صدای معلم

گفت و گوی رسانه‌ای با مدیر صدای معلم در موضوع " دکتر معلمان "

نقدی بر نوشته " دکتر معلمان "

علی اکبر رضادوست/ دکتر معلم

گروه رسانه/

تاکنون دو نقد در موضوع " دکتر معلمان " در صدای معلم توسط مدیر این رسانه به رشته تحریر درآمده است . ( این جا ) و ( این جا )

علی اکبر رضا دوست، دکتر معلم ؛ نقدی بر آن نگاشته است .

 

نقدی بر نوشته دکتر معلمان در صدای معلم

درود بر آقای پورسلیمان

مدیر صدای معلم

بگذارید همین جا و در همین گروه تلگرامی و زنده و از جهت دست‌گرمی پاسخی سردستی به مطلب منتشره‌ی شما در باب «دکتر معلمان» بدهم. اگر مایل بودید همین پاسخ برخط را نشر دهید. من نظمِ بی‌نظمی را بیشتر می‌پسندم:

نوشته‌های شما را معمولا می‌خوانم و در کنار ارزشمندی کار رسانه‌ای، ایرادی دارد:

متاسفانه شما گاه یک شخص را در ذهن می‌آورید (در این مورد به گمانم یک یا دو دکترمعلم کنشگر رسانه مد نظر است. ص یا ط) و بعد برای تخلیه‌ی احساسات منفی خود نسبت به آن‌ها و جبران کمبودی احتمالی ، پایه‌های تخصصی مطلب را ردیف می‌کنید. طبیعتا آوردن پایه‌های مرتبط و برآوردن شبه‌علم برای کسی که سردبیر یک رسانه تخصصی در همان موضوع باشد کار سختی نیست و فقط ارجاع به آرشیو رسانه را می‌طلبد. جسارتا و احتمالا برخی از گرفتاری‌هایی هم که برایتان رخ می‌دهد ناشی از همین روحیه است. من درکتان می‌کنم.

از این نکته‌ی ظریف و البته غیرقابل اثبات که بگذریم می‌پرسم چرا این نوشته فاقد ارجاعات فراملی در مورد دکترمعلمان است؟ شما که آرشیو دارید ببینید فنلاند و امریکا و همین امارات و... با دکترمعلمان چه برخوردی دارند؟ گمان نکنم دکترمعلمان ایرانی این قدر خودخواه باشند که چیزی را طلب کنند که در هیچ کجای عالم مرسوم نباشد. در اکثر کشورها هم مدارک تحصیلی سیاسی و پولی و کم‌قدر هست. دکترمعلمان در نوشته‌های خود مثال سازمان دامپزشکی و زندان‌ها را می‌زنند که مدرک در آن ارزش ریالی بیشتری دارد. شما ثابت کنید دروغ می‌گویند یا ثابت کنید ارزش و اثرگذاری مدرک در سازمان زندان‌ها بالاتر از آ‌موزش و پرورش است که بابت آن پول بیشتری می‌پردازند. شما با شواهدتان تاحدودی اهمیت «ساحت حرفه‌ای و عمومی» را تایید کردید اما هنوز به «ساحت تخصصی» ورود نکردید که خود را پیروز فرض کردید.

بگذارید دوستانه مثالی بزنم:

استاد نازنینم مصطفی ملکیان را بسیار دوست می‌دارم. کیست که نداند ایشان با همان لیسانس از هزاران استادتمام دانشگاه هم باسوادتر است و البته اثرگذارتر. اما همین استاد نازنین گاه در سخنرانی‌هایش کنایه‌ای به مدرک و دانشگاهیان و نظامات دانشگاه می‌زد و حرفش هم نادرست نبود اما مخاطب خواه‌ناخواه احساس خلأ همان مدرک لامصب( یا لامذهب) را در ایشان می‌کرد. او اجلّ از مدرک بود اما وجود آدمی بسیار عمیق است و دارای خلأ های عجیب و غریب:

تو یکی تو نیستی ای خوش‌رفیق/ بلکه گردونی و دریای عمیق

شنیده‌ام استادنا بالاخره این خلأ را از راهش پر کرده. چرا پر کرد؟ چرا دکتری گرفت؟ شاید کمتر کسانی هم از این ماجرا مطلع باشند و از سفرهای خارجه استاد.

چون خلأ های لامصب را باید پر کرد. من به پورسلیمان حق می‌دهم. از بسیاری از مدرک‌داران بهتر می‌نویسد و پرکارتر است اما دکتر نیست. والا کار سختی نیست مخصوصا برای کسی که مایه‌ی اولیه داشته باشد. من داشتم، چنان راحت و مفت کرسی رایگان دکتری چند دانشگاه مادر را گرفتم که بسیاری را حیران کردم. چهل تا پنجاه سال بود در شهر ما همکاران شرکت می‌کردند و قبول نمی‌شدند تا جایی که شایع کرده بودند دکتری قبول شدن شرط سنی دارد، از چهل که بگذری قبولت نمی‌کنند یا معلم‌ها را در مصاحبه قبول نمی‌کنند. اما من بدون هیچ جان‌کندنی سه کرسی همزمان را در یک سال گرفتم. هنوز ارشدم دفاع نشده بود که قبولی دانشگاه تهران و فردوسی و علامه اعلام شد. تا همین امروز هم در شهرستانم کسی رکورد مرا نزده و در رشته خودم قبولی رایگان در دانشگاه مادر نداشتیم بین همکاران. با این حال از غلط املایی مبرّا نیستم، دیدم از غلط املایی وزیر و وکیل نوشتید. لطفاً جزئی‌بین نباشیم.

خلاصه شما هم دکتریت را بگیر بیا در صف ما به دکترمعلمان کمک کن، نه اینکه بنشینی مدام تخریب کنی عزیز دلم. ضمنا استاد ملکیان در کنار کنایه به مدرک‌گرایی آنقدر انصاف داشت که می‌گفت: نظامات، نظامات است. بوعلی هم که باشی بدون مدرک جذب دانشگاه نمی‌شوی و ارتقا نمی‌یابی. بحث مدرک و سواد واقعی شبیه بحث لفظ و معناست. منکران مدرک نمی‌بینند فرد به واسطه‌ی گرفتن مدرک هم شده ده کتاب جدید، ده استاد جدید، ده‌ها تعاملات رشددهنده را از سر گذرانده و کسی که این راه را طی نکرده مشمول این توفیق اجباری هم نشده است. اما اگر کسی بدون لفظ (دانشگاه و مدرک) به معنا رسیده فبهالمراد. حتی نظامات هم حاضر است او را در آزمون بگیرد و مدرک افتخاری را بدون کلاس و دانشگاه(لفظ) به او بدهد. خوشا معنای بی‌مدد لفظ که اگر بشود چه می‌شود! معنای بی‌لفظ، خرقانی می‌سازد و لفظ در کنار معنا مولوی. من دومی را می‌پسندم. نظاماتِ مدرک این تبصره را گذاشته تا هم حق باسوادان بی‌مدرک ضایع نشود و هم برای بسیاری «خودملکیان‌پنداری» رخ ندهد و گمان کنند بی کتاب و مدرسه ملا شده‌اند. این گوی و این میدان.

اما خودم در گروه‌ها به اندازه کافی دکترمعلم کم‌بنیه یا میان‌مایه می‌بینم و جوش می‌زنم اما علم غیب هم ندارم که بفهمم دکترمعلمی که غلط املایی دارد یا از مقررات سررشته ندارد یا چهار خط نوشتن نمی‌داند، در رشته تخصصی خودش چطور است؟ پس حرف مسیح(ع) را عمل می‌کنم و قضاوتش نمی‌کنم. با خود می‌گویم مگر غیردکترمعلم بهتر از اوست؟ او همان است که از ورودی سیستم عبور کرده. اگر مدرکش را ارتقا نمی‌داد الان آنشتاین بود؟ مسلما ارتقای مدرک او را نسخه‌ی بهتری از خودش کرده است. قرار نیست که یک معلم پیشرو رسانه، افراد را با دیگران قیاس کند. ضعیف‌ترین دکترمعلم را در ذهن بیاوریم و از آن طرف، قوی‌ترین کارشناس اهل مطالعه را با یک عمر کار اجتماعی و بعد راضی از قاضی دست به قلم ببریم. خدا نکند در کلاس هم چنین مقایسه‌های نادرستی کنیم. هر دانش‌آموزی فقط با خودش قابل قیاس است.
مدرک تحصیلی در ساحت تخصص جایگاه ارزشمند خود را دارد اما جای ساحت مهارت حرفه‌ای و عمومی را نمی‌گیرد، هر چند باور دارم مدرک هم باعث ارتقای بخش‌هایی از آن دو ساحت می‌شود و این سه ساحت در تعامل و اثرگذاری هستند. حرف دکترمعلمان این است که مدرک را حداقل در همان ساحت تخصصی نادیده نگیرید. کاری که همه‌ی عقلای عالم می‌کنند.

نویسنده‌ی این سطور بارها در جذب هیأت علمی دانشگاه قبول شده. اولین بار در سال ۸۹ برای جذب در دانشگاه نیشابور حامل سلام و سفارش استاد شفیعی کدکنی بودم به دکتر مرتضایی رییس وقت مجتمع آموزشی عالی نیشابور که فلانی! کتابت به دستم رسید بهمانی را از دست ندهی. استاد دیگرم حضرت یاحقی که مکتوبی برای مرتضایی نوشته بود که تا امروز باعث افتخارم است. اما نهاد امنیت اجازه‌ی ورود به دانشگاه را به شکل رسمی و هیات علمی به من نداد که نداد، ساواکِ شاه هم هیچگاه نگذاشت مهرداد بهار جذب شود، همچنین بعد انقلاب. یک بار رییس اطلاعات شهرستان به نماینده شهرمان که پیگیر رفع مشکل بود می‌گوید: «مشکل فلانی نوشتن است.» نماینده می‌پرسد چه مواردی را ننویسد و حساسیت دارید؟
جواب می‌دهد: فلانی اصلا ننویسد.

من بدون نوشتن وجود ندارم. پس می‌نویسم. فدای سرم که از ریاست دو دانشگاه و هیأت علمی پنج دانشگاه کنارم زدند. فدای سرم که امروز باید برای بخش اندکی از حق که اقلا برای من مسجّل بوده و هست، بیایم در آ‌موزش و پرورش بجنگم. اینها درد ندارد. درد را همان گِلی وارد کرد که یار همفکر حلاج در سر دار به سویش پرتاب کرد، سنگ‌ها هیچکدام دردی نداشت. مواظب پرتاب‌هایتان باشید. رسانه سنگ و گنجشک مفت ندارد. دردی که در مورد آن شخص بی‌نام نوشتید که برای جذب مدتی است سکوت کرده دردی کلی است و علت مهم آن هم فضای گزینشی و امنیتی است که اصل نوشتن انتقادی را برنمی‌تابد. (رک: به آخرین نوشته و راهبرد استاد بزرگ رنانی.)

به‌عنوان کنشگر رسانه و فضای مجازی اسم چندین دکترمعلم را در فهرست جریمه‌ی خود شما دیده‌ام و بهتر از همه می‌دانید که آن فهرست توسط دو دکترمعلم تهیه و تبلیغ شد و اکثر نام‌ها یا همشهریان یک نیشابوری هستند یا یک تبریزی که اصل حرکت را تایید کردند. در فهرست مشابه خرید ضربات شلاق برای یک رسانه دیگر هم باز همین دو دکترمعلم پرچمدار بودند. پس چطور می‌فرمایید دکترمعلمان محافظه‌کارند؟

در آخرین مکاتبه‌ی دکترمعلمان گلایه شده که چرا وزارت با حوزه‌ها قرارداد می‌بندد اما از دکترمعلمانِ خودش کمک نمی‌گیرد پس چطور می‌گویید دکترمعلمان جرأت پرداختن به حوزه را ندارند؟

اما بخش‌های درست نوشته‌ی شما مختص دکترمعلمان نیست بلکه شامل استادان دانشگاه و جماعت درس خوانده به طور کلی است و علت مهم آن هم فضای گزینشی و امنیتی است که اصل نوشتن انتقادی را برنمی‌تابد.

شما یک دکترمعلم را دیدید که مدت‌ها نوشته و خوب هم نوشته اما امروز من و شما می‌بینیم سکوت کرده. فرضا گمان شما درست. سکوت کرده که دانشگاه فرهنگیان جذبش کنند. زور پرزور است و همه هم اهل هزینه دادن نیستند. مگر ما باید وجود خودمان را متر دیگران کنیم؟ هر کسی «بر قانون خویش» است. آیا فرد مد نظر شما حقش هست در دانشگاه فرهنگیان هیأت علمی باشد یا فراوان کم‌مایه یا میان‌مایه‌ی دیگری که هم سکوت کرده‌اند و هم مثل آن بنده‌ی خدا حرفی برای گفتن در علوم اجتماعی ندارند؟ مسلما معلمانی را که امثال آن استاد توانمند تربیت کنند در راه توسعه کاراترند. حتی اگر مدرس مجبور شود چندی زبان در کام بگیرد.

سائقه‌ی کل مطلب شما همین موضوع شخصی و بر اساس یک گمان بود؟ وسط گیر دادن به دکتری که می‌خواهد با سکوت هیأت علمی شود گفتید خوب است نیشی هم به دکترمعلمان بزنم. هم تعدادشان کم است و هم باعث رضایت اکثریت می‌شود.

ان بعض الظن اثم و کل ذی نعمه محسود...

علی اکبر رضادوست، دکترمعلم


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نقدی بر نوشته دکتر معلمان در صدای معلم

یکشنبه, 10 اسفند 1399 16:16 خوانده شده: 310 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +3 0 --
ناشناس 1399/12/10 - 17:41
با سپاس از مطالب جنابعالی
اولا. کشورهای نامبرده، برای همه معلمان و فراتر از آن تمام شهروندان خود، ارزش قائل اند، نه فقط دارندگان دکترا.و اگر یک پزشک در ایران، در یک سال ، معادل سی سال یک معلم ، درامد دارد ، در آنجا هرگز اینطور نیست.
دوما.کاش هم و غم شما، بهبود معیشت همه معلمان بود. اگر دارندگان دکترا فقط به فکر خود باشند ، پس مابقی معلمان چه می شوند؟ کسی که فوق لیسانس دارد، و اکثریتی که لیسانس دارند
چه کار کنند؟! یک فرد آگاه و تحصیلکرده، قطعا باید به فکر سازوکاری باشد که در آن مثل دانشگاه، سلسله مراتب نظام مندی ایجاد شده باشد.
سوما.ما بهتر از شما می دانیم که دکترا گرفتن، آن هم در این شرایط کار سختی نیست، ولی شما سخن خود را نقض می کنید و منتقدان دکتر معلم ها! را متهم به ناتوانی و نداشتن مدرک دکترا می کنید!!
پاسخ + +1 0 --
شاکی 1399/12/11 - 12:06
اومد لب بوم قالیچه تکون داد...قالیچه خاک نداشت خودشو نشون داد...در این مطلب گودرز و شقایق با هم مرتبط شده اند که نگارنده یه اظهار نظری کرده باشد و میتوانست در قالب یک کامنت موجز تر همین ها را بگوید...الان به هر ننه قمری در ساختار سیستم آموزش و پرورش که مدیرکل و یا معاون مدیرکل و یا رئیس اداره است دکتر می گن...و انقدر این واژه سخیف شده که برخی نیروهای باهوش کادر خدماتی که علاقمندی مسوولین به این واژه را درک نموده اند به هر ننه قمری دکتر می گویند در ادارات...
پاسخ + +2 -2 --
ناشناس 1399/12/10 - 17:53
ادامه
چهارما. دانشگاه رفتن در سن بالا و درس خواندن پیش کسانی که تا چند سال قبل، داش آموز خودمان بوده اند چه فضیلتی دارد؟!
به قول استاد سمندریان، که گفته بودند، مرحوم استاد انتظامی در چهل سالگی دانشجوی من بود، و من چه باید به ایشان می آموختم؟!
پنجما. آیا فوق لیسانس ها و لیسانس ها، به عقیده شما اکنون در حد تخصص خود دریافتی دارند؟ آیا فقط به دارندگان دکترا ظلم می شود؟ بهتر است تکروی نکنید و به فکر همه باشید.
و در پایان : راه حل نهایی، تدوین قانون جامع رتبه بندی و ارتقای معلمان بر مبنای سابقه کار و مدرک و آیتم های معقول دیگر است.
به طوری که مثلا یک معلم دکتر ،در ده سال حائز بالاترین رتبه شود و یک معلم کارشناس در پانزده سال. چیزی که اکنون هم جاری است ولی ناقص است.
پاسخ + +1 0 --
غیر معلم 1399/12/11 - 09:10
متاسفانه جامعه به سمت مدرک گرایی سوق می دهد، در حالی که محصول در سواد عملیست و سواد عملی ترکیبی است از معیارهایی چون سواد تئوری در اصول عمیق، تجربه و خلاقیت و نبوغ و ابتکار.
سواد علمی منحصر به مطالعات دانشگاهی و دادن سمینار و پایان نامه و مقاله نیست، چه بسا افرادی می توانند اما نخواهند.
و تجربه، پنجره ای از توانایی است که افرادی سابقه دار از آن بهره لازم را نبرده اند، چون از آغار خلاقیت و قدرت کشف برتر را نداشته اند؛ یکی در مدت یکسال از یک سابقه دار چند ساله با تجربه تر است.
و خلاقیت الزاما ثبت اختراع نیست و ...
نهایت می شود سواد عملی و این یعنی فرزند دانشجوی دکترای مهندسی یا دبیرستانی یا راهنمایی یا دبستانی خود را که معلم یا استاد دکترا دارد را برای اینکه دیگر تجدید نشود پیش کسی بفرستی، که اصلا مدرک ریاضی ندارد
یا ....
مجلس، ضوابط اداری و استخدامی و آموزش و پرورش در خیالبافی غوطه ور است و یکی از این غوطه وری ها سن و سال است؛ آیا دولت مهدی(عج) اینگونه خواهد بود؟
پاسخ + +4 -1 --
محمد باقر شیبانی 1399/12/10 - 18:29
با سلام:برادر عزیز
این مطلب بیشتر یک گلایه بود تا نقد و ارائه پاسخ به اقای پور سلیمان.
ایشان در نوشتار قبلی پرسیدند که:"واقعا متدولوژی مطالبه گری و کنش گری مدنی آنان{دکتر معلمان} برای دست یابی به مطالباتی که مطرح می کنند چیست ؟

مبانی فکری و تئوریک دکتر معلمان برای مطرح شدن در سپهر عمومی آموزش چیست ؟
اگر مستند و پژوهشی دارید که می تواند اثبات کند دارا بودن درجه دکتری ( مدرک تحصیلی بالا ) در آموزش و پرورش در اثربخشی و کارایی تدریس معلم تاثیر مثبت داشته و یا حداقل ارتباط معنادار را تایید کند ارائه کنید" .اما پاسخی ندادید.
این گزاره هم :"چرا وزارت با حوزه‌ها قرارداد می‌بندد اما از دکترمعلمانِ خودش کمک نمی‌گیرد پس چطور می‌گویید دکترمعلمان جرأت پرداختن به حوزه را ندارند؟"که به ان استناد کردید رسیدگی دکتر معلمان را به این موضوع نمی رساند.با احترام
پاسخ + +1 0 --
احمد 1399/12/10 - 18:59
سلام
بیشتر یک متن ادبی است البته کاملاً یک دست و هدفدار.
هدف آن هم مظلوم نمایی است و مصداق شعر : «من آنم که رستم بود پهلوان»
از علوم اجتماعی هم تنها لفظ آن در یادداشت دیده می شود!
در نهایت می گوید : از مدرک نمی توان چشم پوشی کرد ،
که این را هر عقل سلیمی می پذیرد!
البته در مجموع از یادداشت های بی سر و ته پورسلیمان که
که تمناهای خود را برای تغییرات سریع و بنیادی به صورت
خلق الساعه در جامعه ایران طلب می کند و جز تعریف و
تمجید هیچ نظر مخالفی را بر نمی تابد! بسیار برتر است.
پاسخ + +1 0 --
رضادوست 1399/12/11 - 00:47
درود و سپاس دقیقا چنین است اما در ابتدا عرض کردم این یک جواب زنده و دم‌دستی در گروه تلگرامی است. من به علت‌العلل پرداختم و مثالش را مستندا از خودم زدم. در کشوری که می‌گویند ننویس تا رشد کنی، آقای پورسلیمان دنبال علت و چرایی مشارکت کمتر دکترمعلمان در حوزه عمومی شده بود. جوابش را با یک سرگذشت داد و با یک تیر چند نشان زدم. اقای دکتر احمدی عضو کارگروه دکترمعلمان یک پاسخ و نقد روش‌شناسانه به مطلب ایشان نوشتند که در کانال دکترمعلمان ایران نشر یافته و ایرادات روشی نوشته جناب پورسلیمان را گفتند. هر نوشته از موضعی به موضوع نگریسته است. ممنون از واکنش شما
پاسخ + +1 0 --
رضادوست 1399/12/11 - 00:59
درود و سپاس از نظرتان

اگر کسی به شما بگوید شما معلم ضعیفی هستید مجبور نمی‌شوید نکاتی از قوت خود را بگویید؟

وقتی کسانی به دکترمعلمان راه مرکز جذب را نشان می‌دهند یا می‌گویند سر پیری با پول مدرکی خریده‌اند، چاره‌ای جز این هست؟ خوب باید نمونه آورد که اولا مدارک به حق و درست و درمان هم کم نداریم. به مرکز جذب هم رفتیم نه یک بار و دو بار، قبول هم شدیم اما هر کدام به بهانه‌ای از حقمان بازماندیم.

آیا نوشته‌ی جناب پورسلیمان یک متن تخصصی و مستند و آمارمند است که من بخواهم وقت بگذارم و با آمار و ارقام جواب بدهم؟

اما حق با شماست و سعی خواهم کرد از مزایای ساخت تخصص و ارتقای مدرک در کار معلمی هم بنویسم. یعنی ثابت کنم خورشید روشن است.
پاسخ + +3 0 --
رضادوست 1399/12/10 - 21:10
همکار ناشناس محترم درود کامنت شما را خواندم و با آن موافقم. هدف ما در کارگروه دکترمعلمان همه فرهنگیان است. دکترمعلمان فقط سیبل و خط مقدم شدند چون طرف مقابل در پیش ایشان دستش خالی است و از هر چه بگوید ما هم داریم. یک عضو هیات علمی به یک معلم لیسانس می‌تواند بگوید مدرک دکتری یا مقاله پژوهشی نداری اما این را به یک دکترمعلم نمی‌تواند بگوید. معاون و وزیر خودمان می‌توانست به همکاران دیگر بگوید ما رتبه‌بندی را اجرا کردیم و بدهی نداریم اما کارگروه تخصصی دکترمعلمان با همان همت پژوهشی رفت و در یک برنامه‌ریزی تمام اسناد بالادستی را خواند و ثابت کرد آنچه اجرا شده امتیازات فصل دهم قانون خدمات است و نه رتبه‌بندی. از این موارد زیاد است. ما دکترمعلمان مطابق نقشه علمی کشور معلم، استاد، پژوهشگر و فناور را در یک سطح شغلی می‌بینیم.
پاسخ + +2 -1 --
داود سعدی 1399/12/10 - 22:50
با سلام قیاس خود با دکتر معلمان فنلاند وامریکا وامارات(نمی دانم در انجا هم چنین اصطلاحی هست یا نه) بر چه اساس ومعیاری از نظر استاندارد دانشگاهی بوده است؟ میان این حسن تا آن حسن صد گز رسن! و نه هرکه سر تراشد قلندری داند در مورد استاد ملکیان لطفا با سند و منبع موثق مدعای خود را ثابت کنید هر جند که اگر هم چنین باشد ایشان استحقاق بیشتری دارند ونغزی دستار برازنده (بخوانید صورت)سر ایشان (بخوانید معنا)خواهد بود . در یادداشت اول اقای پور سلیمان چند کتاب ومقاله ومصاحبه انتقادی در باره مدرک گرایی ذکر کردم .شما را وهمقطارانتان را به خواندن انها حوالت می هم.
پاسخ + +4 0 --
ناشناس 1399/12/10 - 23:18
با تمام این وجود خسته نباشید جناب دکتر معلم

جدای از شوخی و جدی دکتری گرفتن هم کار هر کسی نیست و سختی هایی دارد

ولی الزاما داشتن مدرک دکتری به معنای مفیدتر بودن و ممتاز بودن و پیشتاز بودن نیست
پاسخ + +2 -3 --
محمدی 1399/12/10 - 23:43
بسیار عالی .درددل همه دکتر معلمان این مرز و بوم
پاسخ + +5 -1 --
ناشناس 1399/12/11 - 01:07
سرتونو رو با گروه های تلگرامی گرم کنید. تا بیایید بیرون یه ده سالی گذشته. افسوس به اینهمه جهل
پاسخ + +2 0 --
Seyed Mohammad Hassa 1399/12/11 - 09:53
بخاطر مقالات انتقادی وتیوری ها و روش تدریس رهایی بخشم به روشهای شیطانی و فاشیستی حتی در آپارتمان خودم (مجرد و تنها هستم) مورد آزر و اذیت و شکنجه واقع شده ام که بعد از اینکه آنها را انعکاس می دهم با فشار آوردن بر خوانواده ام من را به بیمارستان روانی می برند و در آنجا سلامت روح و روان من را مختل می کنند. آخرین بار آذر ماه امسال من را برای سومین بار به بیمارستان روانی رضاعی تهران بردند و بعد از 30 روز صدمه شدید زدن به اعصاب و روان م 30 میلون تومان از من گرفتند و من را ظاهرا آزاد کردند. نمیدانم در بیمارستان با من چه کردند که هنوز بعد از سه ماه بسیار حساس، بی حوصله، بی قرار و بی حال شده ام و دستها و چانه ام 24 ساعته لرزش دارند!؟ شکنجه گری که در آپارتمان بالای سرم مستقر کرده اند "هنوز" به آزار و اذیتها و شکنجه های پنهانش که از جمله آنها چکش زدن به بالای سر من و اجازه خواب ندادن به من است ادامه می دهد. به دادگاهها و پلیس 110 مشهد هم بارها گفته ام که با استفاده از رادار خانگی من را رصد و شکنجه می کنند. امیدوارم اگر دین دارند به این روشهای غیر انسانی خاتمه دهند. – دکتر سید محمد حسن حسینی
پاسخ + +1 0 --
رسول 1399/12/11 - 10:42
احتمال میدم شما دچار اسکیزوفرنی پارانویید هستید
پاسخ + +1 0 --
ناشناس 1399/12/11 - 11:21
آقای دکتر حسینی
به شدت قابل ترحم هستیید.
امیدوارم روزی از عالم توهمات خارج شوید.
قطعاً یک روان‌درمانگر به صورت اورژانسی لازم است...
پاسخ + +1 0 --
ناشناس 1399/12/11 - 12:10
این وبلاگ شما شاید دلیل اذیت کردنتان باشد:

http://beyondelt.blogfa.com/
پاسخ + +1 0 --
نواهنگ 1399/12/11 - 12:13
پروژه قرون وسطایی

مجنون سازی یک منتقد!؟
پاسخ + +1 0 --
خلیل 1399/12/11 - 12:36
رسول اقا اگه همکار بودید اینقدر زود قضاوت نمیکردید و حداقل اینستاگرام دکتر رو میدیدید. drsmhhosseini
پاسخ + +1 0 --
صفری 1399/12/11 - 12:56
در اینترنت سرچ کنید

household radar


به معنی رادار خانگی
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/11 - 16:43
به گزارش مشرق، کارشناسان معتقدند که نداشتن مدیریت و سنجش‌های دوره‌ای نسبت به علم، دانش و معلومات استادان و اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها در کنار چالش‌های دیگر آموزش عالی، این روزها باعث بروز پدیده‌ای با عنوان «متخصصان کم سواد» شده است.
متخصصان کم سواد کسانی هستند که تا درجات عالی در یک رشته تحصیلی مدرک دریافت می‌کنند، اما فاقد علم لازم هستند و چه بسا در این میان کسانی هم هستند که هیچ درکی از رشته مطالعاتی خود ندارند و وقتی به عنوان استاد یا عضو هیئت علمی در موسسات علمی به خصوص دانشگاه‌های سطح بالای کشور به تدریس روی می‌آورند نمی‌توانند آنطور که باید و شاید به افزایش سطح علمی دانشجویان کمک کنند.
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/11 - 16:43
چند سوال مطرح می‌شود؛ نخست اینکه آیا علم همه مدرسان دانشگاهی در یک رتبه علمی قرار دارند؟ دلیل اینکه همه مدرسان در یک سطح علمی قرار نگرفته‌اند، چیست؟ چرا برخی استادان از پاسخ به سوال دانشجویان طفره می‌روند؟ برای این سوالات می‌توان پاسخ‌های متعددی را پیش‌بینی کرد. برخی از مسئولان آموزش عالی به کم‌سوادی علمی اعضای هیئت علمی اعتقادی ندارند، اما در مقابل هستند کسانی که معتقدند به روز نبودن سطح علمی استادان می‌تواند بلای جان جامعه علمی باشد.
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/11 - 16:45
عوامل متعددی می‌تواند در پیدایش استادان کم سواد در دانشگاه‌ها موثر باشد؛ از جمله اینکه برخی از این افراد طی چند سال گذشته صرفاً بُعد مادی را در نظر گرفته‌اند و با دریافت حق‌الزحمه‌های قابل توجه جذب دانشگاه شده‌اند و به این ترتیب آن‌ها نیز در افزایش تعداد دانشجویان و فارغ التحصیلانی که از سواد کافی برخوردار نیستند تاثیر دارند.

دلیل دیگر می‌تواند افزایش بی‌رویه دانشگاه‌ها باشد، با گذشت زمان و افزایش تعداد موسسات آموزش عالی نیاز به مدرس و استاد در زمینه‌های مختلف بیشتر احساس می‌شود و همین نیاز سبب شده است تا جذب افراد برای تدریس در دانشگاه‌ها بیشتر شود. این موضوع به نوعی بر پیدایش و افزایش دانشگاه‌های بی‌کیفیت دامن زده است.
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/11 - 16:46
در این میان برخی از سودجویان هم هستند که با بی‌توجهی به قواعد آموزشی اقدام به جعل مدارک علمی برای تدریس و در ازای دریافت مبلغی در روانه کردن استادان کم‌سواد به جامعه دانشگاهی کمک کرده‌اند و باید گفت که تزریق بورسیه‌های سفارشی به عنوان استاد به بدنه آموزش عالی از دیگر عوامل اُفت کیفی دانش تدریس‌کنندگان است.
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/11 - 16:48
یکی دیگر از دلایل کاهش سطح سواد علمی دانشجویان این است که برخی استادان از انجام فعالیت‌های پژوهشی کنار کشیده‌اند و همین نبود ارتباط میان جامعه و صنعت با دانشگاه‌ها باعث می‌شود تا نیازهای کشور نادیده گرفته شود و دانشجویان اطلاعات کافی و مناسبی از خارج از دانشگاه‌ها نداشته باشند تا بتوانند با سطح سواد علمی و مدرک دانشگاهی‌شان مشکلات کشور را رفع کنند و آن‌ها را بهبود ببخشند.
سایت مشرق. عنوان مقاله :
منزوی شدن استادان برجسته با افزایش نفوذ دلالان علمی/ پیدایش اساتید کم‌سواد در دانشگاه‌ها چه عواملی دارد؟
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/11 - 21:31
کیش مات!

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

در شرايط كنوني حضور طلاب و روحانيون حوزه‌هاي علميه در مدارس چه مزيت‌هايي دارد؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

راهنمای ارسال مطلب برای صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور