صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

اگر هم گفت و گویی شکل بگیرد، تمام تلاشمان را به کار می گیریم تا خودمان را به اثبات برسانیم و به هر قیمتی در بحث برنده شویم !

گفت و گو بلد نیستیم و توان فهم مشترک هم نداریم !

دکتر مصطفی آب روشن

ایرانی ها و گفت و گو  یکی از خصلت های ما ایرانی ها این است که اهل گفت و گو نیستیم و یا بهتر بگویم توان گفت و گو نداریم و اگر هم گفت و گویی شکل بگیرد، تمام تلاشمان را به کار می گیریم تا خودمان را به اثبات برسانیم و به هر قیمتی در بحث برنده شویم.

در خانواده های ایرانی آنچه که گفت و گو تعریف می کنیم را می توان در حد رد و بدل شدن نوعی اطلاعات خام و یا اتفاقات روزمره تلقی کرد. در حالی که  گفت و گو در ذات خودش نوعی تعامل فعالانه و دو سویه را می طلبد که با تجزیه و تحلیل یک مسئله ما به تراز بالاتری از آگاهی می رسیم و یا لااقل نسبت به آن اطلاعات و دانش بیشتری را کسب می کنیم.

ما کمتر خانواده ای را سراغ داریم که یکی از اعضای آن کتابی را مطالعه کند و بخواهد درباره محتوای آن با خانواده اش صحبت کند و یا یکی از فیلم های سینما را ببینند و بتواند در کنار خانواده به نقد و بررسی آن فیلم بپردازد.

ایرانی ها و گفت و گو

بهتر است بدانید که میانگین گفت و گوی بین اعضای خانواده در ایران به طور میانگین 15 دقیقه است و عموماً این زمان اندک هم به صحبت در رابطه با مسائل اقتصادی خانواده  سپری می شود که این واقعیت تلخ را می توان به عنوان زنگ خطری برای نظام اجتماعی تلقی کرد.

در پژوهشی با موضوع “وقتی خانم ها دور هم می نشینند درباره ی چه چیزی صحبت می کنند؟” صورت گرفت، نشان داده شده که در این گفت و گوها اطلاعاتی درباره ی مد، آرایش وسایل خانه مطرح شده و صحبتی در رابطه با مسائل اساسی زندگی نشده است.

در واقع، به جای گفت و گو شاهد رد و بدل شدن یک سری اطلاعات هستیم که هیچ کدام از اینها کمکی به یادگیری مهارت های زندگی و یا حل مسائل خانوادگی نمی کند. میان سطح مطالعه ی  افراد جامعه و بروز خشونت های رفتاری، یک رابطه ی معناداری وجود دارد

خانواده به عنوان مهم ترین نهاد اجتماعی تبلور و انعکاس جامعه است و بخشی از اجزا و مشخصه های جامعه را در خود جای داده است. وقتی ما در خانواده گفت و گو نداریم، می توانیم به این نتجه برسیم که در جامعه هم گفت و گو به معنی اصلی خودش وجود ندارد. یعنی اگر خوب تعمق کنیم، در می یابیم که ارتباطی بین کارگر و کارفرما و یا رئیس و مرئوس وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد در حد بخشنامه است.

اگر به شیوه های درسی مدارس نگاهی بیندازیم در آنجا هم خواهیم دید که یا معلم محور است و یا کتاب محور و با نیم نگاهی به محیط دانشگاهی پی می بریم که نوعی استاد محوری حاکم  بوده و یا جزوات دانشگاهی ارتباط اصلی استاد و دانشجو را شکل می دهد. بنابراین، مشاهده می کنیم که کلاً گفت و گو در جامعه کمتر اتفاق می افتد.

حال این پرسش بنیادین مطرح می شود که چرا ما به این وضعیت گرفتار شده ایم؟ چرا فهم مشترکی از موضوعات نداریم؟ چرا  هر گفت و گویی که در میان زوجین شکل می گیرد به خشونت های کلامی و فیزیکی منجر می شود؟

خدمتتان عرض کنم که فقدان فرهنگ گفت و گو در جامعه ما پیامد ناخواسته ی کمبود مطالعه است. ما نمی توانیم  از فرض غلط نتیجه ی درستی بگیریم، زیرا از کوزه همان برون تراود که در اوست. 

گفتنی است که  سرانه ی مطالعه ی هر ایرانی در روز به 12 دقیقه کاهش پیدا کرده است که اگر با شهروندان فرانسوی مقایسه کنیم که در هر روز به طور متوسط دو ساعت مطالعه می کنند، عمق فاجعه مشخص خواهد شد.

ایرانی ها و گفت و گو

در واقع، وقتی فرهنگ کتابخوانی در جامعه وجود نداشته باشد، چگونه می توانیم تفکر، تجزیه و تحلیل در گفت و گو را یاد بگیریم؟ به عبارتی گفت و گو در هر زمینه ای احتیاج به دانایی و آگاهی دارد و بر همین اساس است که ما ایرانی ها در پله ی اول گفت و گو یعنی همان رد و بدل کردن اطلاعات سطحی مانده ایم.

با واکاوی و تحلیل محتوا در شبکه های اجتماعی در می یابیم که  اکثر کاربران ایرانی در دنیای مجازی تنها ابزاری برای انتقال داده ها هستند و کمتر کسی به تولید محتوا و گفت و گو می پردازد.

مهم ترین دلیلی که ما هیچ انگیزه ای برای دانستن نداریم، این است که هیچ پرسشی در ذهن ما  شکل نمی گیرد! تا ما را وادار به دانستن کند. زیرا ما ایرانی ها  لبریزیم از توهم همه چیز دانی هستیم. در واقع، انسانهایی با دو مشخصه ی اصلی کم خوانی و پرگویی هستیم.

ایرانی ها و گفت و گو

اگر در مراودات اجتماعی دقت کنیم مشاهده می کنیم که خیلی از ما ایرانی ها در همه ی امور خود را صاحب نظر و متخصص می دانیم. به علت مطالعه ی کم در جامعه مشاهده می کنیم که دامنه ی لغات افراد جامعه بشدت پایین است و هر چقدر دامنه ی لغات افرد کمتر باشد، خشونت های کلامی و رفتاری ابزاری برای حل مسئله و عاملی برای کنترل دیگران خواهد بود.

در واقع، میان سطح مطالعه ی  افراد جامعه و بروز خشونت های رفتاری، یک رابطه ی معناداری وجود دارد.

به عبارتی هر چقدر جامعه از سطح آگاهی و مطالعه ی بیشتری برخوردار باشد، افراد از دامنه ی لغات بیشتری برخوردار بوده و بالطبع قدرت متقاعد کننده تری را در گفتگوها پیدا می کنند. زیرا افراد اهل مطالعه، در بیان عواطف، احساسات و یا نگرانی موفق تر عمل می کنند و برعکس هر چه بار ذهنی و احساسات انباشته شود و نتواند به شکل مفاهیم درست و در قالب یک ارتباط موثر قرار گیرد، افراد برای به دست آوردن مطالبات خود از رفتارهای خشونت آمیز کلامی و فیزیکی استفاده خواهند کرد که بخش بزرگی از مشکلات خانوادگی در جامعه ی امروز ما از فقدان مهارت های ارتباطی موثر ناشی می شود.

جامعه شناسان جوان


ایرانی ها و گفت و گو

شنبه, 12 آبان 1397 ساعت 23:03 خوانده شده: 127 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +7 0 --
امامی 1397/08/13 - 08:27
سلام
گفتگو ، تربیت اجتماعی می طلبد. ما از کودکی دهن باز کرده و گردن به بالا گرفته یا حرفهای والدین و دیگر بزرگان خود را گوش داده ایم و یا معلم هایمان را. ما اصولا در خانواده و مدرسه در مورد کرده ها و نکرده ها فرصت گفتگو نمی یابیم. چون ما همگی دانایانیم و مکمل. ایرانیان فرهنگ شفاهی درخشانی دارند اما غالبا یک طرفه و مسلط آمیز. ما ملتی سلطه جو هستیم منتهی به طرف مقابل که ضعیف تر و کوچکتر و نادان تر از خود فرض می کنیم به کودک خود ، دانش آموز خود ، فرزند خود ، همسر خود ، ارباب و رجوع خود ، همسایه خود و....... ما قابلیت و توان سخن گویی حیرت آوری داریم اما تحمل شنیدن از غیر خود اصلا. این را مدیون تربیت اجتماعی خود در دو نهاد خانواده و مدرسه هستیم.
خزانۀ لغت در کودکی هم از عوامل تقویت کنندۀ هوش کودک است. خواندن و حتی نوشتن در حیطه های گوناگون ، صیر و تحمل غیر خود را نیز بوجود می آورد.
متن ارزشمندی بود. سپاس

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

آیا با طرح " معلم تمام وقت " وزارت آموزش و پرورش موافقید؟

پربازدیدترین

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور