده اند که کار معلمان را ساده کرده و در برابر اخذ مبالغی به صورت نیابتی به جای معلمان " امتحان " می دهند .

تجارب نشان داده بسیاری از معلمان زمانی به رسانه روی می آورند که بحث " منافع و مطالبات شخصی " شان مطرح باشد .

گویا همه راه ها را رفته اند اما نتیجه نگرفته اند پس لاجرم تیری به سوی آن پرتاب می کنند .

هر زمان هم مطالبه ی آنان در حوزه " خاص " مرتفع گردید دیگر اصلا کاری به رسانه ندارند .

شتر دیدی ؟ ندیدی !

به عنوان مثال ؛ طیفی تحت عنوان " دکتر معلمان " اخیرا حرکاتی را جهت هم ترازی جایگاه شغلی و حقوقی خود آغاز کرده اند .

( نمی دانم این اصطلاح " دکتر معلم " را چه کسی ابداع کرده است ؟ از نظر من معلم یا معلم است یا معلم نما ! )

جالب است که این گروه با سایر مسائل مرتبط با حوزه آموزش  و چالش های آن کاری ندارد .

زمانی هم علت را می پرسید مانند بسیاری از معلمان هرم مازلو و... را مطرح کرده و از تقدم مسائل معیشتی سخن می رانند .

انگار این نخبگان مستقر در آموزش و پرورش فراموش کرده اند که اقتصاد آموزش و پرورش تابعی از اقتصاد کلان و البته متاثر از عواملی چون سیاست ، حکمرانی و... است اما آن ها سعی می کنند وارد این حوزه ها نشوند . چه باید کرد و منتظر چه تحول پشت پرده ای بود زمانی که حسادت ، دورویی و زیر آب زنی پیشه ی کار بسیاری از ما شده و جز " خود " همه را در احداث چنین وضعیتی مقصر می دانیم ؟

بسیار اتفاق افتاده و شایع است که معلمان از " رسانه ای شدن مطالبات " خود توسط مسئولان و رسانه ها ناراحت بوده و معترض هستند .

اما اکثریت پیام ها ، درخواست ها برای پی گیری از مسئولان و اخذ پاسخ از آنان  در رسانه های با حوزه ی آموزش را همین مطالبات تشکیل می دهند . در مدتی که رسانه ی صدای معلم را مدیریت می کنم به کرات و دفعات شاهد چنین رفتارها و وقایعی بوده ام .

خبرنگاران و رسانه ها هم به خاطر خاصیت پوپولیستی کار و فرهنگ و نرم رایج سعی می کنند که در پرسش هایشان بیشتر این نوع مطالبات را مطمح نظر قرار دهند و به قول معروف " کلیک خورشان " زیاد شود .

این جریانی دوسویه و مملو از دورویی و فریب است و هر دو طرف مقصر هستند اما هر یک سعی می کند توپ را به زمین دیگری پرتاب کند .

تا زمانی که این نگرش و نگاه غالب در رسانه ها و در ذهنیت ذی نفعان آموزش و پرورش ساری و جاری است نباید منتظر تحولی در وضعیت موجود بود و چه بسا وضعیت بدتر هم بشود .

نباید فراموش کرد که رسانه ، رسانه است و یک علم و مهم ترین کارکرد آن حافظ ارزش های دموکراسی به عنوان رکن چهارم آن است .

مهم ترین کارکرد رسانه حداقل در حوزه آموزش باید پرداختن به " حوزه عمومی " باشد که فعلا تعطیل است !

***

( 1 )

داستان آن دلاک (کارگر حمام) را حتما شنیده اید؟ در زمان قدیم که حمام های چهل ستون چهل پنجره بود- و حالا چیزهای دیگری جانشین آنها شده- دلاکها تمام علوم را دارا بودند و معمولا مورد مشورت همه ی شخصیت ها قرار می گرفتند، چون در یک حالتی مشتری در اختیار دلاک واقع می شد که کاملا تسلیم او بود، مدت حمام هم معمولا طولانی بود، بنابراین درد دلها و اسرار مشتری در ضمنی که دلاک مشغول کیسه کشیدن او بود باز می شد. یک روز یک مشتری در حالی که زیر دست دلاک بود ،با او درد دل می کرد و می گفت:

“مدتی است کمرم درد می کند و شبها نمی توانم بخوابم، هر دوایی هم که خورده ام نتیجه ای نداره …”

دلاک گفت:”اتفاقا دوای این خیلی ساده است شما یک سیر خاکشیر بگیرید و شب در آب نم کنید و بگذارید تا صبح خیس بخورد، بعد صبح ناشتا میل کنید، همین! مشتری هم اظهار تشکر کرد.

پس از مدتی باز مشتری گفت :”نمی دانم علامت پیری است! چشمم کم نور شده. دکتر می گوید باید عینک بزنی و عینک زدن هم برای من قابل تحمل نیست.نمی دانم چه بکنم، چشمم به خط قرآن نمی گیرد.دلاک بی درنگ حرف او را می برد و می گوید : اتفاقا امتحان شده، شما یک سیر خاکشیر بگیرید، شب نم می کنید، ناشتا پیش از صبحانه میل می فرمائید، سه شب این کار را بکنید افاقه می شود.

باز مدتی می گذرد و مشتری چند تا مرض دیگرش را می گوید دلاک باز هم همین خاکشیر را تجویز می کند. در آخر مشتری برای اینکه مسیر حرف را عوض کند می گوید: ”زندگی خیلی عوض شده، با همین حقوق و با همین درآمد چند سال پیش من یک زندگی مرفهی داشتم حالا درآمدهایی هم بر حقوقم اضافه شده باز هم هشتم گرو نهم است،به طوری که از چشم طلبکارها اصلا از خانه نمی توانم بیرون بیایم!” دلاک می گوید: ”یک سیر خاکشیر شما نم می کنید و…” مشتری اعتراض می کند که این چه جور دوایی است که هم به درد کمر می خورد هم به درد چشم می خورد و هم به درد قرض؟!

دلاک توضیح می دهد که سی سال تمام من هر شب یک سیر خاکشیر نم می کنم، صبح ناشتا می خورم و تا حالا هیچ بدی از آن ندیده ام!

یک نوع “تشیع خاکشیری”، مکتب خاکشیری، !!

_____

( سهراب شهید ثالث از یکی از ویژگی های بارز رفتار ما ایرانی ها که یحتمل همگی به وفور با آن مواجه شده ایم می گوید:《دو رویی》)

کلیپ را ببینید :

جمعه, 17 مرداد 1399 19:56 خوانده شده: 353 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +3 -1 --
شاکی 1399/05/18 - 13:06
اساسا در سیستم آموزش و پرورش با نقد و نقادی مشکل دارند و فقط تمایل به شنیدن مدح دارند...سازمان استعدادهای درخشان را به نیروهای شانا وابسته به اصولگرایان هدیه کردند که باب بده بستان را باز کنند!!تا چند وقت دیگه هم ادارخ کل شهرستان ها را به قنبرزاده هدیه می کنند تا رضایت یزدیخواه را تا حدودی تامین کنند!!آنوقت است که مسوولان و متولیانی که به همکاران منتقد و صاحب قلم و صاحب اندیشه بها ندادند و از نظرات مشورتی و دلسوزانه ی دوستان خودشان و رستنه هایی مثل صدای معلم استقبال نکردند می بینند به چه راحتی به دست فراموشی سپرده می شوند!!
پاسخ + +1 -1 --
داود 1399/05/19 - 16:14
درود بر شما
روزنامه نگاری(خبرنگاری)یعنی انتشارچیزی که بعضی ها نمی خواهند منتشر شودغیر آن روابط عمومی است.جوج اورول

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

آیا با تصاحب صندوق ذخیره فرهنگیان توسط دولت ( هر دولتی ) موافق هستید ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور